دیدگاه‌ها برای فراخوان مسابقه پرتره لنزکالچر 2017 با امیر حسینی

لنزکالچر که یکی از معتبرترین مجلات آنلاین و شبکه اینترنتی عکاسی به حساب می‌آید از سال ۲۰۱۲ با همکاری Paris Photo مسابقاتی را در دو بخش Portrait و Exposure برگزار کرده است. در همین راستا برای چهارمین سال متوالی بخش پرتره این مسابقه قرار است که از در مارس ۲۰۱۷ برگزار شود. شرکت در این مسابقه برای تمام افراد بالای ۱۸ سال ممکن است و هیچ‌گونه محدودیتی در نحوه ارائه عکس وجود ندارد. عکس‌‌های شرکت داده شده در بخش مسابقه می‌توانند پرتره‌های آماتور خانوادگی باشند و یا پرتره‌های نورپردازی شده استودیویی. شرکت‌کنندگان تا ۷ مارس فرصت دارند تا آثار خود را در غالب مجموعه یا تک عکس به هیئت اجرایی مسابقه به این آدرس ارسال کنند.

https://www.lensculture.com/portrait-awards-2017#enter

 

هزینه ثبت‌نام در مسابقه، به شرح زیر می‌باشد:

مجموعه ۱۰ عکسی: ۶۰ دلار آمریکا (عکس‌هایی که در غالب مجموعه ارسال می‌شوند باید از یا از لحاظ شماتیک و یا موضوعی، با یکدیگر مرتبط باشند)

۵ عکس تک فریم: ۵۰ دلار آمریکا (به ازای اضافه شدن هر فریم اضافی، ۱۰ دلار باید پرداخت شود)

تک عکس: ۲۰ دلار آمریکا

عکس برگزیده، برنده جایزه دوم در بخش پرتره، ۲۰۱۴

 

در میان عکس‌های وارد شده به بخش مسابقه، ۶ برنده، ۸ اثر برگزیده هیئت داوران، ۲۵ فینالیست و ۵ دانشجوی مستعد، معرفی خواهند شد و جوایزی اهدا خواهد شد:

آثار مجموعه‌ای:

نفر اول 5000 دلار

نفر دوم 2000 دلار

نفر سوم 1000 دلار

آثار تکی :

نفر اول 3500 دلار

نفر دوم 1500 دلار

نفر سوم 1000 دلار

منتخب هیئت داوران

1000 دلار

ترکیب هیئت داوران:

برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام به وب‌سابت زیر مراجعه کنید:

دیدگاه‌ها برای بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت سوم) با علیرضا

در دو قسمت قبلی بررسی 5D Mark IV به بررسی کیفیت عکس‌ها و سیستم فوکوس دوربین جدید کانن پرداختیم و نتیجه این شد که جایگزین Mark III از لحاظ کیفیت عکس‌ها و فوکوس خودکار بخصوص در حالت Live View پیشرفت چشم‌گیری داشته و این خبر هیجان‌انگیزی برای طرفداران کانن است. در قسمت سوم و آخر بررسی این دوربین، کیفیت و امکانات فیلمبرداری، امکان ویژه Dual Pixel RAW، بدنه، کنترل‌ها و امکانات ارتباطی Mark IV را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کیفیت و امکانات فیلمبرداری

کانن با 5D Mark II انقلابی را در فیلمسازی مستقل و بسیاری از گونه‌های دیگر تصویری به وجود آورد. آن دوربین می‌توانست با کیفیت Full HD با امکان ایجاد عمق میدان کم، تصویری سینمایی را خلق‌ کند که تا قبل از آن باید هزینه‌ی بالایی برایش صرف می‌شد. در 5D Mark III امکانات و کیفیت فیلمبرداری سری 5D بهبود بخشیده‌ شد و Mark III به یکی از محبوب‌ترین دوربین‌ها برای ساخت فیلم‌های مستقل کوتاه و حتی سینمایی و تلویزیونی، موزیک ویدئو‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مستند و غیره تبدیل شد. در فاصله‌‌ای که بعد از ارائه‌ی Mark III برای نسخه‌ی بعدی 5D افتاد، دیگر سازندگان دوربین با ارائه‌ی دوربین‌های هیجان‌انگیزی چون Panasonic GH4، Sony A6000، Sony A7s و Sony A7s II و چندین دوربین دیگر تا حد زیادی بازار دوربین‌های عکاسی مناسب فیلمبرداری را از انحصار 5D Mark III خارج کردند. در چنین شرایطی همه منتظر بودند که با ارائه‌ی 5D Mark IV، کانن دوباره به روز‌های پادشاهی خود در این بازار نوظهور بازگردد؛ اما اتفاق دیگری رقم خورد و مشخصات و امکانات فیلمبرداری دوربین جدید کانن خیلی‌ از مشتاقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR کانن را ناامید و دلسرد‌ کرد.

بدیهی بود که با توجه به گرایش روزافزون به فیلمبرداری با رزولوشن 4K و خیل دوربین‌های جدیدی که اکثر آنها امکان فیلمبرداری 4K را داشتند، Mark IV هم این امکان را ارائه‌ دهد؛ اما محدودیت‌هایی که کانن برای ارائه‌ی این رزولوشن در دوربین 5D Mark IV قرارداده برای بسیاری غیر‌قابل قبول است! هرچند که این دوربین دارای امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K DCI (که استاندارد سینمایی بوده و کمی از 4K UHD عریض‌تر است) بوده و قادر به فیلمبرداری تا مدت‌زمان 30 دقیقه است، فیلمبرداری در این رزولوشن تنها در برش 1.64x از سنسور تصویر امکان پذیر است. پیامد این امر آن است که فیلمبرداری با زوایای دید خیلی باز با این دوربین بسیار دشوار می‌شود چراکه هر فاصله‌ی کانونی به اندازه 1.64 برابر بیشتر از میزان تعیین‌شده بر روی لنز خواهد‌ بود. این مسئله با توجه به اینکه امکان استفاده از لنزهای مانت EF-S کانن (مخصوص دوربین‌های سایز APS-C کانن) بر روی دوربین‌های فول‌فریم این شرکت (از جمله 5D Mark IV) وجود ندارد بیش از پیش آزاردهنده‌ است.

مشکل دیگر فیلمبرداری با رزولوشن 4K با این دوربین به فرمت یا Codec غیربهینه و قدیمی ضبط فیلم یعنی Motion JPEG مربوط می‌شود. هرچند که فیلم‌های با رزولوشن 1080p را می‌توانید با کدک H.264 و فرمت MOV ذخیره‌کنید؛ اما در رزولوشن 4K تنها گزینه‌ی پیش روی شما Motion JPEG است. با استفاده از این کدک، فیلم نهایی در واقع ساخته‌شده از 24 یا 30 عکس JPEG با رزولوشن 8.8 مگاپیکسل در هر ثانیه است. این روش غیربهینه‌ی ضبط فیلم باعث می‌شود که حجم نرخ بیت (Bit Rate) در فیلم‌های 4K به رقم بسیار زیاد 500Mbps برسد. این یعنی که بر روی یک کارت حافظه‌ی 64 گیکابایتی تنها می‌توانید حدود 17 دقیقه فیلم با رزولوشن 4K ضبط‌ کنید! نکته‌ی دیگر این است که برای ضبط فیلم‌های 4K باید از سریع‌ترین کارت‌های حافظه‌ی Compact Flash موجود، که خیلی هم ارزان نیستند، استفاده‌ کنید. هرچند که دوربین به شما اجازه‌ی ضبط فیلم بر روی حافظه‌ی SD را هم می‌دهد، اما حتی با سریع‌ترین کارت‌های SD موجود هم ممکن است در هنگام ضبط فیلم با خطا و توقف ضبط توسط دوربین مواجه‌ شوید! البته از دل محدودیت فیلمبرداری با فرمت Motion JPEG یک امکان ویژه بدست‌‌‌آمده و آن قابلیت انتخاب و ذخیره‌ی عکس‌های 8.8 مگاپیکسلی از میان فیلم‌های 4K با سرعت 30 فریم بر ثانیه است. این امکان می‌تواند برای ثبت وقایع خیلی سریع کاربرد خوبی داشته باشد، هرچند که امکان وجود اعوجاج ناشی از Rolling Shutter در عکس‌ها بسیار زیاد است.

نکته‌ی دیگر در مورد کیفیت فیلمبرداری دوربین Mark IV به اثر Rolling Shutter در فیلم‌های ضبط‌شده آن بازمی‌گردد. در تست‌هایی که سایت DPreview انجام داده (تصویر زیر) مشخص شد که این دوربین بخصوص در هنگام فیلمبرداری با کیفیت 4K میزان اثر Rolling Shutter قابل ملاحظه‌ای دارد که بسیار بیشتر از اثر آن در فیلم‌های ضبط‌شده با دوربین 1D X Mark II است. اثر Rolling Shutter به اعوجاج و خمیدگی خطوط صاف در تصویر به هنگام حرکت دادن دوربین با سرعت بالا (مانند Pan کردن با سرعت بالا) اطلاق می‌شود که حاصل خوانش خطی اطلاعات از روی سنسور تصویر CMOS است. این اثر که به طور غیر رسمی آنرا Jello Effect هم می‌نامند در فیلم‌های اکثر دوربین‌های دیجیتال که دارای سنسور CMOS می‌باشند وجود دارد و تنها میزان آن متفاوت است. در تصویر زیر میزان مورّب بودن خطوطی که در واقعیت راست هستند نشانگر میزان اثر Rolling Shutter‌ در فیلم‌های ضبط‌شده با دو دوربین 5D Mark IV و 1D X Mark II‌ است.

بجز امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K که البته همانطور که اشاره کردیم با محدودیت‌های فراوانی همراه است، در فیلمبرداری HD دوربین Mark IV هم بهبود‌هایی صورت‌ گرفته‌ است. در دوربین جدید، حالا می‌توانید در رزولوشن 1080p با سرعت 60 فریم بر ثانیه و در رزولوشن 720p با سرعت 120 فریم بر ثانیه فیلمبرداری کنید که امکان بوجود‌آوردن فیلم‌های Slow suit را تا حدی فراهم‌ کرده‌ است. امکان فیلمبرداری HDR هم می‌تواند در شرایطی که تضاد نوری در صحنه زیاد است (مانند فیلمبرداری در روزهای آفتابی) تا حدی به بازیابی جزئیات در سایه‌ها و بخصوص نقاط روشن‌ کمک‌ کند. همچنین، امکان خروجی غیر‌فشرده‌ی تصویر از درگاه HDMI در رزولوشن Full HD، همانند Mark III، در این دوربین نیز وجود دارد.

اما بزرگترین برتری Mark IV در مد فیلمبرداری سیستم فوکوس خودکار فوق‌العاده‌ی آن است. همانطور که در قسمت دوم این بررسی اشاره کردیم، سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن که در حالت Live View فعال می‌شود بیشترین تأثیر را برای فوکوس خودکار پیوسته و دنبال‌کننده در هنگام فیلمبرداری دارد. این سیستم فوکوس خودکار می‌تواند چهره سوژه‌ را تشخیص داده و با حرکت سوژه به جلو و عقب (در عمق) فوکوس را به نرمی و بسیار نامحسوس و طبیعی تغییر‌ دهد. تغییر فوکوس از یک قسمت قاب به قسمتی دیگر هم به راحتی و با لمس انگشت بر روی نمایشگر LCD لمسی این دوربین امکان‌پذیر است که باز هم بر خلاف سیستم‌های فوکوس خودکار مبتنی بر تشخیص کنتراست (نظیر آنچه در Live View دوربین‌های نیکون می‌بینیم) به نرمی و بدون Focus Hunting (خارج‌شدن از فوکوس و بازگشت به فوکوس برای پیدا‌کردن سوژه) صورت می‌پذیرد. شما حتی می‌توانید سرعت تغییر فوکوس را هم در یک بازه‌ی 1 تا 10 تعیین کنید. در واقع باید گفت که در امکانات فیلمبرداری، برگ برنده‌ی Mark IV نه فیلمبرداری با رزولوشن 4K بلکه بهره‌مندی آن از سیستم فوکوس خودکار بسیار خوبی است که در حال حاضر نظیر آن در هیچ دوربین دیگری وجود ندارد!

امکان ویژه‌ی Dual Pixel RAW

کانن در تبلیغاتش برای 5D Mark IV تأکید ویژه‌ای بر قابلیت Dual Pixel RAW داشت که البته خیلی از منتقدان دوربین‌های عکاسی بعد از تست‌هایی که بر روی این قابلیت انجام دادند به این نتیجه رسیدند که در عمل کارایی خاصی ندارد! کانن مدعی است که با استفاده از این قابلیت می‌توانید فوکوس را در عکس‌های خامی که به حالت Dual Pixel (و نه عکس‌های خام معمولی) گرفته‌شده‌اند تا حد کمی (Micro adjustment) به عقب یا جلو حرکت دهید. در تئوری، این بدین معنی است که می‌توانید فوکوس را در عکس‌های پرتره‌ای که کمی جلوتر یا عقب‌تر از چشمان سوژه است اصلاح کنید. اما تقریباً تمام کسانی که این قابلیت را مورد تست قرار داده‌اند، به اتفاق معتقد‌ هستند که میزان جابجایی فوکوس آنقدر کم است که اگر به اشتباه روی بینی یا حتی مژه‌ها فوکوس کرده‌ باشید نمی‌توانید با استفاده از این قابلیت فوکوس را بر روی چشمان قراردهید.

نحوه‌ی عملکرد این قابلیت بی‌ارتباط به سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن نیست. همانطور که سایق بر این نیز اشاره شد، در این سیستم فوکوس خودکار هر پیکسل به دو بخش راست و چپ تقسیم می‌شود که نور را تنها از یک طرف لنز (چپ یا راست) دریافت می‌کند. این بدین معنی است که برای هر شات می‌توان دو عکس با زاویه‌ی دید اندکی متفاوت بدست‌آورد. در حالت معمول این دو عکس یکی شده و در قالب یک فایل خام (یا JPEG) ذخیره می شوند؛ اما با استفاده از این قابلیت، هر دو عکس حفظ می شوند و اینگونه می‌شود که عکاس می‌تواند در نرم‌افزار اختصاصی ویرایش فایل‌های خام کانن (Digital Photo Professional) در حد بسیار کمی فوکوس را در اصطلاح Shift کند. البته در این نرم‌افزار دو قابلیت دیگر هم برای این فایل‌های خام در نظر گرفته‌ شده که یکی امکان تغییر بوکه (قسمت محو پشت سوژه) و دیگری امکان کاهش محو‌شدگی (Ghosting) است که این دو هم آنچنان کارایی ندارند و تغییر بزرگی را در عکس ایجاد نمی‌کنند.

هرچند که قابلیت‌های فایل‌های Dual Pixel RAW می‌تواند تا حدی جالب باشد؛ اما برای تغییر اندکِ یکی از سه قابلیت موجود (تغییر فوکوس، تغییر کیفیت بوکه و کاهش اثر محو‌شدگی یا Ghosting) برای این فایل‌ها باید هزینه‌ی زیادی بپردازید! اول اینکه حجم فایل‌های خام Dual Pixel دو برابر فایل‌های خام معمولی این دوربین است و همین مسئله باعث می‌شود که نه‌تنها تعداد عکس‌های قابل ذخیره بر روی کارت حافظه نصف شود بلکه سرعت عکاسی پیاپی نیز در صورت فعال‌کردن این قابلیت کاهش‌ یابد. مسئله‌ی دیگر این است که برای بهره‌مندی از امکانات فایل‌های خام Dual Pixel باید الزاماً از نرم‌افزار اختصاصی کانن با نام Digital Photo Professional استفاده کنید که مخصوص ویرایش فایل‌های خام دوربین‌های کانن است؛ اما به هیچ وجه امکانات لازم برای ویرایش عکس نظیر آنچه در Adobe Camera Raw یا Adobe Lightroom یافت می‌شود را ندارد و این می‌تواند قدرت ویرایش‌های قابل‌انجام بر روی عکس‌های خام‌تان را بسیار محدود کند.

بدنه و کنترل‌ها

از لحاظ طراحی، دکمه‌ها و کنترل‌های فیزیکی، 5D Mark IV نسبت به مدل پیشین تغییرات بسیار کمی داشته به طوری که در نگاه اول اگر لوگوی Mark IV را روی بدنه‌ی دوربین نبینید شاید نتوانید به راحتی آنرا از دوربین Mark III تشخیص‌ دهید. از بالا، این دوربین دقیقاً شبیه Mark III‌ است و تنها ترتیب دکمه‌ها تغییر کرده‌است. در پشت دوربین هم تغییرات اندک است. نمایشگر 3.2 اینچی دوربین که از نوع LCD است جدیدتر با کیفیت‌تر شده و به دقت 1.6 میلیون نقطه در اینچ ارتقا یافته‌ است. همچنین، برای اولین بار در سری دوربین‌های 5D از نمایشگر لمسی استفاده شده که هم در هنگام عکاسی و هم مرور عکس‌های گرفته‌شده (Playback) قابل استفاده‌ است. تغییر دیگر، اضافه‌شدن یک دکمه‌ی کوچک در زیر جوی‌استیک انتخاب نقاط فوکوس است که به صورت پیش‌فرض با استفاده از آن می‌توانید مدهای نواحی نقاط فوکوس را تغییر‌ دهید. البته می‌توانید برای این دکمه عملکرد‌های دیگری از جمله تغییر جبران نوردهی را نیز تعریف‌ کنید.

برای بهبود مقاومت دوربین در مقابل نفوذ گردوغبار و آب در 5D Mark IV تعداد درپوش‌های لاستیکی افزایش یافته‌ است و همچنین مهر و موم بهتری برای مانت لنز بر روی بدنه، دکمه‌ی شاتر و درب باتری درنظر گرفته‌ شده‌ است. جای قرارگیری جک هدفون و میکروفون اکسترنال هم به قسمت پایین‌تر سمت چپ دوربین منتقل شده تا در صورت استفاده از میکروفون و هدفون اکسترنال سیم‌های آنها با سیم‌های دیگر متصل به دوربین تداخل کمتری داشته‌باشد. درگاه ریموت شاتر هم به جلوی دوربین منتقل‌ شده‌ است. در نهایت، 5D Mark IV  در حدود 75 گرم از Mark III سبک‌تر است که برای کاربران قدیمی Mark III این کاهش وزن در Mark IV ملموس است.

امکانات ارتباطی

کانن تجربه‌ی استفاده از WiFi داخلی در دوربین‌های اخیرش را به 5D Mark IV هم منتقل‌کرده و این دوربین علاوه بر وای‌فای داخلی دارای NFC و GPS نیز می‌باشد که امکانات ارتباطی بی‌سیم کاملی را برای Mark IV رقم‌ زده‌ است. با استفاده از اپلیکیشن Canon Connect بر روی تلفن‌های هوشمند اندرویدی و iOS و از طریق ارتباط بی‌سیم WiFi می‌توانید دوربین را کنترل کنید. امکانات این اپلیکیشن خیلی کامل نیست اما بر خلاف اپلیکیشنی که نیکون برای اسمارت‌فون‌ها توسعه داده است، در Canon Connect امکان تغییر پارامتر‌های نوردهی (سرعت شاتر، دیافراگم و ISO) وجود دارد. نمایش و انتقال عکس‌های دوربین به تلفن هوشمند هم از دیگر امکانات این اپلیکیشن است. البته می‌توانید به طور مستقیم هم عکس‌ها را از طریق ارتباط وای‌فای به کامپیوتر یا به دستگاه‌های دارای DLNA یا پرینتر منتقل‌ کنید. وجود امکان ارتباط بی‌سیم داخلی در این دوربین با توجه به ثابت بودن نمایشگر آن می‌تواند در عکاسی از زوایای محدود و دشوار (بسیار بالا یا بسیار پایین) به عکاس در قاب‌بندی تصویر کمک شایانی کند. همچنین، اپلیکیشن کانن به نوعی می‌تواند کار یک ریموت شاتر را نیز ایفا‌کند و شما را از خرید ریموت جداگانه بی‌نیاز کند.

نتیجه‌گیری

حالا بعد از بررسی امکانات و مشخصات دوربین جدید 5D Mark IV بهتر می‌توانیم عنوان «هیجان‌انگیز/نا‌امید‌کننده» که برای نقد و بررسی این دوربین انتخاب‌کرده‌‌ایم را توضیح دهیم. قسمت هیجان‌انگیز این عنوان بیشتر در مورد کاربران متعصب و وفادار کانن معنا‌ پیدا‌ می‌کند که هر چند سال یک‌بار دوربین قدیمی‌شان را با یکی از دوربین‌های جدید ساخت این کمپانی عوض می‌کنند و سراغ برند‌های دیگر نمی‌روند. برای این افراد، مخصوصاً کسانی که در حال حاضر از دوربین 5D Mark III استفاده می‌‌کنند، 5D Mark IV تحقق آرزوهای 4 ساله‌شان است! ارتقای 8 مگاپیکسلی رزولوشن سنسور تصویر به همراه افزایش چشمگیر داینامیک رنج و سیستم فوکوس خودکار بسیار خوب کافی است تا آنها از دوربین جدید کانن هیجان‌زده شوند.

اما آنهایی که انتظار داشتند کانن با Mark IV تمام عقب‌ماندگی‌هایش از دوربین‌های سونی و نیکون را جبران‌ کند تا حد زیادی ناامید شدند. دوربین جدید کانن در اصل در مورد خاصی نتوانست از رقیبانش پیشی بگیرد. ارتقای رزولوشن سنسور تصویر بسیار خوب بود اما همچنان از رقیبان (D810 و A7r II) کمتر است. البته از آنجایی که کانن دوربین دیگری با نام 5DS R دارد که در حال حاضر غول مگاپیکسلی DSLRهای فول‌فریم محسوب می‌شود، شاید بتوان از کسری مگاپیکسل Mark IV در مقابل رقیبانش چشم‌پوشی‌کرد. افزایش دامنه‌ی دینامیک و بهبود عملکرد دوربین از لحاظ نویز کمتر در ISOهای بالا هم از جمله موارد مثبت این دوربین است؛ اما با این حال همانطور که اشاره کردیم از این لحاظ هم نمی‌توان Mark IV را با بهترین دانست. مشخصات فیلمبرداری این دوربین هم اصلاً به مذاق عاشقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR (بخصوص سری 5D) خوش نیامد. فیلمبرداری 4K با کراپ 1.64، کدک ضبط غیر‌ بهینه Motion JPEG و اثر Rolling Shutter نامطلوب همگی باعث شد تا خیلی‌ها نتوانند بر روی این دوربین به عنوان دوربین اصلی برای فیلمبرداری حساب‌ کنند. اما یک نقطه‌ی درخشان در این دوربین است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انکار‌کند و آن امکان فوکوس خودکار فوق‌العاده در هنگام فیلمبرداری و عکاسی در حالت Live View است. این شاید تنها موردی باشد که کانن (و البته دوربین 5D Mark IV) در آن از تمام رقیبانش جلوتر است!

بنابراین، اینکه این دوربین هیجان‌انگیز یا نا‌امید‌کننده باشد وابستگی مستقیمی به فردی دارد که قرار است آنرا بخرد و از آن استفاده‌کند. از نظر بعضی‌ها پیشرفت‌های Mark IV خوب و قابل‌ملاحظه‌ بوده و نقاط ضعف آن قابل چشم‌پوشی است؛ برای دیگران، بهترین نبودن و ضعف‌های این دوربین در فیلمبرداری به معنی پایان راه پرافتخار 5Dها به عنوان نخستین یار وفادار فیلم‌سازان مستقل است.

دیدگاه‌ها برای رونمایی لایکا از دوربین چاپ سریع خود با نام Sofort با ف.و

لایکا ساعاتی پیش از دوبین جدید خود موسوم به Sofort رونمایی کرد. این دوربین در واقع می‌تواند بلیت ورود Leica به رقابت در میان تولید کنندگان دوربین‌های ‌Instant باشد. استقبال روزافزون بازار از دوربین‌های چاپ سریع، کمپانی آلمانی را مجاب کرده است که دست به تولید اولین دوربین چاپ سریع خود بزند. این دوربین سریع و جمع‌وجور، تصاویر را بر روی فیلم سایز کوچک Fujifilm به ثبت می‌رساند. Sofort از طراحی‌های منحصربه‌فرد مهندسین لایکا برخوردار است و در سه رنگ نارنجی، سفید و نعنایی روانه بازار خواهد شد.

لایکا در این دوربین تنظیمات مختلفی را در نظر گرفته است تا در شرایط متفاوت بتوان بهترین تصویر را به چاپ رساند. قابلیت تنظیم دوربین بر روی حالت‌های ورزشی، جشن و مهمانی، ماکرو و چند حالت دیگر، نوردهی صحیح عکس را در طیف وسیعی از شرایط ممکن کرده است. نکته قابل‌توجه در این دوربین چاپ سریع این است که توسط آن می‌توان عکس‌ها را چند بار نوردهی کرد یا زمان نوردهی را تغییر داد و به آثار هنری زیبایی رسد. به‌علاوه برای گرفتن عکس‌های گروهی و یا یک پرتره شخصی Sofort از یک تایمر بهره می‌گیرد که با تنظیم آن می‌توان به نتیجه مطلوب خود رسید.

از دیگر ویژگی‌های اولین دوربین Instant لایکا این است که می‌توان به‌دلخواه و به‌صورت دستی برخی از پارامترها را تغییر داد. تغییر فاصله فوکوس برای تأکید بر روی سوژه‌ای خاص، استفاده از فلاش و تنظیم روشنایی تصویر از امکاناتی است که علاوه بر تنظیم خودکار، کاربر نیز می‌تواند کنترل آن‌ها را در دست بگیرد. تولید این دوربین برای علاقه‌مندان عکس‌های سلفی نیز می‌تواند خبر خوبی باشد. Sofort با بهره‌گیری از یک آینه‌ مستطیلی، گرفتن عکس‌های سلفی را بسیار راحت کرده است. این آینه تقریباً همان کادری را ارائه می‌دهد که قرار است بر روی کاغذ چاپ شود.

لنز ۶۰ میلی‌متری Sofort که فاصله کانونی معادل آن برای دوربین‌های فول‌فرم برابر با ۳۵ میلی‌متر می‌باشد زاویه دید نسبتاً گسترده‌ای را پوشش می‌دهد که برای ثبت لحظات مختلف می‌تواند بسیار کارآمد باشد. باتری این دوربین توان چاپ ۱۰۰ عکس را به‌صورت متوالی دارد و سرعت شاتر از ۱/۸ تا ۱/۴۰۰ ثانیه متغیر است.

هم‌زمان با این دوربین، لایکا از دو مجموعه جدید فیلم خود نیز رونمایی کرده است. فیلم رنگی و سیاه‌سفید سایز کوچک Instax دو عضو این مجموعه جدید هستند. تفاوت اصلی این فیلم‌ها با نمونه تولید شده توسط شرکت Fujifilm حاشیه گرم کرم رنگی است که فضای عکس‌های ژلاتینی قدیمی را برای بیننده تداعی می‌کند.

دیدگاه‌ها برای لنزهای برتر نیکون برای شروع عکاسی با مهدی عبدی

برای عکاسانی که می‌خواهند به شکلی جدی‌تر‌ وارد دنیای عکاسی شوند، قیمت بالای برخی تجهیزات نظیر لنز، فلاش و غیره ممکن است آنها را دلسرد و ناامید کند؛ اما نباید فراموش کرد که همیشه بهترین تجهیزات، بهترین عکس‌ها را بوجود نمی‌آورند. اگر حرف من را قبول ندارید، به سایت‌هایی مثل flickr و 500px سری بزنید تا خودتان ببینید که عکاسان خلاق با دوربین‌ها و لنز‌هایی نه‌چندان گران‌قیمت چه تصاویر زیبایی خلق کرده‌اند. با این حال، بعضی‌ها باور اشتباهی را تبلیغ می‌کنند که در آن خلاقیت عکاس یگانه عامل تعیین‌کننده است و دوربین و تجهیزات هیچ نقشی در محصول نهایی (عکس‌های فوق‌العاده) ندارند! این باور هم غیر واقعی است و ما را یاد نقل قول معروف «از آن ور بام افتادن» می‌اندازد. واقعیت این است که خلاقیت و مهارت باید در کنار تجهیزات خوب قرار‌گیرند تا امکان به فعلیت رسیدن را پیدا کنند. این دو معادله‌ای برای رسیدن به عکس‌های باکیفیت را بوجود می‌آورند که هر یک تا حدی می‌تواند ضعف‌های دیگری را جبران کند اما هرگز نمی‌تواند به طور کامل جایگزین دیگری شود. مطمئناً در بعضی گونه‌های عکاسی احتیاج به تجهیزات پیشرفته‌تر و گران‌تر بیشتر از بقیه است (مانند عکاسی ماکرو یا عکاسی حیات وحش) و نمی‌توان برای همه‌ی این گونه‌ها یک نسخه‌ی واحد پیچید. با این حال، بسیاری از عکاسانی که تازه شروع به کار عکاسی کرده‌اند سعی دارند تا چند گونه‌ی معمول عکاسی (مخصوصاً منظره و پرتره) را تجربه کنند تا بتوانند علاقه‌ی اصلی‌شان را در یکی از آنها بیابند. در این مطلب قصد دارم عکاسان مشتاق را با یکی از مهمترین عوامل خلق عکس‌های زیبا، یعنی لنز، بیشتر آشنا کنم و ضمن توضیح اطلاعاتی مهم در مورد آنها، چندین لنز مقرون‌به‌صرفه برای شروع عکاسی به شکلی جدی‌تر را معرفی کنم. در این مطلب، تمرکز بر روی لنز‌های دوربین‌های قطع APS-C نیکون است؛ اما در مطلبی جداگانه، به همین منوال لنز‌هایی را برای استفاده بر روی دوربین‌های APS-C کانن نیز معرفی خواهم کرد.

هر عکاسی که یک دوربین DSLR سایز APS-C را به همراه لنز کیت خریده باشد بعد از مدتی استفاده از لنز کیت متوجه ضعف‌هایش می‌شود. در مورد دوربین‌های قطع APS-C نیکون (که این شرکت از عنوان DX در مورد آنها استفاده می‌کند) معمولا دو لنز به عنوان لنز کیت ارائه می‌شود. اولین لنز، Nikkor AF-S DX 18-55 f/3.5-5.6G VR است، که البته نیکون به تازگی نسخه‌ی دومی هم از این لنز ارائه کرده‌است، و دومی لنز Nikkor AF-S DX 18-105 f/3.5-5.6G ED VR است که به همراه DSLRهای سطح بالاتر نیکون مانند D7000 و D7100 ارائه می‌شود. ویژگی بارز هر دوی این لنز‌ها قیمت ارزانشان است. البته، لنز 18-55 با توجه به دامنه‌ی زوم کمتری که دارد از لنز 18-105 ارزان‌تر است. این لنز‌ها برای کسانی که برای اولین بار یک دوربین DSLR نیکون را خریداری می‌کنند و هنوز به طور جدی وارد دنیای عکاسی نشده‌اند از جمله‌ی بهترین گزینه‌ها است. دامنه‌ی زوم خوب از واید به نرمال و تا حدی تله‌ امکان تجربه‌ی عکاسی منظره و پرتره را به عکاسان می‌دهد. با این حال، بعد از مدتی تجربه‌اندوزی و عکاسی با این لنز‌ها متوجه می‌شوید که به اندازه‌ی کافی شارپ نیستند و دیافراگم متغیر و نه‌چندان باز آنها محدودیت‌هایی را برایتان بوجود می‌آورد.

اینجاست که به فکر خرید یک لنز باکیفیت‌تر و با دهانه‌ی دیافراگم باز‌تر می‌افتید. دهانه‌ی دیافراگم باز لنز علاوه‌ بر امکان ایجاد عکس‌هایی با عمق میدان کم‌تر، در هنگام فیلمبرداری در شب هم می‌تواند به کیفیت فیلم‌ها کمک کند. اما بعد از کمی جستجو در میان لنز‌های زوم نیکون با دیافراگم باز (حداقلf/2.8) احتمالا به این نتیجه می‌رسید که اکثر آنها از محدوده‌ی بودجه‌ی شما به عنوان یک عکاس تازه‌کار خارج‌اند. آنهایی را هم که توان خریدشان را دارید یا به اندازه‌ی کافی سریع نیستند (یعنی دیافراگم خیلی بازی ندارند) و یا دیافراگم ثابت ندارند.

در اینجا با اولین حقیقت در مورد لنز‌های زوم باکیفیت و با دیافراگم باز و ثابت نیکون روبرو می‌شوید: این لنز‌ها اصلا ارزان نیستند! در واقع، این نوع لنز‌ها در برند‌های دیگر هم همین وضعیت را دارند و به علت پیچیدگی‌های بیشتری که در ساخت آنها وجود دارد همواره از دیگر لنزها (مخصوصاً لنز‌های پرایم)  قیمت بالاتری دارند.

در اینجا باید یک مسئله را روشن کنم که کیفیت و شارپنس یک لنز هیچ رابطه‌ای با دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز لنز ندارد. بنابراین، اگر لنزی دارای دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز مانند f/1.8 است، اصلا بدین معنی نیست که آن لنز حتما از کیفیت و شارپنس بالایی هم برخوردار است. در واقع، ویژگی سریع بودن یک لنز تنها به معنی این است که آن لنز در مقایسه با لنز مشابه‌ای که دیافراگم بسته‌تری دارد می‌تواند نور بیشتری را به سنسور تصویر برساند و عمق میدان کمتری را ایجاد کند.

عمق میدان کم معمولا در عکس‌های پرتره برای محو کردن پشت‌زمینه‌ی سوژه مورد نیاز است. بنابراین، در اینجا دو نکته‌ی مهم باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه لنز سریع (با دیافراگم باز) لزوما لنز باکیفیتی نیست و دوم اینکه اصولا کاربرد لنزهای سریع برای عکاسانی است که به عمق میدان کم در عکس‌هایشان نیاز‌ دارند. برای مثال، اگر شما بیشتر علاقه‌مند به عکاسی از مناظر طبیعی و یا شهری هستید، اصولاً باید به دنبال عمق میدان بیشتر در عکس‌هایتان باشید. این بدین معنی است که شما معمولاً از دیافراگم‌های بسته‌ی لنزتان (معمولاً f/8 به بالا) استفاده خواهید کرد و نیاز چندانی به دیافراگم بسیار باز ندارید! اهمیت این موضوع در این است که هرچه دیافراگم لنز بازتر باشد، معمولاً قیمت لنز‌ هم گران‌تر خواهد بود. بنابراین، اگر نیاز به دیافراگم باز ندارید، صرف هزینه‌ی بیشتر برای خرید لنزی سریع به معنی هدر دادن پولی است که می‌تواند در جای بهتری (مثلا خرید لنز شارپ‌تر) خرج شود!

حال سوالی که پیش می‌آید این است که اگر دیافراگم باز لنز تعیین‌کننده‌ی کیفیت یک لنز نیست، چه عوامل دیگری در تعیین شارپنس و کیفیت لنز تاثیر‌گذار است؟ در پاسخ باید بگویم که مهمترین عامل در تعیین کیفیت یک لنز، المانهایی است که در آن بکار رفته ‌است. همانطور که می‌دانید یک لنز از چندین المان شیشه‌ای که در کنار هم قرارگرفته‌اند تشکیل شده‌است و کیفیت آنها در انتقال نور، تمرکز درست پرتو‌های نور در محل کانونی‌شان و عدم ایجاد خطای رنگی بیش از حد، کیفیت و شارپنس نهایی لنز را تعیین می‌کند. البته تنها جنس و نوع المان‌ها مد نظر نیست و نحوه‌ی قرارگیری آنها در کنار یکدیگر در ساختاری مستحکم و درست نیز مهم است.

با این مقدمه‌ی نسبتا طولانی، می‌توان گفت که اصلی‌ترین معیار انتخاب لنز را باید شارپنس لنز درنظر گرفت و نه هیچ چیز دیگر. هرچند که عوامل دیگری چون خطای رنگی، تیرگی‌ گوشه‌های تصویر و انتقال نور هم در تعیین کیفیت نهایی یک لنز دخیل هستند؛ اما بسیاری از ایرادات لنزها (نظیر تیرگی گوشه‌های تصویر) در مرحله‌ی پردازش عکس‌های خام (raw) قابل رفع است، حال آنکه اگر لنزی شارپ نباشد، در مرحله‌ی پردازش عکس‌ها نمی‌توان این نقیصه را جبران کرد!

با در نظر گرفتن معیار شارپنس به عنوان مهمترین مشخصه‌ی کیفیت یک لنز، در ادامه، سعی می‌کنم لنز‌هایی را برای دوربین‌های قطع DX نیکون که از لحاظ قیمت برای بیشتر عکاسان تازه‌کار مقرون‌به‌صرفه هستند و در عین حال شارپنس قابل قبولی را ارائه‌می‌دهند معرفی کنم. این معرفی، لنز‌های ساخت نیکون و دیگر شرکت‌های سازنده‌ی لنز را شامل می‌شود. همچنین، با خرید این لنز‌ها به صورت دست‌دوم بیش از پیش می‌توانید در هزینه‌هایتان صرفه‌جویی کنید. خوشبختانه، کیفیت یک لنز در اثر مرور زمان کاهش پیدا نمی‌کند و اگر لنزی از لحاظ فیزیکی سالم باشد و موتور فوکوس خودکار آن کار کند، می‌توانید از کیفیت تصاویری کاملا برابر با مدل نو‌ آن لنز اطمینان داشته ‌باید. با این حال، در ایران بازار لنز‌های دست‌دوم آنچنان گسترده نیست و شاید بعضی لنز‌های معرفی شده در اینجا تنها به شکل نو در دسترس باشند.

لنزهای پرایم نرمال

لنز‌های در اصطلاح نرمال، لنز‌هایی هستند که زاویه‌ی دیدی تقریبا برابر با زاویه‌ی دید انسان (حدوداً 47 درجه) را دارند و به همین دلیل تصاویر ثبت شده با آنها بیشتر شبیه دید یک انسان از صحنه‌ی عکاسی‌شده است. البته زاویه‌ی دید چشم انسان بیش از 180 درجه است؛ اما تنها چیزی بین 40 تا 60 درجه از آن واضح و شارپ است و مابقی (دید جنبی) ناواضح بوده و تنها برای تشخیص حرکت قابل استفاده است. در دوربین‌های فول‌فریم (35 میلیمتری) فاصله‌ی کانونی 50 میلیمتر زاویه‌ی دید نرمال را ایجاد می‌کند؛ اما در دوربین‌های قطع DX نیکون که سنسور‌هایی کوچکتر دارند، در فاصله‌ی کانونی تقریبا 35 میلیمتر به زاویه‌ی دید نرمال دست پیدا می‌کنیم.

نیکون، در خط تولید لنز خود، یک لنز نرمال 35 میلیمتری مخصوص دوربین‌های DX خود دارد. این لنز Nikkor AF-S DX 35mm f/1.8G است که دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز f/1.8 را داراست. این لنز با قیمتی حدود 200 دلار شارپنس قابل قبولی دارد و دیافراگم f/1.8 آن شما را قادر می‌سازد تا عکس‌های خلاقانه‌ای با عمق میدان کم بگیرید. هرچند که فاصله‌ی کانونی 35 میلیمتر (معادل 52 میلیمتر در دوربین فول‌فریم) بهترین فاصله‌ی کانونی برای عکس‌های پرتره نیست، اما با این حال، با این لنز هم می‌توانید عکس‌های پرتره با پشت‌زمینه‌ی محو زیبایی بگیرید. همانند اکثر لنز‌های سریع، این لنز هم در بازترین دیافراگم، شارپنس یکدستی را در تمام مساحت فریم تولید نمی‌کند و در گوشه‌های تصویر از میزان شارپنس کاسته می‌شود. بنابراین، برای بهترین عملکرد، بهتر است حداقل یک استاپ دیافراگم را ببندید. اما خبر خوب این است که با این کار هم حتی در f/2.8 همچنان دیافراگم باز خوبی برای ایجاد عمق میدان کم در اختیار دارید.

در نهایت، حداکثر شارپنس در تمام مساحت فریم را در این لنز در دیافراگم f/5.6 می‌توانید بدست آورید. بعد از آن هرچه دیافراگم را ببندید از میزان شارپنس در گوشه‌های تصویر کاسته می‌شود تا در نهات در f/11 بدلیل پدیده‌ی تفرّق نور یا diffraction با تصویری کاملا soothing و با شارپنس پایین روبرو می‌شوید. این در مورد اکثر لنز‌ها صحت دارد که در یک عدد خاص دیافراگم، یک لنز بالاترین شارپنس را دارا هست. بنابراین، برای استفاده‌ی حداکثری از یک لنز، در صورت امکان بهتر است عکس‌هایتان را با همان عدد f (دیافراگم) که بهترین عملکرد لنز را نمایان می‌کند بگیرید. با این حال شارپنس تصاویر به عوامل دیگری هم بستگی دارد. برای مثال، اگر در عکس‌های پرتره‌ی خود از نور فلاش اکسترنال و یا حتی نور یک چراغ مطالعه هم استفاده کنید و حساسیت ISO را در پایین‌ترین حد (ISO 100) نگاه‌ دارید می‌توانید در بازترین دیافراگم این لنز و هر لنز دیگری هم عکس‌هایی با جزئیات و شارپنس بسیار بالاتری بگیرید.

گزینه‌ی دیگر نیکون در محدوده‌ی نرمال، لنز Nikkor AF-S DX 40mm f/2.8G Micro است. این لنز کمی زاویه‌ی دید کمتری نسبت به لنز 35 میلیمتری نیکون دارد و حداکثر دیافراگم آن نیز کمی بیشتر از 1 استاپ بسته‌تر از لنز 35mm f/1.8 نیکون است. همچنین، قیمت این لنز هم حدود 280 دلار است که کمی گرانتر از لنز 35 میلیمتری نیکون است. پس تا اینجا هیچ دلیلی برای انتخاب این لنز بجای لنز 35 میلیمتری ارزان‌تر و با دیافراگم باز‌تر نیکون نداریم؛ اما برگ برنده‌ی این لنز شارپنس بالاتر آن در قیاس با لنز 35 میلیمتری نیکون است.

همانطور که از ابتدا تاکید کردم، در اینجا معیار ما برای انتخاب یک لنز ارزان ‌قیمت و در عین حال بهتر و جدی‌تر از لنز کیت، بدست آوردن بیشترین میزان شارپنس با صرف حداقل هزینه است. این لنز در این زمینه، از لنز 35 میلیمتری نیکون برتر است و حتی در بازترین دیافراگم آن یعنی f/2.8 ، هم شارپنس بسیار خوبی را در وسط و گوشه‌های تصویر حفظ می‌کند. یک ویژگی دیگری که این لنز را جذاب‌تر می‌کند، امکان ماکروی واقعی این لنز (نیکون برای لنز‌های ماکروی خود از کلمه‌ی Micro استفاده می‌کند) با بزرگنمایی 1 به 1 است که شما را قادر می‌سازد از هر سوژه‌ای با فاصله‌ی بسیار نزدیک عکس بگیرید و اجسام و پدیده‌های اطرافتان را با جزئیات بسیار بالا ببینید. حتی اگر خیلی علاقه‌مند به عکاسی ماکرو نباشید، حتما بدتان نمی‌آید آن را امتحان کنید (و احتمالا از این کار پشیمان نخواهید شد!). بنابراین، با صرف کمی هزینه‌ی بیشتر نسبت به لنز 35 میلیمتری نیکون، می‌توانید لنزی شارپ‌تر و با قابلیت ماکروی واقعی بخرید که در عین حال یک لنز تقریبا نرمال برای عکاسی از اکثر سوژه‌ها است.

اما اگر حاضر هستید هزینه‌ی بیشتری کنید و دیافراگم بسیار باز برایتان خیلی مهم است، سیگما هم یک لنز 30 میلیمتری بسیار شارپ و با دیافراگم بسیار باز f/1.4 مخصوص دوربین‌های DX نیکون دارد که از لنز 35 میلیمتری نیکون شارپ‌تر و باکیفیت‌تر است. این لنز، Sigma 30mm f/1.4 DC HSM Art، با قیمتی حدود 450 دلار شاید برای یک لنز پرایم در این محدوده‌ کمی گران به نظر برسد اما دو برتری نسبت به لنز 35 میلیمتری نیکون دارد. اول اینکه دارای دیافراگم بازتر f/1.4 است و دوم اینکه بوکه‌ی (حالت محو پشت‌زمینه) بسیار نرم‌تر و زیباتری دارد. با اینکه این‌ لنز سیستم تثبیت تصویر  ندارد، اما برای فیلمبرداری بخصوص در شب و مکان‌های کم‌نور هم گزینه‌ی بسیار مناسبی است.

با توجه به ویژگی‌های این سه لنز پیشنهادی، اگر برای خریدتان بودجه‌ی محدودی دارید، در خرید لنز Nikkor AF-S DX 35mm f/1.8G شک نکنید. اگر تنها قادر به خرید یک لنز برای دوربین نیکون جدیدتان هستید، این لنز می‌تواند بهترین گزینه‌ی شما باشد. با این حال، با صرف هزینه‌ی کمی بیشتر و صرف نظر از یک استاپ نوری، می‌توانید لنز Nikkor AF-S 40mm f/2.8G  Micro را بخرید که هم شارپ‌تر است و هم دارای قابلیت ماکروی واقعی است و می‌تواند اولین قدم شما برای کسب تجربه در این گونه‌ی جذاب عکاسی باشد. لنز سیگما هم به اندازه‌ی لنز 40 میلیمتری نیکون شارپ است و البته دیافراگم بسیار بازتری دارد؛ با این حال، اگر به این دیافراگم بسیار باز نیازی ندارید، صرف هزینه‌ی بسیار بیشتر برای خرید این لنز خیلی منطقی نیست.

لنز‌های زوم استاندارد

آنچه لنز‌های پرایم را در بین عکاسان محبوب می‌کند، امکان استفاده از دیافراگم‌های بسیار باز است. اما سختی کار با این لنز‌ها در این است که برای بستن کادر دلخواهتان باید فاصله‌ی خود را با سوژه کم یا زیاد کنید. این کار در اکثر مواقع امکان پذیر است و شاید برای خیلی‌ها اصلا آزار دهنده نباشد؛ اما شما در برخی مواقع یا امکان و یا فرصت نزدیکتر شدن به سوژه را ندارید (مانند عکاسی از یک مسابقه‌ی والیبال و یا عکاسی از حیوانات در جنگل). در این حالت، تنها یک لنز زوم می‌تواند برای شما مفید واقع شود. راحتی استفاده از لنز‌های زوم آنقدر مهم است که بسیاری از عکاسان حرفه‌ای هم دارای چندین لنز زوم هستند و برای اکثر کارهایشان وابستگی زیادی به آنها دارند. اما این راحتی استفاده بدون هزینه نیست! معمولا لنز‌های زوم خوب گران‌ هستند و دیافراگم بسیار باز (مانند f/1.4) در اکثر آنها یافت نمی‌شود. لنز‌های زوم در بسیاری از فواصل کانونی موجود هستند و محدود به فواصل کانونی تله نمی‌شوند. در اینجا لنز‌های زوم استاندارد برای دوربین‌های سایز APS-C نیکون، که از فاصله‌ی کانونی واید تا فواصل کانونی تقریبا تله را پوشش می‌دهند، معرفی خواهم کرد. در مورد این لنز‌ها هم همچنان معیار شارپنس قابل‌قبول و البته قیمت مقرون ‌به‌ صرفه برای عکاسان تازه‌کار را مد نظر داریم؛ اما باید بپذیریم که این لنز‌ها از لنز‌های پرایم معرفی‌شده گران‌تر خواهند بود.

متأسفانه، نیکون برای دوربین‌های فرمت DX خود لنز‌های زوم استاندارد خیلی خوبی نساخته ‌است؛ اما خوشبختانه، سیگما این کمبود را برای نیکون جبران کرده‌ است. سیگما دو لنز زوم خوب و با قیمتی معقول برای دوربین‌های DX نیکون را در خط تولید لنز‌های خود دارد. اولین لنز، Sigma 18-50mm f/2.8 EX DC Macro HSM است و دومی Sigma 17-50mm f/2.8 EX DC OS HSM است. لنز 50-18 دارای سیستم تثبیت تصویر اپتیکال (OS در لنز‌های سیگما) نیست؛ اما در عوض دارای قابلیت ماکرو با بزرگنمایی 1 به 3 است که البته ماکروی آن واقعی و 1 به 1 نیست. همچنین لنز 50-18 از 50-17 قدیمی‌تر است و شاید دیگر نوی آن پیدا نشود. اما از لحاظ قیمت، تفاوت زیادی بین این دو است. لنز 50-18 با قیمتی در حدود 200 دلار (البته دست‌دوم) به فروش می‌رسد، در حالی که لنز 50-17 قیمتی 400 دلاری (نو) دارد. از لحاظ کیفیت و شارپنس، لنز 50-17 از لنز 50-18 قدیمی‌تر سیگما شارپ‌تر است و این شارپنس بیشتر را تقریبا در تمام فواصل کانونی و اعداد دیافراگم‌ خود حفظ می‌کند. این در حالی است که لنز 50-18 در بازترین دیافراگم، f/2.8، و در فاصله‌ی کانونی 18mm در وسط تصویر شارپ‌ است؛ اما هرچه زوم کنید و به سمت فاصله‌ی کانونی 50mm بروید، از شارپنس تصویر به شکل کاملا محسوسی کاسته می‌شود.

این بدین معنی است که  برای گرفتن عکس‌های پرتره در فاصله‌ی کانونی 50mm و دیافراگم f/2.8 با این لنز شارپنس قابل توجه‌ای را از دست می‌دهید و باید تا f/3.5 دیافراگم را ببندید تا حداقل وسط تصویر شارپ شود. این دقیقاً یکی از همان مواردی است که نشان می‌دهد دهانه‌ی دیافراگم باز به معنی بهتر بودن لنز نیست؛ چراکه در حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم لنز 18-50 آنقدر از میزان شارپنس تصویر کاسته می‌شود که عملا ممکن است مجبور شوید هیچ‌گاه هیچ عکسی با این عدد f نگیرید! بنابراین، لنز 17-50mm سیگما ارزش هزینه‌ی بیشتر را دارد و در واقع، شارپ‌ترین لنز‌ زوم برای دوربین‌های DX نیکون در این محدوده‌ی قیمت محسوب می‌شود.

هرچند که لنز Sigma 17-50mm سیگما در مقابل قیمتی که دارد و با توجه به شارپنس بسیار خوبی که در تمام فواصل کانونی‌اش ارائه می‌دهد برای عکاسان تازه‌کار که بودجه‌ی زیادی ندارند بهترین گزینه‌ است؛ اما نمی‌توان از شارپنس و لنز زوم صحبت کرد و حرفی از شارپ‌ترین لنز زوم برای دوربین‌های APS-C (هم کانن و هم نیکون) حرفی به میان نیاورد. لنز زوم Sigma 18-35mm f/1.8 DC HSM Art یک شاهکار از سیگما است که همانند دو لنز دیگر سیگما که معرفی شد، مخصوص دوربین‌های DX نیکون (و البته دارای مدل سازگار با دوربین‌های APS-C کانن هم هست) ساخته شده‌است. این لنز دارای شارپنس بی‌نظیری است که از بازترین دهانه‌ی دیافراگم آن یعنی f/1.8 ، که در کمتر لنز زومی دیده می‌شود، تا f/8 ادامه پیدا می‌کند. هرچند که این لنز، دامنه‌ی زوم چندانی ندارد، اما در هر فاصله‌ی کانونی خود عملکردی به مانند بهترین و گران‌قیمت‌ترین لنزهای پرایم را دارا است. قیمت این لنز 800 دلار است که البته احتمالا از محدوده‌ی بودجه‌ی خیلی از دارندگان دوربین‌های DX نیکون خارج است؛ اما باید بدانید کسی که این لنز را می‌خرد، علاوه بر تصاویر فوق‌العاده‌ای که می‌تواند با این لنز خلق کند، سرمایه‌گذاری پر سودی هم در لنز کرده است، چراکه این لنز آنقدر خوب است که تا سال‌های سال ارزش خود را از دست نخواهد داد!

لنز‌های واید و تله

برای اکثر عکاسان تازه‌کار، لنز‌ نرمال یا زوم استاندارد می‌تواند اولین انتخاب باشد که برای بسیاری از کاربری‌ها قابل استفاده است. با این حال، اگر خیلی به عکاسی منظره (شهری و طبیعت) علاقه‌مند هستید و احساس می‌کنید حتما به یک لنز واید یا سوپرواید باکیفیت احتیاج دارید، در اینجا چند لنز واید مناسب را به شما معرفی خواهم کرد.

متأسفانه، در این فاصله‌ی کانونی هم نیکون لنز‌های خیلی مرغوبی ندارد، و آنهایی که مرغوب هستند (Nikkor AF-S DX 12-24mm f/4G IF-ED) قیمت بسیار بالایی دارند. ارزان‌ترین لنز زوم واید  با شارپنسی قابل قبول برای دوربین‌های قطع DX نیکون لنز  Tokina 12-24mm AT-X AF Pro DX است که البته دیگر تولید نمی‌شود و تنها باید به دنبال نوع دست‌دوم آن باشید که بین 250 تا 300 دلار قیمت خواهد داشت. همچنین توکینا لنز زوم واید دیگری با نام ‏Tokina 12-28mm f/4 AT-X Pro DX دارد که در سال 2013 معرفی شده و قیمت نو آن در حدود 450 دلار دارد. سیگما هم لنز زوم واید،Sigma 10-20 f/3.5 EX DC HSM ، خوبی دارد که شارپنس قابل قبولی را با قیمتی حدوداً 450 دلاری ارائه می‌دهد. هیچ‌کدام از این لنز‌ها در شارپنس و بخصوص خطای رنگی عملکرد فوق‌العاده‌ای ندارند؛ اما در این رده‌ی قیمتی، تنها لنز‌های قابل استفاده بر روی دوربین‌های نیکون DX هستند. متأسفانه در حال حاضر لنز واید و سوپرواید باکیفیت و شارپنس خیلی خوب برای دوربین‌های فرمت DX نیکون وجود ندارد و علاقه‌مندان به عکاسی با لنز‌های واید باید به همین چند مدل لنز متوسط بسنده‌کنند.

خوشبختانه، این وضعیت در مورد لنز‌های تله‌‌ی سازگار با بدنه‌های‌ نیکون متفاوت است. بنابراین، اگر به عکاسی پرتره، یا ورزشی علاقه‌ دارید، دستتان در انتخاب لنز باز‌تر است. یکی از اولین انتخاب‌های هر کس احتمالا لنز Nikkor AF-S 50mm f/1.8G است. این لنز مخصوص فرمت FX (فول‌فریم)  نیکون است اما بر روی بدنه‌های DX هم قابل استفاده است. این لنز بر روی DSLRهای DX نیکون، زاویه‌ی دیدی برابر با یک لنز 75 میلیمتری خواهد داشت. فاصله‌ی کانونی معادل 75 میلیمتر در دوربین‌های فول‌فریم و دیافراگم بسیار باز این لنز را وقتی با قیمت بسیار مناسب آن (حدود 200 دلار) در نظر بگیرید به لنزی ایده‌آل برای شروع عکاسی پرتره می‌رسید. این لنز بر روی بدنه‌های DX و FX بسیار شارپ است و اگر در آینده یک دوربین فول‌فریم نیکون را خریداری کنید، بر روی آن دوربین هم قابل استفاده خواهد بود.

 

اگر کمی قدرت تله‌ی بیشتری می خواهید، لنز Samyang 85mm f/1.4 Aspherical IF، هم که بر روی بدنه‌های DX فاصله‌ی کانونی معادل 127 میلیمتر در بدنه‌های فول‌فریم خواهد داشت، انتخاب بسیار خوبی است. این لنز با وجود شارپنس بسیار خوب (تقریبا برابر با لنز 50 میلیمتری نیکون) و دیافراگم باز f/1.4 قیمتی بسیار مناسب (حدود 290 دلار) دارد. البته، این لنز دارای فوکوس خودکار نیست و همواره باید با آن از فوکوس دستی استفاده کنید. نبود فوکوس خودکار برای عکاسان تازه‌کار خبر خوبی نیست؛ اما با این حال،  با استفاده از امکان تأیید فوکوس توسط دوربین، به واسطه‌ی چیپ مخصوصی که درون لنز قرار‌داده شده، می‌توانید تا حد زیادی از فوکوس درست بر روی‌ سوژه‌تان اطمینان حاصل کنید. همچنین این لنز علاوه بر حلقه‌‌ی فوکوس بسیار نرم، دارای حلقه‌ی تنظیم دیافراگم هم می‌باشد که آن را برای فیلمبرداری هم بسیار مناسب می‌کند. همه‌ی این امکانات را به بهای بسیار مناسب و کاملا مقرون ‌به ‌صرفه‌ای می‌توانید بدست بیاورید. برای مقایسه، لنز Nikkor AF-S 85mm f/1.8G که فوکوس خودکار دارد، و البته کمی شارپ‌تر از لنز 85 میلیمتری سامیانگ است، را درنظر بگیرید که بسیار گران‌تر از لنز سامیانگ بوده و با قیمتی حدود 480 دلار به فروش می‌رسد.

با این حال، وجود فوکوس خودکار برای بعضی مقاصد عکاسی (مخصوصا در عکاسی از سوژه‌های متحرک) ضروری است و این هزینه‌ی بیشتر برای خرید لنز 85 میلیمتری نیکون را کاملا توجیه می‌کند.

 

نتیجه‌گیری

در این مطلب سعی کردم تا با معرفی شارپنس به عنوان مهمترین معیار انتخاب لنز و رفع ابهامات در مورد رابطه‌ی کیفیت لنز و دیافراگم باز، به عکاسان تازه‌کار نیکونی برای انتخاب لنزهایی با حداقل قیمت و کیفیت قابل‌ قبول کمک کنم. با فرض اینکه اکثر عکاسان تازه‌کار دارای بدنه‌های DX نیکون هستند، بیشتر لنز‌های معرفی شده در این مطلب نیز مخصوص بدنه‌های DX نیکون هستند. جدی‌تر شدن در عکاسی ممکن است نیازمند صرف هزینه‌های بالایی برای خرید تجهیزات بخصوص لنز‌های باکیفیت باشد؛ اما همچنان گزینه‌هایی وجود دارند که بدون خالی‌کردن حساب بانکی شما می‌توانند کیفیت عکاسی شما را به یک سطح بالا‌تر ببرند. یکی از اولین قدم‌ها در ارتقای کیفیت عکاسی، کنار گذاشتن لنز کیت و خرید لنز باکیفیت‌تر و شارپ‌تر است. با توجه به محدوده‌ی بودجه‌ای هر شخص، در این مطلب لنز‌هایی که می‌توانند با هزینه‌ای نه‌چندان بالا، کیفیت و شارپنس بسیار بهتری از لنز کیت را ارائه دهند به شما معرفی کردم. با خرید هر یک از این لنزها (بسته به نوع کاربری مورد نظرتان) در یک طرف معادله‌ی گرفتن عکس‌های باکیفیت (تجهیزات و امکانات خوب) پیشرفت خواهید کرد. برای پیشرفت بیشتر، دانش عکاسی‌تان را بالا ببرید، تمرین کنید و بدانید که مداومت و پشتکار در این کار رمز موفقیت شما خواهد بود.

دیدگاه‌ها برای اینستاگرام امکان انتشار ۱۰ عکس یا ویدیو در یک پست را ایجاد کرد با drreza135

پس از انجام یک سری آزمایش‌ها در ابتدای این ماه، اینستاگرام به‌صورت رسمی امکان انتشار چند عکس در یک پست را ایجاد کرده است. از امروز، می‌توانید تا ۱۰ عکس یا ویدیو را در یک پست اینستاگرام در پروفایلتان جای دهید و این اپ یک مجموعه اسلاید از آن‌ها را به نمایش خواهد گذاشت.

این قابلیت بسیار ساده است. در اینستاگرام ۱۰٫۹، وقتی می‌خواهید یک عکس را از Camera Roll آپلود کنید، یک آیکون کوچک در سمت راست تصویر خواهید دید که اجازه می‌دهد وارد حالت چندعکسی شوید:

زمانی که بر روی این آیکون کلیک می‌کنید، به شما اجازه می‌دهد تا ۱۰ عکس یا ویدیو را در یک پست اینستاگرام جای دهید. می‌توانید ترتیب عکس‌ها را تغییر دهید و آن‌ها را در صورت نیاز به‌صورت تکی یا جمعی ادیت کنید و سپس آن‌ها در اکانت شما همراه با آیکون multi-photo نمایش داده می‌شوند. در حال حاضر این قابلیت به عکس‌های مربعی و یک Caption برای کل عکس‌ها محدود است.

وقتی کسی بر روی این پست کلیک کند، می‌تواند کل عکس‌ها را با appropriate کردن مشاهده کند و نقاط کوچکی در زیر عکس نشان می‌دهند که چه تعداد از عکس‌ها را دیده است.

این قابلیت نیز یکی از قابلیت‌های کاربردی است که اینستاگرام طی چند وقت اخیر معرفی کرده است. این قابلیت‌ها با Stories شروع شدند، سپس ویدیوهای زنده و حالا قابلیت انتشار ۱۰ عکس و ویدیو در یک پست. در حال حاضر برای برخی از کاربران این به‌روزرسانی ارائه شده است و برای برخی دیگر نیز به‌زودی در دسترس قرار می‌گیرد.

آبشاری از آتش

پارک ملی یوسمیتی (به لاتین: Yosemite) در ایالت کالیفرنیا یکی از زیبا‌ترین و معروف‌ترین پارک‌های ملی در سراسر دنیاست که همه ساله میزبان عده کثیری از علاقه‌مندان به طبیعت و عکاسی است.

Yosemite Valley – Photo by Loïc Lagarde

در شمال دره یوسمیتی تخته سنگ بزرگی به نام ال‌کپیتان (به لاتین: El Capitan) قرار گرفته است. El Capitan از دیرباز همواره خود را در مقابل دوربین عکاسانی یافته است که آمدهاند تا زیبایی این دره را به تصویر بکشند.

Yosemite Valley – Photo From Bettmann/Corbis

یکی از زیباترین مناظر برای عکاسی در این دره، آبشار فصلی 650 متری Horsetail (به معنی دم اسب) است. این آبشار که در ضلع شرقی ال‌کپیتان قرار دارد در فصل زمستان و اوایل بهار جاری می‌شود، اما آن‌چه که این آبشار را منحصربه‌فرد می‌کند فرو ریختن آتش از بالای آن است، آتشی از جنس آب!

Horsetail Firefall – Photo by Sangeeta Day
Horsetail Firefall – Photo by Darvin Atkeson
Horsetail Firefall – Photo by Ray Lee

این آبشار از اواسط تا اواخر ماه فوریه در هنگامی که خورشید بر فراز این دره در حال غروب است نور قرمز رنگ خورشید را در زاویه‌ای بخصوص طوری منعکس می‌کند که گویی مواد مذاب و آتش از بالای ال‌کپیتان به پایین جاری می‌شود و منظره حیرت‌انگیزی را خلق می‌کند! این پدیده‌ی زیبا همه ساله به مدت حدود دو هفته اتفاق می‌افتد؛ البته اگر شرایطی مانند میزان آب آبشار، تراکم ابرها و دما نیز با این پدیده یاری کنند!
ویدیوی زیر تایم-لپسی کوتاه و دیدنی از این پدیده نادر است.

Time-lapse by Shawn Reeder and Qin Gu

سیگما سه لنز جدید از سری Art را معرفی کرد

سیگما به‌تازگی سه لنز جدید از سری سطح بالای Art را معرفی کرد. دو عدد از این لنزها از نوع پرایم و یکی زوم است و همگی برای دوربین‌های فول‌فریم نیکون، کانن و سیگما طراحی شده‌اند.

اولین لنز، یک فوق‌واید ۱۴ میلی‌متری به نام 14mm F1.8 DG HSM است که سیگما آن را اولین لنز فوق‌واید با دیافراگم F1.8 می‌نامد. این لنز دارای ۱۶ المنت است که سه عدد از آن‌ها از نوع FLD و چهار عدد از نوع SLD با پراکندگی کم هستند. همچنین دارای المنت جلویی بزرگ ۸۰ میلی‌متری است تا کمترین اعوجاج را داشته باشد و کیفیت مثال‌زدنی را از مرکز تا گوشه‌های تصویر ارائه کند.

این لنز همچنین دارای دیافراگم ۹ تیغه‌ای است و حداقل فاصله‌ی فوکوس آن ۲۷ سانتی‌متر است و از سیستم اولتراسونیک HSM سیگما برای فوکوس استفاده می‌کند.

لنز بعدی Sigma 24-70mm F2.8 DG OS HSM است. این لنز از سه المنت SLD و ۴ المنت غیر کروی همراه با ۹ تیغه‌ی دیافراگم و لرزشگیر اپتیکال بهره می‌گیرد. بدنه‌‌ی این لنز در مقابل عوامل آب‌ و هوایی مقاوم‌سازی شده و در ساخت بدنه‌ی آن از ترکیب فلز و کامپوزیت بهره گرفته شده است. حداقل فاصله‌ی فوکوس برای این لنز ۳۷ سانتی‌متر است و دهانه‌ی فیلتر آن ۸۲ میلی‌متر است.

در نهایت نیز لنز پرایم 135mm F1.8 DG HSM که سیگما مدعی است کیفیت موردنیاز برای سنسورهای ۵۰ مگاپیکسلی و بیشتر را تأمین می‌کند. این لنز از سیستم هایپرسونیک برای فوکوس استفاده می‌کند که فوق‌العاده سریع و دقیق است. همچنین به یک سنسور شتاب مجهز شده است تا جهات قرارگیری لنز را درک کرده و به فشارهای مختلفی که به المنت‌ها وارد می‌شود عکس‌العمل نشان دهد. این لنز دارای ۹ تیغه‌ی دیافراگم است و در مقابل عوامل آب و هوایی مقاومت می‌کند.

قیمت و زمان عرضه‌ی این لنزها هنوز مشخص نشده است.

سیگما یک لنز زوم تله‌فوتوی جدید را معرفی کرد

سیگما لنز جدیدی از سری Contemporary به نام Sigma 100-400mm F5-6.4 DG OS HSM را معرفی کرده است. سیگما از واژه‌ی سبک برای وصف این لنز استفاده کرده است و البته برای لنزی که تا ۴۰۰ میلی‌متر زوم می‌کند بد هم نیست. این لنز ۱۱۶۰ گرم وزن دارد و در مقابل عوامل آب‌و‌هوایی نیز مقاوم‌سازی شده است.

طول این لنز ۱۸۲ میلی‌متر است و المنت جلویی آن دارای پیچ ۶۷ میلی‌متری برای فیلتر است. برای زوم نیز از مکانیزم چرخشی معمولی در کنار Pull/Push بهره گرفته شده است. کمترین فاصله‌ی فوکوس آن نیز ۱٫۶ متر اعلام شده است و بزرگنمایی آن ۱:۳٫۸ است. ساختار آن شامل ۲۱ المنت در ۱۵ گروه می‌شود و دارای چهار المنت SLD است. سیستم فوکوس آن نیز از نوع هایپرسونیک با الگوریتمی بهبودیافته است.

قیمت و زمان عرضه‌ی این لنز جدید هنوز مشخص نشده است.

آیفون ۸ قادر به ثبت سلفی‌های سه‌بعدی خواهد بود

چند روز پیش شایعاتی پخش شدند مبنی بر این‌که آیفون ۸ حس‌گر اثرانگشت را با تشخیص سه‌بعدی چهره جایگزین خواهد کرد. حالا این شایعه قوت بیشتری پیدا کرده است، زیرا گزارشی از 9to5Mac اطلاعات جدیدی را فاش می‌کند که حاکی از قابلیت عکاسی سه‌بعدی در آیفون بعدی هستند!

بر اساس این گزارش آیفون ۸ با استفاده از یک فناوری خاص قادر است عکس‌های دوبعدی دوربین سلفی را با اطلاعات سه‌بعدی به‌دست‌آمده از یک ماژول مادون‌قرمز ترکیب کند. یکی از کاربردهای این فناوری تشخیص چهره‌ی سه‌بعدی است، ولی قادر به اسکن عنبیه‌ی چشم و حتی ثبت سلفی‌های سه‌بعدی نیز خواهد بود.

این‌گونه عکس‌ها را می‌توان سپس در بازی‌های واقعیت افزوده مورد استفاده قرار داد. به‌طور مثال چهره‌ی کاربر را جایگزین چهره‌ی کاراکترهای بازی‌ها کرد. اگر این گزارش صحیح باشد، این سیستم اسکن سه‌بعدی از فناوری تابش لیزر، ساخت کمپانی Lumentum و یک گیرنده‌ی مادون‌قرمز ساخت Foxconn/Sharp استفاده می‌کند. سنسور دوربین جلویی نیز توسط سونی تأمین شده است.

کلیه‌ی این سخت‌افزارها نیز با الگوریتم توسعه‌یافته توسط PrimeSense کنترل خواهند شد. اپل سهام این کمپانی را در سال ۲۰۱۳ خریداری کرده بود. این سیستم با ساطع کردن نور مادون‌قرمز و سپس تشخیص سیگنال‌های انعکاس یافته از اجسام کار می‌کند. نتیجه‌ی استفاده از این فناوری این است که آیفون ۸ سیستم تشخیص فاصله‌ای به‌مراتب دقیق‌تر و پیچیده‌تر از آنچه در آیفون ۷ پلاس دیده بودیم خواهد داشت. آیفون ۷ پلاس از اختلاف انطباق اپتیکال بین دو لنز برای تشخیص فواصل بهره می‌گیرد و به‌هیچ‌وجه دقت یک سیستم مادون‌قرمز را ندارد.

مانند همیشه، هیچ تضمینی برای درست بودن این شایعات و راه یافتن چنین امکاناتی به محصول نهایی وجود ندارد. ولی آنچه حتمی است این است که اپل برای سال ۲۰۱۷ محصولی ویژه را در برنامه دارد و البته ممکن است این محصول ویژه قیمتی بالای ۱۰۰۰ دلار داشته باشد.

دیدگاه‌ها برای عکس‌های برگزیده در World Press 2017 با چه دوربین‌هایی ثبت شده‌اند؟ با مجید مساجدی

مسابقه‌ی معتبر World Press که در زمینه‌ی فتوژورنالیسم برگزار می‌شود هفته‌ی گذشته عکس‌های برنده‌ی امسال را معرفی کرد. طی این رقابت عکسی که از ترور سفیر روسیه در ترکیه گرفته شده بود توانست عنوان عکس سال را کسب کند. ولی این مسابقه تنها یک عکس را انتخاب نمی‌کند، بلکه چندین عکس در زمینه‌های مختلف برگزیده می‌شوند.

یکی از موضوعات جالب‌توجه این است که بررسی کنیم عکس‌های برگزیده با چه دوربین‌هایی گرفته شده بودند. سایت اسپانیایی Photolari دقیقاً همین کار را انجام داده است و می‌توانید در ادامه نتیجه‌ی آن را مشاهده کنید، با پیکسل همراه باشید تا ببینیم کدام دوربین‌ها عکس‌های برگزیده‌ی امسال را ثبت کرده‌اند:

نمودار زیر تعداد عکس‌های برگزیده که با هر دوربین گرفته شده بودند را نمایش می‌دهد:

جالب اینکه با وجود جایگزینی با 5D Mark IV و همچنین معرفی 5DS و 5DS R از سوی کانن، همچنان 5D Mark III پررنگ‌ترین حضور را در بین دوربین‌های مختلف دارد. این دوربین طی چند سال اخیر نیز همواره توانسته است عنوان اولی را به خود اختصاص دهد.

از نظر برند نیز همچنان نیکون و کانن پیشرو هستند، ولی فوجی توانسته است سهم خود را نسبت به قبل افزایش دهد:

از نظر نوع، دوربین‌های DSLR با ثبت ۸۸٫۸ درصد از عکس‌ها پیشرو هستند و دوربین‌های بدون‌آینه توانستند ۵٫۵۵ درصد را به خود اختصاص دهند. سایر انواع دوربین‌ها نیز ۵٫۵۵ درصد از عکس‌های برگزیده را ثبت کرده‌اند.