اپل بروزرسانی iOS 12.1.3 برای آیفون و آیپد را منتشر کرد

با گذشت بیش از یک ماه از انتشار یک به‌روزرسانی بزرگ برای پلتفرم iOS، اپل ساعاتی پیش به‌روزرسانی دیگری برای سیستم عامل دیوایس‌های هوشمند خود منتشر کرده است. این به‌روزرسانی بیش از هر چیز روی حل مشکلات و رفع باگ‌هایی متمرکز شده که نارضایتی بسیاری از خریداران آیفون و آیپد را برانگیخته بود.

احتمالا به خاطر دارید که پس از انتشار آپدیت iOS 12.1.2، باگ بزرگی در سیستم عامل گریبانگیر کاربران شد که فعالسازی eSIM در آیفون‌های XS، XS Max و XR را با اخلال مواجه می‌کرد. همچنین بعضی کاربران هم در اینترنت LTE به مشکل برمی‌خوردند و اکثر مواقع نمی‌توانستند از آن استفاده کنند.

اپل با انتشار به‌روزرسانی iOS 12.1.3 تعدادی از مشکلات و باگ‌های آزاردهنده نسخه‌های قبلی را برطرف کرده که به شرح زیر هستند:

  • برطرف شدن باگی در Messages که در نمایش تصاویر در مد Details اختلال ایجاد می‌کرد و پیش‌نمایش تصاویر را نشان نمی‌داد
  • برطرف شدن مشکلی که در صورت اتصال دیوایس‌های پخش صدا به آیپد پرو مدل 2018 باعث اعوجاج در صدا می‌شد
  • برطرف شدن مشکلی که اتصال CarPlay با آیفون XR، آیفون XS و XS Max را قطع می‌کرد

برای دریافت این به‌روزرسانی، می‌توانید مسیر Settings  General  Software Update را در آی‌دیوایس خود دنبال کنید. با ورود به این صفحه از انتها گزینه Download and Install را انتخاب کرده و منتشر دانلود کامل فایل بنشینید. همچنین دریافت به‌روزرسانی را از طریق نرم‌افزار آیتونز روی رایانه هم می‌توانید انجام بدهید.

اما در کنار iOS، اپل نسخه نهایی watchOS 5.1.3 را هم پس از گذراندن دوران تست خود که تقریبا دو هفته به طول انجامید، برای عموم کاربران منتشر کرده. درست مثل آپدیت iOS، آپدیت سیستم عامل اپل واچ هم قابلیت‌های جدیدی به همراه نیاورده اما تعدادی از باگ‌ها و مشکلات نسخه‌های پیشین را برطرف کرده و پرفرمنس سیستم عامل را ارتقاء داده است.

گفتنی است که همزمان با آی او اس، به‌روزرسانی‌های macOS 10.14.3 و tvOS 12.1.2 هم برای مک بوک و اپل تی وی منتشر شده‌اند.

 

منبع: Digiato

فراخوان جشنواره ملی عکس «چهلمین بهار»

سازمان فرهنگی ، اجتماعی و ورزشی شهرداری قزوین به مناسبت ایام ا… دهه فجر اولین جشنواره ملی عکس «چهلمین بهار» در دو بخش عکاسی حرفه ای و تلفن همراه برگزار میکند.

یادآوری ۲۲ بهمن،یادآوری رشادت ها و فداکاری ها و شهادت طلبی های ملتی منسجم می باشد و این روز مبدل به یک روز فراموش نشدنی و بزرگ برای ایرانیان شده است.
در تمامی فرهنگ ها و آداب مردمان جهان رایج است که بزرگترین روز تاریخ کشور خود را پاس دارند، لذا با فرا رسیدن چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی سازمان فرهنگی ،اجتماعی و ورزشی در نظر دارد اولین جشنواره ملی عکس چهلمین بهار انقلاب اسلامی را برگزار نماید. لذا از تمامی عکاسان و علاقه مندان به ثبت تصاویر این رخداد بزرگ دعوت میشود تا با هنر عکاسی خود تصاویر پرشور مردمی را ثبت کنند تا اینبار از دریچه نگاه عکاسان این جشن بزرگ مردمی را به نظاره بنشینیم.

موضوعات جشنواره:

ایام ا… دهه فجر
جشن باشکوه انقلاب اسلامی
برداشت آزاد

بخش های جشنواره:

– بخش عکاسی حرفه‌ای
– بخش عکاسی با تلفن همراه

هیئت داوران:

آرش کریمی ، جاوید نیک پور ، محمد نوروزی

دبیر اجرایی:

یلدا صفری

مقررات شرکت در جشنواره:

۱- شرکت در جشنواره برای عموم علاقه‎مندان اعم از عکاسان حرفه‌ای یا آماتور آزاد است.
۲- هر عکاس مجاز است تا سقف ۷ اثر به جشنواره ارسال نماید.
۳- عکس ها می توانند رنگی یا مونوکروم (سیاه و سفید) باشند.
۴- ویرایش اثر تا آنجا که به جنبه استنادی عکس خدشه ای وارد نکند قابل قبول است.
۵- عکس های ارسالی نباید دارای امضاء،لوگو،پاسپارتو و … باشند.
۶- ارسال اثر توسط عکاس به منزله تضمین مالکیت و اصالت آن تلقی می شود و هیچگونه مسئولیتی برعهده برگزارکننده نخواهد بود.
۷- تکمیل فرم و ارسال آثار به منزله قبول شرایط و مقررات جشنواره می باشد.
۸- برای نامگذاری عکس ها ابتدا شماره و سپس نام عکاس درج شود.مثال: ۱- Ahmad maleki
۹- تصاویر باید با فرمت JPGE و کیفیت اصلی ارسال شوند.
۱۰- شرکت در جشنواره برای عکاسان حرفه ای و آماتور از طریق ایمیل جشنواره و تکمیل فرم شرکت در جشنواره امکان پذیر خواهد بود.    Email:B22photo97@gmail.com

دانلود فرم ثبت نام: www.qazvin.ir/farakhan

– در بخش عکاسی با تلفن همراه ارسال تصاویر از طریق آیدی تلگرام به همراه مشخصات ( نام، نام خانوادگی،تاریخ تولد،محل عکاسی) امکان پذیر می باشد.
آیدی تلگرام: B22photo97 @
۱۱- آثار منتخب در بخش عکاسی حرفه ای برای شرکت در نمایشگاه در ابعاد ۷۰ * ۵۰ و در بخش عکاسی با تلفن همراه در ابعاد ۶۰ * ۴۰ به چاپ خواهند رسید.
۱۲- عکس‌های ارسالی بایستی به لحاظ کیفیت و وضوح تصویر، قابلیت چاپ در ابعاد ۷۰ * ۵۰ سانتی‌متر در بخش عکاسی حرفه ای و در بخش عکاسی با تلفن همراه در ابعاد ۶۰ * ۴۰ را دارا باشند.
۱۳- برگزار کننده مجاز به استفاده از عکس های پذیرفته شده در رسانه ها، فضای مجازی و سایر موارد مرتبط با جشنواره با ذکر نام عکاس می باشد.
۱۴- به تمامی شرکت کنندگان که آثارشان به نمایشگاه راه یابد گواهی شرکت در جشنواره اعطاء خواهد شد.

جوایز و هدایا:
– در بخش حرفه ای:

نفر اول: دیپلم افتخار + تندیس جشنواره + جایزه نقدی به مبلغ ۱۵/۰۰۰/۰۰۰ ریال
نفر دوم: دیپلم افتخار + تندیس جشنواره + جایزه نقدی به مبلغ ۱۲/۰۰۰/۰۰۰ ریال
نفر سوم: دیپلم افتخار + تندیس جشنواره + جایزه نقدی به مبلغ ۱۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال

– در بخش عکاسی با تلفن همراه:

۱۰ برگزیده به صورت مجزا: لوح تقدیر + کارت هدیه به مبلغ  ۲/۰۰۰/۰۰۰ ریال

گاهشمار جشنواره:

آخرین مهلت ارسال آثار: ۳۰ بهمن ۹۷ (غیرقابل تمدید)
انتخاب و داوری: اوایل اسفند
اعلام اسامی برگزیدگان، اهداء جوایز و افتتاح نمایشگاه: اسفند ۹۷

نمایشگاه به مدت یک هفته میزبان بازدیدکنندگان خواهد بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره تلفن ۰۹۳۰۴۲۶۶۷۷۶ تماس بگیرید.

 

منبع: yphc.ir

۳ نکته در مورد عکاسی خیابانی برای ثبت لحظه های زیبا

عکاسان خیابانی بر اساس دو قانون زندگی و کار می کنند، عکاسی بدون جلب توجه و عکاسی با سرعت بالا. برای اینکه بتوانید هر دو این قوانین را رعایت کنید باید شناخت کاملی از دوربین و درک بالایی از نوردهی در شرایط مختلف داشته باشید. عکاسی خیابانی (street photography) به صبر احتیاج دارد: عکاس باید هوشیار باشد و همیشه به دنبال عکاسی در لحظه مناسب باشد. ما در این مطلب به شما می گوییم که چطور قبل از عکاسی آماده شوید و چطور لحظه مناسب برای عکاسی را تشخیص دهید و چطور عکس بگیرید. ما در این مطلب به سه زمینه اساسی در عکاسی خیابانی اشاره خواهیم کرد: نورسنجی سریع، فوکوس Hyperfocal و انتخاب دوربین.

تنها با آمادگی برای عکاسی در هر لحظه است که می توان عکس هایی از یک لحظه خاص گرفت. ( عکاس: Jose Antunes )

تنظیم نوردهی در کسری از ثانیه

سیستم نورسنجی اتوماتیک دوربین به همراه فرمت Raw در دوربین های مدرن امروزی تقریباً عکاسی با نوردهی مناسب را بی عیب و نقص کرده است. سیستم نورسنجی اتوماتیک دوربین گرفتن عکس با نوردهی مناسب را بسیار ساده کرده است، اما برای گرفتن عکس هایی خلاقانه و کار کردن سریع با دوربین بهتر است درک درست و کاملی از نوردهی داشته باشید. اینکه بدانید تنظیمات نوردهی دوربین را چطور انجام دهید و تمرین کنید که خودتان نورسنجی دوربین را انجام دهید به شما کمک می کند که در نهایت عکس های بهتری داشته باشید. حتی ممکن است حس ابتکاری خاصی در تمامی عکس هایتان خلق کنید.

مطلب پیشنهادی: همه چیز درباره جبران نوردهی


۳ نکته در مورد عکاسی خیابانی

فیلم های دوربین های آنالوگ قدیمی تنظیمات مناسب برای عکاسی در شرایط مختلف نوری را به شکل یک کاغذ راهنما به شما ارائه می دادند.

عکاسی در شرایط نوری ایده آل

اگر به آلبوم عکس های خانوادگی خود نگاه کنید، ممکن است صد ها و یا شاید هزاران عکس ببینید که بدون استفاده از نورسنجی گرفته شده اند، چرا که دوربین های قدیمی سیستم نورسنجی و یا نورسنجی اتوماتیک نداشته اند. اما چگونه اجداد ما بدون استفاده از این سیستم های پیچیده که امروزه ما به آنها متکی هستیم عکس هایی با نور مناسب می گرفته اند؟ آنها از قوانین تبعیت می کردند. فیلم های عکاسی قدیمی به همراه خود یک برگه راهنما برای تنظیم نوردهی مناسب در شرایط مختلف داشتند. هر کدام از این برگه های راهنمای نوردهی برای همان فیلم بوده، در شرایط مختلف، از عکاسی در هوای آفتابی گرفته تا عکاسی در سایه.

در اکثر مواقع، این تنظیمات نوردهی را از ۲ ساعت بعد از طلوع خورشید تا ۲ ساعت قبل از غروب خورشید می توان در برگه راهنمای همراه فیلم پیدا کرد. عکاس، باید با شناخت نور ایده آل، تغییرات نوری را ببیند و تنظیمات نوردهی را با استفاده از چشم خود حدس بزند.

عکاسی بدون استفاده از نورسنج

اینکه بتوانید با استفاده از تجربه و بدون استفاده از نورسنج تنظیمات مناسب برای گرفتن یک عکس با نور مناسب را تشخیص دهید به عکاس این قابلیت را می دهد تا مقادیر لازم برای نوردهی مناسب ( سرعت شاتر، دیافراگم و ISO ) را بدون استفاده از هیچ راهنما یا نورسنجی ای تنظیم کند. در نتیجه، در عکاسی خیابانی، اینکه بخواهید در لحظه عکاسی تنظیمات مناسب برای عکاسی را پیدا کنید و آن را تنظیم کنید ممکن است لحظه ای که می خواستید از آن عکس بگیرید گذشته باشد، عکاس های خیابانی حرفه ای قبل از اینکه به لحظه عکاسی برسند تنظیمات مناسب برای دوربین را حدس زده و تنظیم می کنند تا در زمان رسیدن به لحظه مناسب بتوانند به سرعت عکس بگیرند.

اما اصلاً این امکان وجود دارد که بتوان بدون استفاده از نورسنج تنظیمات نوردهی مناسب را حدس زد؟ بله، چنین چیزی ممکن است! در حقیقت درک چگونگی عملکرد نورسنجی دوربین در برابر نور بسیار ساده است، و داشتن این قابلیت به شما کمک می کند تا در پیدا کردن و تنظیم نوردهی مناسب سریع عمل کنید و با این قابلیت می توانید خیلی خلاقانه تر از حالت های AV و TV عکس بگیرید.

هوای آفتابی و f/16

قدم اول در درک نور شناخت قانون هوای آفتابی و f/16 ( Sunny f/16 ) است. قانون هوای آفتابی و f/16 یک راهنمای ساده شده از شرایط نوری مختلف است: برای عکاسی در هوای آفتابی مقدار دیافراگم را روی f/16 بگذارید و سرعت شاتر را بر اساس آن تنظیم کنید. دانستن قانون هوای آفتابی و f/16 به شما کمک می کند تا در لحظه و بدون نگاه کردن به نورسنج دوربین بتوانید تنظیمات دوربین را برای گرفتن عکسی با نور مناسب به سرعت انجام دهید.

یاد گیری قانون هوای آفتابی و f/16 شما را به یک نورسنج زنده تبدیل می کند.

تمرین با نور

سعی کنید هر روز در مکان های مختلف مقدار نوردهی مناسب را حدس بزنید، سپس با استفاده از نورسنج دوربین و یا دستگاه نورسنج ببینید که درست حدس زده اید یا خیر. یک راه تمرین خوب قدم زدن در مسیر روزانه و حدس زدن نوردهی مناسب در طور مسیر است، زیر نور خورشید، در سایه، هوای ابری یا آفتابی. بعد از مدتی تمرین خواهید دید که می توانید تنظیمات نوردهی دوربین را به سرعت و درست حدس بزنید. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید به آسمان نگاه کنید و نوردهی مناسب برای این هوا را حدس بزنید و سعی کنید این کار برای شما به یک عادت تبدیل شود.

اینکه بتوانید با نگاه کردن به سوژه بدون استفاده از هیچ وسیله ای نوردهی مناسب را به سرعت تشخیص دهید کمک بزرگی به عکاسی خیابانی است، با داشتن این توانایی می توانید قبل از عکاسی دوربین را آنطور که باید تنظیم کنید و در صورت لزوم به سرعت و بدون معطلی تنظیمات دوربین را تغییر دهید. با داشتن این توانایی می توانید سرعت عکاسی خود را بالا ببرید و بدون جلب توجه عکاسی کنید که هر دو این قابلیت ها در عکاسی خیابانی خیلی به شما کمک می کنند.

لنز های فوکوس دستی برای تنظیم فوکوس و عمق میدان کمک بزرگی به حساب می آیند، چرا که با درجه بندی هایی که روی آنها نوشته شده به راحتی می توانید فوکوس و عمق میدان عکس را کنترل کنید.

فوکوس بر روی نقطه ابرکانونی یا Hyperfocal سرعت عکاسی را به شدت بالا می برد

عکاسان خبری دوره دوربین های فوکوس دستی، استاد محاسبه ابرکانونی ( Hyperfocal ) و فوکوس کردن بر روی این نقطه هستند. اینکه بتوان در حالی که دوربین را بر روی چشم خود نمی گذارید عکس بگیرید و بدون اینکه اصلاً فوکوس بکنید در آن روزها یک امر ضروری بود. اما با روی کار آمدن دوربین های با فوکوس اتوماتیک فوکوس کردن بر روی نقطه Hyperfocal به یک تکنیک تبدیل شد که فقط در زمانی که بخواهند عمق میدان را افزایش دهند از آن استفاده می کنند، مانند عکاسی از منظره. اما با این حال استفاده از این تکنیک به دلیل بالا بردن سرعت عکاسی، در عکاسی خیابانی کاربرد زیادی دارد.

اما فاصله ابرکانونی ( stretch Hyperfocal) چیست؟ در این تکنیک با فوکوس کردن بر روی فاصله ای خاص با دیافراگمی خاص می توان از یک فاصله تا بینهایت را به صورت قابل قبولی واضح ثبت کرد. وقتی در مورد فاصله Hyperfocal صحبت می کنیم منظورمان فاصله ای است از نزدیک ترین حالت ممکن از دوربین تا بینهایت که اجسام در این محدوده به مقدار قابل قبولی واضح ثبت می شوند.

لنز های قدیمی ( لنز سمت چپ ) بر رویشان درجه بندی هایی دارند که با استفاده از آنها می توان عمق میدان عکس را کنترل کرد، اما در لنز های مدرن ( لنز سمت راست ) چنین درجه بندی ای وجود ندارد.

سلاح محرمانه عکاسان خبری

در زمانی که از فیلم و دوربین های فوکوس دستی استفاده می شد، این که بتوانید همه چیز را از فاصله تقریباً ۱ متری دوربین تا ۵ متری آن یا بیشتر در فوکوس قرار دهید ( یا حداقل به اندازه قابل قبولی در فوکوس قرار دهید ) داشتن یک فریم ۳۳ میلیمتری را برای استفاده در روزنامه تضمین می کرد. لنز ۳۵mm یا ۲۸/۲۴mm لنز های متعارفی برای عکاسان خبری برای استفاده از عکاسی خیابانی است. با استفاده از این لنز ها می توانید حتی بدون نگاه کردن از Visor نتیجه خوبی بگیرید، مانند عکاسی با دوربین های ساده کامپکت Compact.

در حقیقت، همه دوربین های یک بار مصرف و اکثر دوربین های تلفن های همراه امروزی از تکنیک Hyperfocal برای عکاسی استفاده می کنند. این دوربین ها از لنز واید ( نزدیک به ۳۰mm ) و دیافراگم نسبتاً پایین ( f/8 یا f/11 ) استفاده می کنند و با توجه به عمق میدانی که ایجاد می کنند از فاصله تقریباً ۱٫۵ متری تا بینهایت را به صورت قابل قبولی واضح ثبت می کنند.

اگر لنز شما بر رویش درجه بندی عمق میدان و فاصله ندارد، می توانید با استفاده از دیسک ExpoAperture 2 محصول شرکت Expolmaging فاصله Hyeprfocal و عمق میدان را محاسبه کنید.

محاسبه منطقه فوکوس

در قدیم بر روی بدنه لنز ها راهنمایی برای محاسبه عمق میدان وجود داشت، چیزی که در لنز های مدرن امروزی وجود ندارد. با استفاده از این درجه بندی ها به سادگی می توانستید منطقه فوکوس را محاسبه کنید، تنها با قرار دادن نشانه گر فاصله در مقابل دیافراگم این کار امکان پذیر بود.

با از بین رفتن این درجه بندی ها از روی لنز، می توانید عمق میدان عکس را با استفاده از دکمه Preview قبل از عکاسی بررسی کنید، و یا با استفاده از ابزار های دیگر این کار را انجام دهید. می توانید از بعضی ابزار ها به صورت اینترنتی استفاده کنید، و یا حتی نموداری از لنز های مختلف و فاصله کانونی های مختلف برای خود چاپ کنید. در کنار این ها می توانید از وسیله هایی مانند ExpoAperture 2 هم استفاده کنید، دیسکی محصول شرکت Expolmaging. برای شروع استفاده از این وسیله ابتدا باید اندازه سنسور و یا فیلم دوربین ( تمام اندازه ها از سنسور های Cropsize گرفته تا فیلم های ۶*۶ در این وسیله وجود دارد ) و فاصله کانونی را انتخاب کنید. سپس این وسیله عمق میدان های به وجود آمده با استفاده از دایفراگم های مختلف را به شما نشان خواهد داد. یا، اگر می دانید که چه مقدار فضا برای فوکوس لازم دارید ( عمق میدان لازم برای عکس را می دانید )، این وسیله دیافراگم مناسب را به شما نشان خواهد داد. این وسیله کوچک و قابل حملی است که در همه شرایط و همه جا می توانید از آن استفاده کنید، و حتی می توانید با استفاده از آن فاصله ابرکانونی یا Hyperfocal را هم اندازه گیری کنید.

دوربین های Medium Format ( دوربین های با سنسور های بزرگ )، مانند دوربین Fujifilm GS645G، بر روی لنز خود درجه بندی عمق میدان دارند.

از تلفن همراه هوشمند خود کمک بگیرید

گوشی های هوشمند برنامه های متنوعی در رابطه با عکاسی دارند، بعضی از این برنامه ها رایگان هستند، که می توانید با استفاده از این برنامه ها فاصله Hyperfocal را بدست آورید. برنامه ای که من از آن استفاده می کنم Photographers Tools ( که چند ابزار مختلف در یک نرم افزار است ) است که به سرعت تنظیماتی که لازم دارم را به من می گوید: برای مثال، با یک دوربین Full-frame و لنز ۲۴mm و دیافراگم f/16 می توانم از ۱٫۲۲ متری دوربین تا بینهایت اجسام را با وضوح قابل ملاحظه ای ثبت کنم.

با داشتن آمادگی برای عکاسی می توانید عکس های غیر عادی و خاصی مانند این عکس بگیرید. اما با یک ثانیه تأخیر چنین صحنه ای را از دست خواهید داد. ( عکاس: Jose Antunes )

تمرین Hyperfocal

برای عکاسی خیابانی، اگر از لنز واید استفاده می کنید فاصله ای که به طور معمول برای عکاسی نیاز دارید ۲ تا ۵ متر است.

برای اینکه از قبل فوکوس کرده باشید طوری که منطقه فوکوس فاصله ای که شما می خواهید را پوشش دهد بهتر است بدانید هر قدم شما چند سانتیمتر است. برای مثال، اگر قدم معمولی شما ۵۰ سانتیمتر است، ۴ قدم شما برابر است با ۲ متر. اگر لنز واید روی دوربین نصب کرده باشید و فاصله شما تا سوژه ۵ قدم باشد و با دیافراگم نسبتاً بسته ای مانند f/16 عکس بگیرید از فاصله ۸۰ سانتیمتری شما تا بینهایت در فوکوس خواهد بود. تمرین کنید که با قدم زدن فاصله خود را با سوژه اندازه بگیرید. با تمرین می توانید به سادگی و تنها با چشم فاصله خود را حدس بزنید و این کمک بزرگی در عکاسی خیابانی است.

اما به خاطر داشته باشید، با استفاده از تکنیک Hyperfocal شما عمق میدان بزرگی خواهید داشت، و این عمق میدان زیاد در همه شرایط و همه سبک های عکاسی مناسب نیست. بنابراین با اینکه دانستن این تکنیک کار عاقلانه ایست، از قلب خود برای پیدا کردن بهترین شرایط عکاسی در لحظه استفاده کنید. این هم قسمتی از راز عکاسی خیابانی است: سریع تصمیم بگیرید و عکس بگیرید، قبل از اینکه لحظه ای خاص را از دست بدهید.

دوربین Medium Format ( دوربین با سنسور بسیار بزرگ ) ساخته شده در سال ۱۹۸۴، Fujifilm GS645S.

از دوربین های Rangefinder استفاده کنید

هیچ دوربین خاصی برای عکاسی خیابانی وجود ندارد، و تنها داشتن امکانات عکس های خیابانی ( یا کلاً همه عکس ها ) شما را بهتر نمی کند. با این وجود دوربین های Rangefinder معمولاً کوچک و بی سر و صدا هستند و با اینکه این دوربین ها آینه ندارند ولی Visor دارند، بنابراین شاید با این دوربین ها بتوانید عکس هایی بگیرید که با دیگر دوربین ها سخت تر است. کوچک بودن این دوربین ها در زمانی که بخواهید از فردی عکس بگیرید هم به شما کمک می کند، به این شکل که با توجه به اندازه کوچک این دوربین ها افرادی که در مقابل این دوربین ها قرار می گیرند راحت تر خواهند بود.

دوربین های کوچک تر به شما این امکان را می دهند که بدون اینکه جلب توجه کنید عکس بگیرید. زمانی، تعداد کمی دوربین Rangefinder دیجیتالی برای عکاسی خیابانی وجود داشت، مانند دوربین هایی که شرکت Leica ساخته بود. اما این روز ها عکاس های خیابانی گزینه های بیشتری برای انتخاب دارند، از دوربین های مدل Micro Four Thirds شرکت های Olympus یا Panasonic گرفته تا سری دوربین های Fujifilm X.

دوربین های Micro Four Third دوربین های مدل کوچکی هستند که برای عکاسی خیابانی مناسب اند.

برعکس، دوربین های کند تر برای عکاسی خیابانی مناسب تر هستند، این دوربین ها ذهن شما را به حالت یک بیننده در می آورند. عکاسی آهسته چیزی است که هر عکاس خیابانی ای باید حداقل یک بار آن را امتحان کند.

هیچ چیز مانع استفاده عکاسان خیابانی( در خیابان ) از دوربین های بزرگ تر نیست. در حقیقت، من از استفاده دوربین Fujifilm GS645S Rangefinder لذت می برم ( عکس این دوربین در بالای قسمت Hyperfocal قرار داده شده )، دوربین محصول سال ۱۹۸۴٫ دوربین GS645S، با لنز ۶۰mm ( برابر با ۳۵mm در سنسور های ۳۵mm ای )، کیفیت بسیار بالایی دارد، بسیار کوچک و سبک است ( به نسبت دوربین های Medium Format ). دوربین های Mamiya 6، Mamiya 7 و Fujifilm GF670 دوربین های مشابه Medium Format هستند. دوربین های Rangefinder مانند این ها سرعت عکاسی شما را پایین می آورند و به شما کمک می کنند تا به بهترین شکل ممکن فوکوس کنید.

جمع بندی

با توجه به اینکه این مقاله طولانی را تا اینجا خوانده اید مسلماً به عکاسی خیابانی علاقه دارید و می خواهید در آن پیشرفت کنید. اما اگر فقط یک دوربین Compact یا DSLR دارید از این کار دست بر ندارید. دوربین خود را بردارید و به شکلی که توضیح دادیم در این راه تمرین کنید. در هفته برای این کار وقت بگذارید و با کنترل ها، تنظیمات، فوکوس در فاصله های مختلف و نوردهی دوربین خود تمرین کنید. مصمم باشید، و به خودتان امیدوار باشید و عکاسی خیابانی را درست از بیرون در خانه خود شروع کنید.

 

منبع: Lenzak

ژست دهی ماهرانه در عکاسی پرتره

شگفت انگیز است که جزئیات کوچک می توانند چه تاثیر بزرگی بر ظاهر یک عکس داشته باشند. هنگام گرفتن عکس های بی هوا یا کاندید، می توانید از زبان طبیعی بدن استفاده کنید.

اما وقتی از سوژه هایی عکس می گیرید که می دانند شما حضور دارید و از وجود دوربین آگاهند چطور؟اینجاست که ژست دهی ماهرانه با آگاهی از زبان بدن وارد عمل می شود.

تنها با توجه دقیق به چند نکته انگشت شمار، نشانه های ظریفی را به بیننده منتقل می کنید.این سه نکته مهم نقش بزرگی در نحوه تفسیر معنای ژست یک شخص (سوژه عکاسی پرتره) دارند.

آگاهی از زبان بدن چطور می تواند به ژست دهی و بهبود عکس های پرتره شما کمک کند

دی لبینا: «اگر شما می خواهید یک عکاس پرتره باشید، درک زبان بدن تنها یک گزینه نیست، یک مهارت حیاتی است؛ به همان اندازه که تنفس برای یک خواننده، یا چشیدن برای یک آشپز حیاتی است. اگر آن را نادیده بگیرید، قادر به ایجاد مداوم پرتره های زیبا از افراد یا ایجاد یک تجربه جالب و سرگرم کننده برای آنها نخواهید بود».

۳ موردی که باید در ژست دهی در نظر داشته باشیم

همانطور که روبرتو والنزوالا (Roberto Valenzuela) در کتابش با عنوان ژست دهی عالی تصویر (Picture Perfect Posing) مطرح کرده است، یک چک لیست سه تایی وجود دارد که هنگام ژست دهی به سوژه ها هنگام عکاسی پرتره باید در نظر داشته باشید. این موارد عبارتند از (کمی از نسخه روبرتو ساده تر شده است):

  1. چشم ها
  2. بینی
  3. قفسه سینه

تمام این موارد را می توان رو به سمت دوربین یا دور از آن قرار داد. بیایید چند ترکیب مختلف را که می توان تنها با جهت گیری این سه مورد (چشم ها، بینی و قفسه سینه) ایجاد کرد و آنچه که به بیننده با دیدن عکس و ژست سوژه یا مُدل برداشت خواهد کرد را بررسی کنیم.

۱- چشم ها، بینی، و قفسه سینه رو به سمت دوربین

این ظاهر یک پرتره سنتی است؛ سوژه از وجود دوربین آگاه است و با دوربین و بیننده ها ارتباط برقرار می کند.

مغز ما طوری طراحی شده که در وهله اول به صورت ها و چشم ها نگاه می کند. اگر یک صورت در عکس شما وجود داشته باشد، به احتمال زیاد وزن بصری بیشتری نسبت به المان ها و عناصر دیگر صحنه خواهد داشت.

۲- چشم ها و بینی دور از دوربین، قفسه سینه به سمت دوربین

این بیشتر یک ژست مخصوص عکاسی مُد و فشن است. این نوع ژست دهی تمرکز بیننده را بیشتر به آنچه سوژه پوشیده جلب می کند تا خود سوژه. سوژه ای که به جایی دور نگاه می کند، شما را به دنیای خود دعوت نمی کند؛ و این شما را تشویق به برقراری ارتباط با او نمی کند. در عوض، تاکید بر روی لباس است، چون آن بخش از سوژه با دوربین «حرف می زند». اگر شما در حال عکاسی از لباس مدل هستید، این ترکیب خوبی است که باید مد نظر داشته باشید.
اما در پرتره های سبک زندگی و پرتره هایی که داستانی را نقل می کنند همین می تواند بیننده عکس را کنجکاو کند! سوژه به کجا نگاه می کرده؟ در چه فکری بوده؟ و این ها همه به کارگردانی عکاس بستگی دارند.

همچنین در عکس های واید یا باز تری که عکاس محیط پیرامون را نیز به تصویر کشیده، بیننده مسیر نگاه سوژه را دنبال خواهد کرد و عکاس می تواند از این فرصت برای هدایت چشم بیننده به نقطه ای دیگر استفاده کند.

مطلب پیشنهادی: چگونه برای عکس پرتره یک ژست عالی بگیریم

۳- چشم ها، بینی، و قفسه سینه دور از دوربین

این یک روش برای شبیه سازی یک عکس کاندید یا بی هوا است و سوژه هیچ ارتباطی با دوربین ندارد. عکس های کاندید یا بی هوا به تصاویر بدون ژست گیری آگاهانه گفته می شود، گرفتن عکس بدون آمادگی قبلی سوژه. مثلا با سورپرایز یا غافلگیر کردن سوژه یا وقتی که در حرکت است. اگرچه ما به آنها ژست می دهیم، اما تصور می شود که یک لحظه طبیعی ثبت شده است. در اینجا یک مورد دیگر نیز وجود دارد که باید به آن توجه داشته باشید – حالت. عکاس می تواند چیزی به سوژه بگوید تا حالتی را از او بیرون بکشد، و این واقعا مفهوم «بی هوا» را تداعی می کند. همان سورپرایز کردن که اشاره کردیم.

یکی از بهترین مواقع برای ثبت پرتره های بی هوا و عکس های بدون ژست، وقتی است که دیگران دارند عکس های رسمی می گیرند.

۴- چشم ها و بینی رو به سمت دوربین، قفسه سینه دور از دوربین

این نوع دیگر از یک پرتره سنتی است. وقتی چشم ها، بینی و قفسه سینه رو به دوربین باشند، ظاهر تصویر رسمی به نظر می رسد، اما این مورد راحت تر است. این یکی بیشتر حس سبک زندگی را دارد.

در حالیکه آگاهی یک پرتره سنتی را دارد، اما کمی اینطور احساس می شود که سوژه غافلگیر شده است.

شما می توانید با استفاده از همین چک لیست، حتی اگر افراد بیشتری نیز در عکس وجود داشتند، ژست دهی ماهرانه و آگاهانه ای را کارگردانی نمایید.

کافیست نکات ساده این جهت گیری ها و تاثیر آن ها بر چشم و ذهن بیننده را در نظر داشته باشید.

 

منبع: yphc.ir

اپل کاربران آیفون را به چالش عکاسی دعوت کرد

در اوایل پیوستن اپل به اینستاگرام کاربران آیفون شانس شات شدن در صفحه کمپانی از طریق هشتگ ShotOniPhone#  را داشتند و حالا جدیدترین چالش عکاسی اپل با محوریت این کمپین کلید خورده است.

در چالش جدید Shot on iPhone که از روز گذشته آغاز شده و تا ۱۸ بهمن ادامه دارد، ۱۰ تصویر برتر ثبت شده با دروبین آیفون به عنوان برنده نهایی انتخاب خواهدن شد. این تصاویر منتخب در سایت کمپانی، فروشگاه های اپل و تعدادی بیلبورد در سرتاسر جهان به نمایش گذاشته می شوند.

تصاویر ارسالی توسط ۱۱ داور که یکی از آن‌ها معاون مارکتینگ جهانی اپل یعنی فیل شیلر است داوری خواهند شد. جالب است بدانید عکاس کاخ سفید در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما یعنی پتس سوزا نیز بین داوران حضور خواهد داشت.

تمام عکاسان بالای ۱۸ سالی که از آیفون استفاده می‌کنند می‌توانند با استفاده از هشتگ ShotoniPhone و ذکر مدل گوشی در کپشن عکس در این چالش شرکت کنند. ضمنا با توجه به سیاست‌های اخیر اپل برای حضور گسترده‌تر در بازار چین، کاربران شبکه اجتماعی چینی Webio هم می‌توانند در این رویداد حاضر شوند.

در ضمن اگر در شبکه‌های اجتماعی ذکر شده عضویت ندارید می‌توانید با ارسال تصویر خود با فرمت firstname_lastname_iphonemodel به ایمیل shotoniphone@apple.com email در کمپین Shots On iPhone شرکت کنید. پیش از این هم اپل تصاویر دیگری از همین کمپین با محوریت سال نو میلادی را منتشر کرده بود.

اخیرا  DxOMark آیفون XR را به عنوان بهترین دوربین موبایل تک لنز دنیا انتخاب کرد و در واقع دوربین آیفون همیشه در میان بهترین ماژول های تصویربرداری موبایل قرار داشته ؛ اپل هم با راه اندازی این چالش در پی به رخ کشیدن قدرت عکاسی این گوشی ها است.

 

منبع: Digiato

پنج عنصر مهمی که برند دوربین را از هنر عکاسی حذف می کند

درحالی‌که بحث‌ها برسر برتری برندهای مختلف تمامی ندارد، عوامل مؤثرتری هستند که بر کیفیت تصاویر تأثیر مستقیم خواهند گذاشت.

در دنیای دوربین‌های حرفه‌ای، بحث بر سر این موضوع تمامی ندارد که کدام برند بهتر است و کدام مدل امکانات بیشتری دارد. چه‌بسا می‌توان ماه‌ها و سال‌ها درباره‌ی این موضوعات تحقیق کرد و پای سخنان افراد بی‌شماری نشست که هریک نظری دارند؛ همان‌طورکه بسیاری از افراد درست در همین لحظه مشغول انجام این کار هستند.

باوجوداین، اگر از دنیای بحث‌های بی‌پایان و بیهوده خارج شویم، تنها یک سؤال مهم و اساسی می‌ماند و آن این است: وقتی پای این دوربین‌ها به عمل بازشود و نوبت به چاپ تصاویر آن‌ها برسد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

البته در مطلب پیش‌ رو، قرار نیست درباره‌ی این موضوع بحث کنیم که اساسا برندها هیچ معنایی ندارند؛ بلکه موضوع این است که برندها عامل تفاوت بین آثار دو عکاس نیستند و در دنیای عکاسی، عواملی به‌مراتب بزرگ‌تر از نام‌ها هستند که نقش‌های اصلی داستان را برعهده‌ دارند.

۱. کیفیت لنز

بی‌راه نیست اگر بگوییم در میان پنج عنصر پیش‌ رو، کیفیت لنز دوربین بیشترین تأثیر را بر کیفیت تصاویر شما خواهد گذاشت؛ چراکه در لنزهای ارزان‌قیمت و میان‌قیمت، کیفیت تصویر در محدوده‌ی میانی آن مناسب به‌نظر می‌رسد؛ اما هرچه به حاشیه‌ی تصویر نزدیک شویم، کاهش شفافیت مأیوس‌کننده‌ای به‌چشم می‌خورد. این درحالی‌ است که لنزهای باکیفیت سعی نمی‌کنند کیفیت تصویر را در تمام نقاط آن حفظ کنند.

بنابراین، بین رنگ و شفافیت تصویر در لنز زوم که ماهیت پیچیده‌اش کاهش کیفیت آن‌ را در پی خواهد داشت و لنز باکیفیت که از قضا چندان هم ارزان‌قیمت نیست، تفاوت فراوانی وجود دارد که هنگام چاپ تصاویر به آن پی خواهید برد.

قیمت لنز معمولی باکیفیت، تقریبا هشتصد دلار است که ارزان به‌نظر نمی‌رسد؛ اما باید بدانید حتی تهیه‌‌ی لنزی باکیفیت در مجموعه‌ی لوازم عکاسی‌تان ممکن است تأثیر درخورتوجهی بر کارهای شما بگذارد و توانایی واقعی دوربین و حسگر آن را به‌رخ بکشد.

۲. بدنه‌ی دوربین

متأسفانه کیفیت و شفافیت تصویر در دنیای دوربین‌های دیجیتال ارتباط مستقیمی با جیب شما دارد.

دوربین قدیمی حتی اگر بالارده هم باشد، نمی‌تواند به‌اندازه‌ی نوادگان امروزی خود ایفای نقش کند؛ چراکه دوربین‌های امروزی نسل‌به‌نسل در‌حال‌تغییر هستند و پیشرفت‌های خاصی در هر به‌روزرسانی به‌همراه دارند. افزون‌براین، دوربین‌های DSLR به‌دلیل قطعات فراوانشان، پس از چند سال استفاده‌ی متمادی دچار استهلاک و کاهش کیفیت خواهند شد.

البته، کیفیت تصویر را نباید با زیبایی آن اشتباه گرفت و عکس‌های ناموزون را بی‌دلیل به پای رده‌بالانبودن تجهیزات گذاشت. بااین‌حال، برای اموری نظیر چاپ، عنصر کیفیت و شفافیت اجتناب‌ناپذیر است و چاره‌ای جز خالی‌کردن حسابتان برای رسیدن به آن باقی نمی‌ماند. ازاین‌رو، بدنه‌ی دوربین را باتوجه‌به بودجه و نیازتان درباره‌ی کیفیت و امکانات تهیه کنید و با همراه‌سازی آن با لنزی باکیفیت، از عکاسی لذت ببرید.

۳. پردازش تصویر

ویرایش اولیه و ملایم تصویر با هدف افزایش یا کاهش تأکید بر برخی تیرگی‌ها، روشنی‌ها، رنگ‌ها و مواردی ازاین‌دست، بخشی از روند عکاسی به‌شمارمی‌رود؛ چراکه دوربین‌ها نمی‌توانند تمام منظور را در تصویر مدنظر به‌ثمر بنشانند؛ ازاین‌رو، چاره‌ای جز یادگیری اصولی قواعد مهم ویرایش تصویر نخواهید داشت.

البته، باید توجه کنید همان‌طورکه پردازش صحیح نتیجه‌ای جذاب به‌دنبال‌ دارد، پردازش اشتباه نیز به ارزش کادر مناسب و ابزار عکاسی حرفه‌ای آسیب بزند.

۴. نوردهی، فوکوس، گشودگی دیافراگم و سرعت شاتر عالی

مهم‌ترین ابزار برای ثبت کادری با ترکیب‌بندی مناسب، ترکیب موزونی از تنظیمات نوردهی و فوکوس صحیح و عمق‌ میدان به مقدار کافی و نلرزیدن دوربین است. فهم این معادلات در ابتدا به تحقیق و آموزش وابسته است؛ اما معلم اصلی شما در درک معادلات گفته‌شده تجربه و تمرین است. پس، تحقیق کنید و همواره مشغول تمرین باشید تا بهترین‌ها را ثبت کنید.

۵. دید

کدام برند قلم‌مو بود که ونسان ون‌گوک را معروف کرد؟ طبیعتا هیچ‌کس چنین سؤال عجیبی را از شما نخواهد کرد؛ چراکه دلیل شهرت ون‌گوک ایده‌هایی بود که در ذهن داشت و اجرا کرد. دنیای عکاسی هم از این قاعده مستثنی نیست؛ همان‌طورکه انسل آدامز، یکی از مشاهیر دنیای عکاسی می‌گوید: «هیچ‌چیز بدتر از تصویری شفاف از ایده‌ای کدر نیست».

ابزارها هرگز از دید و توانایی بصری ما مهم‌تر نیستند و دوربین و لنز ما هرچه هم گران‌قیمت باشد، نمی‌تواند تصویری بد و کسل‌کننده را به تصویری جذاب تبدیل کند. بنابراین، دید صحیح برای داشتن تصویری زیبا لازم است و ابزار فوق‌العاده در اغلب مواقع، فقط به زیباترشدن آن کمک می‌کند.

البته، این بخش از عکاسی سخت‌ترین بخش آن است؛ چراکه سخن از عنصری در میان است که نمی‌توان آن‌ را از فروشگاه آنلاین تهیه‌ کرد یا از کسی خرید. بله، طبیعتا یادگیری هم تاحدی بخشی از ماجراست؛ اما نقش اصلی داستان، خودِ شما و تجربه و تمرینتان در این مسیر است.

سخن پایانی

هر عکس باکیفیت و ماندگاری مجموعه‌ای از تمامی عوامل یاد شده است. پس، اگر دوربین مناسبی به‌همراه یک یا دو لنز شفاف و باکیفیت دارید و مسائل مهمی همچون ترکیب‌بندی و پردازش را فراگرفته‌اید، از همین حالا سفر بزرگ خود را در دنیای عکاسی آغاز کنید

 

منبع: yphc.ir

دیدگاه‌ها برای چگونه واضح ترین عکس ممکن را بگیریم؟ نکته‌ای کوتاه اما مهم با امین

معمولاً لنز ها در دیافراگمی نیمه باز ( دیافراگمی مانند f/8 و f/11 ) واضح ترین نتیجه را در پی خواهند داشت. در این مطلب کوتاه به شما خواهیم گفت که چگونه با لنز خود بتوانید وضوح عکس خود را افزایش دهید.

هر چه دیافراگم بسته تر باشد، سرعت شاتر باید پایین تر بیاید، بنابراین شما باید ISO را بالا ببرید تا بتوانید از سرعت شاتر نسبتاً بالایی استفاده کنید تا لرزشی در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: اشتباهات رایج در انتخاب سرعت شاتر و بهترین تنظیماتی که باید استفاده کنید

سرعت شاتری که لرزش دست را ثبت نمی کند معمولاً سرعتی سریعتر از عدد ۱ بر روی اندازه فاصله کانونی است ( فاصله کانونی / ۱ )، مانند ۱/۵۰ ثانیه برای لنز ۵۰mm نصب شده بر روی دوربین Full-frame.

سیستم لرزش گیر لنز به شما این اجازه را می دهد تا با گرفتن دوربین در دست بتوانید با سرعت شاتر پایین تر عکس واضح تری بگیرید بدون اینکه مقدار ISO را بالا ببرید و یا دیافراگم دوربین را بیشتر باز کنید.

بعضی لرزش گیر ها به قدری قوی هستند که با فعال کردن آنها می توانید با سرعتی بسیار پایین تر از سرعت معمول عکس بگیرید و لرزش دست شما در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: 5 نکته برای بدست آوردن شارپ‌ترین عکس‌های ممکن

اگر چه، ار چنین لنز هایی هم اگر درست استفاده نکنید عکس کاملاً واضحی نخواهید داشت و لبه های اجسام داخل عکس نرم شده و جزئیات آنطور که باید واضح ثبت نخواهند شد.

 

منبع: Lenzak

دیدگاه‌ها برای مقایسه نیکون D5300 و D5500 با نسیم

دوربین‌های سری D5000 نیکون جزو DSLR های رده متوسط نیکون محسوب می‌شوند. دوربین‌های این رده از رده‌ی مبتدی نیکون که شامل سری D3000 می‌شود پیشرفته‌تر هستند و امکانات بیشتری را در اختیار کاربران قرار می‌دهند اما لزوماً کیفیت عکس‌های آن‌ها خیلی بالاتر از مدل قبلی نیست. یک سال و سه ماه بعد از معرفی D5300، دوربین D5500 که طبیعتاً جایگزین مدل قبلی است در نمایشگاه CES 2015 معرفی شد. در نگاه کلی شاید تفاوت‌های بین این دو دوربین خیلی بارز نباشند اما در مدل جدید در چندین مورد تغییرات خوبی صورت گرفته است که در این مطلب به آن‌ها خواهم پرداخت. اگر به دنبال یک دوربین سطح متوسط مقرون به‌صرفه می‌گردید و یا برای انتخاب بین این دو دوربین نیکون مردد هستید، خواندن این مقاله می‌تواند در انتخابتان به شما کمک کند.

D5500 vs D5300 Header

ابتدا از اینجا شروع کنیم که اصولاً خریداران این دو دوربین چه کسانی هستند؟ در رده‌ی متوسط، نیکون (مانند رقیبش کانن) دوربین‌هایی را گنجانده است که مناسب افرادی است که در عکاسی جدی‌تر از کسانی هستند که هدفشان از خرید دوربین صرفاً گرفتن عکس‌های خانوادگی و مانند آن است. این افراد ممکن است شامل عکاسان غیرحرفه‌ای مشتاق و همچنین دانشجویان رشته‌ی عکاسی باشند؛ بنابراین به نسبت امکاناتی که این دوربین‌ها دارند قیمتشان هم بیشتر از سری D3000 است. البته نیکون DSLR هایی در سطح پیشرفته (مانند D7200) نیز دارد که امکاناتی بیشتر از دوربین‌های سطح متوسط این شرکت ارائه می‌دهند و طبیعتاً قیمت بیشتری هم دارند.

حالا بپردازیم به مقایسه‌ی این دو دوربین رده‌ی متوسط نیکون و اینکه آیا تغییرات صورت گرفته در دوربین جدید ارزش هزینه‌ی بیشتر را دارد یا خیر. مثل همیشه برای سهولت و سرعت در امر مقایسه، تمام تفاوت‌ها و شباهت‌های مهم را در جدول زیر آورده‌ام و در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازم.

[styled_table]

[/styled_table]

همان‌طور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، هر دو دوربین از سنسور 24 مگا پیکسلی فاقد فیلتر low pass استفاده می‌کنند؛ اما نیکون مدعی است که سنسور دوربین D5500 به‌طور کامل دوباره طراحی‌شده است و این با توجه به بهبود عکاسی در شرایط نوری ضعیف باورپذیر است (ISO در D5500 تا 25,600 استاندارد است درحالی‌که در D5300 برای رسیدن به این مقدار باید از ISO قابل‌افزایش استفاده می‌شد)؛ بنابراین در ISO های بالاتر، دوربین D5500 عملکرد بهتری خواهد داشت هرچند که این تفاوت انقلابی نیست اما بهبود کیفیت عکس‌های D5500 در هر دو حالت JPEG و RAW از لحاظ نویز کمتر ملموس است.

D5500 Touch screen

اما بارزترین تفاوت این دو دوربین در به‌کارگیری صفحه‌ی لمسی در D5500 است. تقریباً دو سال پیش، نیکون با ارائه‌ی D5300 برای اولین بار در DSLR هایش از WiFi و GPS داخلی استفاده کرد و حالا نیز برای اولین بار در D5500 از صفحه‌ی لمسی استفاده کرده است. صفحه‌ی لمسی LCD این دوربین کار حرکت در منوها را بسیار آسان‌تر می‌کند. همچنین، این امکان وجود دارد که با لمس صفحه نمایشگر روی همان نقطه فوکوس کرده و همچنین بجای فشردن دکمه‌ی شاتر با لمس صفحه‌ی LCD عکس بگیرید. یک قابلیت جالب دیگری که این صفحه‌ی لمسی در اختیار شما قرار می‌دهد این است که درحالی‌که از چشمی یا منظره‌یاب دوربین نگاه می‌کنید و صفحه LCD به‌طور خودکار با استفاده از حسگر نزدیکی چشم خاموش است، می‌توانید با حرکت انگشت خود روی LCD به سمت چپ و راست نقطه‌ی فوکوس خودکار را تغییر دهید و یا به‌طور مثال میزان ISO را کم یا زیاد کنید. درواقع باید از قبل یکی از عملکردهای موجود در منوی دوربین برای این حالت را انتخاب کنید و بعداً هر بار که چشمتان را به منظره‌یاب دوربین نزدیک می‌کنید و LCD دوربین خاموش می‌شود، با حرکت انگشتتان روی صفحه LCD به سمت چپ و راست، گزینه‌ای را که قبلاً انتخاب کرده‌اید تغییر دهید. این قابلیت برای خیلی‌ها شاید مهم نباشد اما مخصوصاً برای تغییر نقاط فوکوس می‌تواند بسیار کاربردی و سریع باشد. ناگفته پیداست که وجود این صفحه‌ی لمسی کار مرور عکس‌های گرفته‌شده و زوم کردن بر روی آن‌ها را خیلی سریع‌تر و راحت‌تر می‌کند.

Nikon-D5300-vs-D5500-body-size

یک تغییر دیگر مدل جدید که البته خیلی جزئی است کوچک‌تر شدن ابعاد و کمتر شدن وزن D5500 نسبت به D5300 است. قرار دادن این امکانات در یک دوربین DSLR با این ابعاد و وزن کار فوق‌العاده‌ای است که نیکون از پس آن برآمده است. یک بهبود دیگر، در ارگونومی مدل جدید و در دستگیره‌ی آن است. دستگیره‌ی دوربین D5300 به‌اندازه‌ی کافی عمیق و باز نبود بنابراین در دست گرفتن آن برای بعضی‌ها کمی مشکل بود؛ اما در D5500، دستگیره، بازتر و عمیق‌تر شده و راحت‌تر تمامی چهار انگشت در آن جای می‌گیرد.

تفاوت دیگری که در جدول بالا پیداست، وجود پروفایل prosaic در D5500 است. پروفایل prosaic بیشتر در فیلمبرداری مورداستفاده قرار می‌گیرد. درواقع با این پروفایل شارپنس و غلظت رنگ و کنتراست تصویر تا حد زیادی کم می‌شود تا بتوان محدوده‌ی دینامیکی (فاصله‌ی بین روشن‌ترین و تیره‌ترین بخش‌های یک تصویر) بیشتری را در فیلم ثبت کرد. در مراحل پس از تولید، فیلم‌های گرفته‌شده با این پروفایل، تصحیح رنگ (Color Correction) شده و دوباره به حالت طبیعی بازگردانده می‌شوند. این رویه‌ی در حال حاضر یک روند فیلمبرداری استاندارد است و در اکثر پروژه‌های فیلمبرداری حرفه‌ای (از جمله فیلم‌های سینمایی) مورداستفاده قرار می‌گیرد؛ اما اضافه شدن این پروفایل امتیاز خاصی برای D5500 محسوب نمی‌شود چراکه پروفایل‌های prosaic دیگری (مثل cinestyle) را می‌توان با نرم‌افزار نیکون برای دوربین تعریف کرد؛ بنابراین فیلم‌برداران حرفه‌ای در مورد اکثر دوربین‌های DSLR پروفایل prosaic موردنظرشان را به‌راحتی بارگذاری می‌کنند و نیازی به پروفایل prosaic از پیش تعریف‌شده نیست.

اما یک نکته که در اینجا لازم است به آن اشاره کنم کیفیت بسیار خوب فیلمبرداری با هر دوی این دوربین‌ها است. هر دو مدل نیکون در فیلمبرداری به نسبت قیمتی که دارند بسیار توانا هستند. در مد فیلمبرداری، امکان کنترل دستی بر روی میزان ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه‌ی دیافراگم در هر دوی این دوربین‌ها وجود دارد. از لحاظ اثر moire و aliasing این دو دوربین نیکون عملکرد بسیار خوبی دارند و در مورد اثر rolling shiver هم از بسیاری از رقیبان هم‌رده‌ی خود بهتر هستند. تنها یک ایراد وجود دارد و آن این است که در live perspective امکان تغییر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم (هم در مد فیلمبرداری و هم عکاسی) وجود ندارد. درواقع باید برای این کار از live perspective خارج شوید و دیافراگم را تغییر داده دوباره به live perspective بازگردید! این مشکل در هر دوی این دوربین‌ها وجود دارد و عجیب است که نیکون در مدل جدید هم فکری برای رفع آن نکرده است؛ اما اگر از لنزهایی که رینگ تغییر گشودگی دیافراگم را دارند استفاده کنید دیگر نیازی به عملکرد دوربین برای تغییر دیافراگم نیست.

wifi GPS Nikon D5300

هرچند که هر دو دوربین از wifi داخلی بهره می‌برند اما GPS داخلی که در D5300 گنجانده شده بود در D5500 دیگر وجود ندارد. احتمالاً حذف GPS در مدل جدید یکی از عواملی است که باعث شده باتری D5500 که دقیقاً همان باتری استفاده شده در D5300 است نسبت به مدل قبلی عملکرد بسیار بهتری داشته باشد.

نتیجه‌گیری

حالا باید به این سوال پاسخ دهیم که با توجه به تغییرات D5500 نسبت به D5300 آیا اختلاف قیمت تقریباً 100 دلاری قابل توجیه است؟ برای پاسخ به این سوال باید در نظر بگیرید که اختلافات بین این دو دوربین چقدر برایتان مهم است. آیا وجود صفحه‌ی لمسی را عامل مهم و تعیین‌کننده‌ای در انتخابتان می‌دانید؟ ارگونومی بهتر و عمر بیشتر باتری چقدر در کار شما تأثیرگذار است؟ آیا وجود GPS برای شما حائز اهمیت است؟ شاید برای کسی که برای اولین بار می‌خواهد یک DSLR بخرد، نبود تجربه کار با این دوربین‌ها باعث شود نتوانند به‌راحتی به این سؤالات پاسخ دهد. اگر چنین تجربه‌ای را ندارید، پیشنهاد من به شما D5500 است. وجود صفحه‌ی لمسی و عمر باتری بیشتر به همراه دستگیره‌ی بهتر همگی حس بهتری را برای اولین تجربه‌ی شما با دوربین‌های DSLR به همراه خواهند آورد که ارزش کمی هزینه بیشتر را دارد.

اما اگر صفحه‌ی لمسی برایتان مهم نیست و دیگر تفاوت‌های این دو دوربین برایتان خیلی معنادار نیست، می‌توانید D5300 را انتخاب کنید. در عوض، ما به تفاوت قیمت این دو دوربین را برای خرید لنز بهتر و یا شاید یک فلاش اکسترنال خرج کنید. اگر طرفدار این رده از دوربین‌های نیکون هستید احتمالاً می‌دانید که برای استفاده هرچه بهتر از قدرت سنسور این دوربین‌ها (و البته هر دوربین دیگری) نیازمند لنز خوب هستید. لنز کیت برای شروع کار بد نیست اما اگر در عکاسی جدی هستید مطمئناً نیازمند لنزهای شارپ تر و باکیفیت‌تری خواهید بود.

دیدگاه‌ها برای مقایسه Nikkor DX 35mm f/1.8G و Nikkor 50mm f/1.8G با mlis

لنزهای پرایم لنزهایی هستند که دارای فاصله‌ی کانونی ثابت بوده و امکان زوم ندارند. فاصله‌ی کانونی ثابت بدین معنا‌ست که برای تنظیم کادربندی سوژه‌تان باید به سوژه نزدیک یا دور شوید. این کار شاید به‌راحتی یکجا ایستادن و زوم کردن با یک لنز زوم نباشد و ممکن است در بعضی موارد اصلاً امکان نزدیک شدن به سوژه وجود نداشته باشد (مانند عکاسی حیات‌وحش یا عکاسی ورزشی که محدودیت‌هایی در میزان نزدیک شدن به سوژه وجود دارد)؛ اما درعین‌حال این لنزها ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را بسیار کاربردی و در میان عکاسان محبوب می‌کند. اولین و مهم‌ترین ویژگی، سبک‌تر بودن آن‌ها به نسبت لنزهای زوم است. دومین ویژگی مهم آن‌ها دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز آن‌ها است که آن‌ها را برای عکاسی در نور کم و عکاسی پرتره بسیار مناسب می‌کند. همچنین، لنزهای پرایم به علت ساختار ساده‌تری که دارند معمولاً بسیار کوچک و سبک هستند که حمل آن‌ها را آسان‌تر می‌کند. علاوه بر این‌ها، بااینکه این لنزها خیلی گران‌قیمت نیستند، اما معمولاً از کیفیت و شارپنس بسیار خوبی برخوردارند. تمام این ویژگی‌ها باعث می‌شود که لنزهای پرایم برای عکاسان تازه‌کاری که بودجه‌ی زیادی ندارند ازجمله بهترین انتخاب‌ها باشند.
در این مطلب به بررسی و مقایسه‌‌ی دو لنز پرایم محبوب نیکون می‌پردازم که انتخاب اول خیلی از عکاسانی است که به دنبال لنزی بهتر از لنز کیت دوربین خود هستند و درعین‌حال نمی‌خواهند حساب بانکی‌شان را برای خرید یک لنز خالی کنند. این دو لنز AF-S Nikkor 50mm f/1.8G و AF-S DX Nikkor 35mm f/1.8G هستند. قبل از بررسی این دو لنز نیکون، باید چند نکته‌ی مهم را یادآوری کنم که منجر به رفع ابهامات و سؤالات احتمالی خواهد شد.
اول اینکه لنز 50mm نیکون برای DSLR های فرمت FX نیکون که همان فول‌فریم‌های این شرکت هستند ساخته‌شده است؛ اما لنز 35mm نیکون مخصوص DSLR های فرمت DX نیکون است که شامل بدنه‌هایی با سنسور کراپ (مانند D5500 و D7200) می‌شود. بااین‌حال، هردوی این لنزها ازنظر نوع مانت یکی هستند و قابل‌استفاده بر روی هرکدام از DSLR های نیکون می‌باشند. البته قرارگیری این لنزها بر روی دوربینی با فرمتی غیر از فرمت اصلی آن‌ها تغییراتی را در زاویه‌ی دید به وجود می‌آورد. اگر از لنز 50mm نیکون که برای فرمت FX ساخته‌شده بر روی دوربینی مانند D7200 که دارای سنسور کراپ است استفاده کنید، این لنز زاویه‌ی دیدی برابر با 75mm خواهد داشت. علت این امر وجود سنسور کوچک‌تر در دوربین D7200 است که دارای ضریب کراپ 1.5 است (50×1.5 =75)؛ بنابراین، فاصله‌ی کانونی هر لنز FX بر روی بدنه‌ی کراپ (DX) باید در ضریب کراپ سنسور آن دوربین ضرب شود تا زاویه‌ی دید آن لنز را مشخص کند. البته، نکته‌ای که خیلی‌ها (حتی بعضی عکاسان حرفه‌ای) از آن غافل می‌شوند این است که به‌جز فاصله‌ی کانونی، گشودگی دهانه‌ی دیافراگم هم باید در این ضریب کراپ ضرب شود؛ بنابراین، لنز 50mm f/1.8 بر روی بدنه‌ی کراپ نیکون به یک لنز 75mm f/2.7 تبدیل می‌شود. به همین منوال، اگر لنز 35mm f/1.8 را که برای فرمت DX ساخته‌شده بر روی DSLR های فول‌فریم نیکون قرار دهید، این دوربین‌ها به‌طور خودکار به حالت کراپ 1.5 سوئیچ می‌کنند؛ چراکه در غیر این صورت در عکس‌های گرفته‌شده، صحنه‌ی ثبت‌شده در درون یک دایره‌ در وسط تصویر که دورتادور آن سیاه است نمایش داده می‌شود؛ بنابراین، دوربین با رفتن به حالت کراپ 1.5 به‌طور خودکار آن قسمت سیاه‌رنگ را حذف می‌کند. با این کار هم لنز 35mm f/1.8 به لنز 52.5mm f/2.7 تبدیل می‌شود. اهمیت این مسئله در این است که بسیاری تغییر دهانه‌ی دیافراگم در این محاسبات را در نظر نمی‌گیرند. دیافراگم f/2.7 تقریباً 1 استاپ از f/1.8 بسته‌تر است و این یعنی دیگر نمی‌توان عمق میدان کم f/1.8 را از هرکدام از این ترکیب‌ها انتظار داشت.

35mm 2

نکته‌ی دوم در مورد لنز AF Nikkor 50mm f1.8D است. این لنز هم فاصله‌ی کانونی و گشودگی دهانه‌ی دیافراگم یکسان با لنز AF-S Nikkor 50mm f/1.8G دارد؛ اما دارای موتور فوکوس خودکار داخلی نیست و برای فوکوس خودکار به بدنه‌ای که دارای موتور فوکوس خودکار باشد نیازمند است. DSLR های با سنسور کراپ نیکون، به‌جز D7100 و D7200، دارای موتور فوکوس خودکار درون بدنه نیستند؛ بنابراین، اگر یکی از دوربین‌های کراپ سطح مبتدی و متوسط نیکون (سری D3XXX و D5XXX) رادارید برای استفاده از فوکوس خودکار حتماً باید از مدل G لنز 50 میلی‌متری نیکون استفاده کنید.
و آخرین نکته این است که بررسی و مقایسه‌ای که در ادامه خواهد آمد بر اساس تست‌های انجام‌شده توسط وب‌سایت معتبر تست لنز و دوربین‌های دیجیتال DXOMark.com است. این شرکت برای بررسی عملکرد لنزها، آن‌ها را بر روی چندین بدنه‌ی مختلف قرار می‌دهد و نتایج تست‌ها را در پنج زمینه‌ی شارپنس، اعوجاج تصویر (distortion)، میزان انتقال نور (transmission)، تیرگی گوشه‌های تصویر (vignetting) و خطای رنگی (chromatic aberration) منتشر می‌کند. ازاین‌رو عملکرد هر لنز به بدنه‌ای که بر روی آن قرار می‌گیرد هم‌بستگی دارد. در اینجا، سعی بر آن است که تا مهم‌ترین ویژگی هر لنز، یعنی میزان شارپنس آن، بر روی چندین بدنه‌ی مختلف موردبررسی و مقایسه قرار داده شود.

شارپنس
سایت DXOMark.com در سال 2012 معیار جدیدی با عنوان مگاپیکسل ادراکی (perceptual megapixels) را برای ارزیابی شارپنس لنزهای دوربین‌های دیجیتال ارائه کرد. این معیار جدید بسیار قابل‌درک‌تر و ملموس‌‌تر از معیارهای پیچیده‌ای است که در علم اپتیک استفاده می‌شود و همچنین در آن ویژگی شارپنس لنز از زاویه‌ی دید انسان موردبررسی قرار می‌گیرد. مگاپیکسل ادراکی (به‌اختصار P-Mpix) درواقع میزان رزولوشن و جزئیات تصویری است که از ترکیب یک لنز و دوربین تولید می‌شود. هرچند که رزولوشن عکس‌های هر دوربین (سایز آن‌ها) ثابت است و در مشخصات هر دوربینی آمده است؛ اما رسیدن به این مقدار رزولوشن تنها به‌شرط استفاده از لنزهای بی‌نقص امکان‌پذیر است؛ اما در عمل، هیچ لنزی بی‌نقص نیست و برای همین میزان رزولوشن و جزئیات واقعی که از یک دوربین به دست می‌آید همواره کسری از کل رزولوشن سنسور تصویر آن دوربین است. با یک مثال این مفهوم را بیشتر توضیح می‌دهم. دوربین فوجی فیلم X100T را (که پیش‌تر در مطلبی جداگانه آن را با دوربین سونی RX100 IV مقایسه کرده بودم) در نظر بگیرید. این دوربین سایز APS-C دارای سنسور تصویر 16 مگاپیکسلی و لنز ثابت 23 میلی‌متری است. تلفن هوشمند سامسونگ S6 هم دارای دوربین 16 مگاپیکسلی و البته سنسور تصویر بسیار کوچک‌تر است. بااینکه هردوی این‌ها قادر به تولید عکس‌هایی با سایز یکسان (16 میلیون پیکسل) هستند هیچ‌کس نمی‌تواند کیفیت عکس‌های سامسونگ S6 را با این دوربین فوجی برابر بداند! درواقع بر همگان واضح است که دوربین فوجی عکس‌های بسیار باکیفیت‌تری می‌گیرد. یک دلیل اصلی آنکه عکس‌های دوربین فوجی را «باکیفیت‌تر» می‌دانیم وجود جزئیات (و نه اندازه‌ی عکس) بیشتر در تصاویر ثبت‌شده با این دوربین است که هم به خاطر سایز بسیار بزرگ‌تر سنسور تصویر آن و هم به سبب استفاده از لنز بسیار باکیفیت‌تر در این دوربین است؛ بنابراین، مگاپیکسل ادراکی میزان جزئیات و رزولوشن واقعی‌ای را که از ترکیب یک لنز و دوربین به دست می‌آید نشان می‌دهد که در تئوری و در صورت بی‌نقص بودن لنز برابر با رزولوشن تصویر آن دوربین است. هرچند این مفهوم در ابتدا شاید کمی پیچیده و درک آن سخت به نظر آید؛ اما در صورت درک درست می‌تواند دید عکاسان را در مورد انتخاب یک لنز (و البته دوربین) تغییر دهد و به انتخاب‌های بسیار هوشمندانه‌تر از طرف آن‌ها منجر شود.
بعدازاین مقدمه باید عرض کنم که میزان شارپنس یک لنز/دوربین که بر اساس مگاپیکسل دریافتی بیان می‌شود در سایت DXOMark بدین روش محاسبه می‌شود. ابتدا برای هر فاصله‌ی کانونی لنز (در لنزهای زوم) میزان شارپنس در تمام اعداد f آن لنز سنجیده می‌شود، سپس بالاترین شارپنسی که در هر فاصله‌ی کانونی در مقایسه‌ی تمام اعداد f به دست می‌آید تعیین می‌شود. در آخر، میانگین بالاترین شارپنس تمام فواصل کانونی محاسبه‌شده و به‌عنوان شارپنس کل لنز نمایش داده می‌شود؛ بنابراین، این عدد میانگین می‌تواند نماینده‌ی خوبی از عملکرد یک لنز در تمام فواصل کانونی‌اش باشد.

50mm f1.8

در جدول زیر، عملکرد هر دو لنز 50 میلی‌متری و 35 میلی‌متری نیکون را بر روی بدنه‌های مختلف نیکون ازلحاظ شارپنس تصویر آورده‌ام. به یاد داشته باشید که لنز 50 میلی‌متری برای فرمت FX نیکون است و بر روی بدنه‌های DX این شرکت زاویه‌ی دید متفاوتی خواهد داشت. همچنین ازآنجایی‌که قرار دادن لنز DX بر روی دوربین‌های فرمت FX غیر‌منطقی است و باعث افت کیفیت تصویر می‌شود، در سایت DXOMark هم لنزهای DX با بدنه‌های FX تست نشده‌اند؛ بنابراین در جدول زیر جایی که این تست‌ها در مورد لنز 35mm صورت نگرفته با علامت ستاره (*) مشخص‌شده است.
شارپنس

[styled_table]

[/styled_table] انتقال نوردر جدول بالا، به‌جز سه فول‌فریم D800‏، D800E و D810 که 36 مگاپیکسلی هستند مابقی دوربین‌ها از سنسور 24 مگاپیکسلی استفاده می‌کنند. ناگفته پیداست که هیچ‌کدام از دو لنز مورد مقایسه شارپنس کافی برای استفاده از تمام رزولوشن سنسور تصویر دوربین‌هایی که برایشان ساخته‌شده‌اند را ندارند؛ اما بااین‌حال و با در نظر گرفتن قیمت بسیار ارزان آن‌ها، هر دو لنز بسیار شارپ ارزیابی می‌شوند و احتمالاً این بیشترین میزان شارپنسی است که با لنزی با این قیمت می‌توان بدان دست‌یافت. برای درک بهتر کیفیت این دو لنز کافی است شارپنس این دو لنز را با شارپنس لنز کیت 18-55 f/3.5-5.6G ED II AF-S DX Nikkor مقایسه کنید که بر روی دوربین D7100 تنها 8 مگاپیکسل ادراکی است.
یک نکته‌ی جالبی که در اینجا شایان‌ذکر است تأثیری است که سنسور تصویر بر میزان مگاپیکسل ادراکی می‌گذارد. تنها تفاوت دوربین D800 و D800E حذف اثر فیلتر اپتیکال low pass در دومی است. این فیلتر به‌طور سنتی برای کاهش مشکل moire و aliasing در تصاویر، بر جلوی سنسور تصویر اکثر دوربین‌های دیجیتال قرار داده‌شده است و کاری که انجام می‌دهد این است که کمی تصویر را تار می‌کند تا اثر moire از بین برود. این تصویر تار شده بعداً درون دوربین به‌صورت دیجیتالی دوباره شارپ می‌شود؛ اما در خلال این فرایند کمی از رزولوشن (شارپنس) تصویر کاسته می‌شود. حذف این فیلتر در دوربین D800E باعث افزایش شارپنس عکس‌های گرفته‌شده با این دوربین به میزان 7 مگاپیکسل ادراکی شده است که این میزان بسیار قابل‌توجه است. این تفاوت در شارپنس را بین دو دوربین D7000 و D7100 هم می‌توانید مشاهده کنید. دوربین D7100 برخلاف D7000 فاقد فیلتر low pass است و در نتیجه‌ با لنزی یکسان می‌توان تا 4 مگاپیکسل ادراکی رزولوشن بیشتری از این دوربین به دست ‌آورد. هرچند که سنسور به‌کاررفته در D7100 هم دچار تغییراتی شده اما مطمئناً درصد زیادی از این افزایش شارپنس را باید به‌حساب حذف فیلتر low pass قرار دهیم.

50mm on D810

میزان انتقال نور
این معیار مربوط است به عملکرد لنز در انتقال نور از صحنه‌ای که از آن عکس گرفته می‌شود به سنسور تصویر دوربین. در یک لنز بی‌نقص، تمام نوری که وارد لنز می‌شود بدون کاستی از آن عبور کرده و به سنسور تصویر می‌رسد؛ اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد و مقداری از نور توسط المان‌های شیشه‌ای لنز بازتابیده یا جذب می‌شود. هرچه تعداد المان‌های یک لنز بیشتر باشد میزان انتقال نور آن نیز کاهش می‌یابد. واحدی که برای این ویژگی لنز بکار می‌رود Tstop است که معادل همان f استاپ لنز است. برای مثال اگر لنزی دارای حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم f/1.8 باشد و عدد Tstop آن برابر 2.2 باشد، یعنی حداکثر میزان نوری که این لنز می‌تواند از خود عبور دهد برابر با لنزی است که دارای f/2.2 است. این بدین معناست که 2/3EV نور کمتری به سنسور می‌رسد. این مسئله تأثیر غیرمستقیمی بر روی کیفیت عکس‌ها دارد. برای جبران کاهش نوری که به سنسور می‌رسد یا باید سرعت شاتر کاهش یابد و یا حساسیت ISO افزایش یابد که در مورد دوم می‌تواند باعث افزایش نویز در تصاویر شود. در این زمینه لنزهای زوم به علت داشتن المان‌های درون لنز بیشتر از لنزهای پرایم عملکرد ضعیف‌تری دارند.
در جدول زیر عملکرد دو لنز 35mm و 50mm نیکون درزمینه‌ی انتقال نور برحسب Tstop آورده شده است. هرچه این مقدار به حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم این دو لنز که 1.8 است نزدیک‌تر باشد به معنی عملکرد بهتر در این زمینه است.

[styled_table]

[/styled_table] همان‌طور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، هر دو لنز نیکون در این معیار عملکرد بسیار خوبی دارند. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX نیکون تنها به میزان 1/3EV کاهش انتقال نور دارد که تقریباً نا‌محسوس است. همین لنز بر روی بدنه‌های فرمت DX هم تقریباً عملکرد یکسانی دارد و تنها زمانی که بر روی D5200 قرار گیرد تا 2/3EV کاهش انتقال نور دارد که آن‌هم در حد نرمال و کاملاً قابل‌قبول است. بازهم برای آنکه بهتر مشخص شود این دو لنز در این زمینه چقدر از لنزهای دیگر بهتر هستند، لنز کیت 18-55mm f/3.5-5.6 نیکون را در نظر بگیرید که بر روی بدنه‌ی D7100 دارای 4.9 Tstop است! این یعنی تقریباً 1 استاپ کامل کاهش انتقال نور به سنسور که میزان زیادی است. لنز 35mm فرمت DX هم بر روی بدنه‌های DX نیکون عملکردی بسیار خوب و مشابه لنز 50mm نیکون دارد؛ بنابراین، ازلحاظ میزان انتقال نور هر دو لنز بسیار خوب عمل می‌کنند.

اعوجاج تصویر
این معیار عملکرد لنز، میزان اعوجاج یا همان exaggeration به وجود آمده در تصاویر که ناشی از شکست نور در لنز است را نشان می‌دهد. لنزهای زوم در فاصله‌ی کانونی far-reaching خود اعوجاج از نوع خمره‌ای (barrel distortion) و در فواصل کانونی tele اعوجاج از نوع بالشتک سوزنی (pincushion distortion) دارند. در تصویر زیر اثری که این دو نوع اعوجاج برعکس‌ها می‌گذارند به شکلی اغراق‌شده نشان داده‌شده است. سایت DXOMark هر دو نوع اعوجاج را در نظر گرفته و اعوجاج کل یک لنز را با محاسبه‌ی میانگین آن در تمام فواصل کانونی آن لنز به‌صورت یک درصد بیان می‌کند. عدد 0 به معنی عدم وجود اعوجاج و 1% به معنی اعوجاج زیاد است. معمولاً اعوجاج بیش از 0.2% در تصاویر محسوس است.

Distortion Kinds

لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX این شرکت اعوجاجی برابر با 0.4% دارد که برای یک لنز نرمال کمی زیاد است اما بیش‌ازحد نیست. همین لنز بر روی بدنه‌های DX نیکون اعوجاج کمتری به میزان 0.2% نشان می‌دهد. علت این امر این است که این لنز بر روی بدنه‌های کراپ نیکون به یک لنز تقریباً تله‌ی 75 میلی‌متری تبدیل می‌شود و درنتیجه اعوجاج خمره‌ای در آن کاهش می‌یابد.
لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX اعوجاجی برابر با 0.5% دارد که با توجه به واید بودن این لنز قابل‌قبول است. در نظر داشته باشید که تقریباً تمام لنزهای واید دارای اعوجاج خمره‌ای هستند و این مسئله‌ی عجیبی نیست. همچنین، با استفاده از نرم‌افزارهایی مانند adobe camera tender و با انتخاب پروفایل این دو لنز می‌توان به‌طور خودکار و به‌راحتی اعوجاج به وجود ‌آمده در تصاویر آن‌ها را اصلاح کرد؛ بنابراین، هردوی این لنزها از این نظر عملکرد قابل‌قبولی دارند و میزان اعوجاجشان نگران‌کننده نیست.

خطای رنگی
خطای رنگی در تصاویر براثر عدم توانایی لنز در انطباق رنگ‌های نور شکست‌یافته در محل همگرایی‌شان به وجود می‌آید. خطای رنگی معمولاً به شکل حاشیه‌های باریک رنگی (اکثراً آبی، آبی متمایل به سبز (cyan) یا بنفش) در مرزهای بین نقاط روشن و تاریک (مانند لبه‌ی ساختمان‌ها در مقابل آسمان صاف آفتابی) تصویر نمایان می‌شود. در تصویر زیر، خطای رنگی در اطراف تنه‌ی درختان و شاخ و برگ‌هایشان مشخص است که البته در نسخه‌ی corrected این عکس با کمک adobe camera tender اصلاح‌شده است. برای تست این خطای لنز، DXOMark میزان خطای نوری را برای بازترین دیافراگم ممکن همه‌ی فواصل کانونی یک لنز اندازه گرفته و میانگین آن را محاسبه می‌کند. این معیار برحسب میکرون (1/1000 میلی‌متر) بیان می‌شود و در بهترین حالت برابر صفر است. خطای رنگی 5 میکرون محسوس بوده و در اکثر دوربین‌ها به‌اندازه‌ی یک پیکسل است. اگرچه در این معیار حداکثری وجود ندارد، اما خطای رنگی 30 میکرون بسیار زیاد محسوب می‌شود.

CA

لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX دارای خطای رنگی 13 میکرونی است که میزان خیلی زیادی نیست و کاملاً قابل‌قبول است. البته این میزان برای بازترین دیافراگم این لنز (f/1.8) است و با بستن دیافراگم در استاپ‌های بعدی به میزان خطای رنگی افزوده می‌شود. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX دارای خطای رنگی 8 میکرونی است که حاکی از عملکرد بسیار خوب این لنز در این زمینه است.
نکته‌ای که در اینجا باید بدان توجه کنید این است که تمام لنزها از گران‌ترین تا ارزان‌ترین آن‌ها کم یا زیاد دچار این مشکل هستند. اگرچه دقت در انتخاب لنزی که خطای رنگی خیلی زیادی نداشته باشد امری منطقی است، اما وسواس بیش‌ازحد در این مورد کاملاً غیرضروری است؛ مخصوصاً که این مشکل در مرحله‌ی پردازش عکس‌ها در adobe camera tender یا lightroom تقریباً به‌طور کامل قابل‌رفع است.

تیرگی گوشه‌های تصویر
یکی دیگر از ایرادات اپتیکی لنزها مشکل تیرگی گوشه‌های تصویر مخصوصاً در فواصل کانونی بسیار کم و در دیافراگم‌های باز است. اگرچه این مشکل علل مختلفی دارد، اما بخشی از آن مربوط به لنز می‌شود که به آن visual vignetting می‌گویند. در تیرگی اپتیکی، سایه‌ی المان‌های بالایی لنز بر روی المان‌های پایینی می‌افتد و باعث کاهش انتقال نور در گوشه‌های تصویر می‌شود. در تصویر زیر، همان‌طور که مشاهده‌ می‌کنید، گوشه‌های تصویر بخصوص در آسمان تیره‌تر از مرکز آن است. این نوع تیرگی معمولاً با بستن دیافراگم تا چند استاپ بسیار کاهش‌یافته و درنهایت از بین می‌رود. برای محاسبه‌‌ی این معیار کیفیت لنز، DXOMark برای هر فاصله‌ی کانونی لنز، میزان کاهش نور را بر اساس EV (استاپ نوری) در بازترین دیافراگم محاسبه کرده و در آخر میانگین آن‌ها را به‌عنوان نمره‌ی کل آن لنز بیان می‌دارد.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX نیکون در f/1.8 دارای -0.9EV تیرگی در گوشه‌های تصویر است. این بدین معنا‌ست که در این گشودگی دهانه‌ی دیافراگم، گوشه‌های تصویر تقریباً 1 استاپ پایین‌تر از میزان نوردهی است که برای سوژه انتخاب‌شده است. با بستن دهانه‌ی دیافراگم تا f/4 این تیرگی بسیار کاهش‌یافته و در f/5.6 کاملاً از بین می‌رود.
لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX این شرکت دارای تیرگی -1.7EV است که میزان تقریباً زیادی است. البته در این لنز هم با بستن دیافراگم تا f/5.6 تقریباً هیچ تیرگی محسوسی در گوشه‌های تصویر باقی نخواهد ماند؛ اما اگر از این لنز بر روی بدنه‌های DX نیکون استفاده شود، ازآنجایی‌که گوشه‌های تصویر کراپ شده و عملاً این لنز به یک لنز 75mm تبدیل می‌شود، میزان تیرگی گوشه‌های تصویر هم بسیار کاهش‌یافته و به مقدار -0.8EV می‌رسد. همچنین در این حالت، در f/2.8 تیرگی گوشه‌های تصویر به‌طور کامل از بین می‌رود.
لنز 35mm نیکون در این زمینه عملکرد خوبی دارد و نمره‌ی قبولی می‌گیرد. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های فول‌فریم عملکرد خیلی خوبی ندارد و برای کاربری بهتر شاید مجبور شوید تا حداقل 1 استاپ دیافراگم را ببندید؛ اما همین لنز بر روی یک بدنه‌ی DX نیکون عملکرد بسیار خوبی دارد و گوشه‌های تصویر را خیلی کم تیره می‌کند. مشکل تیرگی گوشه‌های تصویر هم ازجمله نواقصی است که کم‌وبیش در بیشتر لنزها، مخصوصاً لنزهای بسیار واید و سریع (دارای حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم خیلی زیاد)، وجود دارد. خوشبختانه، همانند مشکل خطای رنگی و اعوجاج، تیرگی گوشه‌های تصویر هم در پردازش‌های عکس‌های tender در نرم‌افزارهایی نظیر adobe camera tender و lightroom قابل‌رفع است. هرچند که اگر تیرگی بیش‌ازحد باشد ممکن است افزایش روشنایی گوشه‌های تصویر در این نرم‌افزارها (مخصوصاً در عکس‌هایی که با ISO بالا گرفته‌شده‌اند) باعث افزایش نویز در گوشه‌های تصویر هم بشود.

نتیجه‌گیری
با توجه به مواردی که در بالا در مورد این دو لنز موردبررسی و مقایسه قرار گرفت، هر دو لنز با توجه به قیمت بسیار مقرون‌به‌صرفه‌ای که دارند و کیفیت مناسبی که ارائه می‌دهند از بهترین انتخاب‌های عکاسان نوپا برای شروع عکاسی هستند. اگر بدنه‌ی DX نیکون رادارید، از لنز 50mm نیکون می‌توانید به‌عنوان یک لنز پرتره خوب برای شروع کار عکاسی استفاده کنید. همچنین، ازآنجایی‌که این لنز برای بدنه‌های FX ساخته‌شده است، در آینده و در صورت خرید یک بدنه‌ی فول‌فریم نیکون، می‌توانید از آن بر روی دوربین جدیدتان ‌هم استفاده کنید.
لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX، دارای زاویه‌ی دید معادل زاویه‌ی دید لنز نرمال بر روی بدنه‌های FX است؛ بنابراین، از این لنز می‌توانید هم برای عکاسی منظره و هم تا حدی پرتره استفاده کنید. همچنین، زاویه‌ی دید نرمال و دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز این لنز آن را برای فیلم‌برداری و بخصوص فیلم‌برداری در شب یا محیط‌های کم‌نور بسیار مناسب می‌کند.