دیدگاه‌ها برای چرا لایت روم؟ با مهاجرت به امریکا

Lightroom51

عکاسان نجومی به قطاری از نرم افزارها برای رسیدن به نتایج مطلوب کارشان نیاز دارند. برای ساختن عکس‌هایی از رد ستارگان نرم افزار خاص خودش، برای روی هم انداختن عکس‌هایی که به روش قلم دوش تهیه شده و یا عکس‌هایی از اعماق آسمان نرم افزاری دیگر، و برای ویرایش خروجی این نرم افزارها به فتوشاپ. حال چه لزومی دارد که عنوان جدیدی به این لیست نرم افزارها اضافه کنیم؟

اولین باری که احساس کردم نیاز به نرم افزاری برای مدیریت عکس­هایم دارم در راه بازگشت از سفری طولانی به شمال غرب ایران بود. با دوستی عکاس و دوستی آشنا به آی تی درباره چگونگی مدیریت این حجم عظیم از عکس‌های گرفته شده در خلال سفر بحث می‌کردیم. به دوستان می‌گفتم که باید نرم افزاری باشد که بتواند عکس‌ها را برچسب بزند که هر موقع احتیاج به عکسی بود بتوان با جستجوی آن برچسب عکس را برایتان حاضر کند، بدون اینکه بخواهید خودتان عکس‌ها را در پوشه‌های جداگانه ذخیره کنید. فقط تصور کنید عکس‌های یک سفر مثلاً به استان زنجان را دسته بندی کنید. عکس‌هایی که از طبیعت گرفته شده را در یک پوشه باید قرار دهید، عکس‌های نجومی را در یک پوشه، عکس‌های بناهای تاریخی را در یک پوشه دیگر و …

حال مشکلی که پیش می‌آید این است که عکس‌هایی که به طور مثال مشخصه‌های طبیعت و بنای تاریخی را با هم دارند را چه کنیم؟ آیا برای آن‌ها هم پوشه‌های جداگانه تهیه کنیم؟ عکس‌های نجومی از بناهای تاریخی زنجان را نباید در پوشه‌ای که عکس‌های نجومی از ایران را در آنجا دسته بندی کرده‌اید قرار داد؟ این حجم عکس احتیاج به چه مقدار فضای ذخیره سازی نیاز خواهد داشت؟

سازنده نرم افزار آشنای فتوشاپ، در سال 2006 این مشکلات را برای عکاسان با معرفی نرم افزار لایت روم حل کرد.

لایت روم چیست؟

لایت روم یک نرم افزار ویرایش و مدیریت عکس مبتنی بر پایگاه داده است. این عنوان «پایگاه داده» یعنی همان چیزی که شما را از دسته بندی جداگانه عکس‌ها معاف می‌کند. یعنی دسته بندی بر حسب اطلاعاتی که بر روی عکس‌ها ذخیره شده و یا شما مشخص کرده‌اید. بیش از 90 درصد ویرایش‌های فتوشاپ را در لایت روم هم می‌توان انجام داد. در محیط یکپارچه این نرم افزار می‌توانید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید، با عناوین مختلف برچسب بزنید و دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز به ایجاد کپی جدید در پوشه‌ای جداگانه داشته باشید. در همان محیط ویرایش‌های اولیه و اصلی را ایجاد کنید. خروجی JPG برای چاپ بگیرید و …

و حسن بزرگ این نرم افزار برای کاربران ویندوز نمایش بی واسطه تصاویر خام ( RAW برای دوربین‌های کنون و NEF برای دوربین‌های نیکون) در محیط نرم افزار در پوشه‌هایی است که آن‌ها را قرار داده‌اید. همان‌طور که می‌دانید، محیط ویندوز توانایی نمایش تصاویر خام را ندارد و برای دیدن آن‌ها باید از افزونه­ی (Camera Raw reader) در محیط فتوشاپ استفاده می‌کردید، و برای اینکه فایل خام مورد تغییر قرار نگیرد، باید یک خروجی JPG از آن می‌گرفتید و ویرایش‌های نهایی را بر روی آن اعمال می‌کردید. قبل از آشنائی با لایت روم، من برای اینکه بدانم فایل‌های خامی که در پوشه‌های مختلف دارم شامل چه عکس‌هایی است از هر کدام از فایل‌های خام یک خروجی JPG با اندازه کوچک در کنار آن ذخیره می‌کردم. همه­ی این مشکلات در نرم افزار لایت روم حل شده است و افزون بر آن، با استفاده از لایت روم و در محیط یکپارچه‌ی آن، دیگر احتیاجی به جابه‌جایی بین پنجره‌های مختلف از ویندوز به فتوشاپ و بلعکس نخواهید داشت. بخش زیادی از کارهایی که (بیش از 90 درصد) قبلاً با ترکیبی از ویندوز و فتوشاپ انجام می‌دادید، از قبیل وارد عکس‌ها از کارت حافظه به کامپیوتر، پوشه بندی، ویرایش و … در محیط لایت روم انجام پذیر است.

بخش‌های مختلف نرم افزار

به هنگام ورود به نرم افزار اگر با محیط آن آشنا نباشید کمی گیج کننده به نظر می‌رسد. اما کافی است که به محیط آن عادت کنید و با توانایی‌های فوق‌العاده آن خو بگیرید. در این صورت دیگر کامپیوتر خود را بدون لایت روم نخواهید گذاشت. در محیط نرم افزار نوار ابزاری شامل 7 عنوان (در آخرین نسخه نرم افزار به نام لایت روم 5) وجود دارد که به ترتیب به نام‌های: Library و Develop و Map و Book و Slide Show و Print و Web هستند.

Lightroom-Library

در بخش Library اطلاعات مربوط به محل قرار گیری عکس را در سمت چپ، خود تصویر به همراه گزینه‌هایی برای چگونگی نمایش و برچسب زدن و … را در پنجره وسط، و در ستون سمت راست، گزینه‌هایی برای نمایش هیستوگرام (برای اینکه دقیقاً بدانید چه مقدار از پیکسل‌های تصویر شما در کدام نواحی قرار گرفته‌اند) ویرایش سریع، کلید واژه‌هایی که بتوانید عکس‌ها را بر اساس آن دسته بندی کنید، کلید واژه‌ای را خودتان اضافه کنید (به طور مثال، عکس‌های اعماق آسمان)، بخش متا دیتا Meta Data برای اینکه عکس‌ها را بر حسب نوع فرمت و یا اطلاعات اگزیف و … جستجو و طبقه بندی کنید.

دقت کنید که برای کسانی که حجم زیادی عکس بر روی کامپیوتر خود دارند و حال می‌خواهند از نرم افزار لایت روم استفاده کنند و یا عکسی را از طریق ویندوز وارد پوشه­های سیستم خود کرده­اند و حال می‌خواهند در محیط نرم افزار آن‌را دسته بندی کنند و ویرایش کنند نرم افزار به طور پیش فرض عکس‌های موجود در کامپیوتر شما را نمایش نمی‌دهد و برای اینکه بتواند عکس‌های شما را نمایش دهد باید از گزینه­ی ایمپورت Import استفاده کنید. یعنی هر فولدر را به همراه ساب فولدرها باید ایمپورت کنید که نرم افزار آن‌را در ستون سمت چپ نمایش دهد. اما اگر از ابتدا که می‌خواهید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید از لایت روم استفاده کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و از همان ابتدا در لایت روم مسیر ذخیره سازی را می‌توانید مشخص کنید، با کلید واژه‌هایی که می‌خواهید برچسب بزنید و …

در ستون سمت چپ، در زیر پنجره‌ی نمایش در اندازه کوچک، به غیر از محل قرار گیری عکس‌ها که با نام فولدر مشخص شده گزینه‌های دیگری هم وجود دارد که به نام‌های کالکشن Collection و کاتالوگ Catalog و سرویس اشتراک گذاری Publish services نام‌گذاری شده‌اند و هر کدام هم شامل The same could be loyal in a best-data-recovery.com liberation attention – dust, contaminants, atmosphere moisture, and high temperatures can all diverge a aspect of a tough expostulate that’s being repaired. گزینه‌ای مختلفی هستند. در بخش کاتالوگ می‌توانید عکس‌هایتان را تحت عنوان یک کاتالوگ ذخیره کنید، online casino در بخش کالکشن می‌توانید عکس‌ها را در کالکشن هایی با عنوان‌های پیش فرض و یا عنوان‌های پیشنهادی خودتان دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز داشته باشید کپی جدیدی را از عکس تهیه کنید. بخش آخر هم سرویس casino online اشتراک گذاری Publish services نام دارد که کشف ویژگی‌های آن به عهده علاقه‌مندان.

Lightroom-Develop

در بخش Develop تقریباً تمام ویرایش‌هایی را که در فتوشاپ و یا افزونه­ی Camera tender reader می توانستید انجام دهید قرار گرفته است. فایل‌های خام خود را در اینجا به راحتی می‌توانید ویرایش کنید. برای کسی که با نرم افزار فتوشاپ آشنائی دارد کار کردن در این محیط آسان خواهد بود. هم چنین در این بخش و در سمت چپ نرم افزار در زیر پنجره­ی نمایش عکس به صورت کوچک ستونی وجود دارد که History نام دارد و مراحل ویرایش را از آغاز تا انتها به شما نمایش می‌دهد. همچنین گزینه­ی دیگری به نام Presets وجود دارد که لیستی متنوع از انواع ویرایش‌ها را به طور casino online پیش فرض در اختیار شما می­گذارد. از ویرایش مختلف در حالت سیاه و سفید تا ویرایش مختلف به سبک دوربین‌های ویدئویی.

Lightroom-Map

در بخش Map نقشه‌ای دارید از مکان‌هایی که عکاسی کرده‌اید. ویژگی جالبی است برای کسانی که اهل سفر هستند. می­توانید موقعیت مکان‌هایی را که عکاسی کرده­اید بر روی نقشه مشخص کنید و یا عکس­هایتان را در روی نقشه به نمایش بگذارید. می‌توانید بر حسب مکان عکاسی و از روی نقشه عکس­هایتان را مشخص و دسته بندی کنید. از این online casino’s ویژگی به طور مثال می‌توان برای نمایش تفاوت نمای آسمان در دو منطقه خاص جغرافیایی به علاقه‌مندان به نجوم استفاده کرد؛ و nbso یا هر از گاهی نگاهی به نقاطی که روی نقشه مشخص است بیندازید online casino canada و در یک پنجره ببینید «چه سفرها کرده‌اید».

Lightroom-Book

در بخش Book می‌توانید یک کتاب با عکس­های خود طراحی کنید بدون اینکه نیاز به کمک کسی داشته باشید. فقط قبل از آن باید ناشری پیدا کرده باشید که حاضر باشد کتاب عکس شما را چاپ کند.

Lightroom-Slideshow

در بخش Slide uncover می‌توانید یک اسلاید شو از عکس­های خودتان تهیه کنید بدون اینکه بخواهید با نرم افزارهایی مثل پریمیر Premier یا پاور پوینت Power indicate سر و کله بزنید. می‌توانید بر روی اسلایدشو خودتان موزیک بگذارید، طراحی خاص خودتان را داشته باشید. خروجی پی دی اف و یا ویدئو با فرمت Mpeg4 از اسلاید شو خودتان تهیه کنید و …

در بخش Print می‌توانید برای چاپ عکس از فایل‌های خودتان ویژگی‌های خاصی را تعریف کنید. لبه­های چاپ را مشخص کنید. ویژگی­های چاپگر خودتان را برای چاپ تغییر دهید و. .

بخش Web هم برای کسانی که وب‌سایت یا وبلاگ دارند شاهکار به حساب می‌آید. می‌توانید عکس‌هایتان را در صفحه‌هایی در فرمت های اچ تی ام ال Html فلش Flash برای نمایش در وب‌سایت خود آماده کنید.

ویژگی‌های لایت روم

کسانی که این نرم افزار را برای استفاده عکاسان طرح ریزی کرده‌اند، قطعاً تمام تلاششان را کرده‌اند که ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی را در آن بگنجانند. بخش‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، ویژگی جستجوی عکس‌ها بر حسب کلیدواژه‌ها و یا جستجو بر حسب اطلاعات ضبط شده در اگزیف Exif عکس، حالت‌های پیش فرض بسیار زیاد در موقع ویرایش، قابلیت ذخیره سازی یک ویرایش که توسط شما انجام شده است در میان حالت‌های پیش فرض، ایجاد کپی مجازی از عکس و اعمال ویرایش بر روی آن، نمایش عکس‌ها در یک پنجره در کنار هم برای مقایسه، قابلیت دسته بندی عکس‌های مشابه هم که به صورت یک دسته عکس نمایش داده شود.

یک ویژگی بسیار جالب و هوشمندانه در این نرم افزار را هنگامی مشاهده خواهید کرد و کارت حافظه­ی دوربین خود را به کامپیوتر وصل کرده و قصد کپی کردن عکس‌ها بر روی حافظه­ی کامپیوتر خود را دارید. می‌توانید تنظیمات پیش فرض نرم افزار را جوری تغییر دهید که به هنگامی که کارت حافظه به کامپیوتر وصل می‌شود نرم افزار لایت روم باز شده و صفحه­ی مربوط به وارد کردن عکس­ها به کامپیوتر باز شود. طی سه مرحله­ی بسیار ساده که در زیر توضیح داده شده است این عمل انجام می‌گیرد:

  1. تعیین منبع عکس‌های ورودی (که می‌تواند از یکی از پوشه‌های موجود در کامپیوتر یا کارت حافظه­ی دوربین باشد).
  2. تعیین نوع اضافه کردن عکس‌ها که شامل کپی یا اضافه کردن به صورت نگاتیو دیجیتال و یا منتقل کردن به صورت کامل از روی کارت حافظه است.
  3. تعیین محل اضافه شدن عکس‌ها در کامپیوتر و همچنین کاتالوگی که عکس­ها در آن قرار می‌گیرد.

نکته­ی جالب توجه در این مرحله این است که اگر قبلاً بر روی کارت حافظه­ی شما عکس­هایی وجود داشته که شما آن‌ها را وارد کامپیوتر کرده باشید نرم افزار به طور خودکار تشخیص داده و با تیک زدن عکس‌های جدید به شما کمک بسیاری می‌کند که از دوباره وارد کردن و کپی کردن آن‌ها بر روی کامپیوتر خود جلوگیری کنید. آن‌هایی که با فرمت خام عکاسی می‌کنند قدر این ویژگی را به طور قطع به خوبی در می‌کنند.

دقت کنید که هر تغییری که از طریق لایت روم در محل قرارگیری عکس‌ها در کامپیوتر خود می‌دهید بلافاصله در کامپیوتر شما اعمال شده و احتیاجی به جابه‌جایی مداوم بین پنجره‌های لایت روم و ویندوز نخواهید داشت. این روند به صورت معکوس هم برقرار است. یعنی اگر تغییری در محل قرارگیری عکس‌ها در ویندوز انجام بدهید، لایت روم آن‌را شناسایی کرده و آن پوشه در لایت روم به صورت چراغ خاموش برای شما نمایش داده خواهد شد و هیچ گونه تغییری را در آن نمی‌توانید انجام دهید و با پیغام عدم توانایی نرم افزار در پیدا کردن پوشه مواجه خواهید شد. مگر اینکه مجدداً پوشه­ی تغییر مکان داده شده از طریق ویندوز را در لایت روم ایمپورت Import کنید. در انتهای این مطلب هم برای اینکه در حین کار با این ویژگی، به طور ناخواسته سبب از بین رفتن عکس­های خود نشوید توصیه‌هایی شده است.

یک ویژگی منحصر به فرد دیگر هم دیدن فضاهای ذخیره سازی دیگر به صورت آفلاین است. به طور مثال، بعد از Import هارد اکسترنال خود می‌توانید آن‌را از کامپیوتر جدا کنید، ولی همیشه محتویات آن‌را در لایت روم می‌توانید بررسی کنید و در مقابل چشمانتان باشد، البته قطعاً توانایی ویرایش یا جا بجا کردن محل ذخیره سازی را نخواهید داشت و چراغ مربوط به هارد اکسترنال خاموش خواهد بود که بدین معنی است که اتصال برقرار نیست. جالب نیست اگر بتوانید تمام محتویات چندین هارددیسک را بدون نیاز به جابه‌جایی بین پوشه‌های مختلف و پنجره‌های بی شمار ویندوز ببینید؟

 حالت‌های مختلف و بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد که قطعاً نمی‌توان در چند صفحه تمام آن‌ها را معرفی کرد. فقط 2 توصیه به کسانی که می‌خواهند از این نرم افزار استفاده کنند:

  1. ساعت‌ها فیلم آموزشی به صورت آماده در بازار یا در وب سایت شرکت ادوبی Adobe سازنده این نرم افزار، و یا در جای جای اینترنت موجود است که می‌توانید آن‌ها را دیده و تکنیک‌های بی‌شمار استفاده از لایت روم را در کم‌ترین زمان و بدون نیاز به سعی و خطاهای زیاد از آن‌ها یاد بگیرید.
  2. ابتدا در یک پوشه­ی خالی بخشی از عکس­های خود را کپی کنید و تمام مطالبی را که یاد گرفته‌اید و یا احتیاج به سعی و خطا دارد در آن تمرین کنید. مبادا در حین آموزش به اشتباه باعث از بین رفتن یا پاک شدن عکس­های ارزشمند خود شوید.

در انتها باید این نکته را گوشزد کنم که وجود لایت روم سبب بی نیازی شما از فتوشاپ نخواهد شد. چرا که به طور مثال برای تغییر سایز و حجم عکس خود و یا اعمال بعضی فیلترها، چسباندن عکس­ها به هم برای ساخت تصاویر پانوراما و بعضی ویرایش‌های خاص شما به نرم افزار مادر لایت روم یعنی فتوشاپ احتیاج خواهید داشت، ولی توانایی لایت روم در طبقه بندی عکس‌ها قابلیت بی نظیری است که شما را از سردرگمی در پوشه‌های مختلف نجات خواهد داد.

این مقاله در شماره‌ی 230 مجله نجوم چاپ شده است. بازنشر آن با اجازه نویسنده مقاله صورت می‌گیرد.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

امروز در این پست ما به شما بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶ را بدون صرف هزینه های اضافی ببینید و بخرید

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

بهترین دوربین های های نیمه حرفه ای تا سال ۲۰۱۶

 بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال 2016
بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

اگر از دوربین های کامپکت استفاده میکردید و میخواهید به عکاسی حرفه ای روی بیاورید که یک دوربین mirrorless یا DSLR تهیه کنید و برای تجربه ای جدید آماده بشید ما بهترین دوربین های DSLR میان رده را به شما معرفی خواهیم کرد با ما همراه باشید

اگر قصد خرید یک دوربین بدون آینه (mirrorless) را دارید بهتره که این مطلب را بخوانید: ۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های mirrorless با DSLR. اگر از انتخاب خودتون مطمئن نیستید که چه دوربینی انتخاب خوبی برای شماست این مطلب را مطالعه کنید: چه دوربین باید خریداری کنم ؟

دوربین های DSLR کیفیت بسیار بالاتری را نسبت به دوربین های کامپکت ارائه می دهند و علاوه بر این امکان کنترل دستی بیشتری را فراهم می کنند. در این دوربین ها همچنین قادر به تعویض لنز هستید تا بتونید در سبک های مختلف و نسبت به پروژه ای که میخواهید عکاسی کنید

کیت های DSLR

اگر این اولین دوربین DSLR شماست که تهیه میکنید بهتر است بدنه دوربین همراه با لنز معمول ۵۵-۱۸ که کیت میباشد تهیه کنید. این لنز دارای زوم قابل قبول و واید خوبی هست و هم برای عکس های Landscape و هم Portrait بکار میرود، این لنز برای شروع عالی هست.

یکی از ویژگی های دوربین های DSLR انتخاب یک لنز مناسب کار شما مانند لنز های wide-angle و telephoto فلاش های اکسترنال و لوازم جانبی دیگری همراه با دوربین خود نسبت به نیاز خود خریداری کنید.

کانن و نیکون دوربین های DSLR زیادی در بازار عرضه کرده اند، در این قسمت سونی و پنتاکس دوربین های کمتر و معقولی ارائه داده اند. در این میان شما محدود به انتخاب لنز از برند دوربین خود نیستید در این قسمت شرکت های سازنده ای هستند مانند Sigma, Tamron, Tokina و … که لنز های خوب و باکیفیتی قابل قبول را به بازار عرضه میکنند که میتوان از آن ها هم استفاده کرد.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

بهترین دوربین های های نیمه حرفه ای تا سال ۲۰۱۶

دوربین Nikon D3300

دوربین Nikon D3300
دوربین Nikon D3300

۱ – دوربین Nikon D3300

دوربین D3300 یکی از دوربین های خوب با امکانات مناسب در رنج دوربین های نیمه حرفه ای DSLR میباشد و مناسب برای کسانی است که میخواهند به سمت دوربین های DSLR روی بیاورند که ویژگی های کلیدی این دوربین را در پایین مشاهده میکنید.

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۲۴٫۲MP | مانت لنز: Nikon DX | صفحه نمایش: ۳-اینچ, ۹۲۱,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۵fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

دوربین دیجیتال Nikon D3400 جایگزین مدل قبلی D3300 میباشد اما همچنان دوربین D3300 بین بهترین دوربین های DSLR میان رده میباشد. به این دلیل که دوربین Nikon D3400 شباهت بسیار زیادی نسبت به Nikon D3300 دارد و بیشتر از لحاظ امکانات ارتباطی ارتقاء یافته است، سنسور ۲۴٫۲ مگاپیکسلی این دوربین کیفیت خوبی را به ما ارائه میدهد و مانند بیشتر دوربین های نیکون فیلتر low-pass در این دوربین وجود ندارد با این وجود تصاویر شارپ خوبی در اختیار ما قرار میدهد. حالت Guide mode دوربین برای یک فردی که تازه پا به دنیای عکاسی با دوربین های DSLR گذاشته عالی و کارآمد است. در کل این دوربین با وجود دوربین Nikon D3400 همچنان مشتری های خود را دارد و اینکه جدا از صفحه نمایش ثابت دوربین که راه حل خاصی ندارد ولی استفاده از وای فای در این دوربین با یک آداپتور نیکون امکان ارتباط از طریق Wi-Fi را در این دوربین فعال کرد.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

بهترین دوربین های های نیمه حرفه ای تا سال ۲۰۱۶

دوربین Canon EOS Rebel T6i / Canon EOS 750D

دوربین Canon EOS Rebel T6i / Canon EOS 750D
دوربین Canon EOS Rebel T6i / Canon EOS 750D

۲ – دوربین Canon EOS Rebel T6i / Canon EOS 750D

ترکیبی قانع کننده، طراحی ارگونومی عالی و یک سنسور فوق العاده

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۲۴٫۲MP | مانت لنز: Canon EF-S | صفحه نمایش: ۳-اینچ – چرخان , ۱,۰۴۰,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۵fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

دوربین کانن EOS Rebel T6i که در خارج از ایالات متحده با نام Canon EOS 750D یاد میشود با یک سنسور ۲۴٫۲ مگاپیکسلی عکس های با کیفیت خوبی به ما ارائه میدهد، این دوربین در شرایط نوری ضعیف در ایزوی بالا عملکرد خوبی دارد، کانن EOS 750D در قسمت فوکوس خودکار و نورسنجی نسبت به مدل قبلی خود T5i / 700D پیشرفت کرده و بهینه شده، وای فای داخلی و NFC در این دوربین قرار داده شده و مانند مدل پیشین خود ۷۰۰D این دوربین هم از صفحه لمسی و نمایشگر چرخان بهره میبرد، البته نیکون D5500 هم دست کمی از این دوربین ندارد و به دلیل کیفیت فوق العاده و امکانات کنترلی جامع آن در رده بعدی قرار میگیرد.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

بهترین دوربین های های نیمه حرفه ای تا سال ۲۰۱۶

دوربین Nikon D5500

دوربین Nikon D5500
دوربین Nikon D5500

۳ – دوربین Nikon D5500

انتخاب بین نیکون و کانن در این رده دوربین ها سخت است، واقعا هر دو دوربین امکانات و کیفیت عالی دارند.

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۲۴٫۲MP | مانت لنز: Nikon DX | صفحه نمایش: ۳٫۲-اینچ، چرخان, ۱,۰۴۰,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی۵fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

 

دوربین D5500 رقیت سرسخت Canon EOS Rebel T6i / EOS 750D میباشد، از سری D3000 کانن که وقتی به بازار اومد در بازار جایگاه خوبی را برای خود به ارمغان آورد پس از آن سری D5000 با امکانات بیشتر و خلاقانه تر به بازار آمد. در حال حاضر جدیدترین مدل سری D5000 مدل D5600 میباشد که فعلا معرفی شده اما فعلا در بازار ایالات متحده موجود نیست، این دوربین تفاوت زیادی با D5500 ندارد و هنوز با این وضعیت Nikon D5300 و Nikon D5500 در جایگاه بسیار خوبی قرار دارد.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

بهترین دوربین های های نیمه حرفه ای تا سال ۲۰۱۶

دوربین Canon EOS Rebel T6s / Canon EOS 760D

دوربین Canon EOS Rebel T6s / Canon EOS 760D
دوربین Canon EOS Rebel T6s / Canon EOS 760D

۴ – دوربین Canon EOS Rebel T6s / Canon EOS 760D

این دوربین شباهت زیادی با دوربین ۷۵۰D دارد که یک مقدار امکانات دوربین بهتر شده و یک نمایشگر وضعیت هم به قسمت بالای دوربین اضافه شده که خیلی کارآمد هست

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۲۴٫۲MP | مانت لنز: Canon EF-S | صفحه نمایش:۳-اینچ، لمسی چرخان, ۱,۰۴۰,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۵fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

دوربین کانن ۷۶۰D یکی از دوربین های خوب با امکانات کاملی هست که ما بین دوربین های میان رده DSLR میتونیم داشته باشیم، دوربین دیجیتال Canon EOS 760D با کیت های مختلفی وارد بازار شده و توانست جایگاه خوبی برای خود پیداکند.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

دوربین Nikon D5300

دوربین Nikon D5300
دوربین Nikon D5300

۵ – دوربین Nikon D5300

این دوربین جزو آخرین دوربین های نیکون نیست ولی هنوز میتوان آن را جزو بهترین ها دانست

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیسکل: ۲۴٫۲MP | مانت لنز: Nikon DX | صفحه نمایش:۳٫۲-اینچ چرخان, ۱,۰۳۷,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۵fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

چند سالی از اومدن دوربین D5300 گذشت که پس از آن در این سری نیکون دوربین D5500 را به بازار عرضه کرد، نیکون D5500 همانند مدل پیشین خود یعنی D5300 دارای یک سنسور ۲۴٫۲ مگاپیکسلی و با حداکثر ایزوی ۲۵,۶۰۰ میباشد، پردازنده EXPEED 4 همانند مدل قبلی بوده و هیچ تغییری نکرده همینطور دوربین دارای ۳۹ نقطه فوکوس میباشد، با این تفاوت که دوربین D5300 دارای صفحه لمسی نبود و در عوض GPS داشت. دوربین Nikon D5300 با یک بار شارژ کامل حدود ۶۰۰ شات میزند جدا از این دوربین های رده جدید اگر بخوایم دوربین های سری جدید را در نظر نگیریم این دوربین بدون شک یکی از بهترین دوربین هاست که در حال حاضر میتوانید تهیه کنید.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

دوربین Canon EOS Rebel T5i / Canon EOS 700D

دوربین Canon EOS Rebel T5i - Canon EOS 700D
دوربین Canon EOS Rebel T5i – Canon EOS 700D

۶ – دوربین Canon EOS Rebel T5i / Canon EOS 700D

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۱۸ | مانت لنز: Canon EF-S | صفحه نمایش: ۳-اینچ، لمسی و چرخان, ۱,۰۴۰,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۵fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

تمایز EOS Rebel T5i / 700D از T6i / 750D کار سختی است و به سختی می توان آنها را از یکدیگر تشخیص داد، زیرا دوریین جدید هم ارگونومی منحصر به فرد و صفحه نمایش لمسی T5i را به ارث برده. حتی دکمه های کنترل قدیمی آن هم از از دکمه های نیکون رقیب جامع تر است و استفاده از آن را بدون در نظر گرفتن سطح مهارت شما، آسانتر می کند. با این حال سنسور T5i همان سنسور T2i است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شده و در حال حاضر به خاطر حذف نویز و محدوده دینامیکی حرفی برای گفتن ندارد. سیستم فوکوس خودکار ۹ نقطه ای آن نیز از رده خارج شده و اتصال Wi-Fi نیز ندارد. کاهش قیمت T5i آنرا وسوسه انگیز می کند اما T6i انتخاب آینده نگرانه ایست.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

دوربین Nikon D3400

دوربین Nikon D3400
دوربین Nikon D3400

۷ – دوربین Nikon D3400

یک دوربین میان رده فوق العاده که فقط احتیاج است کمی قیمت آن پایین بیاید

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۲۴٫۲ | مانت لنز: Nikon DX | صفحه نمایش: ۳ اینچی، ۹۲۱۰۰۰ نقطه ای | سرعت عکسبرداری پیاپی: ۵ فریم بر ثانیه | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

جدیدترین DSLR نیکون تقریبا در مشخصات با D3300 یکسان است، اما اتصال بلوتوث SnapBridge نیکون را برای انتقال مستقیم تصاویر به تلفن های هوشمند را نیز دارد که اشتراک گذاری تصاویر را آسان تر می کند. دوربین D3400 یک DSLR میان رده عالی با امکانات خوب برای کاربرانی هست که تازه میخواهند کار دوربین های DSLR را شروع کنند، اما از آنجا که این دوربین جدیدترین دوربین این لیست است، نسبت به مدل پیشین خود قیمت بالاتری دارد ولی و دوربین فقط از لحاظ ارتباطی ارتقاء یافته، شما میتوانید با انتخاب D3300 هزینه اضافی را نگه دارید و روی لنز و دیگر لوازم جانبی هزینه کنید.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

دوربین Canon EOS Rebel SL1 / Canon EOS 100D

دوربین Canon EOS Rebel SL1 Canon EOS 100D
دوربین Canon EOS Rebel SL1 Canon EOS 100D

۸ – دوربین Canon EOS Rebel SL1 / Canon EOS 100D

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۱۸MP | مانت لنز: Canon EF-S | صفحه نمایش: ۳-اینچ لمسی, ۱,۰۴۰,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۴fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

کانن EOS Rebel SL1 که در خارج از ایلات متحده با نام Canon EOS 100D شناخته میشود، کانن EOS 100 یک دوربین کوچک با امکانات مناسب میباشد این دوربین در سال ۲۰۱۳ به بازار عرضه شد و در آن زمان یکی از بهترین دوربین ها در رده خودش برای کسانی بود که میخواستند کار با دوربین های DSLR را تازه شروع کنند، یک سنسور ۱۸MP APS-C در این دوربین بکار رفته سیستم فوکوس hybrid CMOS AF II بهینه شده نسبت به ۱۲۰۰D ، صفحه نمایش لمسی ۳ اینچ به شما کمک میکند براحتی با دوربین کار کنید، باید از کانن تشکر کرد که در آن سالها صفحه نمایش لمسی قرارداد و سعی کرد دکمه های فیزیکی را کمتر کند و در رابط کاربری تحولی ایجاد کند که دوربین های DSLR خود را به سوی صفحه لمسی برد، کیفیت عکسبردرای این دوربین خوب هست اما در این رنج قیمت دوربین Nikon D3300 با سنسور ۲۴ مگاپیکسلی که میتواند جزئیات بیشتر را ثبت کند هم انتخاب خوبی برای کاربران میباشد.

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

دوربین Canon EOS Rebel T6 / Canon EOS 1300D

دوربین Canon EOS Rebel T6 Canon EOS 1300D
دوربین Canon EOS Rebel T6 Canon EOS 1300D

۹ – دوربین Canon EOS Rebel T6 / Canon EOS 1300D

یک جایگزین خوب برای دوربین Canon EOS 1200D

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۱۸MP | مانت لنز: Canon EF-S | صفحه نمایش: ۳-اینچ, ۹۲۰,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۳fps | حداکثر وضوح فیلمبرداری: ۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

بهترین دوربین های DSLR میان رده تا سال ۲۰۱۶

دوربین Pentax K-50

دوربین Pentax K-50
دوربین Pentax K-50

۱۰ – دوربین Pentax K-50

یکی از بهترین دوربین ها در هر شرایطی

سنسور: APS-C CMOS | مگاپیکسل: ۱۶٫۳MP | مانت لنز: Pentax K | صفحه نمایش: ۳-اینچ, ۹۲۱,۰۰۰ نقطه | سرعت عکاسی پیاپی: ۶fps |حداکثر وضوح فیلمبرداری :۱۰۸۰p | سطح کاربری: مبتدی

دوربین های DSLR پنتاکس به خاطر ارزش نسبت قیمت به هزینه تمام شده خود معروف هستند و K-50 نیز از این قائده مستثنی نیست. DSLR های مقاوم در برابر رطوبت که معمولا ضد باران و ضد غبار هستند قیمت بالایی دارند اما K-50 با قیمت مقرون به صرفه ای ارائه می شود در نتیجه شما می توانید در هر شرایطی عکاسی کنید. فقط به خاطر داشته باشید که با استفاده از لنز های WR (ضد رطوبت) می توانید بهترین نتیجه را بگیرید. بدون در نظر گرفتن لنزی که استفاده می کنید سیستم لرزشگیر پنتاکس (Pentax’s in-camera Shake Reduction system) لرزش های دوربین را از بین می برد و حتی می تواند کمی کجی خط افق را نیز از بین ببرد. تنها دلیلی که K-50 پنتاکس در بالای لیست ما نیست محدودیت لنزهای پنتاکس است.

دیدگاه‌ها برای تفاوت‌ حسگرهای فول‌فریم و کراپ با علیرضا فرهی

اغلب عکاسان و علاقه‌مندان به عکاسی در هنگام شروع کار خود یک دوربینی مجهز به حسگر کراپ خریداری می‌کنند و ترجیح می‌دهند که هزینه بیشتری را برای یک لنز فول‌فریم بپردازند. این یک شیوه معقول برای کسانی است که می‌خواهند در آینده کاری دوربین کراپ خود را به یک بدنه فول‌فریم تغییر دهند؛ اما واقعاً لنز‌های فول فریم تصویر واضح و شارپی را بر روی سنسورهای کراپ می‌اندازد؟ آیا لنزهای فول‌فریم عملاً لنزهای مناسبی برای این نوع سنسورها هستند؟ در کل حسگر‌های کراپ با فول فریم چه تفاوت‌هایی دارد؟ در ادامه سعی شده است تا به طور کلی به سؤالات فوق پاسخ داده شود.

سنسور کراپ چست؟

حسگر تصویر دوربین‌های دیجیتال در دو نوع فول‌فریم و کراپ تولید می‌شوند. این تقسیم‌بندی بر اساس ابعاد حسگر صورت گرفته است. حسگرهای فول فریم دارای همان ابعاد فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری هستند در حالی که حسگرهای کراپ در ابعاد کوچک‌تری تولید می‌شوند. حسگر‌های کراپ با توجه به اینکه چه شرکتی آن‌ها را تولید کرده است، اندازه‌ی متفاوتی دارند. از انواع حسگرهای کراپ می‌توان به APS-C و micro 4/3 اشاره کرد.

%db%b1

sensor_2-650-80

زاویه دید

تفاوت اصلی سنسور‌های کراپ و قطع متوسط در زاویه دید تصویر ثبت شده است. اگر از یک لنزِ به خصوص، در دوربین‌های فول فریم و کراپ استفاده شود سنسور‌های فول‌فریم با توجه به اینکه ابعاد بزرگ‌تری دارند طبیعتاً زاویه بازتری را نیز تحت پوشش خود قرار می‌دهند. در واقع عبارت کراپ در سنسورهای کوچک‌تر نیز به همین موضوع اشاره دارد که انگار در این حسگرها قسمتی از ابعاد تصویر برش خورده‌ است. به عنوان مثال اگر یک‌بار با دوربین فول‌فریم D800 نیکون و بار دیگر با D7100 نیکون که دارای سنسور کراپ است از یک نقطه دید ثابت و با یک لنز مشخص نسبت به سوژه عکس بگیریم، تصویر ثبت شده توسط D7100 زاویه دید بسته تری نسبت به D800 دارد.

cropped_sensor_view

 فاصله کانونی

خوشبختانه بر خلاف تصور رایج هیچ نکته پیچیده‌ای در مورد فاصله کانونی لنز در دوربین‌های فول‌فریم و کراپ وجود ندارد. فاصله کانونی یکی از مشخصات فیزیکی لنز است و به هیچ پارامتر دیگری وابسته نیست. به عنوان مثال یک لنز ۵۰ میلی‌متری در تمام دوربین‌ها،از دوربین‌های ۳۵ میلی‌متری گرفته تا دوربین‌های قطع بزرگ، فاصله کانونی ۵۰ میلی‌متر دارد. این که می‌گوییم لنز ۵۰ میلی‌متری یک تصویر واید ارائه می‌دهد یا لنزی با فاصله کانونی ۲۰۰ میلی‌متر یک لنز تله است با این فرض خواهد بود که تصویر لنز بر روی حسگری با ابعاد فیلم ۳۵ میلی‌متر ثبت شده است؛ بنابراین این امکان وجود دارد که یک لنز ۱۸ میلی‌متری بر یک سنسور بسیار کوچک مثل سنسور دوربین‌های موبایل زاویه دیدی کاملاً بسته ارائه دهد و یک لنز تله به محسوب شود.

canon-5d-vs-canon-20d-full-frame-versus-cropped-sensor-490x326

شرکت‌های سازنده لنز اغلب برای لنز‌های خود یک فاصله کانونی معادل نیز تعریف می‌کنند. مثلاً ابعاد سنسورهای APS-C نیکون ۱/۵ برابر کوچک‌تر از حسگر‌های فول هستند یا به عبارتی دیگر دارای ضریب کراپ ۱.۵ هستند. این بدین معناست که اگر یک لنز ۵۰ میلی‌متری به یک دوربین کراپ نیکون بسته شود زاویه دیدی معادل تصویر ثبت شده از یک لنز ۷۵ میلی‌متری بر بدنه فول فریم ارائه می‌دهد. ۷۵ میلی‌متر در واقع همان فاصله کانونی معادل این لنز ۵۰ میلی‌متری برای سنسورهای APS-C نیکون است. برای محاسبه فاصله کانونی معادل کافی است کراپ فکتور یا ضریب کراپ را در فاصله کانونی لنز ضرب کنید. با توجه به این که فاصله کانونی معادل بر اساس قطع فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری محاسبه می‌شود بنابراین می‌تواند پارامتر خوبی برای درک نسبی این نکته باشد که لنز مورد نظر چه زاویه دیدی را پوشش می‌دهد.

مزیت‌ها و ویژگی‌های حسگرهای فول‌فریم و کراپ

در ادامه به دور از مباحث فنی به ویژگی‌های این دو نوع سنسور می‌پردازیم

سنسورهای فول‌فریم

عموماً این سنسورها از داینامیک رنج بالاتری برخوردارند و در ایزوهای بسیار بالا یا پایین نسبت به حسگرهای کراپ تصاویری واضح‌تر و با نویز کم‌تر ارائه می‌دهند. این نوع سنسورها در عکاسی معماری بسیار کارآمدتر هستند زیرا در این نوع عکاسی به تصاویر واید نیاز است تا بناهایی با ابعاد مختلف در کادر تصویر جای گیرند. در ضمن از آنجایی که حسگر‌های فول فریم از ابعاد بزرگ‌تری نسبت به حسگر‌های کراپ برخوردار هستند، در نتیجه تصاویر ثبت شده توسط این حسگرها دارای جزئیات بیشتری خواهند بود.

سنسورهای کراپ

با وجود اینکه سنسور‌های کراپ کیفیتی معادل نمونه‌های فول فریم ارائه نمی‌دهد ولی نسبت به آن‌ها اقتصادی‌تر هستند. به علاوه در عکاسی تله یا عکاسی طبیعت با توجه به اینکه این دوربین‌ها عمق میدان بیشتری را از یک نقطه دید ثابت ارائه می‌دهند می‌توانند به انتخاب معقول‌تری نسبت به دوربین‌های فول فریم تبدیل شوند.
sensorcomparison-1

 

لنز‌های فول‌فریم و کراپ

شرکت‌های سازنده، لنز‌ها را با توجه به اینکه قرار است بر چه دوربینی بسته شود طراحی می‌کنند. لنز‌های فول فریم برای حسگر‌های فول فریم و لنزهای کراپ به طور اختصاصی برای حسگر‌های کراپ طراحی‌شده‌اند. به علاوه این امکان وجود دارد که لنز‌های فول‌فریم را بر بدنه کراپ ببندیم ولی در ابعاد تصویر و زاویه دید همان‌طور که در فوق اشاره شد، تغییراتی حاصل می‌شود.

احتمالاً شنیده‌اید که استفاده از لنز فول فریم بر بدنه کراپ تصویری شارپ‌تر را ارائه می‌دهد. این یک تصور غلط است که در بین عموم متداول شده است؛ زیرا لنزهای طراحی شده برای بدنه کراپ تمامی نور ورودی را بر روی حسگر می‌اندازند در حالی که یک لنز فول فریم بخش قابل توجهی از نور ورودی را خارج از حسگر کراپ می‌اندازد و عملاً این قسمت از تصاویر بلااستفاده می‌مانند. محققان DxOMark پارامتری به نام مگاپیکسل دریافتی یا Perceptual Megapixel را برای به‌ دست آوردن شارپنس تصویر ثبت شده در ترکیب‌های وسیعی از بدنه‌ها و لنز‌های مختلف محاسبه کرده‌اند. به عنوان مثال تصویر ثبت شده توسط 5D symbol III به همراه یک لنز ۷۰-۲۴ میلی‌متر شارپنسی  معادل 14 P-Mpix خواهد داشت. این در حالی است که شارپنس تصویر ثبت شده توسط بدنه کراپ Canon 7D با همان لنز فول فریم تا 7 P-Mpix کاهش می‌یابد؛ بنابراین وضوح تصویر به نسبت کم خواهد شد؛ اما اگر لنز 55-18 میلی‌متر F3.5-5.6 کانن که برای حسگر‌های کراپ APS-C طراحی شده است بر بدنه 7D ببندیم تصویر نهایی شارپنسی برابر با 8 P-Mpix ارائه می‌دهد. لازم است بدانید که برای خرید لنز اول باید رقم به مراتب بیشتری پرداخت کنید؛ بنابراین اگر قصد ندارید که دوربین کراپ خود را به فول‌فریم ارتقا دهید خرید لنز فول فریم کار منطقی‌ای به نظر نمی‌رسد؛ زیرا علاوه بر از دست دادن وضوح تصویر، هزینه چند برابری نیز باید بابت آن بپردازید.

untitled

 

 

دیدگاه‌ها برای تفاوت‌ حسگرهای فول‌فریم و کراپ با حسن

اغلب عکاسان و علاقه‌مندان به عکاسی در هنگام شروع کار خود یک دوربینی مجهز به حسگر کراپ خریداری می‌کنند و ترجیح می‌دهند که هزینه بیشتری را برای یک لنز فول‌فریم بپردازند. این یک شیوه معقول برای کسانی است که می‌خواهند در آینده کاری دوربین کراپ خود را به یک بدنه فول‌فریم تغییر دهند؛ اما واقعاً لنز‌های فول فریم تصویر واضح و شارپی را بر روی سنسورهای کراپ می‌اندازد؟ آیا لنزهای فول‌فریم عملاً لنزهای مناسبی برای این نوع سنسورها هستند؟ در کل حسگر‌های کراپ با فول فریم چه تفاوت‌هایی دارد؟ در ادامه سعی شده است تا به طور کلی به سؤالات فوق پاسخ داده شود.

سنسور کراپ چست؟

حسگر تصویر دوربین‌های دیجیتال در دو نوع فول‌فریم و کراپ تولید می‌شوند. این تقسیم‌بندی بر اساس ابعاد حسگر صورت گرفته است. حسگرهای فول فریم دارای همان ابعاد فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری هستند در حالی که حسگرهای کراپ در ابعاد کوچک‌تری تولید می‌شوند. حسگر‌های کراپ با توجه به اینکه چه شرکتی آن‌ها را تولید کرده است، اندازه‌ی متفاوتی دارند. از انواع حسگرهای کراپ می‌توان به APS-C و micro 4/3 اشاره کرد.

%db%b1

sensor_2-650-80

زاویه دید

تفاوت اصلی سنسور‌های کراپ و قطع متوسط در زاویه دید تصویر ثبت شده است. اگر از یک لنزِ به خصوص، در دوربین‌های فول فریم و کراپ استفاده شود سنسور‌های فول‌فریم با توجه به اینکه ابعاد بزرگ‌تری دارند طبیعتاً زاویه بازتری را نیز تحت پوشش خود قرار می‌دهند. در واقع عبارت کراپ در سنسورهای کوچک‌تر نیز به همین موضوع اشاره دارد که انگار در این حسگرها قسمتی از ابعاد تصویر برش خورده‌ است. به عنوان مثال اگر یک‌بار با دوربین فول‌فریم D800 نیکون و بار دیگر با D7100 نیکون که دارای سنسور کراپ است از یک نقطه دید ثابت و با یک لنز مشخص نسبت به سوژه عکس بگیریم، تصویر ثبت شده توسط D7100 زاویه دید بسته تری نسبت به D800 دارد.

cropped_sensor_view

 فاصله کانونی

خوشبختانه بر خلاف تصور رایج هیچ نکته پیچیده‌ای در مورد فاصله کانونی لنز در دوربین‌های فول‌فریم و کراپ وجود ندارد. فاصله کانونی یکی از مشخصات فیزیکی لنز است و به هیچ پارامتر دیگری وابسته نیست. به عنوان مثال یک لنز ۵۰ میلی‌متری در تمام دوربین‌ها،از دوربین‌های ۳۵ میلی‌متری گرفته تا دوربین‌های قطع بزرگ، فاصله کانونی ۵۰ میلی‌متر دارد. این که می‌گوییم لنز ۵۰ میلی‌متری یک تصویر واید ارائه می‌دهد یا لنزی با فاصله کانونی ۲۰۰ میلی‌متر یک لنز تله است با این فرض خواهد بود که تصویر لنز بر روی حسگری با ابعاد فیلم ۳۵ میلی‌متر ثبت شده است؛ بنابراین این امکان وجود دارد که یک لنز ۱۸ میلی‌متری بر یک سنسور بسیار کوچک مثل سنسور دوربین‌های موبایل زاویه دیدی کاملاً بسته ارائه دهد و یک لنز تله به محسوب شود.

canon-5d-vs-canon-20d-full-frame-versus-cropped-sensor-490x326

شرکت‌های سازنده لنز اغلب برای لنز‌های خود یک فاصله کانونی معادل نیز تعریف می‌کنند. مثلاً ابعاد سنسورهای APS-C نیکون ۱/۵ برابر کوچک‌تر از حسگر‌های فول هستند یا به عبارتی دیگر دارای ضریب کراپ ۱.۵ هستند. این بدین معناست که اگر یک لنز ۵۰ میلی‌متری به یک دوربین کراپ نیکون بسته شود زاویه دیدی معادل تصویر ثبت شده از یک لنز ۷۵ میلی‌متری بر بدنه فول فریم ارائه می‌دهد. ۷۵ میلی‌متر در واقع همان فاصله کانونی معادل این لنز ۵۰ میلی‌متری برای سنسورهای APS-C نیکون است. برای محاسبه فاصله کانونی معادل کافی است کراپ فکتور یا ضریب کراپ را در فاصله کانونی لنز ضرب کنید. با توجه به این که فاصله کانونی معادل بر اساس قطع فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری محاسبه می‌شود بنابراین می‌تواند پارامتر خوبی برای درک نسبی این نکته باشد که لنز مورد نظر چه زاویه دیدی را پوشش می‌دهد.

مزیت‌ها و ویژگی‌های حسگرهای فول‌فریم و کراپ

در ادامه به دور از مباحث فنی به ویژگی‌های این دو نوع سنسور می‌پردازیم

سنسورهای فول‌فریم

عموماً این سنسورها از داینامیک رنج بالاتری برخوردارند و در ایزوهای بسیار بالا یا پایین نسبت به حسگرهای کراپ تصاویری واضح‌تر و با نویز کم‌تر ارائه می‌دهند. این نوع سنسورها در عکاسی معماری بسیار کارآمدتر هستند زیرا در این نوع عکاسی به تصاویر واید نیاز است تا بناهایی با ابعاد مختلف در کادر تصویر جای گیرند. در ضمن از آنجایی که حسگر‌های فول فریم از ابعاد بزرگ‌تری نسبت به حسگر‌های کراپ برخوردار هستند، در نتیجه تصاویر ثبت شده توسط این حسگرها دارای جزئیات بیشتری خواهند بود.

سنسورهای کراپ

با وجود اینکه سنسور‌های کراپ کیفیتی معادل نمونه‌های فول فریم ارائه نمی‌دهد ولی نسبت به آن‌ها اقتصادی‌تر هستند. به علاوه در عکاسی تله یا عکاسی طبیعت با توجه به اینکه این دوربین‌ها عمق میدان بیشتری را از یک نقطه دید ثابت ارائه می‌دهند می‌توانند به انتخاب معقول‌تری نسبت به دوربین‌های فول فریم تبدیل شوند.
sensorcomparison-1

 

لنز‌های فول‌فریم و کراپ

شرکت‌های سازنده، لنز‌ها را با توجه به اینکه قرار است بر چه دوربینی بسته شود طراحی می‌کنند. لنز‌های فول فریم برای حسگر‌های فول فریم و لنزهای کراپ به طور اختصاصی برای حسگر‌های کراپ طراحی‌شده‌اند. به علاوه این امکان وجود دارد که لنز‌های فول‌فریم را بر بدنه کراپ ببندیم ولی در ابعاد تصویر و زاویه دید همان‌طور که در فوق اشاره شد، تغییراتی حاصل می‌شود.

احتمالاً شنیده‌اید که استفاده از لنز فول فریم بر بدنه کراپ تصویری شارپ‌تر را ارائه می‌دهد. این یک تصور غلط است که در بین عموم متداول شده است؛ زیرا لنزهای طراحی شده برای بدنه کراپ تمامی نور ورودی را بر روی حسگر می‌اندازند در حالی که یک لنز فول فریم بخش قابل توجهی از نور ورودی را خارج از حسگر کراپ می‌اندازد و عملاً این قسمت از تصاویر بلااستفاده می‌مانند. محققان DxOMark پارامتری به نام مگاپیکسل دریافتی یا Perceptual Megapixel را برای به‌ دست آوردن شارپنس تصویر ثبت شده در ترکیب‌های وسیعی از بدنه‌ها و لنز‌های مختلف محاسبه کرده‌اند. به عنوان مثال تصویر ثبت شده توسط 5D symbol III به همراه یک لنز ۷۰-۲۴ میلی‌متر شارپنسی  معادل 14 P-Mpix خواهد داشت. این در حالی است که شارپنس تصویر ثبت شده توسط بدنه کراپ Canon 7D با همان لنز فول فریم تا 7 P-Mpix کاهش می‌یابد؛ بنابراین وضوح تصویر به نسبت کم خواهد شد؛ اما اگر لنز 55-18 میلی‌متر F3.5-5.6 کانن که برای حسگر‌های کراپ APS-C طراحی شده است بر بدنه 7D ببندیم تصویر نهایی شارپنسی برابر با 8 P-Mpix ارائه می‌دهد. لازم است بدانید که برای خرید لنز اول باید رقم به مراتب بیشتری پرداخت کنید؛ بنابراین اگر قصد ندارید که دوربین کراپ خود را به فول‌فریم ارتقا دهید خرید لنز فول فریم کار منطقی‌ای به نظر نمی‌رسد؛ زیرا علاوه بر از دست دادن وضوح تصویر، هزینه چند برابری نیز باید بابت آن بپردازید.

untitled

 

 

دیدگاه‌ها برای چرا لایت روم؟ با تجهیزات اشپزخانه صنعتی

Lightroom51

عکاسان نجومی به قطاری از نرم افزارها برای رسیدن به نتایج مطلوب کارشان نیاز دارند. برای ساختن عکس‌هایی از رد ستارگان نرم افزار خاص خودش، برای روی هم انداختن عکس‌هایی که به روش قلم دوش تهیه شده و یا عکس‌هایی از اعماق آسمان نرم افزاری دیگر، و برای ویرایش خروجی این نرم افزارها به فتوشاپ. حال چه لزومی دارد که عنوان جدیدی به این لیست نرم افزارها اضافه کنیم؟

اولین باری که احساس کردم نیاز به نرم افزاری برای مدیریت عکس­هایم دارم در راه بازگشت از سفری طولانی به شمال غرب ایران بود. با دوستی عکاس و دوستی آشنا به آی تی درباره چگونگی مدیریت این حجم عظیم از عکس‌های گرفته شده در خلال سفر بحث می‌کردیم. به دوستان می‌گفتم که باید نرم افزاری باشد که بتواند عکس‌ها را برچسب بزند که هر موقع احتیاج به عکسی بود بتوان با جستجوی آن برچسب عکس را برایتان حاضر کند، بدون اینکه بخواهید خودتان عکس‌ها را در پوشه‌های جداگانه ذخیره کنید. فقط تصور کنید عکس‌های یک سفر مثلاً به استان زنجان را دسته بندی کنید. عکس‌هایی که از طبیعت گرفته شده را در یک پوشه باید قرار دهید، عکس‌های نجومی را در یک پوشه، عکس‌های بناهای تاریخی را در یک پوشه دیگر و …

حال مشکلی که پیش می‌آید این است که عکس‌هایی که به طور مثال مشخصه‌های طبیعت و بنای تاریخی را با هم دارند را چه کنیم؟ آیا برای آن‌ها هم پوشه‌های جداگانه تهیه کنیم؟ عکس‌های نجومی از بناهای تاریخی زنجان را نباید در پوشه‌ای که عکس‌های نجومی از ایران را در آنجا دسته بندی کرده‌اید قرار داد؟ این حجم عکس احتیاج به چه مقدار فضای ذخیره سازی نیاز خواهد داشت؟

سازنده نرم افزار آشنای فتوشاپ، در سال 2006 این مشکلات را برای عکاسان با معرفی نرم افزار لایت روم حل کرد.

لایت روم چیست؟

لایت روم یک نرم افزار ویرایش و مدیریت عکس مبتنی بر پایگاه داده است. این عنوان «پایگاه داده» یعنی همان چیزی که شما را از دسته بندی جداگانه عکس‌ها معاف می‌کند. یعنی دسته بندی بر حسب اطلاعاتی که بر روی عکس‌ها ذخیره شده و یا شما مشخص کرده‌اید. بیش از 90 درصد ویرایش‌های فتوشاپ را در لایت روم هم می‌توان انجام داد. در محیط یکپارچه این نرم افزار می‌توانید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید، با عناوین مختلف برچسب بزنید و دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز به ایجاد کپی جدید در پوشه‌ای جداگانه داشته باشید. در همان محیط ویرایش‌های اولیه و اصلی را ایجاد کنید. خروجی JPG برای چاپ بگیرید و …

و حسن بزرگ این نرم افزار برای کاربران ویندوز نمایش بی واسطه تصاویر خام ( RAW برای دوربین‌های کنون و NEF برای دوربین‌های نیکون) در محیط نرم افزار در پوشه‌هایی است که آن‌ها را قرار داده‌اید. همان‌طور که می‌دانید، محیط ویندوز توانایی نمایش تصاویر خام را ندارد و برای دیدن آن‌ها باید از افزونه­ی (Camera Raw reader) در محیط فتوشاپ استفاده می‌کردید، و برای اینکه فایل خام مورد تغییر قرار نگیرد، باید یک خروجی JPG از آن می‌گرفتید و ویرایش‌های نهایی را بر روی آن اعمال می‌کردید. قبل از آشنائی با لایت روم، من برای اینکه بدانم فایل‌های خامی که در پوشه‌های مختلف دارم شامل چه عکس‌هایی است از هر کدام از فایل‌های خام یک خروجی JPG با اندازه کوچک در کنار آن ذخیره می‌کردم. همه­ی این مشکلات در نرم افزار لایت روم حل شده است و افزون بر آن، با استفاده از لایت روم و در محیط یکپارچه‌ی آن، دیگر احتیاجی به جابه‌جایی بین پنجره‌های مختلف از ویندوز به فتوشاپ و بلعکس نخواهید داشت. بخش زیادی از کارهایی که (بیش از 90 درصد) قبلاً با ترکیبی از ویندوز و فتوشاپ انجام می‌دادید، از قبیل وارد عکس‌ها از کارت حافظه به کامپیوتر، پوشه بندی، ویرایش و … در محیط لایت روم انجام پذیر است.

بخش‌های مختلف نرم افزار

به هنگام ورود به نرم افزار اگر با محیط آن آشنا نباشید کمی گیج کننده به نظر می‌رسد. اما کافی است که به محیط آن عادت کنید و با توانایی‌های فوق‌العاده آن خو بگیرید. در این صورت دیگر کامپیوتر خود را بدون لایت روم نخواهید گذاشت. در محیط نرم افزار نوار ابزاری شامل 7 عنوان (در آخرین نسخه نرم افزار به نام لایت روم 5) وجود دارد که به ترتیب به نام‌های: Library و Develop و Map و Book و Slide Show و Print و Web هستند.

Lightroom-Library

در بخش Library اطلاعات مربوط به محل قرار گیری عکس را در سمت چپ، خود تصویر به همراه گزینه‌هایی برای چگونگی نمایش و برچسب زدن و … را در پنجره وسط، و در ستون سمت راست، گزینه‌هایی برای نمایش هیستوگرام (برای اینکه دقیقاً بدانید چه مقدار از پیکسل‌های تصویر شما در کدام نواحی قرار گرفته‌اند) ویرایش سریع، کلید واژه‌هایی که بتوانید عکس‌ها را بر اساس آن دسته بندی کنید، کلید واژه‌ای را خودتان اضافه کنید (به طور مثال، عکس‌های اعماق آسمان)، بخش متا دیتا Meta Data برای اینکه عکس‌ها را بر حسب نوع فرمت و یا اطلاعات اگزیف و … جستجو و طبقه بندی کنید.

دقت کنید که برای کسانی که حجم زیادی عکس بر روی کامپیوتر خود دارند و حال می‌خواهند از نرم افزار لایت روم استفاده کنند و یا عکسی را از طریق ویندوز وارد پوشه­های سیستم خود کرده­اند و حال می‌خواهند در محیط نرم افزار آن‌را دسته بندی کنند و ویرایش کنند نرم افزار به طور پیش فرض عکس‌های موجود در کامپیوتر شما را نمایش نمی‌دهد و برای اینکه بتواند عکس‌های شما را نمایش دهد باید از گزینه­ی ایمپورت Import استفاده کنید. یعنی هر فولدر را به همراه ساب فولدرها باید ایمپورت کنید که نرم افزار آن‌را در ستون سمت چپ نمایش دهد. اما اگر از ابتدا که می‌خواهید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید از لایت روم استفاده کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و از همان ابتدا در لایت روم مسیر ذخیره سازی را می‌توانید مشخص کنید، با کلید واژه‌هایی که می‌خواهید برچسب بزنید و …

در ستون سمت چپ، در زیر پنجره‌ی نمایش در اندازه کوچک، به غیر از محل قرار گیری عکس‌ها که با نام فولدر مشخص شده گزینه‌های دیگری هم وجود دارد که به نام‌های کالکشن Collection و کاتالوگ Catalog و سرویس اشتراک گذاری Publish services نام‌گذاری شده‌اند و هر کدام هم شامل The same could be loyal in a best-data-recovery.com liberation attention – dust, contaminants, atmosphere moisture, and high temperatures can all diverge a aspect of a tough expostulate that’s being repaired. گزینه‌ای مختلفی هستند. در بخش کاتالوگ می‌توانید عکس‌هایتان را تحت عنوان یک کاتالوگ ذخیره کنید، online casino در بخش کالکشن می‌توانید عکس‌ها را در کالکشن هایی با عنوان‌های پیش فرض و یا عنوان‌های پیشنهادی خودتان دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز داشته باشید کپی جدیدی را از عکس تهیه کنید. بخش آخر هم سرویس casino online اشتراک گذاری Publish services نام دارد که کشف ویژگی‌های آن به عهده علاقه‌مندان.

Lightroom-Develop

در بخش Develop تقریباً تمام ویرایش‌هایی را که در فتوشاپ و یا افزونه­ی Camera tender reader می توانستید انجام دهید قرار گرفته است. فایل‌های خام خود را در اینجا به راحتی می‌توانید ویرایش کنید. برای کسی که با نرم افزار فتوشاپ آشنائی دارد کار کردن در این محیط آسان خواهد بود. هم چنین در این بخش و در سمت چپ نرم افزار در زیر پنجره­ی نمایش عکس به صورت کوچک ستونی وجود دارد که History نام دارد و مراحل ویرایش را از آغاز تا انتها به شما نمایش می‌دهد. همچنین گزینه­ی دیگری به نام Presets وجود دارد که لیستی متنوع از انواع ویرایش‌ها را به طور casino online پیش فرض در اختیار شما می­گذارد. از ویرایش مختلف در حالت سیاه و سفید تا ویرایش مختلف به سبک دوربین‌های ویدئویی.

Lightroom-Map

در بخش Map نقشه‌ای دارید از مکان‌هایی که عکاسی کرده‌اید. ویژگی جالبی است برای کسانی که اهل سفر هستند. می­توانید موقعیت مکان‌هایی را که عکاسی کرده­اید بر روی نقشه مشخص کنید و یا عکس­هایتان را در روی نقشه به نمایش بگذارید. می‌توانید بر حسب مکان عکاسی و از روی نقشه عکس­هایتان را مشخص و دسته بندی کنید. از این online casino’s ویژگی به طور مثال می‌توان برای نمایش تفاوت نمای آسمان در دو منطقه خاص جغرافیایی به علاقه‌مندان به نجوم استفاده کرد؛ و nbso یا هر از گاهی نگاهی به نقاطی که روی نقشه مشخص است بیندازید online casino canada و در یک پنجره ببینید «چه سفرها کرده‌اید».

Lightroom-Book

در بخش Book می‌توانید یک کتاب با عکس­های خود طراحی کنید بدون اینکه نیاز به کمک کسی داشته باشید. فقط قبل از آن باید ناشری پیدا کرده باشید که حاضر باشد کتاب عکس شما را چاپ کند.

Lightroom-Slideshow

در بخش Slide uncover می‌توانید یک اسلاید شو از عکس­های خودتان تهیه کنید بدون اینکه بخواهید با نرم افزارهایی مثل پریمیر Premier یا پاور پوینت Power indicate سر و کله بزنید. می‌توانید بر روی اسلایدشو خودتان موزیک بگذارید، طراحی خاص خودتان را داشته باشید. خروجی پی دی اف و یا ویدئو با فرمت Mpeg4 از اسلاید شو خودتان تهیه کنید و …

در بخش Print می‌توانید برای چاپ عکس از فایل‌های خودتان ویژگی‌های خاصی را تعریف کنید. لبه­های چاپ را مشخص کنید. ویژگی­های چاپگر خودتان را برای چاپ تغییر دهید و. .

بخش Web هم برای کسانی که وب‌سایت یا وبلاگ دارند شاهکار به حساب می‌آید. می‌توانید عکس‌هایتان را در صفحه‌هایی در فرمت های اچ تی ام ال Html فلش Flash برای نمایش در وب‌سایت خود آماده کنید.

ویژگی‌های لایت روم

کسانی که این نرم افزار را برای استفاده عکاسان طرح ریزی کرده‌اند، قطعاً تمام تلاششان را کرده‌اند که ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی را در آن بگنجانند. بخش‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، ویژگی جستجوی عکس‌ها بر حسب کلیدواژه‌ها و یا جستجو بر حسب اطلاعات ضبط شده در اگزیف Exif عکس، حالت‌های پیش فرض بسیار زیاد در موقع ویرایش، قابلیت ذخیره سازی یک ویرایش که توسط شما انجام شده است در میان حالت‌های پیش فرض، ایجاد کپی مجازی از عکس و اعمال ویرایش بر روی آن، نمایش عکس‌ها در یک پنجره در کنار هم برای مقایسه، قابلیت دسته بندی عکس‌های مشابه هم که به صورت یک دسته عکس نمایش داده شود.

یک ویژگی بسیار جالب و هوشمندانه در این نرم افزار را هنگامی مشاهده خواهید کرد و کارت حافظه­ی دوربین خود را به کامپیوتر وصل کرده و قصد کپی کردن عکس‌ها بر روی حافظه­ی کامپیوتر خود را دارید. می‌توانید تنظیمات پیش فرض نرم افزار را جوری تغییر دهید که به هنگامی که کارت حافظه به کامپیوتر وصل می‌شود نرم افزار لایت روم باز شده و صفحه­ی مربوط به وارد کردن عکس­ها به کامپیوتر باز شود. طی سه مرحله­ی بسیار ساده که در زیر توضیح داده شده است این عمل انجام می‌گیرد:

  1. تعیین منبع عکس‌های ورودی (که می‌تواند از یکی از پوشه‌های موجود در کامپیوتر یا کارت حافظه­ی دوربین باشد).
  2. تعیین نوع اضافه کردن عکس‌ها که شامل کپی یا اضافه کردن به صورت نگاتیو دیجیتال و یا منتقل کردن به صورت کامل از روی کارت حافظه است.
  3. تعیین محل اضافه شدن عکس‌ها در کامپیوتر و همچنین کاتالوگی که عکس­ها در آن قرار می‌گیرد.

نکته­ی جالب توجه در این مرحله این است که اگر قبلاً بر روی کارت حافظه­ی شما عکس­هایی وجود داشته که شما آن‌ها را وارد کامپیوتر کرده باشید نرم افزار به طور خودکار تشخیص داده و با تیک زدن عکس‌های جدید به شما کمک بسیاری می‌کند که از دوباره وارد کردن و کپی کردن آن‌ها بر روی کامپیوتر خود جلوگیری کنید. آن‌هایی که با فرمت خام عکاسی می‌کنند قدر این ویژگی را به طور قطع به خوبی در می‌کنند.

دقت کنید که هر تغییری که از طریق لایت روم در محل قرارگیری عکس‌ها در کامپیوتر خود می‌دهید بلافاصله در کامپیوتر شما اعمال شده و احتیاجی به جابه‌جایی مداوم بین پنجره‌های لایت روم و ویندوز نخواهید داشت. این روند به صورت معکوس هم برقرار است. یعنی اگر تغییری در محل قرارگیری عکس‌ها در ویندوز انجام بدهید، لایت روم آن‌را شناسایی کرده و آن پوشه در لایت روم به صورت چراغ خاموش برای شما نمایش داده خواهد شد و هیچ گونه تغییری را در آن نمی‌توانید انجام دهید و با پیغام عدم توانایی نرم افزار در پیدا کردن پوشه مواجه خواهید شد. مگر اینکه مجدداً پوشه­ی تغییر مکان داده شده از طریق ویندوز را در لایت روم ایمپورت Import کنید. در انتهای این مطلب هم برای اینکه در حین کار با این ویژگی، به طور ناخواسته سبب از بین رفتن عکس­های خود نشوید توصیه‌هایی شده است.

یک ویژگی منحصر به فرد دیگر هم دیدن فضاهای ذخیره سازی دیگر به صورت آفلاین است. به طور مثال، بعد از Import هارد اکسترنال خود می‌توانید آن‌را از کامپیوتر جدا کنید، ولی همیشه محتویات آن‌را در لایت روم می‌توانید بررسی کنید و در مقابل چشمانتان باشد، البته قطعاً توانایی ویرایش یا جا بجا کردن محل ذخیره سازی را نخواهید داشت و چراغ مربوط به هارد اکسترنال خاموش خواهد بود که بدین معنی است که اتصال برقرار نیست. جالب نیست اگر بتوانید تمام محتویات چندین هارددیسک را بدون نیاز به جابه‌جایی بین پوشه‌های مختلف و پنجره‌های بی شمار ویندوز ببینید؟

 حالت‌های مختلف و بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد که قطعاً نمی‌توان در چند صفحه تمام آن‌ها را معرفی کرد. فقط 2 توصیه به کسانی که می‌خواهند از این نرم افزار استفاده کنند:

  1. ساعت‌ها فیلم آموزشی به صورت آماده در بازار یا در وب سایت شرکت ادوبی Adobe سازنده این نرم افزار، و یا در جای جای اینترنت موجود است که می‌توانید آن‌ها را دیده و تکنیک‌های بی‌شمار استفاده از لایت روم را در کم‌ترین زمان و بدون نیاز به سعی و خطاهای زیاد از آن‌ها یاد بگیرید.
  2. ابتدا در یک پوشه­ی خالی بخشی از عکس­های خود را کپی کنید و تمام مطالبی را که یاد گرفته‌اید و یا احتیاج به سعی و خطا دارد در آن تمرین کنید. مبادا در حین آموزش به اشتباه باعث از بین رفتن یا پاک شدن عکس­های ارزشمند خود شوید.

در انتها باید این نکته را گوشزد کنم که وجود لایت روم سبب بی نیازی شما از فتوشاپ نخواهد شد. چرا که به طور مثال برای تغییر سایز و حجم عکس خود و یا اعمال بعضی فیلترها، چسباندن عکس­ها به هم برای ساخت تصاویر پانوراما و بعضی ویرایش‌های خاص شما به نرم افزار مادر لایت روم یعنی فتوشاپ احتیاج خواهید داشت، ولی توانایی لایت روم در طبقه بندی عکس‌ها قابلیت بی نظیری است که شما را از سردرگمی در پوشه‌های مختلف نجات خواهد داد.

این مقاله در شماره‌ی 230 مجله نجوم چاپ شده است. بازنشر آن با اجازه نویسنده مقاله صورت می‌گیرد.

بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت اول)

قطار معروف‌ترین سلسله‌ی دوربین‌های DSLR به ایستگاه چهارم رسید و کانن بالاخره بعد از گذشت بیش از 4 سال از آخرین محصول خانواده 5D، نسخه جدید این سری از دوربین‌ها را با نام 5D Mark IV در آگوست سال 2016 میلادی معرفی‌کرد. حالا چند ماهی است که از ارائه‌ی این دوربین می‌گذرد و می‌توان بعد از گذشت هیجانات اولیه (و البته نقد‌های شدید) به شکلی منطقی‌تر این دوربین را مورد نقد و بررسی قرار‌داد.

در این مطلب سعی داریم تا با معرفی ویژگی‌ها و امکانات مهم این دوربین، که با ارائه‌ی نتایج برخی تست‌ها از سایت‌های معتبر تست دوربین و لنز همراه است، خریداران احتمالی این دوربین را در انتخابی آگاهانه‌تر کمک کنیم و البته، عاشقان عکاسی و دوربین‌های عکاسی را با آخرین ره‌آورد کانن در زمینه‌ی ساخت دوربین‌های DSLR بیشتر آشنا‌ گردانیم.

کسانی که مطالب قبلی بنده در بررسی و مقایسه‌ی دوربین‌های دیجیتال را مطالعه کرده‌اند به خوبی با ساختار ارائه‌ی اطلاعات در مقالات بنده آشنا هستند. در این مطلب هم مثل همیشه برای آنکه در مورد دوربین مورد بحث به سرعت اطلاعات کافی را بدست‌آورید، تمام مشخصات مهم دوربین 5D Mark IV را در جدول زیر آورده‌ام.

 

کیفیت عکس‌ها

بهتر است از مهمترین مشخصه‌ی هر دوربین عکاسی شروع کنیم. کیفیت عکس‌های 5D جدید چطور است؟ در یک کلام، خیلی خوب! تفاوت بین Mark II و Mark III از لحاظ رزولوشن تصویر و کیفیت عکس‌ها خیلی قابل‌توجه نبود و کانن در دوربین چهارم دیگر نمی‌خواست (و نمی‌توانست!) هوادارانش را از این لحاظ نا‌امید‌کند. سنسور تصویر 5D Mark IV با ارتقای 8 مگاپیکسلی نسبت به Mark III به 30 مگاپیکسل رسیده‌است که می‌تواند به ثبت جزئیات بیشتر در عکس‌ها کمک شایانی‌کند.

متأسفانه، کانن همچنان در این دوربین هم اصرار داشته که فیلتر Low Pass را حفظ‌کند. این فیلتر جلوی سنسور تصویر قرار‌می‌گیرد و کارش این است که مشکل Moire و  Aliasing (که زمانی رخ می‌دهد که جزئیات در صحنه‌ی عکاسی آنقدر باشد که دوربین نتواند با میزان تراکم پیکسلی موجود آن را ثبت‌کند) در عکس‌ها (و البته فیلم‌ها) را تا حد امکان کاهش‌دهد. نوع عملکرد این فیلتر به گونه‌ای است که باعث می‌شود کمی از جزئیات و شارپنس عکس‌ها کاسته شود. استفاده از سنسور‌های تصویر با رزولوشن بالا در دوربین‌های دیجیتال امروزی، چند‌ سالی است که دو شرکت سونی و نیکون را مجاب کرده که این فیلتر را از جلوی سنسور تصویر دوربین‌های خود حذف‌کنند تا کاربران این دوربین‌ها بیشتر بتوانند از قدرت سنسور تصویر برای خلق عکس‌هایی شارپ‌تر بهره‌ببرند؛ اما کانن همچنان به استفاده از این فیلتر در دوربین‌های جدیدش ادامه می‌دهد و تنها در 5DSR اثر این فیلتر را با کمک فیلتری دیگر حذف‌کرد. البته، می‌توان حدس زد که نگه‌داشتن این فیلتر در Mark IV بیشتر بخاطر حذف اثر Moire در فیلم‌های این دوربین بوده (و نه عکس‌ها)، چراکه خیلی‌ها دوربین‌های سری 5D کانن را با کیفیت فیلمبرداری بسیار خوب آنها می‌شناسند و کانن نمی‌خواهد این تصویر ذهنی را مخدوش‌کند.

canon-5d-mark-iv-new-2-of-2

به هرحال، بجز افزایش رزولوشن تصویر، یک بهبود بسیار مهم دیگر هم در سنسور تصویر این دوربین رخ‌داده که مدت‌ها بود دوست‌داران دوربین‌های کانن انتظار آن را می‌کشیدند و آن افزایش دامنه‌ی دینامیک در عکس‌های خام این دوربین است. دامنه‌ی دینامیک بیشتر بدین معنی است که این دوربین می‌تواند در عکس‌های خام اطلاعات بیشتری را در سایه روشن‌ها ثبت‌کند تا در صورت نیاز، عکاس بتواند در نرم‌افزارهای ویرایش عکس‌های خام (نظیر Adobe Lightroom) جزئیات در سایه روشن‌ها را بدون افت کیفیت عکس و افزایش چشمگیر نویز بازیابی‌کند. این امکان بخصوص برای عکاسان منظره بسیار مهم است و برای خیلی‌ها یکی از معیارهای مهم انتخاب دوربین بحساب می‌آید.

طبق آزمایش‌های انجام‌شده توسط شرکت معتبر تست دوربین و لنز، DXOMark، سنسور تصویر دوربین 5D Mark IV در ISO پایه‌ی خود (ISO 100) دارای دامنه‌ی دینامیک 13.6 استاپی است که 2 استاپ کامل بیشتر از دوربین قبلی (5D Mark III) است. هرچند که این میزان دامنه‌ی دینامیک هیچ رکوردی را نمی‌شکند و حتی از برخی دوربین‌های سایز APS-C (نظیر نیکون D5500) هم پایین‌تر است؛ اما این پیشرفت برای کانن قابل‌ملاحظه ‌است و نشان می‌دهد که این شرکت درصدد کم‌کردن فاصله‌ی خود با دیگر رقیبان (بخصوص نیکون و سونی) است.

در زمینه‌ی دامنه‌ی دینامیک، سایت DXOMark.com، نیکون D810 را با دامنه‌ی دینامیک فوق‌العاده‌ی 14.9 استاپ در ISO پایه‌ی 64 به عنوان پادشاه دامنه‌ی دینامیک معرفی می‌کند. در تصویر زیر می‌توانید مقایسه‌ی عملکرد این دوربین را با دوربین جدید کانن 5D Mark IV ببینید.

dynamic-range-comparison-with-d810

همانطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، برتری دوربین نیکون D810 در دامنه‌ی دینامیک بالاتر تقریباً تا ISO 400 حفظ می‌شود، اما بعد از آن، 5D Mark IV به شکل محسوسی از D810 پیش می‌افتد و در تمام حساسیت‌های ISO بعد از 400 برتری خود را حفظ می‌کند. این نمودار بخوبی نشان می‌دهد که سنسور بکاررفته در دوربین جدید کانن تا چه حد پیشرفت داشته و بر خلاف گذشته، حالا می‌تواند با بهترین‌های نیکون و سونی رقابت‌کند.

با شدت کمتری، همین پیشرفت در بهبود دامنه‌ی دینامیک را در کاهش میزان نویز در تصاویر این دوربین هم می‌توان دید. نمودار زیر نشان‌دهنده‌ی میزان نسبت سیگنال به نویز در حساسیت‌های مختلف دو دوربین 5D Mark III و Mark IV است. هر چه نسبت سیگنال (فاکتور مطلوب) به نویز (فاکتور نامطلوب) بیشتر  باشد، نویز  کمتری در عکس‌ها  ایجاد می‌شود. بنابراین، در نمودار زیر، هر چه نسبت  سیگنال به نویز که  با  واحد دسیبل (db) نشان‌داده می‌شود برای هر دوربین  بیشتر باشد، عملکرد آن دوربین بهتر بوده و تصاویر آن نویز کمتری دارد.

snr-comparision-with-5d-mark-iii

از لحاظ میزان نویز در تصاویر، دو دوربین نیکون D810 و 5D Mark IV تقریباً برابر هستند (تصویر زیر) و بجز ISO پایه‌ی 64 که در دوربین نیکون به صوت Native وجود دارد و یک استاپ کمتر از ISO 100 دوربین کانن است، در دیگر حساسیت‌های ISO، دو دوربین نسبت سیگنال به نویز بسیار نزدیک و تقریباً برابری را ارئه می‌دهند. snr-comparision-with-nikon-d810

البته، با درنظر‌گرفتن اینکه دوربین D810 نیکون 6 مگاپیکسل رزولوشن بالاتری دارد و در نتیجه می‌توان کمی از جزئیات تصویر را برای از بین بردن نویز ازدست‌داد و همچنان تصاویری با کیفیت (رزولوشن) عکس‌های دوربین کانن را بدست‌آورد، می‌توان گفت که در زمینه‌ی نویز، همچنان دوربین نیکون D810 دست برتر را دارد؛ هرچند که این برتری برای خیلی‌ها ممکن است تعیین‌کننده نباشد.

تقریباً همین وضعیت در مقایسه‌ی 5D Mark IV و Sony A7r II هم دیده می‌شود. بجز ISO 100 و ISO 200 که در آنها دوربین سونی میزان نویز کمتری دارد، در باقی حساسیت‌های ISO، دو دوربین عملکردی تقریباً یکسان دارند؛ اما همانند D810 نیکون، سنسور دوربین سونی هم دارای رزولوشن بالاتری است (12 مگاپیکسل بیشتر) و برابری میزان نویز در تصاویر دو دوربین دقیقاً به همان دلیلی که در بالا ذکر کردم حاکی از برتری A7r II دارد.

snr-comparision-with-sony-a7r-ii

حالا که دو مشخصه‌ی دامنه‌ی دینامیک و میزان نویز در تصاویر این دوربین را بررسی و با رقبایش مقایسه کردیم، می‌توانیم سنسور تصویر جدید Mark IV را از لحاظ افزایش قابل‌انتظاری که در شارپنس عکس‌ها ایجاد می‌کند هم بررسی و با دوربین Mark III مقایسه‌کنیم. برای این کار هم از تست‌هایی که سایت DXOMark.com انجام‌داده‌است استفاده خواهیم‌ کرد. این سایت با قراردادن لنز‌های مختلف بر روی یک دوربین،‌ میزان شارپنس لنز‌ها را با معیار مگاپیکسل ادراکی (Perceptual Megapixel) می‌سنجد. مگاپیکسل ادراکی میزان جزئیات واقعی و شارپنسی است که از ترکیب یک لنز و دوربین بدست می‌آید. هرچند که این معیار برای نشان‌دادن کیفیت اُپتیکی لنز بکار‌می‌رود، اما سنسور تصویر دوربین هم در آن تأثیر‌گذار است. این را می‌توان از نتایج متفاوتی که قراردادن یک لنز ثابت بر روی دوربین‌های مختلف با رزولوشن تصویر یکسان بدست‌می‌دهد متوجه شد. تصویر زیر میزان مگاپیکسل ادراکی بدست‌آمده از قراردادن سه لنز مختلف بر روی دو دوربین Mark III و Mark IV را نشان می‌دهد.

sharpness-comparison-p-mpix

همانطور که انتظار می‌رفت، افزایش 8 مگاپیکسلی رزولوشن تصویر در دوربین جدید باعث افزایش شارپنس عکس‌های بدست‌آمده از آن شده‌است؛ اما نکته‌ی جالبی که در اینجا وجود دارد این است که تفاوت شارپنس در این دو دوربین در این تست به اندازه‌ی 8 مگاپیکسلی که به رزولوشن تصویر Mark IV اضافه شده نیست! بیشترین اختلاف در شارپنس بین این دو دوربین زمانی حاصل می‌شود که از لنز Canon EF 35mm f/1.4 II USM استفاده‌کنید. با این لنز، دوربین Mark IV حدود 6 مگاپیکسل جزئیات و شارپنس بیشتری را نسبت به Mark III ارائه می‌دهد که رقم قابل‌توجه‌ای است. بنابراین، صِرف افزایش رزولوشن سنسور تصویر نمی‌تواند تضمینی بر افزایش چشمگیر جزئیات قابل ثبت با یک دوربین باشد! برای رسیدن به جزئیات و شارپنسی که تا حد امکان به رزولوشن سنسور تصویر نزدیک باشد باید از لنز‌های باکیفیت اُپتیکی بالا نیز بهره‌برد و این نشان‌دهنده‌ی اهمیت لنز در عکاسی است.

canon-5d-mark-iv-mark-iv-dust-and-water-resistant-magnesium-alloy-body

از مطالبی که در مورد کیفیت عکس‌های 5D Mark IV در اینجا مطرح شد می‌توان نتیجه گرفت که سنسور تصویر دوربین جدید به نسبت 5D Mark III پیشرفت قابل‌ملاحظه‌ای بخصوص از لحاظ دامنه‌ی دینامیک را داشته‌است و این یعنی خرید دوربین Mark IV برای دارندگان کُنونی Mark III که به‌دنبال کیفیت بالاتر و رزولوشن بیشتر در عکس‌هایشان هستند منطقی می‌نماید. البته، منتقدان کانن (و بخصوص 5D Mark IV) این پیشرفت را از زاویه‌ی دیگری می‌بینند: کانن در جدید‌ترین دوربین خود (که طبق روال معمول این شرکت حداقل تا 3 سال آینده جایگزینی نخواهد‌داشت) همچنان از دوربین‌های قدیمی‌تر نیکون و سونی عقب است! به احتمال فراوان در سال آینده‌ی میلادی نیکون جایگزین دوربین D810 را معرفی خواهدکرد که خیلی‌ها انتظار دارند این دوربین مجهز به سنسور تصویر 42 مگاپیکسلی و عملکردی بهتر از لحاظ دامنه‌ی دینامیک و نویز در تصاویر باشد و این یعنی اختلاف بین نماینده‌ی نیکون (D810) و رقیب کاننی‌اش که با ارائه‌ی 5D Mark IV تا حد زیادی کم شده‌بود ممکن است دوباره با ارائه‌ی دوربین جدید نیکون افزایش یابد!

در قسمت دوم بررسی دوربین 5D Mark IV، به بررسی سیستم فوکوس این دوربین که یکی از بزرگترین نقاط قوت آن محسوب می‌شود خواهیم پرداخت.

دیدگاه‌ها برای سونی از دوربین Alpha a6500 رونمایی کرد با sina

سونی جدیدترین مدل از سری دوربین‌های بدون‌آینه‌ی سایز APS-C خود با نام a6500 را معرفی کرد. این دوربین در ظاهر خیلی شبیه a6300 است اما در مشخصات فنی از آن دوربین برتر بوده و قیمت بالاتری هم دارد. با درنظرگرفتن اینکه دوربین a6300 در حال حاضر یکی از بهترین دوربین‌های رده‌ی خود است، معرفی دوربینی با امکانات بیشتر و مشخصات فنی بالاتر (چیزی در سطح دوربین‌های D500 نیکون و 7D Mark II‌ کانن) بسیار هیجان‌انگیز است. قیمت این دوربین چیزی در حدود 1400 دلار خواهد بود.

این دوربین هم بر اساس همان سنسور 24 مگاپیکسلی سایز APS-C دوربین a6300 ساخته‌شده، اما امکانات مهمی به آن اضافه شده‌است که مهمترین آنها تثبیت‌کننده تصویر درون بدنه (IBIS)، نمایشگر لمسی و پردازنده‌ی قوی‌تر برای عکاسی پیاپی با سرعت بالا است. سونی همچنین اعلام کرده که پردازنده‌ی سریع‌تر این دوربین باعث بهبود پردازش عکس‌های با ISO بالا هم شده‌است.

دوربین جدید سونی دارای تثبیت‌کننده‌ی تصویر درون بدنه‌ی 5 محوره است که هم در مد عکاسی و هم در مد فیلمبرداری قابل‌استفاده است. این تثبیت‌کننده‌ی تصویر بر اساس آزمایش‌های CIPA می‌تواند تا 5 استاپ قابلیت لرزشگیری به دوربین اضافه‌کند. زمانی که از لنز‌های دارای لرزشگیر OSS بر روی این دوربین استفاده‌کنید، سیستم لرزشگیر درون لنز مدیریت حرکت‌دادن سنسور برای تثبیت تصویر را بر عهده می‌گیرد، اما سونی مدعی نشده که این باعث افزایش قدرت لرزشگیری دوربین می‌شود.

یکی دیگر از تغییرات در مدل جدید، اضافه‌شدن نمایشگر لمسی LCD است که کار کردن با دوربین را مخصوصاً برای انتخاب نقاط فوکوس خودکار آسان‌تر می‌کند. با نزدیک‌کردن چشم به منظره‌یاب الکترونیک و خاموش‌شدن LCD، این نمایشگر به یک تاچ پد برای تغییر برخی تنظیمات تبدیل می‌شود.

دوربین a6500 هم دارای همان سیستم فوکوس تشخیص فاز بر روی سنسور 425 نقطه‌ای و امکان عکاسی پیاپی با سرعت 11 فریم بر ثانیه (8 فریم در حالت Live View) است، اما بافر با حجم بیشتر و یک پردازنده‌ی اضافی این دوربین را قادر ساخته تا در مد عکاسی پیاپی بتواند 300 عکس با فرمت JPEG استاندارد و یا 100 عکس در فرمت JPEG و RAW بگیرد. این به معنی امکان عکاسی پیاپی و بدون وقفه تا 27 ثانیه (9 ثانیه در حالت عکاسی RAW+JPEG) است.

این دوربین هم همانند دوربین a6300 سونی قابلیت فیلمبرداری 4K را دارد، اما با اضافه شدن LCD لمسی حالا با لمس نمایشگر می‌توانید فوکوس را تغییر دهید. در مد فیلمبرداری می‌توانید سرعت حرکت موتور فوکوس خودکار را برای بدست‌آوردن تغییر آهسته‌ی فوکوس کنترل کنید. این امکان در تمام رزولوشن‌ها و نرخ‌های فریم از جمله در حالت 1080/120p برقرار است.

بجز این، دیگر امکانات فیلمبرداری a6500 بسیار شبیه دوربین a6300 است. فیلمبرداری با کیفیت UHD 4K با نرخ 100Mbps از تصویر 6K صورت می‌گیرد که به معنی کراپ 1.56x از هر طرف است. این دوربین همچنین می‌تواند فیلم‌ها را با کیفیت 1080p و با سرعت 120 فریم بر ثانیه ضبط کند که در قالب امکانی است که به شما اجازه می‌دهد با سرعتی بین 1 تا 120 فریم بر ثانیه فیلمبرداری را تعیین کنید.

متأسفانه سونی هیچ قولی برای بهبود اثر Rolling Shutter در این دوربین نسبت به دوربین a6300 نداده که این یعنی مشکل از سرعت خواندن اطلاعات از سنسور تصویر است و نه از سرعت پردازش آنها. مانند دوربین a6300، این دوربین هم دارای یک ورودی میکروفون است، اما از جک هدفون خبری نیست.

سیستم منوی دوربین هم بروزرسانی شده که طبق ادعای سونی کار پیمایش و جستجو در منوهای این دوربین را راحت‌تر می‌کند. در حال حاضر مشخص نیست که آیا این دوربین توانایی ثبت عکس‌های خام بدون فشرده‌سازی را دارد یا خیر.

عمر باتری هم در حالت استفاده از LCD دوربین تا 350 عکس و در حالت استفاده از منظره‌یاب الکترونیک تا 310 عکس اعلام‌شده است.

دیدگاه‌ها برای مقایسه Nikkor DX 35mm f/1.8G و Nikkor 50mm f/1.8G با عليرضا

لنزهای پرایم لنزهایی هستند که دارای فاصله‌ی کانونی ثابت بوده و امکان زوم ندارند. فاصله‌ی کانونی ثابت بدین معنا‌ست که برای تنظیم کادربندی سوژه‌تان باید به سوژه نزدیک یا دور شوید. این کار شاید به‌راحتی یکجا ایستادن و زوم کردن با یک لنز زوم نباشد و ممکن است در بعضی موارد اصلاً امکان نزدیک شدن به سوژه وجود نداشته باشد (مانند عکاسی حیات‌وحش یا عکاسی ورزشی که محدودیت‌هایی در میزان نزدیک شدن به سوژه وجود دارد)؛ اما درعین‌حال این لنزها ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را بسیار کاربردی و در میان عکاسان محبوب می‌کند. اولین و مهم‌ترین ویژگی، سبک‌تر بودن آن‌ها به نسبت لنزهای زوم است. دومین ویژگی مهم آن‌ها دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز آن‌ها است که آن‌ها را برای عکاسی در نور کم و عکاسی پرتره بسیار مناسب می‌کند. همچنین، لنزهای پرایم به علت ساختار ساده‌تری که دارند معمولاً بسیار کوچک و سبک هستند که حمل آن‌ها را آسان‌تر می‌کند. علاوه بر این‌ها، بااینکه این لنزها خیلی گران‌قیمت نیستند، اما معمولاً از کیفیت و شارپنس بسیار خوبی برخوردارند. تمام این ویژگی‌ها باعث می‌شود که لنزهای پرایم برای عکاسان تازه‌کاری که بودجه‌ی زیادی ندارند ازجمله بهترین انتخاب‌ها باشند.
در این مطلب به بررسی و مقایسه‌‌ی دو لنز پرایم محبوب نیکون می‌پردازم که انتخاب اول خیلی از عکاسانی است که به دنبال لنزی بهتر از لنز کیت دوربین خود هستند و درعین‌حال نمی‌خواهند حساب بانکی‌شان را برای خرید یک لنز خالی کنند. این دو لنز AF-S Nikkor 50mm f/1.8G و AF-S DX Nikkor 35mm f/1.8G هستند. قبل از بررسی این دو لنز نیکون، باید چند نکته‌ی مهم را یادآوری کنم که منجر به رفع ابهامات و سؤالات احتمالی خواهد شد.
اول اینکه لنز 50mm نیکون برای DSLR های فرمت FX نیکون که همان فول‌فریم‌های این شرکت هستند ساخته‌شده است؛ اما لنز 35mm نیکون مخصوص DSLR های فرمت DX نیکون است که شامل بدنه‌هایی با سنسور کراپ (مانند D5500 و D7200) می‌شود. بااین‌حال، هردوی این لنزها ازنظر نوع مانت یکی هستند و قابل‌استفاده بر روی هرکدام از DSLR های نیکون می‌باشند. البته قرارگیری این لنزها بر روی دوربینی با فرمتی غیر از فرمت اصلی آن‌ها تغییراتی را در زاویه‌ی دید به وجود می‌آورد. اگر از لنز 50mm نیکون که برای فرمت FX ساخته‌شده بر روی دوربینی مانند D7200 که دارای سنسور کراپ است استفاده کنید، این لنز زاویه‌ی دیدی برابر با 75mm خواهد داشت. علت این امر وجود سنسور کوچک‌تر در دوربین D7200 است که دارای ضریب کراپ 1.5 است (50×1.5 =75)؛ بنابراین، فاصله‌ی کانونی هر لنز FX بر روی بدنه‌ی کراپ (DX) باید در ضریب کراپ سنسور آن دوربین ضرب شود تا زاویه‌ی دید آن لنز را مشخص کند. البته، نکته‌ای که خیلی‌ها (حتی بعضی عکاسان حرفه‌ای) از آن غافل می‌شوند این است که به‌جز فاصله‌ی کانونی، گشودگی دهانه‌ی دیافراگم هم باید در این ضریب کراپ ضرب شود؛ بنابراین، لنز 50mm f/1.8 بر روی بدنه‌ی کراپ نیکون به یک لنز 75mm f/2.7 تبدیل می‌شود. به همین منوال، اگر لنز 35mm f/1.8 را که برای فرمت DX ساخته‌شده بر روی DSLR های فول‌فریم نیکون قرار دهید، این دوربین‌ها به‌طور خودکار به حالت کراپ 1.5 سوئیچ می‌کنند؛ چراکه در غیر این صورت در عکس‌های گرفته‌شده، صحنه‌ی ثبت‌شده در درون یک دایره‌ در وسط تصویر که دورتادور آن سیاه است نمایش داده می‌شود؛ بنابراین، دوربین با رفتن به حالت کراپ 1.5 به‌طور خودکار آن قسمت سیاه‌رنگ را حذف می‌کند. با این کار هم لنز 35mm f/1.8 به لنز 52.5mm f/2.7 تبدیل می‌شود. اهمیت این مسئله در این است که بسیاری تغییر دهانه‌ی دیافراگم در این محاسبات را در نظر نمی‌گیرند. دیافراگم f/2.7 تقریباً 1 استاپ از f/1.8 بسته‌تر است و این یعنی دیگر نمی‌توان عمق میدان کم f/1.8 را از هرکدام از این ترکیب‌ها انتظار داشت.

35mm 2

نکته‌ی دوم در مورد لنز AF Nikkor 50mm f1.8D است. این لنز هم فاصله‌ی کانونی و گشودگی دهانه‌ی دیافراگم یکسان با لنز AF-S Nikkor 50mm f/1.8G دارد؛ اما دارای موتور فوکوس خودکار داخلی نیست و برای فوکوس خودکار به بدنه‌ای که دارای موتور فوکوس خودکار باشد نیازمند است. DSLR های با سنسور کراپ نیکون، به‌جز D7100 و D7200، دارای موتور فوکوس خودکار درون بدنه نیستند؛ بنابراین، اگر یکی از دوربین‌های کراپ سطح مبتدی و متوسط نیکون (سری D3XXX و D5XXX) رادارید برای استفاده از فوکوس خودکار حتماً باید از مدل G لنز 50 میلی‌متری نیکون استفاده کنید.
و آخرین نکته این است که بررسی و مقایسه‌ای که در ادامه خواهد آمد بر اساس تست‌های انجام‌شده توسط وب‌سایت معتبر تست لنز و دوربین‌های دیجیتال DXOMark.com است. این شرکت برای بررسی عملکرد لنزها، آن‌ها را بر روی چندین بدنه‌ی مختلف قرار می‌دهد و نتایج تست‌ها را در پنج زمینه‌ی شارپنس، اعوجاج تصویر (distortion)، میزان انتقال نور (transmission)، تیرگی گوشه‌های تصویر (vignetting) و خطای رنگی (chromatic aberration) منتشر می‌کند. ازاین‌رو عملکرد هر لنز به بدنه‌ای که بر روی آن قرار می‌گیرد هم‌بستگی دارد. در اینجا، سعی بر آن است که تا مهم‌ترین ویژگی هر لنز، یعنی میزان شارپنس آن، بر روی چندین بدنه‌ی مختلف موردبررسی و مقایسه قرار داده شود.

شارپنس
سایت DXOMark.com در سال 2012 معیار جدیدی با عنوان مگاپیکسل ادراکی (perceptual megapixels) را برای ارزیابی شارپنس لنزهای دوربین‌های دیجیتال ارائه کرد. این معیار جدید بسیار قابل‌درک‌تر و ملموس‌‌تر از معیارهای پیچیده‌ای است که در علم اپتیک استفاده می‌شود و همچنین در آن ویژگی شارپنس لنز از زاویه‌ی دید انسان موردبررسی قرار می‌گیرد. مگاپیکسل ادراکی (به‌اختصار P-Mpix) درواقع میزان رزولوشن و جزئیات تصویری است که از ترکیب یک لنز و دوربین تولید می‌شود. هرچند که رزولوشن عکس‌های هر دوربین (سایز آن‌ها) ثابت است و در مشخصات هر دوربینی آمده است؛ اما رسیدن به این مقدار رزولوشن تنها به‌شرط استفاده از لنزهای بی‌نقص امکان‌پذیر است؛ اما در عمل، هیچ لنزی بی‌نقص نیست و برای همین میزان رزولوشن و جزئیات واقعی که از یک دوربین به دست می‌آید همواره کسری از کل رزولوشن سنسور تصویر آن دوربین است. با یک مثال این مفهوم را بیشتر توضیح می‌دهم. دوربین فوجی فیلم X100T را (که پیش‌تر در مطلبی جداگانه آن را با دوربین سونی RX100 IV مقایسه کرده بودم) در نظر بگیرید. این دوربین سایز APS-C دارای سنسور تصویر 16 مگاپیکسلی و لنز ثابت 23 میلی‌متری است. تلفن هوشمند سامسونگ S6 هم دارای دوربین 16 مگاپیکسلی و البته سنسور تصویر بسیار کوچک‌تر است. بااینکه هردوی این‌ها قادر به تولید عکس‌هایی با سایز یکسان (16 میلیون پیکسل) هستند هیچ‌کس نمی‌تواند کیفیت عکس‌های سامسونگ S6 را با این دوربین فوجی برابر بداند! درواقع بر همگان واضح است که دوربین فوجی عکس‌های بسیار باکیفیت‌تری می‌گیرد. یک دلیل اصلی آنکه عکس‌های دوربین فوجی را «باکیفیت‌تر» می‌دانیم وجود جزئیات (و نه اندازه‌ی عکس) بیشتر در تصاویر ثبت‌شده با این دوربین است که هم به خاطر سایز بسیار بزرگ‌تر سنسور تصویر آن و هم به سبب استفاده از لنز بسیار باکیفیت‌تر در این دوربین است؛ بنابراین، مگاپیکسل ادراکی میزان جزئیات و رزولوشن واقعی‌ای را که از ترکیب یک لنز و دوربین به دست می‌آید نشان می‌دهد که در تئوری و در صورت بی‌نقص بودن لنز برابر با رزولوشن تصویر آن دوربین است. هرچند این مفهوم در ابتدا شاید کمی پیچیده و درک آن سخت به نظر آید؛ اما در صورت درک درست می‌تواند دید عکاسان را در مورد انتخاب یک لنز (و البته دوربین) تغییر دهد و به انتخاب‌های بسیار هوشمندانه‌تر از طرف آن‌ها منجر شود.
بعدازاین مقدمه باید عرض کنم که میزان شارپنس یک لنز/دوربین که بر اساس مگاپیکسل دریافتی بیان می‌شود در سایت DXOMark بدین روش محاسبه می‌شود. ابتدا برای هر فاصله‌ی کانونی لنز (در لنزهای زوم) میزان شارپنس در تمام اعداد f آن لنز سنجیده می‌شود، سپس بالاترین شارپنسی که در هر فاصله‌ی کانونی در مقایسه‌ی تمام اعداد f به دست می‌آید تعیین می‌شود. در آخر، میانگین بالاترین شارپنس تمام فواصل کانونی محاسبه‌شده و به‌عنوان شارپنس کل لنز نمایش داده می‌شود؛ بنابراین، این عدد میانگین می‌تواند نماینده‌ی خوبی از عملکرد یک لنز در تمام فواصل کانونی‌اش باشد.

50mm f1.8

در جدول زیر، عملکرد هر دو لنز 50 میلی‌متری و 35 میلی‌متری نیکون را بر روی بدنه‌های مختلف نیکون ازلحاظ شارپنس تصویر آورده‌ام. به یاد داشته باشید که لنز 50 میلی‌متری برای فرمت FX نیکون است و بر روی بدنه‌های DX این شرکت زاویه‌ی دید متفاوتی خواهد داشت. همچنین ازآنجایی‌که قرار دادن لنز DX بر روی دوربین‌های فرمت FX غیر‌منطقی است و باعث افت کیفیت تصویر می‌شود، در سایت DXOMark هم لنزهای DX با بدنه‌های FX تست نشده‌اند؛ بنابراین در جدول زیر جایی که این تست‌ها در مورد لنز 35mm صورت نگرفته با علامت ستاره (*) مشخص‌شده است.
شارپنس

[styled_table]

[/styled_table] انتقال نوردر جدول بالا، به‌جز سه فول‌فریم D800‏، D800E و D810 که 36 مگاپیکسلی هستند مابقی دوربین‌ها از سنسور 24 مگاپیکسلی استفاده می‌کنند. ناگفته پیداست که هیچ‌کدام از دو لنز مورد مقایسه شارپنس کافی برای استفاده از تمام رزولوشن سنسور تصویر دوربین‌هایی که برایشان ساخته‌شده‌اند را ندارند؛ اما بااین‌حال و با در نظر گرفتن قیمت بسیار ارزان آن‌ها، هر دو لنز بسیار شارپ ارزیابی می‌شوند و احتمالاً این بیشترین میزان شارپنسی است که با لنزی با این قیمت می‌توان بدان دست‌یافت. برای درک بهتر کیفیت این دو لنز کافی است شارپنس این دو لنز را با شارپنس لنز کیت 18-55 f/3.5-5.6G ED II AF-S DX Nikkor مقایسه کنید که بر روی دوربین D7100 تنها 8 مگاپیکسل ادراکی است.
یک نکته‌ی جالبی که در اینجا شایان‌ذکر است تأثیری است که سنسور تصویر بر میزان مگاپیکسل ادراکی می‌گذارد. تنها تفاوت دوربین D800 و D800E حذف اثر فیلتر اپتیکال low pass در دومی است. این فیلتر به‌طور سنتی برای کاهش مشکل moire و aliasing در تصاویر، بر جلوی سنسور تصویر اکثر دوربین‌های دیجیتال قرار داده‌شده است و کاری که انجام می‌دهد این است که کمی تصویر را تار می‌کند تا اثر moire از بین برود. این تصویر تار شده بعداً درون دوربین به‌صورت دیجیتالی دوباره شارپ می‌شود؛ اما در خلال این فرایند کمی از رزولوشن (شارپنس) تصویر کاسته می‌شود. حذف این فیلتر در دوربین D800E باعث افزایش شارپنس عکس‌های گرفته‌شده با این دوربین به میزان 7 مگاپیکسل ادراکی شده است که این میزان بسیار قابل‌توجه است. این تفاوت در شارپنس را بین دو دوربین D7000 و D7100 هم می‌توانید مشاهده کنید. دوربین D7100 برخلاف D7000 فاقد فیلتر low pass است و در نتیجه‌ با لنزی یکسان می‌توان تا 4 مگاپیکسل ادراکی رزولوشن بیشتری از این دوربین به دست ‌آورد. هرچند که سنسور به‌کاررفته در D7100 هم دچار تغییراتی شده اما مطمئناً درصد زیادی از این افزایش شارپنس را باید به‌حساب حذف فیلتر low pass قرار دهیم.

50mm on D810

میزان انتقال نور
این معیار مربوط است به عملکرد لنز در انتقال نور از صحنه‌ای که از آن عکس گرفته می‌شود به سنسور تصویر دوربین. در یک لنز بی‌نقص، تمام نوری که وارد لنز می‌شود بدون کاستی از آن عبور کرده و به سنسور تصویر می‌رسد؛ اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد و مقداری از نور توسط المان‌های شیشه‌ای لنز بازتابیده یا جذب می‌شود. هرچه تعداد المان‌های یک لنز بیشتر باشد میزان انتقال نور آن نیز کاهش می‌یابد. واحدی که برای این ویژگی لنز بکار می‌رود Tstop است که معادل همان f استاپ لنز است. برای مثال اگر لنزی دارای حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم f/1.8 باشد و عدد Tstop آن برابر 2.2 باشد، یعنی حداکثر میزان نوری که این لنز می‌تواند از خود عبور دهد برابر با لنزی است که دارای f/2.2 است. این بدین معناست که 2/3EV نور کمتری به سنسور می‌رسد. این مسئله تأثیر غیرمستقیمی بر روی کیفیت عکس‌ها دارد. برای جبران کاهش نوری که به سنسور می‌رسد یا باید سرعت شاتر کاهش یابد و یا حساسیت ISO افزایش یابد که در مورد دوم می‌تواند باعث افزایش نویز در تصاویر شود. در این زمینه لنزهای زوم به علت داشتن المان‌های درون لنز بیشتر از لنزهای پرایم عملکرد ضعیف‌تری دارند.
در جدول زیر عملکرد دو لنز 35mm و 50mm نیکون درزمینه‌ی انتقال نور برحسب Tstop آورده شده است. هرچه این مقدار به حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم این دو لنز که 1.8 است نزدیک‌تر باشد به معنی عملکرد بهتر در این زمینه است.

[styled_table]

[/styled_table] همان‌طور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، هر دو لنز نیکون در این معیار عملکرد بسیار خوبی دارند. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX نیکون تنها به میزان 1/3EV کاهش انتقال نور دارد که تقریباً نا‌محسوس است. همین لنز بر روی بدنه‌های فرمت DX هم تقریباً عملکرد یکسانی دارد و تنها زمانی که بر روی D5200 قرار گیرد تا 2/3EV کاهش انتقال نور دارد که آن‌هم در حد نرمال و کاملاً قابل‌قبول است. بازهم برای آنکه بهتر مشخص شود این دو لنز در این زمینه چقدر از لنزهای دیگر بهتر هستند، لنز کیت 18-55mm f/3.5-5.6 نیکون را در نظر بگیرید که بر روی بدنه‌ی D7100 دارای 4.9 Tstop است! این یعنی تقریباً 1 استاپ کامل کاهش انتقال نور به سنسور که میزان زیادی است. لنز 35mm فرمت DX هم بر روی بدنه‌های DX نیکون عملکردی بسیار خوب و مشابه لنز 50mm نیکون دارد؛ بنابراین، ازلحاظ میزان انتقال نور هر دو لنز بسیار خوب عمل می‌کنند.

اعوجاج تصویر
این معیار عملکرد لنز، میزان اعوجاج یا همان exaggeration به وجود آمده در تصاویر که ناشی از شکست نور در لنز است را نشان می‌دهد. لنزهای زوم در فاصله‌ی کانونی far-reaching خود اعوجاج از نوع خمره‌ای (barrel distortion) و در فواصل کانونی tele اعوجاج از نوع بالشتک سوزنی (pincushion distortion) دارند. در تصویر زیر اثری که این دو نوع اعوجاج برعکس‌ها می‌گذارند به شکلی اغراق‌شده نشان داده‌شده است. سایت DXOMark هر دو نوع اعوجاج را در نظر گرفته و اعوجاج کل یک لنز را با محاسبه‌ی میانگین آن در تمام فواصل کانونی آن لنز به‌صورت یک درصد بیان می‌کند. عدد 0 به معنی عدم وجود اعوجاج و 1% به معنی اعوجاج زیاد است. معمولاً اعوجاج بیش از 0.2% در تصاویر محسوس است.

Distortion Kinds

لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX این شرکت اعوجاجی برابر با 0.4% دارد که برای یک لنز نرمال کمی زیاد است اما بیش‌ازحد نیست. همین لنز بر روی بدنه‌های DX نیکون اعوجاج کمتری به میزان 0.2% نشان می‌دهد. علت این امر این است که این لنز بر روی بدنه‌های کراپ نیکون به یک لنز تقریباً تله‌ی 75 میلی‌متری تبدیل می‌شود و درنتیجه اعوجاج خمره‌ای در آن کاهش می‌یابد.
لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX اعوجاجی برابر با 0.5% دارد که با توجه به واید بودن این لنز قابل‌قبول است. در نظر داشته باشید که تقریباً تمام لنزهای واید دارای اعوجاج خمره‌ای هستند و این مسئله‌ی عجیبی نیست. همچنین، با استفاده از نرم‌افزارهایی مانند adobe camera tender و با انتخاب پروفایل این دو لنز می‌توان به‌طور خودکار و به‌راحتی اعوجاج به وجود ‌آمده در تصاویر آن‌ها را اصلاح کرد؛ بنابراین، هردوی این لنزها از این نظر عملکرد قابل‌قبولی دارند و میزان اعوجاجشان نگران‌کننده نیست.

خطای رنگی
خطای رنگی در تصاویر براثر عدم توانایی لنز در انطباق رنگ‌های نور شکست‌یافته در محل همگرایی‌شان به وجود می‌آید. خطای رنگی معمولاً به شکل حاشیه‌های باریک رنگی (اکثراً آبی، آبی متمایل به سبز (cyan) یا بنفش) در مرزهای بین نقاط روشن و تاریک (مانند لبه‌ی ساختمان‌ها در مقابل آسمان صاف آفتابی) تصویر نمایان می‌شود. در تصویر زیر، خطای رنگی در اطراف تنه‌ی درختان و شاخ و برگ‌هایشان مشخص است که البته در نسخه‌ی corrected این عکس با کمک adobe camera tender اصلاح‌شده است. برای تست این خطای لنز، DXOMark میزان خطای نوری را برای بازترین دیافراگم ممکن همه‌ی فواصل کانونی یک لنز اندازه گرفته و میانگین آن را محاسبه می‌کند. این معیار برحسب میکرون (1/1000 میلی‌متر) بیان می‌شود و در بهترین حالت برابر صفر است. خطای رنگی 5 میکرون محسوس بوده و در اکثر دوربین‌ها به‌اندازه‌ی یک پیکسل است. اگرچه در این معیار حداکثری وجود ندارد، اما خطای رنگی 30 میکرون بسیار زیاد محسوب می‌شود.

CA

لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX دارای خطای رنگی 13 میکرونی است که میزان خیلی زیادی نیست و کاملاً قابل‌قبول است. البته این میزان برای بازترین دیافراگم این لنز (f/1.8) است و با بستن دیافراگم در استاپ‌های بعدی به میزان خطای رنگی افزوده می‌شود. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX دارای خطای رنگی 8 میکرونی است که حاکی از عملکرد بسیار خوب این لنز در این زمینه است.
نکته‌ای که در اینجا باید بدان توجه کنید این است که تمام لنزها از گران‌ترین تا ارزان‌ترین آن‌ها کم یا زیاد دچار این مشکل هستند. اگرچه دقت در انتخاب لنزی که خطای رنگی خیلی زیادی نداشته باشد امری منطقی است، اما وسواس بیش‌ازحد در این مورد کاملاً غیرضروری است؛ مخصوصاً که این مشکل در مرحله‌ی پردازش عکس‌ها در adobe camera tender یا lightroom تقریباً به‌طور کامل قابل‌رفع است.

تیرگی گوشه‌های تصویر
یکی دیگر از ایرادات اپتیکی لنزها مشکل تیرگی گوشه‌های تصویر مخصوصاً در فواصل کانونی بسیار کم و در دیافراگم‌های باز است. اگرچه این مشکل علل مختلفی دارد، اما بخشی از آن مربوط به لنز می‌شود که به آن visual vignetting می‌گویند. در تیرگی اپتیکی، سایه‌ی المان‌های بالایی لنز بر روی المان‌های پایینی می‌افتد و باعث کاهش انتقال نور در گوشه‌های تصویر می‌شود. در تصویر زیر، همان‌طور که مشاهده‌ می‌کنید، گوشه‌های تصویر بخصوص در آسمان تیره‌تر از مرکز آن است. این نوع تیرگی معمولاً با بستن دیافراگم تا چند استاپ بسیار کاهش‌یافته و درنهایت از بین می‌رود. برای محاسبه‌‌ی این معیار کیفیت لنز، DXOMark برای هر فاصله‌ی کانونی لنز، میزان کاهش نور را بر اساس EV (استاپ نوری) در بازترین دیافراگم محاسبه کرده و در آخر میانگین آن‌ها را به‌عنوان نمره‌ی کل آن لنز بیان می‌دارد.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX نیکون در f/1.8 دارای -0.9EV تیرگی در گوشه‌های تصویر است. این بدین معنا‌ست که در این گشودگی دهانه‌ی دیافراگم، گوشه‌های تصویر تقریباً 1 استاپ پایین‌تر از میزان نوردهی است که برای سوژه انتخاب‌شده است. با بستن دهانه‌ی دیافراگم تا f/4 این تیرگی بسیار کاهش‌یافته و در f/5.6 کاملاً از بین می‌رود.
لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX این شرکت دارای تیرگی -1.7EV است که میزان تقریباً زیادی است. البته در این لنز هم با بستن دیافراگم تا f/5.6 تقریباً هیچ تیرگی محسوسی در گوشه‌های تصویر باقی نخواهد ماند؛ اما اگر از این لنز بر روی بدنه‌های DX نیکون استفاده شود، ازآنجایی‌که گوشه‌های تصویر کراپ شده و عملاً این لنز به یک لنز 75mm تبدیل می‌شود، میزان تیرگی گوشه‌های تصویر هم بسیار کاهش‌یافته و به مقدار -0.8EV می‌رسد. همچنین در این حالت، در f/2.8 تیرگی گوشه‌های تصویر به‌طور کامل از بین می‌رود.
لنز 35mm نیکون در این زمینه عملکرد خوبی دارد و نمره‌ی قبولی می‌گیرد. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های فول‌فریم عملکرد خیلی خوبی ندارد و برای کاربری بهتر شاید مجبور شوید تا حداقل 1 استاپ دیافراگم را ببندید؛ اما همین لنز بر روی یک بدنه‌ی DX نیکون عملکرد بسیار خوبی دارد و گوشه‌های تصویر را خیلی کم تیره می‌کند. مشکل تیرگی گوشه‌های تصویر هم ازجمله نواقصی است که کم‌وبیش در بیشتر لنزها، مخصوصاً لنزهای بسیار واید و سریع (دارای حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم خیلی زیاد)، وجود دارد. خوشبختانه، همانند مشکل خطای رنگی و اعوجاج، تیرگی گوشه‌های تصویر هم در پردازش‌های عکس‌های tender در نرم‌افزارهایی نظیر adobe camera tender و lightroom قابل‌رفع است. هرچند که اگر تیرگی بیش‌ازحد باشد ممکن است افزایش روشنایی گوشه‌های تصویر در این نرم‌افزارها (مخصوصاً در عکس‌هایی که با ISO بالا گرفته‌شده‌اند) باعث افزایش نویز در گوشه‌های تصویر هم بشود.

نتیجه‌گیری
با توجه به مواردی که در بالا در مورد این دو لنز موردبررسی و مقایسه قرار گرفت، هر دو لنز با توجه به قیمت بسیار مقرون‌به‌صرفه‌ای که دارند و کیفیت مناسبی که ارائه می‌دهند از بهترین انتخاب‌های عکاسان نوپا برای شروع عکاسی هستند. اگر بدنه‌ی DX نیکون رادارید، از لنز 50mm نیکون می‌توانید به‌عنوان یک لنز پرتره خوب برای شروع کار عکاسی استفاده کنید. همچنین، ازآنجایی‌که این لنز برای بدنه‌های FX ساخته‌شده است، در آینده و در صورت خرید یک بدنه‌ی فول‌فریم نیکون، می‌توانید از آن بر روی دوربین جدیدتان ‌هم استفاده کنید.
لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX، دارای زاویه‌ی دید معادل زاویه‌ی دید لنز نرمال بر روی بدنه‌های FX است؛ بنابراین، از این لنز می‌توانید هم برای عکاسی منظره و هم تا حدی پرتره استفاده کنید. همچنین، زاویه‌ی دید نرمال و دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز این لنز آن را برای فیلم‌برداری و بخصوص فیلم‌برداری در شب یا محیط‌های کم‌نور بسیار مناسب می‌کند.

ارسال مستقیم تصاویر از Lightroom به Instagram

چگونه مستقیم تصاویر را بصورت پست از Lightroom به Instagram ارسال کنیم

نرم افزار Lightroom امکانات زیادی دارد که شاید از بیشتر آنها استفاده نشود، جدا از دسته بندی عکس ها و امکانات دیگر، ابزارهای انتشار را دارد و به ما این اجازه را میدهد که عکس های خود را بطور مستقیم از طریق محیط داخلی نرم افزار به اشتراک بگذاریم، یکی از سرویس هایی که در لایت روم قرار داده شده اشتراک گذاری عکس ها بصورت مستقیم در Facebook و Flickr هست که توسط Adobe در نرم افزار گنجانده شده. از تابستان ۹۵ در نسخه های جدید Lightroom امکان اشتراک گذاری در Instagram نیز به نرم افزار اضافه شد، پلاگین LR/Instagram plugin به شما اجازه میدهد که ارسال مستقیم از طریق نرم افزار را انجام دهید و عکس های خود را به Instagram بفرستید.

lr-instagram-publishing

این امکان شاید خیلی برای کسانی که از Instagram استفاده میکنند جالب باید باشد، Instagram برای کامپیوتر نرم افزاری در اختیار کاربران خودش قرار نداده و امکان آپلود عکس به اینستاگرام وجود ندارد، حالا با این پلاگین شما قادر هستید براحتی عکس ها را با Drag Drop به اینستاگرام ارسال کنید

راهنمای نصب پلاگین LR/Instagram plugin

این پلاگین بصورت رایگان بدون محدودیت زمانی قابل استفاده است، توسعه دهنده این پلاگین این امکان رو قرار داده کسانی که میخواهند از این پروژه حمایت کنن ۱۰ دلار میتونن واریز کنن و از برنامه نویس حمایت کنن.

نکته: توجه داشته باشید این پلاگین رسمی نیست و توسط شرکت Adobe یا توسعه دهنده های Instagram انتشار نیافته و توسط شخصی طراحی شده به همین دلیل پلاگین بصورت رسمی از طرف نرم افزار های نام برده شده پشتیبانی نمیشود و تمامی بروزرسانی ها و سوالات در وب سایت خود توسعه دهنده میباشد.

برای نصب پلاگین ابتدا فایل فشرده ZIP رو از سایت معرفی شده دانلود کنید و از حالت فشرده خارج ( Extract ) کنید

file-location-lrplugins

فایل مورد نظر رو پس از اینکه از حالت فشرده خارج کردین یک فولدر در مسیر نرم افزار بسازید و فایل ها را در آن بریزید، این فولدر را باید در مسیر نصب لایت روم باشد.

حالا در لایت روم مدیریت Plug-In رو از طریق منوی File باز کنید در این قسمت پلاگین هایی که روی نرم افزار نصب هست را مشاهده میکنید شما میتوانید با زدن گزینه Add فولدر پلاگین ها را انتخاب کنید و پلاگینی که به تازگی نصب کرده اید رو فعال کنید.

lr-instagram-plugin-installation

نحوه اضافه کردن حساب Instagram به پلاگین انتشار عکس به Instagram درلایت روم

بعد از اینکه پلاگین را نصب کردین در قسمت Publishing Manager روی پلاگین LR/Instagram کلیک کنید و بعد توی Description توضیحات دلخواه خود را بنویسید و username و cue رو هم طبق اطلاعات حساب کاربری خود وارد کنید،

بخاطر داشته باشید که این پلاگین از طریق اتصال از طریق Facebook کار نمیکند و باید مستقیما ارتباط از طریق اینستاگرام برقرار شود.

lr-instagram-setup

حالا پس از این که اطلاعات رو وارد کردین و با موفقیت وارد اکانت شدین عکس پروفایل شما نمایش داده خواهد شد.

تنظیمات

در قسمت Preference شما میتوانید تنظیمات مورد نظر خود را اعمال کنید. شما میتوانید تعیین کنید که چه تعداد عکس در هر بار ارسال روی اینستاگرام شما قرار بگیرد، مقدار پیشنهادی همانطور که در عکس مشاهده میکنید برای این گزینه ۵ میباشد.

از آنجا که در آخرین بروزرسانی های اینستاگرام شما اجازه دارید که عکس ها را بصورت Landscape قرار بدین، شما میتوانید به هر دو گزینه دسترسی داشته باشید، جدا از این حالت شما میتوانید قاب مربع شکل را حفظ کرده و برای آن یک حاشیه مشکی یا سفید تعریف کنید تا عکس ها در قالب تعریف شده ارسال شوند.

همانطور که میدانید اینستاگرام بصورت گسترده از #هشتگ برای پیدا کردن محتوای مربوطه در آن بخشی که کاربران به دنبال آن هستند کمک میکند، پلاگین LR/Instagram هم به شما این اجازه را میدهد تا براحتی در یک فیلد جدا هشتگ های خور را از محیط داخلی نرم افزار اضافه کنید. در قسمت Instagram Caption میتوانید متن و هشتگ های خود را همانطور که در عکس زیر مشاهده میکنید وارد کنید.

lr-instagram-preferences

خوب تا به این جای کار تمام شد حالا سراغ ارسال از طریق لایت روم به اینستاگرام میریم

ارسال مستقیم عکس از لایت روم به اینستاگرام

بعد از انجام تنظیمات ارسال مستقیم عکس رو در قسمت library مشاهده میکنید، شما میتوانید به راحتی عکس را بکشید و داخل قسمتی که پلاگین هستش و نام کاربری اینستاگرام شما را نمایش میده رها کنید.

lr-instagram-image-move

حالا پس از زدن گزینه Publish Now میتوانید عکس ها را به اینستاگرام خود ارسال کنید.

lr-instagram-publish

همچنین شما میتوانید چند اکانت به پلاگین معرفی کنید تا بتوانید در تمامی آنها ارسال داشته باشید، برای این کار از همان قسمت تنظیمات Publishing Manager میتوانید هر تعدادی که میخواهید اکانت اضافه کنید

امیدوارم این مطلب براتون کاربردی و مفید بوده باشه، نظرات خود را در پایین همین صفحه از قسمت نظرات با ما در میان بگذارید همچنین در گروه تلگرامی ما میتوانید عضو شده و به گفتگو با دیگر کاربران و اشتراک عکس های خود بپردازید

برای ورود به گروه تلگرام اینجا کلیک کنید

برای دانلود نرم افزار اینجا کلیک کنید

چه دوربینی باید بخرم ؟

چه دوربینی باید بخرم ؟

از راهنمای گام به گام ما استفاده کنید

چه دوربینی باید بخرم

چه دوربینی باید بخرم ؟ از دوربین های کامپکت ساده تا دوربین های DSLR های فول فریم، ما تفاوت آنها را برایتان می گوییم. تنها کافیست که برای خرید دوربین سری به بازار بزنید. انواع مختلف دوربین با تکنولوژی و برندهای مختلفی در بازار وجود دارد که البته هر کدام  از انها ادعا می کنند که بهترین هستند و اطمینان از این مساله بسیار دشوار است. اما تقسیم بندی دوربین ها به چند نوع اساسی این رقابت را کمتر می کند و اگر یکبار این کار را انجام دهید پیدا کردن اینکه کدام دوربین برایتان مناسب تر است را بسیار آسانتر می کند. این کاری است که ما در اینجا با لیست خود انجام داده ایم. آیا تلفن های هوشمند به خوبی دوربین های کامپکت هستند؟ جدا از اینکه زوم ندارند، از لحاظ کیفیت قطعا به خوبی آنها هستند. در گوشی های هوشمند هیچ مشکلی با دوربین وجود ندارد. بهترین گوشی های هوشمند، حتی باینکه تعداد مگاپیکسل آنها به اندازه دوربین های کامپکت نیست، با این حال دوربین های واقعا خوبی دارند. نکته ای که باید به یاد داشته باشید اینست که در یک دوربین همه چیز فقط تعداد مگاپیکسل  ها نیست، یک تلفن هوشمند با دوربین ۸ مگاپیکسلی یا بالاتر یک عکس با کیفیت و جزئیات بالا برای فیسبوک یا توییتر ارائه می دهد، در حالی که شما می توانید عکسی با اندازه متوسط را چاپ و با کیفیتی معقول بر روی دیوار آویزان کنید.

مثلا دوربین iPhone 7 را با دوربین ۱۲ مگاپیکسلی و کنترل راحت آن برای استفاده در نظر بگیرید. این دوربین می تواند عکس های به خوبی یا شاید حتی بهتر از دوربین های کامپکت بگیرد.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

9e24459c00ff8c99e4afac0fb4f0b9bb-650-80

از آنجا که این دوربین همیشه و در همه حال با شما خواهد بود، و شما همیشه از ان برای ثبت اتفاق های زندگیتان استفاده می کنید،این عکس ها احتمالا در سال های آینده به عکس های با ارزشی برای شما تبدیل خواهند شد.

مزایا: این دوربینی است که همیشه در دستان شماست، و نتایج آن با دوربین های معمول کامپکت برابری می کند. شما می توانید عکس هایتان را بلافاصله در فیسبوک، توییتر و اینستاگرام به اشتراک بگذارید یا اپلیکیشن هایی با افکت های هیجان انگیز نصب کنید که همیشه در دسترس هستند و استفاده از آنها ساده است.

معایب: شما یک لنز با فاصله کانونی ثابت دارید، نمی توانید بر روی سوژه هایی که در فاصله دور قرار دارند زوم کنید. این لنز ها اغلب با زاویه واید هستند و برای سلفی مناسب اند اما برای پرتره نه. نگه داشتن دوربین گوشی های هوشمند در دست آسان نیست و کنترل بر روی تنظیمات عکاسی محدود است.

اگر می خواهید ماجراجویی های زندگیتان را ثبت کنید، به جای دوربین کامپکت به یک دوربین ورزشی احتیاج دارید.

شما می توانید محدودیت های گوشی های هوشمند را به راحتی با یک دوربین مناسب از بین ببرید، اما قبل از اینکه نگاهی به جزئیات بیندازیم گزینه دیگری برای بررسی وجود دارد، دوربین های ورزشی. اگر ثبت ماجراجویی های زندگی دغدغه شماست، چرا این کار را به جای عکس با فیلم انجام ندهیم؟ دوربین های اکشن محکم و در عین حال ساده هستند، و با انواع مختلف مانت ارائه می شوند بنابراین می توانید آنها را به فرمان، اسکیت، کلاه، داشبورد ماشین یا حتی حیوان خانگی خود وصل کنید.

این دوربین ها با دوربین های GoPro Hero محبوب شدند، اما حالا مدل های مختلف دوربین ورزشی مانند Dji OSMO و Nikon KeyMission در بازار موجود است.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

0b1a5cd172b3b857ee33944dff2ccb0f-650-80

دوربین های ورزشی با فاصله کانونی ثابت و لنز ثابت ویدئوهای full HD با کیفیتی می گیرند، (برخی از آنها مانند Hero5 Black ویدئوهای ۴K می گیرند). برخی از آنها کاملا ضد آب هستند، در حالی که برخی از آنها به صورت کیت با پوشش ضد آب ارائه می شوند.

دوربین های ورزشی کاملا با دوربین های سنتی تفاوت دارند. آنها آنقدر ارزان هستند که ضربه زدن به آنها مهم نیست و آنقدر کوچک و سبک هستند که اصلا آنها را احساس نمی کنید و آنقدر ساده هستند که تنها کاری که باید با آنها انجام دهید اینست که دکمه خاموش و روشن را فشار دهید.

مزایا: ارزان، محکم و ساده، کیفیت فوق العاده عالی ویدئوهای full HD، شما می توانید به راحتی آن را بر روی هر چیزی نصب کنید.

معایب: لنز واید ثابت، در نتیجه قابلیت زوم ندارد، کنترل کم بر نوردهی، کیفیت عکس ها فقط در حد عکس فوری است.

دوربین های کامپکت یک بروزرسانی ساده از تلفن های هوشمند هستند، اما این دوربین ها هم محدودیت هایی دارند.

بنابراین با فرض اینکه تلفن هوشمند شما پاسخگوی نیازهای شما نیست، و شما بیشتر به عکس های با کیفیت احتیاج دارید تا ویدئوهای اکشن، پس دوربین های دیجیتال چاره کار شماست.

دوربین های کامپکت ساده ارزان هستند و نسبت به دوربین های تلفن های همراه با لنز با قابلیت زوم، کنترل نوردهی، تعادل رنگ سفید، فوکوس و تنظیمات بیشتر ارائه می شوند.

تلفن های هوشمند زوم دیجیتال دارند، اما این اصلا با زوم اپتیکال قابل مقایسه نیست، زیرا زوم اپتیکال یک قسمت کوچکتر از صحنه را برش می دهند و زوم می کنند در نتیجه هنگام زوم افت کیفیت داریم. یک دوربین کامپکت ساده معمولا زوم ۵ برابر دارد که وایدتر از لنز تلفن های هوشمند است و برای فضاهای داخلی تنگ و ساختمان های بلند به کار می آید. بنابراین می توانید کادر را با افراد و سوژه ها حتی وقتی از شما دور هستند پر کنید.

اما کیفیت عکس لزوما بهتر نیست. دوربین های ارزان، لنزهای ارزان دارند که در حالت زوم کامل یا در لبه های کادر عکس را تار می کنند و سنسور خیلی بزرگی ندارند. اندازه سنسور یک ویژگی اصلی در کیفیت عکس است. دوربین های کامپکت معمولا سنسور ۱/۲٫۳ اینچی دارند که تقریبا نصف ناخن کوچک شماست و به ندرت بزرگتر از تلفن های هوشمند است. گذشته از مقدار مگاپیکسل، سایز سنسور کیفیت تصویر را محدود می کند.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

599e1e07919df1e7bc09e9969332cf4a-650-80

مزایا: تطابق پذیری زوم لنز، کنترل بیشتر بر نوردهی، رنگ و فوکوس، و نگه داری راحت در دست.

معایب: کیفیتی بهتر از تلفن های هوشمند ندارند و گاهی بدتر هم هستند.

دوربین های کامپکت مسافری، یا سوپرزوم، سهولت کار با دوربین های کامپکت ساده را به همراه زوم بیشتر برای گرفتن سوژه های بیشتر دارند.

دوربین های کامپکت ساده نسبت به تلفن های هوشمند تقریبا ارزان و کوچک هستند، اما مزیت اصلی دوربین های کامپکت سوپر زوم، زوم لنز آنهاست. دوربین های سوپر زوم اصولا همان کامپکت های ساده هستند اما با محدوده زوم بسیار بالاتر، در حدود ۳۰ برابر.

ایده اینست که شما دوربینی دارید که همچنان متناسب جیب شماست، اما چنان محدوده زوم وسیعی دارند که تقریبا می توانید از هر چیزی عکاسی کنید، از منظره های زیبا تا نقاط دور دست.

گذشته از اینها، وقتی به تعطیلات می روید دوربینی می خواهید که به قدر کافی کوچک و کارآمد باشد تا بتوانید آنرا در جیب خود بگذارید و لحظه ای از سفر خود و ثبت لحظات خود را از دست ندهید.

اندازه سنسور دوربین های سوپر زوم مانند سنسور کامپکت های ساده است اما در مدل های مختلف فرق می کند، مانند پاناسونیک Lumix TZ100/ZS100 که اندازه سنسور آن بزرگ تر از ۱ اینچ است، در حالی که کیفیت لنز ها عموما بهتر است و کاملا جدا از محدوده زوم افزایش یافته است. برخی از آنها حالت بسیار پیشرفته نوردهی برای کنترل سرعت شاتر و دیافراگم لنز دارند و حتی ممکن است فایل های RAW نیز برای پردازش کیفیت بالاتر بر روی کامپیوتر بگیرد.

اگر بودجه شما برای خرید دوربین سوپرزوم کافی است، این دوربین ۱۰۰% بهتر از دوربین های کامپکت ساده است. شما با این دوربین چیزهای زیادی به دست می آورید و چیزی را از دست نمی دهید.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

05d054694a86d46983f9dab313eea4ff-650-80

مزایا: محدوده زوم عظیم که تقریبا از پس هر سوژه ای بر می آید. کیفیت کلی آن بیشتر از کامپکت های ساده است. کنترل بیشتر.

معایب: قیمت بالاتر، سنسور کوچک (به جز چند استثنا) که کیفیت عکس را به ویژه در نور کم محدود می کند.

دوربین های شبه SLR کنترلی در سبک دوربین های DSLR و زوم فوق العاده زیادی دارند اما کیفیت تصویر آنها نقطه قوتشان نیست مگر اینکه بخواهید هزینه بیشتری بپردازید.

اگر اندازه دوربین مهم نیست اما می خواهید ایده های عکاسی خود را با لنزی با زوم فوق العاده زیاد انجام دهید، پس تهیه دوربین ‘bridge’ یا شبه SLR قدم بعدی شماست.

دلیل نام گذاری این دوربین ها نیز اینست که این دوربین ها برای پر کردن فاصله بین دوربین های کامپکت و DSLR طراحی شده اند. در واقع دوربین های overpass ظاهری شبیه دوربین های DSLR با مشخصه بدنه و گریپ بزرگ، دکمه کنترل نوردهی بر روی دوربین، برنامه AE، تقدم دیافراگم و تقدم شاتر دارند.

اما در عین حال که دوربین های شبه SLR محدوده زوم شگفت آوری دارند، مانند زوم ۸۳x در دوربین Nikon Coolpix P900، محدودیت هایی نیز در این دوربین ها وجود دارد. برای دستیابی به این مقدار زوم در یک سایز و هزینه قابل کنترل، شرکت های سازنده دوربین از سنسور ۱/۲٫۳ اینچی مانند دوربین های کامپکت استفاده می کنند. در این دوربین ها شما ظاهری مانند DSLR ها دارید اما به این کیفیت تصویر نمی رسید.

اگرچه استثناهایی هم وجود دارد. در چند سال گذشته شرکت هایی مانند سونی و پاناسونیک دوربین های شبه SLR با سنسورهای بزرگ تر از ۱ اینچ مانند سونی RX10 III و پاناسونیک FZ1000 ارائه داده اند.

0bdf7ece0bfec45df2a9641397369e77-650-80

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

مزایا: محدوده زوم بالا، ویژگی ها و کنترل شبیه DSLR، تطابق پذیری و قیمت مناسب.

معایب: محدودیت در کیفیت به خاطر سنسور کوچک، جزئیات کم و نامطلوب در زوم کامل، سیستم فوکوس خودکار آنها به ندرت به پای سیستم فوکوس DSLR ها می رسد.

دوربین های کامپکت پیشرفته کیفیت مناسبی برای کسانی دارد که یک دوربین تقریبا کوچک و جمع و جور می خواهند تا حتی در جیبشان نیز جا شود.

در جایی که دوربین های شبه SLR نسبت به قیمت خود بهترین نتیجه را می دهند، دوربین های کامپکت پیشرفته نسبت به کیفیت تصویری که دارند، امکانات متفاوتی ارائه می دهند. در اینجا، هزینه ای برای محدوده زوم بالا پرداخت نمی کنید، اما سنسور بزرگتر، لنز بهتر، کنترل و امکانات در سبک DSLR و گاهی اوقات حتی کیفیت عکس های DSLR را خواهید داشت.

دوربین های کامپکت پیشرفته برای علاقه مندان به عکاسی و عکاس های حرفه ای طراحی شده که یک دوربین به حد کافی کوچک می خواهند تا در جایی که اندازه DSLR خیلی بزرگ و دست و پا گیر است استفاده کنند.

محدوده زوم در این دوربین ها تقریبا مانند دوربین های کامپکت ساده است اما با سنسور بزرگتر، لنز بهتر و کنترل های پیشرفته بیشتر، شما می توانید کیفیت تصویری کاملا متفاوت و بهتر از تلفن های همراه یا کامپکت های ساده داشته باشید.

یک وقتی، بیشتر دوربین های کامپکت پیشرفته سنسور ۱٫۷/۱ اینچی داشتند که کمی بزرگتر از سنسور دوربین های کامپکت ساده بودند، اما حالا مدل هایی با سنسور بزرگتر از ۱ اینچ (مانند کانن G7 X II و سونی RX100 IV) و حتی میکرو چهار سوم (پاناسونیک LX100) و APS-C (فوجی X70) مانند سایز دوربین های DSLR دارند.

1074b6f15b6fc9175f5ef8dab95c3c97-650-80

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

مزایا: کیفیت و ویژگی های DSLR در یک دوربین کوچک

معایب: حتی ارزان ترین انها هم واقعا ارزان نیستند و گرانترین آنها واقعا گران اند. امکان تعویض لنز وجود ندارد.

SLR های دیجیتال یا همان DSLR ها سنسور های بزرگ و لنزهای قابل تعویض ارائه می دهند و اولین قدم به سوی عکاسی حرفه ای هستند.

DSLR ها هنوز هم انتخاب اول برای عکاسان حرفه ای محسوب می شوند و همچنین بهترین دوربین برای دانشجویان عکاسی است زیرا این دوربین ها اصول اولیه عکاسی را بدون صرف هزینه زیاد یاد می دهند.

دوربین های DSLR اساسا با دوربین هایی که تا اینجا بررسی کردیم متفاوت اند زیرا می توانید لنز آنها را عوض کنید. در اینجا دوربین های دیجیتال به دو دسته اصلی تقسیم می شوند.

تا اینجا ما دوربین های به اصطلاح کامپکت را بررسی کردیم، اگرچه صحیح تر اینست که بگوییم دوربین های با لنز ثابت، زیرا این دوربین ها اغلب کامپکت نبودند. این دوربین ها شامل دوربین های کامپکت ساده، دوربین ورزشی، کامپکت سوپر زوم، شبه SLR و کامپکت پیشرفته بودند.

اما نوع دوم دوربین های با لنز قابل تعویض است که ما به آنها لقب DSLR می دهیم.

تعویض لنز در این دوربین ها یک جهان تازه از عکاسی را به روی شما باز می کند. DSLR ها اغلب با زوم استاندارد یا لنزهای کیت ارائه می شوند که محدوده فواصل کانونی مورد نیاز برای استفاده روزمره را پوشش می دهند، اما شما می توانید لنز های تله، سوپر واید، ماکرو، فیش آی و … بر روی این دوربین ها نصب کنید.

DSLR ها برای کسانی که می خواهند عکاسی را خیلی حرفه ای تر ادامه دهند ایده آل است، نه به خاطر اینکه می توانید لنز را تعویض کنید، بلکه به خاطر اینکه آنها سنسور بزرگ APS-C دارند که کیفیت بسیار مناسب تری را نسبت به سنسورهای کوچکتر در دوربین های کامپکت دارند. شما همچنین کنترل کامل دستی، توانایی ثبت فایل های خام و چشمی اپتیکال خواهید داشت که دیدی شفاف و روشن از صحنه پیش روی دوربین به شما می دهد.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

94dde7ee7f730601ed145c285273dbcf-650-80

مزایا: لنز قابل تعویض، کنترل دستی کامل، فایل خام، سنسور APS-C

معایب: بدنه بزرگ در مقایسه با دوربین های کامپکت، فوکوس در حالت ‘live perspective بر روی صفحه نمایش عقبی در بیشتر مدل ها تقریبا کند است.

سیستم های بدون آینه هم لنز قابل تعویض دارد و یک جایگزین جالب و جذاب برای دوربین های  DSLRمی باشند.

تا همین اواخر، طراحی DSLR تنها گزینه موجود برای عکاسانی بود که لنزهای قابل تعویض می خواستند اما این دوربین ها هم اشکالاتی دارند. منظره یاب اپتیکال بر روی دوربین های DSLR بسیار عالیست، اما اگر بخواهید از صفحه نمایش LCD برای ترکیب بندی استفاده کنید، درست مانند کاری که در دوربین های کامپکت انجام می دهید، تاثیر آن کمتر است.

بنابراین سازندگان دوریین یک رده جدید از دوربین های بدون آینه را معرفی کردند، که به عنوان دوربین های سیستم کامپکت (CSCs) نیز شناخته می شوند. این دوربین ها شبیه دوربین های کامپکت بزرگ هستند با این تفاوت که لنز قابل تعویض و سنسور بزرگ تر دارند، درست مانند DSLR ها. عدم وجود آینه به معنای اینست که دوربین سبک تر و کوچک تر می شود و جدیدترین مدل های دوربین های بدون آینه با سیستم فوکوس خودکار جدید و پیچیده تر آنها را با دوربین های DSLR همتراز می کند.

تمام دوربین های بدون آینه به شما این امکان را می دهد تا تصاویر را بر روی صفحه نمایش عقبی ترکیب بندی کنید بدون اینکه عملکرد فوکوس خودکار را از دست دهید. در واقع در بسیاری از دوربین های بدون آینه این تنها راه ثبت عکس است زیرا مدل های ارزان تر منظره یاب ندارند.

اگرچه دوربین های دارای منظره یاب ارزش پرداخت پول بیشتر را دارند زیرا وجود منظره یاب در نور زیاد بسیار ارزشمند است، در جایی که نور شدید صفحه را تاریک می کند. در دوربین های بدون آینه منظره یاب الکترونیک به جای اپتیکال قرار داده شده است. منظره یاب الکترونیک می تواند تصویری را که سنسور می گیرد را نشان دهد، اما بعضی ها هنوز هم وضوح منظره یاب های اپتیکال را ترجیح می دهند.

در حال حاضر به نظر می رسد که بین دوربین های بدون آینه و  DSLR همکاری وجود دارد. هیچ کدام از این مدل ها بهتر از دیگری نیست، آنها واقعا در یک مسیر موازی هستند، بنابراین به این بستگی دارد که شما کدام مدل را ترجیح می دهید.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

2ab99c86c23abc6be7d836d0bb7a22de-650-80

مزایا: کوچک و سبک، ساختار مکانیکی ساده تر از DSLR ها، Live perspective تمام وقت با فوکوس خودکار سریع.

معایب: برخی مدل ها منظره یاب ندارند، منظره یاب های الکترونیک وضوح سیستم های اپتیکال DSLR ها را ندارند. در حال حاضر محدوده لنزهای آنها محدود است، اما در حال رشد است.

حرکت به سوی دوربین های فول فریم یک افزایش جزئی در کیفیت و یک افزایش بزرگ در قیمت به ارمغان می آورد. بنابراین مطمئن شوید که ارزشش را دارد.

بیشتر سیستم های DSLR و بدون آینه از سنسور های سایز APS-C استفاده می کنند. این سنسورها بارها از سنسورهای موجود در دوربین های کامپکت معمول بزرگتر است و کیفیت تصویری را که برای عکاس های حرفه ای مورد نیاز است را تامین می کند.

اگرچه بسیاری از عکاسان حرفه ای از کیفیت عکسی که با دوربین های فرمت APS-C بدست می آورند کاملا راضی هستند، باز هم بسیاری از انها به دنبال دوربین های فول فریم می روند (فول فریم به اندازه فیلم های ۳۵ میلی متری قدیمی است.) این دوربین ها سنسورهایی دو برابر بزرگتر از APS-C دارند و کیفیت عکس بالاتری را ارائه می دهند تفاوت ها همیشه مشهود نیست اما در این سطح هر پیشرفتی مفید است.

شما همچنین اگر بیشترین رزولوشن ممکن را می خواهید به یک دوربین فول فریم احتیاج دارید. در حال حاضر کانن EOS 5DS با ۵۰ مگاپیکسل رکورد دار بیشترین رزولوشن است.

بیشتر دوربین های فول فریم DSLR هستند. کانن و نیکون DSLRهای فول فریم برای کاربران حرفه ای و مدل های ارزان تر فول فریم برای کسانی که تازه شروع به کار کرده اند را تولید می کنند.

سونی با دوربین های بدون آینه سری A7 راه متفاوتی را در پیش گرفته، برای نمونه دوربین Alpha 7R II. این دوربین ها بسیار شبیه دوربین های DSLR هستند اما بسیار کوچک تر هستند و به جای منظره یاب اپتیکال، منظره یاب الکترونیک دارند.طراحی بدون آینه و پایش زنده تمام وقت این دوربین را برای ضبط ویدئو عالی می سازد.

چه دوربینی باید بخرم ؟

راهنمای خرید دوربین

b849a3af51c0d52c1e9451e26100b7c9-650-80

مزایا: کیفیت حداکثر به خاطر وجود سنسور فول فریم، اغلب برای استفاده روزمره حرفه ای طراحی شده اند، رزولوشن و سرعت عکاسی پیاپی بالا.

معایب: قیمت بالا، لنزهای گران، مدل های حرفه ای بزرگ و سنگین هستند.

دوربین های DSLR مناسب فیلمبرداری برای بسیاری از فیلمبرداران حرفه ای جای دوربین های حرفه ای فیلمبرداری را گرفته است، اما اکنون دوربین های بدون آینه هستند که تکنولوژی را جلو می برند.

عکاسی فقط منحصر به ثبت عکس نمی شود. به طور سنتی، فیلمبرداری به عنوان یک رشته کاملا جدا با مجموعه ای از مهارت های متفاوت است، اما این رویه در حال تغییر است. این کار به سادگی ضبط ویدئو بر روی تلفن همراه است و تقریبا تمام سیستم های کامپکت و DSLR قادر به ضبط ویدئو با کیفیت حرفه ای هستند که وجود دوربین فیلمبرداری اختصاصی را غیر ضروری می سازند.

تمام اینها بستگی به این دارد که شما از چه چیزی می خواهید فیلم بگیرید و بعد از آن چه کاری با آن می خواهید انجام دهید. اگر می خواهید ویدئوهای خود را با دوستانتان به اشتراک بگذارید، یک گوشی همراه ایده آل است و می تواند کیفیت فوق العاده ای را ارائه دهد.

موبایل نمی تواند ویدئوهای پر جنب و جوش و ورزش های شدید را ضبط کند، اما دوربین های ورزشی برای این کار طراحی شده اند، و بسیاری از شرکت های تلویزیونی از دوربین های سبک GoPro برای ضبط ویدئوهایی استفاده می کنند که هرگز نمی توانند آنها را با دوربین معمولی بگیرند.

486f991c8156484f90601b7f34f3c265-650-80

اگر شما می خواهید که ویدئوهایی با کیفیت تجاری برای پروژه های خود یا ارائه به مشتریان ضبط کنید، هم دوربین های DSLR و هم دوربین های بدون آینه برای این کار مناسب هستند. دوربین های DSLR اولین دوربین هایی بودند که حالت فیلمبرداری حرفه ای داشتند و هنوز هم در بین دوربین های حرفه ای از محدودیت برخوردارند، اما دوربین های بدون آینه در حال افزایش هستند و مزایای اصلی کلیدی دارند، به ویژه live perspective تمام وقت با فوکوس خودکار نرم و سریع.

و همچنین این دوربین های بدون آینه هستند که در ضبط ویدئوهای ۴K پیشتاز هستند.پاناسونیک طرح گرفتن عکس از فیلم را مطرح می کند و قابلیت ثبت عکس های ۸ مگاپیکسلی از ویدئو را با سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه دارد.

اگر شما می خواهید که یک دوربین برای فیلمبرداری انتخاب کنید، قوانین حاکم بر سایز سنسورها بر آنها حاکم نیست زیرا حتی ویدئوهای ۴K رزولوشن کمتری از عکس ها دارند. نکته کلیدی دوربین های فیلمبرداری قدرت پردازش و طراحی دوربین است.

در حال حاضر دوربین های DSLR با فرمت Full HD یک انتخاب خوب و محافظه کارانه برای فیلمبرداران هستند اما سیستم های کامپکت بدون آینه هستند که ضبط ویدئوی ۴K را گسترش می دهند.