دیدگاه‌ها برای نگاهی به تاریخچه هنر عکاسی از مردگان با حسین

رشد و شکوفایی هنر عکاسی تا حدود زیادی به مرگ مدیون است، البته نه صرفا به خاطر ترسیم صحنه جرائم خشونت بار یا سوانحی که در عصر صنعت گریبان بشر را گرفت، بلکه به واسطه عکس های بی صدایی که تسکین دل دوستان و خویشاوندان مردگان بود. در ادامه این مطلب قصد داریم به مقوله ای تحت عنوان «عکاسی پس از مرگ» یا عکاسی از مردگان بپردازیم که از اواسط قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی رواج داشت و دستاورد آن را می شد روی شومینه بسیاری از خانه های آن دوران مشاهده کرد.

مورخان تخمین زده اند که در طول دهه ۱۸۴۰ میلادی و همزمان با شیوع وبا در بریتانیا و آمریکا، نرخ عکس برداری از مردگان نسبت به عکاسی از مراسم های ازدواج سه به یک بوده است. در آن زمان کارآموزان و عکاسان نوپا تازه یاد گرفته بودند تجهیزات سنگین و مواد شیمیایی محترقه مربوط به این کار را به منازل افراد متوفی حمل کنند و بعد از آنکه دست ها و پاهای بی جان آنها را در وضعیت طبیعی شان قرار می دادند و علائم بیماری را از روی صورت آنها می پوشاندند، تصویری نسبتا طبیعی را از بدن های بی جانشان ثبت می نمودند.


در نوردهی های دراز مدت چهره فرد متوفی شارپ تر از افراد زنده ای دیده می شد که در کنارش حضور داشتند

دوره ویکتوریا پر بود از مرگ و میر به دلایل و علل مختلف؛ انواع بیماری های واگیردار از دیفتری گرفته تا تیفوس و وبا سرتاسر قلمرو انگلستان را با خود درگیر کرده بود و ملکه این کشور نخستین فردی بود که پای مد را به مراسم های عزاداری مردمانش باز کرد.

البته به نظر می رسد که عکسبرداری از مردگان در آمریکا زودتر از انگلستان رواج یافته. در دهه ۱۸۴۰ و اوایل ۱۸۵۰ میلادی اولین و تنها عکسی که یک فرد می توانست داشته باشد همان عکس پس از مرگش بود که حدودا دو دلار (معادل با ۶۰ دلار امروز) برای بازماندگان آب می خورد. همانطور که تایید می کنید قیمت تقریبا بالا بوده و شهرهای آمریکا وسعت و امکانات امروز را نداشتند و به همین خاطر غالبا خانواده ها مجبور می شدند چند کیلومتری را برای رسیدن به اولین استودیوهای عکاسی طی کنند.


در این تصویر نوزادان دوقلویی را مشاهده می کنید که یکی از آنها مرده و در کنارش شاخه های گل قرار داده شده است.

به ترتیب از چپ به راست: تصویر دو دختر در کنار مادر مرده شان، مردی در کنار نوزاد مرده اش و مادری با چهره آراسته در کنار نوزاد مرده و رنگ پریده اش

البته این تجربه جنبه های خوب هم برای بازماندگان یک مرده داشت؛ مردمی که در تمام طول عمرشان حتی از نزدیک دوربین و تجهیزات عکاسی را ندیده بودند به واسطه غم عزیز خود این شانس برایشان فراهم می شد.

چند دهه بعد، نشریه ای به نام «عکاس فیلادلفیا» مصاحبه ای با برخی از این عکاسان انجام داد و به نقل از آنها اینطور نوشت:

والدین در حالی که کودک بی جان خود را در آغوش داشتند به عکاسخانه مراجعه می کردند و با چهره ای محزون اما مملو از هیجان در حالی که فرزندشان هنوز نامی نداشت می پرسیدند: می توانید از این عکس بگیرید؟

تکنیک مورد استفاده


یک نمونه دگرئوتیپ را مشاهده می کنید

تقریبا تمامی عکس های گرفته شده از مردگان با استفاده از شیوه ای به نام دگرئوتیپ تهیه می شدند که به مدت ۱۵ سال (از ابتدای رایج شدن این شیوه عکاسی) اصلی ترین راهکار عکاسان به شمار می رفت. در این شیوه عکس روی یک سطح مسی تهیه می شد که بسیار صیقلی بود و شکلی شبیه به آینه پیدا کرده بود.

همانطور که در ابتدا اشاره کردیم این شیوه را می توان نخستین فرایند موفق عکاسی دانست که نامش را از روی مخترعش یعنی Louis Jacques Mandé Daguerre گرفته.

هر دگرئوتیپ عکسی یکتاست که روی یک صفحه فلزی نقره کاری شده تهیه می شد و برخلاف عکس های کاغذی نه تنها انعطاف پذیر نبود بلکه بسیار شکننده بود و وزن بالایی هم داشت. از آنجایی که این صفحات فلزی به شدت آسیب پذیر بودند اغلب دگرئوتیپ ها در محفظه های خاصی از جنس آبنوس و چرم نگهداری می شدند.

علت عکاسی از مردگان


در این تصویر خانواده ای را می بینید که به همراه گربه خانه در اطراف جسد کودک مرده جمع شده اند و اینطور به نظر می آید که کودک خوابیده است

بسیاری از عکس های گرفته شده بین دهه ۱۸۴۰ تا ۵۰ میلادی اجسادی را به تصویر می کشیدند که گویی در خواب به سر می برند. در واقع هدف این بود که مرگ آسان و آرام در نظر بیننده جلو کند یا حتی اینطور به نظر بیاید که مرده قصد خستگی در کردن از کار و زحمت روزانه اش را داشته.

اما در عین حال نیز عکاسان تلاش می کردند که به نوعی بیننده را فریب دهند و این تصور را در ذهنشان به وجود بیاورند که فرد خواب است نه مرده.

از سال ۱۸۵۱ میلادی دگرئوتیپ جای خود را به روش دیگری موسوم به صفحه تر کولودیون داد که عکاسی را ارزان تر، سریع تر و تجدیدپذیر کرد. به همین خاطر علاقه به گرفتن عکس مردگان نیز رو به فزونی نهاد. در این متد پوشش دهی به مواد عکاسی و نوردهی به آنها باید طی فرایندی سریع اتفاق می افتاد که حداکثر ۱۵ دقیقه به طول می انجامید. این روش عموما به شیوه خیس انجام می شود اما به خاطر هزینه های نوردهی امکان انجام آن به شکل خشک هم فراهم است.

در این روش عکاس با یک دست خود و از طریق ظرفی کلودیون را روی یک صفحه تمیز شیشه ای می ریخت و به صورت مستمر با دست دیگرش سطح مذکور را کج می کرد تا محلول به صورت یکنواخت روی آن پخش شود.

بعد از اتمام این کار و البته در حالی که پوشش هنوز کاملا خشک نشده (ظرف تنها چند ثانیه)، صفحه درون محلولی از نیترات نقره قرار داده می شد که پس از ترکیب شدن با یدید پتاسیم موجود در کلودیون یدید نقره را می ساخت که به نور حساس بود. در ادامه صفحه درون یک نگهدارنده و بعد داخل دوربین قرار داده می شد تا ضمن حفظ رطوبت فرایند نوردهی روی آن انجام شود و در واقع به همین خاطر است که از کلمه مرطوب در نام این فرایند استفاده می شود. بعد از اکسپوژر صفحه درون محلول پریگوالیک و اسیتیک اسید فرو برده می شد و در مرحله نهایی سولفور آهن روی آن ریخته می شد تا پالایش نهایی تصویر صورت بگیرد.

متحرک سازی مردگان

در دهه ۱۸۶۰ میلادی تلاش هایی برای متحرک سازی عکس مردگان انجام گرفت. برای مثال عکاسان اجساد را روی صندلی قرار می دادند و با قرار دادن کتاب در دستان آنها یا حرکت دادن صندلی طوری وانمود می کردند که فرد زنده است.

در یکی از عجیب ترین نمونه ها که به سال ۱۸۵۹ میلادی باز می گردد، پسر جوانی که مرده بود را روی یک صندلی نشاندند و در حالی که چشمانش باز نگه داشته شده بود خرگوشی را روی پای آن نشاندند.


در برخی موارد بعد از تهیه عکس برای مرده چشم کشیده می شد تا تصویرش بیشتر شبیه به زندگان شود. البته گاهی اوقات (مانند تصویر سمت راست) مرگ بیشتر از هر زمان دیگری در تصویر آشکار بود.

در اواخر قرن نوزدهم میلادی تلاش ها برای زیباسازی مرگ از طریق دگرئوتیپ کم رنگ شد و با مجموعه ای از رویکردها (به خاطر تغییر نگرش اروپاییان و آمریکایی ها نسبت به دین) روبرو بودیم.

در برخی تصاویر مرگ در گذشتگان آرام به تصویر کشیده می شد که البته اینگونه تصاویر بیشتر به آمریکای لاتین، اروپای شرقی و طبقه کارگر مربوط می گردید. شاید تصور این بود که این گروه ها از جایگاه بهتری نزد پروردگار برخوردارند.

در مقابل اما سفیدپوستان طبقه متوسط شروع به گرفتن عکس خود در حین عزاداری برای از دست رفتگانشان کردند در حالی که هیچ مرده ای در آن تصاویر حضور نداشت. زنان غالبا افرادی بودند که به گرفتن این دست تصاویر آن هم در لباس سیاه علاقه نشان میدادند و معمولا یا مشغول پاک کردن چهره شان با دستمال های گلدوزی شده بودند یا اینکه پشت به دوربین عکس می گرفتند.

گاهی هم برای آنکه یاد متوفی زنده نگه داشته شود بازماندگان در کنار جسد می نشستند یا می ایستادند و عکس می گرفتند.

از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی عکاسی پس از مرگ شکل دیگری به خود گرفت و دیگر در هیچکدام از تصاویر جسد به زنده بودن وانمود نمی کرد؛ در واقع این بار صرفا مرگ به تصویر کشیده می شد که نمادش تابوت و قبرستان و جمعیت بدرقه کننده جسد بودند. این عکس ها روی کارت پستال ها چاپ می شدند و برای دوستان و خویشاوندانی که امکان حضور در مراسم را نداشته اند ارسال می شدند. و به این ترتیب بود که عکاسی پس از مرگ از سنتی تقریبا مقدس به یک رسم و اجبار اجتماعی بدل شد. البته باید اشاره کنیم که مهر پستچی یا دیگر شرایط محیطی بعضا بخش هایی از این تصاویر را مخدوش می کرد اما دست آخر آنها که نتوانسته بودند در چنین مراسم هایی شرکت کنند می توانستند به لطف این عکس ها خود را در آنها تصور نمایند.


نمونه کارت پستال تهیه شده از مرگ یک نوزاد

خوشبختانه در اواسط دهه ۱۹۲۰ میلادی کداک با ابداع شیوه عکاسی فوری این رسم را دستخوش تغییری همیشگی کرد، هرچند که ترس از مرگ باز هم در زیر پوست این نوع عکاسی احساس می شد.

 

منبع: Digiato

دیدگاه‌ها برای حساسیت ISO چیست و چگونه بر عکس های شما تاثیر می گذارد با محسن

حساسیت ISO

عبارت ISO خود مخفف یک اصطلاح تحت عنوان International Standards Organization است و نرخ ISO همراه با سرعت شاتر و تنظیمات دریچه دیافراگم سه المان اصلی تعیین کننده‌ی میزان نوردهی به فیلم عکاسی یا سنسور دوربین دیجیتال هستند. نرخ ISO که از ۲۵ تا ۶۴۰۰ (و حتی بیشتر از آن) متغیر است، بیانگر حساسیت به نور است. هرچقدر این عدد کمتر باشد، فیلم یا حسگر تصویر به نور حساسیت کمتری دارد. به همین شکل با بیشتر شدن این مقدار حساسیت به نور بیشتر می‌شود، در نتیجه در محیط‌های تاریک نیز می‌توان انتظار عکس های مناسبی داشت.

 

حساسیت ISO و نویز عکس

در مورد فیلم‌های عکاسی باید گفت که پایین بودن عدد ISO به معنی ریزتر و ظریف‌تر بودن دانه‌ها و المان‌های تشکیل دهنده‌ی فیلم نیز بود و در نتیجه تصویر روان و تمیزتری به دست می آمد. به همین منوال فیلم با عدد ISO بالاتر دارای دانه‌های نمکی بزرگ‌تری بود که تصاویر دانه دانه یا زمخت‌تری را به دست می‌داد. در عکسبرداری دیجیتال منطق مشابهی اعمال شده است. هر چقدر عدد ISO پایین‌تر باشد، سنسور تصویر حساسیت کمتری خواهد داشت و در نتیجه تصویر روان‌تر (یکدست‌تر) خواهد بود؛ چرا که نویز دیجیتال کمتری در آن ظاهر خواهد شد. هر چه عدد ISO بالاتر باشد (و حساسیت بیشتر شود) سنسور تصویر قوی‌تر کار خواهد کرد و تصویری دقیق خواهد گرفت که در آن نویزهای دیجیتال (نقاط رنگی رنگی موجود در تصویر) نیز ثبت خواهند شد. بنابراین نویز دیجیتال چیست؟ هرگونه سیگنال نوری که از سوژه ساطع نشده باشد و در نتیجه رنگی تصادفی روی عکس ایجاد کند.مهندسان دوربین‌های دیجیتال سنسورها را طوری طراحی کرده‌اند که در ISOهای پایین (همانند یک فیلم) بهترین عملکرد را داشته باشند. در اکثر دوربین‌های دیجیتال مقدار ISO استاندارد کمینه ۱۰۰ است، البته برخی از دوربین‌های DSLR دارای ISO 50 یا حتی ۲۵ نیز هستند. نکته دیگر در خصوص دانه‌ها؛ در عکسبرداری غیردیجیتال قدیمی، بسیاری از عکاسان به اشکال خلاقانه و هنرمندانه‌ای از این دانه‌ها برای تاثیرگذاری روی حالت نهایی عکس استفاده می‌کردند. متاسفانه به دلیل ماهیت نویز دیجیتال (که به صورت نقاط تصادفی رنگی در تصویر هستند)، این موارد به شدت نامطلوب به حساب می‌آیند. البته برخی عکاسان راه‌های خلاقانه‌ محدودی برای استفاده از این نویزهای دیجیتال پیدا کرده اند. شاید شما هم دوست داشته باشید به این گروه نادر بپیوندید.

 

سرعت ISO و تاریِ حرکت

مقادیر پایین‌تر ISO منجر به ساخت تصاویر با دقت رنگ بالا، روان و بسیار مطلوب می‌شوند. این نیازمند شرایط نوری مناسب است. سوژه هایی وجود دارند که تمایل دارید از آنها در شرایط نوری تاریک عکس بگیرید، یا می خواهید از یک جسم که با سرعت زیاد در حرکت است عکس بیاندازید. در هر دو این حالات نیاز دارید که مقدار ISO را بالاتر ببرید که بتوانید این تصاویر را با نوردهی مناسب و کافی ثبت کنید. علیرغم فیلم‌، می‌توانید مقدار ISO در یک دوربین دیجیتال را با فشردن یک دکمه بالا ببرید. در نتیجه با ISO بالاتر می‌توانید از سرعت‌های شاتر بالاتر نیز استفاده کنید تا تاری ناشی از حرکت یا لرزش دوربین حذف شود. البته اگر تمایل دارید از تاری حرکت با مقاصد هنرمندانه استفاده کنید، باید ISO را کاهش دهید و سپس با کاهش سرعت شاتر (به سرعت‌های کمتر از ۱/۳۰ ثانیه) به تاری مطلوب خود خواهید رسید و از طرفی نویز کم تری نیز مشاهده خواهید کرد.

 

سرعت ISO و اندازه سنسور تصویر

اندازه سنسور تصویر در دوربین‌های دیجیتال مشخص می‌کنند که چه تنظیماتی برای ISO کمترین میزان نویز دیجیتال را فراهم خواهند کرد. باید درک صحیحی از اندازه سنسور تصویر داشته باشید و آن را از شمارش پیکسل‌ها مجزا بدانید. اندازه سنسور تصویر ابعاد فیزیکی واقعی سنسور است که برای بسیاری از دوربین‌های دیجیتال تاریخ کمتر از ۳۵ میلیمتر بوده است. در دوربین‌های ببین و بگیر، این سنسور بسیار کوچک و در اکثر دوربین‌های DSLR این سنسور به اندازه یک فیلم APC ( اندازه ۲۳ در ۱۵ میلیمتر) بوده است. ابعاد کوچکتر برای سنسور تصویر موجب تولید نویز دیجیتال بیشتر در ISOهای بالا (مثلا ۸۰۰) می‌شود. در حال حاضر بسیاری از تولیدکنندگان DSLR سنسورهای تصویر را به اندازه یک فریم فیلم ۳۵ میلیمتری (به نام فول فریم Full Frame) تولید می‌کنند. سنسور فول فریم بزرگ‌تر، اجازه می‌دهد که تعداد پیکسل بیشتر و بزرگتری در یک سنسور تصویر جمع شوند و در نتیجه برای تنظیمات ISO حتی تا ۱۶۰۰ نیز عکس های بدون نویز، روان و دقیقی ارائه خواهد کرد. در سنسورهای فول فریم پیکسل‌های بزرگتر، بیشتر به نور حساس هستند در نتیجه انرژی الکتریکی مورد نیاز برای ایجاد ISO 800، به اندازه یک سنسور کوچکتر باعث ایجاد نویز دیجیتال نمی شود. دوربین های دیجیتال فول فریم یار شما در شرایط کم نور و جلوگیری از تولید نویز زیاد هستند.

 

کیفیت عکس و حساسیت ISO

باید همواره به یاد داشته باشید که هر چه نرخ ISO پایین‌تر باشد، کیفیت عکس بهتر خواهد شد. در حالی که بیشتر دوربین های دیجیتال تنظیم ISO خودکار دارند (Auto ISO)، تنظیم دستی ISO توصیه می شود چراکه تنظیم خودکار ممکن است ISO را بالاتر انتخاب کرده و در نتیجه نویز بیشتری تولید کند. افزایش مقدار ISO روی کیفیت عکس شما به دو شکل تاثیر خواهد گذاشت: ۱) تمایز بین جزئیات ظریف کمتر دیده خواهد شد. ۲) وقتی عکس را بزرگنمایی می‌کنید و نسخه‌های پرینت شده از آن تهیه می‌کنید، یا هنگامی که عکس را به صورت jpeg ذخیره می‌کنید (که فشردگی زیادی روی عکس اعمال می‌کند)، سطح بالای نویز خودنمایی خواهد کرد.

 

تنظیمات پیشنهادی

همانطور که قبلا نیز بیان شد هر چه ISO پایین‌تر باشد، عکس روان‌تر، تمیزتر و بهتر خواهد بود. عکس هایی با مقدار ISO پایین رنگ‌های دقیق‌تری دارند. مقدار ISO بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ بهترین تصویر خروجی را به شما خواهد داد و این بستگی به طراحی و اندازه سنسور تصویر شما دارد. در برخی طراحی‌ها حتی تا ISO برابر با ۴۰۰ نیز تصویر مناسبی در اختیار عکاس قرار می‌گیرد و امکان بزرگنمایی آن تا حد زیادی فراهم می شود.

 

جمع‌بندی

حساسیت حسگر تصویر به نور (ISO) همواره با نوعی سبک و سنگین کردن شرایط همراه است. به عنوان مثال ممکن است نیاز داشته باشید برای پایین نگه داشتن مقدار ISO، از منابع نوری بیشتری استفاده کنید. و اگر با شرایط نوری نامناسب روبرو شدید (مثلا نور کم) یا نیازمند سرعت‌های بالاتر شاتر بودید، باید یک دستی و کیفیت عکس را تا حدودی فدای استفاده از ISO بالاتر کنید. به بیان دیگر ISO را افزایش دهید و خود را برای عواقب آن آماده کنید (نویز دیجیتال)، زیرا راه دیگر (ISO پایین) از دست دادن عکس است.

 

منبع

دیدگاه‌ها برای راهنمای خرید بهترین دوربین‌های عکاسی در بازه‌ی قیمتی مختلف با nima419

در این مطلب قصد داریم بهترین دوربین‌های عکاسی DSLR در هر بازه‌ی قیمتی را به شما معرفی کنیم. با نزدیک شدن به عید نوروز و سال نوی خورشیدی، ممکن است بسیاری از افراد به فکر به‌روزرسانی دوربین خود بیفتند. همچنین تعطیلی‌های عید نوروز زمان مناسبی برای مسافرت هستند و یک دوربین خوب می‌تواند خاطرات و ماجراجویی‌های شما را به‌خوبی ثبت کند. شاید هم برنامه‌ی سال جدیدتان این باشد که عکاسی را به‌صورت حرفه‌ای‌تر یاد بگیرید. به هر دلیلی که به دنبال دوربین هستید، قطعاً دوربین‌های با لنز قابل تعویض از بهترین انتخاب‌ها خواهند بود.

ما نیز در پیکسل تصمیم گرفتیم راهنمای خرید جامعی را با توجه به بازار ایران در اختیار کاربران فارسی‌زبان بگذاریم. به همین دلیل تنها دوربین‌هایی در این لیست جای گرفته‌اند که در بازار کشورمان به تعداد قابل‌توجهی وارد شده‌اند و به فروش می‌رسند. همچنین خدمات پس از فروش و ضمانت‌نامه‌های معتبر دارند. گروه قیمتی دوربین‌ها نیز بر اساس ارزان‌ترین حالتی که می‌توانید دوربینی را خریداری کنید و شروع به عکاسی کنید تعیین شده است؛ یعنی بر اساس ترکیبی از بدنه و ارزان‌ترین لنز قابل خریداری.

سعی کرده‌ایم در هر گروه، علاوه بر دوربین‌های جدید، دوربین‌های قدیمی‌تر که همچنان ارزش خرید مناسبی دارند را نیز معرفی کنیم. دلیل آن این است که در بسیاری از موارد دوربین‌های سطح بالاتر قدیمی را می‌توانید با قیمتی نزدیک به دوربین‌های سطح پایین‌تر جدید خریداری کنید که مزایای خاص خودش را دارد.

همچنین توجه داشته باشید که در این مطلب اولویت در انتخاب دوربین‌ها عملکرد در عکاسی بوده است. بهترین دوربین‌ها‌ی DSLR و بدون‌آینه برای فیلم‌برداری را می‌‌توانید در این مطلب پیدا کنید.

به‌علاوه دوربین‌های رده‌بالا و کاملاً حرفه‌ای را در این لیست جای نداده‌ایم، زیرا این دو دارای جایگاه مخصوص به خودشان هستند.

 

زیر 3.5 میلیون تومان

نیکون D3400

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های محدود به نسبت دوربین‌های رده بالا

نیکون D3400 را جایگزین مدل محبوب و قدیمی D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند و میتوانید مطمئن باشید با خرید این دوربین یا هر DSLR دیگری حتی در این رده قیمتی، بالاترین کیفیت نسبت به هر دوربین کامپکت (حتی گران‌تر) را تجربه خواهید کرد.

 

کانن EOS 1300D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • قیمت بسیار مناسب
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور با مگاپیکسل کمتر نسبت به رقبا
  • سیستم فوکوس ابتدایی
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال به‌حساب می‌آید. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید. ضمن اینکه این امکان عدم وجود صفحه لمسی در این دوربین را تا حد زیادی جبران می‌کند.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. خصوصاً اگر از منظه‌یاب برای فوکوس استفاده کنید. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب توجه است.

1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند. اگر داشتن منظره‌یاب اپتیکال برای شما مهم است و به دنبال دوربینی ارزان‌قیمت هستید 1300D از انتخاب‌های مناسب به‌حساب می‌آید.

کانن EOS 200D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1,040,000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

دوربین EOS 200D کانن نیز مانند دو دوربین قبلی یک دوربین سطح مبتدی و ایده‌آل برای کسانی به حساب می‌آید که تازه می‌خواهند عکاسی را شروع کنند. این دوربین به نسبت به دو دوربین بالا دوربینی جدید‌تر به حساب می‌آید و پیشرفت‌هایی در سنسور و پردازنده آن به نسبت 1300D کانن صورت گرفته است. 200D که سبک‌ترین دوربین DSLR جهان به حساب می آید از سیستم فوکوس پیشرفته و جدید کانن Dual Pixel برخوردار است. از طرف دیگر پردازنده جدید Digic 7 نیز در این دوربین به کار رفته که عکاسی پی‌در‌پی را تا ۵ فریم بر ثانیه برای آن در پی دارد.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین p1080 است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب توجه است.

200D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند. اگر داشتن منظره‌یاب اپتیکال برای شما مهم است و به دنبال دوربینی نسبتا ارزان‌قیمت هستید 200D انتخاب‌های مناسب به‌حساب می‌آید. البته با توجه به پیشرفت‌هایی که در این دوربین صورت گرفته قیمت آن از دو دوربین دیگر کمی بالاتر است.

3.5 تا 5.5 میلیون تومان

 

نیکون D5300

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • لنز کیت AF-P
  • صفحه چرخنده
  • وای‌فای و جی پی اس داخلی

نکات منفی

  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

همان‌طور که اشاره کردیم، یکی از روش‌های به دست آوردن کیفیت و ارزش خرید بالا این است که به سراغ دوربین‌‌های سال‌های گذشته برویم. به‌طور مثال به دلیل معرفی مدل‌های جدیدتر این سری توسط نیکون، D5300 دچار افت قیمت شده است و در گروه قیمتی مدل‌های سطح پایین‌تر جای گرفته است.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است. به‌طور مثال این دوربین برعکس دوربین‌های ارزان‌تر، دارای صفحه‌نمایش مفصل‌دار است که به‌خصوص هنگام فیلم‌برداری بسیار کاربردی است. البته متأسفانه این صفحه‌نمایش از نوع لمسی نیست.

یک مزیت دیگر خرید این دوربین نسبت به دوربین‌های جدیدتر سطح مبتدی این است که سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری را در اختیار خواهید داشت. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند. بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دو دوربین دیگر این گروه است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید. مساله‌ی دیگری این دوربین را به گزینه کاملاً مناسب و قابل تاملی تبدیل می‌کند یکسان بودن پردازنده و سنسور آن با مدلهای جدیدتر این رده مثل نیکون D5600 است که عملاً با D5300 هیچ تفاوتی غیر از داشتن صفحه لمسی و ابعاد مناسب‌تر ندارد!

 

کانن EOS 750D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • فوکوس تعقیبی و به نسبت سریع
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D و همرده دوربین‌های سری 5000 نیکون قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است. این دوربین عملاً برادر دوقلوی 760D است و در یک روز و همزمان با آن معرفی شد. با این تفاوت که 760D کانن دارای ظراهری کمی متفاوت است که ان را شبیه به دوربین‌های رده بالاتر می‌کند. بزرگترین تفاوت ظاهری نیز وجود صفحه نمایش تک‌رنگ نشانگر تنظیمات روی قسمت بالایی بدنه 760D است که برای تازه‌کارها کاربردی نیست.


تفاوت 750D و 760D بیشتر ظاهری و در حد وجود یک صفحه نمایش و دکمه‌هایی با ظاهر متفاوت است که برای تازه‌کارها کاربردی نخواهد بود

کیفیت عکاسی 750D در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد. برخی از کاربران به این دوربین لقب “حرفه‌ای‌ترین دوربین غیرحرفه‌ای” را داده‌اند. زیرا با وجود قیمت پایین دارای امکاناتی کاملاً حرفه‌ای و کیفیتی بسیار مناسب است.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن 1080/30P و در عملاً قوی‌تر از رقبای نیکونی هم‌رده است. همچنین با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی، و امکان تغییر دیافراگم در هنگام تصویربرداری باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها سرعت و دقت بسیار بالایی را برای فوکوس این دوربین به ارمغان آورده‌اند.

 

5.5 تا 7 میلیون تومان

نیکون D7200

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24.2 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 51 نقطه‌ای با 15 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،229،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • سنسور 24 مگاپیکسلی بسیار باکیفیت
  • سیستم فوکوس قدرتمند 51 نقطه‌ای

نکات منفی:

  • قابلیت‌های فیلم‌برداری محدود
  • سرعت متوسط در عکاسی پیاپی

D7200 یک DSLR میان‌رده‌ی مستحکم و توانا است که کیفیت عکاسی عالی را در کنار سیستم فوکوس پیشرفته عرضه می‌کند. این دوربین APS-C که از D500 ارزان‌تر است، نمی‌تواند قابلیت‌های حرفه‌ای مشابه آن را ارائه کند، ولی رزولوشن بیشتری دارد. نیکون در D7200 از سنسور 24 مگاپیکسلی APS-C بدون فیلتر AA استفاده کرده است که شارپ‌ترین تصاویر را در بین دوربین‌های APS-C ارائه می‌کند.

D7200 نمی‌تواند از نظر سرعت و کیفیت ساخت با D500 رقابت کند، ولی همچنان می‌تواند با سرعت 6 فریم بر ثانیه به‌صورت پیاپی عکاسی کند و بافر آن برای 27 عکس RAW یا 100 عکس Jpeg کافی است. سیستم فوکوس 51 نقطه‌ای آن نیز از دوربین‌های حرفه‌ای نیکون قرض گرفته شده است.

همچنین سنسور آن دارای گستره‌ی دینامیکی بسیار وسیعی است و نویز بسیار کمی هم تولید می‌کند. خروجی Jpeg این دوربین نیز بسیار قابل‌اعتماد است و رنگ‌های مناسبی را تولید می‌کند.

کیفیت فیلم‌برداری آن بسیار خوب است، ولی کمبود امکاناتی مانند Focus peaking و zebra حس می‌شوند. همچنین فوکوس خودکار آن نیز هنگام فیلم‌برداری عملکرد بسیار ضعیفی دارد و به‌هیچ‌وجه در حد رقبایی مانند 70D نیست.

 

کانن EOS 77D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080P | ورودی میکروفن

نکات مثبت:

  • کیفیت خوب عکاسی و فیلم‌برداری
  • صفحه‌نمایش لمسی
  • سیستم فوکوس Dual Pixel
  • پردازنده DIGIC 7

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدود
  • نبود برخی از امکانات مناسب فیلم‌سازی

کانن EOS 77D جایگزینی برای 70D، یعنی اولین مدل از دوربین‌های کانن است که از سیستم فوکوس Dual Pixel بهره می‌گرفت و به طرز وسیعی توسط فیلم‌سازان آماتور و مستندسازان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری این دوربین بهترین نیست، ولی بسیار خوب به‌حساب می‌آیند.

از مزایای استفاده از این دوربین این است که کانن گستره‌ی بسیار وسیعی از لنزها را عرضه می‌کند و می‌توان از آن‌ها در کاربری‌های مختلف بهره گرفت. این دوربین به جک میکروفن نیز مجهز است ولی قابلیت اتصال هدفون را ندارد.

سیستم فوکوس Dual Pixel و صفحه‌نمایش لمسی مفصلی این دوربین به همراه تنوع لنز زیاد کانن و همچنین بهره‌گیری از پردازنده جدید DIGIC 7 این دوربین را به انتخاب مناسبی برای فیلم‌سازان تبدیل کرده‌اند.

 

7 تا 9 میلیون تومان – سنسور کراپ

 

کانن EOS 80D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 45 نقطه‌ای و سیستم Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب و گستره‌ی دینامیکی بهبودیافته
  • فوکوس دقیق و سریع در فیلم‌برداری و Live view
  • کیفیت فیلمبرداری بسیسار بالا با وجود محدود بودن به رزولوشن Full HD
  • جک هدفون و میکروفن

نکات منفی:

  • محدودیت حداکثر رزولوشن فیلم‌برداری به 1080P

80D آخرین دوربین از سری سطح متوسط محبوب کانن است و سنسور آن به‌طور وسیعی تحت بهینه‌سازی قرار گرفته است تا گستره‌ی دینامیکی بیشتری را عرضه کند. سیستم فوکوس Dual Pixel نیز در این دوربین وظیفه‌ی فوکوس در فیلم‌برداری و Live perspective را بر عهده دارد. عملکرد این سیستم فوکوس فوق‌العاده است و به‌خوبی با لنزهای سری STM کانن سازگار شده است. تنوع این‌گونه لنزها نیز طی چند سال گذشته به‌خوبی گسترش یافته است و انتخاب‌های زیادی را در اختیار کاربران می‌گذارد.

80D همچنین به جک هدفون و میکروفن نیز مجهز شده است که برای فیلم‌سازی مناسب است، ولی متأسفانه خبری از concentration peaking، Zebra و فیلم‌برداری 4K نیست. قیمت مناسب، جک میکروفن و هدفون، کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری خوب، صفحه‌نمایش مفصلی لمسی و سیستم فوکوس Dual Pixel این دوربین را تبدیل به انتخابی مناسب برای علاقه‌مندان به عکاسی و فیلم‌سازی کرده‌اند.

80D ابعاد مناسبی دارد و کنترل‌های فیزیکی متعددی را می‌توان بر روی آن یافت، همچنین نسبت به ابعادش سبک هم هست. ساختار شاسی آن از آلیاژ آلومینیوم است و در مقابل نفوذ گردوغبار و آب نیز مقاومت می‌کند. صفحه‌نمایش مفصلی و لمسی آن به‌خصوص در ترکیب با Quick Menu تجربه‌‌ی کاربری لذت‌بخشی را ایجاد می‌کند.

زمانی که با استفاده از منظره یاب اقدام به عکاسی می‌کنید دوربین از سیستم تشخیص فاز 45 نقطه‌ای بهره می‌گیرد که فوکوسی سریع و قابل‌اعتماد را ارائه می‌نماید، حتی در نور کم. همچنین در بیشتر موارد می‌تواند با موفقیت اقدام به تعقیب سوژه‌ها بکند، هرچند که به‌دقت برخی دوربین‌های سطح بالاتر کانن نیست. همچنین قادر است با سرعت 7 فریم بر ثانیه اقدام به عکاسی پیاپی بنماید. باتری آن نیز برای ثبت 960 عکس کافی است.

سنسور 80D از نظر رزولوشن، میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی پیشرفت مناسبی داشته است و می‌توان از این نظر آن را نسبت به 70D و حتی 7D Mark II برتر دانست.

 

نیکون D7500

سنسور: APS-C | رزولوشن: 21 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 51 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،228،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K/30P

نکات مثبت:

  • سنسور 21 مگاپیکسلی بسیار باکیفیت
  • سیستم فوکوس قدرتمند 51 نقطه‌ای
  • صفحه نمایش متحرک و لمسی
  • تصویربرداری 4K

نکات منفی:

  • با وجود تصویربرداری 4K هنوز کانن‌های هم‌رده برای تصویربرداری مناسب‌تر هستند
  • مگاپیکسل پایین‌تر نسبت به رقبا

D7500 نسبت به D7200 کمی سبک‌تر شده و گریپ عمیق‌تری دارد که این به معنای خوش‌دست‌تر بودن ان است. همچنین مقاومت آن در برابر عوامل محیطی نیز افزایش یافته است. صفحه‌نمایش استفاده‌شده در آن ۳٫۲ اینچی مفصلی و لمسی است که برای فیلم‌برداری و عکاسی در حالت Live View بسیار کاربردی است. نیکون در این دوربین یک شیار کارت حافظه را حذف کرده است، درحالی‌که D7200 دو شیار کارت حافظه داشت D7500 تنها یک شیار کارت حافظه دارد. باتری آن از نوع بزرگ‌تر EN-EL15a است که با یک بار شارژ کامل می‌تواند برای ثبت ۹۵۰ عکس استفاده شود.

حساسیت ایزوی آن بین ۱۰۰ تا ۵۱۲۰۰ قابل تنظیم و عملکرد آن حتی در ایزوی بالا قابل قبول و مناسب است. همچنین ایزو در حالت توسعه‌یافته به حداقل ۵۰ تا حداکثر ۱۶۴۰۰۰۰ گسترش می‌یابد. سیستم فوکوس آن با D7200 یکسان است، بنابراین از سیستم ۵۱ نقطه‌ای با ۱۵ نقطه‌ی صلیبی بهره می‌گیرد.

سرعت عکاسی پیاپی آن نیز بهبود یافته است و حالا می‌توانید با حداکثر سرعت ۸ فریم بر ثانیه عکاسی کند. همچنین بافر آن بزرگ‌تر شده است و می‌تواند تا ۵۰ عکس ۱۴ بیتی RAW را به‌صورت پیاپی ثبت کند.

این دوربین بدون شک یکی از بهترین دوربین‌های غیرفول فریم در بین تمامی دوربین‌های معرفی شده توسط هر دو برند نیکون و کانن است و حداکثر آنچه که از یک دوربین غیرفول فریم در زمینه عکاسی انتظار می‌رود را در اختیار کاربرقرار می‌دهد. تاجایی که برخی از فول‌فریم‌های ارزان‌قیمت نیست در زمینه امکانات عکاسی از آن عقب‌تر هستند. صفحه لمسی متحرک D7500 بسیار کارآمد است و همچنین وجود فیلمبرداری 4K خیال کاربر را از بابت بهره‌مندی دوربین از مشخصات کارآمد تصویر تا چندین سال راحت می‌کند. این دوربین از گرانترین دوربین‌های غیرفول فریم بازار است، اما ارزش بهای پرداخت شده توسط کاربر را دارد.

 

زیر 12 میلیون تومان – سنسور فول فریم (ارزان‌ترین فول‌فریم‌ها)

کانن EOS 6D

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 20 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 4.5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در ایزوهای بالا
  • رنگ‌‌بندی زیبای فایل‌های jpeg
  • کنترل‌های کاملاً دستی هنگام فیلم‌برداری
  • وای‌فای و جی‌پی‌اس داخلی

نکات منفی:

  • سیستم فوکوس قدیمی
  • گستره‌ی دینامیکی محدود

6D ارزان‌ترین و کوچک‌ترین دوربین فول‌فریم کانن است. هم سنسور و هم سیستم فوکوس این دوربین به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که در نور کم به‌خوبی کار کنند. البته تنها 11 نقطه‌ی فوکوس دارد که یکی از آن‌ها از نوع صلیبی است، ولی این نقطه‌ی وسطی تا روشنایی 3EV- نیز کار می‌کند.

کیفیت عکس، نقطه‌ی قوت اصلی این دوربین است. فایل‌های Jpeg دارای رنگ‌های زیبایی هستند و کیفیت مناسبی هم دارند. در حالت RAW میزان نویز در حد بهترین‌های این گروه قیمتی است، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی نسبت به نیکون دارای ضعف است.

در این دوربین خبری از فوکوس Dual Pixel برای Live View و فیلم‌برداری نیست. کیفیت فیلم‌برداری آن نیز به 1080/30P محدود است، ولی جک میکروفن دارد و می‌توانید نوع فشرده‌سازی فیلم‌ها را نیز انتخاب کنید. همچنین این دوربین به وای‌فای داخلی نیز مجهز شده است که انتقال فایل‌ها را بسیار راحت کرده است. تولید این دوربین متوقف شده و در بازار موجود نیست.

کانن 6D Mark II

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 26 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 45 نقطه‌ای تماماً صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6.5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • صفحه لمسی چرخنده بی‌نظیر در بین فول‌فریم‌ها
  • ارگونومی و ابعاد عالی
  • امکانات حرفه‌ای در عین راحتی کار با دوبین
  • فوکوس سریع و دقیق
  • مگاپیکسل مناسب

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی کمتر نسبت به رقبا
  • عدم بهره‌مندی از امکان تصویربرداری 4K

6D Mark II یک دوربین فول‌فریم از کانن است که پیشرفت‌های قابل‌توجهی نسبت به نمونه قبلی خود داشته و قابلیت‌های متنوعی را در خلق تصویر ارائه می‌دهد. این دوربین با برخورداری از یک حسگر CMOS فول‌فریم با رزولوشن ۲۶.۲ مگاپیکسلی و پردازنده Digic 7 می‌تواند تا ۶.۵ فریم‌برثانیه به صورت پی‌در‌پی عکاسی کند. به لطف این حسگر جدید کانن، تصویر با وضوح و جزییات بالایی با سرعت عمل بالا به ثبت خواهد رسید. دامنه ایزو 6D Mark II نیز نسبت به برادر بزرگ‌تر خود، 6D، افزایش‌یافته و می‌توان از ۱۰۰ تا ۴۰۰۰۰ آن را تنظیم نمود. با تقویت سیگنال می‌توان این عدد را از ۵۰ تا ۱۰۲۴۰۰ گسترش داد.

کانن برای رسیدن به فوکوسی دقیق و مطمئن در 6D Mark II یک سیستم فوکوس ۴۵ نقطه‌ای Dual pixel را در این دوربین به کار گرفته است. این نقاط فوکوس همگی از نوع کراس هستند تا بتواند بر روی سوژه‌های مختلف و حتی در شرایط نسبتاً تاریک نیز بر روی سوژه فوکوس کرد. در حالت فیلم‌برداری نیز ردیابی خودکار سوژه و فوکوس بر روی آن با دقت و سرعت بیشتری انجام می‌شود.

صفحه نمایش لمسی این دوربین عکاسی را برای تازه‌کارها نیز تسهیل می‌نماید. اگر قصد خرید یک دوربین کاملاً حرفه‌ای فول فریم، با قیمتی مناسب و کارایی بسیار راحت را دارید، کانن 6D Mark II انتخاب مناسبی است.

نیکون D750

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 51 نقطه‌ای| صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،299،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6.5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

D750 نیکون یک دوربین فول فریم به حساب می‌آید و اقتصادی‌ترین دوربین فول‌فریم نیکون به حساب می‌آید.

12 میلیون تومان به بالا

کانن EOS 5D Mark IV

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 30 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 61 نقطه‌ای 61 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،620،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

نکات مثبت:

  • پوشش وسیع سیستم فوکوس تشخیص فاز
  • سیستم فوکوس Dual Pixel با عملکرد عالی در Live perspective و فیلم‌برداری
  • کیفیت ساخت و ارگونومی عالی
  • صفحه‌نمایش لمسی

نکات منفی:

  • فیلم‌برداری 4K دارای کراپ 64X است
  • قیمت بالا

سری دوربین‌های 5D کانن دارای سابقه‌ای درخشان هستند و اولین مدل 5D توانست عکاسی فول‌فریم را در اختیار توده‌ی مردم قرار دهد. Mark II نیز اولین دوربین DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD بود و Mark III در بین عکاسان و فیلم‌سازان جایگاه بسیار ویژه‌ای داشت. 5D Mark IV نیز نسخه‌ای بهبودیافته و بهینه از تمامی مدل‌های قبلی به‌حساب می‌آید.

این دوربین نیز مانند مدل‌های قبلی دارای کیفیت ساخت و ارگونومی بسیار خوبی است و صفحه‌نمایش لمسی نیز کار با آن را از همیشه راحت‌تر کرده است. کیفیت عکاسی آن نیز هیچ ایرادی ندارد، هرچند که بهترین در کلاس خودش نیست. رزولوشن آن به میزان مناسبی افزایش یافته است و عملکردش در نور کم عالی است. گستره‌ی دینامیکی آن نیز به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

سیستم فوکوس این دوربین مشابه 1D X Mark II است و نقطه‌ی میانی آن تا 3EV- حساس است. در تعقیب سوژه به‌خوبی سیستم 3D Tracking نیکون عمل نمی‌کند، ولی به‌هرحال بسیار سریع و دقیق است.

این دوربین قادر است با رزولوشن 4K و سرعت 30 فریم بر ثانیه نیز فیلم‌برداری کند و سیستم فوکوس Dual Pixel هنگام فیلم‌برداری عملکردی بی‌رقیب را ارائه می‌کند. این سیستم فوکوس به‌قدری خوب است که کانن آن را در سری دوربین‌های سینمایی EOS C نیز مورد استفاده قرار داده است.

متأسفانه در حالت 4K این دوربین از قسمت مرکزی سنسور استفاده می‌کند و دارای ضریب کراپ 1.64x است. این موضوع باعث می‌شود کمی از گستره‌ی تصویر کاسته شود و کمی نیز به عمق میدان اضافه شود. همچنین فرمت MJpeg استفاده‌شده در این دوربین سنگین است و ادیت آن نیز سخت است، هرچند که کیفیت بسیار بالایی را عرضه می‌کند.

 

سونی a7R II

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 42 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: هیبریدی 399 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1،228،800 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

نکات مثبت:

  • عملکرد فوق‌العاده در نورهای کم و گستره‌ی دینامیکی عالی
  • دقت و سرعت فوق‌العاده‌ی سیستم فوکوس
  • لرزش‌گیر 5 محوره
  • صفحه‌نمایش مفصلی

نکات منفی:

  • منوی پیچیده
  • کنترل‌ها و دکمه‌های کوچک

این دوربین اولین در جهان است که از سنسور Backside bright فول فریم استفاده می‌کند. این سنسور در داخل یک سیستم لرزش‌گیر 5 محوره جای گرفته است و 42.2 مگاپیکسل رزولوشن دارد.

از نظر سیستم فوکوس نیز این دوربین دستاوردهای جدیدی دارد. سنسور آن دارای 399 نقطه‌ی فوکوس تشخیص فاز است که بیشترین پوشش را در بین تمامی دوربین‌های فول فریم ارائه می‌کنند. عملکرد این سیستم فوکوس در عکاسی و فیلم‌برداری عالی است. آزمایش فوکوس پیوسته‌ی آن نشان می‌دهد که a7R II از پس بهترین دی‌اس‌ال‌آرها نیز بر می‌آید. قابلیت‌هایی مانند فوکوس روی چشم، باعث می‌شوند سوژه‌ها حتی در صورت حرکت کردن باز هم در فوکوس باشند. این موضوع موجب شده است که درصد فوکوس‌های صحیح در عکاسی عروسی، پرتره و یا عکاسی از کودکان بسیار بالا برود.

کیفیت عکاسی این دوربین در بیشتر موارد از برترین‌های گروه است و فایل‌های jpeg آن جزئیاتی تولید می‌کنند که هیچ دی‌اس‌ال‌آری به آن نزدیک نمی‌شود. استفاده از سنسور BSI موجب شده است تا رزولوشن بالایش باعث افزایش نویز در ایزوهای بالا نشود. گستره‌ی دینامیکی آن را نیز بعد از D810 باید در گروه دوم دانست.

این دوربین قادر به فیلم‌برداری با رزولوشن 4K نیز هست و ویدیوهای آن دارای جزئیات بسیار زیاد و کیفیت بالایی هستند. سیستم فوکوس آن نیز با اعتمادبه‌نفس مناسبی کار خود را انجام می‌دهد.

 

سونی a7R III

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 42 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: هیبریدی 425 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: لمسی 3 اینچی با رزولوشن 1،440،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 10 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

دوربین Alpha a7R III بروز رسانی بسیار خوب برای Alpha a7R II سونی است که ظاهری تقریباً شبیه به آن دارد اما در عملکرد تغییرات مهمی داشته است. این دوربین بدون آینه دارای حسگر فول‌ فریماز نوع BSI CMOS بوده و رزولوشن آن برابر ۴۲ مگاپیکسل می‌باشد که آن را در بین دوربین‌های فول‌فریم مگاپیکسل بالا قرار می‌دهد.

پردازشگر Bionz X  این دوربین به‌روزرسانی شده است که این مورد به آن اجازه می‌دهد در هر ثانیه تا ۱۰ فریم عکس ثبت کند (با رزولوشن کامل) . حداکثر ایزوی این دوربین ۳۲۰۰۰ است که در حالت تقویت‌شده به ۱۰۲۴۰۰ می‌رسد.

بدنه a7r III مثل مدل قبلی از آلیاژمنیزیم ساخته‌شده که علاوه بر استحکام بالا، وزن بسیار سبکی نیز به آن داده و برای استفاده در آب‌وهوای نامساعد عایق‌بندی آن نیز بهبودیافته است. وزن این دوربین ۳۲ گرم نسبت به مدل قلبی افزایش داشته که دلیل اصلی آن تغییر در بخش باتری و استفاده از باتری قوی‌تر و بزرگ‌تر NP-FZ100 است. این باتری تعداد عکس قابل ثبت دوربین را به حدود ۲٫۲ برابر مدل قبلی رسانده که طبق استاندارد CIPA معادل ۶۵۰ فریم با هر بار شارژ است.

دیگر تغییر مهم a7r IIIاضافه شدن قابلیت لمسی به نمایشگر و ارتقاء آن به یک نمایشگر ۱۴۴۰۰۰۰ نقطه‌ای است. منظره یاب OLED این دوربین نیز ۳۶۸۶۴۰۰ نقطه‌ای است و با پوشش ۱۰۰% تصویر است. درگاه USB روی بدنه این دوبین به USB 3.1 تغییر یافته که امکان انتقال ۵ گیگابایت داده در ثانیه را دارا است. شیار کارت حافظه Alpha a7R III دوگانه است و می‌توان هم‌زمان از ۲ کارت حافظه روی آن استفاده کرد.

در صورت نیاز به ارتباط از راه دور برای انتقال عکس‌ها و کنترل بی‌سیم دوربین، می‌توانید از فنّاوری‌های ارتباطی روز مانند WiFi یا NFC که در آن وجود دارد استفاده کنید.

نیکون D810

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 36.3 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 51 نقطه‌ای با 15 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،229،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی بی‌نظیر در ایزوی 64
  • سیستم فوکوس عالی با قابلیت تعقیب سوژه‌ی مناسب
  • گستره‌ی دینامیکی پیشرو
  • قیمت مناسب برای یک دوربین حرفه‌ای

نکات منفی:

  • سیستم فوکوس در نور کم به ‌خوبی رقبا نیست
  • نقاط صلیبی سیستم فوکوس تنها در قسمت میانی کادر قرار دارند
  • سیستم فوکوس ضعیف در Live perspective و فیلم‌برداری

شاید D810 نسبت به سایر رقبا تا حدودی قدیمی شده باشد، ولی همچنان رقیبی قدرتمند به‌حساب می‌آید. بدنه‌ی آن مانند یک تانک ساخته شده است و ارگونومی بسیار خوبی هم دارد. قیمت آن هم نسبت به رقبایی مانند 5D Mark IV بسیار به‌صرفه است. D810 نیز مانند D800E فاقد فیلتر AA است تا حداکثر رزولوشن و شارپنس ممکن را ارائه کند.

درست است که دوربین‌هایی مانند کانن 5DS و سونی a7R II دارای رزولوشن بیشتری هستند، ولی همچنان میزان جزئیات عکس‌های D810 فوق‌العاده به‌حساب می‌آید. اگر به دنبال عکاسی ورزشی هستید دوربین‌هایی مانند D500 و D5 فوکوس و عکاسی پیاپی سریع‌تری را ارائه می‌کنند، ولی ازلحاظ کیفیت تصویر این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است.

D810 از سیستم نورسنجی 91 هزار پیکسلی RGB استفاده می‌کند که با دقت بسیار خوبی نوردهی و تراز سفیدی را تعیین می‌کند. کل سیستم فوکوس این دوربین نیز از مدل ورزشی D4s قرض گرفته شده است و به‌خوبی می‌تواند سوژه‌ها را تشخیص دهد و آن‌ها را تعقیب کند. البته تنها 15 نقطه‌ی میانی از نوع صلیبی هستند، بنابراین در گوشه‌های کادر برای فوکوس بر روی سوژه‌های کم‌کنتراست با ضعف روبرو است. همچنین در تاریکی نیز عملکرد چندان مناسبی ندارد.

کیفیت عکس‌های این دوربین فوق‌العاده است، چه در حالت Jpeg و چه در حالت RAW. گستره‌ی دینامیکی آن برترین در این گروه است و عملکردی خارق‌العاده را در ایزوهای بالا ارائه می‌کند.

 

نیکون D850

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 45 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 151 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 2،359،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 9 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی با وجود رزولوشن بالا
  • صفحه لمسی
  • تایم‌لپس داخلی با خروجی 8K
  • سیستم فوکوس فوق‌العاده
  • فیلم‌برداری 4K
  • بدنه‌ی فلزی مقاوم
  • عکاسی پیاپی با سرعت بالا
  • باتری قدرتمند با امکان ثبت بیش از ۱۸۰۰ عکس با هربار شارژ (CIPA)
  • دارای تمامی امکانات ارتباطی رایج

نکات منفی:

  • اگر با وزن، ابعاد و قیمتش مشکلی ندارید، هیچ نکته منفی ندارد

نیکون D850 علاوه بر اینکه درزمینهٔ عکاسی بی‌نقص و قدرتمند به نظر می‌رسد، درزمینهٔ تصویربرداری نیز می‌تواند برای تصویربرداران حرفه‌ای راضی‌کننده باشد. نیکون در ساخت این دوربین فول فریم از سنسور ۴۷ مگاپیکسلی CMOS از نوع BSI استفاده کرده که در هر دو حالت عکاسی و تصویربرداری متضمن ثبت تصاویری روشن و واضح‌تر است. مگاپیکسل موثر این دوربین ۴۵.۷ است.

قابلیت عکاسی پیاپی آن نیز D850 را به دوربینی مناسب برای مصارف ورزشی و عکاسی از سوژه‌های متحرک تبدیل می‌کند، در ضمن سیستم فوکوس پیشرفته ۱۵۱ نقطه‌ای نیز از موارد جالب‌توجه این دوربین است. این دوربین امکان عکاسی کم‌صدا با کنار رفتن آینه و وارد عمل شدن شاتر الکترونیکی را به کاربر می‌دهد که بسیار کاربردی به نظر می‌رسد.

این دوربین در یک کلام مجموعه‌ای از “آنچه خوبان همه دارند” است، و اگر امکان هزینه برای خرید دوربین در این رده قیمتی را دارید قطعاً با خرید D850 سرمایه‌ گذاری مطمئنی انجام داده‌اید که تا چندین سال از بهترین‌های بازار و دوربینی راضی کننده حتی برای حرفه‌ای‌ترین عکاسان خواهد بود.

دیدگاه‌ها برای چه کسی بازی را شروع کرد؛ مخترع دوربین عکاسی کیست؟ با Sogand

بدون شک یکی از مهم‌ترین یا شاید مهم‌ترین اختراع قرن ۱۸ دوربین عکاسی است. این اختراع به نوعی انقلاب و رواج رسانه‌های تصویری به حساب می‌آید؛ اما حقیقتاً مخترع دوربین عکاسی کیست؟ چرا نام‌های بسیار زیادی، در کنار اولین عکاس جهان قرار می‌گیرد؟ اساساً اولین عکس جهان چه بوده و در کجا گرفته شده است؟ در ادامه در مطلبی کوتاه سعی شده است تا به سؤالات فوق پاسخ داده شود، با مجله پیکسل همراه باشید.

همین ابتدا باید اشاره کنیم که برای کسب عنوان مخترع دوربین عکاسی، فرانسوی‌ها بیشترین شانس را دارند، چرا که طبق اسناد و یک تک عکس بسیار ناواضح از ۱۸۲۶، نیپس احتمالاً اولین کسی بوده است که موفق به ثبت یک منظره از جهان واقعی بر روی یک صفحه فلزی شد. جوزف نیپس با استفاده ترکیبات شیمایی به خصوص و یک صفحه فلزی توانست منظره‌ای از بیرون اتاق خود را به ثبت برساند. او با به کارگیری یک اتاق تاریک که تا قبل از این نقاشان منظره از آن استفاده می‌کردند و با ۹ ساعت نوردهی ممتد، توانست این تصویر را به ثبت برساند. البته مشکل اصلی نیپس این بود که عکس‌ها بعد از ظاهر شدن، پایدار نمی‌ماند و بعد از مدتی محو می‌شدند. عکس منظره بیرونی اتاق نیپس اولین و قدیمی‌ترین تصویر از جهان بوده که تا به حال پیدا شده است. هر چند که این عکس بسیار ناواضح است و جزئیات بسیار کمی از آن قابل تشخیص می‌باشد؛ اما انگلیسی‌ها معتقد که قبل از نیپس، Thomas Wedgwood با استفاده از مطالعات و دستاوردهای همفری دیوی -کسی که پدیده حساس بودن ترکیبات نقره را نسبت به نور کشف کرده است- توانسته بود تصاویری را به ثبت برساند؛ و نیپس با استفاده از این تحقیقات موفق به ثبت تصویر از واقعیت شد.


اولین عکس بجا مانده در جهان که در حدود ۱۸۲۶ و توسط جوزف نیپس فرانسوی به ثبت رسیده است.

نمونه ادیت شده اولین عکس جهان

نیپس آن‌قدر زنده نماند که بتواند تحقیقات خود را ادامه دهد و روشی دقیق و منظم برای عکاسی ارائه دهد ولی به نوعی می‌توان او را مخترع دوربین عکاسی دانست؛ اما پسر نیپس، ایزدور با همکاری و سرمایه‌گذاری نقاش پاریسی، لویی داگر توانستند روشی بسیار دقیق، هرچند گران‌قیمت را برای عکاسی، معرفی کنند. در این روش که بسیار طولانی و طاقت‌فرسا بود، صفحه مسی با ترکیبات نقره آغشته می‌شد و در دوربین‌های داگر‌ئوتیپ قرار می‌گرفت و بعد از مدت طولانی نوردهی، تصویر مثبت طی فرایندی بر روی صفحه ظاهر می‌شد. در سال ۱۸۳۹ یعنی حدود ۱۸۰ سال پیش داگر در کنفرانس رسمی در پاریس روش خود را به همگان معرفی کرد.


عکسی از بولوار دو تمپل، ۱۸۳۹، لویی داگر

 


از اولین عکس‌های باقی مانده، لویی داگر

در همین دوره در انگلستان ویلیام تالبوت نزدیک ۱۵ سال بر روی ثبت تصویر کار کرده بود و به نوعی در رقابت با داگر قرار گرفته بود. او در سال ۱۸۳۵ و ۴ سال قبل از بیانیه رسمی داگر توانسته بود با روش کالوتیپ -یعنی ثبت تصویر در دو مرحله نگاتیو و پوزیتیو- تصاویری را از لاکاک اَبِی، منطقه‌ای در انگلستان به ثبت برساند و بر روی کاغذ چاپ کند. تالبوت بعد از رونمایی داگر از روش داگرئوتیپ مجبور شد اختراع خود را با فاصله کوتاه و در همان سال ۱۸۳۹، در موسسه سلطنتی انگلستان به ثبت برساند تا بازی را به فرانسوی‌ها نبازد.


نصویر نگاتیو از هنری فاکس تالبوت

قلم طبیعت، ۱۸۴۴

در اروپا، روشی که تالبوت اختراع کرده بود با استقبال بیشتری مواجه شد و عکاسان بیشتر با روش او کار می‌کردند؛ اما در آمریکا تا اواخر قرن ۱۹ داگرتوئیپ همچنان رایج‌ترین شیوه عکاسی به شمار می‌رفت.


احتمالا اولین سلفی یا سلف‌پرتره عکاسی در جهان، ۱۸۳۹، رابرت کورنلیوس

البته این تمام ماجرا نیست و هرکول فلورانس در برزیل سه سال قبل از داگر و البته ۶ سال بعد از نیپس با یک روش نگاتیو پوزیتیو به خصوص توانسته بود تصاویر را با پایداری بالایی بر روی کاغذ به ثبت برساند؛ بنابراین عده‌ای نیز او را مخترع دوربین عکاسی می‌دانند.


پرتره‌ای از هرکولس فلورانس

البته زمانی که از مخترع دوربین عکاسی صحبت به میان می‌آید، پای کسان دیگری هم به بازی کشیده می‌شود، چرا که بدون دستاورد‌های ابن هیثم، یوهان زان و مخترعین دیگر در طول تاریخ قطعاً داگر و تالبوت نمی‌توانستند تصاویر را بر روی فیلم‌ها و صفحه‌های به ثبت برسانند.

دیدگاه‌ها برای مقایسه لنز های ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری در عکاسی پرتره با sma

به عنوان نویسنده مقالات و بررسی کننده دوربین و لوازم عکاسی، عکاسان مبتدی و نیمه حرفه ای یه سوال رو خیلی ازم پرسیدن که : ” اگر همین الان فقط بتونم یه لنز بخرم و باهاش عکاسی پرتره کنم چه لنزی خوبه ؟ یا بهترین لنز برای عکاسی پرتره چیه ؟ ” در بررسی لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری فاکتور ها و عوامل مشابهی رو بررسی میکنیم تا بتونیم جواب این سوال رو پیدا کنیم.

در این مقاله راجع به تفاوت لنز ۸۵ میلیمتری و ۵۰ میلیمتری برای عکاسی پرتره صحبت میکنیم. برای مثال چندین عکس با شرایط مشابه گرفته شده، تا مقایسه رو براتون راحت تر کنه. با خوندن ادامه متن میتونید لنز مناسب برای عکاسی پرتره ی خودتون رو پیدا کنید.

برای اینکه شرایط مقایسه یکسان باشه، تمامی عکس ها با دوربین Canon 60D و لنز کانن Canon 50mm/f1.8 یا لنز کانن Canon 85mm/f1.8 گرفته شده اند. دوربین Canon 60D دارای سنسور APS-C است، برای همین فاصله کانونی واقعی هر لنز با ضریبی مشخص می شود که در لنز های کانن برابر ۱/۶ است. بنابر این در یک دوربین کانن با سنسور APS-C که سنسور کوچکتر از ۳۵ میلیمتر است لنز ۵۰ میلیمتری مانند لنز ۸۰ میلیمتری و لنز ۸۵ میلیمتری مانند لنز ۱۲۷/۵ میلیمتری است.

تفاوت در عمق میدان

بزرگترین تفاوت مابین لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری کمترین فاصله از سوژه برای فوکوس و گرفتن بیشترین شارپنس است . در لنز های ۸۵ میلیمتری این فاصله، ۸۵ سانتی متر و لنز های ۵۰ میلیمتری این فاصله ۳۵ سانتی متر است.

یعنی اینکه در حالت کلی با لنز ۸۵ میلیمتری فاصله خیلی بیشتری نسبت به لنز ۵۰ میلیمتری از سوژه دارید، در عوض عمق میدان کمتری دارید که باعث می شود در دیافراگم های یکسان بوکه های بسیار محو تر نسبت به لنز ۵۰ میلیمتری داشته باشید.

میتوانید تفاوت واضحی  در پس زمینه شکوفه های درخت گیلاس بینید. در هر دو تصویر دیافراگم ۱٫۸ میباشد. شکوفه ها محو شده اند اما با لنز ۵۰ میلیمتری فرم و شکل شکوفه ها بیشتر مشخص است و در عکس گرفته شده با لنز ۸۵ میلیمتری در هم آمیختگی بیشتری در پس زمینه دیده می شود.

البته هر کسی برای بوکه ی خودش تعریف خاصی داره، بعضی ها بوکه ی محو تر با لنز ۸۵ میلیمتری رو دوست دارند بعضی عکاسان هم پس زمینه ی مشخص تر رو ترجیح می دهند که با لنز ۵۰ میلیمتری به دست می آید.

شما میتونید در عکاسی های مختلف از هر کدام از لنز ها استفاده کنید، برای مثال من برای بوکه های محو تر سراغ لنزهای ۸۵ میلیمتری میرم. در صورتی که وقتی در حال عکاسی با پس زمینه ی چمن باشم ترجیح میدم بافت مشخص تری رو با استفاده از لنز ۵۰ میلیمتری نشان بدهم.

عکس سمت چپ : لنز ۸۵ میلیمتری | عکس سمت راست لنز ۵۰ میلیمتری

این صرفا یه نظر شخصی من برای استفاده از لنز هاست، پس خوتون شروع کنید به فکر کردن و دیدن عکس عکاسان معروف و انتخاب کنید که کدوم روش رو بیشتر می پسندین. اگر همیشه دنبال پس زمینه هایی محو و در هم آمیخته هستید، پس از لنز های ۸۵ میلیمتری استفاده کنید. اگر هم دنبال بافت مشخص تری رو در پس زمینه هستید، لنز ۵۰ میلیمتری مناسبتونه.

تفاوت در قاب بندی

علاوه بر این که راجع به لنز انتخابی تون فکر می کنید باید به پس زمینه عکس تون هم فکر کنید. اگر از لنز ۸۵ میلیمتری برای عکاسی استفاده کنید کادر بندی بسته تر و فشرده تری روی سوژه دارید. از طرف دیگه، وقتی با لنز ۵۰ میلیمتری قاب بندی عکس فشردگی کمتری دارد و این فضا در لنز ۲۴ میلیمتری بسیار بیشتر است.

حالا تصور کن خیلی خوشحال  و خندان برای یه جلسه عکاسی از روی تپه ی محل عکاسی داری بالا بری؟ حتما با خودت لنز ۵۰ میلیمتری بردی تا بتونی همه درختها و قاب زیبای پشت سوژه ات رو باهاش نشون بدی.

عکسی رو که میبینید دقیقا در شرایط یکسان و در یک نقطه گرفتیم فقط به جای استفاده از لنز ۵۰ میلیمتری از لنز ۸۵ میلیمتری استفاده کردیم.

بهتره اینجوری بگیم ، دوست داری تو اغلب عکس هات پس زمینه عکسهات پنهان و محو باشن ؟ در لوکشن یا مکانهایی عکاسی میکنی که پس زمینه غیر قابل کنترل و/یا غیرقابل پیش بینی داره ؟  در این موارد بهت لنز ۸۵ میلیمتری رو معرفی میکنم.

درحالی لنزهای ۸۵ میلیمتری عمق میدان کمتری دارند و کادربندی فشرده تری برای سوژه ایجاد میکنن ستاره ی لنز های عکاسی حرفه ای در هر لوکیشن هستن.

تفاوت در فاصله از سوژه عکاسی

یادتون میاد گفتم که وقتی از لنز ۸۵ میلیمتری استفاده می کنی از سوژه عکاسی فاصله بیشتری  نسبت به زمانی که لنز ۵۰ میلیمتری رو دوربینت هست داری؟ اینم یه دلیل دیگه که خیلی مهمه هیچ وقت تو محیط داخلی خونه یا آتلیه کوچک از لنز ۸۵ میلیمتری استفاده نکنید.

خونه ی ما حدود ۱۰۰ متر مساحت داره و بسته به فضای اتاق ها، با لنز ۸۵ میلیمتری بعضی مواقع نمی شه به اندازه کافی از سوژه فاصله گرفت تا بتونیم فوکوس کنیم و شارپنس خوبی بگیریم. در عکاسی های تجاری خیلی مهمه که بتونین زمان های خاص رو شکار کنین که خانواده ها کنار هم نشستن و خیلی عادی شما این تصویر رو نشون بدید. بنابراین برای عکاسی از داخل منازل و فضای بسته کوچیک حتما لنز ۵۰ میلیمتری رو پیشنهاد میکنم براتون که همراه تون باشه.

هر چقدر هم که عاشق لنز ۸۵ میلیمتری هستی، در فضای کوچیک نتیجه خوبی ازش نمیگیری و از ایده‌آلتون خیلی فاصله داره.

به عبارت دیگر، وقتی بیشتر در خارج از آتلیه یا منزل عکاسی می کنید لنز ۸۵ میلیمتری لنز بسیار خوبی است. با این لنز می تونید یه فاصله مناسب از سوژه داشته باشید و فوکوس کنید و شارپنس خوبی رو بگیرید. می تونیم از بازی بچه ها بدون اینکه حالت طبیعی صحنه عکاسی به هم بخوره عکس بگیریم. فاصله ای که بین دوربین و بازی کردنشون میفته به آون ها اجازه میده راحت و بی دغدغه به دوربین لبخند بزنن و عکس های پر احساس رو بگیرید.

جمع بندی و نتیجه

همانطور که می بینید، هر دو لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری بسیار برای عکاسی پرتره مناسب هستند، خود من همیشه دوتا لنز رو کنار دوربینم با کیف حمل میکنم و ازشون به یه اندازه استفاده می کنم.

اگر قرار باشه فقط یه لنز رو بخرم، بسته به این که شرایط عکاسیم داخل آتلیه / خانه یا محیط باز بیرون باشه باید بین لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری انتخاب کنم. بنابراین اول شرایط عکاسی تون رو بررسی کنید بعد اقدام به خرید لنز بکنید تا بعد پشیمون نشید.

به ما بگید کدوم یکی از این لنز ها رو دارید ؟ و با هاشون چه عکسهایی میگیرید؟ اگر هیچکدام از اینها را ندارید شما میتوانید همین حالا دوربین عکاسی ، لنزدوربین ، کیف دوربین ، کارت حافظه و دیگر لوازم جانبی دلخواهتون رو از پیکسل سفارش دهید.

 

منبع

دیدگاه‌ها برای مقایسه لنز های ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری در عکاسی پرتره با پیمان احسانی زاد

به عنوان نویسنده مقالات و بررسی کننده دوربین و لوازم عکاسی، عکاسان مبتدی و نیمه حرفه ای یه سوال رو خیلی ازم پرسیدن که : ” اگر همین الان فقط بتونم یه لنز بخرم و باهاش عکاسی پرتره کنم چه لنزی خوبه ؟ یا بهترین لنز برای عکاسی پرتره چیه ؟ ” در بررسی لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری فاکتور ها و عوامل مشابهی رو بررسی میکنیم تا بتونیم جواب این سوال رو پیدا کنیم.

در این مقاله راجع به تفاوت لنز ۸۵ میلیمتری و ۵۰ میلیمتری برای عکاسی پرتره صحبت میکنیم. برای مثال چندین عکس با شرایط مشابه گرفته شده، تا مقایسه رو براتون راحت تر کنه. با خوندن ادامه متن میتونید لنز مناسب برای عکاسی پرتره ی خودتون رو پیدا کنید.

برای اینکه شرایط مقایسه یکسان باشه، تمامی عکس ها با دوربین Canon 60D و لنز کانن Canon 50mm/f1.8 یا لنز کانن Canon 85mm/f1.8 گرفته شده اند. دوربین Canon 60D دارای سنسور APS-C است، برای همین فاصله کانونی واقعی هر لنز با ضریبی مشخص می شود که در لنز های کانن برابر ۱/۶ است. بنابر این در یک دوربین کانن با سنسور APS-C که سنسور کوچکتر از ۳۵ میلیمتر است لنز ۵۰ میلیمتری مانند لنز ۸۰ میلیمتری و لنز ۸۵ میلیمتری مانند لنز ۱۲۷/۵ میلیمتری است.

تفاوت در عمق میدان

بزرگترین تفاوت مابین لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری کمترین فاصله از سوژه برای فوکوس و گرفتن بیشترین شارپنس است . در لنز های ۸۵ میلیمتری این فاصله، ۸۵ سانتی متر و لنز های ۵۰ میلیمتری این فاصله ۳۵ سانتی متر است.

یعنی اینکه در حالت کلی با لنز ۸۵ میلیمتری فاصله خیلی بیشتری نسبت به لنز ۵۰ میلیمتری از سوژه دارید، در عوض عمق میدان کمتری دارید که باعث می شود در دیافراگم های یکسان بوکه های بسیار محو تر نسبت به لنز ۵۰ میلیمتری داشته باشید.

میتوانید تفاوت واضحی  در پس زمینه شکوفه های درخت گیلاس بینید. در هر دو تصویر دیافراگم ۱٫۸ میباشد. شکوفه ها محو شده اند اما با لنز ۵۰ میلیمتری فرم و شکل شکوفه ها بیشتر مشخص است و در عکس گرفته شده با لنز ۸۵ میلیمتری در هم آمیختگی بیشتری در پس زمینه دیده می شود.

البته هر کسی برای بوکه ی خودش تعریف خاصی داره، بعضی ها بوکه ی محو تر با لنز ۸۵ میلیمتری رو دوست دارند بعضی عکاسان هم پس زمینه ی مشخص تر رو ترجیح می دهند که با لنز ۵۰ میلیمتری به دست می آید.

شما میتونید در عکاسی های مختلف از هر کدام از لنز ها استفاده کنید، برای مثال من برای بوکه های محو تر سراغ لنزهای ۸۵ میلیمتری میرم. در صورتی که وقتی در حال عکاسی با پس زمینه ی چمن باشم ترجیح میدم بافت مشخص تری رو با استفاده از لنز ۵۰ میلیمتری نشان بدهم.

عکس سمت چپ : لنز ۸۵ میلیمتری | عکس سمت راست لنز ۵۰ میلیمتری

این صرفا یه نظر شخصی من برای استفاده از لنز هاست، پس خوتون شروع کنید به فکر کردن و دیدن عکس عکاسان معروف و انتخاب کنید که کدوم روش رو بیشتر می پسندین. اگر همیشه دنبال پس زمینه هایی محو و در هم آمیخته هستید، پس از لنز های ۸۵ میلیمتری استفاده کنید. اگر هم دنبال بافت مشخص تری رو در پس زمینه هستید، لنز ۵۰ میلیمتری مناسبتونه.

تفاوت در قاب بندی

علاوه بر این که راجع به لنز انتخابی تون فکر می کنید باید به پس زمینه عکس تون هم فکر کنید. اگر از لنز ۸۵ میلیمتری برای عکاسی استفاده کنید کادر بندی بسته تر و فشرده تری روی سوژه دارید. از طرف دیگه، وقتی با لنز ۵۰ میلیمتری قاب بندی عکس فشردگی کمتری دارد و این فضا در لنز ۲۴ میلیمتری بسیار بیشتر است.

حالا تصور کن خیلی خوشحال  و خندان برای یه جلسه عکاسی از روی تپه ی محل عکاسی داری بالا بری؟ حتما با خودت لنز ۵۰ میلیمتری بردی تا بتونی همه درختها و قاب زیبای پشت سوژه ات رو باهاش نشون بدی.

عکسی رو که میبینید دقیقا در شرایط یکسان و در یک نقطه گرفتیم فقط به جای استفاده از لنز ۵۰ میلیمتری از لنز ۸۵ میلیمتری استفاده کردیم.

بهتره اینجوری بگیم ، دوست داری تو اغلب عکس هات پس زمینه عکسهات پنهان و محو باشن ؟ در لوکشن یا مکانهایی عکاسی میکنی که پس زمینه غیر قابل کنترل و/یا غیرقابل پیش بینی داره ؟  در این موارد بهت لنز ۸۵ میلیمتری رو معرفی میکنم.

درحالی لنزهای ۸۵ میلیمتری عمق میدان کمتری دارند و کادربندی فشرده تری برای سوژه ایجاد میکنن ستاره ی لنز های عکاسی حرفه ای در هر لوکیشن هستن.

تفاوت در فاصله از سوژه عکاسی

یادتون میاد گفتم که وقتی از لنز ۸۵ میلیمتری استفاده می کنی از سوژه عکاسی فاصله بیشتری  نسبت به زمانی که لنز ۵۰ میلیمتری رو دوربینت هست داری؟ اینم یه دلیل دیگه که خیلی مهمه هیچ وقت تو محیط داخلی خونه یا آتلیه کوچک از لنز ۸۵ میلیمتری استفاده نکنید.

خونه ی ما حدود ۱۰۰ متر مساحت داره و بسته به فضای اتاق ها، با لنز ۸۵ میلیمتری بعضی مواقع نمی شه به اندازه کافی از سوژه فاصله گرفت تا بتونیم فوکوس کنیم و شارپنس خوبی بگیریم. در عکاسی های تجاری خیلی مهمه که بتونین زمان های خاص رو شکار کنین که خانواده ها کنار هم نشستن و خیلی عادی شما این تصویر رو نشون بدید. بنابراین برای عکاسی از داخل منازل و فضای بسته کوچیک حتما لنز ۵۰ میلیمتری رو پیشنهاد میکنم براتون که همراه تون باشه.

هر چقدر هم که عاشق لنز ۸۵ میلیمتری هستی، در فضای کوچیک نتیجه خوبی ازش نمیگیری و از ایده‌آلتون خیلی فاصله داره.

به عبارت دیگر، وقتی بیشتر در خارج از آتلیه یا منزل عکاسی می کنید لنز ۸۵ میلیمتری لنز بسیار خوبی است. با این لنز می تونید یه فاصله مناسب از سوژه داشته باشید و فوکوس کنید و شارپنس خوبی رو بگیرید. می تونیم از بازی بچه ها بدون اینکه حالت طبیعی صحنه عکاسی به هم بخوره عکس بگیریم. فاصله ای که بین دوربین و بازی کردنشون میفته به آون ها اجازه میده راحت و بی دغدغه به دوربین لبخند بزنن و عکس های پر احساس رو بگیرید.

جمع بندی و نتیجه

همانطور که می بینید، هر دو لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری بسیار برای عکاسی پرتره مناسب هستند، خود من همیشه دوتا لنز رو کنار دوربینم با کیف حمل میکنم و ازشون به یه اندازه استفاده می کنم.

اگر قرار باشه فقط یه لنز رو بخرم، بسته به این که شرایط عکاسیم داخل آتلیه / خانه یا محیط باز بیرون باشه باید بین لنز ۵۰ میلیمتری و ۸۵ میلیمتری انتخاب کنم. بنابراین اول شرایط عکاسی تون رو بررسی کنید بعد اقدام به خرید لنز بکنید تا بعد پشیمون نشید.

به ما بگید کدوم یکی از این لنز ها رو دارید ؟ و با هاشون چه عکسهایی میگیرید؟ اگر هیچکدام از اینها را ندارید شما میتوانید همین حالا دوربین عکاسی ، لنزدوربین ، کیف دوربین ، کارت حافظه و دیگر لوازم جانبی دلخواهتون رو از پیکسل سفارش دهید.

 

منبع

دیدگاه‌ها برای نمونه های باشکوه عکاسی از قطره‌های آب – توسط کُری وایت با پیمان احسانی زاد

عکاسی از قطره آب، خود یک فرم هنری است. هرکس برای گرفتن عکسی منحصر به فرد از تکنیک ها و روش های متفاوتی استفاده می کند. از آب گرفته تا شیر، روغن تا رنگ نقاشی، هیچ محدودیتی برای خلاقیت وجود ندارد. کُری وایت یکی از علاقه مندان عکاسی از قطره های آب است. به گفته او، “این نوع عکاسی به شما اجازه می دهد چیزی را که چشم انسان قادر به دیدن آن نیست به تصویر بکشید.”

هرکه به عکاسی ماکرو علاقه دارد زمانی عکاسی از آب را در حرفه خود آزمایش کرده است. جالب ترین نکته اینجاست که هرچه تلاش کنید یک تصویر را دوباره خلق کنید، علیرغم تنظیمات دقیق و دقت بسیار، باز هم نتایج منحصر به فردی می گیرید.

 

او بیشتر این عکس های پیچیده قطرات آب را با استفاده از تنظیمات دستی، قطره چکان و زمان بندی صحیح گرفته است. اما شکل های پیچیده تری که مشاهده می کنید حاصل کار کردن با دستگاه ماشین زمان (Mumford Time Machine) است که به او این امکان را داد که حتی فرم های زیبا تر یا پیچیده تری از قطرات آب را به تصویر بکشد. لطفا توجه کنید که این ها کار های فوتوشاپی نیستند. اگرچه او تمیز کاری هایی مثل تنظیم رنگ، نور و شارپ کردن را انجام داده است.

ماشین زمان و قطره های آب: ماشین زمان تنظیماتی دارد که عکسبرداری از قطرات آب را ساده می کند. با فشردن یک دکمه شاتر باز می شود، قطره رها می شود و فلاش در زمان مشخص و دقیق برنامه ریزی شده زده می شود تا تصویر مورد نظر شما ثبت گردد.”

در ادامه شما را به دیدن محیط کار او دعوت می کنیم

 

منبع

دیدگاه‌ها برای مقایسه لنز‌های 50mm F/1.4 Art سیگما و 50mm F/1.2 L کانن با آرزو

دو لنز 50mm F/1.4 Art سیگما و 50mm F/1.2 L کانن از با کیفیت‌ترین لنز‌های نرمال ۵۰ میلی‌متری به حساب می‌آیند. این دو لنز برای عکاسان حرفه‌ای پرتره، مد و فشن، عروسی و مستند با توجه به کیفیت اپتیکی بالایی که دارند، گزینه‌های ایده‌الی به حساب می‌آیند؛ اما این دو لنز اساساً با یکدیگر چه تفاوت‌هایی دارند؟ کدام‌یک برای زمینه‌ای که در آن عکاسی می‌کنید، بهتر است و اینکه که خرید کدام‌یک از آن‌ها توجیه اقتصادی بیشتری دارد. در این مطلب سعی شده است تا با بررسی مشخصات  این دو لنز به سوالاتی از این دست پاسخ داده شود.

وضوح و کنتراست رنگی:

در ابتدا بهتر است که یک موضوع را امتحان کنیم. به نظر شما کدام یک از عکس‌های زیر با لنز 50mm سیگما گرفته شده و کدام یک با لنز 50mm f1.4 کانن؟

(عکس اول با لنز سیگما و عکس دوم با لنز کانن گرفته شده است). همان‌طور که در عکس‌ها نیز مشخص است در ابعاد متداول، تفاوت وضوح و کیفیت عکس بسیار ناچیز است؛ بنابراین اگر عکس‌هایتان را در ابعادی نه چندان بزرگ و کوچک‌تر از ۵۰ در ۷۰ سانتی‌متر چاپ می‌کنید، عملاً این دو لنز از لحاظ شارپنس با یک‌دیگر تفاوتی نمی‌کنند؛ اما در ابعاد بزرگ‌تر قضیه کمی فرق دارد، چرا که در مورد شارپنس و کنتراست رنگی تصویر  لنز ۵۰ میلی‌متری سیگما نسبت به نمونه کانن آندر جایگاه بهتری قرار می‌گیرد. برای مقایسه دقیق‌تر کیفیت و خطاهای اپتیکی این دو لنز می‌توانید به وبسایت DxO Mark مراجعه کنید.

50mm F/1.4 Art و 50mm F1.2 L USM
نمونه عکس‌های گرفته شده با دو لنز 50mm F/1.4 Art سیگما و 50mm F1.2 L USM

بازشدگی دهانه دیافراگم:

لنز ۵۰ میلی‌متری f1.2 کانن نسبت به لنز ۵۰ میلی‌متری سیگما از حداکثر بازشدگی دهانه دیافراگم بیشتری برخوردار است. هر چند این اختلاف چیزی برابر با نیم استاپ است ولی در شرایط نوری ضعیف بسیار حائز اهمیت است؛ بنابراین اگر به صورت حرفه‌ای در خارج از استودیو عکاسی می‌کنید و شرایط نوری همیشه برای عکاسی مطلوب نیست، لنز کانن گزینه کارآمد‌تری به حساب می‌آید. از طرف دیگر با لنز ۵۰ میلی‌متر کانن می‌توان به عمق میدان کم‌تر با بوکه‌هایی محو‌تر در پس‌زمینه تصویر رسید. از طرف دیگر با توجه به اینکه دیافراگم لنز سیگما ۹ پره‌ای است (یک پره بیشتر از لنز کانن) بوکه‌های آن به فرم دایره‌ای نزدیک‌تر هستند.


تصویر سمت راست بوکه‌ لنز کانن و تصویر سمت راست بوکه لنز آرت سیگما

عملکرد فوکوس

موتور فوکوس لنز 50mm F/1.2 L کانن از نوع USM است و با توجه به اینکه توسط خود کمپانی ساخته شده با دوربین‌های کانن هماهنگی بیشتری دارد. به خصوص فوکوس لنز نسبت به لنز 50mm F/1.4 Art در شرایط نوری ضعیف با عملکردی بهینه‌تر و با سرعتی بالاتر صورت می‌گیرد.

وزن و اندازه

وزن لنز ۵۰ میلی‌متری کانن برابر با ۵۸۰ گرم بوده و در حدود ۲۳۵ گرم از لنز 50mm Art آرت سیگما سبک‌تر است. ابعاد این لنز هم تقریباً نصف رقیب سیگمایی است.

لنز 50mm F/1.4 Art سیگما
لنز 50mm F/1.4 Art سیگما
لنز 50mm F1.2 L USM کانن
لنز 50mm F1.2 L USM کانن

قیمت و صرفه اقتصادی

قیمت لنز سیگما آرت ۵۰‌ میلی‌متری تقریباً ۴۰ درصد از لنز 50mm F/1.2 L کانن کمتر است. البته در این سطح از عکاسی تفاوت قیمت لنز‌ها و توجیه اقتصادی اساساً در اولویت قرار نمی‌گیرد، چرا که هدف رسیدن به بهترین عملکرد و بالاترین کیفیت در عکس نهایی است. هم‌چنین باید اشاره شود که اگر به صورت آماتور، روزمره یا از روی علاقه عکاسی می‌کنید، لنز‌های 50mm f1.4 USM و 50mm f1.8 STM گزینه‌های منطقی‌تر و البته اقتصادی‌تری به حساب می‌آیند. پیش از این مطلبی در باره مقایسه این دو لنز در مجله پیکسل منتشر شده که از طریق لینک زیر می‌توانید آن را مطالعه کنید:

مقایسه دو لنز EF 50mm f/1.4 USM و EF 50mm f/1.8 STM کانن

کدام یک از این دو لنز برای شما بهتر است؟

با توجه به مقایسه‌ای که از این دو لنز شد می‌توان گفت که برای عکاسی فاین‌آرت، عکاسی پرتره، فشن و در کل عکاسی استودیویی، لنز 50mm F/1.4 Art سیگما گزینه مناسب‌تری است. در طرف مقابل اگر به صورت حرفه‌ای عکاسی مستند، عکاسی خیابانی یا عکاسی در محیط‌های خارج از استودیو را دنبال می‌کنید، 50mm F/1.2 L کانن، لنز مطلوب‌تری برای شما خواهد بود.

اگر تجربه‌ کار با هر یکی از این دو لنز دارید و یا اینکه نظرتان با چیزی که در مطلب نوشته شده متفاوت است، آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

دیدگاه‌ها برای خدمات سرآمد پیکسل، آنچه شما خواسته‌اید با میثم طاهری نیا

یکی بود یک نبود، غیر خدا هیچکی نبود
سال‌ها پیش، هزار سال یا صد سال نه، تا همین چند سال پیش، وقتی کسی می‌خواست دوربین یا هر کالای دیجیتال دیگه ای بخره سوای همه دل‌مشغولی‌های مربوط به انتخاب برند و مدل یک سؤال بسیار بزرگ هم دائماً از خودش می‌پرسید:
با گارانتی بخرم؟ یا بابت گارانتی پول اضافه ندم؟

تفاوت قیمت دوربین گارانتی اصلی با گارانتی‌های شرکتی و مغازه‌ای و زیر پله‌ای می ارزه؟
اصن اگه با گارانتی بخرم، وقتی مشکل بخورم، مشکلم رو حل می‌کنن؟
این روزها شاید مشتری‌ها دغدغه‌ی گارانتی نداشته باشن ولی هنوز هم خرید کالای دیجیتال پیچیدگی‌های خودش رو داره.

ما تصمیم گرفتیم تا با تعریف یک سطح از خدمات سعی کنیم تا جایی که می‌تونیم در انتخاب، خرید و خدمات پس از فروش به شما کمک کنیم.

این سرویس و خدمات در مرحله‌ی اول فقط روی دوربین‌ها و لنزها ارائه می شه  و کم‌کم کالاهای دیگر هم شامل این سرویس‌ها می شن.

 

در اولین مرحله خدمات سرآمد پیکسل برای دوربین‌ها و لنزها رو به‌صورت زیر تعریف می‌کنیم:

  • اگر در 30 روز اول خرید برای دوربین یا لنز شما مشکلی پیش بیاد که طبق شرایط کارخانه مشمول گارانتی باشه، پیکسل کالا رو با یک کالای نو برای شما عوض می‌کنه.

توجه داشته باشید که هر کاری سلسه‌مراتبی داره، در خیلی از موارد، مشتریان هر عملکرد نادرستی رو خرابی می دونن. درحالی‌که همیشه این‌چنین نیست،پس لازمه در ابتدا دوربین یا لنز شما بررسی بشه و اگر کالا خراب بود و این خرابی طبق شرایط سازنده مشمول گارانتی باشه کالای خراب شما با یه دونه نو عوض می‌شه.

  • اصل و بدل بودن باطری، شارژر یا دیگر متعلقات داخل جعبه‌ی دوربین، یکی دیگه از معضلات این روزها در هنگام خرید وسایل الکترونیکی یه.
    ما این مشکل رو برای شما حل کردیم، هرچند ما سازنده‌ای رو نمی‌شناسیم که باطری و شارژر وسیله‌ای رو گارانتی کنه(جز در شرایط خاص) ما تصمیم گرفتیم که باطری و شارژر دوربین شما رو مدت 90 روز گارانتی کنیم چون چندین سال سابقه فروش محصولات دیجیتال ثابت کرده جنس بدلی عمر خیلی کمی داره هرچند ظاهرش مثل جنس اصلی باشه.

 

  • متأسفانه بیشتر ما نمی دونیم که حتی بزرگ‌ترین شرکت‌ها شرایط گارانتی یه سخت‌گیرانه و پیچیده‌ای دارند، برای همین معمولاً وقتی دوربین یا هر وسیله‌ی الکترونیکی دیگه مون خراب می شه و اون رو برای استفاده از خدمات پس از فروش به شرکت خدمات دهنده می‌بریم یه جواب می‌شنویم: “این کالا مشمول گارانتی نیست”.

 

این مشکل بیشتر یه سوء تفاهمه، برای اینه که معمولاً شرایط گارانتی کالاها رو نمی خونیم.
این روزها سوای گارانتی با شرایط عمومی، خدمات کامل‌تری هم برای بعد از فروش کالا عرضه می شه که بابت اون سطح از خدمات باید هزینه جداگانه‌ای تحت عنوان بیمه پرداخت بشه تا شرایطی که باعث ابطال گارانتی استاندارد وسیله می شه رو هم جزء گارانتی بیاریم.
پیکسل دربسته حمایتی یه خدمات سرآمد پیکسل 18 ماه بیمه روی کالای شما می ده.
این یعنی اتفاقاتی که مشمول گارانتی نیست، مثل ضربه خوردن، رطوبت دیدن و … هم گارانتی کالای شما رو باطل نمی کنه، مگر بررسی فنی نشون بده که این اتفاق عمدی بوده باشه، مثه بیمه بدنه ماشین.

  • تغییر نسبت عرضه و تقاضا، تغییر نرخ ارز، معرفی کالای جدید و عوامل متعدد دیگر باعث ایجاد تغییرات ناگهانی قیمت محصولات الکترونیکی میشه، همیشه موقع خرید به این فکر می‌کنیم که شاید فردا پیشنهاد قیمت بهتر و ارزان‌تری وجود داشته باشد، ما تا 7 روز کاهش قیمت ناگهانی کالا از جانب خودمون رو به‌صورت کوپن تخفیف برای خرید بعدی به شما برمی‌گردانیم تا همین‌الان خرید کنید و صبر نکنید که کالا تخفیف بخوره.

ما تمام تلاش خودمون رو می‌کنیم تا شما یه خرید مطمئن داشته باشید.

مسلماً این خدمات برای ما هزینه داره اما سعی می‌کنیم تا جایی که میشه قیمت کالا رو افزایش ندیم تا بدون دغدغه کالا رو با خدمات سرآمد پیکسل بخرید.

این قدم اول پیکسل برای تعریف سطح جدیدی از خدماته و با راهنمایی و پیشنهادهای شما برای هر گروه کالا خدماتی رو که شما انتظار دارید تعریف و عرضه خواهیم کرد.