دیدگاه‌ها برای قواعد کلاسیک نورپردازی پرتره با نور‌های استودیویی با بختیار

تمام هنر یک عکاس چهره حرفه‌ای، مهارت در بازی با نور است. با تجربه و دانش کافی از آناتومی صورت و شناخت نور، هر کسی می‌تواند بهترین پرتره‌ها را خلق کند. در عکاسی پرتره کلاسیک معمولاً چند روش مختلف مطرح می‌شود که با رعایت این قواعد می‌توان پرتره‌های استودیویی جذاب و خیره‌کننده‌ای را خلق کرد. در این تکنیک‌های کلاسیک معمولاً نسبت‌های نور‌های مختلف، محل قرارگیری نورها یا همان دیاگرام نوری، زاویه قرارگیری صورت در برابر دوربین و زاویه دید، طبق اصولی ثابت و قراردادی تعریف می‌شود. قبل از این در پیکسل در مورد نورپردازی پرتره به طور کلی صحبت به میان آمده بود. در ادامه سعی شده است تا بررسی برخی از تکنیک‌های نورپردازی پرتره با نورهای استودیویی و بررسی تفاوت آن‌ها، بتوان تا حدودی بر عکاسی استودیویی چهره مسلط شد. 

از زمان اختراع دوربین عکاسی تا به امروز، ثبت چهره انسان یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه عکاسی است. انسان همیشه دوست دارد تا به نوعی خود را جاودانه کند و عکس هرچند به صورت مجازی ولی وسیله‌ای کاملاً مناسب برای رسیدن به این نیاز بود؛ بنابراین انسان‌ها همیشه سعی دارند تا در زیباترین فرم ممکن چهره خود را در تصویر جاودانه کنند. قواعد و روش‌های بسیاری در عکاسی چهره تاکنون مطرح شده ولی هیچ‌کدام قانون‌های ثابتی نیستند و باید با کسب تجربه و مهارت به سبک شخصی خود در نورپردازی پرتره رسید. با این حال تکنینک‌های مرسوم و متداولی در نورپردازی این ژانر عکاسی وجود دارد که جواب خود را پس داده‌اند و با رعایت آن‌ها می‌توان پرتره‌های اصولی و خارق‌العاده‌ای را خلق کرد.

نورپردازی Split:

در این روش همان‌گونه که از نامش پیداست، صورت به دو قسمت مساوی سایه و روشن تقسیم می‌شود. در پرکنتراست ترین حالت یک سمت چهره کاملاً تاریک و نیمه دیگر روشن است. این نورپردازی معمولاً برای ثبت پرتره‌های دراماتیک به کار می‌رود و بر روی صورت آقایان نتیجه بهتری می‌دهد. منبع نور یا فلاش در نورپردازی Split هم‌سطح صورت و در زاویه ۹۰ درجه در کنار او قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر کردن قسمت سایه صورت می‌توان در طرف دیگر سوژه یک رفلکتور قرار داد. به این دلیل که تنها از یک منبع نور در این تکنیک استفاده می‌شود، نورسنجی بسیار ساده است و برای این کار تنها کافی‌ست نورسنج را از صورت سوژه، به سمت فلاش گرفته و فلاش را تخلیه می‌کنیم تا نور فلاش خوانده شود. بهترین عدد دیافراگم در عکاسی کلاسیک پرتره بین ۵.۶ تا ۸ است، بنابراین قدرت فلاش بهتر است که بر روی این اعداد تنظیم شود. برای رسیدن به نتیجه بهتر، نورپردازی پرتره به گونه‌ای باید انجام شود تا چشمی که در سایه قرار گرفته است، کمی روشن شود و بازتاب فلاش، یا همان کچ‌لایت در آن دیده شود. برای رسیدن به این وضعیت باید کمی صورت را به سمت نور چرخاند.

نور‌پردازی Split با نور سافت بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور تند و کاسه استاندار بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور نرم و نور‌های کمکی جهت روشن‌تر کردن سایه‌ها

نورپردازی Loop

در این روش از نورپردازی، سایه بینی، بر روی گونه می‌افتد. برای رسیدن به چنین تصویری، منبع نور کمی بالاتر از سطح سر مدل و بسته به چهره فرد، در زاویه بین ۳۰ تا ۴۵ درجه قرار می‌گیرد. اگر به عکس‌‌هایی که با این روش نورپردازی شده‌اند نگاه کنید، سایه‌ای کوچک از بینی که در سمت مخالف نور قرار گرفته، کاملاً مشهود است. ولی باید توجه داشت که سایه بینی با سایه گونه، تداخل نداشته باشد. در ضمن ارتفاع نور را نباید خیلی بالا برد، چرا که کچ‌لایت چشم‌ها از دست می‌رود و سایه بینی ممکن است عجیب به نظر برسد. برای پر کردن سایه‌ها نیز می‌توان یک فلاش دیگر به همراه سافت باکس را با یک استاپ روشنایی کمتر دقیقاً در مقابل صورت مدل قرار داد یا در طرف مقابل فلاش از یک رفلکتور استفاده کرد.

نورپردازی رامبرانتی:

این شیوه نورپردازی، برگرفته از روشی بود که رامبرانت، نقاش هلندی قرن شانزدهم در نقاشی‌هایش به کار می‌گرفت. نورپردازی رامبرنتی با مثلثی که بر روی گونه مدل شکل می‌گیرد، شناخته می‌شود. برخلاف نورپردازی در روش loop سایه بینی و گونه‌‌ با یک دیگر تداخل دارند و در زیر چشم یک مثلث روشن شکل می‌گیرد. در نورپردازی رامبرانتی باید توجه داشت که نور به چشمی که در سایه قرار گرفته است نیز بتابد. جهت رسیدن به نور رامبرانتی، سوژه نسبت به منبع نور باید در جهت مخالف کمی بچرخد و نور در سطح بالا‌تری نسبت به سر مدل قرار گیرد تا سایه بینی بزرگ‌تر شده و در سایه گونه محو شود. صورت هر فردی مناسب برای نورپردازی رمبرانتی مناسب نیست. برای چهره کسانی که گونه‌های برجسته‌ای دارند، راحت‌تر می‌توان به این نورپردازی رسید. حالت چهره و تناسب اعضای صورت نقش بسیار مهمی در انتخاب شیوه نورپردازی ایفا می‌کند. اگر فردی پیشانی بلندی دارد، توصیه نمی‌شود که نور در ارتفاع بالایی نسبت به سر قرار گیرد و یا اگر بینی مدلی بزرگ است خیلی نباید نور را به کناره‌ها برد تا سایه بینی بزرگ نشود و یک نور نرم و بخش بر روی صورت تاباند.

 

نورپردازی پروانه‌ای:

نور‌پردازی پروانه‌ای، به علت اینکه یک سایه کوچک و پروانه‌های شکل، در زیر بینی شکل می‌گیرد به این اسم نام‌گذاری شده است. در این شیوه نور روبه‌روی چهره و در ارتفاعی نسبتاً بالا نسبت به سوژه قرار می‌گیرد. باید توجه داست که فلاش یا منبع نور خیلی نباید بالا باشد چرا که سایه بینی، لب را قطع می‌کند و تصویر جذابی از مدل به ثبت نمی‌رسد. دوربین در این روش روبه‌روی چهره و زیر منبع نور قرار می‌گیرد و برای پر کردن سایه‌ها می‌توان یک رفلکتور را به دست مدل داد و از او خواست که آن را به گونه‌ای که در کادر قرار نگیرد و در زاویه مناسب ثابت نگاه دارد. در صورت‌های استخوانی و کشیده نورپردازی پروانه می‌تواند فوق‌العاده باشد ولی صورت‌های گرد در نورپردازی loop بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسند. به علاوه از این شیوه نور‌پردازی معمولاً در عکاسی مد و فشن نیز استفاده می‌شود.

نورپردازی متقارن:

در نورپردازی پرتره متقارن با Clamshell معمولاً دو منبع نور به کار گرفته می‌شود. نور‌ها با زاویه مساوی و فاصله یکسان در دو طرف سوژه قرار می‌گیرند تا دو طرف چهره به گونه‌ای یکنواخت روشن شود. باید توجه داشت که نور تابیده شده بر روی صورت باید خیلی نرم و پخش باشد تا سایه‌ها بسیار محو باشند. چرا که در این روش دو منبع نور مورد استفاده قرار گرفته‌اند، دو سایه تشکیل خواهد شد و نورپردازی پرتره را بسیار مشکل می‌کند، بنابراین بهتر است تا در حد امکان نور را پخش و یکنواخت بر روی چهره تاباند تا سایه‌ای بر روی گونه‌ها تشکیل نشود.

بک‌لایت و هدلایت:

در تمامی روش‌های فوق می‌توان بک لایت و هد لایت را نیز در نورپردازی پرتره به کار برد. نور هدلایت توسط یک شاخه نور که بالا سر سوژه و کمی پشت سر آن قرار می‌گیرد، تشکیل می‌شود تا مو‌ها و شانه‌های مدل روشن شود. شدت نور هدلایت با توجه به اینکه رنگ موی مدل چیست، بهتر است بین ۱.۵ تا ۲ برابر نور اصلی باشد. بک لایت نیز باید همین شدت نور را داشته باشد با این تفاوت که در پشت سوژه قرار می‌گیرد و لبه‌های صورت و بدن مدل درخشان‌تر به نظر می‌رسد و از پس زمینه جدا می‌شود.

Broad light و Short light

در نورپردازی پرتره، موقعیت و زاویه ‌قرارگیری سر نسبت به دوربین و منبع نور بسیار مهم است. برای گرفتن پرتره‌های های‌کی که نواحی روشن بسیار بیشتر از سایه‌ها است می‌توان نیمه‌ای از صورت را که نور اصلی به آن تابیده را کمی به سمت دوربین چرخاند. این وضعیت را Broad light یا نورِ پهن نام‌گذاری کرده‌اند. نور‌پردازی Broad باعث می‌شود که صورت پهن‌تر از آنچه که هست به نظر برسد، بنابراین برای صورت‌های لاغر و کشیده می‌تواند بسیار مؤثر و کار آمد باشد.

در مقابل Broad light، نور‌پردازی Short light قرار دارد که نیمه تاریک‌تر صورت به سمت کمی دوربین می‌چرخد تا صورت کمی باریک‌تر از به نظر برسد. برای نور‌پردازی صورت‌های گرد می‌توان از این روش استفاده کرد. لازم به ذکر است که این دو تکنیک را می‌توان در تمام شیوه‌های نورپردازی به کار برد به شرطی که منبع نور از اصلی از کناره‌ها به مدل تابیده شود.

برای مسلط شدن به نور‌پردازی پرتره مهم‌ترین فاکتور تمرین هر‌چه بیشتر و کسب تجربه است. هر کسی می‌تواند با ترکیب تکنیک‌های فوق و کمی خلاقیت و تمرین به یک استاد نورپردازی پرتره تبدیل شود. اگر فلاش‌های استودیویی در اختیار ندارید، می‌توانید با یک یا دو فلاش‌ رو دوربینی و رفلکتور شروع کنید یا حتی اگر قصد ندارید با اسپیت‌لایت نورپردازی کنید، می‌توانید از نور روز که بهترین کیفیت‌ را دارد شروع کنید.

دیدگاه‌ها برای مروری بر آثار مارتین شولر، عکاس پرتره آلمانی-آمریکایی با میم

مارتین شولر متولد 1968 در مونیخ است. او کار عکاسی خود را در آلمان آغاز کرد و در سال 1993 به نیویورک مهاجرت کرد و بین سال‌های 1993 تا 1996 به عنوان دستیار آنی لیبوویتز عکاس مطرح آمریکایی کار می‌کرد.

شولر بیشتر با پروژه‌ی عکاسی پرتره‌هایِ کلوزآپ شناخته می‌شود. مجموعه عکسی متشکل از 75 عکس که او طی سال‌های 1998 تا 2005 از مشاهیر جهان ثبت کرده بود یکی از معروف‌ترین کار‌های اوست. پرتره‌هایی با نمایِ بسته و جزییات بسیار از چهره‌ها و ستارگان سینما، ورزشکاران و سیاست‌مداران نامدار جهان از جمله باراک اوباما، آنجلینا جولی، جک نیکلسون، کیت بلانشت و…

این مجموعه به خاطر صراحت در ارائه‌ی شخصیت سوژه و نورپردازی خاص و ارائه در ابعاد بزرگ بسیار مورد توجه قرار گرفته و در گالری‌های مختلفی در سطح جهان به نمایش گذاشته شده است.

او از سال ۱۹۹۹ تاکنون به عنوان عکاس در مجله‌ی نیویورکر فعالیت می‌کند و آثارش در مجلات گوناگون از جمله نشنال جئوگرافیک، نیویورکر، ووگ، جی‌کیو و تایم به چاپ رسیده است.

همچنین کارهای او در گالری ملی پرتره در واشنگتن، موزه ملی طراحی کوپر هِویت در نیویورک، موزه هنر نیپلز فلوریدا، موزه EMP در واشنگتن به نمایش گذاشته شده است.

تاکنون چندین کتاب از او منتشر شده است از جمله: پرتره‌ها (۲۰۱۴)، مشابه: پرتره‌های دوقلوها (۲۰۱۲)، نمونه کارها (۲۰۰۹)، زنان بدنساز (۲۰۰۸) و کلوزآپ (۲۰۰۵).

مارتین شولر در پروژه‌ی تازه‌اش به سراغ طیف گسترده‌تری از مشاهیر جهان رفته از جمله رهبران سیاسی، ستاره‌‌های هالیوود، کارآفرینان، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان، قهرمانان جنگ؛ اما این بار به‌جای نماهای بسته، اغلب عکس‌هایی با نمای باز و فضایی کارگردانی شده ارائه کرده است.

بخشی از مجموعه پرتره‌های مشاهیر او را در ادامه می‌توانید مشاهده کنید.

دیدگاه‌ها برای پیکسل به پیکسل با لایت روم (۳) با رضا اعتمادیان

خیلی از عکس‌های پرتره را با افکت‌هایی نرم و رنگ‌هایی با غلظت پایین اصلاح می‌کنند ولی در خیلی از عکس‌ها نیاز به افکت‌های قوی و دراماتیکی را به تصویر اضافه کرد تا تأثیرگذاری عکس دوچندان شود. این افکت بر روی بعضی از تصاویر پرتره خیلی خوب جواب می‌دهد و در لایت روم می‌توان به راحتی آن را به عکس اضافه کرد. در ادامه به چگونه اضافه کردن این نوع افکت پرتره در لایت‌ روم می‌پردازیم.

این پرتره‌ تصویر اولیه‌ای است که به عنوان نمونه در لایت روم می‌خواهیم آن را اصلاح کنیم.

و این عکسی است که قرار است در آخر به آن برسیم

اولین قدم برای ایجاد چنین افکتی در عکس تنظیم پارامتر‌های simple است. برای این کار به قسمت Develop در منو بالا، سمت راست کلیک کرده و در قسمت Basic پارامتر‌های مختلف را طبق اعداد زیر تنظیم می‌کنیم:

Exposure: +0.36

Contrast: +50

Highlights: -60

Shadows: +40

Whites: -50

Blacks: -40

البته می‌توان بر اساس عکس و یا غلظت افکتی که می‌خواهید به آن برسید، پارامتر‌های بالا را کمی تغییر بدهید.

بعد از انجام این کار و با تغیر سایه‌ها و های لایت‌ها، داینامیک رنج تصویر افزایش می‌یابد و کنتراست بیشتری به عکس داده می‌شود. با تغییرات بالا تصویری مطابق زیر خواهیم داشت:

همان طور که در عکس معلوم است، غلظت رنگ یا Saturation بالا رفته و پوست قرمز دیده می‌شود. برای حل این مشکل در همان قسمت Basic باید Clarity، vibrance و Saturation را به ترتیب بر روی +۹۰، +۲۰ و -۶۰ قرار می‌دهیم.

با این تغییرات تصویر به شکل زیر خواهد شد:

تغییر زیاد Clarity باعث افزایش کنتراست در تن‌های میانی خواهد شد و شارپنس یا وضوح تصویر را افزایش می‌دهد.

در همان قسمت Develop با پایین آمدن به قسمت Sharpening می‌رسیم. در این قسمت بر اساس زیر پارامتر‌های مختلف را تنظیم می‌کنیم:

Amount: 90

Radius: 2.0

Detail: 60

Masking: 0

و در قسمت بعدی یعنی Noise Reduction طبق زیر عمل می‌کنیم:

Luminance: 30

Detail: 50

Contrast: 25

Color: 30

Detail: 30

Smoothness: 15

 

در قدم آخر اضافه کردن کمی تیرگی به گوشه‌های عکس است. برای این کار به قسمت Post-Crop Vinetting رفته و گزینه Amount را بر روی -۲۰ قرار دهید.

و این عکس نهایی خواهد شد که افکت پرتره در لایت‌ روم به آن اضافه شده است …

 

 

دیدگاه‌ها برای Nikon D7200 در برابر Canon 80D با مونا

وقتی نیکون دوربین D7500 را معرفی کرد، همه منتظر بودند تا جایگزین دوربین نیکون D7200 را ببینند. اما ناگهان با دوربینی جدید روبرو شدند که بیش از اینکه مدل پیشرفته نیکون D7200 به شمار آید، نسخه ضیف‌تری از Nikon D500 بود. نزدیکی امکانات مدل جدید سری 7000 نیکون به مدل رده بالاتر از خودش باعث شده تا همچنان Nikon D7200 با قیمت مناسبی که دارد، یکی از گزینه‌های باارزش موجود در بازار و رقیبی برای یکی از دوربین‌های مشهور کانن به نام 80D باشد. دوربین کانن 80D هم اکنون پرفروشترین گزینه در بین دوربین‌های دو رقمی یا رده متوسط کانن و یکی از باارزش‌ترین دوربین‌های غیر فول‌فریم این شرکت است. در این مقاله سعی داریم این دو دوربین با ارزش را روبروی هم قرار دهیم و امکانات آنها را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه کنیم.

چرا هیچیک از این دوربین‌ها را نخریم؟

هر دو دوربین Nikon D7200 و Canon 80D جزو دوربین‌های DSLR حرفه‌ای با اندازه بزرگ هستند و طبیعتا استفاده از آنها برای کاربران خانگی چندان ساده نیست. اگرچه اصولا تمامی این دوربین‌ها دارای امکانات خودکار مخصوص کاربران تازه‌کار هم هستند، اما بهتر است برای کاربرد خانگی از دوربین‌های خانگی پیشرفته مانند Canon PowerShot G9 X یا Sony Cyber Shot DSC RX100 II استفاده کنید که هم کیفیت مناسبی دارند و هم می‌توانید آنها را به راحتی در جیب یا کیفتان بگذارید.

همچنین خرید یک دوربین DSLR معمولا با خرید چند وسیله دیگر نیز همراه است. وقتی یکی از این دوربین‌ها را می‌خرید، معمولا برای حمل آنها باید حداقل یک کیف دوربین ارزان قیمت مانند Vanguard UP-Rise II 14Z، یک فیلتر UV معمولی مانند Phottix UV Filter 58mm برای دهانه ی لنز (بسته به لنزی که استفاده می‌کنید) و یک DVD آموزشی آشنایی با دوربین های دیجیتال برای استفاده از این دستگاه‌های پیچیده تهیه کنید! اما دوربین‌های کامپکت، عملکردی بسیار ساده‌تر دارند، می‌توانید یک کارت حافظه ارزان قیمت مانندSanDisk 16GB Ultra (80MB/S) UHS-I  در آنها بگذارید و با خیال راحت و بدون آموزش قبلی در یک مهمانی عکاسی کنید.

این  دوربین‌ها هر دو نسبت به دوربین‌های فول‌فریم دارای حسگر کوچکتری هستند و طبیعتا نه تنها کیفیت پایین‌تری نسبت به این دوربین‌ها دارند، بلکه در نور کم نیز عملکرد ضعیف‌تری از خود نشان می‌دهند. فرموش نکنید برای عکاسی در نور کم، استفاده از حساسیت‌های ISO بالا بسیار ضروری است و در مقایسه با فول‌فریم‌ها در تصاویر این دوربین‌ها نویز زیادتری دیده می‌شود. بنابراین اگر برای مقاصد حرفه‌ای عکاسی در نور کم مانند عکاسی فضای داخلی، ورزشگاه‌ها، استادیوم‌های ورزشی، یا نجوم عکاسی می‌کنید بهتر است از دوربین‌های فول‌فریم ارزان‌قیمت مانند Canon 6D یا Nikon D610 استفاده کنید. ضمنا برخلاف دوربین‌های سونی که این روز‌ها طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند، روی بدنه هیچکدام از این دو دوربین لرزشگیر موجود نیست. بنابراین اگر بخواهید با دوربین روی دست در نور کم عکاسی کنید، قطعا به لنز‌های دارای لرزشگیر نیاز دارید که گرانتر از لنز های معمولی هستند. این لنز‌ها در کانن‌ها با عبارت IS و در نیکون‌ها با عبارت VR در نام لنز‌ها مشخص می‌شوند.

همچنین اگرچه هر دوی این دوربین‌ها دارای رزولوشن نسبتا بالایی هستند، اما معمولا کیفیت خروجی عکس‌های این دوربین‌ها به پای دوربین‌های فول‌فریم نمی‌رسد و به همین دلیل عکاسان عروسی و آتلیه برای چاپ بزرگ عکس‌ها ترجیح می‌دهند از دوربین‌های فول‌فریم استفاده کنند.

نهایتا مهم‌ترین اشکال این دوربین‌ها برای عکاسی واید منظره و معماری است. ضریب برش یا Crop Factor در حسگر کوچک این دوربین‌ها موجب افزایش نمای فاصله کانونی لنز‌ها می‌شود. دوربین‌های Canon 80D و Nikon D7200 به ترتیب با ضریب برش 1.6 و 1.5 برابر، در هنگام استفاده از یک لنز با فاصله کانونی 100 میلی‌متر، به ترتیب نمایی معادل 160mm و 150mm را نمایش می‌دهند. به همین دلیل برای کسانی که نیاز به استفاده از لنز‌های خیلی واید دارند، دوربین‌های غیر فول‌فریم باعث بسته شدن زاویه دید و افزایش فاصله کانونی شده و امکان استفاده از بازترین زاویه دید لنز از بین می‌رود. اگر می‌خواهید از حداکثر زاویه دید لنز‌هایی مانند Canon EF 16-35mm f/2.8L III یا Nikon AF-S NIKKOR 16-35mm F/4G ED VR استفاده کنید بهتر است آنها را روی یک دوربین فول‌فریم ببندید.

از نقاط ضعف دیگر این دوربین‌ها می‌توان به عدم وجود GPS و عکاسی پانوراما، عدم وجود بلوتوث برای ارتباط دائمی و کم مصرف و عدم وجود Focus Peaking برای نمایش فوکوس دستی هنگام عکاسی ماکرو اشاره کرد.

چرا باید یکی از این دوربین‌ها را بخریم؟

هر دوی این دوربین‌ها DSLR هستند. یعنی می‌توانید بسته به نیازی که دارید از بین صدها لنز موجود برای آنها، یکی را انتخاب کنید. در واقع کیفیت بالای حسگر این دوربین‌ها همراه با قابلیت ثبت فایل‌های خام یا RAW، می‌تواند در کنار یک لنز حرفه‌ای ماکرو مانند Canon EF 85mm F/1.2L II USM برای عکاسی جواهرات، یا در کنار یک لنز پنکیک کوچک مانند Canon EF 40mm F/2.8 STMبرای عکاسی خیابانی و خبری استفاده شوند. وجود نمایشگر تک‌رنگ کوچک در بالای این دوربین به شما امکان می‌دهد تا برخلاف دوربین‌های میان‌رده مانند Canon EOS 750D ، در نور کم نیز بدون نیاز به روشن کردن نمایشگر، تنظیمات مورد نیاز را مشاهده کنید یا تغییر دهید.

هر دوی این دوربین‌ها دارای قابلیت Bulb نیز هستند و می‌توانید برای عکاسی طولانی مدت از این قابلیت بهره‌مند شوید. علاوه بر این امکان ثبت تصاویر با زمان‌بندی طولانی یا تایم‌لپس نیز در هر دوی آنها موجود است و از آنجا که بدنه هر دو دوربین دارای عایق‌بندی بسیار خوبی است، می‌توانند در شرایط بد آب و هوایی هم بدون آسیب‌ دیدن کار کنند. نگران باطری هم نباشید. باطری این دوربین‌ها برای استفاده طولانی مدت طراحی شده‌اند و برخلاف باطری کوچک دوربین‌های بدون آینه مانند Canon EOS M3 که با هر بار شارژ حدود 255 شات می‌زند (براساس اطلاعات CIPA)، می‌توانند نزدیک به 1000 شات بزنند. بنابراین برای عکاسی در طبیعت و محیط‌های دور از برق، بیشتر می‌توانید به آنها اطمینان کنید.

وجود قابلیت‌های ارتباطی بی‌سیم NFC و WiFi در هر دوی این دوربین‌ها شما را از خرید کارت‌های SD دارای WiFi بی‌نیاز می‌کند و می‌توانید برای برای عکاسی‌های دقیق مانند عکاسی صنعتی و ماکرو یا عکاسی از راه دور، از تبلت و تلفن‌های همراه هوشمند یا نرم‌افزار‌های کامپیوتری مانند لایتروم روی کامپیوتر استفاده کنید.

اگرچه هر دوی این دوربین‌ها امکان استفاده از فلاش‌های اکسترنال مانند Nissin Di866 Mark II یا Yongnuo YN560-IV Speedlite را دارند، اما خوشبختانه می‌توانید در صورتی که فلاش جداگانه‌ای ندارید، برخلاف دوربین‌های DSLR حرفه‌ای تک رقمی کانن، حداقل از فلاش کوچک و کارآمد روی خود دوربین‌ها استفاده کنید.

امکانات این دوربین‌ها برای فیلمبرداری نیز فوق العاده است. علاوه بر قابلیت فیلمبرداری با رزولوشن Full HD 1080p با سرعت‌های اسلوموشن 60 و 50 فریم بر ثانیه، هر دوی این دوربین‌ها به جک هدفون و میکروفون اکسترنال نیز مجهز شده‌اند تا کنترل دقیقی روی صدای ویدئو‌های در حال ضبط به شما بدهند و همچنین بتوانید علاوه بر میکروفون روی خود دوربین، از میکروفون‌های باکیفیت‌تری مانندRode VideoMic GO  نیز استفاده کنید.

مزیت‌های Canon 80D به Nikon D7200

دوربین Canon 80D از نظر کیفیت عکاسی بسیار نزدیک به Nikon D7200 است و بیشترین مزیت‌های آن مربوط به قابلیت‌هایی است که برای فیلمبرداری مورد استفاده قرار می‌گیرند. شاید به همین دلیل است که این روز‌ها، این دوربین یکی از پرفروش‌ترین دوربین‌های پیکسل برای فیلمبرداران مستقل و عروسی‌ها است. شاید مهم‌ترین مزیت دوربین Canon 80D حسگر پیشرفته آن باشد. کانن در ساخت این حسگر از نوعی تکنولوژی پیشرفته به نام Dual Pixel AF استفاده کرده است که نیمی از سلول‌های حسگر به عنوان سلول تشخیص فوکوس نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. به این ترتیب هنگامی که آینه دوربین جمع می‌شود (و حسگر‌های فوکوس خودکار تشخیص فاز از کار می‌افتند) تمامی سطح حسگر می‌تواند عمل فوکوس خودکار را انجام دهد.

به همین دلیل است که فوکوس خودکار این دوربین در هنگام فیلمبرداری یا عکاسی با LiveView، در تمام سطح حسگر عمل می‌کند. حال این قابلیت را در کنار صفحه نمایش تمام لمسی آن قرار دهید. کافیست این صفحه نمایش را به سمت بیرون باز کنید (قابلیتی که نیکون D7200 فاقد آن است) و در هنگام فیلمبرداری، هر نقطه از صفحه را لمس کنید تا دوربین بلافاصله و بدون کوچکترین مکثی روی همان نقطه فوکوس کند. وقتی این قابلیت فوق‌العاده با  لنز‌های سری STM کانن مانند Canon EF-S 18-135mm F/3.5-5.6 IS STM ترکیب می‌شود، فوکوسی کاملا بی‌صدا و پرسرعت مانند دوربین‌های فیلمبرداری را در اختیار شما قرار می‌دهد. شاید به همین علت باشد که دوربین کانن 80D به یک انتخاب مناسب برای فیلمبرداری تبدیل شده است.

مزیت‌های 80D به همین جا ختم نمی‌شود. این دوربین از قدرت پرداز سریعتری برخوردار است و می‌تواند عکس‌های پی‌درپی را با سرعت بیشتری ثبت کند. امکان عکاسی با سرعت 7 فریم (در برابر 6 فریم) همراه با حفظ فوکوس و نورسنجی هم از مزیای Canon 80D است. و نهایتا اینکه اگرچه نقاط فوکوس کمتری نسبت به نیکون D7200 دارد، اما تمامی 45 نقطه فوکوس آن از نوع کراس و دارای حساسیت فوق‌العاده هستند.

مزیت‌های Nikon D7200 به Canon 80D

از نظر ظاهری Nikon D7200 دارای نمایشگر بزرگتری (اندازه 3.2 در برابر 3 اینچ) نسبت به Canon 80D است و به همین دلیل با رزولوشن 1228 هزار در برابر 1040 هزار پیکسل، حدود 20 درصد هم رزولوشن بیشتری دارد. ضمن اینکه با دو اسلات کارت حافظه در برابر یک اسلات در دوربین کانن، بدون نیاز به تعویض کارت حافظه امکان ثبت عکس و ویدئوی بیشتری را به شما می‌دهد. باتری این دوربین نیز کمی قوی‌تر از همتای کاننی خودش است و در شرایط یکسان، با هر بار شارژ حدود 1110 شات (در برابر 960 شات براساس CIPA) عکس می‌گیرد.

نکته مهم درباره Nikon D7200 اینکه این دوربین دارای موتور فوکوس خودکار در داخل بدنه خودش می‌باشد و برخلاف مدل‌های سری 3000 و 5000 می‌تواند با لنز‌های بدون موتور فوکوس سری D مانند NIKKOR 80-200mm F/2.8D ED نیز به خوبی فوکوس کند.

اگرچه رزولوشن این دو دوربین یکسان است، اما براساس بررسی‌های DxO، پردازش نویز دوربین Nikon بهتر و محدوده پویا یا Dynamic Range این دوربین در فایل‌های خام کمی بیشتر از همتای کاننی خودش است، بنابراین احتمالا در هنگام ویرایش فایل‌های خام، دامنه رنگ و نور بیشتری را برای ویرایش در اختیار خواهید داشت. اما نکته مهم درباره حسگر این دوربین، حذف فیلتر LowPass از روی آن است که اگرچه دوربین را در برابر الگو‌های تکراری (مانند بافت منظم پارچه) ضعیف می‌کند و احتمالا پدیده مور بیشتر می‌شود، اما شارپنس عکس‌ها افزایش می‌یابد.

موتور پرسرعت فوکوس و مود 3D برای دنبال کردن سوژه‌ها یکی از مزیت‌های همیشگی دوربین‌های نیکون بوده است. در Nikon D7200 نیز وجود 51 نقطه فوکوس که البته 15 نقطه آن از نوع کراس است به شما کمک می‌کند تا سوژه‌های متحرک را کاملا در فوکوس نگاه دارید.

نتیجه‌گیری

از آنجا که در اغلب موارد، خریداران برای شروع به عکاسی یکی از این دو دوربین را تهیه می‌کنند، بعید به نظر می‌رسد که وابستگی به تجهیزات روی انتخاب آنها موثر باشد. شاید مزایا و معایب این دو دوربین تقریبا با یکدیگر مساوی باشند و هر کدام از آنها طیف مشتریان خاص خود را به خود جذب کنند. اما احتمالا می‌توان بزرگترین مزیت Nikon D7200 به Canon 80D را قیمت پایین‌تر آن دانست که در اغلب موارد عامل تعیین کننده برای خرید یک دوربین است. ما در پیکسل هر دوی این دوربین‌ها را به شما پیشنهاد می‌کنیم. لطفا اگر تجربه استفاده از هر یک از این تجهیزات یا دیدگاهی درباره مطالب مطرح شده دارید با ما در میان بگذارید و فراموش نکنید ما همه چیز را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه می‌کنیم.

دیدگاه‌ها برای بالاترین کیفیت در جیب شما: نگاهی به برترین دوربین‌های کامپکت‌ بازار با حاج کامبیز

بدون شک عکس‌های ثبت‌شده با دوربین‌های DSLR کیفیتی به‌مراتب بالاتر از دوربین‌های کامپکت ارائه می‌دهند اما بزرگ‌ترین ایراد این رده از دوربین‌ها اندازه بزرگ بدنه‌ و لنز آن‌هاست که برخلاف دوربین‌های کامپکت امکان به همراه داشتن آن‌ها در هر شرایط و موقعیتی را تقریباً ناممکن کرده است.

این مشکلی ‌ست که حتی بسیاری از عکاسان حرفه‌ای را مجبور به خرید یک دوربین کوچک‌تر می‌کند. وجود دوربینی که بتوان در هر شرایطی آن را به همراه داشت و در کمترین زمان آن را روشن کرد و به عکاسی پرداخت.

بسیاری از عکاسان حرفه‌ای همواره یک کامپکت حرفه‌ای بهمراه دارند

وقتی صحبت از اندازه کوچک و کیفیت بالا باشد، آنچه در مرز بین دوربین‌های حرفه‌ای و خانگی قرار می‌گیرد، دوربین‌هایی هستند که به نام “کامپکت پیشرفته” می‌شناسیم.

دوربین‌هایی با حسگر بزرگ‌تر از حد معمول و نزدیک به اندازه سنسور یک دوربین DSLR و قابلیت‌های کاملاً حرفه‌ای، ازجمله تنظیمات کاملاً دستی، عکس‌برداری RAW و گاهاً قابلیت‌های تصویربرداری بسیار پیشرفته که بعضاً در دوربین‌های گران‌تر DSLR هم یافت نمی‌شوند.

پیش‌ازاین دوربین‌های مطرح بازار در این رده از طریق وبلاگ پیکسل معرفی ‌شده بودند که مطلب بهترین دوربین‌های کامپکتی که می‌توانید بخرید” یک نمونه مفصل از آن‌ها است. ما در این مطلب قصد داریم ضمن معرفی چند نمونه از دوربین‌های کامپکت موجود در فروشگاه پیکسل، نمونه‌هایی از عکس‌های ثبت‌شده توسط این دوربین‌ها را نمایش دهیم.

با توجه به حضور جدی دو برند کانن و سونی در رده کامپکت‌ها‌ تحت عنوان ” پاورشات ” و “سایبرشات ” در اینجا فقط به معرفی محصولات این دو برند که موارد خاص بازار هستند بسنده شده است. ترتیب معرفی این دوربین‌ها از ارزان‌ترین به گران‌ترین خواهد بود.

 

Canon PowerShot G9 X  : همه‌کاره، کوچک و ارزان

اساسی‌ترین نکته‌ای که بین دوربین‌ها تفاوت ایجاد می‌کند اندازه حس‌گر آن‌هاست. دوربین‌های خانگی به‌طورمعمول حسگری چند برابر بزرگ‌تر از حسگر دوربین‌ گوشی‌های موبایل دارند و در حقیقت به همین دلیل است که برخی معتقدند ارزان‌ترین دوربین عکاسی کامپکت بازار هم عکس بهتری از گران‌ترین گوشی‌های موبایل ثبت می‌کند.

G9 X دوربین کوچک با قابلیت‌های بزرگ

سنسور G9 X کانن با وجود قیمت مناسبش “یک اینچی” است. یعنی تا چند برابر بزرگ‌تر از سنسور دوربین‌های کامپکت ساده که گاهاً قیمتی نزدیک به این مدل دارند.

مقایسه سایز سنسورهای رایج

سنسور بزرگ‌تر هم عمق میدان فوکوس مناسب‌تری در اختیار کاربر قرار می‌دهد و هم امکان عکاسی در نور کم را بهبود می‌بخشد.

G9 X با وزن 209 گرم، سبک‌ترین دوربین معرفی‌شده در مطلب است که نمونه‌هایی از عکس‌های ثبت شده با آن را در ادامه خواهید دید:

عمق میدان فوکوس مناسب G9 X بدلیل اندازه سنسور بزرگ آن است
نمونه عکس کانن G9 X

 

Sony Cyber Shot DSC RX100 : سونی انقلابی

قدیمی‌ترین دوربین موجود در این مطلب که در سال 2012 به بازار آمد.

Sony Cyber Shot DSC RX100

این مدل و مدل G9X کانن به‌عنوان ارزان‌ترین دوربین‌های معرفی‌شده در این مطلب، دارای صفحه‌نمایش غیرمتحرک هستند که خود یکی از عوامل مؤثر روی قیمت این دوربین‌هاست.

این دوربین قادر به عکاسی پی‌درپی تا 10 فریم در هر ثانیه است. این قابلیت در مدل‌های جدیدتر RX100 که در ادامه معرفی می‌شوند به طور چشمگیری بهبود یافته ایت.

آنچه ملاک انتخاب نمونه عکس این دوربین قرارگرفته، حداکثر ایزوی 25600 بوده که موجب شده عکس‌هاییی انتخاب شوند که در شب به ثبت رسیده‌اند.

نمونه عکس Sony Cyber Shot DSC RX100 در شب

عکسی که در ادامه می‌بینید با f11 و ISO 100 و نوردهی 30 ثانیه و با استفاده از سه‌پایه گرفته‌شده است:

نمونه عکس Sony Cyber Shot DSC RX100 در شب

 

Canon PowerShot G7 X Mark II : نزدیک‌ترین به DSLR

این دوربین همانند دیگر دوربین‌های معرفی‌شده در این مطلب دارای قابلیت عکس‌برداری غیر فشرده RAW است که عکس‌های ثبت‌شده با این فرمت تفاوت ظاهری محسوسی با عکس‌های غیر فشرده ندارند، اما حجم بالای آن‌ها متضمن ثبت کامل اطلاعات نوری و رنگی جذب‌شده توسط سنسور دوربین است که در هنگام ویرایش عکس‌ها تفاوت ایجاد می‌کند.

در عکس زیر، اهمیت داینامیک رنج بالای 12.7 استاپ این دوربین G7 X Mark II کاملاً مشخص است:

تاثیر داینامیک رنج در هنگام ادیت عکس گرفته شده با G7 X Mark II

فیلتر ND داخلی دیگر قابلیت کارآمد این دوربین است که در مواقع عکاسی در نور بالا یا نوردهی طولانی در روز کاربرد دارد.

تاثیر فیلتر ND روی عکاسی در نور روز:

یکی از کاربردهای فیلتر ND در عکاسی در نور روز (این دو عکس با G7X گرفته نشده)

چند نمونه دیگر از عکس‌های ثبت‌شده با این دوربین:

عکس گرفته شده با G7 X Mark II
عکس گرفته شده با G7 X Mark II

 

Canon Powershot G5 X : شبیه‌ترین به DSLR

این مدل همانند دیگر مدل‌های کانن معرفی‌شده در این مطلب دارای قابلیت تصویربرداری تایم لپس با مود star time-lapse است که امکان تصویربرداری تایم لپس از آسمان شب را بدون استفاده از کنترلر و یا لوازم اضافی در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

کانن G5 X

برتری G5 X نسبت به دو پاورشات کانن معرفی‌شده در این مطلب، وجود منظره‌یاب و ورودی میکروفن روی آن است که برای هرچه نزدیک‌تر شدن آن به DSLR ها طراحی شده است. هم‌چنین LCD این مدل همانند آنچه در دوربین‌هایی DSLR مثل 700D کانن دیده‌ایم متحرک و چرخنده می‌باشد.

صفحه چرخنده و لمسی G5 X کانن

باتوجه به اینکه سنسور، پردازنده و لنز موجود روی این مدل با G7 X Mark II مشترک است، انتظار نمی‌روند که تفاوتی در کیفیت عکس این دو مشاهده شود.

نمونه عکس G5 X کانن

این مدل نیز همچون دیگر مدل‌های کانن معرفی شده در این بررسی دارای صفحه لمسی است. وجود صفحه لمسی در تغییر راحت‌تر تنظیمات و همچین فوکوس دقیق روی نقطه مورد نظر موثر است.

 

Sony Cyber-Shot DSC-RX100 IV : حرف آخر کامپکت‌های پیشرفته

دو مدل RX100 IV و RX100 V هردو به‌روزرسانی‌هایی برای مدل RX100 هستند که شهرت و قیمت بالای آن‌ها بیشتر به خاطر توانایی شگفت‌انگیزشان در فیلمبرداری است.

دو مدل اخیر سری RX100

هردوی این مدل‌ها دارای امکان فیلمبرداری 4K و همچنین فریم‌ریت بالا برای تولید تصاویر اسلوموشن در ابعاد کوچکتر از 4K و دارای فیلتر ND داخلی هستند که در مورد کاربرد آن توضیحاتی ذکر شد.

امکان فیلمبرداری با سرعت 1000 فریم در ثانیه از قابلیت‌های منحصربفرد این دوربین‌هاست.

سنسور این دوربین‌ها از نوع BSI است که تأثیر محسوسی روی ثبت تصاویر در نور کم دارد.

دوربین RX100 IV همچون مدل اولیه در تعداد عکس قابل ثبت با رقم 16 فریم در ثانیه رکورددار بوده و مدل جدیدتر این سری یعنی RX100 V، به‌عنوان آخرین سری از این دوربین‌ها پا را از این هم فراتر گذاشته و با ثبت 25 فریم در ثانیه، از این حیث بی‌نظیر است. RX100 V علاوه بر این دارای تنظیمات حرفه‌ای‌تری نسبت RX100 IV در فیلم‌برداری نیز است.

با تمام این امکانات وزن هردوی این دوربین‌ها کمتر از 300 گرم است و از G7X Mark II کانن کمی سبک‌تر هستند.

در ادامه با توجه به مشابه بودن مشخصات فنی (سنسور،پردازنده و لنز) دو دوربین RX100 IV و RX100 V فقط عکس‌های ثبت‌شده با مدل قدیمی‌تر RX100 IV درج شده است.

نمونه عکس گرفته شده با RX100 IV
نمونه عکس گرفته شده با RX100 IV

بسیاری از موارد مطرح شده در این مطلب مثل داینامیک رنج بالا و امکان ثبت عکس غیرفشرده از مشخصات مشترک همه‌ی دوربین‌های معرفی شده در این مطلب است. دیگر مشخصات و امکانات مشترک این دوربین‌ها عبارتند از:

  • ابعاد عکس 20 مگاپیکسل
  • حسگر 1 اینچی
  • حلقه دور لنز قابل برنامه ریزی
  • فلاش داخلی
  • صفحه‌نمایش 3 اینچی
  • میکروفن استریو
  • تکنولوژی بی‌سیم

حالا انتخاب با شماست، بر اساس نیازتان دوربین کامپکت خودرا انتخاب کنید و همیشه آن را بهمراه داشته باشید تا ثبت هیچ لحظه‌ای را از دست ندهید!

دیدگاه‌ها برای نمونه عکس‌های گوشی هوشمند  Google Pixel 2 را با رزولوشن اصلی ببینید! با علی قنبری

گوگل اخیراً نسخه اصلی نمونه عکس‌های  گوشی هوشمند  Google Pixel 2که هیچ ویرایشی روی آن‌ها انجام نگرفته و پیش‌ازاین نیز در کنفرانس گوگل و فیلم‌های تبلیغاتی Google Pixel 2 دیده بودیم را منتشر کرد.

نمونه عکس‌های منتشرشده دارای رنگ و لعاب بسیار خوب و همچنین بوکه بسیار خوب، باوجود استفاده از یک حس‌گر (به‌جای دو حسگر) در Google Pixel 2 است. اما همان‌طور که انتظار می‌رفت این عکس‌ها همچنان مثل  عکس‌های گرفته شده باهر گوشی هوشمند دیگری، بیشتر در ابعاد کوچک و برای اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی “بسیار خوب” هستند و با دقت در جزئیات عکس‌ها در ابعاد اصلی که ۱۲ مگاپیکسل است، متوجه می‌شویم همچنان کیفیت دوربین گوشی هوشمندی که بالاترین امتیازات را کسب کرده هم مشابه بسیاری از دوربین‌های دیجیتال هم‌قیمت و حتی ارزان‌تر نیست.  ضمن اینکه برخی از عکس‌های منتشرشده نیز به‌طور واضع دارای نورپردازی حرفه‌ای هستند که در حالت عادی و عکاسی با فلاش ضعیف یک گوشی هوشمند، دستیابی به آن ممکن نیست.

برش 100% از نمونه عکس Google Pixel 2
برش 100% از نمونه عکس Google Pixel 2 که نشان می‌دهد جزئیات آن مثل هر گوشی هوشمند دیگری، در حد عکس یک دوربین عکاسی واقعی نیست

وقتی وارد جزئیات برخی از این عکس‌ها می‌شویم، به تفاوت عکس گرفته‌شده با سنسور کوچک یک گوشی هوشمند با عکس گرفته شده با دوربین واقعی می‌شویم. برای مثال عکس زیر که توسط یک دوربین کامپکت دارای امتیاز ۶۷ در رده دوربین‌های کامپکت DxOMark و تقریباً هم‌قیمت گوشی هوشمند  Google Pixel 2  گرفته شده، به‌وضوح دارای جزئیات بیشتری است که رسیدن به آن برای Google Pixel 2، آیفون یا هر گوشی هوشمند دیگری میسر نیست.

نمونه عکس یک دوربین هم‌قیمت Google Pixel 2 که جزئیاتی بسیار بیشتر از عکس‌های Google Pixel 2 و یا هر گوشی هوشمند دیگری در آن مشاهده می‌شود

درنهایت باید گفت عکس‌های گرفته با Google Pixel 2 برای یک گوشی هوشمند حقیقتاً بسیار خوب هستند، و دادن لقب “بهترین دوربین گوشی هوشمند” به دوربین این گوشی هوشمند دور از حقیقت نیست اما همچنان بهترین دوربین گوشی هوشمند هم با یک دوربین عکاسی واقعی فاصله معناداری دارد.

در ادامه می‌توانید دیگر عکس‌های گرفته شده با گوگل پیکسل را ببینید و با کلیک روی آن‌ها, عکس‌ها را در ابعاد بزرگ مشاهده کنید:

(نمایش عکس‌ها بدلیل حجم نسبتاً بالا، کمی دیر صورت خواهد گرفت)




























a,
.justified-gallery > div {
position: absolute;
display: inline-block;
opacity: 0;
overflow:hidden;
filter: alpha(opacity=0);
/* IE8 or Earlier */
}
.justified-gallery > a > img,
.justified-gallery > div > img {
position: absolute;
top: 50%;
left: 50%;
padding: 0;
}
.justified-gallery > a > .caption,
.justified-gallery > div > .caption {
display: none;
position: absolute;
bottom: 0;
padding: 5px;
left: 0;
right: 0;
margin: 0;
color:
font-size: 13px;
font-weight: 300;
font-family: sans-serif;
//margin-left: px;
background:rgba(255,28,28,0.9) !important;
overflow: hidden;
text-overflow: ellipsis;
white-space:nowrap;
}
.justified-gallery > a > .caption.caption-visible,
.justified-gallery > div > .caption.caption-visible {
display: initial;
filter: “alpha(opacity=70)”;
/* IE8 or Earlier */
-webkit-animation: justified-gallery-show-caption-animation 500ms 0 ease;
-moz-animation: justified-gallery-show-caption-animation 500ms 0 ease;
-ms-animation: justified-gallery-show-caption-animation 500ms 0 ease;
}
.justified-gallery > .entry-visible {
opacity: 1.0;
filter: alpha(opacity=100);
/* IE8 or Earlier */
-webkit-animation: justified-gallery-show-entry-animation 300ms 0 ease;
-moz-animation: justified-gallery-show-entry-animation 300ms 0 ease;
-ms-animation: justified-gallery-show-entry-animation 300ms 0 ease;
}
.justified-gallery > .spinner {
position: absolute;
bottom: 0;
margin-left: -24px;
padding: 10px 0 10px 0;
left: 50%;
opacity: initial;
filter: initial;
overflow: initial;
}
.justified-gallery > .spinner > camber {
display: inline-block;
opacity: 0;
filter: alpha(opacity=0);
/* IE8 or Earlier */
width: 8px;
height: 8px;
margin: 0 4px 0 4px;
background-color:
border-top-left-radius: 6px;
border-top-right-radius: 6px;
border-bottom-right-radius: 6px;
border-bottom-left-radius: 6px;
}
.play-icon {
position:absolute;
top:0;
left:0;
width:100%;
height:100%;
}
.load_more2 {
margin: 10px 0;
position:relative;
text-align:center;
width:100%;
}
.load_more_button2 {
border-radius: 10px;
display:inline-block;
padding:5px 15px;
font-size:14px !important;;
color:#FF1C1C !important;;
background:#26A6FC !important;
cursor:pointer;
}
.load_more_button2:hover{
color:#FF4242 !important;
background:#0FEFFF !important;
}
.loading2 {
display:none;
}
.paginate2{
font-size:18px !important;
color:#26A6FC !important;
text-align: center;
margin-top: 25px;
}
.paginate2 a{
border-bottom: nothing !important;
}
.icon-style2{
font-size: 18px !important;
color:#26A6FC !important;
}
.clear{
clear:both;
}
.play-icon.youtube-icon {background:url(http://blog.pixel.ir/wp-content/plugins/gallery-images/assets/images/admin_images/play.youtube.png) core core no-repeat;}
.play-icon.vimeo-icon {background:url(http://blog.pixel.ir/wp-content/plugins/gallery-images/assets/images/admin_images/play.vimeo.png) core core no-repeat;}
]]>

 

دیدگاه‌ها برای معرفی علائم اختصاری لنزهای باکیفیت تامرون با امیر حسینی

Tamron یکی از باسابقه‌ترین و معتبر‌ترین کمپانی‌های تولیدکننده لنز در جهان به شمار می‌رود. این شرکت که در سال ۱۹۵۰ و در ژاپن تأسیس شده، تجربه‌ای بیش از نیم‌قرن را در طراحی المان‌های اپتیکی پشت سر گذاشته است. برخی از لنز‌های تولید شده توسط این کمپانی مثل Tamron SP 85mm f/1.8 Di VC USD و Tamron SP 35mm F1.8 Di VC USD از برترین لنز‌ها در نوع خود به هستند و وضوح خارق‌العاده‌ای را در ثبت تصاویر ارائه می‌دهند. جالب اینجاست که این کمپانی لنز‌هایی را برای دوربین‌های کانن و نیکون طراحی کرده است که عملکرد و کیفیت بهتری از لنز‌های تولید شده توسط خود این دو شرکت دارد. تامرون نیز مانند هر کمپانی مشابه دیگری، برای نام‌گذاری محصولات خود از علائم اختصاری به خصوصی استفاده می‌کنند که هرکدام دلالت بر ویژگی خاصی دارد. در ادامه به بررسی این علائم و توضیح آن‌ها خواهیم پرداخت. بنابراین اگر شما هم از طرفداران لنز‌های تامرون هستید و یا قصد خرید یکی از لنزهای باکیفیت این کمپانی را دارید، با پیکسل همراه باشید.

VC

VC خلاصه شده عبارت Vibration Compensation است. VC مکانیسم کاهش اثرات لرزش لنز هنگام عکس‌برداری است که به صورت انحصاری توسط تامرون طراحی شده است. لنز‌هایی که به این قابلیت مجهز هستند بهترین گزینه جهت عکاسی بر روی دست به‌حساب می‌آیند چرا که تاری حاصل از تکان‌های دست را در هنگام عکاسی به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهند. این ویژگی در دوربین‌های تله و سوپرتله بسیار حائز اهمیت است چرا که کوچک‌ترین لرزش دوربین می‌تواند تأثیرات اغراق‌شده‌ای بر روی تصویر بگذارد.

tamron 15-30mm f/2.8 vc

 

Di

لنز‌های Di به طور اختصاصی جهت تشکیل تصویر بر روی سنسور‌های 24×36 میلی‌متر طراحی شده‌اند. دوربین‌های فول‌فریم DSLR از این ابعاد سنسور برخوردار هستند. این لنز‌ها را می‌توان بر روی دوربین‌های APS-C که سنسور کوچک‌تری دارند نیز متصل نمود ولی زاویه دید لنز کمی تنگ‌تر خواهد شد. به عنوان مثال لنز ۵۰ میلی‌متری Di بر روی دوربین‌های کراپ یا APS-C زاویه دیدی معادل لنزی با فاصله کانونی ۸۵ میلی‌متر می‌دهد.

 

Di II

این لنز‌های تامرون به صورت اختصاصی برای اتصال به دوربین‌هایی با قطع سنسور APS-C طراحی شده‌اند و برای دوربین‌های فول‌فریم مناسب نیستند. اگر علاقه‌مند هستید بدانید که چرا باید برای دوربین‌های APS-C لنز‌ کراپ مناسب با آن تهیه شود و نه یک لنز فول‌فریم مطلب زیر را حتما مطالعه کنید.

تفاوت حسگرهای فول‌فریم و کراپ

Tamron 10-24mm F3.5-4.5 Di II LD
عکس گرفته شده با Tamron 10-24mm F3.5-4.5 Di II LD

 

Di III

لنز‌های Di III تامرون برای دوربین‌های بدون آینه طراحی شده است و قابل اتصال به دوربین‌های DSLR نیستند.

tamron 14-150mm Di iii

 

USD

USD مخفف عبارت Ultra Silent Drive می‌باشد. اگر بر روی بدنه لنزی این عبارت حک شده باشد به این معناست که لنز از یک موتور فراصوتی جهت فوکوس خودکار برخوردار است. به لطف این تکنولوژی فوکوس بسیار سریع و کاملاً بی‌صدا انجام می‌گیرد. در عکاسی ورزشی و یا هر ژانر دیگری که سوژه در حال حرکت است برخورداری از یک لنز USD می‌تواند کار را بسیار راحت کند چرا که لنزهای USD تامرون با توجه به طراحی منحصر به فردی که دارند، بیسار دقیق، سریع و بی‌صدا بر روی سوژه فوکوس می‌کنند.

Tamron SP 45mm F/1.8 Di VC USD

 

SP

SP مخفف عبارت Super Performance است و به لنز‌‌هایی از تامرون اطلاق می‌شود که در یک زمینه به خصوص عملکرد بسیار بالایی داشته باشد. SP در واقع نشان درجه یک تامرون به حساب می‌آید و بسته به گزینه‌های زیر، هر لنز می‌تواند آن را دریافت کند.

  • وضوح و کنتراست فوق‌العاده‌ای که لنز به علت طراحی اپتیکی به خصوصی که دارد، ارائه می‌دهد.
  • عملکرد بسیار بالا در زمینه ماکرو در مقایسه با لنز‌های مشابه
  • محدوده زوم بسیار بالا در مقایسه با لنز‌های مشابه
  • حداکثر بازشدگی دیافراگم بالا در مقایسه با لنز‌های مشابه
Tamron SP 400mm F4

IF

IF یا Internal Focus به این معناست که فوکوس در لنز با جابه‌جایی المان‌های داخلی اتفاق می‌افتد و هنگام فوکوس کردن بر روی سوژه، المان جلویی لنز جابه‌جا نمی‌شود. به لطف این ویژگی فوکوس سریع‌تر انجام می‌شود و در عکاسی ماکرو و کلوز‌آپ نیز راحت‌تر می‌توان بر روی سوژه فوکوس کرد.

XR

Extra Refractive Index یا XR مشخصاً به طراحی منحصر به فرد اپتیکی برخی از لنز‌های تامرون اشاره دارد. در این طراحی جهت جلوگیری از انکسار یا شکست نور، از المان‌های به خصوصی استفاده شده است. به لطف این طراحی طول و ابعاد لنز‌های واید پرایم و واید زوم XR تامرون نسبت به لنز‌های هم‌رده بسیار جمع‌و‌جورتر شده و وزن آن‌ها نیز کم‌تر است.

Tamron SP AF 17-50mm F/2.8 XR Di II LD – Canon Mount

LD

LD از معدود علائمی‌ است که در بین اغلب سازندگان لنز‌های عکاسی و سینمایی مشترک است و مخفف عبارت low Despresion است. لنز نیز مانند هر شی‌ء شیشه‌ای دیگری نور را وقتی از خود عبور می‌دهد به هفت رنگ تجزیه می‌کند. هنر طراحی در لنز اینجاست که این پراکندگی نوری را به حداقل برساند. تامرون معمولاً با به‌کارگیری از دو المان LD در چینش اپتیکی لنز، افتراق یا پراکندگی رنگی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

Tamron SP 90mm F/2.8 Di Macro LD

ZL

Zoom Lock یا ZL به لنز‌های زومی اطلاق می‌شود که می‌توان آن‌ را در فواصل کانونی مختلف قفل کرد و ثابت نگه داشت تا از تغییر احتمالی فاصله کانونی جلوگیری شود.

آیا شما تجربه استفاده از لنزهای مرغوب تامرون را داشته‌اید؟ اگر پاسخ مثبت است لطفا تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاه‌ها برای بالاترین کیفیت در جیب شما: نگاهی به برترین دوربین‌های کامپکت‌ بازار با سجاد آینه‌چی

بدون شک عکس‌های ثبت‌شده با دوربین‌های DSLR کیفیتی به‌مراتب بالاتر از دوربین‌های کامپکت ارائه می‌دهند اما بزرگ‌ترین ایراد این رده از دوربین‌ها اندازه بزرگ بدنه‌ و لنز آن‌هاست که برخلاف دوربین‌های کامپکت امکان به همراه داشتن آن‌ها در هر شرایط و موقعیتی را تقریباً ناممکن کرده است.

این مشکلی ‌ست که حتی بسیاری از عکاسان حرفه‌ای را مجبور به خرید یک دوربین کوچک‌تر می‌کند. وجود دوربینی که بتوان در هر شرایطی آن را به همراه داشت و در کمترین زمان آن را روشن کرد و به عکاسی پرداخت.

کامپکت پیشرفته
بسیاری از عکاسان حرفه‌ای همواره یک کامپکت حرفه‌ای بهمراه دارند

وقتی صحبت از اندازه کوچک و کیفیت بالا باشد، آنچه در مرز بین دوربین‌های حرفه‌ای و خانگی قرار می‌گیرد، دوربین‌هایی هستند که به نام “کامپکت پیشرفته” می‌شناسیم.

دوربین‌هایی با حسگر بزرگ‌تر از حد معمول و نزدیک به اندازه سنسور یک دوربین DSLR و قابلیت‌های کاملاً حرفه‌ای، ازجمله تنظیمات کاملاً دستی، عکس‌برداری RAW و گاهاً قابلیت‌های تصویربرداری بسیار پیشرفته که بعضاً در دوربین‌های گران‌تر DSLR هم یافت نمی‌شوند.

پیش‌ازاین دوربین‌های مطرح بازار در این رده از طریق وبلاگ پیکسل معرفی ‌شده بودند که مطلب بهترین دوربین‌های کامپکتی که می‌توانید بخرید” یک نمونه مفصل از آن‌ها است. ما در این مطلب قصد داریم ضمن معرفی چند نمونه از دوربین‌های کامپکت موجود در فروشگاه پیکسل، نمونه‌هایی از عکس‌های ثبت‌شده توسط این دوربین‌ها را نمایش دهیم.

با توجه به حضور جدی دو برند کانن و سونی در رده کامپکت‌ها‌ تحت عنوان ” پاورشات ” و “سایبرشات ” در اینجا فقط به معرفی محصولات این دو برند که موارد خاص بازار هستند بسنده شده است. ترتیب معرفی این دوربین‌ها از ارزان‌ترین به گران‌ترین خواهد بود.

 

Canon PowerShot G9 X  : همه‌کاره، کوچک و ارزان

اساسی‌ترین نکته‌ای که بین دوربین‌ها تفاوت ایجاد می‌کند اندازه حس‌گر آن‌هاست. دوربین‌های خانگی به‌طورمعمول حسگری چند برابر بزرگ‌تر از حسگر دوربین‌ گوشی‌های موبایل دارند و در حقیقت به همین دلیل است که برخی معتقدند ارزان‌ترین دوربین عکاسی کامپکت بازار هم عکس بهتری از گران‌ترین گوشی‌های موبایل ثبت می‌کند.

G9 X کانن
G9 X دوربین کوچک با قابلیت‌های بزرگ

سنسور G9 X کانن با وجود قیمت مناسبش “یک اینچی” است. یعنی تا چند برابر بزرگ‌تر از سنسور دوربین‌های کامپکت ساده که گاهاً قیمتی نزدیک به این مدل دارند.

سایز سنسور
مقایسه سایز سنسورهای رایج

سنسور بزرگ‌تر هم عمق میدان فوکوس مناسب‌تری در اختیار کاربر قرار می‌دهد و هم امکان عکاسی در نور کم را بهبود می‌بخشد.

G9 X با وزن 209 گرم، سبک‌ترین دوربین معرفی‌شده در مطلب است که نمونه‌هایی از عکس‌های ثبت شده با آن را در ادامه خواهید دید:

نمونه عکس کانن G9 X
عمق میدان فوکوس مناسب G9 X بدلیل اندازه سنسور بزرگ آن است
نمونه عکس کانن G9 X
نمونه عکس کانن G9 X

 

Sony Cyber Shot DSC RX100 : سونی انقلابی

قدیمی‌ترین دوربین موجود در این مطلب که در سال 2012 به بازار آمد.

Sony Cyber Shot DSC RX100
Sony Cyber Shot DSC RX100

این مدل و مدل G9X کانن به‌عنوان ارزان‌ترین دوربین‌های معرفی‌شده در این مطلب، دارای صفحه‌نمایش غیرمتحرک هستند که خود یکی از عوامل مؤثر روی قیمت این دوربین‌هاست.

این دوربین قادر به عکاسی پی‌درپی تا 10 فریم در هر ثانیه است. این قابلیت در مدل‌های جدیدتر RX100 که در ادامه معرفی می‌شوند به طور چشمگیری بهبود یافته ایت.

آنچه ملاک انتخاب نمونه عکس این دوربین قرارگرفته، حداکثر ایزوی 25600 بوده که موجب شده عکس‌هاییی انتخاب شوند که در شب به ثبت رسیده‌اند.

نمونه عکس Sony Cyber Shot DSC RX100 در شب
نمونه عکس Sony Cyber Shot DSC RX100 در شب

عکسی که در ادامه می‌بینید با f11 و ISO 100 و نوردهی 30 ثانیه و با استفاده از سه‌پایه گرفته‌شده است:

نمونه عکس Sony Cyber Shot DSC RX100 در شب
نمونه عکس Sony Cyber Shot DSC RX100 در شب

 

Canon PowerShot G7 X Mark II : نزدیک‌ترین به DSLR

این دوربین همانند دیگر دوربین‌های معرفی‌شده در این مطلب دارای قابلیت عکس‌برداری غیر فشرده RAW است که عکس‌های ثبت‌شده با این فرمت تفاوت ظاهری محسوسی با عکس‌های غیر فشرده ندارند، اما حجم بالای آن‌ها متضمن ثبت کامل اطلاعات نوری و رنگی جذب‌شده توسط سنسور دوربین است که در هنگام ویرایش عکس‌ها تفاوت ایجاد می‌کند.

در عکس زیر، اهمیت داینامیک رنج بالای 12.7 استاپ این دوربین G7 X Mark II کاملاً مشخص است:


تاثیر داینامیک رنج در هنگام ادیت عکس گرفته شده با G7 X Mark II

فیلتر ND داخلی دیگر قابلیت کارآمد این دوربین است که در مواقع عکاسی در نور بالا یا نوردهی طولانی در روز کاربرد دارد.

تاثیر فیلتر ND روی عکاسی در نور روز:

فیلتر ND
یکی از کاربردهای فیلتر ND در عکاسی در نور روز (این دو عکس با G7X گرفته نشده)

چند نمونه دیگر از عکس‌های ثبت‌شده با این دوربین:

عکس گرفته شده با G7 X Mark II
عکس گرفته شده با G7 X Mark II
عکس گرفته شده با G7 X Mark II
عکس گرفته شده با G7 X Mark II

 

Canon Powershot G5 X : شبیه‌ترین به DSLR

این مدل همانند دیگر مدل‌های کانن معرفی‌شده در این مطلب دارای قابلیت تصویربرداری تایم لپس با مود star time-lapse است که امکان تصویربرداری تایم لپس از آسمان شب را بدون استفاده از کنترلر و یا لوازم اضافی در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

کانن G5 X
کانن G5 X

برتری G5 X نسبت به دو پاورشات کانن معرفی‌شده در این مطلب، وجود منظره‌یاب و ورودی میکروفن روی آن است که برای هرچه نزدیک‌تر شدن آن به DSLR ها طراحی شده است. هم‌چنین LCD این مدل همانند آنچه در دوربین‌هایی DSLR مثل 700D کانن دیده‌ایم متحرک و چرخنده می‌باشد.


صفحه چرخنده و لمسی G5 X کانن

باتوجه به اینکه سنسور، پردازنده و لنز موجود روی این مدل با G7 X Mark II مشترک است، انتظار نمی‌روند که تفاوتی در کیفیت عکس این دو مشاهده شود.

نمونه عکس G5 X کانن
نمونه عکس G5 X کانن

این مدل نیز همچون دیگر مدل‌های کانن معرفی شده در این بررسی دارای صفحه لمسی است. وجود صفحه لمسی در تغییر راحت‌تر تنظیمات و همچین فوکوس دقیق روی نقطه مورد نظر موثر است.

 

Sony Cyber-Shot DSC-RX100 IV : حرف آخر کامپکت‌های پیشرفته

دو مدل RX100 IV و RX100 V هردو به‌روزرسانی‌هایی برای مدل RX100 هستند که شهرت و قیمت بالای آن‌ها بیشتر به خاطر توانایی شگفت‌انگیزشان در فیلمبرداری است.

دو مدل اخیر سری RX100
دو مدل اخیر سری RX100

هردوی این مدل‌ها دارای امکان فیلمبرداری 4K و همچنین فریم‌ریت بالا برای تولید تصاویر اسلوموشن در ابعاد کوچکتر از 4K و دارای فیلتر ND داخلی هستند که در مورد کاربرد آن توضیحاتی ذکر شد.

امکان فیلمبرداری با سرعت 1000 فریم در ثانیه از قابلیت‌های منحصربفرد این دوربین‌هاست.

سنسور این دوربین‌ها از نوع BSI است که تأثیر محسوسی روی ثبت تصاویر در نور کم دارد.

دوربین RX100 IV همچون مدل اولیه در تعداد عکس قابل ثبت با رقم 16 فریم در ثانیه رکورددار بوده و مدل جدیدتر این سری یعنی RX100 V، به‌عنوان آخرین سری از این دوربین‌ها پا را از این هم فراتر گذاشته و با ثبت 25 فریم در ثانیه، از این حیث بی‌نظیر است. RX100 V علاوه بر این دارای تنظیمات حرفه‌ای‌تری نسبت RX100 IV در فیلم‌برداری نیز است.

با تمام این امکانات وزن هردوی این دوربین‌ها کمتر از 300 گرم است و از G7X Mark II کانن کمی سبک‌تر هستند.

در ادامه با توجه به مشابه بودن مشخصات فنی (سنسور،پردازنده و لنز) دو دوربین RX100 IV و RX100 V فقط عکس‌های ثبت‌شده با مدل قدیمی‌تر RX100 IV درج شده است.

نمونه عکس گرفته شده با RX100 IV
نمونه عکس گرفته شده با RX100 IV
نمونه عکس گرفته شده با RX100 IV

بسیاری از موارد مطرح شده در این مطلب مثل داینامیک رنج بالا و امکان ثبت عکس غیرفشرده از مشخصات مشترک همه‌ی دوربین‌های معرفی شده در این مطلب است. دیگر مشخصات و امکانات مشترک این دوربین‌ها عبارتند از:

  • ابعاد عکس 20 مگاپیکسل
  • حسگر 1 اینچی
  • حلقه دور لنز قابل برنامه ریزی
  • فلاش داخلی
  • صفحه‌نمایش 3 اینچی
  • میکروفن استریو
  • تکنولوژی بی‌سیم

حالا انتخاب با شماست، بر اساس نیازتان دوربین کامپکت خودرا انتخاب کنید و همیشه آن را بهمراه داشته باشید تا ثبت هیچ لحظه‌ای را از دست ندهید!

دیدگاه‌ها برای Profoto A1 کوچکترین فلاش استودیویی جهان روانه بازار شد با پویا

پروفوتو اخیراً به طور رسمی فلاشی که پیش از این خبرهایی در مورد آن شنیده میشد را به عنوان “کوچکترین فلاش استودیویی جهان” را با نام Profoto A1 روانه بازار کرد.

Profoto A1 مجهز به یک باتری لیتیومی قابل شارژ با قدرت 76 ژول است که تا ۳۵۰ بار تخلیه فلاش با حداکثر قدرت را تضمین می‌کند. این باتری در کمتر از ۸۰ دقیقه شارژ خواهد شد. طبق اعلام پروفوتو زمان بازیابی این فلاش کمتر از هر فلاش روی دوربینی دیگر و در حد ۱٫۲ ثانیه است که فوق‌العاده به نظر می‌رسد.

عدسی این فلاش دایره‌ای شکل است که این شکل موجب زیباتر شدن نور خواهد شد. عدسی A1 مجهز به رینگ زوم دستی می‌باشد که کار تنظیم فلاش را تسریع و تسهیل می‌نماید. در بخش پشتی فلاش نیز یک مانیتور باکیفیت به همراه دکمه‌های تنظیم قرارگرفته که تنظیمات فلاش از روی آن به‌طور کامل در دسترس است .

دور عدسی A1 مغناطیسی است و دیگر لوازم همراه مثل دیفیوزر به کمک این بخش مغناطیسی به‌محض تماس با آن در جای خود قرار می‌گیرند. سیستم TTL بی‌سیم این فلاش در سازگاری کامل با سیستم TTL بی‌سیم دیگر فلاش‌های استودیویی پروفوتو قرار دارد.

فلاش A1 دارای قدرت متغیر ۹ استاپ در حالت استاندارد و HSS است و مجهز به یک چراغ مدلینگ برای پیش‌نمایش اثر فلاش است.

در فلاش در حال حاضر برای دو استاندارد نیکون و کانن و با قیمت ۹۹۵ دلار وارد بازار شده و به‌زودی مدل سازگار با دوربین‌های سونی آن روانه بازار خواهد شد. گرچه قیمت این فلاش کمی بالاتر از حد انتظار است اما لوازم جانبی همراه آن بسیار کامل است و دارای یک کیف حمل مناسب نیز هست.

دیدگاه‌ها برای بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی با سپیده

اگر می‌خواهید به‌صورت جدی عکاسی را شروع کنید یا به دوربینی بهتر از گوشی هوشمند و دوربین‌های کامپکت نیاز دارید، دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده بهترین انتخاب‌ها برای شما هستند. ما نیز در این مطلب بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی را مورد بررسی قرار داده‌ایم، هرچند که هرکدام از این دوربین‌ها در دستان یک عکاس باتجربه قادر به ثبت عکس‌هایی فوق‌العاده هستند. با پیکسل همراه باشید.

البته می‌توانید به سراغ دوربین‌های بدون‌آینه نیز بروید، ولی در گروه قیمتی این مطلب، هیچ‌یک از دوربین‌های بدون‌آینه دارای منظره‌یاب و کیفیت قابل رقابت با مدل‌های DSLR نیستند. دوربین‌های DSLR که در این مطلب مورد بحث قرار گرفته‌اند کیفیتی به‌مراتب بهتر از دوربین‌های کامپکت را در اختیار کاربر می‌گذارند و تجربه‌ی کار با لنزهای مختلف را نیز فراهم می‌کنند.

اکثر این دوربین‌ها به این دلیل که افراد مبتدی را هدف قرار داده‌اند، حالت‌های خودکار و راهنماهای بسیار خوبی نیز دارند.

معیارهای اصلی انتخاب بهترین دوربین‌های DSLR در این مطلب کیفیت عکس، امکانات فیلم‌برداری، سیستم فوکوس، راحتی استفاده و قیمت بوده‌اند، ولی اهمیت خاصی به کیفیت عکس و قیمت داده شده است. با این توضیحات، در ادامه به بررسی بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی خواهیم پرداخت:

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در نور کم
  • کیفیت عالی فایل‌های RAW
  • گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • رابط کاربری ساده

نکات منفی:

  • نبود وای‌فای
  • کنترل‌ها و میان‌برهای محدود
  • صفحه‌نمایش ثابت غیرلمسی
  • فوکوس کند در Live view

D3300 به‌تازگی با مدل جدیدتر D3400 جایگزین شده است. سنسور 24 مگاپیکسلی CMOS این دوربین همچنان از بهترین‌ها در رده‌ی خود و حتی رده‌های بالاتر به‌حساب می‌آید. رابط کاربری آن بسیار ساده است و راهنماهای گرافیکی برای افراد تازه‌کار نیز دارد. البته شاید تعداد دکمه‌های میان‌بر و کنترل‌های آن برای افراد باتجربه محدودکننده باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز در سطح قابل‌قبولی هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند. همین موضوع در کنار قیمت مناسب موجب شده‌اند که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR در صدر قرار بگیرد.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند، ولی فوکوس در حالت فیلم‌برداری و Live View می‌توانست بهتر باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • نداشتن امکان کنترل دیافراگم و automobile ISO در فیلم‌برداری
  • بافر محدود

D5500 یک دوربین بی‌ادعا و توانمند است. این دوربین با داشتن سنسوری عالی و امکانات مشابه برادران بزرگ‌ترش، هم برای آماتورها و هم برای حرفه‌ای‌ها جذاب است. البته مدل جدیدتر D5600 هم چند وقتی است که عرضه شده است، ولی اختلاف قیمت آن‌ها موجب شده است که ما D5500 را در جایگاه بالاتری قرار دهیم.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

عملکرد D5500 سریع است، سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوسش هم سرعت خوبی دارد، ولی بافر عکاسی پیاپی در حالت RAW محدود است.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر در گروه خودش پیشرو است.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم، ایزوی خودکار و جک هدفون می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است. البته این مدل به‌تازگی با EOS 800D جایگزین شده است، ولی 800D به دلیل جدیدتر بودن فعلاً قیمت بالایی دارد.

کیفیت عکاسی آن در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته این مورد را تنها هنگام عکاسی از مناظر پرکنتراست و هنگام ادیت فایل‌های RAW متوجه خواهید شد.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن به 1080/30P محدود است و امکانات چندانی را نیز در این زمینه ارائه نمی‌کند. ولی با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی برای فیلم‌برداری، باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها میزان زیادی از کادر را نمی‌پوشانند، ولی سرعت و دقت بسیار بالایی دارند.

این مدل یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای استفاده‌های عمومی، شروع عکاسی و حتی فیلم‌برداری به حساب می‌آید.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های ابتدایی و محدود

نیکون به‌تازگی D3400 را جایگزین مدل محبوب D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند.

در واقع تفاوت چندانی بین رده‌های اول بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی وجود ندارد و D3400 به همان خوبی یا بهتر از D3300 است.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • وای‌فای داخلی

نکات منفی:

  • لنزهای کیت چندان خوبی ندارد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

شاید D5300 حالا کمی قدیمی شده باشد، ولی نباید آن‌ را دست‌کم گرفت. سنسور آن همچنان از بهترین‌های این کلاس به شمار می‌رود و حالا قیمتی کم‌تر از مدل‌های جدیدتر D5500 و D5600 دارد.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است.

یک مزیت خرید این دوربین این است که نسبت به دوربین‌های هم‌قیمت سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری دارد. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند؛ بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دوربین‌هایی مانند D3300 و D3400 است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید.

D5300 مدت‌های زیادی است که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR جای می‌گیرد، ولی با گذشت زمان رده‌ی آن کاهش پیدا کرده است. قیمت مناسب و کیفیت بسیار خوب عکس‌های این دوربین موجب شده‌اند که همچنان از بهترین انتخاب‌ها باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه
  • NFC و بلوتوث داخلی

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • قیمت بالاتر نسبت به سایر رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف هنگام فیلم‌برداری
  • عملکرد نامطمئن Snapbridge

D5600 به‌تازگی جایگزین دوربین دوست‌داشتنی D5500 شده است. البته تفاوت اصلی آن‌ها در اضافه شدن بلوتوث و NFC به D5600 است و از لحاظ سنسور، سیستم فوکوس، ارگونومی و کیفیت عکاسی تفاوت چندانی ندارند.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

D5600 نیز مانند مدل قبلی، خیلی سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوس سریع و دقیقی هم دارد، البته نباید از آن توقع عملکردی مشابه دوربین‌های ورزشی را داشته باشید.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر از بهترین‌ دوربین‌های DSLR میان‌رده به حساب می‌آید.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم و جک هدفون در کنار ایزوی خودکار پیچیده می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

شاید در مجموع کیفیت عکس و عملکرد، D5600 بهترین دوربین این گروه باشد، ولی فعلاً قیمت بالایی دارد و به همین دلیل در رده‌های میانی بهترین دوربین‌های DSLR که برای شروع عکاسی مناسب هستند جای می‌گیرد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه‌شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور 18 مگاپیکسلی نسبتاً قدیمی
  • سیستم فوکوس ابتدایی با 9 نقطه‌ی فوکوس
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال است. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد، ولی این دوربین از لحاظ نویز و گستره‌ی دینامیکی در حد D3400 یا D3300 نیکون نیست.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب‌توجه است. 1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند.

جایگزین این مدل احتمالاً با سیستم فوکوس پیشرفته‌تر و سنسور بهتری عرضه خواهد شد. ولی در حال حاضر ارگونومی خوب، کارکرد روان و منوهای ساده، در کنار تنوع بی‌نظیر لنزهای کانن آن را در جایگاه یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی جای داده‌اند.

 

در نهایت

تفاوت بین دوربین‌ها در این رده آنچنان چشمگیر نیست و معمولاْ حول امکانات جانبی دوربین مثل صفحه چرخنده و Wi-Fi و یا کیفیت تصویربرداری قرار دارد تا تفاوت در کیفیت عکس!

پس اگر کیفیت عکس اولویت اول شماست با خرید یک دوربین ارزان‌تر در زمینه کیفیت عکس چیز زیادی را از دست نداده‌اید. اما شاید بتوانید در زمینه خرید لوازم جانبی کامل‌تر مثل یک کیف مناسب و یا حتی لنز خاص مثل یک لنز ثابت ۵۰ میلی‌متری که برای دوربین بعدی‌تان هم کاربردی خواهد بود هزینه کنید. خرید یک لنز ثابت و یا لوازم جانبی کامل‌تر مثل سه‌‌پایه محدوده عمل شما را در زمینه تجربه سبک‌ها و تکنیک‌های متعدد عکاسی بیشتر خواهد کرد. محدوده عملی که صرفاْ با امکانات جانبی کامل‌تر یک دوربین گران‌تر به آن دست نخواهید یافت.