دیدگاه‌ها برای چگونه واضح ترین عکس ممکن را بگیریم؟ نکته‌ای کوتاه اما مهم با امین

معمولاً لنز ها در دیافراگمی نیمه باز ( دیافراگمی مانند f/8 و f/11 ) واضح ترین نتیجه را در پی خواهند داشت. در این مطلب کوتاه به شما خواهیم گفت که چگونه با لنز خود بتوانید وضوح عکس خود را افزایش دهید.

هر چه دیافراگم بسته تر باشد، سرعت شاتر باید پایین تر بیاید، بنابراین شما باید ISO را بالا ببرید تا بتوانید از سرعت شاتر نسبتاً بالایی استفاده کنید تا لرزشی در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: اشتباهات رایج در انتخاب سرعت شاتر و بهترین تنظیماتی که باید استفاده کنید

سرعت شاتری که لرزش دست را ثبت نمی کند معمولاً سرعتی سریعتر از عدد ۱ بر روی اندازه فاصله کانونی است ( فاصله کانونی / ۱ )، مانند ۱/۵۰ ثانیه برای لنز ۵۰mm نصب شده بر روی دوربین Full-frame.

سیستم لرزش گیر لنز به شما این اجازه را می دهد تا با گرفتن دوربین در دست بتوانید با سرعت شاتر پایین تر عکس واضح تری بگیرید بدون اینکه مقدار ISO را بالا ببرید و یا دیافراگم دوربین را بیشتر باز کنید.

بعضی لرزش گیر ها به قدری قوی هستند که با فعال کردن آنها می توانید با سرعتی بسیار پایین تر از سرعت معمول عکس بگیرید و لرزش دست شما در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: 5 نکته برای بدست آوردن شارپ‌ترین عکس‌های ممکن

اگر چه، ار چنین لنز هایی هم اگر درست استفاده نکنید عکس کاملاً واضحی نخواهید داشت و لبه های اجسام داخل عکس نرم شده و جزئیات آنطور که باید واضح ثبت نخواهند شد.

 

منبع: Lenzak

دیدگاه‌ها برای مقایسه نیکون D5300 و D5500 با نسیم

دوربین‌های سری D5000 نیکون جزو DSLR های رده متوسط نیکون محسوب می‌شوند. دوربین‌های این رده از رده‌ی مبتدی نیکون که شامل سری D3000 می‌شود پیشرفته‌تر هستند و امکانات بیشتری را در اختیار کاربران قرار می‌دهند اما لزوماً کیفیت عکس‌های آن‌ها خیلی بالاتر از مدل قبلی نیست. یک سال و سه ماه بعد از معرفی D5300، دوربین D5500 که طبیعتاً جایگزین مدل قبلی است در نمایشگاه CES 2015 معرفی شد. در نگاه کلی شاید تفاوت‌های بین این دو دوربین خیلی بارز نباشند اما در مدل جدید در چندین مورد تغییرات خوبی صورت گرفته است که در این مطلب به آن‌ها خواهم پرداخت. اگر به دنبال یک دوربین سطح متوسط مقرون به‌صرفه می‌گردید و یا برای انتخاب بین این دو دوربین نیکون مردد هستید، خواندن این مقاله می‌تواند در انتخابتان به شما کمک کند.

D5500 vs D5300 Header

ابتدا از اینجا شروع کنیم که اصولاً خریداران این دو دوربین چه کسانی هستند؟ در رده‌ی متوسط، نیکون (مانند رقیبش کانن) دوربین‌هایی را گنجانده است که مناسب افرادی است که در عکاسی جدی‌تر از کسانی هستند که هدفشان از خرید دوربین صرفاً گرفتن عکس‌های خانوادگی و مانند آن است. این افراد ممکن است شامل عکاسان غیرحرفه‌ای مشتاق و همچنین دانشجویان رشته‌ی عکاسی باشند؛ بنابراین به نسبت امکاناتی که این دوربین‌ها دارند قیمتشان هم بیشتر از سری D3000 است. البته نیکون DSLR هایی در سطح پیشرفته (مانند D7200) نیز دارد که امکاناتی بیشتر از دوربین‌های سطح متوسط این شرکت ارائه می‌دهند و طبیعتاً قیمت بیشتری هم دارند.

حالا بپردازیم به مقایسه‌ی این دو دوربین رده‌ی متوسط نیکون و اینکه آیا تغییرات صورت گرفته در دوربین جدید ارزش هزینه‌ی بیشتر را دارد یا خیر. مثل همیشه برای سهولت و سرعت در امر مقایسه، تمام تفاوت‌ها و شباهت‌های مهم را در جدول زیر آورده‌ام و در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازم.

[styled_table]

[/styled_table]

همان‌طور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، هر دو دوربین از سنسور 24 مگا پیکسلی فاقد فیلتر low pass استفاده می‌کنند؛ اما نیکون مدعی است که سنسور دوربین D5500 به‌طور کامل دوباره طراحی‌شده است و این با توجه به بهبود عکاسی در شرایط نوری ضعیف باورپذیر است (ISO در D5500 تا 25,600 استاندارد است درحالی‌که در D5300 برای رسیدن به این مقدار باید از ISO قابل‌افزایش استفاده می‌شد)؛ بنابراین در ISO های بالاتر، دوربین D5500 عملکرد بهتری خواهد داشت هرچند که این تفاوت انقلابی نیست اما بهبود کیفیت عکس‌های D5500 در هر دو حالت JPEG و RAW از لحاظ نویز کمتر ملموس است.

D5500 Touch screen

اما بارزترین تفاوت این دو دوربین در به‌کارگیری صفحه‌ی لمسی در D5500 است. تقریباً دو سال پیش، نیکون با ارائه‌ی D5300 برای اولین بار در DSLR هایش از WiFi و GPS داخلی استفاده کرد و حالا نیز برای اولین بار در D5500 از صفحه‌ی لمسی استفاده کرده است. صفحه‌ی لمسی LCD این دوربین کار حرکت در منوها را بسیار آسان‌تر می‌کند. همچنین، این امکان وجود دارد که با لمس صفحه نمایشگر روی همان نقطه فوکوس کرده و همچنین بجای فشردن دکمه‌ی شاتر با لمس صفحه‌ی LCD عکس بگیرید. یک قابلیت جالب دیگری که این صفحه‌ی لمسی در اختیار شما قرار می‌دهد این است که درحالی‌که از چشمی یا منظره‌یاب دوربین نگاه می‌کنید و صفحه LCD به‌طور خودکار با استفاده از حسگر نزدیکی چشم خاموش است، می‌توانید با حرکت انگشت خود روی LCD به سمت چپ و راست نقطه‌ی فوکوس خودکار را تغییر دهید و یا به‌طور مثال میزان ISO را کم یا زیاد کنید. درواقع باید از قبل یکی از عملکردهای موجود در منوی دوربین برای این حالت را انتخاب کنید و بعداً هر بار که چشمتان را به منظره‌یاب دوربین نزدیک می‌کنید و LCD دوربین خاموش می‌شود، با حرکت انگشتتان روی صفحه LCD به سمت چپ و راست، گزینه‌ای را که قبلاً انتخاب کرده‌اید تغییر دهید. این قابلیت برای خیلی‌ها شاید مهم نباشد اما مخصوصاً برای تغییر نقاط فوکوس می‌تواند بسیار کاربردی و سریع باشد. ناگفته پیداست که وجود این صفحه‌ی لمسی کار مرور عکس‌های گرفته‌شده و زوم کردن بر روی آن‌ها را خیلی سریع‌تر و راحت‌تر می‌کند.

Nikon-D5300-vs-D5500-body-size

یک تغییر دیگر مدل جدید که البته خیلی جزئی است کوچک‌تر شدن ابعاد و کمتر شدن وزن D5500 نسبت به D5300 است. قرار دادن این امکانات در یک دوربین DSLR با این ابعاد و وزن کار فوق‌العاده‌ای است که نیکون از پس آن برآمده است. یک بهبود دیگر، در ارگونومی مدل جدید و در دستگیره‌ی آن است. دستگیره‌ی دوربین D5300 به‌اندازه‌ی کافی عمیق و باز نبود بنابراین در دست گرفتن آن برای بعضی‌ها کمی مشکل بود؛ اما در D5500، دستگیره، بازتر و عمیق‌تر شده و راحت‌تر تمامی چهار انگشت در آن جای می‌گیرد.

تفاوت دیگری که در جدول بالا پیداست، وجود پروفایل prosaic در D5500 است. پروفایل prosaic بیشتر در فیلمبرداری مورداستفاده قرار می‌گیرد. درواقع با این پروفایل شارپنس و غلظت رنگ و کنتراست تصویر تا حد زیادی کم می‌شود تا بتوان محدوده‌ی دینامیکی (فاصله‌ی بین روشن‌ترین و تیره‌ترین بخش‌های یک تصویر) بیشتری را در فیلم ثبت کرد. در مراحل پس از تولید، فیلم‌های گرفته‌شده با این پروفایل، تصحیح رنگ (Color Correction) شده و دوباره به حالت طبیعی بازگردانده می‌شوند. این رویه‌ی در حال حاضر یک روند فیلمبرداری استاندارد است و در اکثر پروژه‌های فیلمبرداری حرفه‌ای (از جمله فیلم‌های سینمایی) مورداستفاده قرار می‌گیرد؛ اما اضافه شدن این پروفایل امتیاز خاصی برای D5500 محسوب نمی‌شود چراکه پروفایل‌های prosaic دیگری (مثل cinestyle) را می‌توان با نرم‌افزار نیکون برای دوربین تعریف کرد؛ بنابراین فیلم‌برداران حرفه‌ای در مورد اکثر دوربین‌های DSLR پروفایل prosaic موردنظرشان را به‌راحتی بارگذاری می‌کنند و نیازی به پروفایل prosaic از پیش تعریف‌شده نیست.

اما یک نکته که در اینجا لازم است به آن اشاره کنم کیفیت بسیار خوب فیلمبرداری با هر دوی این دوربین‌ها است. هر دو مدل نیکون در فیلمبرداری به نسبت قیمتی که دارند بسیار توانا هستند. در مد فیلمبرداری، امکان کنترل دستی بر روی میزان ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه‌ی دیافراگم در هر دوی این دوربین‌ها وجود دارد. از لحاظ اثر moire و aliasing این دو دوربین نیکون عملکرد بسیار خوبی دارند و در مورد اثر rolling shiver هم از بسیاری از رقیبان هم‌رده‌ی خود بهتر هستند. تنها یک ایراد وجود دارد و آن این است که در live perspective امکان تغییر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم (هم در مد فیلمبرداری و هم عکاسی) وجود ندارد. درواقع باید برای این کار از live perspective خارج شوید و دیافراگم را تغییر داده دوباره به live perspective بازگردید! این مشکل در هر دوی این دوربین‌ها وجود دارد و عجیب است که نیکون در مدل جدید هم فکری برای رفع آن نکرده است؛ اما اگر از لنزهایی که رینگ تغییر گشودگی دیافراگم را دارند استفاده کنید دیگر نیازی به عملکرد دوربین برای تغییر دیافراگم نیست.

wifi GPS Nikon D5300

هرچند که هر دو دوربین از wifi داخلی بهره می‌برند اما GPS داخلی که در D5300 گنجانده شده بود در D5500 دیگر وجود ندارد. احتمالاً حذف GPS در مدل جدید یکی از عواملی است که باعث شده باتری D5500 که دقیقاً همان باتری استفاده شده در D5300 است نسبت به مدل قبلی عملکرد بسیار بهتری داشته باشد.

نتیجه‌گیری

حالا باید به این سوال پاسخ دهیم که با توجه به تغییرات D5500 نسبت به D5300 آیا اختلاف قیمت تقریباً 100 دلاری قابل توجیه است؟ برای پاسخ به این سوال باید در نظر بگیرید که اختلافات بین این دو دوربین چقدر برایتان مهم است. آیا وجود صفحه‌ی لمسی را عامل مهم و تعیین‌کننده‌ای در انتخابتان می‌دانید؟ ارگونومی بهتر و عمر بیشتر باتری چقدر در کار شما تأثیرگذار است؟ آیا وجود GPS برای شما حائز اهمیت است؟ شاید برای کسی که برای اولین بار می‌خواهد یک DSLR بخرد، نبود تجربه کار با این دوربین‌ها باعث شود نتوانند به‌راحتی به این سؤالات پاسخ دهد. اگر چنین تجربه‌ای را ندارید، پیشنهاد من به شما D5500 است. وجود صفحه‌ی لمسی و عمر باتری بیشتر به همراه دستگیره‌ی بهتر همگی حس بهتری را برای اولین تجربه‌ی شما با دوربین‌های DSLR به همراه خواهند آورد که ارزش کمی هزینه بیشتر را دارد.

اما اگر صفحه‌ی لمسی برایتان مهم نیست و دیگر تفاوت‌های این دو دوربین برایتان خیلی معنادار نیست، می‌توانید D5300 را انتخاب کنید. در عوض، ما به تفاوت قیمت این دو دوربین را برای خرید لنز بهتر و یا شاید یک فلاش اکسترنال خرج کنید. اگر طرفدار این رده از دوربین‌های نیکون هستید احتمالاً می‌دانید که برای استفاده هرچه بهتر از قدرت سنسور این دوربین‌ها (و البته هر دوربین دیگری) نیازمند لنز خوب هستید. لنز کیت برای شروع کار بد نیست اما اگر در عکاسی جدی هستید مطمئناً نیازمند لنزهای شارپ تر و باکیفیت‌تری خواهید بود.

دیدگاه‌ها برای مقایسه Nikkor DX 35mm f/1.8G و Nikkor 50mm f/1.8G با mlis

لنزهای پرایم لنزهایی هستند که دارای فاصله‌ی کانونی ثابت بوده و امکان زوم ندارند. فاصله‌ی کانونی ثابت بدین معنا‌ست که برای تنظیم کادربندی سوژه‌تان باید به سوژه نزدیک یا دور شوید. این کار شاید به‌راحتی یکجا ایستادن و زوم کردن با یک لنز زوم نباشد و ممکن است در بعضی موارد اصلاً امکان نزدیک شدن به سوژه وجود نداشته باشد (مانند عکاسی حیات‌وحش یا عکاسی ورزشی که محدودیت‌هایی در میزان نزدیک شدن به سوژه وجود دارد)؛ اما درعین‌حال این لنزها ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را بسیار کاربردی و در میان عکاسان محبوب می‌کند. اولین و مهم‌ترین ویژگی، سبک‌تر بودن آن‌ها به نسبت لنزهای زوم است. دومین ویژگی مهم آن‌ها دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز آن‌ها است که آن‌ها را برای عکاسی در نور کم و عکاسی پرتره بسیار مناسب می‌کند. همچنین، لنزهای پرایم به علت ساختار ساده‌تری که دارند معمولاً بسیار کوچک و سبک هستند که حمل آن‌ها را آسان‌تر می‌کند. علاوه بر این‌ها، بااینکه این لنزها خیلی گران‌قیمت نیستند، اما معمولاً از کیفیت و شارپنس بسیار خوبی برخوردارند. تمام این ویژگی‌ها باعث می‌شود که لنزهای پرایم برای عکاسان تازه‌کاری که بودجه‌ی زیادی ندارند ازجمله بهترین انتخاب‌ها باشند.
در این مطلب به بررسی و مقایسه‌‌ی دو لنز پرایم محبوب نیکون می‌پردازم که انتخاب اول خیلی از عکاسانی است که به دنبال لنزی بهتر از لنز کیت دوربین خود هستند و درعین‌حال نمی‌خواهند حساب بانکی‌شان را برای خرید یک لنز خالی کنند. این دو لنز AF-S Nikkor 50mm f/1.8G و AF-S DX Nikkor 35mm f/1.8G هستند. قبل از بررسی این دو لنز نیکون، باید چند نکته‌ی مهم را یادآوری کنم که منجر به رفع ابهامات و سؤالات احتمالی خواهد شد.
اول اینکه لنز 50mm نیکون برای DSLR های فرمت FX نیکون که همان فول‌فریم‌های این شرکت هستند ساخته‌شده است؛ اما لنز 35mm نیکون مخصوص DSLR های فرمت DX نیکون است که شامل بدنه‌هایی با سنسور کراپ (مانند D5500 و D7200) می‌شود. بااین‌حال، هردوی این لنزها ازنظر نوع مانت یکی هستند و قابل‌استفاده بر روی هرکدام از DSLR های نیکون می‌باشند. البته قرارگیری این لنزها بر روی دوربینی با فرمتی غیر از فرمت اصلی آن‌ها تغییراتی را در زاویه‌ی دید به وجود می‌آورد. اگر از لنز 50mm نیکون که برای فرمت FX ساخته‌شده بر روی دوربینی مانند D7200 که دارای سنسور کراپ است استفاده کنید، این لنز زاویه‌ی دیدی برابر با 75mm خواهد داشت. علت این امر وجود سنسور کوچک‌تر در دوربین D7200 است که دارای ضریب کراپ 1.5 است (50×1.5 =75)؛ بنابراین، فاصله‌ی کانونی هر لنز FX بر روی بدنه‌ی کراپ (DX) باید در ضریب کراپ سنسور آن دوربین ضرب شود تا زاویه‌ی دید آن لنز را مشخص کند. البته، نکته‌ای که خیلی‌ها (حتی بعضی عکاسان حرفه‌ای) از آن غافل می‌شوند این است که به‌جز فاصله‌ی کانونی، گشودگی دهانه‌ی دیافراگم هم باید در این ضریب کراپ ضرب شود؛ بنابراین، لنز 50mm f/1.8 بر روی بدنه‌ی کراپ نیکون به یک لنز 75mm f/2.7 تبدیل می‌شود. به همین منوال، اگر لنز 35mm f/1.8 را که برای فرمت DX ساخته‌شده بر روی DSLR های فول‌فریم نیکون قرار دهید، این دوربین‌ها به‌طور خودکار به حالت کراپ 1.5 سوئیچ می‌کنند؛ چراکه در غیر این صورت در عکس‌های گرفته‌شده، صحنه‌ی ثبت‌شده در درون یک دایره‌ در وسط تصویر که دورتادور آن سیاه است نمایش داده می‌شود؛ بنابراین، دوربین با رفتن به حالت کراپ 1.5 به‌طور خودکار آن قسمت سیاه‌رنگ را حذف می‌کند. با این کار هم لنز 35mm f/1.8 به لنز 52.5mm f/2.7 تبدیل می‌شود. اهمیت این مسئله در این است که بسیاری تغییر دهانه‌ی دیافراگم در این محاسبات را در نظر نمی‌گیرند. دیافراگم f/2.7 تقریباً 1 استاپ از f/1.8 بسته‌تر است و این یعنی دیگر نمی‌توان عمق میدان کم f/1.8 را از هرکدام از این ترکیب‌ها انتظار داشت.

35mm 2

نکته‌ی دوم در مورد لنز AF Nikkor 50mm f1.8D است. این لنز هم فاصله‌ی کانونی و گشودگی دهانه‌ی دیافراگم یکسان با لنز AF-S Nikkor 50mm f/1.8G دارد؛ اما دارای موتور فوکوس خودکار داخلی نیست و برای فوکوس خودکار به بدنه‌ای که دارای موتور فوکوس خودکار باشد نیازمند است. DSLR های با سنسور کراپ نیکون، به‌جز D7100 و D7200، دارای موتور فوکوس خودکار درون بدنه نیستند؛ بنابراین، اگر یکی از دوربین‌های کراپ سطح مبتدی و متوسط نیکون (سری D3XXX و D5XXX) رادارید برای استفاده از فوکوس خودکار حتماً باید از مدل G لنز 50 میلی‌متری نیکون استفاده کنید.
و آخرین نکته این است که بررسی و مقایسه‌ای که در ادامه خواهد آمد بر اساس تست‌های انجام‌شده توسط وب‌سایت معتبر تست لنز و دوربین‌های دیجیتال DXOMark.com است. این شرکت برای بررسی عملکرد لنزها، آن‌ها را بر روی چندین بدنه‌ی مختلف قرار می‌دهد و نتایج تست‌ها را در پنج زمینه‌ی شارپنس، اعوجاج تصویر (distortion)، میزان انتقال نور (transmission)، تیرگی گوشه‌های تصویر (vignetting) و خطای رنگی (chromatic aberration) منتشر می‌کند. ازاین‌رو عملکرد هر لنز به بدنه‌ای که بر روی آن قرار می‌گیرد هم‌بستگی دارد. در اینجا، سعی بر آن است که تا مهم‌ترین ویژگی هر لنز، یعنی میزان شارپنس آن، بر روی چندین بدنه‌ی مختلف موردبررسی و مقایسه قرار داده شود.

شارپنس
سایت DXOMark.com در سال 2012 معیار جدیدی با عنوان مگاپیکسل ادراکی (perceptual megapixels) را برای ارزیابی شارپنس لنزهای دوربین‌های دیجیتال ارائه کرد. این معیار جدید بسیار قابل‌درک‌تر و ملموس‌‌تر از معیارهای پیچیده‌ای است که در علم اپتیک استفاده می‌شود و همچنین در آن ویژگی شارپنس لنز از زاویه‌ی دید انسان موردبررسی قرار می‌گیرد. مگاپیکسل ادراکی (به‌اختصار P-Mpix) درواقع میزان رزولوشن و جزئیات تصویری است که از ترکیب یک لنز و دوربین تولید می‌شود. هرچند که رزولوشن عکس‌های هر دوربین (سایز آن‌ها) ثابت است و در مشخصات هر دوربینی آمده است؛ اما رسیدن به این مقدار رزولوشن تنها به‌شرط استفاده از لنزهای بی‌نقص امکان‌پذیر است؛ اما در عمل، هیچ لنزی بی‌نقص نیست و برای همین میزان رزولوشن و جزئیات واقعی که از یک دوربین به دست می‌آید همواره کسری از کل رزولوشن سنسور تصویر آن دوربین است. با یک مثال این مفهوم را بیشتر توضیح می‌دهم. دوربین فوجی فیلم X100T را (که پیش‌تر در مطلبی جداگانه آن را با دوربین سونی RX100 IV مقایسه کرده بودم) در نظر بگیرید. این دوربین سایز APS-C دارای سنسور تصویر 16 مگاپیکسلی و لنز ثابت 23 میلی‌متری است. تلفن هوشمند سامسونگ S6 هم دارای دوربین 16 مگاپیکسلی و البته سنسور تصویر بسیار کوچک‌تر است. بااینکه هردوی این‌ها قادر به تولید عکس‌هایی با سایز یکسان (16 میلیون پیکسل) هستند هیچ‌کس نمی‌تواند کیفیت عکس‌های سامسونگ S6 را با این دوربین فوجی برابر بداند! درواقع بر همگان واضح است که دوربین فوجی عکس‌های بسیار باکیفیت‌تری می‌گیرد. یک دلیل اصلی آنکه عکس‌های دوربین فوجی را «باکیفیت‌تر» می‌دانیم وجود جزئیات (و نه اندازه‌ی عکس) بیشتر در تصاویر ثبت‌شده با این دوربین است که هم به خاطر سایز بسیار بزرگ‌تر سنسور تصویر آن و هم به سبب استفاده از لنز بسیار باکیفیت‌تر در این دوربین است؛ بنابراین، مگاپیکسل ادراکی میزان جزئیات و رزولوشن واقعی‌ای را که از ترکیب یک لنز و دوربین به دست می‌آید نشان می‌دهد که در تئوری و در صورت بی‌نقص بودن لنز برابر با رزولوشن تصویر آن دوربین است. هرچند این مفهوم در ابتدا شاید کمی پیچیده و درک آن سخت به نظر آید؛ اما در صورت درک درست می‌تواند دید عکاسان را در مورد انتخاب یک لنز (و البته دوربین) تغییر دهد و به انتخاب‌های بسیار هوشمندانه‌تر از طرف آن‌ها منجر شود.
بعدازاین مقدمه باید عرض کنم که میزان شارپنس یک لنز/دوربین که بر اساس مگاپیکسل دریافتی بیان می‌شود در سایت DXOMark بدین روش محاسبه می‌شود. ابتدا برای هر فاصله‌ی کانونی لنز (در لنزهای زوم) میزان شارپنس در تمام اعداد f آن لنز سنجیده می‌شود، سپس بالاترین شارپنسی که در هر فاصله‌ی کانونی در مقایسه‌ی تمام اعداد f به دست می‌آید تعیین می‌شود. در آخر، میانگین بالاترین شارپنس تمام فواصل کانونی محاسبه‌شده و به‌عنوان شارپنس کل لنز نمایش داده می‌شود؛ بنابراین، این عدد میانگین می‌تواند نماینده‌ی خوبی از عملکرد یک لنز در تمام فواصل کانونی‌اش باشد.

50mm f1.8

در جدول زیر، عملکرد هر دو لنز 50 میلی‌متری و 35 میلی‌متری نیکون را بر روی بدنه‌های مختلف نیکون ازلحاظ شارپنس تصویر آورده‌ام. به یاد داشته باشید که لنز 50 میلی‌متری برای فرمت FX نیکون است و بر روی بدنه‌های DX این شرکت زاویه‌ی دید متفاوتی خواهد داشت. همچنین ازآنجایی‌که قرار دادن لنز DX بر روی دوربین‌های فرمت FX غیر‌منطقی است و باعث افت کیفیت تصویر می‌شود، در سایت DXOMark هم لنزهای DX با بدنه‌های FX تست نشده‌اند؛ بنابراین در جدول زیر جایی که این تست‌ها در مورد لنز 35mm صورت نگرفته با علامت ستاره (*) مشخص‌شده است.
شارپنس

[styled_table]

[/styled_table] انتقال نوردر جدول بالا، به‌جز سه فول‌فریم D800‏، D800E و D810 که 36 مگاپیکسلی هستند مابقی دوربین‌ها از سنسور 24 مگاپیکسلی استفاده می‌کنند. ناگفته پیداست که هیچ‌کدام از دو لنز مورد مقایسه شارپنس کافی برای استفاده از تمام رزولوشن سنسور تصویر دوربین‌هایی که برایشان ساخته‌شده‌اند را ندارند؛ اما بااین‌حال و با در نظر گرفتن قیمت بسیار ارزان آن‌ها، هر دو لنز بسیار شارپ ارزیابی می‌شوند و احتمالاً این بیشترین میزان شارپنسی است که با لنزی با این قیمت می‌توان بدان دست‌یافت. برای درک بهتر کیفیت این دو لنز کافی است شارپنس این دو لنز را با شارپنس لنز کیت 18-55 f/3.5-5.6G ED II AF-S DX Nikkor مقایسه کنید که بر روی دوربین D7100 تنها 8 مگاپیکسل ادراکی است.
یک نکته‌ی جالبی که در اینجا شایان‌ذکر است تأثیری است که سنسور تصویر بر میزان مگاپیکسل ادراکی می‌گذارد. تنها تفاوت دوربین D800 و D800E حذف اثر فیلتر اپتیکال low pass در دومی است. این فیلتر به‌طور سنتی برای کاهش مشکل moire و aliasing در تصاویر، بر جلوی سنسور تصویر اکثر دوربین‌های دیجیتال قرار داده‌شده است و کاری که انجام می‌دهد این است که کمی تصویر را تار می‌کند تا اثر moire از بین برود. این تصویر تار شده بعداً درون دوربین به‌صورت دیجیتالی دوباره شارپ می‌شود؛ اما در خلال این فرایند کمی از رزولوشن (شارپنس) تصویر کاسته می‌شود. حذف این فیلتر در دوربین D800E باعث افزایش شارپنس عکس‌های گرفته‌شده با این دوربین به میزان 7 مگاپیکسل ادراکی شده است که این میزان بسیار قابل‌توجه است. این تفاوت در شارپنس را بین دو دوربین D7000 و D7100 هم می‌توانید مشاهده کنید. دوربین D7100 برخلاف D7000 فاقد فیلتر low pass است و در نتیجه‌ با لنزی یکسان می‌توان تا 4 مگاپیکسل ادراکی رزولوشن بیشتری از این دوربین به دست ‌آورد. هرچند که سنسور به‌کاررفته در D7100 هم دچار تغییراتی شده اما مطمئناً درصد زیادی از این افزایش شارپنس را باید به‌حساب حذف فیلتر low pass قرار دهیم.

50mm on D810

میزان انتقال نور
این معیار مربوط است به عملکرد لنز در انتقال نور از صحنه‌ای که از آن عکس گرفته می‌شود به سنسور تصویر دوربین. در یک لنز بی‌نقص، تمام نوری که وارد لنز می‌شود بدون کاستی از آن عبور کرده و به سنسور تصویر می‌رسد؛ اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد و مقداری از نور توسط المان‌های شیشه‌ای لنز بازتابیده یا جذب می‌شود. هرچه تعداد المان‌های یک لنز بیشتر باشد میزان انتقال نور آن نیز کاهش می‌یابد. واحدی که برای این ویژگی لنز بکار می‌رود Tstop است که معادل همان f استاپ لنز است. برای مثال اگر لنزی دارای حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم f/1.8 باشد و عدد Tstop آن برابر 2.2 باشد، یعنی حداکثر میزان نوری که این لنز می‌تواند از خود عبور دهد برابر با لنزی است که دارای f/2.2 است. این بدین معناست که 2/3EV نور کمتری به سنسور می‌رسد. این مسئله تأثیر غیرمستقیمی بر روی کیفیت عکس‌ها دارد. برای جبران کاهش نوری که به سنسور می‌رسد یا باید سرعت شاتر کاهش یابد و یا حساسیت ISO افزایش یابد که در مورد دوم می‌تواند باعث افزایش نویز در تصاویر شود. در این زمینه لنزهای زوم به علت داشتن المان‌های درون لنز بیشتر از لنزهای پرایم عملکرد ضعیف‌تری دارند.
در جدول زیر عملکرد دو لنز 35mm و 50mm نیکون درزمینه‌ی انتقال نور برحسب Tstop آورده شده است. هرچه این مقدار به حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم این دو لنز که 1.8 است نزدیک‌تر باشد به معنی عملکرد بهتر در این زمینه است.

[styled_table]

[/styled_table] همان‌طور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، هر دو لنز نیکون در این معیار عملکرد بسیار خوبی دارند. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX نیکون تنها به میزان 1/3EV کاهش انتقال نور دارد که تقریباً نا‌محسوس است. همین لنز بر روی بدنه‌های فرمت DX هم تقریباً عملکرد یکسانی دارد و تنها زمانی که بر روی D5200 قرار گیرد تا 2/3EV کاهش انتقال نور دارد که آن‌هم در حد نرمال و کاملاً قابل‌قبول است. بازهم برای آنکه بهتر مشخص شود این دو لنز در این زمینه چقدر از لنزهای دیگر بهتر هستند، لنز کیت 18-55mm f/3.5-5.6 نیکون را در نظر بگیرید که بر روی بدنه‌ی D7100 دارای 4.9 Tstop است! این یعنی تقریباً 1 استاپ کامل کاهش انتقال نور به سنسور که میزان زیادی است. لنز 35mm فرمت DX هم بر روی بدنه‌های DX نیکون عملکردی بسیار خوب و مشابه لنز 50mm نیکون دارد؛ بنابراین، ازلحاظ میزان انتقال نور هر دو لنز بسیار خوب عمل می‌کنند.

اعوجاج تصویر
این معیار عملکرد لنز، میزان اعوجاج یا همان exaggeration به وجود آمده در تصاویر که ناشی از شکست نور در لنز است را نشان می‌دهد. لنزهای زوم در فاصله‌ی کانونی far-reaching خود اعوجاج از نوع خمره‌ای (barrel distortion) و در فواصل کانونی tele اعوجاج از نوع بالشتک سوزنی (pincushion distortion) دارند. در تصویر زیر اثری که این دو نوع اعوجاج برعکس‌ها می‌گذارند به شکلی اغراق‌شده نشان داده‌شده است. سایت DXOMark هر دو نوع اعوجاج را در نظر گرفته و اعوجاج کل یک لنز را با محاسبه‌ی میانگین آن در تمام فواصل کانونی آن لنز به‌صورت یک درصد بیان می‌کند. عدد 0 به معنی عدم وجود اعوجاج و 1% به معنی اعوجاج زیاد است. معمولاً اعوجاج بیش از 0.2% در تصاویر محسوس است.

Distortion Kinds

لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX این شرکت اعوجاجی برابر با 0.4% دارد که برای یک لنز نرمال کمی زیاد است اما بیش‌ازحد نیست. همین لنز بر روی بدنه‌های DX نیکون اعوجاج کمتری به میزان 0.2% نشان می‌دهد. علت این امر این است که این لنز بر روی بدنه‌های کراپ نیکون به یک لنز تقریباً تله‌ی 75 میلی‌متری تبدیل می‌شود و درنتیجه اعوجاج خمره‌ای در آن کاهش می‌یابد.
لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX اعوجاجی برابر با 0.5% دارد که با توجه به واید بودن این لنز قابل‌قبول است. در نظر داشته باشید که تقریباً تمام لنزهای واید دارای اعوجاج خمره‌ای هستند و این مسئله‌ی عجیبی نیست. همچنین، با استفاده از نرم‌افزارهایی مانند adobe camera tender و با انتخاب پروفایل این دو لنز می‌توان به‌طور خودکار و به‌راحتی اعوجاج به وجود ‌آمده در تصاویر آن‌ها را اصلاح کرد؛ بنابراین، هردوی این لنزها از این نظر عملکرد قابل‌قبولی دارند و میزان اعوجاجشان نگران‌کننده نیست.

خطای رنگی
خطای رنگی در تصاویر براثر عدم توانایی لنز در انطباق رنگ‌های نور شکست‌یافته در محل همگرایی‌شان به وجود می‌آید. خطای رنگی معمولاً به شکل حاشیه‌های باریک رنگی (اکثراً آبی، آبی متمایل به سبز (cyan) یا بنفش) در مرزهای بین نقاط روشن و تاریک (مانند لبه‌ی ساختمان‌ها در مقابل آسمان صاف آفتابی) تصویر نمایان می‌شود. در تصویر زیر، خطای رنگی در اطراف تنه‌ی درختان و شاخ و برگ‌هایشان مشخص است که البته در نسخه‌ی corrected این عکس با کمک adobe camera tender اصلاح‌شده است. برای تست این خطای لنز، DXOMark میزان خطای نوری را برای بازترین دیافراگم ممکن همه‌ی فواصل کانونی یک لنز اندازه گرفته و میانگین آن را محاسبه می‌کند. این معیار برحسب میکرون (1/1000 میلی‌متر) بیان می‌شود و در بهترین حالت برابر صفر است. خطای رنگی 5 میکرون محسوس بوده و در اکثر دوربین‌ها به‌اندازه‌ی یک پیکسل است. اگرچه در این معیار حداکثری وجود ندارد، اما خطای رنگی 30 میکرون بسیار زیاد محسوب می‌شود.

CA

لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX دارای خطای رنگی 13 میکرونی است که میزان خیلی زیادی نیست و کاملاً قابل‌قبول است. البته این میزان برای بازترین دیافراگم این لنز (f/1.8) است و با بستن دیافراگم در استاپ‌های بعدی به میزان خطای رنگی افزوده می‌شود. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX دارای خطای رنگی 8 میکرونی است که حاکی از عملکرد بسیار خوب این لنز در این زمینه است.
نکته‌ای که در اینجا باید بدان توجه کنید این است که تمام لنزها از گران‌ترین تا ارزان‌ترین آن‌ها کم یا زیاد دچار این مشکل هستند. اگرچه دقت در انتخاب لنزی که خطای رنگی خیلی زیادی نداشته باشد امری منطقی است، اما وسواس بیش‌ازحد در این مورد کاملاً غیرضروری است؛ مخصوصاً که این مشکل در مرحله‌ی پردازش عکس‌ها در adobe camera tender یا lightroom تقریباً به‌طور کامل قابل‌رفع است.

تیرگی گوشه‌های تصویر
یکی دیگر از ایرادات اپتیکی لنزها مشکل تیرگی گوشه‌های تصویر مخصوصاً در فواصل کانونی بسیار کم و در دیافراگم‌های باز است. اگرچه این مشکل علل مختلفی دارد، اما بخشی از آن مربوط به لنز می‌شود که به آن visual vignetting می‌گویند. در تیرگی اپتیکی، سایه‌ی المان‌های بالایی لنز بر روی المان‌های پایینی می‌افتد و باعث کاهش انتقال نور در گوشه‌های تصویر می‌شود. در تصویر زیر، همان‌طور که مشاهده‌ می‌کنید، گوشه‌های تصویر بخصوص در آسمان تیره‌تر از مرکز آن است. این نوع تیرگی معمولاً با بستن دیافراگم تا چند استاپ بسیار کاهش‌یافته و درنهایت از بین می‌رود. برای محاسبه‌‌ی این معیار کیفیت لنز، DXOMark برای هر فاصله‌ی کانونی لنز، میزان کاهش نور را بر اساس EV (استاپ نوری) در بازترین دیافراگم محاسبه کرده و در آخر میانگین آن‌ها را به‌عنوان نمره‌ی کل آن لنز بیان می‌دارد.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX نیکون در f/1.8 دارای -0.9EV تیرگی در گوشه‌های تصویر است. این بدین معنا‌ست که در این گشودگی دهانه‌ی دیافراگم، گوشه‌های تصویر تقریباً 1 استاپ پایین‌تر از میزان نوردهی است که برای سوژه انتخاب‌شده است. با بستن دهانه‌ی دیافراگم تا f/4 این تیرگی بسیار کاهش‌یافته و در f/5.6 کاملاً از بین می‌رود.
لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های FX این شرکت دارای تیرگی -1.7EV است که میزان تقریباً زیادی است. البته در این لنز هم با بستن دیافراگم تا f/5.6 تقریباً هیچ تیرگی محسوسی در گوشه‌های تصویر باقی نخواهد ماند؛ اما اگر از این لنز بر روی بدنه‌های DX نیکون استفاده شود، ازآنجایی‌که گوشه‌های تصویر کراپ شده و عملاً این لنز به یک لنز 75mm تبدیل می‌شود، میزان تیرگی گوشه‌های تصویر هم بسیار کاهش‌یافته و به مقدار -0.8EV می‌رسد. همچنین در این حالت، در f/2.8 تیرگی گوشه‌های تصویر به‌طور کامل از بین می‌رود.
لنز 35mm نیکون در این زمینه عملکرد خوبی دارد و نمره‌ی قبولی می‌گیرد. لنز 50mm نیکون بر روی بدنه‌های فول‌فریم عملکرد خیلی خوبی ندارد و برای کاربری بهتر شاید مجبور شوید تا حداقل 1 استاپ دیافراگم را ببندید؛ اما همین لنز بر روی یک بدنه‌ی DX نیکون عملکرد بسیار خوبی دارد و گوشه‌های تصویر را خیلی کم تیره می‌کند. مشکل تیرگی گوشه‌های تصویر هم ازجمله نواقصی است که کم‌وبیش در بیشتر لنزها، مخصوصاً لنزهای بسیار واید و سریع (دارای حداکثر گشودگی دهانه‌ی دیافراگم خیلی زیاد)، وجود دارد. خوشبختانه، همانند مشکل خطای رنگی و اعوجاج، تیرگی گوشه‌های تصویر هم در پردازش‌های عکس‌های tender در نرم‌افزارهایی نظیر adobe camera tender و lightroom قابل‌رفع است. هرچند که اگر تیرگی بیش‌ازحد باشد ممکن است افزایش روشنایی گوشه‌های تصویر در این نرم‌افزارها (مخصوصاً در عکس‌هایی که با ISO بالا گرفته‌شده‌اند) باعث افزایش نویز در گوشه‌های تصویر هم بشود.

نتیجه‌گیری
با توجه به مواردی که در بالا در مورد این دو لنز موردبررسی و مقایسه قرار گرفت، هر دو لنز با توجه به قیمت بسیار مقرون‌به‌صرفه‌ای که دارند و کیفیت مناسبی که ارائه می‌دهند از بهترین انتخاب‌های عکاسان نوپا برای شروع عکاسی هستند. اگر بدنه‌ی DX نیکون رادارید، از لنز 50mm نیکون می‌توانید به‌عنوان یک لنز پرتره خوب برای شروع کار عکاسی استفاده کنید. همچنین، ازآنجایی‌که این لنز برای بدنه‌های FX ساخته‌شده است، در آینده و در صورت خرید یک بدنه‌ی فول‌فریم نیکون، می‌توانید از آن بر روی دوربین جدیدتان ‌هم استفاده کنید.
لنز 35mm نیکون بر روی بدنه‌های DX، دارای زاویه‌ی دید معادل زاویه‌ی دید لنز نرمال بر روی بدنه‌های FX است؛ بنابراین، از این لنز می‌توانید هم برای عکاسی منظره و هم تا حدی پرتره استفاده کنید. همچنین، زاویه‌ی دید نرمال و دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز این لنز آن را برای فیلم‌برداری و بخصوص فیلم‌برداری در شب یا محیط‌های کم‌نور بسیار مناسب می‌کند.

دیدگاه‌ها برای چه چیزی باعث برتری یک عکس پرتره می‌شود؟ با سارا سپاهی

ویرجینیا ولف در مقاله بلند «اتاقی از آن خود» می‌نویسد که ذهن یک هنرمند باید تابان و درخشان باشد. من همیشه این جمله را تحسین کرده‌ام چرا که به نظرم این عبارت مبین آن‌‌چیزی‌ست که غالب اوقات احساس می‌کنم در میانه بازار هنر گم شده‌است. بهترین آثار به ما معنای زنده بودن را نشان می‌دهند و به ما آرامش و بینش می‌دهند و الهام و افهام عرضه می‌کنند. مخاطب در واکنش شیمیایی که در واقع همان بیان هنری است به عنوان یک کاتالیزور عمل می‌کند. واکنش شیمیایی که وقتی اتفاق بیافتد، پیگیرانه می‌سوزاند.

ویرجینیا ولف در مقاله بلند «اتاقی از آن خود» می‌نویسد که ذهن یک هنرمند باید تابان و درخشان باشد. من همیشه این جمله را تحسین کرده‌ام چرا که به نظرم این عبارت مبین آن‌چیزی‌ست که غالب اوقات احساس می‌کنم در میانه بازار هنر گم شده‌است. بهترین آثار به ما معنای زنده بودن را نشان می‌دهند و به ما آرامش و بینش می‌دهند و الهام و افهام عرضه می‌کنند. مخاطب در واکنش شیمیایی که در واقع همان بیان هنری است به عنوان یک کاتالیزور عمل می‌کند. واکنش شیمیایی که وقتی اتفاق بیافتد، پیگیرانه می‌سوزاند.

عکس پرتره

عکس‌های پرتره نمونه‌های ویژه‌ای هستند چرا که به لحاظ تعریف حرفه‌ای دست کم دو نفر در خلق هر یک از این آثار نقش دارند: یکی عکاس و دیگری مدل پرتره. هیچ‌یک از این دو شخص بر دیگری کنترل کامل ندارد. در نتیجه عکس‌های پرتره تبدیل به گفتگویی میان دو طرف می‌شود، رقصی میان امیال دو فرد که به نوعی محصول یک همکاری مشترک است. بهترین پرتره‌ها آنهایی هستند که هر دو طرف اثر در آن موثر باشند و نقش بازی کرده‌باشند. عکاس پرده از اسراری می‌گشاید که کلمات از بیان آنها عاجز هستند و طبیعت پنهان و ناگفته‌ای را نمایش می‌دهد که باعث تمایز افراد از یک‌دیگر است.

پرتره‌های عالی قرینه محض چهره‌ها نیستند. این آثار شکلی ازمطالعات چهره‌خوانی و سیماشناسی (Physiognomy) یا نمونه‌های ثبت‌شده مردم‌سنجی (anthropometric) نیستند. اگر این‌گونه بود آن‌گاه هر عکاسی با یک لنز شارپ و دوربین ۵۰ مگاپیکسلی می‌توانست یک پرتره‌گیر عالی باشد. در یک پرتره جرقه‌ای از سوژه به سوی خالق اثر و آنگاه مخاطب می‌جهد، انگار یک سیناپس عصبی میان ما پیام آور این جرقه می‌شود. ما می‌توانیم تلاش خودمان را بکنیم تا این جرقه را توصیف کنیم، اما اثر واقعی آن بیش از هر چیز درونی است. عکس‌هایی را که بیشتر از همه می‌پسندم، بسیار سخت‌تر از دیگر عکس‌ها می‌توانم توصیف کنم. از همین طریق است که عکس‌های بهتر را می‌توانم تشخیص بدهم.

چند سال پیش داشتم درون جعبه‌ای از عکس‌ها در مخزن موزه ویکتوریا و آلبرت (Victoria Albert Museum) جستجو می‌کردم که ناگهان دلم ریخت. من در میان عکس‌ها به یک عکس برخوردم که عکاس مشهور دوران ویکتوریا، اسکار ریلاندر (Oscar Rejlander) از همسرش، مری بول (Mary Bull) گرفته‌بود. من تحت تاثیر این موضوع قرار گرفتم که تا چه اندازه ریلاندر همسرش را عاشقانه دوست داشته و این زن هم عاشق اوست. این احساس در عکس ثبت شده‌بود، و من نمی‌دانم چگونه! به آن خیره شدم و آن را در دستانم بالا و پایین کردم، تحلیلش کردم. اما باز هم نمی‌توانستم معمایش را بگشایم. چگونه یک عکاس می‌تواند احساسات را منتقل کند؟ کاملا روشن و بارز و مشخص، عین روز در عکس مشخص بود.

من از دوست عکاسم، توماس جاشوا کوپر (Thomas Joshua Cooper) پرسیدم که به نظر او چگونه می‌توان این قضیه را توضیح داد. او معتقد بود که حالات و اشارات سوژه باعث این حس شده‌است. حالتی که این زن سر و دستش را نگه‌داشته‌است، برقی که در چشمانش است و البته شیوه گرفتن دوربین توسط ریلاندر. و یا شاید هم البته مربوط به شیوه‌ای باشد که آن را چاپ کرده‌اند، به خاطر تنالیته عکس و غنای آن. مطمئنم که حق با توماس بود. همه اینها نشانه‌هایی است از اینکه علاقه در سطح زیست‌شناسانه وجود دارد. یک عکاس باید بداند که همه این جزئیات می‌تواند در مطالعه پرتره در دید مخاطب، به نظر بیاید. عکاسان خوب از این عناصر به نفع خودشان استفاده می‌کنند.

اما همچنان نکات بیشتری هم وجود دارد. دوربین‌ و لنزها چیزی جز ماشین نیستند و در ذات خودشان کور و بی‌اراده و فاقد اندیشه‌اند. آنها ابزار هستند، وسیله‌ای برای رسیدن به هدف. جستجوی دل و روح دوربین با نگاه کردن به آن مانند این است که به چشمان شفاف یک کوسه چشم بدوزیم و در جستجو رحم و مروت در آن باشیم. هر دو مفهوم غیرقابل یافتن هستند. انسانیتی که ما در عکس‌ها می‌بینیم نتیجه تلاشی انسانی هستند، تلاشی مطلقا انسانی.

اگر زمانی توانستم دریابم که چگونه احساسات می‌توانند در عکس‌ها حیات پیدا کنند، آن‌گاه خودم را بازنشسته می‌کنم و سراغ یک کار دیگر می‌روم. چرا که برای من چیزی که باعث می‌شود عکاسی تا این حد جذاب باشد این واقعیت است که ماشینی تا این حد بی‌احساس را می‌توان به نام احساسات ناب بشری به خدمت گرفت. وقتی که من در جستجوی یک عکس بسیار خوب هستم، فقط در جستجوی همین هستم. دوست دارم اثر بیش از آنکه پاسخ دهد سوال بپرسد. دوست دارم ته‌مزه‌اش هیچ‌وقت از دهانم نرود. دنبال آینه‌ای هستم که بازتابی از خودم را نمایش دهد. عکسی که باعث شود بارها و بارها بازگردم و آن را تماشا کنم. عکسی که هر اندازه سنم بیشتر می‌شود، با من رشد کند و در ذهنم بزرگ‌تر شود. عکسی که آن‌گونه که ولف به خوبی توصیف کرده‌است، درخشان و تابان باشد.

 

منبع: ypch.ir

دیدگاه‌ها برای مقدمات عکاسی: آشنایی با لنزها با سارا سپاهی

همانطور که می‌دانید، یکی از مزایای مهم دوربین‌های DSLR امکان تعویض لنز در آنها است. در این مطلب کوتاه به معرفی انواع لنز‌های موجود برای دوربین‌های DSLR می‌پردازیم. این مطلب به برند خاصی از لنز و دوربین وابسته نیست و در مورد تمام لنز‌ها و دوربین‌های DSLR شرکت‌های مطرح (نیکون، کانن، سونی، پنتاکس و غیره) صادق است.

قبل از دسته‌بندی لنز‌ها که عمدتاً بر اساس فاصله‌ی کانونی صورت می‌گیرد، نیاز است در مورد دیافراگم لنز هم کمی توضیح دهیم. دریچه‌ای که در وسط لنز راه را برای رسیدن نور به سنسور تصویر باز می‌کند دیافراگم نامیده ‌می‌شود. هرچه گشودگی این دریچه بیشتر باشد نور بیشتری به سنسور تصویر می‌رسد. لنز‌های زوم ممکن است دارای دیافراگم ثابت یا متغیّر باشند. در لنز‌های زوم با دیافراگم ثابت، با زوم‌کردن دریچه‌ی دیافراگم ثابت و در بازترین حالت باقی ‌می‌ماند؛ اما در لنز‌های زوم با دیافراگم متغیّر، همزمان با زوم‌ کردن دریچه‌ی دیافراگم هم بسته‌تر می‌شود. قراردادن دیافراگم‌های بسیار باز و ثابت (مانند f/2.8 و بازتر) در لنز‌های زوم با پیچیدگی‌هایی همراه است که باعث می‌شود قیمت چنین لنز‌هایی در مقایسه با لنز‌های زوم با دیافراگم بسته‌تر و متغیّر بسیار بالاتر باشد. بنابراین، اکثر لنز‌های زوم ارزان‌قیمت (مانند لنز کیت 18-55mm f/3.5-5.6 دو شرکت کانن و نیکون) دارای دیافراگم‌های متغیّر هستند.

Prime Zoom

پرایم و زوم: در یک دسته‌بندی کلّی لنزهای دوربین‌های DSLR را می‌توان به دو گروه زوم و پرایم تقسیم‌بندی کرد. لنز‌های پرایم دارای فاصله‌ی کانونی ثابتی هستند و امکان زوم‌کردن در آنها وجود ندارد. این امر باعث می‌شود که خیلی از عکاسان مبتدی به خاطر نبود امکان تغییر فاصله‌ی کانونی از این لنز‌ها دوری کنند؛ اما با این وجود، این لنز‌ها نسبت به لنز‌های زوم دارای مزیّت‌هایی هم هستند. اول اینکه ارزان‌تر بوده و به طور کلّی به نسبت قیمتشان از لنز‌های زوم شارپنس بالاتری دارند. دوم اینکه این لنز‌ها به نسبت لنز‌های زوم وزن و اندازه‌ی کوچک‌تری دارند و این حمل آنها را آسان‌تر می‌کند. لنز‌های زوم دارای فاصله‌ی کانونی متغیّر هستند. دامنه‌ی زوم لنز‌های زوم هم متفاوت است. محبوب‌ترین نوع این لنز‌ها لنز‌های زوم استاندارد (مانند لنز‌های 24-70mm) هستند که معمولاً از فاصله‌ی کانونی واید تا کمی تله را پوشش می‌دهند. پیچیدگی‌های ساختاری این‌لنز‌ها سبب می‌شود که لنز‌های زوم باکیفیّت و شارپنس بالا از لنز‌های پرایم به مراتب ‌قیمت‌ بالاتری داشته ‌باشند. همچنین، بسته‌ به دامنه‌ی زوم و ویژگی‌های دیگر، این ‌لنز‌ها اغلب بزرگ‌تر و سنگین‌تر از لنز‌های پرایم هستند. با این حال، سهولت استفاده از لنز‌های زوم باعث شده تا اکثر عکاسان حرفه‌ای برای کاربری‌های معمول خود لنز‌های زوم را به لنز‌های پرایم ترجیح‌ دهند.

Normal lens

لنز نرمال: در دوربین‌های فیلم 35 میلیمتری و DSLRهای فول‌فریم فاصله‌ی کانونی 50 میلیمتر را نرمال می‌دانند. نرمال بودن به معنی دارا بودن زاویه‌ی دیدی شبیه به زاویه‌ی دید چشمان انسان است. تقریباً تمام تولیدکنندگان مطرح لنز در خط تولید خود یک لنز پرایم 50 میلیمتری هم دارند. در دوربین‌های سایز APS-C (مانند کانن 700D و نیکون D5200) به دلیل کوچک‌تر بودن اندازه‌ی سنسور تصویر، فاصله‌ی کانونی نرمال هم کمتر بوده و بین 30 تا 35 میلیمتر است.

Wide

واید و سوپر واید: در دوربین‌های فیلم 35 میلیمتری و DSLRهای فول‌فریم، معمولاً فواصل کانونی کمتر از 50 میلیمتر را واید می‌دانند. همچنین، فواصل کانونی کمتر از 24 میلیمتر را سوپر واید یا به عبارت دیگر اولترا واید به حساب می‌آورند. اغلب لنز‌های سوپر واید از نوع زوم هستند. در لنز‌های ساخته‌شده مخصوص دوربین‌های APS-C هم اکثر لنز‌های سوپرواید از نوع زوم بوده و شامل دامنه‌‌هایی نظیر 11-16mm و 11-24mm می‌باشند. بیشترین کاربرد لنز‌های واید و سوپر واید در عکاسی منظره و در عکاسی در محیط‌های بسته‌ی کوچک است که امکان فاصله‌گرفتن از سوژه وجود‌ ندارد. در کمترین میزان فواصل کانونی، لنز‌هایی معروف به لنز‌های Fisheye (چشم ماهی) وجود دارند که زاویه‌ی ‌دید آنها 180 درجه (از قطر) است. در دوربین‌های فول‌فریم، با لنز‌های 15 و 16 میلیمتری می‌توان به این زاویه‌ی دید دست ‌یافت. در دوربین‌های کراپ APS-C، برای رسیدن به زاویه‌ی دید 180 درجه، لنز باید دارای فاصله‌ی کانونی برابر با 8 میلیمتر باشد.

Telephoto

تِله فوتو و سوپرتِله: لنز‌هایی که دارای فاصله‌ی کانونی بیش از 50 میلیمتر در دوربین‌های فول‌فریم و بیش از 35 میلیمتر در دوربین‌های APS-C باشند در محدوده‌ی تله قرار می‌گیرند. قدرت تله‌ی لنز‌ها متفاوت است و هرچه لنزی دارای فاصله‌ی کانونی بیشتری باشد قدرت تله‌ی بیشتری هم خواهد داشت. بسیاری از لنز‌های تله هم نظیر لنز‌های واید از نوع زوم هستند. لنز‌های زوم دارای فاصله‌ی کانونی 70-200mm از محبوب‌ترین لنز‌ها با قدرت تله‌ی متوسط هستند. یکی از مهمترین کاربرد‌های این لنز‌ها در عکاسی پرتره است که در آن فاصله‌ی کانونی تله باعث می‌شود اعضای صورت بدون اعوجاج و طبیعی‌تر در عکس ثبت‌ شوند. معمولاً لنز‌های دارای فاصله‌ی کانونی بیش از 300 میلیمتر را سوپرتله می‌دانند. بعضی لنز‌های سوپر‌تله آنقدر بزرگ و سنگین هستند که برای استفاده از آنها لنز را باید بر روی سه‌پایه ‌قرارداده و دوربین را به آن متّصل‌کرد!

Macro Lenses

لنز‌ ماکرو: لنز‌ ماکرو به لنزی گفته می‌شود که دارای بزرگنمایی حداقل یک به یک در نزدیکترین فاصله‌ی قابل فوکوس باشد. بزرگنمایی یک به یک (یا 1x) بدین معنی است که اندازه‌ی سوژه‌ی عکاسی ‌شده بر روی سنسور تصویر دوربین دقیقاً برابر با اندازه‌ی واقعی سوژه است. بزرگنمایی 1x حداقل میزانی است که یک لنز را ماکروی واقعی می‌کند؛ اما لنز‌های ماکرو ممکن است دارای بزرگنمایی بیشتری تا پنج به یک (5x) هم باشند. لنز‌های ماکرو در فواصل کانونی متفاوتی تولید می‌شوند (مانند 40، 60 و100 میلیمتر) و بسته به کیفیت اُپتیکی و میزان بزرگنمایی دامنه‌ی قیمتی وسیعی دارند. فاصله‌ی کانونی بیشتر به عکاسان ماکرو کمک می‌کند تا بتوانند با دورتر قرار‌دادن دوربین از سوژه راحت‌تر به نورپردازی سوژه بپردازند.

 

دیدگاه‌ها برای راهنمای فلاش‌های Speedlite کانن (2) با محمد امیرمیران

 

در بخش قبلی راهنمای فلاش‌های کانن، درباره سه مدل نخست از فلاش‌های کانن توضیح دادیم. در این بخش، فلاش‌های دیگر کانن را معرفی می‌کنیم.

CANON SPEEDLITE 580EXII

580EX II

فلاش 580EX II برادر بزرگ‌تر 430EX II به حساب می‌آید. این فلاش کمی قوی‌تر، کمی پیچیده‌تر، کمی بزرگ‌تر، کمی سنگین‌تر و البته خیلی گران‌تر از مدل قبلی خودش است.

شاید مهم‌ترین دلیل برای اینکه یک نفر بخواهد به جای 430EX II از 580EX II استفاده کند، چندان به عدد راهنمای 58 در این فلاش که قوی‌تر از عدد راهنمای 43 در مدل قبلی است ارتباطی نداشته باشد. مهم‌ترین مزیت 580EX II نسبت به مدل قبلی امکان استفاده به عنوان فلاش Master برای کنترل فلاش‌های دیگر (Slave) به صورت بی‌سیم است. البته این کنترل از راه دور به صورت رادیویی نیست و براساس تابش نور انجام می‌شود.

از آنجا که در نوردهی‌هایی که با چند فلاش انجام می‌شود، معمولا یک فلاش به عنوان Master باقی فلاش‌ها را کنترل می‌کند، بنابراین به دلیل قیمت بالای این مدل، اغلب عکاسان ترجیح می‌دهند فقط یکی از چند فلاشی که در کیف‌شان می‌گذارند 580EX II باشد و باقی فلاش‌های یک کیت را از مدل 430EX II خریداری می‌کنند. ضمن اینکه فلاش برخی از مدل‌های جدید‌تر کانن مانند 7D و 600D و مدل‌های بعد از آنها، خود می‌توانند به عنوان Master عمل کنند. بنابراین با وجود این قابلیت در دوربین‌های جدید کانن، شاید تنها دلیل استفاده از مدل 580EX II، قدرت بالای آن باشد.

SPEEDLITE 600EX-RT

600EX RT

فلاش 600EX-RT آخرین مدل از خانواده فلاش‌های کانن و قوی‌ترین آنهاست. عبارت RT در این فلاش مخفف عبارت Radio Transmitter به معنی فرستنده رادیویی است. زیرا این فلاش به صورت داخلی، مجهز به یک فرستنده رادیویی می‌باشد که می‌تواند بدون نیاز به پالس‌های نوری، به صورت بی‌سیم با فرستنده‌های رادیویی هم خانواده خودش ارتباط برقرار کند.

ارتباط بی‌سیم از طریق پالس‌های نور تابیده شده (که البته آن نیز در 600EX RT تعبیه شده است) در اغلب اوقات چندان قابل اطمینان نیست. زیرا نه تنها استفاده از این قابلیت محدودیت فاصله دارد و ممکن است از فواصل دور اصلا ارتباط برقرار نکند، بلکه می‌بایست ارتباط مستقیم بین فلاش‌ها وجود داشته باشد یا اصطلاحا فلاش‌ها بتوانند همدیگر را ببینند. بنابراین در صورتی که یک شی حائل بین فلاش‌ها قرار بگیرد، به احتمال زیاد نمی‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند.

اغلب عکاسان حرفه ای برای رفع این محدودیت از تریگر‌های رادیویی مانندPocket Wizard  یا Phottix Odin برای این کار استفاده می‌کنند. خوشبختانه کانن برای اولین بار این تریگر را به صورت داخلی در خود فلاش تعبیه کرده است. البته این فلاش قیمت نسبتا بالایی دارد و ضمنا برای تحریک شدن توسط دوربین به یک فلاش 600EX RT دیگر یا یک فرستنده مانند ST-E3-RT که همراه با همین فلاش معرفی شد استفاده کنید. مدتی پیش شرکت فوتیکس فرستنده Laso را برای این سری از فلاش‌ها با همین قابلیت معرفی کرد. این فرستنده و گیرنده فوتیکس مخصوص فلاش‌های سری RT کانن و همچنین فلاش‌های مجهز به قابلیت E-TTL / E-TTL II طراحی و ساخته شده است و برد آن نزدیک به 100 متر است.

فلاش 600EX-RT و همچنین تریگر همراه آن برای عکاسانی که استفاده زیادی از فلاش‌های‌شان می‌کنند مقرون به صرفه است. به عنوان مثال عکاسان عروسی یا خبری که ممکن است گاهی اوقات به طور پیوسته تعداد زیادی فلاش بزنند، می‌توانند مطمئن باشند که این فلاش‌ هرگز داغ نمی‌کند یا در شرایط حساس از کار نمی‌افتد. ضمن اینکه می‌تواند به راحتی به صورت بی‌سیم مورد استفاده قرار بگیرد و برای نورپردازی بسیار مناسب است.

Mitros+

فلاش‌هایی که در اینجا نام بردیم، همگی جزو محصولات نورپردازی شرکت کانن هستند. اما انتخاب‌های عکاسان محدود به این محصولات نمی‌شود. بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز محصولات خوبی در این زمینه به بازار عرضه کرده‌اند که با قیمت‌هایی مقرون به صرفه، امکانات بالایی را در اختیار کاربران می‌گذارند. از جمله این محصولات می‌توان به Mitros ، محصول ستایش شده شرکت Phottix اشاره کرد که تیم فوتیکس بیش از سه سال برای طراحی و ساخت آن وقت صرف کرده است. امکانات فوق‌العاده در کنار کیفیت ساخت بالا، این فلاش را به یک جایگزین خوب برای فلاش‌های رده بالای کانن تبدیل کرده است.

تجربه شما با فلاش‌های کانن چیست و چه پیشنهادی برای کاربران دیگری که می‌خواهند از این فلاش‌ها استفاده کنند دارید؟

دیدگاه‌ها برای چگونه واضح ترین عکس ممکن را بگیریم؟ نکته‌ای کوتاه اما مهم با امید استاجی

معمولاً لنز ها در دیافراگمی نیمه باز ( دیافراگمی مانند f/8 و f/11 ) واضح ترین نتیجه را در پی خواهند داشت. در این مطلب کوتاه به شما خواهیم گفت که چگونه با لنز خود بتوانید وضوح عکس خود را افزایش دهید.

هر چه دیافراگم بسته تر باشد، سرعت شاتر باید پایین تر بیاید، بنابراین شما باید ISO را بالا ببرید تا بتوانید از سرعت شاتر نسبتاً بالایی استفاده کنید تا لرزشی در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: اشتباهات رایج در انتخاب سرعت شاتر و بهترین تنظیماتی که باید استفاده کنید

سرعت شاتری که لرزش دست را ثبت نمی کند معمولاً سرعتی سریعتر از عدد ۱ بر روی اندازه فاصله کانونی است ( فاصله کانونی / ۱ )، مانند ۱/۵۰ ثانیه برای لنز ۵۰mm نصب شده بر روی دوربین Full-frame.

سیستم لرزش گیر لنز به شما این اجازه را می دهد تا با گرفتن دوربین در دست بتوانید با سرعت شاتر پایین تر عکس واضح تری بگیرید بدون اینکه مقدار ISO را بالا ببرید و یا دیافراگم دوربین را بیشتر باز کنید.

بعضی لرزش گیر ها به قدری قوی هستند که با فعال کردن آنها می توانید با سرعتی بسیار پایین تر از سرعت معمول عکس بگیرید و لرزش دست شما در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: 5 نکته برای بدست آوردن شارپ‌ترین عکس‌های ممکن

اگر چه، ار چنین لنز هایی هم اگر درست استفاده نکنید عکس کاملاً واضحی نخواهید داشت و لبه های اجسام داخل عکس نرم شده و جزئیات آنطور که باید واضح ثبت نخواهند شد.

 

منبع: Lenzak

دیدگاه‌ها برای ۷۷ تکنیک، ترفند و آموزش عکاسی از هرچیزی با محمد

اگر تازه یک دوربین جدید خریده اید و به دنبال یاد گرفتن چند تکنیک جدید عکاسی هستید یا مدتی است که عکاسی را شروع کرده اید و می خواهید در آن استاد شوید، منابع اینجا در اختیار شماست.
این لیست ۷۷ تا از محبوب ترین تکنیک های عکاسی را پوشش می دهد، بنابراین اگر می خواهید عکاسی پرتره خود را ارتقا دهید یا بیاموزید که چگونه عکس های منظره بهتری بگیرید، راز کلوز آپ های شارپ را بدانید یا عکاسی خیابانی را شروع کنید، نکته ها و ترفند های ضروری را اینجا پیدا خواهید کرد.

آموزش عکاسی پرتره / نکات و ترفندهایی برای عکاسی پرتره

۱ – فوکوس بر روی چشم ها

اگر چه ارتباط چشمی در پرتره همیشه مطلوب نیست، اما چشم های تیز بین قطعا هستند. یک نقطه فوکوس را که بر روی چشم های سوژه قرار دارد را به صورت دستی انتخاب کنید، یا نقطه فوکوس مرکزی را که بر روی چشم های مدل قرار دارد را انتخاب و فوکوس را بر روی چشم های آن قفل کنید.

سپس، با فشار نیمه دکمه شاتر فوکوس را در حالت قفل نگه دارید، سپس قبل از گرفتن عکس دوباره ترکیب بندی را انجام دهید.

۲ -استفاده از لنز های استاندارد یا تله

برای عکاسی پرتره محیطی، یعنی فضایی که می خواهید یک فرد را درون یک بافت خاص نشان دهید انتخاب فوق العاده مناسبی است. با این حال لنز های واید که در عکاسی کلوز آپ استفاده می شوند اجزای صورت شخص را تحریف و تصاویر ناخوشایندی خلق می کند. انتخاب بهتر برای عکاسی پرتره استفاده از لنز استاندارد یا لنز های تله کوتاه است. فاصله کانونی استاندارد برای پرتره در دوربین های فول فریم لنز های اولیه ۵۰ میلی متر، ۸۵ میلی متر و ۷۰-۲۰۰ میلی متر است.

۳ – استفاده از حالت تقدم دیافراگم

تقدم دیافراگم به شما امکان کنترل مستقیم دیافراگم و به دنبال آن امکان کنترل عمق زمینه را می دهد.
لنزهای پرایم سریع، مانند ۵۰mm f/1.4 و ۸۵mm f/1.2 به شما این امکان را می دهد تا دیافراگم های خیلی باز را برای داشتن تصاویری با عمق میدان کم انتخاب کنید. این لنز ها به شما کمک می کند تا پس زمینه صاف خارج از فوکوسی داشته باشید که به شما کیفیت پرتره حرفه ای می دهد.

۴ – استفاده از نور پنجره

شما برای گرفتن عکس های پرتره در خانه احتیاجی به کیت نور استودیویی خانگی ندارید، یک پنجره و یک رفلکتور می تواند به شما کمک کند تا بدون صرف هزینه خیلی زیاد به پرتره با نور خیره کننده طبیعی دست پیدا کنید. مدل خود را در زاویه ای مقابل پنجره قرار دهید و از یک رفلکتور سفید یا نقره ای برای انداختن سایه بر روی صورت سوژه استفاده کنید. رفلکتور نقره ای نور با وضوح بیشتری از نور سفید می دهد، اگرچه تاثیر آن با این نخواهد بود. مراقب رنگ هایی که از طریق شیشه پنجره بر روی سوژه می افتد باشید، رنگ سبز چمنی به پوست حالت مرض می دهد، در حالی که نور خورشید موقع عصر نور بسیار گرمی را انعکاس می دهد.

۵ – پرتره High-key

به عمد نور زیاد یا over را انتخاب کنید تا تاثیرنور high-key را ایجاد کند و ظاهر ظریفی در پرتره خانم ها و و عکس کودکان ایجاد می کند. این ترفند را بعدا با استفاده از نرم افزارهایی مانند فتوشاپ نیز می توان انجام داد. عکاسی با فرمت فایل RAW امکان ویرایش بیشتری به شما می دهد، به طوری که شما می توانید در مقایسه با JPEG جزئیات بیشتری را از طیف رنگی موجود در فایل های RAW استخراج کنید.

۶ – پرتره از نوزادان

پرتره از نوزادان
پرتره از نوزادان

 

 

هنگام عکاسی پرتره از نوزادان، نور طبیعی بهترین گزینه است. نور فلاش فقط چهره آنها را رنگ پریده می کند. سعی کنید آنها را نزدیک پنجره قرار دهید و از یک رفلکتور برای هدایت بیشتر نور بر روی آن استفاده کنید. هر چه نور بیشتری به روی سوژه بتابانید، می توانید از حساسیت ایزوی کمتری استفاده کنید تا بهترین کیفیت عکس ممکن را داشته باشید. برای داشتن عکس کودکان در بهترین حالت آنها، درست بعد از غذا خوردن یا وقتی که اول صبح از خواب بیدار می شوند از آنها عکاسی کنید. در این زمان ها آنها بسیار فعال تر و هوشیار تر از دیگر ساعت های روز هستند و شما به راحتی می توانید از آنها عکس هایی بگیرید که مورد پسند پدر و مادر آنها باشد.

۷ – عکاسی از کودکان

عکاسی از کودکان
عکاسی از کودکان

 

 

عکسبرداری از کودکان بسیار لذت بخش اما چالش برانگیز است. مدت عکاسی پرتره از کودکان را کوتاه و سرگرم کننده سازید. با آنها بازی کنید: برای برقراری ارتباط چشمی با آنها از او بخواهید به عکس خود که در جلوی لنز افتاده نگاه کند. یک لنز واید بر روی دوربین نصب کنید و بدون اینکه به دوربین نگاه کنند از آنها عکاسی کنید و از آنها بخواهید که موقع شنیدن صدای شاتر لبخند بزنند. بهترین فرصت برای عکاسی وقتی است که آنها برای لحظه ای آرام هستند مانند وقتی که بر روی اسباب بازیشان تمرکز کرده اند. با صحبت کردن با آنها و نشان دادن عکس هایشان بر روی LCD آنها را با قضیه درگیر کنید.

۸ – عکاسی در حالت پیاپی

عکاسی در حالت پیاپی

چه در حالت عکاسی پرتره کودکان یا پرتره دسته جمعی، دوربین را در سریع ترین تنظیمات درایو قرار دهید. این کار شانس گرفتن عکس هایی که در آن چشم های سوژه ها در عکس های پرتره گروهی باز باشد را افزایش می دهد. اگر در عکس ها همه سوژه ها چشم شان باز نیست و در کسری از ثانیه چند سری عکس داشتید، می توانید به آسانی چهره را در فتوشاپ ویرایش کنید.

 

۹ – ژست دادن پرتره دسته جمعی

هنگامی که یک پرتره گروهی را سازماندهی می کنید، اولین چیزی که احتمالا مورد توجه شما قرار می گیرد ارتفاع است، افراد بلند قد را در پشت و کوتاه قد ها را در جلوی کادر قرار دهید. به هر حال نگاهی هم به لباس های آنها داشته باشید. وقتی که تنها بر روی قد افراد تمرکز کرده اید، رنگ های رنگ های متضاد نادیده گرفته می شوند، و این در نتیجه پایانی کار بسیار چشمگیر است. برای اینکه مطمئن شوید که چهره همه افراد در عکس واضح است حداقل از دیافراگم f/8 با یک لنز واید استفاده کنید. اما اگر در محیط داخلی پرتره دسته جمعی می اندازید، در آن دیافراگم بهتر است از ایزوی بالا استفاده کنید تا بدون سه پایه عکس واضحی داشته باشید. عکس شما ممکن است پر از نویز باشد، و حتی ممکن است سرعت شاتر هم به اندازه کافی بالا نباشد که تصویر واضحی ارائه دهد. یک ترفند در اینجا این است که تمام افراد را در یک خط در فاصله کانونی یکسان قرار دهید، به این ترتیب دیافراگم لازم نیست که خیلی باریک باشد.

‍ ۱۰ – ایده هایی در مورد ژست عکس های خانوادگی

ایده هایی در مورد ژست عکس های خانوادگی
ایده هایی در مورد ژست عکس های خانوادگی

 

 

فکر کنید که چیدمان افراد در پرتره های فامیلی چگونه می تواند ارتباط بین اعضای مختلف خانواده را بگوید. یک ایده بسیار ساده این است که بر روی پدر و مادر خانواده یا عضو تازه وارد خانواده تاکید کنید. با قرار دادنن سایر اعضای خانواده در این بین می توانید فاصله کانونی واضحی ایجاد کنید. برای عکاسی از خانواده های بزرگ تر از مبلمان استفاده کنید، تا بتوانید انها را به گروه های مختلف تقسیم کنید. کودکان را در مقابل آن و بزرگترها را در پشت سر آنها بگذارید.

۱۱ – پرتره با نور شمع

وقتی که می خواهید با نور شمع عکاسی کنید، لازم است که ایزو را تا ۱۶۰۰ و بالاتر افزایش دهید و اگر سرعت شاتر بالا می خواهید تا همه حرکات مدل را ثبت کنید با دیافراگم بسته تر کار کنید. فلاش دوربین را خاموش کنید و از حالت نوردهی دستی استفاده کنید. تمام نورها را خاموش کنید تا فقط فاصله بین صورت سوژه تا دوربین با نور شمع روشن باشد و بقیه اتاق تاریک باشد. اگر می خواهید پرتره با نور شمع بگیرید، از تعداد بیشتری شمع استفاد ه کنید. نه تنها با این کار مقدار نور لازم برای نوردهی را افزایش می دهید بلکه این کار به شما این امکان را می دهد که گسترش روشنایی سایه های نرمتری داشته باشید.

آموزش عکاسی منظره (Landscape) / نکات و ترفندهایی برای عکاسی منظره (Landscape)

۱ – استفاده از فیلتر های مدرج ND و پولاریزه


استفاده از فیلتر های مدرج ND و پولاریزه

 

 

عکاس های لند اسکیپ اغلب برای حل مشکلات نوردهی یا دستیابی به افکت هایی که ایجاد آنها با برنامه های ویرایشی سخت است، فیلترهای مختلفی را با خود حمل می کنند. اگرچه عکاسی HDR و تلفیق نوردهی در فتوشاپ استفاده از لنزهای ND مدرج را در طبیعت کمتر می کند، اما فیلتر های plain ND و پولاریزه هنوز جایگاه خود را در عکاسی لند اسکیپ حرفه ای حفظ کرده اند. فیلتر های ND مقدار نوری را که به لنز می خورد را کاهش می دهد و سرعت شاتر را برای نوردهی طولانی در عکاسی لند اسکیپ بیشتر می کند. فیلتر های پولاریزه انعکاس را از سطح آب و برگ های براق حذف می کند و کنتراست را بین آسمان آبی و ابرهای سفید افزایش می دهد. گرچه هر دوی این افکت ها در فتوشاپ وجود دارد اما انجام آنها داخل دوربین نیز کار جالب و سرگرم کننده ای است.

۲ – سطح افق


سطح افق

 

 

ااغلب اوقات شما می خواهید که خط افق در تصویر شما تراز باشد. این نکته به ویژه در عکاسی از مناظر دریایی مهم است در غیر این صورت به نظر می رسد که آب در حال سرریز شدن به بیرون کادر است. صفحه LCD دوربین شما در حالت Live View یک کادر شبکه ای دارد که می توان آنرا از طریق منو فعال کرد تا مطمئن شد که خط افق تراز است، و ممکن است حتی نمایشگر الکترونیک سطح داشته باشد که می تواند در بالای تصویر قرار گیرد. اگر دوربین شما این ویژگی ها را ندارد، از ردیف نقاط فوکوس خودکار در منظره یاب به عنوان یک راهنمای حدسی برای تراز بودن خط افق استفاده کنید.

۳ – تکنیک فوکوس ابر کانونی (بینهایت)


تکنیک فوکوس ابر کانونی (بینهایت)

 

 

عمق میدان هنگام عکاسی لند اسکیپ بسیار حائز اهمیت است. عمق میدان برای نمایش جزئیات زیاد- از جزئیات پیش زمینه تا افق های دور- و شارپ بودن آن تا حد ممکن، مطلوب است. برای افزایش عمق میدان، دیافراگم پایین تر را انتخاب و سپس به صورت دستی بر روی فاصله ابر کانونی فوکوس کنید. این نقطه ای است که در آن عمق میدان تقریبا از نصف فاصله ابر کانونی تا بی نهایت امتداد پیدا می کند. فاصله ابر کانونی بر اساس فاصله کانونی و دیافراگمی که از آن استفاده می کنیم تغییر می کند، در نتیجه ما پیشنهاد می کنیم که از یکی از اپلیکیشن های مفید ابر کانونی موجود در تلفن های هوشمند که فاصله ابر کانونی را محاسبه می کنند استفاده کنید.

۴ – لنز های تله برای عکاسی از مناظر (Landscape)


لنز های تله برای عکاسی از مناظر

 

 

استفاده از لنز واید هنگام عکاسی لند اسکیپ یک امر بدیهی است، اما لنز تله نیز یک بخش ضروری کیت های دوربین در عکاسی لند اسکیپ خلاق است. لنز تله شما را قادر می سازد تا عناصر صحنه را فشرده کنید و پیش زمینه و پس زمینه را نسبت به عکسی که با لنز الترا واید گرفته می شود به یکدیگر نزدیک تر کنید. زوم با لنز های تله رشته کوه ها را فشرده تر و درختان را در جنگل ها متراکم تر نشان می دهد. لنزهای تله همچنین می توانند ترکیب بندی عکس های لند اسکیپ را آسان تر کنند به طوری که زاویه دید باریک تری را در مقایسه با لنز های واید می گیرند.

۵ – عکس های لند اسکیپ HDR


عکس های لند اسکیپ HDR

 

 

عکاسی High Dynamic Range (HDR) شما را قادر می سازد تا تمام جزئیات را که معمولا نمی توانید در یک عکس تنها قرار دهید را در تمام مناطق عکس نشان دهید. عکاسی HDR لزوما شامل تعدادی عکس است که با نوردهی های مختلف گرفته می شود – یا به صورت دستی یا با استفاده از autoexposure bracketing دوربین های DSLR و سپس بهترین شات از هر نوردهی در یک تصویر واحد ترکیب می شود. دوربین های DSLR های میان رده و نیمه حرفه ای مانند Canon EOS 5D Mark III و Nikon D800 حالت عکاسی HDR داخلی دارند که عکس ها را در داخل دوربین ترکیب می کند. به هر حال برای کنترل و انعطاف پذیری بیشتر آنرا بعدا با نرم افزار های تخصصی مانند MacPhun’s Aurora HDR 2017 انجام دهید.

۶ – لند اسکیپ با نوردهی طولانی مدت

لند اسکیپ با نوردهی طولانی مدت
لند اسکیپ با نوردهی طولانی مدت

 

 

استفاده از نوردهی طولانی برای عکاسی لند اسکیپ باعث می شود تمام عناصر متحرک صحنه به صورت تار ثبت شوند. اگر در عکاسی لند اسکیپ از سرعت شاتر چند ثانیه ای استفاده کنید؛آبشار، امواج و درختان در روزهای بادی حرکات جالبی را به آنها اضافه می کنند. نوردهی که به قدر کافی آهسته باشد معمولا نیازمند دیافراگم کوچک، ایزو پایین و نور کم است. با این حال، شما می توانید با نصب فیلتر ND در نور زیاد به این شرایط برسید. فیلتر های ND با درجه بندی های مختلف وجود دارند که هر کدام بسته به درجه خود مقدار متفاوتی از میزان نوری که به لنز می رسد را بلاک می کنند. فیلتر های ND قوی، مانند Big Stopper به شما این امکان را می دهند تا حتی در روزهای خیلی روشن نوردهی طولانی در حد چند دقیقه ایجاد کنید. یک فیلتر ND 10-stop مانند Big Stopper یا B+W ND110 شما را قادر می سازد که تصویر یک دریای توفنده را به یک آبگیر با امواج آرام تبدیل کنید.

۷ – لند اسکیپ Tilt-shift


لند اسکیپ Tilt-shift

 

 

عکاسی Tilt-shift شما را قادر می سازد تا شارپنس دیافراگم لنز باز را با عمق میدان وسیع که معمولا با دیافراگم کوچک به دست می آورید را ترکیب کنید. این کار با استفاده از لنز tilt-shift انجام می شود که می تواند کنترل پلان فوکوس و اصلاح خط های عمودی همگرا را انجام دهد. قانع کننده ترین لند اسکیپ های tilt-shift عناصر سخت افزاری مثل قطار، قایق، ماشین و موقعیت عکاسی از بالا را با یکدیگر ترکیب می کنند و نمایی مانند اسباب بازی بر روی کف اتاق را می دهند. گرچه لنز های tilt-shift گران هستند، پس چرا یک عکس مینیاتوری tilt-shift تقلبی در فتوشاپ نسازیم؟ نتیجه به همان میزان موثر خواهد بود.

۸ – عکس های لند اسکیپ سیاه سفید


عکس های لند اسکیپ سیاه سفید

 

 

اگر می خواهید عکس های لند اسکیپ سیاه و سفید خوبی بگیرید، عکس رنگی بگیرید. با استفاده از تنظیم کیفیت عکس tender دوربین دیجیتال به جای JPEG، شما یک عکس رنگی خواهید داشت که می توانید با استفاده از برنامه های ویرایش عکس Lightroom یا Photoshop آنرا به سیاه و سفید تبدیل کنید. استفاده از این تکنیک به این معنی است که می توانید کنترل کاملی بر تیدیل سیاه و سفید مانند استفاده از split-toning یا color-popping outcome داشته باشید. اگرچه با فرمت tender عکاسی می کنید، یک عکس سیاه و سفید نیز بگیرید. این کار یک پیش زمینه خوب از نمونه کار سیاه و سفید به شما می دهد.

۹ – پاناروما


پاناروما

 

 

به جای استفاده از لنز الترا واید و فشرده کردن کل صحنه در یک کادر بهتر عکاسی لند اسکیپ پاناروما را امتحان کنید. برای ساخت پاناروما، با استفاده از دوربینی که به صورت افقی قرار گرفته است یک سری عکس که با هم تداخل دارند بگیرید. با این روش تصاویر بزرگتری نسبت به دوربین در حالت عمودی دارید. گرچه سه پایه های مخصوص پاناروما موجود است، اما استفاده از انها همیشه لزومی ندارد به ویژه اینکه نرم افزار هایی وجود دارد که به صورت خودکار تصاویر پاناروما را به یکدیگر وصل می کند. به ویژه آخرین نسخه اپلیکیشن Photomerge در فتوشاپ این فرایند را به خوبی انجام می دهد. وقتی عکس هایی می گیرید که باید ترکیب شوند تا عکس پاناروما بسازند، از تنظیمات دستی مانند نوردهی دستی، فوکوس دستی و وایت بالانس دستی استفاده کنید تا از یکپارچگی در هر تصویر مطمئن شوید.

۱۰ – عکس های مادون قرمز


عکس های مادون قرمز

 

 

اگرچه می توانید افکت مادون قرمز را در فتوشاپ نیز ایجاد کنید، اما هیچ چیز نمی تواند جای انجام آن با دوربین را بگیرد. لند اسکیپ های مادون قرمز می توانند به صورت رنگی یا سیاه و سفید ثبت شوند که هر کدام ظاهر و احساس متفاوتی را نشان می دهند. برای داشتن بهترین عکس ها، بهتر است یک DSLR قدیمی را به مادون قرمز تبدیل کنید. یک بار که از تبدیل کننده مادون قرمز استفاده کردید شما دیگر نمی توانید از آن برای عکاسی رنگی معمولی خود استفاده کنید. اما این کار راحت تر از بستن یک توده همراه با فیلتر IR بر روی دوربین است.

۱۱ – عکاسی مینیمالیست


عکاسی مینیمالیست

 

 

عکس های مینیمال معمولا سیاه و سفید، اغلب مربع و غالبا با استفاده از فیلتر های ND گرفته می شوند. زوم تله به شما کمک میکند جزئیات قابل توجهی را در کادر قرار دهید تا عکس های لند اسکیپ مینیمال فوق العاده ای داشته باشید. به دنبال یک درخت تک، یک ابر تنها و سنگ جدا افتاده بگردید. مه، برف و آسمان صاف یک صفحه ساده مناسب این نوع عکس ها را فراهم می کنند.

آموزش عکاسی ماکرو Macro / نکات و ترفندهایی برای عکاسی ماکرو Macro

۱ – فوکوس دستی


فوکوس دستی

 

 

هنگام عکاسی ماکرو اتوفوکوس را خاموش کنید. وقتی عکاسی کلوز آپ به همراه جزئیات انجام می دهید عمق میدان (DOF) را می توانید بر حسب میلی متر اندازه گیری کنید، بنابراین تمرکز دقیق بسیار مهم است. فوکوس دستی به وسیله حالت Live View بر روی دوربین های DSLR ساده است. با بزرگنمایی محدوده ای که می خواهید بر روی آن در حالت Live View فوکوس کنید و چرخاندن حلقه فوکوس لنز، می توانید نقطه فوکوس را به دقت مشخص کنید. گرچه فوکوس با حلقه فوکوس آسان است اما تفاوت بین بسیار شارپ با فقط شارپ بسیار کم است. همچنین لازم است که شما از سه پایه استفاده کنید چرا که ممکن است با کوچکترین حرکت دوربین از فوکوس خارج شود.

۲ – انتخاب بهترین دیافراگم

برای افزایش عمق میدان- محدوده مقابل و پشت سوژه که بر روی آن فوکوس می کنید و به قدر کافی شارپ است- لازم است که از دیافراگم کوچک استفاده کنید. حالت تقدم دیافراگم را انتخاب کنید، زیرا این حالت شما را قادر می سازد که به صورت دستی یک دیافراگم خاص را تنظیم کنید. برای دیافراگم کوچک، عدد f را بر روی عدد بزرگ تنظیم کنید، مانند f/16 و f/22. همچنین از انتخاب بالاترین عدد f که لنز شما ساپورت می کند خودداری کنید، زیرا این کار منجر به ایجاد تصاویری می شود که نور در آنها پراکنده شده. اگر نمی توانید هر چیزی که می خواهید را با یکبار تنظیم دیافراگم شارپ نگه دارید، سعی کنید برای افزایش عمق میدان از روش concentration stacking در فتوشاپ استفاده کنید.

۳ – استفاده از پیش نمایش عمق تصویر

تصویری که از طریق منظره یاب اپتیکال می بینید همیشه در بزرگترین دیافراگم موجود در لنز نمایش داده می شود. گرچه این حالت شفاف ترین عکس ممکن را می دهد، قضاوت در مورد عمق میدان در دیافراگم های کوچک را غیر ممکن می کند. برای اینکه بتوانید ببینید که چه چیزی شارپ و چه چیزی مات دیده می شود دکمه پیش نمایش عمق میدان دوربین را فشار دهید. این کار عملکرد لنز به عنوان دیافراگم را متوقف خواهد کرد. تصویر تاریکتر خواهد شد، در نتیجه چشمان شما باید به تغییر عادت کند. پیش نمایش عمق تصویر همچنین در حالت Live View نیز عمل می کند. وقتی با کنترل بزرگنمایی Live View ترکیب می شود به شما این امکان را می دهد تا زوم کنید و فوکوس را در مناطق خاصی از تصویر چک کنید، این کار حتی از چک کردن DOF از طریق منظره یاب مفید تر است.

۴ – ترفند دوربین موازی

برای اینکه عمق میدان کمی داشته باشید، DSLR خود را به گونه ای قرار دهید که پشت دوربین موازی با سوژه باشد. این مساله به ویژه وقتی مهم است که شما عکس هایی از سوژه هایی با الگوهای قوی می اندازید که فریم را پر می کنند مانند برگ یا پر, اگر بخش هایی از تصویر تار شود تاثیر عکس را خراب خواهد کرد.

۵ – قوانین را بشکنید

قوانین را بشکنید
قوانین را بشکنید

 

 

احتیاجی نیست که حتما از دیافراگم کوچک استفاده کنید تا تاثیر عکاسی ماکرو را ایجاد کنید. استفاده از بزرگترین دیافراگم موجود بر روی لنز یک تکنیک موثر است. استفاده از دیافراگم باز و فوکوس انتخابی برای قرار دادن یک سوژه شارپ بین پیش زمینه و پس زمینه تار یک تکنیک رایج برای عکاسی از غذا است، در حالی که تار کردن کامل یک لنز منجر به ایجاد تصاویر تار انتزاعی و بوکه های زیبا می شود که این تکنیک معمولا در عکاسی از گلها استفاده می شود.

۶ – عکس واضح تر

دیافراگرام کوچک مقدار نوری که از میان لنز عبور می کند را کاهش می دهد ، و این می تواند منجر به کاهش سرعت شاتر و افزایش میزان نوردهی شود. هر حرکت خفیف – حتی ارتعاش ناشی از حرکت آینه در داخل دوربین – احتمال ایجاد تصاویر تار را افزایش می دهد. برای رفع این مشکل، حالت قفل آینه را فعال کنید یا از حالتlive perspective استفاده کنید (که در آن آینه به طور خودکار قفل می شود) و برای عکسبرداری از ریموت شاتر یا حالت self-timer دوربین استفاده کنید. در صورت لزوم برای سرعت شاتر سریع تر ایزو را افزایش دهید، هر چند می توانید تمیزترین ظاهر عکس را در ایزوی زیر ۱۶۰۰ بدست آورید.

۷ – ساخت رفلکتور DIY:

اطمینان از روشن بودن سوژه های کوچک حتی خیلی کم بسیار چالش بر انگیز است، .به خصوص اگر شما از یک لنز ماکرو کوتاه تر برای گرفتن تصاویر به اندازه طبیعی استفاده می کنید- لازم است که دوربین به سوژه بسیار نزدیک باشد و این مساله نورپردازی خلاق شما را محدود می کند. یک رفلکتور ساده این مشکل را حل خواهد کرد. شما می توانید بازتابنده DIY خود را با استفاده از یک تکه فویل آلومینیوم بسازید: فویل را به دور توپ بپیچید و سپس دوباره آن را باز کنید تا نور پراکنده تری داشته باشید. آنرا به سمت سایه سوژه قرار دهید تا جزئیات پنهان آن مشخص شود.

۸ – استفاده از لنزهای ماکروی بزرگتر:

لنزهای ماکرو با فاصله کانونی بیشتر مانند لنزهایی با فاصله کانونی کمتر بزرگنمایی ۱: ۱ مشابه ارائه می دهند اما این کار را در فاصله بیشتری ار سوژه انجام می دهد. از آنجا که لازم نیست شما به آن خیلی نزدیک شوید، به اتاق بزرگتری برای قرار دادن فلاش یا سایر منابع نور در نزدیکی سوژه احتیاج دارید.اتاق کار بزرگتر، لنز های ماکرو بزرگتر را برای عکاسی از حشرات مناسب تر می سازد.

‍ ۹ – زود شروع کنید:


زود شروع کنید

 

 

اگر شما در حال برنامه ریزی انجام عکاسی ماکرو در فضای باز هستید، زنگ ساعت خود را تنظیم کنید. این کار ارزش زود بیدار شدن را دارد، نه فقط به خاطر اینکه نور همواره در بهترین حالت خود قرار دارد، بلکه به این دلیل که باد معمولا در این تایم معمولا در ضعیف ترین حالت خود قرار دارد. باد دشمن عکاسی در محیط باز است، زیرا ترکیب نسیم ملایم و سرعت شاتر آهسته معمولا تصاویر Close adult از گلها، گیاهان، تار عنکبوت و سایر اشیا ظریف را تار می کند. برای گل های ساقه بلند و گیاهان سعی کنید از پشتیبان های متخصص ماکرو استفاده کنید. اینها لزوما گیره هایی هستند که در انتهای یک پایه کوتاه قرار دارند و می توانند برای نگهداری یک سوژه در یک محل استفاده شوند. یک راه حل ساده این است که ساقه را به یک چوب که در خاک کنار گیاه فرو کرده اید ببندید.

۱۰ – ایجاد زمینه های ماکرو شخصی

کیفیت پس زمینه می تواند باعث ساختن یا خراب شدن عکس ماکرو شود. لنز های ماکرو با فاصله کانونی طولانی تر شما را قادر خواهد ساخت تا چیزی را که می خواهید در پس زمینه عکس قرار دهید را محدود کنید اما رنگ های منحرف و برجسته خارج از فوکوس هنوز هم غیر قابل اجتناب است. برای خودتان مجموعه ای از پس زمینه های مناسبی را بسازید که در موقع لزوم بتوانید از آن استفاده کنید. ورق های کارت رنگی با پس زمینه طبیعی و چاپ مات که قبلا گرفته اید، حتی یک تکه پارچه می تواند یک پس زمینه مناسب را بسازد که به برجسته تر نشان دادن سوژه کمک می کند.

۱۱ – استودیوی ماکروی خانگی بسازید


استودیوی ماکروی خانگی بسازید

 

 

یکی از جذاب ترین موارد عکاسی ماکرو داخلی این است که نیازمند فضای زیادی نیست. تمام چیزی که واقعا احتیاج دارید، یک میز کوچک، کابینت آشپزخانه یا کف زمین، به علاوه یک سه پایه است که شما را به سطح نزدیک تر کند.

آموزش عکاسی حیات وحش Wildlife / نکات و ترفندهایی برای عکاسی حیات وحش Wildlife

۱ – یادگیری نکته های Fieldcraft

یادگیری نکته های Fieldcraft
یادگیری نکته های Fieldcraft

 

 

در حالی که لنز تله با فاصله کانونی حداقل ۳۰۰ میلی متر بسیار زیاد در عکاسی حیات وحش ضروری است، fieldcraft خوب تفاوت بزرگتری با شات های frame-filling یا پر از سوژه دارد. شناخت رفتار و زیستگاه حیواناتی که از آن عکاسی می کنید کلیدی است. شاید به نظر بیاید که ما بدیهیات را توضیح می دهیم، اما بهترین شات های حیات وحش در لحظه و بدون برنامه ریزی قبلی گرفته شده اند. گونه مورد نظر، بهترین محل عکاسی و بهترین دوره از سال (و زمان روز) که می توانید انتظار داشته باشید (یا اجازه دارید) تا به آنها نزدیک شوید را در گوگل سرچ کنید. لباس استتار و راحت بپوشید، از دئودورانت استفاده کنید و وقتی حیوانات خیلی فعال هستند (این زمان معمولا زمان طلوع و غروب آفتاب می باشد) جایگاه مناسبی را انتخاب کنید.

۲ – استفاده از اتومبیل برای پنهان شدن

مشکل ترین بخش عکاسی حیات وحش نزدیک شدن به پرندگان و حیوانات وحشی است، به همین دلیل است که hide/blind یک بخش ضروری در کیت عکاسان حرفه ای است. با این حال ما هم یک محل مناسب برای برپا کردن و رها کردن این وسیله ، و نه زمان برای نشستن داخل آن در کل روز را نداریم. یک راه حل اینست که از ماشین خود برای این کار استفاده کنید. حیوانات وحشی به طور شگفت انگیزی وسایل نقلیه را تحمل می کنند، اگرچه باز هم لازم است که هنگامی که ماشین پارک است از حرکات ناگهانی خودداری کنید. برای داشتن شارپ ترین شات، لرزشگیر لنز یا دوربین را روشن کنید و ماشین را خاموش کنید تا از هر لرزشی جلوگیری کنید.

 

۳ – عکاسی از پرندگان باغ

تمرین بسیار عالی است، و انجام این کار با عکاسی پرتره و لند اسکیپ و به میزان کمتر با عکاسی حیات وحش آسان است. یک راه خوب برای درک اصول اولیه عکاسی، عکسبرداری از پرندگان است. یک ترفند در اینجا راه اندازی استودیوی پرندگان است. یک شاخه را در محلی در مقابل یک پس زمینه طبیعی نامنظم محکم کنید. یک ظرف غذا را در نزدیک آن آویزان کنید و با گذشت زمان پرندگان قبل از اینکه از از آن غذا استفاده کنند بر روی آن شاخه می نشینند.

‍۴ – در باغ وحش تمرین کنید

باغ وحش و پارک های حیات وحش شانس بسیار خوبی را برای انجام تکنیک های عکاسی فراهم می کنند، اما شما معمولا مجبور هستید که از پشت فنس یا قفس های شیشه ای عکاسی کنید. تا حد ممکن به فنس ها نزدیک شوید، بر روی حیواناتی که از شما دور هستند فوکوس کنید و برای ایجاد عمق میدان کم از دیافراگم بزرگ استفاده کنید تا سیم حصار ها تقریبا غیر قابل مشاهده باشد. وقتی که از طریق پنجره عکاسی می کنید، لازم است که به قدر کافی به عناصر مقابل نزدیک شوید تا انعکاس را کاهش دهید. لاستیک تاشوی هود لنزدر اینجا به خوبی کار می کند، و به شما اجازه می دهد تا لنز را در مقابل پنجره فشار دهید.

 

۵ – از حیوانات پرتره های چشم در چشم بگیرید

سعی کنید دوربین را در سطح چشمان حیوانات قرار دهید، این کار باعث ممی شود پرتره خودمانی تری داشته باشیم. به صورت دستی یک نقطه فوکوس خودکار انتخاب کنید که با چشمان حیوان نیز مطابقت داشته باشد. اگر بگذارید که دوربین یک نقطه AF انتخاب کند این احتمال وجود دارد که بر روی موجودی نزدیک دوربین فوکوس کند، و این احتمالا پوزه یا منقار حیوان خواهد بود.

۶ – استفاده از spotting scope

لنز های بزرگ هزینه های بیشتری نیز دارند. یک لنز حرفه ای و با کیفیت ۶۰۰ میلی متری هزینه ای در حد یک اتومبیل ساده دارد. با این حال، شما با پرداخت هزینه کمتر می توانید بزرگنمایی بیشتری داشته باشید. از یک مبدل استفاده کنید، شما می توانید یک DSLR یا دوربین کامپکت را به یک spotting range ضمیمه کنید و یک فریم پر از پرندگان و حیوانات داشته باشید. اما اشکالاتی نیز وجود دارد: شما اتوفوکوس نخواهید داشت، و برخلاف لنز های تله نمی توانید دیافراگم را تغییر دهید. تمام تنظیمات باید به صورت دستی صورت بگیرد. همچنین موقع استفاده از spotting range بدست آوردن تصاویر شارپ سخت تر است. بزرگنمایی بی نهایت به این معنی است که تاثیرات لرزش دوربین به همان اندازه در تصویر نیز تاثیر خواهد گذاشت. همچنین برای انجام این کار به میزان زیادی نور احتیاج دارید، زیرا دیافراگم موثر کوچک است و به تبع آن سرعت شاتر نیز کم خواهد شد.

‍ ۷ – تکنیک Panning با حیوانات و پرندگان

پنینگ (Panning) تکنیکی است که در آن شما دوربین و لنز را به دنبال حرکت حیوانات حرکت می دهید. ایده این است که سوژه در یک موقعیت در داخل کادر قرار بگیرد در نتیجه وقتی پس زمینه در حال حرکت است و تار به نظر می رسد، عکس خیلی شارپ به نظر می رسد، (تا وقتی که شاتر به قدر کافی اهسته است.) این تکنیکی است که برای عکاسی از پرندگان در حال پرواز باید به آن مسلط شویم. استفاده از یک سه پایه که با یک بال هد ثابت شده است به شما کمک می کند تا مطمئن شوید که حرکت تا حد ممکن به نرمی انجام می شود و تصاویر در جایی که لازم است به قدر کافی شارپ هستند. اگر می خواهید بدون سه پایه عکاسی کنید، استفاده از لنز دارای لرزشگیر به همراه panning mode مفید خواهد بود.

۸ – ترکیب بندی بهتر

ترکیب بندی سریع تصویر می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، اما چند حقه کوچک نیز وجود دارد که می توان از آنها استفاده کرد. برای داشتن تصاویر متعادل تر اغلب ترکیب بندی خارج از مرکز پیشنهاد می شود، و اگر حیوان به چپ یا راست نگاه می کند به خصوص این مطلب صحیح است. تصویر را طوری ترکیب بندی کنید که یک طرف سوژه از کادر بیرون باشد و فضای بیشتری در مقابل آن باشد. وقتی که می خواهید در ترکیب بندی حیوانات را خارج از کادر قرار دهید، از نقاط AF دوربین داخل منظره یاب استفاده کنید.
متناوبا، حالت Live View را فعال کنید و از نمایش شبکه های ۳×۳ استفاده کنید. کل بدن سوژه را در کادر قرار دهید یا مهمترین ویژگی آن را در محل تقاطع خطوط قرار دهید. سعی کنید ترکیب بندی عکس های خود را با کراپ کردن تصاویر در برنامه های ویرایش عکس ارتقا دهید. سعی کنید نسبت ابعاد عکس را حفظ کنید، زیرا این کار به شما کمک می کند تا چشمان خود را برای ترکیب بندی داخل دوربین قوی تر کنید.

 

۹ – استفاده از اندازه گیری دستی برای نوردهی یکدست

بسیاری از حیوانات خز یا پر های خیلی روشن یا خیلی تیره دارند و این می تواند باعث مشکلاتی برای سیستم مترینگ دوربین شود. سوژه های تیره ممکن است بسیار روشن به نظر بیایند (overexposed)، در حالی که سوژه های روشن ممکن است خیلی تاریک دیده شوند (underexposed). برای نوردهی یکسان، حالت Manual metering را انتخاب کنید، لنز را در یک نور یکسان بر روی سوژه تنظیم کنید، مانند تکه ای از علف ها یا یک تخته سنگ، و دیافراگم و سرعت شاتر را تنظیم کنید تا زمانی که شاخص نوردهی بر روی مقیاس نوردهی داخل منظره یاب بر روی ‘۰’ برسد. حالا شما می توانید عکس خود را دوباره ترکیب بندی کنید و مطمئن باشید که نوردهی بر روی حیوان به درستی انجام شده.

۱۰ – عکاسی واضح تر با استفاده از مونوپاد

یک لنز تله بزرگ و سنگین نیازمند یک سه پایه بزرگ و سنگین است و اگر تصاویر بدون لرزش می خواهید به هد سه پایه مخصوص نیز احتیاج دارید. اگر لازم است در زیر بته تعقیب و گریز زیادی انجام دهید، همان کاری را کنید که عکاس های ورزشی انجام می دهند و از یک لنز بلند و منوپاد استفاده کنید. آنچه را در ثبات سه پایه از دست می دهید، می توانید در حرکت بدست بیاورید. به جای اینکه از سه پایه استفاده کنید مونوپاد را به عنوان سلاحی دیگر در انبار مهمات خود داشته باشید.  این یک انتخاب فوق العاده برای جاهایی است که فضای کافی برای تنظیم سه پایه ندارید، مانند باغ وحش یا مکان هایی شبیه آن.

آموزش عکاسی در شب / نکات و ترفندهایی برای عکاسی در شب

 

۱ – استفاده از سه پایه


استفاده از سه پایه

 

 

توصیه به استفاده از سه پایه در عکاسی عمومی بیشتر به یک نکته کلیشه ای تبدیل شده. اما هنگام عکاسی در شب این یک نکته مهم است. شما ممکن است با نوردهی طولانی، حتی با دیافراگمی در باز ترین حالت خود عکاسی کنید. البته شما میتوانید از حساسیت ایزوی بالا استفاده کنید تا سرعت شاتر بالاتری داشته باشید، و در نواحی پر نور شهر باعث می شود که عکاسی بدون سه پایه در شب امکان پذیر باشد. به هر حال برای کاهش نویز و دستیابی رنگ های تمیز و برای دستیابی به محدوده داینامیک سنسور دوربین، هیچ جایگزینی برای سه پایه وجود ندارد، و مستلزم حساسیت ایزو و سرعت شاتر کم است.

۲ – تنظیم اول وقت

بهتر است که سه پایه و تجهیزات دوربین خود را قبل از تاریکی کامل هوا تنظیم کنید. نه تنها این کار شما را قادر به ترکیب بندی و فوکوس موثر تر می کند، بلکه به شما اجازه می دهد تا رنگ های یکسانی در آسمان بگیرید. بناهای نورپردازی شده اغلب وقتی رنگ آسمان آبی تیره است به بهترین شکل خود دیده می شوند. همچنین اضافه کردن عمق و ارائه کنتراست خوب به نور گرم، و همچنین باعث ایجاد نور متعادل می شود. این همچنین ایجاد یک نوردهی متعادل را آسانتر می کند.

۳ – انتخاب تعادل رنگ سفید اشتباه

یک تکنیک سریع و آسان دوربین برای ارتقای عکاسی لند اسکیپ در شب استفاده از حالت تعادل رنگ سفید تنگستن (Tungsten) است. این تنظیم به منظور کاهش گرما از نور مصنوعی انجام می شود و به صحنه های در نور ماه تن آبی خنک می دهد که بر آن حالت تاکید می کند. ترکیب این حالت با کمی underexposure، حتی در صحنه های در طول روز طوری به نظر می رسد که انگار در نیمه های شب گرفته شده اند. اگر فایل های خام می گیرید می توانید تنظیم تعادل رنگ سفید را تا مرحله تبدیل فایل tender رها کنید، همچنین سپس تنظیم دقیق نوردهی را انجام دهید.

۴ – عکاسی از مسیر های نور


عکاسی از مسیر های نور

 

 

تکنیک عکاسی در شب کلاسیک، بیشتر از تجهیزات مخصوص عکاسی نیازمند صبر و پشتکار است. خیلی ساده از نوردهی با سرعت کم برای نمایش منبع نور در حال حرکت استفاده کنید و خط های روشن را در فریم نشان دهید. دوربین را بر روی سه پایه قفل کنید تا سایر اجزای تصویر به وضوح ثبت شوند و شات را زمان بندی کنید تا بیشترین میزان خط های نور را داشته باشید. وقتی از نور های دنباله دار ماشین یا آتش بازی عکاسی می کنید، اغلب بهتر است که نوردهی های مختلفی انجام دهید و سپس آنها را در فتوشاپ با یکدیگر ترکیب کنید. با این روش تصاویر بسیار زنده تر و کاملتر خواهند بود.

۵ – عکاسی از رد ستارگان


عکاسی از رد ستارگان

 

 

اگر عکاس صبوری نیستید، همین الان منصرف شوید یا حداقل این تکنیک را در شب دیگری امتحان کنید. عکاسی از آسمان شب به دلیل چرخش زمین ممکن است ساعت ها طول بکشد. دوربین خود را بر روی حالت primer تنظیم کنید، و فوکوس لنز را بر روی بینهایت بگذارید. از حالت Bulb mode استفاده و ایزو را کم کنید تا نویز های دیجیتالی کاهش پیدا کند، و دیافراگم باز مانند f/2.8 را انتخاب کنید تا حد ممکن نور را جمع کند و زمان نوردهی را نسبتا کوتاه کنید. با استفاده از یک ریموت شاتر، شاتر را برای چند دقیقه باز نگه دارید. ممکن است لازم باشد نوردهی ۳۰ دقیقه ای داشته باشید تا مقدار قابل توجهی نور های دنباله دار داشته باشید. چند شات با نوردهی های کوتاه تر بگیرید و آنها را در فتوشاپ به یکدیگر بچسبانید تا تصویر چرخش ستارگان چشمگیری داشته باشید و نویز دیجیتال را کاهش دهید، و این را با یک تصویر که با نوردهی طولانی گرفته شده است مقایسه کنید.

‍۶ – نقاشی نور


نقاشی نور

 

 

از یک چراغ قوه یا فلاش برای نقاشی کردن صحنه در طول نوردهی طولانی در شب استفاده کنید. نقاشی با نور یک تکنیک محبوب عکاسی است که می تواند در همه جا از عکس های طبیعت بی جان تا عکاسی منظره گسترده استفاده شود. برای این کار لازم است که دوربین را بر روی حالت Bulb mode تنظیم کنید و از یک ریموت شاتر قابل قفل شدن برای باز نگه داشتن شاتر در حین نور دادن به سوژه استفاده کنید.  بهترین نوردهی و قدرت منبع نور را انتخاب کنید، و نوردهی را دقایق زیادی انجام دهید. چراغ قوه را دائما حرکت دهید تا از ایجاد نقطه جلوگیری شود، و نوردهی را با استفاده از نمودار روی صفحه نمایش بررسی کنید، نقاشی نور باید درخشان باشد اما نسوزد.

۷ – تکنیک Zoom bursts

در حالی که به وسیله Zoom bursts می توان عکس های پویایی را در نور روز ایجاد کرد، یک تکنیک عکاسی است که در عکاسی شب نیز بسیار جذاب می شود. زوم کردن لنز در حین نوردهی طولانی چه بزرگنمایی چه کوچک نمایی موقعی که نور های مصنوعی در کادر وجود دارد، نور های خطی درخشان و رنگارنگی ایجاد می کند. برای داشتن خط های مستقیم، این تکنیک را با دوربینی که بر روی سه پایه ثابت شده است امتحان کنید. مطمئن شوید که نقطه کانونی در مرکز کادر باشد و سعی کنید از فلاش برای افزایش شارپنس اشیا استفاده کنید.

۸ – عکاسی از ماه


عکاسی از ماه

 

 

بالا آمدن ماه کامل یکی از قابل پیش بینی ترین چیزها در طبیعت است، در نتیجه ثبت بهترین عکس از ماه به شرایط آب و هوایی غالب بستگی دارد. برای داشتن عکس هایی که در آن ماه به قدر کافی بزرگ دیده می شود به یک لنز تله احتیاج دارید، و هرچه لنز بزرگ تری باشد نتیجه بهتری خواهیم داشت. شما حداقل به لنز ۴۰۰ میلی متر احتیاج دارید، که هنگام نصب بر روی دوربین های APS-C فاصله کانونی معادل ۶۴۰-۶۰۰ میلی متر می دهد. یک شات به عنوان امتحان بگیرید و نمودار آن را بررسی کنید. احتمال overexpose شدن ماه بسیار زیاد است و ممکن است لازم باشد که جبران نوردهی را در حالت منفی بگذارید تا سطح روشنایی را کاهش دهید.

 

۹ – حذف فیلتر UV

اگر از فیلتر UV یا Skylight برای محافظت از اجزای جلویی لنز استفاده می کنید، اکنون زمان آن است که این فیلتر ها را بردارید. اگر فیلتر های UV را برای عکاسی شب بر روی لنز قرار دهیم انعکاس داخلی ایجاد خواهد شد، به ویژه وقتی که ماه یا منبع نور در کادر باشد. به جای فیلتر از هود استفاده کنید. هود لنز شما را از ضربه و خط و خش محافظت خواهد کرد، و همچنین از ورود نور های سرگردان به لنز جلوگیری می کند.  از عناصر جلویی لنز بیشتر باید در نور روز محافظت کرد، اما نور های خیابان نیز ممکن است مانند خورشید باعث light یا شعله ور شدن شود. شما همچنین می توانید برای محافظت لنز خود در عکاسی شب از یک تکه کارت سیاه ساده استفاده کنید. به این وسیله می توانید تفاوت را هنگام عکاسی در نور شدید خیابان ببینید.

۱۰ – عکاسی از شهر ها در نور شب


عکاسی از شهر ها در نور شب

 

 

از لحاظ تکنیکی، عکاسی از ساختمان ها در شب نیازمند نوردهی طولانی، دوربین ثابت شده بر روی سه پایه و ریموت شاتر است. احتمال overexpose شدن ساختمان های روشن در شب بسیار زیاد است در نتیجه اول تست بگیرید و نمودار آن را بررسی کنید. فعال کردن حالت هشدار هایلایت دوربین می تواند یک راهنمای سریع برای نقاط بیش از حد روشن باشد. یک شب صاف بعد از یک روز بارانی را انتخاب کنید، و از انعکاس گودال های آب برای افزودن روشنایی و رنگ به پیش زمینه تاریک استفاده کنید. البته می توان از رودخانه ها و کانال ها برای ثبت انعکاس ساختمان ها هم استفاده کرد.

۱۱ – پروژه های عکاسی داخل ساختمان

عکاسی در داخل ساختمان در تاریکی می تواند درست مانند عکاسی شب در بیرون ساختمان باشد. یکی از پروژه های جالب عکاسی برای اینکه بتوانید امتحان کنید، عکاسی از نور های مارپیچ یا اسپیروگرام است. با آویزان کردن یک چراغ قوه سبک از سقف و با چرخاندن آن، می توانید الگو های نوری زیبایی را با استفاده از نوردهی طولانی ایجاد کنید. لازم است که دوربین را درست زیر چراغ قوه قرار دهید درنتیجه مطمئن شوید که چراغ قوه محکم است.

آموزش عکاسی خیابانی / نکات و ترفندهایی برای عکاسی خیابانی

۱ – استفاده از لنزهای کوتاه


استفاده از لنزهای کوتاه

 

 

در استفاده از لنز های زوم برای عکاسی خیابانی اجتناب کنید. این لنز ها به جای اینکه شما را کمرنگ کند، توجه ها را به سمت شما جلب می کند. یک لنز زوم استاندارد که فاصله کانونی بین ۲۴ تا ۵۰ میلی متر دارد شما را مجبور می سازد که به سوژه نزدیک تر شوید، و این مساله ممکن است تاثیر مثبتی بر عکاسی خیابانی داشته باشد. نزدیک شدن به سوژه به شما این امکان را می دهد تا به موقعیت زودتر واکنش نشان دهید.

۲ – تنظیمات دوربین برای واکنش سریع

با دوربینی که جلوی چشمانتان گرفته اید پیاده روی نکنید، اینکار نه تنها شما را به چشم می آورد بلکه باعث می شود عکس های بالقوه ای که می توانستید بگیرید را هم از دست دهید. قبل از اینکه شروع به عکاسی کنید، زمان بگذارید و نگاهی به محیط اطراف خود بیاندازید تا جذب محیط شوید. بر خلاف آنچه گفته شد، ممکن است لازم باشد که به سرعت به لحظه های زودگذر در عکاسی خیابانی واکنش نشان دهید.از عکاسی پیاپی استفاده کنید، در نتیجه می توانید فریم هایی را که می خواهید انتخاب کنید. فوکوس پیاپی به شما امکان می دهد تا حرکات را ردیابی کنید، اگر چه لازم است که نقاط فوکوس را به صورت دستی انتخاب کنید تا از فوکوس بر روی موارد نا خواسته جلوگیری شود. در نهایت در حالت Program mode شروع به عکاسی کنید زیرا دوربین در این حالت دیافراگم و سرعت شاتر را تنظیم خواهد کرد، در نتیجه می توانید بر روی شات هایی که می خواهید تمرکز کنید. اگر ببه عمق میدان بیشتر یا سرعت شاتر سریع تر احتیاج داشته باشید، دکمه چرخان دوربین را بچرخانید تا به حالت Program Shift وارد شوید.

۳ – بهترین موقعیت برای عکاسی خیابانی


بهترین موقعیت برای عکاسی خیابانی

 

 

به جای رفتن به اطراف شهر و به دنبال سوژه گشتن، از موقعیت های مشخص شده بر روی نقشه استفاده کنید. به دنبال محل های شلوغی که مردم در آنجا وجود دارند بگردید. هرچه افراد بیشتری در رفت و آمد باشند، فرصت های بیشتری برای گرفتن عکس وجود دارد.
در سطح عملی یک پیاده روی عریض را انتخاب کنید زیرا فضای زیادی را برای عکاسی شما در اختیارتان قرار می دهد.

۴ – شکل های گرافیکی را در شهر انتخاب کنید


شکل های گرافیکی را در شهر انتخاب کنید

 

به دنبال موقعیت هایی باشید که خط های تمیز و صاف و برجسته ای را ارائه دهند و طراحی قوی داشته باشند. عکس خود را مجسم کنید و منتظر بمانید تا فرد مناسبی از مقابل صحنه رد شود. راه پله هایی که از بالا عکاسی شده اند، موقعیت های مناسبی است برای اینکه این سبک از عکاسی را امتحان کنید. یا چرا سعی نکنید که بیایید پایین و پا های افراد را کادر بندی کنید و از پیاده روی آنها در برابر یک پس زمینه جالب عکاسی کنید. سایه ها نیز می توانند به عنوان عناصر بصری قوی مورد استفاده قرار بگیرند و حتی خودشان به عنوان نقطه کانونی قرار بگیرند. سعی کنید عکاسی از موقعیت بالا را امتحان کنید و بگذارید سایه های افراد قصه زندگی آنها را بگوید.

۵ – سخت نگیرید و آزادانه عکاسی کنید

سعی کنید در خیابان بدون نگاه کردن به منظره یاب عکاسی کنید. حالت Program mode دوربین را انتخاب کنید، و اگر دوربین شما این ویژگی را ساپورت می کند آنرا بر روی حالت سکوت قرار دهید، و به صورت دستی لنز را بر روی پنج یا شش پا پیش فوکوس کنید.
دوربین را بر روی شانه خود بیاندازید و در یک خیابان شلوغ پیاده روی کنید، و دکمه شاتر را در زمان های کوتاه فشار دهید. به طور منظم عکس ها را بر روی صفحه نمایش چک کنید، حتی تنظیمات کوچک در فاصله کانونی و موقعیت دوربین می تواند تغییرات و موفقیت چشمگیری را در این تکنیک ایجاد کند.

۶ – سوژه جذاب را دنبال کنید

یکبار که یک سوژه با پتانسیل مناسب پیدا کردید، آن را دنبال کنید. توجه کنید که منظور ما اذیت کردن افراد و دوندگی در خیابان نیست.اما اگر افرادی با موهای قابل توجه، لباس های غیر معمول یا حیوانات جالب توجه از مقابل تان رد شدند، از بیشترین فرصت استفاده کنید. این رویکرد در محل هایی که به خوبی می شناسید بهترین کارکرد را دارد. اگر عکاسی محلی انجام می دهید، و یک نقشه ذهنی از موقعیت های اولیه دارید، می توانید خود را در موقعیتی قرار دهید که سوژه و پس زمینه با یکدیگر بیایند.

‍ ۷ – از همجواری استفاده کنید


از همجواری استفاده کنید

 

به دنبال راه هایی باشید که بتوانید بدون عکاسی کیشه ای عکس های خیابانی غیر واقعی یا کنایه دار بگیرید. اما پیدا کردن یک ترکیب که در آن بیلبورد تبلیغاتی با یک فرد در تعامل است، در کل یک موضوع متفاوت است. افراد در مقابل ویترین فروشگاه ها عکس های همجواری جالبی درست می کنند (یک فرد طاس در مقابل مغازه سلمانی کلیشه است، اما شما ایده بگیرید.) همجواری و فورس پرسپکتیو هر دو با یکدیگر کار می کنند.

۸ – استفاده از فورس پرسپکتیو

سعی کنید زاویه ای از دوربین را پیدا کنید که شما را قادر سازد تا دو فاصله غیر مرتبط و معمولا مساوی را در یک جهان مشابه قرار دهید. به یک فواره در پس زمینه فکر کنید و یک بطری در پیش زمینه را تصور کنید یا مثلا شخصی که به یک ساختمان معروف مانند large ben تکیه کرده. در مقیاس کوچکتر، بالون هایی که به هوا می فرستیم (به ویژه آنهایی که بر روی آن نقاشی صورت کشیده شده است) یا سگ هایی که مثلا رانندگی می کنند مثال های کلاسیک فورس پرسپکتیو هستند. شما برای این کار به اشیایی احتیاج دارید که در نور مشابهی قرار گرفته اند تا تاثیر قانع کننده ای را ایجاد کنید و از دیافراگم کاملا کوچک برای گسترش عمق زمینه استفاده کنید.

۹ – عکاسی کندید


عکاسی کندید

 

عکاسی صریح و یا عکاسی کندید عکسی است که به طور غیررسمی و بدون اطلاع سوژه از آن گرفته شود، بدون آنکه شخص ژست و حالت خاصی گرفته باشد. این حالت بسیار خوبی است که سوژه دوربین را نبیند که عصبانی شود و یا به دوربین لبخند بزند.
عکاسی کندید شاید به معنی کار کردن با لنز در انتهای زوم لنز باشد، اما به یاد داشته باشید که این مساله توجه ها را به سمت شما جلب می کند. در برخی کشور ها مثل انگلستان عکاسی از در مکان های عمومی آزاد است اما جدا از این نکته به حساسیت افراد نیز توجه داشته باشید.

۱۰ – افراد محو در جمعیت


افراد محو در جمعیت

 

 

از سرعت شاتر آهسته استفاده کنید تا حرکات تاری را در عکاسی خیابانی خود داشته باشید. به این صورت وقتی افراد تار دیده می شوند از زمینه جدا می شوند و تاکید زیادی بر روی آنها خواهد بود.
سعی کنید از حرکت جمعیت به دور نوازندگان خیابانی که خود را با اسپری نقره ای رنگ کرده اند عکس بگیرید. برای انجام دقیق این تکنیک شما به یک سه پایه احتیاج دارید، اما اگر جمعیت زیادی وجود دارد و نمی توانید سه پایه را تنظیم کنید، به جای آن دوربین را به کیف دوربین بر روی زمین تکیه دهید. در این حالت به دیافراگم بسته و ایزوی کم احتیاج دارید تا به سرعت شاتر کمی دست پیدا کنید. اول سرعت ¼ ثنیه را امتحان و نتیجه را چک کنید و سپس در صورت لزوم سرعت شاتر را بالا یا پایین ببرید. اگر نورپردازی خیلی زیاد است، از فیلتر ND یا پولاریزه استفاده کنید.

۱۱ – تاکید بر رنگ ها

ممکن است در محیط های شهری رنگ های یکنواختی وجود داشته باشد. به دقت به دنبال رنگ هایی بگردید که کیفیت عکس های خیابانی شما را بهبود ببخشد. کارناوال ها، هنر های شهری، علائم جاده ها و وسایل نقلیه همگی می توانند برای اضافه کردن طراوت و شادابی به عکس استفاده شوند. متناوبا رنگ ها را حذف کنید و سعی کنید عکس های سیاه و سفید را نیز امتحان کنید. با دوربین عکس های رنگی بگیرید و سپس با برنامه های ویرایش عکس آنرا سیاه و سفید کنید یا با افزایش کنتراست جلوه عکس های قدیمی را به آن دهید.

آموزش عکاسی با فلاش / نکات و ترفندهایی برای عکاسی با فلاش

۱ – استفاده از فلاش در نور روز


استفاده از فلاش در نور روز

فلاش تنها برای استودیو و عکاسی شب نیست، بلکه برای عکاسی در روز آفتابی به خصوص هنگام عکاسی پرتره هم مفید است. به جای اینکه از مدل پرتره خود بخواهید که رو به آفتاب بنشیند که همین کار باعث خراب شدن چهره سوژه می شود، او را در جهت مخالف تابش نور خورشید بنشانید. حالا خیلی ساده از فلاش استفاده کنید تا چهره او را روشن کنید. دوربین نوردهی متعادلی را ایجاد خواهد کرد. با این حال اگر نور محیط به سرعت شاتری احتیاج دارد که بیشتر از سرعت سینک شدن فلاش است، ممکن است به دیافراگم کوچکتری احتیاج داشته باشیم، بنابراین از یک فیلتر ND استفاده کنید یا حالت high speed sync فلاش را فعال کنید.

۲ – چگونه از جبران فلاش TTL استفاده کنیم

اگر می خواهید که به صورت ماهرانه نور محیطی را با نوردهی فلاش ترکیب کنید، از کنترل نوردهی فلاش که در دوربین وجود دارد یا فلاش سازگار استفاده کنید. جبران نوردهی فلاش منفی فلاش را underexpose خواهد کرد، سعی کنید برای شروع از مقادیر مناسب ۱/۳ یا ۲/۳ استاپ استفاده کنید. اول یک تست بگیرید و سپس این مقادیر را افزایش یا کاهش دهید. به یاد داشته باشید جبران نوردهی فلاش را بعد از هر عکس دوباره تنظیم کنید.

۳ – قفل نوردهی فلاش

فلاش مترینگ می تواند عکس را مانند نرمال مترینگ underexpose یا overexpose کند. اگر شخصی لباس های تیره در مقابل یک پس زمینه تیره پوشیده باشد، پس نوردهی فلاش به صورت خودکار افزایش پیدا می کند تا اشیا را روشن تر کند. این مساله باعث overexpose شدن پوست می شود. این مساله در مورد پس زمینه روشن یا منعکس کننده نور نیز صادق است. فلاش متر نوردهی فلاش را برای جلوگیری از overexposed شدن عکس کاهش می دهد، اما این به این معنی است که افراد در پیش زمینه عکس خیلی تاریک ظاهر خواهند شد.
شما می توانید از جبران نوردهی فلاش برای اصلاح این کارکرد استفاده کنید یا متناوبا از دکمه قفل نوردهی فلاش در دوربین های DSLR استفاده کنید. این شما را قادر می سازد که سوژه را به جای پس زمینه بگیرید و تنظیمات را برای شات بعدی قفل کنید.

۴ – استفاده از دیفیوزر فلاش


استفاده از دیفیوزر فلاش

برای یکسان کردن نوری که فلاش منتشر می کند، یک دیفیوزر فلاش را بر روی فلاش ثابت کنید. طیف وسیعی از دیفیوزر فلاش های مختلف با جنس و برند های مختلف وجود دارد.

فلاش دیفیوزر برای فلاش های pop-up محدود تر است، اگرچه می توان مثلا با استفاده از وسایل بازیافتی مانند پلاستیک بسته بندی شیر برای آنها فلاش دیفیوزر تهیه کرد.

۵ – فلاش های Bounce


فلاش های Bounce

فلاش های دایرکت محکم و صاف هستند و به همین دلیل سایه های پشت سوژه بسیار واضح خواهد بود و ریسک بیشتری برای بوجود آمدن نقطه و قرمزی چشم ها هنگام عکاسی پرتره وجود دارد. اگرچه حذف کردن قرمزی چشم ها در فتوشاپ کار بسیار ساده ای است. برای نورپردازی بیشتر و یکسان تر، فلاش را از دیوار یا سقف آویزان کنید. اکثر فلاش ها به شما این امکان را می دهد تا سر فلاش را بگردانید و تنظیم کنید، اگرچه می توانید تاثیر یکسانی با استفاده از یک تکه کارت سفید که درزاویه ای خاص نگه داشته اید و فلاش پاپ آپ بدست بیاورید.

‍ ۶ – استفاده از فلاش های اکسترنال


استفاده از فلاش های اکسترنال

فلاش های خارج دوربین گزینه های نورپردازی خلاق بیشتری را در اختیار شما قرار می دهند. البته شما برای انجام این کار به یک فلاش احتیاج دارید، و حتی پس از آن باید چگونگی برقراری ارتباط بین دوربین و فلاش را بدانید. آسان ترین گزینه استفاده از فلاش ریموت دار است که هم بر روی کفشک دوربین و هم بر روی پایه فلاش ثابت می شود. استفاده از فلاش های کابلی به چند متر محدود می شود. فلاش بی سیم ریموت دار آزادی عمل بیشتری برای قرارگیری فلاش به شما می دهد. این دستگاه شامل دو قطعه فرستنده و گیرنده است. فلاش های RF بی سیم گران قیمت شما را قادر می سازد تا یک یا چند فلاش را به طور کامل خارج از دید فرستنده قرار دهید. اگر فلاش شما با فلاش های خارج دوربین بی سیم سازگار نیست، از رادیو فلاش های ارزان قیمت استفاده کنید.

۷ – ژل های رنگی برای فلاش


ژل های رنگی برای فلاش

هنگامی که در حال عکاسی با فلاش در محیط هایی با نور گرم هستید، چه نور گرم غروب یا نور مصنوعی لامپ های تنگستن، نور خنک آبی رنگ فلاش از یک مایلی دیده خواهد شد. یک راه حل برای حل این مشکل استفاده از ژل های رنگی در مقابل فلاش است. ژل نارنجی رنگ گرم را اضافه خواهد کرد و به شما کمک می کند نور فلاش را با نور محیطی ترکیب کنید. نتیجه این کار بسیار جالب خواهد شد. گزینه دیگر ثابت کردن تعادل رنگ سفید در فتوشاپ با استفاده از ابزار های تنظیم در Adobe Camera Raw است. به این وسیله می توانید تعادل رنگ سفید در منطقه هایی که با نور فلاش یا با سایر منابع نور روشن شده اند را تنظیم کنید.

۸ – عکاسی با فلاش با سرعت سینک آهسته


عکاسی با فلاش با سرعت سینک آهسته

تنظیمات دوربین با سرعت سینک آهسته ی فلاش شما را قادر می سازد تا سرعت شاتر آهسته تر را با فلاش ترکیب کنید. بسیاری از حالت های عکاسی دوربین شما برنامه ریزی شده تا به وسیله فلاش سوژه های پیش زمینه را به خوبی نوردهی کنید، اما پس زمینه می تواند بسیار تاریک دیده شود. سرعت سینک آهسته فلاش با ترکیب سرعت شاتر آهسته تر فلاش شما را مطمئن می سازد که خروجی فلاش با نور محیطی بسیار متعادل است. برخی از دوربین ها در بعضی از حالت ها سینک آهسته فلاش را دارند به عنوان مثال DSLRهای EOS کانن از سرعت سینک آهسته در حالت تقدم دیافراگم استفاده می کنند. در سایر دوربین ها حالت Night Portrait همین کار را انجام می دهد. از هر کدام از اینها که استفاده می کنید، مطمئن شوید که دوربین در حین نوردهی طولانی تر به خوبی پشتیبانی شده است. از سوی دیگر محل هایی از تصویر که با نور محیطی نورپردازی شده اند ممکن است تار دیده شوند.

۹ – سینک فلاش پر سرعت

اگر می خواهید از خطای نوردهی فلاش جلوگیری کنید، لازم است که سرعت ماکزیمم سینک فلاش خود را بدانید. سرعت ماکزیمم همگام سازی فلاش سریع ترین سرعت شاتری است که در آن عکاسی با فلاش معمولی ممکن است و این سرعت به صورت نرمال ۱/۲۰۰یا ۱/۲۵۰ ثانیه است. در اینجا عامل محدود کننده سرعت شاتر است نه سرعت فلاش به تنهایی. سرعت سینک بالای فلاش که در دوربین های نیکون با عنوان Auto FP شناخته می شود به شما امکان می دهد تا از سرعت شاتر بالاتر از ماکزیمم سرعت سینک فلاش استفاده کنید. هنگام عکاسی پرتره در شرایط پر نور از ان استفاده کنید زیرا به شما این امکان را می دهد که آزادانه دیافراگم باز را انتخاب کنید تا پس زمینه تاری داشته باشید، بدون اینکه نگران سرعت شاتر بسیار بالا برای نوردهی فلاش باشید. نکته منفی سرعت بالای سینک فلاش این است که محدوده فلاشی را که لازم دارید تا نوردهی متعادلی ایجاد کنید را کاهش می دهد.

۱۰ – دومین لایه همگام سازی

سینک فلاش آهسته همچنین یک تکنیک خلاقانه است که هنگام عکاسی از اشیای متحرک مورد استفاده قرار می گیرد. سرعت شاتر آهسته اجزای متحرک تصویر را به صورت تار ضبط می کند، در حالی که نوردهی کوتاه فلاش یک فریم از سوژه را ثبت خواهد کرد. ترکیب شارپنس و تاری پس زمینه به طور موثری حس حرکت را القا می کند. به طور معمول فلاش در شروع نوردهی کار می کند و این به عنوان اولین لایه همگام سازی initial screen sync شناخته می شود. اگرچه این به شما امکان می دهد تا نوردهی فلاش را به خوبی زمانبندی کنید، اما این به این معنی است که هر گونه تاری در اثر سرعت فلاش آهسته تر در برابر سوژه ثبت خواهد شد که بسیار غیر عادی دیده می شود. فلاش را بر روی دومین لایه همگام سازی تنظیم کنید، و فلاش در انتها نوردهی عمل می کند. این به این معنی است که هر حرکت تاری در پشت سوژه دیده می شود. اگرچه این حالت طبیعی تر دیده می شود، زمان بندی شات ها می تواند دشوارتر باشد.

۱۱ – پس زمینه Underexpose


پس زمینه Underexpose

یک راه موثر برای اضافه کردن حس دراماتیک به پرتره های بیرونی در نور روز، روشن کردن سوژه با فلاش اما underexpose کردن پس زمینه است. این تکنیک بستگی به دوربینی که از آن استفاده می کنید دارد، بنابراین بهتر است که به راهنمای دوربین مراجعه کنید. به عنوان مثال، در دوربین های کانن شما نوردهی فلاش و نوردهی فلاش را جداگانه کنترل می کنید. تنها چیزی که لازم است انجام دهید استفاده از جبران نوردهی برای نور محیطی و کاهش آن تا ۲ یا ۳ مرحله است. نوردهی فلاش نیکون کمی متفاوت است، استفاده از جبران نوردهی، نوردهی کلی شامل دوربین و فلاش را کاهش می دهد. لازم است که شما جبران نوردهی فلاش را با مقدارهای مشابه افزایش دهید.

 

دیدگاه‌ها برای آشنایی و آموزش استفاده از Canon Camera Connect با نسرین

در چند سال اخیر شاهد ورود فناوری‌های مختلف اعم از بلوتوث، وای‌فای، NFC و … به بسیاری از دیوایس‌ها هستیم. به عبارتی دیگر وجود این فناوری‌ها در اکثر گجت‌ها و دیوایس‌هایی که خریداری می‌کنیم به یکی از ملزومات بدل شده است. با اینکه این دگرگونی را در صنعت تصویربرداری با سرعت کمتری شاهد هستیم، با این وجود کم نیستند دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری که به این فناوری‌های کاربردی مجهز گردیده‌اند.

وجود فناوری وای‌فای در دوربین‌های عکاسی می‌تواند امکاناتی را برای کاربران فراهم آورد که بدون شک بسیاری از آن‌ها بدون بهره‌گیری از این تکنولوژی هرگز میسر نمی‌گردید. در این مطلب قصد داریم به یکی از کاربردهای وای‌فای در دوربین‌های کانن اشاره کنیم. اینکه چطور با کمک وای‌فای و یکی از بهترین اپلیکیشن‌های موبایلی کانن می‌توان از روی گوشی موبایل خود، کنترل کاملی بر روی دوربین و تنظیمات آن داشت.

top_features_1

قدم اول: سازگاری اپلیکیشن با دوربین و گوشی موبایل

اپلیکیشن اشاره شده Canon Camera Connect نام دارد. برای برخورداری از قابلیت‌های این اپلیکیشن تنها کافی‌ست تا آن را بر روی گوشی موبایل خود نصب کرده و از طریق وای‌فای، ارتباط میان گوشی و دوربین خود را برقرار کنید. خوشبختانه این اپلیکیشن رایگان برای دو پلتفرم موبایلی محبوب یعنی اندروید و Ios دسترس است و می‌توان آن را از فروشگاه App Store و Google Play دانلود کرد. البته برای آنکه مطمئن شوید امکان نصب Canon Camera Connect بر روی گوشی یا تبلت شما وجود دارد، بهتر است از آدرس زیر بررسی کنید که نسخه اندروید یا Ios گوشی یا تبلت شما با این اپلیکیشن سازگار است یا خیر. همچنین اپلیکیشن فوق تنها برای تعداد محدودی از دوربین‌های کانن قابل استفاده است. پس حتماً به آدرس زیر مراجعه کرده و از سازگاری دوربین خود با اپلیکیشن اطمینان حاصل کنید.

دوربین و گوشی‌های سازگار با اپلیکیشن Canon Camera Connect

اگر گوشی و دوربین شما با اپلیکیشن Canon Camera Connect سازگار است آنگاه به قدم دوم مراجعه کنید.

CAN72.workshop.6d_02.web_

قدم دوم: فعال کردن وای‌فای دوربین

روش فعال کردن وای‌فای به نوع دوربین بستگی دارد ولی در کل با فعال کردن آن، دوربین خود را به یک وای‌فای هات‌اسپات تبدیل می‌کنید که گوشی شما برای برقراری ارتباط با آن لازم است به وای‌فای دوربین کانکت شود. پس از اینکه این ارتباط برقرار شد قادر خواهید بود از طریق اپلیکیشن و از روی گوشی موبایل یا تبلت خود بسیاری از تنظیمات را کنترل کنید.

Suzi-Pratt_Canon-Wifi-8-717x478

قدم سوم: آشنایی با رابط کاربری اپلیکیشن Canon Camera Connect

پس از آنکه گوشی و دوربین را از طریق وای‌فای به یکدیگر متصل نمودید اپلیکیشن را از روی گوشی اجرا کنید. محیط برنامه کاملاً ساده و مینیمال است و برای کار کردن با آن دچار سردرگمی نخواهید شد. از طریق سه منوی بزرگ که در وسط کادر قرار دارد می‌توان همه عکس‌های موجود بر روی حافظه دوربین را مشاهده نمود و یا از راه دور توسط گوشی خود عکاسی کنید. همچنین می‌توان تنظیمات دوربین را از طریق منوی سوم انجام داد. هر کدام از سه منو که به اختصار در مورد کارایی ‌آن‌ها صحبت کردیم می‌توانند امکانات متعددی را برایتان فراهم کنند که با کمی کنکاش در محیط برنامه می‌توان به درک کاملی از آن‌ رسید.

بد نیست اشاره کنیم که این اپلیکیشن کانن قادر است سایر عکس‌های JPEG موجود بر روی حافظه دوربین که با سایر دوربین‌ها به ثبت رسیده را نیز نمایش داده و به حافظه گوشی یا تبلت انتقال دهد.

دیدگاه‌ها برای مجموعه عکس ” جهان پرشکوه مامون” با اعتمادیان

“سوکرون مامون” عکاس اندونزیایی با مجموعه عکسهای شگفت انگیز خود از تعامل میان انسان و طبیعت در این مجمع الجزایر که به گونه ای زندگی روزانه بسیاری از این مردمان را به نمایش میگذارد بار دیگر زیباییهای جهان را به ما یادآوری میکند .

فهرست بلندى از مناظر استثنایى، تنوع مثال زدنى، حیوانات بومى و غیره در عکس هاى مامون ما را مبهوت می کند با این حال عکسهای او ترکیبی از فرهنگ ، سنت و محیط را اریه می دهند و به نوعی در صدد ارئه یک دیگاه واقع بینانه در مورد این بخش از جهان اند.

مجموعه عکس جهان پرشکوه مامون اثر عکاس شناخته شده «سوکرون مامون» را مشاهده میکنیم.

 

منبع: yphc.ir