تمام آنچه باید در مورد نیکون D7500 بدانید

D7200 از زمان معرفی دوربینی بسیار کارآمد و محبوب بوده و همچنان نیز جزو محبوب‌ترین‌های نیکون می‌باشد. بنابراین کمپانی نیکون واقعاً باید دوربینی با کیفیت و قابلیت‌های قابل توجهی را به عنوان جانشین آن روانه بازار می‌کرد تا بتواند به عنوان نسخه جدیدتر آن مورد قبول واقع شود. نیکون D7500 دوربینی که اوایل ۲۰۱۷ وارد بازار شده است، نسبت به نسخه قبلی خود پیشرفت‌هایی زیادی داشته است و بسیاری از ویژگی‌های دوربین پیشرفته D500 را نیز با خود به همراه دارد. بنابراین D7500 همان دوربینی است که انتظار داریم به عنوان نسخه جدید‌تر و البته پیشرفته‌تر D7200 از آن رونمایی شود. در ادامه با بر شمردن خصوصیات و ویژگی‌های این دوربین سعی در بررسی دقیق آن خواهیم داشت.

نیکون D7500 از همان سنسور ۲۰.۹ مگاپیکسلی‌ بهره می‌برد که در D500 به‌کار رفته است. این سنسور که بدون فیلتر Low Pass می‌باشد با یک پردازشگر تصویر Expeed 5 جفت شده است. این پردازشگر جدید نسبت به Expeed 4 که در D7200 استفاده شده، ۳۰ درصد سریع‌تر عمل می‌کند که D7500 را از حیث سرعت عکاسی، ظرفیت بافر و قابلیت‌های فیلم‌برداری بر D7200 برتری می‌دهد.

پیش از آنکه به سراغ مشخصات فنی این دوربین برویم بهتر است تا نگاهی با ظاهر و خود بدنه داشته باشیم. چراکه تغییرات اندکی که در این دوربین اتفاق افتاده است باعث شده تجربه کاربری بهتری را ارائه دهد. نیکون برای D7500 از یک نمایشگر ال‌سی‌دی لمسی متحرک با سایز ۳.۲ اینچی بهره گرفته است که دقت ۹۲۲۰۰۰ نقطه را ارائه می‌دهد. بنابراین رزولوشن تصویر آن نسبت به نمایشگر D7200 کمی پایین‌تر است (برای آگاهی بیشتر باید عنوان شود که صفحه‌نمایش D7200 دقت نمایش ۱.۲ میلیون نقطه را ارائه می‌دهد) ولی در عوض اکنون کاربران نیکون D7500 می‌تواند از قابلیت‌های لمسی این نمایشگر بهره ببرند که برای تنظیمات دقیق فوکوس در لایو ویو و گشت‌وگذار در منوهای دوربین بسیار کارآمد باشد.

علاوه بر این D7500 تقریباً ۳۵ گرم سبک‌تر از D7200 است و طراحی باریک‌تر بدنه و گریپ فرورفته‌ی آن سبب شده تا این دوربین تا حدی خوش‌دست‌تر از D7200 باشد. همچنین نیکون ادعا کرده است که مقاومت نیکون D7500 در برابر نفوذ رطوبت بیشتر از مدل پیشین خود است.

جایگزین D7200 حال می‌تواند با رزولوشن UHD 4K در سرعت‌های ۲۴، ۲۵ و ۳۰ فریم‌برثانیه فیلم‌برداری کند ولی ویدیوهایی که با این رزولوشن ثبت می‌شوند دارای ضریب کراپ ۱.۵ برابری خواهند بود. می‌توان ویدیوهای با این رزولوشن را از طریق خروجی HDMI مستقیماً بر روی یک رکورد خارجی ذخیره کرد. مطابق انتظار این دوربین از جک هدفون، میکروفون و USB 2.0 بهره می‌برد. همچنین این دوربین به لطف برخورداری از پردازشگر EXPEED 5 به مراتب سریع‌تر از D7200 خواهد بود و با سرعت ۸ فریم بر ثانیه می‌تواند عکس‌های متوالی و پی‌در‌پی بگیرد. بافر آن نیز ظرفیت جای دادن حدود ۵۰ عکس RAW فشرده نشده را دارد؛ این در حالی است که بافر D7200 گنجایش حداکثر ۱۸ عکس را دارد. حساسیت ایزو نیز در حالت Native از ۵۱۲۰۰-۱۰۰ قابل تنظیم است که البته تا ۱۶۴۰۰۰۰-۵۰ افزایش می‌یابد؛ درست مانند نیکون D500.

هنگام فیلم‌برداری کاربر قادر است تا هم از تنظیمات ایزوی خودکار بهره ببرد و هم از تنظیمات دیافراگم. همچنین ابزارهای کارآمدی در داخل دوربین به هنگام فیلم‌برداری قابل استفاده است. علاوه بر رزولوشن 4K، کاربر قادر است تا با رزولوشن فول اچ‌دی 1080p در سرعت‌های ۲۴ تا ۶۰ فریم‌برثانیه فیلم‌برداری کند که هیچ کراپی نخواهد داشت و از تمام سطح حسگر برای رکورد استفاده خواهد شد. ضمناً در این حالت لرزشگیر دیجیتال ۳ محوره نیز فعال می‌شود که ضبط نرم‌تر ویدیوها را به دنبال خواهد داشت.

ویژگی دیگری که در این دوربین از D500 الهام گرفته شده، برخورداری از حسگر نورسنجی RGB با دقت ۱۸۰۰۰۰ پیکسل است که عملکرد دقیق‌تر فوکوس به هنگام دنبال کردن سوژه متحرک و نورسنجی را در پی دارد. در مورد فوکوس خودکار نیکون D7500 نیز باید عنوان شود که همان ماژولی که در دوربین Nikon D7200 بکار رفته بود در آن نیز جای گرفته و این بدان معناست که یک فوکوس خودکار ۵۱ نقطه‌ای را در اختیار خواهیم داشت که ۱۵ عدد از آن‌ها از نوع کراس هستند. البته بهبودهایی نیز در فوکوس خودکار این دوربین صورت گرفته است که عملکرد بهتر آن را در مجموع در پی خواهد داشت.

در بخش منظره‌یاب نیز تغییری در D7500 صورت نگرفته است و شاهد استفاده از همان منظره‌یاب با بزرگنمایی 0.94x با پوشش تقریبی ۱۰۰٪ هستیم. مانند D500، منظره‌یاب این دوربین از یک نمایشگر OLED بهره می‌برد.

شاتر دوربین نیز آمادگی ثبت ۱۵۰۰۰۰ شات را دارد و سرعت آن برای حداکثر دقت به صورت خودکار نیز تنظیم می‌گردد.

این دوربین از سیستم انتقال بی‌سیم نیکون موسوم به SnapBridge نیز به طور کامل پشتیبانی می‌کند که امکان انتقال عکس‌ها و فیلم‌های ضبط شده از طریق بلوتوث و وای‌فای را به دیگر دیوایس‌های هوشمند فراهم می‌سازد. متأسفانه نیکون فناوری NFC را از جایگزین دوربین D7200 حذف کرده است.

از دیگر ویژگی‌های جدید این دوربین می‌توان به برخورداری از یک حالت Exposure اشاره داشت که ۱۰ عکس را با هم ترکیب می‌کند و درعین‌حال هر ۱۰ عکس را به صورت جداگانه بر روی حافظه ذخیره می‌کند. از حیث باتری نیز باید اشاره شود که یک باتری قدرتمند در این دوربین بکار رفته است. باتری مدل EN-EL15a این دوربین با اینکه حدود ۱۵٪ ظرفیت کم‌تری نسبت به باتری D7200 دارد ولی قادر است با هر بار شارژ کامل برای حدود ۹۵۰ شات کاربر را همراهی کند.

در پایان باید اشاره کنیم که قیمت این دوربین برای بدنه آن ۱۲۵۰ دلار و برای کیت ۱۴۰-۱۸ آن نیز ۱۷۵۰ دلار عنوان شده است.

بررسی لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM

با پیشرفت تکنولوژی در حوزه تکنولوژی و به وجود آمدن فناوری‌های مختلف در این عرصه کمپانی‌های بزرگ هم به فکر بروز کردن تجهیزات خود هستند. شرکت کانن که از زمان‌های گذشته به‌عنوان یکی از کمپانی‌های قدرتمند در زمینه عرضه محصولات و تجهیزات عکاسی و فیلم‌برداری مطرح بوده از این قاعده مستثنا نبوده و یکی از اهداف خود را به روز بودن و استفاده از تکنولوژی‌های جدید در محصولات خود تعیین کرده است.

لنزهای STM که نسل جدیدی از لنزهای کانن به حساب می‌آیند به توجه به سیستم فوکوس منحصر به فرد خود عملکرد مناسبی را ارائه می‌دهند. در این مطلب قصد داریم تا شما را با یکی از این لنزها به نام لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM آشنا کنیم. برای تهیه این لنز یا سایر لنزهای شرکت کانن یا دوربین کانن می‌توانید وب‌سایت یا فروشگاه پیکسل مراجعه فرمایید.
با نگاهی کلی به اطلاعاتی که می‌توان از نام لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM به دست آورد متوجه می‌شویم که با یک لنز زوم واید روبرو هستیم. عبارت EF-S که در نام این مدل به چشم می‌خورد نشانگر این موضوع است که طراحان، این لنز را برای دوربین‌های هاف فریم کانن مانند دوربین Canon EOS 700D، دوربین Canon EOS 7D Mark II و … طراحی کرده‌اند همچنین می‌توان بر روی دوربین‌های کوچک DSLR کانن مانند دوربین Canon EOS M3 یا دوربین Canon EOS M10 از این لنز استفاده نمود اما به دلیل تفاوت در ساختار بخش اتصال‌دهنده دوربین و لنز نمی‌توان از لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM بر روی دوربین‌هایی فول فریمی مانند دوربین کانن EOS 1D X و … استفاده نمود.

فاصله کانونی و دیافراگم زاویه وایدی که این لنز در اختیار کاربر قرار می‌دهد یکی از ویژگی‌های بسیار مناسب آن بوده و باعث گردیده تا این مدل به یکی از لنزهای واید موردعلاقه عکاسان و تصویربرداران مبدل شود. البته با توجه به این نکته که لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM بر روی دوربین‌های هاف فریم کانن مورداستفاده قرار می‌گیرد و با توجه به کراپ فاکتور این دوربین‌ها که برابر با 1.6 است درنتیجه معادل فاصله کانونی آن در دوربین‌های FULL FRAME برابر با 16 تا 28.8 می‌شود؛ یعنی تقریباً در واید ترین حالت زاویه دیدی معادل لنز Canon EF 16-35mm F/2.8L II USM بر روی دوربینی فول فریم مانند دوربین Canon EOS 6D به دست می‌آید که آن را برای تصویربرداری یا عکاسی از مناظر وسیع یا به‌طور کلی تصاویر واید کاملاً کارا می‌کند.
دیافراگم لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM در بازترین حالت ممکن بر روی عدد 4.5 فیکس می‌شود و هرچه از زوم و بزرگنمایی بیشتری استفاده کنیم این عدد بیشتر شده تا جایی که در 18 میلی‌متر حداقل دیافراگم برابر با 5.6 می‌باشد. همچنین استفاده از یک لرزش گیر انحصاری شرکت کانن بر روی این لنز سبب گردیده تا راحتی استفاده در لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM به بالاترین حد خود برسد و کاربر در زمان استفاده از این لنز با کمترین مشکل مواجه شود.

مشخصات فیزیکی لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM

با توجه به اینکه با یک لنز واید روبرو هستیم نباید انتظار یک لنز با طول زیاد را داشته باشیم. لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM در مقابل لنزی مانند لنز Canon EF 100-400mm F/4.5-5.6L IS II USM از طول کمتری برخوردار است. همچنین قطر بدنه این لنز برابر با 75 میلی‌متر می‌باشد. برای محافظت از این لنز می‌توان از فیلترهای محافظ لنز با دهانه 67 میلی‌متر استفاده نمود همچنین کاربر به منظور ایجاد جلوه‌هایی خاص یا کنترل نور محیط می‌تواند از تمامی فیلترهایی که دارای دهانه 67 میلی‌متری هستند بر روی این مدل استفاده نماید. هود لنزی که برای Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM در نظر گرفته شده مدل EW-73 C از شرکت کانن بوده که می‌تواند به منظور جلوگیری از برخورد نور با سطح شیشه‌ای لنز به صورت مستقیم جلوگیری نماید.

مناسب برای عکاسان منظره، آسمان شب و عکاسان خبری

در عکاسی منظره معمولاً از لنز‌های واید استفاده می‌شود تا بتوان مناظر و چشم‌انداز‌ها را با زاویه دیدی باز به ثبت رساند. بنابراین اگر شما هم از آن دسته از کسانی هستید که به عکاسی منظره علاقه دارید و تصویری با وضوح بالاتر و اعوجاجی کمتر از لنزهای زوم متداول کانن مثل ۱۸-۱۳۵ میلی‌متر می‌خواهید، این لنز یک می‌توان یک انتخاب مناسب برای شما باشد. از طرف دیگر اگر دوربین شما از نوع کراپ باشد و فعالیتتان را در زمینه‌های مثل عکاسی آسمان شب یا عکاسی خبری دنبال می‌کنید، به همراه داشتن این لنز در کیف عکاسی‌تان می‌تواند بسیار کارآمد باشد.

نمونه عکس‌های گرفته شده با لنز Canon EF-S 10-18mm f/4.5–5.6 IS STM

 

وایدترین لنز هسلبلاد X1D معرفی شد

در چند روز گذشته، وایدترین لنز هسلبلاد که تا به حال ساخته است به بازار معرفی شد؛ لنز ۲۱م‌م با بازترین دیافراگم اف۴ که مخصوص دوربین بدون‌آینه‌ی ایکس‌۱دی عرضه شده، به گفته‌ی هسلبلاد، اکنون کاربران می‌توانند از لنزی زاویه باز بهره ببرند که در سرتاسر حسگر کیفیتی فوق‌العاده به دست می‌دهد و البته، زاویه‌ی دیدی در اختیارشان قرار می‌دهد که تا کنون در اختیار هیچ‌یک از کاربران هسلبلاد نبوده است. بدین‌ترتیب، معرفی این لنز، خبری خوشحال کننده برای عکاسان منظره و عکاسان معماری خواهد بود.

لنز ۲۱م‌م، هم‌زمان با ارائه‌ی زاویه‌ی بسیار باز، امکان استفاده از فیلتر را نیز فراهم می‌آورد.

لنز ۲۱م‌م هسلبلاد، زاویه دیدی معادل لنز ۱۷م‌م بر روی دوربین‌های ۳۵ م‌م فول‌فریم دارد. اما، آن‌چه امکان تولید چنین لنزی را دشوار می‌سازد، قرارگیری شاتر در درون لنز است. شاتر میان‌لنز با حداکثر سرعت ۱/۲۰۰۰ که در تمامی سرعت‌ها با فلاش هم‌زمان می‌شود، قابلتی است که این لنز را از نمونه‌ی (تقریبا) مشابه فوجی ۲۳م‌م متمایز می‌سازد.

هم‌چنین، دو قابلیت مهمی که این لنز را برای عکاسی معماری بسیار کارآمد می‌نماید، امکان اتصال فیلتر و امکان حذف اعوجاج در نرم‌افزار Phocus است.

دو نمونه از تصاویر با موضوع معماری که اعوجاج آن‌ها در نرم‌افزار Phocus برطرف شده است.

 

بررسی آخرین دوربین فول‌فریم سونی: آلفا۷ مارک۳

در سال‌های گذشته، سونی دوربین‌های بدون آینه‌ی فول‌فریم مختلفی عرضه کرده است که می‌توان گفت هیچ‌یک از آن‌ها در دسته‌ی دوربین‌های میان رده قرار نمی‌گیرند؛ بلکه، تنها بازار هدف این دوربین‌های حرفه‌ای متفاوت است. شاید در ابتدا دوربین آلفا۷ مارک۳ با حسگر ۲۴ مگاپیکسلی خود یک دوربین میان‌رده به حساب بیاید، اما عملکزد خیره‌کننده‌ی آن در زمینه‌های مختلف این دوربین را به راحتی در دسته‌ی دوربین‌های حرفه‌ای قرار می‌دهد.

 

حسگر:

عمل‌کرد حسگر آلفا۷ مارک۳، در زمینه‌ی داینامیک رینج و تونال رینج، بسیار مشابه آلفا۷ آر۳ است و عمق رنگ آن کمی کمتر از آلفا۷ آر۳ است. بدین ترتیب، فارغ از تفکیک جزئیات تصویر، کیفیات تصویری آلفا۷ مارک۳ هم‌رده‌ی حرفه‌ای‌ترین دوربین بدون آینه‌ی بازار یعنی آلفا۷ آر۳ است؛ نکته‌ی درخور توجه در مورد این دوربین، عملکرد بهتر نسبت به آلفا ۹ با تفکیک تصویر مشابه است. هم‌چنین، حسگر آلفا۷ مارک۳ از یک فیلتر پایین‌گذر بهره می‌برد که تا حدود زیادی از ایجاد خطای موار جلوگیری می‌کند. اما آن‌چه آلفا۷ مارک۳ را به دوربینی متمایز از دیگر دوربین‌ها تبدیل می‌کند، گستره‌ی وسیع حساسیت 50 تا 204800 است.

نمونه عکس ثبت شده با آلفا۷ مارک۳ که به خوبی دامنه‌ی رنگ و دایننامیک رینج این دوربین را نشان می‌دهد.

فوکوس خودکار:

آلفا۷ مارک۳، از سیستم فوکوس خودکار مشابه آلفا۹ بهره می‌برد که ۶۹۳ نقطه‌ی فوکوس با قابلیت تشخیص فاز در ۹۳٪ سطح حسگر را شامل می‌شود! بدین‌ترتیب، همانند آلفا ۹ به طور کامل از رقیبان خود پیشی می‌گیرد. فوکوس خودکار این دوربین در نور کم EV-3 به خوبی عمل می‌کند. هم‌چنین، با توجه به گستره‌ی وسیع‌تر پوشش نقاط فوکوس تشخیص فاز، عمل‌کرد تشخیص چشم و قفل فوکوس بر روی موضوعات متحرک در سطح گسترده‌تری عمل می‌کند.

 

عکاسی پی‌درپی:
آلفا۷ مارک۳ با توانایی عکاسی پی‌در‌پی ۱۰ فریم بر ثانیه، قابلتی مشابه با آلفا۷ آر۳ در اختیار کاربر قرار می‌دهد. اما با توجه به تفکیک کمتر تصویر امکان ثبت تعداد 177 تصویر با فرمت JPG یا 89 تصویر با فرمت Raw را دارد (در مقابل 76 تصویر با فرمت JPG یا ۷۶ تصویر با فرمت Raw در دوربین آلفا۷ آر۳).

فوکوس خودکار در گستره‌ی وسیع، در کنار بافر بالا و قابلیت عکاسی پی‌در‌پی سریع، آلفا۷ مارک۳ را به یکی از گزینه‌های مناسب برای عکاسی از موضواعت متحرک تبدیل کرده است.

منظره‌یاب الکترونیک و نمایشگر:

منظره‌یاب و نمایشگر آلفا۷ مارک۳، در کنار حسگر ارزان‌تر، عوامل اصلی ارزان‌تر شدن این دوربین هستند. درواقع، منظره‌یاب این دوربین همان منظره‌یاب دوربین آلفا۷ مارک۲ است که با کمک عدسی‌های چشمی به بزرگ‌نمایی مشابه آلفا۷ آر۳ دست‌یافته است. بدین‌ترتیب، منظره‌یاب ۲/۳۶ میلیون نقطه‌ای آلفا ۷ مارک۳ با نرخ بازیابی تصویر ۶۰ فریم‌برثانیه، به طور کامل پایین‌تر از منظره‌یاب آلفا۷ آر۳ با ۳/۶۸ میلیون نقطه با نرخ بازیابی تصویر ۱۰۰ فریم‌برثانیه قرار دارد. هم‌چنین، نمایشگر ۹۲۱ هزار نقطه‌ای این دوربین، در سطحی پایین‌تر از دوربین‌های حرفه‌ای قرار دارد.

 

فیلم‌برداری 4K:

به دلیل حسگری با تفکیک کم‌تر، آلفا۷ مارک۳ نمی‌تواند در هر دو حالت فول‌فریم و سوپر۳۵ از فیلم‌برداری 4K پشتیبانی کند (قابلیتی که سونی آلفا۷ آر۳ را از دیگر رقیبانش متمایز می‌سازد). با این‌حال، آلفا ۷ مارک۳ این قابلیت را دارد که با استفاده از تمامی پیکسل‌هایش با کیفیت 4K فیلم‌برداری کند. در این‌حالت، دوربین از تمامی پیکسل‌ها برای تصویر برداری 6K با نرخ ۲۴ یا۲۵ فریم بر ثانیهاستفاده می‌کند و خروجی 4K به دست می‌دهد. هم‌چنین در صورت نیاز به تصویر 4K با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه، حسگر با ضریب ۱/۲ فیلم‌برداری خواهد نمود.

دوربین‌های سری آلفا با قابلیت فیلم‌برداری حرفه‌ای، در کنار وزن کم و اندازه‌ی کوچک، بسیار مناسب فیلم‌بردارانی است که می‌خواهند از این دوربین بر روی دست یا نگه‌دارنده‌های سبک بهره ببرند.

باتری:

باتری آلفا۷ مارک۳ مشابه باتری آلفا۷ آر۳ است که با نام NP-FZ100 عرضه می‌شود. اما با توجه به تفکیک پایین‌تر، این دوربین می‌تواند تعداد عکس بیشتری ثبت کند: ۷۱۰ عکس یا ۶۱۰ عکس در حالت استفاده از منظره‌یاب الکترونیک (در مقایسه با آلفا۷ آر۳ با ۶۵۰ عکس یا ۵۳۰ عکس در حالت استفاده از منظره‌یاب الکترونیک).

 

نتیجه‌گیری:

همان‌گونه که در ابتدای متن اشاره شد، آلفا۷ مارک۳ را نمی‌توان یک دوربین میان‌رده در نظر گرفت؛ بلکه، این دوربین بازار هدف مشخصی را هدف قرار داده است. می‌توان گفت، این دوربین با حسگری قدرت‌مند، فوکوس خودکار بی‌نظیر، قابلیت عکاسی پی‌در‌پی سریع و گستره‌ی حساسیت بالا در کنار بدنه‌ای کوچک و نسبتا ارزان، برای عکاسانی که به تفکیک تصویر بالا نیازی ندارند، یکی از بهترین گزینه‌های دوربین‌های حرفه‌ای است که می‌تواند در زمینه‌های زیر مورد استفاده قرار گیرد:

عکاسی پرتره: بسیاری از عکاسان پرتره، آثار خود را در فضاهای مجازی ارائه می‌دهند یا نهایتا آن‌ها را در ابعاد آ۳ (مجلات قطع بزرگ) به چاپ می‌رسانند. تفکیک تصویر آلفا۷ مارک۳ در کنار تونال رینج، داینامیک رینج بالای این دوربین و قابلیت تشخیص چشم گزینه‌ای ایده‌آل برای عکاسان پرتره‌ای است که نیازی به تفکیک تصویر آلفا۷ آر۳ یا نیکون دی‌۸۵۰ ندارند و می‌توانند با هزینه‌ی کمتر، دوربینی حرفه‌ای در اختیار داشته باشند.

فوکوس خودکار با قابلیت تشخیص چشم، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آلفا ۷ مارک۳ برای عکاسی پرتره است.

 

عکاسان حیات وحش: حسگر قدرتمند، دامنه‌ی حساسیت بالا، قابلیت عکاسی پی‌در‌پی سریع و لرزش‌گیر روی حسگر در کنار قابلیت فوکوس ۹۳٪ تصویر به صورت تشخیص فاز، آلفا۷ مارک۳ را به یکی از بهترن دوربین‌های حیات‌وحش تبدیل می‌کند.

لرزش‌گیر روی حسگر، دامنه‌ی حساسیت گسترده و فوکوس خودکار دقیق در کنار وزن کم و سازوکار شاتر کم‌صدا، آلفا۷ مارک۳ را به گزینه‌ای مناسب برای عکاسی حیات‌وحش تبدیل کرده است.

 

عکاسی مراسم (ایونت) و عکاسی از موضوعات متحرک: لرزش‌گیر قدرتمند، دامنه‌ی گسترده‌ی حساسیت، فوکوس خودکار فوق‌العاده، قابلیت عکاسی پی‌در‌پی،  بافر بالا و وزن کم گزینه‌ای ایده‌آل برای عکاسی مراسم و عکاسی از موضوعات متحرک  است.

 

 

مقایسه‌ی لنزهای EF 24-70 f/2.8 II, EF 24-70 f/4, EF 24-105 f/4 کانن

در اوایل سال 2012 میلادی، کانن مدل جدید لنز زوم استاندارد محبوبش، EF 24-70mm f/2.8L II USM را معرفی کرد. این لنز جدید برخلاف مدل قبلی در برابر گردوغبار و رطوبت مقاومت بیشتری  دارد. در اواخر ۲۰۱۶، کانن نسخه‌ی دیگری از این لنز را با حداکثر دهانه‌ی دیافراگم f/4 و باقیمتی ارزان‌تر معرفی کرد. این لنز هم مانند لنز EF 24-70mm f/2.8L II USM در برابر گردوغبار و رطوبت مقاوم است، اما علاوه بر آن دارای IS (لرزشگیر تصویر) هیبریدی نیز می‌باشد. در این مطلب قصد داریم این دو لنز زوم استاندارد کانن سری L را با یکدیگر و همچنین با لنز قدیمی‌تر اما ارزان‌تر و با دامنه‌ی زوم بیشتر EF 24-105mm f/4L IS USM مقایسه کنیم. اگر قصد خرید بدنه‌ی فول‌فریم کانن را دارید و یا به فکر خرید یک لنز باکیفیت و دامنه‌ی زوم استاندارد برای دوربین کانن خود هستید این مقایسه می‌تواند در انتخاب بهترین لنز زوم استاندارد کانن به شما کمک کند.

قبل از بررسی و مقایسه‌ی این سه لنز، لازم است این نکته را عرض کنم که بررسی‌های ارائه‌شده در اینجا بر اساس تست‌های صورت گرفته توسط شرکت معتبر تست دوربین و لنز، DXOMark، است. این شرکت لنز‌های دوربین‌های دیجیتال را بر روی چندین بدنه‌ی سازگار قرار داده و آن‌ها را ازلحاظ شارپنس، اعوجاج تصویر (distortion)، میزان انتقال نور (transmission)، تیرگی گوشه‌های تصویر (vignetting) و خطای رنگی (chromatic aberration) موردبررسی قرار می‌دهد. در این مطلب تنها به‌اختصار در مورد هر یک از این معیارهای بررسی لنز توضیح داده خواهد شد. ب

در جدول زیر تمام مشخصات مهم این سه لنز زوم استاندارد کانن را آورده‌ایم و در ادامه آن‌ها را ازلحاظ معیارهای ذکرشده در بالا مورد مقایسه و بررسی قرار خواهیم داد.

[styled_table]

 

 

[/styled_table]

شارپنس

  • سایت DXOMark شارپنس هر لنز را بر اساس میزان مگاپیکسل ادراکی (P-Mpix) تولید‌شده از قرار گرفتن آن لنز بر روی بدنه‌های سازگار می‌سنجد. برای این منظور، هر سه لنز کانن در این مقایسه بر روی چندین بدنه‌ی فول‌فریم و APS-C کانن قرار داده‌شده و میزان رزولوشن واقعی که برحسب P-Mpix تولید می‌کنند اندازه گرفته‌ شده است. هر چه این میزان بیشتر باشد و به رزولوشن سنسور تصویر بدنه‌ای که لنز بر روی آن قرارگرفته نزدیک‌تر باشد به معنی شارپ‌تر بودن لنز است.

در جدول زیر میزان مگاپیکسل ادراکی تولیدشده از ترکیب این سه لنز با بدنه‌های مختلف کانن آمده است. توجه داشته باشید که برای سنجش شارپنس هرکدام از این لنز‌ها باید رزولوشن دوربین‌هایی که بر روی آن قرارگرفته‌اند را نیز در نظر بگیرید.

[styled_table]

[/styled_table]

 

مورد که در جدول بالا مشخص می‌شود شارپنس ضعیف دو لنز EF 24-70mm f/4 و EF 24-105mm f/4 بر روی دوربین‌های سایز APS-C کانن است. این در حالی است که لنز EF 24-70mm f/2.8 II بر روی این دوربین‌ها هم رزولوشن ادراکی بسیار خوبی را تولید می‌کند. البته باید در نظر داشته باشید که این سه لنز برای دوربین‌های فول‌فریم کانن (EF) ساخته‌شده‌اند و اگر بر روی بدنه‌ی کراپ قرار گیرند زاویه‌ی دید متفاوتی را خواهند داشت. برای به دست آوردن زاویه‌ی دیدی که از قرار دادن لنز‌های فول‌فریم کانن بر روی بدنه‌های کراپ این شرکت حاصل می‌شود باید فواصل کانونی این لنزها را بر ضریب کراپ دوربین‌های سایز APS-C کانن که برابر با 1.6 است ضرب کرد. به همین دلیل اگر از یک دوربین با سنسور APS-C استفاده می کنید و قصد ندارید بعد‌ها آن را به یک دوربین فول فریم ارتقا دهید، انتخاب یک لنز کراپ اقتصادی و بهتری خواهد بود.

 

در اکثر مواقع، قرار دادن لنز فول‌فریم بر روی بدنه‌ی کراپ با کاهش شارپنس و مگاپیکسل ادراکی همراه است. هرچند که لنز EF 24-70mm f/2.8 II بر روی بدنه‌های کراپ کانن هم از شارپنس قابل توجه‌ای برخوردار است، اما در مورد دو لنز دیگر این عملکرد تکرار نمی‌شود. دو لنز EF 24-70mm f/4 و EF 24-105mm f/4 بر روی بدنه‌های کراپ کانن شارپنس بسیار پایین‌تری دارند. درواقع، با قیمتی تقریباً برابر با قیمت EF 24-70mm f/4 می‌توانید لنز Sigma 18-35mm f/1.8 DC HSM A را برای دوربین‌های کراپ کانن بگیرید که هم شارپ‌تر از لنز فول‌فریم است و هم دهانه‌ی دیافراگم بسیار بازتری دارد؛ با این تفاسیر، اگر بدنه‌ی کراپ دارید، بهتر است برای رسیدن به بالاترین میزان رزولوشن تصویر از لنزهای مخصوص این بدنه‌ها استفاده کنید.

نکته‌ی دیگری که در مورد شارپنس این سه لنز وجود دارد عملکرد آن‌ها در فواصل کانونی مختلف است. سایت DXOMark برای ترکیب هر لنز/ دوربین یک عدد میانگین برای تمام فواصل کانونی و گشودگی‌های مختلف دیافراگم را ارائه‌ می‌دهد؛ اما درعین‌حال، این سایت میزان شارپنس تصویر در اعداد مختلف f و فواصل کانونی استاندارد را هم به‌صورت تصویری به نمایش می‌گذارد. در تصویر زیر، میزان شارپنس در مرکز و گوشه‌های تصویر را در فواصل کانونی 50، 70، 85 و 105 میلی‌متر و در بازترین دهانه‌ی دیافراگم برای این سه لنز کانن مشاهده می‌کنید.

در عکس‌های پرتره برای جداکردن سوژه از پشت‌زمینه و بهتر دیده‌شدن اعضای صورت معمولاً از فاصله‌ی کانونی بیش از 50 میلی‌متر و دهانه‌ی دیافراگم بسیار باز استفاده می‌کنند. در تصویر بالا می‌توانید عملکرد این سه لنز را در چنین حالتی مشاهده کنید. رنگ سبز به معنای شارپنس بالا است و هرچه از این رنگ به سمت زرد و قرمز برویم از شارپنس تصویر کاسته می‌شود. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، لنز EF 24-70mm f/2.8 II در فاصله‌ی کانونی 70 میلی‌متری و باوجود باز بودن دهانه‌ی دیافراگم در بیشترین حالت ممکن بهترین شارپنس تصویر را ارائه می‌دهد که تقریباً در تمام مساحت فریم یکسان است؛ اما دو لنز EF 24-70mm f/4 و EF 24-105mm f/4 تنها در مرکز تصویر شارپنس خوبی دارند و هرچه به گوشه‌ها نزدیک می‌شویم از شارپنس تصویر نیز کاسته می‌شود و رنگ سبز به رنگ زرد درمی‌آید. هرچند که لنز EF 24-105mm f/4 در فاصله‌ی کانونی 50mm شارپنس خوبی دارد؛ اما این لنز در 85mm و 105mm با افت شدید شارپنس در گوشه‌های تصویر مواجه‌ است. بااین‌حال، اگر از این لنز برای عکس‌های پرتره استفاده می‌کنید بهتر است از فاصله‌ی کانونی 105mm این لنز که شارپتر از 85mm است استفاده کنید. همچنین، در نظر داشته باشید که با بستن دیافراگم در این دو لنز (حتی به میزان 1 استاپ)، به میزان قابل توجه‌ای بر شارپی گوشه‌های تصویر افزوده می‌شود.

 

اعوجاج تصویر

معمولاً لنزهای زوم در هر دو طرف واید و تله‌ی خود دچار اعوجاج تصویر (distortion) می‌شوند. هرچند که عکاسی دیجیتال با فرمت tender امکان تصحیح اعوجاج تصویر را بعد از گرفتن عکس و در نرم‌افزارهایی مانند adobe camera tender می‌دهد و دیگر این مشکل خیلی عکاسان را نگران نمی‌کند، اما میزان بیش‌ازحد اعوجاج، مخصوصاً در عکاسی معماری، می‌تواند کیفیت عکس‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. لنز EF 24-70mm f/4 بر روی بدنه‌های فول‌فریم و کراپ کانن تنها 0.2% اعوجاج متوسط دارد که بسیار کم و کاملاً قابل‌قبول است. لنز EF 24-70mm f/2.8 II هم بر روی بدنه‌های فول‌فریم به میزان 0.4% و بر روی بدنه‌های کراپ تنها 0.1% اعوجاج تصویر دارد که میزانی بسیار کم و قابل‌چشم‌پوشی است. لنز EF 24-105mm f/4 با توجه به دامنه‌ی زوم بیشتر، اعوجاج متوسط بیشتری از دو لنز دیگر دارد. بر روی بدنه‌های فول‌فریم و کراپ، این لنز به ترتیب 0.6% و 0.2% اعوجاج تصویر دارد که بازهم خیلی زیاد نیست و در پردازش‌های پس از گرفتن عکس کاملاً قابل‌رفع است؛ بنابراین، ازلحاظ اعوجاج تصویر، هر سه لنز عملکرد خوبی دارند و در هیچ‌کدام با اعوجاج تصویر بیش‌ازحد و غیرعادی روبرو نمی‌شویم.

خطای رنگی

خطای رنگی یا همان chromatic misconception در اکثر لنزها قابل‌مشاهده است. معمولاً بر روی لبه‌های بین نقاط بسیار روشن و نقاط تاریک تصویر حاشیه‌های رنگی (اکثراً به رنگ بنفش، آبی یا سبز) پدیدار می‌شود که بسته به کیفیت لنز ممکن است پهنای کم یا زیادی داشته باشد. در تصویر زیر، خطای رنگی دور پاهای پرنده به شکل حاشیه‌های بنفش قابل‌مشاهده است.

سایت DXOMark پهنای متوسط این حاشیه‌های رنگی را در بازترین عدد دیافراگم لنزها و برای تمام فواصل کانونی می‌سنجد و میانگین آن را برحسب میکرون بیان می‌دارد. لنز EF 24-70mm f/2.8 II به خاطر داشتن دهانه‌ی دیافراگم بازتر از دو لنز دیگر خطای رنگی بیشتری در عکس‌ها ایجاد می‌کند. میانگین خطای رنگی در این لنز بر روی بدنه‌های فول‌فریم برابر 15 میکرون و بر روی بدنه‌های کراپ کانن 10 میکرون است که میزان قابل توجه‌ای است. بااین‌حال، این مشکل بیشتر در گوشه‌های تصویر قابل‌مشاهده است و در وسط تصویر کمتر اثری از آن دیده می‌شود. لنز EF 24-105mm f/4 بر روی بدنه‌های فول‌فریم و کراپ کانن به ترتیب خطای رنگی 6 و 7 میکرونی دارد که بسیار کم و کاملاً کنترل‌شده است. لنز EF 24-70mm f/4 هم با عملکردی مشابه، دارای 8 میکرون خطای رنگی بر روی بدنه‌های فول‌فریم و 5 میکرون خطای رنگی بر روی بدنه‌های سایز APS-C کانن است.

خطای رنگی هم مانند مشکل اعوجاج بعد از گرفتن عکس‌های tender قابل‌رفع است. بااینکه EF 24-70mm f/2.8 II از دو لنز دیگر خطای رنگی بسیار بیشتری دارد؛ اما محدود بودن این مشکل به گوشه‌های تصویر باعث می‌شود از این بابت هم نتوان ایرادی جدی‌ به این لنز گرفت و درنتیجه می‌توان عملکرد هر سه لنز را بسیار خوب ارزیابی کرد.

نتیجه‌گیری

با توجه به بررسی‌ها و مقایسه‌هایی که در بالا صورت گرفت، بدون شک، EF 24-70mm f/2.8L II USM بهترین و شارپترین لنز زوم استاندارد کانن برای بدنه‌های فول‌فریم این شرکت است؛ اما قیمت بالای این لنز ممکن است باعث شود که همه نتوانند آن را به‌عنوان اولین گزینه‌ی خود انتخاب کنند؛ بنابراین، اگر دهانه‌ی بسیار باز دیافراگم f/2.8 برایتان خیلی مهم نیست، می‌توانید با صرف هزینه‌ی بسیار کمتر، لنز EF 24-70mm f/4L IS USM را خریداری کنید. این لنز ازلحاظ شارپنس بسیار نزدیک به لنز گران‌قیمت EF 24-70mm f/2.8 II است و علاوه بر آن دو برتری نسبت به آن لنز دارد. اول اینکه این لنز دارای سیستم تثبیت تصویر (IS) است که در عکاسی با دوربین روی دست بسیار مفید و کاربردی است و طبق ادعای کانن می‌تواند تا 4 استاپ لرزش دست را جبران کند. دوم اینکه این لنز دارای میزان بزرگنمایی بسیار خوب 0.7x است که آن را برای عکاسی ماکرو بسیار مناسب می‌کند. همچنین در عکاسی ماکرو هم سیستم تثبیت تصویر این لنز می‌تواند تا 2 استاپ لرزش دست را جبران کند که این قابلیت عکاسی ماکرو بر روی دست را راحت‌تر می‌کند. با این تفاسیر فعالیت خود را عکاسی ورزشی یا عکاسی خیابانی یا صحنه‌های پرتحرک دنبال می‌کنید، لنز EF 24-70mm f/4L IS USM می‌تواند گزینه بهتری باشد.

لنز EF 24-105mm f/4L IS USM هم دارای سیستم تثبیت تصویر است اما حالت ماکرویی نظیر لنز EF 24-70mm f/4 را ندارد. این لنز اگرچه دارای میانگین شارپنس تقریباً برابری با لنز EF 24-70mm f/4 است اما در طرف تله‌ی خود دارای شارپنس کمتری در گوشه‌های تصویر است و همچنین در انتقال نور هم ضعیف‌تر از EF 24-70mm f/4 عمل می‌کند.

الفبایی به وسعت کانن، سیاست نام‌گذاری کانن برای دوربین‌های DSLR

کمپانی کانن یکی از شناخته‌شده‌ترین و بزرگ‌ترین تولیدکنندگان محصولات عکاسی، فیلم‌برداری و رسانه‌های تصویری به‌حساب می‌آید. از این‌رو محصولات متنوعی را در سطوح متفاوت تولید می‌کنند و در بازارهای سراسر جهان به فروش می‌رسانند. به همین دلیل ممکن است سیاست‌های نام‌گذاری محصولات و تفاوت نام‌های آن‌ها برای برخی از افراد سؤال‌برانگیز باشد.

این موضوع به‌خصوص در مورد دوربین‌های DSLR این کمپانی صادق است. به همین دلیل در این مطلب قصد داریم به‌صورت اجمالی نگاهی به نام‌گذاری دوربین‌های DSLR این کمپانی بیندازیم. در ادامه با پیکسل همراه باشید:

بد نیست ابتدا از پیشوند EOS که برای تمام دوربین‌های DSLR کانن مورد استفاده قرار می‌گیرد شروع کنیم. این حروف مخفف Electro-Optical System هستند و به دوربین‌های تک‌لنزی یا SLR کانن با سیستم فوکوس خودکار اشاره دارند. در واقع اولین مدل EOS که EOS 650 نام داشت یک دوربین فیلمی بود و کانن برای مدل‌های دیجیتال اس‌ال‌آر نیز از همین پیشوند استفاده می‌کند.

از زمان فراگیر شدن دوربین‌های دیجیتال، کانن هرازگاهی سیاست‌های نام‌گذاری خود را کمی تغییر داده است و مدل‌هایی بوده‌اند که از این سیاست‌ها مستثنا بوده‌اند یا با عرضه‌ی آن‌ها نحوه‌ی نام‌گذاری دوربین‌ها کمی تغییر کرده است. ولی در کل از یک ساختار مشخص در این نام‌گذاری‌ها بهره گرفته شده است.

در بین دوربین‌های DSLR کانن، نام‌های 3 و 4 رقمی به شکل XXXD و XXXXD برای مدل‌های Entry turn یا مبتدی با سنسورهای APS-C مانند 1300D و 750D مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نام‌های دو رقمی به شکل XXD به مدل‌های Enthusiast یا برای عکاسان علاقه‌مند اختصاص دارند. مدل‌هایی مانند EOS 70D و EOS 80D از این دست هستند که از سنسورهای APS-C بهره می‌گیرند. کانن 77D نیز حالا در این گروه قرار می‌گیرد، هرچند که جایگزین مدل سه‌رقمی 760D شده است.

مدل‌های تک‌رقمی به شکل XD به انواع دوربین‌های Prosumer یا با کاربری سطح بالا اشاره دارند. در این دسته دوربین‌های سری 7 از سنسورهای APS-C و سری 5 و 6 از سنسورهای فول‌فریم استفاده می‌کنند. همچنین با تغییر نسل به عدد آن‌ها اضافه نمی‌شود، بلکه نسل آن‌ها از روی پسوند Mark مشخص می‌گردد. به‌طور مثال 7D و 7D Mark II. در حال حاضر از این سری مدل‌های 7D Mark II، 5D Mark III، 5D Mark IV و 6D در بازار وجود دارند.

در نهایت نیز سری دوربین‌های حرفه‌ای کانن هستند که همگی با عدد 1 مشخص می‌شوند. دوربین‌هایی مانند 1Ds، 1D Mark IV و 1D X Mark II از این دست هستند.

البته این‌ها نام‌های بین‌المللی کانن هستند و در بازارهای دیگر ممکن است از نام‌های متفاوتی استفاده شود. این موضوع بیشتر برای مدل‌های 3 و 4 رقمی صدق می‌کند و مدل‌های 2 و تک‌رقمی معمولاً در تمام نقاط جهان با نامی یکسان به فروش می‌رسند. در این خصوص مدل 77D را می‌توان استثنا به حساب آورد.

دوربین‌های Entry turn که در بازار اروپا و بیشتر نقاط آسیا نام‌هایی با فرمت XXXD یا XXXXD دارند، در بازار آمریکا با نام Rebel و در بازار ژاپن با نام Kiss به فروش می‌رسند. به دلیل فروش بالایی که این سری از دوربین‌های کانن دارند و به دلیل این‌که معمولاً اولین دوربین DSLR افراد تازه‌کار هستند، بخش فروش و تبلیغات این کمپانی نام‌های متفاوتی را که جذابیت بیشتری برای بازارهای مختلف دارند به کار گرفته است.

در ضمن کمپانی کانن به چندین بخش اروپایی، آسیایی، آمریکا و… تقسیم شده است که در سیاست‌های فروش نسبتاً مستقل از هم عمل می‌کنند. با انتخاب نام‌های اختصاصی در بازارهای مختلف می‌توانند فروش محصولات بازار خاکستری یا Grey Market را نیز کاهش دهند. به‌این‌ترتیب دوربینی که برای فروش در اروپا در نظر گرفته شده است را سخت‌تر می‌توان به‌صورت غیرقانونی در بازار آمریکا به فروش رساند.

در بازار کشور ما می‌توان دوربین‌های سری 3 و 4 رقمی کانن را با نام Rebel نیز تهیه کرد. این دوربین‌ها برای بازارهای مختلفی در نظر گرفته شده‌اند، ولی هر دو به بازار کشور ما وارد می‌شوند. برای این‌که بتوانید بهتر این مدل‌ها را شناسایی کنید می‌توانید از جدول زیر بهره بگیرید:

 

این مطلب توسط آرش غفاری نوشته شده است.

مقایسه‌ی ویژگی عکاسی نیکون دی۸۵۰ و سونی آلفا ۷ آر۳

در متن پیشین، دو دوربین نیکون دی۸۵۰ و کانن ۵دی مارک۴ مورد بررسی قرار گرفتند که قابلیت عکاسی دی۸۵۰ به صورت مشخصی برتری داشت؛ اما، ۵دی مارک۴ قابلیت‌های کارآمدتری برای فیلم‌برداری در اختیار کاربر قرار می‌داد. در متن پیش رو، ویژگی‌های عکاسی نیکون دی ۸۵۰ با رقیب اصلی خود یعنی سونی آلفا ۷ آر۳ مقایسه می‌شود. چرا که هرچند سونی آلفا۷آر۳ قابلیت‌های کارآمدتری در زمینه‌ی فیلم‌برداری در اختیار کاربر قرار می‌دهد، اما به ندرت افرادی که به فیلم‌برداری نیاز دارند آلفا۷آر را به آلفا۷اس ترجیح می‌دهند.
برای علاقه‌مندان به کیفیت تصویر بالا (شامل داینامیک‌رینج، تفکیک تصویر و عمق رنگ)، احتمالا دی ۸۵۰ و آلفا۷ آر۳ محبوب‌ترین دوربین‌های ۳۵ میلی‌متری موجود در بازار هستند. در این زمینه آن‌چه کمترین اهمیت را دارد، وجود یا عدم وجود آینه در این دوربین‌‌ها است! در هرصورت، به گفته‌ی بسیاری از کارشناسان به طور کلی دی۸۵۰ بهترین دوربین اس‌ال‌آر و آلفا۷ آر۳ بهترین دوربین بدون‌آینه‌ی موجود هستند. هم‌چنین باید به این نکته توجه داشت که امروزه دیگر از برتری کامل فوکوس خودکار دوربین‌های اس‌ال‌آر خبری نیست و دوربین‌های بدون آینه‌ای مانند سونی و فوجی از فوکوس خودکار بسیار سریع و دقیق بهره می‌برند.

 

حسگر:

نیکون ادعا می‌کند که حسگر دی۸۵۰ به صورت کامل در شرکت نیکون طراحی شده و توسط  یک شرکت سازنده‌ی حسگر به مرحله‌ی تولید رسیده است. به طور کلی،حسگر این دو دوربین بسیار مشابه هم عمل می‌کنند؛ نکته‌ی درخور توجه این‌که، مقایسه‌ی عملکرد این دو حسگر با حسگر دوربین‌های هسلبلاد ایکس۱دی، پنتاکس ۶۴۵زد و فوجی جی‌اف‌ایکس (که همگی از سنسورهای سونی بهره می‌برند) نیز دور از انتظار نیست؛ البته، بر اساس نمودارهای وب‌سایت DXO تمامی دوربین‌های قطع متوسط اشاره شده، در حساسیت پایین عمل‌کرد بهتری نسبت به سونی و نیکون دارند.

حسگر ۴۵/۷ مگاپیکسلی نیکون دی۸۵۰، از نظر تفکیک تصویر، عملکردی نزدیک به حسگر ۴۲ مگاپیکسلی سونی آلفا۷ آر۳ دارد؛ هیج‌یک از حسگرها فیلتر پایین‌گذر ندارند و هر دو از سنسور BSI CMOS بهره می‌برند. هم‌چنین، در مورد داینامیک رینج، نیکون و سونی عملکردی مشابه در حساسیت پایین (ایزوی ۱۰۰ و ۲۰۰) دارند، و برتری نیکون در این زمینه به دلیل در دست‌رس بودن حساسیت ایزو ۶۴ است. این در حالی است که حساسیت سونی نمی‌تواند به صورت غیر نرم‌افزاری کمتر از ۱۰۰ قرار گیرد. این مسئله در مورد تونال رینج نیز صادق است. دوربین سونی در تمام دامنه‌ی حساسیت خود تونال رینج بیشتری را در اختیار عکاس قرار می‌دهد؛ با این حال، تونال رینج نیکون در کم‌ترین حساسیت (ایزو ۶۴) بهتر از تونال رینج سونی در کمترین حساسیت (ایزو۱۰۰) است و اغلب در جداول مقایسه هم نیکون را در رده‌ای بالاتر قرار داده‌اند. بدین‌ترتیب، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که هر دو دوربین عمل‌کردی فوق‌العاده دارند که در ایزوی ۱۰۰ سونی کمی‌ بالاتر از نیکون قرار می‌گیرد و نیکون با درنظر گرفتن ایزوی ۶۴ «بهترین عمل‌کرد بهتری» دارد.

سونی در تمام بازه‌ی حساسیت خود، عمل‌کرد بهتری در گستره‌ی رنگی دارد، اما نیکون به دلیل دست‌رسی حساسیت ایزو۶۴، «بهترین عمل‌کرد بهتری» دارد.

آن‌چه حسگر سونی را کارآمدتر می‌نماید، قابلیت پیکسل-شیفت است که طی آن با ثبت ۴ تصویر از یک موضوع ثابت، جزئیات بیشتری به ثبت می‌رسد. در این حالت ۴ تصویر با حرکت یک‌پیکسلی حسگر (در فاصله‌ی زمانی حداقل یک ثانیه) ثبت می‌شود که می‌توان با استفاده از آن بدون استفاده از الگوریتم میان‌گذاری به پیکسل‌هایی با سه کانال رنگی مجزا دست‌یافت. بدین ترتیب، جزئیات تصویر (در زوم ۱۰۰٪) بیشتر خواهد بود و البته خطای موار (Moire) نیز برطرف می‌شود. هم‌چنین، پردازش این تصاویر در دوربین صورت نمی‌گیرد و به نرم‌افزار تخصصی سونی نیاز دارد و خروجی تصویر نهایی نیز ۴۲ مگاپیکسل باقی خواهد ماند.

نمونه عکس آلفا۷آر۳ در حالت تک عکس (چپ) و پیکسل شیفت (راست)؛ همان‌گونه که مشاهده می‌شود، بافت سبزرنگ سمت راست، فاقد خطای موار است.

فوکوس خودکار:

همان‌گونه که اشاره شد، هر دو دوربین عملکرد بسیار خوبی در فوکوس خودکار دارند. در مورد فوکوس خودکار نیکون می‌توانید متنی که پیرامون عمل‌کرد فوکوس خودکار در نور کم نوشته شده است را مشاهده کنید. اما، آن‌چه اغلب میان عمل‌کرد فوکوس خودکار دوربین‌های حرفه‌ای تمایز ایجاد می‌کند، قابلیت فوکوس بر روی موضوعات متحرک است که نیکون دی۸۵۰ با قابلیت 3D tracking (که البته به خوبی نیکون دی۵ عمل نمی‌کند)، گزینه‌ی مناسبی برای فوکوس پیوسته‌ی موضوعات متحرک، به خصوص موضوعات دور، است. البته با توجه به تمرکز نقاط فوکوس در میانه‌ی حسگر، این قابلیت در گوشه‌های حسگر وجود ندارد. در مقابل، هرچند دوربین سونی عمل‌کرد خوبی در فوکوس‌ نگه‌داشتن موضوعات متحرک دارد اما به دلیل فقدان فوکوس سه بعدی و اولویت فوکوس بر روی موضوعات نزدیک‌تر، گاهی با خطاهایی در فوکوس موضوعات متحرک همراه است و  فوکوس را از موضوع قفل شده به موضوع قرار گرفته در پیش‌زمینه تغییر می‌دهد.

عمل‌کرد دوگانه‌ی فوکوس سونی آلفا۷آر۳ که شامل ۴۲۵ نقطه‌ی تشخیص کنتراست و ۳۹۹ نقطه‌ی تشخیص فاز است.

 

فوکوس خودکار صورت:

در عکاسی از صورت که به خصوص در عکاسی عروسی بسیار حائز اهمیت است، قرارگیری نقطه‌ی فوکوس بر روی چشم یک ویژگی کلیدی به شمار می‌رود. همان‌طور که می‌دانید، قابلیت تشخیص چشم تنها در حالت فوکوس خودکار بر روی حسگر قابل دست‌یابی است. بدین‌ترتیب، می‌توان گفت دوربین سونی آلفا۷ آر۳ با تشخیص دقیق چشم، بهترین گزینه برای عکاسان عروسی است؛ چرا که می‌تواند چشم موضوع را به صورت پیوسته فوکوس نگه‌دارد. نکته‌ی درخور توجه این قابلیت این است که حتی اگر چشم در  جایی میان نقاط فوکوس پیش‌فرض قرار گیرد نیز، هم‌چنان فوکوس باقی می‌ماند. این در حالی است که برای عکاسی صورت، قابلیت فوکوس سه‌بعدی نیکون چندان کارآمد نیست، چرا که نمی‌تواند چشم را به صورت مستقل تشخیص دهد و آن را دنبال کند.

فوکوس دقیق بر روی چشم، با استفاده از قابلیت تشخیص چشم سونی

 

منظره‌یاب (ویوفایندر) و نمایشگر:

نیکون دی۸۵۰ با منظره‌یاب اپتیکی با دامنه‌ی پوشش ۱۰۰٪ کادر و نمایشگر ۳/۲ اینچ با قابلیت تیلت و تفکیک ۲/۳۶ میلیون نقطه، کاربران خود را کاملا راضی نگه‌می‌دارد. در مقابل، سونی آلفا۷ آر۳ نیز دو نمایشگر متفاوت در اختیار کاربران قرار می‌دهد: نمایشگر داخل منظره‌یاب الکترونیک به تفکیک فوق‌العاده‌ی ۳/۶ میلیون نقطه (با توجه به عدم وجود آینه، این دوربین امکان ارائه‌ی منظره‌یاب اپتیکی را ندارد) و نمایشگر ۳ اینچ با قابلیت تیلت با تفکیک ۱/۴ میلیون نقطه.

هرچند نمایشگر سونی کمی کوچک‌تر از نمایشگر نیکون است، اما با توجه به ابعاد بدنه‌ی آلفا۷، امکان قرارگیری نمایشگر متحرک بزرگ‌تر از ۳ اینچ وجود ندارد.

 

ویژگی‌های دیگر:

در مورد سایر ویژگی‌ها می‌توان برتری‌هایی برای هریک برشمرد. برای مثال، نیکون با ظرفیت باتری ۱۸۴۰ عکس (در مقابل سونی با ۶۵۰ عکس) عمل‌کردی بسیار بهتر دارد؛ چرا که در هنگام استفاده از دوربین بدون آینه، حسگر همیشه روشن بوده و میزان مصرف باتری نسبت به دوربین‌های اس‌ال‌آر بیشتر است. هم‌چنین، قابلیت تایم‌لپس داخل دوربین، نمایشگر ال‌ای‌دی در بالای دوربین و قابلیت برکتینگ فوکوس، توجه بسیاری از عکاسان منظره، حیات وحش و البته عکاسان استودیویی را به نیکون دی۸۵۰ جلب کرده است. اما سونی با عمل‌کرد بهتر در حساسیت‌های بالاتر، وزن کمتر، لرزش‌گیر بر روی حسگر، قابلیت پیکسل شیفت، عکاسی پیاپی تا ۱۰ فریم بر ثانیه و … قابلیت‌هایی را در اختیار عکاسان قرار می‌دهد که در دوربین‌های مشابه بی‌رقیب است.

 

نتیجه‌گیری:

همان‌طور که در این بررسی نشان داده شده است، هیچ‌یک از دو دوربین به طور کامل رقیب خود را پشت سر نمی‌گذارند. اما می‌توان این متن را با چنین نتایجی به پایان رساند.

نیکون دی۸۵۰:

با توجه به عمق رنگی بالا و تفکیک زیاد، گزینه‌ای ایده‌آل برای عکاسی پرتره و عکاسی عروسی است.

با توجه به داینامیک رینج، فوکوس خودکار عالی و عمر باتری خیره‌کننده برای عکاسان حیات‌‌وحش و منظره‌نگاران گزینه‌ای عالی است.

با توجه به امکان ثبت پیاپی تصاویر (به خصوص در هنگام استفاده از گریپ)، می‌تواند در عکاسی ورزشی کارآمد باشد.

به طور کلی می‌توان گفت، بهترین گزینه برای افرادی است که لنزهای با کیفیت نیکون در اختیار دارند و کاربردهای خبرنگاری ندارند!

 

سونی آلفا۷آر۳:

با توجه به قابلیت عکاسی پیاپی ۱۰ فریم بر ثانیه، قابلیت فوکوس بر روی چشم، عمق رنگی بالا و تفکیک مناسب، گزینه‌ای ایده‌آل برای عکاسی پرتره و عکاسی عروسی است.

با توجه به عمل‌کرد مناسب در حساسیت بالا، گزینه‌ای مناسب برای عکاسی در فضاهای سربسته مانند عکاسی رخداد‌ها، عکاسی خبرگزاری‌ها و … است.

با توجه به تفکیک و داینامیک رینج بالا و هم‌چنین وزن کم، گزینه‌ای فوق‌العاده برای عکاسی منظره نگاری است.

چرا باید از باتری گریپ استفاده کنیم

باتری گریپ (Battery grip) دوربین چیست و برای عکاسی شما چه مزایایی دارد؟ همه ما دوربین‌های دست‌وپا گیری که با باتری گریپ‌ها بزرگ شده‌اند را دیده‌ایم. با توجه به وزنی که آن‌ها به دوربین اضافه می‌کنند و مدت‌زمانی که باتری شما می‌تواند دوام بیاورد، شما ممکن است تعجب کنید که چرا این گریپ‌ها ضروری هستند، اما همان‌طور که در ادامه این مطلب خواهید خواند، آن‌ها فواید بسیار بیشتری از افزایش عمر باتری دارند.

باتری گریپ‌ها (Battery grips) مانند فلاش‌ها یا لنزهای مختلف نیستند که به شما اجازه دهند رویکرد خلاقانه‌تری نسبت به عکاسی خود اتخاذ کنید: آن‌ها تنها شما را قادر می‌سازند تا برای مدت بیشتری به عکاسی ادامه دهید و قطعاً باعث می‌شوند دوربین را بهتر در دست بگیرید.

ممکن است دور از عقل به نظر برسد، اما با یک گریپ بزرگ‌تر و بدنه سنگین‌تر، دوربین شما، به خصوص در هنگام عکاسی در جهت عمودی یا پرتره، به طور قابل‌توجهی در دست‌هایتان ثابت‌تر حس می‌شود. این یعنی باتری گریپ، دوربین شما را خوش‌دست‌تر خواهد کرد.

این امر به‌ویژه در مورد DSLR های کوچک‌تر و سطح مبتدی صادق است که اغلب برای دست‌های کوچک‌تر طراحی می‌شوند و برای دست‌های بزرگ‌تر خیلی کوچک هستند.

مسلماً، یک گریپ به وزن دوربین شما اضافه خواهد کرد و اگر به طور منظم از سه‌پایه استفاده می‌کنید، این چیزی است که شما باید به خاطر داشته باشید. اگر ترکیب معمول بدنه/لنز شما به آستانه تحمل سه‌پایه شما نزدیک است، با اضافه کردن یک گریپ ممکن است به پایه‌های قوی‌تری نیاز پیدا کنید.

باتری بیشتر برای عکاسی طولانی‌تر

ممکن است به نظر برسد عمر باتری اضافی ارزش صرف پول بیشتر را نداشته باشد، چون در طول روزهای بلند عکاسی شما می‌توانید باتری‌های دوربین خود را تعویض کنید. با این حال، شرایطی وجود دارد که در آن داشتن عمر باتری بیشتر (به کمک گریپ) واقعاً مفید است.

به عنوان مثال هنگام عکاسی از رویدادهای طولانی مانند جشن عروسی، شما نمی‌خواهید وقت خود را با گشتن در کیف دوربین خود به دنبال باتری یدکی تلف کنید. باتری گریپ‌ها همچنین وقتی که شما در حال عکاسی در شب هستید مفید هستند، به خصوص برای نوردهی‌های بسیار طولانی که در آن استفاده یک باتری تنها می‌تواند تمام شود.

گریپ هانل HN-D600 که ما در اینجا از آن استفاده کرده‌ایم، می‌تواند با یک باتری دوربین نیکون EN-EL15، یا با شش باتری استاندارد AA مورد استفاده قرار گیرد، هرچند هنگام خرید هیچ یک از این‌ها را رویش نمی‌گذارند، بنابراین بسته به نوع گریپ، ممکن است لازم باشد که این باتری‌ها را به طور جداگانه خریداری نمایید.

هر نوع بدنه دوربین و گریپی که شما استفاده می‌کنید، در اینجا نحوه به دست آوردن موفق‌ترین ترکیب ارائه شده است…

گام به گام: اتصال گریپ به بدنه دوربین

اتصال گریپ به دوربین

برای وصل کردن باتری گریپ به دوربینتان، کاور (سرپوش) را برای اتصال بردارید که در قسمت زیرین بدنه، در کنار محفظه باتری آن را خواهید یافت. سپس با احتیاط گریپ را به سوکت وصل کنید (تصویر فوق). در نهایت، پیچ آن را در مادگی پیچ سه‌پایه دوربین محکم کنید.

بسیاری از گریپ‌ها گزینه ای برای استفاده از باتری‌های استاندارد AA به جای یک باتری دوربین اختصاصی دارند. به عنوان مثال، گریپ HN-D600 هانل، دو نگه‌دارنده باتری دارد، یکی برای باتری دوربین و دیگری برای شش باتری AA که وقتی شما چندین مایل از نزدیک‌ترین پریز فاصله دارید، می‌تواند مفید باشد.

۴ مزیت استفاده از یک باتری گریپ

عمر طولانی

همان‌طور که انتظار دارید، یکی از دلایلی که یک باتری گریپ می‌تواند برای عکاسی شما مفید باشد، افزایش زمان عکس‌برداری است. تولیدکنندگان ادعا می‌کنند که باتری‌های D-SLR برای ۸۰۰-۸۵۰ عکس بر روی دوربین‌های دارای منظره‌یاب های اپتیکی دوام خواهند آورد. اضافه کردن یک گریپ، قدرت باتری دوربین شما را دو برابر خواهد کرد.

بخشیدن ابعاد مناسب به دوربین

یکی دیگر از مزایای یک باتری گریپ این است که گریپ موجود (جای دست – قسمتی که دوربین را می‌گیرید) را بسط می‌دهد که می‌تواند عکاسی افقی را راحت‌تر کند. گریپ های روی برخی از DSLR های سطح مبتدی برای دست‌های بزرگ خیلی کوچک هستند – یک باتری گریپ می‌تواند ناحیه زیر انگشتان شما را تا ۵۰ درصد افزایش دهد.

عکاسی پرتره

بسیاری از باتری گریپ‌ها علاوه بر اینکه فضای بیشتری برای نگه‌داشتن دوربین به شما می‌دهند، دکمه‌های موجود بر روی گریپ اصلی را نیز در بردارند. HN-D600 یک کنترل شاتر و دکمه AF-L، به‌علاوه کلید چرخان برای سرعت شاتر، دیافراگم و انتخاب AF دارد. این بدین معنی است که می‌توانید بدون نیاز به چرخاندن دستی که با آن عکس می‌گیرید، به‌صورت عمودی عکاسی کنید.

برقراری تعادل

هنگام عکاسی با لنزهای بزرگ و سنگین، دوربین‌های کوچک‌تر می‌توانند بسیار نامتعادل به نظر برسند. یک گریپ به وزن بدنه دوربین شما اضافه می‌کند که عکاسی با آن را به مراتب باثبات‌تر می‌کند، به خصوص وقتی که چیزهای اضافی دیگر، مانند فلاش‌ها و لنزهای تله نیز بر روی آن نصب شده باشند.

منبع: لنزک، برگرفته از Digital Camera World

چگونه دوربین خود را برای عکاسی در شب تنظیم کنیم؟

اکثر علاقه‌مندان به عکاسی، دردسر‌های زیادی را هنگام عکاسی در شب تجربه کرده‌اند. تصویر بسیار کم‌نور، عکسی با نویز بالا یا سوژه‌های محو و گنگ مواردی هستند که در عکاسی شب احتمالا با آن‌ها مواجه می‌شویم؛ اما باید چه اصولی را رعایت کنیم تا به بهترین نتیجه ممکن در عکاسی شب برسیم؟ اساساً دوربین ما توانایی ثبت تصاویر با کیفیت و وضوح بالا را در شب دارد؟ و با اینکه در عکاسی شب عملکرد دوربین تا چه اندازه به نوع لنز متصل به آن بستگی دارد؟در این مقاله سعی شده است به صورت کلی جواب سؤالات فوق داده شود و به یک دید کلی در زمینه عکاسی در شب رسید.

رسیدن به بهترین نتیجه در عکاسی شب، در مرحله اول به تنظیمات مناسب دوربین بستگی دارد. در واقع تنظیم صحیح دوربین، کلید رسیدن به نتیجه مطلوب در تمام زمینه‌های عکاسی است. جالب است بدانید که یک قانون کلی برای تنظیم دوربین در عکاسی شب وجود ندارد و باید تنظیمات دوربین بر اساس محیط و آن چیزی که در پایان می‌خواهیم به آن برسیم تعیین شوند. با این وجود متن زیر می‌تواند راهنمای مفیدی برای علاقه‌مندانی باشد که می‌خواهند شگفتی‌های شب را به ثبت برسانند.

کنترل نوردهی

اکثر دوربین‌ها می‌توانند به صورت خودکار پارامتر‌های مربوط به نوردهی مثل ایزو و سرعت شاتر را با توجه به نور محیط محاسبه کند. قرار دادن تنظیمات نوردهی در حالت خودکار شاید کار را بسیار راحت کند ولی با توجه به اینکه کنترل تمامی تنظیمات به دوربین سپرده‌شده ممکن است تصویر نهایی با چیزی که در ذهنتان می‌خواهید به آن برسید بسیار تفاوت داشته باشد. حالت‌های خودکار دیگری مثل حالت اتوماتیک S و P در دوربین‌های نیکون و Tv, Av در دوربین‌های کانن نیز وجود دارد. در حالت اول تنها کافی است که سرعت شاتر را تنظیم کنید و بقیه تنظیمات را به دوربین بسپارید. در حالت دوم نیز اولویت نوردهی به تنظیم دیافراگم داده می‌شود؛ یعنی کافی‌ است با توجه به عمق میدانی و وضوحی که می‌خواهید در تصویر داشته باشید دیافراگم خود را تعیین ‌کنید تا پارامترهای دیگری مثل ایزو و شاتر به صورت خودکار محاسبه ‌شوند. در این حالت ممکن که سرعت شاتر دوربین بسیار کاهش یابد؛ بنابراین استفاده از سه‌پایه هنگام گرفتن عکس ضروری است. یا تمام این تفاسیر در حالت خودکار بسیار بعید به نظر می‌رسد که دوربین تصویر مورد نظر شما را ارائه دهد.

اکثر عکاسان حرفه‌ای هنگام عکاسی در شب توصیه می‌کنند که تنظیمات دوربین را بر روی حالت اتوماتیک قرار ندهید و پارامترهای مربوط به نوردهی یعنی ایزو، سرعت شاتر و عدد دیافراگم را خودتان تنظیم کنید تا به نتیجه مطلوب برسید؛ اما در مواقعی حالت‌های نیمه خودکار اولویت شاتر و اولویت دیافراگم نیز می‌تواند کارآمد باشد.

نورسنجی

انواع متدهای نورسنجی در دوربین‌های دیجیتال در واقع تعیین می‌کند که نور کدام نواحی از کادر برای نوردهی دقیق تصویر محاسبه شود. حالت نورسنجی نیز بسته به شرایط محیطی که در آن به عکاسی می‌پردازیم باید تعیین شود. به طور طبیعی در شب به علت نور کم، کنتراست زیادی بین آسمان شب و سوژه‌های روی زمین وجود ندارد؛ بنابراین نورسنجی در حالت نقطه‌ای یا ناحیه‌‌ای می‌تواند انتخاب درستی باشد. در مناطق شهری که نورهای مصنوعی بسیاری وجود دارد برای اوراکسپوز نشدن عکس می‌توان به صورت نقطه‌ای بر روی منابع نور، نورسنجی کرد.

ایزو

در عکاسی شب بسیاری از مباحث مطرح شده در مورد حساسیت ایزو است. در هنگام عکاسی بر روی سه‌پایه، حساسیت ایزو می‌تواند با توجه به نیازتان خیلی کم یا زیاد باشد. ولی در مواقعی که به‌ناچار برای جلوگیری از تاری بیش از حد تصویر باید سرعت شاتر را بالا برد، ایزو به یک پارامتر کلیدی تبدیل می‌شود. در این مواقع باید بین ایزو و سرعت شاتر یک مصالحه برقرار کرد تا عکس ثبت شده از کمترین نویز ممکن برخوردار شود.

کاهش نویز تصویر

اکثر کمپانی‌های تولید کننده دوربین‌های دیجیتال به طور مستمر بر روی کاهش نویز تصویر هزینه بسیاری صرف می‌کنند؛ اما اغلب تصاویر ثبت شده در شب به علت بالا بودن ایزو نویز بالایی دارند. بسیاری از دوربین‌ها هنگام ذخیره سازی، عکس خام را به فرمت JPEG تبدیل می‌کنند. در این فرمت برای کاهش نویز تصویر، از وضوح و جزییات آن کاسته می‌شود؛ بنابراین بهترین روش برای کاهش نویز تصویر ذخیره آن با فرمت RAW و اصلاح آن در نرم‌افزارهایی مثل ادوبی فتوشاپ یا لایت روم است.

انتخاب لنز و دوربین مناسب

اگر شما لنز مناسبی را در عکاسی شب به همراه نداشته باشید تقریباً غیر ممکن است که به یک تصویر ایده‌آل از یک منظره در شب دست یابید. لنزهایی که حداکثر بازشدگی دیافراگم بالایی دارند یعنی عدد دیافراگم آن‌ها چیزی در حدود F1.2 تا F2 است، لنزهای بسیار مناسبی در عکاسی شب به شمار می‌روند. به عنوان مثال یک لنز با عدد دیافراگم F1.2 در یک سرعت شاتر به خصوص دو برابر بیشتر از یک لنز با دیافراگم F2 نور دریافت می‌کند؛ بنابراین آزادی عمل بیشتری را هنگام استفاده از یک لنز F1.2 در اختیار خواهیم داشت. دوربین نیز بسته به این که از چه سنسوری استفاده می‌کند می‌تواند در نتیجه نهایی بسیار تأثیرگذار باشد. مثلاً حسگر فول فریم در ایزو‌های بالا به طور معمول نویز کمتری نسبت به حسگرهای APS-C تولید می‌کنند. به علاوه نسبت نویز به سیگنال‌ها در سنسور‌های مختلف متفاوت است؛ بنابراین اگر می‌خواهید عکاسی در شب را به صورت اختصاصی دنبال کنید باید دوربینی تهیه کنید که سنسور آن از کمترین نویز ممکن برخوردار باشد.

مقایسه‌ی نیکون دی۸۵۰ و کانن ۵دی مارک۴

مقایسه‌ی دوربین‌های هم‌رده‌ی نیکون و کانن، همواره یکی از موضوعات چالش‌برانگیز است. در حال حاضر، احتمالا این مقایسه بیش از هرچیز مابین دوربین‌های نیکون دی۸۵۰ و کانن ۵دی مارک۴ صورت می‌پذیرد. متن پیش رو تلاش می‌کند تا با بررسی جوانب مختلف این دو دوربین، مشخصات تکنیکی آن‌ها را مورد بررسی قرار دهد.

 

حسگر:

دوربین‌های هم‌رده معمولا در ابتدا با میزان تفکیک حسگرشان با یک‌دیگر مقایسه می‌شوند. نیکون دی۸۵۰ با حسگر ۴۵/۷ مگاپیکسلی BSI CMOS بدون فیلتر پایین‌گذر (Low-Pass) به نسبت حسگر ۳۰/۴ مگاپیکسلی کانن با فیلتر پایین‌گذر، جزئیات بیشتری را بازنمایی می‌کند. این درحالی است که دی۸۵۰ به لطف تکنولوژی حسگرهای سونی (حسگرهای BSI) با داشتن پیکسل‌های کوچک‌تر، داینامیک رینج و حساسیت رنگی بیشتری نسبت به کانن ۵دی مارک۴ دارد. البته، این برتری صرفا در حساسیت‌های پایین برقرار است و در حساسیت بالاتر از ایزو ۸۰۰، برتری با ۵دی مارک۴ است. برای بررسی دقیق‌تر عمل‌کرد حسگر این دو دوربین می‌توانید نمودارهای مقایسه‌ی وب‌سایت DXO را مشاهده نمایید.

 

فوکوس خودکار:

فوکوس خودکار این دو دوربین را می‌بایست از دو منظر متفاوت بررسی کرد: فوکوس خودکار از خلال ویوفایندر و فوکوس خودکار بر روی حسگر.

فوکوس خودکار از خلال ویوفایندر بیش از هرچیز برای عکاسی سریع مانند عکاسی ورزشی و عکاسی در نور کم، تعیین کننده است. در این رقابت، نیکون دی۸۵۰ با ۱۵۳ نقطه‌ی فوکوس با ۹۹ نقطه‌ی کراس-تایپ (در مقابل ۶۱ نقطه‌ی فوکوس با ۴۱ نقطه‌ی کراس تایپ)، امکان فوکوس در گستره‌ی نوری EV-4 تا EV+20 (در مقابل EV-3 تا EV+18)، امکان تنظیم دقیق فوکوس (برای هر لنز) و قابلیت فوکوس استکینگ، برتری کاملی نسبت به کانن ۵دی مارک۴ دارد.

در مقابل و در فوکوس خودکار بر روی حسگر، کانن ۵دی در لیگ متفاوتی بازی می‌کند! هر چند نیکون با قرار دادن قابلیت فوکوس پیکینگ (Focus Peaking) تلاش کرده است تا بخش کوچکی از این عقب‌افتادگی را در فوکوس دستی جبران کند، اما ۵دی مارک۴ با قابلیت Dual Pixel AF عمل‌کرد بسیار بهتری در فوکوس خودکار بر روی حسگر دارد.

ساختار ۱۵۳ نقطه‌ای فوکوس خودکار نیکون دی۸۵۰

ویدئوگرافی:

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شود، در ویدئوگرافی کانن عمل‌کرد بهتری دارد. ۵دی مارک۴ با امکان ضبط DCI 4K معادل (۴۰۹۶در۲۱۶۰ پیکسل) با ضریب برش ۱/۷۴ در مقابل تفکیک ۳۸۴۰در۲۱۶۰ دوربین دی۸۵۰ با ضریب برش ۱، نه تنها به دلیل استفاده از تمامی پیکسل‌های موجود در محدوده‌ی تصویر، وضوح بیشتری به دست می‌دهد، بلکه به دلیل ضبط با ابعاد نزدیک‌ به حسگرهای سوپر ۳۵، تصاویری با شمای سینمایی به دست می‌دهد. هم‌چنین، این راه‌کار کانن سبب شده تا فیلم‌برداران به گستره‌ی وسیعی از لنزهای سینمایی دست‌رسی داشته باشند. این در حالی است که فیلم‌برداری 4K دی۸۵۰ مناسب فیلم‌بردارانی است که به تصاویری با عمق میدان کم علاقه‌مند هستند.

در نهایت، ۵دی مارک۴ با قابلیت ضبط تصاویر ویدئویی به صورت HDR یک گام دیگر از رقیب خود پیشی می‌گیرد. این ویژگی برای فیلم‌بردارانی جذاب است که در فضاهای پرکنتراست تصویر‌برداری می‌کنند و می‌توانند به وسیله‌ی آن جزئیات بیشتری در سایه و های‌لایت‌ها در اختیار داشته باشند.

کانن ۵دی مارک۴ به همراه لنز سینمایی و لوازم جانبی

بدنه و طراحی:

بدنه‌ی هر دو دوربین از آلیاژ منیزیم ساخته شده‌ است که در برابر خوردگی و تغییر دما بسیار مقاوم هستند. هم‌چنین، هر دو بدنه مقاومت خوبی در برابر گرد و غبار و رطوبت دارند. البته، دوربین ۵دی مارک۴ کانن از رقیب خود حدود ۲۰۰ گرم سبک‌تر است و از بدنه‌ای کوچک‌تر بهره می‌برد.

در مورد طراحی بدنه، باید گفت که بدنه‌ی ۵دی مارک۴ بسیار مشابه محصول پییشین کانن (۵دی مارک۳) است و کاربران کانن در این ارتقاء، تقریبا با هیچ تغییری در بدنه‌ی دوربین روبرو نمی‌شوند و به راحتی می‌توانند با آن هماهنگ شوند. اما، نیکون تغییراتی بر روی بدنه ایجاد کرده است، که مهم‌ترین آن‌ها افزوده‌شدن جویستیک و قابلیت چرخش نمایشگر است که در دوربین دی۸۱۰ وجود نداشتند. علاوه‌ بر این، محل قرارگیری برخی دکمه‌ها در عقب دوربین تغییر کرده است و دکمه‌ی Fn2 نیز به آن افزوده شده است.

 

منظره‌یاب (ویوفایندر) و نمایشگر:

منظره‌یاب هر دو دوربین ۱۰۰٪ کادر تصویر را پوشش می‌دهد و با بزرگ‌نمایی ۰/۷۵ (نیکون) و ۰/۷۱ (کانن) بسیار مشابه هم عمل می‌کنند. اما، نمایشگرهای لمسی این دو دوربین با وجود ابعاد یک‌سان (۳/۲ اینچ)، عمل‌کرد بسیار متفاوتی دارند: نمایشگر کانن به صورت ثابت بر روی دوربین قرار گرفته است و از تفکیک ۱.۶۲ میلیون نقطه بهره می‌برد؛ در حالی که، نمایشگر نیکون با قابلیت تیلت و تفکیک ۲/۳۶ میلیون نقطه به طور کامل از رقیب خود پیشی می‌گیرد.

لازم به ذکر است که تفکیک بیشتر نمایشگر، تنها به معنی در اختیار داشتن تصویری بهتر در هنگام مشاهده‌ی عکس ثبت شده است و نمی‌توان با توجه به آن در مورد کیفیت پخش زنده (لایو ویو) هر یک از دوربین‌ها نظر داد. پخش زنده‌ی تصویر به عوامل بسیاری وابسته است و اغلب کاربران در این مورد اتفاق نظر دارند که پخش‌زنده‌ی دوربین‌های کانن، اغلب از نمونه‌های هم‌رده‌ی نیکون (با نمایشگر مشابه)، بهتر است. اما، این‌بار نیکون با استفاده از نمایشگری بهتر، سعی کرده است تا نظر کاربران و به خصوص فیلم‌برداران را به خود جلب کند.

نیکون دی۸۵۰ به همراه نمایشگر لمسی با قابلیت تیلت

ویژگی‌های دیگر:

نیکون دی۸۵۰ و کانن ۵دی مارک۴، مانند دیگر دوبین‌های هم‌رده، نقاط قوت و البته نقاط ضعف مشترک بسیاری دارند. برای مثال هر دو دوربین از قابلیت Wi-Fi و NFC پشتیبانی می‌کنند اما فاقد لرزش‌گیر حسگر هستند.

کانن ۵دی مارک۴، همانند نمونه‌ی پیشین از کارت‌های حافظه‌ی SD و CF پشتیبانی می‌کند و کاربران ۵دی مارک۳ می‌توانند از تمامی کارت‌های حافظه‌ی خود بهره ببرند؛ اما، نیکون دی۸۵۰ با پشتیبانی ازکارت‌های حافظه‌ی SD و XQD می‌تواند هزینه‌هایی را بر کاربران دی۸۱۰ تحمیل کند و البته هزینه‌های کارت‌های حافظه‌ی پیشین را نیز بر باد دهد!

ویژگی‌های جانبی دیگری در این دوربین‌ها وجود دارد که هر یک علاقه‌مندان خاص خود را دارند. برای مثال، قابلیت فوکوس برکتینگ یکی از ویژگی‌های نیکون دی۸۵۰ است که با ثبت ۳۰۰ عکس با فوکوس متفاوت، می‌تواند به ثبت تصاویر ماکرو با فوکوس تمام موضوع دست‌یابد. هم‌چنین، نیکون دی۸۵۰ با پشتیبانی از شاتر الکترونیک، می‌تواند در سازوکاری کاملا بی‌صدا عکاسی کند که برای عکاسان فیلم، تئاتر و … بسیار کارآمد است. در مقابل، کانن ۵دی مارک۴، با تکنولوژی پیشرفته‌ی  Dual Pixel Raw، به عکاسان اجازه می‌دهد تا با تنظیمات فایل خام به کنترل دقیق شارپنس، شیفت بوکه و کاهش گوستینگ دست‌یابند.

در نهایت می‌توان به ظرفیت باتری دو دوربین اشاره کرد که در آن کانن با ۹۰۰ فریم در هر شارژ و استفاده از باتری مشابه ۵دی مارک۲ و ۷دی مارک۲ عمل‌کرد کاملا خوبی دارد. با این حال، نیکون دی۸۵ با عمل‌کرد خیره‌کننده‌ی ۱۸۴۰ فریم در هر شارژ استانداردهای باتری دوربین را به وضوح ارتقاء داده است؛ هم‌چنین این دوربین با استفاده از گریپ می‌تواند ۵۱۴۰ عکس به ثبت برساند!

نیکون دی۸۵۰ با پشتیبانی ازکارت‌حافظه‌ی XQD می‌تواند هزینه‌هایی را بر کاربران دی۸۱۰ تحمیل کند

نتیجه‌گیری:

همان‌طور که در این بررسی نشان داده شده است، هیچ‌یک از دو دوربین به طور کامل رقیب خود را پشت سر نمی‌گذارند. اما می‌توان این متن را با چنین نتایجی به پایان رساند.

نیکون دی۸۵۰:

با توجه به عمق رنگی بالا و تفکیک زیاد، گزینه‌ای ایده‌آل برای عکاسی پرتره و عکاسی عروسی است.

با توجه به داینامیک رینج، فوکوس خودکار عالی و عمر باتری خیره‌کننده برای عکاسان حیات وحش و منظره‌نگاران گزینه‌ای عالی است.

با توجه به امکان ثبت پیاپی تصاویر (به خصوص در هنگام استفاده ار گریپ)، می‌تواند در عکاسی ورزشی کارآمد باشد.

گزبنه‌ای مناسب برای فیلم‌بردارنی است که به کیفیت 4K و عمق میدان کم نیاز دارند.

به طور کلی می‌توان گفت، بهترین گزینه برای افرادی است که لنزهای با کیفیت نیکون در اختیار دارند و کاربردهای خبرنگاری ندارند!

کانن ۵دی مارک۴:

با توجه به عمق رنگی بالا و تفکیک مناسب، گزینه‌ای عالی برای عکاسی پرتره و عکاسی عروسی است.

گزینه‌ای ایده‌آل برای فیلم‌بردارانی است که هم‌زمان به کیفیت تصویری 4K و لنزهای سینمایی با کیفیت نیاز دارند و می‌خواهند به جنس تصاویر سینمایی نزدیک شوند.

با توجه به عمل‌کرد مناسب در حساسیت بالا، گزینه‌ای مناسب برای عکاسی در فضاهای سربسته مانند عکاسی رخداد‌ها، عکاسی خبرگزاری‌ها و … است.

به طور کلی می‌توان گفت، بهترین گزینه برای افرادی است که لنزهای با کیفیت کانن در اختیار دارند و کاربردهای خبرنگاری حرفه‌ای ندارند!

 

در این متن تلاش شد تا ویژگی‌های اساسی دو دوربین نیکون دی۸۵۰ و کانن ۵دی مارک۴ بررسی شود. در پایان، اگر ویژگی‌های ناگفته‌ای در این متن مشاهده می‌کنید، خوشحال می‌شویم با ما به اشتراک بگذارید.