دیدگاه‌ها برای 10 توصیه برای عکاسی از مناظر برفی با تهران مبله

امسال بارش برف در کشورمان تقریباً زود شروع شد و امیدواریم با وارد شدن به فصل زمستان، بارش برف بیشتری را هم شاهد باشیم. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که در روزهای برفی در کنار پیاده‌روی و برف‌بازی از عکاسی نیز لذت می‌برید، در ادامه توصیه‌های مخصوصی برای شما داریم.

  1. با فرمت RAW عکاسی کنید

این مورد تقریباً برای تمامی انواع عکاسی صادق است. وقتی با فرمت RAW عکاسی می‌کنید خیلی راحت‌تر و باکیفیت به‌مراتب بالاتری می‌توانید عکس‌ها را ادیت کنید. این مورد به‌خصوص برای منظره‌ی برفی از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا رنگ غالب سفید در مناظر برفی می‌تواند نورسنجی و تراز سفیدی دوربین را دچار خطا کند. بنابراین بهتر است با فرمت RAW عکاسی کنید تا بتوانید این موارد را بعداً به‌راحتی در کامپیوتر اصلاح کنید.

  1. از پوشش مناسب استفاده کنید

در روزهای سرد زمستانی پوشش مناسب بسیار مهم است. به‌خصوص اگر برای عکاسی به کوهستان، جنگل یا سایر مناطق دور از شهر می‌روید. سعی کنید دستکشی را انتخاب کنید که درحالی‌که آن را به دست دارید بتوانید تنظیمات دوربینتان را تغییر دهید. همراه نداشتن دستکش و کلاه مناسب می‌تواند موجب کاهش دمای بدن شود و سلامت شما را به خطر بیندازد. اگر لباس مناسب پوشیده باشید و سردتان نباشد تمرکز فکری بیشتری هم دارید و می‌توانید مدت بیشتری را هم به عکاسی بپردازید.

  1. از سرعت شاتر بالا استفاده کنید

نگاه کردن به منظره‌ی برفی، معمولاً در بیننده حس آرامش را ایجاد می‌کند. در زمان بارش برف اگر بخواهید همین حس را به مخاطبان عکس خود منتقل کنید بهتر است از سرعت‌های بالا استفاده کنید. به‌طور مثال 1/250 می‌تواند سرعت مناسبی باشد. هدف این است که دانه‌های برف شارپ و دایره‌ای دیده شوند. این سرعت را آزمایش کنید و در صورت نیاز به سراغ سرعت‌های بیشتر بروید.

البته این انتخاب شماست. می‌توانید از سرعت‌های کم نیز استفاده کنید. ولی با این کار دانه‌های برف به شکل خط‌هایی سفید در عکس دیده می‌شوند. به‌این‌ترتیب حس آرامش و سکون با حس حرکت و سرعت جایگزین خواهد شد.

  1. در روز ابری عکاسی کنید

البته منظورمان این نیست که در یک روز آفتابی نمی‌توان از منظره‌ای برفی عکس خوبی گرفت. ولی در روزهای ابری نور یکدست‌تر با سایه‌ها و های‌لایت‌های نرم در اختیار خواهید داشت. درصورتی‌که در یک روز آفتابی های‌لایت‌های تند کار شما را سخت خواهند کرد.

  1. بیشتر از حالت معمول نوردهی کنید

شاید این مورد به نظر کار اشتباهی برسد، ولی واقعیت این است که نورسنج دوربین شما وقتی با محیطی روبرو می‌شود که تقریباً تماماً سفید است گیج خواهد شد. به همین دلیل نمی‌توانید به نورسنج دوربینتان خیلی اعتماد کنید، بهتر است بین یک تا دو استاپ نوردهی را بیشتر کنید. این کار برای ثبت رنگ سفید برف ضروری است، در غیر این صورت برف در عکستان به رنگ خاکستری دیده خواهد شد.

می‌توانید نتیجه‌ی نوردهی روی صفر و حدود 1.5 استاپ در جهت مثبت را در عکس‌های زیر مشاهده کنید:

  1. منظره‌ی برفی برای عکاسی سیاه‌وسفید ایده‌آل است

هنگام بارش برف، به‌خصوص در کوهستان‌ها و جنگل‌ها رنگ تأثیر بسیار کمی دارد و عملاً رنگ زیادی قابل‌مشاهده نیست. به همین دلیل عکاسی در حالت سیاه‌وسفید نیز می‌تواند بسیار جذاب باشد.

  1. رنگ قرمز دوست شماست!

در پس‌زمینه‌ی سفید و سرد محیط برفی، قرار دادن کمی رنگ گرم، به‌خصوص رنگ قرمز می‌تواند تضاد جالبی را ایجاد کند و جذابیت عکس شما را بیشتر کند. به همین دلیل اگر در محیطی که قصد عکس دارید سوژه‌ مناسب قرمز رنگی در دسترس است سعی کنید جایی هم برای آن در کادر تصویرتان باز کنید.

  1. صبح زود بیدار شوید

وقتی طی شب برف باریده سعی کنید صبح زود بیدار شوید و بیرون بروید. این کار چند مزیت دارد: اول اینکه افراد کمتری در محیط وجود دارند و راحت‌تر می‌توانید عکاسی کنید، به‌خصوص اینکه ردپاهای کمتری هم در برف دیده می‌شوند. مسئله‌ی دیگر این است که در صورت صاف شدن هوا با بالا آمدن خورشید بخشی از برف‌ها آب می‌شوند و آن منظره‌ی تمیز و سفید اول صبح از بین می‌رود.

به‌خصوص به مناظر اطراف با دقت زیادی نگاه کنید. بعضی‌اوقات ممکن است خودتان یک منظره‌ی برفی زیبا را با راه رفتن در آن خراب کنید. پس حواستان به‌جای پاهای خودتان هم باشد، اگر منظره‌ی زیبایی را دیدید اول مطمئن شوید که عکس موردنظرتان را ثبت کرده‌اید و بعد به راهتان ادامه دهید.

  1. به سراغ جزئیات بروید

اگر لنز ماکرو دارید می‌توانید از دانه‌های برف عکس بگیرید. هر دانه‌ی برف دارای ظاهر متفاوتی است و وقتی بر روی آن‌ها زوم کنید با اشکال بسیار جالبی مواجه خواهید شد. اگر لنز ماکرو ندارید می‌توانید از دوربین‌های کامپکت یا حتی گوشی هوشمند نیز استفاده کنید. دوربین‌های کامپکت معمولاً حالت ماکرو هم دارند که اجازه می‌دهد بر روی فاصله‌‌ای در حد یک سانتیمتر نیز فوکوس کنید و تصاویر جالبی را از دانه‌های برف ثبت کنید. گوشی‌های هوشمند نیز در این زمینه عملکرد قابل قبولی دارند، به‌خصوص اینکه می‌توانید با هزینه‌ی کمی برایشان لنز ماکرو نیز تهیه کنید.

  1. شبانه عکاسی کنید

ممکن است مجبور شوید کمی ایزوی دوربین را افزایش دهید، ولی به دلیل انعکاس نور محیط بر روی برف، روشنایی مناسبی را در اختیار خواهید داشت. به‌خصوص تضاد آسمان سیاه با زمین سفیدپوش می‌تواند بسیار جذاب باشد.

درنهایت سعی کنید از گردش در روز برفی لذت ببرید. حتی اگر عکسی هم نگرفتید، پیاده‌روی در روز برفی در طبیعت می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد. پس، از پیاده‌روی در کوهستان‌ها یا جنگل‌های برفی لذت ببرید. در ضمن به‌عنوان یک نکته‌ی اضافی این مورد را در نظر داشته باشید که به دلیل پس‌زمینه‌ی سفید، چسباندن عکس‌های برفی به یکدیگر بسیار راحت است و می‌توانید با ترکیب آن‌ها به نتایج جالبی دست پیدا کنید.

دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با Samira

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

دیدگاه‌ها برای آشنایی و آموزش استفاده از Canon Camera Connect با رضابایسته

در چند سال اخیر شاهد ورود فناوری‌های مختلف اعم از بلوتوث، وای‌فای، NFC و … به بسیاری از دیوایس‌ها هستیم. به عبارتی دیگر وجود این فناوری‌ها در اکثر گجت‌ها و دیوایس‌هایی که خریداری می‌کنیم به یکی از ملزومات بدل شده است. با اینکه این دگرگونی را در صنعت تصویربرداری با سرعت کمتری شاهد هستیم، با این وجود کم نیستند دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری که به این فناوری‌های کاربردی مجهز گردیده‌اند.

وجود فناوری وای‌فای در دوربین‌های عکاسی می‌تواند امکاناتی را برای کاربران فراهم آورد که بدون شک بسیاری از آن‌ها بدون بهره‌گیری از این تکنولوژی هرگز میسر نمی‌گردید. در این مطلب قصد داریم به یکی از کاربردهای وای‌فای در دوربین‌های کانن اشاره کنیم. اینکه چطور با کمک وای‌فای و یکی از بهترین اپلیکیشن‌های موبایلی کانن می‌توان از روی گوشی موبایل خود، کنترل کاملی بر روی دوربین و تنظیمات آن داشت.

قدم اول: سازگاری اپلیکیشن با دوربین و گوشی موبایل

اپلیکیشن اشاره شده Canon Camera Connect نام دارد. برای برخورداری از قابلیت‌های این اپلیکیشن تنها کافی‌ست تا آن را بر روی گوشی موبایل خود نصب کرده و از طریق وای‌فای، ارتباط میان گوشی و دوربین خود را برقرار کنید. خوشبختانه این اپلیکیشن رایگان برای دو پلتفرم موبایلی محبوب یعنی اندروید و Ios دسترس است و می‌توان آن را از فروشگاه App Store و Google Play دانلود کرد. البته برای آنکه مطمئن شوید امکان نصب Canon Camera Connect بر روی گوشی یا تبلت شما وجود دارد، بهتر است از آدرس زیر بررسی کنید که نسخه اندروید یا Ios گوشی یا تبلت شما با این اپلیکیشن سازگار است یا خیر. همچنین اپلیکیشن فوق تنها برای تعداد محدودی از دوربین‌های کانن قابل استفاده است. پس حتماً به آدرس زیر مراجعه کرده و از سازگاری دوربین خود با اپلیکیشن اطمینان حاصل کنید.

دوربین و گوشی‌های سازگار با اپلیکیشن Canon Camera Connect

اگر گوشی و دوربین شما با اپلیکیشن Canon Camera Connect سازگار است آنگاه به قدم دوم مراجعه کنید.

قدم دوم: فعال کردن وای‌فای دوربین

روش فعال کردن وای‌فای به نوع دوربین بستگی دارد ولی در کل با فعال کردن آن، دوربین خود را به یک وای‌فای هات‌اسپات تبدیل می‌کنید که گوشی شما برای برقراری ارتباط با آن لازم است به وای‌فای دوربین کانکت شود. پس از اینکه این ارتباط برقرار شد قادر خواهید بود از طریق اپلیکیشن و از روی گوشی موبایل یا تبلت خود بسیاری از تنظیمات را کنترل کنید.

قدم سوم: آشنایی با رابط کاربری اپلیکیشن Canon Camera Connect

پس از آنکه گوشی و دوربین را از طریق وای‌فای به یکدیگر متصل نمودید اپلیکیشن را از روی گوشی اجرا کنید. محیط برنامه کاملاً ساده و مینیمال است و برای کار کردن با آن دچار سردرگمی نخواهید شد. از طریق سه منوی بزرگ که در وسط کادر قرار دارد می‌توان همه عکس‌های موجود بر روی حافظه دوربین را مشاهده نمود و یا از راه دور توسط گوشی خود عکاسی کنید. همچنین می‌توان تنظیمات دوربین را از طریق منوی سوم انجام داد. هر کدام از سه منو که به اختصار در مورد کارایی ‌آن‌ها صحبت کردیم می‌توانند امکانات متعددی را برایتان فراهم کنند که با کمی کنکاش در محیط برنامه می‌توان به درک کاملی از آن‌ رسید.

بد نیست اشاره کنیم که این اپلیکیشن کانن قادر است سایر عکس‌های JPEG موجود بر روی حافظه دوربین که با سایر دوربین‌ها به ثبت رسیده را نیز نمایش داده و به حافظه گوشی یا تبلت انتقال دهد.

نورسنجی و اصلاح دقیق تراز سفیدی با کارت‌های خاکستری

کارت‌های خاکستری در نورپردازی به چه کار می‌آیند؟ چرا با متداول گشتن دوربین‌های دیجیتال و پیشرفت نرم‌افزار‌های ادیت تصویر، همچنان استفاده از کارت خاکستری در میان عکاسان متداول است؟ در ادامه مطلب سعی شده است تا با برسی کارت خاکستری و کاربردهای آن به سؤالاتی از این دست پاسخ داده شود؛ بنابراین با پیکسل همراه باشید.

از زمانی که نورسنجی با استفاده از ابزار‌های مختلف در عکاسی رایج شد، کارت‌های خاکستری با ضرایب مختلف نیز مورد استفاده عکاسان قرار گرفت. کارت‌های خاکستری در عکاسی کاربرد‌های زیادی دارد؛ از تنظیم وایت بالانس گرفته تا کنترل روشنایی و اکسپوژر تصویر در مرحله ادیت و همچنین نورخوانی دقیق در استودیو.

بر خلاف باور عموم، اولین کاربرد کارت‌های خاکستری، استفاده از آن به عنوان معیاری برای نورسنجی می‌باشد. اگر چه امروزه از کارت‌های خاکستری به عنوان ابزاری برای تنظیم تراز سفیدی عکس استفاده می‌شود، ولی در گذشته و زمانی که عکاسی رنگی در میان عکاسان اصلاً رواج نداشته نیز، از کارت‌های خاکستری استفاده می‌شده است. (در عکاسی سیاه و سفید چیزی به نام وایت بالانس تعریف نمی‌شود).

اجسام موجود در طبیعت به طور میانگین تنها ۱۸.۷ درصد نور را بازتاب می‌دهند و مابقی را جذب می‌کنند؛ بنابراین نورسنج‌های بازتابی و نور‌سنج‌ TTL دوربین‌های DSLR با این فرض طراحی شده‌اند که سوژه‌ای را که بر روی آن نورخوانی انجام می‌شود، تنها ۱۸ درصد نور را بازتاب می‌دهد. به همین خاطر است که اگر در صحنه‌ای بر روی سوژه‌ای سفید رنگ نور‌سنجی کنیم، نورسنج یک عدد دیافراگم به خصوص مثلاً F16 را پیشنهاد می‌دهد و اگر در همان تصویر بر روی یک سوژه مشکی رنگ نورسنجی صورت پذیرد، عدد دیافراگمی بسیار پایین‌تر و مثلاً در حدود F8 خواهیم داشت. در این حالت اگر با F16 عکاسی کنیم قطعاً سوژه‌ی سفید رنگ بسیار نزدیک به خاکستری روشن در تصویر به ثبت می‌رسد و سوژه سیاه رنگ نیز بسیار تیره به نظر خواهد رسید. اگر با F8 نیز عکاسی شود مشکی به خاکستری می‌زند و قسمت‌های روشن تصویر پیش از حد نوردهی می‌شوند و به اصطلاح می‌سوزند.

برای حل این مشکل دو راه وجود دارد، یا توسط نورسنج‌های اکسترنال به صورت مستقیم منبع‌های نور خوانده شود و یا به صورت بازتابی، نور کارت خاکستری قرار داده شده در کنار سوژه خوانده شود. کارت خاکستری ۱۸ درصد به گونه‌ای طراحی شده است تا تنها ۱۸ درصد نور را بازتاب دهد و مابقی را جذب کند؛ بنابراین کارت‌های خاکستری را می‌توان به عنوان معیار مناسبی برای نورسنجی دقیق قرار داد و هنگام عکاسی به صورتی دقیق نور محیط را خواند و دوربین را بر این اساس بر روی تنظیمات مناسب قرار داد. لازم به ذکر است که نورسنج‌های داخلی دوربین‌های DSLR با وجود پیشرفت‌های زیادی که داشته‌اند و همچنین نقاط بسیار مختلفی که در کادر جهت نورخوانی ارائه می‌دهند، همچنان برای نورخوانی‌ حرفه‌ای صحنه به خصوص در نورپردازی‌های استودیویی، ابرازی مناسب و کارآمد به شمار نمی‌آیند. ولی برای مصارف غیرحرفه‌ای نورسنج TTL دوربین حتی بدون استفاده از کارت‌های خاکستری پاسخگوی نیاز‌ها خواهد بود. فقط باید توجه داشت که با فرمت Raw عکاسی کرد تا کنترل بیشتری در تنظیم نوردهی و روشنایی تصویر در مرحله ادیت داشته باشیم.

کارت‌های خاکستری با ضرایب دیگر نیز تولید شده‌اند. به عنوان مثال کارت خاکستری ۱۲ درصد که ۱۲ تنها درصد نور را بازتاب می‌کند. این کارت جهت نوردهی کمی بیش از حد معمول به کار گرفته می‌شود و در نتیجه تصویر ثبت شده کمی روشن‌تر به نظر می‌رسد.

از دیگر کاربرد‌های کارت‌های خاکستری که امروزه نیز بیشتر به چشم می‌آید، تنظیم سفیدی، یا همان وایت بالانس تصویر است. با استفاده از کارت خاکستری هم می‌توان وایت بالانس را در مرحله عکاسی و هم در مرحله ادیت عکس اصلاح نمود. کارت خاکستری به گونه‌ای ساخته می‌شود که حداقل یک سطح آن کاملاً دقیق، به رنگ خاکستری میانه باشد و اگر قرار باشد که رنگ‌های اصلی قرمز، سبز و آبی را به ۲۵۶ واحد مختلف تقسیم کنیم، (سیستم رنگی RGB) کارت خاکستری در این سه رنگ باید مقداری معادل ۱۲۵ داشته باشد. (البته این مقادیر به کالیبراسیون صفحه نمایش و فضای رنگی مانیتور نیز بستگی دارد) به همین علت کارت‌های خاکستری را باید از لبه در دست گرفت و تا حد ممکن از تماس سطح آن با دست و اجسام دیگر جلوگیری شود؛ زیرا کوچک‌ترین تماس ممکن است که بر روی صفحه کارت لکه ایجاد کند و تعادل رنگی و میزان بازتاب نور را تغییر دهد و باعث تنظیم اشتباه نوردهی و وایت بالانس تصویر شود.

اگر قصد داشته باشیم که در همان لحظه ثبت عکس، تصویر با وایت بالانس دقیق ذخیره شود، باید تنظیمات وایت بالانس دوربین را در حالت Custom قرار داد و یک عکس از کارت خاکستری که در صحنه و در کنار سوژه قرار داده شده، گرفته شود و سپس آن را به عنوان معیار قرار داد. دوربین به صورت خودکار وایت بالانس را برای گرفتن عکس‌های بعدی بر روی عدد موردنظر تنظیم می‌کند.

در حالت اصلاح وایت بالانس در مرحله ادیت نیز با توجه به اینکه مقادیر RGB کارت خاکستری مساوی و برابر با ۱۲۵ می‌باشد، می‌توان از صحنه مورد نظر دو بار عکس گرفت، یک‌بار با قرار دادن کارت خاکستری در قاب تصویر و بار دیگر عکس با ترکیب‌بندی مورد نظر و سپس در عکسی که کارت خاکستری در آن وجود دارد، سفیدی تصویر را اصلاح کرد و تنظیمات آن را به عکس اصلی انتقال داد.

امروزه در بازار کارت‌های خاکستری با برندها و با کیفیت متفاوتی به بازار عرضه می‌شود که به دقت و کیفیت آن‌ها توجه شود. از میان این برند‌ها محصولات کمپانی‌هایی مثل Sekonic و Novoflex از اعتبار و دقت ساخت بالا‌یی برخوردار هستند. به عنوان مثال Novoflex ZEBRA Check Card از پلیمر تولید شده و پوشش ضدبازتاب روی هر دو سطح آن وجود دارد. یک‌طرف آن سفید و طرف دیگر خاکستری است؛ و برای نورسنجی و تنظیم وایت‌بالانس بسیار مناسب است و یا Sekonic Exposure Profile Target II در یک طرف کارت خاکستری ۱۸ درصد است و در طرف دیگر چارت یا پروفایل درجات مختلف خاکستری است که برای تست سنسور و رسیدن به بهترین نوردهی در ترکیب‌های مختلف لنز و دوربین کاربرد دارد.

گزینه‌های ساده‌تر و اقتصادی‌تری نیز روانه بازار شده است که در این میان می‌توان به کارت خاکستری SS اشاره کرد که از یک طرف آن می‌توان به عنوان رفلکتور نیز بهره برد.

تاکنون تجربه‌ی استفاده از کارت های خاکستری را داشته‌اید؟
اگر این طور است نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاه‌ها برای بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت سوم) با یاسی

در دو قسمت قبلی بررسی 5D Mark IV به بررسی کیفیت عکس‌ها و سیستم فوکوس دوربین جدید کانن پرداختیم و نتیجه این شد که جایگزین Mark III از لحاظ کیفیت عکس‌ها و فوکوس خودکار بخصوص در حالت Live View پیشرفت چشم‌گیری داشته و این خبر هیجان‌انگیزی برای طرفداران کانن است. در قسمت سوم و آخر بررسی این دوربین، کیفیت و امکانات فیلمبرداری، امکان ویژه Dual Pixel RAW، بدنه، کنترل‌ها و امکانات ارتباطی Mark IV را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کیفیت و امکانات فیلمبرداری

کانن با 5D Mark II انقلابی را در فیلمسازی مستقل و بسیاری از گونه‌های دیگر تصویری به وجود آورد. آن دوربین می‌توانست با کیفیت Full HD با امکان ایجاد عمق میدان کم، تصویری سینمایی را خلق‌ کند که تا قبل از آن باید هزینه‌ی بالایی برایش صرف می‌شد. در 5D Mark III امکانات و کیفیت فیلمبرداری سری 5D بهبود بخشیده‌ شد و Mark III به یکی از محبوب‌ترین دوربین‌ها برای ساخت فیلم‌های مستقل کوتاه و حتی سینمایی و تلویزیونی، موزیک ویدئو‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مستند و غیره تبدیل شد. در فاصله‌‌ای که بعد از ارائه‌ی Mark III برای نسخه‌ی بعدی 5D افتاد، دیگر سازندگان دوربین با ارائه‌ی دوربین‌های هیجان‌انگیزی چون Panasonic GH4، Sony A6000، Sony A7s و Sony A7s II و چندین دوربین دیگر تا حد زیادی بازار دوربین‌های عکاسی مناسب فیلمبرداری را از انحصار 5D Mark III خارج کردند. در چنین شرایطی همه منتظر بودند که با ارائه‌ی 5D Mark IV، کانن دوباره به روز‌های پادشاهی خود در این بازار نوظهور بازگردد؛ اما اتفاق دیگری رقم خورد و مشخصات و امکانات فیلمبرداری دوربین جدید کانن خیلی‌ از مشتاقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR کانن را ناامید و دلسرد‌ کرد.

بدیهی بود که با توجه به گرایش روزافزون به فیلمبرداری با رزولوشن 4K و خیل دوربین‌های جدیدی که اکثر آنها امکان فیلمبرداری 4K را داشتند، Mark IV هم این امکان را ارائه‌ دهد؛ اما محدودیت‌هایی که کانن برای ارائه‌ی این رزولوشن در دوربین 5D Mark IV قرارداده برای بسیاری غیر‌قابل قبول است! هرچند که این دوربین دارای امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K DCI (که استاندارد سینمایی بوده و کمی از 4K UHD عریض‌تر است) بوده و قادر به فیلمبرداری تا مدت‌زمان 30 دقیقه است، فیلمبرداری در این رزولوشن تنها در برش 1.64x از سنسور تصویر امکان پذیر است. پیامد این امر آن است که فیلمبرداری با زوایای دید خیلی باز با این دوربین بسیار دشوار می‌شود چراکه هر فاصله‌ی کانونی به اندازه 1.64 برابر بیشتر از میزان تعیین‌شده بر روی لنز خواهد‌ بود. این مسئله با توجه به اینکه امکان استفاده از لنزهای مانت EF-S کانن (مخصوص دوربین‌های سایز APS-C کانن) بر روی دوربین‌های فول‌فریم این شرکت (از جمله 5D Mark IV) وجود ندارد بیش از پیش آزاردهنده‌ است.

مشکل دیگر فیلمبرداری با رزولوشن 4K با این دوربین به فرمت یا Codec غیربهینه و قدیمی ضبط فیلم یعنی Motion JPEG مربوط می‌شود. هرچند که فیلم‌های با رزولوشن 1080p را می‌توانید با کدک H.264 و فرمت MOV ذخیره‌کنید؛ اما در رزولوشن 4K تنها گزینه‌ی پیش روی شما Motion JPEG است. با استفاده از این کدک، فیلم نهایی در واقع ساخته‌شده از 24 یا 30 عکس JPEG با رزولوشن 8.8 مگاپیکسل در هر ثانیه است. این روش غیربهینه‌ی ضبط فیلم باعث می‌شود که حجم نرخ بیت (Bit Rate) در فیلم‌های 4K به رقم بسیار زیاد 500Mbps برسد. این یعنی که بر روی یک کارت حافظه‌ی 64 گیکابایتی تنها می‌توانید حدود 17 دقیقه فیلم با رزولوشن 4K ضبط‌ کنید! نکته‌ی دیگر این است که برای ضبط فیلم‌های 4K باید از سریع‌ترین کارت‌های حافظه‌ی Compact Flash موجود، که خیلی هم ارزان نیستند، استفاده‌ کنید. هرچند که دوربین به شما اجازه‌ی ضبط فیلم بر روی حافظه‌ی SD را هم می‌دهد، اما حتی با سریع‌ترین کارت‌های SD موجود هم ممکن است در هنگام ضبط فیلم با خطا و توقف ضبط توسط دوربین مواجه‌ شوید! البته از دل محدودیت فیلمبرداری با فرمت Motion JPEG یک امکان ویژه بدست‌‌‌آمده و آن قابلیت انتخاب و ذخیره‌ی عکس‌های 8.8 مگاپیکسلی از میان فیلم‌های 4K با سرعت 30 فریم بر ثانیه است. این امکان می‌تواند برای ثبت وقایع خیلی سریع کاربرد خوبی داشته باشد، هرچند که امکان وجود اعوجاج ناشی از Rolling Shutter در عکس‌ها بسیار زیاد است.

نکته‌ی دیگر در مورد کیفیت فیلمبرداری دوربین Mark IV به اثر Rolling Shutter در فیلم‌های ضبط‌شده آن بازمی‌گردد. در تست‌هایی که سایت DPreview انجام داده (تصویر زیر) مشخص شد که این دوربین بخصوص در هنگام فیلمبرداری با کیفیت 4K میزان اثر Rolling Shutter قابل ملاحظه‌ای دارد که بسیار بیشتر از اثر آن در فیلم‌های ضبط‌شده با دوربین 1D X Mark II است. اثر Rolling Shutter به اعوجاج و خمیدگی خطوط صاف در تصویر به هنگام حرکت دادن دوربین با سرعت بالا (مانند Pan کردن با سرعت بالا) اطلاق می‌شود که حاصل خوانش خطی اطلاعات از روی سنسور تصویر CMOS است. این اثر که به طور غیر رسمی آنرا Jello Effect هم می‌نامند در فیلم‌های اکثر دوربین‌های دیجیتال که دارای سنسور CMOS می‌باشند وجود دارد و تنها میزان آن متفاوت است. در تصویر زیر میزان مورّب بودن خطوطی که در واقعیت راست هستند نشانگر میزان اثر Rolling Shutter‌ در فیلم‌های ضبط‌شده با دو دوربین 5D Mark IV و 1D X Mark II‌ است.

بجز امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K که البته همانطور که اشاره کردیم با محدودیت‌های فراوانی همراه است، در فیلمبرداری HD دوربین Mark IV هم بهبود‌هایی صورت‌ گرفته‌ است. در دوربین جدید، حالا می‌توانید در رزولوشن 1080p با سرعت 60 فریم بر ثانیه و در رزولوشن 720p با سرعت 120 فریم بر ثانیه فیلمبرداری کنید که امکان بوجود‌آوردن فیلم‌های Slow suit را تا حدی فراهم‌ کرده‌ است. امکان فیلمبرداری HDR هم می‌تواند در شرایطی که تضاد نوری در صحنه زیاد است (مانند فیلمبرداری در روزهای آفتابی) تا حدی به بازیابی جزئیات در سایه‌ها و بخصوص نقاط روشن‌ کمک‌ کند. همچنین، امکان خروجی غیر‌فشرده‌ی تصویر از درگاه HDMI در رزولوشن Full HD، همانند Mark III، در این دوربین نیز وجود دارد.

اما بزرگترین برتری Mark IV در مد فیلمبرداری سیستم فوکوس خودکار فوق‌العاده‌ی آن است. همانطور که در قسمت دوم این بررسی اشاره کردیم، سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن که در حالت Live View فعال می‌شود بیشترین تأثیر را برای فوکوس خودکار پیوسته و دنبال‌کننده در هنگام فیلمبرداری دارد. این سیستم فوکوس خودکار می‌تواند چهره سوژه‌ را تشخیص داده و با حرکت سوژه به جلو و عقب (در عمق) فوکوس را به نرمی و بسیار نامحسوس و طبیعی تغییر‌ دهد. تغییر فوکوس از یک قسمت قاب به قسمتی دیگر هم به راحتی و با لمس انگشت بر روی نمایشگر LCD لمسی این دوربین امکان‌پذیر است که باز هم بر خلاف سیستم‌های فوکوس خودکار مبتنی بر تشخیص کنتراست (نظیر آنچه در Live View دوربین‌های نیکون می‌بینیم) به نرمی و بدون Focus Hunting (خارج‌شدن از فوکوس و بازگشت به فوکوس برای پیدا‌کردن سوژه) صورت می‌پذیرد. شما حتی می‌توانید سرعت تغییر فوکوس را هم در یک بازه‌ی 1 تا 10 تعیین کنید. در واقع باید گفت که در امکانات فیلمبرداری، برگ برنده‌ی Mark IV نه فیلمبرداری با رزولوشن 4K بلکه بهره‌مندی آن از سیستم فوکوس خودکار بسیار خوبی است که در حال حاضر نظیر آن در هیچ دوربین دیگری وجود ندارد!

امکان ویژه‌ی Dual Pixel RAW

کانن در تبلیغاتش برای 5D Mark IV تأکید ویژه‌ای بر قابلیت Dual Pixel RAW داشت که البته خیلی از منتقدان دوربین‌های عکاسی بعد از تست‌هایی که بر روی این قابلیت انجام دادند به این نتیجه رسیدند که در عمل کارایی خاصی ندارد! کانن مدعی است که با استفاده از این قابلیت می‌توانید فوکوس را در عکس‌های خامی که به حالت Dual Pixel (و نه عکس‌های خام معمولی) گرفته‌شده‌اند تا حد کمی (Micro adjustment) به عقب یا جلو حرکت دهید. در تئوری، این بدین معنی است که می‌توانید فوکوس را در عکس‌های پرتره‌ای که کمی جلوتر یا عقب‌تر از چشمان سوژه است اصلاح کنید. اما تقریباً تمام کسانی که این قابلیت را مورد تست قرار داده‌اند، به اتفاق معتقد‌ هستند که میزان جابجایی فوکوس آنقدر کم است که اگر به اشتباه روی بینی یا حتی مژه‌ها فوکوس کرده‌ باشید نمی‌توانید با استفاده از این قابلیت فوکوس را بر روی چشمان قراردهید.

نحوه‌ی عملکرد این قابلیت بی‌ارتباط به سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن نیست. همانطور که سایق بر این نیز اشاره شد، در این سیستم فوکوس خودکار هر پیکسل به دو بخش راست و چپ تقسیم می‌شود که نور را تنها از یک طرف لنز (چپ یا راست) دریافت می‌کند. این بدین معنی است که برای هر شات می‌توان دو عکس با زاویه‌ی دید اندکی متفاوت بدست‌آورد. در حالت معمول این دو عکس یکی شده و در قالب یک فایل خام (یا JPEG) ذخیره می شوند؛ اما با استفاده از این قابلیت، هر دو عکس حفظ می شوند و اینگونه می‌شود که عکاس می‌تواند در نرم‌افزار اختصاصی ویرایش فایل‌های خام کانن (Digital Photo Professional) در حد بسیار کمی فوکوس را در اصطلاح Shift کند. البته در این نرم‌افزار دو قابلیت دیگر هم برای این فایل‌های خام در نظر گرفته‌ شده که یکی امکان تغییر بوکه (قسمت محو پشت سوژه) و دیگری امکان کاهش محو‌شدگی (Ghosting) است که این دو هم آنچنان کارایی ندارند و تغییر بزرگی را در عکس ایجاد نمی‌کنند.

هرچند که قابلیت‌های فایل‌های Dual Pixel RAW می‌تواند تا حدی جالب باشد؛ اما برای تغییر اندکِ یکی از سه قابلیت موجود (تغییر فوکوس، تغییر کیفیت بوکه و کاهش اثر محو‌شدگی یا Ghosting) برای این فایل‌ها باید هزینه‌ی زیادی بپردازید! اول اینکه حجم فایل‌های خام Dual Pixel دو برابر فایل‌های خام معمولی این دوربین است و همین مسئله باعث می‌شود که نه‌تنها تعداد عکس‌های قابل ذخیره بر روی کارت حافظه نصف شود بلکه سرعت عکاسی پیاپی نیز در صورت فعال‌کردن این قابلیت کاهش‌ یابد. مسئله‌ی دیگر این است که برای بهره‌مندی از امکانات فایل‌های خام Dual Pixel باید الزاماً از نرم‌افزار اختصاصی کانن با نام Digital Photo Professional استفاده کنید که مخصوص ویرایش فایل‌های خام دوربین‌های کانن است؛ اما به هیچ وجه امکانات لازم برای ویرایش عکس نظیر آنچه در Adobe Camera Raw یا Adobe Lightroom یافت می‌شود را ندارد و این می‌تواند قدرت ویرایش‌های قابل‌انجام بر روی عکس‌های خام‌تان را بسیار محدود کند.

بدنه و کنترل‌ها

از لحاظ طراحی، دکمه‌ها و کنترل‌های فیزیکی، 5D Mark IV نسبت به مدل پیشین تغییرات بسیار کمی داشته به طوری که در نگاه اول اگر لوگوی Mark IV را روی بدنه‌ی دوربین نبینید شاید نتوانید به راحتی آنرا از دوربین Mark III تشخیص‌ دهید. از بالا، این دوربین دقیقاً شبیه Mark III‌ است و تنها ترتیب دکمه‌ها تغییر کرده‌است. در پشت دوربین هم تغییرات اندک است. نمایشگر 3.2 اینچی دوربین که از نوع LCD است جدیدتر با کیفیت‌تر شده و به دقت 1.6 میلیون نقطه در اینچ ارتقا یافته‌ است. همچنین، برای اولین بار در سری دوربین‌های 5D از نمایشگر لمسی استفاده شده که هم در هنگام عکاسی و هم مرور عکس‌های گرفته‌شده (Playback) قابل استفاده‌ است. تغییر دیگر، اضافه‌شدن یک دکمه‌ی کوچک در زیر جوی‌استیک انتخاب نقاط فوکوس است که به صورت پیش‌فرض با استفاده از آن می‌توانید مدهای نواحی نقاط فوکوس را تغییر‌ دهید. البته می‌توانید برای این دکمه عملکرد‌های دیگری از جمله تغییر جبران نوردهی را نیز تعریف‌ کنید.

برای بهبود مقاومت دوربین در مقابل نفوذ گردوغبار و آب در 5D Mark IV تعداد درپوش‌های لاستیکی افزایش یافته‌ است و همچنین مهر و موم بهتری برای مانت لنز بر روی بدنه، دکمه‌ی شاتر و درب باتری درنظر گرفته‌ شده‌ است. جای قرارگیری جک هدفون و میکروفون اکسترنال هم به قسمت پایین‌تر سمت چپ دوربین منتقل شده تا در صورت استفاده از میکروفون و هدفون اکسترنال سیم‌های آنها با سیم‌های دیگر متصل به دوربین تداخل کمتری داشته‌باشد. درگاه ریموت شاتر هم به جلوی دوربین منتقل‌ شده‌ است. در نهایت، 5D Mark IV  در حدود 75 گرم از Mark III سبک‌تر است که برای کاربران قدیمی Mark III این کاهش وزن در Mark IV ملموس است.

امکانات ارتباطی

کانن تجربه‌ی استفاده از WiFi داخلی در دوربین‌های اخیرش را به 5D Mark IV هم منتقل‌کرده و این دوربین علاوه بر وای‌فای داخلی دارای NFC و GPS نیز می‌باشد که امکانات ارتباطی بی‌سیم کاملی را برای Mark IV رقم‌ زده‌ است. با استفاده از اپلیکیشن Canon Connect بر روی تلفن‌های هوشمند اندرویدی و iOS و از طریق ارتباط بی‌سیم WiFi می‌توانید دوربین را کنترل کنید. امکانات این اپلیکیشن خیلی کامل نیست اما بر خلاف اپلیکیشنی که نیکون برای اسمارت‌فون‌ها توسعه داده است، در Canon Connect امکان تغییر پارامتر‌های نوردهی (سرعت شاتر، دیافراگم و ISO) وجود دارد. نمایش و انتقال عکس‌های دوربین به تلفن هوشمند هم از دیگر امکانات این اپلیکیشن است. البته می‌توانید به طور مستقیم هم عکس‌ها را از طریق ارتباط وای‌فای به کامپیوتر یا به دستگاه‌های دارای DLNA یا پرینتر منتقل‌ کنید. وجود امکان ارتباط بی‌سیم داخلی در این دوربین با توجه به ثابت بودن نمایشگر آن می‌تواند در عکاسی از زوایای محدود و دشوار (بسیار بالا یا بسیار پایین) به عکاس در قاب‌بندی تصویر کمک شایانی کند. همچنین، اپلیکیشن کانن به نوعی می‌تواند کار یک ریموت شاتر را نیز ایفا‌کند و شما را از خرید ریموت جداگانه بی‌نیاز کند.

نتیجه‌گیری

حالا بعد از بررسی امکانات و مشخصات دوربین جدید 5D Mark IV بهتر می‌توانیم عنوان «هیجان‌انگیز/نا‌امید‌کننده» که برای نقد و بررسی این دوربین انتخاب‌کرده‌‌ایم را توضیح دهیم. قسمت هیجان‌انگیز این عنوان بیشتر در مورد کاربران متعصب و وفادار کانن معنا‌ پیدا‌ می‌کند که هر چند سال یک‌بار دوربین قدیمی‌شان را با یکی از دوربین‌های جدید ساخت این کمپانی عوض می‌کنند و سراغ برند‌های دیگر نمی‌روند. برای این افراد، مخصوصاً کسانی که در حال حاضر از دوربین 5D Mark III استفاده می‌‌کنند، 5D Mark IV تحقق آرزوهای 4 ساله‌شان است! ارتقای 8 مگاپیکسلی رزولوشن سنسور تصویر به همراه افزایش چشمگیر داینامیک رنج و سیستم فوکوس خودکار بسیار خوب کافی است تا آنها از دوربین جدید کانن هیجان‌زده شوند.

اما آنهایی که انتظار داشتند کانن با Mark IV تمام عقب‌ماندگی‌هایش از دوربین‌های سونی و نیکون را جبران‌ کند تا حد زیادی ناامید شدند. دوربین جدید کانن در اصل در مورد خاصی نتوانست از رقیبانش پیشی بگیرد. ارتقای رزولوشن سنسور تصویر بسیار خوب بود اما همچنان از رقیبان (D810 و A7r II) کمتر است. البته از آنجایی که کانن دوربین دیگری با نام 5DS R دارد که در حال حاضر غول مگاپیکسلی DSLRهای فول‌فریم محسوب می‌شود، شاید بتوان از کسری مگاپیکسل Mark IV در مقابل رقیبانش چشم‌پوشی‌کرد. افزایش دامنه‌ی دینامیک و بهبود عملکرد دوربین از لحاظ نویز کمتر در ISOهای بالا هم از جمله موارد مثبت این دوربین است؛ اما با این حال همانطور که اشاره کردیم از این لحاظ هم نمی‌توان Mark IV را با بهترین دانست. مشخصات فیلمبرداری این دوربین هم اصلاً به مذاق عاشقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR (بخصوص سری 5D) خوش نیامد. فیلمبرداری 4K با کراپ 1.64، کدک ضبط غیر‌ بهینه Motion JPEG و اثر Rolling Shutter نامطلوب همگی باعث شد تا خیلی‌ها نتوانند بر روی این دوربین به عنوان دوربین اصلی برای فیلمبرداری حساب‌ کنند. اما یک نقطه‌ی درخشان در این دوربین است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انکار‌کند و آن امکان فوکوس خودکار فوق‌العاده در هنگام فیلمبرداری و عکاسی در حالت Live View است. این شاید تنها موردی باشد که کانن (و البته دوربین 5D Mark IV) در آن از تمام رقیبانش جلوتر است!

بنابراین، اینکه این دوربین هیجان‌انگیز یا نا‌امید‌کننده باشد وابستگی مستقیمی به فردی دارد که قرار است آنرا بخرد و از آن استفاده‌کند. از نظر بعضی‌ها پیشرفت‌های Mark IV خوب و قابل‌ملاحظه‌ بوده و نقاط ضعف آن قابل چشم‌پوشی است؛ برای دیگران، بهترین نبودن و ضعف‌های این دوربین در فیلمبرداری به معنی پایان راه پرافتخار 5Dها به عنوان نخستین یار وفادار فیلم‌سازان مستقل است.

دیدگاه‌ها برای آشنایی و آموزش استفاده از Canon Camera Connect با پوریاتمیزدوست

در چند سال اخیر شاهد ورود فناوری‌های مختلف اعم از بلوتوث، وای‌فای، NFC و … به بسیاری از دیوایس‌ها هستیم. به عبارتی دیگر وجود این فناوری‌ها در اکثر گجت‌ها و دیوایس‌هایی که خریداری می‌کنیم به یکی از ملزومات بدل شده است. با اینکه این دگرگونی را در صنعت تصویربرداری با سرعت کمتری شاهد هستیم، با این وجود کم نیستند دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری که به این فناوری‌های کاربردی مجهز گردیده‌اند.

وجود فناوری وای‌فای در دوربین‌های عکاسی می‌تواند امکاناتی را برای کاربران فراهم آورد که بدون شک بسیاری از آن‌ها بدون بهره‌گیری از این تکنولوژی هرگز میسر نمی‌گردید. در این مطلب قصد داریم به یکی از کاربردهای وای‌فای در دوربین‌های کانن اشاره کنیم. اینکه چطور با کمک وای‌فای و یکی از بهترین اپلیکیشن‌های موبایلی کانن می‌توان از روی گوشی موبایل خود، کنترل کاملی بر روی دوربین و تنظیمات آن داشت.

قدم اول: سازگاری اپلیکیشن با دوربین و گوشی موبایل

اپلیکیشن اشاره شده Canon Camera Connect نام دارد. برای برخورداری از قابلیت‌های این اپلیکیشن تنها کافی‌ست تا آن را بر روی گوشی موبایل خود نصب کرده و از طریق وای‌فای، ارتباط میان گوشی و دوربین خود را برقرار کنید. خوشبختانه این اپلیکیشن رایگان برای دو پلتفرم موبایلی محبوب یعنی اندروید و Ios دسترس است و می‌توان آن را از فروشگاه App Store و Google Play دانلود کرد. البته برای آنکه مطمئن شوید امکان نصب Canon Camera Connect بر روی گوشی یا تبلت شما وجود دارد، بهتر است از آدرس زیر بررسی کنید که نسخه اندروید یا Ios گوشی یا تبلت شما با این اپلیکیشن سازگار است یا خیر. همچنین اپلیکیشن فوق تنها برای تعداد محدودی از دوربین‌های کانن قابل استفاده است. پس حتماً به آدرس زیر مراجعه کرده و از سازگاری دوربین خود با اپلیکیشن اطمینان حاصل کنید.

دوربین و گوشی‌های سازگار با اپلیکیشن Canon Camera Connect

اگر گوشی و دوربین شما با اپلیکیشن Canon Camera Connect سازگار است آنگاه به قدم دوم مراجعه کنید.

قدم دوم: فعال کردن وای‌فای دوربین

روش فعال کردن وای‌فای به نوع دوربین بستگی دارد ولی در کل با فعال کردن آن، دوربین خود را به یک وای‌فای هات‌اسپات تبدیل می‌کنید که گوشی شما برای برقراری ارتباط با آن لازم است به وای‌فای دوربین کانکت شود. پس از اینکه این ارتباط برقرار شد قادر خواهید بود از طریق اپلیکیشن و از روی گوشی موبایل یا تبلت خود بسیاری از تنظیمات را کنترل کنید.

قدم سوم: آشنایی با رابط کاربری اپلیکیشن Canon Camera Connect

پس از آنکه گوشی و دوربین را از طریق وای‌فای به یکدیگر متصل نمودید اپلیکیشن را از روی گوشی اجرا کنید. محیط برنامه کاملاً ساده و مینیمال است و برای کار کردن با آن دچار سردرگمی نخواهید شد. از طریق سه منوی بزرگ که در وسط کادر قرار دارد می‌توان همه عکس‌های موجود بر روی حافظه دوربین را مشاهده نمود و یا از راه دور توسط گوشی خود عکاسی کنید. همچنین می‌توان تنظیمات دوربین را از طریق منوی سوم انجام داد. هر کدام از سه منو که به اختصار در مورد کارایی ‌آن‌ها صحبت کردیم می‌توانند امکانات متعددی را برایتان فراهم کنند که با کمی کنکاش در محیط برنامه می‌توان به درک کاملی از آن‌ رسید.

بد نیست اشاره کنیم که این اپلیکیشن کانن قادر است سایر عکس‌های JPEG موجود بر روی حافظه دوربین که با سایر دوربین‌ها به ثبت رسیده را نیز نمایش داده و به حافظه گوشی یا تبلت انتقال دهد.

دیدگاه‌ها برای چند نکته برای استفاده‌ی بهتر از کارت‌های حافظه با محمد پردل

این روزها، بیشتر افراد قطعاً به نوعی از کارت‌های حافظه استفاده می‌کنند. اینگونه حافظه‌های جانبی را می‌توانید در گوشی‌های هوشمند، دوربین‌های عکاسی و فیلمبرداری و سایر وسایل الکترونیکی مشاهده کنید. در این مطلب قصد داریم بر اساس مقاله‌ای از Jeff Cable، مدیر فروش سابق کمپانی Lexar در خصوص نحوه‌ی استفاده از کارت‌های حافظه توصیه‌هایی را ارائه کنیم. البته این مطلب بیشتر برای استفاده‌ی عکاسان در نظر گرفته شده است، ولی برخی از توصیه‌ها را کاربران سایر دیوایس‌های الکترونیکی نیز می‌توانند استفاده کنند.

کارت‌های حافظه ممکن است در نگاه اول خیلی ساده و تنها تکه‌ای از جنس پلاستیک و فلز به نظر بیایند. ولی درواقع تجهیزاتی هوشمند هستند که از چندین بخش مختلف تشکیل می‌شوند. به‌طورکلی هر کارت حافظه دارای دو قسمت اصلی حافظه و کنترلر است. کیفیت این حافظه و کنترلر است که سرعت یک کارت حافظه را تعیین می‌کند.

به علاوه هر کارت حافظه دارای جدول جایگذاری فایل (File Allocation Table) است که با حروف اختصاری FAT شناخته می‌شود. اگر به فایل‌های داخل هر حافظه مانند صفحات یک کتاب نگاه کنیم، جدول FAT صفحه‌ی فهرست آن کتاب است. هر بار که شما کارت حافظه‌ی خود را فرمت می‌کنید درواقع این فهرست را پاک کرده‌اید. بنابراین تمامی فایل‌های شما پس از فرمت نیز در کارت حافظه وجود دارند، و تا زمانی که آن‌ها را با فایل‌های جدید جایگزین نکنید پاک نمی‌شوند. پس به یاد داشته باشید که تنها با فرمت کردن یک کارت حافظه عکس‌های شما پاک نشده‌اند.

با این توضیح به سراغ توصیه‌هایی برای استفاده از کارت‌های حافظه می‌رویم. این توصیه‌ها برای افزایش عمر کارت‌های حافظه و کم کردن ریسک خراب شدن عکس‌های داخل آن‌ها بسیار کاربردی هستند.

  1. عکس‌های خود را با استفاده از دوربین از درون کارت حافظه پاک نکنید

منظور از جمله‌ی بالا این است که عکس‌های گرفته شده را با استفاده از خود دوربین، تک‌به‌تک پاک نکنید. این اشتباهی است که حتی عکاسان حرفه‌ای نیز مرتکب می‌شوند. درحالی‌که دوربین شما در ثبت عکس عملکرد بسیار خوبی دارد، برای مدیریت فایل‌های کارت حافظه چندان هوشمند نیست. به‌این‌ترتیب جدول FAT را حسابی به هم می‌ریزد.

به‌خصوص با توجه به کاهش قیمت کارت‌های حافظه و افزایش ظرفیت آن‌ها کمتر پیش می‌آید که نیاز به پاک کردن فایلی داشته باشید. بگذارید حتی عکس‌هایی که از آن‌ها راضی نیستید نیز در کارت حافظه باقی بمانند و بعداً با استفاده از کامپیوتر آن‌ها را مدیریت کنید. به‌این‌ترتیب عمر کارت حافظه‌ی شما بیشتر می‌شود و احتمال خراب شدن و از بین رفتن فایل‌هایتان در آینده نیز کاهش می‌یابد.

  1. کارت حافظه‌‌ی خود را با استفاده از دوربین فرمت کنید، نه کامپیوتر

ممکن است در جاهایی بخوانید که کارت حافظه را باید با استفاده از کامپیوتر فرمت کرد. ولی واقعیت این است که بهترین روش فرمت کارت حافظه این است که آن‌ را با استفاده از همان دوربینی که قصد دارید در آن استفاده‌اش کنید فرمت کنید. بله، سعی کنید حتی کارت حافظه‌ای را که در دوربین کانن فرمت کرده‌اید داخل دوربین نیکون، سونی و …  قرار ندهید و بالعکس. اگر می‌خواهید کارت حافظه‌ی خود را بین دو دوربین جابجا کنید بهتر است آن را در دوربین دوم دوباره فرمت کنید. زیرا هر سازنده‌ای از الگوریتم متفاوتی برای فرمت استفاده می‌کند.

  1. پس از هر بار خالی کردن فایل‌ها بهتر است کارت حافظه‌ را فرمت کنید

از عکاسی برگشته‌اید، فایل‌های خود را از کارت حافظه به کامپیوتر منتقل می‌کنید، شاید یک بک‌آپ هم در جای دیگری مانند هارد اکسترنال نگاه می‌دارید. توصیه می‌شود پس از بازگرداندن کارت حافظه‌ی خالی به دوربین، آن را فرمت کنید. به این شکل خیالتان راحت خواهد بود که عکس‌های بعدی شما به شکلی ایمن و صحیح ذخیره خواهند شد.

  1. از یک کارت‌خوان خوب استفاده کنید

Jeff Cable می‌گوید هر بار که یک مشتری با او تماس می‌گرفت و می‌گفت که کارت حافظه‌اش خراب شده است اولین سؤالی که از او می‌پرسید این بود که “از چه کارت‌خوانی استفاده می‌کنید؟”.

اگر دوربین گران‌قیمت همراه با لنزهای ارزشمند می‌خرید و کارت‌‌های حافظه‌ی پرسرعت و با ظرفیت‌های زیاد تهیه می‌کنید منطقی است که کمی بیشتر خرج کنید و یک رم‌ریدر یا کارت‌خوان خوب و از یک برند شناخته‌شده نیز بخرید. زیرا کارت‌خوان‌ها نیز مانند خود کارت حافظه دارای کنترلرهای هوشمند هستند و کارت‌خوان‌های ارزان و با برندهای ناشناخته از کنترلرهای ارزان و بی‌کیفیت استفاده می‌کنند.

  1. کارت حافظه را کاملاً پر نکنید

با وجود اینکه این روزها کارت‌های حافظه بسیار باکیفیت ساخته می‌شوند و از انواع کنترلرهای هوشمند استفاده می‌کنند، باز هم ایده‌ی خوبی است که آن‌ها را تا انتهای ظرفیت پر نکنید. بهتر است یک کارت حافظه‌ی با ظرفیت بیشتر خریداری کنید تا بتوانید همواره کمی از آن را خالی بگذارید.

همین رویکرد را می‌توانید برای هارد کامپیوتر و لپ‌تاپ نیز استفاده کنید. توصیه می‌کنیم حداکثر تا حدود 90درصد از حافظه را پر کنید.

 

  1. کارت حافظه را زمانی که در حال استفاده است از دوربین یا کارت‌خوان خارج نکنید

اگر در حال انتقال اطلاعات از دوربین یا کارت‌خوان به کامپیوتر، کارت حافظه را از جایش خارج کنید، احتمال زیادی وجود دارد که تعدادی یا کل عکس‌هایتان را از دست دهید. همواره اجازه دهید دوربینتان کاملاً خاموش شود یا کار انتقال اطلاعات تمام شده باشد، چند ثانیه صبر کنید و سپس کارت حافظه را از جایش خارج کنید.

 

  1. اگر دوربین شما دارای دو شیار کارت حافظه است، اجازه دهید هر عکس در هر دو کارت ذخیره شود

این مورد تنها برای اطمینان بیشتر است. به این شکل خیالتان راحت خواهد بود که اگر یکی از کارت‌های حافظه دچار مشکل شود، عکس‌هایتان در کارت دیگری نیز ذخیره شده‌اند. در حقیقت یکی از فلسفه‌ کمپانی‌ها برای تعبیه دو درگاه کارت‌حافظه در دوربین‌ها نیز همین است.

  1. کارت حافظه‌ی خود را از برندهای شناخته‌شده خریداری کنید

عکس‌های شما حتماً برایتان از ارزش بالایی برخوردارند و کارت‌های حافظه تجهیزاتی هستند که به آن‌ها برای ذخیره‌ی لحظات زندگی‌تان اعتماد می‌کنید. بنابراین به سراغ برندهای شناخته‌شده و معتبر بروید. برندهای زیادی مانند Silicon Power، Transcend، Sony ، SanDisk، ADATA و یا Lexar وجود دارند که می‌توانید به آن‌ها اعتماد کنید. ولی به‌هیچ‌وجه به سراغ برندهای ناشناخته و یا کارت‌های حافظه‌ی بدون برند نروید.

با توجه به اینکه یک کارت حافظه را می‌توانید برای ثبت هزاران عکس استفاده کنید، منطقی است که کمی بیشتر خرج کنید و نوع خوب آن‌را بخرید.

درنهایت بد نیست به یک مسئله‌ی دیگر نیز اشاره کنیم:

کارت‌های حافظه از حافظه‌های جامد (Solid State) استفاده می‌کنند که بسیار مقاوم هستند. بنابراین درصورتی‌که کارت حافظه‌‌ی شما درون آب افتاد فکر نکنید که تمامی فایل‌هایتان پاک شده‌اند. حتی درصورتی‌که کارت حافظه در جیب لباستان بوده و درون ماشین لباسشویی رفته نیز ممکن است فایل‌هایتان سالم باشند. با این وجود توصیه نمی‌کنیم چنین کارتی را دوباره درون دوربین عزیزتان نصب کنید. ولی فرصت دهید خشک شود و به‌احتمال‌زیاد تمامی فایل‌هایتان سالم هستند و می‌توانید آن‌ها را به حافظه‌ی دیگری منتقل کنید.

بعلاوه نیازی نیست همه‌ی کارت‌هایتان را همواره داخل کیس نگه دارید، کارت‌های SD را می‌توان به‌راحتی بدون هیچ پوششی داخل کیف و کوله گذاشت. البته ایده‌ی خوبی است که کارت‌های حافظه‌ی CF را داخل کیس مخصوصی نگاه دارید. زیرا ممکن است محل ورود پین‌های این نوع کارت حافظه با گردوخاک پر شوند و اتصال بین کارت و دوربین به‌خوبی برقرار نشود.

میکروفون‌های اکسترنال؛ یک ابزار ضروری در فیلم‌برداری با DSLR‌ها

دوربین‌های فیلم‌برداری یا DSLR اغلب به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا بهترین نتیجه‌ ممکن در تصویربرداری را ارائه دهند ولی این ابزار‌ها برای ضبط صدای باکیفیت، به میکروفون‌های جانبی نیاز دارند چرا که وظیفه اصلی دوربین در مرحله اول ثبت باکیفیت تصویر است و نه ضبط صدا.

البته دوربین‌های دیجیتال امروزی از قابلیت ضبط صدا با کیفیت معمولی برخوردار هستند که برای فیلم‌برداری‌های غیرحرفه‌ای کاملاً مناسب به نظر می‌آید. میکروفون دوربین‌های DSLR نسبت به میکروفون‌های داخلی گوشی‌های هوشمند، عملکردی به مراتب بهتر را از خود نشان می‌دهند. ولی نکته قابل توجه اینجاست که برای فیلم‌برداری به صورت حرفه‌ای، میکروفون‌ داخلی دوربین‌های امروزی ابداً یک ابزار مناسب به شمار نخواهد رفت و باید از یک میکروفون اکسترنال باکیفیت برای رکورد صدا کمک گرفت.

انواع مختلفی از میکروفون‌های اکسترنال تا به حال طراحی شده است که قابلیت اتصال به دوربین‌های مختلف را دارد تا بنا به نیازی که دارید، بتوانید بهترین گزینه را انتخاب کنید. در ادامه ضمن برشمردن مزیت‌های بهره‌گیری از یک میکروفون جانبی، نگاهی اجمالی به چند میکروفون اکسترنال برتر خواهیم انداخت که از نظر پیکسل ارزش بالایی برای خرید دارند.

مزیت‌های استفاده از یک میکروفون اکسترنال

همان‌طور که مشخص است مهم‌ترین مزیت استفاده از میکروفون‌های اکسترنال، بهبود کیفیت صدای ضبط شده می‌باشد. امروزه با ارزان‌ترین دوربین‌های DSLR نیز می‌توان تصاویری باکیفیت و رزولوشن اچ‌دی یا فول‌ اچ‌دی را رکورد کرد ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که کیفیت صدا نیز به اندازه کیفیت تصویر مطلوب باشد. به همین علت است که این دوربین‌ها قابلیت اتصال به طیف گستر‌ده‌ای از میکروفون‌های اکسترنال را دارند.

میکروفون‌های داخلی دوربین‌های DSLR یک ابزار حرفه‌ای به شمار نمی‌روند. این میکروفون‌ها را اغلب نمی‌توان برای ثبت صدا تنظیم کرد و در ضمن از تفکیک‌پذیری بالایی نیز برخوردار نیستند و تا برد نسبتاً کمی قادرند صدای محیط اطراف را ضبط کنند. نکته دیگر در مورد این میکروفون‌ها نسبت سیگنال به نویز نسبتاً بالای آن‌ها در مقایسه با میکروفون‌های اکسترنال می‌باشد. بنا به دلایل فوق به کارگیری از میکروفون‌های اکسترنال می‌تواند در رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب و باکیفیت بسیار کارآمد باشد.

چگونه یک میکروفون مناسب برای دوربین‌ DSLR خود انتخاب کنیم؟

نکته اول در مورد خرید یک میکروفون مقدار هزینه‌ای است که برای آن کنار گذاشته‌اید. در خرید همواره باید به این نکته توجه داشت تا متناسب با هزینه‌ای که قرار است بپردازید، بهترین و ارزنده‌ترین محصول موجود را خریداری کنید.

به چه نوع میکروفونی نیاز دارید؟

همان‌طور که گفته شد انواع مختلفی از میکروفون‌های اکسترنال تحت برند‌های مختلف به بازار عرضه شده است که هر کدام برای نوعی خاص از صدابرداری مناسب هستند.

میکروفون‌های شات‌گان (Shotgun):

میکروفون‌های شات‌گان یکی از محبوب‌ترین گزینه‌‌ها برای ضبط صدا به حساب می‌آیند که قابلیت اتصال به اکثر دوربین‌های DSLR را دارند. این نوع میکروفون‌ها در بیشتر کاربرد‌های فیلم‌برداری نیاز‌های لازم را برآورده می‌کند. توسط میکروفون‌های شات‌گان می‌توان از طریق اتصال به بوم صدابرداری و هم با نصب مستقیم بر روی دوربین، صدای محیط را با کیفیتی مطلوب به ثبت رساند.

میکروفن‌های یقه‌ای (Lavalier mic):

این نوع میکروفون‌های کوچک با اتصال به لباس یک ابزار خوب برای ضبط صدا در مصاحبه‌ها و یا گفت‌و‌گو‌های چندنفره به شمار می‌رود. مزیت استفاده از میکروفون‌های یقه‌ای، ضبط صدای فرد مورد نظر با بالا‌ترین وضوح ممکن است و چون فاصله‌ی بسیار نزدیکی به دهان گوینده دارد، صداهای مزاحم محیط به میزان کمتری بر کیفیت نهایی اثر می‌گذارد. این میکروفون‌ها در دو نوع وایرلس و سیمی توسط کمپانی‌های مختلف طراحی و تولید شده است.

میکروفون‌های دستی (Handheld)

بعضی‌ها ترجیح می‌دهند که از میکروفون‌های دستی رایج در بازار برای رکورد صدا استفاده کنند. این نوع میکروفن‌ها بیشتر در مصاحبه‌های خبری به کار ‌می‌آید و میکروفون‌ محبوب بسیاری از خبرنگاران نیز به شمار می‌رود.

هدست‌ها

هدست‌ها نیز می‌تواند در محیط‌های شلوغ و یا زمانی که سوژه مدام در حال تحرک است، به یک ابزار کلیدی برای ثبت صدا بدل شود.

لوازم جانبی

لوازم جانبی زیادی برای میکروفن‌های اکسترنال تولید شده است تا بتوان راحت‌تر و با کیفیتی بهتر به ضبط صدا پرداخت. از لوازم جانبی میکروفون‌ها می‌توان به بادگیر‌، سه‌پایه، بوم و باتری‌های میکروفون اشاره کرد که یا در کنار میکروفون در بسته‌بندی محصول در نظر گرفته می‌شود و باید به صورت جداگانه تهیه شود.

۵ میکروفون اکسترنال برتر از نظر پیکسل که ارزش خرید بالایی دارند

لیستی که در پیش‌ رو داریم، بر اساس کیفیت و عملکرد میکروفون‌ها تنظیم گردیده است و البته که میکروفون‌های دیگری نیز هستند که می‌توانند در این لیست قرار بگیرند اما با توجه به قیمت و در دسترس بودن محصولات موجود در بازار، ۵ میکروفون از این میان برگزیده شده است که می‌تواند انتخاب را برای خریداران این شاخه از محصولات آسان‌تر کند.

Rode Stereo VideoMic

VideoMic یکی از بهترین میکروفون‌ها برای اتصال به دوربین‌های DSLR است. این میکروفون محصولی از کمپانی با سابقه Rode می‌باشد. Rode یکی از معتبرترین نام‌ها در صنعت صدابرداری است. خیلی از میکروفون‌های این شرکت در نوع خود از بهترین‌ها به شمار می‌رود. VideoMic یک میکروفون استودیویی است که به لطف برخورداری از ویژگی‌های قابل توجه و حساسیت بالا، انتخابی مناسب برای رکورد باکیفیت صدای محیط به شمار می‌رود. این میکروفون به یک بادگیر و یک مانت جهت اتصال به دوربین نیز مجهز است و با جک ۳.۵ میلی‌متری به دوربین متصل می‌شود.

Sennheiser Wireless Microphone Ew 112-P G3

ما اغلب Sennheiser را بیشتر برای تولید هدفون‌های باکیفیت می‌شناسیم؛ اما Ew 112-P G3 یک سیستم صدابرداری بی‌سیم با ویژگی‌های بخصوص به شمار می‌رود که آن را در زمره برترین‌ها در نوع خود قرار می‌دهد.  درصد رضایت مشتریان از این میکروفون بی‌نظیر بوده که آن را به محصولی قابل اطمینان تبدیل کرده است. این سیستم صدابرداری متشکل از یک گیرنده رو دوربینی، یک فرستنده و یک میکروفون یقه‌ای با درجه حساسیت بالا می‌باشد که برای انواع مصارف صدابردای جزو ایده‌ال‌ترین انتخاب‌ها خواهد بود.

Rode Stereo VideoMic Pro

Rode Stereo VideoMic Pro یک ابزار کامل و قدرتمند برای رکورد صدا به شمار می‌رود که به طور اختصاص برای ضبط صدای محیط، موسیقی‌های زنده و آمبیانت، طراحی شده است. این میکروفن از دو میکروفن حساس نیم‌اینچی از نوع کپسول‌های کاردیوید کاندنسر (Cardioid Condenser) تشکیل شده است. این کپسول‌ها در زاویه‌های یکسان به‌صورت جفت XY قرار گرفته‌اند تا صدای استریو با عمق طبیعی ضبط شود. طراحی ارگونومیک و شکل ظاهری این میکروفن مناسب برای استفاده به‌همراه دوربین‌های اس‌ال‌آر دیجیتالی یا دورربین‌های فیلم‌برداری دارای حسگرهای بزرگ است. سیستم نصب ضدشوک این میکروفن باعث ارتعاشات فیزیکی حداقلی و نویز کم در هنگام ضبط می‌شود. کابل‌های چندرشته‌ای این میکروفن باعث تجزیه‌ی آکوستیکی عالی از دوربین می‌شوند تا میزان نویز کاهش یابد.

Audio-Technica ATW-1701

ATW-1701 یک میکروفون مخصوص دوربین‌های DSLR است که کمپانی ژاپنی Audio-Technica آن را طراحی کرده است. این شرکت نیز نامی معتبر و قابل اعتماد را در تولید تجهیزات صدابرداری برای خود دست‌وپا کرده است و محصولات با کیفیتی را تا به حال تولید کرده است.

این مجموعه شامل یک گیرنده می‌باشد که بر روی دوربین قرار می‌گیرد، یک فرستنده که بر روی لباس نصب می‌شود و یک میکروفون یقه‌ای همه‌سویه از نوع Omnidirectional که همان‌طور که از نامش پیداست به یقه لباس متصل می‌شود. به این ترتیب می‌توانید فرستنده را بر روی دوربین DSLR و یا دوربین فیلم‌برداری خود وصل کرده و اگر هنگام فیلم‌برداری به صداگذاری روی فیلم نیاز داشتید، صدا را با کیفیت کم‌نظیری ضبط کنید. لازم به ذکر است که همگام‌سازی کانال و فرکانس میان فرستنده و گیرنده نیز به سادگی و با فشار دادن تنها یک دکمه صورت می‌گیرد.

Sony UWP-D12

UWP-D12 یک میکروفون بی‌سیم دستی ساخت شرکت سونی می‌باشد که بدنه آن تماماً از فلز ساخته شده است. گیرنده آن مجهز به یک نمایشگر LED است که استفاده از آن را در شرایط مختلف آسان‌تر می‌کند. امکان انتخاب و تغییر پهنای باند فراهم است و گیرنده آن از امکان جستجوی خودکار کانال نیز بهره می‌برد. همچنین همگام‌سازی میان فرستنده و گیرنده به‌آسانی و از طریق امواج مادون‌قرمز یا همان Infrared صورت می‌گیرد. همان‌طور که عنوان شد UWP-D12 شامل یک گیرنده URX-P03 می‌‌باشد که به سیستم True Diversity مجهز است. برای اطلاع بیشتر باید بگوییم که این واژه برای میکروفون‌هایی بکار می‌رود که شامل یک گیرنده رادیویی هستند که در حقیقت خود آن از دو گیرنده مجزا تشکیل شده است. هر کدام از این گیرنده‌ها دارای آنتن می‌باشند که نقش دریافت امواج فرستنده‌های بی‌سیم را بر عهده دارند. امکان تغییر زاویه آنتن‌های گیرنده URX-P03 نیز وجود دارد که به دریافت‌ سیگنال‌های موجود، بخصوص در زمانی که گیرنده بر روی دوربین قرار گرفته است کمک بسزایی می‌کند.

 

 

چند نکته برای استفاده‌ی بهتر از کارت‌های حافظه

این روزها، بیشتر افراد قطعاً به نوعی از کارت‌های حافظه استفاده می‌کنند. اینگونه حافظه‌های جانبی را می‌توانید در گوشی‌های هوشمند، دوربین‌های عکاسی و فیلمبرداری و سایر وسایل الکترونیکی مشاهده کنید. در این مطلب قصد داریم بر اساس مقاله‌ای از Jeff Cable، مدیر فروش سابق کمپانی Lexar در خصوص نحوه‌ی استفاده از کارت‌های حافظه توصیه‌هایی را ارائه کنیم. البته این مطلب بیشتر برای استفاده‌ی عکاسان در نظر گرفته شده است، ولی برخی از توصیه‌ها را کاربران سایر دیوایس‌های الکترونیکی نیز می‌توانند استفاده کنند.

کارت‌های حافظه ممکن است در نگاه اول خیلی ساده و تنها تکه‌ای از جنس پلاستیک و فلز به نظر بیایند. ولی درواقع تجهیزاتی هوشمند هستند که از چندین بخش مختلف تشکیل می‌شوند. به‌طورکلی هر کارت حافظه دارای دو قسمت اصلی حافظه و کنترلر است. کیفیت این حافظه و کنترلر است که سرعت یک کارت حافظه را تعیین می‌کند.

به علاوه هر کارت حافظه دارای جدول جایگذاری فایل (File Allocation Table) است که با حروف اختصاری FAT شناخته می‌شود. اگر به فایل‌های داخل هر حافظه مانند صفحات یک کتاب نگاه کنیم، جدول FAT صفحه‌ی فهرست آن کتاب است. هر بار که شما کارت حافظه‌ی خود را فرمت می‌کنید درواقع این فهرست را پاک کرده‌اید. بنابراین تمامی فایل‌های شما پس از فرمت نیز در کارت حافظه وجود دارند، و تا زمانی که آن‌ها را با فایل‌های جدید جایگزین نکنید پاک نمی‌شوند. پس به یاد داشته باشید که تنها با فرمت کردن یک کارت حافظه عکس‌های شما پاک نشده‌اند.

با این توضیح به سراغ توصیه‌هایی برای استفاده از کارت‌های حافظه می‌رویم. این توصیه‌ها برای افزایش عمر کارت‌های حافظه و کم کردن ریسک خراب شدن عکس‌های داخل آن‌ها بسیار کاربردی هستند.

  1. عکس‌های خود را با استفاده از دوربین از درون کارت حافظه پاک نکنید

منظور از جمله‌ی بالا این است که عکس‌های گرفته شده را با استفاده از خود دوربین، تک‌به‌تک پاک نکنید. این اشتباهی است که حتی عکاسان حرفه‌ای نیز مرتکب می‌شوند. درحالی‌که دوربین شما در ثبت عکس عملکرد بسیار خوبی دارد، برای مدیریت فایل‌های کارت حافظه چندان هوشمند نیست. به‌این‌ترتیب جدول FAT را حسابی به هم می‌ریزد.

به‌خصوص با توجه به کاهش قیمت کارت‌های حافظه و افزایش ظرفیت آن‌ها کمتر پیش می‌آید که نیاز به پاک کردن فایلی داشته باشید. بگذارید حتی عکس‌هایی که از آن‌ها راضی نیستید نیز در کارت حافظه باقی بمانند و بعداً با استفاده از کامپیوتر آن‌ها را مدیریت کنید. به‌این‌ترتیب عمر کارت حافظه‌ی شما بیشتر می‌شود و احتمال خراب شدن و از بین رفتن فایل‌هایتان در آینده نیز کاهش می‌یابد.

  1. کارت حافظه‌‌ی خود را با استفاده از دوربین فرمت کنید، نه کامپیوتر

ممکن است در جاهایی بخوانید که کارت حافظه را باید با استفاده از کامپیوتر فرمت کرد. ولی واقعیت این است که بهترین روش فرمت کارت حافظه این است که آن‌ را با استفاده از همان دوربینی که قصد دارید در آن استفاده‌اش کنید فرمت کنید. بله، سعی کنید حتی کارت حافظه‌ای را که در دوربین کانن فرمت کرده‌اید داخل دوربین نیکون، سونی و …  قرار ندهید و بالعکس. اگر می‌خواهید کارت حافظه‌ی خود را بین دو دوربین جابجا کنید بهتر است آن را در دوربین دوم دوباره فرمت کنید. زیرا هر سازنده‌ای از الگوریتم متفاوتی برای فرمت استفاده می‌کند.

  1. پس از هر بار خالی کردن فایل‌ها بهتر است کارت حافظه‌ را فرمت کنید

از عکاسی برگشته‌اید، فایل‌های خود را از کارت حافظه به کامپیوتر منتقل می‌کنید، شاید یک بک‌آپ هم در جای دیگری مانند هارد اکسترنال نگاه می‌دارید. توصیه می‌شود پس از بازگرداندن کارت حافظه‌ی خالی به دوربین، آن را فرمت کنید. به این شکل خیالتان راحت خواهد بود که عکس‌های بعدی شما به شکلی ایمن و صحیح ذخیره خواهند شد.

  1. از یک کارت‌خوان خوب استفاده کنید

Jeff Cable می‌گوید هر بار که یک مشتری با او تماس می‌گرفت و می‌گفت که کارت حافظه‌اش خراب شده است اولین سؤالی که از او می‌پرسید این بود که “از چه کارت‌خوانی استفاده می‌کنید؟”.

اگر دوربین گران‌قیمت همراه با لنزهای ارزشمند می‌خرید و کارت‌‌های حافظه‌ی پرسرعت و با ظرفیت‌های زیاد تهیه می‌کنید منطقی است که کمی بیشتر خرج کنید و یک رم‌ریدر یا کارت‌خوان خوب و از یک برند شناخته‌شده نیز بخرید. زیرا کارت‌خوان‌ها نیز مانند خود کارت حافظه دارای کنترلرهای هوشمند هستند و کارت‌خوان‌های ارزان و با برندهای ناشناخته از کنترلرهای ارزان و بی‌کیفیت استفاده می‌کنند.

  1. کارت حافظه را کاملاً پر نکنید

با وجود اینکه این روزها کارت‌های حافظه بسیار باکیفیت ساخته می‌شوند و از انواع کنترلرهای هوشمند استفاده می‌کنند، باز هم ایده‌ی خوبی است که آن‌ها را تا انتهای ظرفیت پر نکنید. بهتر است یک کارت حافظه‌ی با ظرفیت بیشتر خریداری کنید تا بتوانید همواره کمی از آن را خالی بگذارید.

همین رویکرد را می‌توانید برای هارد کامپیوتر و لپ‌تاپ نیز استفاده کنید. توصیه می‌کنیم حداکثر تا حدود 90درصد از حافظه را پر کنید.

 

  1. کارت حافظه را زمانی که در حال استفاده است از دوربین یا کارت‌خوان خارج نکنید

اگر در حال انتقال اطلاعات از دوربین یا کارت‌خوان به کامپیوتر، کارت حافظه را از جایش خارج کنید، احتمال زیادی وجود دارد که تعدادی یا کل عکس‌هایتان را از دست دهید. همواره اجازه دهید دوربینتان کاملاً خاموش شود یا کار انتقال اطلاعات تمام شده باشد، چند ثانیه صبر کنید و سپس کارت حافظه را از جایش خارج کنید.

 

  1. اگر دوربین شما دارای دو شیار کارت حافظه است، اجازه دهید هر عکس در هر دو کارت ذخیره شود

این مورد تنها برای اطمینان بیشتر است. به این شکل خیالتان راحت خواهد بود که اگر یکی از کارت‌های حافظه دچار مشکل شود، عکس‌هایتان در کارت دیگری نیز ذخیره شده‌اند. در حقیقت یکی از فلسفه‌ کمپانی‌ها برای تعبیه دو درگاه کارت‌حافظه در دوربین‌ها نیز همین است.

  1. کارت حافظه‌ی خود را از برندهای شناخته‌شده خریداری کنید

عکس‌های شما حتماً برایتان از ارزش بالایی برخوردارند و کارت‌های حافظه تجهیزاتی هستند که به آن‌ها برای ذخیره‌ی لحظات زندگی‌تان اعتماد می‌کنید. بنابراین به سراغ برندهای شناخته‌شده و معتبر بروید. برندهای زیادی مانند Silicon Power، Transcend، Sony ، SanDisk، ADATA و یا Lexar وجود دارند که می‌توانید به آن‌ها اعتماد کنید. ولی به‌هیچ‌وجه به سراغ برندهای ناشناخته و یا کارت‌های حافظه‌ی بدون برند نروید.

با توجه به اینکه یک کارت حافظه را می‌توانید برای ثبت هزاران عکس استفاده کنید، منطقی است که کمی بیشتر خرج کنید و نوع خوب آن‌را بخرید.

درنهایت بد نیست به یک مسئله‌ی دیگر نیز اشاره کنیم:

کارت‌های حافظه از حافظه‌های جامد (Solid State) استفاده می‌کنند که بسیار مقاوم هستند. بنابراین درصورتی‌که کارت حافظه‌‌ی شما درون آب افتاد فکر نکنید که تمامی فایل‌هایتان پاک شده‌اند. حتی درصورتی‌که کارت حافظه در جیب لباستان بوده و درون ماشین لباسشویی رفته نیز ممکن است فایل‌هایتان سالم باشند. با این وجود توصیه نمی‌کنیم چنین کارتی را دوباره درون دوربین عزیزتان نصب کنید. ولی فرصت دهید خشک شود و به‌احتمال‌زیاد تمامی فایل‌هایتان سالم هستند و می‌توانید آن‌ها را به حافظه‌ی دیگری منتقل کنید.

بعلاوه نیازی نیست همه‌ی کارت‌هایتان را همواره داخل کیس نگه دارید، کارت‌های SD را می‌توان به‌راحتی بدون هیچ پوششی داخل کیف و کوله گذاشت. البته ایده‌ی خوبی است که کارت‌های حافظه‌ی CF را داخل کیس مخصوصی نگاه دارید. زیرا ممکن است محل ورود پین‌های این نوع کارت حافظه با گردوخاک پر شوند و اتصال بین کارت و دوربین به‌خوبی برقرار نشود.

دیدگاه‌ها برای میکروفون‌های اکسترنال؛ یک ابزار ضروری در فیلم‌برداری با DSLR‌ها با سجاد

دوربین‌های فیلم‌برداری یا DSLR اغلب به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا بهترین نتیجه‌ ممکن در تصویربرداری را ارائه دهند ولی این ابزار‌ها برای ضبط صدای باکیفیت، به میکروفون‌های جانبی نیاز دارند چرا که وظیفه اصلی دوربین در مرحله اول ثبت باکیفیت تصویر است و نه ضبط صدا.

البته دوربین‌های دیجیتال امروزی از قابلیت ضبط صدا با کیفیت معمولی برخوردار هستند که برای فیلم‌برداری‌های غیرحرفه‌ای کاملاً مناسب به نظر می‌آید. میکروفون دوربین‌های DSLR نسبت به میکروفون‌های داخلی گوشی‌های هوشمند، عملکردی به مراتب بهتر را از خود نشان می‌دهند. ولی نکته قابل توجه اینجاست که برای فیلم‌برداری به صورت حرفه‌ای، میکروفون‌ داخلی دوربین‌های امروزی ابداً یک ابزار مناسب به شمار نخواهد رفت و باید از یک میکروفون اکسترنال باکیفیت برای رکورد صدا کمک گرفت.

انواع مختلفی از میکروفون‌های اکسترنال تا به حال طراحی شده است که قابلیت اتصال به دوربین‌های مختلف را دارد تا بنا به نیازی که دارید، بتوانید بهترین گزینه را انتخاب کنید. در ادامه ضمن برشمردن مزیت‌های بهره‌گیری از یک میکروفون جانبی، نگاهی اجمالی به چند میکروفون اکسترنال برتر خواهیم انداخت که از نظر پیکسل ارزش بالایی برای خرید دارند.

مزیت‌های استفاده از یک میکروفون اکسترنال

همان‌طور که مشخص است مهم‌ترین مزیت استفاده از میکروفون‌های اکسترنال، بهبود کیفیت صدای ضبط شده می‌باشد. امروزه با ارزان‌ترین دوربین‌های DSLR نیز می‌توان تصاویری باکیفیت و رزولوشن اچ‌دی یا فول‌ اچ‌دی را رکورد کرد ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که کیفیت صدا نیز به اندازه کیفیت تصویر مطلوب باشد. به همین علت است که این دوربین‌ها قابلیت اتصال به طیف گستر‌ده‌ای از میکروفون‌های اکسترنال را دارند.

میکروفون‌های داخلی دوربین‌های DSLR یک ابزار حرفه‌ای به شمار نمی‌روند. این میکروفون‌ها را اغلب نمی‌توان برای ثبت صدا تنظیم کرد و در ضمن از تفکیک‌پذیری بالایی نیز برخوردار نیستند و تا برد نسبتاً کمی قادرند صدای محیط اطراف را ضبط کنند. نکته دیگر در مورد این میکروفون‌ها نسبت سیگنال به نویز نسبتاً بالای آن‌ها در مقایسه با میکروفون‌های اکسترنال می‌باشد. بنا به دلایل فوق به کارگیری از میکروفون‌های اکسترنال می‌تواند در رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب و باکیفیت بسیار کارآمد باشد.

چگونه یک میکروفون مناسب برای دوربین‌ DSLR خود انتخاب کنیم؟

نکته اول در مورد خرید یک میکروفون مقدار هزینه‌ای است که برای آن کنار گذاشته‌اید. در خرید همواره باید به این نکته توجه داشت تا متناسب با هزینه‌ای که قرار است بپردازید، بهترین و ارزنده‌ترین محصول موجود را خریداری کنید.

به چه نوع میکروفونی نیاز دارید؟

همان‌طور که گفته شد انواع مختلفی از میکروفون‌های اکسترنال تحت برند‌های مختلف به بازار عرضه شده است که هر کدام برای نوعی خاص از صدابرداری مناسب هستند.

میکروفون‌های شات‌گان (Shotgun):

میکروفون‌های شات‌گان یکی از محبوب‌ترین گزینه‌‌ها برای ضبط صدا به حساب می‌آیند که قابلیت اتصال به اکثر دوربین‌های DSLR را دارند. این نوع میکروفون‌ها در بیشتر کاربرد‌های فیلم‌برداری نیاز‌های لازم را برآورده می‌کند. توسط میکروفون‌های شات‌گان می‌توان از طریق اتصال به بوم صدابرداری و هم با نصب مستقیم بر روی دوربین، صدای محیط را با کیفیتی مطلوب به ثبت رساند.

میکروفن‌های یقه‌ای (Lavalier mic):

این نوع میکروفون‌های کوچک با اتصال به لباس یک ابزار خوب برای ضبط صدا در مصاحبه‌ها و یا گفت‌و‌گو‌های چندنفره به شمار می‌رود. مزیت استفاده از میکروفون‌های یقه‌ای، ضبط صدای فرد مورد نظر با بالا‌ترین وضوح ممکن است و چون فاصله‌ی بسیار نزدیکی به دهان گوینده دارد، صداهای مزاحم محیط به میزان کمتری بر کیفیت نهایی اثر می‌گذارد. این میکروفون‌ها در دو نوع وایرلس و سیمی توسط کمپانی‌های مختلف طراحی و تولید شده است.

میکروفون‌های دستی (Handheld)

بعضی‌ها ترجیح می‌دهند که از میکروفون‌های دستی رایج در بازار برای رکورد صدا استفاده کنند. این نوع میکروفن‌ها بیشتر در مصاحبه‌های خبری به کار ‌می‌آید و میکروفون‌ محبوب بسیاری از خبرنگاران نیز به شمار می‌رود.

هدست‌ها

هدست‌ها نیز می‌تواند در محیط‌های شلوغ و یا زمانی که سوژه مدام در حال تحرک است، به یک ابزار کلیدی برای ثبت صدا بدل شود.

لوازم جانبی

لوازم جانبی زیادی برای میکروفن‌های اکسترنال تولید شده است تا بتوان راحت‌تر و با کیفیتی بهتر به ضبط صدا پرداخت. از لوازم جانبی میکروفون‌ها می‌توان به بادگیر‌، سه‌پایه، بوم و باتری‌های میکروفون اشاره کرد که یا در کنار میکروفون در بسته‌بندی محصول در نظر گرفته می‌شود و باید به صورت جداگانه تهیه شود.

۵ میکروفون اکسترنال برتر از نظر پیکسل که ارزش خرید بالایی دارند

لیستی که در پیش‌ رو داریم، بر اساس کیفیت و عملکرد میکروفون‌ها تنظیم گردیده است و البته که میکروفون‌های دیگری نیز هستند که می‌توانند در این لیست قرار بگیرند اما با توجه به قیمت و در دسترس بودن محصولات موجود در بازار، ۵ میکروفون از این میان برگزیده شده است که می‌تواند انتخاب را برای خریداران این شاخه از محصولات آسان‌تر کند.

Rode Stereo VideoMic

VideoMic یکی از بهترین میکروفون‌ها برای اتصال به دوربین‌های DSLR است. این میکروفون محصولی از کمپانی با سابقه Rode می‌باشد. Rode یکی از معتبرترین نام‌ها در صنعت صدابرداری است. خیلی از میکروفون‌های این شرکت در نوع خود از بهترین‌ها به شمار می‌رود. VideoMic یک میکروفون استودیویی است که به لطف برخورداری از ویژگی‌های قابل توجه و حساسیت بالا، انتخابی مناسب برای رکورد باکیفیت صدای محیط به شمار می‌رود. این میکروفون به یک بادگیر و یک مانت جهت اتصال به دوربین نیز مجهز است و با جک ۳.۵ میلی‌متری به دوربین متصل می‌شود.

Sennheiser Wireless Microphone Ew 112-P G3

ما اغلب Sennheiser را بیشتر برای تولید هدفون‌های باکیفیت می‌شناسیم؛ اما Ew 112-P G3 یک سیستم صدابرداری بی‌سیم با ویژگی‌های بخصوص به شمار می‌رود که آن را در زمره برترین‌ها در نوع خود قرار می‌دهد.  درصد رضایت مشتریان از این میکروفون بی‌نظیر بوده که آن را به محصولی قابل اطمینان تبدیل کرده است. این سیستم صدابرداری متشکل از یک گیرنده رو دوربینی، یک فرستنده و یک میکروفون یقه‌ای با درجه حساسیت بالا می‌باشد که برای انواع مصارف صدابردای جزو ایده‌ال‌ترین انتخاب‌ها خواهد بود.

Rode Stereo VideoMic Pro

Rode Stereo VideoMic Pro یک ابزار کامل و قدرتمند برای رکورد صدا به شمار می‌رود که به طور اختصاص برای ضبط صدای محیط، موسیقی‌های زنده و آمبیانت، طراحی شده است. این میکروفن از دو میکروفن حساس نیم‌اینچی از نوع کپسول‌های کاردیوید کاندنسر (Cardioid Condenser) تشکیل شده است. این کپسول‌ها در زاویه‌های یکسان به‌صورت جفت XY قرار گرفته‌اند تا صدای استریو با عمق طبیعی ضبط شود. طراحی ارگونومیک و شکل ظاهری این میکروفن مناسب برای استفاده به‌همراه دوربین‌های اس‌ال‌آر دیجیتالی یا دورربین‌های فیلم‌برداری دارای حسگرهای بزرگ است. سیستم نصب ضدشوک این میکروفن باعث ارتعاشات فیزیکی حداقلی و نویز کم در هنگام ضبط می‌شود. کابل‌های چندرشته‌ای این میکروفن باعث تجزیه‌ی آکوستیکی عالی از دوربین می‌شوند تا میزان نویز کاهش یابد.

Audio-Technica ATW-1701

ATW-1701 یک میکروفون مخصوص دوربین‌های DSLR است که کمپانی ژاپنی Audio-Technica آن را طراحی کرده است. این شرکت نیز نامی معتبر و قابل اعتماد را در تولید تجهیزات صدابرداری برای خود دست‌وپا کرده است و محصولات با کیفیتی را تا به حال تولید کرده است.

این مجموعه شامل یک گیرنده می‌باشد که بر روی دوربین قرار می‌گیرد، یک فرستنده که بر روی لباس نصب می‌شود و یک میکروفون یقه‌ای همه‌سویه از نوع Omnidirectional که همان‌طور که از نامش پیداست به یقه لباس متصل می‌شود. به این ترتیب می‌توانید فرستنده را بر روی دوربین DSLR و یا دوربین فیلم‌برداری خود وصل کرده و اگر هنگام فیلم‌برداری به صداگذاری روی فیلم نیاز داشتید، صدا را با کیفیت کم‌نظیری ضبط کنید. لازم به ذکر است که همگام‌سازی کانال و فرکانس میان فرستنده و گیرنده نیز به سادگی و با فشار دادن تنها یک دکمه صورت می‌گیرد.

Sony UWP-D12

UWP-D12 یک میکروفون بی‌سیم دستی ساخت شرکت سونی می‌باشد که بدنه آن تماماً از فلز ساخته شده است. گیرنده آن مجهز به یک نمایشگر LED است که استفاده از آن را در شرایط مختلف آسان‌تر می‌کند. امکان انتخاب و تغییر پهنای باند فراهم است و گیرنده آن از امکان جستجوی خودکار کانال نیز بهره می‌برد. همچنین همگام‌سازی میان فرستنده و گیرنده به‌آسانی و از طریق امواج مادون‌قرمز یا همان Infrared صورت می‌گیرد. همان‌طور که عنوان شد UWP-D12 شامل یک گیرنده URX-P03 می‌‌باشد که به سیستم True Diversity مجهز است. برای اطلاع بیشتر باید بگوییم که این واژه برای میکروفون‌هایی بکار می‌رود که شامل یک گیرنده رادیویی هستند که در حقیقت خود آن از دو گیرنده مجزا تشکیل شده است. هر کدام از این گیرنده‌ها دارای آنتن می‌باشند که نقش دریافت امواج فرستنده‌های بی‌سیم را بر عهده دارند. امکان تغییر زاویه آنتن‌های گیرنده URX-P03 نیز وجود دارد که به دریافت‌ سیگنال‌های موجود، بخصوص در زمانی که گیرنده بر روی دوربین قرار گرفته است کمک بسزایی می‌کند.