دیدگاه‌ها برای نیکون در آستانه‌ی صد سالگی: نگاهی به تاریخچه‌ی این کمپانی عظیم ژاپنی با پرهام

معمولاً وقتی سخن از دوربین‌های عکاسی به میان می‌آید، نیکون یکی از اولین نام‌هایی است که در ذهن افراد تداعی می‌شود. این کمپانی پرآوازه در سال 2017، صدمین سالگرد تاسیس‌اش را جشن می‌گیرد و در حالی 100 ساله می‌شود که همچنان از موثرترین و قدرتمندترین کمپانی‌ها در زمینه‌ی اپتیک و تصویربرداری به حساب می‌آید.

این کمپانی در سال 1917 و از به هم پیوستن سه کمپانی اپتیک ژاپنی شکل گرفت و Nippon Kogaku K.K نام داشت. مرکز مدیریت این کمپانی در توکیو قرار داشت و خیلی زود به خاطر کیفیت بالای لنزهایشان به شهرت رسیدند. این کمپانی سال‌های اولیه‌ی عمر خود را صرف ساخت انواع میکروسکوپ، دوربین‌های دوچشمی و تلسکوپ‌ها کرد و حتی لنزهای اولین دوربین‌های کانن نیز ساخت این کمپانی بودند.

اولین لوگوی نیکون

در حال حاضر نیکون یک امپراتوری صنعتی چندملیتی است که محصولاتی مانند دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای و خانگی، تجهیزات اندازه‌گیری دقیق، لنز دوربین، میکروسکوپ، تجهیزات پزشکی، دوربین‌های دوچشمی، دوربین‌های نظامی و استپرهای فوتولیتوگرافی را تولید می‌کند.

نیکون که از معروف‌ترین برندهای دوربین در جهان است، همواره به خاطر کیفیت ساخت بالا و پاسخگویی به نیازهای مشتریان شناخته می‌شود و این اصول را همواره‌ سرلوحه‌ی کارش قرار داده‌ است. ما هم تصمیم گرفتیم تاریخچه‌ی کوتاهی از این کمپانی که در آساتانه 100 سالگی‌اش قرار دارد را از ابتدای تأسیس تاکنون در اختیار مخاطبین پیکسل قرار دهیم. در ادامه با ما همراه باشید تا مهم‌ترین وقایع و محصولات در تاریخ این کمپانی را به‌صورت خلاصه مرور کنیم:

 

1917

کمپانی Nippon Kogaku K.K از ترکیب سه سازنده‌ی ژاپنی و به مرکزیت توکیو به وجود آمد.

 

1918

ساخت کارخانه‌ی Oi Dai-ichi به پایان می‌رسد و تحقیقات و توسعه در زمینه‌ی تولید شیشه‌های اپتیکال آغاز می‌شود.

 

1921

اولین دوربین‌های دوچشمی نیکون ساخته می‌شوند.

 

1925

اولین میکروسکوپ نیکون، با نام JOICO به بازار راه پیدا می‌کند.

1931

نیکون اولین تلسکوپ خود را در موزه‌ی علوم توکیو نصب می‌کند. این تلسکوپ که در زمان ساختش بزرگ‌ترین قطر را در جهان داشت تا سال 2005 نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 

1932

نام Nikkor برای لنزهای دوربین کمپانی انتخاب و ثبت می‌شود.

 

جنگ جهانی دوم

با شروع جنگ جهانی دوم فعالیت‌های این کمپانی برای ساخت تجهیزات اپتیکال نظامی گسترش می‌یابد و به 30 خط تولید با 2000 کارمند می‌رسد.

 

1945

با پایان جنگ جهانی دوم، تمرکز کمپانی دوباره به سمت تولید دوربین، میکروسکوپ، دوربین‌های دوچشمی و تجهیزات اندازه‌گیری دقیق سوق پیدا می‌کند.

 

1946

نام Nikon برای ساخت دوربین‌های عکاسی کوچک به ثبت می‌رسد.

 

1948

اولین دوربین عکاسی نیکون به نام Nikon we به بازار ارائه می‌شود.

اولین دوربین Nippon Kogaku K.K ابتدا با نام Nikon معرفی شد، ولی برای این که بتوانند از این نام برای محصولات بعدی نیز استفاده کنند آن را به Nikon 1 تغییر دادند

1949

سهام کمپانی در بورس‌های توکیو و اوزاکا برای فروش ارائه می‌شود.

 

1954

اولین میکروسکوپ Stereoscopic نیکون به بازار ارائه می‌شود. این میکروسکوپ تنها مدل ساخته‌شده در ژاپن بود که از فنّاوری three-step variator استفاده می‌کرد. به‌این‌ترتیب فوکوس در اثر زوم دچار تغییر نمی‌شد.

 

1955

اولین میکروسکوپ Phase Contrast نیکون ساخته می‌شود که اجازه‌ی مشاهده‌ی سلول‌ها و باکتری‌های بدون رنگ را می‌داد.

 

1959

نیکون مدل F به بازار ارائه می‌شود. این مدل اولین دوربین نیکون بود که به‌صورت وسیعی به فروش رسید و با وقوع جنگ ویتنام در دهه‌ی 60 در بین عکاسان خبری به شهرتی رؤیایی رسید. نیکون F یک دوربین SLR با قابلیت تعویض لنز بود.

نیکون F در دهه‌ی 60 میلادی به شهرتی رویایی دست پیدا کرد

1963

دوربین NIKONOS، به‌عنوان دوربینی برای تمامی شرایط آب و هوایی به بازار ارائه شد. این دوربین در مقابل فشار، آب و خوردگی مقاوم بود.

1968

شعبه‌ی اروپایی نیکون در شهر آمستردام تأسیس شد.

 

1980

دوربین SLR نیکون F3 به بازار معرفی می‌شود. این دوربین به حالت تقدم دیافراگم الکترونیکی مجهز شده بود. طراحی آن توسط طراح ایتالیایی Giugiaro انجام گرفته بود و تأثیر زیادی بر دوربین‌های بعد از خودش گذاشت.

1981

شعبه‌ی نیکون در ایالات‌متحده تأسیس شد.

 

1983

دوربین کامپکت L35AF به بازار معرفی شد. این مدل اولین دوربین کامپکت نیکون به حساب می‌آید و به فوکوس خودکار مجهز شده بود و در ایالات‌متحده با نام One-touch شناخته می‌شد.

 

1986

مدل SLR نیکون F-501 به بازار ارائه شد. این مدل اولین دوربین SLR نیکون بود که از فوکوس خودکار بهره می‌گرفت.

نیکون F-501 با قابلیت فوکوس خودکار

1988

نام کمپانی به Nikon Corporation تغییر داده شد.

لوگوی نیکون در سال 1988

1995

در این سال دوربین‌های عکاسی دیجیتال E2 و E2s با همکاری فوجی به بازار ارائه می‌شوند، این دوربین‌های SLR از لنزهای سری F پشتیبانی می‌کردند.

 

1997

دوربین‌های دیجیتال CoolPix 100 و CoolPix 300 به بازار ارائه می‌شوند. این دو دوربین اولین مدل‌های کامپکت دیجیتال نیکون بودند.

1999

دوربین دیجیتال اس‌ال‌آر D1 به بازار ارائه می‌شود. این دوربین کیفیت عکاسی عالی را با عملکردی سریع ترکیب می‌کرد و به‌نوعی اولین دوربین دیجیتال حرفه‌ای با قیمت قابل‌قبول به‌حساب می‌آمد. D1 خیلی سریع به دوربین موردعلاقه‌ی خبرنگاران تبدیل شد و موجب محبوبیت دوربین‌های DSLR گردید.

2003

نیکون لوگوی جدیدش را معرفی می‌کند.

2004

مدل SLR نیکون F6 به بازار معرفی شد. این دوربین توانایی‌های دوربین‌های سری F نیکون را با قابلیت‌های پیشرفته‌ی جدید ترکیب کرد.

 

2007

نیکون در چند سال ابتدایی قرن 21، در زمینه‌ی دوربین‌های دیجیتال از کانن عقب افتاده بود و با عرضه‌ی مدل D3 توانست دوباره توازن را برقرار کند. این دوربین دارای حداکثر ایزوی 6400 بود و از سیستم فوکوس 51 نقطه‌ای بهره می‌گرفت. بد نیست بدانید D3 اولین دوربین DSLR فول‌فریم نیکون نیز به‌حساب می‌آید.

مدل D3 دوباره نیکون را به صحنه‌ی رقابت بازگرداند

2010

نیکون D3S و D3X و لنزهای NIKKOR به‌صورت رسمی در ایستگاه فضایی بین‌المللی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

2011

با معرفی مدل‌های 1 J1 و V1، نیکون وارد بازار دوربین‌های بدون آینه با لنز قابل تعویض می‌شود.

 

2012

مدل پرچم‌دار D4 به بازار ارائه می‌شود. این دوربین دارای عملکردی عالی در نور کم بود و سرعت بسیار بالایی داشت و برای برآورده کردن نیاز عکاسان ورزشی طراحی شده بود.

 

2013

مدل کامپکت CoolPix A با سنسور DX به بازار ارائه می‌شود. این دوربین اولین مدل کامپکت نیکون با سنسور DX بود.

CoolPix A، اولین دوربین کامپکت نیکون با سنسور DX

2013

نیکون 1 AW1، اولین دوربین ضدآب و ضد شوک جهان با لنز قابل تعویض به بازار ارائه شد.

 

2015

موزه‌ی نیکون تأسیس شد.

موزه‌ی نیکون

2016

نیکون در سال 2016 محصولات برجسته‌ی زیادی را به بازار ارائه کرد. طبق رسم همیشگی در سال برگزاری المپیک، پرچم‌دار جدید خود، D5 را رونمایی کردند. دوربین مبتدی D3400 به بازار ارائه شد و سری اکشن KeyMission با سه مدل مختلف معرفی شدند. مدل D500 نیز در بازار دوربین‌های کراپ طوفانی را به راه انداخت.

2016 برای نیکون سال خوبی بود. دوربین‌های این کمپانی مانند D3300، D5500 و D7200 در گروه قیمتی خود بهترین‌ها بودند و بیشتر منابع معتبر، خرید آن‌ها را توصیه کردند. بعلاوه مدل D500 توانست در سایت DPreview به دو عنوان “دوربین سطح بالای سال” و “محصول سال” دست پیدا کند.

نیکون D500 توانست عنوان “محصول برگزیده‌ی سال” سایت DPreview را کسب کند

در رده‌بندی سایت DxoMark نیز نیکون D810 همچنان پس از سونی a7R II در رده‌ی دوم قرار دارد و حتی محصولات جدیدتر کانن و پنتاکس نیز نتوانستند بر روی جایگاه آن تأثیری بگذارند.

افزایش فروش گوشی‌های هوشمند و بهتر شدن کیفیت دوربین این دستگاه‌ها کمپانی‌های سازنده‌ی دوربین را به‌شدت تحت‌فشار گذاشته است. بااین‌حال نیکون سال مالی موفقی را پشت سر گذاشت و با وجود کاهش فروش، شاهد افزایش 54 درصدی سود و افزایش 23.8 درصدی در درآمد عملیاتی بود.

قیمت سهام این کمپانی نیز افزایش ثابتی را تجربه کرد. پیش‌بینی‌های مالی نشان می‌دهند که نیکون در سه‌ماهه‌ی اول 2017 نیز با قدرت به کار خود ادامه خواهد داد، هرچند که بازار دوربین‌های دیجیتال همچنان در حال کوچک‌تر شدن است.

دیدگاه‌ها برای هر آنچه که باید درمورد کالیبراسیون صفحه‌نمایش بدانید با الناز

آیا تاکنون پیش‌آمده عکسی را در چند صفحه‌نمایش مختلف مشاهده کنید و متوجه شوید که نحوه‌ی نمایش عکس در هرکدام متفاوت است؟ یا عکسی را که بر روی صفحه‌نمایش شما بسیار زیبا و شفاف نمایش داده می‌شود، پرینت بگیرید و با عکسی بی‌روح و تاریک روبرو شوید؟

در اکثر موارد، چنین مشکلاتی حاصل از کالیبره نبودن صفحه‌نمایش هستند. صفحه‌نمایش‌ها معمولاً از گام رنگ RGB برای نمایش تصاویر استفاده می‌کنند. این یعنی هر پیکسل شامل مقدار مشخصی از رنگ‌های سبز، قرمز و آبی است.

پیکسل‌های تشکیل‌دهنده‌ی هر عکس یا ویدیو نیز شامل اطلاعاتی از میزان تعداد رنگ‌های سبز، قرمز و آبی هستند. در صورتی که همه‌ی صفحه‌نمایش‌ها و پرینترها به صورت استاندارد کالیبره شده باشند، باید مقدار یکسانی از این سه رنگ را به نمایش بگذارند و عکس‌ها و ویدیوها در تمامشان به یک‌شکل، با روشنایی و اشباع رنگ یکسان دیده شوند. ولی در واقعیت چنین نیست.

 

البته موضوع کالیبراسیون فقط برای به دست آوردن پرینت‌های مناسب مهم نیست. این موضوع کلاً برای طراحان گرافیک یا کسانیکه فیلم یا عکس ادیت می‌کنند یک مسئله‌ی ضروری است. به خصوص اینکه با نگاه کردن به یک صفحه‌نمایش کالیبره نشده ممکن است بسیاری از جزئیات از چشمانتان پنهان بمانند. به طور مثال ممکن است یک عکس از غروب خورشید به نظر بی‌رنگ و فاقد اشباع برسد، ولی در واقع چنین نباشد و این صفحه‌نمایش است که رنگ‌ها را به شکلی صحیح نمایش نمی‌دهد؛ بنابراین هرگونه ادیت یا tone grading که بر روی آن انجام دهید دارای خطای زیادی خواهد بود.

چرا مانیتورها به صورت پیش‌فرض کالیبره نشده هستند؟

شاید برایتان سؤال شود که چرا سازندگان، صفحه‌نمایش‌ها را کالیبره شده به فروش نمی‌رسانند. در این خصوص چند فاکتور مهم را باید در نظر داشته باشید. اول اینکه در محیط‌های مختلف و زیر نورهای مختلف رنگ‌ها متفاوت به نظر می‌رسند؛ بنابراین صفحه‌نمایش باید بر اساس محیط کار تنظیم شده باشد. بعلاوه صفحه‌نمایش‌ها به مرور زمان و با فرسوده‌تر شدن کمی از روشنایی خود را از دست می‌دهند و دقت رنگ‌هایشان نیز کاهش می‌یابد. به همین دلیل کاربران حرفه‌ای باید به صورت ماهیانه صفحه‌نمایش خود را کالیبره کنند. در ضمن برای اکثر خریداران، کالیبره‌ی دقیق صفحه‌نمایش ضرورتی ندارد. بنابراین سازندگان برای جذب مشتریان از رنگ‌های اشباع‌شده و روشنایی زیاد استفاده می‌کنند.

برای کالیبره‌ی صفحه‌نمایش دو راه اصلی وجود دارد: یک روش استفاده از نرم‌افزار و تنظیم رنگ‌ها با چشم و دیگری استفاده از سخت‌افزارهای مخصوص این کار است.

برای کسانیکه از کامپیوتر خود برای بازی، نمایش عکس و فیلم و یا ادیت عکس‌ها به صورت مبتدی استفاده می‌کنند روش نرم‌افزاری می‌تواند کافی باشد. ولی در این روش برای تشخیص رنگ‌ها باید به چشمانتان اعتماد کنید. بنابراین دقت چندانی ندارد. سیستم‌عامل‌های مایکروسافت از زمان عرضه‌ی ویندوز 7 به برنامه‌ای برای کالیبره‌ی ابتدایی صفحه‌نمایش مجهز شده‌اند. بعلاوه نرم‌افزارهایی مانند QuickGamma نیز برای این کار وجود دارند.

اما اگر یک طراح گرافیک، عکاس، ویدیوگرافر هستید یا علاقه‌مندید تصاویرتان را با رنگ‌ها و روشنایی دقیق مشاهده کنید، باید به سراغ سخت‌افزارهای کالیبره‌ی صفحه‌نمایش بروید. اکثر این‌گونه دستگاه‌ها از دو بخش سخت‌افزاری (سنسور رنگ) و نرم‌افزاری تشکیل می‌شوند. در واقع عملکردی مشابه روش قبلی دارند، ولی به جای چشم انسان از یک سنسور برای تشخیص رنگ‌ها استفاده می‌کنند. به این شکل قادر هستند رنگ‌های تولید شده توسط صفحه‌نمایش را بر اساس استانداردهای عکس مانند sRGB و AdobeRGB یا استانداردهای ویدیویی مانند NTSC، PAL، BT.709 و… تنظیم کنند.

کمپانی‌های Datacolor و X-Rite از شناخته‌شده‌ترین سازندگان دستگاه‌های کالیبره‌ی رنگ به شمار می‌روند و مدل‌های X-Rite ColorMunki و Datacolor Spyder5Elite از پرفروش‌ترین‌ دستگاه‌های کالیبره‌ی صفحه‌نمایش در جهان هستند. از دلایل موفقیت زیاد این دو محصول می‌توان به قابلیت کالیبره‌ کردن انواع مانیتورهای رومیزی، لپ‌تاپ‌ها، ویدیو پروژکتورها نام برد. علاوه بر این استفاده از دو دستگاه نام‌برده شده تا حد زیادی راحت و بدون پیچیدگی خاصی است. درحالی‌که برتری Spyder5 در کاربرپسند بودن و سرعت بالاتر آن است، ColorMunki با سیستم‌عامل‌های iOS و اندروید نیز کار می‌کند و می‌تواند برای کالیبره‌ی تبلت‌ها و گوشی‌ها نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

بنابراین اگر به دنبال به دست آوردن رنگ‌های دقیق و مطابق استاندارد برای طراحی گرافیک، عکس‌ها و ویدیوهایتان هستید بهتر است به فکر سرمایه‌گذاری بر روی یک دستگاه کالیبره‌ی رنگ نیز باشید.

دیدگاه‌ها برای هر آنچه که باید درمورد کالیبراسیون صفحه‌نمایش بدانید با درسا

آیا تاکنون پیش‌آمده عکسی را در چند صفحه‌نمایش مختلف مشاهده کنید و متوجه شوید که نحوه‌ی نمایش عکس در هرکدام متفاوت است؟ یا عکسی را که بر روی صفحه‌نمایش شما بسیار زیبا و شفاف نمایش داده می‌شود، پرینت بگیرید و با عکسی بی‌روح و تاریک روبرو شوید؟

در اکثر موارد، چنین مشکلاتی حاصل از کالیبره نبودن صفحه‌نمایش هستند. صفحه‌نمایش‌ها معمولاً از گام رنگ RGB برای نمایش تصاویر استفاده می‌کنند. این یعنی هر پیکسل شامل مقدار مشخصی از رنگ‌های سبز، قرمز و آبی است.

پیکسل‌های تشکیل‌دهنده‌ی هر عکس یا ویدیو نیز شامل اطلاعاتی از میزان تعداد رنگ‌های سبز، قرمز و آبی هستند. در صورتی که همه‌ی صفحه‌نمایش‌ها و پرینترها به صورت استاندارد کالیبره شده باشند، باید مقدار یکسانی از این سه رنگ را به نمایش بگذارند و عکس‌ها و ویدیوها در تمامشان به یک‌شکل، با روشنایی و اشباع رنگ یکسان دیده شوند. ولی در واقعیت چنین نیست.

 

البته موضوع کالیبراسیون فقط برای به دست آوردن پرینت‌های مناسب مهم نیست. این موضوع کلاً برای طراحان گرافیک یا کسانیکه فیلم یا عکس ادیت می‌کنند یک مسئله‌ی ضروری است. به خصوص اینکه با نگاه کردن به یک صفحه‌نمایش کالیبره نشده ممکن است بسیاری از جزئیات از چشمانتان پنهان بمانند. به طور مثال ممکن است یک عکس از غروب خورشید به نظر بی‌رنگ و فاقد اشباع برسد، ولی در واقع چنین نباشد و این صفحه‌نمایش است که رنگ‌ها را به شکلی صحیح نمایش نمی‌دهد؛ بنابراین هرگونه ادیت یا tone grading که بر روی آن انجام دهید دارای خطای زیادی خواهد بود.

چرا مانیتورها به صورت پیش‌فرض کالیبره نشده هستند؟

شاید برایتان سؤال شود که چرا سازندگان، صفحه‌نمایش‌ها را کالیبره شده به فروش نمی‌رسانند. در این خصوص چند فاکتور مهم را باید در نظر داشته باشید. اول اینکه در محیط‌های مختلف و زیر نورهای مختلف رنگ‌ها متفاوت به نظر می‌رسند؛ بنابراین صفحه‌نمایش باید بر اساس محیط کار تنظیم شده باشد. بعلاوه صفحه‌نمایش‌ها به مرور زمان و با فرسوده‌تر شدن کمی از روشنایی خود را از دست می‌دهند و دقت رنگ‌هایشان نیز کاهش می‌یابد. به همین دلیل کاربران حرفه‌ای باید به صورت ماهیانه صفحه‌نمایش خود را کالیبره کنند. در ضمن برای اکثر خریداران، کالیبره‌ی دقیق صفحه‌نمایش ضرورتی ندارد. بنابراین سازندگان برای جذب مشتریان از رنگ‌های اشباع‌شده و روشنایی زیاد استفاده می‌کنند.

برای کالیبره‌ی صفحه‌نمایش دو راه اصلی وجود دارد: یک روش استفاده از نرم‌افزار و تنظیم رنگ‌ها با چشم و دیگری استفاده از سخت‌افزارهای مخصوص این کار است.

برای کسانیکه از کامپیوتر خود برای بازی، نمایش عکس و فیلم و یا ادیت عکس‌ها به صورت مبتدی استفاده می‌کنند روش نرم‌افزاری می‌تواند کافی باشد. ولی در این روش برای تشخیص رنگ‌ها باید به چشمانتان اعتماد کنید. بنابراین دقت چندانی ندارد. سیستم‌عامل‌های مایکروسافت از زمان عرضه‌ی ویندوز 7 به برنامه‌ای برای کالیبره‌ی ابتدایی صفحه‌نمایش مجهز شده‌اند. بعلاوه نرم‌افزارهایی مانند QuickGamma نیز برای این کار وجود دارند.

اما اگر یک طراح گرافیک، عکاس، ویدیوگرافر هستید یا علاقه‌مندید تصاویرتان را با رنگ‌ها و روشنایی دقیق مشاهده کنید، باید به سراغ سخت‌افزارهای کالیبره‌ی صفحه‌نمایش بروید. اکثر این‌گونه دستگاه‌ها از دو بخش سخت‌افزاری (سنسور رنگ) و نرم‌افزاری تشکیل می‌شوند. در واقع عملکردی مشابه روش قبلی دارند، ولی به جای چشم انسان از یک سنسور برای تشخیص رنگ‌ها استفاده می‌کنند. به این شکل قادر هستند رنگ‌های تولید شده توسط صفحه‌نمایش را بر اساس استانداردهای عکس مانند sRGB و AdobeRGB یا استانداردهای ویدیویی مانند NTSC، PAL، BT.709 و… تنظیم کنند.

کمپانی‌های Datacolor و X-Rite از شناخته‌شده‌ترین سازندگان دستگاه‌های کالیبره‌ی رنگ به شمار می‌روند و مدل‌های X-Rite ColorMunki و Datacolor Spyder5Elite از پرفروش‌ترین‌ دستگاه‌های کالیبره‌ی صفحه‌نمایش در جهان هستند. از دلایل موفقیت زیاد این دو محصول می‌توان به قابلیت کالیبره‌ کردن انواع مانیتورهای رومیزی، لپ‌تاپ‌ها، ویدیو پروژکتورها نام برد. علاوه بر این استفاده از دو دستگاه نام‌برده شده تا حد زیادی راحت و بدون پیچیدگی خاصی است. درحالی‌که برتری Spyder5 در کاربرپسند بودن و سرعت بالاتر آن است، ColorMunki با سیستم‌عامل‌های iOS و اندروید نیز کار می‌کند و می‌تواند برای کالیبره‌ی تبلت‌ها و گوشی‌ها نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

بنابراین اگر به دنبال به دست آوردن رنگ‌های دقیق و مطابق استاندارد برای طراحی گرافیک، عکس‌ها و ویدیوهایتان هستید بهتر است به فکر سرمایه‌گذاری بر روی یک دستگاه کالیبره‌ی رنگ نیز باشید.

DJI سری جدیدی از پهپادها را رونمایی کرد

DJI در حال حاضر موفق‌ترین و شناخته‌شده‌ترین سازنده‌ی پهپادها به شمار می‌رود و پهپادهای این کمپانی به‌طور وسیعی توسط علاقه‌مندان به عکاسی و فیلم‌سازان مورد استفاده قرار می‌گیرند. ولی روز یکشنبه در کنفرانس بین‌المللی موبایل این کمپانی سری جدیدی از پهپادها را معرفی کرد که برای کاربردهای صنعتی و تجاری ساخته شده‌اند.

پهپادهای سری M200 از سه مدل مستقل تشکیل می‌شوند. اولین مدل، مدل پایه‌ی M200 است که یک ماونت گیمبال در زیر آن تعبیه شده است. مدل M210 دارای دو ماونت گیمبال در قسمت زیرین و یک ماونت در قسمت بالا است. در بالاترین سطح نیز مدل M210 RTK قرار دارد که دارای ماونت‌هایی مانند M210 است، ولی با استفاده از دو ماژول RTK توانایی پرواز با دقت میلی‌متری را دارد.

سری M200 تعدادی از قابلیت‌های سایر پهپادهای DJI را به ارث برده است. قابلیت‌هایی مانند سیستم مدیریت پرواز DJI، اپ DJI Pilot برای کنترل پهپاد با گوشی و تبلت، تعقیب سوژه و گردش خودکار. سری M200 قابلیت مخابره‌ی زنده‌ی تصاویر به یک ایستگاه ریموت را نیز دارند. همچنین از الگوریتم Flightsense نیز استفاده می‌کنند که به آن‌ها اجازه می‌دهد از موانع دوری کنند.

سری M200 همچنین با استاندارد IP43 سازگار است که به آن اجازه‌ی پرواز در وضعیت آب و هوایی نسبتاً بد مانند برف و باران ملایم را می‌دهد. در بخش باتری این پهپادها مشابه Inspire 2 هستند و می‌توانند با یک بار شارژ کامل تا ۳۵ دقیقه پرواز کنند. همچنین می‌توان آن‌ها را به‌صورت دونفری کنترل کرد، یک نفر برای کنترل پرواز و دیگری برای کنترل دوربین‌ها.

این پهپادها به سیستم ADS-B نیز مجهز شده‌اند تا ایمنی پرواز را افزایش دهند. درصورتی‌که M200 در مسیر پروازی یک پرنده‌ی سرنشین دار قرار گیرد، سیستم ADS-B به خلبان هشدار می‌دهد تا برای جلوگیری از برخورد مسیر خود را تغییر دهد.

سری M200 را احتمالاً در فیلم‌سازی یا در حال بازی در پارک‌ها نخواهید یافت. این پهپادها برای کارهای صنعتی، مانند بازرسی پل‌ها و دکل‌های مخابراتی، نقشه‌برداری یا امداد و نجات طراحی شده‌اند. DJI هنوز قیمتی را برای این دستگاه‌ها اعلام نکرده است، ولی فروش آن‌ها از سه‌ماهه‌ی دوم سال ۲۰۱۷ آغاز خواهد شد.

فروشنده، اصغر فرهادی، اسکار، آری الکسا و …

فیلم فروشنده، ساخته‌ی اصغر فرهادی، برای این هنرمند بزرگ کشورمان دومین جایزه‌ی اسکار را به ارمغان آورد. او با کسب این جایزه در کنار کارگردانانی مانند کلین ایستوود و استیون اسپیلبرگ قرار می‌گیرد. ما نیز ضمن عرض تبریک به آقای فرهادی و ملت ایران بابت این افتخار بزرگ، قصد داریم به‌صورت مختصر به بررسی جنبه‌های مختلف فیلم‌برداری و تکنولوژی این فیلم نیز بپردازیم.

البته این تنها جایزه‌ای نیست که فروشنده موفق به کسب آن شده است. این فیلم در مجموع ۱۷ بار نامزد دریافت جوایز مختلف شده است و توانسته ۸ جایزه نیز کسب کند. از مهم‌ترین جوایز کسب شده توسط این فیلم می‌توان جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه برای اصغر فرهادی در جشنواره‌ی کن، بهترین بازیگر مرد برای شهاب حسینی در جشنواره‌ی کن، جایزه‌ی ویژه‌ی هیئت داوری در فستیوال فیلم شیکاگو و جایزه‌ی بهترین فیلم ‌بین‌المللی در جشنواره‌ی فیلم مونیخ را نام برد.

ازآنجایی‌که ما به تکنولوژی علاقه‌ی زیادی داریم، بد نیست اشاره‌ای نیز به دوربین استفاده‌شده در ساخت این فیلم داشته باشیم. برای ساخت این فیلم از دوربین ARRI Alexa XT استفاده شده است. این دوربین که از ساخته‌های کمپانی معروف ARRI است، از یک سنسور Super 35 بهره می‌گیرد و قادر است با فرمت ARRIRAW تا سرعت ۱۲۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند.

فرمت‌های دیگر آن نیز شامل ProRes 4444XQ و ProRes 3.2K می‌شوند. این دوربین همچنین به فیلترهای ND داخلی نیز مجهز شده است. گستره‌ی دینامیکی آن نیز بیش از ۱۴ استاپ است.

انتخاب دوربین و سایر فاکتورهای فیلم‌برداری معمولاً بر عهده‌ی مدیر فیلم‌برداری یا Director of Photography است. مدیر فیلم‌برداری این فیلم، آقای حسین جعفریان است که مدیریت فیلم‌برداری آثاری همچون چهارشنبه‌سوری، درباره‌ی الی را نیز در کارنامه‌ی خود دارد.

او در مصاحبه‌ی Indiwire با سینماتوگرافرهای فیلم‌های برتر جشنواره‌ی کن، بیان کرد که این دوربین برای ظاهری که به دنبالش بوده‌اند مناسب‌ترین انتخاب بود.

کنفرانس جهانی موبایل: بهترین گوشی‌ها با بهترین دوربین‌ها

کنفرانس جهانی موبایل که هر سال در بارسلونای اسپانیا برگزار می‌شود یکی از مهم‌ترین وقایع تکنولوژی در جهان به‌حساب می‌آید. این کنفرانس بستر مناسبی را برای معرفی محصولات جدید الکترونیکی فراهم می‌کند و همواره می‌توان انتظار رونمایی گوشی‌های سطح بالا و هیجان‌انگیز را نیز داشت.

امسال نیز از این قاعده مستثنا نبوده و تا اینجای کار کمپانی‌های هواوی و الجی گوشی‌های پرچم‌دار جدید خودشان را معرفی کرده‌اند. البته نوکیا نیز 4 محصول جدید را معرفی کرده است که 3 عدد از آن‌ها میان‌رده هستند و دیگری برداشتی مدرن از مدل کلاسیک 3310. موتورولا نیز یک مدل میان‌رده را معرفی کرده است.

تا امروز، گوشی‌های الجی و هواوی با دوربین‌های سطح بالایشان نظر ما را به خود جلب کرده‌اند. سامسونگ هم رونمایی پرچم‌دار سال 2017 را به ماه مارس موکول کرده است و در بارسلونا خبری از S8 نخواهد بود.

 

الجی G6

الجی قبلاً با عرضه‌ی مدل G4 موفق شد نظر علاقه‌مندان به عکاسی موبایل را به سمت خود جلب کند و با عرضه‌ی دوربین دوگانه در G5 باز هم توجه‌ها را به سمت خود جذب کرد. به همین دلیل علاقه‌مندان به عکاسی انتظارات زیادی از پرچم‌دار جدید الجی دارند.

پرچم‌دار جدید الجی با نام G6 در روز ابتدایی کنفرانس جهانی موبایل رونمایی شد. این گوشی دارای یک صفحه‌نمایش 5.7 اینچی با نسبت 18:9 است و مانند G5 به دوربین‌های دوگانه مجهز شده است، البته به جای استفاده از یک سنسور 16 مگاپیکسلی و یک سنسور 8 مگاپیکسلی از دو سنسور 13 مگاپیکسلی ساخت سونی بهره می‌گیرد.

یکی از دوربین‌ها دارای گستره‌ی دید 71 درجه و دیافراگم F/1.8 است و دیگری گستره‌ی دید 125 درجه و دیافراگم F/2.4. دوربین جلویی G6 از نوع 5 مگاپیکسلی است و دارای حداکثر بازه‌ی 100 درجه است. البته می‌توان بازه‌‌ی دید آن را برای عکاسی تکی یا گروهی تغییر داد.

صفحه‌نمایش این گوشی نیز قابلیت پخش ویدیوهای HDR 10 و Dolby Vision را دارد. این استانداردها برای ویدیوهایی با گستره‌ی دینامیکی وسیع در نظر گرفته شده‌اند و در حال حاضر تنها تعداد محدودی از سریال‌های Netflix و Amazon از آن‌ها پشتیبانی می‌کنند، ولی در آینده‌ی نزدیک شاهد عرضه‌ی فیلم‌ها و سریال‌های بیشتری با این استانداردها خواهیم بود.

بد نیست به این مورد نیز اشاره کنیم که G6 اولین پرچم‌دار الجی است که در برابر نفوذ آب و گرد و خاک مقاوم‌سازی شده است.

 

هواوی P10 و P10 Plus

همکاری هواوی با لایکا نیز در سال گذشته سر و صدای زیادی به راه انداخت. حالا هواوی همکاری خود با لایکا را گسترش داده است و حتی دوربین سلفی را نیز با همکاری لایکا ساخته‌اند. ترکیب پرچم‌داران این کمپانی مشابه سال گذشته است، یک مدل 5.1 اینچی و یک مدل 5.5 اینچی.

هر دو گوشی از یک سنسور 20 مگاپیکسلی مونوکروم و یک سنسور 12 مگاپیکسلی رنگی استفاده می‌کنند. سنسور سیاه‌وسفید برای ثبت جزئیات و سنسور رنگی برای ثبت رنگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین مانند سال گذشته حالتی نیز برای کاهش عمق میدان در نظر گرفته شده است که مشابه آن را در آیفون 7 پلاس نیز دیده‌ایم.

البته لنزهای استفاده‌شده در مدل پلاس از کیفیت بالاتری برخوردار هستند و دیافراگم آن‌ها نیز F/1.8 است، درحالی‌که برای مدل معمولی لنزی با دیافراگم F/2.2 مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین بالاخره فیلم‌برداری 4K نیز به پرچم‌دار هواوی راه پیدا کرده است.

همان‌طور که اشاره شد دوربین جلویی P10 و P10 Plus نیز با همکاری Leica ساخته شده است. به لطف این همکاری، گستره‌ی دینامیکی سنسور جلویی به طرز قابل‌توجهی افزایش یافته و جذب نور به دو برابر رسیده است. همچنین دارای قابلیتی به نام adaptive selfie نیز هست. با استفاده از این قابلیت، گوشی به‌صورت خودکار تشخیص می‌دهد که آیا سلفی تکی می‌گیرید یا گروهی و گستره‌ی دید را بر همین اساس تنظیم می‌کند.

چگونه در دوربین‌های DSLR نیکون و کانن منوی اختصاصی بسازیم؟

آیا از جستجو در دریای منوها و قابلیت‌های مختلف دوربین DSLR خسته شده‌اید؟ به جای این که هر بار در چندین منو بالا و پایین بروید و بگردید تا به تنظیم دلخواهتان برسید، می‌توانید از قابلیتی به نام My Menu استفاده کنید. به این ترتیب می‌توانید پرکاربردترین آیتم‌ها را در یک منو جمع‌آوری کنید.

به‌این‌ترتیب عملکردهایی مانند فرمت کارت حافظه، کیفیت عکس، تراز سفیدی و… بسیار سریع‌تر در دسترس شما خواهند بود. تنظیم My Menu یکی از راحت‌ترین کارهایی است که برای کارکرد سریع‌تر با دوربین می‌توانید انجام دهید و ما در ادامه می‌خواهیم روش انجام این کار در دوربین‌های کانن و نیکون را توضیح دهیم.

در دوربین‌های کانن، My Menu Settings به‌صورت مستقل بر روی صفحه‌نمایش دیده می‌شود. برای دست یافتن به آن ابتدا دکمه‌ی منو را بفشارید، سپس به سمت راست بروید تا به نواری با علامت ستاره برسید. در دوربین‌های نیکون، اگر My Menu را در نوار سمت چپ مشاهده نمی‌کنید، دکمه‌ی منو را بفشارید، به پایین بروید و Recent Settings را انتخاب کنید. سپس در قسمت Choose گزینه‌ی My Menu را انتخاب کنید. با این کار آیکون My Menu در نوار تنظیمات قرار می‌گیرد.

برای اضافه کردن ۲۰ عملکرد در دوربین‌های نیکون، به My Menu بروید و بر روی supplement equipment کلیک کنید. فهرستی از آیتم‌های قابل اضافه شدن نمایش داده خواهند شد. برای اضافه کردن آن‌ها، بر روی هر آیتم رفته و دکمه‌ی OK را بفشارید.

در دوربین‌های کانن می‌توانید وارد My Menu Settings شوید و سپس گزینه‌ی Register to My Menu را انتخاب کنید. در این هنگام فهرستی از تمام عملکردهای دوربین نمایش داده خواهد شد. هرکدام را که می‌خواهید انتخاب کنید و دکمه‌ی SET را بفشارید. می‌توانید تا ۶ عملکرد را به این شکل به منو اضافه کنید.

البته در دوربین‌هایی مانند 7D Mark II، 5Ds و 5Ds R می‌توانید ۵ منوی اختصاصی بسازید و مجموعاً ۳۰ عملکرد مختلف را به آن‌ها اضافه کنید.

هر دو کمپانی اجازه‌ی مرتب کردن آیتم‌ها را نیز می‌دهند. در کانن بر روی Sort streamer در My Menu Settings کلیک کنید و با انتخاب هر آیتم می‌توانید آن را جابجا کنید. در نیکون این قابلیت Rank Items نام دارد، ولی عملکرد آن مشابه است.

برای پاک کردن هر آیتم نیز می‌توانید در کانن گزینه‌ی Delete Item/Items و در نیکون Remove Menu Items را انتخاب کنید.

دیدگاه‌ها برای سیگما سه لنز جدید از سری Art را معرفی کرد با حسین

سیگما به‌تازگی سه لنز جدید از سری سطح بالای Art را معرفی کرد. دو عدد از این لنزها از نوع پرایم و یکی زوم است و همگی برای دوربین‌های فول‌فریم نیکون، کانن و سیگما طراحی شده‌اند.

اولین لنز، یک فوق‌واید ۱۴ میلی‌متری به نام 14mm F1.8 DG HSM است که سیگما آن را اولین لنز فوق‌واید با دیافراگم F1.8 می‌نامد. این لنز دارای ۱۶ المنت است که سه عدد از آن‌ها از نوع FLD و چهار عدد از نوع SLD با پراکندگی کم هستند. همچنین دارای المنت جلویی بزرگ ۸۰ میلی‌متری است تا کمترین اعوجاج را داشته باشد و کیفیت مثال‌زدنی را از مرکز تا گوشه‌های تصویر ارائه کند.

این لنز همچنین دارای دیافراگم ۹ تیغه‌ای است و حداقل فاصله‌ی فوکوس آن ۲۷ سانتی‌متر است و از سیستم اولتراسونیک HSM سیگما برای فوکوس استفاده می‌کند.

لنز بعدی Sigma 24-70mm F2.8 DG OS HSM است. این لنز از سه المنت SLD و ۴ المنت غیر کروی همراه با ۹ تیغه‌ی دیافراگم و لرزشگیر اپتیکال بهره می‌گیرد. بدنه‌‌ی این لنز در مقابل عوامل آب‌ و هوایی مقاوم‌سازی شده و در ساخت بدنه‌ی آن از ترکیب فلز و کامپوزیت بهره گرفته شده است. حداقل فاصله‌ی فوکوس برای این لنز ۳۷ سانتی‌متر است و دهانه‌ی فیلتر آن ۸۲ میلی‌متر است.

در نهایت نیز لنز پرایم 135mm F1.8 DG HSM که سیگما مدعی است کیفیت موردنیاز برای سنسورهای ۵۰ مگاپیکسلی و بیشتر را تأمین می‌کند. این لنز از سیستم هایپرسونیک برای فوکوس استفاده می‌کند که فوق‌العاده سریع و دقیق است. همچنین به یک سنسور شتاب مجهز شده است تا جهات قرارگیری لنز را درک کرده و به فشارهای مختلفی که به المنت‌ها وارد می‌شود عکس‌العمل نشان دهد. این لنز دارای ۹ تیغه‌ی دیافراگم است و در مقابل عوامل آب و هوایی مقاومت می‌کند.

قیمت و زمان عرضه‌ی این لنزها هنوز مشخص نشده است.

بهترین دوربین‌های DSLR و بدون‌آینه برای فیلم‌برداری

با عرضه‌ی دوربین‌های DSLR که توانایی فیلم‌برداری نیز داشتند، فیلم‌سازی آماتور و مستقل برای همیشه دچار تغییر شد. این دوربین‌ها به‌واسطه‌ی استفاده از سنسورهای بزرگ فول‌فریم و APS-C می‌توانند عمق میدان‌های کمی را ارائه کنند و ظاهری سینمایی به فیلم‌ها ببخشند.

همچنین سنسورهای بزرگ این‌گونه دوربین‌ها کیفیت مناسب در نور کم و گستره‌ی دینامیکی مورد نیاز فیلم‌سازی را در اختیار کاربران می‌گذارند. همین مزایا موجب شده‌اند که این دوربین‌ها کم‌کم جای خود را در میان فیلم‌سازان باز کنند و در مواردی حتی در فیلم‌های سینمایی نیز مورد استفاده قرار گیرند.

ما هم در ادامه چند مدل از دوربین‌های DSLR و بدون‌آینه‌ی مناسب فیلم‌برداری را در گروه‌های قیمتی مختلف معرفی کرده‌ایم. این دوربین‌ها به ترتیب خاصی چیده نشده‌اند، بلکه همه‌ی آن‌ها دوربین‌هایی هستند که در گروه قیمتی خود، از بهترین‌ها برای فیلم‌برداری محسوب می‌شوند.

 

کانن EOS 5D Mark IV

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: ۳۰٫۴ مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 61 نقطه‌ای با 41 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی لمسی با رزولوشن 1،620،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K | ورودی میکروفن و خروجی هدفون

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی فوکوس Dual Pixel
  • ساختار مستحکم و باکیفیت
  • صفحه‌نمایش لمسی

نکات منفی:

  • در حالت 4K دارای فاکتور کراپ 64x است
  • فیلم‌برداری با فرمت MJpeg قابلیت‌های ادیت و ذخیره را محدود می‌کند

سری دوربین‌های 5D کانن دارای سابقه‌ای درخشان هستند و اولین مدل 5D توانست عکاسی فول‌فریم را در اختیار توده‌ی مردم قرار دهد. Mark II نیز اولین دوربین DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD بود و Mark III در بین عکاسان و فیلم‌سازان جایگاه بسیار ویژه‌ای داشت. 5D Mark IV نیز نسخه‌ای بهبودیافته و بهینه از تمامی مدل‌های قبلی به‌حساب می‌آید. این دوربین قادر است با رزولوشن 4K و سرعت 30 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند و سیستم فوکوس Dual Pixel هنگام فیلم‌برداری عملکردی بی‌رقیب را ارائه می‌کند. این سیستم فوکوس به‌قدری خوب است که کانن آن را در سری دوربین‌های سینمایی EOS C نیز مورد استفاده قرار داده است.

متأسفانه در حالت 4K این دوربین از قسمت مرکزی سنسور استفاده می‌کند و دارای ضریب کراپ 1.64x است. این موضوع باعث می‌شود کمی از گستره‌ی تصویر کاسته شود و کمی نیز به عمق میدان اضافه شود. همچنین فرمت MJpeg استفاده‌شده در این دوربین سنگین است و ادیت آن نیز سخت است، هرچند که کیفیت بسیار بالایی را عرضه می‌کند.

 

سونی a7S II

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 12.2 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص کنتراست 169 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،228،800 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K | ورودی میکروفن و خروجی هدفون

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی سنسور در نور کم
  • لرزشگیر 5 محوره
  • صفحه‌نمایش مفصلی

نکات منفی:

  • سیستم فوکوس تشخیص کنتراست می‌تواند در مواردی کند باشد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی
  • عمر باتری کم

a7S II همان سنسور فوق حساس 12.2 مگاپیکسلی فول‌فریم a7S را در نسل دوم دوربین‌های a7 سونی جای داده است و به آن لرزشگیر 5 محوره و ضبط 4K داخلی را اضافه کرده است. این دوربین در کنار a7 II و a7R II قرار می‌گیرد و برای عکاسی در نور کم و فیلم‌برداری ایدئال است.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع تشخیص کنتراست است و در فضاهای تاریک عملکردی کند و غیرقابل‌اعتماد دارد. از این لحاظ a7R II به‌مراتب بهتر است، ولی a7S II مانند a7S اطلاعات را از تمام سطح سنسور می‌خواند و تصاویری به‌مراتب شارپ‌تر از a7R II را ثبت می‌کند. همچنین پیکسل‌های بزرگ‌تر و خواندن اطلاعات از کل سنسور نویز را به میزان قابل‌توجهی کاهش داده‌اند. در واقع اگر به دنبال عملکرد بهتری در نور کم هستید تنها در دوربین‌های سینمایی آن را خواهید یافت.

وجود پروفایل S-log نیز برای بهره‌گیری از گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ی این سنسور در نظر گرفته شده است و برای فیلم‌سازی بسیار کاربردی است.

 

کانن EOS 80D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 45 نقطه‌ای و سیستم Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P | ورودی میکروفن و خروجی هدفون

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب و گستره‌ی دینامیکی بهبودیافته
  • فوکوس دقیق و سریع در فیلم‌برداری و Live view

نکات منفی:

  • نبود برخی از امکانات مناسب فیلم‌سازی
  • محدودیت حداکثر رزولوشن فیلم‌برداری به 1080P

80D آخرین دوربین از سری سطح متوسط محبوب کانن است و سنسور آن به‌طور وسیعی تحت بهینه‌سازی قرار گرفته است تا گستره‌ی دینامیکی بیشتری را عرضه کند. سیستم فوکوس Dual Pixel نیز در این دوربین وظیفه‌ی فوکوس در فیلم‌برداری و Live perspective را بر عهده دارد. عملکرد این سیستم فوکوس فوق‌العاده است و به‌خوبی با لنزهای سری STM کانن سازگار شده است. تنوع این‌گونه لنزها نیز طی چند سال گذشته به‌خوبی گسترش یافته است و انتخاب‌های زیادی را در اختیار کاربران می‌گذارد.

80D همچنین به جک هدفون و میکروفن نیز مجهز شده است که برای فیلم‌سازی مناسب است، ولی متأسفانه خبری از concentration peaking، Zebra و فیلم‌برداری 4K نیست. قیمت مناسب، جک میکروفن و هدفون، کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری خوب، صفحه‌نمایش مفصلی لمسی و سیستم فوکوس Dual Pixel این دوربین را تبدیل به انتخابی مناسب برای علاقه‌مندان به عکاسی و فیلم‌سازی کرده‌اند.

 

کانن EOS 70D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 20 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای و Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080P | ورودی میکروفن

نکات مثبت:

  • کیفیت قابل‌قبول عکاسی و فیلم‌برداری
  • صفحه‌نمایش لمسی
  • سیستم فوکوس Dual Pixel

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدود
  • نبود برخی از امکانات مناسب فیلم‌سازی

70D اولین مدل از دوربین‌های کانن بود که از سیستم فوکوس Dual Pixel بهره می‌گرفت و به طرز وسیعی توسط فیلم‌سازان آماتور و مستندسازان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری این دوربین بهترین نیستند، ولی همچنان بسیار خوب به‌حساب می‌آیند.

از مزایای استفاده از این دوربین این است که کانن گستره‌ی بسیار وسیعی از لنزها را عرضه می‌کند و می‌توان از آن‌ها در کاربری‌های مختلف بهره گرفت. این دوربین به جک میکروفن نیز مجهز است ولی قابلیت اتصال هدفون را ندارد. خبری هم از concentration peaking و zebra در آن نیست. البته با توجه به قدیمی بودن این دوربین قابلیت فیلم‌برداری 4K نیز ندارد.

سیستم فوکوس Dual Pixel و صفحه‌نمایش لمسی مفصلی این دوربین به همراه تنوع لنز زیاد کانن این دوربین را به انتخاب مناسبی برای فیلم‌سازان تبدیل کرده‌اند.

 

کانن EOS 750D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24.2 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080P | ورودی میکروفن

نکات مثبت:

  • کیفیت قابل‌قبول عکاسی و فیلم‌برداری
  • صفحه‌نمایش لمسی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدود
  • کنترل‌های محدود بر روی بدنه

این دوربین سطح مبتدی کانن، با قیمت کم قابلیت‌های قابل‌قبولی را برای عکاسی و فیلم‌برداری در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. سنسور APS-C در این دوربین دارای رزولوشن 24.2 مگاپیکسل است و می‌تواند با رزولوشن 1080P و سرعت 30 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند.

درحالی‌که بر روی کاغذ این اعداد چندان جلب توجه نمی‌کنند، 750D می‌تواند در دست یک فیلم‌ساز ماهر فیلم‌های بسیار خوبی بگیرد. کیفیت فیلم‌های 1080P در سطح مناسبی هستند و سیستم فوکوس هیبریدی آن به‌مراتب بهتر از سیستم‌های تشخیص کنتراست برخی از رقبا عمل می‌کند، هرچند که به‌خوبی Dual Pixel نیست. همچنین می‌توانید برای افزایش گستره‌ی دینامیکی از حالت HDR در فیلم‌برداری استفاده کنید.

در نهایت اگر می‌خواهید با هزینه‌ی کمی وارد دنیای فیلم‌برداری شوید، 750D کیفیت قابل‌قبول را همراه با سیستم فوکوس مناسب و صفحه‌نمایش مفصلی در اختیارتان خواهد گذاشت.

 

نیکون D3300

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24.2 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 11 نقطه‌ای با 1 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080P | ورودی میکروفن

نکات مثبت:

  • عملکرد بسیار خوب در نور کم
  • فیلم‌برداری باکیفیت بالا و گستره‌ی دینامیکی وسیع

نکات منفی:

  • صفحه‌نمایش ثابت غیرلمسی
  • ممکن است برای برخی دست‌ها زیادی کوچک باشد

اگر به دنبال یک انتخاب ارزان‌قیمت با کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری خوب هستید باید به سراغ D3300 یا مدل جدیدتر D3400 بروید. سنسور APS-C در این دوربین با رزولوشن 24.2 مگاپیکسل، گستره‌ی دینامیکی عالی و نویز بسیار کمی را در اختیار کاربران می‌گذارد.

کیفیت ویدیوهای این دوربین نیز بسیار خوب است و می‌تواند با رزولوشن 1080P و حداکثر سرعت 60 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند. سیستم فوکوس این دوربین در Live perspective و فیلم‌برداری عملکرد چندان مناسبی ندارد، ولی در چنین گروه قیمتی، دوربینی با کیفیت فیلم‌برداری مشابه و فوکوس بهتر برای فیلم‌برداری پیدا نخواهید کرد.

این دوربین قابلیت اتصال میکروفن را نیز دارد که برای فیلم‌سازی از ضروریات است. البته خبری از Focus Peaking و Zebra هم نیست.

اگر به دنبال یک دوربین ارزان با کیفیت فیلم‌برداری و عکاسی بسیار خوب هستید و می‌توانید با سیستم فوکوس ابتدایی آن کنار بیایید، D3300 و D3400 انتخاب‌های بسیار مناسبی هستند.

 

پاناسونیک DMC-GH4

سنسور: MFT | رزولوشن: 16 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص کنتراست 49 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،036،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 12 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K | ورودی میکروفن و خروجی هدفون

نکات مثبت:

  • کیفیت فیلم‌برداری و عکاسی عالی
  • ساختار منیزیومی مستحکم
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی

نکات منفی:

  • فوکوس پیوسته و تعقیب سوژه از بهترین‌ها فاصله دارد
  • اتصال وای‌فای پیچیده و غیرمطمئن

GH4 کیفیت عالی فیلم‌برداری و امکانات مناسب را در بدنه‌ای نسبتاً کوچک و با قیمت مناسب عرضه می‌کند. این دوربین از یک سنسور 16 مگاپیکسلی Micro Four Third استفاده می‌کند و می‌تواند با رزولوشن 4K و سرعت 24 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند. همچنین می‌تواند با رزولوشن 1080P و سرعت 60 فریم بر ثانیه نیز فیلم‌برداری کند.

پاناسونیک کار زیادی را بر روی ارگونومی این دوربین انجام داده است و به‌واسطه‌ی منظره‌یاب دیجیتال و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی، عکاسی و فیلم‌برداری با آن بسیار لذت‌بخش است. سیستم فوکوس آن نیز عملکرد قابل‌قبولی دارد، البته این دوربین از سیستم تشخیص کنتراست استفاده می‌کند ولی دقت آن در سطح قابل‌قبولی است. هرچند که قادر به رقابت با بهترین‌های تشخیص فاز نیست.

جایی که GH4 می‌درخشد فیلم‌برداری 4K و امکانات متنوع آن برای فیلم‌سازان است. این دوربین دارای قابلیت‌های concentration peaking و Zebra است و می‌توانید از پروفایل V-log نیز برای به حداکثر رساندن گستره‌ی دینامیکی استفاده کنید. سیستم لرزشگیر این دوربین نیز عملکرد فوق‌العاده‌ای دارد.

 

پاناسونیک DMC-GH5

سنسور: MFT | رزولوشن: 20 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص کنتراست 225 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،620،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 12 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: Cinema 4K | ورودی میکروفن و خروجی هدفون

نکات مثبت:

  • کیفیت فیلم‌برداری و عکاسی عالی
  • ساختار منیزیومی مستحکم
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی

نکات منفی:

  • ابعاد بزرگ‌تر نسبت به GH4

پاناسونیک GH5 هنوز به‌صورت وسیعی در بازار عرضه نشده است و به اندازه‌ی کافی مورد آزمون واقع نشده است. ولی با توجه به قابلیت‌های کم رقیب مدل قبلی می‌توان مطمئن بود که از بهترین‌ دوربین‌ها برای فیلم‌برداری است. این دوربین مانند مدل قبلی تمامی امکانات مورد نیاز یک فیلم‌ساز مانند Focus Peaking، Zebra، جک هدفون و میکروفن و پروفایل فیلم‌برداری تخت را در اختیارش می‌گذارد.

همچنین قادر است با رزولوشن Cinema 4K که دارای رزولوشن 4096×2160 است فیلم‌برداری کند. سیستم فوکوس آن نیز به طرز گسترده‌ای مورد بهینه‌سازی قرار گرفته است و حالا 225 نقطه دارد که تقریباً تمامی کادر را پوشش می‌دهند و عملکرد به‌مراتب بهتری هم دارد.

استاندارد جدید UHS-III معرفی شد؛ دست‌یابی به سرعت 624MB/s

چند روز پس از این‌که سونی سریع‌ترین کارت حافظه‌ی SD جهان را معرفی کرد، انجمن کارت‌های SD یک استاندارد جدید و بسیار سریع‌ت به نام UHS-III را معرفی کرد.

UHS-III سرعت بسیار بالای UHS-II را دو برابر کرده است. حداکثر سرعت UHS-II در تئوری ۳۱۲ مگابایت بر ثانیه بود که سونی توانست به آن بسیار نزدیک شود. ولی حالا استاندارد جدید اجازه‌ی دست‌یابی به سرعت ۶۲۴ مگابایت بر ثانیه را نیز می‌دهد. روند پیشرفت از اولین استاندارد سرعت‌بالا (High Speed یا HS) تا UHS-III را می‌توانید در چارت زیر مشاهده کنید:

Brian Kumagai، مدیر انجمن کارت SD می‌گوید: قابلیت‌های کارت حافظه‌ی SD به‌صورت مداوم بهتر می‌شوند و راه را برای امکانات جدید عکاسی و فیلم‌برداری باز می‌کنند. از واقعیت مجازی تا ویدیوی 8K.

و نکته نیز همین است. با افزایش روزافزون مگاپیکسل دوربین‌ها، سرعت‌های عکاسی پیاپی قابل‌توجه، فیلم‌برداری ۳۶۰ درجه و Ultra HD، کارت‌های SD نیاز دارند تا با فناوری‌های جدید CFast 2.0، XQD و UFS رقابت کنند.

حالا باید صبر کنیم تا سازندگان خود را با این استاندارد جدید سازگار کنند. خوشبختانه دستگاه‌های سازگار با UHS-III با نسخه‌های قدیمی‌تر کارت‌های SD نیز سازگار هستند و می‌توان از آن‌ها نیز در دستگاه‌های جدید استفاده کرد.