پس از مدت‌ها انتظار، بالاخره کانن 6D Mark II را معرفی کرد

تقریباً 5 سال از زمان معرفی سری قبلی 6D می‌‌گذرد، ولی بالاخره امروز کانن 6D Mark II به صورت رسمی معرفی شد تا در جایگاهی پایین‌تر از 5D Mark IV قرار گیرد و علاقه‌مندان به عکاسی طبیعت و نجومی را به سمت خود جلب نماید.

در مرکز کانن 6D Mark II یک سنسور فول‌فریم 26.2 مگاپیکسلی جای گرفته است که از طراحی Dual Pixel بهره می‌گیرد و به پردازنده‌ی قدرتمند DIGIC 7 متصل می‌شود. حداکثر حساسیت این سنسور به ایزوی 40 هزار می‌رسد و از سنسور نورسنجی 7560-pixel RGB+IR که در کانن 80D مشاهده کرده بودیم نیز بهره می‌گیرد.

در زمان استفاده از منظره‌یاب اپتیکال، کانن 6D Mark II از یک سیستم فوکوس خودکار 45 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تمامی نقاطش از نوع صلیبی هستند. این سیستم فوکوس به‌مراتب کامل‌تر و پیشرفته‌تر از نوع استفاده‌شده در مدل قبلی کانن 6D است. قابلیت عکاسی پیاپی نیز بهبود یافته و 6D Mark II قادر است با سرعت 6.5 فریم بر ثانیه به صورت پیاپی عکاسی کند.

از لحاظ ظاهری، کانن 6D Mark II شباهت زیادی به مدل قبلی دارد و مهم‌ترین تفاوت آن را باید استفاده از صفحه‌نمایش 3 اینچی مفصلی و لمسی به حساب آورد. البته همچنان خبری از جوی‌استیک برای تعیین نقاط فوکوس نیست که با توجه به قیمت و سطح کاربری این دوربین کمی عجیب به نظر می‌رسد. همان‌طور که انتظار می‌رود این دوربین در برابر نفوذ گرد‌و‌غبار و رطوبت نیز عایق‌بندی شده است تا بتوان از آن در شرایط آب‌و‌هوایی مختلف بهره گرفت.

در بخش فیلم‌برداری این دوربین به حداکثر کیفیت 1080/60P محدود شده است و خبری از فیلم‌برداری 4K نیست که برای بسیاری از افراد ناامیدکننده خواهد بود. البته تقریباً مطمئن هستیم که مانند سایر دوربین‌های کانن که طی چند سال گذشته معرفی شده‌اند، سیستم فوکوس Dual Pixel عملکردی خارق‌العاده خواهد داشت. این دوربین برای فیلم‌برداری به جک میکروفن نیز مجهز شده است، ولی متاسفانه خبری از جک هدفون نیست.

کانن 6D Mark II امکانات ارتباطی نسبتاً کاملی را هم ارائه می‌کند. NFC و بلوتوث به صورت استاندارد وجود دارند و به جی‌پی‌اس داخلی نیز مجهز شده است. یکی از نکات قابل‌توجه این است که این دوربین از باتری E6N که در مدل‌های دیگر کانن نیز دیده بودیم بهره می‌گیرد که بسیار کارآمد و به‌صرفه خواهد بود.

کانن 6D Mark II از ماه آگوست 2017 به بازارهای جهانی راه پیدا خواهد کرد.

چرا لنزهای سینمایی گران هستند؟

اگر از علاقمندان به عکاسی و فیلم‌برداری و یا مشتریان ثابت پیکسل بوده باشید، حتما به بخشی از وبسایت فروشگاه که به دسته‌ی لنزهای سینمایی اختصاص پیدا کرده سری زده‌اید. بخشی که مختص لنزهایی با ظاهر خاص و قیمتی بسیار گران‌تر از لنزهای عکاسی است. لنزهایی که معمولاً روی کاغذ برتری آنچنانی نسبت به لنزهای رایج عکاسی ندارند، اما آیا اگر این تفاوت قیمت غیرمنطقی بود، کسی چنین پولی برای خرید آنها پرداخت می‌کرد؟

در اینجا قصد داریم منطق و علت این تفاوت قیمت و تفاوت این لنزها با لنزهای رایج را شرح دهیم.

 

تفاوت و کیفیت ظاهری

اگر یک لنز سینمایی را از نزدیک ببینید هم این تفاوت براحتی قابل درک است. گرچه یک ظاهر خوب متضمن کارایی بهتر نیست.

آنچه که بیش‌از هرچیز ظاهر یک لنز سینمایی را از یک لنز عکاسی متمایز می‌کند، وجود شیارهای روی رینگ تنظیم فوکوس و دیافراگم است که مطابق با استانداردهای رایج وسایل جانبی مربوط به این کار است.

در لنزهای عکاسی رایج این کار بصورت خودکار و یا با لمس مستقیم رینگ فوکوس توسط عکاس صورت می‌گیرد، اما در سینما این مورد از پیش برنامه ریزی می‌شود و در زمان مقرر معمولاً توسط یکی از دستیاران تصویر انجام می‌شود. ضمن اینکه رینگ‌های موجود روی لنزهای سینمایی به نرمی رینگ لنزهای عکاسی نیستند و دقیقاً در محل تنظیم شده قرار می‌گیرند.

البته با کمی هزینه و نصب حلقه‌های مخصوص روی لنزهای عکاسی هم امکان تطبیق این لنزها با وسایل جانبی لنزهای سینمایی وجود دارد.

در بدنه این لنزها خبری از قطعات پلاستیکی سبک نیست، بهمین دلیل گاهی یک لنز سینمای با وزن 2 کیلوگرم هم با عنوان “لنز سبک وزن” معرفی می‌گردد.

یکی دیگر از تفاوت‌های موجود روی لنزهای سینمایی درج دقیق فاصله نفطه‌ی فوکوس روی لنز است. وجود این مورد شاید امروزه و با امکان نصب نمایشگرهای باکیفیت روی دوربین‌های سینمایی آنچنان ضروری بنظر نرسد، اما هنگامی که صحبت از فیلمبرداری با نگاتیو و عدم امکان بررسی تصویر در حال ضبط توسط دستیار از طریق چشمی (که آنهم آنچنان قابل اعتماد نیست) باشد، اهمیت تعیین دقیق فاصله‌ی سوژه از لنز برای طبیق با ارقام درج شده روی لنز جهت دستیابی به فوکوس دقیق مشخص می‌شود.

تفاوت در معیارهای سنجش

شاید برای شما جالب باشد که بدانید چرا از واحد فوت برای اندازه‌گیری فاصله نقطه فوکوس و از کلمه T به جای f  برای میزان نوردهی استفاده می‌شود؟

بدلیل تفاوت واحدهای رایج در امریکا و دیگر نقاط جهان و همچنین تولید تجهیزات سینمایی در این کشور، استفاده از واحدهای اندازه گیری امریکایی روی لنزها، مثل درج واحد “مایل بر ساعت” بجای “کیلومتر بر ساعت” دور عقربه سرعت‌سنج اتومبیل‌ها چیز عجیبی نیست. ضمن اینکه هر فوت تقریباً معادل یک سوم متر می‌باشد و همین مساله باعث می‌شود که اعداد صحیح دقیق تری برای درج فاصله فوکوس روی لنز درج شود.

 

گرچه استفاده از واحد اندازه‌گیری “متر” در کنار فوت، روی بعضی از لنزهای عکاسی صورت گرفته، اما در مورد لنزهای سینمایی معیار رایج فوت است.

اما چرا روی لنزهای سینمایی بجای درج f برای حدود گشادگی دیافراگم از حرف T استفاده می‌شود؟

بطور خلاصه f یک معیار نظری است که صرفاً از طریق محاسبه اعداد مربوط به تقسیم فاصله کانونی بر قطر مؤثر لنز به دست می‌آید، اما T یک معیار عملی و نشانگر آن مقدار نوری‌ست که در عمل از عدسی‌های لنز عبور می‌کند و به سنسور می‌رسد. برای مثال وقتی شما دو لنز 55 و 85 میلیمتری زایس با f1.4 را با هم مقایسه می‌کنید، گرچه f هردو مشابه است اما مقادیر انتقال نور (transmit values) آنها متفاوت است و در لنز 55 برابر با T1.5 و در لنز 85  برابر با T1.7 است.

دو لنز زایس با F-stop برابر و T-stop متفاوت

اگر علاقمند به لنزها و مقایسه آنها در سایتهایی مثل DxoMark باشید، باید به شما بگویم که مقدار Transmission درج شده در مقایسه های این سایت دقیقاً اشاره به همین مورد دارد و جالب اینجاست که می‌توانید رابطه معناداری بین این عدد و قیمت و کیفیت لنزهای عکاسی بیابید.

تعداد تیغه‌ی بیشتر دیافراگم

این مورد مختص لنزهای سینمایی نیست و در لنزهای گرانقیمت‌تر عکاسی هم وجود دارد.

تعداد بیشتر تیغه‌های دیافراگم موجب می‌شود منابع نور در تصاویر بهتر دیده شوند. برای مثال زمانی که مستقیماً از منبع نور تصویر می‌گیرید، تعداد خطوط نور حول منبع نور برابر با تعداد تیغه های دیافراگم لنز است و در تصاویر با پس زمینه تاریک‌تر هم در صورت بسته تر بودن دریچه دیافراگم، منابع نور موجود در پس‌زمینه‌ی مات (بوکه‌) گردتر به تصویر کشیده خواهد شد و بصورت چند ضلعی دیده نمی‌شوند.

تاثیر تعداد تیغه‌ی دیافراگم روی تصویربرداری از منبع نور

تاثیر تیغه‌ی بیشتر دیافراگم لنز روی بوکه

طراحی نوری پیشرفته

این لنزها معمولاً با دست و توسط تکنسین‌های باتجربه مونتاژ می‌شوند و در برخی موارد فقط یک نفر از آغاز تا پایان این فرآیند را برعهده دارد که این یکی از دلایل قیمت بالاتر آنهاست.

در سینما قطعاً وجود گردوغبار یا کوچکترین ایراد در لنز در تصویر نهایی ثبت‌شده دیده خواهد شد. وقتی عکس می‌گیرید با یک فریم که معمولاً آن را در ابعاد کمتر از یک متر چاپ خواهید کرد و براحتی قابل ویرایش است سروکار دارید. اما در سینما در هرثانیه با 24 فریم که قرار است در ابعادی بسیار بزرگتر و روی پرده نمایش داده شوند مواجه هستید! پس وجود کوچکترین ایراد در تصویر از نظرها پنهان نمی‌ماند و وجود اشکال در لنز یعنی وارد آمد خسارت سنگین به خروجی کار.

امکان تغییر فاصله کانونی هم دلیلی برای گران‌تر بودن هر نوع لنززوم عکاسی یا سینمایی است. اما آنچه که در سینما از اهمیت بالایی برخوردار است و لنزهای سینمایی دارای فاصله کانونی متغیر را گران‌تر می‌کند، تغییر نکردن نقطه فوکوس در تمامی فواصل کانونی است. در عکاسی بدلایلی که پیش از این ذکر شد و وجود فوکوس خودکار و امکان تشخیص سوژه توسط دوربین، وجود چنین دقتی دارای اهمیت نیست.

لنز عکاسی برای دوربین سینمایی، دوربین عکاسی برای فیلم سینمایی

آنچه که گفته شد به معنای عدم امکان استفاده از لنزهای عکاسی بر روی دوربین سینمایی یا ضرورت استفاده از لنزهای سینمایی برای کارهای حرفه‌ای نیست.

یک دوربین کاملاً حرفه‌ای سینمایی بهمراه یک لنز عکاسی رایج

حقیقت این است که گرچه یک لنز سینمایی بطور میانگین 15 برابر گرانتر از یک لنز مشابه عکاسی است، اما هرگز 15 برابر وضوح بیشتر در اختیار کاربر قرار نمی‌دهد.

جدا از تفاوت‌هایی که ذکر شد، در واقع وقتی از تفاوت “کیفیت تصویر” خروجی لنزهای عکاسی باکیفیت و لنزهای سینمایی حرف می‌زنیم، از فرق بین خوب و خوب‌تر صحبت می‌کنیم که در صورت عدم وجود وسواس‌های رایج در یک کار سینمایی، فرق چشمگیری (حداقل در حد تفاوت قیمت لنزها) در خروجی  کار مشاهده نخواهد شد.

دیدگاه‌ها برای پس از مدت‌ها انتظار، بالاخره کانن 6D Mark II را معرفی کرد با اصغر خدیوی

تقریباً 5 سال از زمان معرفی سری قبلی 6D می‌‌گذرد، ولی بالاخره امروز کانن 6D Mark II به صورت رسمی معرفی شد تا در جایگاهی پایین‌تر از 5D Mark IV قرار گیرد و علاقه‌مندان به عکاسی طبیعت و نجومی را به سمت خود جلب نماید.

در مرکز کانن 6D Mark II یک سنسور فول‌فریم 26.2 مگاپیکسلی جای گرفته است که از طراحی Dual Pixel بهره می‌گیرد و به پردازنده‌ی قدرتمند DIGIC 7 متصل می‌شود. حداکثر حساسیت این سنسور به ایزوی 40 هزار می‌رسد و از سنسور نورسنجی 7560-pixel RGB+IR که در کانن 80D مشاهده کرده بودیم نیز بهره می‌گیرد.

در زمان استفاده از منظره‌یاب اپتیکال، کانن 6D Mark II از یک سیستم فوکوس خودکار 45 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تمامی نقاطش از نوع صلیبی هستند. این سیستم فوکوس به‌مراتب کامل‌تر و پیشرفته‌تر از نوع استفاده‌شده در مدل قبلی کانن 6D است. قابلیت عکاسی پیاپی نیز بهبود یافته و 6D Mark II قادر است با سرعت 6.5 فریم بر ثانیه به صورت پیاپی عکاسی کند.

از لحاظ ظاهری، کانن 6D Mark II شباهت زیادی به مدل قبلی دارد و مهم‌ترین تفاوت آن را باید استفاده از صفحه‌نمایش 3 اینچی مفصلی و لمسی به حساب آورد. البته همچنان خبری از جوی‌استیک برای تعیین نقاط فوکوس نیست که با توجه به قیمت و سطح کاربری این دوربین کمی عجیب به نظر می‌رسد. همان‌طور که انتظار می‌رود این دوربین در برابر نفوذ گرد‌و‌غبار و رطوبت نیز عایق‌بندی شده است تا بتوان از آن در شرایط آب‌و‌هوایی مختلف بهره گرفت.

در بخش فیلم‌برداری این دوربین به حداکثر کیفیت 1080/60P محدود شده است و خبری از فیلم‌برداری 4K نیست که برای بسیاری از افراد ناامیدکننده خواهد بود. البته تقریباً مطمئن هستیم که مانند سایر دوربین‌های کانن که طی چند سال گذشته معرفی شده‌اند، سیستم فوکوس Dual Pixel عملکردی خارق‌العاده خواهد داشت. این دوربین برای فیلم‌برداری به جک میکروفن نیز مجهز شده است، ولی متاسفانه خبری از جک هدفون نیست.

کانن 6D Mark II امکانات ارتباطی نسبتاً کاملی را هم ارائه می‌کند. NFC و بلوتوث به صورت استاندارد وجود دارند و به جی‌پی‌اس داخلی نیز مجهز شده است. یکی از نکات قابل‌توجه این است که این دوربین از باتری E6N که در مدل‌های دیگر کانن نیز دیده بودیم بهره می‌گیرد که بسیار کارآمد و به‌صرفه خواهد بود.

کانن 6D Mark II از ماه آگوست 2017 به بازارهای جهانی راه پیدا خواهد کرد.

دیدگاه‌ها برای پس از مدت‌ها انتظار، بالاخره کانن 6D Mark II را معرفی کرد با آرش غفاری

تقریباً 5 سال از زمان معرفی سری قبلی 6D می‌‌گذرد، ولی بالاخره امروز کانن 6D Mark II به صورت رسمی معرفی شد تا در جایگاهی پایین‌تر از 5D Mark IV قرار گیرد و علاقه‌مندان به عکاسی طبیعت و نجومی را به سمت خود جلب نماید.

در مرکز کانن 6D Mark II یک سنسور فول‌فریم 26.2 مگاپیکسلی جای گرفته است که از طراحی Dual Pixel بهره می‌گیرد و به پردازنده‌ی قدرتمند DIGIC 7 متصل می‌شود. حداکثر حساسیت این سنسور به ایزوی 40 هزار می‌رسد و از سنسور نورسنجی 7560-pixel RGB+IR که در کانن 80D مشاهده کرده بودیم نیز بهره می‌گیرد.

در زمان استفاده از منظره‌یاب اپتیکال، کانن 6D Mark II از یک سیستم فوکوس خودکار 45 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تمامی نقاطش از نوع صلیبی هستند. این سیستم فوکوس به‌مراتب کامل‌تر و پیشرفته‌تر از نوع استفاده‌شده در مدل قبلی کانن 6D است. قابلیت عکاسی پیاپی نیز بهبود یافته و 6D Mark II قادر است با سرعت 6.5 فریم بر ثانیه به صورت پیاپی عکاسی کند.

از لحاظ ظاهری، کانن 6D Mark II شباهت زیادی به مدل قبلی دارد و مهم‌ترین تفاوت آن را باید استفاده از صفحه‌نمایش 3 اینچی مفصلی و لمسی به حساب آورد. البته همچنان خبری از جوی‌استیک برای تعیین نقاط فوکوس نیست که با توجه به قیمت و سطح کاربری این دوربین کمی عجیب به نظر می‌رسد. همان‌طور که انتظار می‌رود این دوربین در برابر نفوذ گرد‌و‌غبار و رطوبت نیز عایق‌بندی شده است تا بتوان از آن در شرایط آب‌و‌هوایی مختلف بهره گرفت.

در بخش فیلم‌برداری این دوربین به حداکثر کیفیت 1080/60P محدود شده است و خبری از فیلم‌برداری 4K نیست که برای بسیاری از افراد ناامیدکننده خواهد بود. البته تقریباً مطمئن هستیم که مانند سایر دوربین‌های کانن که طی چند سال گذشته معرفی شده‌اند، سیستم فوکوس Dual Pixel عملکردی خارق‌العاده خواهد داشت. این دوربین برای فیلم‌برداری به جک میکروفن نیز مجهز شده است، ولی متاسفانه خبری از جک هدفون نیست.

کانن 6D Mark II امکانات ارتباطی نسبتاً کاملی را هم ارائه می‌کند. NFC و بلوتوث به صورت استاندارد وجود دارند و به جی‌پی‌اس داخلی نیز مجهز شده است. یکی از نکات قابل‌توجه این است که این دوربین از باتری E6N که در مدل‌های دیگر کانن نیز دیده بودیم بهره می‌گیرد که بسیار کارآمد و به‌صرفه خواهد بود.

کانن 6D Mark II از ماه آگوست 2017 به بازارهای جهانی راه پیدا خواهد کرد.

دیدگاه‌ها برای ۵ راهکار کم‌خرج برای خلق ویدیو‌های سینمایی با خانه NLP ایران

خیلی از دوربین‌های DSLR و بدون‌آینه جدید، قادرند تا ویدئوهایی را با وضوح فوق‌العاده بالا و با رزولوشن 4K با فریم‌ریت‌های بالا به ثبت برسانند. ولی تصاویری که این دوربین‌ها به ثبت می‌رسانند، تفاوت زیادی را نسبت به ویدیوهای سینمایی دارد. در این مطلب با اشاره به ۵ نکته ساده ولی کارآمد، توضیح داده شده که چگونه می‌توان به یک ویدئوی نزدیک به مدیوم سینمایی بدون تجهیزات گران‌قیمت رسید.

ابعاد مناسب کادر

اولین مشخصه‌ای که یک کادر سینمایی را از یک تصویر معمولی متمایز می‌کند، نسبت ابعاد تصویر است. این نسبت معولا چیزی در حدود ۲.۳۵ به ۱ می‌باشد. این در حالی است که اغلب دوربین‌های رایج، تصاویری یا نسبت ۱۶ به ۹ ارائه می‌دهند. این ابعاد در تصاویر سینمایی به علت استفاده از لنز‌های سینمایی آنامورفیک است که تصویر را کمی فشرده می‌کند و از کناره‌ها کمی کشیده به نظر می‌رسد؛ بنابراین برای رسیدن به یک فریم‌بندی سینمایی، با استفاده از یک برنامه مناسب مثل ادوب پریمیر، Adobe Premier، باید ابعاد تصاویر ویدیویی 4K را به ۲۸۴۰×۱۶۳۴ و تصاویر HD را به ۱۹۲۰×۸۱۷ تغییر داد.

انتخاب فریم‌ریت مناسب

بسیاری از دوربین‌های DSLR از قابلیت فیلم‌برداری با فریم‌ریت‌های بالا تا ۱۲۰ فریم‌ بر ثانیه برخورداری هستند؛ اما فریم‌ریت استانداردی که در سینمای امروز، با آن تصاویر نمایش داده می‌شوند، معادل ۲۴ فریم‌برثانیه می‌باشد. این بدین معنا نیست که باید با این سرعت به فیلم‌برداری پرداخت، بلکه می‌توان در مرحله ادیت فریم‌ریت را تنظیمکرد. برای این کار در ادوب پریمیر، باید به قسمت Sequence Setting رفته و از قسمت Timebase سرعت را بر روی ۲۴ فریم برثانیه تنظیم نمود. به علاوه برای طبیعی به نظر رسید حرکت و Motion Blur طبیعی باید سرعت شاتر را بر رو عددی در حدود دو برابر فریم‌ریت تنظیم نمود. به عنوان مثال اگر با فریم‌ریت ۶۰ مشغول به فیلم‌برداری هستیم، سرعت شاتر باید در حدود ۱/۱۲۰ ثانیه باشد.

شبیه‌سازی گرین و نویز فیلم

وضوح و جزییات بالای تصاویر ضبط‌شده با دوربین‌های DSLR کاملاً با فضای فیلم‌های سینمایی در تقابل است. برای حل این مشکل باید در مرحله ادیت، به صورت مصنوعی نویز یا گرین‌های ریزی را به تصویر اضافه کرد. ساده‌ترین راه اضافه کردن گرین، استفاده از پلاگ-این FilmConvertor در برنامه پریمیر است. ولی می‌توان این نویز‌ها را با هر نرم‌افزار دیگری نیز به تصویر اضافه کرد و وضوح بسیار بالا و غیر سینمایی دوبین‌های دیجیتال را کمی کاهش داد.

ایجاد بوکه و Flare

بازتاب‌های درونی لنز باعث ایجاد Flare می‌شود. Flare و بوکه‌های بیضی شکل دو عنصری هستند که در بسیاری از فیلم‌های سینمایی به چشم می‌خورد. این دو پدیده اپتیکی که جی.‌جی آبراهامز، کارگردان معروف هالیوودی، استاد به کارگیری آن است، اگر به خوبی به کار گرفته شود، تصاویر را به فریم‌هایی بسیار جذاب و فوق‌العاده تبدیل می‌کند. اگر چه بازسازی بوکه‌های بیضی شکل در مرحله پس‌تولید، غیرممکن است، با این وجود می‌توان Flare های جذابی را با نرم‌افزار‌های مثل فتوشاپ را به تصویر اضافه کرد.

کی‌لایت‌ها را نگه دارید!

این تکنیک نه در مرحله ادیت بلکه در هنگام فیلم‌برداری باید به کار گرفته شود. وارد کردن منبع نور اصلی به داخل فریم فضای کاملاً جذابی را بازسازی می‌کند. برای رسیدن به چنین تصویری باید منبع نور که می‌تواند پنجره، نور مصنوعی و هر نوردیگری باشد، مقابل سوژه و در قسمت مخالف قرار گیرد. به ثبت رساندن تصاویر کی‌لایت، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای رسیدن به نمایی سینمایی است.

اگرچه با به‌کارگیری تکنیک‌های فوق نمی‌توان به طور کامل و با کیفیتی مشابه، به تصاویر سینمایی‌ای که با لنز‌های آنامورفیک به ثبت می‌رسند، رسید، ولی می‌توان ویدئو‌هایی با افکت‌های مشابه و نزدیک به فیلم‌های سینمایی خلق کرد و از این تجربه لذت برد.

فراتر از یک لنز معمولی! لنز Tamron 18-400mm تامرون رونمایی شد

کمپانی تامرون به‌تازگی دست به کار فوق‌العاده‌ای زده و از یک لنز زوم ۱۸-۴۰۰ میلی‌متری رونمایی کرده است. این محصول اولین لنز با محدوده زوم 22.2x در جهان می‌باشد که برای دوربین‌های DSLR طراحی شده است. لنز Tamron 18-400mm هم یک لنز سوپر واید به حساب می‌آید و هم یک لنز سوپرتله! بنابراین کافی‌است که این لنز را بر روی دوربین‌ خود ببندید و تصاویر باکیفیتی از منظره گرفته تا پرتره را به راحتی خلق کنید.

لنزهای جدید تامرون

این لنز برای دوربین‌های APS-C کانن و DX نیکون با مانت F طراحی شده و زاویه دید معادل آن در دوربین‌های فول‌فریم حدوداً معادل ۲۷-۶۰۰ میلی‌متر می‌باشد.

لنز ۴۰۰-۱۸ میلی‌متر تامرون

برای رسیدن به وضوحی و کیفیت بالا، تامرون در ساختار اپتیکی این لنز از سه المان کاهش پراکندگی نوری (LD) بهره گرفته است. به لطف این سه المان جزییات با کمترین سایه رنگی ممکن و با دقت بالایی به ثبت می‌رسند. البته در لنز‌هایی با گستره زوم بالا، مهم‌ترین مشکل اپتیکی، اعوجاج‌ها و خطاهای کروی است، (همان‌طور که در لنز‌های واید کاملاً مشهود است.) برای برطرف‌کردن این مشکل و رسیدن به تصویری با پرسپکتیو دقیق سه المان aspherical، در این لنز به کار گرفته شده است.

لنز 400mm f/3.5-6.18 تامرون به یک لرزشگیر اپتیکی نیز مجهز است که اثرات لرزش دست را در زمان عکاسی تا ۲.۵ استاپ سرعت شاتر کاهش می‌دهد. به علاوه به لطف سیستم فوکوس خودکار HLD کاربران این لنز به خصوص می‌توانند فوکوسی دقیق، بی‌سروصدا و سریعی را تجربه کنند. ویژگی‌های جالب این لنز به اینجا ختم نمی‌شود چرا که 18-400mm تامرون کمینه فاصله فوکوسی معادل ۴۵ سانتی‌متر دارد و با بزرگنمایی ۱: ۲.۹ و در فاصله‌ای نزدیک نسبت به سوژه به عکاسی پرداخت.

عکس سمت راست ثبت شده بدون VR و عکس سمت چپ، گرفته شده در حالت VR

لنز Tamron 18-400mm مانند خیلی از لنز‌های جدید امروزی در برابر نفوذ رطوبت و گرد‌وغبار از مقاومت بالایی برخوردار است و می‌توان در شرایط مختلف آب‌وهوایی آن را به همراه داشت. برای تغییر نکردن فاصله کانونی در زمان عکاسی نیز یک کلید قفل کننده بر روی بدنه این لنز در نظر گرفته شده تا با زاویه دید ثابت عکاسی کرد.

لنز Tamron 18-400mm

در ادامه می‌توان نمونه عکس‌های گرفته شده با این دوربین را مشاهده کرد. برای مشاهده عکس‌ها در سایزی بزرگ‌تر بر روی آن کلیک کنید.













شایعاتی از جنس کانن!

 

همان‌طور که از شایعات انتظار می‌رفت شرکت کانن قصد دارد در ۲۹ ژوئن محصولات جدیدی را راهی بازارهای جهانی کند. علاوه بر پر سر و صداترین آن‌ها، Canon 6d Mark ii، این کمپانی قصد دارد یک دوربین دیجیتال سری SL2 را نیز معرفی کند.

کانن در قلب این دوربین SL2  یک حسگر قطع APS-C و با تفکیک‌پذیری ۲۴٫۲ مگاپیکسلی جای‌داده و آن را به پردازشگر تصویر Digic 7 مجهز ساخته است. این دوربین Canon توانایی عکس‌برداری پی‌درپی و با سرعت ۵ فریم بر ثانیه را دارد. صفحه‌ی نمایش لمسی دوربین ۳ اینچی و دارای قابلیت چرخش در تمام زوایا است. CANON EOS REBEL SL2/200D/X8 دارای باتری LP-E 17 بوده  و وزن آن در حدود ۴۵۳ گرم خواهد بود.

علاوه بر این محصولات، شایعاتی در مورد ورود محصولی جدید به خانواده سری EOS M نیز شنیده می‌شود که جایگزینی برای  EOS M10 خواهد بود. در مورد خانواده قدیمی و ریشه‌دار PowerShot آن‌چنان خبری به گوش نمی‌رسد اما معرفی دوربینی جدید و ارائه آن به بازار دور از انتظار نخواهد بود.

و این است کانن 6D symbol II!

بنا به اخبار، ما دقیقا یک هفته را تا رونمایی دوربین Canon 6D Mark II پیش‌رو داریم. عکس‌ها و مشخصات این دوربین پرسروصدا به‌تازگی منتشر شده است. طبق اخبار منتشر شده توسط سایت ژاپنی Nokishita Camera مشخصات کانن 6D Mark II تقریباً همانی بود که در شایعات شنیده می‌شد. در ادامه به برسی برخی از ویژگی‌های این دوربین می‌پردازیم.

کانن 6D Mark II اولین دوربین فول‌فریم Canon خواهد بود که از یک نمایشگر لمسی ۳ اینچی با قابلیت چرخش در جهات مختلف برخوردار است. حسگر ۳ اینچی این دوربین در عکس زیر کاملاً مشخص است.

مقایسه این دوربین با نسخه قدیمی‌تر خود Canon 6D

یک نما از بالا

 

از تغییراتی ظاهری که در دوربین 6D Mark II نسبت به نسخه قبلی، صورت گرفته، می‌توان به یک کلید که در کنار کلید شاتر قرار گرفته اشاره کرد. ولی به صورت کلی، ظاهر فیزیکی این دوربین نسبت به کانن 6D تغییرات ملموسی نکرده است.

کانن 6D symbol II نسبت به 6D کمی سبک‌تر است و وزنی معادل ۷۶۵ گرم دارد، ولی ابعاد آن نسبت به 6D کمی بزرگ‌تر می‌باشد.

مشخصات و ویژگی‌های دیگری نیز از این دوربین لو رفته است. کانن 6D symbol II مانند دیگر دوربین‌های جدید کانن به یک سیستم فوکوس Dual Pixel مجهز است که احتمالاً ۴۵ نقطه فوکوس دارد. حسگر ۲۶ مگاپیکسلی کانن 6D symbol II رزولوشنی معادل ۲۶ مگاپیکسل دارد و پردازنده آن نیز Digic 7 می‌باشد. جالب اینجاست که این دوربین قادر به تصویربرداری 4K نمی‌باشد و حداکثر رزولوشن فیلم‌برداری آن 1080/60p می‌باشد. از دیگر ویژگی‌های احتمالی این دوربین می‌توان به وای‌فای/بلوتوث داخلی و NFC اشاره کرد.

مشخصات احتمالی کانن 6D symbol II

حسگر جدید Cmos با رزولوشن ۲۶ مگاپیکسل

سیستم اتوفوکوس Dual Pixel

فیلم‌برداری 1080P

۴۵ نقطه فوکوس از نوع کراس

یک درگاه کارت SD

پردازنده Digic 7

وای-فای/بلوتوث/NFC

حسگر ۳ اینچی لمسی با قابلیت چرخش

ویوفایندر با پوشش صددرصدی کادر تصویر

قابلیت فیلم‌برداری HDR

قابلیت فیلم‌برداری TimeLaps

ابعاد بزرگ‌تر از کانن 6D

البته که گفته‌های بالا به صورت رسمی توسط کانن تائید یا تکذیب نشده است و فقط زمان می‌تواند تمامی سؤالات را پاسخ دهد؛ بنابراین باید تا یک هفته دیگر منتظر کنفرانس رسمی کانن ماند تا از مشخصات و تصاویر رسمی کانن 6D symbol II مطلع شد.

دیدگاه‌ها برای ۵ راهکار کم‌خرج برای خلق ویدیو‌های سینمایی با Saman Moradi

خیلی از دوربین‌های DSLR و بدون‌آینه جدید، قادرند تا ویدئوهایی را با وضوح فوق‌العاده بالا و با رزولوشن 4K با فریم‌ریت‌های بالا به ثبت برسانند. ولی تصاویری که این دوربین‌ها به ثبت می‌رسانند، تفاوت زیادی را نسبت به ویدیوهای سینمایی دارد. در این مطلب با اشاره به ۵ نکته ساده ولی کارآمد، توضیح داده شده که چگونه می‌توان به یک ویدئوی نزدیک به مدیوم سینمایی بدون تجهیزات گران‌قیمت رسید.

ابعاد مناسب کادر

اولین مشخصه‌ای که یک کادر سینمایی را از یک تصویر معمولی متمایز می‌کند، نسبت ابعاد تصویر است. این نسبت معولا چیزی در حدود ۲.۳۵ به ۱ می‌باشد. این در حالی است که اغلب دوربین‌های رایج، تصاویری یا نسبت ۱۶ به ۹ ارائه می‌دهند. این ابعاد در تصاویر سینمایی به علت استفاده از لنز‌های سینمایی آنامورفیک است که تصویر را کمی فشرده می‌کند و از کناره‌ها کمی کشیده به نظر می‌رسد؛ بنابراین برای رسیدن به یک فریم‌بندی سینمایی، با استفاده از یک برنامه مناسب مثل ادوب پریمیر، Adobe Premier، باید ابعاد تصاویر ویدیویی 4K را به ۲۸۴۰×۱۶۳۴ و تصاویر HD را به ۱۹۲۰×۸۱۷ تغییر داد.

انتخاب فریم‌ریت مناسب

بسیاری از دوربین‌های DSLR از قابلیت فیلم‌برداری با فریم‌ریت‌های بالا تا ۱۲۰ فریم‌ بر ثانیه برخورداری هستند؛ اما فریم‌ریت استانداردی که در سینمای امروز، با آن تصاویر نمایش داده می‌شوند، معادل ۲۴ فریم‌برثانیه می‌باشد. این بدین معنا نیست که باید با این سرعت به فیلم‌برداری پرداخت، بلکه می‌توان در مرحله ادیت فریم‌ریت را تنظیمکرد. برای این کار در ادوب پریمیر، باید به قسمت Sequence Setting رفته و از قسمت Timebase سرعت را بر روی ۲۴ فریم برثانیه تنظیم نمود. به علاوه برای طبیعی به نظر رسید حرکت و Motion Blur طبیعی باید سرعت شاتر را بر رو عددی در حدود دو برابر فریم‌ریت تنظیم نمود. به عنوان مثال اگر با فریم‌ریت ۶۰ مشغول به فیلم‌برداری هستیم، سرعت شاتر باید در حدود ۱/۱۲۰ ثانیه باشد.

شبیه‌سازی گرین و نویز فیلم

وضوح و جزییات بالای تصاویر ضبط‌شده با دوربین‌های DSLR کاملاً با فضای فیلم‌های سینمایی در تقابل است. برای حل این مشکل باید در مرحله ادیت، به صورت مصنوعی نویز یا گرین‌های ریزی را به تصویر اضافه کرد. ساده‌ترین راه اضافه کردن گرین، استفاده از پلاگ-این FilmConvertor در برنامه پریمیر است. ولی می‌توان این نویز‌ها را با هر نرم‌افزار دیگری نیز به تصویر اضافه کرد و وضوح بسیار بالا و غیر سینمایی دوبین‌های دیجیتال را کمی کاهش داد.

ایجاد بوکه و Flare

بازتاب‌های درونی لنز باعث ایجاد Flare می‌شود. Flare و بوکه‌های بیضی شکل دو عنصری هستند که در بسیاری از فیلم‌های سینمایی به چشم می‌خورد. این دو پدیده اپتیکی که جی.‌جی آبراهامز، کارگردان معروف هالیوودی، استاد به کارگیری آن است، اگر به خوبی به کار گرفته شود، تصاویر را به فریم‌هایی بسیار جذاب و فوق‌العاده تبدیل می‌کند. اگر چه بازسازی بوکه‌های بیضی شکل در مرحله پس‌تولید، غیرممکن است، با این وجود می‌توان Flare های جذابی را با نرم‌افزار‌های مثل فتوشاپ را به تصویر اضافه کرد.

کی‌لایت‌ها را نگه دارید!

این تکنیک نه در مرحله ادیت بلکه در هنگام فیلم‌برداری باید به کار گرفته شود. وارد کردن منبع نور اصلی به داخل فریم فضای کاملاً جذابی را بازسازی می‌کند. برای رسیدن به چنین تصویری باید منبع نور که می‌تواند پنجره، نور مصنوعی و هر نوردیگری باشد، مقابل سوژه و در قسمت مخالف قرار گیرد. به ثبت رساندن تصاویر کی‌لایت، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای رسیدن به نمایی سینمایی است.

اگرچه با به‌کارگیری تکنیک‌های فوق نمی‌توان به طور کامل و با کیفیتی مشابه، به تصاویر سینمایی‌ای که با لنز‌های آنامورفیک به ثبت می‌رسند، رسید، ولی می‌توان ویدئو‌هایی با افکت‌های مشابه و نزدیک به فیلم‌های سینمایی خلق کرد و از این تجربه لذت برد.

دیدگاه‌ها برای ۵ راهکار کم‌خرج برای خلق ویدیو‌های سینمایی با امیر حسینی

خیلی از دوربین‌های DSLR و بدون‌آینه جدید، قادرند تا ویدئوهایی را با وضوح فوق‌العاده بالا و با رزولوشن 4K با فریم‌ریت‌های بالا به ثبت برسانند. ولی تصاویری که این دوربین‌ها به ثبت می‌رسانند، تفاوت زیادی را نسبت به ویدیوهای سینمایی دارد. در این مطلب با اشاره به ۵ نکته ساده ولی کارآمد، توضیح داده شده که چگونه می‌توان به یک ویدئوی نزدیک به مدیوم سینمایی بدون تجهیزات گران‌قیمت رسید.

ابعاد مناسب کادر

اولین مشخصه‌ای که یک کادر سینمایی را از یک تصویر معمولی متمایز می‌کند، نسبت ابعاد تصویر است. این نسبت معولا چیزی در حدود ۲.۳۵ به ۱ می‌باشد. این در حالی است که اغلب دوربین‌های رایج، تصاویری یا نسبت ۱۶ به ۹ ارائه می‌دهند. این ابعاد در تصاویر سینمایی به علت استفاده از لنز‌های سینمایی آنامورفیک است که تصویر را کمی فشرده می‌کند و از کناره‌ها کمی کشیده به نظر می‌رسد؛ بنابراین برای رسیدن به یک فریم‌بندی سینمایی، با استفاده از یک برنامه مناسب مثل ادوب پریمیر، Adobe Premier، باید ابعاد تصاویر ویدیویی 4K را به ۲۸۴۰×۱۶۳۴ و تصاویر HD را به ۱۹۲۰×۸۱۷ تغییر داد.

انتخاب فریم‌ریت مناسب

بسیاری از دوربین‌های DSLR از قابلیت فیلم‌برداری با فریم‌ریت‌های بالا تا ۱۲۰ فریم‌ بر ثانیه برخورداری هستند؛ اما فریم‌ریت استانداردی که در سینمای امروز، با آن تصاویر نمایش داده می‌شوند، معادل ۲۴ فریم‌برثانیه می‌باشد. این بدین معنا نیست که باید با این سرعت به فیلم‌برداری پرداخت، بلکه می‌توان در مرحله ادیت فریم‌ریت را تنظیمکرد. برای این کار در ادوب پریمیر، باید به قسمت Sequence Setting رفته و از قسمت Timebase سرعت را بر روی ۲۴ فریم برثانیه تنظیم نمود. به علاوه برای طبیعی به نظر رسید حرکت و Motion Blur طبیعی باید سرعت شاتر را بر رو عددی در حدود دو برابر فریم‌ریت تنظیم نمود. به عنوان مثال اگر با فریم‌ریت ۶۰ مشغول به فیلم‌برداری هستیم، سرعت شاتر باید در حدود ۱/۱۲۰ ثانیه باشد.

شبیه‌سازی گرین و نویز فیلم

وضوح و جزییات بالای تصاویر ضبط‌شده با دوربین‌های DSLR کاملاً با فضای فیلم‌های سینمایی در تقابل است. برای حل این مشکل باید در مرحله ادیت، به صورت مصنوعی نویز یا گرین‌های ریزی را به تصویر اضافه کرد. ساده‌ترین راه اضافه کردن گرین، استفاده از پلاگ-این FilmConvertor در برنامه پریمیر است. ولی می‌توان این نویز‌ها را با هر نرم‌افزار دیگری نیز به تصویر اضافه کرد و وضوح بسیار بالا و غیر سینمایی دوبین‌های دیجیتال را کمی کاهش داد.

ایجاد بوکه و Flare

بازتاب‌های درونی لنز باعث ایجاد Flare می‌شود. Flare و بوکه‌های بیضی شکل دو عنصری هستند که در بسیاری از فیلم‌های سینمایی به چشم می‌خورد. این دو پدیده اپتیکی که جی.‌جی آبراهامز، کارگردان معروف هالیوودی، استاد به کارگیری آن است، اگر به خوبی به کار گرفته شود، تصاویر را به فریم‌هایی بسیار جذاب و فوق‌العاده تبدیل می‌کند. اگر چه بازسازی بوکه‌های بیضی شکل در مرحله پس‌تولید، غیرممکن است، با این وجود می‌توان Flare های جذابی را با نرم‌افزار‌های مثل فتوشاپ را به تصویر اضافه کرد.

کی‌لایت‌ها را نگه دارید!

این تکنیک نه در مرحله ادیت بلکه در هنگام فیلم‌برداری باید به کار گرفته شود. وارد کردن منبع نور اصلی به داخل فریم فضای کاملاً جذابی را بازسازی می‌کند. برای رسیدن به چنین تصویری باید منبع نور که می‌تواند پنجره، نور مصنوعی و هر نوردیگری باشد، مقابل سوژه و در قسمت مخالف قرار گیرد. به ثبت رساندن تصاویر کی‌لایت، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای رسیدن به نمایی سینمایی است.

اگرچه با به‌کارگیری تکنیک‌های فوق نمی‌توان به طور کامل و با کیفیتی مشابه، به تصاویر سینمایی‌ای که با لنز‌های آنامورفیک به ثبت می‌رسند، رسید، ولی می‌توان ویدئو‌هایی با افکت‌های مشابه و نزدیک به فیلم‌های سینمایی خلق کرد و از این تجربه لذت برد.