دیدگاه‌ها برای Yongnuo YN600EX-RT II در برابر Nissin Di866 Mark II با امیر پارسا

خیلی از عکاسان حرفه‌ای معتقدند اولین و کاربردی‌ترین وسیله جانبی برای عکاسی، یک منبع نور مصنوعی یا در واقع یک فلاش عکاسی است. برخلاف آنچه که برخی از مردم فکر می‌کنند، یک فلاش اکسترنال تنها برای روشن کردن محیط‌های کم نور استفاده نمی‌شود. اگرچه تابش نور در محیط‌های کم‌نور هم یکی از کاربرهای این تجهیزات است، اما مهم‌ترین و بلکه اصلی‌ترین کاربرد این تجهیزات، فراهم آوردن زمینه‌ای برای ثبت عکس‌های خلاقانه است، خصوصاً در زمانی که نور کافی وجود دارد. فلاش‌های اکسترنال را می‌توان به دو سری فلاش‌های آتلیه‌ای و اسپیدلایت‌ها دسته‌بندی کرد. اگرچه نام اسپیدلایت با دو نوشتار Speedlite و Speedlight  صرفاً به ترتیب یک نام تجاری برای فلاش‌های روی دوربینی کانن و نیکون است، اما ما معمولاً فلاش‌های رو دوربینی شرکت‌های دیگر را هم به همین نام می‌شناسیم که می‌توانید آن‌ها را در صفحه فلاش‌های رو دوربینی در پیکسل پیدا کنید. دو تا از پرفروش‌ترین فلاش‌های اسپیدلایت موجود در وب‌سایت پیکسل Nissin Di866 Mark II و Yongnuo Speedlite YN600EX-RT II هستند که اولی هم برای دوربین‌های کانن و هم برای نیکون و دومی تنها برای برند کانن عرضه می‌شوند. هر دوی این فلاش‌ها امکانات فوق‌العاده‌ای دارند و از نظر قیمت نیز بسیار به هم نزدیک هستند. بنابراین در این مقاله سعی دارم امکانات و قابلیت‌های این دو فلاش پرفروش را پیکسل به پیکسل در برابر هم قرار داده و آن‌ها را با هم مقایسه کنم.

چرا هیچ‌یک از این فلاش‌ها را نخریم؟

فلاش‌های اسپیدلایت مخصوص دوربین‌هایی هستند که کفشک فلاش یا HotShoe دارند. همان جایی که فلاش روی آن نصب می‌شود و روی آن کانکتورهایی برای اتصال پین یا میخ‌های زیر فلاش وجود دارد. این نقاط اتصال برای دوربین‌های کانن و نیکون (و همین‌طور برند‌های دیگر) مختلف است و طبیعتاً نمی‌توانید هر یک را به جای دیگری استفاده کنید. خصوصاً اینکه هر کدام از این دوربین‌ها از الگوریتم‌های نورسنجی متفاوتی استفاده می‌کنند که امکان استفاده آن‌ها به جای یکدیگر را غیرممکن می‌کند. بنابراین اگر از دوربین‌های خانگی بدون کفشک فلاش مانند Canon PowerShot G9 X، دوربین‌های بدون آینه یا دوربین‌های DSLR برند‌های دیگر مانند Sony Alpha A6300 یا دوربین‌های فیلم‌برداری مانند Sony HXR-NX100 Full HD NXCAM استفاده می‌کنید، به طور کلی این فلاش‌ها برای شما به هیچ کاری نمی‌آید. حتی دوربین‌های فیلم‌برداری که دارای کفشک هستند هم نمی‌توانند از فلاش‌های اسپیدلایت استفاده کنند و معمولاً فقط می‌توانند به عنوان یک پایه برای نگهداری چنین تجهیزات استفاده شوند.

از سوی دیگر اگر برای خرید این فلاش‌ها به یکی از فروشگاه‌های پیکسل بیایید، اولین سؤالی که از شما می‌پرسند این است که برند دوربینتان چیست؟ نه فقط برای اینکه فلاش مخصوص هر برند را به شما معرفی کنند، بلکه به این دلیل که اگر از دوربین نیکون استفاده می‌کنید، به طور کلی فلاش YN600EX-RT II برای شما کاربردی ندارد. متأسفانه امکانات این فلاش تنها برای برند کانن طراحی شده است و مدل نیکونی آن تاکنون عرضه نشده است.

از آنجا که این فلاش‌ها، تجهیزات نسبتاً بزرگ و سنگینی هستند، معمولاً برای دوربین‌های کامپکت رده بالا که به کفشک فلاش مجهز هستند نیز استفاده نمی‌شوند. استفاده از این فلاش‌ها روی بدنه‌های کوچکی مانند Canon Powershot G5 X که کفشک فلاش دارند نیز باعث برهم خوردن تعادل دوربین روی دست می‌شود و عکاسی با آن‌ها را سخت می‌کند. به همین دلیل است که برای دوربین‌هایی از این دست، فلاش‌های کوچکی مانند Nissin i60A یا Canon Speedlite 270EXII ارائه شده است.

مورد دیگر اینکه هیچ‌کدام از این فلاش‌ها برای عکاسی ماکرو مناسب نیستند و اغلب موجب ایجاد سایه‌های تیز در اطراف سوژه‌های نزدیک می‌شوند. اگر می‌خواهید از اشیا ریز مانند جواهرات و زیورآلات، حشرات و گل‌ها یا اجزای صورت (مانند دندان‌ها) عکاسی کنید، می‌بایست از فلاش‌های ماکرو که به فلاش‌های رینگی معروف‌اند استفاده کنید.

نهایتاً اینکه این فلاش‌ها قدرت کمتر و بدنه ضعیف‌تری نسبت به فلاش‌های بزرگ آتلیه‌ای دارند و بهتر است از آن‌ها فقط در جایی که امکان استفاده از فلاش آتلیه‌ای نیست استفاده کنید. عکاسی طولانی مدت و پی‌درپی و با قدرت کامل فلاش، به مدت زیاد می‌تواند موجب استهلاک این فلاش‌ها شود. ضمن اینکه وقتی این فلاش‌ها را روی قدرت کامل خودشان قرار می‌دهید به دلیل اینکه با باطری‌های نسبتاً ضعیف شارژ می‌شوند، زمان شارژ مجدد آن‌ها به 3 تا 5 ثانیه می‌رسد که اصلاً برای کار آتلیه‌ای جوابگو نیست. بنابراین اگر می‌خواهید یک آتلیه عکاسی به راه بیندازید، بهتر است مستقیماً سراغ فلاش‌های آتلیه‌ای بروید و از خرید این فلاش‌ها اجتناب کنید.

چرا باید یکی از این فلاش‌ها را بخریم؟

فلاش‌های اسپیدلایت برای دوربین‌های سری تک رقمی کانن یک ضرورت محسوب می‌شوند. متأسفانه سال‌هاست که کانن این دوربین‌ها را بدون فلاش طراحی می‌کند و گاهی اوقات برای ثبت عکس (حتی عکس‌های اسنپ‌شات) در محیط‌های کم‌نور مجبورید حساسیت دوربین‌ را به شدت افزایش دهید و عکس‌های ثبت شده پر از نویز می‌شوند. به همین دلیل اگر یکی از این دوربین‌ها مانند Canon EOS 6D Mark II یا  Canon EOS 5D Mark IV را دارید، یک فلاش اسپیدلایت، از یک کارت حافظه هم برایتان واجب‌تر است!

حتی اگر دوربین شما دارای فلاش روی دوربینی هم هست، باز هم به دلیل امکان تغییر جهت نور حاصل از هر کدام از فلاش‌های Nissin Di866 Mark II و Yongnuo Speedlite YN600EX-RT II می‌توانید از آن‌ها به صورت نور انعکاسی یا Bounced Light استفاده کنید. یعنی می‌توانید سر فلاش را رو به سقف یا یکی از دیوارهای اطراف بچرخانید و نور را به صورت انعکاسی روی سوژه بتابانید. به این ترتیب سایه‌های تند حاصل از فلاش خود دوربین را نخواهید داشت و تصویر با نوری بسیار ملایم و طبیعی ثبت می‌شود. این یکی از قابلیت‌هایی است که اغلب فلاش‌های کوچک مانند Canon Speedlite 270EXII فاقد آن هستند.

در مشخصات هر دوی این دوربین‌ها عبارت TTL نوشته شده است. قابلیت نورسنجی TTL به دوربین امکان می‌دهد تا میزان نور تابیده شده توسط فلاش را نه از تمام صحنه پیش رو، بلکه دقیقاً از کادری که از داخل لنز می‌بیند بررسی کند. به این ترتیب، نورسنجی دوربین همراه با فلاش بسیار دقیق و قابل‌کنترل‌تر از فلاش‌های عادی است. هر دوی این فلاش‌ها بسته به برند دوربینی که روی آن قرار می‌گیرند، برای کانن از E-TTL و برای نیکون از i-TTL پشتیبانی می‌کنند. قابلیت TTL در عکاسی با فلاش اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، به همین دلیل فلاش‌هایی مانند SS SpeedLite TT520 که فاقد این قابلیت هستند قیمت بسیار پایین و طرفداران کمتری دارند.

اما مهم‌ترین قابلیت این فلاش‌ها برای عکاسان پرتره و عروسی که بیشترین مشتریان آن‌ها هستند، امکان عکاسی با سرعت سینک بالا یا High Speed Sync (HSS) است. با این فلاش‌ها می‌توانید سرعت شاتر دوربین را به بیش از 1/1000 ثانیه برسانید و به این ترتیب نور محیط به شدت کم شده و نور تابیده شده روی سوژه بسیار زیباتر نمایش داده می‌شود. البته برای اینکه بتوانید از HSS به صورت Off Camera (فلاش دور از دوربین) استفاده کنید احتمالاً به یکی دیگر از همین فلاش‌ها به عنوان فرمانده (Master) یا یک ریموت تریگر پیشرفته با قابلیت انتقال اطلاعات نورسنجی نیاز دارید. برخی از تریگر‌های پیشرفته و ارزان قیمت مانند فلاش تریگر TTL شرکت Phottix علاوه بر امکان استفاده همراه با فلا‌شهای اسپیدلایت و پشتیبانی از سرعت سینک 1/8000 ثانیه، می‌توانند به عنوان فلاش تریگر فلاش‌های آتلیه‌ای نیز استفاده شوند. اما در صورتیکه به یک تریگر با نمایشگر پیشرفته و امکان بررسی و گروه‌بندی قدرت فلاش‌ها نیاز دارید، می‌توانید از فلاش تریگر Phottix Lasso استفاده کنید که فرستنده و گیرنده آن روی وب‌سایت پیکسل موجود است.

 

مزیت‌های فلاش Nissin Di866 Mark II به Yongnuo YN600EX-RT II

نخستین و مهم‌ترین مزیت Nissin Di866 Mark II به Yongnuo YN600ER-RT II، داشتن نسخه نیکونی است که مدل جدید Yongnuo فاقد آن است. بنابراین تمام مقایسه ما به نسخه کاننی این دو فلاش مربوط می‌شود. مزیت دیگر مربوط به برند Nissin مربوط می‌شود. نام برند خوش‌نام و ژاپنی Nissin در زمینه تجهیزات الکترونیک به کیفیت و دوام تولیدات این کشور گره خورده است و طبیعتاً جدای از امکانات، همیشه بخشی از قیمت یک وسیله به اعتبار نام تجاری آن باز می‌گردد. اگرچه اغلب محصولات این شرکت مانند فلاش Nissin Di866 Mark II در کشور چین (که کشور سازنده فلاش Yongnuo YN600EX-RT II است) ساخته می‌شود، اما برخی از مشتریان، حتی با وجود امکانات کمتر، ترجیح می‌دهند تجهیزات خود را از برند ژاپنی تهیه کنند.

نمایشگر رنگی، یکی دیگر از مزیت‌های این فلاش است که به ندرت در فلاش‌های اسپیدلایت شاهد آن هستیم. این نمایشگر که جهت نمایش آن با چرخش فلاش می‌چرخد و مجدداً در جهت عمودی نشان داده می‌شود، اگرچه تأثیر چندان زیادی روی عملکرد دستگاه ندارد، اما یک مزیت جانبی به شمار می‌رود. ضمناً این فلاش حدود 50 گرم از رقیب خود سبک‌تر است.

مزیت‌های فلاش Yongnuo YN600EX-RT II به Nissin Di866 Mark II

فلاش Yongnuo YN600EX-RT II را در واقع می‌توان نسخه کپی چینی فلاش پرچم‌دار Canon Speedlite 600EX II-RT در نظر گرفت. این کپی به قدری دقیق است که این فلاش، علاوه بر ظاهری بسیار شبیه به کانن، برای شباهت بیشتر به مدل کاننی خودش، عبارت‌های 600EX II-RT را نیز در نام خود دارد! وقتی به مشخصات این دو فلاش نگاه می‌کنیم، به طرزی باور نکردنی شبیه به هم هستند.

عدد راهنمای یکسان (60m – ISO100)، سر چرخان 360 درجه (که در Nissin برابر 270 درجه است)، چرخش سر رو به بالا و پایین برابر +90 و -7 درجه (که در Nissin تنها 90 درجه رو به بالا و عدم امکان چرخش رو به پایین است)، پوشش کادر تصویر از فاصله کانونی 14 تا 200 میلی‌متر روی دوربین فول‌فریم (که در Nissin در حالت تله به 105 میلی‌متر محدود می‌شود)، حداکثر زمان شارژ مجدد 3 ثانیه که هم از کانن و هم از Nissin با حداکثر زمان 5.5 ثانیه بسیار سریع‌تر است و نهایتاً وزن 430 گرمی که خیلی نزدیک به‌به 425 گرم وزن مدل کاننی است، شباهت‌هایی هستند که می‌توانند این فلاش را به همتای چینی Canon Speedlite 600EX II-RT تبدیل کنند.

اما آنچه که این فلاش را به انتخاب بسیار بهتری تبدیل می‌کند، گیرنده بی‌سیم داخلی آن است که روی طول‌موج 2.4 GHz کار می‌کند. قابلیتی فوق‌العاده، که بسیاری از فلاش‌های پیشرفته جهان فاقد آن هستند و تنها در برخی از فلاش‌های گران‌قیمت و حرفه‌ای مانند Canon Speedlite 430EX III-RT یا Phottix Mitros+ دیده می‌شود. فلاش‌هایی که دارای گیرنده بی‌سیم داخلی هستند می‌توانند بدون نیاز به گیرنده جداگانه، تنها توسط یک فرستنده بی‌سیم رادیویی که روی دوربین نصب می‌شود، از راه دور کنترل شوند. این گیرنده‌ها علاوه بر تحریک فلاش، می‌توانند تمامی اطلاعات نورسنجی TTL را منتقل کرده و همچنین امکان تابش فلاش به صورت HSS، پرده اول و دوم شاتر و تابش‌های پی‌درپی را فراهم کنند. بنابراین می‌توانید تنها با یک فرستنده، چندین فلاش مختلف از این دست را از راه دور در گروه‌ها و کانال‌های جداگانه کنترل کنید.

فلاش Yongnuo YN600EX-RT II با تمامی فلاش‌ها و تجهیزات جانبی سازگار با Canon Speedlite 600EX II-RT نیز سازگار است، بنابراین می‌توانند با یکدیگر به عنوان Master و Slave نیز عمل کنند و یک استودیوی کوچک را در هر مکان‌هایی که دسترسی به برق وجود ندارد (مانند ساحل دریا، کویر یا جنگل) فراهم آورند. طبیعتاً فلاش تریگرCanon ST-E3-RT  یا همتای چینی آن یعنی Yongnuo YN-E3-RT نیز می‌توانند با هر دو فلاش ارتباط برقرار کرده و هر دو را به طور کامل کنترل کنند.

نتیجه‌گیری

شاید مهم‌ترین اشکال Yongnuo به سابقه بد محصولات چینی در ذهن مخاطب ایرانی برمی‌گردد. البته طی چند سال گذشته عرضه محصولات با کیفیت چینی مانند برند Phottix در این حوزه، باعث شده تا کم‌کم اعتماد کاربران به این محصولات افزایش یابد. قیمت پایین، کیفیت بالا و تجهیزات سرشار از امکانات پیشرفته و به روز، اگر در کنار کیفیت خوب قرار بگیرند، می‌توانند بازار برند‌های گران‌قیمت و پرسابقه را تنگ کنند. این کپی دقیق از فلاش حرفه‌ای کانن، با قیمتی حدود یک سوم مدل اصلی عرضه می‌شود و جالب‌تر اینکه حدود 20 درصد هم ارزان‌تر از رقیب Nissin خودش است که عامل بسیار مهمی در انتخاب آن توسط مشتریان به شمار می‌رود. بنابراین دست‌کم روی کاغذ، نسبت به هر دو مدل، یک سر و گردن بالاتر قرار می‌گیرد. لطفاً اگر تجربه استفاده از هر یک از این تجهیزات یا دیدگاهی درباره مطالب مطرح شده دارید، با ما در میان بگذارید و فراموش نکنید ما همه چیز را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه می‌کنیم.

دیدگاه‌ها برای Yongnuo YN600EX-RT II در برابر Nissin Di866 Mark II با امیر یاری

خیلی از عکاسان حرفه‌ای معتقدند اولین و کاربردی‌ترین وسیله جانبی برای عکاسی، یک منبع نور مصنوعی یا در واقع یک فلاش عکاسی است. برخلاف آنچه که برخی از مردم فکر می‌کنند، یک فلاش اکسترنال تنها برای روشن کردن محیط‌های کم نور استفاده نمی‌شود. اگرچه تابش نور در محیط‌های کم‌نور هم یکی از کاربرهای این تجهیزات است، اما مهم‌ترین و بلکه اصلی‌ترین کاربرد این تجهیزات، فراهم آوردن زمینه‌ای برای ثبت عکس‌های خلاقانه است، خصوصاً در زمانی که نور کافی وجود دارد. فلاش‌های اکسترنال را می‌توان به دو سری فلاش‌های آتلیه‌ای و اسپیدلایت‌ها دسته‌بندی کرد. اگرچه نام اسپیدلایت با دو نوشتار Speedlite و Speedlight  صرفاً به ترتیب یک نام تجاری برای فلاش‌های روی دوربینی کانن و نیکون است، اما ما معمولاً فلاش‌های رو دوربینی شرکت‌های دیگر را هم به همین نام می‌شناسیم که می‌توانید آن‌ها را در صفحه فلاش‌های رو دوربینی در پیکسل پیدا کنید. دو تا از پرفروش‌ترین فلاش‌های اسپیدلایت موجود در وب‌سایت پیکسل Nissin Di866 Mark II و Yongnuo Speedlite YN600EX-RT II هستند که اولی هم برای دوربین‌های کانن و هم برای نیکون و دومی تنها برای برند کانن عرضه می‌شوند. هر دوی این فلاش‌ها امکانات فوق‌العاده‌ای دارند و از نظر قیمت نیز بسیار به هم نزدیک هستند. بنابراین در این مقاله سعی دارم امکانات و قابلیت‌های این دو فلاش پرفروش را پیکسل به پیکسل در برابر هم قرار داده و آن‌ها را با هم مقایسه کنم.

چرا هیچ‌یک از این فلاش‌ها را نخریم؟

فلاش‌های اسپیدلایت مخصوص دوربین‌هایی هستند که کفشک فلاش یا HotShoe دارند. همان جایی که فلاش روی آن نصب می‌شود و روی آن کانکتورهایی برای اتصال پین یا میخ‌های زیر فلاش وجود دارد. این نقاط اتصال برای دوربین‌های کانن و نیکون (و همین‌طور برند‌های دیگر) مختلف است و طبیعتاً نمی‌توانید هر یک را به جای دیگری استفاده کنید. خصوصاً اینکه هر کدام از این دوربین‌ها از الگوریتم‌های نورسنجی متفاوتی استفاده می‌کنند که امکان استفاده آن‌ها به جای یکدیگر را غیرممکن می‌کند. بنابراین اگر از دوربین‌های خانگی بدون کفشک فلاش مانند Canon PowerShot G9 X، دوربین‌های بدون آینه یا دوربین‌های DSLR برند‌های دیگر مانند Sony Alpha A6300 یا دوربین‌های فیلم‌برداری مانند Sony HXR-NX100 Full HD NXCAM استفاده می‌کنید، به طور کلی این فلاش‌ها برای شما به هیچ کاری نمی‌آید. حتی دوربین‌های فیلم‌برداری که دارای کفشک هستند هم نمی‌توانند از فلاش‌های اسپیدلایت استفاده کنند و معمولاً فقط می‌توانند به عنوان یک پایه برای نگهداری چنین تجهیزات استفاده شوند.

از سوی دیگر اگر برای خرید این فلاش‌ها به یکی از فروشگاه‌های پیکسل بیایید، اولین سؤالی که از شما می‌پرسند این است که برند دوربینتان چیست؟ نه فقط برای اینکه فلاش مخصوص هر برند را به شما معرفی کنند، بلکه به این دلیل که اگر از دوربین نیکون استفاده می‌کنید، به طور کلی فلاش YN600EX-RT II برای شما کاربردی ندارد. متأسفانه امکانات این فلاش تنها برای برند کانن طراحی شده است و مدل نیکونی آن تاکنون عرضه نشده است.

از آنجا که این فلاش‌ها، تجهیزات نسبتاً بزرگ و سنگینی هستند، معمولاً برای دوربین‌های کامپکت رده بالا که به کفشک فلاش مجهز هستند نیز استفاده نمی‌شوند. استفاده از این فلاش‌ها روی بدنه‌های کوچکی مانند Canon Powershot G5 X که کفشک فلاش دارند نیز باعث برهم خوردن تعادل دوربین روی دست می‌شود و عکاسی با آن‌ها را سخت می‌کند. به همین دلیل است که برای دوربین‌هایی از این دست، فلاش‌های کوچکی مانند Nissin i60A یا Canon Speedlite 270EXII ارائه شده است.

مورد دیگر اینکه هیچ‌کدام از این فلاش‌ها برای عکاسی ماکرو مناسب نیستند و اغلب موجب ایجاد سایه‌های تیز در اطراف سوژه‌های نزدیک می‌شوند. اگر می‌خواهید از اشیا ریز مانند جواهرات و زیورآلات، حشرات و گل‌ها یا اجزای صورت (مانند دندان‌ها) عکاسی کنید، می‌بایست از فلاش‌های ماکرو که به فلاش‌های رینگی معروف‌اند استفاده کنید.

نهایتاً اینکه این فلاش‌ها قدرت کمتر و بدنه ضعیف‌تری نسبت به فلاش‌های بزرگ آتلیه‌ای دارند و بهتر است از آن‌ها فقط در جایی که امکان استفاده از فلاش آتلیه‌ای نیست استفاده کنید. عکاسی طولانی مدت و پی‌درپی و با قدرت کامل فلاش، به مدت زیاد می‌تواند موجب استهلاک این فلاش‌ها شود. ضمن اینکه وقتی این فلاش‌ها را روی قدرت کامل خودشان قرار می‌دهید به دلیل اینکه با باطری‌های نسبتاً ضعیف شارژ می‌شوند، زمان شارژ مجدد آن‌ها به 3 تا 5 ثانیه می‌رسد که اصلاً برای کار آتلیه‌ای جوابگو نیست. بنابراین اگر می‌خواهید یک آتلیه عکاسی به راه بیندازید، بهتر است مستقیماً سراغ فلاش‌های آتلیه‌ای بروید و از خرید این فلاش‌ها اجتناب کنید.

چرا باید یکی از این فلاش‌ها را بخریم؟

فلاش‌های اسپیدلایت برای دوربین‌های سری تک رقمی کانن یک ضرورت محسوب می‌شوند. متأسفانه سال‌هاست که کانن این دوربین‌ها را بدون فلاش طراحی می‌کند و گاهی اوقات برای ثبت عکس (حتی عکس‌های اسنپ‌شات) در محیط‌های کم‌نور مجبورید حساسیت دوربین‌ را به شدت افزایش دهید و عکس‌های ثبت شده پر از نویز می‌شوند. به همین دلیل اگر یکی از این دوربین‌ها مانند Canon EOS 6D Mark II یا  Canon EOS 5D Mark IV را دارید، یک فلاش اسپیدلایت، از یک کارت حافظه هم برایتان واجب‌تر است!

حتی اگر دوربین شما دارای فلاش روی دوربینی هم هست، باز هم به دلیل امکان تغییر جهت نور حاصل از هر کدام از فلاش‌های Nissin Di866 Mark II و Yongnuo Speedlite YN600EX-RT II می‌توانید از آن‌ها به صورت نور انعکاسی یا Bounced Light استفاده کنید. یعنی می‌توانید سر فلاش را رو به سقف یا یکی از دیوارهای اطراف بچرخانید و نور را به صورت انعکاسی روی سوژه بتابانید. به این ترتیب سایه‌های تند حاصل از فلاش خود دوربین را نخواهید داشت و تصویر با نوری بسیار ملایم و طبیعی ثبت می‌شود. این یکی از قابلیت‌هایی است که اغلب فلاش‌های کوچک مانند Canon Speedlite 270EXII فاقد آن هستند.

در مشخصات هر دوی این دوربین‌ها عبارت TTL نوشته شده است. قابلیت نورسنجی TTL به دوربین امکان می‌دهد تا میزان نور تابیده شده توسط فلاش را نه از تمام صحنه پیش رو، بلکه دقیقاً از کادری که از داخل لنز می‌بیند بررسی کند. به این ترتیب، نورسنجی دوربین همراه با فلاش بسیار دقیق و قابل‌کنترل‌تر از فلاش‌های عادی است. هر دوی این فلاش‌ها بسته به برند دوربینی که روی آن قرار می‌گیرند، برای کانن از E-TTL و برای نیکون از i-TTL پشتیبانی می‌کنند. قابلیت TTL در عکاسی با فلاش اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، به همین دلیل فلاش‌هایی مانند SS SpeedLite TT520 که فاقد این قابلیت هستند قیمت بسیار پایین و طرفداران کمتری دارند.

اما مهم‌ترین قابلیت این فلاش‌ها برای عکاسان پرتره و عروسی که بیشترین مشتریان آن‌ها هستند، امکان عکاسی با سرعت سینک بالا یا High Speed Sync (HSS) است. با این فلاش‌ها می‌توانید سرعت شاتر دوربین را به بیش از 1/1000 ثانیه برسانید و به این ترتیب نور محیط به شدت کم شده و نور تابیده شده روی سوژه بسیار زیباتر نمایش داده می‌شود. البته برای اینکه بتوانید از HSS به صورت Off Camera (فلاش دور از دوربین) استفاده کنید احتمالاً به یکی دیگر از همین فلاش‌ها به عنوان فرمانده (Master) یا یک ریموت تریگر پیشرفته با قابلیت انتقال اطلاعات نورسنجی نیاز دارید. برخی از تریگر‌های پیشرفته و ارزان قیمت مانند فلاش تریگر TTL شرکت Phottix علاوه بر امکان استفاده همراه با فلا‌شهای اسپیدلایت و پشتیبانی از سرعت سینک 1/8000 ثانیه، می‌توانند به عنوان فلاش تریگر فلاش‌های آتلیه‌ای نیز استفاده شوند. اما در صورتیکه به یک تریگر با نمایشگر پیشرفته و امکان بررسی و گروه‌بندی قدرت فلاش‌ها نیاز دارید، می‌توانید از فلاش تریگر Phottix Lasso استفاده کنید که فرستنده و گیرنده آن روی وب‌سایت پیکسل موجود است.

 

مزیت‌های فلاش Nissin Di866 Mark II به Yongnuo YN600EX-RT II

نخستین و مهم‌ترین مزیت Nissin Di866 Mark II به Yongnuo YN600ER-RT II، داشتن نسخه نیکونی است که مدل جدید Yongnuo فاقد آن است. بنابراین تمام مقایسه ما به نسخه کاننی این دو فلاش مربوط می‌شود. مزیت دیگر مربوط به برند Nissin مربوط می‌شود. نام برند خوش‌نام و ژاپنی Nissin در زمینه تجهیزات الکترونیک به کیفیت و دوام تولیدات این کشور گره خورده است و طبیعتاً جدای از امکانات، همیشه بخشی از قیمت یک وسیله به اعتبار نام تجاری آن باز می‌گردد. اگرچه اغلب محصولات این شرکت مانند فلاش Nissin Di866 Mark II در کشور چین (که کشور سازنده فلاش Yongnuo YN600EX-RT II است) ساخته می‌شود، اما برخی از مشتریان، حتی با وجود امکانات کمتر، ترجیح می‌دهند تجهیزات خود را از برند ژاپنی تهیه کنند.

نمایشگر رنگی، یکی دیگر از مزیت‌های این فلاش است که به ندرت در فلاش‌های اسپیدلایت شاهد آن هستیم. این نمایشگر که جهت نمایش آن با چرخش فلاش می‌چرخد و مجدداً در جهت عمودی نشان داده می‌شود، اگرچه تأثیر چندان زیادی روی عملکرد دستگاه ندارد، اما یک مزیت جانبی به شمار می‌رود. ضمناً این فلاش حدود 50 گرم از رقیب خود سبک‌تر است.

مزیت‌های فلاش Yongnuo YN600EX-RT II به Nissin Di866 Mark II

فلاش Yongnuo YN600EX-RT II را در واقع می‌توان نسخه کپی چینی فلاش پرچم‌دار Canon Speedlite 600EX II-RT در نظر گرفت. این کپی به قدری دقیق است که این فلاش، علاوه بر ظاهری بسیار شبیه به کانن، برای شباهت بیشتر به مدل کاننی خودش، عبارت‌های 600EX II-RT را نیز در نام خود دارد! وقتی به مشخصات این دو فلاش نگاه می‌کنیم، به طرزی باور نکردنی شبیه به هم هستند.

عدد راهنمای یکسان (60m – ISO100)، سر چرخان 360 درجه (که در Nissin برابر 270 درجه است)، چرخش سر رو به بالا و پایین برابر +90 و -7 درجه (که در Nissin تنها 90 درجه رو به بالا و عدم امکان چرخش رو به پایین است)، پوشش کادر تصویر از فاصله کانونی 14 تا 200 میلی‌متر روی دوربین فول‌فریم (که در Nissin در حالت تله به 105 میلی‌متر محدود می‌شود)، حداکثر زمان شارژ مجدد 3 ثانیه که هم از کانن و هم از Nissin با حداکثر زمان 5.5 ثانیه بسیار سریع‌تر است و نهایتاً وزن 430 گرمی که خیلی نزدیک به‌به 425 گرم وزن مدل کاننی است، شباهت‌هایی هستند که می‌توانند این فلاش را به همتای چینی Canon Speedlite 600EX II-RT تبدیل کنند.

اما آنچه که این فلاش را به انتخاب بسیار بهتری تبدیل می‌کند، گیرنده بی‌سیم داخلی آن است که روی طول‌موج 2.4 GHz کار می‌کند. قابلیتی فوق‌العاده، که بسیاری از فلاش‌های پیشرفته جهان فاقد آن هستند و تنها در برخی از فلاش‌های گران‌قیمت و حرفه‌ای مانند Canon Speedlite 430EX III-RT یا Phottix Mitros+ دیده می‌شود. فلاش‌هایی که دارای گیرنده بی‌سیم داخلی هستند می‌توانند بدون نیاز به گیرنده جداگانه، تنها توسط یک فرستنده بی‌سیم رادیویی که روی دوربین نصب می‌شود، از راه دور کنترل شوند. این گیرنده‌ها علاوه بر تحریک فلاش، می‌توانند تمامی اطلاعات نورسنجی TTL را منتقل کرده و همچنین امکان تابش فلاش به صورت HSS، پرده اول و دوم شاتر و تابش‌های پی‌درپی را فراهم کنند. بنابراین می‌توانید تنها با یک فرستنده، چندین فلاش مختلف از این دست را از راه دور در گروه‌ها و کانال‌های جداگانه کنترل کنید.

فلاش Yongnuo YN600EX-RT II با تمامی فلاش‌ها و تجهیزات جانبی سازگار با Canon Speedlite 600EX II-RT نیز سازگار است، بنابراین می‌توانند با یکدیگر به عنوان Master و Slave نیز عمل کنند و یک استودیوی کوچک را در هر مکان‌هایی که دسترسی به برق وجود ندارد (مانند ساحل دریا، کویر یا جنگل) فراهم آورند. طبیعتاً فلاش تریگرCanon ST-E3-RT  یا همتای چینی آن یعنی Yongnuo YN-E3-RT نیز می‌توانند با هر دو فلاش ارتباط برقرار کرده و هر دو را به طور کامل کنترل کنند.

نتیجه‌گیری

شاید مهم‌ترین اشکال Yongnuo به سابقه بد محصولات چینی در ذهن مخاطب ایرانی برمی‌گردد. البته طی چند سال گذشته عرضه محصولات با کیفیت چینی مانند برند Phottix در این حوزه، باعث شده تا کم‌کم اعتماد کاربران به این محصولات افزایش یابد. قیمت پایین، کیفیت بالا و تجهیزات سرشار از امکانات پیشرفته و به روز، اگر در کنار کیفیت خوب قرار بگیرند، می‌توانند بازار برند‌های گران‌قیمت و پرسابقه را تنگ کنند. این کپی دقیق از فلاش حرفه‌ای کانن، با قیمتی حدود یک سوم مدل اصلی عرضه می‌شود و جالب‌تر اینکه حدود 20 درصد هم ارزان‌تر از رقیب Nissin خودش است که عامل بسیار مهمی در انتخاب آن توسط مشتریان به شمار می‌رود. بنابراین دست‌کم روی کاغذ، نسبت به هر دو مدل، یک سر و گردن بالاتر قرار می‌گیرد. لطفاً اگر تجربه استفاده از هر یک از این تجهیزات یا دیدگاهی درباره مطالب مطرح شده دارید، با ما در میان بگذارید و فراموش نکنید ما همه چیز را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه می‌کنیم.

دیدگاه‌ها برای 5 نکته برای بدست‌آوردن تصویری سینمایی با دوربین‌های DSLR با منیره داورزنی

در سال‌های اخیر استفاده از دوربین‌های DSLR برای مقاصد فیلمبرداری (فیلم کوتاه و بلند، گزارش و برنامه‌های تلویزیونی، ویدئو بلاگ و غیره) بسیار باب شده‌است و اکنون خیلی‌ها این دوربین‌ها را تنها به قصد فیلمبرداری با آنها خریداری می‌کنند! علّت اصلی استفاده از این دوربین‌ها در ساخت فیلم‌های کوتاه و بلند داستانی امکان دستیابی به تصویری سینمایی با صرف هزینه‌ی بسیار کمتر از خرید دوربین‌های سینمایی گران‌قیمت است. با این حال، برای آنکه تصویر این دوربین‌ها تا جای ممکن به تصویر یک دوربین سینمایی نزدیک شود باید نکاتی را رعایت‌ کرد که در این مطلب به آنها شرح آنها می‌پردازم. نکات مطرح‌شده در اینجا جنبه‌ی معرفی دارند و توضیح و آموزش کامل هر یک نیاز به مطالبی جداگانه دارد.

 

1) یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در طبیعی‌تر جلوه‌کردن حرکت (افراد، اشیا و غیره) در فیلم تعیین نرخ فریم بر ثانیه (frame rate یا FPS) و سرعت مناسب شاتر (shutter speed) است. در اکثر فیلم‌های سینمایی نرخ 24 فریم بر ثانیه به عنوان استاندارد فرمت سینمایی مورد استفاده قرارمی‌گیرد. آنچه ممکن است کمی گیج‌کننده باشد مفهوم سرعت شاتر در فیلمبرداری است. ممکن است بپرسید اگر نرخ فریم بر ثانیه 24 است آیا این بدین معنی نیست که در هر ثانیه 24 عکس با سرعت 1/24 ثانیه گرفته می‌شود تا از کنار هم قرارگرفتن آنها فیلم نهایی حاصل شود؟ پاسخ منفی است! سرعت شاتر محدود به نرخ فریم بر ثانیه نیست و می‌تواند بیشتر باشد (هرچند که حداقل سرعت شاتر برابر با نرخ فریم بر ثانیه خواهد بود). در واقع برای بدست‌ آوردن محوشدگی طبیعی حاصل از حرکت (motion blur) همیشه باید سرعت شاتر دو برابر نرخ فریم بر ثانیه قرار داده‌ شود. بنابراین، در فرمت سینمایی، سرعت شاتر برابر با 1/48 ثانیه خواهد بود. نرخ فریم بر ثانیه‌ی 24 در بسیاری از DSLRهای امروزی قابل‌ انتخاب است اما انتخاب سرعت شاتر 1/48 ثانیه ممکن نیست و نزدیک‌ترین سرعت 1/50 ثانیه است. در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که قراردادن سرعت شاتر در 50/1 ثانیه محو‌شدگی طبیعی حرکت آب جاری را نشان می‌دهد در حالی که سرعت 1/320 ثانیه حرکت جریان آب را غیر طبیعی و به شکل قطره قطره به تصویر می‌کشد. پس، قدم اول برای دستیابی به تصویری سینمایی انتخاب سرعت 24 فریم بر ثانیه و سرعت شاتر 1/50 ثانیه است.

2) یکی دیگر از ویژگی‌های تصویر سینمایی امکان جدا کردن سوژه از پشت‌ زمینه برای تأکید بیشتر بر آن است. حتماً در بسیاری از فیلم‌های سینمایی (تصویر بالا) استفاده از این تکنیک (عمق میدان کم) را دیده‌اید. بنابراین، یک راه دیگر برای نزدیک‌تر شدن به تصویری سینمایی این است که در دوربین‌های DSLR هم در هرجا که نیاز باشد بتوانیم سوژه را از پشت‌ زمینه جدا کنیم. این کار نیازمند دو چیز است: اول سنسور تصویر بزرگ (که دوربین‌های DSLR از آن بهره‌مند هستند) و دوم لنز (معمولاً تله) با دیافراگم باز. یکی از ارزان‌ترین و باکیفیت‌ترین لنز‌هایی که می‌توانند عمق میدان کم را برای این دوربین‌ها بوجود بیاورند لنز‌های 50 میلیمتری با دیافراگم f/1.8 یا f/1.4  هستند که در خط تولید هر دو شرکت نیکون و کانن وجود دارند. نکته‌ی مهم دیگر این است که بسته به سوژه‌ و مقتضیات فیلم ممکن است نیاز باشد از لنز‌های واید و دیافراگم بسته هم برای افزایش عمق میدان استفاده کنید و در بسیاری از فیلم‌ها صحنه‌هایی وجود دارند که از هر دو نوع لنز و عمق میدان متفاوت استفاده شده‌ است. بنابراین، تصور نکنید که به صِرف داشتن لنز تله‌ی سریع باید تمام صحنه‌ها را با عمق میدان کم و بسیار نزدیک به سوژه فیلم‌برداری کنید. این دقیقاً یکی از ضعف‌هایی است که در فیلم‌های بعضی کارگردان‌های تازه‌کار دیده‌می‌شود!

3) اگر با دوربین‌های DSLR در هوای آفتابی فیلمبرداری کرده‌باشید احتمالاً متوجه شده‌اید که این دوربین‌ها در فیلمبرداری دامنه‌ی دینامیک (فاصله‌ی بین تاریک‌ترین و روشن‌ترین نقاط تصویر) خیلی بالایی ندارند. در بسیاری از موارد فیلمبرداری در نور طبیعی باعث می‌شود تا آسمان به طور کامل over unprotected شده و به رنگ سفید یکدست تبدیل شود. از‌دست‌رفتن جزئیات در highlightها در اکثر مواقع باعث می‌شود که دیجیتالی‌ بودن و ویدئویی‌ بودن تصویر کاملاً خودنمایی کند. یک راه حل این مشکل، استفاده از پروفایل تصویر تخت (flat) است که تا حدی دامنه‌ی دینامیک تصویر را افزایش می‌دهد. در هنگام فیلمبرداری (همانند عکاسی) امکان انتخاب بین چند پروفایل تصویر (picture character در دوربین‌های کانن) وجود دارد. در حالت پیش‌فرض، پروفایل customary در عکاسی و فیلمبرداری انتخاب شده که کنتراست و اشباع رنگ زیادی دارد. برای دستیابی به تصویری تخت (با کنتراست، شارپنس و اشباع رنگ کم) می‌توانید از پروفایل تصویر Technicoclor cinestyle (که البته تنها برای DSLRهای کانن موجود است) استفاده کنید و یا به طور دستی تنظیمات یکی از پروفایل‌های تصویر را برای فیلمبرداری تغییر دهید. در تنظیم دستی، کنتراست و شارپنس را در پایین‌ترین حد و اشباع رنگ را در 2- قراردهید. تصویر تخت بدست‌ آمده دارای جزئیات بیشتری در سایه روشن‌ها است و در پس تولید (post production) امکان تنظیم کنتراست و تصحیح رنگ بیشتری به فیلم‌ساز می‌دهد.

4) در مرحله‌ی پس تولید دو کار عمده بر روی تصویر صورت می‌گیرد. اول، فیلم تصحیح رنگ (color correction) می‌شود (کنتراست، اشباع رنگ و روشنایی آن تنظیم می‌شود) تا نمایانگر جلوه‌ای واقعی و طبیعی از صحنه‌ی فیلمبرداری‌ شده شود. سپس، فیلم درجه‌بندی (color grading) می‌شود. در این مرحله است که می‌توان تصویر را بیشتر شبیه فیلم‌های سینمایی کرد. درجه‌بندی رنگی برای هر فیلمی بسته به محتوا و فضایی که دارد و همچنین خواست کارگردان متفاوت است؛ اما یکی از معروف‌ترین انواع درجه‌بندی در فیلم‌های سینمایی متمایل کردن سایه‌ها به یکی از دو رنگ آبی یا سبز تیره و روشن‌ها به رنگ نارنجی روشن است. این نوع درجه‌بندی در بسیاری از فیلم‌های اکشن مانند سه‌گانه‌ی ماتریکس و هویت بورن مورد استفاده قرار‌ گرفته‌ است. این مرحله در نرم‌افزار‌هایی نظیر Adobe Premier و Adobe After Effects قابل‌اجرا است. البته، تصحیح و درجه‌بندی رنگ خود یک تخصّص جداگانه محسوب می‌شود که پیچیدگی‌هایی را به همراه دارد. بنابراین، اگر خودتان در این زمینه اطلاعات و مهارت کافی را ندارید، بهتر است این‌ کار را به یک فرد حرفه‌ای‌تر بسپارید. کار دیگری که در این مرحله می‌توانید انجام دهید تغییر نسبت تصویر است. حتماً در پخش اکثر فیلم‌های سینمایی در تلویزیون دیده‌اید که دو طرف بالا و پایین تصویر دو نوار سیاه وجود دارد. این به علّت عریض‌تر بودن تصویر فیلم از صفحه‌ی نمایش است. اگر می‌خواهید این بخش از جلوه‌ی تصویر سینمایی را هم همانند‌سازی کنید، می‌توانید در Premier یا After Effects دو مستطیل سیاه‌رنگ را در دو طرف بالا و پایین کادر قرار دهید. نکته‌ی مهم در اینجا این است که با این کار ممکن است بخش‌های مهمی از سوژه‌ یا تصویر از بین برود؛ بنابراین، اگر قصد این کار را دارید، بهتر است در هنگام فیلم‌برداری عمداً کادرتان را کمی بازتر ببندید تا حذف قسمت‌هایی از بالا و پایین تصویر به کادربندی شما لطمه‌ای وارد نکند.

5) در آخر، باید بر کیفیت صدابرداری به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر کیفیت کلّی فیلم تأکید کنم. اگر فیلم‌تان از لحاظ تصویری بسیار غنی و سینمایی باشد اما صدای خوبی نداشته‌ باشد (با میکروفون داخلی یا میکروفون‌های معمولی صدابرداری صورت‌ گرفته‌ باشد) بیننده فیلم شما را آماتور به حساب می‌آورد! بنابراین، برای کم‌کردن هزینه‌ی تولید فیلم‌تان از بودجه‌ی هر بخشی (بازیگر، فیلمبردار و عوامل دیگر) که بکاهید از بودجه‌ی صدابرداری‌ نباید کم کنید! اگر فیلم داستانی کوتاه یا بلند می‌سازید، اهمیت صدابرداری دو چندان می‌شود. به طور یقین، بهترین صدا را از طریق صدابرداری با ضبط‌کننده‌ی جداگانه (مانند Zoom H6) و میکروفون‌های شات‌گان بدست می‌آورید. ضبط‌کننده‌ی خارجی نیاز به اتصال کابل میکروفون به دوربین را مرتفع می‌کند و به فیلم‌بردار آزادی بیشتری برای حرکت در صحنه می‌دهد. اگر در هنگام ضبط فیلم، میکروفون داخلی دوربین هم روشن باشد کار سینک (همزمان‌سازی) صدا و تصویر در پس تولید را بسیار آسان‌تر می‌کند. اگر فیلم مستند می‌سازید، بسته به محتوا و مقتضیات کار می‌توانید از یک میکروفون رو دوربینی (مانند Rode Video Mic Pro) استفاده کنید که از میکروفون داخلی دوربین کیفیت بسیار بهتری دارد.

 

دیدگاه‌ها برای تاریخچه‌ای از کانن؛ بزرگ‌ترین سازنده‌ی دوربین‌های عکاسی با رها

کانن یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای الکترونیک در جهان به شمار می‌رود. اگر کسی به دنبال خرید یک دوربین جدید باشد، شانس زیادی وجود دارد که دوربین مورد نظرش را در بین محصولات کانن بیابد. ولی محصولات این غول صنعتی تنها به دوربین‌های عکاسی محدود نمی‌شوند.

کانن در حال حاضر محصولاتی مانند دوربین‌های عکاسی دیجیتال حرفه‌ای و خانگی، دوربین‌های فیلم‌برداری خانگی، دوربین‌های فیلم‌برداری سینمایی، انواع لنزها، استپرها، پرینتر، دستگاه‌های فتوکپی، چاپگرهای تجاری و صنعتی و لوازم پزشکی را تولید می‌کند.

کانن نیز مانند نیکون کار خود را از توکیو آغاز کرد. این کمپانی در سال 1933 با نام “لابراتوار لوازم اپتیکال دقیق” تأسیس شد. باوجوداینکه این نام خیلی بزرگ و شیک به نظر می‌رسد، درواقع یک کارگاه در گوشه‌ای از توکیو بود که توسط Goro Yoshida گردانده می‌شد.

شاید به این مطلب نیز علاقه‌مند باشید: نیکون در آستانه‌ی صد سالگی: نگاهی به تاریخچه‌ی این کمپانی عظیم ژاپنی

Yoshida به‌شدت مجذوب مهندسی دقیق دوربین‌های آلمانی مانند Leica و Contax شده بود، ولی قیمت بسیار بالای آن‌ها را درک نمی‌کرد. او یک دوربین Leica 35mm را دِمونتاژ کرد و به این نتیجه رسید که هیچ چیزی درونش نیست که قیمت بالایش را توجیه کند. بنابراین تصمیم گرفت نسخه‌‌ای کپی‌شده از دوربین Leica را بسازد و در سال 1934 موفق شد اولین دوربین با شاتر سطح کانونی یا Focal Plane ژاپنی را به نمایش بگذارد.

Yoshida نام یکی از الهه‌های بودایی به نام Kwanon را بر روی اولین دوربین خود گذاشت

در حال حاضر کارگاهی که Yoshida در آن دوربین‌های Leica را کپی می‌کرد تبدیل به یک کمپانی چندملیتی غول‌آسا شده است که بیش از هر کمپانی دیگری دوربین می‌فروشد و اگر محبوب‌ترین برند در این صنعت نباشد، بدون شک یکی از محبوب‌ترین‌هاست. ما هم تصمیم گرفتیم تاریخچه‌ی کوتاهی از این کمپانی و وقایع و محصولات مهم آن را مورد بررسی قرار دهیم. با پیکسل همراه باشید.

 

1933

لابراتوار لوازم اپتیکال دقیق در توکیوی ژاپن تأسیس می‌شود.

 

1934

Kwanon، اولین دوربین 35 میلی‌متری با شاتر سطح کانونی ژاپن به نمایش درمی‌آید. Kwanon نام یکی از خدایان بودائی است.

1935

این کمپانی، نام تجاری Canon را ثبت می‌کند.

لوگوی کانن در سال 1935

1936

دوربین 35 میلی‌متری Hansa Canon، مجهز به شاتر سطح کانونی و با نصف قیمت Leica به بازار ارائه می‌شود. لنز استفاده‌شده در این دوربین ساخت Nippon Kogaku Kogyo (نیکون امروزی) بود.

1937

کمپانی Seikikōgaku kenkyūsho یا صنایع اپتیکال دقیق تأسیس شد.

 

1939

با توجه به فروش خوب دوربین‌های عکاسی، کمپانی تصمیم به تولید لنز دوربین گرفت و اولین لنزهای سری Serenar به بازار راه یافتند.

 

1940

اولین دوربین Indrirect X-Ray ژاپن تولید شد.

 

جنگ جهانی دوم

فعالیت‌های کمپانی برای پشتیبانی از ارتش ژاپن گسترش می‌یابد.

 

1945

پس از پایان جنگ و با استفاده از لوازم تولیدشده قبل و هنگام جنگ دوربین J II تولید می‌شود.

1946

دوربین Canon S II به بازار عرضه می‌شود و به‌شدت مورد توجه افسران متفقین که ژاپن را در اشغال داشتند قرار می‌گیرد. به همین دلیل در تعداد بالایی به فروش می‌رسد.

Canon S II در بین نیروهای متفقین به محبوبیت زیادی دست پیدا کرد

1947

نام کمپانی به Canon Camera co. تغییر می‌کند.

 

1949

دوربین criterion II B مقام اول را در نمایشگاه بین‌المللی دوربین سانفرانسیسکو کسب می‌کند.

 

1951

لنز Serenar 50mm f1.8 به تولید می‌رسد. این لنز تقریباً به‌طور کامل هاله‌‌های نور (lens flare) را از بین می‌برد و به دنبال ساخت چنین لنزهایی کانن در دهه‌ی 50 تبدیل به یک پیشرو در صنعت لنز می‌شود.

1952

کانن IVSb، اولین دوربین 35 میلی‌متری جهان با فلاش اسپیدلایت هماهنگ شده با شاتر تولید می‌شود.

 

1955

شعبه‌ی کانن در نیویورک تأسیس می‌شود.

 

1956

Canon 8T، یک دوربین سینمایی 8 میلی‌متری معرفی شد.

 

1959

Canon Flex، اولین دوربین SLR کانن معرفی شد.

اولین دوربین SLR کانن

1961

کانن دوربین‌های عکاسی فراوانی برای حرفه‌ای‌ها داشت، ولی می‌خواست گستره‌ی محصولات خود را به بازار غیرحرفه‌ای نیز گسترش دهند. به همین دلیل مدل Canonet را با فناوری Electronic Eye عرضه کردند که اجازه‌ی نورسنجی خودکار را می‌داد. تا سال 1963 کانن موفق به فروش یک‌میلیون Canonet شد.

1963

کانن توسعه‌ی فیبر نوری را آغاز می‌کند.

 

1964

اولین ماشین‌حساب الکترونیکی 10 دکمه‌ای توسط کانن عرضه می‌شود.

 

1965

کانن با عرضه‌ی Canofax 1000 وارد بازار دستگاه‌های کپی می‌شود.

 

1967

برای اولین بار، درآمد حاصل از صادرات، بیش از 50 درصد درآمد خالص کانن را تشکیل می‌دهد.

 

1969

نام کمپانی به Canon Inc. تغییر می‌کند.

 

1971

کانن F-1، یک اس‌ال‌آر سطح بالا به همراه لنزهای سری FD معرفی می‌شود. رقابت بین نیکون و کانن بر سر ساخت بهترین دوربین اس‌ال‌آر حرفه‌ای شدت می‌یابد. درحالی‌که نیکون در بین خبرنگاران محبوبیت زیادی داشت، کانن بیشتر بر روی عکاسی طبیعت تمرکز می‌کند.

از ابتدای دهه‌ی 70 رقابت بین نیکون و کانن برای ساخت بهترین SLR شدت گرفت

1974

کامپیوترهای اداری Canonac 100 و Canonac 500 معرفی شدند.

 

1975

کانن موفق به توسعه‌ی یک پرینتر لیزری می‌شود.

 

1976

در این سال AE-1 تولید شد. این مدل اولین دوربین مجهز به میکرو کامپیوتر بود و کنترل خودکار نوردهی در آن باعث شده بود غیرحرفه‌ای‌ها هم بتوانند مانند حرفه‌ای‌ها عکس‌های خوبی بگیرند. با عرضه‌ی این دوربین کانن موفق شد طی چند سال بازار دوربین‌های آماتور را در دست بگیرد.

AE-1 به شهرتی رویایی دست پیدا کرد و در بین عکاسان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای از محبوبیت زیادی برخوردار بود

1979

کانن مدل AF35M را معرفی می‌کند. این دوربین کامپکت تمام اتوماتیک به فوکوس خودکار نیز مجهز شده بود. در این سال‌ها کانن سعی در آسان‌تر کردن عکاسی داشت تا بتواند بازار مصرف‌کنندگان خانگی را در دست بگیرد. درحالی‌که سایر سازندگان بر روی عکاسان حرفه‌ای تمرکز کرده بودند، کانن کم‌کم بازار دوربین‌های خانگی را تسخیر کرد.

 

1983

کانن اولین دوربین از سری T را با نام T50 عرضه کرد. این مدل یک دوربین اس‌ال‌آر حرفه‌ای با امکانات پیشرفته‌ای مانند نوردهی خودکار بود. بعلاوه دارای موتوری برای جلو بردن فیلم بود و می‌توانست با سرعت 1.4 فریم بر ثانیه به‌صورت پیاپی عکاسی کند.

1987

دوربین EOS650 در کنار لنزهای سری EF معرفی شد. این دوربین به فوکوس خودکار مجهز شده بود و کانن را در مسیر استفاده از تکنولوژی‌های جدید در دوربین‌های اس‌ال‌آر قرار داد.

1989

دوربین EOS-1 با فوکوس خودکار و طراحی انقلابی معرفی شد. تا آن زمان بیشتر دوربین‌ها دارای ظاهری مربعی و با گوشه‌های تیز بودند، ولی کانن تصمیم گرفت از قوس‌ها و گوشه‌های نرم در طراحی این دوربین استفاده کند. نوآوری‌های به کار گرفته‌شده در طراحی این مدل هنوز هم در دوربین‌های کانن مورد استفاده قرار می‌گیرند.

1992

کانن مدل اس‌ال‌آر EOS 5 را معرفی کرد. این دوربین به اولین سیستم فوکوس کنترل‌شده با چشم مجهز شده بود. این دوربین دارای 5 نقطه‌ی فوکوس بود که می‌توانستید با نگاه کردن به آن‌ها از درون منظره‌یاب آن‌ها انتخابشان کنید! این دوربین در ایالات‌متحده با نام EOS A2 فروخته می‌شد.

1993

کانن و IBM اولین کامپیوتر نوت‌بوک شخصی با پرینتر داخلی را می‌سازند.

 

1993

مدل (REBEL XS (EOS 500 پایه‌گذار سری Rebel از دوربین‌های اس‌ال‌آر کانن شد. این مدل‌ها دوربین‌های SLR را وارد دنیای عکاسی مبتدی کردند.

 

1994

تعداد پرینترهای فروخته‌شده از سری Inkjet از مرز 10 میلیون عبور می‌کند.

 

1995

EOS DCS 3، اولین دوربین دیجیتال کانن با همکاری کداک تولید می‌شود. این دوربین بیشتر برای علاقه‌مندان به عکاسی طراحی شده بود و نه حرفه‌ای‌ها.

 

1995

کانن لنز EF75-300mm f/4-5.6 USM، اولین لنز دوربین مجهز به لرزش‌گیر را معرفی کرد.

 

1996

اولین دوربین سری ELPH/IXUS با زوم 2 برابری معرفی شد. این دوربین از Advanced Photo System پشتیبانی می‌کرد که به‌صورت مشترک با کداک، فوجی، مینولتا و نیکون توسعه‌یافته بود. این سیستم جلوی جایگذاری اشتباه فیلم را می‌گرفت.

با استفاده از سیستم APS امکان جایگذاری اشتباه فیلم از بین رفت

1997

کانن با عرضه‌ی دوربین MV1 وارد دنیای دوربین‌های فیلم‌برداری دیجیتال می‌شود.

 

1998

مدل اس‌ال‌آر EOS-3 با سیستم فوکوس 45‌نقطه‌ای برای بازار حرفه‌ای عرضه شد.

2000

مدل PowerShot S100 DIGITAL ELPH، اولین دوربین دیجیتال کامپکت کانن به بازار عرضه شد.

 

2000

دوربین دیجیتال اس‌ال‌آر D30 با سنسور 3.2 مگاپیکسلی CMOS به بازار ارائه شد. این مدل را می‌توان اولین دوربین دیجیتال prosumer به‌حساب آورد و کانن توانست با درآمد حاصل از فروش آن دوربین‌های دیجیتال خود را گسترش دهد و برای چند سال یکه‌تاز دنیای عکاسی دیجیتال شود.

2001

کانن اولین محصولات Camera Direct را عرضه کرد که اجازه می‌دادند عکس‌ها را به‌صورت مستقیم با استفاده از پرینترهای Inkjet چاپ کنید.

 

2002

کانن مدل حرفه‌ای EOS-1Ds را با سنسور 35 میلی‌متری 11.1 مگاپیکسلی عرضه کرد. به لطف استفاده از سنسور فول‌فریم این دوربین با تمامی لنزهای EF سازگار بود و توانست برای چند سال توازن بازار دوربین‌های حرفه‌ای را به نفع کانن تغییر دهد.

2003

کانن EOS 300D، یک DSLR کوچک به بازار معرفی شد.

 

2007

مدل EOS-1Ds Mark III با سنسور فول‌فریم 21.1 مگاپیکسلی CMOS و حداکثر سرعت عکاسی پیاپی 5 فریم بر ثانیه معرفی شد.

 

2008

EOS 5D Mark II، اولین دوربین فول‌فریم DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD به بازار عرضه شد.

5D Mark II اولین دوربین DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD بود و حتی در برخی از تولیدات سینمایی نیز مورد استفاده قرار گرفت

2009

کانن EOS 7D با قابلیت فیلم‌برداری Full HD و عکاسی پیاپی 8 فریم بر ثانیه معرفی شد. این دوربین به دلیل قیمت مناسب و قابلیت‌های مشابه انواع حرفه‌ای در بین فیلم‌سازان مستقل و عکاسان نیمه‌حرفه‌ای محبوبیت زیادی پیدا کرد.

 

2011

کانن با ارائه‌ی سری Cinema EOS وارد بازار دوربین‌های سینمایی می‌شود.

 

2012

مدل EOS-1D X به بازار عرضه شد. این دوربین دارای سرعتی بسیار بالا بود و برای عکاسی ورزشی طراحی شده بود و به شکل وسیعی در المپیک 2012 مورد استفاده قرار گرفت.

2012

سری بدون‌آینه‌ی EOS M به بازار معرفی شد.

 

2013

کانن EOS 70D با سیستم فوکوس Dual Pixel به بازار عرضه شد. این سیستم فوکوس به‌خصوص در بین فیلم‌سازان مستقل محبوبیت زیادی پیدا کرد.

 

2014

با افزایش کیفیت دوربین گوشی‌های هوشمند، فروش دوربین‌های کامپکت با کاهش زیادی روبرو شد. به همین دلیل کانن اولین مدل کامپکت خود با سنسور یک اینچی به نام PowerShot G7 X را عرضه کرد که به فروش خوبی هم دست پیدا کرد.

2015

کانن مدل‌های EOS 5Ds و EOS 5Ds R را به بازار عرضه کرد. این دوربین‌ها دارای رزولوشن 50.6 مگاپیکسل هستند که هنوز هم بالاترین در بین دوربین‌های فول‌فریم به‌حساب می‌آید.

5Ds و 5Ds R همچنان بیشترین رزولوشن را در بین دوربین‌های فول‌فریم دارند.

2016

گسترش محبوبیت گوشی‌های هوشمند و بهبود قابل‌توجه کیفیت عکاسی این دستگاه‌ها، کمپانی‌های دوربین‌ساز را به‌شدت تحت فشار گذاشته است. کانن نیز در این زمینه مستثنا نبوده و با کاهش فروش زیادی در بخش دوربین‌های کامپکت روبرو شده است. ولی این کمپانی همچنان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده‌ی دوربین‌های عکاسی است و توانست در سال 2016 نیز سهم خود را از بازار دوربین‌های DSLR افزایش دهد. درحالی‌که فروش دوربین‌های DSLR با کاهش 7 درصدی در سال 2016 مواجه بود، فروش DSLR های کانن دچار افت نشد.

بااین‌حال کاهش فروش دوربین‌های کامپکت و افزایش ارزش یِن ژاپن موجب شدند که این کمپانی در سال 2016 با کاهش سود روبرو شود.

دوربین‌ها و لنزهای کانن در المپیک 2016

این کمپانی در سال 2016 مدل‌های جدید EOS M5، EOS 5D Mark IV، EOS 1300D، EOS 80D، G7 X Mark II و مدل پرچم‌دار 1D X Mark II را معرفی کرد. دوربین‌های سطح بالای این کمپانی مانند 1D X Mark II، 7D Mark II و 5Ds به‌صورت وسیعی در المپیک 2016 مورد استفاده قرار گرفتند.

نشان طلای Dpreview بر روی کانن 800D

Dpreview که یکی از معتبرترین سایت‌ها در تحلیل و بررسی دوربین‌ و تجهیزات تصویربرداری به شمار می‌رود، کانن 800D را زیر ذره‌بین قرار داده است. کارشناسان سخت‌گیر Dpreview نمره قابل‌قبول ۸۰ از صد را به این دوربین اختصاص داده‌اند که بالاترین نمره در مقایسه با دوربین‌های مشابه کانن در این سطح به شمار می‌رود. کانن 800D در مقایسه با دوربین‌های سه‌رقمی کانن مثل 750D از قابلیت‌های بیشتری برخوردار است و تنها دوربینی در این رده به شمار می‌رود که توانسته نشان طلای Dpreview را به خود اختصاص دهد. محصولات بسیار کمی تا به حال موفق به دریافت نشان طلای Dpreview شده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به لنز ۸۵ میلی‌متر Sigma Art و دوربین 5D Mark IV کانن اشاره کرد.

Dpreview معمولاً نشان‌های طلا و نقره خود را به محصولاتی می‌دهد که با توجه به قیمتی دارد، کیفیت و قابلیت‌های بالایی را نیز ارائه دهد. از ویژگی‌هایی که باعث شده این دوربین در رده بهترین دوربین‌های حال حاضر از دیدگاه سایت Dpreview قرار گیرد، می‌توان به حسگر Dual pixel و سیستم فوکوس ۴۵ نقطه‌ای آن اشاره کرد.

کانن 800D دارای بهترین مشخصاتی است که تا کنون از مدل‌های سطح مبتدی کانن دیده بودیم. این دوربین پایین‌تر از مدل 77D قرار گرفته و جایگزین مدل D750 به حساب می‌آید. سنسور ۲۴٫۲ مگاپیکسلی آن مشابه مدل قبلی 750D است، ولی یک سیستم فوکوس ۴۵ نقطه‌ای وظیفه‌ی فوکوس را به عهده گرفته است و پردازش عکس‌ها نیز به عهده‌ی پردازنده‌ی قدرتمند Digic 7 گذاشته شده است.

به علاوه این اولین بار است که کانن سیستم فوکوس پیشرفته Dual Pixel را در این رده از محصولات خود ارائه می‌کند. این سیستم فوکوس پیشرفته‌ترین سیستم فوکوسی است که می‌توان در Live View و فیلم‌برداری مورد استفاده قرار داد.

اگر نخواهیم بدبین باشیم و این‌طور فکر نکنیم که Dpreview در پشت پرده با کانن دست‌به‌یکی کرده است، 800D دوربینی خواهد بود که موفقیت و استقبال زیادی را در بازار کسب می‌کند. در حال حاضر در انبار خیلی از فروشگاه‌های بزرگ مثل BH به علت استقبال بالا دوربین 800D پیدا نمی‌شود و باید برای خرید آن باید ثبت سفارش کرد.

یک خبر بد دیگر درباره 6D Mark II

از اولین ساعات انتشار خبر مشخصات قطعی کانن 6D Mark II و زمان ورود آن به بازار تیترهای ناامید کننده درباره آن یکی پس از دیگری منتشر شدند.

شاید بزرگ‌ترین خبر ناامیدکننده عدم وجود تصویربرداری 4K باوجود اختلاف قیمت 600 دلاری با مدل پیشین بود. گرچه اضافه شدن صفحه‌نمایش لمسی چرخنده خبر خوبی برای یک DSLR فول فریم است، اما کمتر از آن چیزی است که انتظار می‌رفت.

6D Mark II زمانی بیشتر ناامیدکننده خواهد شد که در عکاسی نیز حرف مهمی برای گفتن نداشته باشد.

ازآنجایی‌که حس‌گر فول فریم 26 مگاپیکسلی نصب‌شده روی مدل  6D Mark II تاکنون روی هیچ دوربینی نصب نشده، پیش از ورود آن به بازار نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی از عملکرد آن داشت. اما کانن با ارائه یک مدل از آن به آزمایش کننده‌ای به نام ویلیام جی کلاف موجب شد نتیجه آزمایش منتشرشده از داینامیک رنج این دوربین در عکسبرداری با ایزوهای مختلف دوباره تعجب کسانی که منتظر این دوربین بودند را برانگیزد!

نتیجه این آزمایش در سایت photonstophotos به ثبت رسیده و می‌توان نمودار مربوط به آن را با نمودار تغییر داینامیک رنج دیگر دوربین‌ها مقایسه کرد.

نمودار مقایسه داینامیک رنج 4 دوربین با تغییر ایزو

طبق نتایج این آزمایش که برای همه‌ی دوربین‌های موجود در بازار در شرایط یکسان صورت گرفته، نشان می‌دهد داینامیک رنج  6D Mark II فقط در برخی از موارد داینامیک رنج بالاتری نسبت به مدل پیشین دارد که آن‌چنان محسوس نیست.

تعجب‌برانگیزتر از این مورد بهتر بودن داینامیک رنج دوربین رده پایین‌تر 80D در ایزوهای پایین‌تر است. کانن 80D دوربین جدیدی محسوب می‌شود، پس بهتر بودن داینامیک رنج آن از مدل پیشین 6D (البته فقط در ایزوهای پایین) آن‌چنان شگفت‌انگیز نیست، اما بهتر بودن این مورد در برابر نسخه جدید این دوربین، با اختلاف قیمت 2000 دلاری عجیب به نظر می‌رسد.

گویا کانن از همه‌ی آن‌چیزی که می‌توانسته و در مورد دوربین‌های جدید خود بکارگرفته، در 6D جدید بهره نبرده است.

ما در این تست دوربین 5D Mark IV را نیز انتخاب کردیم که بطرز مشهودی داینامیک رنج بالاتری ارائه می‌دهد. شما با ورود به لینک زیر می‌توانید این دوربین را با دوربین‌های مدنظر خود مورد مقایسه قرار دهید:

لینک مقایسه داینامیک رنج عکاسی 6D Mark II با سه دوربین دیگر

دیدگاه‌ها برای عکس های منتشر شده از دوربین عکاسی D850 نیکون با علیرضا

این بار از زمان معرفی محصول جدید نیکون تا انتشار عکس های مرتبط با آن زمان زیادی نگذشته است. 2 روز پیش شرکت نیکون دوربین عکاسی جدید خود با نام D850 را معرفی نمود و مدعی شد این محصول جدید “فراتر از انتظار” خواهد بود. بعد از گذشت مدت بسار کم از معرفی، عکس های بدنه دوربین از سایت های معتبر در پخش شایعات به بیرون درز کرده است.

دوربین عکاسی D850 نیکون

در صورت واقعی بودن عکس های منتشر شده، تغییرات ایجاد شده بر روی دوربین نزدیک به پیش بینی ها خواهد بود. در ابتدا می توان صفحه نمایش LCD چرخان آن را به عنوان بارزترین تغییر یاد کرد و سپس باید به به کم شدن دکمه های قرار گرفته بر روی بدنه اشاره کرد.

 

در دوربین D850 جای دکمه ISO  و Mode، در مقایسه با دوریبن D810، با یکدیگر جابه جا شده است. تغییر مهم دیگر، حذف فلش قرار گرفته بر روی دوربین است که البته این تغییر عکاسان بسیاری را ناراحت نخواهد کرد. امیدواریم در صورت حذف این ویژگی، دوریبن D850 نیکون از نوعی فناوری داخلی در تریگر کردن فلش به صورت وایرلس برخوردار باشد.

دوربین عکاسی D850 نیکون 

ما همچنان در انتظار مشخصات فنی دوربین جدید هستیم و در صورت کسب اطلاعات جدید آن را منتشر خواهیم کرد.

دیدگاه‌ها برای عکس های منتشر شده از دوربین عکاسی D850 نیکون با نیما فراکیش

این بار از زمان معرفی محصول جدید نیکون تا انتشار عکس های مرتبط با آن زمان زیادی نگذشته است. 2 روز پیش شرکت نیکون دوربین عکاسی جدید خود با نام D850 را معرفی نمود و مدعی شد این محصول جدید “فراتر از انتظار” خواهد بود. بعد از گذشت مدت بسار کم از معرفی، عکس های بدنه دوربین از سایت های معتبر در پخش شایعات به بیرون درز کرده است.

دوربین عکاسی D850 نیکون

در صورت واقعی بودن عکس های منتشر شده، تغییرات ایجاد شده بر روی دوربین نزدیک به پیش بینی ها خواهد بود. در ابتدا می توان صفحه نمایش LCD چرخان آن را به عنوان بارزترین تغییر یاد کرد و سپس باید به به کم شدن دکمه های قرار گرفته بر روی بدنه اشاره کرد.

 

در دوربین D850 جای دکمه ISO  و Mode، در مقایسه با دوریبن D810، با یکدیگر جابه جا شده است. تغییر مهم دیگر، حذف فلش قرار گرفته بر روی دوربین است که البته این تغییر عکاسان بسیاری را ناراحت نخواهد کرد. امیدواریم در صورت حذف این ویژگی، دوریبن D850 نیکون از نوعی فناوری داخلی در تریگر کردن فلش به صورت وایرلس برخوردار باشد.

دوربین عکاسی D850 نیکون 

ما همچنان در انتظار مشخصات فنی دوربین جدید هستیم و در صورت کسب اطلاعات جدید آن را منتشر خواهیم کرد.

دیدگاه‌ها برای بررسی تخصصی Canon 5D Mark III Review با رسا

نقد و بررسی کانن 5D Mark III

با معرفی دوربین 5D در سال 2005، کانن معیار جدیدی از کیفیت بالا و قیمت مقرون‌به‌صرفه برای عکاسان حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای را پایه‌گذاری کرد. این دوربین گریپ سرخود نداشت و در اصطلاح mid-size بود و بنابراین، به نسبت دوربین‌های فول‌فریم full-size اندازه‌ی کوچکتر و وزن کمتری داشت. دوربین 5D Mark II با ارائه‌ی امکان ضبط ویدئو‌ی full HD انقلابی در بازار دوربین‌های DSLR بوجود آورد که در سال‌های بعد از آن روند و کیفیت فیلمسازی مستقل و با بودجه‌ی کم را دگرگون ساخت. در سال 2012، جدیدترین دوربین از این سری، 5D Mark III، ارائه شد که به اندازه‌ی دو دوربین قبلی انقلابی نبود اما با توجه به بهبود‌ها و پیشرفت‌های بسیار خوبی که در آن صورت گرفته‌بود خیلی زود به یکی از محبوبترین DSLRهای بازار تبدیل‌شد. محبوبیّت این دوربین حتی تا به امروز که 4 سال از ارائه‌ی آن می‌گذرد همچنان ادامه دارد، هرچند که از آن زمان تاکنون رقیبانی چون نیکون و سونی با ارائه‌ی دوربین‌های هیجان‌انگیزی چون Nikon D810 و Sony A7r II بسیاری از عکاسان حرفه‌ای و مشتاق را جذب خود کرده‌اند.

مشخصات اصلی دوربین 5D Mark III به شرح زیر است:

  • سنسور تصویر 22 مگاپیکسلی فول‌فریم از نوع CMOS
  • دامنه‌ی استاندارد ISO از 100 تا 25600 و قابل افزایش از 50 تا 102,800
  • قابلیت عکاسی پیاپی تا 6 فریم بر ثانیه
  • شاتر با طول عمر 150,000 سیکل
  • سرعت شاتر از 30 تا 1/8000 ثانیه
  • امکان ضبط ویدئو با کیفیت full HD و سرعت حداکثر 30 فریم بر ثانیه به همراه جک هدفون و میکروفون خارجی
  • سیستم فوکوس خودکار 61 نقطه‌ای (41 نقطه از نوع cross-type و 5 نقطه از نوع double cross-type)
  • سیستم نورسنجی خودکار 63 ناحیه‌ای
  • منظره‌یاب اُپتیکال با 100 درصد پوشش و بزرگنمایی 71x
  • نمایشگر LCD با اندازه‌ی 2 اینچی و دقت 1040K
  • دارای دو اسلات کارت حافظه (یکی از نوع SD و دیگری از نوع CF)
  • باتری با عمر 950 عکس

برای مشخص‌شدن تغییرات صورت گرفته در Mark III نسبت به Mark II، در جدول زیر تفاوت‌های این دو دوربین را در کنار هم آورده‌ام.

[styled_table]

[/styled_table]

در ادامه، به بررسی امکانات و ویژگی‌های دوربین 5D Mark III از جنبه‌های گوناگون شامل طراحی و بدنه، live view، منو‌ها و امکانات شخصی‌سازی، امکانات و کیفیت عکاسی و فیلمبرداری و سیستم فوکوس خودکار می‌پردازم.

طراحی و بدنه

از لحاظ اندازه، 5D Mark III بسیار شبیه به دو دوربین قبلی از این سری است؛ اما از نظر چینش دکمه‌ها، تغییراتی در Mark III صورت گرفته که آن را بیشتر شبیه به دوربین 7D کانن می‌کند. از جمله مهمترین تغییرات در 5D Mark III می‌توان به قرارگرفتن دکمه‌ و سوئیچ ترکیبی رفتن به مد live perspective و فیلمبرداری در سمت راست منظره‌یاب و همچنین قرار‌گرفتن سوئیچ خاموش و روشن‌کردن دوربین در زیر دیال مد عکاسی اشاره‌کرد. تغییر بارز دیگر در این دوربین، قرارگیری دکمه‌ای بزرگ برای پیش‌نمایش عمق میدان در سمت راست مانت لنز است. کیفیت ساخت بدنه‌ی 5D Mark III بسیار خوب است و بدنه‌ی آلیاژ منیزیم این دوربین حس استحکام ویژه‌ای را به عکاس اِلقا می‌کند. همچنین، بدنه‌ی این دوربین هم به مانند 5D Mark II عایق شده‌ و در برابر گرد و غبار و رطوبت مقاوم است.

چینش دکمه‌ها در بالای دوربین 5D Mark III برای کاربران دوربین‌های کانن کاملا آشناست. در پشت دکمه‌ی شاتر، پیچ تنظیم اصلی دوربین قرار دارد که بسته به اینکه در چه مد عکاسی باشید کارکرد‌های متفاوتی دارد. برای مثال، در مد Av، این پیچ تنظیم می‌تواند میزان گشودگی دریچه‌ی دیافراگم را تنظیم‌کند و در مد Tv، سرعت شاتر را تغییردهد. در زیر این پیچ تنظیم، سه دکمه‌ وجود دارد که هر کدام دو کارکرد دارند و از طریق پیچ تنظیم بالایی یا پشتی دوربین قابل تغییر هستند. دکمه‌ی تغییر ISO با شکل متفاوتی طراحی شده تا در هنگام عکاسی از طریق چشمی با لمس انگشت قابل‌تشخیص باشد. دکمه‌ی کوچکی هم که در سمت راست این سه دکمه قرارگرفته وظیفه‌ی روشن‌کردن صفحه‌ی LCD بالایی دوربین را برعهده دارد. همچنین، در کنار دکمه‌ی شاتر یک دکمه‌ی جدید با نام M-Fn اضافه شده که کاربر می‌تواند برای آن یکی از عملکرد‌های دوربین نظیر تراز الکترونیکی خط افق در منظره‌یاب را تعیین‌کند.

در سمت چپ بالای دوربین، دیال مد عکاسی و در زیر آن سوئیچ خاموش و روشن‌کردن دوربین قرار دارد. این دیال چهار مد آشنای عکاسی شامل اولویّت شاتر (Tv)، اولویّت دیافراگم (Av)، برنامه (program) و دستی (manual) را داراست. علاوه بر اینها، مد tuber (B) و سه مد قابل ‌شخصی‌سازی (custom) هم برای موقعیّت‌های عکاسی مورد نظر کاربر وجود دارد. در پایین دکمه‌ی menu و info دکمه‌ی جدید افکت تصویر اضافه شده که در هنگام عکاسی دسترسی به Picture Style، مد Multiple Exposure و افکت HDR داخلی را امکان‌پذیر می‌کند. این دکمه در هنگام مرور عکس‌ها (Playback) امکان مقایسه‌ی دو عکس در کنار هم (side-by-side) را فراهم می‌کند که به کمک آن می‌توانید  دو عکس‌ با تنظیمات متفاوت (یا یکسان) از یک صحنه را از لحاظ روشنایی، شارپنس یا هر مورد دیگری با هم مقایسه‌کنید.

مابقی دکمه‌های تنظیم در پشت دوربین قرار دارد. در بالا و در سمت راست چشمی اُپتیکال اهرم رفتن به مد live perspective و فیلمبرداری قرار دارد. با چرخاندن این اهرم به سمت چپ (علامت دوربین فیلمبرداری قرمز) وارد live perspective با نسبت تصویر 16:9 می‌شوید که برای فیلمبرداری آماده‌است. در این حالت با فشردن دکمه‌ی start/stop فیلمبرداری آغاز می‌شود. اگر اهرم به سمت بالا (علامت دوربین عکاسی سفید) باشد، با فشردن دکمه‌ی start/stop وارد live perspective در حالت عکاسی می‌شوید که نسبت تصویر در آن 3:2 است. با فشردن دکمه‌ی Q در هنگام عکاسی منویی باز می‌شود که از طریق آن می‌توان تنظیمات عکاسی (که لزوماً همه‌ی آنها از طریق دکمه‌ها قابل دسترسی نیست) را تغییر داد. پیچ تنظیم بزرگ پشت دوربین در مدهای P، Tv و Av میزان جبران نوری (Exposure Compensation) را تعیین‌می‌کند.

یکی از ویژگی‌هایی که در مشخصات دوربین‌های DSLR خیلی‌ها بدان توجه نمی‌کنند اندازه‌ی منظره‌یاب اُپتیکال است. هرچه چشمی یا منظره‌یاب بزرگتر باشد کادربندی و فوکوس از طریق آن راحت‌تر می‌شود و این برای عکاسان حرفه‌ای معیار مهمی است. از آنجا که اندازه‌ی چشمی با استفاده از یک لنز ثابت سنجیده‌می‌شود، برای مقایسه‌ی بین دوربین‌های فول‌فریم و APS-C باید اندازه‌ی سنسور را هم در نظر گرفت. در تصویر بالا، اندازه‌ی چشمی 5D Mark III با دوربین فول‌فریم 1D X و دوربین سایز APS-C کانن 7D مقایسه شده‌است. چشمی 5D Mark III دارای بزرگنمایی یکسانی نسبت به 5D Mark II‌ است اما از لحاظ پوشش صحنه با 100 درصد پوشش از 98 درصد پوشش Mark II برتر است. کانن در مشخصات دوربین 7D، بزرگنمایی منظره‌یاب را 1.0x اعلام کرده و شاید تصور کنید چشمی این دوربین از چشمی 5D Mark III با بزرگنمایی 0.71x بزرگتر است! اما وقتی اندازه‌ی سنسور با ضریب کراپ  1.6دوربین 7D را در نظر بگیریم به بزرگنمایی معادل 0.63x می‌رسیم که از چشمی 5D Mark III بسیار کوچکتر است.

دوربین 5D Mark III دارای دو اسلات کارت حافظه بوده که یکی از آنها از نوع SD‌ و دیگری از نوع CF‌ است. همان شیوه‌ی مدیریّت فایل در دوربین‌های سری 1D کانن در این دوربین هم وجود دارد. شما می‌توانید عکس‌های گرفته‌شده را در هر دو کارت حافظه (به عنوان پشتیبان) ذخیره‌کنید یا فایل‌های JPEG را در یکی و فایل‌های RAW را در دیگری قراردهید. همچنین، امکان سوئیچ‌کردن به کارت حافظه‌ی دوم در هنگام پرشدن کارت حافظه‌ی اولی هم وجود دارد.

به درگاه‌های ارتباطی 5D Mark III جک هدفون برای مانیتورینگ صدا هم اضافه ‌شده‌است. دیگر درگاه‌های ارتباطی این دوربین شامل درگاه PC برای فلاش‌های استودیویی، درگاه از نوع E3 برای ریموت کنترل شاتر، جک 3.5 میلیمتری میکروفون استریوی خارجی، درگاه USB و HDMI می‌باشد.

به پیچ تنظیم پشتی 5D Mark III یک امکان جدید اضافه شده و آن قابلیت لمس بی‌صدا است. در واقع این پیچ تنظیم در هنگام فیلمبرداری به یک کنترلر چهار‌جهته تبدیل‌می‌شود که با کمک آن و تنها با لمس آرام انگشت و بدون صدا (click) می‌توان تنظیمات نوردهی و غیره را تغییرداد. وجود این امکان باعث‌می‌شود بتوانید برای مثال میزان حساسیت ISO را بدون آنکه دوربین تکان بخورد و یا صدای click دکمه‌ای در فیلم ضبط شود تغییردهید. این امکان تنها در هنگام فیلمبرداری فعّال می‌شود و به محض قطع‌کردن ضبط فیلم، این امکان هم غیرفعّال می‌شود.

Live View

امکانات live perspective در 5D Mark III بسیار شبیه دوربین 7D کانن است. برای live perspective این دوربین دو محیط عکاسی و فیلمبرداری وجود دارد که از طریق اهرم live perspective در کنار چشمی قابل انتخاب است. زمانی که وارد live perspective شوید می‌توانید بین دو نوع فوکوس خودکار انتخاب‌کنید. در حالت discerning mode دوربین برای فوکوس از سنسورهای تشخیص فاز استفاده‌می‌کند، بدین‌ترتیب که با فشردن دکمه‌ی شاتر، دوربین برای چند لحظه از live perspective خارج شده و بر روی سوژه فوکوس‌ می‌کند و دوباره با بالا رفتن آینه به live perspective باز‌می‌گردد. در حالت live mode دوربین برای فوکوس خودکار از امکان تشخیص کنتراست استفاده‌می‌کند که هرچند کند‌تر از حالت قبلی است (مخصوصاً در نور کم) اما بسیار دقیق بوده و دیگر محدود به نقاط از پیش تعیین‌شده‌ی فوکوس خودکار نیست و بنابراین بر هر ناحیه از فریم می‌توانید فوکوس خودکار انجام دهید. همچنین، در این حالت، امکان فوکوس خودکار از طریق تشخیص چهره هم وجود دارد که نسبت به 5D Mark II بهبودهای خوبی داشته‌است.

یکی از امکانات بسیار مفید و کاربردی live perspective در این دوربین (و البته بسیاری دیگر از دوربین‌های امروزی) امکان زوم‌کردن است. در live perspective هم می‌توانید به‌مانند playback با استفاده از دکمه‌ی زوم تا 10 برابر زوم کنید. بعد از زوم‌کردن، با استفاده از کنترلر جوی استیک این دوربین می‌توانید ناحیه‌ی زوم را تغییردهید و قسمت‌های مختلف صحنه‌ی عکاسی را ببینید. این عمل برای حصول اطمینان از فوکوس دقیق بر روی سوژه بسیار مفید است.

امکان کاربردی دیگر 5D Mark III در مد live perspective قابلیت تعیین تراز به شکل تصویری است. در این دوربین دو سنسور شتاب‌سنج یا همان ژیروسکوپ وجود دارد که به کمک آنها می‌توان دوربین را در هر دو محور افقی و عمودی تراز کرد. این امکان برای عکاسی منظره و اطمینان از هم ترازی دوربین با خط افق بسیار مفید است.

شبیه‌سازی نوردهی (exposure simulation) قابلیت دیگری است که در live perspective این دوربین گنجانده ‌شده‌است. کاربر می‌تواند برای دیدن پیش‌نمایشی دقیق‌تر از نوردهی عکس‌ها این امکان را از طریق منوی live perspective فعال‌کند.‌ همچنین، اگر گزینه‌ی during در منوی شبیه‌سازی نوردهی انتخاب شود تنها با فشردن دکمه‌ی پیش‌نمایش عمق میدان (که در سمت راست مانت لنز قراردارد) نوردهی شبیه‌سازی‌شده نمایش داده‌می‌شود.

نمایش عکس‌های گرفته‌شده (Playback)

به طور خودکار بعد از گرفتن هر عکس، دوربین به مدت 2 ثانیه آنرا نمایش می‌دهد. این مدت‌زمان را می‌توان به 4 یا 8 ثانیه و یا تا زمانی که دوباره دکمه‌ی شاتر را تا نیمه فشار‌دهید تغییرداد. برای نمایش عکس‌های گرفته‌شده چهار حالت وجود دارد که در هرکدام از آنها میزان اطلاعات نمایش داده‌شده متفاوت است. در تصویر زیر این چهار حالت را مشاهده‌می‌کنید.

در هنگام مرور عکس‌ها می‌توانید با فشردن دکمه‌ی زوم، تا 15 مرحله بر روی عکس زوم کنید. شما می‌توانید از قبل در منوی playback تعیین‌کنید که با فشردن دکمه‌ی زوم برای اولین بار چه میزان بزرگنمایی صورت‌گیرد. همچنین، در این منو می‌توانید تعیین‌کنید که بزرگنمایی بر اساس مرکز تصویر باشد یا نقطه‌ی فوکوسی که عکس با آن ثبت‌ شده‌است. در حالت دوم، براحتی فشردن یک دکمه می‌توانید فوکوس صحیح بر روی سوژه را بررسی‌کنید.

ویژگی جدید 5D Mark III در هنگام مرور عکس‌ها امکان قراردادن دو عکس در کنار هم برای مقایسه است. در هنگام مرور عکس‌ها، با فشردن دکمه‌ی Picture Style (اولین دکمه زیر دکمه‌ی Menu) وارد مد corresponding می‌شوید. در این حالت، تصویر به دو پنجره‌ی عمودی تقسیم می‌شود که برای هر ‌یک می‌توانید یک عکس را انتخاب کنید. سپس می‌توانید بر روی هر عکس به طور جداگانه زوم کنید؛ اما بهترین کاربرد این امکان با فشردن دکمه‌ی Q بدست‌می‌آید. با فشردن این دکمه، میزان بزرگنمایی و موقعیّت نمایش دو عکس برابر و قفل می‌شود که برای مقایسه‌ی فوکوس و شارپنس دو عکس بسیار مفید خواهد‌بود. البته، با استفاده از ویژگی corresponding می‌توانید با انتخاب یک عکس واحد برای هر دو پنجره، فوکوس در قسمت‌های مختلف یک عکس و یا کادربندی و فوکوس بر روی سوژه در یک عکس را نیز بررسی کنید.

امکان جدید دیگر 5D Mark III (که البته با یک دکمه‌ی جدید بر روی بدنه‌ی این دوربین همراه است) قابلیت امتیاز‌دهی (Rate) است. در هنگام مرور عکس‌ها با فشردن دکمه‌ی Rate از 1 تا 5 بار می‌توانید بر اساس سیستم ستاره‌دهی به هر عکس بین 1 تا 5 ستاره دهید. این روش خوبی برای فیلتر‌کردن عکس‌ها قبل از انتقال به کامپیوتر است. این سیستم ستاره‌دهی توسط نرم‌افزارهای مرور و ویرایش عکس‌ نظیر Adobe Lightroom و Adobe Bridge  هم قابل‌تشخیص است.

منوها و امکانات شخصی‌سازی

ساختار منوها در این دوربین برای کاربران دوربین قبلی (5D Mark II) بسیار آشناست. تنظیمات دوربین همچنان در زبانه‌های (tab) مختلفی که با رنگ‌های متفاوت کدبندی شده‌اند گنجانده‌ شده‌است. با این حال، اضافه‌شدن امکانات و تنظیمات جدید باعث شده که بعضی گزینه‌ها در هر منو دارای چندین زیرمجموعه در یک صفحه‌ی جدید باشند که یک ساختار سلسله‌مراتبی را بوجود آورده‌است. یکی از عمده‌ترین تغییرات ایجاد‌شده در منوها اضافه‌شدن زبانه‌ی جدید مختص سیستم فوکوس خودکار (AF) در 5D Mark III است. همچنین، همانند دوربین‌های پیشین، منوهای این دوربین هم بر حسب اینکه در کدام مد عکاسی و یا live perspective (عکاسی یا فیلمبرداری) باشید تغییرمی‌کنند.

همانطور که از دوربینی در این سطح انتظار می‌رود، 5D Mark III امکانات شخصی‌سازی فراوانی را در اختیار کاربران قرار‌می‌دهد. بسیاری از دکمه‌های دوربین به علاوه‌ی هر دو پیچ تنظیم 5D Mark III قابل شخصی‌سازی و تغییر عملکرد هستند. برای مثال، برای دکمه‌ی پیش‌نمایش عمق میدان بین 12 عملکرد مختلف دوربین را می‌توان انتخاب‌کرد.

دسترسی به امکانات شخصی‌سازی این دوربین از طریق منوی Custom Functions صورت می‌پذیرد. یکی از زیر مجموعه‌های این منو، Custom Controls است که از طریق آن عملکرد‌های بسیاری از دکمه‌های دوربین قابل‌تغییر است. همچنین، به منظور سهولت در دسترسی به امکاناتی که زیاد مورد استفاده‌ی کاربر است، امکان ساخت یک منوی شخصی (My Menu) در این دوربین وجود دارد. عکاس می‌تواند در این منوی شخصی، امکانات مورد نیازش را در یکجا گرد هم بیاورد تا در هنگام نیاز، خیلی سریع قادر به تغییر آنها باشد.

عملکرد دوربین در عکاسی پیاپی

از نظر سرعت عکاسی پیاپی، دوربین 5D Mark III پیشرفت بسیار خوبی به نسبت 5D Mark II داشته و همچنین در این زمینه از رقیبش، نیکون D800، هم کمی سریع‌تر است؛ اما نمی‌توان از این دوربین انتظار عملکردی مشابه دوربین‌های مخصوص عکاسی ورزشی کانن (مانند  1D Mark IVیا 1D X) را داشت. با این حال، سرعت عکاسی 6 فریم بر ثانیه‌ی این دوربین آن را برای عکاسی از سوژه‌های متحرک و تا حدی عکاسی ورزشی مناسب می‌سازد.

سرعت عکاسی پیاپی بدون در نظر گرفتن ظرفیّت بافر دوربین خیلی معنا ندارد. در 5D Mark III سه حالت برای عکاسی پیاپی در نظر گرفته شده‌است. در حالت Continuous Hi، قادر هستید تا با حداکثر سرعت (6 فریم بر ثانیه) عکاسی کنید. اگر در این حالت تنها عکس‌های JPEG بگیرید، تقریبا محدودیّتی برای ادامه‌ی عکاسی ندارید و با استفاده از یک کارت حافظه‌ی CF سریع می‌توانید تا پر‌شدن حافظه به عکاسی با این سرعت ادامه‌دهید. اما، با توجه به اینکه سرعت نوشتن (write) اکثر کارت‌های حافظه‌ی SD پایین‌تر از کارت‌های CF است، با استفاده از کار‌های SD (بسته به سرعت کارت) ممکن است یک حد نهایی برای تعداد عکس‌های JPEG وجود داشته‌باشد. اما اگر عکس‌های RAW بگیرید، تعداد عکس‌های پیاپی قابل‌ثبت قبل از اُفت سرعت بسیار محدود‌تر خواهد بود. در حالت عکاسی RAW با سرعت 6 فریم بر ثانیه می‌توانید تا حدوداً 17 فریم را بدون اُفت سرعت ثبت‌کنید. البته، سرعت نوشتن کارت حافظه‌ی شما در حداکثر تعداد عکس‌های RAW بسیار تأثیرگذار است. خوشبختانه در 5D Mark III، بر خلاف نیکون D800، بعد از پرشدن بافر برای نوشتن اطلاعات بر روی کارت حافظه زمان خیلی زیادی صرف نمی‌شود و دوربین بعد از چند ثانیه (حدوداً 20 ثانیه) دوباره آماده‌ی عکاسی با سرعت اولیه‌اش می‌شود.

حالت دیگر عکاسی پیاپی این دوربین Continuous Lo است که سرعت 3 فریم بر ثانیه را ارائه می‌دهد. در این حالت حتی با کارت‌های حافظه‌ی نه‌چندان سریع هم می‌توانید بی‌نهایت عکس JPEG بگیرید؛ اما در عکاسی RAW همچنان محدودیّت وجود دارد و بعد از حدود 23 عکس، سرعت عکاسی پیاپی اُفت می‌کند تا در نهایت متوقّف شود.

آخرین حالت عکاسی پیاپی Continuous S نام دارد. در این حالت، دوربین از مکانیزم شاتر wordless یا به عبارتی کم‌صدا استفاده می‌کند که سرعت و عملکردی مشابه حالت Continuous Lo را دارد.

سیستم فوکوس خودکار

یکی از مهمترین پیشرفت‌های 5D Mark III نسبت به 5D Mark II سیستم فوکوس خودکار بسیار پیشرفته‌ی آن است که کانن پیشتر از آن در دوربین پرچمدارش، 1D X، استفاده ‌کرده‌بود. این سیستم فوکوس خودکار دارای 61 نقطه‌ی فوکوس است که 41 تای آن از نوع cross-type بوده و 5 نقطه‌ی مرکزی آن از نوع double cross-type است. وجود تعداد قابل‌توجه‌ای از نقاط فوکوس خودکار cross-type در این سیستم (که بسیار دقیق‌تر و سریع‌تر از نقاط فوکوس تک‌جهته هستند) کمک شایانی به سرعت و دقت بالای فوکوس خودکار با این دوربین کرده‌است. در تصویر زیر (شبیه‌سازی منظره‌یاب) نقاط فوکوس خودکار و سطح پوشش آنها در فریم را مشاهده می‌کنید.

البته، برای بهره‌گیری از تمام نقاط فوکوس خودکار cross-type و double cross-type نیازمند لنزی با حداکثر گشودگی دریچه‌ی دیافراگم f/2.8 یا بازتر هستید. اگر از لنزی با دیافراگم بسته‌تر از f/2.8 تا f/4 استفاده‌کنید، 5 نقطه‌ی فوکوس خودکار double cross-type به cross-type تبدیل‌می‌شوند و اگر لنزتان از f/4 هم بسته‌تر باشد، تا f/5.6 تنها قادر به استفاده از 21 نقطه‌ی cross-type وسطی فریم هستید. در نهایت، اگر از لنزی با حداکثر دیافراگم بسته‌تر از f/5.6 استفاده‌کنید، تمام نقاط فوکوس خودکار تک‌جهته خواهندبود.

یکی از تفاوت‌های سیستم فوکوس خودکار این دوربین و 1D X در این است که در 5D Mark III خبری از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 100,000 پیکسلی دوربین 1D X نیست. سیستم‌های نورسنجی خودکار رنگی (RGB) که قادر به دیدن صحنه‌ی‌عکاسی به شکل رنگی و با جزئیات نسبتاً خوبی هستند می‌توانند در دنبال‌کردن (tracking) سوژه به سیستم فوکوس خودکار بسیار کمک‌کنند. با این حال، دوربین 5D Mark III هم با بهره‌گیری از سیستم نورسنجی خودکار 63 ناحیه‌ای خود (که قابلیت تشخیص رنگ‌ها را نیز دارد) امکان فوکوس خودکار پیوسته و دنبال‌کننده را ارائه می‌دهد.

تنظیمات فوکوس خودکار دنبال‌کننده (tracking) در Mark III به نسبت دوربین‌های پرچمدار کانن بسیار ساده‌تر و سرراست‌تر شده و شامل 6 سناریوی از پیش تعیین‌شده می‌شود. برای هر کدام از این حالت‌های پیش‌فرض می‌توانید سه پارامتر حساسیت دنبال‌کنندگی (tracking sensitivity)، شتاب حرکت یا شتاب توقّف سوژه (accel./decel. tracking) و تمایل به تغییر نقاط فوکوس خودکار (AF pt automobile switching) برای دنبال‌کردن سوژه را تغییر دهید تا بیشتر مناسب دنبال‌کردن سوژه‌های مورد نظر شما شوند.

همانند اکثر دوربین‌های فول‌فریم، در این دوربین هم امکان تنظیم دقیق عملکرد لنز در فوکوس خودکار (AF Microadjustment) وجود دارد. این قابلیت به شما کمک می‌کند تا خطای فوکوس خودکار لنز از نوع behind focusing  (که در آن لنز کمی عقب‌تر از سوژه فوکوس می‌کند) و front focusing (که در آن لنز کمی جلوتر از سوژه فوکوس می‌کند) را اصلاح کنید. در مورد لنز‌های زوم، می‌توانید برای هر دو طرف واید و تله‌ی لنز، تنظیم فوکوس را جداگانه انجام دهید.

دوربین 5D Mark III یکی از بهترین سیستم‌های فوکوس خودکار در میان دوربین‌های فول‌فریم را داراست و با وجود گذشت 4 سال از ارائه‌ی آن، همچنان مورد اعتماد عکاسان حرفه‌ای است. وجود نقاط فوکوس خودکار از نوع cross-type در سه ستون که مساحت خوبی از فریم را پوشش داده‌اند به فوکوس خودکار دقیق و سریع این دوربین بسیار کمک کرده‌است. فوکوس دنبال‌کننده‌ی این دوربین علی‌رغم نبود سنسور نورسنجی خودکار رنگی عملکرد قابل قبولی دارد و بسیار کم دچار خطا می‌شود. همچنین، با توجه به اینکه تمام نقاط فوکوس خودکار این دوربین دارای حساسیت -2EV هستند، انجام فوکوس خودکار در نور کم هم نمی‌تواند برای 5D Mark III مشکل خاصّی ایجادکند.

امکانات عکاسی

در این قسمت چند قابلیت جدید عکاسی با 5D Mark III را به اختصار معرفی خواهم‌کرد.

نوردهی چندگانه (Multiple Exposure)

برای دسترسی به این امکان کافی است دکمه‌ی Creative Photo (اولین دکمه زیر دکمه‌ی Menu) را فشار دهید تا منوی Multiple Exposure باز شود. به کمک این قابلیت می‌توانید بین 2 تا 9 عکس را با استفاده از چهار روش با یکدیگر ترکیب‌کنید. ترکیب عکس‌ها در این حالت شبیه استفاده از Blending Modeهای مختلف در نرم‌افزار Adobe Photoshop است. همچنین این امکان وجود دارد که بجز عکس ترکیبی نهایی، عکس‌های گرفته‌شده را به طور جداگانه نیز ذخیره کنید. البته، این قابلیت برای عکاسان حرفه‌ای خیلی نمی‌تواند مهم باشد، چراکه آنها همواره کنترل بسیار بیشتر بر روی ترکیب عکس‌ها در نرم‌افزارهایی چون Photoshop را به آنچه در دوربین امکان‌پذیر است ترجیح‌می‌دهند.

Auto ISO

قابلیت ISO خودکار در Mark III دستخوش تغییرات مثبتی شده‌است. با استفاده از این قابلیت، حالا می‌توانید حداکثر و حداقل حساسیّت ISO و همچنین حداقل سرعت شاتر را برای دوربین تعیین‌کنید. با بهره‌گیری از Auto ISO، دیگر نیاز نیست نگران سرعت ISO باشید و در هر مد عکاسی (مخصوصاً مد Manual) می‌توانید با تعیین سرعت شاتر و گشودگی دریچه‌ی دیافراگم، انتخاب سرعت ISO را به دوربین بسپارید. این کار با توجه به عملکرد بسیار خوب این دوربین در ISOهای بالا بسیار منطقی به نظر می‌رسد. تنها ایرادی که می‌توان به این امکان دوربین 5D Mark III گرفت انتخاب‌های محدود در حداقل سرعت شاتر است. بیشترین سرعت شاتر قابل انتخاب در Auto ISO سرعت 1/250 ثانیه است که برای ثابت‌کردن (Freezing) سوژه‌های متحرک به اندازه‌ی کافی سریع نیست. بنابراین، اگر در هنگام عکاسی از سوژه‌های متحرک با سرعت بالا در مد اولویّت دیافراگم (Av) یا مد Auto باشید، ممکن است دوربین سرعت شاتر را برای کاهش حساسیت ISO پایین‌تر از آنچه برای ثابت‌کردن حرکت سوژه نیاز است قراردهد. البته، برای حل این مشکل در چنین مواقعی، می‌توانید دوربین را در مد اولویّت شاتر (Tv) قراردهید تا خودتان بتوانید سرعت شاتر را تعیین‌کنید.

 

تبدیل عکس‌های RAW درون دوربین

در دوربین 5D Mark III امکان تبدیل فایل‌های RAW به JPEG با قابلیت تغییر تعداد قابل‌توجه‌ای از تنظیمات وجود دارد. از میان پارامتر‌های قابل‌تغییر در تبدیل عکس‌های RAW، می‌توان به تنظیم روشنایی، تراز سفیدی، Picture Style، کاهش نویز تصاویر، کیفیت و اندازه‌ی عکس، فضای رنگی (color space) و همچنین تصحیح خطای رنگی، اعوجاج و تیرگی گوشه‌های تصویر اشاره‌کرد.

عکاسی بی‌صدا (Silent Shooting)

در مواقعی که صدای شاتر دوربین ممکن است اذیّت‌کننده باشد (مانند عکاسی از بعضی مراسم‌های رسمی) یا عکاس نمی‌خواهد توجه دیگران را به خود جلب‌کند، امکان عکاسی بی‌صدا می‌تواند مفید واقع شود. با استفاده از این مد عکاسی که هم در عکاسی با منظره‌یاب اُپتیکال و هم در live perspective وجود دارد از صدای شاتر دوربین و حرکت آینه تا حد زیادی کاسته می‌شود.

امکان عکاسی HDR داخلی

بر خلاف دو امکان Auto Lighting Optimizer (که در صحنه‌هایی با کنتراست بالا، جزئیات در سایه‌ها را افزایش می‌دهد) و Highlight Tone Priority (که در صحنه‌های مشابه، جزئیات در روشنایی‌ها را بهبود می‌بخشد) که هر دو در دوربین 5D Mark II هم وجود داشتند، امکان عکاسی HDR داخلی در دوربین‌های کانن برای اولین بار در  5D Mark III‌معرفی‌شد. عکاسی HDR معمولاً در هنگامی که میزان دامنه‌ی دینامیک (Dynamic Range) صحنه‌ از دامنه‌ی دینامیک قابل ثبت توسط دوربین بیشتر باشد مورد استفاده قرارمی‌گیرد؛ اما بعضی عکاسان به طور اختصاصی تمام عکس‌هایشان را با تکنیک HDR پردازش‌می‌کنند.

در این مد، با فشردن دکمه‌ی شاتر، دوربین سه عکس پیاپی از صحنه می‌گیرد که شامل یک عکس با نوردهی درست، یک عکس با نوردهی بیش از حد (Over-exposed) و یک عکس با نوردهی کمتر از حد نیاز (Under-exposed) می‌شود. سپس، این سه عکس بر اساس یکی از حالات (Effect) از قبل تعیین‌شده در منوی HDR Mode با هم ترکیب می‌شوند و عکس HDR را بوجودمی‌آورند. برای اطمینان از تطابق سه عکس با یکدیگر بهتر است از سه‌پایه استفاده‌شود؛ اما در صورت عکاسی بر روی دست، امکان همترازکردن خودکار (auto align) سه عکس در درون دوربین نیز وجود دارد. همچنین در 5D Mark III، برخلاف دوربین D800 نیکون، امکان ذخیره‌سازی فایل‌های RAW هر سه عکس علاوه بر فایل HDR ترکیبی هم وجود دارد.

کیفیت عکس‌ها

دو معیار دامنه‌ی دینامیک و عملکرد سنسور تصویر از لحاظ میزان نویز تصاویر در ISO پایه و ISOهای بالاتر تا حد زیادی می‌تواند نمایانگر کیفیت عکس‌های یک دوربین باشد. از لحاظ نویز، دوربین 5D Mark III به شکل محسوسی از دوربین قبلی، 5D Mark II، عملکرد بهتری دارد. این عملکرد بهتر هم در ISOهای پایین و هم در ISOهای بالاتر مشهود است و در کل در هر حساسیت ISO، دوربین Mark III 5D نسبت سیگنال به نویز بالاتری (که نشانده‌ی عملکرد بهتر است) از Mark II 5D را ارائه‌می‌دهد.

نکته‌ی قابل‌توجه در مورد عملکرد دوربین‌ها در حساسیت‌های مختلف این است که بسیاری از سازندگان دوربین‌های دیجیتال حساسیت پایین‌تری از میزان ISO واقعی در هر استاپ را برای دوربین‌های خود تعیین‌می‌کنند. برای مثال، آنچه در دوربین 5D Mark III به عنوان ISO 100 نمایش داده‌می‌شود در واقع ISO 80 است. این تفاوت در ISO واقعی و ISO اعلام‌شده‌ی سازنده‌ی دوربین را می‌توان در بررسی‌های وبسایت معتبر تست و بررسی لنز‌ها و دوربین‌های دیجیتال، DXOMark، مشاهده‌کرد. در تصویر زیر تفاوت بین ISO واقعی و ISO اعلام‌شده‌ی شرکت سازنده را برای دوربین 5D Mark III مشاهده‌می‌کنید. اگر ISO واقعی و ISO اعلام‌شده‌ی این دوربین برابر بود، تمام نقاط نارنجی رنگ می‌بایست دقیقاً بر روی خط مورّب خاکستری قرار‌می‌گرفت. این موضوع زمانی اهمیت پیدا‌می‌کند که بخواهیم دو دوربین را از لحاظ عملکردشان در ایجاد نویز در تصاویر مقایسه‌کنیم. در این حالت، معمولاً دو دوربین را در ISOهای یکسان مقایسه می‌کنیم غافل از اینکه ممکن است ISO واقعی یک دوربین بسیار پایین‌تر از دوربین دیگر باشد. نتیجه این می‌شود که تصاویر دوربینی که ISO واقعی پایین‌تری دارد به نظر تمیزتر (با نویز کمتر) می‌رسد و ممکن است به اشتباه تصورکنیم که آن دوربین عملکرد بهتری دارد. بنابراین، در مقایسه‌ی دو دوربین از لحاظ نویز ایجاد‌شده در تصاویر، باید ISO واقعی دو دوربین (و نه آنچه شرکت سازنده اعلام می‌کند) را درنظر بگیریم تا نتایج مقایسه عادلانه‌تر و به واقعیّت نزدیکتر باشد.

با در نظر گرفتن این موضوع، می‌توانیم 5D Mark III را با نزدیک‌ترین رقیبش،Nikon D800  مقایسه کنیم. در هر دو دوربین ISO واقعی در هر استاپ کمی پایین‌تر از ISO اعلام شده‌ی دوربین است. برای مثال ISO 100 در دوربین Mark III برابر ISO 80 و در دوربین D800 برابر با ISO 74 است و این روند در تمام حساسیت‌های ISO دو دوربین حفظ‌می‌شود. با اینکه ISO واقعی دوربین نیکون از ISO واقعی دوربین کانن کمی پایین‌تر است؛ اما در تمامی حساسیت‌های ISO، دوربین کانن نسبت سیگنال به نویز بالاتری را دارد. البته، این برتری دوربین کانن بسیار اندک است و در مقایسه‌ی عکس‌های دو دوربین به صورت چشمی، احتمالاً  تفاوت اندک آنها برای خیلی‌ها اصلاً قابل‌تشخیص نیست. همین وضعیت در مورد مقایسه‌ی دو دوربین 5D Mark III و نیکون D810 هم پابرجاست و دو دوربین از لحاظ نویز در تصاویر، تقریباً دارای عملکردی برابر هستند. با این‌ حال، آنچه کمی دوربین D800 و D810 را از 5D Mark III پیش می‌اندازد میزان رزولوشن تصویر بسیار بالاتر این دو دوربین است. دو دوربین نیکون دارای 14 مگاپیکسل رزولوشن تصویر بیشتری از Mark III هستند و با این حال نویز تصاویر آنها تقریبا برابر نویز تصاویر دوربین کانن است. این یک موفّقیّت بزرگ برای نیکون است که توانسته علی‌رغم استفاده از پیکسل‌های بسیار کوچکتر در سنسور تصویر دو دوربین D800 و D810، نویز تصاویر را به شکل فوق‌العاده‌ای کنترل‌کند. پیامد رزولوشن بیشتر دو دوربین نیکون این است که اگر در پردازش‌های بعد از گرفتن عکس، نویز را (در Adobe Camera Raw) کاهش دهیم و با این کار کمی از رزولوشن و جزئیات تصویر را از دست بدهیم باز هم می‌توانیم به تصاویری با رزولوشن برابر با دوربین کانن و نویز کمتر از آن دست‌یابیم!

در مورد دامنه‌ی دینامیک، دوربین 5D Mark III هیچ پیشرفتی به نسبت دوربین 5D Mark II‌ نداشته‌است و این خبر نا‌امیدکننده‌ای برای طرفداران دوربین‌های کانن و بخصوص سری 5D‌ است. وبسایت DXOMark برای Mark III مقدار حداکثر 11.7 استاپ دامنه‌ی دینامیک را اندازه‌گیری کرده‌است که در مقایسه با دامنه‌ی دینامیک حداکثری 14.3 استاپ دوربین D800 تقریبا دو استاپ پایین‌تر است. البته دامنه‌ی دینامیک بالاتر دوربین نیکون تنها در ISOهای پایین خودنمایی می‌کند و بعد از ISO 800 تقریبا هر دو دوربین دامنه‌ی دینامیک یکسانی را ارائه می‌دهند. با این حال، برای عکاسانی که بیشتر عکس‌های خود را در ISO پایه‌ی دوربین می‌گیرند (مانند عکاسان منظره، طبیعت و استودیویی)، امکان برخورداری از 2 استاپ دامنه‌ی دینامیک بیشتر دوربین نیکون بسیار قابل‌توجه است. همچنین، دامنه‌ی دینامیک بالاتر دوربین نیکون بیشتر مربوط به سایه‌ها است. این بدین معنی است که در عکس‌های RAW گرفته‌شده با این دوربین می‌توان بدون افزایش بیش از حد نویز، جزئیات فراوانی را در سایه‌ها بازیابی‌کرد؛ اما همین عمل در دوربین 5D Mark III با افزایش نویز در سایه‌ها حتی در ISO پایه‌ی دوربین همراه است.

مطمئناً، عملکرد 5D Mark III‌ در کنترل میزان نویز در ISOهای بالا تحسین‌برانگیز است، اما با این حال بهترین نیست! مخصوصاً وقتی رقبایی چون نیکون D810 و سونی A7r II را در نظر بگیریم که دارای سنسور‌های تصویری با رزولوشن بسیار بالاتر از سنسور تصویر 5D Mark III هستند، به این نتیجه می‌رسیم که دوربین کانن دیگر تنها گزینه‌ی عکاسانی که به دنبال عملکرد عالی در نور کم هستند نمی‌باشد. همچنین، دامنه‌ی دینامیک پایین‌تر دوربین 5D Mark III نسبت به رقبایش در دو برند نیکون و سونی بر این مطلب صحّه می‌گذارد که کانن در زمینه‌ی دامنه‌ی دینامیک همچنان عقب‌تر از دیگر رقیبان است.

کیفیت و امکانات فیلمبرداری

دوربین 5D Mark II از جمله اولین DSLRهایی بود که امکان ضبط ویدئوی full HD را به کاربران می‌داد. این امکان باعث شد تا برای اولین بار کیفیت بالای فیلمبرداری با فرمت سینمایی (سنسور بزرگ فول‌فریم) در اختیار فیلمسازان مستقل و با بودجه‌ی کم قرارگیرد. اما این دوربین حتی بر فیلمبرداری حرفه‌ای در هالیوود هم تأثیرگذار بود و از آن زمان تاکنون در برخی از فیلم‌های سینمایی به عنوان دوربین Crash (دوربینی که برای صحنه‌های اکشن مورد استفاده قرار می‌گیرد و معمولاً در پایان صحنه به واسطه‌ی برخورد با اتومبیل یا انفجار و یا به هر طریق دیگری از بین می‌رود) مورد استفاده قرارگرفته‌است.

دوربین 5D Mark III در رزولوشن فیلمبرداری هیچ تغییری نسبت به دوربین قبلی نکرده‌است؛ اما امکانات و کیفیت فیلمبرداری در این دوربین پیشرفت بسیار خوبی داشته‌است. استفاده از پردازنده‌ی بسیار سریع‌تر DIGIC 5+ در Mark III بجز سرعت عکاسی پیاپی بالاتر باعث‌شده این دوربین بتواند مشکل moire (الگوهای تکرارشونده در جزئیات ریز تصاویر) و rolling shiver (مورّب‌شدن و اعوجاج تصویر در هنگام حرکت‌های سریع دوربین) را کاهش‌دهد. همچنین، امکان ضبط فیلم با حالت فشرده‌سازی ALL-I که پیشتر در دوربین 1D X دیده‌بودیم در این دوربین هم فراهم‌ شده‌است. ضبط فیلم در این حالت باعث می‌شود که اطلاعات هر فریم به طور مستقل ثبت‌شود و دیگر وابسته به فریم قبلی و بعدی نباشد. این ویژگی کار تدوین و انجام پردازش‌های بعدی روی فیلم را سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند، هرچند که حجم فیلم‌های ضبط‌شده در حالت ALL-I بسیار بیشتر از حالت IPB است. دوربین 5D Mark III بر خلاف 5D Mark II دیگر محدود به ضبط پیوسته‌ی فیلم تا 12 دقیقه نیست و در دمای معمولی بدون مشکل overheating می‌توانید تا 30 دقیقه فیلمبرداری کنید. دو امکان فیلمبرداری دیگر اضافه‌شده به Mark III جک هدفون برای مانیتورینگ صدا و امکان لمس بی‌صدای پیچ تنظیم پشتی در هنگام فیلمبرداری است.

بر خلاف دوربین Mark II 5D که برای دسترسی به تنظیمات دستی نوردهی در مد فیلمبرداری نیاز به بروزرسانی firmware دوربین بود، در 5D Mark III این امکان به طور پیش‌فرض در دوربین وجود دارد و در live perspective فیلمبرداری با چرخاندن دیال مد عکاسی به M (Manual) امکان تنظیم سرعت شاتر، دیافراگم و سرعت ISO به شکل دستی وجود دارد. همچنین، در هنگام فیلمبرداری هم می‌توانید سرعت شاتر، گشودگی دریچه‌ی دیافراگم و میزان جبران نوری را تغییردهید.

از آنجاییکه در دوربین 5D Mark III خبری از سیستم فوکوس خودکار هیبریدی یا Dual Pixel کانن نیست (این دو سیستم بعد از این دوربین معرفی شدند)، فوکوس خودکار در هنگام فیلمبرداری با  Mark III به نسبت دوربین‌های جدید‌تر کانن بسیار محدودتر است. در این دوربین تنها می‌توانید با فشردن دکمه‌ی شاتر یا AF-On با کمک سنسورهای تشخیص کنتراست بر روی سوژه خود یکبار فوکوس کنید و امکان فوکوس پیوسته در هنگام فیلمبرداری وجود ندارد.

امکان مانیتورینگ صدا در 5D Mark III اضافه شده‌است و اگر در هنگام فیلمبرداری هدفونی را به دوربین متصل‌کنید می‌توانید همزمان با ضبط صدا آنرا تنظیم‌کنید. برای تنظیم turn صدا در هنگام فیلمبرداری می‌توانید از امکان لمس بی‌صدای پیچ تنظیم پشتی دوربین استفاده‌کنید که باعث می‌شود این کار بدون تکان‌خوردن دوربین یا ضبط صدای click دکمه‌ها انجام‌گیرد.

بعد از ارائه‌ی بروزرسانی firmware برای Mark III، حالا می‌توان با اتصال این دوربین به یک ضبط‌کننده خارجی از طریق درگاه HDMI با کیفیت 4:2:2 و بدون فشرده‌سازی به فیلمبرداری با این دوربین پرداخت. البته، عدم فشرده‌سازی به معنی RAW بودن فیلم‌های ضبط‌شده نیست، بلکه به معنی امکان ضبط فیلم با اطلاعات بیشتری در مورد رنگ‌ها است. ضبط فیلم از این طریق تا حدی باعث بهبود کیفیت فیلم‌ها می‌شود و بخصوص برای انجام پردازش‌های بعدی (تصحیح رنگ و tone grading) روی فیلم‌ها گزینه‌ی بسیار مناسب‌تری است؛ اما همچنان در این روش هم محدودیّت 8 بیتی بودن سیگنال خروجی وجود دارد.

از لحاظ کیفیت، فیلم‌های به دست آمده از 5D Mark III کمی soothing به نظر می‌رسند و معمولاً نیازمند sharpening‌ در مراحل پس‌تولید هستند؛ اما در نوردهی خودکار و تعیین تراز سفیدی، این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و بسیار کم دچار خطا می‌شود. همچنین، Mark III‌ هم به مانند Mark II در ثبت رنگ‌ها عالی عمل می‌کند و رنگ‌ها به طبیعی‌ترین شکل ممکن در فیلم‌های این دوربین بازسازی می‌شوند. یکی دیگر از نقاط قوت این دوربین کنترل میزان moire در فیلم‌ها است که در آن 5D Mark III از بسیاری از دوربین‌های دیگر (از جمله نیکون D800) عملکرد بهتری دارد. همچنین، عملکرد بهتر Mark III در فیلمبرداری در ISOهای بالا نسبت به Mark II کاملاً مشهود است و در کل این دوربین یکی از بهترین عملکرد‌ها در فیلمبرداری ‌در نور کم را ارائه‌می‌دهد. همانند تمامی دوربین‌هایی که از سنسور‌های CMOS استفاده می‌کنند، این دوربین هم در هنگام فیلمبرداری دچار مشکل rolling shiver می‌شود؛ اما با این‌ حال، این مشکل به نسبت Mark II کمی کاهش یافته‌است.

دوربین 5D Mark III در محدوده‌ی قیمتی خود همچنان بهترین DSLR کانن برای فیلمبرداری است. امکان فیلمبرداری full HD و امکان بهره‌گیری از لنز‌های بسیار باکیفیت کانن، این دوربین را برای فیلم‌سازان مستقل و تازه‌کار به یکی از مقرون‌به‌صرفه‌ترین گزینه‌ها تبدیل‌کرده‌است. با این حال، در چند سال اخیر، سونی با ارائه‌ی دوربین‌هایی چون A7s و A7s II و حتی دوربین‌های ارزان‌تر RX100 IV و RX10 II تا حد زیادی علاقه‌مندان به فیلمبرداری را جذب خود کرده‌است. امکان فیلمبرداری با کیفیت 4K از جمله عمده‌ترین دلایلی است که کوچ از سیستم کانن به سونی را برای خیلی‌ها توجیه کرده‌است. بنابراین، با اینکه 5D Mark III بهترین دوربین DSLR کانن برای فیلمبرداری است، دیگر در این زمینه بهترین دوربین بازار نیست!

نتیجه‌گیری

بزرگترین و مهم‌ترین تغییر 5D Mark III نسبت به 5D Mark II را باید بکارگیری سیستم فوکوس خودکار بسیار پیشرفته‌تر در Mark III‌ دانست که خود به تنهایی می‌تواند خرید این دوربین جدید‌تر را برای خیلی‌ها توجیه‌کند. اما تغییرات و پیشرفت‌های درونی دیگری هم در این مدل جدید رخ‌داده که از جمله‌ی آنها می‌توان به بهبود کیفیت عکاسی در ISOهای بالا، بهبود کیفیت فیلم‌ها و اضافه‌شدن امکانات جدید فیلمبرداری و سرعت عکاسی پیاپی بالاتر اشاره‌کرد.

دوربین 5D Mark III را باید یک دوربین تقریباً همه‌کاره دانست. کیفیت عکس‌های این دوربین آن را برای اکثر گونه‌های عکاسی از جمله منظره، پرتره، تبلیغاتی و معماری مناسب می‌سازد و سرعت عکاسی پیاپی 6 فریم بر ثانیه‌ی آن می‌تواند در عکاسی خبری و تا حدی ورزشی در اصطلاح «کار راه انداز» باشد. از لحاظ فیلمبرداری هم این دوربین با ارائه‌ی کیفیتی بسیار خوب به همراه امکاناتی معقول و از همه مهم‌تر امکان بهره‌گیری از لنز‌های باکیفیت عکاسی و سینمایی کانن همچنان یکی از DSLRهای مطرح در این زمینه‌است.

اما کیفیت عکس‌ها و فیلم‌ها نمی‌تواند تنها معیار انتخاب یک دوربین باشد! برای بسیاری از عکاسان حرفه‌ای، هندلینگ یک دوربین یکی از مهم‌ترین معیار‌های انتخاب است که می‌تواند معیارهای دیگر (از جمله کیفیت عکس‌ها) را تحت‌الشّعاع قرار دهد. مثال واضح این مطلب، عکاسان باسابقه‌ای هستند که چون سال‌ها با دوربین‌های کانن (یا نیکون) کارکرده‌اند و به نحوه‌ی چینش و عملکرد دکمه‌ها و پیچ‌های تنظیم دوربین‌های این برند عادت‌کرده‌اند دیگر حاضر نیستند حتی با معرفی دوربین‌های بهتر و باکیفیت‌تر به سراغ دیگر برند‌های دوربین بروند. از این لحاظ، دوربین‌های کانن (بخصوص سری 5D) با توجه به چینش حرفه‌ای و بسیار مناسب دکمه‌ها و حس خوبی که در دست‌گرفتن دوربین به عکاس می‌دهد طرفداران وفاداری پیدا‌کرده‌اند که البته‌ تعدادشان هم کم نیست. نکته‌ی دیگر در مورد برند کانن، بکارگیری ساختاری منطقی و ساده‌ در منوهای دوربین است که دسترسی به تنظیمات مختلف را با سهولت بیشتری همراه می‌کند. نتیجه‌‌ای که می‌خواهم از مطرح‌کردن این بحث بگیرم این است که برای انتخاب دوربین DSLR فول‌فریم (یا هر دوربین دیگری) تنها به کیفیت عکس‌ها و فیلم‌ها بها ندهید و حتما معیار‌های دیگری چون هندلینگ و حس عکاسی با دوربین را هم در نظر بگیرید. اهمیّت این موضوع در این است که انتخاب یک دوربین حرفه‌ای گران‌قیمت که احتمالاً با خرید لنز‌های گران‌قیمت‌ هم همراه خواهدبود بیشتر شبیه انتخاب یک برند با تمام خوبی‌ها و بدی‌های آن برند است و این تصمیمی نیست که بتوان در آن سهل‌انگاری کرد.

اکنون چهار سال از ارائه‌ی 5D Mark III‌ می‌گذرد و انتظار می‌رود در سال جاری میلادی، کانن مدل بعدی این سری، 5D Mark IV، را معرفی‌کند؛ اما تا آن زمان دو DSLR دیگر 5DS و 5DSR کانن تنها گزینه‌های نزدیک به 5D Mark III هستند که هرچند مانند Mark III همه‌کاره نیستند، اما کیفیت عکس‌های آنها به لطف سنسور تصویر 50 مگاپیکسلی پنجره‌ی جدیدی را پیش روی علاقه‌مندان به عکاسی با دوربین‌های DSLR گشوده‌است.

چگونه با اینستاکس عکس‌های خوبی بگیریم؟

چند سالی از رونق دوباره عکس‌های فوری با ابتکار شرکت‌هایی مثل فوجی‌فیلم و ارائه محصولاتی مثل اینستاکس می‌گذرد. دوربین‌هایی که کارکردی مشابه دوربین‌های قدیمی پولاروید دارند.

در این دوربین‌ها فیلم درون دوربین قرار می‌گیرد و بلافاصله پس از فشردن دکمه شاتر، فیلم از دوربین بیرون می‌آید و پس از چند دقیقه عکس روی آن ظاهر می‌گردد.

نکته جالب در مورد این دوربین‌ها و عکس‌های گرفته‌شده توسط آن‌ها این است که کاربران یا از عکاسی یا آن‌ها بسیار راضی هستند و عکاسی با چنین دوربین‌هایی را تجربه‌ای لذت‌بخش می‌دانند و یا پس از اولین تجربیات عکاسی به‌طور کامل از تار بودن، تیره بودن و یا بیش‌ازحد روشن بودن عکس‌ها ناراضی هستند!

دلیل عدم رضایت برخی کاربران از این دوربین‌ها، درواقع عدم رعایت برخی نکات ساده است که ما در این مطلب به آن‌ها خواهیم پرداخت.

اینستاکس مینی 8 دارای تنوع رنگ جذابی است

دوربینی که در این مطلب موردبررسی قرارگرفته، فوجی فیلم اینستاکس مینی 8 است که به دلیل قیمت مناسب و تنوع رنگ طرفداران بیشتری نسبت به دیگر مدل‌ها دارد.

 

مسئله نور

نکته اصلی در مورد دوربین INSTAX MINI 8 این است که سرعت شاتر این دوربین‌ ثابت و معادل 1/60 ثانیه است. از طرف دیگر حساسیت فیلم‌های موجود برای این دوربین‌ها نیز مقداری ثابت است. پس تنها راه تنظیم نوردهی برای جلوگیری از بیش‌ازحد تیره یا بیش‌ازحد روشن شدن عکس‌ها تغییر نور تابیده‌شده به فیلم از طریق تغییر درجه دیافراگم است!

اما مسئله اینجاست که تنظیم دیافراگم هم گرچه متغیر است اما تا حد زیادی بر عهده خود دوربین است.

این دوربین دارای چهار مود عکاسی است که برای هر یک، یک ‌شکل و چراغ روی بدنه آن تعبیه‌شده است و هرکدام یک درجه دیافراگم خاص دارد.

پیشنهاد یکی از این حالت‌ها بر عهده خود دوربین است و دوربین نیز در بیشتر مواقع در تشخیص میزان نور محیط خوب عمل می‌کند. و تنها تغییری که بر عهده کاربر است امکان چرخاندن حلقه دور لنز برای انتخاب حالت پیشنهادشده توسط دوربین و یا انتخاب حالتی ست که به نظر خود کاربر مناسب‌تر از پیشنهاد دوربین است.

چهار حالت از عبارت‌اند از:

  • داخلی / شب : باعلامت خانه و F/12.7 (بیشترین حد نوردهی)
  • ابری / سایه : با علامت ابر و F/16
  • نیمه‌ابری / آفتاب ملایم: با علامت خورشید و F/22
  • آفتاب یا نور شدید: با علامت خورشید تابان و F/32 (کمترین حد نوردهی)

+ حالت Hi-key برای محیط‌ها کم‌نور

چهار حالت عکاسی و حلقه چرخنده دور لنز instax MINI 8

به‌منظور خراب نشدن عکس‌ها فقط کافی است که قبل از فشردن دکمه شاتر، مطمئن شوید که یکی از چراغ‌ها روشن است و دوربین نور محیط را به‌درستی تشخیص داده است و سپس حلقه چرخنده را بچرخانید تا علامتش روی آن و در کنار چراغ روشن‌شده قرار بگیرد. به همین سادگی و فقط با مطمئن شدن از تشخیص صحیح دوربین (که معمولاً هم صحیح خواهد بود) و انتخاب آن می‌توانید مطمئن باشید که عکسی بیش‌ازحد تاریک یا روشن ثبت نخواهد شد.

البته درصورتی‌که احساس می‌کنید دوربین دچار اشتباه شده، می‌توانید حلقه چرخنده را روی حال مناسب قرار دهید.

اینستاکس نور محیط را تشخیص می‌دهد اما تصمیم گیرنده نهایی کسی است که عکس را می‌گیرد

 

شما از این امکان در جهت تاریک‌تر یا روشن‌تر کردن عکس‌ها نیز می‌توانید استفاده کنید. برای مثال اگر سوژه در سایه (یا هوای ابری) قرار دارد و دوربین نیز همین حالت را تشخیص داده، می‌توانید با قرار دادن حلقه چرخنده روی حالت “آفتاب” موجب بسته‌تر شدن دیافراگم و کمتر شدن نور ورودی و درنتیجه تیره‌تر شدن عکس شوید!

و یا با قرار دادن حلقه چرخنده روی حالت “خانه” نور تابیده‌شده به فیلم را افزایش دهید و عکس روشن‌تری داشته باشید . . .

حالت داخلی (با علامت خانه) برای محیط‌هایی با کمترین نور ایجاد شده است. اگر دوربین این حالت را تشخص داد و احساس کردید که نور بیش‌ازحد کم است، می‌توانید با انتخاب گزینه Hi-key عکس روشن‌تری بگیرید.

تاثیر گزینه HI-KEY در عکاسی در محسط کم نور

 

مشکلات دیگر

یکی دیگر از مشکلات عکس‌های ثبت‌شده با این دوربین‌ها تار بودن عکس‌ها و شفافیت کم سوژه است. اگر دقت کرده باشید دور لنز این دوربین حداقل فاصله فوکوس 0.6 متر یا 60 سانتی‌متر درج شده است. یعنی این دوربین فقط قادر به ثبت سوژه‌های موجود در محدوده 60 سانتیمتری و بیشتر از لنز است و امکان ثبت عکس‌های سلفی در حالتی که دوربین را در دست و به سمت خود گرفته‌اید، تقریباً ناممکن است. حداکثر فاصله فوکوس نیز برای این دوربین در حدود 2.5 متر ذکرشده است که این میزان غیرقابل تغییر است. البته سوژه هایی که در فاصله دورتر از این میزان قرار دارند آنچنان تار نخوهند شد .

فراموش نکنید که اینستاکس یک فلاش همیشه فعال دارد و در صورت تشخیص صحیح نور محیط و رعایت حداقل و حداکثر فاصله از آن، در حقیقت تصویر سوژه‌ای را که در محدوده نور فلاشش باشد را به بهترین نحو ثبت خواهد کرد.

 

نکات مهم دیگر

چند نکته در ادامه ذکر شده که به یاد داشتن آن‌ها ممکن است در ثبت عکس‌های بهتر به کمک شما بیایند:

  • عکس‌های در محیط خارجی و نور طبیعی بهتر ثبت می‌شوند
  • درصورتی‌که در محیط‌های بسته عکس می‌گیرید سعی کنید لامپ‌ها را روشن کنید و یا گزینه HI-KEY را انتخاب کنید
  • از انتخاب گزینه HI-KEY در نور آفتاب خودداری کنید
  • آخرین نکته در مورد ثبت عکس توسط این دوربین نگرفتن دوربین به سمت منبع نور شدید و خورشید است، درصورتی‌که چنین اشتباهی را مرتکب شوید قطعاً عکس شما به‌اصطلاح “می‌سوزد”

 

درنهایت

از اینستاکس انتظار کفیت فوق‌العاده در حد یک دوربین دیجیتال را نداشته باشید!

به یاد داشته باشید که اینستاکس یک دوربین هوشمند نیست و ثبت عکس‌های خوب در گروی رعایت نکات کوچکی است که در اینجا ذکر شد. این دوربین طراحی شده تا در کمترین زمان یک عکس قابل‌لمس و واقعی در اختیار شما بگذارد، پس عکاسی با آن را یاد بگیرید و خاطرات خود را ماندگار کنید.