کارگاه عکاسی مادون قرمز و فرابنفش با رامین کاکاوند

کارگاهی برای کسانی که همیشه به دنبال خلاقیت هستند.

آنچه در این کارگاه آموزشی رایگان به آن پرداخته می‌شود:

اصول عکاسی مادون قرمز (IR)

نورپردازی فرابنفش (UV)

نمادشناسی در عکاسی مادون قرمز

رونمایی از شماره 9 نشریه تخصصی آموزش عکاسی نور رویایی

زمان برگزاری: جمعه 5 آبان ماه از ساعت 15 الی 19

کارگاه یک روزه آموزشی رایگان اصول عکاسی مادون قرمز و نورپردازی فرابنفش و به همراه رونمایی از شماره 9 نشریه تخصصی آموزش عکاسی نور رویایی

عکاسی مادون قرمز علاوه بر زیبایی مسحور کننده اش ، تحیر، تعجب و تحسین هر بیننده ای را بر می انگیزد. به عقیده بسیاری، عکاسی مادون قرمز نوعی از هنر سورئال است که نه تنها متکی به مهارت های عکاسی نیست، بلکه به عناصر طبیعی و محیطی بی شماری است.
در این نوع عکاسی، نور مرئی به وسیله فیلتر مادون قرمز مسدود می‌شود و حسگر یا فیلم دوربین تنها با طیف مادون قرمز نوردهی می‌کند، در واقع برای عکاسی با نور مادون قرمز باید در دوربین به وسیله فیلتر تغییرات بوجود آورد. نور مادون قرمز با چشم قابل رویت نیست از این رو عکسی که با این تکنیک ثبت می شود با واقیعت بسیار متفاوت است.

متاسفانه عکاسی فرابنفش در میان عکاسان ایرانی مهجور واقع شده اما در کارهای اساتید و عکاسان حرفه ای بین المللی به وفور شاهد شاهکارهای عکاسی UV در نمونه آثارشان هستیم.

تابش فرابنفش یا Ultraviolet موجی است در گستره امواج الکترو مغناطیس با طول موجی کوتاه تر از نور مرئی، ولی بلند تر از اشعه ایکس. به عبارت دیگر انرژی آن کمتر از اشعه ایکس، ولی بیشتر از نور مرئی است.

به طور کلی اتم‌های هر چیزی که محتوی رنگ فلورسنت باشد، زیر نور UV برانگیخنه شده و می‌درخشند. همچنین ماژیک های‌لایت، سنگ یاقوت، گچ و رنگ اکریلیک فسفری، رنگ مو و برخی لوازم آرایش، در پرتو UV درخشندگی دارند. علاوه بر موارد گفته شده، آب تونیک و نوشیدنی‌های بدون الکل که محتوی Quinine هستند نیز در نور فرابنفش می‌درخشند. فوتون‌های UV توسط مولکول های Quinine جذب شده و الکترون‌های موجود در مولکول‌های آن تحت انرژی زیاد برانگیخته می‌شود. سپس شروع به از دست دادن انرژی می‌کنند. این تحلیل انرژی به صورت بصری نور را پس می‌دهد.؛ به طوری که هم زمان نور UV را جذب و به صورت نور مرئی بازتاب می‌دهند.

زمان برگزاری: جمعه 5 آبان ماه از ساعت 15 الی 19

محل برگزاری کارگاه: فرهنگسرای رسانه

آدرس: پاسداران، خیابان شهید گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا

ثبت نام رایگان فقط از طریق وب سایت http://www.DreamLight.ir

 

بهترین دوربین‌ها برای عکاسی در نور کم

در حالی که اکثر دوربین‌های مدرن عکس‌های با کیفیت بالایی را می‌توانند بگیرند، ولی همه آن‌ها در شرایط سخت از عملکرد بالایی برخوردار نیستند. هر چه شرایط محیط برای عکاسی در نور کم چالش‌برانگیزتر شود به دوربین بهتری برای عکاسی نیاز خواهید داشت. عکاسی تماماً در رابطه با ثبت نور است و هر چه شرایط نوری ضعیف‌تر شود عملکرد و قابلیت دوربین بیشتر محک می‌خورد. در ادامه سعی شده تا دوربین‌های عکاسی‌ای که بهترین عملکرد و کمترین نویز را دارند معرفی شوند و مشخصات آن‌ها موردبررسی قرار گیرد.

عملکرد خوب دوربین در شرایط نوری تاریک برای آن دسته از عکاسانی مهم است که عکاسی نجومی می‌کنند، از کنسرت‌ها و تئاتر‌ها عکس می‌گیرند یا مناظر طبیعی و شهری را در شب عکاسی می‌کنند. البته برای هرکدام از این زمینه‌های عکاسی ابزارها و راه‌حل‌هایی وجود دارد. عکاسان ورزشی معمولاً حساسیت ایزوی دوربین را افزایش می‌دهند، عکاسان عروسی از نور‌های پیوسته و رو دوربینی استفاده می‌کنند و یا مثلاً عکاسان خیابانی از لنز‌های سریع و نور‌های مصنوعی خود شهر بهره می‌گیرند و در همه این موارد برای رسیدن به بهترین نتیجه باید از یک دوربین مناسب نیز برخوردار بود و با بالا رفتن ایزو یا کم شدن نور محیط نویز بالایی نداشته باشد و دقت رنگی مطلوبی داشته باشد. به علاوه بر خلاف تصور بالا رفتن رزولوشن سنسور نه تنها رابطه‌ای با عملکرد بهتر دوربین در شرایط کم‌نور ندارد بلکه ممکن است نویز بیشتری را در تصویر ایجاد کند.

دوربین‌هایی که بهترین عملکرد را در شرایط نوری ضعیف دارند، طبق بررسی‌های انجام شده و بر اساس تست‌های سایت DxOmark بر اساس زیر می‌باشند.

دوربین‌های فول‌فریم:

Nikon D5

Sony a7S II

Canon 5D Mark IV

دوربین‌های APS-C

Nikon D7500

Sony a6300

Canon 7D Mark II

مواردی که باید در مورد عکاسی در نور کم در نظر بگیریم:

سایز سنسور: سایز حسگر دوربین تقریباً در همه زمینه‌های عکاسی مورد بحث قرار می‌گیرد ولی زمانی که از ثبت عکس در شرایط کم‌نور صحبت می‌شود از اهمیت بیشتر برخوردار می‌شود. هر چه ابعاد سنسور بزرگ‌تر باشد طبیعتاً سطح بیشتری برای جذب نور خواهد داشت عکس با روشنایی مطلوب‌تری ثبت می‌شود؛ بنابراین دوربین‌های مدیوم‌فرمت از این نظر بهترین عملکرد را دارند و بعد از آن دوربین‌های فول‌فریم قرار دارند. دوربین‌هایی یا سنسور APS-C و MFT را نیز می‌توان در رتبه‌های بعدی قرار داد.

البته دوربین‌های فول‌فریم نسبت معایبی نیز دارند. آن‌ها معمولاً قیمت بالایی دارند، وزن آن‌ها بالاست و از ابعاد کامپکتی نیز برخوردار نیستند؛ بنابراین برای عکاسانی که از نمی‌خواهند هزینه زیادی را برای دوربین صرف کنند یا به یک دوربین سبک و خوش‌دست برای عکاسی نیاز دارند، دوربین‌های APS-C گزینه‌های بهتری هستند.

ایزو: میزان حساسیت ایزو حساسیت سنسور را نسبت به نور را مشخص می‌کند. سنسور هر دوربینی یک ایزوی مشخص و طبیعی دارد که با تقویت یا تضعیف ولتاژ خروجی می‌توان میزان آن را تغییر داد. هر چه ایزو بالاتر رود تقویت الکترونیکی سیگنال‌ها بیشتر می‌شود و به طبع آن نویز‌ها نیز تقویت شده و نمود بیشتر در تصویر خواهند داشت. ولی دوربین‌هایی هستند که در ایزو‌های بالا عملکرد بهتری نسبت به دیگر دوربین‌ها دارند و نویز را بهتر کنترل می‌کنند؛ به عبارت دیگر این که دوربین‌ها قادرند تا چه قدر افزایش ایزو داشته باشند مهم نیست. مهم اینجاست که عملکرد دوربین و نویز تصویر در ایزو‌های بالا به چه صورت است.

تصویری از عکس ثبت شده با نویز بالا

بهترین دوربین‌های فول‌فریم برای عکاسی در نور کم :

دوربین‌های فول‌فریم بهترین گزینه در بین دوربین‌های متداول برای عکاسی در نور کم هستند. هر چند سه دوربین که به آن‌ها اشاره می‌شود، قیمت بالایی دارند ولی تصویری که در محیط‌های تاریک ارائه می‌دهند نسبت به دوربین‌هایی که سنسور کوچک‌تری دارند، جزئیات و کیفیت بسیار بالاتری دارد.

Nikon D5:

 

هر چند که این دوربین قیمت بسیار بالایی دارد ولی در کنار Nikon D850 بهترین عملکرد را در شرایط نوری ضعیف دارد. این دوربین قادر است تصویری با نویز پایین و وضوحی بالا را در محیط‌های کم‌نور ثبت کند. البته لنزی که با آن عکاسی می‌شود نیز باید مینیمم دیافراگم مناسبی مثل F1.4 یا F1.2 داشته باشد تا بتوان نتیجه بهتری گرفت. D5 سنسوری ۲۰ مگاپیکسلی دارد و می‌توان حساسیت ایزوی آن را تا ۳،۲۸۰،۰۰۰ افزایش داد و با سرعت ۱۴ فریم بر ثانیه عکاسی کرد.

 

 

 

Sony a7S II:

عکس گرفته شده با Sony a7SII و . ISO 2000, 1/100 توسط R Otaviano

 

سونی این دوربین را بر اساس عملکرد بالا در محیط‌های کم‌نور طراحی کرده است. این دوربین در بین دوربین‌های فول‌فریم از بزرگ‌ترین اندازه پیکسل برخوردار است و به لطف همین ویژگی در شرایط نوری ضعیف نویز تصویر بسیار پایین خواهد بود و عکس با وضوحی بالا به ثبت می‌رسد. A7S II همچنان از یک سنسور ۱۲ مگاپیکسل فول‌فریم Exmor CMOS در کنار پردازشگر تصویر BIONZ X جهت ارائه‌ی محدوده‌ی ایزوی استاندارد 100 تا 102400، بهره می‌برد. این حساسیت قابل‌گسترش به ISO 50-409600 است. از دیگر ویژگی‌های‌ که این دوربین را نسب به رقبای خود متمایز می‌کند سرعت و عملکرد بسیار بالای فوکوس خودکار حتی در محیط‌های نزدیک به تاریکی است.

 

Canon 5D Mark IV

عکس گرفته شده توسط Paulo Valdivieso با دوربین 5D Mark iv ، لنز 24-105 F4L IS و حساسیت ایزوی ۶۴۰ و سرعت شاتر ۱.۸ ثنیه و دیافراگم F4

این دوربین در حال حاضر پرچم‌دار محصولات کانن به حساب می‌آید. هر چند که این دوربین در مقایسه با بعضی دوربین‌های هم‌رده از حساسیت ایزو‌های بالاتری برخوردار نیست ولی در این است ما قرار گرفته چون تقریباً در هر شرایطی از عملکرد فوق‌العاده‌ای برخوردار است حتی دز شرایطی که نور محیط بسیار کم باشد. 5D Mark IV به یک حسگر فول‌فریم از نوع CMOS مجهز شده است که تفکیک‌پذیری ۳۰.۴ مگاپیکسل را ارائه می‌دهد. علاوه بر این٬ پردازشگر تصویری DIGIC 6+ در قلب این دوربین جای گرفته تا تمام پردازش‌های مورد نیاز در دوربین با سرعت و دقت بالایی صورت پذیرد. Canon 5D Mark IV از دامنه حساسیت ایزوی ۱۰۰-۳۲۰۰۰ بهره می‌برد که البته امکان افزایش آن تا ۵۰-۱۰۲۴۰۰ نیز فراهم است. به این ترتیب توسط این دوربین می‌توان در محیط‌های کم‌نور٬ عکس‌هایی با روشنایی و شارپنس بالا و حداقل نویز را به ثبت رساند.

بهترین دوربین‌های با سنسور APS-C برای عکاسی در نور کم :

 

Nikon D7500:

عکس گرفته شده توسط David Eastwell با دوربین Nikon D7500

 

این دوربین با سنسور ۲۰.۹ مگاپیکسلی و قابلیت افزایش ایزو تا ۱۶۴۰۰۰۰ یکی از بهترین دوربین‌ها برای عکاسی در نور‌ کم به حساب می‌آید. D7500 از ۵۱ نقطه فوکوس برخوردار است و در دقت بالایی در فوکوس خودکار حتی در شرایط کم‌نور دارد. این دوربین نسبت به دوربین‌های فول‌فریم از ابعاد و وزن کم‌تری برخوردار است.

 

 

 

Sony a6300

عکاس: Zengame دوربین: Sony a6300 لنز ۳۵ میلیمتر FE F1.4

این دوربین کراپ سنسور بدون‌آینه مقایسه دوربین‌هایی در بازه قسمتی یکسان، کیفیت بالایی را در محیط‌های کم‌نور ارائه می‌دهد. Sony a6300 از سنسوری با رزولوشن ۲۴.۳ مگاپیکسل برخوردار است و ایزوی آن را می‌توان تا ۵۱،۲۰۰ افزایش داد. تا ایزو ۲۵،۶۰۰ این دوربین نسبت سیگنال به نویز بسیار بالایی دارد و تصاویر با وضوح و جزئیات بالای ثبت می‌شوند. به علاوه که این دوربین به ۴۲۵ نقطه فوکوس مجهز است و حتی در محیط‌های نسبتاً تاریک نیز با سرعت بالایی بر روی سوژه فوکوس می‌کند.

 

 

Canon 7D Mark II

عکاس: Micadew دوربین Canon 7D Mark II لنز:70- f/2.8L lens ایزو ۲۰۰

7D Mark II یکی از بهترین دوربین‌های کراپ‌سنسور برای عکاسی در نور کم به حساب می‌آید. این دوربین برای عکاسی ورزشی و عکاسی طبیعت به انتخاب عالی به حساب می‌آید و یکی از قوی‌ترین دوربین‌ها در فوکوس خودکار به حساب می‌آید. سنسور این دوربین رزولوشنی معادل ۲۰.۹ مگاپیکسل دارد و حساسیت ایزوی آن را می‌توان تا ۱۶۰۰۰ افزایش داد.

متغیر‌های زیادی هستند که رسیدن به یک نتیجه خوب در عکاسی از محیط‌ها و صحنه‌های کم‌نور ممکن می‌کنند. علاوه بر داشتن یک دوربین مناسب باید از لنز‌های سریع، سه‌پایه و شاید فلاش نیز استفاده کرد تا بتوان عکسی واضح و شارپ خلق کرد.

 

 

دیدگاه‌ها برای قواعد کلاسیک نورپردازی پرتره با نور‌های استودیویی با بختیار

تمام هنر یک عکاس چهره حرفه‌ای، مهارت در بازی با نور است. با تجربه و دانش کافی از آناتومی صورت و شناخت نور، هر کسی می‌تواند بهترین پرتره‌ها را خلق کند. در عکاسی پرتره کلاسیک معمولاً چند روش مختلف مطرح می‌شود که با رعایت این قواعد می‌توان پرتره‌های استودیویی جذاب و خیره‌کننده‌ای را خلق کرد. در این تکنیک‌های کلاسیک معمولاً نسبت‌های نور‌های مختلف، محل قرارگیری نورها یا همان دیاگرام نوری، زاویه قرارگیری صورت در برابر دوربین و زاویه دید، طبق اصولی ثابت و قراردادی تعریف می‌شود. قبل از این در پیکسل در مورد نورپردازی پرتره به طور کلی صحبت به میان آمده بود. در ادامه سعی شده است تا بررسی برخی از تکنیک‌های نورپردازی پرتره با نورهای استودیویی و بررسی تفاوت آن‌ها، بتوان تا حدودی بر عکاسی استودیویی چهره مسلط شد. 

از زمان اختراع دوربین عکاسی تا به امروز، ثبت چهره انسان یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه عکاسی است. انسان همیشه دوست دارد تا به نوعی خود را جاودانه کند و عکس هرچند به صورت مجازی ولی وسیله‌ای کاملاً مناسب برای رسیدن به این نیاز بود؛ بنابراین انسان‌ها همیشه سعی دارند تا در زیباترین فرم ممکن چهره خود را در تصویر جاودانه کنند. قواعد و روش‌های بسیاری در عکاسی چهره تاکنون مطرح شده ولی هیچ‌کدام قانون‌های ثابتی نیستند و باید با کسب تجربه و مهارت به سبک شخصی خود در نورپردازی پرتره رسید. با این حال تکنینک‌های مرسوم و متداولی در نورپردازی این ژانر عکاسی وجود دارد که جواب خود را پس داده‌اند و با رعایت آن‌ها می‌توان پرتره‌های اصولی و خارق‌العاده‌ای را خلق کرد.

نورپردازی Split:

در این روش همان‌گونه که از نامش پیداست، صورت به دو قسمت مساوی سایه و روشن تقسیم می‌شود. در پرکنتراست ترین حالت یک سمت چهره کاملاً تاریک و نیمه دیگر روشن است. این نورپردازی معمولاً برای ثبت پرتره‌های دراماتیک به کار می‌رود و بر روی صورت آقایان نتیجه بهتری می‌دهد. منبع نور یا فلاش در نورپردازی Split هم‌سطح صورت و در زاویه ۹۰ درجه در کنار او قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر کردن قسمت سایه صورت می‌توان در طرف دیگر سوژه یک رفلکتور قرار داد. به این دلیل که تنها از یک منبع نور در این تکنیک استفاده می‌شود، نورسنجی بسیار ساده است و برای این کار تنها کافی‌ست نورسنج را از صورت سوژه، به سمت فلاش گرفته و فلاش را تخلیه می‌کنیم تا نور فلاش خوانده شود. بهترین عدد دیافراگم در عکاسی کلاسیک پرتره بین ۵.۶ تا ۸ است، بنابراین قدرت فلاش بهتر است که بر روی این اعداد تنظیم شود. برای رسیدن به نتیجه بهتر، نورپردازی پرتره به گونه‌ای باید انجام شود تا چشمی که در سایه قرار گرفته است، کمی روشن شود و بازتاب فلاش، یا همان کچ‌لایت در آن دیده شود. برای رسیدن به این وضعیت باید کمی صورت را به سمت نور چرخاند.

نور‌پردازی Split با نور سافت بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور تند و کاسه استاندار بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور نرم و نور‌های کمکی جهت روشن‌تر کردن سایه‌ها

نورپردازی Loop

در این روش از نورپردازی، سایه بینی، بر روی گونه می‌افتد. برای رسیدن به چنین تصویری، منبع نور کمی بالاتر از سطح سر مدل و بسته به چهره فرد، در زاویه بین ۳۰ تا ۴۵ درجه قرار می‌گیرد. اگر به عکس‌‌هایی که با این روش نورپردازی شده‌اند نگاه کنید، سایه‌ای کوچک از بینی که در سمت مخالف نور قرار گرفته، کاملاً مشهود است. ولی باید توجه داشت که سایه بینی با سایه گونه، تداخل نداشته باشد. در ضمن ارتفاع نور را نباید خیلی بالا برد، چرا که کچ‌لایت چشم‌ها از دست می‌رود و سایه بینی ممکن است عجیب به نظر برسد. برای پر کردن سایه‌ها نیز می‌توان یک فلاش دیگر به همراه سافت باکس را با یک استاپ روشنایی کمتر دقیقاً در مقابل صورت مدل قرار داد یا در طرف مقابل فلاش از یک رفلکتور استفاده کرد.

نورپردازی رامبرانتی:

این شیوه نورپردازی، برگرفته از روشی بود که رامبرانت، نقاش هلندی قرن شانزدهم در نقاشی‌هایش به کار می‌گرفت. نورپردازی رامبرنتی با مثلثی که بر روی گونه مدل شکل می‌گیرد، شناخته می‌شود. برخلاف نورپردازی در روش loop سایه بینی و گونه‌‌ با یک دیگر تداخل دارند و در زیر چشم یک مثلث روشن شکل می‌گیرد. در نورپردازی رامبرانتی باید توجه داشت که نور به چشمی که در سایه قرار گرفته است نیز بتابد. جهت رسیدن به نور رامبرانتی، سوژه نسبت به منبع نور باید در جهت مخالف کمی بچرخد و نور در سطح بالا‌تری نسبت به سر مدل قرار گیرد تا سایه بینی بزرگ‌تر شده و در سایه گونه محو شود. صورت هر فردی مناسب برای نورپردازی رمبرانتی مناسب نیست. برای چهره کسانی که گونه‌های برجسته‌ای دارند، راحت‌تر می‌توان به این نورپردازی رسید. حالت چهره و تناسب اعضای صورت نقش بسیار مهمی در انتخاب شیوه نورپردازی ایفا می‌کند. اگر فردی پیشانی بلندی دارد، توصیه نمی‌شود که نور در ارتفاع بالایی نسبت به سر قرار گیرد و یا اگر بینی مدلی بزرگ است خیلی نباید نور را به کناره‌ها برد تا سایه بینی بزرگ نشود و یک نور نرم و بخش بر روی صورت تاباند.

 

نورپردازی پروانه‌ای:

نور‌پردازی پروانه‌ای، به علت اینکه یک سایه کوچک و پروانه‌های شکل، در زیر بینی شکل می‌گیرد به این اسم نام‌گذاری شده است. در این شیوه نور روبه‌روی چهره و در ارتفاعی نسبتاً بالا نسبت به سوژه قرار می‌گیرد. باید توجه داست که فلاش یا منبع نور خیلی نباید بالا باشد چرا که سایه بینی، لب را قطع می‌کند و تصویر جذابی از مدل به ثبت نمی‌رسد. دوربین در این روش روبه‌روی چهره و زیر منبع نور قرار می‌گیرد و برای پر کردن سایه‌ها می‌توان یک رفلکتور را به دست مدل داد و از او خواست که آن را به گونه‌ای که در کادر قرار نگیرد و در زاویه مناسب ثابت نگاه دارد. در صورت‌های استخوانی و کشیده نورپردازی پروانه می‌تواند فوق‌العاده باشد ولی صورت‌های گرد در نورپردازی loop بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسند. به علاوه از این شیوه نور‌پردازی معمولاً در عکاسی مد و فشن نیز استفاده می‌شود.

نورپردازی متقارن:

در نورپردازی پرتره متقارن با Clamshell معمولاً دو منبع نور به کار گرفته می‌شود. نور‌ها با زاویه مساوی و فاصله یکسان در دو طرف سوژه قرار می‌گیرند تا دو طرف چهره به گونه‌ای یکنواخت روشن شود. باید توجه داشت که نور تابیده شده بر روی صورت باید خیلی نرم و پخش باشد تا سایه‌ها بسیار محو باشند. چرا که در این روش دو منبع نور مورد استفاده قرار گرفته‌اند، دو سایه تشکیل خواهد شد و نورپردازی پرتره را بسیار مشکل می‌کند، بنابراین بهتر است تا در حد امکان نور را پخش و یکنواخت بر روی چهره تاباند تا سایه‌ای بر روی گونه‌ها تشکیل نشود.

بک‌لایت و هدلایت:

در تمامی روش‌های فوق می‌توان بک لایت و هد لایت را نیز در نورپردازی پرتره به کار برد. نور هدلایت توسط یک شاخه نور که بالا سر سوژه و کمی پشت سر آن قرار می‌گیرد، تشکیل می‌شود تا مو‌ها و شانه‌های مدل روشن شود. شدت نور هدلایت با توجه به اینکه رنگ موی مدل چیست، بهتر است بین ۱.۵ تا ۲ برابر نور اصلی باشد. بک لایت نیز باید همین شدت نور را داشته باشد با این تفاوت که در پشت سوژه قرار می‌گیرد و لبه‌های صورت و بدن مدل درخشان‌تر به نظر می‌رسد و از پس زمینه جدا می‌شود.

Broad light و Short light

در نورپردازی پرتره، موقعیت و زاویه ‌قرارگیری سر نسبت به دوربین و منبع نور بسیار مهم است. برای گرفتن پرتره‌های های‌کی که نواحی روشن بسیار بیشتر از سایه‌ها است می‌توان نیمه‌ای از صورت را که نور اصلی به آن تابیده را کمی به سمت دوربین چرخاند. این وضعیت را Broad light یا نورِ پهن نام‌گذاری کرده‌اند. نور‌پردازی Broad باعث می‌شود که صورت پهن‌تر از آنچه که هست به نظر برسد، بنابراین برای صورت‌های لاغر و کشیده می‌تواند بسیار مؤثر و کار آمد باشد.

در مقابل Broad light، نور‌پردازی Short light قرار دارد که نیمه تاریک‌تر صورت به سمت کمی دوربین می‌چرخد تا صورت کمی باریک‌تر از به نظر برسد. برای نور‌پردازی صورت‌های گرد می‌توان از این روش استفاده کرد. لازم به ذکر است که این دو تکنیک را می‌توان در تمام شیوه‌های نورپردازی به کار برد به شرطی که منبع نور از اصلی از کناره‌ها به مدل تابیده شود.

برای مسلط شدن به نور‌پردازی پرتره مهم‌ترین فاکتور تمرین هر‌چه بیشتر و کسب تجربه است. هر کسی می‌تواند با ترکیب تکنیک‌های فوق و کمی خلاقیت و تمرین به یک استاد نورپردازی پرتره تبدیل شود. اگر فلاش‌های استودیویی در اختیار ندارید، می‌توانید با یک یا دو فلاش‌ رو دوربینی و رفلکتور شروع کنید یا حتی اگر قصد ندارید با اسپیت‌لایت نورپردازی کنید، می‌توانید از نور روز که بهترین کیفیت‌ را دارد شروع کنید.

کانن G1 X Mark III اولین کامپکت دارای سنسور بزرگ APS-C معرفی شد!

با معرفی کانن G1 X Mark III باید ذهنیت خود در مورد کوچک بودن سنسور دوربین‌های کامپکت و بدون قابلیت تعویض لنز را عوض کنیم! پیش‌ازاین چنین دوربین‌هایی را به‌عنوان دوربین‌هایی ساده با حس‌گر کوچک که هرگز قادر نیستند عکسی با مشخصات تصاویر ثبت‌شده با یک DSLR ثبت کنند، می‌شناختیم!

اما اکنون کانن دوربین کامپکتی را معرفی کرده که دارای سنسوری  بزرگ با ابعاد APS-C است. این سنسور در کنار لنزی با فاصله کانونی معادل 72-24 (طبق معیار فول فریم) و f/2.8-5.6 قادر خواهد بود عکس‌هایی مشابه آنچه که می‌توان با یک DSLR و یک لنز کیت آن ثبت کرد را به ثبت برساند.

در کانن  G1 X Mark III بزرگ‌ترین ایراد G1 X Mark II یعنی مگاپیکسل پایین رفع شده است. سنسور این دوربین دارای مگاپیکسل مؤثر ۲۴ است که قابل‌قبول و مناسب به نظر می‌رسد. این دوربین مجهز به منظره‌یاب الکترونیک و همچنین قابلیت برقراری ارتباط از طریق Wi-Fi و NFC است. این دوربین از لحاظ ظاهری شباهت بسیار زیادی با یکی دیگر از دوربین‌های سری G کانن یعنی G5X دارد اما ابعاد آن کمی بزرگتر و وزن آن کمی بیشتر از G5X می‌باشد.

کانن  G1 X Mark IIIاز پردازنده قدرتمند DIGIC 7 بهره می‌برد. تنها نکته ناامیدکننده در مورد کانن G1 X Mark III قیمت ۱۲۹۹ دلاری آن است. این قیمت از قیمت بدنه دوربین قدرتمند کانن 80D هم گران‌تر است! آیا امکان قرار دادن یک دوربین ۴۰۰ گرمی با سنسور APS-C در جیب، ارزش چنین هزینه‌ای را دارد؟

باید منتظر ماند و دید آیا کانن  G1 X Mark IIIبه دوربینی موفق مثل G1X تبدیل خواهد شد، یا همچون کانن G1 X Mark II که سنسوری بزرگ و قیمتی بالا داشت با استقبال چندانی مواجه نخواهد شد.

کانن G1 X و کانن G1 X Mark II که نسخه های پیشین کانن G1 X Mark III محسوب می‌شوند

در ادامه جزئیات فنی کانن  G1 X Mark III را مشاهده می‌کنید:

  • سنسور APS-C CMOS  دارای رزولوشن 24.3 مگاپیکسل
  • لنز 72 – 24 (معیار فول فریم) و f/2.8-5.6 با امکان 3 برابر زوم
  • ISO 100-25,699
  • Dual Pixel CMOS AF
  • OLED EVF
  • Touch Drag AF
  • صفحه نمایش لمسی 3 اینچی
  • قابلیت عکسبرداری 9 فریم در ثانیه با فوکوس ثابت و 7 فریم با فوکوس متغیر
  • WiFi/NFC/Bluetooth connectivity
  • Panoramic Shot Mode
  • Full HD 1080/60p video with 5-axis film IS
  • Time-lapse film mode
  • Dust- and Water-Resistant construction

قواعد کلاسیک نورپردازی پرتره با نور‌های استودیویی

تمام هنر یک عکاس چهره حرفه‌ای، مهارت در بازی با نور است. با تجربه و دانش کافی از آناتومی صورت و شناخت نور، هر کسی می‌تواند بهترین پرتره‌ها را خلق کند. در عکاسی پرتره کلاسیک معمولاً چند روش مختلف مطرح می‌شود که با رعایت این قواعد می‌توان پرتره‌های استودیویی جذاب و خیره‌کننده‌ای را خلق کرد. در این تکنیک‌های کلاسیک معمولاً نسبت‌های نور‌های مختلف، محل قرارگیری نورها یا همان دیاگرام نوری، زاویه قرارگیری صورت در برابر دوربین و زاویه دید، طبق اصولی ثابت و قراردادی تعریف می‌شود. قبل از این در پیکسل در مورد نورپردازی پرتره به طور کلی صحبت به میان آمده بود. در ادامه سعی شده است تا بررسی برخی از تکنیک‌های نورپردازی پرتره با نورهای استودیویی و بررسی تفاوت آن‌ها، بتوان تا حدودی بر عکاسی استودیویی چهره مسلط شد. 

از زمان اختراع دوربین عکاسی تا به امروز، ثبت چهره انسان یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه عکاسی است. انسان همیشه دوست دارد تا به نوعی خود را جاودانه کند و عکس هرچند به صورت مجازی ولی وسیله‌ای کاملاً مناسب برای رسیدن به این نیاز بود؛ بنابراین انسان‌ها همیشه سعی دارند تا در زیباترین فرم ممکن چهره خود را در تصویر جاودانه کنند. قواعد و روش‌های بسیاری در عکاسی چهره تاکنون مطرح شده ولی هیچ‌کدام قانون‌های ثابتی نیستند و باید با کسب تجربه و مهارت به سبک شخصی خود در نورپردازی پرتره رسید. با این حال تکنینک‌های مرسوم و متداولی در نورپردازی این ژانر عکاسی وجود دارد که جواب خود را پس داده‌اند و با رعایت آن‌ها می‌توان پرتره‌های اصولی و خارق‌العاده‌ای را خلق کرد.

نورپردازی Split:

در این روش همان‌گونه که از نامش پیداست، صورت به دو قسمت مساوی سایه و روشن تقسیم می‌شود. در پرکنتراست ترین حالت یک سمت چهره کاملاً تاریک و نیمه دیگر روشن است. این نورپردازی معمولاً برای ثبت پرتره‌های دراماتیک به کار می‌رود و بر روی صورت آقایان نتیجه بهتری می‌دهد. منبع نور یا فلاش در نورپردازی Split هم‌سطح صورت و در زاویه ۹۰ درجه در کنار او قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر کردن قسمت سایه صورت می‌توان در طرف دیگر سوژه یک رفلکتور قرار داد. به این دلیل که تنها از یک منبع نور در این تکنیک استفاده می‌شود، نورسنجی بسیار ساده است و برای این کار تنها کافی‌ست نورسنج را از صورت سوژه، به سمت فلاش گرفته و فلاش را تخلیه می‌کنیم تا نور فلاش خوانده شود. بهترین عدد دیافراگم در عکاسی کلاسیک پرتره بین ۵.۶ تا ۸ است، بنابراین قدرت فلاش بهتر است که بر روی این اعداد تنظیم شود. برای رسیدن به نتیجه بهتر، نورپردازی پرتره به گونه‌ای باید انجام شود تا چشمی که در سایه قرار گرفته است، کمی روشن شود و بازتاب فلاش، یا همان کچ‌لایت در آن دیده شود. برای رسیدن به این وضعیت باید کمی صورت را به سمت نور چرخاند.

نور‌پردازی Split با نور سافت بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور تند و کاسه استاندار بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور نرم و نور‌های کمکی جهت روشن‌تر کردن سایه‌ها

نورپردازی Loop

در این روش از نورپردازی، سایه بینی، بر روی گونه می‌افتد. برای رسیدن به چنین تصویری، منبع نور کمی بالاتر از سطح سر مدل و بسته به چهره فرد، در زاویه بین ۳۰ تا ۴۵ درجه قرار می‌گیرد. اگر به عکس‌‌هایی که با این روش نورپردازی شده‌اند نگاه کنید، سایه‌ای کوچک از بینی که در سمت مخالف نور قرار گرفته، کاملاً مشهود است. ولی باید توجه داشت که سایه بینی با سایه گونه، تداخل نداشته باشد. در ضمن ارتفاع نور را نباید خیلی بالا برد، چرا که کچ‌لایت چشم‌ها از دست می‌رود و سایه بینی ممکن است عجیب به نظر برسد. برای پر کردن سایه‌ها نیز می‌توان یک فلاش دیگر به همراه سافت باکس را با یک استاپ روشنایی کمتر دقیقاً در مقابل صورت مدل قرار داد یا در طرف مقابل فلاش از یک رفلکتور استفاده کرد.

نورپردازی رامبرانتی:

این شیوه نورپردازی، برگرفته از روشی بود که رامبرانت، نقاش هلندی قرن شانزدهم در نقاشی‌هایش به کار می‌گرفت. نورپردازی رامبرنتی با مثلثی که بر روی گونه مدل شکل می‌گیرد، شناخته می‌شود. برخلاف نورپردازی در روش loop سایه بینی و گونه‌‌ با یک دیگر تداخل دارند و در زیر چشم یک مثلث روشن شکل می‌گیرد. در نورپردازی رامبرانتی باید توجه داشت که نور به چشمی که در سایه قرار گرفته است نیز بتابد. جهت رسیدن به نور رامبرانتی، سوژه نسبت به منبع نور باید در جهت مخالف کمی بچرخد و نور در سطح بالا‌تری نسبت به سر مدل قرار گیرد تا سایه بینی بزرگ‌تر شده و در سایه گونه محو شود. صورت هر فردی مناسب برای نورپردازی رمبرانتی مناسب نیست. برای چهره کسانی که گونه‌های برجسته‌ای دارند، راحت‌تر می‌توان به این نورپردازی رسید. حالت چهره و تناسب اعضای صورت نقش بسیار مهمی در انتخاب شیوه نورپردازی ایفا می‌کند. اگر فردی پیشانی بلندی دارد، توصیه نمی‌شود که نور در ارتفاع بالایی نسبت به سر قرار گیرد و یا اگر بینی مدلی بزرگ است خیلی نباید نور را به کناره‌ها برد تا سایه بینی بزرگ نشود و یک نور نرم و بخش بر روی صورت تاباند.

 

نورپردازی پروانه‌ای:

نور‌پردازی پروانه‌ای، به علت اینکه یک سایه کوچک و پروانه‌های شکل، در زیر بینی شکل می‌گیرد به این اسم نام‌گذاری شده است. در این شیوه نور روبه‌روی چهره و در ارتفاعی نسبتاً بالا نسبت به سوژه قرار می‌گیرد. باید توجه داست که فلاش یا منبع نور خیلی نباید بالا باشد چرا که سایه بینی، لب را قطع می‌کند و تصویر جذابی از مدل به ثبت نمی‌رسد. دوربین در این روش روبه‌روی چهره و زیر منبع نور قرار می‌گیرد و برای پر کردن سایه‌ها می‌توان یک رفلکتور را به دست مدل داد و از او خواست که آن را به گونه‌ای که در کادر قرار نگیرد و در زاویه مناسب ثابت نگاه دارد. در صورت‌های استخوانی و کشیده نورپردازی پروانه می‌تواند فوق‌العاده باشد ولی صورت‌های گرد در نورپردازی loop بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسند. به علاوه از این شیوه نور‌پردازی معمولاً در عکاسی مد و فشن نیز استفاده می‌شود.

نورپردازی متقارن:

در نورپردازی پرتره متقارن با Clamshell معمولاً دو منبع نور به کار گرفته می‌شود. نور‌ها با زاویه مساوی و فاصله یکسان در دو طرف سوژه قرار می‌گیرند تا دو طرف چهره به گونه‌ای یکنواخت روشن شود. باید توجه داشت که نور تابیده شده بر روی صورت باید خیلی نرم و پخش باشد تا سایه‌ها بسیار محو باشند. چرا که در این روش دو منبع نور مورد استفاده قرار گرفته‌اند، دو سایه تشکیل خواهد شد و نورپردازی پرتره را بسیار مشکل می‌کند، بنابراین بهتر است تا در حد امکان نور را پخش و یکنواخت بر روی چهره تاباند تا سایه‌ای بر روی گونه‌ها تشکیل نشود.

بک‌لایت و هدلایت:

در تمامی روش‌های فوق می‌توان بک لایت و هد لایت را نیز در نورپردازی پرتره به کار برد. نور هدلایت توسط یک شاخه نور که بالا سر سوژه و کمی پشت سر آن قرار می‌گیرد، تشکیل می‌شود تا مو‌ها و شانه‌های مدل روشن شود. شدت نور هدلایت با توجه به اینکه رنگ موی مدل چیست، بهتر است بین ۱.۵ تا ۲ برابر نور اصلی باشد. بک لایت نیز باید همین شدت نور را داشته باشد با این تفاوت که در پشت سوژه قرار می‌گیرد و لبه‌های صورت و بدن مدل درخشان‌تر به نظر می‌رسد و از پس زمینه جدا می‌شود.

Broad light و Short light

در نورپردازی پرتره، موقعیت و زاویه ‌قرارگیری سر نسبت به دوربین و منبع نور بسیار مهم است. برای گرفتن پرتره‌های های‌کی که نواحی روشن بسیار بیشتر از سایه‌ها است می‌توان نیمه‌ای از صورت را که نور اصلی به آن تابیده را کمی به سمت دوربین چرخاند. این وضعیت را Broad light یا نورِ پهن نام‌گذاری کرده‌اند. نور‌پردازی Broad باعث می‌شود که صورت پهن‌تر از آنچه که هست به نظر برسد، بنابراین برای صورت‌های لاغر و کشیده می‌تواند بسیار مؤثر و کار آمد باشد.

در مقابل Broad light، نور‌پردازی Short light قرار دارد که نیمه تاریک‌تر صورت به سمت کمی دوربین می‌چرخد تا صورت کمی باریک‌تر از به نظر برسد. برای نور‌پردازی صورت‌های گرد می‌توان از این روش استفاده کرد. لازم به ذکر است که این دو تکنیک را می‌توان در تمام شیوه‌های نورپردازی به کار برد به شرطی که منبع نور از اصلی از کناره‌ها به مدل تابیده شود.

برای مسلط شدن به نور‌پردازی پرتره مهم‌ترین فاکتور تمرین هر‌چه بیشتر و کسب تجربه است. هر کسی می‌تواند با ترکیب تکنیک‌های فوق و کمی خلاقیت و تمرین به یک استاد نورپردازی پرتره تبدیل شود. اگر فلاش‌های استودیویی در اختیار ندارید، می‌توانید با یک یا دو فلاش‌ رو دوربینی و رفلکتور شروع کنید یا حتی اگر قصد ندارید با اسپیت‌لایت نورپردازی کنید، می‌توانید از نور روز که بهترین کیفیت‌ را دارد شروع کنید.

دیدگاه‌ها برای مروری بر آثار مارتین شولر، عکاس پرتره آلمانی-آمریکایی با میم

مارتین شولر متولد 1968 در مونیخ است. او کار عکاسی خود را در آلمان آغاز کرد و در سال 1993 به نیویورک مهاجرت کرد و بین سال‌های 1993 تا 1996 به عنوان دستیار آنی لیبوویتز عکاس مطرح آمریکایی کار می‌کرد.

شولر بیشتر با پروژه‌ی عکاسی پرتره‌هایِ کلوزآپ شناخته می‌شود. مجموعه عکسی متشکل از 75 عکس که او طی سال‌های 1998 تا 2005 از مشاهیر جهان ثبت کرده بود یکی از معروف‌ترین کار‌های اوست. پرتره‌هایی با نمایِ بسته و جزییات بسیار از چهره‌ها و ستارگان سینما، ورزشکاران و سیاست‌مداران نامدار جهان از جمله باراک اوباما، آنجلینا جولی، جک نیکلسون، کیت بلانشت و…

این مجموعه به خاطر صراحت در ارائه‌ی شخصیت سوژه و نورپردازی خاص و ارائه در ابعاد بزرگ بسیار مورد توجه قرار گرفته و در گالری‌های مختلفی در سطح جهان به نمایش گذاشته شده است.

او از سال ۱۹۹۹ تاکنون به عنوان عکاس در مجله‌ی نیویورکر فعالیت می‌کند و آثارش در مجلات گوناگون از جمله نشنال جئوگرافیک، نیویورکر، ووگ، جی‌کیو و تایم به چاپ رسیده است.

همچنین کارهای او در گالری ملی پرتره در واشنگتن، موزه ملی طراحی کوپر هِویت در نیویورک، موزه هنر نیپلز فلوریدا، موزه EMP در واشنگتن به نمایش گذاشته شده است.

تاکنون چندین کتاب از او منتشر شده است از جمله: پرتره‌ها (۲۰۱۴)، مشابه: پرتره‌های دوقلوها (۲۰۱۲)، نمونه کارها (۲۰۰۹)، زنان بدنساز (۲۰۰۸) و کلوزآپ (۲۰۰۵).

مارتین شولر در پروژه‌ی تازه‌اش به سراغ طیف گسترده‌تری از مشاهیر جهان رفته از جمله رهبران سیاسی، ستاره‌‌های هالیوود، کارآفرینان، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان، قهرمانان جنگ؛ اما این بار به‌جای نماهای بسته، اغلب عکس‌هایی با نمای باز و فضایی کارگردانی شده ارائه کرده است.

بخشی از مجموعه پرتره‌های مشاهیر او را در ادامه می‌توانید مشاهده کنید.

دیدگاه‌ها برای پیکسل به پیکسل با لایت روم (۳) با رضا اعتمادیان

خیلی از عکس‌های پرتره را با افکت‌هایی نرم و رنگ‌هایی با غلظت پایین اصلاح می‌کنند ولی در خیلی از عکس‌ها نیاز به افکت‌های قوی و دراماتیکی را به تصویر اضافه کرد تا تأثیرگذاری عکس دوچندان شود. این افکت بر روی بعضی از تصاویر پرتره خیلی خوب جواب می‌دهد و در لایت روم می‌توان به راحتی آن را به عکس اضافه کرد. در ادامه به چگونه اضافه کردن این نوع افکت پرتره در لایت‌ روم می‌پردازیم.

این پرتره‌ تصویر اولیه‌ای است که به عنوان نمونه در لایت روم می‌خواهیم آن را اصلاح کنیم.

و این عکسی است که قرار است در آخر به آن برسیم

اولین قدم برای ایجاد چنین افکتی در عکس تنظیم پارامتر‌های simple است. برای این کار به قسمت Develop در منو بالا، سمت راست کلیک کرده و در قسمت Basic پارامتر‌های مختلف را طبق اعداد زیر تنظیم می‌کنیم:

Exposure: +0.36

Contrast: +50

Highlights: -60

Shadows: +40

Whites: -50

Blacks: -40

البته می‌توان بر اساس عکس و یا غلظت افکتی که می‌خواهید به آن برسید، پارامتر‌های بالا را کمی تغییر بدهید.

بعد از انجام این کار و با تغیر سایه‌ها و های لایت‌ها، داینامیک رنج تصویر افزایش می‌یابد و کنتراست بیشتری به عکس داده می‌شود. با تغییرات بالا تصویری مطابق زیر خواهیم داشت:

همان طور که در عکس معلوم است، غلظت رنگ یا Saturation بالا رفته و پوست قرمز دیده می‌شود. برای حل این مشکل در همان قسمت Basic باید Clarity، vibrance و Saturation را به ترتیب بر روی +۹۰، +۲۰ و -۶۰ قرار می‌دهیم.

با این تغییرات تصویر به شکل زیر خواهد شد:

تغییر زیاد Clarity باعث افزایش کنتراست در تن‌های میانی خواهد شد و شارپنس یا وضوح تصویر را افزایش می‌دهد.

در همان قسمت Develop با پایین آمدن به قسمت Sharpening می‌رسیم. در این قسمت بر اساس زیر پارامتر‌های مختلف را تنظیم می‌کنیم:

Amount: 90

Radius: 2.0

Detail: 60

Masking: 0

و در قسمت بعدی یعنی Noise Reduction طبق زیر عمل می‌کنیم:

Luminance: 30

Detail: 50

Contrast: 25

Color: 30

Detail: 30

Smoothness: 15

 

در قدم آخر اضافه کردن کمی تیرگی به گوشه‌های عکس است. برای این کار به قسمت Post-Crop Vinetting رفته و گزینه Amount را بر روی -۲۰ قرار دهید.

و این عکس نهایی خواهد شد که افکت پرتره در لایت‌ روم به آن اضافه شده است …

 

 

دیدگاه‌ها برای Nikon D7200 در برابر Canon 80D با مونا

وقتی نیکون دوربین D7500 را معرفی کرد، همه منتظر بودند تا جایگزین دوربین نیکون D7200 را ببینند. اما ناگهان با دوربینی جدید روبرو شدند که بیش از اینکه مدل پیشرفته نیکون D7200 به شمار آید، نسخه ضیف‌تری از Nikon D500 بود. نزدیکی امکانات مدل جدید سری 7000 نیکون به مدل رده بالاتر از خودش باعث شده تا همچنان Nikon D7200 با قیمت مناسبی که دارد، یکی از گزینه‌های باارزش موجود در بازار و رقیبی برای یکی از دوربین‌های مشهور کانن به نام 80D باشد. دوربین کانن 80D هم اکنون پرفروشترین گزینه در بین دوربین‌های دو رقمی یا رده متوسط کانن و یکی از باارزش‌ترین دوربین‌های غیر فول‌فریم این شرکت است. در این مقاله سعی داریم این دو دوربین با ارزش را روبروی هم قرار دهیم و امکانات آنها را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه کنیم.

چرا هیچیک از این دوربین‌ها را نخریم؟

هر دو دوربین Nikon D7200 و Canon 80D جزو دوربین‌های DSLR حرفه‌ای با اندازه بزرگ هستند و طبیعتا استفاده از آنها برای کاربران خانگی چندان ساده نیست. اگرچه اصولا تمامی این دوربین‌ها دارای امکانات خودکار مخصوص کاربران تازه‌کار هم هستند، اما بهتر است برای کاربرد خانگی از دوربین‌های خانگی پیشرفته مانند Canon PowerShot G9 X یا Sony Cyber Shot DSC RX100 II استفاده کنید که هم کیفیت مناسبی دارند و هم می‌توانید آنها را به راحتی در جیب یا کیفتان بگذارید.

همچنین خرید یک دوربین DSLR معمولا با خرید چند وسیله دیگر نیز همراه است. وقتی یکی از این دوربین‌ها را می‌خرید، معمولا برای حمل آنها باید حداقل یک کیف دوربین ارزان قیمت مانند Vanguard UP-Rise II 14Z، یک فیلتر UV معمولی مانند Phottix UV Filter 58mm برای دهانه ی لنز (بسته به لنزی که استفاده می‌کنید) و یک DVD آموزشی آشنایی با دوربین های دیجیتال برای استفاده از این دستگاه‌های پیچیده تهیه کنید! اما دوربین‌های کامپکت، عملکردی بسیار ساده‌تر دارند، می‌توانید یک کارت حافظه ارزان قیمت مانندSanDisk 16GB Ultra (80MB/S) UHS-I  در آنها بگذارید و با خیال راحت و بدون آموزش قبلی در یک مهمانی عکاسی کنید.

این  دوربین‌ها هر دو نسبت به دوربین‌های فول‌فریم دارای حسگر کوچکتری هستند و طبیعتا نه تنها کیفیت پایین‌تری نسبت به این دوربین‌ها دارند، بلکه در نور کم نیز عملکرد ضعیف‌تری از خود نشان می‌دهند. فرموش نکنید برای عکاسی در نور کم، استفاده از حساسیت‌های ISO بالا بسیار ضروری است و در مقایسه با فول‌فریم‌ها در تصاویر این دوربین‌ها نویز زیادتری دیده می‌شود. بنابراین اگر برای مقاصد حرفه‌ای عکاسی در نور کم مانند عکاسی فضای داخلی، ورزشگاه‌ها، استادیوم‌های ورزشی، یا نجوم عکاسی می‌کنید بهتر است از دوربین‌های فول‌فریم ارزان‌قیمت مانند Canon 6D یا Nikon D610 استفاده کنید. ضمنا برخلاف دوربین‌های سونی که این روز‌ها طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند، روی بدنه هیچکدام از این دو دوربین لرزشگیر موجود نیست. بنابراین اگر بخواهید با دوربین روی دست در نور کم عکاسی کنید، قطعا به لنز‌های دارای لرزشگیر نیاز دارید که گرانتر از لنز های معمولی هستند. این لنز‌ها در کانن‌ها با عبارت IS و در نیکون‌ها با عبارت VR در نام لنز‌ها مشخص می‌شوند.

همچنین اگرچه هر دوی این دوربین‌ها دارای رزولوشن نسبتا بالایی هستند، اما معمولا کیفیت خروجی عکس‌های این دوربین‌ها به پای دوربین‌های فول‌فریم نمی‌رسد و به همین دلیل عکاسان عروسی و آتلیه برای چاپ بزرگ عکس‌ها ترجیح می‌دهند از دوربین‌های فول‌فریم استفاده کنند.

نهایتا مهم‌ترین اشکال این دوربین‌ها برای عکاسی واید منظره و معماری است. ضریب برش یا Crop Factor در حسگر کوچک این دوربین‌ها موجب افزایش نمای فاصله کانونی لنز‌ها می‌شود. دوربین‌های Canon 80D و Nikon D7200 به ترتیب با ضریب برش 1.6 و 1.5 برابر، در هنگام استفاده از یک لنز با فاصله کانونی 100 میلی‌متر، به ترتیب نمایی معادل 160mm و 150mm را نمایش می‌دهند. به همین دلیل برای کسانی که نیاز به استفاده از لنز‌های خیلی واید دارند، دوربین‌های غیر فول‌فریم باعث بسته شدن زاویه دید و افزایش فاصله کانونی شده و امکان استفاده از بازترین زاویه دید لنز از بین می‌رود. اگر می‌خواهید از حداکثر زاویه دید لنز‌هایی مانند Canon EF 16-35mm f/2.8L III یا Nikon AF-S NIKKOR 16-35mm F/4G ED VR استفاده کنید بهتر است آنها را روی یک دوربین فول‌فریم ببندید.

از نقاط ضعف دیگر این دوربین‌ها می‌توان به عدم وجود GPS و عکاسی پانوراما، عدم وجود بلوتوث برای ارتباط دائمی و کم مصرف و عدم وجود Focus Peaking برای نمایش فوکوس دستی هنگام عکاسی ماکرو اشاره کرد.

چرا باید یکی از این دوربین‌ها را بخریم؟

هر دوی این دوربین‌ها DSLR هستند. یعنی می‌توانید بسته به نیازی که دارید از بین صدها لنز موجود برای آنها، یکی را انتخاب کنید. در واقع کیفیت بالای حسگر این دوربین‌ها همراه با قابلیت ثبت فایل‌های خام یا RAW، می‌تواند در کنار یک لنز حرفه‌ای ماکرو مانند Canon EF 85mm F/1.2L II USM برای عکاسی جواهرات، یا در کنار یک لنز پنکیک کوچک مانند Canon EF 40mm F/2.8 STMبرای عکاسی خیابانی و خبری استفاده شوند. وجود نمایشگر تک‌رنگ کوچک در بالای این دوربین به شما امکان می‌دهد تا برخلاف دوربین‌های میان‌رده مانند Canon EOS 750D ، در نور کم نیز بدون نیاز به روشن کردن نمایشگر، تنظیمات مورد نیاز را مشاهده کنید یا تغییر دهید.

هر دوی این دوربین‌ها دارای قابلیت Bulb نیز هستند و می‌توانید برای عکاسی طولانی مدت از این قابلیت بهره‌مند شوید. علاوه بر این امکان ثبت تصاویر با زمان‌بندی طولانی یا تایم‌لپس نیز در هر دوی آنها موجود است و از آنجا که بدنه هر دو دوربین دارای عایق‌بندی بسیار خوبی است، می‌توانند در شرایط بد آب و هوایی هم بدون آسیب‌ دیدن کار کنند. نگران باطری هم نباشید. باطری این دوربین‌ها برای استفاده طولانی مدت طراحی شده‌اند و برخلاف باطری کوچک دوربین‌های بدون آینه مانند Canon EOS M3 که با هر بار شارژ حدود 255 شات می‌زند (براساس اطلاعات CIPA)، می‌توانند نزدیک به 1000 شات بزنند. بنابراین برای عکاسی در طبیعت و محیط‌های دور از برق، بیشتر می‌توانید به آنها اطمینان کنید.

وجود قابلیت‌های ارتباطی بی‌سیم NFC و WiFi در هر دوی این دوربین‌ها شما را از خرید کارت‌های SD دارای WiFi بی‌نیاز می‌کند و می‌توانید برای برای عکاسی‌های دقیق مانند عکاسی صنعتی و ماکرو یا عکاسی از راه دور، از تبلت و تلفن‌های همراه هوشمند یا نرم‌افزار‌های کامپیوتری مانند لایتروم روی کامپیوتر استفاده کنید.

اگرچه هر دوی این دوربین‌ها امکان استفاده از فلاش‌های اکسترنال مانند Nissin Di866 Mark II یا Yongnuo YN560-IV Speedlite را دارند، اما خوشبختانه می‌توانید در صورتی که فلاش جداگانه‌ای ندارید، برخلاف دوربین‌های DSLR حرفه‌ای تک رقمی کانن، حداقل از فلاش کوچک و کارآمد روی خود دوربین‌ها استفاده کنید.

امکانات این دوربین‌ها برای فیلمبرداری نیز فوق العاده است. علاوه بر قابلیت فیلمبرداری با رزولوشن Full HD 1080p با سرعت‌های اسلوموشن 60 و 50 فریم بر ثانیه، هر دوی این دوربین‌ها به جک هدفون و میکروفون اکسترنال نیز مجهز شده‌اند تا کنترل دقیقی روی صدای ویدئو‌های در حال ضبط به شما بدهند و همچنین بتوانید علاوه بر میکروفون روی خود دوربین، از میکروفون‌های باکیفیت‌تری مانندRode VideoMic GO  نیز استفاده کنید.

مزیت‌های Canon 80D به Nikon D7200

دوربین Canon 80D از نظر کیفیت عکاسی بسیار نزدیک به Nikon D7200 است و بیشترین مزیت‌های آن مربوط به قابلیت‌هایی است که برای فیلمبرداری مورد استفاده قرار می‌گیرند. شاید به همین دلیل است که این روز‌ها، این دوربین یکی از پرفروش‌ترین دوربین‌های پیکسل برای فیلمبرداران مستقل و عروسی‌ها است. شاید مهم‌ترین مزیت دوربین Canon 80D حسگر پیشرفته آن باشد. کانن در ساخت این حسگر از نوعی تکنولوژی پیشرفته به نام Dual Pixel AF استفاده کرده است که نیمی از سلول‌های حسگر به عنوان سلول تشخیص فوکوس نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. به این ترتیب هنگامی که آینه دوربین جمع می‌شود (و حسگر‌های فوکوس خودکار تشخیص فاز از کار می‌افتند) تمامی سطح حسگر می‌تواند عمل فوکوس خودکار را انجام دهد.

به همین دلیل است که فوکوس خودکار این دوربین در هنگام فیلمبرداری یا عکاسی با LiveView، در تمام سطح حسگر عمل می‌کند. حال این قابلیت را در کنار صفحه نمایش تمام لمسی آن قرار دهید. کافیست این صفحه نمایش را به سمت بیرون باز کنید (قابلیتی که نیکون D7200 فاقد آن است) و در هنگام فیلمبرداری، هر نقطه از صفحه را لمس کنید تا دوربین بلافاصله و بدون کوچکترین مکثی روی همان نقطه فوکوس کند. وقتی این قابلیت فوق‌العاده با  لنز‌های سری STM کانن مانند Canon EF-S 18-135mm F/3.5-5.6 IS STM ترکیب می‌شود، فوکوسی کاملا بی‌صدا و پرسرعت مانند دوربین‌های فیلمبرداری را در اختیار شما قرار می‌دهد. شاید به همین علت باشد که دوربین کانن 80D به یک انتخاب مناسب برای فیلمبرداری تبدیل شده است.

مزیت‌های 80D به همین جا ختم نمی‌شود. این دوربین از قدرت پرداز سریعتری برخوردار است و می‌تواند عکس‌های پی‌درپی را با سرعت بیشتری ثبت کند. امکان عکاسی با سرعت 7 فریم (در برابر 6 فریم) همراه با حفظ فوکوس و نورسنجی هم از مزیای Canon 80D است. و نهایتا اینکه اگرچه نقاط فوکوس کمتری نسبت به نیکون D7200 دارد، اما تمامی 45 نقطه فوکوس آن از نوع کراس و دارای حساسیت فوق‌العاده هستند.

مزیت‌های Nikon D7200 به Canon 80D

از نظر ظاهری Nikon D7200 دارای نمایشگر بزرگتری (اندازه 3.2 در برابر 3 اینچ) نسبت به Canon 80D است و به همین دلیل با رزولوشن 1228 هزار در برابر 1040 هزار پیکسل، حدود 20 درصد هم رزولوشن بیشتری دارد. ضمن اینکه با دو اسلات کارت حافظه در برابر یک اسلات در دوربین کانن، بدون نیاز به تعویض کارت حافظه امکان ثبت عکس و ویدئوی بیشتری را به شما می‌دهد. باتری این دوربین نیز کمی قوی‌تر از همتای کاننی خودش است و در شرایط یکسان، با هر بار شارژ حدود 1110 شات (در برابر 960 شات براساس CIPA) عکس می‌گیرد.

نکته مهم درباره Nikon D7200 اینکه این دوربین دارای موتور فوکوس خودکار در داخل بدنه خودش می‌باشد و برخلاف مدل‌های سری 3000 و 5000 می‌تواند با لنز‌های بدون موتور فوکوس سری D مانند NIKKOR 80-200mm F/2.8D ED نیز به خوبی فوکوس کند.

اگرچه رزولوشن این دو دوربین یکسان است، اما براساس بررسی‌های DxO، پردازش نویز دوربین Nikon بهتر و محدوده پویا یا Dynamic Range این دوربین در فایل‌های خام کمی بیشتر از همتای کاننی خودش است، بنابراین احتمالا در هنگام ویرایش فایل‌های خام، دامنه رنگ و نور بیشتری را برای ویرایش در اختیار خواهید داشت. اما نکته مهم درباره حسگر این دوربین، حذف فیلتر LowPass از روی آن است که اگرچه دوربین را در برابر الگو‌های تکراری (مانند بافت منظم پارچه) ضعیف می‌کند و احتمالا پدیده مور بیشتر می‌شود، اما شارپنس عکس‌ها افزایش می‌یابد.

موتور پرسرعت فوکوس و مود 3D برای دنبال کردن سوژه‌ها یکی از مزیت‌های همیشگی دوربین‌های نیکون بوده است. در Nikon D7200 نیز وجود 51 نقطه فوکوس که البته 15 نقطه آن از نوع کراس است به شما کمک می‌کند تا سوژه‌های متحرک را کاملا در فوکوس نگاه دارید.

نتیجه‌گیری

از آنجا که در اغلب موارد، خریداران برای شروع به عکاسی یکی از این دو دوربین را تهیه می‌کنند، بعید به نظر می‌رسد که وابستگی به تجهیزات روی انتخاب آنها موثر باشد. شاید مزایا و معایب این دو دوربین تقریبا با یکدیگر مساوی باشند و هر کدام از آنها طیف مشتریان خاص خود را به خود جذب کنند. اما احتمالا می‌توان بزرگترین مزیت Nikon D7200 به Canon 80D را قیمت پایین‌تر آن دانست که در اغلب موارد عامل تعیین کننده برای خرید یک دوربین است. ما در پیکسل هر دوی این دوربین‌ها را به شما پیشنهاد می‌کنیم. لطفا اگر تجربه استفاده از هر یک از این تجهیزات یا دیدگاهی درباره مطالب مطرح شده دارید با ما در میان بگذارید و فراموش نکنید ما همه چیز را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه می‌کنیم.

پیکسل به پیکسل با لایت روم (۲)

در مدیوم سینمایی اغلب با تصاویری در فضای رنگی خاص و جذاب رو‌به‌رو هستیم. در این افکت به تنالیته‌های تیره‌تر فضای رنگی سرد و آبی افزوده می‌شود در حالی که درجات روشن تصویر تا حدودی نزدیک نارنجی گرم‌ دیده می‌شوند. افکت سینمایی را می‌توان بر روی خیلی از عکس‌ها نیز اضافه کرد و نتیجه خوبی گرفت. در ادامه قصد به چگونه رسیدن به چنین افکتی در نرم‌افزار لایت‌روم می‌پردازیم.

عکس زیر تصویری است که قرار است بر روی آن تغییرات و اصلاحات لازم انجام شود

و این عکسی است که در آخر قرار است به آن برسیم.

در قدم اول باید عکس موردنظر خود را به نرم‌افزار وارد کرده و بالا سمت راست پنجره لایت‌روم بر روی rise کلیک کنید. برای شروع باید Contrast، highlights، shadows، whites و blacks را به ترتیب بر روی -۱۵، -۴۰، +۳۰، +۱۲ و +۳۰ قرار دهید.

حالا باید clarity، vibrance و superfluity را تغییر داد. آن‌‌ها را بهتر است به ترتیب حدوداً بر روی +۶۰، -۵ و -۲۰ قرار دهیم.

در قسمت Tone Curve بر روی نشانگر روبه‌روی linear کلیک کرده و Medium contrst را انتخاب کنید.

در آخر باید کمی حواشی تصویر را تاریک کرد. برای این کار در قسمت Pos-crop Vignetting مقدار Amount را بر روی -۱۵ باید تنظیم کرد.

در آخر نتیجه کار عکسی با افکت سینمایی خواهیم داشت که رنگ‌های آن کم رمق شده با های‌لایت‌های تشدید شده خواهیم داشت.

پیکسل به پیکسل با لایت روم (۳)

خیلی از عکس‌های پرتره را با افکت‌هایی نرم و رنگ‌هایی با غلظت پایین اصلاح می‌کنند ولی در خیلی از عکس‌ها نیاز به افکت‌های قوی و دراماتیکی را به تصویر اضافه کرد تا تأثیرگذاری عکس دوچندان شود. این افکت بر روی بعضی از تصاویر پرتره خیلی خوب جواب می‌دهد و در لایت روم می‌توان به راحتی آن را به عکس اضافه کرد. در ادامه به چگونه اضافه کردن این نوع افکت پرتره در لایت‌ روم می‌پردازیم.

این پرتره‌ تصویر اولیه‌ای است که به عنوان نمونه در لایت روم می‌خواهیم آن را اصلاح کنیم.

و این عکسی است که قرار است در آخر به آن برسیم

اولین قدم برای ایجاد چنین افکتی در عکس تنظیم پارامتر‌های simple است. برای این کار به قسمت Develop در منو بالا، سمت راست کلیک کرده و در قسمت Basic پارامتر‌های مختلف را طبق اعداد زیر تنظیم می‌کنیم:

Exposure: +0.36

Contrast: +50

Highlights: -60

Shadows: +40

Whites: -50

Blacks: -40

البته می‌توان بر اساس عکس و یا غلظت افکتی که می‌خواهید به آن برسید، پارامتر‌های بالا را کمی تغییر بدهید.

بعد از انجام این کار و با تغیر سایه‌ها و های لایت‌ها، داینامیک رنج تصویر افزایش می‌یابد و کنتراست بیشتری به عکس داده می‌شود. با تغییرات بالا تصویری مطابق زیر خواهیم داشت:

همان طور که در عکس معلوم است، غلظت رنگ یا Saturation بالا رفته و پوست قرمز دیده می‌شود. برای حل این مشکل در همان قسمت Basic باید Clarity، vibrance و Saturation را به ترتیب بر روی +۹۰، +۲۰ و -۶۰ قرار می‌دهیم.

با این تغییرات تصویر به شکل زیر خواهد شد:

تغییر زیاد Clarity باعث افزایش کنتراست در تن‌های میانی خواهد شد و شارپنس یا وضوح تصویر را افزایش می‌دهد.

در همان قسمت Develop با پایین آمدن به قسمت Sharpening می‌رسیم. در این قسمت بر اساس زیر پارامتر‌های مختلف را تنظیم می‌کنیم:

Amount: 90

Radius: 2.0

Detail: 60

Masking: 0

و در قسمت بعدی یعنی Noise Reduction طبق زیر عمل می‌کنیم:

Luminance: 30

Detail: 50

Contrast: 25

Color: 30

Detail: 30

Smoothness: 15

 

در قدم آخر اضافه کردن کمی تیرگی به گوشه‌های عکس است. برای این کار به قسمت Post-Crop Vinetting رفته و گزینه Amount را بر روی -۲۰ قرار دهید.

و این عکس نهایی خواهد شد که افکت پرتره در لایت‌ روم به آن اضافه شده است …