مرجعی مناسب برای عکاسان مستند و خبری، معرفی کتاب فتوژورنالیسم

«فتوژورنالیسم» یک مجموعه دو جلدی است که توسط کنت کوبر نوشته و ترجمه و تدوین آن را اسماعیل عباسی به عهده داشته است. این کتاب یکی از مناسب‌ترین منابع برای عکاسان مستند است و نسخه فارسی آن را انتشارات پرگار منتشر شده است.

در بخشی از مقدمه این کتاب به قلم اسماعیل عباسی آمده است:

نخستین جلدِ کتاب فتوژورنالیسم در 1387 و جلد دوم آن در 1389 منتشر شد. با وجود استقبال خوب از طرف خوانندگان و نایاب شدن آن در بازار، چاپ مجدد آن تا کنون ممکن نشد. چاپ کتاب در قطع پیشین، قیمت کتاب را در حدی نامتعارف افزایش می‌داد. راه حل را در کاستن از اندازه و چاپ آن در قطع وزیری دیدیم. امیدوارم این امر مؤثر بوده باشد. در همان زمانِ چاپِ کتاب، سایتِ دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، گفت‌وگویی از من منتشر کرد که در آن اساساً به نحوه شکل‌گیری کتاب پرداخته شده بود. با سپاس از مدیریت‌های محترم دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و کتاب پرگار که تجدید چاپ کتاب را ممکن ساختند، آن مصاحبه را با مختصر ویرایشی در اینجا و به عنوان پیشگفتار چاپ دوم می‌آورم. بی‌تردید در فرصتی مناسب نسبت به تجدید نظر و چاپ آن اقدام خواهم کرد.

همچنین گفت‌و‌گویی با اسماعیل عباسی در بخش ابتدایی کتاب منتشر شده که در ادامه آمده است:

چرا به سراغ این موضوع و این کتاب رفتید؟

ما در بیشتر زمینه‌های عکاسی فاقد کتاب‌های آموزشی مناسب هستیم. در زمینه تاریخ عکاسی هر چند دو سه کتاب منتشر شده است، اما هیچ‌کدام از دید من هنوز در حد رفع نیازهای آموزشی ما نیستند. در زمینه آموزش نقد عکس ما فقط یک کتاب داریم. در زمینه دائره‌المعارف عکاسی که اصلاً نداریم و فقط همان فرهنگ عکاسی است که انتشارات سروش منتشر کرده است. در زمینه عکس خبری یا عکاسی مطبوعاتی یا درست‌تر است بگویم فتوژورنالیسم، تاکنون کتابی نداشتیم. با توجه به رشد این شاخه از عکاسی و افزایش عکاسان مطبوعات و برگزاری کلاس‌های عکس خبری در دانشکده‌ها و حتی تأسیس دانشکده‌ای با عنوان دانشکده خبر، منبع و مأخذ درستی که بتواند در اختیار دانشجویان ما باشد، در دست نبود. پس از جست‌‌وجو در اینترنت و مطالعه نقد و نظرهایی که در مورد کتاب‌ها انجام گرفته بود، نهایتاً رسیدم به کتاب فتوژورنالیسم، نوشته کِنِت کُوبر.

به اعتقاد من کتاب فتوژورنالیسم که من آن را مبنای کار خودم قرار دادم، در تمامی زمینه‌های عکاسی مطبوعاتی حرفی برای گفتن دارد. این کتاب با مطالب متنوع برای دبیر سرویس بخش عکس، عکاسان و حتی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مطالبی آموزنده دارد و هر کس به فراخور حرفه خود می‌تواند پاسخ بسیاری از پرسش‌هایی را که پیوسته با آن‌ها روبه‌روست در این کتاب پیدا کند.

کتاب فتوژورنالیسم، چه ویژگی‌هایی دارد؟

بیشتر کتاب‌هایی که در این زمینه در دنیا منتشر شده است، به مباحث فنی و عمومی عکاسی پرداخته‌اند، مثل دوربین و عدسی چیست، طرز کار دیافراگم و شاتر و از این نوع حرف‌ها و نهایتاً یکی دو فصل هم در آخر به عکاسی مطبوعاتی اختصاص داده‌اند. کتاب کُوبر بزرگ‌ترین امتیازش این است که بر اساس مصاحبه با ده‌ها عکاس سرشناس جهان تألیف شده است. این یعنی توجه به تجربه عملی عکاسان. کتاب البته شکل مصاحبه ندارد اما اطلاعات ارائه شده تماماً و اساساً بر مبنای تجربه‌های فتوژورنالیست‌های دنیاست. نویسنده هیچ الگویی را توصیه نمی‌کند. مثلاً در اشاره به عکاسی از مردم کوچه و بازار هم شیوه عکاسی هانری کارتیه‌برسون را مطرح می‌کند و هم ارنست هاس را. این که کارتیه‌برسون بدون اجازه گرفتن یا گفت‌وگو با افراد، بی‌هوا از آنان عکس می‌گرفته و هاس پیشاپیش با فرد صحبت می‌کرده و پس از کسب اجازه از او عکاسی می‌کرده. کُوبر امتیازات و کاستی‌های هر دو شیوه را هم بیان می‌کند و پیروی از این الگوها را می‌گذارد به عهده عکاس که ببیند روحیه‌اش با چه شیوه‌ای سازگارتر است.

کتاب علاوه بر این امتیاز دیگری هم دارد و آن استفاده از عکس است که فراوان در کتاب می‌بینیم و انصافاً نویسنده نمونه‌های خوبی را هم انتخاب کرده است. نکته مهم دیگر پرداختن به تمامی زمینه‌های فتوژورنالیسم است، مثل خبر ناگهانی، خبر عمومی، پرتره، عکس‌ گیرا، تصویرسازی و… .

یک نکته را هم در اینجا اضافه کنم که کتاب اصلی 400 صفحه داشت و من پس از ترجمه کامل کتاب و در مراحل پایانی کارم متوجه شدم که نویسنده به‏زودی ویرایش جدیدی را منتشر خواهد کرد. بی‌درنگ از طریق دوستان در خارج، کتاب جدید را تهیه کردم و یک بازنگری اساسی، یعنی تلفیق دو متن، انجام گرفت. بعضی از مطالب ویراست پیشین را نویسنده حذف کرده بود، احتمالاً برای پیشگیری از افزایش حجم کتاب. فصل‌هایی را هم به کتاب افزوده بود، مثل ویدئو، مولتی‌مدیا و… . در مواردی هم احساس کردم با استفاده از مطالب یا عکس‌هایی از کتاب‌های دیگر و مطالبی که از طریق اینترنت قابل‌دسترسی بود متن را کامل‌تر کنم. علاوه بر تهیه کتاب‌های دیگر که به همت دوستان از خارج خریداری کردم، مطالب بسیاری را از پایگاه‌های گوناگون اینترنتی جست‌وجو و ذخیره کردم.

به‌طور نمونه در مورد قوانین عکاسی، تمام قوانین عکاسی کشورهای دیگر را از اینترنت دریافت و ذخیره کردم. یا حتی در مورد عکاسی از بلایا و فجایع، به پایگاهی دست پیدا کردم که در این مورد به عکاسان آسیب‌دیده از مسائل روحی و روانی ناشی از عکاسی از چنین صحنه‌هایی یاری می‌رساند. توصیه‌های متخصصان این مؤسسه را ترجمه و به متن کتاب افزوده‌ام. یا حتی گزارش‌ها و داستان‌های تصویری برنده جایزه پولیتزر را ترجمه و همراه با عکس‌ها به کتاب اضافه کرده‌ام.

بدین ترتیب حجم کتاب به حدود 700 صفحه افزایش یافت و انتشار کتاب را در یک مجلّد دشوار کرد. همین موضوع باعث شد با تغییر فصل‌بندی کتاب، آن را برای دو جلد آماده کنم.

از مطالب کتاب چیزی حذف نشده است. فقط در فصل عکاسی ورزشی که به فوتبال آمریکایی پرداخته بود آن را حذف و متنی در مورد عکاسی از فوتبال رایج و جهانی جایگزین آن کردم؛ اما در مورد عکس‌ها تغییر و تحول زیاد بود. من عکس‌هایی را که در متن به آن‌ها اشاره شده بود و در کتاب موجود نبود از منابع دیگر تهیه و به کتاب افزودم.

راستش احساس می‌کردم اضافه کردن عکس‌هایی که در کتاب به آن‌ها اشاره شده و در کتاب اصلی نیامده برای خوانندگان ما مفیدتر خواهد بود. چند کتاب هم به همین خاطر از خارج تهیه کردم. البته تهیه و ارسال این کتاب‌ها خود حدیث مفصل دارد. باید توجه می‌کردم که کیفیت عکس‌ها خوب باشد و به خاطر رنگی بودن کتاب تلاشم بر این بود که عکس‌ها رنگی باشند و به‌روز. نمی‌خواستم برای مثال‌های اشاره شده در متن عکس‌هایی تهیه کنم که از نظر تقویمی قدیمی باشند. شما در این کتاب از مسابقات المپیک 2008 چین که در تابستان 87 برگزار شد یا انتخابات امریکا و اوباما رئیس‌جمهور منتخب، عکس می‌بینید. عکس‌هایی که تاریخ عکاسی آن‌ها بسیار به تاریخ چاپ کتاب ما نزدیک است. حتی در بخش تاریخچه، نویسنده به نشریاتی اشاره کرده بود که عکس آن‌ها به نسخه‌های جدید آن نشریه مربوط می‌شد. من از طریق اینترنت گشتم و عکس‌هایی از نسخه‌های اولیه این نشریات به دست آوردم.

جالب است به نکته‌ای هم اشاره کنم که نویسنده در یکی دو مورد لغزش‌های ساده‌ای در ضبط اسامی این نشریات داشت که من پس از اطمینان با نویسنده کتاب تماس گرفتم و آن‌ها را یادآوری کردم. یا در مواردی پرسش‌هایی برایم مطرح می‌شد که پاسخ آن‌ها را در کتاب نمی‌یافتم و از آقای کِنِت کُوبر در این موارد پرسش می‌کردم و او همدلانه پاسخ می‌داد.

تعدادی از عکس‌ها به دلایلی که برای همگان روشن است، قابل انتشار نبود. این عکس‌ها حذف شد. مشکل در مورد عکس‌هایی بود که در متن مستقیماً به آن‌ها اشاره شده بود و نویسنده در موردش بحث کرده بود. این عکس‌ها را نمی‌توانستیم حذف کنیم و به ناچار دست‌کاری کردیم. البته تمامی این عکس‌ها با نشانه مثلث، مشخص شده‌اند.

با توجه به این که مخاطبان کتاب اصلی غربی‌ها هستند، آیا کاری برای  بومی کردن کتاب کرده‌اید؟

واقعیت این است که بیشتر فصل‌های کتاب به جغرافیای خاصی تعلق ندارد و مسائل مطرح شده مسائل مشترک اهالی مطبوعات است. از این نظر قطعاً خواننده ایرانی و اهالی مطبوعات و فتوژورنالیست‌های ما هم می‌توانند از آن بهره ببرند. من در ابتدا می‌خواستم بخش‌هایی را مانند قانون که مستقیماً به قوانین حاکم بر مطبوعات آمریکا نظر دارد حذف کنم و قوانین مربوط به کشورمان را جایگزین کنم. هر چند که به این نکته واقف بودم که در این مورد دستمان خالی است، باز دست به بررسی زدم. بررسی‏های اولیه نیز این مسئله را ثابت کرد که ما قوانین مدونی در این مورد نداریم. بعداً به این نتیجه رسیدم که بودن این فصل از یک نظر برای ما مفید خواهد بود که در مورد قوانین عکاسی، که ما فاقد آن هستیم، چاره‌اندیشی کنیم و چارچوب‌هایی را مطابق شرایط خودمان تعریف و تدوین کنیم.

یکی از مشکلات عکاسی، نداشتن همین قوانین روشن است که هم عکاس محدودیت‌ها را بشناسد و هم اهالی و مجریان قانون حدود کارشان را بدانند. همین موضوع مرا به فکر انداخت که جامعه عکاسی ما می‌تواند با توجه به اصول اخلاقی و اعتقادی به موارد اشاره شده در کتاب بیندیشد و پیش‌نویسی را تدوین کند و احتمالاً به یاری مجریان قانون به نتایج روشنی دست یابد. در این کتاب مثلاً گفته است که عکاس می‌تواند، از فردی مصدوم و سانحه دیده در خیابان، عکاسی کند اما به محض ورود به آمبولانس یا بیمارستان او باید مجوز اخذ کند. نبود همین قانون ساده در کشور ما موجب شده است که مجریان قانون در مواردی مانع کار عکاس شوند و از سوی دیگر، نبود همین قانون موجب شده است که عکاس خود را محق بداند که در بیمارستان هم سراغ فرد مصدوم برود. اگر این محدوده را قوانین ما مشخص کنند نه عکاس خود را محق می‌داند که به حریم شخصی افراد تجاوز کند و نه مجریان قانون بی‌دلیل مانع کار عکاس می‌شوند.

غیر از این، در موارد دیگر هم سراغ اهالی مطبوعات رفتم تا آگاه شوم، مثلاً برای تهیه عکس از آنچه که غربی‌ها خبرهای ناگهانی (Breaking News) می‌نامند، به چه شکلی عمل می‌کنند. متأسفانه حتی در این موارد هم وضعیت روشن و مشخصی نداشتیم. یا در صحنه‌های حوادث در غرب محدوده‌ای را مشخص می‌کنند به عنوان صحنه جرم. عکاس حق ندارد وارد این محدوده شود. در حالی که این نکته در ایران به‌طور قاطع برای عکاس توجیه نشده است. از این رو گاه عکاسان ما گله‌مند هستند که چرا در فلان جا مانع کارشان شده‌اند. از این موارد فراوان دیده می‌شود. عده‌ای گفته‌اند داشتن قانون بد بهتر از بی‌قانونی است. البته، من موافق تصویب قانون بد نیستم، اما معتقدم همین قوانین بد می‌تواند تکلیف دو طرف، مجری قانون و عکاس را روشن کند.

برمی‌گردم به پرسش شما، من معتقدم که طرح این نوع مسائل در کتاب می‌تواند ما را متوجه کمبودها بکند و به اندیشیدن و یافتن چارچوب‌های خودمان راهبر شود.

چقدر به متن وفادار بودید؟

با توجه به اینکه جنبه آموزشی این نوع متن‌ها در اولویت است، بنابراین روان بودن متنِ مقصد (فارسی) مهم‌تر از آن است که ساختار فرنگی را عیناً حفظ کنیم و به قول اهل‌فن متن ما بوی ترجمه بدهد. من به‌سادگی و انتقال مفاهیم بسیار اهمیت می‌دهم و سعی می‌کنم نثرم طوری باشد که گویی یک فارسی‌زبان حرف می‌زند. البته این بدان معنا نیست که به متن وفادار نبودم. جز مواردی که به ضرورت ــ همان‌طور که قبلاً گفتم ــ از متن سطرهایی حذف شده است، در بیشتر موارد از منابع دیگر مطالبی هم به کتاب افزوده‌ام.

در هر حال با توجه به مطالبی که افزوده شده و نیز به دلیل افزایش عکس و مطالب مرتبط با آن، کتاب از یک جلد به دو جلد تبدیل شده است و در نتیجه حتی فصل‏بندی کتاب  هم جابه‏جا شده است. در یک جمع‏بندی می‏توانم بگویم با در نظر گرفتن آنچه که گفته شد، اساساً به متن اصلی وفادار بودم که نکته‌ای جا نیفتد.

به مطالب جلد دوم هم اشاره می‌کنید؟

جلد دوم کتاب نُه فصل دارد، از این نُه فصل، چهار فصل را تألیف و به کتاب افزوده‌ام. این فصل‌ها عبارت‌اند از ترکیب‌بندی، عکاسان جهان، ورلدپرس فتو و جایزه پولیتزر. افزون بر این گزارش‌ها یا داستان‌های تصویری برگزیده جایزه پولیتزر را ترجمه و در لابه‌لای فصل‌ها پراکنده‌ام. امروزه عکاسی به سمت تهیه مالتی مدیا و تصویربرداری ویدئویی گرایش پیدا کرده و فصل 16 و 17 جلد دوم به این دو موضوع مهم پرداخته است. البته در نظر دارم کتاب ویدئوژورنالیسم نوشته کنت کوبر را که اخیراً به دستم رسیده، به عنوان جلد سوم این مجموعه منتشر کنم.

چرا عنوان کتاب را فتوژورنالیسم انتخاب کرده‌اید و نه عکاسی برای مطبوعات؟

واژه فتوژورنالیسم را بدان سبب ترجیح دادم که فتوژورنالیست از دید من، به روزنامه‌نگاری گفته می‌شود که به‌جای قلم از دوربین استفاده می‌کند. در حالی که از عنوان «عکاسی برای مطبوعات» چنین برداشت می‌شود که عکاس یا فتوژورنالیست عامل مکمل یا سرویس‌دهنده به مطبوعات است. جالب این که در ایران به عکاسان مطبوعات عکاس خبری می‌گویند.

در ایران عکاس روزنامه ممکن است برای تکمیل مطالب روزنامه عکس تهیه کند، اما اساساً و در اصل عکاس هم یک روزنامه‌نگار است. او فردی است صاحب‌نظر که برای بیان اندیشه‌هایش به‌جای قلم با دوربین می‌نویسد. او مانند مقاله‌نویس یا ستون نویس یا گزارشگر روزنامه باید به سراغ موضوع برود و از آن مقاله تصویری، گزارش تصویری یا داستان تصویری تهیه کند. شاید اگر بخواهیم معنای تحت‌الحفظی برای فتوژورنالیسم پیدا کنیم بتوانیم آن را روزنامه‌نگاری تصویری یا روزنامه‌نگاری با عکس معنا کنیم.

در کار با چه مشکلاتی روبه‌رو شدید؟

تقریباً یک سال و نیم وقت صرف ترجمه شد؛ و به‌طور متوسط 12 ساعت کار در روز. شاید اگر خودم را محدود به ترجمه متن می‌کردم و در پی افزودن مطلب یا عکس نبودم کار زودتر از این‌ها پایان می‌گرفت اما وسواس بیش از حد کار را طولانی کرد. مثلاً من متن اولیه را ترجمه کردم و هنگامی که کتاب دوم به دستم رسید، کلمه به کلمه متن ترجمه را با کتاب جدید مطابقت دادم و تغییرات را اعمال کردم. مطالبی را که نویسنده کمتر بدان‌ها توجه کرده بود، از طریق مقاله‌هایی که از اینترنت می‌گرفتم تکمیل می‌کردم. یا مثلاً در مورد عکس‌ها بگویم که عکس‌ها از کتاب نخست اسکن شد. با دریافت نسخه دوم خیلی از عکس‌ها را کنار گذاشتم و عکس‌های جدید را از کتاب دوم جایگزین آن‌ها کردم یا از طریق کتاب‌های دیگر و منابع اینترنتی آن‌ها را کامل کردم. خیلی از عکس‌های اصلی هم کیفیت مطلوبی نداشت از این‌رو به پردازش جدی نیاز داشت. حتی در یک مورد عکس‌های پدر مسافرخانه، صفحه 242، جلد اول، از خانم کاری رِنه هال خواهش کردم اصل عکس‌ها را برایم بفرستد. او هم لطف کرد فایل‌های بسیار سنگین و تمامی عکس‌هایی را که گرفته بود برایم فرستاد. 24 ساعت با سرعت پایین اینترنت آن دوره گرفتار دریافت عکس‌ها بودم.

در جلد دوم که فصلی را به ویرایش فنی عکس و فتوشاپ اختصاص داده، راضی‌کننده ندیدم. نه عکس‌ها مطلوب بود و نه مطلب. در نتیجه به کمک یکی از دوستان کارشناس هم متن را تغییر دادم و هم عکس‌ها را. واقعیت این است که ما در ایران کتابی را که چاپ می‌کنیم غالباً بازنگری نمی‌کنیم و همان نسخه بارها و بارها چاپ می‌شود. حیفم آمد که کتاب به‌روز نباشد. به زحمتش می‌ارزید که کار طول بکشد اما درنهایت مطلوب باشد.

در مورد معادل‌های فارسی هم در مواردی واژه‌سازی کردم، مثلاً به‌جای Candid معادل عکس بی‌هوا را پیشنهاد کردم. یا به‌جای Spot News یا Breaking News خبرهای ناگهانی (خبری که از وقوع آن آگاهی نداریم. در واقع ناآگاهانه رخ می‌دهد.) را انتخاب کردم.

در مواردی هم واقعیت این است که معادل فارسی برای این واژه‌ها نداریم، مثل رادیو اسکنر که عیناً خود آن را نوشتم. یا عدسی وایدانگل (عدسی گشاد زاویه) یا تله‌فتو، که عدسی واید و تله‌فتو را به عدسی گشاد زاویه و دورگیر یا واژه‌هایی این‌چنینی که بسیار دور از ذهن هستند ترجیح دادم. گاهی پارسی زدگی افراطی درک مفهوم را دشوار می‌کند. این نوع معادل‌گزینی‌ها باید از طریق کتاب‌های درسی به مخاطبان منتقل شود و نه اینکه پس از سال‌ها استفاده یک‌باره در یک کتاب اقدام به پریشان کردن ذهن خواننده بکنیم.

صفحه‌آرایی کتاب زیر نظر و با مدیریت شما انجام شده، این طراحی مطابق کتاب اصلی است یا در آن تغییراتی به مناسبت داده‌اید؟

این طراحی را نخستین بار در ویژه‌نامه سیانس اِوی، که نشریه فرانسوی است، حدود بیست سال پیش دیدم. در آن موقع صفحه‌آرای مجله دانشمند بودم. پنج سال پیش که سردبیری مجله دوربین عکاسی به من سپرده شد با تغییراتی آن را در مجله اعمال کردم. کتاب فتوژورنالیسم که به دستم رسید، دیدم صفحه‌آرایی کتاب خیلی شبیه طرح مورد علاقه من است. این طرح را با توجه به خط فارسی اندکی تغییر دادیم، اما این تغییرات بیشتر در نسبت‌‍‌ها بود تا طرح کلی. در هر حال به قول گرافیست‌ها کار چندین بار اتود شد تا رسیدیم به طرح فعلی. البته در اندازه عکس‌ها گاهی به تناسب صفحه تغییراتی داده شده است و عیناً مثل کتاب اصلی نیست. یا خانم ذوالفقاری فهرست و فصل‌های پایانی را طراحی کرد. نمایه داستان‌های تصویری در متن فارسی وجود دارد اما در متن اصلی نیست. استخراج نمایه یکی از مشکل‌ترین کارهای کتاب بود و در حدود ده روز کار برد. معمولاً در کتاب‌های فارسی به دلیل همین دشواری کار ناشر از خیر نمایه صرف‌نظر می‌کند، اما به نظر من وجود این بخش بسیار ضرورت دارد.

کنت کوبر کیست؟ و چه جایگاهی در بین عکاسان و به طور خاص در بین فتوژورنالیست‌ها دارد؟

کنت کوبر از اساتید و مدیران فتوژورنالیسم در دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو، در کالیفرنیاست. عکس‌های او در نیوزویک، تایم، بیزینس‌ویک، سان‌فرانسیسکو اگزمینر و نشریات دیگر چاپ شده است. او مشاور روزنامه گلدن کیت اکسپرس هم هست. 30 سال است که فتوژورنالیسم درس می‌دهد. سوابق درخشانی هم در عکاسی بی‌هوا، ویرایش عکس، مستندسازی ویدئویی و مالتی‌مدیا دارد. جایگاه او را در فتوژورنالیسم می‌توان از اظهارنظرهایی که عکاسان سرشناس درباره او ارائه کرده‌اند، دریافت. در پشت جلد اول کتاب فتوژورنالیسم عکاسان معروفی که درباره کار او نظر داده‌اند می‌تواند تا حدودی موقعیت او را برای ما روشن سازد.

آیا ورود رسانه‌های ارتباطی جدید به معنای مرگ فتوژورنالیسم است؟

من چنین عقیده‌ای ندارم. امکانات جدید شرایط جدیدی به وجود می‌آورد و چهره پدیده‌ها را دگرگون می‌کند، همان‌طور که در مورد فتوژورنالیسم چنین است. اگر عکاس خبری زمانی با گرفتن یک عکس کارش به پایان می‌رسید، عکاس امروز امکاناتی نظیر وب‌سایت‌ها را در اختیار دارد که می‌تواند بیش از یک دو عکسی که در مطبوعات کاغذی عرضه می‌کرد، عکس عرضه کند. مثلاً تا 50 عکس. عکاس امروز با پدیده مالتی‌مدیا روبه‌روست. او می‌تواند تصاویر ویدئویی را همراه با عکس‌هایش و همراه با صدای شخصیت عکس‌هایش و صدای محیط کار او ارائه دهد. این‌ها مرگ فتوژورنالیسم نیست، تغییر پوسته و تغییر چهره است. عکاس امروز امکانات فراوانی به دست آورده است و در این رقابت باید مجهز شود. چشم تیزبین عکاس بزرگ‌ترین سرمایه اوست که در کنار این فناوری‌های جدید و تسهیلات فراوان می‌تواند مؤثرتر از گذشته باشد. عکاسان آزادکار در گذشته امکان عرضه عکس‌های چاپ‌نشده خود  را نداشتند الآن با یک فتوبلاگ آثار خود را در معرض دید جهانیان قرار می‌دهند. وقتی چنین امکاناتی در اختیار همه باشد بازار رقابت دشوارتر می‌شود.

و سخن آخر؟

واقعیت این است که کتاب فتوژورنالیسم پروژه سنگینی بود و به‌ویژه انجام آن با وسواس فراوان همراه بود. با اطمینان می‌گویم اگر اهالی مطبوعات و نهادهای آموزشی ما به مطالب این کتاب توجه نشان دهند، تحول اساسی در فتوژورنالیسم ما ایجاد خواهد شد. آرزویم این است که نتیجه کار سودمند باشد.

 

رونمایی از لنز ۷۰ میلی‌متر F2.8 سیگما، اولین لنز ماکروی سری آرت

سیگما به تازگی از جدیدترین محصول خود، لنز ماکروی 70mm f/2.8 رونمایی کرده است. این لنز اولین عضو ماکروی سری لنز‌های سیگما به حساب می‌آید و به ادعای مسئولین سیگما در طراحی اپتیکی این لنز دقت بسیار زیادی صرف شده است.

سیگما در کنفرانس خبری خود مدعی شده است که در سال‌های اخیر اغلب کمپانی‌ها در تولید لنز‌های ماکرو، بیشتر تمرکز خود را به افزایش سرعت سیستم فوکوس خودکار گذاشته‌اند. ولی بر خلاف این سیگما در طراحی لنز 70mm f/2.8 عملکرد اپتیکی و ارائه تصویری درخور لنزهای سری آرت را در اولویت قرار داده است.

این لنز به یک موتور فوکوس DC جدید مجهز است که کمک می‌کند تا تنظیم فوکوس سریع، با حرکتی روان و تقریباً بی‌سروصدا انجام شود. این موتور فوکوس از یک سیستم اتصال کابل بهره می‌برد که تمام حرکات مکانیکی مستقیم را بین رینگ فوکوس و المان‌های درون لنز حذف کرده است. به لطف این سیستم فوکوس خودکار جدید، فوکوس با صدایی کم و با دفت بیشتری انجام می‌شود. هم‌چنین در حالت فوکوس خودکار نیز می‌توان با رینگ فوکوس به صورت دستی فوکوس را تنظیم کرد. رینگ فوکوس لنز 70mm f/2.8 نسبت به لنز‌های دیگر از اندازه بزرگ‌تری برخوردار است و با توجه به زاویه چرخش بزرگ‌تر، تنظیم دستی دقیق‌تر و راحت‌تر فوکوس را ممکن کرده است.

از طرف دیگر در طراحی این لنز از دو مکانیسم شناور و تغییر طول لنز در دو گروه مختلف استفاده شده است تا به گفته سیگما اعوجاج‌ها و خطاهای اپتیکی لنز در فاصله فوکوس‌های مختلف به حداقل برسد. در واقع در لنز 70mm f/2.8 با تغییر فاصله فوکوس المان‌های نزدیک‌تر به دهانه لنز بدون تغییر طول و به صورت شناور جابه‌جا می‌‌شوند و المان‌های جلویی با افزایش یا کاهش فاصله نسبت به یکدیگر، طول لنز را تغییر می‌دهند.

با توجه به طراحی اپتیکی برتر این لنز، تفکیک‌پذیری لنز در فواصل نزدیک بیشتر شده و بخش‌های فوکوس شده شاهد شارپنس فوق‌العاده‌ای هستیم. به علاوه مانند خیلی از لنز‌های ماکروی پیشرفته، خطاهای رنگی در این لنز نیز به حداقل رسیده و بوکه‌ها بدون تفرق رنگی در خارج از عمق میدان تشکیل می‌شود.

از دیگر ویژگی‌های لنز 70mm f/2.8 می‌توان به سازگاری آن رینگ‌فلاش EM-140 DG سیگما، قطر دهانه ۴۹ میلی‌متر، مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و گردوغبار اشاره کرد. مانت این لنز نیز از آلیاژ برنج ساخته شده و دیافراگم آن از ۹ تیغه با لبه‌های دایره‌ای شکل تشکیل شده است.

حداقل فاصله فوکوس لنز 70mm f/2.8 چیز در حدود ۲۵.۸ سانتی‌متر می‌باشد و حداکثر بزرگنمایی لنز یک به یک می‌باشد. در پایین می‌توانید چند نمونه عکس گرفته شده با این لنز را مشاهده کنید.

عکس گرفته شده با دوربین 5Ds R، ایزوی 100، سرعت شاتر 1/80s، F4
عکس گرفته شده با دوربین 5Ds R، ایزوی 100، سرعت شاتر 1/125/s، F3.5
عکس گرفته شده با دوربین 5Ds R، ایزوی 100، سرعت شاتر 1/100/s، F2.8

لنز 70mm f/2.8 سری آرت سیگما احتمالاً برای دوربین‌های کانن، نیکون، سونی و سیگما و در آینده‌ای نزدیک روانه بازار خواهد شد.

دیدگاه‌ها برای بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی با محمد

اگر می‌خواهید به‌صورت جدی عکاسی را شروع کنید یا به دوربینی بهتر از گوشی هوشمند و دوربین‌های کامپکت نیاز دارید، دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده بهترین انتخاب‌ها برای شما هستند. ما نیز در این مطلب بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی را مورد بررسی قرار داده‌ایم، هرچند که هرکدام از این دوربین‌ها در دستان یک عکاس باتجربه قادر به ثبت عکس‌هایی فوق‌العاده هستند. با پیکسل همراه باشید.

البته می‌توانید به سراغ دوربین‌های بدون‌آینه نیز بروید، ولی در گروه قیمتی این مطلب، هیچ‌یک از دوربین‌های بدون‌آینه دارای منظره‌یاب و کیفیت قابل رقابت با مدل‌های DSLR نیستند. دوربین‌های DSLR که در این مطلب مورد بحث قرار گرفته‌اند کیفیتی به‌مراتب بهتر از دوربین‌های کامپکت را در اختیار کاربر می‌گذارند و تجربه‌ی کار با لنزهای مختلف را نیز فراهم می‌کنند.

اکثر این دوربین‌ها به این دلیل که افراد مبتدی را هدف قرار داده‌اند، حالت‌های خودکار و راهنماهای بسیار خوبی نیز دارند.

معیارهای اصلی انتخاب بهترین دوربین‌های DSLR در این مطلب کیفیت عکس، امکانات فیلم‌برداری، سیستم فوکوس، راحتی استفاده و قیمت بوده‌اند، ولی اهمیت خاصی به کیفیت عکس و قیمت داده شده است. با این توضیحات، در ادامه به بررسی بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی خواهیم پرداخت:

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در نور کم
  • کیفیت عالی فایل‌های RAW
  • گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • رابط کاربری ساده

نکات منفی:

  • نبود وای‌فای
  • کنترل‌ها و میان‌برهای محدود
  • صفحه‌نمایش ثابت غیرلمسی
  • فوکوس کند در Live view

D3300 به‌تازگی با مدل جدیدتر D3400 جایگزین شده است. سنسور 24 مگاپیکسلی CMOS این دوربین همچنان از بهترین‌ها در رده‌ی خود و حتی رده‌های بالاتر به‌حساب می‌آید. رابط کاربری آن بسیار ساده است و راهنماهای گرافیکی برای افراد تازه‌کار نیز دارد. البته شاید تعداد دکمه‌های میان‌بر و کنترل‌های آن برای افراد باتجربه محدودکننده باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز در سطح قابل‌قبولی هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند. همین موضوع در کنار قیمت مناسب موجب شده‌اند که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR در صدر قرار بگیرد.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند، ولی فوکوس در حالت فیلم‌برداری و Live View می‌توانست بهتر باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • نداشتن امکان کنترل دیافراگم و automobile ISO در فیلم‌برداری
  • بافر محدود

D5500 یک دوربین بی‌ادعا و توانمند است. این دوربین با داشتن سنسوری عالی و امکانات مشابه برادران بزرگ‌ترش، هم برای آماتورها و هم برای حرفه‌ای‌ها جذاب است. البته مدل جدیدتر D5600 هم چند وقتی است که عرضه شده است، ولی اختلاف قیمت آن‌ها موجب شده است که ما D5500 را در جایگاه بالاتری قرار دهیم.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

عملکرد D5500 سریع است، سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوسش هم سرعت خوبی دارد، ولی بافر عکاسی پیاپی در حالت RAW محدود است.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر در گروه خودش پیشرو است.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم، ایزوی خودکار و جک هدفون می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است. البته این مدل به‌تازگی با EOS 800D جایگزین شده است، ولی 800D به دلیل جدیدتر بودن فعلاً قیمت بالایی دارد.

کیفیت عکاسی آن در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته این مورد را تنها هنگام عکاسی از مناظر پرکنتراست و هنگام ادیت فایل‌های RAW متوجه خواهید شد.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن به 1080/30P محدود است و امکانات چندانی را نیز در این زمینه ارائه نمی‌کند. ولی با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی برای فیلم‌برداری، باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها میزان زیادی از کادر را نمی‌پوشانند، ولی سرعت و دقت بسیار بالایی دارند.

این مدل یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای استفاده‌های عمومی، شروع عکاسی و حتی فیلم‌برداری به حساب می‌آید.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های ابتدایی و محدود

نیکون به‌تازگی D3400 را جایگزین مدل محبوب D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند.

در واقع تفاوت چندانی بین رده‌های اول بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی وجود ندارد و D3400 به همان خوبی یا بهتر از D3300 است.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • وای‌فای داخلی

نکات منفی:

  • لنزهای کیت چندان خوبی ندارد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

شاید D5300 حالا کمی قدیمی شده باشد، ولی نباید آن‌ را دست‌کم گرفت. سنسور آن همچنان از بهترین‌های این کلاس به شمار می‌رود و حالا قیمتی کم‌تر از مدل‌های جدیدتر D5500 و D5600 دارد.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است.

یک مزیت خرید این دوربین این است که نسبت به دوربین‌های هم‌قیمت سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری دارد. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند؛ بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دوربین‌هایی مانند D3300 و D3400 است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید.

D5300 مدت‌های زیادی است که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR جای می‌گیرد، ولی با گذشت زمان رده‌ی آن کاهش پیدا کرده است. قیمت مناسب و کیفیت بسیار خوب عکس‌های این دوربین موجب شده‌اند که همچنان از بهترین انتخاب‌ها باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه
  • NFC و بلوتوث داخلی

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • قیمت بالاتر نسبت به سایر رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف هنگام فیلم‌برداری
  • عملکرد نامطمئن Snapbridge

D5600 به‌تازگی جایگزین دوربین دوست‌داشتنی D5500 شده است. البته تفاوت اصلی آن‌ها در اضافه شدن بلوتوث و NFC به D5600 است و از لحاظ سنسور، سیستم فوکوس، ارگونومی و کیفیت عکاسی تفاوت چندانی ندارند.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

D5600 نیز مانند مدل قبلی، خیلی سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوس سریع و دقیقی هم دارد، البته نباید از آن توقع عملکردی مشابه دوربین‌های ورزشی را داشته باشید.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر از بهترین‌ دوربین‌های DSLR میان‌رده به حساب می‌آید.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم و جک هدفون در کنار ایزوی خودکار پیچیده می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

شاید در مجموع کیفیت عکس و عملکرد، D5600 بهترین دوربین این گروه باشد، ولی فعلاً قیمت بالایی دارد و به همین دلیل در رده‌های میانی بهترین دوربین‌های DSLR که برای شروع عکاسی مناسب هستند جای می‌گیرد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه‌شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور 18 مگاپیکسلی نسبتاً قدیمی
  • سیستم فوکوس ابتدایی با 9 نقطه‌ی فوکوس
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال است. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد، ولی این دوربین از لحاظ نویز و گستره‌ی دینامیکی در حد D3400 یا D3300 نیکون نیست.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب‌توجه است. 1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند.

جایگزین این مدل احتمالاً با سیستم فوکوس پیشرفته‌تر و سنسور بهتری عرضه خواهد شد. ولی در حال حاضر ارگونومی خوب، کارکرد روان و منوهای ساده، در کنار تنوع بی‌نظیر لنزهای کانن آن را در جایگاه یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی جای داده‌اند.

 

در نهایت

تفاوت بین دوربین‌ها در این رده آنچنان چشمگیر نیست و معمولاْ حول امکانات جانبی دوربین مثل صفحه چرخنده و Wi-Fi و یا کیفیت تصویربرداری قرار دارد تا تفاوت در کیفیت عکس!

پس اگر کیفیت عکس اولویت اول شماست با خرید یک دوربین ارزان‌تر در زمینه کیفیت عکس چیز زیادی را از دست نداده‌اید. اما شاید بتوانید در زمینه خرید لوازم جانبی کامل‌تر مثل یک کیف مناسب و یا حتی لنز خاص مثل یک لنز ثابت ۵۰ میلی‌متری که برای دوربین بعدی‌تان هم کاربردی خواهد بود هزینه کنید. خرید یک لنز ثابت و یا لوازم جانبی کامل‌تر مثل سه‌‌پایه محدوده عمل شما را در زمینه تجربه سبک‌ها و تکنیک‌های متعدد عکاسی بیشتر خواهد کرد. محدوده عملی که صرفاْ با امکانات جانبی کامل‌تر یک دوربین گران‌تر به آن دست نخواهید یافت.

دیدگاه‌ها برای کانن 1300D مناسب ترین انتخاب زیر دو میلیون تومان با صبا

کانن 1300D مصداق بارز کالایی باارزش‌تر از قیمت پرداخت‌شده است. حقیقت این است که گاهی ما ایرانی‌ها با مطلق تصور کردن درستی برخی از اصطلاحات رایج مثل “هیچ گرانی بی‌حکمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت” دست به انتخاب‌هایی اشتباه می‌زنیم. مسئله خرید دوربین نیز از این قاعده مستثنا نیست و دوربین‌های DSLR ، حتی ارزان‌ترین DSLRها نیز در اکثر مواقع انتخاب‌های بهتری نسبت به هر دوربین غیر DSLR و یا گران‌تر هستند.

در این مطلب قصد داریم به‌طور مفصل به برتری‌های ارزان‌ترین DSLR یا “دوربین دارای منظره‌یاب بازتابی و قابلیت تعویض لنز” موجود در بازار بپردازیم. همچنین می‌توان گفت تقریباً تمامی برتری‌های ذکرشده در این متن در مورد مقایسه هر دوربین غیر DSLR با یک دوربین DSLR نیز صادق است:

 

  • اندازه سنسور

یکی از رایج‌ترین دلایل خرید DSLR توسط کاربران دوربین‌های عکاسی ابعاد سنسور این دوربین‌هاست. ابعاد سنسور یا حسگر دوربین در کنار مشخصات لنز، یکی از اصلی‌ترین عوامل ثبت عکس با جلوه حرفه‌ای است. در حقیقت مشخصات عالی یک لنز بدون قرارگیری در کنار سنسوری با ابعاد مناسب هرگز منجر به ثبت یک عکس زیبا و حرفه ای نخواهد شد.

بسیاری از سازندگان دوربین‌های کامپکت (یا حتی گوشی‌های موبایل) با درج اعدادی همچون f/1.8 یا f/2.0 در کنار مشخصات لنز، توجه خریداران را به خود جلب می‌کنند. درحالی‌که استفاده از بهترین مشخصات لنز در کنار یک سنسور کوچک نتیجه خاص و چشمگیری درپی نخواهد داشت.

جالب است که بدانید حتی گران‌ترین دوربین‌های کامپکت (دوربین‌های بدون قابلیت تعویض لنز) موجود در بازار که گاهی تا چندین برابر گران‌تر از کانن 1300D هستند هم سنسوری چندین برابر کوچکتر از سنسور کانن 1300D دارند.


نسبت ابعاد سنسور کانن 1300D و دو دوربین پرفروش از رده سوپرزوم و کامپکت پیشرفته‌ی کانن

سنسور کانن 1300Dدرواقع تقریباً هم‌اندازه سنسور دیگر DSLR ها حتی تا چند رده بالاتر است. برای مثال در تصویر زیر مقایسه ابعاد سنسور کانن 1300D و کانن 80D می‌بینید که تقریباً هیچ تفاوتی ازلحاظ ابعاد ندارند:

 

 

  • ساده اما کامل

اگر تصور می‌کنید با خرید یک DSLR ارزان‌قیمت از تنظیمات و قابلیت‌های اصلی یک دوربین حرفه‌ای بی‌بهره خواهید شد، باید به شما بگوییم که کاملاً در اشتباه هستید!

در مورد کانن 1300D باید گفت که یک DSLR با هر قیمتی و هر برندی که خریداری‌شده باشد هم یک DSLR است و آنچه در میان دو  DSLR تفاوت قیمت ایجاد می‌کند، مواردی مانند کیفیت بالاتر تصویر ثبت‌شده در نور کم، ثبت جزئیات بیشتر رنگ و یا دیگر موارد فنی است که شاید هرگز به کار یک کاربر با استفاده روزمره نیاید.

حتی اگر دوربین‌های ارزان‌قیمت DSLR با دوربین‌های DSLR رده متوسط مقایسه شوند، بیشتر از اینکه تفاوت در مشخصات فنی مشاهده شود، تفاوت درزمینهٔ طراحی بدنی و راحتی استفاده از دوربین‌ها مشاهده خواهد شد.

اگر چنین مواردی را در نظر نگیریم، باید بگوییم کانن 1300D هر چیزی که DSLR باید داشته باشد را دارد. از تنظیمات کاملاً دستی تا امکان نصب ریموت شاتر برای عکاسی تایم لپس و همچنین امکان نصب فلاش رودوربینی حرفه‌ای با قابلیت TTL که همه این موارد اطمینان را به کاربر خواهد داد که علاوه بر امکان استفاده حرفه‌ای از این دوربین، یادگیری استفاده از آن مساوی خواهد بود با داشتن مهارت استفاده از بهترین دوربین‌های DSLR از برند کانن و یا هر برند دیگر…


بدنه 5D Mark III در کنار بدنه 1300D

 

  • امکان استفاده از همه‌ی لنزهای کانن

دیگر مسئله‌ای که موجب می‌شود اکثر کاربران DSLR را ترجیح دهند، امکان استفاده از شمار زیادی از لنزهای در دسترس است. البته باید توجه داشت که امکان تعویض لنز برای یک دوربین به‌خودی‌خود یک برتری مطلق نیست!

در حال حاضر بسیاری از دوربین‌های تولیدشده توسط برندهای سازنده دوربین، خصوصاً دوربین‌های بدون آینه دارای این امکان هستند. اما در عمل یا تعداد لنزهای مناسب برای نصب مستقیم روی بدنه این دوربین‌ها بسیار کم است و یا اینکه لنزهای مناسب دارای قیمتی بسیار بالا در مقایسه برای لنزهای رایج کانن و نیکون برای DSLR های ساخته‌شده برای این دو برند است.

رواج دوربین‌های DSLR این دو برند به حدی است که بسیاری از برندهای سازنده لنز غیر از کانن و نیکون نیز لنزهای مناسب برای دوربین‌های ساخته‌شده توسط این دو غول سازنده دوربین تولید می‌کنند!


استفاده از لنز 50mm f/1.8 کانن روی بدنه 1300D

این تنوع بسیار بالا موجب شده کاربران دوربین‌های تولیدشده توسط دیگر سازندگان نیز به دنبال مبدل‌هایی برای نصب لنزهای کانن و نیکون روی دوربین خود باشند. مسئله‌ای که گرچه مشکل کمبود لنز را رفع می‌کند، اما در مقابل هزینه اضافی خرید یک مبدل مناسب را به کاربر تحمیل خواهد کرد.


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز 50mm f/1.8

این در حالی است که با خرید ارزان‌ترین دوربین DSLR کانن یعنی 1300D خواهید توانست از تک‌تک لنزهای تولیدشده توسط کانن برای عکاسی استفاده کنید.

جالب است که بدانید کانن با تولید انبوه بیش از دویست‌و‌سی مدل لنز، یکی از رکوردداران ساخت لنز برای دوربین‌های عکاسی است. این تولیدکننده با فروش بیش از نودمیلیون لنز برای دوربین‌های خود از این حیث نیز رکورددار است. جالب‌تر اینکه قیمت کانن 1300D حتی از  قیمت برخی از مبدل‌های ساخته‌شده جهت نصب لنز کانن روی دوربین‌های ساخته‌شده توسط دیگر برندها نیز کمتر است.


Canon بزرگترین تولیدکننده لنز دوربین DSLR در دنیاست

 

  • وجود امکان ارتباطی Wi-Fi داخلی و NFC

قابلیت Wi-Fi در ساده‌ترین شکل به شما این امکان را میدهد که گوشی یا تبلت خود را به ریموت دوربین خود تبدیل کنید و به صورت زنده تصویر مانیتور دوربین را روی صفحه نمایش دیوایس هوشمند خود ببینید. همچنین امکان تخلیه کارت حافظه از طری وای فای نیز وجود خواهد داشت که برای این کار فقط کافیست اپلیکیشن رایگان ارائه شده برای این کار را در اختیار داشته باشید.


استفاده از گوشی موبایل به عنوان ریموت، یکی از ساده‌ترین قابلیت‌های Wi-Fi دوربین کانن 1300D است

کانن علاوه بر استفاده از قابلیت‌های Wi-Fi و NFC حتی در ارزان‌ترین DSLR خود، در تلاش است دیگر لوازم جانبی مورداستفاده عکاسان مانند چاپگر و همچنین هارددیسک اکسترنال خود را مجهز به این قابلیت‌ها کند.

برای مثال پرینتر کانن CP1200 امکان چاپ عکس‌ روی کاغذ مخصوص چاپ عکس در ابعاد 10×15 و به صورت بی‌سیم است.


پرینتر خانگی و قابل حمل کانن CP1200

برای آشنایی با این پرینتر میتوانید مطلب زیر را بخوانید:

با پرینترهای SELPHY عکس‌هایتان را جاودانه کنید

هارد اکسترنال یک ترابایتی CS100 کانن نیز بر اساس ایده تخلیه‌ی کارت حافظه بدون نیاز به کامپیوتر ساخته شده است. کاربران دوربین‌های کانن دارای قابلیت NFC فقط کافی ست دوربین خود را به این هارددیسک نزدیک کنند تا ظرف چند ثانیه محتویات کارت حافظه دوربین تخلیه شود.


هارد اکسترنال کانن CS100 که بدون نیاز به کامپیوتر حافظه دوربین شما را تخلیه می‌کند

پرینتر CP1200 و هارد اکسترنال CS100 از طریق نصب مستقیم کارت حافظه بر روی بدنه دستگاه نیز قابل‌استفاده هستند و کاربران دوربین‌های دیگر و همچنین دوربین‌های بدون قابلیت NFC و Wi-Fi نیز می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

 

  • کمترین هزینه برای خرید لوازم جانبى

به‌طورکلی وقتی‌که شما هزینه‌ کمتری به خرید لنز و دوربین اختصاص دهید، امکان انجام هزینه بیشتر برای خرید لوازم جانبی خواهید داشت.همچنین هنگامی‌که دوربینی با ابعاد کوچک‌تر می‌خرید، خودبه‌خود بخشی از هزینه‌های شما کاهش می‌یابد. برای مثال وقتی از مجموعه کیف‌های حمل مناسب برای کانن 1300D صحبت می‌کنیم، قاعدتاً محدوده انتخابی وسیع‌تری نسبت به یک دوربین بزرگ‌تر پیش رو داریم.

در مورد سه‌پایه نیز وضع به همین ترتیب است. خرید یک DSLR بزرگ‌تر به معنای نیاز به خرید یک سه‌پایه بزرگ‌تر و با تحمل وزن بیشتر است. کیف و سه‌پایه دو نمونه ساده برای هزینه‌های جانبی هستند، در مورد این مسئله می‌توان نمونه‌هایی در رابطه با خرید کارت حافظه، لنز فیلتر و. . . نیز ذکر کرد.

فراموش نکنید که در بسیاری از مواقع خرید لوازم جانبی می‌تواند نقش مؤثرتری در بروز خلاقیت در عکاسی داشته باشد تا خرید یک دوربین یا لنز قوی‌تری‌تر! بعنوان مثال برای ثبت یک عکس با نوردهی طولانی بیش از اینکه به یک لنز خاص و گران‌قیمت نیاز داشته باشید، به یک سه‌پایه برای تثبیت دوربین نیاز دارید.

 

  • در انتها تعدادی دیگر از عکسهای ثبت شده با دوربین کانن 1300D را می‌بینید که با لنزهای متنوع ثبت شده‌اند:

این عکس با لنز 55-18 همراه دوربین 1300D ثبت شده و ثبت آن بدون در اختیار داشتن سه‌پایه ممکن نیست

عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز کیت همراه خود دوربین

 


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز Canon EF-S 55-250mm

 


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز Canon EF-S 10-18mm

 


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز تله زوم Tamron SP 150-600mm

دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با سجاد آینه‌چی

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

بدون آینه‌ای جدید از کانن، EOS M50 رسماً معرفی شد

همان طور که پیش از این در مجله پیکسل به آن اشاره شده بود، کانن امروز به طور رسمی از جدید‌ترین دوربین بدون آینه خود، EOS M50 رونمایی کرد. این دوربین اولین عضو سری دوربین‌های M است که می‌تواند با قابلیت 4K فیلم‌برداری کند. این دوربین از یک حسگر ۲۴ مگاپیکسلی APS-C با سیستم اتوفوکوس Dual Pixel برخوردار است و برای پردازش تصویر از آخرین و جدیدترین پردازنده کانن، Digic 8 بهره می‌برد و بر خلاف برادر خود، EOS M100 به یک ویوفایندر داخلی مجهز است.

از طرفی دیگر M50 اولین دوربین کانن است که در حالت RAW عکس‌ها را با فرمت CR3 ذخیره می‌کند. در این فرمت RAW می‌توان اولویت را بر روی کیفیت تصویر قرار داد و عکس‌ها را با حجم بالا ذخیره کرد، همچنین می‌توان از فرمت C-Raw استفاده کرد که در ابن حالت فایل RAW با ۵۰ درصد حجم کمتر به ثبت می‌رسد و البته کیفیت تصویر نیز کمی کاهش می‌یابد.

مانند دیگر اعضای خانواده M کانن این دوربین نیز از دوربین بدون آینه EOS M50 نیز از وای‌فای، بلوتوث و قابلیت اتصال NFC برخوردار است و خیلی راحت می‌توان عکس‌ها را بعد از گرفتن به گوشی‌های هوشمند منتقل کرد.

به لطف ارتقای پردازنده M50 نسبت به دیگر دوربین‌های سری M، می‌توان با فریم رین بالاتر و معادل ۱۲۰ فریم بر ثانیه و با رزولوشن 1080P به فیلم‌برداری پرداخت و تصاویر اسلوموشن گرفت، به علاوه در حالت فیلم‌برداری UHD 4K فریم‌ریت تقریباً برابر با ۲۴ فریم بر ثانیه می‌باشد. البته در فیلم‌برداری 4K، قابلیت Dual Pixel قابل استفاده نمی‌باشد. در عکاسی نیز در با فوکوس قفل شده می‌توان تا ۱۰ فریم بر ثانیه به صورت پی‌در‌پی عکاسی کرد. در صورت استفاده از فوکوس خودکار و قرار دادن تنظیمات بر روی C-AF سرعت عکس‌برداری تا ۷ فریم بر ثانیه کاهش می‌یابد.








همان‌طور که اشاره شد، یکی از ویژگی‌هایی که این دوربین را نسبت به نمونه مشابه خود، EOS M100 متمایز می‌کند برخورداری از یک منظره‌یاب داخلی الکترونیکی با رزولوشن ۲.۳۶ میلیون نقطه است و در کنار این منظره‌یاب می‌توان از نمایشگر لمسی سه اینچی M50 نیز استفاده کرد.

EOS M50 ماه آوریل امسال به بازار عرضه خواهد شد و بدنه آن به تنهایی چیزی در حدود ۸۰۰ دلار قیمت خواهد داشت.

470EX-AI کانن، اولین فلاش رودوربینی هوشمند جهان

نمایشگاه WPPI 2018 لاس‌وگاس امروز شاهد غافلگیری‌های تازه‌ای از کانن است. این کمپانی به همراه دوربین بدون آینه جدید خود، EOS M50 از یک اسپیدلایت جدید نیز رونمایی کرده که تفاوت‌های زیادی به فلاش‌های رو دوربینی متداول دارد. فلاش 470EX-AI اولین فلاش رودوربینی است که زاویه تابش نور را با توجه به موقعیت سوژه و شرایط محیط به صورت خودکار تنظیم می‌کند.

فلاش 470EX-AI که از عدد راهنمای ۴۷ متر برخوردار است در حلت AI، به صورت خودکار فاصله فلاش تا سوژه و ارتفاع سقف را محاسبه کرده و زاویه سر فلاش را طوری تنظیم می‌کند تا نور با کیفیتی پخش و با سایه‌های نرم بر روی سوژه تابیده شود. در این روش سقف مانند یک رفلکتور عمل کرده و باعث می‌شود تا نور فلاش به صورت بازتابی و با کیفیتی نرم‌تر به سوژه تابیده شود. با این تفاسیر فلاش 470EX-AI برای نورپردازی پرتره در فضاهای داخلی یک گزینه ایده‌آل و راحت به حساب می‌آید. البته می‌توان تنظیمات فلاش را بر روی حالت دستی نیز قرار داد و زاویه سر فلاش را طوری تنظیم کرد که به کیفیت نوری و روشنایی دلخواه رسید.

جالب اینجاست که سیستم خودکار تنظیم سر فلاش در هر دو حالت عمودی و افقی فعال است. با تغییر کادربندی از افقی به عمودی و چرخش دوربین، می‌توان با دو بار فشار دادن دکمه شاتر تا نیمه، زاویه سر فلاش را مجدداً تنظیم کرد.






470EX-AI از یک سیستم اتوفوکس اینفرارد بهر می‌برد و محدوده زومی از ۲۴ تا ۱۰۵ میلی‌متر دارد. هنوز سیستم وایرلسی (رادیوتریگر) برای تخلیه فلاش یا اتصال بی‌سیم فلاش به دوربین، برای این فلاش طراحی نشده، ولی می‌توان با توجه به گیرنده نوری فلاش 470EX-AI، آن را با دیگر فلاش‌ها سینک کرد. فلاش 470EX-AI مانند دوربین EOS M50 اوایل آوریل سال جاری میلادی، روانه بازار خواهد شد و قیمت حدودی آن در بازار آمریکا چیزی در حدود ۴۰۰ دلار خواهد بود.

 

دیدگاه‌ها برای بدون آینه‌ای جدید از کانن، EOS M50 رسماً معرفی شد با امیر حسینی

همان طور که پیش از این در مجله پیکسل به آن اشاره شده بود، کانن امروز به طور رسمی از جدید‌ترین دوربین بدون آینه خود، EOS M50 رونمایی کرد. این دوربین اولین عضو سری دوربین‌های M است که می‌تواند با قابلیت 4K فیلم‌برداری کند. این دوربین از یک حسگر ۲۴ مگاپیکسلی APS-C با سیستم اتوفوکوس Dual Pixel برخوردار است و برای پردازش تصویر از آخرین و جدیدترین پردازنده کانن، Digic 8 بهره می‌برد و بر خلاف برادر خود، EOS M100 به یک ویوفایندر داخلی مجهز است.

از طرفی دیگر M50 اولین دوربین کانن است که در حالت RAW عکس‌ها را با فرمت CR3 ذخیره می‌کند. در این فرمت RAW می‌توان اولویت را بر روی کیفیت تصویر قرار داد و عکس‌ها را با حجم بالا ذخیره کرد، همچنین می‌توان از فرمت C-Raw استفاده کرد که در ابن حالت فایل RAW با ۵۰ درصد حجم کمتر به ثبت می‌رسد و البته کیفیت تصویر نیز کمی کاهش می‌یابد.

مانند دیگر اعضای خانواده M کانن این دوربین نیز از دوربین بدون آینه EOS M50 نیز از وای‌فای، بلوتوث و قابلیت اتصال NFC برخوردار است و خیلی راحت می‌توان عکس‌ها را بعد از گرفتن به گوشی‌های هوشمند منتقل کرد.

به لطف ارتقای پردازنده M50 نسبت به دیگر دوربین‌های سری M، می‌توان با فریم رین بالاتر و معادل ۱۲۰ فریم بر ثانیه و با رزولوشن 1080P به فیلم‌برداری پرداخت و تصاویر اسلوموشن گرفت، به علاوه در حالت فیلم‌برداری UHD 4K فریم‌ریت تقریباً برابر با ۲۴ فریم بر ثانیه می‌باشد. البته در فیلم‌برداری 4K، قابلیت Dual Pixel قابل استفاده نمی‌باشد. در عکاسی نیز در با فوکوس قفل شده می‌توان تا ۱۰ فریم بر ثانیه به صورت پی‌در‌پی عکاسی کرد. در صورت استفاده از فوکوس خودکار و قرار دادن تنظیمات بر روی C-AF سرعت عکس‌برداری تا ۷ فریم بر ثانیه کاهش می‌یابد.








همان‌طور که اشاره شد، یکی از ویژگی‌هایی که این دوربین را نسبت به نمونه مشابه خود، EOS M100 متمایز می‌کند برخورداری از یک منظره‌یاب داخلی الکترونیکی با رزولوشن ۲.۳۶ میلیون نقطه است و در کنار این منظره‌یاب می‌توان از نمایشگر لمسی سه اینچی M50 نیز استفاده کرد.

EOS M50 ماه آوریل امسال به بازار عرضه خواهد شد و بدنه آن به تنهایی چیزی در حدود ۸۰۰ دلار قیمت خواهد داشت.

دیدگاه‌ها برای کانن 1300D مناسب ترین انتخاب زیر دو میلیون تومان با سجاد آینه‌چی

کانن 1300D مصداق بارز کالایی باارزش‌تر از قیمت پرداخت‌شده است. حقیقت این است که گاهی ما ایرانی‌ها با مطلق تصور کردن درستی برخی از اصطلاحات رایج مثل “هیچ گرانی بی‌حکمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت” دست به انتخاب‌هایی اشتباه می‌زنیم. مسئله خرید دوربین نیز از این قاعده مستثنا نیست و دوربین‌های DSLR ، حتی ارزان‌ترین DSLRها نیز در اکثر مواقع انتخاب‌های بهتری نسبت به هر دوربین غیر DSLR و یا گران‌تر هستند.

در این مطلب قصد داریم به‌طور مفصل به برتری‌های ارزان‌ترین DSLR یا “دوربین دارای منظره‌یاب بازتابی و قابلیت تعویض لنز” موجود در بازار بپردازیم. همچنین می‌توان گفت تقریباً تمامی برتری‌های ذکرشده در این متن در مورد مقایسه هر دوربین غیر DSLR با یک دوربین DSLR نیز صادق است:

 

  • اندازه سنسور

یکی از رایج‌ترین دلایل خرید DSLR توسط کاربران دوربین‌های عکاسی ابعاد سنسور این دوربین‌هاست. ابعاد سنسور یا حسگر دوربین در کنار مشخصات لنز، یکی از اصلی‌ترین عوامل ثبت عکس با جلوه حرفه‌ای است. در حقیقت مشخصات عالی یک لنز بدون قرارگیری در کنار سنسوری با ابعاد مناسب هرگز منجر به ثبت یک عکس زیبا و حرفه ای نخواهد شد.

بسیاری از سازندگان دوربین‌های کامپکت (یا حتی گوشی‌های موبایل) با درج اعدادی همچون f/1.8 یا f/2.0 در کنار مشخصات لنز، توجه خریداران را به خود جلب می‌کنند. درحالی‌که استفاده از بهترین مشخصات لنز در کنار یک سنسور کوچک نتیجه خاص و چشمگیری درپی نخواهد داشت.

جالب است که بدانید حتی گران‌ترین دوربین‌های کامپکت (دوربین‌های بدون قابلیت تعویض لنز) موجود در بازار که گاهی تا چندین برابر گران‌تر از کانن 1300D هستند هم سنسوری چندین برابر کوچکتر از سنسور کانن 1300D دارند.


نسبت ابعاد سنسور کانن 1300D و دو دوربین پرفروش از رده سوپرزوم و کامپکت پیشرفته‌ی کانن

سنسور کانن 1300Dدرواقع تقریباً هم‌اندازه سنسور دیگر DSLR ها حتی تا چند رده بالاتر است. برای مثال در تصویر زیر مقایسه ابعاد سنسور کانن 1300D و کانن 80D می‌بینید که تقریباً هیچ تفاوتی ازلحاظ ابعاد ندارند:

 

 

  • ساده اما کامل

اگر تصور می‌کنید با خرید یک DSLR ارزان‌قیمت از تنظیمات و قابلیت‌های اصلی یک دوربین حرفه‌ای بی‌بهره خواهید شد، باید به شما بگوییم که کاملاً در اشتباه هستید!

در مورد کانن 1300D باید گفت که یک DSLR با هر قیمتی و هر برندی که خریداری‌شده باشد هم یک DSLR است و آنچه در میان دو  DSLR تفاوت قیمت ایجاد می‌کند، مواردی مانند کیفیت بالاتر تصویر ثبت‌شده در نور کم، ثبت جزئیات بیشتر رنگ و یا دیگر موارد فنی است که شاید هرگز به کار یک کاربر با استفاده روزمره نیاید.

حتی اگر دوربین‌های ارزان‌قیمت DSLR با دوربین‌های DSLR رده متوسط مقایسه شوند، بیشتر از اینکه تفاوت در مشخصات فنی مشاهده شود، تفاوت درزمینهٔ طراحی بدنی و راحتی استفاده از دوربین‌ها مشاهده خواهد شد.

اگر چنین مواردی را در نظر نگیریم، باید بگوییم کانن 1300D هر چیزی که DSLR باید داشته باشد را دارد. از تنظیمات کاملاً دستی تا امکان نصب ریموت شاتر برای عکاسی تایم لپس و همچنین امکان نصب فلاش رودوربینی حرفه‌ای با قابلیت TTL که همه این موارد اطمینان را به کاربر خواهد داد که علاوه بر امکان استفاده حرفه‌ای از این دوربین، یادگیری استفاده از آن مساوی خواهد بود با داشتن مهارت استفاده از بهترین دوربین‌های DSLR از برند کانن و یا هر برند دیگر…


بدنه 5D Mark III در کنار بدنه 1300D

 

  • امکان استفاده از همه‌ی لنزهای کانن

دیگر مسئله‌ای که موجب می‌شود اکثر کاربران DSLR را ترجیح دهند، امکان استفاده از شمار زیادی از لنزهای در دسترس است. البته باید توجه داشت که امکان تعویض لنز برای یک دوربین به‌خودی‌خود یک برتری مطلق نیست!

در حال حاضر بسیاری از دوربین‌های تولیدشده توسط برندهای سازنده دوربین، خصوصاً دوربین‌های بدون آینه دارای این امکان هستند. اما در عمل یا تعداد لنزهای مناسب برای نصب مستقیم روی بدنه این دوربین‌ها بسیار کم است و یا اینکه لنزهای مناسب دارای قیمتی بسیار بالا در مقایسه برای لنزهای رایج کانن و نیکون برای DSLR های ساخته‌شده برای این دو برند است.

رواج دوربین‌های DSLR این دو برند به حدی است که بسیاری از برندهای سازنده لنز غیر از کانن و نیکون نیز لنزهای مناسب برای دوربین‌های ساخته‌شده توسط این دو غول سازنده دوربین تولید می‌کنند!


استفاده از لنز 50mm f/1.8 کانن روی بدنه 1300D

این تنوع بسیار بالا موجب شده کاربران دوربین‌های تولیدشده توسط دیگر سازندگان نیز به دنبال مبدل‌هایی برای نصب لنزهای کانن و نیکون روی دوربین خود باشند. مسئله‌ای که گرچه مشکل کمبود لنز را رفع می‌کند، اما در مقابل هزینه اضافی خرید یک مبدل مناسب را به کاربر تحمیل خواهد کرد.


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز 50mm f/1.8

این در حالی است که با خرید ارزان‌ترین دوربین DSLR کانن یعنی 1300D خواهید توانست از تک‌تک لنزهای تولیدشده توسط کانن برای عکاسی استفاده کنید.

جالب است که بدانید کانن با تولید انبوه بیش از دویست‌و‌سی مدل لنز، یکی از رکوردداران ساخت لنز برای دوربین‌های عکاسی است. این تولیدکننده با فروش بیش از نودمیلیون لنز برای دوربین‌های خود از این حیث نیز رکورددار است. جالب‌تر اینکه قیمت کانن 1300D حتی از  قیمت برخی از مبدل‌های ساخته‌شده جهت نصب لنز کانن روی دوربین‌های ساخته‌شده توسط دیگر برندها نیز کمتر است.


Canon بزرگترین تولیدکننده لنز دوربین DSLR در دنیاست

 

  • وجود امکان ارتباطی Wi-Fi داخلی و NFC

قابلیت Wi-Fi در ساده‌ترین شکل به شما این امکان را میدهد که گوشی یا تبلت خود را به ریموت دوربین خود تبدیل کنید و به صورت زنده تصویر مانیتور دوربین را روی صفحه نمایش دیوایس هوشمند خود ببینید. همچنین امکان تخلیه کارت حافظه از طری وای فای نیز وجود خواهد داشت که برای این کار فقط کافیست اپلیکیشن رایگان ارائه شده برای این کار را در اختیار داشته باشید.


استفاده از گوشی موبایل به عنوان ریموت، یکی از ساده‌ترین قابلیت‌های Wi-Fi دوربین کانن 1300D است

کانن علاوه بر استفاده از قابلیت‌های Wi-Fi و NFC حتی در ارزان‌ترین DSLR خود، در تلاش است دیگر لوازم جانبی مورداستفاده عکاسان مانند چاپگر و همچنین هارددیسک اکسترنال خود را مجهز به این قابلیت‌ها کند.

برای مثال پرینتر کانن CP1200 امکان چاپ عکس‌ روی کاغذ مخصوص چاپ عکس در ابعاد 10×15 و به صورت بی‌سیم است.


پرینتر خانگی و قابل حمل کانن CP1200

برای آشنایی با این پرینتر میتوانید مطلب زیر را بخوانید:

با پرینترهای SELPHY عکس‌هایتان را جاودانه کنید

هارد اکسترنال یک ترابایتی CS100 کانن نیز بر اساس ایده تخلیه‌ی کارت حافظه بدون نیاز به کامپیوتر ساخته شده است. کاربران دوربین‌های کانن دارای قابلیت NFC فقط کافی ست دوربین خود را به این هارددیسک نزدیک کنند تا ظرف چند ثانیه محتویات کارت حافظه دوربین تخلیه شود.


هارد اکسترنال کانن CS100 که بدون نیاز به کامپیوتر حافظه دوربین شما را تخلیه می‌کند

پرینتر CP1200 و هارد اکسترنال CS100 از طریق نصب مستقیم کارت حافظه بر روی بدنه دستگاه نیز قابل‌استفاده هستند و کاربران دوربین‌های دیگر و همچنین دوربین‌های بدون قابلیت NFC و Wi-Fi نیز می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

 

  • کمترین هزینه برای خرید لوازم جانبى

به‌طورکلی وقتی‌که شما هزینه‌ کمتری به خرید لنز و دوربین اختصاص دهید، امکان انجام هزینه بیشتر برای خرید لوازم جانبی خواهید داشت.همچنین هنگامی‌که دوربینی با ابعاد کوچک‌تر می‌خرید، خودبه‌خود بخشی از هزینه‌های شما کاهش می‌یابد. برای مثال وقتی از مجموعه کیف‌های حمل مناسب برای کانن 1300D صحبت می‌کنیم، قاعدتاً محدوده انتخابی وسیع‌تری نسبت به یک دوربین بزرگ‌تر پیش رو داریم.

در مورد سه‌پایه نیز وضع به همین ترتیب است. خرید یک DSLR بزرگ‌تر به معنای نیاز به خرید یک سه‌پایه بزرگ‌تر و با تحمل وزن بیشتر است. کیف و سه‌پایه دو نمونه ساده برای هزینه‌های جانبی هستند، در مورد این مسئله می‌توان نمونه‌هایی در رابطه با خرید کارت حافظه، لنز فیلتر و. . . نیز ذکر کرد.

فراموش نکنید که در بسیاری از مواقع خرید لوازم جانبی می‌تواند نقش مؤثرتری در بروز خلاقیت در عکاسی داشته باشد تا خرید یک دوربین یا لنز قوی‌تری‌تر! بعنوان مثال برای ثبت یک عکس با نوردهی طولانی بیش از اینکه به یک لنز خاص و گران‌قیمت نیاز داشته باشید، به یک سه‌پایه برای تثبیت دوربین نیاز دارید.

 

  • در انتها تعدادی دیگر از عکسهای ثبت شده با دوربین کانن 1300D را می‌بینید که با لنزهای متنوع ثبت شده‌اند:

این عکس با لنز 55-18 همراه دوربین 1300D ثبت شده و ثبت آن بدون در اختیار داشتن سه‌پایه ممکن نیست

عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز کیت همراه خود دوربین

 


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز Canon EF-S 55-250mm

 


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز Canon EF-S 10-18mm

 


عکس ثبت شده با دوربین کانن 1300D و لنز تله زوم Tamron SP 150-600mm

مستند نگاری به سبک عباس، مروری بر فعالیت ۵۰ ساله عباس عطار

عباس را عکاس عکاسان نامیده‌اند. عکس‌های عباس، که از ۱۹۸۰ از اعضای «مگنوم»، معتبرترین آژانس عکاسی جهان بوده، در هزاران مجله در سراسر دنیا به چاپ رسیده‌اند. عکس‌های او از جنگ ایرلند شمالی در اواخر سال‌های دهه ۱۹۶۰، عکس‌های او از پشت صحنه مسابقه معروف «غرش در جنگل»میان محمد‌علی کلی و جورج فورمن در سال ۱۹۷۴، پژوهش‌های او در باب اسلام و مسیحیت، و نیز عکس‌های او از مبارزات ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی از زمره مشهورترین و تحسین برانگیزترین عکس‌های قرن بیستم محسوب می‌شوند. با این حال، عکس‌های عباس از ایرانِ دوران انقلاب به نوعی، فراسوی کارهای دیگر او قرار می‌گیرند. عباس ایرانی است. پدر او بهایی بوده و در سال‌های دهه ۱۹۵۰، برای تأسیس یک جامعه بهاییِ محلی به الجزیره مهاجرت می‌کند. عباس بهایی نیست و می‌گوید «رابطه‌ای حرفه‌ای با خداوند دارد. هیچ‌کدام در کار همدیگر دخالت نمی‌کنیم.» عباس تا ۱۹۷۰ به ایران برنگشت. این تنها چیزی است که از زندگی شخصی او می‌دانیم؛ همین و بس. او تنها از ما می‌خواهد عکس‌هایش را ببینیم، و تنهایش بگذاریم. حتی نمی‌خواهد نام خانوداگی‌‌اش را صدا بزنیم، همان «عباس» کافی است.

به دلیل کمبود جا در مدارس اهدایی ژاپن در روستا، کلاس‌ها در فضای باز برگزار می‌شود. تارا خیل، افغانستان.
سرهنگ مالان، مدیر دانشکده پلیس سیاه‌پوستان، به همراه دانشجویان خود. هامانسکرال، آفریقای جنوبی، ۱۹۷۸.

یک عکاس آنقدر در دنیای عکس‌های خود غوطه‌ور است که از خود خبری ندارد.

خانواده در حال سوگواری برای پسری است که در تصادف کشته شده‌است. کریل، چیهواهوا، مکزیک، ۱۹۸۵.
معبد می-جی شینتو. یک زوج، با پوشش سنتی، در حال گرفتن عکس قبل از مراسم ازدواجشان هستند. توکیو، ژاپن.

شهرت عباس عطار به حدی است که امروز در دنیا با نام کوچکش شناخته می‌شود. کافی است نام او را در گوگل جست‌ و جو کنید. آنجا است که می‌بینید «Abbas» نامی است که او با آن شناخته می‌شود. وی پس از موفقیت‌های فراوان عکس‌هایش، از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱، به عنوان رئیس دوره‌ای مگنوم انتخاب شد. افتخاری که تنها نصیب معدودی از افراد شده است که در میان آنان نام بزرگان تاریخ عکاسی مشاهده می‌شود.

زنی که در بمب‌گذاری ارتش آزاد ایرلند در مرکز شهر آسیب دیده، تحت کمک‌های اولیه قرار گرفته است. بلفاست، ایرلند شمالی.
ازدواج غیابی: نامزد این زن به آلمان مهاجرت کرده است و تنها عکس او در این مراسم حضور دارد. کابل، افغانستان، ۱۹۹۲.

به غیر از نزدیکی فیزیکی به سوژه، باید ارتباط نزدیک‌تری را از لحاظ روحی با آن برقرار کرد و هر عکاسی در ابتدای راه باید بداند که برای عکاس‌شدن به معنای واقعی، ابتدا باید خود را جزئی از سوژه و آدم‌های آن‌سوی لنز خود بداند؛ نه چیزی جدا از آنها.(همشهری آنلاین ۸۵/۸/۲۶)

کودکان ادای عکاس را در‌می‌آورند. باکوجیکورونه، مالی، ۱۹۹۴.

کار در سارایوو برای من تجربه احساسی عجیبی بود. کودکی را دیدم که در زیر بمباران جانش را از دست داده بود، اما همچنان چشمانش بازبود. به نظر می‌آمد غرق در رویای خود است.

یک زن پناهنده ایبویی به همراه فرزند خود در بازار. هر دوی آنها از سوء تغذیه رنج می‌برند. نیجریه، بیافرا، ۱۹۷۰.

من خود را وامدار نقاشانی مانند پیکاسو و کاراواجو می‌دانم.

یک ماهیگیر، در غروب، بر روی قایق خود بر روی رود نیجر. باماکو، مالی، ۱۹۹۴.

وقتی شما عکاس آماتوری هستید، یا نه عکاسی حرفه‌ای هستید اما مخاطبان محدودی دارید، هیچ‌گاه تحت اتهام داشتن گرایشات سیاسی و اعتقادی قرار نخواهید گرفت. اما عباس عطار، به دلیل شهرت فراوان و همچنین توانمندی ویژه‌اش در عکاسی، همیشه آثارش زیر ذره‌بین بوده‌اند. عکس‌های وی از کشورهای مسلمان، بازخورد ویژه‌ای در کشورمان داشتند.

دانشجویان دانشگاه الاظهر، در حال گوش کردن به خطبه‌های نماز جمعه، در سالنی که به همین مناسبت به عنوان مسجد از آن استفاده می‌شود، هستند. جاکارتا، اندونزی، ۱۹۸۹.
موسم حج. نماز مغرب درحال برگزاری در اطراف کعبه و بیرون از مسجدالحرام. با وجود بزرگی، این مسجد برای جا دادن همه نمازگزاران بسیار کوچک است. مکه، عربستان سعودی.
موسم حج. یک حاجی درحال خواندن قرآن در جبل‌الرحمه است، در حالی که دوستش استراحت می‌کند. صحرای عرفات، عربستان سعودی، ۱۹۹۱.

عباس درباره مذهب اینچنین می‌گوید:
«مذهب معمای بزرگی در زندگی من محسوب می شود. این موضوع دلربا سال ها مرا شیفته خود کرده و بالاخره توانستم بفهمم که چرا مردم به تشریفات مذهبی پایبند هستند و نیاز روحی عمیق آنها حکم می‌کند که اعتقادات خود را استوار نگه دارند.»(مصاحبه با روزنامه شرق، ۸۲/۱۰/۴)

یکی از منتقدین هنری نیز در روزنامه شرق درباره آثار او چنین می‌نویسد:
«کتاب مصور و معروف «الله اکبر» (Allaho Akbar) نمونه کاملی از عشق او به دانستن و عمیق شدن در مذهب و اعتقادات دینی مسلمانان است. او بیش از 14سال از زندگی حرفه‌ای و عکاسی‌اش را وقف ثبت مسائل مذهبی و تقابل نگاه‌های نهفته در مذاهب جهان کرده است.»(روزنامه شرق، ۸۲/۱۰/۴)

عاشورا؛ مردم درحال سینه زنی هستند. آنها در سوگواری شهادت امام حسین (ع) خود را گل آلود کرده‌اند. خرم‌ آباد، ایران، ۱۳۸۴.

دنیای هنر، دنیایی عمیق و تاویل پذیر است. از یک بیت از اشعار حافظ، می‌توان هزار معنی کاملاً متفاوت برداشت کرد؛ «هرکسی از ظن خود شد یار من». عکس‌های عباس نیز از این قاعده مستثناء نیستند. قضاوت درمورد عکس‌های او و مضامینی که او قصد انتقال آنها از طریق عکس‌هایش را داشته کار ساده‌ای نیست. اما کسانی هم هستند که عکس‌های او را سیاه نمایی جوامع اسلامی و ایران می‌دانند.

سربازان پاکستانی درحال حمل جسد یک سرباز هندی هستند که در جنگ کشته شده‌است. نزدیکی بوریندا، شرق پاکستان، دسامبر ۱۹۷۱.
فلسطینیان در محل دیوار در حال ساخت حائل کننده مناطق اشغال شده توسط نیروهای نظامی اسرائیل از فلسطین.

شما می‌توانی ظالمان و ستمگران را درک کنی، ولی نمی‌توانی کارهای آنان را توجیح کنی.

عباس در اوخر دهه هفتاد شمسی، پس از ۱۷ سال به ایران بازگشت. وی با حضور در نقاط مختلف ایران، به عکاسی پرداخت و وطن خویش را از قاب‌های زیبای خود محروم نکرد. حضور عباس در ایران و گرفتن عکس‌های اجتماعی و سیاسی او، خالی از حاشیه نبود.

مرد جوان و ۳ دختر باحجاب، ۴ ترک بر روی موتور نشسته‌اند. شهرری، ایران، ۱۳۷۶.
دختر جوان اسبدوان، در مسابقاتی که به صورت مختلط برگزار شده شرکت کرده است. تهران، ایران، ۱۳۸۴.
صحنه‌ای خیابانی در اطراف میدان شوش در جنوب پایتخت. تهران، ایران، ۱۳۸۳.

هنری کارتیه برسون برای من مانند یک «عمو» بود. در دنیای من «عمو»ها نماد شکل خاصی از محبت هستند. آنها به سخت‌گیری پدر نیستند.

عباس کیارستمی، کارگردان ایرانی در تپه‌های اطراف تهران، که محل ساخت فیلم «طعم گیلاس» اوست. این فیلم جوایز بین‌المللی زیادی از جمله نخل‌طلای کن را از آن خود کرد. تهران، ایران، ۱۳۷۶.
یک دختر لباس ویژه جشن تولد ۱۵ سالگی پوشیده است. جشن مخصوص آیین ورود به دوران زنانگی. سانتیاگو، کوبا، ۱۹۹۷.

یا مردم دسته‌ای دیوانه‌اند، یا دنیا جای خسته کننده‌ایست.

طراح مد فرانسوی، کریستین لاکرویژ (سمت راست) در حال آماده کردن اولین کلکسیون پوشاک زنانه تحت نام خود است. پاریس، فرانسه، ۱۹۸۷.
کودکان در ریوبالساس، آبتنی و بازی می‌کنند. روستای سن‌آگوستین دو اوپان، گوئررو، مکزیک.

من دنیا را سیاه و سفید می‌بینم و گرفتن عکس‌های سیاه و سفید به من کمک می‌کند تا بر واقعیت مستولی شوم.

محمدعلی کلی، درحال جاخالی دادن از مشت جرج فورمن، در مسابقات قهرمانی بکس سنگین وزن جهان. علی در این مسابقه حریفش را ناک اوت کرده و برنده شد. کینشاسا، زعیر، ۳۰ اکتبر ۱۹۷۴.
یک سرباز ویتنام شمالی، یک ویتکونگ را به اسرات درآورده و در روستا به نمایش گذاشته است. منطقه دلتای جنوبی، ویتنام، ۱۹۷۳.
فرشته زخمی در کلیسای نوسا سنهورا دو روزاریو. منطقه پلهورینهو، سالوادور، استان باهایا، برزیل، ۱۹۹۶.

آیا عکاسی نوشتن با نور نیست؛ با این تفاوت که نویسنده در زمان نوشتن مستولی بر کلمات است اما در عکاسی، این عکاس است که تحت تأثیر عکسش قرار می‌گیرد؛ با این تفاوت که باید پا را از مرز واقعیت فراتر بگذارد تا زندانی‌اش نشود؟(همشهری آنلاین ۸۵/۸/۲۶)

زن کشاورز، درحال حمل چاقوی بزرگ خود است. مورلوس، مکزیک، ۱۹۸۵.
هنگام طلوع آفتاب، کشیشان کلیسای صهیون، افراد تازه ایمان آورده را در دریا غسل تعمید می‌دهند. کیپ تاون، آفریقای جنوبی، ۱۹۹۹.

انقلاب و بعد آن:

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنید می‌دانید جریان چیه، ولی بیشتر وقت‌ها واقعا نمی‌دانید چه خبره. بنابراین باید سعی کنید هرچه می‌توانید جنبه‌های مختلف موضوع را پوشش دهید.










عباس عطار امسال ۷۴ سالگی‌اش را جشن می‌گیرد. وی هنوز هم به نقاط مختلف دنیا سفر می‌کند و ضمن عکاسی، ورکشاپ‌های آموزشی مختلفی نیز برگزار می‌کند. مساله اینجاست که ما چقدر هنرمندان مطرح کشورمان را می‌شناسیم؟ چند عباس دیگر در دنیا شهرتی برای خود دارند و ما (به عنوان ایرانی) از آن غافلیم؟