دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون ؟ پاسخی قاطعانه به این پرسش قدیمی در ۱۰۰۰ کلمه با Ariana

کانن یا نیکون ؟ سؤالی که تمام مبتدیان و کسانی که می‌خواهند یک دوربین DSLR برای پیگیری جدی عکاسی خریداری کنند خواهند پرسید. سؤالی که تجربه حضور در فروشگاه پیکسل بیش‌ازپیش من را با آن مواجه کرده است. معتقدم بدون در نظر گرفتن دو مدل هم‌رده از این دو برند، نمی‌توان به جوابی قطعی و مطلق برای آن رسید.

در ادامه با در نظر گرفتن معیارهای “کیفیت عکس” ، “کیفیت فیلم‌برداری” و “لوازم جانبی” سعی کردیم به جوابی قانع‌کننده برای این سؤال برسیم:

 

کیفیت عکس کانن بهتر است یا نیکون ؟

آنچه که تا حد زیادی کیفیت عکس را تعیین می‌کند ابعاد سنسور دوربین و کیفیت لنز مورد استفاده برای آن است!

در مورد اندازه سنسور با دو اندازه سنسور APS-C و فول فریم برای دوربین‌های DSLR های رایج سروکار داریم. که معمولاً برای شروع دوربین‌های فول‌فریم توصیه نمی‌شود.

به‌طورکلی اندازه سنسور ارزان‌ترین DSLR ها هم از اندازه سنسور گرانترین دوربین‌های بدون قابلیت تعویض لنز بزرگ‌تر است. این عاملی مهم در تعیین کیفیت عکس و داشتن جلوه‌ای حرفه‌ای است. اما وقتی در مورد مقایسه DSLR ها با یکدیگر صحبت می‌کنیم، ابعاد سنسور ازرانترین غیر فول فریم، تقریباً هیچ تفاوتی با ابعاد سنسور یک دوربین غیرفول فریم گران‌قیمت ندارد.

این به این معناست که گرچه با قطعیت می‌توان گفت یک DSLR عکس واضح‌تر و باکیفیت‌تری نسبت به یک دوربین خانگی کامپکت ثبت خواهد کرد، اما در شرایط عادی و نور مناسب و استفاده از یک لنز مشابه، تفاوت چشم‌گیری بین عکس یک دوربین  غیرفول‌فریم کانن یا نیکون با یک دوربین غیرفول‌فریم کمی گران‌تر از همان برند نخواهید دید!

تاچ اسکرین و صفحه چرخنده از تفاوت‌های بزرگ DSLR های کمی گران‌تر نسبت به ارزان‌ترین DSLR ها است

ضمن اینکه در هر دو برند کانن و نیکون وقتی ارزان‌ترین DSLRها را فقط با DSLR هایی از یک رده‌بالاتر که قیمت چندان بالاتری از ارزان‌ترین‌ها ندارند مقایسه می‌کنیم ، بیشتر از این‌که به تفاوت در کیفیت عکس برسیم، شاهد تفاوت در راحتی کار با دوربین و تنظیمات دقیق‌تر خواهیم بود.

مگر اینکه بازهم یک رده‌بالاتر برویم که در این صورت به گران‌ترین غیرفول‌فریم‌ها می‌رسیم که دارای سنسوری با همان ابعاد هستند، اما در شرایط نوری نامساعد عملکردی بهتر دارند و امکان ویرایش عکس‌های ثبت‌شده‌ی آن‌ها در هر شرایط نوری، بیشتر از دوربین‌های ارزان‌تر خواهد بود. این مورد برای هردو برند کانن و نیکون صدق می‌کند.

هرچند که همچنان عکسی که در نور مساعد یکسان (مثل نور روز) ثبت می‌شود، تفاوت چندانی نمونه عکس‌های یک دوربین ارزان‌تر از همان برند و همان شرایط مساعد نوری ندارد. چه رسد به تفاوت فاحش با عکس ثبت شده از دوربینی هم‌رده از برند رقیب!

پس وقتی تفاوت قیمت دو دوربین از دو برند، آن‌چنان زیاد نیست، به دنبال کیفیت عکسی بهتر نباشید، بلکه دقت خود را صرف بررسی تنظیمات و امکانات جانبی کنید. چون عملاً به کیفیت عکسی بالاتر در شرایط مساعد نخواهید رسید و آنچه که کمی تفاوت قیمت ایجاد می‌کند تنظیمات گسترده‌تر و موارد جانبی مثل صفحه لمسی چرخنده است.

 

کیفیت فیلم‌برداری کانن بهتر است یا نیکون؟

این جایی ست که کانن درمجموع برنده رقابت است. گرچه هرچه مدل‌های بالاتر از سری‌های گران‌تر را باهم مقایسه می‌کنیم به تشابه بیشتری در کیفیت و تنظیمات فیلم‌برداری کانن و نیکون می‌رسیم، اما درهرحال تنظیمات مربوط به تصویربرداری در دوربین‌های ارزان‌قیمت کانن هم نسبت به دوربین‌های نیکون بیشتر است.

اما این تنظیمات چیزهایی نیستند که برای استفاده روزمره و خانگی مورداستفاده قرار گیرند. برای مثال بسیاری از مدل‌های ارزان‌قیمت‌تر کانن هم دارای امکان تنظیم دستی صدا هستند که این مورد فقط در هنگام نصب میکروفن خارجی برای ضبط صدا کاربرد دارد!

تنظیمات دقیق‌تر در زمان فیلمبرداری از دلایل محبوبیت بیشتر کانن برای فیلمبرداری است

یا اکثر دوربین‌های کانن دارای امکان تنظیم دستی میزان بازشدگی دیافراگم لنز در حین فیلم‌برداری هستند که این مورد نیز در اکثر دوربین‌های نیکون خودکار است. وجود این امکان فقط در زمان تصویربرداری برای ساخت فیلم کاربرد دارد و در غیر این صورت معمولاً در زمان استفاده از دوربین‌های کانن نیز این موارد روی حالت خودکار قرار می‌گیرند!

 

لوازم جانبی کانن بهتر است یا نیکون؟

برخی از مشتریان پس از خرید دوربین موردنظر خود، به دنبال فیلتر یا حتی کیف ساخته‌شده توسط سازنده دوربین خود هستند!

این در حالی است که تمامی لوازم جانبی دوربین‌های حرفه‌ای یا به‌طور موازی توسط برندهای دیگر ساخته می‌شوند، یا به‌طور کامل برندهایی غیر از برندهای سازنده دوربین دست به تولید آن‌ها می‌زنند. برای مثال لنزهای عکاسی مناسب دوربین‌های ساخته‌شده توسط برندهای نیکون و کانن نیز هم‌زمان توسط بسیاری از برندهای صاحب‌نام مثل تامرون و سیگما تولید می‌شوند و در برخی از موارد لنزهای ساخته‌شده توسط برندهای سازنده لنز غیر از کانن و نیکون انتخاب بسیار منطقی‌تر نسبت به یک لنز ساخته‌شده توسط کانن و نیکون است.

برخی از برندها به طور تخصصی یک مورد خاص از لوازم جانبی دوربین‌های حرفه‌ای را تولید می‌کنند

نکته مهم در مورد استفاده از لنز یا فلاش ساخته‌شده توسط برندهای غیر از نیکون یا کانن این است که معمولاً تمامی محصولات دیگر برندها در دو سری مناسب برای استفاده توسط دوربین‌های هردوی این برندها ساخته می‌شود و اگر شما تجربه خوبی با یک لنز یا فلاش خاص داشته باشید، پس‌از تعویض دوربین‌تان با دوربینی از برند رقیب، می‌توانید دقیقاً همان لنز یا فلاش را برای دوربین جدید هم تهیه کنید!

اما فلاشی که توسط نیکون ساخته می‌شود فقط مناسب برای دوربین‌های نیکون ساخته می‌شود، یا یک لنز ساخته شده توسط کانن فقط برای دوربین‌های کانن تولید می‌شود و مدل دقیقاً مشابهی که توسط کانن یا نیکون ساخته شده باشد و قابل‌نصب روی دوربین رقیب باشد وجود ندارد!

پس با  توجه به اینکه بخش عمده‌ی لوازم جانبی عکاسی حرفه‌ای توسط برندهایی غیر از کانن و نیکون تولید می‌شود، در این زمینه هیچ یک از این دو بر دیگری برتری ندارد!

 

نتیجه‌گیری:

وقتی اقدام به خرید دوربین از یک فروشگاه غیرتخصصی و یا یک فروشگاه دوربین کوچک با تعداد مدل‌های محدود از برندهای کانن و نیکون می‌کنید، شنیدن یک جواب قطعی و مطلق در مورد سؤال ” کانن یا نیکون؟ ” دور از انتظار نیست.

درواقع اگر فروشنده‌ای که به شما به‌طور مطلق و بدون در نظر گرفتن یک مدل خاص از هر برند، یکی از دو برند کانن یا نیکون را پیشنهاد داد و بر برتری مطلق آن پافشاری کرد، مطمئن باشید که یا هیچ اطلاعی از عکاسی ندارد و یا انبار فروشگاه خود را از محصولات همان برند پرکرده است!

حتی دو دوربین هم‌رده از یک برند خاص کانن یا نیکون نسبت یکدیگر برتری مطلق ندارد! بلکه برتری هریک نسبت به دیگری در مواردی است که شاید مورداستفاده شما قرار نگیرد. توصیه ما به شما خرید دوربین از فروشگاه‌های تخصصی دوربین و خواستن راهنمایی از کارشناسان و فروشندگانی‌ست که بدون تعصب دوربین مناسب شما را به شما پیشنهاد می‌دهند.

دیدگاه‌ها برای بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی با sana

اگر می‌خواهید به‌صورت جدی عکاسی را شروع کنید یا به دوربینی بهتر از گوشی هوشمند و دوربین‌های کامپکت نیاز دارید، دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده بهترین انتخاب‌ها برای شما هستند. ما نیز در این مطلب بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی را مورد بررسی قرار داده‌ایم، هرچند که هرکدام از این دوربین‌ها در دستان یک عکاس باتجربه قادر به ثبت عکس‌هایی فوق‌العاده هستند. با پیکسل همراه باشید.

البته می‌توانید به سراغ دوربین‌های بدون‌آینه نیز بروید، ولی در گروه قیمتی این مطلب، هیچ‌یک از دوربین‌های بدون‌آینه دارای منظره‌یاب و کیفیت قابل رقابت با مدل‌های DSLR نیستند. دوربین‌های DSLR که در این مطلب مورد بحث قرار گرفته‌اند کیفیتی به‌مراتب بهتر از دوربین‌های کامپکت را در اختیار کاربر می‌گذارند و تجربه‌ی کار با لنزهای مختلف را نیز فراهم می‌کنند.

اکثر این دوربین‌ها به این دلیل که افراد مبتدی را هدف قرار داده‌اند، حالت‌های خودکار و راهنماهای بسیار خوبی نیز دارند.

معیارهای اصلی انتخاب بهترین دوربین‌های DSLR در این مطلب کیفیت عکس، امکانات فیلم‌برداری، سیستم فوکوس، راحتی استفاده و قیمت بوده‌اند، ولی اهمیت خاصی به کیفیت عکس و قیمت داده شده است. با این توضیحات، در ادامه به بررسی بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی خواهیم پرداخت:

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در نور کم
  • کیفیت عالی فایل‌های RAW
  • گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • رابط کاربری ساده

نکات منفی:

  • نبود وای‌فای
  • کنترل‌ها و میان‌برهای محدود
  • صفحه‌نمایش ثابت غیرلمسی
  • فوکوس کند در Live view

D3300 به‌تازگی با مدل جدیدتر D3400 جایگزین شده است. سنسور 24 مگاپیکسلی CMOS این دوربین همچنان از بهترین‌ها در رده‌ی خود و حتی رده‌های بالاتر به‌حساب می‌آید. رابط کاربری آن بسیار ساده است و راهنماهای گرافیکی برای افراد تازه‌کار نیز دارد. البته شاید تعداد دکمه‌های میان‌بر و کنترل‌های آن برای افراد باتجربه محدودکننده باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز در سطح قابل‌قبولی هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند. همین موضوع در کنار قیمت مناسب موجب شده‌اند که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR در صدر قرار بگیرد.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند، ولی فوکوس در حالت فیلم‌برداری و Live View می‌توانست بهتر باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • نداشتن امکان کنترل دیافراگم و automobile ISO در فیلم‌برداری
  • بافر محدود

D5500 یک دوربین بی‌ادعا و توانمند است. این دوربین با داشتن سنسوری عالی و امکانات مشابه برادران بزرگ‌ترش، هم برای آماتورها و هم برای حرفه‌ای‌ها جذاب است. البته مدل جدیدتر D5600 هم چند وقتی است که عرضه شده است، ولی اختلاف قیمت آن‌ها موجب شده است که ما D5500 را در جایگاه بالاتری قرار دهیم.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

عملکرد D5500 سریع است، سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوسش هم سرعت خوبی دارد، ولی بافر عکاسی پیاپی در حالت RAW محدود است.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر در گروه خودش پیشرو است.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم، ایزوی خودکار و جک هدفون می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است. البته این مدل به‌تازگی با EOS 800D جایگزین شده است، ولی 800D به دلیل جدیدتر بودن فعلاً قیمت بالایی دارد.

کیفیت عکاسی آن در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته این مورد را تنها هنگام عکاسی از مناظر پرکنتراست و هنگام ادیت فایل‌های RAW متوجه خواهید شد.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن به 1080/30P محدود است و امکانات چندانی را نیز در این زمینه ارائه نمی‌کند. ولی با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی برای فیلم‌برداری، باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها میزان زیادی از کادر را نمی‌پوشانند، ولی سرعت و دقت بسیار بالایی دارند.

این مدل یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای استفاده‌های عمومی، شروع عکاسی و حتی فیلم‌برداری به حساب می‌آید.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های ابتدایی و محدود

نیکون به‌تازگی D3400 را جایگزین مدل محبوب D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند.

در واقع تفاوت چندانی بین رده‌های اول بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی وجود ندارد و D3400 به همان خوبی یا بهتر از D3300 است.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • وای‌فای داخلی

نکات منفی:

  • لنزهای کیت چندان خوبی ندارد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

شاید D5300 حالا کمی قدیمی شده باشد، ولی نباید آن‌ را دست‌کم گرفت. سنسور آن همچنان از بهترین‌های این کلاس به شمار می‌رود و حالا قیمتی کم‌تر از مدل‌های جدیدتر D5500 و D5600 دارد.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است.

یک مزیت خرید این دوربین این است که نسبت به دوربین‌های هم‌قیمت سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری دارد. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند؛ بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دوربین‌هایی مانند D3300 و D3400 است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید.

D5300 مدت‌های زیادی است که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR جای می‌گیرد، ولی با گذشت زمان رده‌ی آن کاهش پیدا کرده است. قیمت مناسب و کیفیت بسیار خوب عکس‌های این دوربین موجب شده‌اند که همچنان از بهترین انتخاب‌ها باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه
  • NFC و بلوتوث داخلی

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • قیمت بالاتر نسبت به سایر رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف هنگام فیلم‌برداری
  • عملکرد نامطمئن Snapbridge

D5600 به‌تازگی جایگزین دوربین دوست‌داشتنی D5500 شده است. البته تفاوت اصلی آن‌ها در اضافه شدن بلوتوث و NFC به D5600 است و از لحاظ سنسور، سیستم فوکوس، ارگونومی و کیفیت عکاسی تفاوت چندانی ندارند.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

D5600 نیز مانند مدل قبلی، خیلی سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوس سریع و دقیقی هم دارد، البته نباید از آن توقع عملکردی مشابه دوربین‌های ورزشی را داشته باشید.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر از بهترین‌ دوربین‌های DSLR میان‌رده به حساب می‌آید.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم و جک هدفون در کنار ایزوی خودکار پیچیده می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

شاید در مجموع کیفیت عکس و عملکرد، D5600 بهترین دوربین این گروه باشد، ولی فعلاً قیمت بالایی دارد و به همین دلیل در رده‌های میانی بهترین دوربین‌های DSLR که برای شروع عکاسی مناسب هستند جای می‌گیرد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه‌شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور 18 مگاپیکسلی نسبتاً قدیمی
  • سیستم فوکوس ابتدایی با 9 نقطه‌ی فوکوس
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال است. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد، ولی این دوربین از لحاظ نویز و گستره‌ی دینامیکی در حد D3400 یا D3300 نیکون نیست.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب‌توجه است. 1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند.

جایگزین این مدل احتمالاً با سیستم فوکوس پیشرفته‌تر و سنسور بهتری عرضه خواهد شد. ولی در حال حاضر ارگونومی خوب، کارکرد روان و منوهای ساده، در کنار تنوع بی‌نظیر لنزهای کانن آن را در جایگاه یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی جای داده‌اند.

 

در نهایت

تفاوت بین دوربین‌ها در این رده آنچنان چشمگیر نیست و معمولاْ حول امکانات جانبی دوربین مثل صفحه چرخنده و Wi-Fi و یا کیفیت تصویربرداری قرار دارد تا تفاوت در کیفیت عکس!

پس اگر کیفیت عکس اولویت اول شماست با خرید یک دوربین ارزان‌تر در زمینه کیفیت عکس چیز زیادی را از دست نداده‌اید. اما شاید بتوانید در زمینه خرید لوازم جانبی کامل‌تر مثل یک کیف مناسب و یا حتی لنز خاص مثل یک لنز ثابت ۵۰ میلی‌متری که برای دوربین بعدی‌تان هم کاربردی خواهد بود هزینه کنید. خرید یک لنز ثابت و یا لوازم جانبی کامل‌تر مثل سه‌‌پایه محدوده عمل شما را در زمینه تجربه سبک‌ها و تکنیک‌های متعدد عکاسی بیشتر خواهد کرد. محدوده عملی که صرفاْ با امکانات جانبی کامل‌تر یک دوربین گران‌تر به آن دست نخواهید یافت.

بهترین دوربین‌های ارزان‌قیمت بازار

بر خلاف تصور برای داشتن یک دوربین با کیفیت نیاز نیست بودجه زیادی را برای خرید آن کنار بگذارید. در مقایسه با دوربین‌های پرچم‌دار دوربین‌های ارزان‌قیمتی هم وجود دارد که عملکرد بالایی دارند و می‌توان با آن‌ها عکس‌های با کیفیتی را به ثبت رساند. از طرف دیگر با توجه به نوسانات قیمت دوربین‌ها، بحث هزینه برای خیلی از ما‌ اهمیت پیدا می‌کند. در این مطلب قصد داریم تا بهترین دوربین‌های نسبتاً ارزان قیمت موجود در بازار ایران و مشخصات فنی آن‌ها را مورد بررسی قرار دهیم تا کسانی که قصد خرید دوربین دارند با آگاهی و راحتی بیشتری گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنند.

در متن پیش رو با در نظر گرفتن محدودیت قیمت، بهترین دوربین‌های کامپکت، بدون آینه و دی‌اس‌ال‌آر برای کسانی که قصد دارند به صورت آماتور عکاسی کنند و در شروع راه هستند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند

Canon EOS 1300D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه شده

تنظیمات ساده و راحت

قیمت بسیار مناسب

وای‌فای و NFC

نکات منفی:

سنسور با مگاپیکسل کمتر نسبت به رقبا

سیستم فوکوس ابتدایی

نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال به‌حساب می‌آید. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید. ضمن اینکه این امکان عدم وجود صفحه لمسی در این دوربین را تا حد زیادی جبران می‌کند.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. خصوصاً اگر از منظره‌یاب برای فوکوس استفاده کنید. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید؛ مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/p30 است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب توجه است.

1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند. اگر داشتن منظره‌یاب اپتیکال برای شما مهم است و به دنبال دوربینی ارزان‌قیمت هستید 1300D از انتخاب‌های مناسب به‌حساب می‌آید.

Nikon D3400

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است

فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند

اتصال بلوتوث

نکات منفی:

نبود وای فای داخلی

صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی

کنترل‌های محدود به نسبت دوربین‌های رده بالا

نیکون D3400 را جایگزین مدل محبوب و قدیمی D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/p60 عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند و می‌توانید مطمئن باشید با خرید این دوربین یا هر DSLR دیگری حتی در این رده قیمتی، بالاترین کیفیت نسبت به هر دوربین کامپکت (حتی گران‌تر) را تجربه خواهید کرد

Canon EOS 200D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1,040,000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

دوربین EOS 200D کانن نیز مانند دو دوربین قبلی یک دوربین سطح مبتدی و ایده‌آل برای کسانی به حساب می‌آید که تازه می‌خواهند عکاسی را شروع کنند. این دوربین به نسبت به دو دوربین بالا دوربینی جدید‌تر به حساب می‌آید و پیشرفت‌هایی در سنسور و پردازنده آن به نسبت 1300D کانن صورت گرفته است. 200D که سبک‌ترین دوربین DSLR جهان به حساب می‌آید از سیستم فوکوس پیشرفته و جدید کانن Dual Pixel برخوردار است. از طرف دیگر پردازنده جدید Digic 7 نیز در این دوربین به کار رفته که عکاسی پی‌در‌پی را تا ۵ فریم بر ثانیه برای آن در پی دارد.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080p است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب توجه است.

200D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند. اگر داشتن منظره‌یاب اپتیکال برای شما مهم است و به دنبال دوربینی نسبتاً ارزان‌قیمت هستید 200D انتخاب‌های مناسب به‌حساب می‌آید. البته با توجه به پیشرفت‌هایی که در این دوربین صورت گرفته قیمت آن از دو دوربین دیگر کمی بالاتر است.

Sony A6000

سنسور APS-C | رزولوشن 24.3 مگاپیکسل | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921,600 پیکسل | منظره‌یاب الکترونیکی ۰.۳۹ اینچی رزولوشن 1,440,000 | عکاسی پیاپی: 11 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: Full HD 1080p

نکات مثبت:

سیستم فوکوس خودکار با دقت و سرعت‌عمل بالا

کیفیت بالا در ضبط صدا

نکات منفی:

عدم فیلم‌برداری 4K

مقاوم نبودن در برابر نفوذ آب

برای مدت طولانی دوربین A5100 سونی با توجه به قیمت نه چندان بالایی که داشت یکی از بهترین دوربین‌های بدون آینه برای کسانی بود که می خواستند تازه عکاسی را شروع کنند. ولی با عرضه دوربین A6000 که از قیمت مناسب‌تری برخوردار‌ بود و با توجه به قابلیت‌های بالای آن مثل سنسور ۲۴.۳ مگاپیکسلی، عکاسی پی‌در‌پی تا ۱۱ فریم بر ثانیه و سیستم فوکوس خودکار ۱۷۹ نقطه‌ای و برخورداری از وای‌فای و NFC جای دوربین قدیمی‌تر را گرفته‌ است.

از دیگر گزینه‌های  نستبا ارزان قیمت می‌توان دوربین‌های کامپکت Canon PowerShot G1X Mark II و دوربین Panasonic Lumix DMC-TZ110 را در لیست بالا قرار داد.

دیدگاه‌ها برای چگونه با یک فریم دهان دیگران را آب بیندازیم؟ با رضا

عکاسی از مواد غذایی یا عکاسی از غذا ، سخت است و نیاز به کسب مهارت و تجربه دارد؛ اما با توجه به تجهیزات مختلف و پیشرفت قابلیت‌های دوربین‌های عکاسی و تلفن‌های همراه، حتی با دوربین‌ گوشی‌های هوشمند نیز می‌توان تصاویر بسیار خیره‌کننده‌ای از مواد غذایی خلق کرد. البته برای رسیدن به یک نتیجه حرفه‌ای در این ژانر عکاسی به دوربین‌ و لنز‌های مناسب نیاز است. با تمام این تفاسیر، برای رسیدن به یک عکس اغوا کننده چه قواعدی را باید رعایت کرد؟ به چه تجهیزانی نیاز است تا به بهترین نتیجه ممکن رسید؟ در ادامه سعی شده است تا با تفسیر تکنیک‌ها و قواعد عکاسی از مواد غذایی، به سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده شود. با پیکسل همراه باشید.

معمولاً قوانین و چهارچوب‌های بسیار محدودکننده چه در ژانر عکاسی از غذا و چه ژانرهای دیگر عکاسی، مطرح می‌شود. ولی حقیقت این است که تفاوت قائل شدن و تغییر این قواعد می‌تواند باعث ثبت تصاویر منحصر به فرد نیز بشود؛ بنابراین هر آنچه که در ادامه توصیه می‌شود صرفاً پیشنهاد‌هایی جهت رسیدن به نتیجه بهتر می‌باشد و باید با تمرین و تجربه به سبک شخصی خود دست‌یافت.

چه عاملی به گرفتن عکسی جذاب از یک خوراکی کمک بیشتری می‌کند؟

اولین و مهم‌ترین فاکتور در عکاسی از غذا، تأکید بر المان‌هایی است که بر خوشمزگی غذا اشاره دارد. معمولاً رنگ و بافت ظرف باید جذاب باشد و عکس به گونه‌ای گرفته شود که به‌خوبی در تصویر نمایان شود. به علاوه زمانی که مشغول ادیت عکس خود هستید اگر دهانتان آب نیفتد شک نکنید که یک جای کار اشتباه کرده‌اید.

نورپردازی

نکته‌ای که باید در نورپردازی به آن توجه داشت عدم استفاده از منبع نور و فلاش‌های کوچک در فواصل نزدیک نسبت به سوژه است. هر چه فاصله فلاش از سوژه کمتر باشد و یا اندازه آن کوچک‌تر باشد، سایه‌های ایجاد شده تند‌تر خواهند بود و تأثیر بدی بر روی ظاهر غذا می‌گذارد؛ بنابراین از فلاش‌های داخلی دوربین‌ها به صورت مستقیم هرگز نباید استفاده کرد. بهترین نور، نور غیرمستقیم خورشید است. همان نوری که از پرده عبور کرده و به سوژه تابیده می‌شود. ولی برای نورپردازی دلخواه و رسیدن به فضاسازی موردنظر استفاده از فلاش و سافت‌باکس می‌تواند بسیار مثمر ثمر باشد.

پس از چیدمان نور که هم می‌تواند نور پنجره و رفلکتور باشد و هم نور‌های استودیویی، باید سوژه را به‌گونه‌ای تزیین و چیدمان کرد که در جذاب‌ترین موقعیت خود قرار گیرد. ایده‌ال‌ترین موقعیت نور نسبت به سوژه به‌گونه‌ای است که با زاویه نسبتاً کم از سوژه به ظرف غذا تابیده شود. برای جذاب‌تر شدن غذا و درخشان‌تر شدن لبه‌های سوژه نیز می‌توان از یک منبع نور به‌عنوان بک‌لایت استفاده کرد ولی باید توجه داشت که شدت آن حدوداً باید دو برابر منبع نور اصلی باشد. برای پر کردن سایه‌ها نیز می‌توان از رفلکتور استفاده کرد و آن را در موقعیت مناسب قرار داد.

 

ترکیب‌بندی

یکی از قواعد مرسوم و تکراری که در ترکیب‌بندی همواره به آن اشاره می‌کنند، قرار دادن تصویر در نقاط طلایی و یک‌سوم میانی تصویر است. اگر در ترکیب‌بندی از خلاقیت کافی برخوردار نباشیم و یا به نتیجه دلخواه خود نرسیم، این تکنیک می‌تواند بسیار کار راه‌انداز باشد و تصاویری به ثبت برسد که از لحاظ بصری با دید بیننده کاملاً آشنا است. ولی خلاقیت در ترکیب‌بندی و رعایت نکردن اصول رایج می‌تواند نتیجه‌ای بسیار جذاب به همراه داشته باشد؛ به عنوان مثال قسمتی از بشقاب ممکن است که از قاب بیرون زده باشد و یا ظرفی کاملاً در مرکز تصویر قرار داده شده باشد. با این وجود کادربندی و چیدمان یکی از المان‌های مهم در ترکیب‌بندی است.

از دیگر فاکتور‌های تأثیرگذار، زاویه قرارگیری دوربین نسبت به سوژه است. در عکاسی از یک پیتزا‌ی تخت گرد، بهترین زاویه معمولاً کاملاً از بالاست درحالی‌که در عکاسی از یک لیوان بستنی بلند احتمالاً ۴۵ درجه بهترین زاویه قرارگیری دوربین است تا بر گرد بودن و انحنای اسکوپ‌ها در عکاسی بستنی‌ تأکید شود. هنگام عکاسی از یک برگر نیز بهترین زاویه، زاویه روبه‌رو است. بنابراین نوع غذا بسیار بر ترکیب‌بندی تأثیر می‌گذارد و با توجه به این که قرار است از چه سوژه‌ای عکاسی شود، باید به ترکیب‌بندی آن توجه کرد. یکی از کا‌رهایی که توصیه به انجام آن نمی‌شود، کج کردن دوربین هنگام عکاسی است. بسیاری فکر می‌کنند که چرخاندن دوربین در عکاسی مواد غذایی بر جذابیت تصاویر می‌افرازد. ولی در واقع تنها باعث سردرگمی بیننده و نامفهوم بودن عکس می‌شود. همیشه بهتر است که دوربین تراز قرار گیرد و اگر خطوطی در تصویر موجود است سعی شود که کاملاً صاف به نمایش دربیایند.

تجهیزات موردنیاز در عکاسی از مواد غذایی

در ادامه به تجهیزاتی که در عکاسی از مواد غذایی مورد نیز است اشاره خواهد شد؛ البته در صورت پرهزینه بودن این تجهیزات، می‌توان روش‌های دیگری را به کار گرفت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

رفلکتور

رفلکتورها سطوح بازتاب‌دهنده‌ای هستند که معمولاً در جهت مخالف منبع نور اصلی قرار می‌گیرند و سایه‌های نامطلوب را پر می‌کنند

نور‌های استودیویی

اگرچه که بهترین نور برای نورپردازی نور طبیعی روز به حساب می‌آید ولی با توجه به اینکه کنترل شرایط نور اغلب سخت و مشکل خواهد بود و کیفیت نور روز نیز متغیر است، استفاده از نور‌های مصنوعی کار را بسیار راحت می‌کند. بهترین نور برای عکاسی استودویی، نور‌های نرم و محو هستند که باید توسط سافت‌باکس‌های بزرگ و فلاش بر روی سوژه تابانده شود. با توجه به اینکه فلاش‌های استودیویی نسبتاً گران‌قیمت هستند، می‌توان از فلاش‌های رودوربینی استفاده کرد. البته باید توجه داشت که نباید نور فلاش به صورت مستقیم بر روی سوژه بتابد و باید به نحوی نور را پخش کرد. این کار را می‌توان با سافت‌باکس‌های مخصوص فلاش‌های رودوربینی و یا کاغذ کالک انجام داد.

سه پایه

کاهش لرزش دوربین و گرفتن تصاویری با بالاترین وضوح، در عکاسی از غذا بسیار مهم است. برای رسیدن به این امر حتی در سرعت شاتر‌های بالا، استفاده از سه‌پایه توصیه می‌شود تا به تصویر باکیفیت‌تری دست یابیم.

راه‌های بسیار دیگری نیز به کار گرفته می‌شود تا بشقاب غذا در عکاسی جذاب‌تر به نظر برسد. در خیلی از مواقع می‌توان با تولید دود خفیف، آن را در عکس به عنوان بخار غذا در نظر گرفت. در خیلی از مواقع با دیافراگم‌های باز عکاسی می‌شود تا تنها قسمتی از غذا واضح به نظر برسد. به علاوه برخی توصیه می‌کنند تا با نیم استاپ بیشتر تصویر نوردهی شود تا سوژه تا حدودی روشن‌تر از حد معمول به نظر برسد. همان‌طور که گفته شد،

متن فوق تنها توصیه‌ای برای بهتر شدن نتیجه در عکاسی از غذاست و لازم است تا با تمرین و کسب تجربه، به سبک شخصی خود برسید.

دیدگاه‌ها برای راهنمای خرید تبلت‌های Wacom با سید موسی

تبلت‌های نوری یا تبلت‌های گرافیکی، دستگاه‌هایی هستند که می‌توانند جایگزین ماوس برای طرحان و نقاشان دیجیتال شود. این تبلت‌ها امروزه در میان هنر‌مندان دیجیتال بسیار محبوب شده و توسط آن‌‌ها می‌توان اثر‌های هنری جذاب و مبتکرانه‌ای را خلق کرد.

در ابتدا حتما ویدئوی تبلیغاتی جذاب کمپانی Wacom که در پایین آمده است را تماشا کنید، پس از آن تبلت‌های Intous و دیگر تبلت‌های این کمپانی را معرفی کرده و سپس آن‌ها را با یک دیگر مقایسه می‌کنیم. در واقع در این مطلب سعی شده است تا تبلت‌های نوری wacom به صورتی دقیق تر مورد بررسی قرار بگیرد.

اساساً چرا باید یک تبلت نوری را جایگزین ماوس در طراحی‌های دیجیتال کنیم؟

تبلت‌های‌ نوری سرعت عمل بسیار بالاتری را نسبت به ماوس در اختیار کاربر قرار می‌دهند و کشیدن خطوط و انحناها بسیار کنترل شده تر انجام می‌پذیرد. به علاوه به لطف استفاده از این تبلت‌ها دقت در طراحی تا حد قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. همچنین در روتوش تصاویر نیز می‌توان با آزادی عمل بیشتری عکس‌ها را اصلاح کرد و با توجه به اینکه این تبلت‌ها اغلب به میزان فشار وارده شده توسط قلم بر روی صفحه حساس هستند و پاسخ‌های متفاوتی به آن می‌دهند، می‌توان با تمرکز بیشتری بر روی جزئیات کار کرد. قابلیت حساسیت در برابر فشار قلم در تبلت‌های Wacom به نزدیک‌تر شدن هرچه بیشتر فضای طراحی دیجیتال به طراحی بر روی کاغذ منجر شده است. همچنین برای کلیک کردن بر روی یک آیکون مشخص، بر روی قلم‌ این تبلت‌ها یک دکمه به خصوص در نظر گرفته شده است تا دیگر نیازی به استفاده از ماوس هنگام طراحی نباشد. در ضمن در طراحی تبلت‌های نوری جدید، Wacom پا را از این نیز فراتر گذاشته و با توجه به اینکه با چه زاویه‌ای قلم را بر روی صفحه می‌کشید، تبلت پاسخ متفاوتی می‌دهد. به عنوان مثال با کم کردن زاویه بین قلم و صفحه Opacity و یا غلظت خط کشیده شده می‌تواند کاهش یابد.

در قلم‌های نوری جدید Wacom دو کلید قابل برنامه‌ریزی نیز در نظر گرفته شده است که می‌توان بنا بر نیاز شخصی عملکرد آن‌ها را تعریف کرد؛ مثلاً می‌توان از یکی از آن‌ها به عنوان راست کلیک بهره برد. در ضمن در دست گرفتن قلم نسبت به ماوس بسیار راحت‌ و ارگونومیک‌تر بوده و استفاده طولانی مدت از آن بر خلاف به کارگیری ماوس باعث احساس درد در ناحیه مچ دست نمی‌شود.

در طراحی‌های مربوط به معماری و مهندسی نیز این محصولات Wacom می‌توانند به ابزاری بسیار قدرتمند‌تر نسبت به ماوس بدل شوند. تنها برتری که می‌توان به ماوس اختصاص داد، در دسترس بودن corkscrew آن است که با یک چرخش ساده می‌توان تصاویر را زوم کرد. این در حالی است که در تبلت‌های Wacom باید قلم را به کنار تبلت برده و با کشیدن آن به سمت بالا یا پایین بزرگنمایی تصویر را تنظیم کرد. به علاوه در طراحی‌های مهندسی اغلب از ویژگی حساسیت صفحه در برابر فشار قلم نیز که یکی از ویژگی‌های مهم این ابزار است، استفاده نمی‌شود. با تمام این تفاسیر همچنان بسیاری از معماران و مهندسین طراح به علت دقت بالای این تبلت‌ها، آن‌ها را برای طرح زدن پروژه‌های خود انتخاب می‌کنند.

در میان تبلت‌ها کدام برند معتبر است؟

اگر می‌خواهید برای خرید یک تبلت نوری هزینه کنید، یکی از بهترین گزینه‌ها تبلت‌های نوری Wacom است. البته که تبلت‌های ارزان‌تری هم در بازار می‌توان یافت ولی حقیقتاً دقت تبلت‌های Wacom را ندارند و احتمال دارد که سیستم عامل کامپیوترتان هم از آن‌ها پشتیبانی نکند؛ بنابراین هیچ جای تعجبی نسبت که این کمپانی ۸۵ درصد از این بازار را به قبضه خود در آورده است. به علاوه در طراحی‌ قلم‌های نوری که این کمپانی تولید کرده است، تمامی اصول ارگونومی رعایت شده است و به لطف تکنولوژی‌های جدیدی که در ساخت آن‌ها به کار رفته است، این قلم‌ها نیاز به باتری و یا سیم برای شارژ مجدد ندارد. در نتیجه قلم‌های نوری Wacom نسبت به قلم‌های دیگر بسیار سبک‌ترند و عمر و دوام بالاتری خواهند داشت و کمتر نیاز به تعمیر و یا حتی تعویض پیدا می‌کنند.

تناسب سایز و رزولوشن تبلت با ابعاد مانیتور

سایز و ابعاد حسگر تبلت باید با ابعاد مانیتور کامپیوتر تناسب داشته باشد. هر چه ابعاد حسگر تبلت نسبت به سایز مانیتور کوچک‌تر باشد، حرکت دست کمتری برای کشیدن یک خط یا انحنا نیاز است. اگر یک تبلت نوری دارای ابعاد بسیار کوچکی در تناسب با نمایشگر باشد با کوچک‌ترین حرکت قلم بر روی حسگر، شاهد یک حرکت جهشی بر روی مانیتور خواهیم بود. در نتیجه کشیدن و پیاده‌سازی جزئیات ریز بسیار مشکل می‌شود. در طرف مقابل نیز اگر ابعاد حسگر تبلت نسبت به صفحه نمایش بسیار بزرگ‌تر باشد برای کشیدن یک خط کوتاه بر روی مانیتور به حرکت دست بلندی نیاز است و در طراحی‌های طولانی ممکن است که باعث خستگی دست شود. بنا‌براین اولین نکته‌ای که در خرید یک تبلت نوری مهم است، توجه به ابعاد مانیتوری است که طرح کشیده شده بر روی تبلت را نمایش می‌دهد.

رزولوشن بالا نیز از دیگر فاکتور‌های مهم یک تبلت مناسب به شمار می‌رود. کمپانی Wacom دو مجموعه با نام‌های Intuos و Intuos Pro را به بازار عرضه کرده است. مجموعه تبلت‌های Intuos pro از رزولوشن دو برابری نسبت به تبلت‌های Intuos برخوردار هستند. این تفاوت هنگام استفاده از مانیتورهایی در ابعاد بزرگ کاملاً مشهود است. در تبلت‌هایی با ابعاد یکسان هر چه رزولوشن بالا‌تر باشد، کار با صفحه نمایش با ابعاد بزرگتر، راحت‌تر خواهد بود.

در تبلت‌های بزرگ، مانند Intuos Pro Large، بسیار مشکل است که به صورت هم‌زمان از کیبورد نیز بتوان استفاده کرد. در نتیجه این گونه تبلت‌ها برای انجام پروژه‌هایی که به تایپ یا نوشتن متن، نیاز ندارند مثل اصلاح و ادیت فیلم، یا طراحی کردن می‌تواند گزینه مناسبی باشد. اگر شما تصویرسازی را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنید، Intuos Pro Large می‌تواند مناسب‌ترین گزینه برای انتخاب باشد.

اگر کار تایپوگرافی می‌کنید یا در طرحتان نیاز به نوشتن متن وجود دارد نیز بهتر است از کیبوردهایی که فاقد نامبر پد هستند استفاده کنید تا فضای کمتری را اشغال کند.

مقایسه تبلت‌های Intuos و Intuos Pro

به طور کلی تبلت‌های Intuos برای کاربران خانگی و یا آماتور‌ها طراحی شده است و مجموعه تبلت‌های Intuos pro برای کاربران حرفه‌ای در نظر گرفته شده است. ولی این بدین معنا نیست که سری Intuos برای طراحان حرفه‌ای مناسب نخواهد بود چرا که این نوع تبلت‌‌ها نیز بسیاری از نیاز‌های یک طراح حرفه‌ای را بر طرف می‌کند.

Wacom تبلت‌های سری Intuos خود را در سپتامبر 2015 ارتقا داد و نسخه‌های جدیدی از این مجموعه را روانه بازار کرد که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

تبلت‌ Intuos Draw

این تبلت‌ها در سایز کوچک به بازار عرضه شده‌اند و Multi-touch نیستند ولی برای طراحی و اسکیس زدن بسیار مناسب هستند. این دسته از تبلت‌ها با توجه به اندازه کوچکی که دارند، قابل‌حمل بوده و می‌توان آن‌ها را همیشه به همراه داشت. این تبلت‌ها با سیستم‌عامل‌های ویندوز و مک سازگاری کامل دارند.

تبلت‌ Intuos Photo

این تبلت‌ها نیز به طور اختصاصی برای روتوش عکس طراحی شده‌اند و Multi-touch هستند. در ضمن به همراه این تبلت یک نرم‌افزار Corel Aftershot pro 2 نیز در نظر گرفته شده است که کاملاً با این تبلت سازگار است.

تبلت‌ Intuos Art

این تبلت در دو اندازه Small و middle به بازار عرضه شده است. این محصول به صورت اختصاصی برای خلق و تصویرسازی‌های خلاقانه و هنری تولید شده است. این تبلت هر آنچه که برای خلق یک اثر دیجیتال هنری لازم دارید را در اختیارتان قرار می‌دهد.

تبلت‌ Intuos Comic

تبلت‌ Intuos Comic یک ابزار کامل برای خلق تصاویر کمیک به شمار می‌رود. اگر شما نیز به فضاهای طراحی کمیک علاقه دارید و در این زمینه طراحی‌ می‌کنید، Intuos Comic یک انتخاب مناسب و منطقی برای شما خواهد بود. در کنار این تبلت نیز نرم‌افزارهای Clip Studio Paint Pro و Anime Studio Debut 10 به رایگان عرضه می‌شود.

بررسی تبلت‌های Intuos Pro

تفاوت‌ اصلی این سری تبلت‌ها با برادر خود یعنی Intuos در عملکرد و امکانات بیشتر در شخصی‌سازی آن‌هاست. تبلت‌های Pro با رزولوشن و حساسیت‌ بالاتر قادر هستند تا پاسخ‌های متفاوتی را نسبت به زاویه قرار‌گیری قلم بدهند. به علاوه کلید‌های بیشتری در طراحی این تبلت در نظر گرفته شده است تا بنا بر نیاز‌ کاربر شخصی‌سازی شود و عملکرد به خصوصی برای آن‌ها تعریف شود. به علاوه این تبلت‌ها نسبت به مجموعه تبلت‌های Intuos ساختاری مستحکم‌تر دارند و از دوام بیشتری برخوردار هستند. در ادامه ویژگی‌های تبلت‌های Intuos Pro را برخواهیم شمرد:

  •  رزولوشن 5080 lpi
  • تا 2048 سطح حساسیت در برابر فشار
  •  حساسیت در برابر Pen Tilit
  •  برخورداری از حالت Prescion
  •  مجهز به کلید‌های قابل برنامه‌ریزی
  • برخورداری از ضخامت کمتر نسبت به تبلت‌های Intous

لازم به ذکر است که تمامی تبلت‌های سری Pro علاوه بر اتصال کابلی قادرند تا از طریق Wi-Fi به رایانه متصل شوند.

 با توجه به ویژگی‌های برخی از محصولات Wacom که در بالا به آن‌ها اشاره شد می‌توان توصیه کرد که برای عکاسان حرفه‌ای، گرافیست‌ها و طراحان وب که از مانیتوری تا ابعاد ۳۰ اینچ استفاده می‌کنند، بهترین گزینه می‌تواند تبلت intuos pro middle باشد.

Wacom 13.3 MobileStudio Pro 13 Graphics Tablet

وکام در سال ۲۰۱۶ از نمونه‌ای کامل‌تر و پیشرفته‌تر از تبلت‌های خود به نام Mobile Studio رونمایی کرد. این تبلت علاوه بر مجهز بودن به یک نمایشگر قدرتمند، دارای سیستم عامل ویندوز ۱۰ می باشد و دیگر نیازی به اتصال تیبت به کامپیوتر وجود ندارد.

تبلت 13.3″ MobileStudio Pro 13 با توجه به قابلیت‌های فراوانی که دارد، یک استودیوی شخصی و سیار برای طراحان و گرافیست‌های حرفه‌ای به حساب می‌آید. MobileStudio Pro 13 که توسط کمپانی Wacom طراحی و تولید شده، با برخورداری از یک نمایشگر WQHD با رزولوشن ۲۵۶۰×۱۴۴۰ قابلیت بازنمایی ۹۶٪ فضای رنگی Adobe RGB را دارد. این تبلت علاوه بر سیستم‌عامل Windows 10 Pro به یک پردازنده Core i5 اینتل و کارت گرافیک Intel Iris 550 مجهز است تا یک گرافیست یا تصویر‌ساز حرفه‌ای هر آن چیزی را که برای طراحی نیاز دارد، در غالب یک تبلت رومیزی در اختیار داشته باشد. مشخصات این تبلت به شرح زیر می‌باشد:

  • نمایشگر ۱۳.۳ اینچی WQHD با رزولوشن ۲۵۶۰×۱۴۴۰
  • ۸۱۹۲ درجه حساسیت نسبت به فشار قلم
  • پردازنده Intel Core i5
  • ۸ گیگابایت رم به همراه ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی SSD
  • مجهز به وای‌فای و بلوتوث داخلی
  • کارت گرافیک Intel Iris 550
  • درگاه USB و SDXC
  • مجهز به دوربین و اسپیکر داخلی
  • سیستم‌عامل Windows 10 Pro
  • به همراه قلم نوری Pen2

Wacom Cintiq Pro 13 Creative Pen Touch Display

یکی دیکر از تبلت‌های طراحی وکام که به نمایش‌گر مجهز است، Wacom Cintiq Pro 13 Creative Pen Touch Display نام دارد. این تبلت به یک نمایشگر لمسی ۱۳/۳ اینچی LED مجهز است. این نمایشگر دارای رزولوشنی معادل 1080 Full HD 190x بوده و قادراست طیف وسیعی از رنگ‌ها را بازسازی کند؛ بنابراین طرح‌ها و اسکچ‌هایی که بر روی این تبلت کشیده می‌شود، با دقت بسیار بالا و با گرادیان رنگی کاملاً پیوسته به نمایش در می‌آیند. مشخصات این تبلت مطابق زیر است:

  • سطح فعال ۳۰×۱۶.۵ سانتی‌متر
  • صفحه نمایش لمسی IPS ۱۳.۳ اینچی با رزولوشن ۱۰۸۰×۱۹۲۰
  • ۸۱۹۲ درجه حساسیت نسبت به فشار قلم
  • فضای رنگی 78% Adobe RGB
  • قابلیت بازسازی ۱۶.۷ میلیون رنگ
  • سازگار با سیستم‌عامل‌های ویندوز و Mac
  • درگاه USB
  • به همراه قلم نوری Wacom Pen 2

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به علاوه برای کا‌رهای عمومی‌تر و طراحی‌های ساده‌تر نیز می‌توان از تبلت‌های Wacom Intuos Art Medium که برای مانیتوری تا ابعاد ۲۴ اینچ مناسب است، بهره برد.

شما چه تجربیاتی در زمینه کار با این نوع تبلت‌ها دارید؟!
تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاه‌ها برای چرا لایت روم؟ با امیرمحمد

عکاسان نجومی به قطاری از نرم افزارها برای رسیدن به نتایج مطلوب کارشان نیاز دارند. برای ساختن عکس‌هایی از رد ستارگان نرم افزار خاص خودش، برای روی هم انداختن عکس‌هایی که به روش قلم دوش تهیه شده و یا عکس‌هایی از اعماق آسمان نرم افزاری دیگر، و برای ویرایش خروجی این نرم افزارها به فتوشاپ. حال چه لزومی دارد که عنوان جدیدی به این لیست نرم افزارها اضافه کنیم؟

اولین باری که احساس کردم نیاز به نرم افزاری برای مدیریت عکس­هایم دارم در راه بازگشت از سفری طولانی به شمال غرب ایران بود. با دوستی عکاس و دوستی آشنا به آی تی درباره چگونگی مدیریت این حجم عظیم از عکس‌های گرفته شده در خلال سفر بحث می‌کردیم. به دوستان می‌گفتم که باید نرم افزاری باشد که بتواند عکس‌ها را برچسب بزند که هر موقع احتیاج به عکسی بود بتوان با جستجوی آن برچسب عکس را برایتان حاضر کند، بدون اینکه بخواهید خودتان عکس‌ها را در پوشه‌های جداگانه ذخیره کنید. فقط تصور کنید عکس‌های یک سفر مثلاً به استان زنجان را دسته بندی کنید. عکس‌هایی که از طبیعت گرفته شده را در یک پوشه باید قرار دهید، عکس‌های نجومی را در یک پوشه، عکس‌های بناهای تاریخی را در یک پوشه دیگر و …

حال مشکلی که پیش می‌آید این است که عکس‌هایی که به طور مثال مشخصه‌های طبیعت و بنای تاریخی را با هم دارند را چه کنیم؟ آیا برای آن‌ها هم پوشه‌های جداگانه تهیه کنیم؟ عکس‌های نجومی از بناهای تاریخی زنجان را نباید در پوشه‌ای که عکس‌های نجومی از ایران را در آنجا دسته بندی کرده‌اید قرار داد؟ این حجم عکس احتیاج به چه مقدار فضای ذخیره سازی نیاز خواهد داشت؟

سازنده نرم افزار آشنای فتوشاپ، در سال 2006 این مشکلات را برای عکاسان با معرفی نرم افزار لایت روم حل کرد.

لایت روم چیست؟

لایت روم یک نرم افزار ویرایش و مدیریت عکس مبتنی بر پایگاه داده است. این عنوان «پایگاه داده» یعنی همان چیزی که شما را از دسته بندی جداگانه عکس‌ها معاف می‌کند. یعنی دسته بندی بر حسب اطلاعاتی که بر روی عکس‌ها ذخیره شده و یا شما مشخص کرده‌اید. بیش از 90 درصد ویرایش‌های فتوشاپ را در لایت روم هم می‌توان انجام داد. در محیط یکپارچه این نرم افزار می‌توانید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید، با عناوین مختلف برچسب بزنید و دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز به ایجاد کپی جدید در پوشه‌ای جداگانه داشته باشید. در همان محیط ویرایش‌های اولیه و اصلی را ایجاد کنید. خروجی JPG برای چاپ بگیرید و …

و حسن بزرگ این نرم افزار برای کاربران ویندوز نمایش بی واسطه تصاویر خام ( RAW برای دوربین‌های کنون و NEF برای دوربین‌های نیکون) در محیط نرم افزار در پوشه‌هایی است که آن‌ها را قرار داده‌اید. همان‌طور که می‌دانید، محیط ویندوز توانایی نمایش تصاویر خام را ندارد و برای دیدن آن‌ها باید از افزونه­ی (Camera Raw reader) در محیط فتوشاپ استفاده می‌کردید، و برای اینکه فایل خام مورد تغییر قرار نگیرد، باید یک خروجی JPG از آن می‌گرفتید و ویرایش‌های نهایی را بر روی آن اعمال می‌کردید. قبل از آشنائی با لایت روم، من برای اینکه بدانم فایل‌های خامی که در پوشه‌های مختلف دارم شامل چه عکس‌هایی است از هر کدام از فایل‌های خام یک خروجی JPG با اندازه کوچک در کنار آن ذخیره می‌کردم. همه­ی این مشکلات در نرم افزار لایت روم حل شده است و افزون بر آن، با استفاده از لایت روم و در محیط یکپارچه‌ی آن، دیگر احتیاجی به جابه‌جایی بین پنجره‌های مختلف از ویندوز به فتوشاپ و بلعکس نخواهید داشت. بخش زیادی از کارهایی که (بیش از 90 درصد) قبلاً با ترکیبی از ویندوز و فتوشاپ انجام می‌دادید، از قبیل وارد عکس‌ها از کارت حافظه به کامپیوتر، پوشه بندی، ویرایش و … در محیط لایت روم انجام پذیر است.

بخش‌های مختلف نرم افزار

به هنگام ورود به نرم افزار اگر با محیط آن آشنا نباشید کمی گیج کننده به نظر می‌رسد. اما کافی است که به محیط آن عادت کنید و با توانایی‌های فوق‌العاده آن خو بگیرید. در این صورت دیگر کامپیوتر خود را بدون لایت روم نخواهید گذاشت. در محیط نرم افزار نوار ابزاری شامل 7 عنوان (در آخرین نسخه نرم افزار به نام لایت روم 5) وجود دارد که به ترتیب به نام‌های: Library و Develop و Map و Book و Slide Show و Print و Web هستند.

در بخش Library اطلاعات مربوط به محل قرار گیری عکس را در سمت چپ، خود تصویر به همراه گزینه‌هایی برای چگونگی نمایش و برچسب زدن و … را در پنجره وسط، و در ستون سمت راست، گزینه‌هایی برای نمایش هیستوگرام (برای اینکه دقیقاً بدانید چه مقدار از پیکسل‌های تصویر شما در کدام نواحی قرار گرفته‌اند) ویرایش سریع، کلید واژه‌هایی که بتوانید عکس‌ها را بر اساس آن دسته بندی کنید، کلید واژه‌ای را خودتان اضافه کنید (به طور مثال، عکس‌های اعماق آسمان)، بخش متا دیتا Meta Data برای اینکه عکس‌ها را بر حسب نوع فرمت و یا اطلاعات اگزیف و … جستجو و طبقه بندی کنید.

دقت کنید که برای کسانی که حجم زیادی عکس بر روی کامپیوتر خود دارند و حال می‌خواهند از نرم افزار لایت روم استفاده کنند و یا عکسی را از طریق ویندوز وارد پوشه­های سیستم خود کرده­اند و حال می‌خواهند در محیط نرم افزار آن‌را دسته بندی کنند و ویرایش کنند نرم افزار به طور پیش فرض عکس‌های موجود در کامپیوتر شما را نمایش نمی‌دهد و برای اینکه بتواند عکس‌های شما را نمایش دهد باید از گزینه­ی ایمپورت Import استفاده کنید. یعنی هر فولدر را به همراه ساب فولدرها باید ایمپورت کنید که نرم افزار آن‌را در ستون سمت چپ نمایش دهد. اما اگر از ابتدا که می‌خواهید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید از لایت روم استفاده کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و از همان ابتدا در لایت روم مسیر ذخیره سازی را می‌توانید مشخص کنید، با کلید واژه‌هایی که می‌خواهید برچسب بزنید و …

در ستون سمت چپ، در زیر پنجره‌ی نمایش در اندازه کوچک، به غیر از محل قرار گیری عکس‌ها که با نام فولدر مشخص شده گزینه‌های دیگری هم وجود دارد که به نام‌های کالکشن Collection و کاتالوگ Catalog و سرویس اشتراک گذاری Publish services نام‌گذاری شده‌اند و هر کدام هم شامل The same could be loyal in a best-data-recovery.com liberation attention – dust, contaminants, atmosphere moisture, and high temperatures can all diverge a aspect of a tough expostulate that’s being repaired. گزینه‌ای مختلفی هستند. در بخش کاتالوگ می‌توانید عکس‌هایتان را تحت عنوان یک کاتالوگ ذخیره کنید، online casino در بخش کالکشن می‌توانید عکس‌ها را در کالکشن هایی با عنوان‌های پیش فرض و یا عنوان‌های پیشنهادی خودتان دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز داشته باشید کپی جدیدی را از عکس تهیه کنید. بخش آخر هم سرویس casino online اشتراک گذاری Publish services نام دارد که کشف ویژگی‌های آن به عهده علاقه‌مندان.

در بخش Develop تقریباً تمام ویرایش‌هایی را که در فتوشاپ و یا افزونه­ی Camera tender reader می توانستید انجام دهید قرار گرفته است. فایل‌های خام خود را در اینجا به راحتی می‌توانید ویرایش کنید. برای کسی که با نرم افزار فتوشاپ آشنائی دارد کار کردن در این محیط آسان خواهد بود. هم چنین در این بخش و در سمت چپ نرم افزار در زیر پنجره­ی نمایش عکس به صورت کوچک ستونی وجود دارد که History نام دارد و مراحل ویرایش را از آغاز تا انتها به شما نمایش می‌دهد. همچنین گزینه­ی دیگری به نام Presets وجود دارد که لیستی متنوع از انواع ویرایش‌ها را به طور casino online پیش فرض در اختیار شما می­گذارد. از ویرایش مختلف در حالت سیاه و سفید تا ویرایش مختلف به سبک دوربین‌های ویدئویی.

در بخش Map نقشه‌ای دارید از مکان‌هایی که عکاسی کرده‌اید. ویژگی جالبی است برای کسانی که اهل سفر هستند. می­توانید موقعیت مکان‌هایی را که عکاسی کرده­اید بر روی نقشه مشخص کنید و یا عکس­هایتان را در روی نقشه به نمایش بگذارید. می‌توانید بر حسب مکان عکاسی و از روی نقشه عکس­هایتان را مشخص و دسته بندی کنید. از این online casino’s ویژگی به طور مثال می‌توان برای نمایش تفاوت نمای آسمان در دو منطقه خاص جغرافیایی به علاقه‌مندان به نجوم استفاده کرد؛ و nbso یا هر از گاهی نگاهی به نقاطی که روی نقشه مشخص است بیندازید online casino canada و در یک پنجره ببینید «چه سفرها کرده‌اید».

در بخش Book می‌توانید یک کتاب با عکس­های خود طراحی کنید بدون اینکه نیاز به کمک کسی داشته باشید. فقط قبل از آن باید ناشری پیدا کرده باشید که حاضر باشد کتاب عکس شما را چاپ کند.

در بخش Slide uncover می‌توانید یک اسلاید شو از عکس­های خودتان تهیه کنید بدون اینکه بخواهید با نرم افزارهایی مثل پریمیر Premier یا پاور پوینت Power indicate سر و کله بزنید. می‌توانید بر روی اسلایدشو خودتان موزیک بگذارید، طراحی خاص خودتان را داشته باشید. خروجی پی دی اف و یا ویدئو با فرمت Mpeg4 از اسلاید شو خودتان تهیه کنید و …

در بخش Print می‌توانید برای چاپ عکس از فایل‌های خودتان ویژگی‌های خاصی را تعریف کنید. لبه­های چاپ را مشخص کنید. ویژگی­های چاپگر خودتان را برای چاپ تغییر دهید و. .

بخش Web هم برای کسانی که وب‌سایت یا وبلاگ دارند شاهکار به حساب می‌آید. می‌توانید عکس‌هایتان را در صفحه‌هایی در فرمت های اچ تی ام ال Html فلش Flash برای نمایش در وب‌سایت خود آماده کنید.

ویژگی‌های لایت روم

کسانی که این نرم افزار را برای استفاده عکاسان طرح ریزی کرده‌اند، قطعاً تمام تلاششان را کرده‌اند که ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی را در آن بگنجانند. بخش‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، ویژگی جستجوی عکس‌ها بر حسب کلیدواژه‌ها و یا جستجو بر حسب اطلاعات ضبط شده در اگزیف Exif عکس، حالت‌های پیش فرض بسیار زیاد در موقع ویرایش، قابلیت ذخیره سازی یک ویرایش که توسط شما انجام شده است در میان حالت‌های پیش فرض، ایجاد کپی مجازی از عکس و اعمال ویرایش بر روی آن، نمایش عکس‌ها در یک پنجره در کنار هم برای مقایسه، قابلیت دسته بندی عکس‌های مشابه هم که به صورت یک دسته عکس نمایش داده شود.

یک ویژگی بسیار جالب و هوشمندانه در این نرم افزار را هنگامی مشاهده خواهید کرد و کارت حافظه­ی دوربین خود را به کامپیوتر وصل کرده و قصد کپی کردن عکس‌ها بر روی حافظه­ی کامپیوتر خود را دارید. می‌توانید تنظیمات پیش فرض نرم افزار را جوری تغییر دهید که به هنگامی که کارت حافظه به کامپیوتر وصل می‌شود نرم افزار لایت روم باز شده و صفحه­ی مربوط به وارد کردن عکس­ها به کامپیوتر باز شود. طی سه مرحله­ی بسیار ساده که در زیر توضیح داده شده است این عمل انجام می‌گیرد:

  1. تعیین منبع عکس‌های ورودی (که می‌تواند از یکی از پوشه‌های موجود در کامپیوتر یا کارت حافظه­ی دوربین باشد).
  2. تعیین نوع اضافه کردن عکس‌ها که شامل کپی یا اضافه کردن به صورت نگاتیو دیجیتال و یا منتقل کردن به صورت کامل از روی کارت حافظه است.
  3. تعیین محل اضافه شدن عکس‌ها در کامپیوتر و همچنین کاتالوگی که عکس­ها در آن قرار می‌گیرد.

نکته­ی جالب توجه در این مرحله این است که اگر قبلاً بر روی کارت حافظه­ی شما عکس­هایی وجود داشته که شما آن‌ها را وارد کامپیوتر کرده باشید نرم افزار به طور خودکار تشخیص داده و با تیک زدن عکس‌های جدید به شما کمک بسیاری می‌کند که از دوباره وارد کردن و کپی کردن آن‌ها بر روی کامپیوتر خود جلوگیری کنید. آن‌هایی که با فرمت خام عکاسی می‌کنند قدر این ویژگی را به طور قطع به خوبی در می‌کنند.

دقت کنید که هر تغییری که از طریق لایت روم در محل قرارگیری عکس‌ها در کامپیوتر خود می‌دهید بلافاصله در کامپیوتر شما اعمال شده و احتیاجی به جابه‌جایی مداوم بین پنجره‌های لایت روم و ویندوز نخواهید داشت. این روند به صورت معکوس هم برقرار است. یعنی اگر تغییری در محل قرارگیری عکس‌ها در ویندوز انجام بدهید، لایت روم آن‌را شناسایی کرده و آن پوشه در لایت روم به صورت چراغ خاموش برای شما نمایش داده خواهد شد و هیچ گونه تغییری را در آن نمی‌توانید انجام دهید و با پیغام عدم توانایی نرم افزار در پیدا کردن پوشه مواجه خواهید شد. مگر اینکه مجدداً پوشه­ی تغییر مکان داده شده از طریق ویندوز را در لایت روم ایمپورت Import کنید. در انتهای این مطلب هم برای اینکه در حین کار با این ویژگی، به طور ناخواسته سبب از بین رفتن عکس­های خود نشوید توصیه‌هایی شده است.

یک ویژگی منحصر به فرد دیگر هم دیدن فضاهای ذخیره سازی دیگر به صورت آفلاین است. به طور مثال، بعد از Import هارد اکسترنال خود می‌توانید آن‌را از کامپیوتر جدا کنید، ولی همیشه محتویات آن‌را در لایت روم می‌توانید بررسی کنید و در مقابل چشمانتان باشد، البته قطعاً توانایی ویرایش یا جا بجا کردن محل ذخیره سازی را نخواهید داشت و چراغ مربوط به هارد اکسترنال خاموش خواهد بود که بدین معنی است که اتصال برقرار نیست. جالب نیست اگر بتوانید تمام محتویات چندین هارددیسک را بدون نیاز به جابه‌جایی بین پوشه‌های مختلف و پنجره‌های بی شمار ویندوز ببینید؟

 حالت‌های مختلف و بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد که قطعاً نمی‌توان در چند صفحه تمام آن‌ها را معرفی کرد. فقط 2 توصیه به کسانی که می‌خواهند از این نرم افزار استفاده کنند:

  1. ساعت‌ها فیلم آموزشی به صورت آماده در بازار یا در وب سایت شرکت ادوبی Adobe سازنده این نرم افزار، و یا در جای جای اینترنت موجود است که می‌توانید آن‌ها را دیده و تکنیک‌های بی‌شمار استفاده از لایت روم را در کم‌ترین زمان و بدون نیاز به سعی و خطاهای زیاد از آن‌ها یاد بگیرید.
  2. ابتدا در یک پوشه­ی خالی بخشی از عکس­های خود را کپی کنید و تمام مطالبی را که یاد گرفته‌اید و یا احتیاج به سعی و خطا دارد در آن تمرین کنید. مبادا در حین آموزش به اشتباه باعث از بین رفتن یا پاک شدن عکس­های ارزشمند خود شوید.

در انتها باید این نکته را گوشزد کنم که وجود لایت روم سبب بی نیازی شما از فتوشاپ نخواهد شد. چرا که به طور مثال برای تغییر سایز و حجم عکس خود و یا اعمال بعضی فیلترها، چسباندن عکس­ها به هم برای ساخت تصاویر پانوراما و بعضی ویرایش‌های خاص شما به نرم افزار مادر لایت روم یعنی فتوشاپ احتیاج خواهید داشت، ولی توانایی لایت روم در طبقه بندی عکس‌ها قابلیت بی نظیری است که شما را از سردرگمی در پوشه‌های مختلف نجات خواهد داد.

این مقاله در شماره‌ی 230 مجله نجوم چاپ شده است. بازنشر آن با اجازه نویسنده مقاله صورت می‌گیرد.

دیدگاه‌ها برای قواعد کلاسیک نورپردازی پرتره با نور‌های استودیویی با محمد

تمام هنر یک عکاس چهره حرفه‌ای، مهارت در بازی با نور است. با تجربه و دانش کافی از آناتومی صورت و شناخت نور، هر کسی می‌تواند بهترین پرتره‌ها را خلق کند. در عکاسی پرتره کلاسیک معمولاً چند روش مختلف مطرح می‌شود که با رعایت این قواعد می‌توان پرتره‌های استودیویی جذاب و خیره‌کننده‌ای را خلق کرد. در این تکنیک‌های کلاسیک معمولاً نسبت‌های نور‌های مختلف، محل قرارگیری نورها یا همان دیاگرام نوری، زاویه قرارگیری صورت در برابر دوربین و زاویه دید، طبق اصولی ثابت و قراردادی تعریف می‌شود. قبل از این در پیکسل در مورد نورپردازی پرتره به طور کلی صحبت به میان آمده بود. در ادامه سعی شده است تا بررسی برخی از تکنیک‌های نورپردازی پرتره با نورهای استودیویی و بررسی تفاوت آن‌ها، بتوان تا حدودی بر عکاسی استودیویی چهره مسلط شد. 

از زمان اختراع دوربین عکاسی تا به امروز، ثبت چهره انسان یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه عکاسی است. انسان همیشه دوست دارد تا به نوعی خود را جاودانه کند و عکس هرچند به صورت مجازی ولی وسیله‌ای کاملاً مناسب برای رسیدن به این نیاز بود؛ بنابراین انسان‌ها همیشه سعی دارند تا در زیباترین فرم ممکن چهره خود را در تصویر جاودانه کنند. قواعد و روش‌های بسیاری در عکاسی چهره تاکنون مطرح شده ولی هیچ‌کدام قانون‌های ثابتی نیستند و باید با کسب تجربه و مهارت به سبک شخصی خود در نورپردازی پرتره رسید. با این حال تکنینک‌های مرسوم و متداولی در نورپردازی این ژانر عکاسی وجود دارد که جواب خود را پس داده‌اند و با رعایت آن‌ها می‌توان پرتره‌های اصولی و خارق‌العاده‌ای را خلق کرد.

نورپردازی Split:

در این روش همان‌گونه که از نامش پیداست، صورت به دو قسمت مساوی سایه و روشن تقسیم می‌شود. در پرکنتراست ترین حالت یک سمت چهره کاملاً تاریک و نیمه دیگر روشن است. این نورپردازی معمولاً برای ثبت پرتره‌های دراماتیک به کار می‌رود و بر روی صورت آقایان نتیجه بهتری می‌دهد. منبع نور یا فلاش در نورپردازی Split هم‌سطح صورت و در زاویه ۹۰ درجه در کنار او قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر کردن قسمت سایه صورت می‌توان در طرف دیگر سوژه یک رفلکتور قرار داد. به این دلیل که تنها از یک منبع نور در این تکنیک استفاده می‌شود، نورسنجی بسیار ساده است و برای این کار تنها کافی‌ست نورسنج را از صورت سوژه، به سمت فلاش گرفته و فلاش را تخلیه می‌کنیم تا نور فلاش خوانده شود. بهترین عدد دیافراگم در عکاسی کلاسیک پرتره بین ۵.۶ تا ۸ است، بنابراین قدرت فلاش بهتر است که بر روی این اعداد تنظیم شود. برای رسیدن به نتیجه بهتر، نورپردازی پرتره به گونه‌ای باید انجام شود تا چشمی که در سایه قرار گرفته است، کمی روشن شود و بازتاب فلاش، یا همان کچ‌لایت در آن دیده شود. برای رسیدن به این وضعیت باید کمی صورت را به سمت نور چرخاند.

نور‌پردازی Split با نور سافت بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور تند و کاسه استاندار بدون Fill light
نور‌پردازی Split با نور نرم و نور‌های کمکی جهت روشن‌تر کردن سایه‌ها

نورپردازی Loop

در این روش از نورپردازی، سایه بینی، بر روی گونه می‌افتد. برای رسیدن به چنین تصویری، منبع نور کمی بالاتر از سطح سر مدل و بسته به چهره فرد، در زاویه بین ۳۰ تا ۴۵ درجه قرار می‌گیرد. اگر به عکس‌‌هایی که با این روش نورپردازی شده‌اند نگاه کنید، سایه‌ای کوچک از بینی که در سمت مخالف نور قرار گرفته، کاملاً مشهود است. ولی باید توجه داشت که سایه بینی با سایه گونه، تداخل نداشته باشد. در ضمن ارتفاع نور را نباید خیلی بالا برد، چرا که کچ‌لایت چشم‌ها از دست می‌رود و سایه بینی ممکن است عجیب به نظر برسد. برای پر کردن سایه‌ها نیز می‌توان یک فلاش دیگر به همراه سافت باکس را با یک استاپ روشنایی کمتر دقیقاً در مقابل صورت مدل قرار داد یا در طرف مقابل فلاش از یک رفلکتور استفاده کرد.

نورپردازی رامبرانتی:

این شیوه نورپردازی، برگرفته از روشی بود که رامبرانت، نقاش هلندی قرن شانزدهم در نقاشی‌هایش به کار می‌گرفت. نورپردازی رامبرنتی با مثلثی که بر روی گونه مدل شکل می‌گیرد، شناخته می‌شود. برخلاف نورپردازی در روش loop سایه بینی و گونه‌‌ با یک دیگر تداخل دارند و در زیر چشم یک مثلث روشن شکل می‌گیرد. در نورپردازی رامبرانتی باید توجه داشت که نور به چشمی که در سایه قرار گرفته است نیز بتابد. جهت رسیدن به نور رامبرانتی، سوژه نسبت به منبع نور باید در جهت مخالف کمی بچرخد و نور در سطح بالا‌تری نسبت به سر مدل قرار گیرد تا سایه بینی بزرگ‌تر شده و در سایه گونه محو شود. صورت هر فردی مناسب برای نورپردازی رمبرانتی مناسب نیست. برای چهره کسانی که گونه‌های برجسته‌ای دارند، راحت‌تر می‌توان به این نورپردازی رسید. حالت چهره و تناسب اعضای صورت نقش بسیار مهمی در انتخاب شیوه نورپردازی ایفا می‌کند. اگر فردی پیشانی بلندی دارد، توصیه نمی‌شود که نور در ارتفاع بالایی نسبت به سر قرار گیرد و یا اگر بینی مدلی بزرگ است خیلی نباید نور را به کناره‌ها برد تا سایه بینی بزرگ نشود و یک نور نرم و بخش بر روی صورت تاباند.

 

نورپردازی پروانه‌ای:

نور‌پردازی پروانه‌ای، به علت اینکه یک سایه کوچک و پروانه‌های شکل، در زیر بینی شکل می‌گیرد به این اسم نام‌گذاری شده است. در این شیوه نور روبه‌روی چهره و در ارتفاعی نسبتاً بالا نسبت به سوژه قرار می‌گیرد. باید توجه داست که فلاش یا منبع نور خیلی نباید بالا باشد چرا که سایه بینی، لب را قطع می‌کند و تصویر جذابی از مدل به ثبت نمی‌رسد. دوربین در این روش روبه‌روی چهره و زیر منبع نور قرار می‌گیرد و برای پر کردن سایه‌ها می‌توان یک رفلکتور را به دست مدل داد و از او خواست که آن را به گونه‌ای که در کادر قرار نگیرد و در زاویه مناسب ثابت نگاه دارد. در صورت‌های استخوانی و کشیده نورپردازی پروانه می‌تواند فوق‌العاده باشد ولی صورت‌های گرد در نورپردازی loop بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسند. به علاوه از این شیوه نور‌پردازی معمولاً در عکاسی مد و فشن نیز استفاده می‌شود.

نورپردازی متقارن:

در نورپردازی پرتره متقارن با Clamshell معمولاً دو منبع نور به کار گرفته می‌شود. نور‌ها با زاویه مساوی و فاصله یکسان در دو طرف سوژه قرار می‌گیرند تا دو طرف چهره به گونه‌ای یکنواخت روشن شود. باید توجه داشت که نور تابیده شده بر روی صورت باید خیلی نرم و پخش باشد تا سایه‌ها بسیار محو باشند. چرا که در این روش دو منبع نور مورد استفاده قرار گرفته‌اند، دو سایه تشکیل خواهد شد و نورپردازی پرتره را بسیار مشکل می‌کند، بنابراین بهتر است تا در حد امکان نور را پخش و یکنواخت بر روی چهره تاباند تا سایه‌ای بر روی گونه‌ها تشکیل نشود.

بک‌لایت و هدلایت:

در تمامی روش‌های فوق می‌توان بک لایت و هد لایت را نیز در نورپردازی پرتره به کار برد. نور هدلایت توسط یک شاخه نور که بالا سر سوژه و کمی پشت سر آن قرار می‌گیرد، تشکیل می‌شود تا مو‌ها و شانه‌های مدل روشن شود. شدت نور هدلایت با توجه به اینکه رنگ موی مدل چیست، بهتر است بین ۱.۵ تا ۲ برابر نور اصلی باشد. بک لایت نیز باید همین شدت نور را داشته باشد با این تفاوت که در پشت سوژه قرار می‌گیرد و لبه‌های صورت و بدن مدل درخشان‌تر به نظر می‌رسد و از پس زمینه جدا می‌شود.

Broad light و Short light

در نورپردازی پرتره، موقعیت و زاویه ‌قرارگیری سر نسبت به دوربین و منبع نور بسیار مهم است. برای گرفتن پرتره‌های های‌کی که نواحی روشن بسیار بیشتر از سایه‌ها است می‌توان نیمه‌ای از صورت را که نور اصلی به آن تابیده را کمی به سمت دوربین چرخاند. این وضعیت را Broad light یا نورِ پهن نام‌گذاری کرده‌اند. نور‌پردازی Broad باعث می‌شود که صورت پهن‌تر از آنچه که هست به نظر برسد، بنابراین برای صورت‌های لاغر و کشیده می‌تواند بسیار مؤثر و کار آمد باشد.

در مقابل Broad light، نور‌پردازی Short light قرار دارد که نیمه تاریک‌تر صورت به سمت کمی دوربین می‌چرخد تا صورت کمی باریک‌تر از به نظر برسد. برای نور‌پردازی صورت‌های گرد می‌توان از این روش استفاده کرد. لازم به ذکر است که این دو تکنیک را می‌توان در تمام شیوه‌های نورپردازی به کار برد به شرطی که منبع نور از اصلی از کناره‌ها به مدل تابیده شود.

برای مسلط شدن به نور‌پردازی پرتره مهم‌ترین فاکتور تمرین هر‌چه بیشتر و کسب تجربه است. هر کسی می‌تواند با ترکیب تکنیک‌های فوق و کمی خلاقیت و تمرین به یک استاد نورپردازی پرتره تبدیل شود. اگر فلاش‌های استودیویی در اختیار ندارید، می‌توانید با یک یا دو فلاش‌ رو دوربینی و رفلکتور شروع کنید یا حتی اگر قصد ندارید با اسپیت‌لایت نورپردازی کنید، می‌توانید از نور روز که بهترین کیفیت‌ را دارد شروع کنید.

دیدگاه‌ها برای چگونه با یک فریم دهان دیگران را آب بیندازیم؟ با امیر حسینی

عکاسی از مواد غذایی یا عکاسی از غذا ، سخت است و نیاز به کسب مهارت و تجربه دارد؛ اما با توجه به تجهیزات مختلف و پیشرفت قابلیت‌های دوربین‌های عکاسی و تلفن‌های همراه، حتی با دوربین‌ گوشی‌های هوشمند نیز می‌توان تصاویر بسیار خیره‌کننده‌ای از مواد غذایی خلق کرد. البته برای رسیدن به یک نتیجه حرفه‌ای در این ژانر عکاسی به دوربین‌ و لنز‌های مناسب نیاز است. با تمام این تفاسیر، برای رسیدن به یک عکس اغوا کننده چه قواعدی را باید رعایت کرد؟ به چه تجهیزانی نیاز است تا به بهترین نتیجه ممکن رسید؟ در ادامه سعی شده است تا با تفسیر تکنیک‌ها و قواعد عکاسی از مواد غذایی، به سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده شود. با پیکسل همراه باشید.

معمولاً قوانین و چهارچوب‌های بسیار محدودکننده چه در ژانر عکاسی از غذا و چه ژانرهای دیگر عکاسی، مطرح می‌شود. ولی حقیقت این است که تفاوت قائل شدن و تغییر این قواعد می‌تواند باعث ثبت تصاویر منحصر به فرد نیز بشود؛ بنابراین هر آنچه که در ادامه توصیه می‌شود صرفاً پیشنهاد‌هایی جهت رسیدن به نتیجه بهتر می‌باشد و باید با تمرین و تجربه به سبک شخصی خود دست‌یافت.

چه عاملی به گرفتن عکسی جذاب از یک خوراکی کمک بیشتری می‌کند؟

اولین و مهم‌ترین فاکتور در عکاسی از غذا، تأکید بر المان‌هایی است که بر خوشمزگی غذا اشاره دارد. معمولاً رنگ و بافت ظرف باید جذاب باشد و عکس به گونه‌ای گرفته شود که به‌خوبی در تصویر نمایان شود. به علاوه زمانی که مشغول ادیت عکس خود هستید اگر دهانتان آب نیفتد شک نکنید که یک جای کار اشتباه کرده‌اید.

نورپردازی

نکته‌ای که باید در نورپردازی به آن توجه داشت عدم استفاده از منبع نور و فلاش‌های کوچک در فواصل نزدیک نسبت به سوژه است. هر چه فاصله فلاش از سوژه کمتر باشد و یا اندازه آن کوچک‌تر باشد، سایه‌های ایجاد شده تند‌تر خواهند بود و تأثیر بدی بر روی ظاهر غذا می‌گذارد؛ بنابراین از فلاش‌های داخلی دوربین‌ها به صورت مستقیم هرگز نباید استفاده کرد. بهترین نور، نور غیرمستقیم خورشید است. همان نوری که از پرده عبور کرده و به سوژه تابیده می‌شود. ولی برای نورپردازی دلخواه و رسیدن به فضاسازی موردنظر استفاده از فلاش و سافت‌باکس می‌تواند بسیار مثمر ثمر باشد.

پس از چیدمان نور که هم می‌تواند نور پنجره و رفلکتور باشد و هم نور‌های استودیویی، باید سوژه را به‌گونه‌ای تزیین و چیدمان کرد که در جذاب‌ترین موقعیت خود قرار گیرد. ایده‌ال‌ترین موقعیت نور نسبت به سوژه به‌گونه‌ای است که با زاویه نسبتاً کم از سوژه به ظرف غذا تابیده شود. برای جذاب‌تر شدن غذا و درخشان‌تر شدن لبه‌های سوژه نیز می‌توان از یک منبع نور به‌عنوان بک‌لایت استفاده کرد ولی باید توجه داشت که شدت آن حدوداً باید دو برابر منبع نور اصلی باشد. برای پر کردن سایه‌ها نیز می‌توان از رفلکتور استفاده کرد و آن را در موقعیت مناسب قرار داد.

 

ترکیب‌بندی

یکی از قواعد مرسوم و تکراری که در ترکیب‌بندی همواره به آن اشاره می‌کنند، قرار دادن تصویر در نقاط طلایی و یک‌سوم میانی تصویر است. اگر در ترکیب‌بندی از خلاقیت کافی برخوردار نباشیم و یا به نتیجه دلخواه خود نرسیم، این تکنیک می‌تواند بسیار کار راه‌انداز باشد و تصاویری به ثبت برسد که از لحاظ بصری با دید بیننده کاملاً آشنا است. ولی خلاقیت در ترکیب‌بندی و رعایت نکردن اصول رایج می‌تواند نتیجه‌ای بسیار جذاب به همراه داشته باشد؛ به عنوان مثال قسمتی از بشقاب ممکن است که از قاب بیرون زده باشد و یا ظرفی کاملاً در مرکز تصویر قرار داده شده باشد. با این وجود کادربندی و چیدمان یکی از المان‌های مهم در ترکیب‌بندی است.

از دیگر فاکتور‌های تأثیرگذار، زاویه قرارگیری دوربین نسبت به سوژه است. در عکاسی از یک پیتزا‌ی تخت گرد، بهترین زاویه معمولاً کاملاً از بالاست درحالی‌که در عکاسی از یک لیوان بستنی بلند احتمالاً ۴۵ درجه بهترین زاویه قرارگیری دوربین است تا بر گرد بودن و انحنای اسکوپ‌ها در عکاسی بستنی‌ تأکید شود. هنگام عکاسی از یک برگر نیز بهترین زاویه، زاویه روبه‌رو است. بنابراین نوع غذا بسیار بر ترکیب‌بندی تأثیر می‌گذارد و با توجه به این که قرار است از چه سوژه‌ای عکاسی شود، باید به ترکیب‌بندی آن توجه کرد. یکی از کا‌رهایی که توصیه به انجام آن نمی‌شود، کج کردن دوربین هنگام عکاسی است. بسیاری فکر می‌کنند که چرخاندن دوربین در عکاسی مواد غذایی بر جذابیت تصاویر می‌افرازد. ولی در واقع تنها باعث سردرگمی بیننده و نامفهوم بودن عکس می‌شود. همیشه بهتر است که دوربین تراز قرار گیرد و اگر خطوطی در تصویر موجود است سعی شود که کاملاً صاف به نمایش دربیایند.

تجهیزات موردنیاز در عکاسی از مواد غذایی

در ادامه به تجهیزاتی که در عکاسی از مواد غذایی مورد نیز است اشاره خواهد شد؛ البته در صورت پرهزینه بودن این تجهیزات، می‌توان روش‌های دیگری را به کار گرفت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

رفلکتور

رفلکتورها سطوح بازتاب‌دهنده‌ای هستند که معمولاً در جهت مخالف منبع نور اصلی قرار می‌گیرند و سایه‌های نامطلوب را پر می‌کنند

نور‌های استودیویی

اگرچه که بهترین نور برای نورپردازی نور طبیعی روز به حساب می‌آید ولی با توجه به اینکه کنترل شرایط نور اغلب سخت و مشکل خواهد بود و کیفیت نور روز نیز متغیر است، استفاده از نور‌های مصنوعی کار را بسیار راحت می‌کند. بهترین نور برای عکاسی استودویی، نور‌های نرم و محو هستند که باید توسط سافت‌باکس‌های بزرگ و فلاش بر روی سوژه تابانده شود. با توجه به اینکه فلاش‌های استودیویی نسبتاً گران‌قیمت هستند، می‌توان از فلاش‌های رودوربینی استفاده کرد. البته باید توجه داشت که نباید نور فلاش به صورت مستقیم بر روی سوژه بتابد و باید به نحوی نور را پخش کرد. این کار را می‌توان با سافت‌باکس‌های مخصوص فلاش‌های رودوربینی و یا کاغذ کالک انجام داد.

سه پایه

کاهش لرزش دوربین و گرفتن تصاویری با بالاترین وضوح، در عکاسی از غذا بسیار مهم است. برای رسیدن به این امر حتی در سرعت شاتر‌های بالا، استفاده از سه‌پایه توصیه می‌شود تا به تصویر باکیفیت‌تری دست یابیم.

راه‌های بسیار دیگری نیز به کار گرفته می‌شود تا بشقاب غذا در عکاسی جذاب‌تر به نظر برسد. در خیلی از مواقع می‌توان با تولید دود خفیف، آن را در عکس به عنوان بخار غذا در نظر گرفت. در خیلی از مواقع با دیافراگم‌های باز عکاسی می‌شود تا تنها قسمتی از غذا واضح به نظر برسد. به علاوه برخی توصیه می‌کنند تا با نیم استاپ بیشتر تصویر نوردهی شود تا سوژه تا حدودی روشن‌تر از حد معمول به نظر برسد. همان‌طور که گفته شد،

متن فوق تنها توصیه‌ای برای بهتر شدن نتیجه در عکاسی از غذاست و لازم است تا با تمرین و کسب تجربه، به سبک شخصی خود برسید.

داینامیک رنج یا دامنه پویایی چیست؟

زمانی که از پارامتری تحت عنوان داینامیک صحبت به میان می‌آید، خیلی‌ها به فکر عبارت داینامیک رنج بالا یا تکنیک بالا می‌افتند. ولی داینامیک رنج دقیقاً چیست و چرا همه معمولاً ترجیح می‌دهند که دوربینی با داینامیک‌رنج بالا‌تر داشته باشند. به طور مختصر داینامیک رنج، عبارتی است که قابلیت اندازه‌گیری کمترین و بیشترین مقدار یک متغیر را نشان می‌‌دهد. هر چند که داینامیک‌رنج صرفاً مختص عکاسی نیست، ولی در این مقاله تمرکز بر روی مفهوم داینامیک رنج در عکاسی است، پارامتری که نشان‌دهنده مقادیر روشنایی از روشن‌ترین سفیدی تا تیره‌ترین سیاهی در یک تصویر است یا قابلیت سنسور در ثبت این مقادیر. در ادامه به بررسی عمیق‌تر این عبارت پر پیکسل می‌پردازیم.

گرادیان مشکی به سفید

قبل از اینکه به بررسی دقیق داینامیک‌رنج در عکاسی بپردازیم، یک صفحه‌ای رو در نظر بگیرید که یک سمت آن سفید مطلق و سمت دیگر آن مشکی مطلق است و تعداد بی‌شماری مقادیر خاکستری از روشن به تیره به صورت تدریجی از در این بین قرار دارند. (مانند تصویر) هر چه گستره مقادیر خاکستری بدون در نظر گرفتن محدوده سیاه‌وسفید دو لبه محدود‌تر باشد، داینامیک‌رنج کمتر است؛ و از طرف دیگر هر چه داینامیک رنج بیشتر باشد، گذر از سیاهی به سفیدی طولانی‌تر صورت می‌گیرد و گستره بیشتری از مقادیر خاکستری را خواهیم داشت.

گرادیان خاکستری به خاکستری

داینامیک رنج در عکاسی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است چرا که عموماً با توجه به مدیومی که با آن عکاسی می‌کنیم، از سنسور دیجیتال یا فیلم گرفته تا فایل دیجیتال و پرینت، نمی‌توان به یک داینامیک‌رنجی معادل چشم انسان رسید. بدون در نظر گرفتن اینکه طیف بین سیاه و سفید در یک عکس چه قدر گسترده است هر تصویر به وجود آمده از روش‌های مختلف با توجه به محدودیت‌هایی که وجود دارد این گستره کوتاه می‌کند. به عنوان مثال در یک پرینتر نمی‌توان به سفیدی بیشتر از سفیدی کاغذ یا تیرگی بیشتر از تیرگی جوهر دست یافت. یا در یک عکس دیجیتال یا فیلم، جزئیاتی که بین تیره‌ترین سایه و روشن‌ترین های‌لایت‌ها به ثبت می‌رسد و هر چه که خارج از دامنه باشد، به صورت سفید یا سیاه مؤثر و بدون جزئیات به ثبت می‌رسند، چرا که داینامیک رنج فیلم (لتیتیود فیلم) یا سنسور به حدی نیست که بتواند این جزئیات را ثبت کند. به همین علت هم هست که خیلی از مواقع بخشی از تصویر اُور یا آندراکسپوز می‌شود. هر رسانه یا مدیومی از مانیتور و پرینتر گرفته تا دوربین‌های فیلم و دیجیتال، داینامیک رنج مربوط به خود را دارد و هدف سازندگان افزایش این مقادیر بین حداکثر و حداقل مقدار است تا تصویر به دست آمده شباهت بیشتری به چیزی که در واقعیت دیده می‌شود داشته باشد. به طور مثال مانیتور‌های OLED ال‌جی طبق ادعای شرکت سازنده با تکنولوژی منحصر به فرد خود، می‌تواند از یک سمت دامنه روشنایی به سیاهی مطلق دست یابد و تصویری زنده‌تر خلق کند.

زمانی که داینامیک رنج سنسور دو دوربین با یکدیگر مقایسه می‌شوند در واقع قابلیت آن‌ها در ثبت مقادیر بیشتر و دامنه گستر‌ده‌تر بین سیاه و سفید بررسی می‌شود. به طور مثال دو دوربین را در نظر بگیرید که سنسور یکی داینامیک رنج بالا و دیگری داینامیک پایین‌تری دارد. با هر دو دوربین از یک منظره با کنتراست بالا که هم شامل نواحی بسیار روشن و هم تیره می‌شود، با نوردهی مشابه عکاسی می‌کنیم. طبق چیزی که در تصویر بالا مشاهده می‌شود، دوربین با داینامیک رنج پایین‌تر قابلیت کمتری در ثبت جزئیات در نقاط بسیار روشن یا تیره تصویر دارد و در جزئیات در بخش‌هایی از تصویر به ثبت نرسیدند.

 

کپی رایت: Fort Point Alcove, Golden Gate Bridge ©Tim Cooper Learn some-more about my Field Workshops, Digital Workshops, Seminars and Training Videos at
www.timcooperphotography.com
عکس بالا با تکنیک HDR و ادغام این چهار عکس تشکیل شده است.

کاربرد داینامیک رنج در عکاسی معمولاً آن‌جایی اهمیت پیدا می‌کند که از صحنه‌هایی با کنتراست بالا عکاسی می‌کنیم. جایی که ثبت هم‌زمان جزئیات در نواحی روشن و تاریک صحنه مشکل می‌شود و اغلب باید قید جزئیات در یک سو را زد یا چند عکس با نوردهی‌های متفاوت گرفت و آن‌ها را با هم ادغام کرد. (به این تکنیک HDR می‌گویند). مشخصاً داینامیک‌ رنج دوربین‌ها با گفته نمی‌شود با به صورت دقیق بیان نمی‌شود. ولی معمولاً دوربین‌هایی که ابعاد پیکسل بزرگ‌تری برخوردارند، داینامیک رنج بیشتری دارند. ابعاد سنسور بزرگ‌تر یا رزولوشن کمتر می‌تواند نشان‌دهنده ابعاد بزرگ‌تر هر پیکسل باشد.

با صرف نظر از توضیحات تئوری بیشتر در مورد داینامیک رنج، راهکار‌ها و تکنیک‌هایی مؤثری وجود دارد که داینامیک رنج را در عکاسی گسترش داد و بتوان به مقادیر بیشتری از تن‌ها دست یافت همچنین از دست رفتن جزییات در نواحی روشن یا تیره صحنه جلوگیری کرد.

عکسی که با تکنیک HDR ثبت شده است.

همان‌طور که اشاره شد، تکنیک (HDR (High Dynamic Range روشی است برای افزایش گستره پویایی یا همان داینامیک رنج تصویر. خیلی از عکاسان از این روش استفاده می‌کنند که بتوانند به تصویری با جزئیات بالا در صحنه‌های پرکنتراست ثبت کنند. تصویری که نمی‌توان با یک بار نوردهی نمی‌توان به آن دست یافت. فرض کنید که از صحنه‌ای قرار است عکاسی کنید که اختلاف روشن‌ترین نقطه با تاریک‌ترین نقطه 11 Ev یا 12 استاپ است؛ یعنی تاریک‌ترین نقطه تصویر ۱ EV و روشن‌ترین 12EV دارد. (در این مطلب پیکسل مفهوم EV توضیح داده شده است.) ولی داینامیک رنج دوربین ۱۰ استاپ است و با ثبت یک فریم با توجه به نوردهی‌های متفاوت قطعاً جزئیات بخشی از نواحی روشن، تاریک با هر دو به ثبت نخواهند رسید. اگر سعی کنیم جزئیات نواحی روشن را ثبت کنیم، هر بخشی از تصویر که مقدار EV آن کمتر از 2 باشد، تیره و بدون جزئیات به ثبت می‌رسند و به اصطلاح آندراکسپوز می‌شوند. به همین صورت اگر قصد داشته باشیم جزییات نواحی روشن را داشته باشیم بخش‌هایی از تصویر اُوراکسپوز می‌شوند. در واقع این اتفاق مثل زمانی است که یک خط کش ۱۰ سانتی‌متری داریم و می‌خواهیم یک میله ۱۲ سانتی‌متری را اندازه‌گیری کنیم. مشخص است که نمی‌توان با یک بار اندازه‌گیری کل میله را متر کرد؛ و باید خط‌کش را جا به جا کرد و دو یا چندبار اندازه‌گیری کرد. در تکنیک HDR هم دقیقاً همین ترفند به کار گرفته می‌شود و باید دو یا چند‌عکس با نور‌دهی‌های متفاوت گرفت؛ مثلاً اگر نوردهی اولیه‌ با تنظیمات f/5.6 و سرعت شاتر ۱/۶۰ باشد باید دو عکس با دو نوردهی متفاوت f/5.6 و سرعت شاتر ۱/۳۰ و بار دیگر با همین عدد دیافراگم و سرعت شاتر ۱/۱۲۰ شود. در مرحله ادیت این سه عکس را باید با هم ادغام کرد و جزییات نواحی تیره را از عکس ۱/۳۰ و جزییات نواحی روشن را از عکس ۱/۱۲۰ گرفت. در آخر عکسی با داینامیک رنج بالا خواهیم داشت که صحنه با ۱۲ استاپ اختلاف روشنایی را به خوبی پوشش داده است.

عکسی که با استفاده از فیلتر‌های تدریجی ثبت شده است. کپی رایت: Sandstone Shoreline, Big Bay Point, Madeline Island, Wisconsin ©Tim Cooper
Learn some-more about my Field Workshops, Digital Workshops, Seminars and Training Videos at
www.timcooperphotography.com

راه جایگزین دیگر برای ثبت صحنه‌های پر کنتراست که دوربین قادر به ثبت آن با تمام جزییات نیست استفاده از فیلتر‌های Graduated ND یا فیلتر‌های تدریجی است. این‌گونه فیلترها در واقع فیلترهای ND هستند که تیرگی‌شان از یک گوشه به گوشه‌ی دیگر به‌صورت تدریجی کاهش می‌یابد. کاربرد اصلی این‌گونه فیلترها برای تاریک کردن آسمان است. اکثر اوقات روشنایی آسمان به‌مراتب از سایر قسمت‌های کادر عکس بیشتر است، بنابراین با تنظیم قسمت تیره‌ی فیلترهای Graduated ND بر روی آسمان می‌توانید به بالانس مناسبی از نوردهی دست پیدا کنید.

داینامیک رنج در عکاسی یک معمولاً یک مفهوم چالش‌برانگیز است چرا که کنترل آن همیشه ساده نیست. اگر سؤالی در این زمینه دارید یا بخشی از مقاله با دانسته‌های شما در تضاد است، آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

دیدگاه‌ها برای معرفی مانت‌های مختلف و راهنمای خرید لنز بر اساس نوع آن با محمد

معمولاً عکاسان حرفه‌ای یا کسانی که به دنبال حداکثر کیفیت عکس و انعطاف‌پذیری بالا هستند به سراغ دوربین‌های با قابلیت تعویض لنز می‌روند. اگر فردی می‌خواهد عکاسی را شروع کند نیز معمولاً توصیه می‌شود از دوربین‌های با لنز قابل‌تعویض سطح مبتدی شروع کند تا به‌خوبی با مفاهیم مختلف عکاسی و لنزها آشنا شود. به همین دلیل این راهنمای خرید بر اساس مانت لنز را تهیه کردیم تا به شما در خرید لنز مناسب کمک کند.

یکی از موانع در مسیر خرید لنز صحیح برای دوربین، عدم آگاهی و شناخت کافی در مورد نوع مانت لنز است. مانت لنز بخشی است که ارتباط مکانیکی و الکترونیکی بین لنز و دوربین را برقرار می‌کند و اکثر سازندگان مانت‌های اختصاصی خودشان را مورد استفاده قرار می‌دهند؛ بنابراین معمولاً نمی‌توان لنزهای ساخت یک کمپانی را برای دوربین‌های کمپانی‌های دیگر به کار گرفت.

البته در این زمینه استثنا نیز وجود دارد. به‌طور مثال الیمپوس و پاناسونیک از مانت مشترکی برای دوربین‌هایشان استفاده می‌کنند. همچنین کمپانی‌هایی مانند تامرون، سیگما و توکینا لنزهایشان را با مانت‌های مختلف عرضه می‌کنند. در این مطلب راهنمای خرید لنز قصد داریم به شکلی ساده و کاربردی مانت‌هایی را که در دوربین‌های دیجیتال مطرح مورد استفاده قرار می‌گیرند بررسی کنیم. در ادامه به تفکیک کمپانی‌های سازنده‌ی دوربین، مانت‌های آن‌ها را معرفی خواهیم کرد:

کانن

کانن سال‌ها است که از لنزهای مانت EF استفاده می‌کند و دوربین‌های عکاسی دیجیتال این کمپانی نیز از این ماونت بهره می‌گیرند. ولی خود مانت‌های EF به سه گروه تقسیم می‌شوند. تشخیص نوع مانت‌های کانن بسیار ساده است زیرا در ابتدای نام لنز نوع مانت لنز مشخص شده است. مانت‌های سری EF به شرح ذیل هستند:

EF: درصورتی‌که تنها دو حرف EF را در ابتدای نام لنز مشاهده کنید این لنز برای مانت EF کانن و سنسورهای فول‌فریم طراحی شده است. البته می‌توانید از آن بر روی دوربین‌های دیجیتال‌اس‌ال‌آر با سنسور APS-C نیز استفاده کنید. همچنین می‌توان از آن‌ها با به‌وسیله‌ی مبدل بر روی دوربین‌های بدون‌آینه‌ی کانن نیز استفاده کرد، ولی عملکرد سیستم فوکوس در لنزهای مختلف متفاوت خواهد بود.

EF-S: حروف EF-S در ابتدای نام لنزهای کانن به این معنی است که برای دوربین‌های DSLR با سنسور APS-C طراحی شده‌اند. درصورتی‌که از این لنزها بر روی مدل‌های فول‌فریم استفاده کنید حاشیه‌ی سیاهی را پیرامون کادر عکس مشاهده خواهید کرد.

EF-M: این سری از لنزها به‌صورت اختصاصی برای دوربین‌های بدون‌آینه‌ی سری M از کانن ساخته شده‌اند.

در جدول زیر می‌توانید لیست دوربین‌های مطرح کانن و مانت‌های سازگار با آن‌ها را مشاهده کنید:

 

نیکون

مانت‌های نیکون می‌توانند کمی پیچیده‌تر از کانن باشند. دوربین‌های DSLR نیکون از مانت نوع F بهره می‌گیرند و دوربین‌های بدون‌آینه‌ی این کمپانی که چندان پرکاربرد نیستند از مانت 1 استفاده می‌کنند. ولی در نام لنزهای DSLR این کمپانی معمولاً خبری از حرف F نیست و با حروف AF، AF-P یا AF-S شروع می‌شوند. این حروف نوع فوکوس لنز را نشان می‌دهند و ارتباطی با ماونت آن ندارند. در سایت‌ها معمولاً حروف بعد از سیستم فوکوس و قبل از نام NIKKOR هستند که نوع مانت لنز های DSLR را تعیین می‌کنند. ماونت‌ F به دو مدل زیر تقسیم می‌شود:

DX: درصورتی‌که حروف DX را قبل از نام NIKKOR مشاهده کردید این لنز به‌صورت اختصاصی برای دوربین‌های DSLR با سنسور APS-C یا DX نیکون طراحی شده است. بر روی بدنه‌ی این لنزها معمولاً حروف DX به شکلی بزرگ حک شده‌اند. در صورت استفاده از این نوع لنزها بر روی مدل‌های فول‌فریم حاشیه‌ی سیاهی را پیرامون کادر مشاهده خواهید کرد.

FX: حروف FX به سنسورهای فول‌فریم نیکون اشاره دارند. ولی در نام لنزهای DSLR نیکون که برای مدل‌های فول‌فریم طراحی شده‌اند حروف FX را نخواهید دید. کافی است ماونت لنز از نوع F باشد و حروف DX را مشاهده نکنید. چنین لنزی با دوربین‌های فول‌فریم و کراپ نیکون سازگار است.

در جدول زیر می‌توانید لیست مانت‌های سازگار با دوربین‌های DSLR مطرح نیکون را مشاهده کنید:

 

در مورد لنزهای مانت F نیکون باید به حروف ابتدایی نام لنز که به سیستم فوکوس اشاره دارند و حروف بعد از عدد دیافراگم که به نوع دیافراگم اشاره دارند نیز توجه کنید. حروف AF، AF-S، AF-I و AF-P به نوع فوکوس و حروف G، D و E به نوع دیافراگم اشاره دارند.

در جدول زیر می‌توانید ببینید که کدام نوع فوکوس و دیافراگم بر روی چه دوربین‌هایی قابل استفاده هستند:

 

مانت 1: درصورتی‌که می‌خواهید لنزی را برای دوربین‌های بدون‌آینه‌ی نیکون استفاده کنید باید از ماونت 1 باشد. نام این‌گونه لنزها با عدد 1 شروع می‌شود.

 

سونی

برای خرید لنز سونی باید به این نکته توجه داشته باشید که سونی در دوربین‌های عکاسی خود از دو مانت لنز اصلی E و A استفاده می‌کند که می‌توانید در ادامه با آن‌ها آشنا شوید:

مانت A: ماونت A سونی که با نام Alpha نیز شناخته می‌شود برای دوربین‌های SLR و SLT این کمپانی در نظر گرفته شده و به دو گروه فول‌فریم و APS-C تقسیم می‌شود که نوع APS-C با حروف DT مشخص می‌شود. لنزهای DT را می‌توان بر روی مدل‌های فول‌فریم نیز استفاده کرد، ولی در صورت استفاده از این لنزها باید دوربین را بر روی حالت کراپ قرار دهید. ولی تمامی لنزهای ماونت A که فاقد حروف DT هستند را می‌توان بر روی تمامی دوربین‌های ماونت A (فول‌فریم و APS-C) استفاده کرد. همچنین می‌توان از لنزهای ماونت A به‌وسیله‌ی مبدل‌ بر روی دوربین‌های با ماونت E نیز بهره گرفت، ولی ممکن است در برخی از لنزها سیستم فوکوس به‌خوبی عمل نکند.

مانت E

لنزهای مانت E با دو پیشوند مختلف مشخص می‌شوند:

E: لنزهای E برای دوربین‌های بدون‌آینه‌ی APS-C سونی در نظر گرفته شده‌اند. در صورت استفاده از این لنزها بر روی مدل‌های فول‌فریم باید دوربین را در حالت کراپ قرار دهید. این‌گونه لنزها با دوربین‌های مانت A کار نمی‌کنند.

FE: لنزهای FE برای دوربین‌های فول‌فریم بدون‌آینه‌ی سونی در نظر گرفته شده‌اند و با تمامی مدل‌های بدون‌آینه‌ی مانت E (فول‌فریم و APS-C) سازگار هستند. این‌گونه لنزها نیز با دوربین‌های مانت A کار نمی‌کنند.

در جدول زیر می‌توانید سازگاری دوربین‌های مطرح سونی با ماونت‌های مختلف را مشاهده کنید:

 

الیمپوس و پاناسونیک

دوربین‌های دیجیتال بدون‌آینه‌ی الیمپوس و پاناسونیک از سنسورهای Micro Four Third استفاده می‌کنند و با لنزهای مانت Micro Four Third سازگاری دارند. این سنسورها و لنزها با نام اختصاری MFT یا Micro 4/3 نیز شناخته می‌شوند. ازآنجایی‌که مانت لنز های پاناسونیک و الیمپوس یکسان است می‌توان لنزهای آن‌ها را بر روی یکدیگر استفاده کرد و سیستم فوکوس خودکار آن‌ها نیز کار خواهد کرد. ولی در صورت استفاده از لنزهای پاناسونیک بر روی الیمپوس و برعکس ممکن است نتوانید از سیستم‌های لرزشگیر یا Lens Correction دوربین به‌خوبی استفاده کنید.

 

فوجی

دوربین‌های SLR فوجی که دیگر تولید نمی‌شوند از ماونت F نیکون استفاده می‌کردند، ولی دوربین‌های سری X فوجی با لنزهای مانت XF که به نام X-Mount نیز شناخته می‌شوند سازگار هستند.

 

در نهایت امیدواریم این راهنمای خرید لنز به شما در انتخاب لنز بعدی‌تان کمک کرده باشد. در‌صورتی‌که در این خصوص سؤال دیگری داشته باشید کارشناسان پیکسل نیز پاسخگوی سؤالات شما خواهند بود