دیدگاه‌ها برای تفاوت فیلمبرداری با DSLRها و Camcorderها با مجتبی

در سالهای اخیر فیلمبرداری با دوربین‌های عکاسی DSLR بسیار باب شده ‌است و فیلمسازان از این دوربین‌ها در پروژه‌های مختلفی از ساخت فیلمهای کوتاه و مستند گرفته تا فیلم‌های بلند سینمایی بهره‌ می‌برند. شاید برای خیلی‌ها این سوال پیش آمده ‌باشد که چرا این دوربین‌ها که در اصل برای عکاسی ساخته شده‌اند اینقدر برای فیلمبرداری مورد استفاده قرارمی‌گیرند؟ در این مطلب ضمن بررسی تفاوت‌های دوربین‌های DSLR و دوربین‌های مخصوص فیلمبرداری (camcorders)  به این سوال پاسخ خواهم داد.

در اینجا مقصود از camcorderها دوربین‌های مخصوص فیلمبرداری است که در رده‌ای بالاتر از دوربین‌های فیلمبرداری خانگی قرار می‌گیرند، اما با دوربین‌های سینمایی کاملاً متفاوت هستند. ممکن است در جاهای مختلف از عنوان دوربین‌های فیلمبرداری حرفه‌ای در مورد آنها استفاده شود که بیشتر برای ایجاد تمایز بین این رده از دوربین‌ها و دوربین‌های در اصطلاح handycam خانگی است. اهمیت این مطلب از آنجایی است که رده‌ی دیگری از دوربین‌های فیلمبرداری سینمایی (دوربین‌هایی نظیر Canon EOS C100 یا Sony FS7) وجود دارد که بسیار گران‌قیمت‌تر هستند و از لحاظ امکانات هم با camcorderهای حرفه‌ای تفاوت‌های بسیاری دارند!

عمق میدان و عملکرد در ISOهای بالا

مهمترین تفاوت بین این دو نوع دوربین، که عمده برتری دوربین‌های DSLR هم بشمار می‌رود، اندازه‌ی سنسور تصویر در آنها است. دوربین‌های DSLR در دو نوع متداول فول فریم و سایز APS-C تولید می‌شوند که دارای سنسورهایی بسیار بزرگ‌تر از سنسورهای تصویر به‌کا‌ررفته در دوربین‌های فیلمبرداری معمول (camcorder) هستند. اندازه‌ی بسیار بزرگتر سنسور تصویر در دوربین‌های DSLR باعث می‌شود تا با لنز‌هایی با مشخصات برابر با دوربین‌های فیلمبرداری به عمق میدان بسیار کمتری دست‌یافت. عمق میدان کم باعث می‌شود تا فیلمساز بتواند با محوکردن پس‌زمینه تأکید بیشتری بر روی سوژه داشته‌ باشد. این امر سبب می‌شود که فیلم گرفته ‌شده در اصطلاح سینمایی‌تر جلوه کند، چرا که در اکثر فیلم‌های سینمایی از این تکنیک استفاده می‌شود. همین امکان دستیابی به عمق میدان کم با صرف هزینه‌ای بسیار پایین‌تر از خرید دوربین‌های حرفه‌ای و بسیار گران‌قیمت سینمایی دلیل اصلی بسیاری از فیلمسازان مستقل برای استفاده از دوربین‌های DSLR در ساخت فیلم‌هایشان است.

سنسور بزرگتر یک مزیّت دیگر هم برای این دوربین‌ها به همراه داشته ‌است و آن امکان فیلمبرداری در نور کم و در ISOهای بالا است. البته، از این لحاظ بین دوربین‌های مختلف DSLR تفاوت‌هایی وجود دارد و همگی در یک سطح نیستند. برای مثال، دوربین کانن 5D Mark III که یک DSLR فول‌ فریم است در فیلمبرداری در نور کم عملکرد بسیار خوبی دارد و نویز کمی در فیلم‌ها ایجاد می‌کند؛ اما دوربین کانن 700D که یک DSLR سایز APS-C است در نور کم و ISOهای بالا به هیچ وجه عملکرد مشابه 5D Mark III را ندارد و نویز بیشتری را در فیلم‌ها ایجاد می‌کند.

سنسور‌های تصویر کوچک بکار رفته در camcorderها عمق میدان بسیار بیشتری را ایجاد می‌کنند که جدا کردن سوژه از پس‌زمینه را دشوار می‌کند. همچنین، در نور کم و ISOهای بالا هم اکثر این دوربین‌ها به نسبت دوربین‌های DSLR نویز بیشتری را در فیلم‌های ضبط‌ شده ایجاد می‌کنند که البته در این زمینه عملکردی تقریباً مشابه با دوربین‌های DSLR سایز APS-C دارند.

قابلیّت تعویض لنز

یک برتری دیگر دوربین‌های DSLR در مقابل camcorderها این است که برای مقاصد متفاوت فیلمبرداری می‌توان لنز دوربین را براحتی تعویض کرد و همچنین این بدین معنی است که امکان استفاده از لنز‌های سینمایی بسیار باکیفیت ساخت شرکت‌هایی نظیر زایس نیز وجود دارد. هرچند که اکثر camcorderها دارای لنزهای زوم غیر قابل تعویض هستند که فاصله‌ی کانونی خوبی را از واید تا تله پوشش می‌دهند؛ اما این لنز‌ها کیفیت اُپتیکی لنز‌های حرفه‌ای‌تر دوربین‌های DSLR را ندارند! در اکثر آنها دیافراگم لنز ثابت نیست و با زوم کردن دریچه‌ی دیافراگم نیز تا چند استاپ بسته می‌شود. همچنین دستیابی به فواصل کانونی سوپر واید و افکت fish eye هم با این لنز‌ها ناممکن است. بنابراین، استفاده از دوربین‌های DSLR دست فیلمسازان را برای انتخاب بین انواع لنز با مشخصات متفاوت باز ‌خواهدگذاشت، در حالی که فیلمساز در صورت استفاده از دوربین‌های فیلمبرداری به یک لنز با مشخصات ثابت محدود می‌شود.

امکانات ضبط صدا

تا اینجا دوربین‌های DSLR دو برتری مهم داشتند که باعث جذب بسیاری از فیلمسازان مستقل برای رسیدن به تصویری سینمایی می‌شد؛ اما در مورد امکانات ضبط صدا، برتری از آن دوربین‌های فیلمبرداری است. البته تعجّبی هم ندارد، برخلاف DSLRها، این دوربین‌ها مخصوص ضبط فیلم ساخته ‌شده‌اند و باید امکانات ضبط صدای خوبی را هم ارائه دهند. اکثر این دوربین‌ها علاوه بر میکروفون‌های داخلی بهتری که برای ضبط صدا دارند، دارای درگاه XLR هم می‌باشند که درگاه استاندارد حرفه‌ای برای اتصال میکروفون به دوربین است. همچنین، امکان تنظیم سطح (level) صدا و مانیتورینگ صدا (از طریق اتصال هدفون به دوربین) هم در اکثر camcorderهای حرفه‌ای وجود دارد.

در مقابل، بسیاری از دوربین‌های DSLR (مخصوصاً DSLRهای سطح مبتدی و متوسط) دارای درگاه اتصال میکروفون خارجی نیستند و آنهایی هم که این امکان را دارند از درگاه استریوی 3.5 میلیمتری استفاده می‌کنند که استحکام درگاه XLR را ندارد و کاملاً مستعد جدا ‌شدن است. استفاده از میکروفون داخلی این دوربین‌ها هم با محدودیّت‌هایی همراه است. صدای فشردن دکمه‌ها و چرخاندن پیچ‌های تنظیم دوربین در هنگام فیلمبرداری به وضوح در فیلم ضبط می‌شود و علاوه بر آن در بسیاری از دوربین‌های DSLR (بجز DSLRهای کانن که مجهز به لنزهای STM این شرکت می‌باشند) در صورت استفاده از فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار لنز هم در فیلم ضبط خواهد ‌شد. البته باید در نظر داشت که در پروژه‌های مهم تصویربرداری، بخصوص ساخت فیلم‌های کوتاه و سینمایی، صدا به طور جداگانه ضبط خواهد شد و محدودیّت‌های دوربین‌های DSLR در این زمینه خیلی اهمیّت نخواهد داشت.

دیگر تفاوت‌ها

هرچند که امروزه ممکن است زوم‌کردن در هنگام فیلمبرداری دیگر خیلی مورد استفاده نباشد (البته در کارهای مستند همچنان بسیار مهم و قابل‌استفاده‌ است)، اما به هرحال، دوربین‌های فیلمبرداری امکان زوم الکترونیکی (power zoom) را با فشردن دکمه یا کشیدن اهرمی که بر روی دوربین تعبیه‌ شده فراهم می‌سازند که نتیجه‌اش زوم نرم و بی‌صدا است. برای زوم کردن با دوربین‌های DSLR باید به صورت دستی حلقه‌ی زوم لنز را بچرخانید که مطمئناً به نرمی و دقت زوم با دوربین‌های فیلمبرداری نخواهد ‌بود.

دو امکان concentration peaking و zebra stripes‌ هم که معمولاً در دوربین‌های فیلمبرداری وجود دارند در اکثر دوربین‌های DSLR غایب‌اند. اولی در تعیین فوکوس درست بر روی سوژه به فیلم‌بردار کمک می‌کند و دومی برای تعیین نوردهی درست بدون از دست‌دادن جزئیات در highlightها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

یکی از امکانات بسیار کاربردی و مهم دوربین‌های فیلمبرداری، منظره‌یاب الکترونیکی (EVF) آنها است که دیدن صحنه‌ی فیلمبرداری را (مخصوصاً در نور شدید خورشید) بسیار آسان‌تر می‌کند. منظره‌یاب الکترونیکی در بسیاری از camcorderهای امروزی یافت می‌شود؛ اما در دوربین‌های DSLR برای دیدن صحنه‌ی فیلمبرداری به LCD دوربین محدود خواهید بود. همچنین LCD بسیاری از دوربین‌های DSLR چرخان نیست و این کار فیلمبرداری از زاویه‌های بسیار بالا و پایین را مشکل می‌کند. البته در بعضی از دوربین‌های DSLR امکان خروجی HDMI برای مانیتور (و ضبط‌کننده‌ی) جداگانه وجود دارد که می‌تواند تا حد زیادی این مشکل را برطرف کند.

مشکل rolling shutter هم که در هنگام حرکت سریع دوربین به بالا و پایین یا طرفین ایجاد می‌شود بستگی به نوع سنسور به کاررفته در دوربین دارد. در اغلب دوربین‌های DSLR از سنسور‌های CMOS استفاده می‌شود و این مشکل در تمام دوربین‌های DSLR وجود دارد. در دوربین‌های فیلمبرداری که از سنسور‌های CMOS بهره‌ می‌برند هم این مشکل کم و بیش وجود دارد، اما شدّت آن کمتر از دوربین‌های DSLR است و در دوربین‌های فیلمبرداری که دارای سنسورهای CCD هستند این مشکل اصلاً وجود ندارد.

در آخر باید این نکته را یاد‌آوری کنم که هرچند از لحاظ کیفیت و سینمایی بودن تصویر، دوربین‌های DSLR از جمله مقرون‌ به‌ صرفه‌ترین گزینه‌های فیلمسازان مستقل هستند، اما حداقل برای برخی‌ ژانرهای فیلمسازی (مانند فیلم‌های مستندی که نیاز به زوم و فوکوس خودکار سریع دارند) و موقعیّت‌های فیلمبرداری (مانند فیلمبرداری از مجالس و عروسی‌ها) خیلی مناسب نیستند. بنابراین، یکی از معیار‌های انتخاب بین این دو نوع دوربین باید نوع کاربری مورد‌نظر خریدار باشد.

دیدگاه‌ها برای چگونه بدون لنز عکاسی کنیم؟ با امید استاجی

چطور بدون لنز عکس بگیریم؟! خوب است بدانید بدون لنز هم می‌شود عکس گرفت. البته نه دقیقاً بدون هیچ لنزی. چون وقتی هیچ لنزی روی دوربین نباشد، تصویری تک رنگ و روشن از محیط اطراف ثبت می‌شود که هیچ چیز در آن معلوم نیست؛ اما می‌توان هر دوربینی را تبدیل به یک Pinhole کرد.

چطور بدون لنز عکس بگیریم؟! خوب است بدانید بدون لنز هم می‌شود عکس گرفت. البته نه دقیقاً بدون هیچ لنزی. چون وقتی هیچ لنزی روی دوربین نباشد، تصویری تک رنگ و روشن از محیط اطراف ثبت می‌شود که هیچ چیز در آن معلوم نیست؛ اما می‌توان هر دوربینی را تبدیل به یک Pinhole کرد. در این مطلب به این مطلب پردخته می شود که چگونه بدون استفاده از لنز و تنها با استفاده از یک درپوش دوربین و ورق آلومینیومی، عکاسی کرد.

 

این دوربین‌ها در حقیقت یک ابزار تصویربرداری ساده و ابتدایی هستند که شکل و شمایلی مشابه کمرا آبسکیورا، یا اتاق تاریک دارند. دوربین Pinhole فاقد لنز است و فقط یک فیلم یا حسگر دارد که تصویر را ثبت کند. روی جعبه تنها یک روزنه وجود دارد که رو به روی فیلم است. درپوش قرار گرفته بر روی این روزنه نیز نقش شاتر را برای این دوربین ایفا می‌کند و زمانی که درپوش بالا رود نور به فیلم رسیده و عکس ثبت می‌گردد. نوردهی به فیلم می‌تواند از ۵ ثانیه تا چندین ساعت متغیر باشد. البته به خاطر اینکه مدت طولانی شاتر باز است، استفاده از سه پایه یا قرار دادن دوربین بر روی یک سطح ثابت الزامی است.

 

محض اطلاع خاطرنشان می‌کنیم که می‌توان با هر دوربینی عکس‌های پین‌هولی گرفت. چراکه پین‌هول یا همان روزنه‌ای که بر روی مقوا، چوب و یا پارچه ایجاد می‌شود در حقیقت نقش یک لنز را ایفا می‌کند و نه یک سیستم ثبت تصویر.

همان‌طور که گفته شد، با هر دوربینی می‌توان عکاسی پین هول را انجام داد. ولی با دوربین‌های دیجیتال به مراتب کار راحت‌تری را در پیش خواهیم و داشت و با چند بار سعی و خطا می‌توان به یک عکس با وضوح قابل قبول رسید. برای این کار به یک کپ یا درپوش مانت دوربین، یک ورق آلومینیومی و چسپ برق احتیاج خواهیم داشت.

مطابق ویدیوی بالامی‌توان یک درپوش پین هول مناسب دوبین درست کرد. البته برای رسیدن به بهترین و شارپ‌ترین نتیجه، قطر سوراخی که بر روی ورق ایجاد می‌شود باید محاسبه شود. ولی در اینجا به صورت حدودی و توسط یک سوزن، ورق را سوراخ می‌کنیم. قطر بهینه طبق فرمول زیر حساب می شود:

که در آن D، قطر بهینه سوراخ، C ضریبی ثابت و برابر با ۱.۵۶۲، ƛ طول موج نوری که عکس برای آن بهینه می شود (حدود ۵۵۰ نانو متر به صورت معمول) و f فاصله صفحه پین هول تا سنسور یا فیلم می‌باشد.

برای رسیدن به بهترین نتیجه، محاسبه عدد دیافراگم و سرعت شاتر نیز باید به صورت جداگانه محاسبه شود که هر کدام فرمولی جداگانه دارند. ولی با چند بار سعی و خطا و با تنظیم ایزو بر روی حساسیت‌های بالا و سرعت شاتر بین یک تا چند ثانیه می‌توان به یک عکس واضح دست یافت. با قرار دادن تنظیمات دوربین بر روی حالت خودکار نیز می‌توان به نتیجه‌ای مطلوب رسید. برای عکاسی دقیق‌تر پین‌هول می‌توان از سایت http://pinhole.stanford.edu/phcalc3.htm که دانشگاه استنفورد آن را طراحی کرده استفاده کرد و بهترین قطر سوراخ، زمان اکسپوژر و ایزو را مشخص کرد.

افرادی از گوشه و کنار جهان که یک عکس پین هول را به ثبت رسانده‌اند شما هم می‌توانند عکس خود را در وب‌سایت Pinholeday.org ثبت کنند تا در گالری جشن روز عکاسی با Pinhole سهیم شوند. لازم توجه است که این نه یک مسابقه و نه یک جشنواره، بلکه یک رویداد جهانی با هدف تفریح و سرگرمی است.

بد نیست شما هم به مناسبت این رویداد جهانی به سبک و سیاق خودتان یک عکس پین هول بگیرید و کمی تفریح کنید.

دیدگاه‌ها برای تفاوت فیلمبرداری با DSLRها و Camcorderها با امیر حسینی

در سالهای اخیر فیلمبرداری با دوربین‌های عکاسی DSLR بسیار باب شده ‌است و فیلمسازان از این دوربین‌ها در پروژه‌های مختلفی از ساخت فیلمهای کوتاه و مستند گرفته تا فیلم‌های بلند سینمایی بهره‌ می‌برند. شاید برای خیلی‌ها این سوال پیش آمده ‌باشد که چرا این دوربین‌ها که در اصل برای عکاسی ساخته شده‌اند اینقدر برای فیلمبرداری مورد استفاده قرارمی‌گیرند؟ در این مطلب ضمن بررسی تفاوت‌های دوربین‌های DSLR و دوربین‌های مخصوص فیلمبرداری (camcorders)  به این سوال پاسخ خواهم داد.

در اینجا مقصود از camcorderها دوربین‌های مخصوص فیلمبرداری است که در رده‌ای بالاتر از دوربین‌های فیلمبرداری خانگی قرار می‌گیرند، اما با دوربین‌های سینمایی کاملاً متفاوت هستند. ممکن است در جاهای مختلف از عنوان دوربین‌های فیلمبرداری حرفه‌ای در مورد آنها استفاده شود که بیشتر برای ایجاد تمایز بین این رده از دوربین‌ها و دوربین‌های در اصطلاح handycam خانگی است. اهمیت این مطلب از آنجایی است که رده‌ی دیگری از دوربین‌های فیلمبرداری سینمایی (دوربین‌هایی نظیر Canon EOS C100 یا Sony FS7) وجود دارد که بسیار گران‌قیمت‌تر هستند و از لحاظ امکانات هم با camcorderهای حرفه‌ای تفاوت‌های بسیاری دارند!

عمق میدان و عملکرد در ISOهای بالا

مهمترین تفاوت بین این دو نوع دوربین، که عمده برتری دوربین‌های DSLR هم بشمار می‌رود، اندازه‌ی سنسور تصویر در آنها است. دوربین‌های DSLR در دو نوع متداول فول فریم و سایز APS-C تولید می‌شوند که دارای سنسورهایی بسیار بزرگ‌تر از سنسورهای تصویر به‌کا‌ررفته در دوربین‌های فیلمبرداری معمول (camcorder) هستند. اندازه‌ی بسیار بزرگتر سنسور تصویر در دوربین‌های DSLR باعث می‌شود تا با لنز‌هایی با مشخصات برابر با دوربین‌های فیلمبرداری به عمق میدان بسیار کمتری دست‌یافت. عمق میدان کم باعث می‌شود تا فیلمساز بتواند با محوکردن پس‌زمینه تأکید بیشتری بر روی سوژه داشته‌ باشد. این امر سبب می‌شود که فیلم گرفته ‌شده در اصطلاح سینمایی‌تر جلوه کند، چرا که در اکثر فیلم‌های سینمایی از این تکنیک استفاده می‌شود. همین امکان دستیابی به عمق میدان کم با صرف هزینه‌ای بسیار پایین‌تر از خرید دوربین‌های حرفه‌ای و بسیار گران‌قیمت سینمایی دلیل اصلی بسیاری از فیلمسازان مستقل برای استفاده از دوربین‌های DSLR در ساخت فیلم‌هایشان است.

سنسور بزرگتر یک مزیّت دیگر هم برای این دوربین‌ها به همراه داشته ‌است و آن امکان فیلمبرداری در نور کم و در ISOهای بالا است. البته، از این لحاظ بین دوربین‌های مختلف DSLR تفاوت‌هایی وجود دارد و همگی در یک سطح نیستند. برای مثال، دوربین کانن 5D Mark III که یک DSLR فول‌ فریم است در فیلمبرداری در نور کم عملکرد بسیار خوبی دارد و نویز کمی در فیلم‌ها ایجاد می‌کند؛ اما دوربین کانن 700D که یک DSLR سایز APS-C است در نور کم و ISOهای بالا به هیچ وجه عملکرد مشابه 5D Mark III را ندارد و نویز بیشتری را در فیلم‌ها ایجاد می‌کند.

سنسور‌های تصویر کوچک بکار رفته در camcorderها عمق میدان بسیار بیشتری را ایجاد می‌کنند که جدا کردن سوژه از پس‌زمینه را دشوار می‌کند. همچنین، در نور کم و ISOهای بالا هم اکثر این دوربین‌ها به نسبت دوربین‌های DSLR نویز بیشتری را در فیلم‌های ضبط‌ شده ایجاد می‌کنند که البته در این زمینه عملکردی تقریباً مشابه با دوربین‌های DSLR سایز APS-C دارند.

قابلیّت تعویض لنز

یک برتری دیگر دوربین‌های DSLR در مقابل camcorderها این است که برای مقاصد متفاوت فیلمبرداری می‌توان لنز دوربین را براحتی تعویض کرد و همچنین این بدین معنی است که امکان استفاده از لنز‌های سینمایی بسیار باکیفیت ساخت شرکت‌هایی نظیر زایس نیز وجود دارد. هرچند که اکثر camcorderها دارای لنزهای زوم غیر قابل تعویض هستند که فاصله‌ی کانونی خوبی را از واید تا تله پوشش می‌دهند؛ اما این لنز‌ها کیفیت اُپتیکی لنز‌های حرفه‌ای‌تر دوربین‌های DSLR را ندارند! در اکثر آنها دیافراگم لنز ثابت نیست و با زوم کردن دریچه‌ی دیافراگم نیز تا چند استاپ بسته می‌شود. همچنین دستیابی به فواصل کانونی سوپر واید و افکت fish eye هم با این لنز‌ها ناممکن است. بنابراین، استفاده از دوربین‌های DSLR دست فیلمسازان را برای انتخاب بین انواع لنز با مشخصات متفاوت باز ‌خواهدگذاشت، در حالی که فیلمساز در صورت استفاده از دوربین‌های فیلمبرداری به یک لنز با مشخصات ثابت محدود می‌شود.

امکانات ضبط صدا

تا اینجا دوربین‌های DSLR دو برتری مهم داشتند که باعث جذب بسیاری از فیلمسازان مستقل برای رسیدن به تصویری سینمایی می‌شد؛ اما در مورد امکانات ضبط صدا، برتری از آن دوربین‌های فیلمبرداری است. البته تعجّبی هم ندارد، برخلاف DSLRها، این دوربین‌ها مخصوص ضبط فیلم ساخته ‌شده‌اند و باید امکانات ضبط صدای خوبی را هم ارائه دهند. اکثر این دوربین‌ها علاوه بر میکروفون‌های داخلی بهتری که برای ضبط صدا دارند، دارای درگاه XLR هم می‌باشند که درگاه استاندارد حرفه‌ای برای اتصال میکروفون به دوربین است. همچنین، امکان تنظیم سطح (level) صدا و مانیتورینگ صدا (از طریق اتصال هدفون به دوربین) هم در اکثر camcorderهای حرفه‌ای وجود دارد.

در مقابل، بسیاری از دوربین‌های DSLR (مخصوصاً DSLRهای سطح مبتدی و متوسط) دارای درگاه اتصال میکروفون خارجی نیستند و آنهایی هم که این امکان را دارند از درگاه استریوی 3.5 میلیمتری استفاده می‌کنند که استحکام درگاه XLR را ندارد و کاملاً مستعد جدا ‌شدن است. استفاده از میکروفون داخلی این دوربین‌ها هم با محدودیّت‌هایی همراه است. صدای فشردن دکمه‌ها و چرخاندن پیچ‌های تنظیم دوربین در هنگام فیلمبرداری به وضوح در فیلم ضبط می‌شود و علاوه بر آن در بسیاری از دوربین‌های DSLR (بجز DSLRهای کانن که مجهز به لنزهای STM این شرکت می‌باشند) در صورت استفاده از فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار لنز هم در فیلم ضبط خواهد ‌شد. البته باید در نظر داشت که در پروژه‌های مهم تصویربرداری، بخصوص ساخت فیلم‌های کوتاه و سینمایی، صدا به طور جداگانه ضبط خواهد شد و محدودیّت‌های دوربین‌های DSLR در این زمینه خیلی اهمیّت نخواهد داشت.

دیگر تفاوت‌ها

هرچند که امروزه ممکن است زوم‌کردن در هنگام فیلمبرداری دیگر خیلی مورد استفاده نباشد (البته در کارهای مستند همچنان بسیار مهم و قابل‌استفاده‌ است)، اما به هرحال، دوربین‌های فیلمبرداری امکان زوم الکترونیکی (power zoom) را با فشردن دکمه یا کشیدن اهرمی که بر روی دوربین تعبیه‌ شده فراهم می‌سازند که نتیجه‌اش زوم نرم و بی‌صدا است. برای زوم کردن با دوربین‌های DSLR باید به صورت دستی حلقه‌ی زوم لنز را بچرخانید که مطمئناً به نرمی و دقت زوم با دوربین‌های فیلمبرداری نخواهد ‌بود.

دو امکان concentration peaking و zebra stripes‌ هم که معمولاً در دوربین‌های فیلمبرداری وجود دارند در اکثر دوربین‌های DSLR غایب‌اند. اولی در تعیین فوکوس درست بر روی سوژه به فیلم‌بردار کمک می‌کند و دومی برای تعیین نوردهی درست بدون از دست‌دادن جزئیات در highlightها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

یکی از امکانات بسیار کاربردی و مهم دوربین‌های فیلمبرداری، منظره‌یاب الکترونیکی (EVF) آنها است که دیدن صحنه‌ی فیلمبرداری را (مخصوصاً در نور شدید خورشید) بسیار آسان‌تر می‌کند. منظره‌یاب الکترونیکی در بسیاری از camcorderهای امروزی یافت می‌شود؛ اما در دوربین‌های DSLR برای دیدن صحنه‌ی فیلمبرداری به LCD دوربین محدود خواهید بود. همچنین LCD بسیاری از دوربین‌های DSLR چرخان نیست و این کار فیلمبرداری از زاویه‌های بسیار بالا و پایین را مشکل می‌کند. البته در بعضی از دوربین‌های DSLR امکان خروجی HDMI برای مانیتور (و ضبط‌کننده‌ی) جداگانه وجود دارد که می‌تواند تا حد زیادی این مشکل را برطرف کند.

مشکل rolling shutter هم که در هنگام حرکت سریع دوربین به بالا و پایین یا طرفین ایجاد می‌شود بستگی به نوع سنسور به کاررفته در دوربین دارد. در اغلب دوربین‌های DSLR از سنسور‌های CMOS استفاده می‌شود و این مشکل در تمام دوربین‌های DSLR وجود دارد. در دوربین‌های فیلمبرداری که از سنسور‌های CMOS بهره‌ می‌برند هم این مشکل کم و بیش وجود دارد، اما شدّت آن کمتر از دوربین‌های DSLR است و در دوربین‌های فیلمبرداری که دارای سنسورهای CCD هستند این مشکل اصلاً وجود ندارد.

در آخر باید این نکته را یاد‌آوری کنم که هرچند از لحاظ کیفیت و سینمایی بودن تصویر، دوربین‌های DSLR از جمله مقرون‌ به‌ صرفه‌ترین گزینه‌های فیلمسازان مستقل هستند، اما حداقل برای برخی‌ ژانرهای فیلمسازی (مانند فیلم‌های مستندی که نیاز به زوم و فوکوس خودکار سریع دارند) و موقعیّت‌های فیلمبرداری (مانند فیلمبرداری از مجالس و عروسی‌ها) خیلی مناسب نیستند. بنابراین، یکی از معیار‌های انتخاب بین این دو نوع دوربین باید نوع کاربری مورد‌نظر خریدار باشد.

دیدگاه‌ها برای بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی با فرشید

اگر می‌خواهید به‌صورت جدی عکاسی را شروع کنید یا به دوربینی بهتر از گوشی هوشمند و دوربین‌های کامپکت نیاز دارید، دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده بهترین انتخاب‌ها برای شما هستند. ما نیز در این مطلب بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی را مورد بررسی قرار داده‌ایم، هرچند که هرکدام از این دوربین‌ها در دستان یک عکاس باتجربه قادر به ثبت عکس‌هایی فوق‌العاده هستند. با پیکسل همراه باشید.

البته می‌توانید به سراغ دوربین‌های بدون‌آینه نیز بروید، ولی در گروه قیمتی این مطلب، هیچ‌یک از دوربین‌های بدون‌آینه دارای منظره‌یاب و کیفیت قابل رقابت با مدل‌های DSLR نیستند. دوربین‌های DSLR که در این مطلب مورد بحث قرار گرفته‌اند کیفیتی به‌مراتب بهتر از دوربین‌های کامپکت را در اختیار کاربر می‌گذارند و تجربه‌ی کار با لنزهای مختلف را نیز فراهم می‌کنند.

اکثر این دوربین‌ها به این دلیل که افراد مبتدی را هدف قرار داده‌اند، حالت‌های خودکار و راهنماهای بسیار خوبی نیز دارند.

معیارهای اصلی انتخاب بهترین دوربین‌های DSLR در این مطلب کیفیت عکس، امکانات فیلم‌برداری، سیستم فوکوس، راحتی استفاده و قیمت بوده‌اند، ولی اهمیت خاصی به کیفیت عکس و قیمت داده شده است. با این توضیحات، در ادامه به بررسی بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی خواهیم پرداخت:

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در نور کم
  • کیفیت عالی فایل‌های RAW
  • گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • رابط کاربری ساده

نکات منفی:

  • نبود وای‌فای
  • کنترل‌ها و میان‌برهای محدود
  • صفحه‌نمایش ثابت غیرلمسی
  • فوکوس کند در Live view

D3300 به‌تازگی با مدل جدیدتر D3400 جایگزین شده است. سنسور 24 مگاپیکسلی CMOS این دوربین همچنان از بهترین‌ها در رده‌ی خود و حتی رده‌های بالاتر به‌حساب می‌آید. رابط کاربری آن بسیار ساده است و راهنماهای گرافیکی برای افراد تازه‌کار نیز دارد. البته شاید تعداد دکمه‌های میان‌بر و کنترل‌های آن برای افراد باتجربه محدودکننده باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز در سطح قابل‌قبولی هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند. همین موضوع در کنار قیمت مناسب موجب شده‌اند که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR در صدر قرار بگیرد.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند، ولی فوکوس در حالت فیلم‌برداری و Live View می‌توانست بهتر باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • نداشتن امکان کنترل دیافراگم و automobile ISO در فیلم‌برداری
  • بافر محدود

D5500 یک دوربین بی‌ادعا و توانمند است. این دوربین با داشتن سنسوری عالی و امکانات مشابه برادران بزرگ‌ترش، هم برای آماتورها و هم برای حرفه‌ای‌ها جذاب است. البته مدل جدیدتر D5600 هم چند وقتی است که عرضه شده است، ولی اختلاف قیمت آن‌ها موجب شده است که ما D5500 را در جایگاه بالاتری قرار دهیم.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

عملکرد D5500 سریع است، سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوسش هم سرعت خوبی دارد، ولی بافر عکاسی پیاپی در حالت RAW محدود است.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر در گروه خودش پیشرو است.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم، ایزوی خودکار و جک هدفون می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است. البته این مدل به‌تازگی با EOS 800D جایگزین شده است، ولی 800D به دلیل جدیدتر بودن فعلاً قیمت بالایی دارد.

کیفیت عکاسی آن در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته این مورد را تنها هنگام عکاسی از مناظر پرکنتراست و هنگام ادیت فایل‌های RAW متوجه خواهید شد.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن به 1080/30P محدود است و امکانات چندانی را نیز در این زمینه ارائه نمی‌کند. ولی با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی برای فیلم‌برداری، باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها میزان زیادی از کادر را نمی‌پوشانند، ولی سرعت و دقت بسیار بالایی دارند.

این مدل یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای استفاده‌های عمومی، شروع عکاسی و حتی فیلم‌برداری به حساب می‌آید.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های ابتدایی و محدود

نیکون به‌تازگی D3400 را جایگزین مدل محبوب D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند.

در واقع تفاوت چندانی بین رده‌های اول بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی وجود ندارد و D3400 به همان خوبی یا بهتر از D3300 است.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • وای‌فای داخلی

نکات منفی:

  • لنزهای کیت چندان خوبی ندارد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

شاید D5300 حالا کمی قدیمی شده باشد، ولی نباید آن‌ را دست‌کم گرفت. سنسور آن همچنان از بهترین‌های این کلاس به شمار می‌رود و حالا قیمتی کم‌تر از مدل‌های جدیدتر D5500 و D5600 دارد.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است.

یک مزیت خرید این دوربین این است که نسبت به دوربین‌های هم‌قیمت سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری دارد. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند؛ بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دوربین‌هایی مانند D3300 و D3400 است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید.

D5300 مدت‌های زیادی است که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR جای می‌گیرد، ولی با گذشت زمان رده‌ی آن کاهش پیدا کرده است. قیمت مناسب و کیفیت بسیار خوب عکس‌های این دوربین موجب شده‌اند که همچنان از بهترین انتخاب‌ها باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه
  • NFC و بلوتوث داخلی

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • قیمت بالاتر نسبت به سایر رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف هنگام فیلم‌برداری
  • عملکرد نامطمئن Snapbridge

D5600 به‌تازگی جایگزین دوربین دوست‌داشتنی D5500 شده است. البته تفاوت اصلی آن‌ها در اضافه شدن بلوتوث و NFC به D5600 است و از لحاظ سنسور، سیستم فوکوس، ارگونومی و کیفیت عکاسی تفاوت چندانی ندارند.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

D5600 نیز مانند مدل قبلی، خیلی سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوس سریع و دقیقی هم دارد، البته نباید از آن توقع عملکردی مشابه دوربین‌های ورزشی را داشته باشید.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر از بهترین‌ دوربین‌های DSLR میان‌رده به حساب می‌آید.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم و جک هدفون در کنار ایزوی خودکار پیچیده می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

شاید در مجموع کیفیت عکس و عملکرد، D5600 بهترین دوربین این گروه باشد، ولی فعلاً قیمت بالایی دارد و به همین دلیل در رده‌های میانی بهترین دوربین‌های DSLR که برای شروع عکاسی مناسب هستند جای می‌گیرد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه‌شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور 18 مگاپیکسلی نسبتاً قدیمی
  • سیستم فوکوس ابتدایی با 9 نقطه‌ی فوکوس
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال است. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد، ولی این دوربین از لحاظ نویز و گستره‌ی دینامیکی در حد D3400 یا D3300 نیکون نیست.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب‌توجه است. 1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند.

جایگزین این مدل احتمالاً با سیستم فوکوس پیشرفته‌تر و سنسور بهتری عرضه خواهد شد. ولی در حال حاضر ارگونومی خوب، کارکرد روان و منوهای ساده، در کنار تنوع بی‌نظیر لنزهای کانن آن را در جایگاه یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی جای داده‌اند.

 

در نهایت

تفاوت بین دوربین‌ها در این رده آنچنان چشمگیر نیست و معمولاْ حول امکانات جانبی دوربین مثل صفحه چرخنده و Wi-Fi و یا کیفیت تصویربرداری قرار دارد تا تفاوت در کیفیت عکس!

پس اگر کیفیت عکس اولویت اول شماست با خرید یک دوربین ارزان‌تر در زمینه کیفیت عکس چیز زیادی را از دست نداده‌اید. اما شاید بتوانید در زمینه خرید لوازم جانبی کامل‌تر مثل یک کیف مناسب و یا حتی لنز خاص مثل یک لنز ثابت ۵۰ میلی‌متری که برای دوربین بعدی‌تان هم کاربردی خواهد بود هزینه کنید. خرید یک لنز ثابت و یا لوازم جانبی کامل‌تر مثل سه‌‌پایه محدوده عمل شما را در زمینه تجربه سبک‌ها و تکنیک‌های متعدد عکاسی بیشتر خواهد کرد. محدوده عملی که صرفاْ با امکانات جانبی کامل‌تر یک دوربین گران‌تر به آن دست نخواهید یافت.

دیدگاه‌ها برای چگونه هیستوگرام دوربین را بخوانیم! با FarzinChegini

 

احتمالاً این مشکل برای شما نیز پیش آمده که عکسی را که با نمایشگر دوربین گرفته‌اید و این عکس در نمایشگر دوربین از کنتراست و غلظت رنگی خوبی برخوردار است ولی وقتی آن را چاپ کرده یا با مانیتور کامپیوتر مشاهده می‌کنید، از نوردهی نامناسب و رنگ‌های کم‌رمق آن جا می‌خورید. در این مطلب سعی شده است تا با آموزش خواندن نمودار هیستوگرام در دوربین از پیش آمدن این مشکل جلوگیری کرد.

نمودار هیستوگرام یکی از مواردی است که در عکاسی دیجیتال به عکاس اجازه می‌دهد تا عکسی که گرفته شده است را از طریق صفحه‌نمایش یا ویوفایندر بررسی کند. معمولاً یکی از اشتباهاتی که هنگام کار با دوربین‌های دیجیتال رخ می‌دهد این است که عکاس روشنایی و دقت رنگی را با توجه به تصویری که صفحه‌نمایش دوربین نشان می‌دهد می‌سنجند. این در حالی است که نمایشگر و ویوفایندر‌های الکترونیکی، دقیقاً رنگ‌ها و روشنایی را آن طور که در عکس به ثبت رسیده بازنمایی نمی‌کنند. به علاوه نور محیط نیز بر کیفیت تصویری که نمایشگر نشان می‌دهد تأثیرگذار است و تصویری که زیر نور خورشید دیده می‌شود از لحاظ رنگی و روشنایی با تصویری که در محیط‌های داخلی مشاهده می‌شود تفاوت دارد؛ بنابراین نور محیط، میزان روشنایی صفحه‌نمایش و فاکتور‌های دیگر بر کیفیت نمایش عکس تأثیر زیادی می‌گذارند.

اساساً نمایشگر‌ها و منظره‌یاب‌های الکترونیکی نه برای بررسی دقت رنگی و نوردهی، بلکه برای مرور کادربندی، عمق میدان، شارپنس و فاکتور‌هایی از این قبیل به کار گرفته می‌شوند. (هر چند که می‌توان روشنایی تصویر و رنگ‌ها را نیز به صورت حدودی از طریق نمایشگر بررسی کرد، ولی به دلایلی که در بالا به آن اشاره شد، نمایشگر در بازنمایی رنگ‌ها و روشنایی تصویر از دقت و صحت بالایی برخوردار نیست.)

با این تفاسیر چگونه می‌توانیم چگونه می‌توان نوردهی و دقت رنگی یک عکس را توسط یک دوربین بررسی کرد؟ جواب یک کلمه است؛ هیستوگرام. خوشبختانه تمام دوربین‌های دیجیتال نمودار هیستوگرام را به عنوان یک ابزار برای تنظیم نوردهی در اختیار عکاس قرار می‌دهند.

هیستوگرام دوربین

هیستوگرام روشنایی
هیستوگرام رنگی

اغلب دوربین‌های دیجیتال چهار نمودار هیستوگرام را نمایش می‌دهند. اولین نمودار مربوط به هیستوگرام روشنایی (Luminosity) است که روشنایی کلی تصویر را نشان می‌دهد. ای نمودار معمولاً تک رنگ و سفید و سفید است. سه نمودار دیگر مربوط به هیستوگرام رنگی است که مقادیر آبی، سبز و قرمز را در تصویر نشان می‌دهد و هر یک از این سه نمودار دارای رنگی هستند که مقادیر آن نشان می‌دهند.

بهتر است که در هنگام خواندن این مقاله دوربین خود را به همراه داشته باشید تا بتوانید با توجه به منو و فرم نمایش هیستوگرام دوربینتان، مواردی که به آن اشاره خواهد را در دوبین خودتان امتحان کنید. دوربین‌ها با توجه به اینکه چه مدلی هستند و توسط کدام کمپانی تولید شده‌اند دارای منو‌ و نحوه نمایش‌های مختلفی هستند. برای چگونه به نمایش در آوردن هیستوگرام می‌توانید دفترچه راهنمای یا منابع آنلاین را مطالعه کنید.

نمونه‌ای از نوردهی متعادل، به دلیل قسمت تاریک بالای عکس، در چپ نمودار ارتفاع گرفته است. به دلیل نوردهی متعادل بخش زیادی از نمودار در میانه محور افقی قرار گرفته است.

نحوه خواندن هیستوگرام

هر چند که معادلات ریاضی و مباحث فنی زیادی به کار گرفته می‌شود تا یک نمودار هیستوگرام ب نمایش درآید ولی در ادامه تنها به مباحث کاربردی و نحوه خواندن آن اشاره می‌شود. اگر قصد دارید مورد جنبه ریاضی این نمودار اطلاعات بیشتری پیدا کنید، در بخش نظرات می‌توانید سؤال خود را با ما در میان بگذارید.

نمودار هیستوگرام دارای ۲ محور است. محور افقی معرف روشنایی عکس از سیاه خالص، سایه‌ها تا های‌لایت‌ها و سفید خالص است و ارتفاع نمودار در هر بخش نشان‌دهنده میزان مقادیر (سیاه، سایه، میدتون، های‌لایت و سفید) است. به عنوان مثال یک عکس را در حالی که در پوش بر روی لنز قرار دارد، بگیرید. با توجه به اینکه تمام عکس سیاه خاص است و نمودار کاملاً به سمت لبه چپی کشیده می‌شود و مانند شکل زیر می‌شود. (تمام پیکسل‌ها سیاه خالص را ثبت کرده‌اند و تنها در قسمت سیاه سمت چپ نمودار ارتفاع گرفته است.) در طرف مقابل به همین صورت اگر عکسی به با سرعت شاتر کم و با چند استاپ دیافراگم بازتر از یک صحنه روشن بگیرید، نمودار به سمت راست (بخش سفید و هایلات‌ها) متمایل می‌شود. به همین ترتیب قسمت میانی هیستوگرام مربوط به مید‌تون‌ها است، میدتون همان خاکستری بین سیاه و سفید است. هیستوگرام یک عکس با نوردهی متعادل، معمولاً بیشترین ارتفاع را در مرکز دارد و هر چه به سیمت چپ (سایه‌ها و سیاه) و سمت راست (های‌لایت‌ها و سفید) نزدیک می‌شویم، ارتفاع نمودار کمتر می‌شود و به صفر می‌رسد. اگر در لبه‌های انتهایی سمت چپ و راست، نمدار ارتفاع داشته باشد می‌توان به یقین گفت که عکس در بخش‌هایی بیشتر یا کمتر از حد نوردهی (آندر اکسپوز مربوط به لبه سمت چپ یا اور اکسپوز، مربوط به لبه سمت راست) شده است.

در یک عکس با توجه به عمق بیتی که دارد، مقدار روشنایی، تحت عنوان درجات خاکستری، عددگذاری می‌شود. در ‌یک عکس با عمق بیت ۸، این درجات در دامنه‌ای از ۰ تا ۲۵۵ عدد گذاری می‌شوند. اگر بخواهیم محور افقی هیستوگرام را مدرج کنیم، محور از چپ به راست، از صفر (سیاه) شروع می‌شود و تا ۲۵۵ (سفید) ادامه خواهد داشت و ۲۵۶ درجه خاکستری خواهیم داشت.

برای استفاده بهینه از نمودار هیستوگرام باید موارد زیر در نظر گرفته شود:

۱. چگونه یک نمودار هیستوگرام خوانده می‌شود (که تا حدودی در بالا به آن اشاره شد)

۲. شرایط صحنه‌ای که از آن عکاسی می‌شود؛ برای ثبت یک عکس باید از روشنایی، تیزگی و کنتراست صحنه آگاهی داشت

۳. تصویری از صحنه که می‌خواهید به آن دست یابید؛ نوردهی مناسب همیشه یک نوردهی متعادل نیست. خیلی از اوقات عکاس می‌خواهید عکسی با روشنایی کم یا آندراکسپوز بگیرد و آن را در جهت بیان خود استفاده کند.

۱. چگونه بخوانیم؟

به صورت کلی هیستوگرام میزان روشنایی تصویر را نشان می‌دهد. اگر شما از منظره‌ای یک عکس بگیرید که نمودار آن به سمت راست متمایل باشد، تصویری نسبتاً روشن و به اصطلاح High key(های‌کی) خواهید داشت. اگر نمودار با شدت بیشتری به سمت راست متمایل باشد تصویر بیش از نوردهی شده و اُوِراِکسپوز خواهد شد. در طرف مقابل اگر فرم کلی نمودار به سمت چپ متمایل باشد تصویر با روشنایی نسبتاً کم یا Low Key را شاهد هستیم. به همین ترتیب اگر نمودار بیشتر به سمت چپ متمایل شود، عکسی آندر اکسپوز خواهیم داشت. البته همیشه منحنی‌های هیستوگرام دارای فرم قله‌ای نیستند و عکس‌هایی با کنتراست بالا فرم U شکل دارد نمودار با نزدیک شدن به سمت چپ و راست ارتفاع می‌گیرد. به صورت کلی با افزایش کنتراست یک عکس یا صحنه، نیمه سمت راست منحنی به سمت لبه راست (سفید) و نیمه سیمت چپ به حاشیه سمت چپ متمایل می‌شود.

تصویری با روشنایی نسبتا کم و به اصطلاح Low Key، با توجه به این‌که بخش زیادی از تصویر در سایه قرار دارد یا از روشنایی کمی برخوردار است، نمودار هیستوگرام به سمت چپ متمایل شده است.

۲. صحنه

فرم منحنی هیستوگرام تنها تابع پارامتر‌های نوردهی دوربین مثل ایزو، سرعت شاتر و عدد دیافراگم نیست. بلکه به شرایط نوری صحنه نیز وابسته است. به طور مثال در عکاسی از یک منظره در شب، در یک نوردهی متعادل، قاعدتاً در نمودار هیستوگرام، مقادیر بیشتری در سمت چپ قرار می‌گیرند و نمودار متمایل به سمت چپ خواهد بود چرا که بخش زیادی از تصویر را آسمان شب و سایه‌ها تشکیل می‌دهند

۳. نوردهی مناسب و تصویری که می‌خواهیم به آن برسیم:

در خیلی از مطالبی که در مورد هیستوگرام نوشته شده، فرم خاصی از هیستوگرام را مناسب برای عکاسی تعریف کرده‌اند؛ مثلاً بعضی اوقات گفته می‌شود که بهترین نوردهی زمانی اتفاق می‌افتد که بیشترین ارتفاع نمودار هیستوگرام در مرکز باشد و با رفتن به کناره‌ها رفته‌رفته، ارتفاع آن کم شود و در لبه‌ها به صفر برسد. هر چند که این یک عکس با چنین هیستوگرامی روشنایی متعادلی دارد ولی برخی مواقع اصلاً یک هیستوگرام مناسب برای یک تصویر به‌حساب نیاید. چرا که خیلی از مواقع ما قصد داریم عکسی تیره یا روشنایی کم با برعکس را ثبت کنیم یا در بخش‌هایی از کارد جزئیات را در سیاهی یا سفیدی مطلق قرار دهیم؛ بنابراین هیستوگرام مناسب، نموداری است که بهترین نوردهی را از عکسی که در نظر دارید به آن برسید، نشان می‌دهد.

نمونه‌از از تصاویر با کنتراست بالا و نمودار U شکل، با توجه به کم‌بودن میدتون در تصویر و اینکه بخش‌های زیادی از عکس، در سایه یا های‌لایت قرار دارند، نمودار هیستوگرام با دو طرف متمیل شده و در وسط نمودار ارتفاع چندانی ندارد. به علاه از آن‌جایی که بخش ّای تیره در تصویر در مقایسه با قسمت‌های روشن، بیشتر است، در سمت چپ تراکم بیشتر داریم.

در قسمت‌های بعدی به توضیح در مورد هیستوگرام‌های رنگی و نحوه بروز پدیده کلیپینگ (Clipping) و خواندن آن از روی نمودار هیستوگرام می‌پردازیم. اگر سؤال یا نقطه نظری در رابطه با هیستوگرام و نحوه خواندن آن دارید، در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

معرفی لنزهای مانت Z نیکون

سرانجام پس از ماه‌ها انتظار و انتشار اخبار و شایعات فراوان، از دوربین‌های فول‌فریم بدون آیینه نیکون رونمایی شد. این دوربین‌ها از سیستم جدید نیکون با نام Z استفاده می‌کنند که شامل یک مانت مخصوص، کانورتر و همچنین لنزهای جدید با این مانت می‌باشد. این لنزها امروز و هم‌زمان با معرفی دوربین Z7 و دوربین Z6 رونمایی شدند که در ادامه به مشخصات و ویژگی‌های آن‌ها خواهیم پرداخت.

لنزهایی که امروز توسط نیکون معرفی شدند ۳ مدل بوده که با مانت جدیدی با نام Z و تحت عنوان لنزهای سری S نیکون تولید خواهند شد. لنزهای جدید دارای پوشش(Coating) نانو کریستال بوده و دارای بالاترین استاندارد کیفیتی‌ای می‌باشند که نیکون تاکنون بکار می‌برده است. این لنز‌های کاملاً در برابر نفوذ رطوبت و نیز گردو‌غبار مقاوم بوده و حتی اجزا متحرک آن‌ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. تمامی حلقه(رینگ)های کنترلی در این سری لنزها ساکت و روان‌تر بوده و تغییرات فوکوس و دیافراگم نرم‌تر صورت می‌گیرند که آن‌ها را مناسب برای فیلم‌برداری نیز می‌نماید. همچنین تنفس فوکوس(focus breathing) نیز در سری Z کاهش یافته و دارای فوکوس خودکار کم‌سروصداتری می‌باشد.

 

معرفی لنز نیکون Nikkor Z 24-70mm f/4 S

نیکون درباره این لنز می‌گوید: Nikkor Z 24-70mm f/4 S طراحی شده تا درک شما ازآنچه می‌توان با یک لنز زوم آن هم با حداکثر دیافراگم f/4 انجام داد را تغییر دهد.

حداقل فاصله فوکوس این لنز ۳۰ سانتی‌متر بوده و دارای پوشش Fluorine‌ می‌باشد.

قیمت: ۹۹۹ دلار

 

معرفی لنز نیکون Nikkor Z 35mm f/1.8 S

جدیدترین لنز ۳۵ میلی‌متری شرکت نیکون دارای گشودگی دیافراگم f/1.8‌ بوده و دارای یک سیستم فوکوس چندگانه برخوردار است که از دو موتور فوکوس خودکار بهره می‌برد! این امر سبب فوکوس دقیق، سریع و کم‌صدا می‌شود.

قیمت: ۸۵۰ دلار

 

معرفی لنز نیکون Nikkor Z 50mm f/1.8 S

این لنز ۵۰ میلی‌متری با توجه به گشودگی دیافراگم f/1.8 خود بوکه‌هایی نرم و زیبا برای شما به ارمغان می‌آورد. همچنین از یک استپ موتور جدید و قدرتمند در آن استفاده شده که فوکوس خودکار را در آن کم‌صدا و دقیق کرده است. همین مورد این لنز را هم برای فیلم‌برداری و هم عکس‌برداری مناسب می‌سازد.

قیمت: ۶۰۰ دلار

 

لنز Nikkor Z 58mm f/0.95 S NOCT

همان‌طور که پیش‌ازاین نیز گفته بودیم، نیکون قصد دارد یک سری جدید از لنز‌ها با نام Noct را معرفی نماید که مخصوص عکاسی در محیط‌های کم‌نور و تاریک می‌باشد. در مراسم رونمایی امروز هم به این لنز که در حال طراحی و تولید می‌باشد پرداخته شد. فوکوس این لنز به‌صورت دستی بوده و همان‌گونه که از نام آن پیداست دارای گشودگی دیافراگم f/0.95 می‌باشد که آن را به سریع‌ترین لنز تولید‌شده توسط نیکون تبدیل کرده است.

 

نقشه راه

از دیگر اتفاقات مهمی که در مراسم رونمایی نیکون از محصولات جدید خود رخ داد اعلام برنامه زمان‌بندی این شرکت برای رونمایی از سایر لنز‌های مانت Z خود است. پس از ۳ لنزی که امروز معرفی شدند، سال آینده نیکون ۶ لنز را معرفی خواهد کرد که یکی از آن‌ها Nikkor 58mm f/0.95 S NOCT  می‌باشد.

 

آداپتور تبدیل مانت F به Z نیکون

هرچند که نیکون مانت جدید برای دوربین‌های بدون آیینه جدید خود معرفی نموده است اما امکان استفاده از لنز‌های با مانت F روی این دوربین‌ها را نیز فراهم نموده است. همراه دوربین و لنز‌های جدید، نیکون یک آداپتور نیز معرفی کرده که با استفاده از آن می‌توانید لنز‌های مانت F خود را روی دوربین‌های Z7 و Z6 نصب کرده و از آن‌ها استفاده نمایید. قیمت این آداپتور ۲۵۰ دلار می‌باشد.

چگونه با کمترین امکانات یک لنز ماکرو بسازیم؟

اگر به گرفتن عکس‌های ماکرو علاقه‌مند هستید و می‌خواهید این زمینه از عکاسی را به طور حرفه‌ای دنبال کنید باید هزینه نسبتاً زیادی را بابت خرید تجهیزات مربوط به آن از فلاش‌های ماکرو گرفته تا لنزهای مخصوص پرداخت کنید. اما برای تجربه کردن عکاسی ماکرو نیازی به این مقدار هزینه کردن نیست و با یک لنز ساده ۵۰ میلی‌متری یا هر لنز دیگری نیز می‌توان عکس‌های خیره‌کننده‌ای را از فاصله‌ای نزدیک نسبت به سوژه به ثبت رساند. در ادامه مراحل ساخت لنز ماکرو را به صورت گام به گام بررسی خواهیم کرد.

در ابتدا لازم به ذکر است که در تمامی مراحل با احتیاط کامل با لنز برخورد شود و تا حد امکان از لمس سطوح شیشه‌ای لنز جلوگیری شود تا کیفیت تصویر ثبت شده مطلوب باشد و لنز آسیب به خصوصی نبیند.

برای ساخت یک لنز ماکروی خانگی به یک درپوش مانت لنز، یک استوانه مقوایی و مقداری چسب برق و یک لنز ترجیحاً نرمالِ پرایم نیاز خواهیم داشت. نکته کلیدی در ساخت یک لنز ماکرو، برعکس سوار کردن آن بر روی بدنه دوربین است. اگر با دست این لنز بر عکس بر روی دوربین ثابت نگه داشته شود به صورتی که دهانه ورودی لنز در عقب و در تماس با دهنه اتصال بدنه به لنز قرار گیرد، تمام تصاویر بسیار بزرگ و نزدیک از ویزور مشاهده می‌شود. حتی با قرار دادن یک تیوپ مقوایی بین لنز و بدنه دوربین می‌توان به نتایجی جالب و واضح‌تر رسید.

۱ ساخت یک اکستندر

یک استوانه مقوایی را در ابعاد ۱۰ سانتی‌متر می‌بریم. این تیوپ می‌تواند مقوای یک رول‌ آلومینیوم یا رول‌ دستمال کاغذی باشد و البته باید از استحکام و ضخامت بالایی نیز برخوردار باشد. در مرحله بعد باید داخل این استوانه را با کاغذ یا یک پارچه مشکی پوشاند تا از باز‌تاب و بخش نور در امتداد آن جلوگیری شود. سپس باید بر روی درپوش لنز یک دایره به قطر دهانه استوانه بریده شود تا مانند یک مبدل و اتصال دهنده اکستندر به دوربین عمل کند. انتهای استوانه مقوایی را با چسب برق به درپوش محکم متصل می‌کنیم.

۲ لنز را متصل کنید

لنز را برعکس توسط چسب برق به سوی دیگر استوانه متصل می‌کنیم. تنها کار باقی‌مانده این است که این مجموعه را به بدنه دوربین متصل کنید. نکته مهم در مورد لنز این است که باید بازشدگی دیافراگم را در مقدار مورد نظر ثابت نگه داشت. برای این کار در دوربین‌های کانن باید ابتدا دیافراگم را بر روی عدد مورد نظر مثلاً F16 تنظیم کرد و سپس دست را بر روی دکمه پیش نمایش عمق میدان Depth of Field Preview ثابت نگه داشته و لنز را از بدنه جدا ‌کنیم. در لنز‌های نیکون یک زبانه کوچک بر روی مانت لنز قرار گرفته است. این زبانه را تا حد ممکن به سمت پایین آورده تا دیافراگم بسته و عمق میدان زیادی را ارائه دهد و سپس آن را با چسپ نواری یا یک آدامس جویده در محل خود ثابت می‌کنیم. تا حد ممکن سعی کنید که دیافراگم را بر روی عدد‌های بالا تنظیم کنید تا به عمق میدان مناسبی در تصویر نهایی رسید.

۳ شروع به عکاسی کنید

تنظیمات دوربین بهتر است که بر روی حالت اولویت دیافراگم قرار گیرد، در این حالت دوربین عدد دیافراگم صفر را نمایش خواهد داد. برای جلوگیری از تاری تصویر و تکان‌های احتمالی توصیه می‌شود که عکس‌ها بر روی سه‌پایه ثبت شوند و شاتر را بر روی سلف تایمر قرار داد. چند عکس به صورت آزمایشی بگیرید و سوژه را جا به‌به جا کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

با توجه به اینکه تمام چسب ‌برق و استوانه مقوایی ممکن است از استحکام بالایی برخوردار نباشند و یا اینکه خیلی اصولی به نظر نمی‌رسند می‌توان از اکستندر‌ها و مبدل‌های معکوس کننده‌ای که در بازار موجود است استفاده کنید در این صورت تمام مسائل ایمنی رعایت می‌شود و لنز دچار آسیب نمی‌شود.

در این روشن چون ما در واقع از یک اکستنشن تیوب استفاده کردیم از فواصل نزدیک‌تری می‌‌توان بر روی سوژه فوکوس کرد ولی در کل می‌توان با تهیه یک ریورس رینگ با سادگی بیشتری با تکنیک معکوس‌ کردن لنز عکاسی ماکرو کرد. درباره نحوه استفاده از ریورس رینگ می‌توانید مقاله زیر را بخوانید.

با Reverse Ring وارد دنیای عکاسی ماکرو شوید

دیدگاه‌ها برای ۵ راهکار کم‌خرج برای خلق ویدیو‌های سینمایی با افزایش وزن

خیلی از دوربین‌های DSLR و بدون‌آینه جدید، قادرند تا ویدئوهایی را با وضوح فوق‌العاده بالا و با رزولوشن 4K با فریم‌ریت‌های بالا به ثبت برسانند. ولی تصاویری که این دوربین‌ها به ثبت می‌رسانند، تفاوت زیادی را نسبت به ویدیوهای سینمایی دارد. در این مطلب با اشاره به ۵ نکته ساده ولی کارآمد، توضیح داده شده که چگونه می‌توان به یک ویدئوی نزدیک به مدیوم سینمایی بدون تجهیزات گران‌قیمت رسید.

ابعاد مناسب کادر

اولین مشخصه‌ای که یک کادر سینمایی را از یک تصویر معمولی متمایز می‌کند، نسبت ابعاد تصویر است. این نسبت معولا چیزی در حدود ۲.۳۵ به ۱ می‌باشد. این در حالی است که اغلب دوربین‌های رایج، تصاویری یا نسبت ۱۶ به ۹ ارائه می‌دهند. این ابعاد در تصاویر سینمایی به علت استفاده از لنز‌های سینمایی آنامورفیک است که تصویر را کمی فشرده می‌کند و از کناره‌ها کمی کشیده به نظر می‌رسد؛ بنابراین برای رسیدن به یک فریم‌بندی سینمایی، با استفاده از یک برنامه مناسب مثل ادوب پریمیر، Adobe Premier، باید ابعاد تصاویر ویدیویی 4K را به ۲۸۴۰×۱۶۳۴ و تصاویر HD را به ۱۹۲۰×۸۱۷ تغییر داد.

انتخاب فریم‌ریت مناسب

بسیاری از دوربین‌های DSLR از قابلیت فیلم‌برداری با فریم‌ریت‌های بالا تا ۱۲۰ فریم‌ بر ثانیه برخورداری هستند؛ اما فریم‌ریت استانداردی که در سینمای امروز، با آن تصاویر نمایش داده می‌شوند، معادل ۲۴ فریم‌برثانیه می‌باشد. این بدین معنا نیست که باید با این سرعت به فیلم‌برداری پرداخت، بلکه می‌توان در مرحله ادیت فریم‌ریت را تنظیمکرد. برای این کار در ادوب پریمیر، باید به قسمت Sequence Setting رفته و از قسمت Timebase سرعت را بر روی ۲۴ فریم برثانیه تنظیم نمود. به علاوه برای طبیعی به نظر رسید حرکت و Motion Blur طبیعی باید سرعت شاتر را بر رو عددی در حدود دو برابر فریم‌ریت تنظیم نمود. به عنوان مثال اگر با فریم‌ریت ۶۰ مشغول به فیلم‌برداری هستیم، سرعت شاتر باید در حدود ۱/۱۲۰ ثانیه باشد.

شبیه‌سازی گرین و نویز فیلم

وضوح و جزییات بالای تصاویر ضبط‌شده با دوربین‌های DSLR کاملاً با فضای فیلم‌های سینمایی در تقابل است. برای حل این مشکل باید در مرحله ادیت، به صورت مصنوعی نویز یا گرین‌های ریزی را به تصویر اضافه کرد. ساده‌ترین راه اضافه کردن گرین، استفاده از پلاگ-این FilmConvertor در برنامه پریمیر است. ولی می‌توان این نویز‌ها را با هر نرم‌افزار دیگری نیز به تصویر اضافه کرد و وضوح بسیار بالا و غیر سینمایی دوبین‌های دیجیتال را کمی کاهش داد.

ایجاد بوکه و Flare

بازتاب‌های درونی لنز باعث ایجاد Flare می‌شود. Flare و بوکه‌های بیضی شکل دو عنصری هستند که در بسیاری از فیلم‌های سینمایی به چشم می‌خورد. این دو پدیده اپتیکی که جی.‌جی آبراهامز، کارگردان معروف هالیوودی، استاد به کارگیری آن است، اگر به خوبی به کار گرفته شود، تصاویر را به فریم‌هایی بسیار جذاب و فوق‌العاده تبدیل می‌کند. اگر چه بازسازی بوکه‌های بیضی شکل در مرحله پس‌تولید، غیرممکن است، با این وجود می‌توان Flare های جذابی را با نرم‌افزار‌های مثل فتوشاپ را به تصویر اضافه کرد.

کی‌لایت‌ها را نگه دارید!

این تکنیک نه در مرحله ادیت بلکه در هنگام فیلم‌برداری باید به کار گرفته شود. وارد کردن منبع نور اصلی به داخل فریم فضای کاملاً جذابی را بازسازی می‌کند. برای رسیدن به چنین تصویری باید منبع نور که می‌تواند پنجره، نور مصنوعی و هر نوردیگری باشد، مقابل سوژه و در قسمت مخالف قرار گیرد. به ثبت رساندن تصاویر کی‌لایت، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای رسیدن به نمایی سینمایی است.

اگرچه با به‌کارگیری تکنیک‌های فوق نمی‌توان به طور کامل و با کیفیتی مشابه، به تصاویر سینمایی‌ای که با لنز‌های آنامورفیک به ثبت می‌رسند، رسید، ولی می‌توان ویدئو‌هایی با افکت‌های مشابه و نزدیک به فیلم‌های سینمایی خلق کرد و از این تجربه لذت برد.

دیدگاه‌ها برای پروفوتو بی2؛ تجربه‌ای متفاوت از فلاش‌های استودیویی با افزایش وزن

فلاش بی2 یک‌سال پس از محصول موفق پروفوتو بی1، به بازار عرضه شد و همانند نمونه‌ی پیشین، از طرف TIPA جایزه‌ی بهترین سیستم فلاش حرفه‌ای سال (2015) را دریافت کرد. بدین‌ترتیب،‌ انتظار می‌رود پروفوتو بی2 نیز همانند فلاش بی1،‌ نوآوری‌های خیره‌کننده‌ای را در یک محصول گردهم آورده باشد.
به طور خلاصه می‌توان گفت: فلاش‌ پروفوتو بی2 نیز همانند هم‌خانواده‌ی پیشین خود با سیستم برق‌رسانی باتری (لیتیوم-یون) سازگار است؛ نور مدلینگ ال‌ای‌دی دارد؛ گیرنده‌ی داخلی ایر تی‌تی‌ال (نیکون، کانن، سونی،‌الیمپوس و فوجی) و گیرنده‌ی داخلی ایر (غیر تی‌تی‌ال) در داخل محصول تعبیه شده است؛ از قابلیت هم‌زمانی سریع پشتیبانی می‌کند و حالت فریز را نیز در اختیار کاربر قرار می‌دهد؛ و هم‌چنین،‌ باتری قابل تعویض این فلاش، پاسخ‌گوی 215 تخلیه‌ با حداکثر قدرت است.

پروفوتو بی2 به همراه یک هد

 

اما به منظور بررسی دقیق‌تر بی2، ‌شاید بهتر باشد تفاوت‌های آن را با پروفتو بی1 بیان کنیم. در نگاه اول اصلی‌ترین تفاوت این دو فلاش در قدرت خروجی (بی1 با قدرت 500 ژول و بی2 با قدرت 250 ژول) و هم‌چنین ساختار بدنه‌ی آن‌ها است. درواقع، بی2 با ساختار کلاسیک ژنراتور-هد در تقابل با ساختار کلاسیک دیگر، یعنی مونولایت، قرار می‌گیرد. بدین‌ترتیب، کابل برق‌رسانی که در بی1 حذف شده بود، به بی2 بازگشته است. هم‌چنین، به دلیل ساختار ژنراتوری بی2، این فلاش از هد‌های بسیار کوچکی بهره می‌برد که حمل و اتصال آن را آسان می‌کند.

پروفوتو بی2 که با استفاده از مبدل بر روی دوربین نصب شده است. این مبدل امکان تغییر زاویه‌ی 90 درحه‌ای را نیز فراهم می‌کند که برای عکاسی در دو حالت افقی و عمودی مناسب است.

تفاوت اساسی دیگر، امکان اتصال دو هد به ژنراتور بی2 است. در واقع بی1 یک مونولایت پرقدرت و بی2 یک ژنراتور با قدرت کمتر و تعداد منبع نور بیشتر است. بدین‌ترتیب، کاربر می‌تواند با توجه به نیاز خود، هر یک از این سیستم‌ها و یا تلفیقی از آن‌ها را برگزیند.
در مورد شکل‌دهنده‌های این فلاش باید گفت، پروفوتو بی2 نیز همانند دیگر فلاش‌های این شرکت، از اتصال انحصاری پروفتو بهره می‌برد. هم‌چنین، به دلیل بهره‌بری این فلاش از لامپ مدلینگ ال‌ای‌دی با حرارت کم، با شکل‌دهنده‌های سری OCF نیز سازگار است. شکل‌دهنده‌های OCF شامل گرید، اسنوت، بارن‌دور، ژل‌های رنگی، بیوتی‌دیش پارچه‌ای و انواع سافت‌باکس است که در متنی جداگانه بررسی خواهند شد.

نمونه عکس نور پردازی تلفیقی با نور روز و پروفوتو بی2 به همراه بیوتی‌دیش OCF

 

پروفتو زمان بازیابی این فلاش را مابین 0/03 و 1/35 ثانیه اعلام کرده است و در مورد عکاسی پی‌در‌پی این فلاش، ادعا کرده که فلاش بی2، از تخلیه‌ی 20 فلاش در ثانیه (با حداقل قدرت) را پشتیبانی می‌کند. این در حالی است که کاربران این فلاش‌ها به ندرت دوربینی با توانایی عکاسی پی‌درپی بیش از 7 فریم بر ثانیه دارند. این بدین معنی‌است که این فلاش در قدرت‌های بالاتر هم می‌تواند با عکاسی پی‌درپی سریع سازگار باشد. این ویژگی برای عکاسی با موضوعات متحرک مانند عکاسی کودک، عکاس مد، عکاسی ورزشی و …، قابلیتی کلیدی است.

سرعت بازیابی پروفوتو بی2، به همراه امکان هم‌زمانی سریع و پشتیبانی از قابلیت تی‌تی‌ال، تمام آن‌چه که برای عکاسی موضوع متحرک در زیر نور آفتاب نیاز دارید در اختیار شما قرار می‌دهد.

پارامتر مهم دیگر در عکاسی حرفه‌ای، مدت زمان تخلیه‌ی فلاش است. این زمان علاوه بر نوع فلاش، به قدرت تخلیه‌ی آن نیز بستگی دارد. به طور کلی، با کاهش قدرت، زمان تخلیه‌ی فلاش نیز کاهش می‌یابد. مدت زمان تخلیه‌ی پروفوتوبی1 مابین 1/1000 تا 1/9300 ثانیه است. البته، پروفوتو با تعبیه‌ی قابلیت ”فریز” در فلاش بی2، این سرعت را به حداکثر 1/15000 ثانیه ارتقاء داده است و کاربر می‌تواند در صورت نیاز از این قابلیت بهره ببرد. همان‌طور که می‌‌دانید، حداکثر سرعت تخلیه‌ی فلاش برای ثابت کردن موضوعات متحرک که به سرعت حرکت می‌کنند (مانند عکاسی از مایعات) بسیار حائز اهمیت است.
نکته‌ی اساسی آخر در مورد این فلاش، قابلیت‌های پرطرفدار تی‌تی‌ال و هم‌زمانی سریع است. لازم به ذکر است که این قابلیت‌ها تنها با استفاده از تریگرهای تی‌تی‌ال این سازنده در اختیار کاربر قرار می‌گیرند. کاربر می‌تواند با استفاده از قابلیت تی‌تی‌ال، از نورسنجی و فلاش‌متری خودکار دوربین بهره ببرد و نسبت میان نور محیط و نور فلاش را کنترل کند. هم‌چنین با استفاده از قابلیت هم‌زمانی سریع، می‌توان به سرعت هم‌زمانی تا سرعت 1/8000 ثانیه دست یافت. بدین‌ترتیب، عکاس می‌تواند در زیر نور آفتاب نیز هم‌زمان از فلاش و دیافراگم باز بهره ببرد.

در ادامه می‌توانید برخی از نمونه تصاویری که با فلاش پروفوتو بی2 نورپردازی شده‌اند را مشاهده نمایید:

 

 

معرفی دوربین‌های Z6 و Z7، اولین دوربین‌های فول‌فریم بدون آینه نیکون

بعد از ماه‌ها شایعه و گمانه‌زنی، نیکون بالاخره لحظاتی پیش رسماً از دوربین‌های فول‌فریم بدون آینه خود تحت عنوان سری Z رونمایی کرد. برای شروع نیکون دو دوربین با نام‌های Z6 ، Z7 و سه لنز به همراه یک مبدل آداپتور را در کنفرانس رسمی خود معرفی کرد. در ادامه به بررسی کلی دوربین های سری Z نیکون می پردازیم.

Nikon Z7: یک پرچم‌دار جدید با رزولوشن High-Res

Z7 را می‌توان پرچم‌دار دوربین‌‌های بدون‌آینه نیکون به حساب آورد چرا که از سنسور با رزولوشن بالا و سیستم‌ فوکوس فوق پیشرفته برخوردار است. این دوربین به یک سنسور ۴۵.۷ مگاپیکسلی فول‌فریم با تکنولوژی BSI و پردازنده EXPEED 6 مجهز است. همکاری سنسور ۴۵.۷ مگاپیکسلی و پردازنده EXPEED 6، قابلیت افزایش ایزو از ۶۴ تا ۲۵۶۰۰ و عکس‌برداری پی‌در‌پی تا ۹ فریم بر ثانیه را در پی داشته است.

از طرف دیگر Z7 دارای یک سیستم فوکوس پیشرفته است که با به کارگیری ۴۹۳ نقطه فوکوس تقریباً ۹۰ درصد کادر را می‌توان پوشش داد.

Nikon Z6: یک دوربین سریع با عملکرد قوی در نور کم

Z6 را می‌توان برادر کوچک‌تر Z7 به حساب بیاوریم. به گفته مسئولین نیکون این دوربین از عملکرد فوق‌العاده‌ای دو نور کم برخوردار است و با برخورداری از یک سنسور ۲۴.۵ مگاپیکسلی فول‌فریم می‌توان حساسیت ایزو را از ۱۰۰-۵۱۲۰۰ تنظیم کرد. در این دوربین نیز مانند Z7 از جدیدترین پردازنده نیکون یعنی EXPEED 6 استفاده شده است. به لطف این پردازنده با Z6 می‌توان تا ۱۲ فریم بر ثانیه عکاسی کرد. از دیگر ویژگی‌های این دوربین می‌توان به سیستم فوکوس سریع آن با ۲۷۳ نقطه فوکوس تشخیص فازی اشاره کرد.

ویژگی‌های مشترک Z6 و Z7

 

در کنار تفاوت‌های دو دوربین Z6 و Z7 این دو دوربین در مشخصات فیزیکی و طراحی بدنه اشتراک زیادی دارند. هر دو دوربین از یک بدنه با دوام و مقاوم در برابر نفوذ رطوبت و گردوغبار و یک گریپ ارگونومیک نسبتاً بزرگ برخوردار هستند. در قسمت بالایی دو دوربین یک نمایشگر نسبتاً بزرگ، دو دیال، کلید رکورد ویدیو، کلید تنظیم ایزو و دکمه اصلاح نوردهی در کنار دکمه شاتر تعبیه شده طراحی شده است.

منظره یاب الکترونیکی این دو دوربین نیز رزولوشنی معادل ۳.۹۶ میلیون نقطه دارد و تصویری واضح با پوشش ۱۰۰ درصدی کادر و بزرگنمایی 0.8x ارائه می‌دهد. روی منظره‌یاب یک لایه مخصوص فلورین پوشیده شده تا از کثیف شدن آن جلوگیری شود. از طرف دیگر هنگام مشاهده کادر تصویر از طریق منظره‌یاب می‌توان با زدن کلید i تنظیمات مختلف مثل ایزو، محدوده فوکوس و … را کنترل کرد.

پایین منظره‌‌یاب یک نمایشگر لمسی LCD با رزولوشن ۲.۱ میلیون نقطه قرار گرفته که قابلیت چرخش در راستای عمودی را دارد.

در هر دو دوربین از سیستم فوکوس هیبریدی استفاده شده که به کارگیری بک الگوریتم به‌خصوص به صورت خودکار از متود‌های فوکوس تشخیص فازی و فوکوس تشخیص کنتراست استفاده می‌کند.

این برای اولین بار است که نیکون در دوربین‌های خود از لرزشگیر داخلی ۵ محوره استفاده می‌کند. این سیستم اثرات لرزش دست هنگام فیلم‌برداری را تا ۵ استاپ کاهش می‌دهد و با لنز‌های مانت F به همراه مبدل نیز سازگار است.

در بخش فیلم‌برداری، هر دو دوربین قادرند تا با رزولوشن 4K UHD و با عمق ۱۰ بیت تصاویر را رکورد کنند. از دیگر قابلیت‌های فیلم‌برداری دوربین‌های Z6 و Z7 می‌توان به فیلم‌برداری اسلوموشن ۱۲۰ فریم بر ثانیه 1080p، فوکوس پیکینگ، کاهش لررش الکترونیکی و دی‌لایتیگ اشاره کرد.

نیکون همچنین مشغول یک باتری‌پک با نام MB-N10 برای دوربین‌های Z6 و Z7 است که مدت‌زمان فیلم‌برداری و عکاسی را تا ۱.۸ برابر افزایش می‌دهد.

هر دو دوربین Z6 و Z7 با اکسسوری‌های مختلف نیکون مثل باتری‌های سری EL15 فرستنده‌های وایرلس WT-7/A/B/C و فلاش‌های نیکون سازگار است.

دوربین Z7 به گفته مسئولین نیکون در سپتامبر ۲۰۱۸ با قیمت حدودی ۳۵۰۰ دلار روانه بازار می‌شود. Z6 نیکون نیز در نوامبر امسال با قیمت حدودی ۲۰۰۰ دلار عرضه خواهد شد. در مطالب بعدی دو دوربین Z6 و Z7 نیکون را زیر ذره‌بین قرار خواهیم داد و مشخصات فنی آن‌ها را بررسی خواهیم کرد.

در ادامه شما را به تماشای ویدئو این دوربین‌های دعوت می‌کنیم: