دیدگاه‌ها برای چگونه از رفلکتور و دیفیوزر برای بهبود کیفیت عکس‌ها استفاده کنیم؟ با پدرام صفایی فر

در عکاسی، هیچ‌چیزی مهم‌تر از نور نیست. تمام پارامترهای عکاسی به نوعی به نور مرتبط می‌شوند؛ بنابراین تقریباً می‌توان گفت که اگر درک و کنترل مناسبی بر نور محیط داشته باشیم، می‌توانیم به نتیجه‌ای مطلوب و خیره‌کننده دست یابیم. یکی از ابزار‌هایی که برای کنترل و بهبود نتیجه نورپردازی به آن نیاز داریم، رفلکتور است. رفلکتور‌ها هم در داخل و هم در خارج استودیو، برای نورپردازی ابزاری کاملاً مناسب و در عمده موارد به نوعی ضروری خواهند بود. رفلکتور‌ها می‌توانند به‌عنوان بازتاب‌دهنده و پخش‌کننده نور و یا دیفیوزر به کار گرفته شوند. در ادامه با بیانی ساده به انواع مختلف رفلکتورها و کاربرد‌های آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انتخاب‌ بهترین و مناسب‌ترین رفلکتور

رفلکتورها در انواع، رنگ و ابعاد مختلف تحت برندهای متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. انتخاب بهترین و کارآمدترین گزینه، موضوعی است که هنگام انتخاب رفلکتور باید به آن توجه زیادی داشت.

سایز رفلکتور:

اگر می‌خواهید عکاسی را از سبک پرتره شروع کنید و یا دنبال رفلکتوری پرتابل و قابل‌حمل هستید، رفلکتور‌های کوچک انتخاب‌ بسیار مناسبی به نظر می‌رسند. باید به این نکته توجه داشت که هر چه ابعاد رفلکتور یا دیفیوزر بزرگ‌تر شود، نور تابیده شده بر روی سوژه نرم‌تر شده و شاهد سایه‌های محوتری خواهیم بود. کارآمدترین سایز رفلکتور که هم پاسخگوی نیازهای آتلیه‌ای باشد و هم برای عکاسی در محیط‌های خارجی به کار آید، حدود ۴۰ اینچ یا ۱ متر است؛ چرا که معمولاً قابلیت جمع شدن دارند و حمل و نقل آن‌ها نیز آسان است.

رنگ رفلکتور:

نقره‌ای: رنگ نقره‌ای رفلکتور نواحی روشن یا به اصطلاح های‌لایت‌ها را تقویت می‌کند و کنتراست تصویر را افزایش می‌دهد. رفلکتورهای نقره‌ای برای نورپردازی‌های ویدیویی و عکاسی سیاه‌و‌سفید، بسیار مناسب هستند.

طلایی: رفلکتور‌های طلایی یک نور پر‌کننده گرم طلایی به تصویر می‌بخشند و استفاده از آن‌ها در عکاسی پرتره، به خصوص در استودیو یا زیر نور غروب، می‌تواند نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای را به همراه داشته باشد.

سفید: رفلکتور‌های سفید تأثیری در حرارت رنگ نور نمی‌گذارند و رنگ‌ها بدون تغییر به ثبت می‌رسند. به همین دلیل در عکاسی صنعتی که ثبت دقیق جزییات سوژه امری بسیار مهم است، استفاده از رفلکتور‌های سفیدرنگ می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

مشکی: از رنگ مشکی رفلکتور به عنوان پرچم یا فلگ استفاده می‌شود. رنگ مشکی بیشترین جذب نور را دارد، به همین دلیل اگر می خواهیم از تاباندن نور به قسمتی از سوژه جلوگیری شود، می‌توانیم از سطح مشکی رفلکتور استفاده کرده و آن را بین منبع نور و سوژه قرار دهیم.

نیمه شفاف: اکثر رفلکتور‌ها، با جدا کردن لایه خارجی‌شان، تبدیل به دیفیوزر می‌شوند. دیفیوزر‌ها معمولاً سفید و نیمه شفاف هستند و بین منبع نور و سوژه قرار می‌گیرند و با پخش کردن نور، باعث نرم‌تر شدن سایه و کاهش کنتراست می‌شوند.

Backlight یا نور پشت:

بک لایت به خصوص هنگام استفاده از نور‌های طبیعی، زیبایی بسیار دراماتیک و جذابی را به سوژه می‌بخشد. استفاده از بک لایت، یک حاشیه نازکی از نور یا همان ریم‌لایت کناره‌های سوژه را روشن می‌کند. برای خلق تصویری با ریم‌لایت، باید سوژه را پشت به منبع نور که همان خورشید است قرار داد به گونه‌ای که نور خورشید از پشت به آن بتابد و رفلکتور را در مقابل سوژه و با زاویه‌ای که بازتاب نور خورشید مستقیماً به آن بتابد، قرار دهیم. در این صورت تمام قسمت‌های سوژه به طور کامل روشن می‌شود و اگر به دنبال سایه‌هایی محو، در قسمت‌هایی از سوژه هستیم می‌توان رفلکتور را کمی به کناره برد.

روشن کردن سایه‌های بسیار تیره:

در بعضی از مواقع به دلیل وجود اشیای تیره در صحنه و با به علت شرایط نور‌پردازی، قسمت‌هایی از سوژه به شدت تیره می‌شوند و اگر از آن‌‌ها عکسی‌ بگیریم، خیلی جذاب به نظر نخواهند رسید. برای حل این مشکل می‌توان رفلکتور را مستقیماً مقابل سایه قرار داد و تا حدی آن را روشن نمود.

قرار دادن رفلکتور، در حالت‌های مختلف نتیجه‌های متفاوتی را می‌تواند در پی داشته باشد و باید با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مختلف به صورت تجربی به نورپردازی دلخواه خود رسید. قواعد و فرمول‌های بسیاری به عنوان راهنمای استفاده از رفلکتور‌ها تا به حال نوشته شده ولی واقعیت این است که باید خود فرد دست‌به‌کار شود و با امتحان کردن حالات ممکن به نتیجه‌ای ایده‌ال و سبک شخصی خود برسد.

دیدگاه‌ها برای چگونه از رفلکتور و دیفیوزر برای بهبود کیفیت عکس‌ها استفاده کنیم؟ با Filled

در عکاسی، هیچ‌چیزی مهم‌تر از نور نیست. تمام پارامترهای عکاسی به نوعی به نور مرتبط می‌شوند؛ بنابراین تقریباً می‌توان گفت که اگر درک و کنترل مناسبی بر نور محیط داشته باشیم، می‌توانیم به نتیجه‌ای مطلوب و خیره‌کننده دست یابیم. یکی از ابزار‌هایی که برای کنترل و بهبود نتیجه نورپردازی به آن نیاز داریم، رفلکتور است. رفلکتور‌ها هم در داخل و هم در خارج استودیو، برای نورپردازی ابزاری کاملاً مناسب و در عمده موارد به نوعی ضروری خواهند بود. رفلکتور‌ها می‌توانند به‌عنوان بازتاب‌دهنده و پخش‌کننده نور و یا دیفیوزر به کار گرفته شوند. در ادامه با بیانی ساده به انواع مختلف رفلکتورها و کاربرد‌های آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انتخاب‌ بهترین و مناسب‌ترین رفلکتور

رفلکتورها در انواع، رنگ و ابعاد مختلف تحت برندهای متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. انتخاب بهترین و کارآمدترین گزینه، موضوعی است که هنگام انتخاب رفلکتور باید به آن توجه زیادی داشت.

سایز رفلکتور:

اگر می‌خواهید عکاسی را از سبک پرتره شروع کنید و یا دنبال رفلکتوری پرتابل و قابل‌حمل هستید، رفلکتور‌های کوچک انتخاب‌ بسیار مناسبی به نظر می‌رسند. باید به این نکته توجه داشت که هر چه ابعاد رفلکتور یا دیفیوزر بزرگ‌تر شود، نور تابیده شده بر روی سوژه نرم‌تر شده و شاهد سایه‌های محوتری خواهیم بود. کارآمدترین سایز رفلکتور که هم پاسخگوی نیازهای آتلیه‌ای باشد و هم برای عکاسی در محیط‌های خارجی به کار آید، حدود ۴۰ اینچ یا ۱ متر است؛ چرا که معمولاً قابلیت جمع شدن دارند و حمل و نقل آن‌ها نیز آسان است.

رنگ رفلکتور:

نقره‌ای: رنگ نقره‌ای رفلکتور نواحی روشن یا به اصطلاح های‌لایت‌ها را تقویت می‌کند و کنتراست تصویر را افزایش می‌دهد. رفلکتورهای نقره‌ای برای نورپردازی‌های ویدیویی و عکاسی سیاه‌و‌سفید، بسیار مناسب هستند.

طلایی: رفلکتور‌های طلایی یک نور پر‌کننده گرم طلایی به تصویر می‌بخشند و استفاده از آن‌ها در عکاسی پرتره، به خصوص در استودیو یا زیر نور غروب، می‌تواند نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای را به همراه داشته باشد.

سفید: رفلکتور‌های سفید تأثیری در حرارت رنگ نور نمی‌گذارند و رنگ‌ها بدون تغییر به ثبت می‌رسند. به همین دلیل در عکاسی صنعتی که ثبت دقیق جزییات سوژه امری بسیار مهم است، استفاده از رفلکتور‌های سفیدرنگ می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

مشکی: از رنگ مشکی رفلکتور به عنوان پرچم یا فلگ استفاده می‌شود. رنگ مشکی بیشترین جذب نور را دارد، به همین دلیل اگر می خواهیم از تاباندن نور به قسمتی از سوژه جلوگیری شود، می‌توانیم از سطح مشکی رفلکتور استفاده کرده و آن را بین منبع نور و سوژه قرار دهیم.

نیمه شفاف: اکثر رفلکتور‌ها، با جدا کردن لایه خارجی‌شان، تبدیل به دیفیوزر می‌شوند. دیفیوزر‌ها معمولاً سفید و نیمه شفاف هستند و بین منبع نور و سوژه قرار می‌گیرند و با پخش کردن نور، باعث نرم‌تر شدن سایه و کاهش کنتراست می‌شوند.

Backlight یا نور پشت:

بک لایت به خصوص هنگام استفاده از نور‌های طبیعی، زیبایی بسیار دراماتیک و جذابی را به سوژه می‌بخشد. استفاده از بک لایت، یک حاشیه نازکی از نور یا همان ریم‌لایت کناره‌های سوژه را روشن می‌کند. برای خلق تصویری با ریم‌لایت، باید سوژه را پشت به منبع نور که همان خورشید است قرار داد به گونه‌ای که نور خورشید از پشت به آن بتابد و رفلکتور را در مقابل سوژه و با زاویه‌ای که بازتاب نور خورشید مستقیماً به آن بتابد، قرار دهیم. در این صورت تمام قسمت‌های سوژه به طور کامل روشن می‌شود و اگر به دنبال سایه‌هایی محو، در قسمت‌هایی از سوژه هستیم می‌توان رفلکتور را کمی به کناره برد.

روشن کردن سایه‌های بسیار تیره:

در بعضی از مواقع به دلیل وجود اشیای تیره در صحنه و با به علت شرایط نور‌پردازی، قسمت‌هایی از سوژه به شدت تیره می‌شوند و اگر از آن‌‌ها عکسی‌ بگیریم، خیلی جذاب به نظر نخواهند رسید. برای حل این مشکل می‌توان رفلکتور را مستقیماً مقابل سایه قرار داد و تا حدی آن را روشن نمود.

قرار دادن رفلکتور، در حالت‌های مختلف نتیجه‌های متفاوتی را می‌تواند در پی داشته باشد و باید با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مختلف به صورت تجربی به نورپردازی دلخواه خود رسید. قواعد و فرمول‌های بسیاری به عنوان راهنمای استفاده از رفلکتور‌ها تا به حال نوشته شده ولی واقعیت این است که باید خود فرد دست‌به‌کار شود و با امتحان کردن حالات ممکن به نتیجه‌ای ایده‌ال و سبک شخصی خود برسد.

دیدگاه‌ها برای 10 توصیه برای عکاسی از مناظر برفی با عماد

امسال بارش برف در کشورمان تقریباً زود شروع شد و امیدواریم با وارد شدن به فصل زمستان، بارش برف بیشتری را هم شاهد باشیم. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که در روزهای برفی در کنار پیاده‌روی و برف‌بازی از عکاسی نیز لذت می‌برید، در ادامه توصیه‌های مخصوصی برای شما داریم.

  1. با فرمت RAW عکاسی کنید

این مورد تقریباً برای تمامی انواع عکاسی صادق است. وقتی با فرمت RAW عکاسی می‌کنید خیلی راحت‌تر و باکیفیت به‌مراتب بالاتری می‌توانید عکس‌ها را ادیت کنید. این مورد به‌خصوص برای منظره‌ی برفی از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا رنگ غالب سفید در مناظر برفی می‌تواند نورسنجی و تراز سفیدی دوربین را دچار خطا کند. بنابراین بهتر است با فرمت RAW عکاسی کنید تا بتوانید این موارد را بعداً به‌راحتی در کامپیوتر اصلاح کنید.

  1. از پوشش مناسب استفاده کنید

در روزهای سرد زمستانی پوشش مناسب بسیار مهم است. به‌خصوص اگر برای عکاسی به کوهستان، جنگل یا سایر مناطق دور از شهر می‌روید. سعی کنید دستکشی را انتخاب کنید که درحالی‌که آن را به دست دارید بتوانید تنظیمات دوربینتان را تغییر دهید. همراه نداشتن دستکش و کلاه مناسب می‌تواند موجب کاهش دمای بدن شود و سلامت شما را به خطر بیندازد. اگر لباس مناسب پوشیده باشید و سردتان نباشد تمرکز فکری بیشتری هم دارید و می‌توانید مدت بیشتری را هم به عکاسی بپردازید.

  1. از سرعت شاتر بالا استفاده کنید

نگاه کردن به منظره‌ی برفی، معمولاً در بیننده حس آرامش را ایجاد می‌کند. در زمان بارش برف اگر بخواهید همین حس را به مخاطبان عکس خود منتقل کنید بهتر است از سرعت‌های بالا استفاده کنید. به‌طور مثال 1/250 می‌تواند سرعت مناسبی باشد. هدف این است که دانه‌های برف شارپ و دایره‌ای دیده شوند. این سرعت را آزمایش کنید و در صورت نیاز به سراغ سرعت‌های بیشتر بروید.

البته این انتخاب شماست. می‌توانید از سرعت‌های کم نیز استفاده کنید. ولی با این کار دانه‌های برف به شکل خط‌هایی سفید در عکس دیده می‌شوند. به‌این‌ترتیب حس آرامش و سکون با حس حرکت و سرعت جایگزین خواهد شد.

  1. در روز ابری عکاسی کنید

البته منظورمان این نیست که در یک روز آفتابی نمی‌توان از منظره‌ای برفی عکس خوبی گرفت. ولی در روزهای ابری نور یکدست‌تر با سایه‌ها و های‌لایت‌های نرم در اختیار خواهید داشت. درصورتی‌که در یک روز آفتابی های‌لایت‌های تند کار شما را سخت خواهند کرد.

  1. بیشتر از حالت معمول نوردهی کنید

شاید این مورد به نظر کار اشتباهی برسد، ولی واقعیت این است که نورسنج دوربین شما وقتی با محیطی روبرو می‌شود که تقریباً تماماً سفید است گیج خواهد شد. به همین دلیل نمی‌توانید به نورسنج دوربینتان خیلی اعتماد کنید، بهتر است بین یک تا دو استاپ نوردهی را بیشتر کنید. این کار برای ثبت رنگ سفید برف ضروری است، در غیر این صورت برف در عکستان به رنگ خاکستری دیده خواهد شد.

می‌توانید نتیجه‌ی نوردهی روی صفر و حدود 1.5 استاپ در جهت مثبت را در عکس‌های زیر مشاهده کنید:

  1. منظره‌ی برفی برای عکاسی سیاه‌وسفید ایده‌آل است

هنگام بارش برف، به‌خصوص در کوهستان‌ها و جنگل‌ها رنگ تأثیر بسیار کمی دارد و عملاً رنگ زیادی قابل‌مشاهده نیست. به همین دلیل عکاسی در حالت سیاه‌وسفید نیز می‌تواند بسیار جذاب باشد.

  1. رنگ قرمز دوست شماست!

در پس‌زمینه‌ی سفید و سرد محیط برفی، قرار دادن کمی رنگ گرم، به‌خصوص رنگ قرمز می‌تواند تضاد جالبی را ایجاد کند و جذابیت عکس شما را بیشتر کند. به همین دلیل اگر در محیطی که قصد عکس دارید سوژه‌ مناسب قرمز رنگی در دسترس است سعی کنید جایی هم برای آن در کادر تصویرتان باز کنید.

  1. صبح زود بیدار شوید

وقتی طی شب برف باریده سعی کنید صبح زود بیدار شوید و بیرون بروید. این کار چند مزیت دارد: اول اینکه افراد کمتری در محیط وجود دارند و راحت‌تر می‌توانید عکاسی کنید، به‌خصوص اینکه ردپاهای کمتری هم در برف دیده می‌شوند. مسئله‌ی دیگر این است که در صورت صاف شدن هوا با بالا آمدن خورشید بخشی از برف‌ها آب می‌شوند و آن منظره‌ی تمیز و سفید اول صبح از بین می‌رود.

به‌خصوص به مناظر اطراف با دقت زیادی نگاه کنید. بعضی‌اوقات ممکن است خودتان یک منظره‌ی برفی زیبا را با راه رفتن در آن خراب کنید. پس حواستان به‌جای پاهای خودتان هم باشد، اگر منظره‌ی زیبایی را دیدید اول مطمئن شوید که عکس موردنظرتان را ثبت کرده‌اید و بعد به راهتان ادامه دهید.

  1. به سراغ جزئیات بروید

اگر لنز ماکرو دارید می‌توانید از دانه‌های برف عکس بگیرید. هر دانه‌ی برف دارای ظاهر متفاوتی است و وقتی بر روی آن‌ها زوم کنید با اشکال بسیار جالبی مواجه خواهید شد. اگر لنز ماکرو ندارید می‌توانید از دوربین‌های کامپکت یا حتی گوشی هوشمند نیز استفاده کنید. دوربین‌های کامپکت معمولاً حالت ماکرو هم دارند که اجازه می‌دهد بر روی فاصله‌‌ای در حد یک سانتیمتر نیز فوکوس کنید و تصاویر جالبی را از دانه‌های برف ثبت کنید. گوشی‌های هوشمند نیز در این زمینه عملکرد قابل قبولی دارند، به‌خصوص اینکه می‌توانید با هزینه‌ی کمی برایشان لنز ماکرو نیز تهیه کنید.

  1. شبانه عکاسی کنید

ممکن است مجبور شوید کمی ایزوی دوربین را افزایش دهید، ولی به دلیل انعکاس نور محیط بر روی برف، روشنایی مناسبی را در اختیار خواهید داشت. به‌خصوص تضاد آسمان سیاه با زمین سفیدپوش می‌تواند بسیار جذاب باشد.

درنهایت سعی کنید از گردش در روز برفی لذت ببرید. حتی اگر عکسی هم نگرفتید، پیاده‌روی در روز برفی در طبیعت می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد. پس، از پیاده‌روی در کوهستان‌ها یا جنگل‌های برفی لذت ببرید. در ضمن به‌عنوان یک نکته‌ی اضافی این مورد را در نظر داشته باشید که به دلیل پس‌زمینه‌ی سفید، چسباندن عکس‌های برفی به یکدیگر بسیار راحت است و می‌توانید با ترکیب آن‌ها به نتایج جالبی دست پیدا کنید.

محبوب‌ترین‌ دوربین‌ها و لنزهای سال ۲۰۱۶ کدام هستند؟

محبوب‌ترین دوربین‌ها در سال ۲۰۱۶ کدام‌اند؟ عکاسان حرفه‌ای در این سال از چه دوربین‌هایی بیشتر استفاده کرده‌اند؟ کدام لنز‌ها بیش از همه مورد استفاده قرار گرفته؟ و یا اینکه عکاسان دوربین خود را بر معمولاً بر روی چه تنظیماتی قرار داده‌اند و با چه فاصله کانونی از لنز، تصویر مورد نظر خود را خلق کرده‌اند؟

تحلیل‌گران سایت explorecams با بررسی متادیتا و فایل EXIF بیش از ۱۵ میلیون و ۲۰۰ هزار عکس‌ مختلف که در سال ۲۰۱۶ در سایت‌های معتبری همچون Flickr، 500px و Pixabay به اشتراک گذاشته شده، به نتایج جالبی دست یافته‌اند. آنالیزورهای این سایت با تحلیل این داده‌ها محبوب‌ترین دوربین‌ها و ابزار‌های جانبی‌ آن در میان عکاسان را مشخص کرده‌اند. نتایجی که در ادامه به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت، برای کسانی که به‌ دنبال خرید دوربین می‌باشند و در میان انتخاب‌های متفاوت بازار سردرگم هستند می‌تواند بسیار مفید باشد.

۵ برند محبوب

در میان کمپانی‌های متعددی که به تولید دوربین‌های عکاسی مشغول هستند، بیشترین عکس‌های به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های اجماعی مربوط به کانن است. در جایگاه دوم رقیب سنتی این کمپانی یعنی نیکون قرار گرفته است. با کمی اختلاف نسبت به این دو کمپانی سونی مقام سوم را به خود اختصاص داده و جالب اینجاست که Apple چهارمین دوربین پرکاربرد در میان عکاسان است که خود زنگ خطری برای تولید‌کنندگان دوربین‌های DSLR به حساب می‌آید. در مقام پنجم نیز Fujifilm قرار گرفته است و سایر برند‌ها نیز پایین‌تر از این ۵ کمپانی قرار می‌گیرند.

پرکاربرد‌ترین دوربین‌ها

با وجود معرفی دوربین Canon 5D symbol IV، این دوربین هنوز نتوانسته است در این لیست جای بگیرد چرا که هنوز چند ماهی است که از معرفی این دوربین توانمند می‌گذرد. با این حال نسخه قبلی این دوربین یا همان 5D Mark III طبق تحلیل‌های سایت explorecams پرکاربردترین دوربین در میان عکاسان به شمار می‌رود و خیلی از عکس‌هایی که در شبکه‌های حرفه‌ای عکاسی به اشتراک گذاشته شده است، با این دوربین ثبت شده‌اند. رتبه دوم و سوم نیز در قبضه کانن است و به ترتیب دوربین‌های Canon 6D و 5D Mark II در این رتبه قرار دارند. البته دوربین 5D Mark II که بیش از ۸ سال از معرفی آن می‌گذرد امروزه کمی از تکنولوژی روز جا مانده است و نمی‌توان آن را در میان پیشرفته‌ترین دوربین‌های حال حاضر بشمار آورد، با این حال این دوربین همچنان مورد استفاده بسیاری از عکاسان قرار می‌گیرد. در رتبه‌های بعدی نیز دوربین‌های Nikon D7100 و canon 70D قرار گرفته‌اند.

 

محبوب‌ترین دوربین‌ها و لنز‌های Canon
محبوب‌ترین دوربین‌ها و لنز‌های نیکون

لنز‌های پرکاربرد

پرکاربردترین لنز در میان لنز‌های متعددی که تا به حال روانه بازار شده است لنز Canon EF 24-105 F4L IS است. لنز بعدی، Nikkor DX 18-105 F3.5-5.6G ED است. در رتبه بعدی لنز زوم Nikkor DX 18-55 F3.5-5.6G ED قرار دارد. در رتبه‌های بعدی لنزهای Canon 24-70 F2.8L II USM و Canon 70-200 F2.8L II USM قرار گرفته است. از دیگر لنز‌های محبوب این پژوهش می‌توان به Canon EF-S 18-55 F2.5-5.6 IS II و لنز زوم Nikkor 24-70 F/2.8G ED اشاره کرد.

 

محبوب‌ترین لنز‌هایی که کابران 5D Mark III از آن‌ها استفاده کرده‌اند.

 

محبوب‌ترین لنز‌هایی که کابران Canon 6D از آن‌ها استفاده کرده‌اند.

 

محبوب‌ترین لنز‌هایی که کابران Canon 5D Mark II از آن‌ها استفاده کرده‌اند.

 

محبوب‌ترین لنز‌هایی که کابران Nickon D7100 از آن‌ها استفاده کرده‌اند.

 

محبوب‌ترین لنز‌هایی که کابران Canon 70D از آن‌ها استفاده کرده‌اند.

رایج‌ترین تنظیمات

طبق این تحلیل، نمودار زیر نشان‌گر متداول‌ترین تنظیماتی است که عکاسان هنگام عکاسی از آن استفاده کرده‌اند.

 

در آخر باید توجه داشته باشیم که آمار فوق صرفاً محبوبیت دوربین‌ها و لنزهای مختلف را مشخص کرده است و هیچ دلیلی وجود ندارد که این محصولات از لحاظ کیفی نیز از دیگر ‌دوربین‌ها و یا لنز‌ها برتر باشند. خیلی از دوربین‌ها شاید کیفیت بیشتری داشته باشند و یا بسیاری از لنز‌ها ممکن است وضوح به نسبت بالاتری را ارائه دهند، اما دلایل متعددی از جمله قیمت، محدودیت در تولید و یا ضعف در خدمات پس از تولید، می‌تواند از دلایل اصلی قرار نداشتن آن‌ها در این رتبه‌بندی باشد.

دیدگاه‌ها برای چگونه از رفلکتور و دیفیوزر برای بهبود کیفیت عکس‌ها استفاده کنیم؟ با بابک مهدوی

در عکاسی، هیچ‌چیزی مهم‌تر از نور نیست. تمام پارامترهای عکاسی به نوعی به نور مرتبط می‌شوند؛ بنابراین تقریباً می‌توان گفت که اگر درک و کنترل مناسبی بر نور محیط داشته باشیم، می‌توانیم به نتیجه‌ای مطلوب و خیره‌کننده دست یابیم. یکی از ابزار‌هایی که برای کنترل و بهبود نتیجه نورپردازی به آن نیاز داریم، رفلکتور است. رفلکتور‌ها هم در داخل و هم در خارج استودیو، برای نورپردازی ابزاری کاملاً مناسب و در عمده موارد به نوعی ضروری خواهند بود. رفلکتور‌ها می‌توانند به‌عنوان بازتاب‌دهنده و پخش‌کننده نور و یا دیفیوزر به کار گرفته شوند. در ادامه با بیانی ساده به انواع مختلف رفلکتورها و کاربرد‌های آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انتخاب‌ بهترین و مناسب‌ترین رفلکتور

رفلکتورها در انواع، رنگ و ابعاد مختلف تحت برندهای متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. انتخاب بهترین و کارآمدترین گزینه، موضوعی است که هنگام انتخاب رفلکتور باید به آن توجه زیادی داشت.

سایز رفلکتور:

اگر می‌خواهید عکاسی را از سبک پرتره شروع کنید و یا دنبال رفلکتوری پرتابل و قابل‌حمل هستید، رفلکتور‌های کوچک انتخاب‌ بسیار مناسبی به نظر می‌رسند. باید به این نکته توجه داشت که هر چه ابعاد رفلکتور یا دیفیوزر بزرگ‌تر شود، نور تابیده شده بر روی سوژه نرم‌تر شده و شاهد سایه‌های محوتری خواهیم بود. کارآمدترین سایز رفلکتور که هم پاسخگوی نیازهای آتلیه‌ای باشد و هم برای عکاسی در محیط‌های خارجی به کار آید، حدود ۴۰ اینچ یا ۱ متر است؛ چرا که معمولاً قابلیت جمع شدن دارند و حمل و نقل آن‌ها نیز آسان است.

رنگ رفلکتور:

نقره‌ای: رنگ نقره‌ای رفلکتور نواحی روشن یا به اصطلاح های‌لایت‌ها را تقویت می‌کند و کنتراست تصویر را افزایش می‌دهد. رفلکتورهای نقره‌ای برای نورپردازی‌های ویدیویی و عکاسی سیاه‌و‌سفید، بسیار مناسب هستند.

طلایی: رفلکتور‌های طلایی یک نور پر‌کننده گرم طلایی به تصویر می‌بخشند و استفاده از آن‌ها در عکاسی پرتره، به خصوص در استودیو یا زیر نور غروب، می‌تواند نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای را به همراه داشته باشد.

سفید: رفلکتور‌های سفید تأثیری در حرارت رنگ نور نمی‌گذارند و رنگ‌ها بدون تغییر به ثبت می‌رسند. به همین دلیل در عکاسی صنعتی که ثبت دقیق جزییات سوژه امری بسیار مهم است، استفاده از رفلکتور‌های سفیدرنگ می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

مشکی: از رنگ مشکی رفلکتور به عنوان پرچم یا فلگ استفاده می‌شود. رنگ مشکی بیشترین جذب نور را دارد، به همین دلیل اگر می خواهیم از تاباندن نور به قسمتی از سوژه جلوگیری شود، می‌توانیم از سطح مشکی رفلکتور استفاده کرده و آن را بین منبع نور و سوژه قرار دهیم.

نیمه شفاف: اکثر رفلکتور‌ها، با جدا کردن لایه خارجی‌شان، تبدیل به دیفیوزر می‌شوند. دیفیوزر‌ها معمولاً سفید و نیمه شفاف هستند و بین منبع نور و سوژه قرار می‌گیرند و با پخش کردن نور، باعث نرم‌تر شدن سایه و کاهش کنتراست می‌شوند.

Backlight یا نور پشت:

بک لایت به خصوص هنگام استفاده از نور‌های طبیعی، زیبایی بسیار دراماتیک و جذابی را به سوژه می‌بخشد. استفاده از بک لایت، یک حاشیه نازکی از نور یا همان ریم‌لایت کناره‌های سوژه را روشن می‌کند. برای خلق تصویری با ریم‌لایت، باید سوژه را پشت به منبع نور که همان خورشید است قرار داد به گونه‌ای که نور خورشید از پشت به آن بتابد و رفلکتور را در مقابل سوژه و با زاویه‌ای که بازتاب نور خورشید مستقیماً به آن بتابد، قرار دهیم. در این صورت تمام قسمت‌های سوژه به طور کامل روشن می‌شود و اگر به دنبال سایه‌هایی محو، در قسمت‌هایی از سوژه هستیم می‌توان رفلکتور را کمی به کناره برد.

روشن کردن سایه‌های بسیار تیره:

در بعضی از مواقع به دلیل وجود اشیای تیره در صحنه و با به علت شرایط نور‌پردازی، قسمت‌هایی از سوژه به شدت تیره می‌شوند و اگر از آن‌‌ها عکسی‌ بگیریم، خیلی جذاب به نظر نخواهند رسید. برای حل این مشکل می‌توان رفلکتور را مستقیماً مقابل سایه قرار داد و تا حدی آن را روشن نمود.

قرار دادن رفلکتور، در حالت‌های مختلف نتیجه‌های متفاوتی را می‌تواند در پی داشته باشد و باید با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مختلف به صورت تجربی به نورپردازی دلخواه خود رسید. قواعد و فرمول‌های بسیاری به عنوان راهنمای استفاده از رفلکتور‌ها تا به حال نوشته شده ولی واقعیت این است که باید خود فرد دست‌به‌کار شود و با امتحان کردن حالات ممکن به نتیجه‌ای ایده‌ال و سبک شخصی خود برسد.

دیدگاه‌ها برای چگونه از رفلکتور و دیفیوزر برای بهبود کیفیت عکس‌ها استفاده کنیم؟ با عسکری

در عکاسی، هیچ‌چیزی مهم‌تر از نور نیست. تمام پارامترهای عکاسی به نوعی به نور مرتبط می‌شوند؛ بنابراین تقریباً می‌توان گفت که اگر درک و کنترل مناسبی بر نور محیط داشته باشیم، می‌توانیم به نتیجه‌ای مطلوب و خیره‌کننده دست یابیم. یکی از ابزار‌هایی که برای کنترل و بهبود نتیجه نورپردازی به آن نیاز داریم، رفلکتور است. رفلکتور‌ها هم در داخل و هم در خارج استودیو، برای نورپردازی ابزاری کاملاً مناسب و در عمده موارد به نوعی ضروری خواهند بود. رفلکتور‌ها می‌توانند به‌عنوان بازتاب‌دهنده و پخش‌کننده نور و یا دیفیوزر به کار گرفته شوند. در ادامه با بیانی ساده به انواع مختلف رفلکتورها و کاربرد‌های آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انتخاب‌ بهترین و مناسب‌ترین رفلکتور

رفلکتورها در انواع، رنگ و ابعاد مختلف تحت برندهای متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. انتخاب بهترین و کارآمدترین گزینه، موضوعی است که هنگام انتخاب رفلکتور باید به آن توجه زیادی داشت.

سایز رفلکتور:

اگر می‌خواهید عکاسی را از سبک پرتره شروع کنید و یا دنبال رفلکتوری پرتابل و قابل‌حمل هستید، رفلکتور‌های کوچک انتخاب‌ بسیار مناسبی به نظر می‌رسند. باید به این نکته توجه داشت که هر چه ابعاد رفلکتور یا دیفیوزر بزرگ‌تر شود، نور تابیده شده بر روی سوژه نرم‌تر شده و شاهد سایه‌های محوتری خواهیم بود. کارآمدترین سایز رفلکتور که هم پاسخگوی نیازهای آتلیه‌ای باشد و هم برای عکاسی در محیط‌های خارجی به کار آید، حدود ۴۰ اینچ یا ۱ متر است؛ چرا که معمولاً قابلیت جمع شدن دارند و حمل و نقل آن‌ها نیز آسان است.

رنگ رفلکتور:

نقره‌ای: رنگ نقره‌ای رفلکتور نواحی روشن یا به اصطلاح های‌لایت‌ها را تقویت می‌کند و کنتراست تصویر را افزایش می‌دهد. رفلکتورهای نقره‌ای برای نورپردازی‌های ویدیویی و عکاسی سیاه‌و‌سفید، بسیار مناسب هستند.

طلایی: رفلکتور‌های طلایی یک نور پر‌کننده گرم طلایی به تصویر می‌بخشند و استفاده از آن‌ها در عکاسی پرتره، به خصوص در استودیو یا زیر نور غروب، می‌تواند نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای را به همراه داشته باشد.

سفید: رفلکتور‌های سفید تأثیری در حرارت رنگ نور نمی‌گذارند و رنگ‌ها بدون تغییر به ثبت می‌رسند. به همین دلیل در عکاسی صنعتی که ثبت دقیق جزییات سوژه امری بسیار مهم است، استفاده از رفلکتور‌های سفیدرنگ می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

مشکی: از رنگ مشکی رفلکتور به عنوان پرچم یا فلگ استفاده می‌شود. رنگ مشکی بیشترین جذب نور را دارد، به همین دلیل اگر می خواهیم از تاباندن نور به قسمتی از سوژه جلوگیری شود، می‌توانیم از سطح مشکی رفلکتور استفاده کرده و آن را بین منبع نور و سوژه قرار دهیم.

نیمه شفاف: اکثر رفلکتور‌ها، با جدا کردن لایه خارجی‌شان، تبدیل به دیفیوزر می‌شوند. دیفیوزر‌ها معمولاً سفید و نیمه شفاف هستند و بین منبع نور و سوژه قرار می‌گیرند و با پخش کردن نور، باعث نرم‌تر شدن سایه و کاهش کنتراست می‌شوند.

Backlight یا نور پشت:

بک لایت به خصوص هنگام استفاده از نور‌های طبیعی، زیبایی بسیار دراماتیک و جذابی را به سوژه می‌بخشد. استفاده از بک لایت، یک حاشیه نازکی از نور یا همان ریم‌لایت کناره‌های سوژه را روشن می‌کند. برای خلق تصویری با ریم‌لایت، باید سوژه را پشت به منبع نور که همان خورشید است قرار داد به گونه‌ای که نور خورشید از پشت به آن بتابد و رفلکتور را در مقابل سوژه و با زاویه‌ای که بازتاب نور خورشید مستقیماً به آن بتابد، قرار دهیم. در این صورت تمام قسمت‌های سوژه به طور کامل روشن می‌شود و اگر به دنبال سایه‌هایی محو، در قسمت‌هایی از سوژه هستیم می‌توان رفلکتور را کمی به کناره برد.

روشن کردن سایه‌های بسیار تیره:

در بعضی از مواقع به دلیل وجود اشیای تیره در صحنه و با به علت شرایط نور‌پردازی، قسمت‌هایی از سوژه به شدت تیره می‌شوند و اگر از آن‌‌ها عکسی‌ بگیریم، خیلی جذاب به نظر نخواهند رسید. برای حل این مشکل می‌توان رفلکتور را مستقیماً مقابل سایه قرار داد و تا حدی آن را روشن نمود.

قرار دادن رفلکتور، در حالت‌های مختلف نتیجه‌های متفاوتی را می‌تواند در پی داشته باشد و باید با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مختلف به صورت تجربی به نورپردازی دلخواه خود رسید. قواعد و فرمول‌های بسیاری به عنوان راهنمای استفاده از رفلکتور‌ها تا به حال نوشته شده ولی واقعیت این است که باید خود فرد دست‌به‌کار شود و با امتحان کردن حالات ممکن به نتیجه‌ای ایده‌ال و سبک شخصی خود برسد.

دیدگاه‌ها برای چرا لایت روم؟ با پایان نامه ارشد

عکاسان نجومی به قطاری از نرم افزارها برای رسیدن به نتایج مطلوب کارشان نیاز دارند. برای ساختن عکس‌هایی از رد ستارگان نرم افزار خاص خودش، برای روی هم انداختن عکس‌هایی که به روش قلم دوش تهیه شده و یا عکس‌هایی از اعماق آسمان نرم افزاری دیگر، و برای ویرایش خروجی این نرم افزارها به فتوشاپ. حال چه لزومی دارد که عنوان جدیدی به این لیست نرم افزارها اضافه کنیم؟

اولین باری که احساس کردم نیاز به نرم افزاری برای مدیریت عکس­هایم دارم در راه بازگشت از سفری طولانی به شمال غرب ایران بود. با دوستی عکاس و دوستی آشنا به آی تی درباره چگونگی مدیریت این حجم عظیم از عکس‌های گرفته شده در خلال سفر بحث می‌کردیم. به دوستان می‌گفتم که باید نرم افزاری باشد که بتواند عکس‌ها را برچسب بزند که هر موقع احتیاج به عکسی بود بتوان با جستجوی آن برچسب عکس را برایتان حاضر کند، بدون اینکه بخواهید خودتان عکس‌ها را در پوشه‌های جداگانه ذخیره کنید. فقط تصور کنید عکس‌های یک سفر مثلاً به استان زنجان را دسته بندی کنید. عکس‌هایی که از طبیعت گرفته شده را در یک پوشه باید قرار دهید، عکس‌های نجومی را در یک پوشه، عکس‌های بناهای تاریخی را در یک پوشه دیگر و …

حال مشکلی که پیش می‌آید این است که عکس‌هایی که به طور مثال مشخصه‌های طبیعت و بنای تاریخی را با هم دارند را چه کنیم؟ آیا برای آن‌ها هم پوشه‌های جداگانه تهیه کنیم؟ عکس‌های نجومی از بناهای تاریخی زنجان را نباید در پوشه‌ای که عکس‌های نجومی از ایران را در آنجا دسته بندی کرده‌اید قرار داد؟ این حجم عکس احتیاج به چه مقدار فضای ذخیره سازی نیاز خواهد داشت؟

سازنده نرم افزار آشنای فتوشاپ، در سال 2006 این مشکلات را برای عکاسان با معرفی نرم افزار لایت روم حل کرد.

لایت روم چیست؟

لایت روم یک نرم افزار ویرایش و مدیریت عکس مبتنی بر پایگاه داده است. این عنوان «پایگاه داده» یعنی همان چیزی که شما را از دسته بندی جداگانه عکس‌ها معاف می‌کند. یعنی دسته بندی بر حسب اطلاعاتی که بر روی عکس‌ها ذخیره شده و یا شما مشخص کرده‌اید. بیش از 90 درصد ویرایش‌های فتوشاپ را در لایت روم هم می‌توان انجام داد. در محیط یکپارچه این نرم افزار می‌توانید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید، با عناوین مختلف برچسب بزنید و دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز به ایجاد کپی جدید در پوشه‌ای جداگانه داشته باشید. در همان محیط ویرایش‌های اولیه و اصلی را ایجاد کنید. خروجی JPG برای چاپ بگیرید و …

و حسن بزرگ این نرم افزار برای کاربران ویندوز نمایش بی واسطه تصاویر خام ( RAW برای دوربین‌های کنون و NEF برای دوربین‌های نیکون) در محیط نرم افزار در پوشه‌هایی است که آن‌ها را قرار داده‌اید. همان‌طور که می‌دانید، محیط ویندوز توانایی نمایش تصاویر خام را ندارد و برای دیدن آن‌ها باید از افزونه­ی (Camera Raw reader) در محیط فتوشاپ استفاده می‌کردید، و برای اینکه فایل خام مورد تغییر قرار نگیرد، باید یک خروجی JPG از آن می‌گرفتید و ویرایش‌های نهایی را بر روی آن اعمال می‌کردید. قبل از آشنائی با لایت روم، من برای اینکه بدانم فایل‌های خامی که در پوشه‌های مختلف دارم شامل چه عکس‌هایی است از هر کدام از فایل‌های خام یک خروجی JPG با اندازه کوچک در کنار آن ذخیره می‌کردم. همه­ی این مشکلات در نرم افزار لایت روم حل شده است و افزون بر آن، با استفاده از لایت روم و در محیط یکپارچه‌ی آن، دیگر احتیاجی به جابه‌جایی بین پنجره‌های مختلف از ویندوز به فتوشاپ و بلعکس نخواهید داشت. بخش زیادی از کارهایی که (بیش از 90 درصد) قبلاً با ترکیبی از ویندوز و فتوشاپ انجام می‌دادید، از قبیل وارد عکس‌ها از کارت حافظه به کامپیوتر، پوشه بندی، ویرایش و … در محیط لایت روم انجام پذیر است.

بخش‌های مختلف نرم افزار

به هنگام ورود به نرم افزار اگر با محیط آن آشنا نباشید کمی گیج کننده به نظر می‌رسد. اما کافی است که به محیط آن عادت کنید و با توانایی‌های فوق‌العاده آن خو بگیرید. در این صورت دیگر کامپیوتر خود را بدون لایت روم نخواهید گذاشت. در محیط نرم افزار نوار ابزاری شامل 7 عنوان (در آخرین نسخه نرم افزار به نام لایت روم 5) وجود دارد که به ترتیب به نام‌های: Library و Develop و Map و Book و Slide Show و Print و Web هستند.

در بخش Library اطلاعات مربوط به محل قرار گیری عکس را در سمت چپ، خود تصویر به همراه گزینه‌هایی برای چگونگی نمایش و برچسب زدن و … را در پنجره وسط، و در ستون سمت راست، گزینه‌هایی برای نمایش هیستوگرام (برای اینکه دقیقاً بدانید چه مقدار از پیکسل‌های تصویر شما در کدام نواحی قرار گرفته‌اند) ویرایش سریع، کلید واژه‌هایی که بتوانید عکس‌ها را بر اساس آن دسته بندی کنید، کلید واژه‌ای را خودتان اضافه کنید (به طور مثال، عکس‌های اعماق آسمان)، بخش متا دیتا Meta Data برای اینکه عکس‌ها را بر حسب نوع فرمت و یا اطلاعات اگزیف و … جستجو و طبقه بندی کنید.

دقت کنید که برای کسانی که حجم زیادی عکس بر روی کامپیوتر خود دارند و حال می‌خواهند از نرم افزار لایت روم استفاده کنند و یا عکسی را از طریق ویندوز وارد پوشه­های سیستم خود کرده­اند و حال می‌خواهند در محیط نرم افزار آن‌را دسته بندی کنند و ویرایش کنند نرم افزار به طور پیش فرض عکس‌های موجود در کامپیوتر شما را نمایش نمی‌دهد و برای اینکه بتواند عکس‌های شما را نمایش دهد باید از گزینه­ی ایمپورت Import استفاده کنید. یعنی هر فولدر را به همراه ساب فولدرها باید ایمپورت کنید که نرم افزار آن‌را در ستون سمت چپ نمایش دهد. اما اگر از ابتدا که می‌خواهید عکس‌ها را وارد کامپیوتر کنید از لایت روم استفاده کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و از همان ابتدا در لایت روم مسیر ذخیره سازی را می‌توانید مشخص کنید، با کلید واژه‌هایی که می‌خواهید برچسب بزنید و …

در ستون سمت چپ، در زیر پنجره‌ی نمایش در اندازه کوچک، به غیر از محل قرار گیری عکس‌ها که با نام فولدر مشخص شده گزینه‌های دیگری هم وجود دارد که به نام‌های کالکشن Collection و کاتالوگ Catalog و سرویس اشتراک گذاری Publish services نام‌گذاری شده‌اند و هر کدام هم شامل The same could be loyal in a best-data-recovery.com liberation attention – dust, contaminants, atmosphere moisture, and high temperatures can all diverge a aspect of a tough expostulate that’s being repaired. گزینه‌ای مختلفی هستند. در بخش کاتالوگ می‌توانید عکس‌هایتان را تحت عنوان یک کاتالوگ ذخیره کنید، online casino در بخش کالکشن می‌توانید عکس‌ها را در کالکشن هایی با عنوان‌های پیش فرض و یا عنوان‌های پیشنهادی خودتان دسته بندی کنید بدون اینکه نیاز داشته باشید کپی جدیدی را از عکس تهیه کنید. بخش آخر هم سرویس casino online اشتراک گذاری Publish services نام دارد که کشف ویژگی‌های آن به عهده علاقه‌مندان.

در بخش Develop تقریباً تمام ویرایش‌هایی را که در فتوشاپ و یا افزونه­ی Camera tender reader می توانستید انجام دهید قرار گرفته است. فایل‌های خام خود را در اینجا به راحتی می‌توانید ویرایش کنید. برای کسی که با نرم افزار فتوشاپ آشنائی دارد کار کردن در این محیط آسان خواهد بود. هم چنین در این بخش و در سمت چپ نرم افزار در زیر پنجره­ی نمایش عکس به صورت کوچک ستونی وجود دارد که History نام دارد و مراحل ویرایش را از آغاز تا انتها به شما نمایش می‌دهد. همچنین گزینه­ی دیگری به نام Presets وجود دارد که لیستی متنوع از انواع ویرایش‌ها را به طور casino online پیش فرض در اختیار شما می­گذارد. از ویرایش مختلف در حالت سیاه و سفید تا ویرایش مختلف به سبک دوربین‌های ویدئویی.

در بخش Map نقشه‌ای دارید از مکان‌هایی که عکاسی کرده‌اید. ویژگی جالبی است برای کسانی که اهل سفر هستند. می­توانید موقعیت مکان‌هایی را که عکاسی کرده­اید بر روی نقشه مشخص کنید و یا عکس­هایتان را در روی نقشه به نمایش بگذارید. می‌توانید بر حسب مکان عکاسی و از روی نقشه عکس­هایتان را مشخص و دسته بندی کنید. از این online casino’s ویژگی به طور مثال می‌توان برای نمایش تفاوت نمای آسمان در دو منطقه خاص جغرافیایی به علاقه‌مندان به نجوم استفاده کرد؛ و nbso یا هر از گاهی نگاهی به نقاطی که روی نقشه مشخص است بیندازید online casino canada و در یک پنجره ببینید «چه سفرها کرده‌اید».

در بخش Book می‌توانید یک کتاب با عکس­های خود طراحی کنید بدون اینکه نیاز به کمک کسی داشته باشید. فقط قبل از آن باید ناشری پیدا کرده باشید که حاضر باشد کتاب عکس شما را چاپ کند.

در بخش Slide uncover می‌توانید یک اسلاید شو از عکس­های خودتان تهیه کنید بدون اینکه بخواهید با نرم افزارهایی مثل پریمیر Premier یا پاور پوینت Power indicate سر و کله بزنید. می‌توانید بر روی اسلایدشو خودتان موزیک بگذارید، طراحی خاص خودتان را داشته باشید. خروجی پی دی اف و یا ویدئو با فرمت Mpeg4 از اسلاید شو خودتان تهیه کنید و …

در بخش Print می‌توانید برای چاپ عکس از فایل‌های خودتان ویژگی‌های خاصی را تعریف کنید. لبه­های چاپ را مشخص کنید. ویژگی­های چاپگر خودتان را برای چاپ تغییر دهید و. .

بخش Web هم برای کسانی که وب‌سایت یا وبلاگ دارند شاهکار به حساب می‌آید. می‌توانید عکس‌هایتان را در صفحه‌هایی در فرمت های اچ تی ام ال Html فلش Flash برای نمایش در وب‌سایت خود آماده کنید.

ویژگی‌های لایت روم

کسانی که این نرم افزار را برای استفاده عکاسان طرح ریزی کرده‌اند، قطعاً تمام تلاششان را کرده‌اند که ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی را در آن بگنجانند. بخش‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، ویژگی جستجوی عکس‌ها بر حسب کلیدواژه‌ها و یا جستجو بر حسب اطلاعات ضبط شده در اگزیف Exif عکس، حالت‌های پیش فرض بسیار زیاد در موقع ویرایش، قابلیت ذخیره سازی یک ویرایش که توسط شما انجام شده است در میان حالت‌های پیش فرض، ایجاد کپی مجازی از عکس و اعمال ویرایش بر روی آن، نمایش عکس‌ها در یک پنجره در کنار هم برای مقایسه، قابلیت دسته بندی عکس‌های مشابه هم که به صورت یک دسته عکس نمایش داده شود.

یک ویژگی بسیار جالب و هوشمندانه در این نرم افزار را هنگامی مشاهده خواهید کرد و کارت حافظه­ی دوربین خود را به کامپیوتر وصل کرده و قصد کپی کردن عکس‌ها بر روی حافظه­ی کامپیوتر خود را دارید. می‌توانید تنظیمات پیش فرض نرم افزار را جوری تغییر دهید که به هنگامی که کارت حافظه به کامپیوتر وصل می‌شود نرم افزار لایت روم باز شده و صفحه­ی مربوط به وارد کردن عکس­ها به کامپیوتر باز شود. طی سه مرحله­ی بسیار ساده که در زیر توضیح داده شده است این عمل انجام می‌گیرد:

  1. تعیین منبع عکس‌های ورودی (که می‌تواند از یکی از پوشه‌های موجود در کامپیوتر یا کارت حافظه­ی دوربین باشد).
  2. تعیین نوع اضافه کردن عکس‌ها که شامل کپی یا اضافه کردن به صورت نگاتیو دیجیتال و یا منتقل کردن به صورت کامل از روی کارت حافظه است.
  3. تعیین محل اضافه شدن عکس‌ها در کامپیوتر و همچنین کاتالوگی که عکس­ها در آن قرار می‌گیرد.

نکته­ی جالب توجه در این مرحله این است که اگر قبلاً بر روی کارت حافظه­ی شما عکس­هایی وجود داشته که شما آن‌ها را وارد کامپیوتر کرده باشید نرم افزار به طور خودکار تشخیص داده و با تیک زدن عکس‌های جدید به شما کمک بسیاری می‌کند که از دوباره وارد کردن و کپی کردن آن‌ها بر روی کامپیوتر خود جلوگیری کنید. آن‌هایی که با فرمت خام عکاسی می‌کنند قدر این ویژگی را به طور قطع به خوبی در می‌کنند.

دقت کنید که هر تغییری که از طریق لایت روم در محل قرارگیری عکس‌ها در کامپیوتر خود می‌دهید بلافاصله در کامپیوتر شما اعمال شده و احتیاجی به جابه‌جایی مداوم بین پنجره‌های لایت روم و ویندوز نخواهید داشت. این روند به صورت معکوس هم برقرار است. یعنی اگر تغییری در محل قرارگیری عکس‌ها در ویندوز انجام بدهید، لایت روم آن‌را شناسایی کرده و آن پوشه در لایت روم به صورت چراغ خاموش برای شما نمایش داده خواهد شد و هیچ گونه تغییری را در آن نمی‌توانید انجام دهید و با پیغام عدم توانایی نرم افزار در پیدا کردن پوشه مواجه خواهید شد. مگر اینکه مجدداً پوشه­ی تغییر مکان داده شده از طریق ویندوز را در لایت روم ایمپورت Import کنید. در انتهای این مطلب هم برای اینکه در حین کار با این ویژگی، به طور ناخواسته سبب از بین رفتن عکس­های خود نشوید توصیه‌هایی شده است.

یک ویژگی منحصر به فرد دیگر هم دیدن فضاهای ذخیره سازی دیگر به صورت آفلاین است. به طور مثال، بعد از Import هارد اکسترنال خود می‌توانید آن‌را از کامپیوتر جدا کنید، ولی همیشه محتویات آن‌را در لایت روم می‌توانید بررسی کنید و در مقابل چشمانتان باشد، البته قطعاً توانایی ویرایش یا جا بجا کردن محل ذخیره سازی را نخواهید داشت و چراغ مربوط به هارد اکسترنال خاموش خواهد بود که بدین معنی است که اتصال برقرار نیست. جالب نیست اگر بتوانید تمام محتویات چندین هارددیسک را بدون نیاز به جابه‌جایی بین پوشه‌های مختلف و پنجره‌های بی شمار ویندوز ببینید؟

 حالت‌های مختلف و بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد که قطعاً نمی‌توان در چند صفحه تمام آن‌ها را معرفی کرد. فقط 2 توصیه به کسانی که می‌خواهند از این نرم افزار استفاده کنند:

  1. ساعت‌ها فیلم آموزشی به صورت آماده در بازار یا در وب سایت شرکت ادوبی Adobe سازنده این نرم افزار، و یا در جای جای اینترنت موجود است که می‌توانید آن‌ها را دیده و تکنیک‌های بی‌شمار استفاده از لایت روم را در کم‌ترین زمان و بدون نیاز به سعی و خطاهای زیاد از آن‌ها یاد بگیرید.
  2. ابتدا در یک پوشه­ی خالی بخشی از عکس­های خود را کپی کنید و تمام مطالبی را که یاد گرفته‌اید و یا احتیاج به سعی و خطا دارد در آن تمرین کنید. مبادا در حین آموزش به اشتباه باعث از بین رفتن یا پاک شدن عکس­های ارزشمند خود شوید.

در انتها باید این نکته را گوشزد کنم که وجود لایت روم سبب بی نیازی شما از فتوشاپ نخواهد شد. چرا که به طور مثال برای تغییر سایز و حجم عکس خود و یا اعمال بعضی فیلترها، چسباندن عکس­ها به هم برای ساخت تصاویر پانوراما و بعضی ویرایش‌های خاص شما به نرم افزار مادر لایت روم یعنی فتوشاپ احتیاج خواهید داشت، ولی توانایی لایت روم در طبقه بندی عکس‌ها قابلیت بی نظیری است که شما را از سردرگمی در پوشه‌های مختلف نجات خواهد داد.

این مقاله در شماره‌ی 230 مجله نجوم چاپ شده است. بازنشر آن با اجازه نویسنده مقاله صورت می‌گیرد.

دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با الهام

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

چرا باید از مانیتور‌های اکسترنال استفاده کنیم؟

حتماً با این صحنه مواجه شدید که یک کارگردان بزرگ مثل استیون اسپیلبرگ و یا مارتین اسکورسیزی در مقابل یک مانیتور کوچک نشته‌‌اند و مشغول غر زدن بر سر بازیگران هستند. این نشان می‌دهد که مانیتور‌های اکسترنال یک ابزار بسیار مهم در فیلم‌برداری حرفه‌ای به شمار می‌رود. بسیاری از فیلم‌برداران نیز هنگام ضبط فیلم از مانیتور‌های اکسترنال جهت ترکیب‌بندی و فوکوس دقیق‌تر بر روی سوژه استفاده می‌‌کنند.

به کارگیری از مانیتور‌های اکسترنال در فیلم‌برداری، فوکوس کردن دقیق بر روی سوژه حتی در دیافراگم‌های باز را بسیار دقیق می‌کند. این مانیتورها با توجه به ابعاد بزرگ‌تری که نسبت به نمایشگر‌ و منظره‌یاب دوربین‌ها دارند، آزادی عمل و دقت بیشتری را جهت ترکیب‌بندی در اختیار فیلم‌بردار قرار می‌دهد. به علاوه این نمایشگرهای خارجی، به شرط آن که کمپانی معتبری آن‌ را تولید کرده باشد، معمولاً از دقت رنگی بسیار بالایی برخوردار هستند و می‌توان به خوبی تراز سفیدی تصویر از طریق آن تنظیم نمود.

نمایشگر‌های اکسترنال در عکاسی نیز می‌توانند بسیار کارآمد باشند. در عکاسی ماکرو که فوکوس کردن بر روی سوژه باید بسیار دقیق صورت بگیرد و ممکن است که از طریق منظره‌یاب یا نمایشگر دوربین به علت ابعاد کوچک تصویر نتوان به خوبی بر روی سوژه فوکوس کرد، نمایشگر‌هایی با ابعاد بزرگ‌تر می‌توانند این مشکل را حل کنند.

گاهی در فیلم‌برداری و یا عکاسی مجبور هستیم از زوایای خاصی تصویربرداری کنیم که امکان مشاهده مستقیم از طریق نمایشگر و یا ویزور دوربین ممکن نیست. در این مواقع استفاده از یک ویزور اکسترنال می‌تواند راه‌حلی منطقی باشد. با به کارگیری از یک صفحه نمایشگر می‌توان در موقعیتی‌ بسیار راحت‌تر کادر خود را بست و تصویر موردنظر را به ثبت رساند.

امروزه مانیتور‌های اکسترنال در فیلم‌برداری و ضبط تصاویر ویدیویی تقریباً به یک ابزار ضروری بدل گشته است و اگر قصد دارید به صورت حرفه‌ای فیلم‌برداری را دنبال کنید و یا فیلم‌های کوتاه یا تبلیغاتی را کارگردانی کنید، تهیه یک مانیتور‌ اکسترنال بسیار توصیه می‌شود. کمپانی‌های زیادی تا به حال، مانیتور‌های مختلف و با ویژگی‌های متفاوتی‌ را روانه بازار کرده‌اند. ولی باید هنگام خرید به کیفیت و خصوصیات آن‌ها توجه کرد. مانیتور‌های کمپانی‌های معتبری مثل Phottix، یا BlackMagic و SWIT در بازار از اعتبار و محبوبیت بیشتری برخوردار هستند.

به عنوان مثال نمایشگر اکسترنال Phottix Hector 7 HD برای فیلم‌برداری و حتی عکاسی ابزاری کاملاً قدرتمند و کارآمد محسوب می‌شود. صفحه‌ی نمایشگر بزرگ و کیفیت تصویر خوب این نمایشگر، به کاربر اجازه می‌دهد تا به‌سادگی و با استفاده از لنزهای با دیافراگم باز (مانند بسیاری از لنزهای سینمایی) به فوکوس دقیق دست یابد. البته بزرگی این گونه مانیتور‌ها،‌ سبب نشده تا وزن زیادی داشته باشند و کاربر می‌تواند به راحتی از آن‌ها برای فیلم‌برداری روی دست نیز استفاده کند. Phottix Hector 7 HD علاوه بر پخش زنده، امکانات عکاسی مختلفی نیز در اختیار کاربر قرار می‌دهد. برای مثال می‌توان به فعال‌سازی فوکوس خودکار، چکاندن شاتر، حالت Bulb و حالت عکاسی پی‌در‌پی اشاره کرد. هم‌چنین تعبیه‌ی دکمه‌ی حالت خواب یا Sleep بر روی این نمایشگر، به کاربر اجازه می‌دهد تا بدون خاموش کردن دستگاه، تنها صفحه‌ی نمایش آن را خاموش کند تا در مصرف باتری صرفه‌جویی شود. ‌

 

 

چگونه از رفلکتور و دیفیوزر برای بهبود کیفیت عکس‌ها استفاده کنیم؟

در عکاسی، هیچ‌چیزی مهم‌تر از نور نیست. تمام پارامترهای عکاسی به نوعی به نور مرتبط می‌شوند؛ بنابراین تقریباً می‌توان گفت که اگر درک و کنترل مناسبی بر نور محیط داشته باشیم، می‌توانیم به نتیجه‌ای مطلوب و خیره‌کننده دست یابیم. یکی از ابزار‌هایی که برای کنترل و بهبود نتیجه نورپردازی به آن نیاز داریم، رفلکتور است. رفلکتور‌ها هم در داخل و هم در خارج استودیو، برای نورپردازی ابزاری کاملاً مناسب و در عمده موارد به نوعی ضروری خواهند بود. رفلکتور‌ها می‌توانند به‌عنوان بازتاب‌دهنده و پخش‌کننده نور و یا دیفیوزر به کار گرفته شوند. در ادامه با بیانی ساده به انواع مختلف رفلکتورها و کاربرد‌های آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انتخاب‌ بهترین و مناسب‌ترین رفلکتور

رفلکتورها در انواع، رنگ و ابعاد مختلف تحت برندهای متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. انتخاب بهترین و کارآمدترین گزینه، موضوعی است که هنگام انتخاب رفلکتور باید به آن توجه زیادی داشت.

سایز رفلکتور:

اگر می‌خواهید عکاسی را از سبک پرتره شروع کنید و یا دنبال رفلکتوری پرتابل و قابل‌حمل هستید، رفلکتور‌های کوچک انتخاب‌ بسیار مناسبی به نظر می‌رسند. باید به این نکته توجه داشت که هر چه ابعاد رفلکتور یا دیفیوزر بزرگ‌تر شود، نور تابیده شده بر روی سوژه نرم‌تر شده و شاهد سایه‌های محوتری خواهیم بود. کارآمدترین سایز رفلکتور که هم پاسخگوی نیازهای آتلیه‌ای باشد و هم برای عکاسی در محیط‌های خارجی به کار آید، حدود ۴۰ اینچ یا ۱ متر است؛ چرا که معمولاً قابلیت جمع شدن دارند و حمل و نقل آن‌ها نیز آسان است.

رنگ رفلکتور:

نقره‌ای: رنگ نقره‌ای رفلکتور نواحی روشن یا به اصطلاح های‌لایت‌ها را تقویت می‌کند و کنتراست تصویر را افزایش می‌دهد. رفلکتورهای نقره‌ای برای نورپردازی‌های ویدیویی و عکاسی سیاه‌و‌سفید، بسیار مناسب هستند.

طلایی: رفلکتور‌های طلایی یک نور پر‌کننده گرم طلایی به تصویر می‌بخشند و استفاده از آن‌ها در عکاسی پرتره، به خصوص در استودیو یا زیر نور غروب، می‌تواند نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای را به همراه داشته باشد.

سفید: رفلکتور‌های سفید تأثیری در حرارت رنگ نور نمی‌گذارند و رنگ‌ها بدون تغییر به ثبت می‌رسند. به همین دلیل در عکاسی صنعتی که ثبت دقیق جزییات سوژه امری بسیار مهم است، استفاده از رفلکتور‌های سفیدرنگ می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

مشکی: از رنگ مشکی رفلکتور به عنوان پرچم یا فلگ استفاده می‌شود. رنگ مشکی بیشترین جذب نور را دارد، به همین دلیل اگر می خواهیم از تاباندن نور به قسمتی از سوژه جلوگیری شود، می‌توانیم از سطح مشکی رفلکتور استفاده کرده و آن را بین منبع نور و سوژه قرار دهیم.

نیمه شفاف: اکثر رفلکتور‌ها، با جدا کردن لایه خارجی‌شان، تبدیل به دیفیوزر می‌شوند. دیفیوزر‌ها معمولاً سفید و نیمه شفاف هستند و بین منبع نور و سوژه قرار می‌گیرند و با پخش کردن نور، باعث نرم‌تر شدن سایه و کاهش کنتراست می‌شوند.

Backlight یا نور پشت:

بک لایت به خصوص هنگام استفاده از نور‌های طبیعی، زیبایی بسیار دراماتیک و جذابی را به سوژه می‌بخشد. استفاده از بک لایت، یک حاشیه نازکی از نور یا همان ریم‌لایت کناره‌های سوژه را روشن می‌کند. برای خلق تصویری با ریم‌لایت، باید سوژه را پشت به منبع نور که همان خورشید است قرار داد به گونه‌ای که نور خورشید از پشت به آن بتابد و رفلکتور را در مقابل سوژه و با زاویه‌ای که بازتاب نور خورشید مستقیماً به آن بتابد، قرار دهیم. در این صورت تمام قسمت‌های سوژه به طور کامل روشن می‌شود و اگر به دنبال سایه‌هایی محو، در قسمت‌هایی از سوژه هستیم می‌توان رفلکتور را کمی به کناره برد.

روشن کردن سایه‌های بسیار تیره:

در بعضی از مواقع به دلیل وجود اشیای تیره در صحنه و با به علت شرایط نور‌پردازی، قسمت‌هایی از سوژه به شدت تیره می‌شوند و اگر از آن‌‌ها عکسی‌ بگیریم، خیلی جذاب به نظر نخواهند رسید. برای حل این مشکل می‌توان رفلکتور را مستقیماً مقابل سایه قرار داد و تا حدی آن را روشن نمود.

قرار دادن رفلکتور، در حالت‌های مختلف نتیجه‌های متفاوتی را می‌تواند در پی داشته باشد و باید با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مختلف به صورت تجربی به نورپردازی دلخواه خود رسید. قواعد و فرمول‌های بسیاری به عنوان راهنمای استفاده از رفلکتور‌ها تا به حال نوشته شده ولی واقعیت این است که باید خود فرد دست‌به‌کار شود و با امتحان کردن حالات ممکن به نتیجه‌ای ایده‌ال و سبک شخصی خود برسد.