دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با ن-پاپلی

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

معرفی لنز دوربین – هرآنچه در مورد لنز دوربین باید بدانید

معرفی لنز دوربین

ساختار شگقت انگیز نوری دوربین شما لنز ان است که بسیاری از ما گاهی اوقات به آن بی توجه هستیم. ما شیشه لنز با ارزش خود را با پیراهن خود تمیز می کنیم و هنگام تعویض لنز با عجله آن را به داخل کیف دوربینمان پرت می کنیم. در مقابل لنز به عکاسی ما روح می بخشد. اما در واقع ما چه چیزی درباره لنز خود می دانیم؟

این مقاله با معرفی اطلاعات کلی به شما کمک می کند تا قسمت های مختلف لنز خود را بشناسید. اگر شما کاملا مبتدی هستید این مقاله نقطه شروع خوبی است.

آناتومی عمومی لنز

لنز ها ساختار ساده ای با چیدمانی از قطعه های عدسی دارند، که با ترتیب خاصی چیده شده اند، و به نور اجازه می دهد تا از یک سمت لنز وارد شده و به طرف دیگر آن برود و در نهایت به دوربین برسد. در عین حال، لنز های دوربین قطعات بسیار پیچیده از مهندسی نوری هستند. با این حال اجزای اصلی تمام لنز ها یکسان است. در اینجا چند بخش اصلی لنز که نیاز به درک آنهاست توضیح داده شده است.

بدنه لنز Lens Barrel

بدنه استوانه ای شکل لنز که تمام اجزای لنز را در خود نگه می دارد بدنه یا tub نامیده می شود. لنز در طیف های مختلفی از جنس ها و متریال از فلز گرفته تا پلاستیک ساخته می شوند. به طور کلی ساخت و ساز بدنه لنز بزرگی و قطر لنز و مقاومت آن در برابر عوامل خارجی را کنترل می کند.


اجزای لنز Lens Elements

تمام چیزهایی که در داخل بدنه لنز قرار گرفته اجزای لنز هستند. اینها چهارچوب نوری لنز هستند که نور ورودی به لنز را به داخل دوربین هدایت و متمرکز می کند. جنس آنها نیز تقریبا همیشه از شیشه با کیفیت های مختلف است. پیکر بندی اجزای لنز فاصله کانونی لنز را مشخص می کند، و به این ترتیب تصویر تولید شده قابلیت های لنز را مشخص می کند.

مانت mount

انتهای لنز که به بدنه دوربین متصل می شود مانت نامیده می شود. مانت لنز به تناسب نوع خاص و برند دوربین ها ساخته شده است. مانت را مانند یک کلید در نظر بگیرید که دوربین قفل آن است.

حلقه زوم Zoom Ring

حلقه زوم چیزی است که با چرخاندن آن لنز را زوم یا از زوم خارج میکند. این حلقه بخشی از بدنه لنز است که ظاهر را تغییر می دهد. حلقه زوم فقط در لنز های زوم وجود دارد.

حلقه فوکوس Focus Ring

تقریبا لنز تمام دوربین ها (دوربین هایی که قابلیت تعویض لنز دارند مانند DSLR و بدون آینه) یک حلقه دارند که با استفاده از آن می توان به صورت دستی فوکوس لنز را تغییر داد. حلقه فوکوس در لنز های فوکوس خودکار و لنز های فوکوس دستی کامل یکسان هستند. بر خلاف حلقه زوم، حلقه فوکوس تنها فاصله فوکوس تصویر را تحت تاثیر قرار می دهد نه فاصله کانونی را. حلقه فوکوس معمولا درست در جلو یا پشت حلقه زوم بر روی بدنه لنز قرار گرفته است.

حلقه دیافراگم Aperture Ring

حلقه دیافراگم بر روی بسیاری از لنز های قدیمی تر که تمام تنظیماتشان دستی است پیدا می شوند. حلقه دیافراگم اندازه باز شدن دیافراگم را که به “f-stop” که شما انتخاب می کنید بستگی دارد تغییر می دهد. حلقه دیافراگم معمولا بر روی بدنه لنز و نزدیک مانت قرار گرفته است.

 

تیغه های دیافراگم Aperture Blades

تیغه های دیافراگم داخل لنز قرار گرفته اند و اندازه باز شدن دیافراگم را با نوری که به دوربین وارد می شود کنترل می کند. تیغه های دیافراگم هم به صورت الکترونیکی به وسیله انتخاب های بر روی دوربین یا دستی با استفاده از حلقه دیافراگم بر روی بدنه لنز کنترل می شوند.

سایر اصطلاحاتی که ممکن است با آن روبرو شوید

فاصله کانونی Focal Length

این اصطلاحی است که خیلی ساده یا بسیار پیچیده باشد. از نظر فیزیکی، فاصله کانونی فاصله بین گیرنده تصویر دوربین شما (سنسور دیجیتال یا فیلم) و نقطه ای که نور داخل لنز به یکدیگر میرسند نقطه فوکوس را تشکیل می دهد (معمولا مرکز بدنه لنز). این فاصله معمولا با میلی متر اندازه گیری می شود مانند ۵۰ میلی متر، ۲۰۰ میلی متر و… .

وقتی که فاصله کانونی افزایش پیدا می کند لنز، زوم نیز انجام می دهد. به این دلیل است که لنز های واید فاصله کانونی کوتاه دارند، و لنز های تله به لنز هایی می گویند که فاصله کانونی بلند دارند.

سرعت لنز Lens Speed

اصطلاح سرعت به ابعاد کمی در عکاسی اشاره می کند. همانطور که در اینجا سرعت به لنز اشاره می کند، سرعت به بزرگترین اندازه دیافراگم موجود در یک لنز خاص اشاره می کند. این اصطلاح به چگونگی عملکرد لنز در موقعیت های نوری تعبیر می شود. یک لنز با حداکثر دیافراگم f/2.8 سریع تر از لنز با حداکثر دیافراگم f/4 است. زیرا f/2.8 نسبت به f/4 دیافراگم بزرگتری است که به تبع ان به شما اجازه می دهد تا با سرعت شاتر سریع تری عکاسی کنید، اصطلاح سرعت نیز از این حالت مشتق شده است.


اعوجاج لنز Lens Distortion

اعوجاج لنز همان اعوجاج عکس است که ماهیت اجزای لنز بستگی دارد. به طور کلی، هر چه فاصله کانونی کوتاه تری داشته باشید، اعوجاج بیشتری نیز خواهید داشت. در این حالت تصاویر به صورت برآمده و متمایل به درون لنز دیده می شوند.

خطای رنگی Chromatic Aberration

این اصطلاحی است که هنگام خواندن بسیاری از بررسی های لنز به آن برخورد خواهیم کرد. انحراف رنگ یک پدیده نوری است که چند رنگ در حاشیه در لبه اشیای داخل لنز ظاهر می شود (معمولا در لبه کادر). معمولا انحراف وقتی که اشیای داخل کادر خیلی کنتراست دارند دید ه می شوند. دلیل آن اینست که لنز به طور صحیح سه رنگ آبی، قرمز و زرد را بر روی یک نقطه متمرکز نکرده و اغلب در لنز های کیت یا نسبتا ارزان دیده می شود.

کما Coma

این یکی دیگر از اشکال نمود نور در بسیاری از لنز هاست که به خاطر شکل و همتراز نبودن جزئی اجزای لنز رخ می دهد. کما اعوجاج نقاط ریز نور داخل یک تصویر است و باعث می شود آنها کشیده به نظر برسند. اگر می خواهید که خیلی زیاد از آسمان شب و ستارگان عکاسی کنید، میزان کمایی که لنز ایجاد می کند باید به حداقل برسد.

بوکه Bokeh

از واژه ژاپنی “boke” که به معنی محو یا مه است استخراج می شود. بوکه مقدار و ویژگی تاری ایجاد شده به وسیله لنز دوربین را شرح می دهد. بوکه وقتی که با دیافراگم خیلی باز عکاسی می کنیم در عکاسی پرتره بسیار با اهمیت است.

دو نوع اصلی لنز

لنزهای ثابت Prime Lenses

لنز هایی که عمل زوم را انجام نمی دهند و فقط از یک فاصله کانونی ثابت استفاده می کنند، پرایم نامیده می شوند. لنز های پرایم عموما اجزای لنز کمتری دارند و بنابراین معمولا کوچکتر از لنز های زوم هستند. گاهی اوقات، به خاطر فاصله کانونی ثابت آنها، از آنها استفاده نمی شود یا عکاسان به خاطر عملکرد خیلی خوب ان در مقایسه با قیمت برای سرگرمی از آن استفاده می کنند.

لنز های زوم Zoom Lenses

لنز هایی که قابلیت عملکرد در فاصله کانونی های مختلف را دارندف لنز های زوم نامیده می شوند. این لنز با حرکت دادن اجزای لنز به جلو یا عقب به وسیله حلقه زوم کار می کند. اضافه کردن فاصله کانونی های متغیر به این معنی است که لنز های زوم بزرگتر و سنگین تر از لنز های ثابت هستند.

مفهوم اعداد لنز

ضریب f F-Stops

وقتی در مورد  f-stops صحبت می کنیم ابهامات و سو تفاهم های زیادی وجود دارد زیرا مفهوم آن کمی پیچیده است. در ساده ترین فرم، اصطلاح f-stop صرفا یک نسبت بین اندازه باز شدن لنز و فاصله کانونی است.

برای هدف ما، f-stop مربوط به سرعت لنز است. در بیشتر لنز ها، محدوده دیافراگم لنز با f-stop بیان می شود، مانند f/3.5-5.6 یا f/2.8. مساله ای که باید به یاد داشته باشیم اینست که f-stop بر خلاف منطق معمول کار می کند، این به این معنی است که هر چه عدد f کمتر باشد، سایز باز شدن لنز به حداکثر می رسد.


سایز فیلتر

فیلتر ها ابزار رایجی در عکاسی هستند و اکثر لنز ها شیاری در جلوی بدنه خود دارند که انواع مختلف فیلتر بر روی ان سوار می شود. با این حال لنز ها قطر های مختلفی دارند و بنابراین هر کدام از آنها نیازمند یک سایز فیلتر خاص است. سایز فیلتر با میلی متر اندازه گیری می شود و عموما به همراه علامت Ø بر روی دهانه لنز چاپ شده است.

راهنمای جامع خرید فلاش رو دوربینی

فلاش‌های روی دوربین که با نام‌های Speedlight یا Speedlite نیز شناخته می‌شوند، از لوازم ضروری برای هر عکاسی به شمار می‌آیند. این نوع فلاش‌ها تقریباً از هر نظر از فلاش‌های داخلی دوربین‌ها که با نام Built-in یا Pop-up فلاش نیز شناخته می‌شوند برتر هستند. انعطاف‌پذیری بالا و قابلیت استفاده در انواع مختلف ژانرهای عکاسی موجب شده است که فلاش‌های رو دوربینی به یکی از پرکاربردترین ابزارهای عکاسی بدل شوند.

اگر می‌خواهید در مورد کاربردهای این‌گونه فلاش‌ها و دلایل محبوبیت زیادشان بیشتر بدانید توصیه می‌کنیم این مطلب را مطالعه کنید.

در اینجا قصد داریم توضیحاتی کلی را برای انتخاب و خرید یک فلاش رو دوربینی مناسب ارائه کنیم. پس با ما همراه باشید.

قدرت فلاش

قدرت یک فلاش به میزان نوری که می‌تواند تولید کند اشاره دارد. میزان نوری که به سوژه می‌رسد دارای رابطه‌ی عکس با مجذور فاصله است. یعنی اگر فاصله‌ی سوژه را با فلاش دو برابر کنید، مقدار نوری که به او می‌رسد ¼ خواهد شد. تقریباً تمامی فلاش‌ها دارای قابلیت تنظیم قدرت خروجی نیز هستند. معمولاً می‌توانید کسری از حداکثر قدرت را به شکل 1/2، 1/4، 1/8 و… انتخاب کنید.

اغلب به دلایل مختلفی عکاسان از حداکثر قدرت فلاش خود استفاده نمی‌کنند؛ دلایلی مانند استفاده به‌عنوان Fill peep یا به دست آوردن سرعت Sync بالا. به همین دلیل مهم است که از فلاشی پرقدرت استفاده کنند تا بتوانند به‌راحتی از کسری از قدرتش نیز استفاده کنند. قدرت فلاش‌ها بر اساس عدد راهنما یا Guide Number که با حروف مخفف GN نمایش داده می‌شود، مشخص می‌گردد.

عدد راهنما درواقع حاصل‌ضرب فاصله در F-number است. یعنی اگر یک فلاش دارای عدد راهنمای 60 هست با دیافراگم f/4.0 در فاصله‌ی 15متری نوردهی مناسبی خواهد داشت. البته عدد راهنما معمولاً در ایزوی 100 اندازه‌گیری می‌شود و به حداکثر قدرت فلاش اشاره دارد. همان‌طور که گفته شد در بیشتر موارد از حداکثر قدرت فلاش استفاده نمی‌شود. به‌طورکلی عدد راهنمای بیشتر از 40 می‌تواند برای شروع مناسب باشد، ولی بهینه‌ترین عدد راهنما بین 50 تا 60 است. معمولاً عکاسان حرفه‌ای نیز حداکثر از فلاش‌هایی با عدد راهنمای 60 استفاده می‌کنند.

بد نیست در اینجا اشاره‌ای نیز به زمان شارژ مجدد داشته باشیم. معمولاً زمان مناسب برای شارژ مجدد در حداکثر قدرت، بین 3 تا 4 ثانیه است. ولی با کاهش قدرت فلاش می‌توانید به زمانی حدود 0.1 ثانیه نیز برسید. بنابراین یک مزیت دیگر خرید فلاش‌هایی با قدرت بالا این است که می‌توانید آن‌ها را بر روی کسری از قدرتشان تنظیم کنید و پشت سر هم و با فاصله‌های کوتاه فلاش بزنید.

 

سرعت هم‌گام‌سازی

سرعت هم‌گام‌سازی یا Sync Speed به حداکثر سرعتی که یک فلاش می‌تواند در آن با شاتر دوربین هماهنگ شود اشاره دارد. برای فلاش‌های داخلی دوربین‌ها این سرعت معمولاً بین 1/200 تا 1/250 ثانیه است. برخی از فلاش‌های رو دوربینی قادر هستند در سرعت‌هایی به‌مراتب بالاتر نیز با شاتر هماهنگ شوند. البته این تفاوت را با چشم نمی‌توان دید، ولی در عکس خود را نشان خواهد داد. به‌طور مثال عکس زیر با فلاشی گرفته شده است که قادر به Sync شدن در سرعت‌های بالا نیست:

می‌توانید مشاهده کنید که قسمت پایینی عکس کاملاً تیره شده است. پس توجه کنید که در مشخصات فلاش High Speed Sync یا HSS ذکر شده باشد. زیاد شدن سرعت فلاش با کم کردن از قدرت آن اتفاق می‌افتد و همه‌ی فلاش‌ها قادر به انجام آن نیستند. پس همان‌طور که در بخش قبلی توصیه کردیم از یک فلاش قدرتمند استفاده کنید تا در سرعت‌های شاتر بالا نیز نوردهی مناسبی را در اختیار شما بگذارد.

در بخش Sync بهتر است به گزینه‌ی هم‌گام‌سازی با پرده‌ی اول و دوم شاتر (Rear and Front screen sync یا 1st and 2nd screen sync) هم توجه داشته باشید. پشتیبانی از این قابلیت امکانات زیادی را برای ایجاد خلاقیت بیشتر در اختیار عکاس می‌گذارد. فلاش‌هایی که از این قابلیت پشتیبانی می‌کنند، می‌توانند تابش نور خود را به ابتدا یا انتهای زمان نوردهی اختصاص دهند. برای اینکه بهتر این موضوع را متوجه شوید عکس و دیاگرام زیر را مشاهده کنید:

نوردهی: دستی و TTL

در صورت استفاده از فلاش در حالت دستی یا Manual، کنترل کامل نوردهی بر عهده‌ی عکاس خواهد بود. در چنین شرایطی عکاسان معمولاً از نورسنج برای تعیین نوردهی درست و مناسب استفاده می‌کنند. حالت Manual برای در اختیار گرفتن کامل پروسه‌ی نوردهی و کاربردهای خلاقانه مناسب است و تنها با تمرین و تکرار زیاد است که می‌توانید به آن تسلط پیدا کنید.

ولی روش تعیین نوردهی دیگری به نام TTL یا Through The Lens نیز وجود دارد. در این روش با فشردن دکمه‌ی شاتر ابتدا یک شعاع نور به سمت سوژه تابانده می‌شود. سپس دوربین اطلاعات به‌دست‌آمده از این شعاع نور، دیافراگم و سرعت شاتر را تحلیل کرده و میزان قدرت موردنیاز برای فلاش را تعیین می‌کند. البته می‌توانید میزان قدرت فلاش را درست مانند Exposure remuneration از -2 تا +2 تغییر دهید تا بر روی آن کنترل بیشتری داشته باشید. در کل، کار با فلاش‌هایی که از TTL پشتیبانی می‌کنند بسیار راحت‌تر است، به‌خصوص در مواردی که زمان زیادی برای انجام تنظیمات در اختیار ندارید. به‌طور مثال  فلاش‌های TTL در بین عکاسان عروسی از محبوبیت زیادی برخوردار هستند.

توجه داشته باشید که هر سازنده‌ای از TTL اختصاصی خودش استفاده می‌کند. کانن این سیستم را E-TTL و E-TTL 2 می‌نامد که ETTL 2 جدیدترین و پیشرفته‌ترین سیستم نورسنجی این کمپانی است و نیکون آن‌را i-TTL می‌نامد. بنابراین باید فلاش متناسب با برند دوربین خود را خریداری کنید تا بتوانید از قابلیت TTL به‌خوبی بهره بگیرید.

 

نحوه‌ی اتصال

یکی از مزیت‌های اصلی فلاش‌های رو دوربینی یا Speedlightها این است که نه‌تنها با استفاده از Hot-Shoe می‌توان آن‌ها را روی دوربین متصل کرد، بلکه می‌توانند به‌صورت جدا از دوربین نیز مورداستفاده قرار بگیرند. برای برقراری ارتباط بین دوربین و فلاش راه‌های مختلفی وجود دارد. بعضی از روش‌ها مانند اتصال به کابل چندان کاربردی نیستند و معمولاً نخواهید توانست از طریق آن‌ها از TTL نیز بهره بگیرید. روش‌های بدون سیم مانند اتصال مادون‌قرمز نیز وجود دارند که دوربین‌های کمی از آن پشتیبانی می‌کنند. بعلاوه درصورتی‌که مانعی بر سر راه باشد قابل‌استفاده نیستند.

پرکاربردترین و بهترین روش اتصال بی‌سیم، استفاده از اتصال رادیویی است. در این روش می‌توانید با استفاده از رادیوتریگرها دوربین را به فلاش متصل کنید. یک فرستنده به دوربین و یک گیرنده به فلاش متصل می‌شود تا ارتباط بین دوربین و فلاش برقرار گردد. البته برخی از فلاش‌ها مانند Yongnuo YN685 یا Nissin DI700A دارای گیرنده‌ی داخلی نیز هستند، بنابراین برای اتصال تنها به یک فرستنده بر روی دوربین نیاز خواهید داشت.

از مزایای دیگر استفاده از سیستم‌های رادیویی این است که می‌توانید چند فلاش را در گروه‌های مختلف قرار دهید و به‌صورت جداگانه آن‌ها را از روی دوربین کنترل کنید.

یکی از روش‌های دیگر برای برقراری ارتباط با فلاش استفاده از سیستم اپتیکال است. این روش معمولاً برای به کار انداختن یک فلاش توسط فلاش دیگر استفاده می‌شود. فلاش‌های اپتیکال با دریافت نور فلاش دیگر، به کار می‌افتند. این روش می‌تواند در زمان استفاده از چند فلاش کاربرد زیادی داشته باشد. به‌این‌ترتیب می‌توان تنها یکی از فلاش‌ها را از طریق رادیوتریگر به دوربین وصل کرد و فلاش‌های دیگر به‌صورت اپتیکال به کار می‌افتند. البته توجه داشته باشید که دیگر نخواهید توانست قدرت فلاش را از روی دوربین تنظیم کنید و باید این کار را به‌صورت دستی و از روی خود فلاش انجام دهید.

 

قیمت و برند

نیکون و کانن، هر دو تنوع زیادی از فلاش‌های روی دوربین را در اختیار کاربرانشان قرار می‌دهند. ولی معمولاً قیمت این‌گونه فلاش‌ها بسیار بالاست. کمپانی‌های ثالث معمولاً فلاش‌هایی را با امکانات و قدرت مشابه تولید می‌کنند که با قیمتی کمتر از نصف انواع ساخته‌شده توسط کانن و نیکون ارائه می‌شوند. طی چند سال اخیر، زیادشدن رقابت در این بخش، موجب کاهش قیمت‌ها و افزایش کیفیت شده است. به همین دلیل انتخاب‌های باکیفیت زیادی وجود دارند که می‌توانید باقیمت کمی آن‌ها را خریداری کنید.

اگر می‌خواهید هزینه‌ی زیادی بپردازید می‌توانید فلاش را از کمپانی‌های سازنده‌ی دوربین بخرید، ولی معمولاً این کار توصیه نمی‌شود. زیرا کمپانی‌هایی مانند Phottix، Yongnuo و Nissin محصولات باکیفیتی را با قیمتی نازل ارائه می‌کنند. بعلاوه لیست کاملی از لوازم جانبی را نیز در اختیار مشتریانشان می‌گذارند. به‌‌طور مثال برای کسانی که در فضای باز عکاسی می‌کنند و ممکن است تجهیزات خود را زیاد جابجا کنند خرید فلاش‌های گرانقیمت توجیه چندانی ندارد. زیرا امکان افتادن، ضربه دیدن، خیس شدن و… برایشان زیاد است. بنابراین منطقی‌تر است که از فلاش‌های ارزان‌تر استفاده کنند که در عین ارزان بودن، قدرت خروجی بالا و امکانات مناسبی را در اختیار قرار می‌دهند.

چرا و چگونه باید از فلاش‌های رو دوربینی استفاده کنیم؟

شاید دیده باشید که عکاسان حرفه‌‌ای، به خصوص در محیط‌های خارج از استودیو از فلاش‌های رو دوربینی که با نام‌هایی مانند Speedlite نیز شناخته می‌شوند استفاده می‌کنند. در این مطلب قصد داریم مزایای استفاده از اینگونه فلاش‌ها را بررسی کنیم و به این موضوع بپردازیم که چرا حرفه‌ای‌ها از فلاش‌های رو دوربینی استفاده می‌کنند و از همه مهم‌تر اینکه چرا برای پیشرفت در عکاسی به استفاده کردن از اینگونه فلاش‌ها نیاز دارید.

عکاسی در واقع هنر کنترل و بازی با نور است. البته نور همیشه به میل عکاس عمل نمی‌کند و در شرایط مختلف ممکن است مجبور به استفاده از نورهای مصنوعی باشیم. یکی از مرسوم‌ترین روش‌های کنترل نور استفاده از فلاش است.

ابتدایی‌ترین کاربرد فلاش در روشن کردن فضایی تاریک است. این مورد حتی در مورد عکاسی با گوشی‌های موبایل نیز صدق می‌کند. اگر بخواهید در فضایی کم‌نور عکاسی کنید می‌توانید ایزو را زیاد کنید، سرعت شاتر را کم کرده و یا دیافراگم را بازتر کنید. ولی این روش‌ها محدودیت‌هایی دارند. به‌طور مثال زیاد کردن ایزو موجب زیادشدن میزان نویز در تصویر می‌شود، کم کردن سرعت شاتر می‌تواند موجب تار شدن سوژه گردد و برای بازکردن دیافراگم نیز محدودیت‌هایی پیش رو خواهید داشت. برای مثال ممکن است با باز کردن دیافراگم عمق میدان موردنظرتان را از دست بدهید.

ولی کاربران پیشرفته‌ و عکاسان حرفه‌ای از فلاش برای کنترل نور و ثبت عکس‌های زیباتر استفاده می‌کنند. حتی در محیط‌های پرنور نیز برای به دست آوردن تصویری دل‌چسب لازم است نور را در کنترل خود بگیرید و آن را بر اساس خواسته‌ی خود هدایت کنید.

به‌طور مثال به عکس زیر توجه کنید:

این عکس در روشنایی روز ثبت شده است. بنابراین ممکن است فرض شود که نیازی به فلاش نیست، ولی واقعیت چیز دیگری است. عکس سمت چپ بدون استفاده از فلاش و عکس سمت راست با استفاده از فلاش گرفته شده است. می‌توانید ببینید که سوژه‌ها به‌مراتب بهتر قابل‌دیدن هستند و نوردهی روی صورت‌هایشان نیز مناسب‌تر است. بعلاوه به پس‌زمینه دقت کنید. در عکس سمت چپ آسمان کاملاً سفید است و هیچ‌گونه جزئیاتی ندارد، ولی به لطف استفاده از فلاش در عکس سمت راست، عکاس توانسته از نوردهی کمتری استفاده کند تا جزئیات آسمان و ابرها نیز قابل دیدن باشند.

حالا با این مقدمه توضیح خواهیم داد که چرا فلاش داخلی دوربین یا Pop-up عملاً استفاده‌های بسیار محدودی دارد و اگر می‌خواهید عکاسی خود را یک پله جلوتر ببرید، یکی از قدم‌های اصلی استفاده از یک فلاش روی دوربین یا Speedlight است.

 

کنترل نور- روی دوربین

اولین مسئله در مورد فلاش‌های داخلی این است که تنها در یک جهت قابل‌استفاده هستند و نوری تند و ناملایم را از روبرو به سوژه می‌تابانند. این در حالی است که نور تند و از روبرو هیچ‌گاه ظاهر دل‌چسبی را به عکس نمی‌دهد. به‌عنوان‌مثال به عکس زیر نگاه کنید:

عکس سمت چپ با استفاده از فلاش Pop-Up و عکس سمت راستی با استفاده از فلاش روی دوربین ثبت شده است. ابتدا به سایه‌های پس‌زمینه توجه کنید، نور ناملایم فلاش داخلی سایه‌هایی تاریک و پرکنتراست را در پس‌زمینه ایجاد کرده است که چشمان بیننده را از سوژه‌ی اصلی منحرف می‌کنند. ولی در عکس سمت راست عملاً سایه‌ای در پس‌زمینه دیده نمی‌شود. از طرفی تغییرات سایه به های‌لایت‌ در عکس سمت راست به‌مراتب ملایم‌تر اتفاق می‌افتند. حالا به چهره‌ی کودک نگاه کنید، متوجه خواهید شد که در عکس سمت چپ چهره‌اش ظاهری دوبعدی و تخت پیدا کرده است، درحالی‌که در عکس سمت راست می‌توانید قسمت‌های مختلف چهره را با بُعدِ بیشتر مشاهده کنید.

دلیل این موضوع این است که فلاش‌های رو دوربینی یا Speedlight دارای سَرِ قابل چرخش هستند. به‌این‌ترتیب می‌توانید نور را در جهت دیگری هدایت کنید و از انعکاس آن برای روشن کردن سوژه و محیط بهره بگیرید. در این مثال خاص، عکاس از دیوارها و سقف اتاق به‌عنوان یک منعکس‌کننده‌ی نور استفاده کرده است و سَرِ فلاش را به سمت عقب و بالا برگردانده تا نوری نرم و یکدست به دست آید.

 

کنترل نور – جدا از دوربین

بیشتر اوقات، عکاسان از نور مستقیم استفاده نمی‌کنند و نیاز دارند که منبع نور مصنوعی خود را جابجا کنند. از مزایای فلاش‌های روی دوربین یا Speedlight این‌ است که می‌توانید آن‌ها را از Hot-Shoe جدا کرده و به‌صورت بی‌سیم نیز کنترل کنید. به‌این‌ترتیب می‌توان نور را از جهت موردنیاز به سمت سوژه بتابانید. برای کنترل فلاش به‌صورت بی‌سیم معمولاً به یک فرستنده بر روی دوربین و گیرنده‌ی متصل به فلاش نیاز دارید. البته برخی از فلاش‌ها مانند Yongnuo YN685 یا بعضی مدل از فلاش‌های Nissin دارای گیرنده‌ی داخلی هستند و تنها باید از یک فرستنده بر روی دوربین استفاده کنید.

به‌عنوان مثالی برای استفاده از فلاش جدا از دوربین می‌توانید عکس زیر را مشاهده کنید:

در عکس سمت چپ از فلاش بر روی دوربین و به‌صورت مستقیم استفاده شده است و در عکس سمت راست فلاش با استفاده از رادیوتریگر و جدا از دوربین به سمت سوژه تابانده شده است. می‌توانید مشاهده کنید که در عکس سمت راست اعضای صورت به‌مراتب بُعدِ بیشتری دارند و می‌توان جزئیات بیشتری را در مو و لباس سوژه مشاهده کرد و نتیجه‌ی آن عکسی شاداب‌تر شده است.

 

امکان ارتقا برای آینده

بیشتر عکاسان، تقریباً هیچ‌گاه تنها با یک منبع نور کار نمی‌کنند. یکی از مزایای استفاده از فلاش‌های Speedlight این است که با ارتقای سطح عکاسی‌تان می‌توانید تعداد بیشتری از آن‌ها را خریداری کنید و به‌صورت بی‌سیم با یکدیگر هماهنگشان کنید. حتی خواهید توانست با استفاده از رادیوتریگر آن‌ها را با فلاش‌های استودیویی یا Monolight نیز هماهنگ کنید و تجهیزات عکاسی خود را گسترش دهید.

برای ثبت عکس بالا، عکاس از یک فلاش استودیویی برای نورپردازی پس‌زمینه استفاده کرده تا دانه‌های برف به‌وضوح قابل‌دیدن باشند و از یک فلاش Speedlight برای نورپردازی سوژه بهره گرفته است.

 

سرعت هم‌گام‌سازی بیشتر

فلاش‌های Pop-up تنها قادر هستند تا حداکثر سرعت شاتر 1/200 تا 1/250 عمل کنند. ولی فلاش‌های روی دوربین که از High Speed Sync پشتیبانی می‌کنند می‌توانند تا سرعت‌های شاتر به‌مراتب بیشتری نیز با دوربین همگام شوند. به همین دلیل اگر در فضای پرنور نیاز به استفاده از دیافراگم باز داشته باشید فلاش‌های Pop-up عملاً غیرقابل استفاده هستند. برای نمونه به عکس زیر توجه کنید:

عکاس برای تار کردن پس‌زمینه مجبور به استفاده از دیافراگمی باز بوده است، بنابراین با توجه به روشنایی هوا نیاز داشته تا از سرعت بالایی استفاده کند، به‌خصوص برای اینکه جزئیات و رنگ‌های پس‌زمینه نیز قابل‌دیدن باشند.

بعلاوه برای عکاسی در سرعت‌های خیلی زیاد در محیط‌های تاریک نیز به یک فلاش Speedlight نیاز خواهید داشت؛ به‌طور مثال برای عکاسی از لحظه‌ی برخورد یک قطره به سطح مایع مانند عکس زیر:

این عکس‌‌ با استفاده از فلاش speedlight بر روی قدرت 1/64 گرفته شده است. در چنین عکس‌هایی از سرعت شاتر نمی‌توان برای فریز کردن حرکت استفاده کرد. بنابراین نوردهی دوربین بر روی حالتی تنظیم می‌شود که اگر از فلاش استفاده نکنید عکسی کاملاً تاریک به دست آید. معمولاً بهتر است از سرعت‌های شاتر کند مانند ½ یا کندتر استفاده شود. سپس با استفاده از سرعت زیاد فلاش می‌توانید قطره را در لحظه فریز کنید.

 

لوازم جانبی متنوع

فلاش‌های روی دوربین یا Speedlightها از انعطاف‌پذیرترین منابع نورپردازی به‌حساب می‌آیند. یکی از مزایای آن‌ها این است که می‌توانید انواع و اقسام لوازم جانبی را بر رویشان نصب کرده و ظاهر نورپردازی خود را آن‌گونه که دوست دارید تغییر دهید. به همین دلیل در بین تجهیزات عکاسان مختلف، از عکاسان طبیعت گرفته تا عکاسان مد، قطعاً این‌گونه فلاش‌ها را خواهید یافت.

اگر به فکر خرید فلاش روی دوربین با قیمت مناسب و هماهنگ با نیازهای خود هستید توصیه می‌کنیم مطلب راهنمای خرید فلاش‌ روی دوربین را هم مطالعه کنید.

دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با دانیال

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

دیدگاه‌ها برای باتری گریپ چیست و چرا باید از آن استفاده کرد؟ با دیجی کرج: باتری گریپ چیست و چرا باید از آن استفاده کرد؟ – دیجی کرج | فروشگاهی متفاوت

یکی از دلایلی که موجب می‌شود حرفه‌ای‌ها به سمت دوربین‌های DSLR گرایش داشته باشند، این است که در کنار سنسورهای بزرگ، سیستم‌های فوکوس پیشرفته و لنزهای قابل تعویض، لوازم جانبی متنوعی نیز برای آن‌ها قابل خریداری هستند. یکی از محبوب‌ترین لوازم جانبی که بیشتر عکاسان از آن‌ها استفاده می‌کنند باتری گریپ است.

در عکس زیر می‌توانید یک باتری گریپ بدون دوربین را مشاهده کنید:

این هم یک دوربین با گریپ باتری نصب‌شده در زیر آن:

کانن تقریباً برای تمامی مدل‌های DSLR خود باتری گریپ عرضه می‌کند، ولی نیکون تنها برای مدل‌های سطح بالاترش باتری گریپ را ارائه می‌کند.

خوب حالا چرا عکاسان از باتری گریپ استفاده می‌کنند و استفاده از آن‌ها چه مزیت‌هایی دارد؟

 

باتری گریپ‌ها دو باتری دوربین را در خود جای می‌دهند و زمانی که شارژ یکی از آن‌ها به پایان برسد به‌صورت خودکار از دومی استفاده خواهند کرد. بنابراین عمر باتری دوربین شما را دو برابر می‌کنند. یکی از بدترین اتفاقاتی که برای یک عکاسی حرفه‌ای ممکن است بیفتد تمام شدن باتری در میان کار است و با استفاده از یک باتری گریپ می‌توان احتمال پیش آمدن چنین اتفاقی را کاهش داد. البته باید یک باتری دوم را باید به‌صورت جداگانه تهیه کرد.

 

بیشتر باتری گریپ‌ها دارای دو نوع خشاب برای باتری هستند. یکی برای باتری خود دوربین و دیگری برای استفاده از باتر‌ی‌های قلمی. به‌این‌ترتیب حتی درصورتی‌که باتری اصلی دوربین را همراهتان ندارید یا شارژش تمام شده است نیز می‌توانید به عکاسی ادامه دهید. البته توصیه نمی‌شود به‌صورت مداوم از باتری‌های قلمی استفاده کنید، ولی راهکار اضطراری کارآمدی هستند.

 

این موضوع به‌خصوص در مورد دوربین‌های کوچک‌تر مانند کانن 1300D یا 100D صادق است. بسیاری از افراد وقتی دوربین‌های کوچک‌تر را در دست می‌گیرند حس راحتی نمی‌کنند و تمام انگشت‌هایشان بر روی گریپ دوربین جای نمی‌گیرند. باتری گریپ این مشکل را حل می‌کند. البته وقتی از لنزهای بزرگ و سنگین تله استفاده می‌کنید بالانس دوربین‌های بزرگ مانند کانن 5D Mark IV و نیکون D750 نیز بر هم می‌خورد و استفاده از گریپ می‌تواند تعادل را به آن‌ها بازگرداند. شاید اضافه کردن یک باتری گریپ به دوربینی با یک لنز تله‌‌ی بزرگ اشتباه به نظر برسد، زیرا وزن آن را افزایش می‌دهد، ولی در واقعیت موجب برقراری بالانس بهتری در وزن دوربین می‌شود و کنترل آن را راحت‌تر می‌کند.

 


وقتی دوربین را در حالت عمودی یا پرتره نگاه می‌دارید، بسیاری از دکمه‌های روی دوربین، ازجمله دکمه‌ی شاتر در جایگاه مناسبی نیستند و پیدا کردن یا استفاده از آن‌ها می‌تواند سخت و خسته‌کننده باشد. به همین دلیل باتری گریپ‌ها چند دکمه‌ی پرکاربرد مانند دکمه‌ی شاتر را بر روی خود جای داده‌اند تا در حالت پرتره نیز بتوانید به‌راحتی از آن‌ها استفاده کنید.

 

چند نکته در مورد باتری گریپ‌ها که بد نیست بدانید:

اگر به دنبال باتری گریپ با برند خود دوربین بگردید ممکن است با قیمت‌های بالایی مواجه شوید، ولی باتری گریپ از آن دسته لوازمی است که واقعاً نیازی به خرید از برند اصلی نخواهید داشت. البته توجه داشته باشید که باتری گریپ‌ را از برندهای معتبر مانند Phottix بخرید یا مطمئن شوید که نمره‌ی خوبی را از خریداران دریافت کرده باشد.

 

دوربین‌های سطح مبتدی نیکون مانند D3300 دارای کانتکت شاتر نیستند، بنابراین باتری گریپ‌های معمولی نمی‌توانند دکمه‌ی شاتر آن‌ها را به کار بیندازند. برای این نوع دوربین‌ها به گریپ خاصی احتیاج خواهید داشت که با کابل مخصوصی به دوربین متصل می‌شوند.

دیدگاه‌ها برای چگونه لنز و فیلتر خود را تمیز نگه داریم؟ با دیجی کرج: چگونه لنز و فیلتر خود را تمیز نگه داریم؟ – دیجی کرج | فروشگاهی متفاوت

تمیز نگاه داشتن لنز و فیلتر یکی از مهم‌ترین کار‌هایی است که جهت رسیدن به بهترین کیفیت ممکن در تصویر باید رعایت شود. شاید تمیز نگه داشتن لنز، امری بسیار ساده به نظر برسد ولی باید توجه داشت که اگر لنز را به صورت اصولی تمیز نکنیم، ممکن است که شاهد خسارت‌های جبران ناپذیری از جمله خراشیدگی و مات‌ شدن شیشه لنز در طولانی مدت باشیم. در ادامه به برشمردن چند قانون ساده درباره نظافت لنز‌ها و لوازم موردنیاز برای این کار، خواهیم پرداخت.

قانون اول: از تمیز کردن بی‌مورد لنز پرهیز شود

معمولاً شیشه‌های خارجی لنزها بسیار مستحکم و مقاوم در برابر خراشیدگی ساخته می‌شوند. با این وجود لایه‌های مخصوص و مواد شیمیایی‌ای که سطح لنز را پوشانده، ممکن است که در برابر تماس مداوم دستمال و یا مواد تمیز‌کننده، خیلی مقاوم نباشند و بعد از مدتی آسیب ببینند. به همین علت است که تا حد امکان باید از تماس انگشت، گردوغبار و برخورد‌های فیزیکی، از جمله نظافت بیش از حد لنز، جلوگیری شود.

زمانی که لنز‌ و یا فیلتر‌های اضافی را در کیف ‌با خود حمل می‌کنید، پوشاندن انتها و ابتدای لنز با درپوش مخصوص آن می‌تواند از لنز در برابر گردوغبار و تماس‌های فیزیکی محافظت کند و دیگر نیازی به تمیز کردن لنز نیست. ولی اگر از لنز و یا فیلتری استفاده می‌کنید، بدون شک آن لنز و فیلتر پس از مدتی کثیف خواهد شد و نمی‌توان جلوی آن را گرفت.

قانون دوم: گرد و غبار در همه جا حضور دارد

در هر محیطی حتی ایزوله‌ترین مکان‌ها نیز گردوغبار در مقدارهای مختلف در هوا وجود دارد. اگر چه که اغلب لنز‌ها و دوربین‌ها در کنترل‌شده‌ترین محیط‌های کارخانه‌ای تولید می‌شوند تا از نفوذ گردوغبار به داخل آن‌ها جلوگیری شود. با اینکه میزان کم گرد‌وغبار اثر مخربی بر کیفیت تصویر نمی‌گذارد ولی مقدار زیاد آن ممکن است که وضوح و شارپنس تصویر را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین باید در محیط‌های پر گرد و خاک، از تعویض لنز تا حد امکان جلوگیری شود.

قانون سوم: از لک شدن شیشه انتهایی لنز جلوگیری شود

تماس انگشت چرب و یا لک شدن المان پشتی لنز، تأثیری به شدت منفی بر نتیجه کار خواهد گذاشت چرا که تمام نور ورودی از سطح کوچک انتهایی لنز عبور می‌کند و کوچکترین لکه‌ای بر روی آن می‌تواند تأثیر بسیار اغراق شده‌ای بر کیفیت تصویر بگذارد؛ بنابراین همواره باید مراقب کثیف شدن شیشه انتهایی لنز باشیم و در صورت استفاده نکردن از لنز حتماً درپوش آن را بگذارید تا کمتر در معرض هوای آزاد و گردوغبار قرار گیرد.

چگونگی نظافت لنز و فیلتر

برای تمیز کردن لنز و فیلتر مراحل ساده‌ای پیش رو داریم، ولی این مراحل باید با دقت بالایی انجام گیرد:

۱. با استفاده از یک دمنده، Blower و یا برس مخصوص، گردوغبار موجود از روی سطوح شیشه‌ای زدوده شود.

۲. مقدار کمی از محلول پاک‌کننده لنز را بر روی دستمال مخصوص لنز بریزید.

۳. با حرکت‌های دایره‌ای و بسیار آرام، لک‌های اثرانگشت و جرم‌های سطح لنز یا فیلتر را پاک کنید.

این سه مرحله به آسانی و در هر شرایطی قابل انجام دادن است، ولی باید توجه داشت که در صورت وجود لکه و جرم بر روی لنز باید به تمیز کردن آن پرداخت و در غیر این صورت از تمیز کردن بی‌مورد آن جلوگیری کرد.

المان جلویی لنز، نسبت به قسمت‌های دیگر، بیشترین تماس را با محیط خارجی دارد. بهترین راه برای محافظت از دهانه و شیشه لنز، استفاده از فیلتر‌های محافظ است که عموماً در مقایسه با لنز قیمت بسیار کمتری دارند و به همین دلیل استفاده از آن‌ها بسیار منطقی به نظر می‌رسد؛ چرا که اگر قرار باشد آسیب و خراشی به سطح شیشه وارد شود، بهتر است آن شیشه فیلتر محافظ باشد و نه خود لنز.

برای زدودن غبار از روی سطوح لنز، بهترین راه استفاده از دمنده‌ها و برس‌های مخصوص است. از پاک کردن گرد و غبار سطوح اپتیکی با دست و دستمال باید پرهیز شود، چرا که ممکن است همان گرد‌وغبار و یا دستمالی که از آن برای نظافت استفاده می‌کنید باعث خراشیدگی شیشه شود.

از دیگر لوازم مربوط به تنظیف لنز نیز می‌توان به محلول‌های مخصوص پاک کننده لنز، دستمال‌های میکروفایبر و اسپری‌های هوا اشاره کرد.

دیدگاه‌ها برای کداک Ektachrome را دوباره زنده می‌کند با دیجی کرج: کداک Ektachrome را دوباره زنده می‌کند – دیجی کرج | فروشگاهی متفاوت

فیلم‌های عکاسی با چنان سرعتی از عرصه‌ی این صنعت محو شدند که بسیاری از افراد کلاً آن‌ها را به یاد نمی‌آورند. حدود 20 سال پیش، کداک در هر سال یک میلیارد حلقه فیلم می‌فروخت، و پولاروید جزئی جداناشدنی از زندگی برخی از افراد بود.

ولی پولاروید در سال 2007 تولید دوربین‌های خود را متوقف کرد و کمی بعد تولید فیلم‌های فوری پولاروید نیز متوقف شد و کداک نیز در سال 2012 اعلام ورشکستگی کرد. این کمپانی مجبور شد تولید بسیاری از فیلم‌های خود، از جمله فیلم‌های محبوب Kodachrome را متوقف کند. نوع دیگری از فیلم‌های این کمپانی یعنی Ektachrome سال‌های زیادی مسئول ثبت لحظات زندگی میلیاردها نفر در سراسر جهان بود.

این نوع فیلم که ابتدا در سال 1946 به بازار راه یافت، به خاطر رنگ‌های زنده و الزامات نوردهی خاصی که داشت شناخته می‌شد. بسیاری از عکاسان حرفه‌ای، از جمله عکاسان National Geographic از این نوع فیلم برای کارهای خود استفاده می‌کردند و توقف تولید آن موجب ناراحتی بسیاری از افراد وفادار به عکاسی آنالوگ شد.

ولی طی دو سال گذشته، استفاده از دوربین‌های آنالوگ شاهد افزایشی آرام ولی پیوسته بوده است. به همین دلیل کمپانی Kodak Alaris، شاخه‌ای از کداک که پس از ورشکستی کمپانی اصلی باقی مانده است، در CES 2017 اعلام کرد که تولید Ektachrome را از سر خواهد گرفت. بنابراین این فیلم از اواخر سال 2017 دوباره در اختیار دوست‌داران عکاسی قرار می‌گیرد.

وقتی از مدیر محصول Kodak Alaris در مورد بازگشت Kodachrome سوال شد او گفت که این فیلم دوباره به بازار باز نخواهد گشت. او اظهار داشت که در مورد تولید مجدد Kodachrome نیز فکر کرده‌اند ولی نهایتاً تصمیم گرفتند که Ektachrome را به بازار بازگردانند، زیرا ظهور فیلم‌های Kodachrome در حال حاضر تقریباً غیرممکن است و به تخصص در علم شیمی نیاز دارد!

باتری گریپ چیست و چرا باید از آن استفاده کرد؟

یکی از دلایلی که موجب می‌شود حرفه‌ای‌ها به سمت دوربین‌های DSLR گرایش داشته باشند، این است که در کنار سنسورهای بزرگ، سیستم‌های فوکوس پیشرفته و لنزهای قابل تعویض، لوازم جانبی متنوعی نیز برای آن‌ها قابل خریداری هستند. یکی از محبوب‌ترین لوازم جانبی که بیشتر عکاسان از آن‌ها استفاده می‌کنند باتری گریپ است.

در عکس زیر می‌توانید یک باتری گریپ بدون دوربین را مشاهده کنید:

این هم یک دوربین با گریپ باتری نصب‌شده در زیر آن:

کانن تقریباً برای تمامی مدل‌های DSLR خود باتری گریپ عرضه می‌کند، ولی نیکون تنها برای مدل‌های سطح بالاترش باتری گریپ را ارائه می‌کند.

خوب حالا چرا عکاسان از باتری گریپ استفاده می‌کنند و استفاده از آن‌ها چه مزیت‌هایی دارد؟

 

باتری گریپ‌ها دو باتری دوربین را در خود جای می‌دهند و زمانی که شارژ یکی از آن‌ها به پایان برسد به‌صورت خودکار از دومی استفاده خواهند کرد. بنابراین عمر باتری دوربین شما را دو برابر می‌کنند. یکی از بدترین اتفاقاتی که برای یک عکاسی حرفه‌ای ممکن است بیفتد تمام شدن باتری در میان کار است و با استفاده از یک باتری گریپ می‌توان احتمال پیش آمدن چنین اتفاقی را کاهش داد. البته باید یک باتری دوم را باید به‌صورت جداگانه تهیه کرد.

 

بیشتر باتری گریپ‌ها دارای دو نوع خشاب برای باتری هستند. یکی برای باتری خود دوربین و دیگری برای استفاده از باتر‌ی‌های قلمی. به‌این‌ترتیب حتی درصورتی‌که باتری اصلی دوربین را همراهتان ندارید یا شارژش تمام شده است نیز می‌توانید به عکاسی ادامه دهید. البته توصیه نمی‌شود به‌صورت مداوم از باتری‌های قلمی استفاده کنید، ولی راهکار اضطراری کارآمدی هستند.

 

این موضوع به‌خصوص در مورد دوربین‌های کوچک‌تر مانند کانن 1300D یا 100D صادق است. بسیاری از افراد وقتی دوربین‌های کوچک‌تر را در دست می‌گیرند حس راحتی نمی‌کنند و تمام انگشت‌هایشان بر روی گریپ دوربین جای نمی‌گیرند. باتری گریپ این مشکل را حل می‌کند. البته وقتی از لنزهای بزرگ و سنگین تله استفاده می‌کنید بالانس دوربین‌های بزرگ مانند کانن 5D Mark IV و نیکون D750 نیز بر هم می‌خورد و استفاده از گریپ می‌تواند تعادل را به آن‌ها بازگرداند. شاید اضافه کردن یک باتری گریپ به دوربینی با یک لنز تله‌‌ی بزرگ اشتباه به نظر برسد، زیرا وزن آن را افزایش می‌دهد، ولی در واقعیت موجب برقراری بالانس بهتری در وزن دوربین می‌شود و کنترل آن را راحت‌تر می‌کند.

 


وقتی دوربین را در حالت عمودی یا پرتره نگاه می‌دارید، بسیاری از دکمه‌های روی دوربین، ازجمله دکمه‌ی شاتر در جایگاه مناسبی نیستند و پیدا کردن یا استفاده از آن‌ها می‌تواند سخت و خسته‌کننده باشد. به همین دلیل باتری گریپ‌ها چند دکمه‌ی پرکاربرد مانند دکمه‌ی شاتر را بر روی خود جای داده‌اند تا در حالت پرتره نیز بتوانید به‌راحتی از آن‌ها استفاده کنید.

 

چند نکته در مورد باتری گریپ‌ها که بد نیست بدانید:

اگر به دنبال باتری گریپ با برند خود دوربین بگردید ممکن است با قیمت‌های بالایی مواجه شوید، ولی باتری گریپ از آن دسته لوازمی است که واقعاً نیازی به خرید از برند اصلی نخواهید داشت. البته توجه داشته باشید که باتری گریپ‌ را از برندهای معتبر مانند Phottix بخرید یا مطمئن شوید که نمره‌ی خوبی را از خریداران دریافت کرده باشد.

 

دوربین‌های سطح مبتدی نیکون مانند D3300 دارای کانتکت شاتر نیستند، بنابراین باتری گریپ‌های معمولی نمی‌توانند دکمه‌ی شاتر آن‌ها را به کار بیندازند. برای این نوع دوربین‌ها به گریپ خاصی احتیاج خواهید داشت که با کابل مخصوصی به دوربین متصل می‌شوند.

دیدگاه‌ها برای نورسنجی و اصلاح دقیق تراز سفیدی با کارت‌های خاکستری با دیجی کرج | اخبار دیجیتال – دیجی کرج : نورسنجی و اصلاح دقیق تراز سفیدی با کارت‌های خاکستری

کارت‌های خاکستری در نورپردازی به چه کار می‌آیند؟ چرا با متداول گشتن دوربین‌های دیجیتال و پیشرفت نرم‌افزار‌های ادیت تصویر، همچنان استفاده از کارت خاکستری در میان عکاسان متداول است؟ در ادامه مطلب سعی شده است تا با برسی کارت خاکستری و کاربردهای آن به سؤالاتی از این دست پاسخ داده شود؛ بنابراین با پیکسل همراه باشید.

از زمانی که نورسنجی با استفاده از ابزار‌های مختلف در عکاسی رایج شد، کارت‌های خاکستری با ضرایب مختلف نیز مورد استفاده عکاسان قرار گرفت. کارت‌های خاکستری در عکاسی کاربرد‌های زیادی دارد؛ از تنظیم وایت بالانس گرفته تا کنترل روشنایی و اکسپوژر تصویر در مرحله ادیت و همچنین نورخوانی دقیق در استودیو.

بر خلاف باور عموم، اولین کاربرد کارت‌های خاکستری، استفاده از آن به عنوان معیاری برای نورسنجی می‌باشد. اگر چه امروزه از کارت‌های خاکستری به عنوان ابزاری برای تنظیم تراز سفیدی عکس استفاده می‌شود، ولی در گذشته و زمانی که عکاسی رنگی در میان عکاسان اصلاً رواج نداشته نیز، از کارت‌های خاکستری استفاده می‌شده است. (در عکاسی سیاه و سفید چیزی به نام وایت بالانس تعریف نمی‌شود).

اجسام موجود در طبیعت به طور میانگین تنها ۱۸.۷ درصد نور را بازتاب می‌دهند و مابقی را جذب می‌کنند؛ بنابراین نورسنج‌های بازتابی و نور‌سنج‌ TTL دوربین‌های DSLR با این فرض طراحی شده‌اند که سوژه‌ای را که بر روی آن نورخوانی انجام می‌شود، تنها ۱۸ درصد نور را بازتاب می‌دهد. به همین خاطر است که اگر در صحنه‌ای بر روی سوژه‌ای سفید رنگ نور‌سنجی کنیم، نورسنج یک عدد دیافراگم به خصوص مثلاً F16 را پیشنهاد می‌دهد و اگر در همان تصویر بر روی یک سوژه مشکی رنگ نورسنجی صورت پذیرد، عدد دیافراگمی بسیار پایین‌تر و مثلاً در حدود F8 خواهیم داشت. در این حالت اگر با F16 عکاسی کنیم قطعاً سوژه‌ی سفید رنگ بسیار نزدیک به خاکستری روشن در تصویر به ثبت می‌رسد و سوژه سیاه رنگ نیز بسیار تیره به نظر خواهد رسید. اگر با F8 نیز عکاسی شود مشکی به خاکستری می‌زند و قسمت‌های روشن تصویر پیش از حد نوردهی می‌شوند و به اصطلاح می‌سوزند.

برای حل این مشکل دو راه وجود دارد، یا توسط نورسنج‌های اکسترنال به صورت مستقیم منبع‌های نور خوانده شود و یا به صورت بازتابی، نور کارت خاکستری قرار داده شده در کنار سوژه خوانده شود. کارت خاکستری ۱۸ درصد به گونه‌ای طراحی شده است تا تنها ۱۸ درصد نور را بازتاب دهد و مابقی را جذب کند؛ بنابراین کارت‌های خاکستری را می‌توان به عنوان معیار مناسبی برای نورسنجی دقیق قرار داد و هنگام عکاسی به صورتی دقیق نور محیط را خواند و دوربین را بر این اساس بر روی تنظیمات مناسب قرار داد. لازم به ذکر است که نورسنج‌های داخلی دوربین‌های DSLR با وجود پیشرفت‌های زیادی که داشته‌اند و همچنین نقاط بسیار مختلفی که در کادر جهت نورخوانی ارائه می‌دهند، همچنان برای نورخوانی‌ حرفه‌ای صحنه به خصوص در نورپردازی‌های استودیویی، ابرازی مناسب و کارآمد به شمار نمی‌آیند. ولی برای مصارف غیرحرفه‌ای نورسنج TTL دوربین حتی بدون استفاده از کارت‌های خاکستری پاسخگوی نیاز‌ها خواهد بود. فقط باید توجه داشت که با فرمت Raw عکاسی کرد تا کنترل بیشتری در تنظیم نوردهی و روشنایی تصویر در مرحله ادیت داشته باشیم.

کارت‌های خاکستری با ضرایب دیگر نیز تولید شده‌اند. به عنوان مثال کارت خاکستری ۱۲ درصد که ۱۲ تنها درصد نور را بازتاب می‌کند. این کارت جهت نوردهی کمی بیش از حد معمول به کار گرفته می‌شود و در نتیجه تصویر ثبت شده کمی روشن‌تر به نظر می‌رسد.

از دیگر کاربرد‌های کارت‌های خاکستری که امروزه نیز بیشتر به چشم می‌آید، تنظیم سفیدی، یا همان وایت بالانس تصویر است. با استفاده از کارت خاکستری هم می‌توان وایت بالانس را در مرحله عکاسی و هم در مرحله ادیت عکس اصلاح نمود. کارت خاکستری به گونه‌ای ساخته می‌شود که حداقل یک سطح آن کاملاً دقیق، به رنگ خاکستری میانه باشد و اگر قرار باشد که رنگ‌های اصلی قرمز، سبز و آبی را به ۲۵۶ واحد مختلف تقسیم کنیم، (سیستم رنگی RGB) کارت خاکستری در این سه رنگ باید مقداری معادل ۱۲۵ داشته باشد. (البته این مقادیر به کالیبراسیون صفحه نمایش و فضای رنگی مانیتور نیز بستگی دارد) به همین علت کارت‌های خاکستری را باید از لبه در دست گرفت و تا حد ممکن از تماس سطح آن با دست و اجسام دیگر جلوگیری شود؛ زیرا کوچک‌ترین تماس ممکن است که بر روی صفحه کارت لکه ایجاد کند و تعادل رنگی و میزان بازتاب نور را تغییر دهد و باعث تنظیم اشتباه نوردهی و وایت بالانس تصویر شود.

اگر قصد داشته باشیم که در همان لحظه ثبت عکس، تصویر با وایت بالانس دقیق ذخیره شود، باید تنظیمات وایت بالانس دوربین را در حالت Custom قرار داد و یک عکس از کارت خاکستری که در صحنه و در کنار سوژه قرار داده شده، گرفته شود و سپس آن را به عنوان معیار قرار داد. دوربین به صورت خودکار وایت بالانس را برای گرفتن عکس‌های بعدی بر روی عدد موردنظر تنظیم می‌کند.

در حالت اصلاح وایت بالانس در مرحله ادیت نیز با توجه به اینکه مقادیر RGB کارت خاکستری مساوی و برابر با ۱۲۵ می‌باشد، می‌توان از صحنه مورد نظر دو بار عکس گرفت، یک‌بار با قرار دادن کارت خاکستری در قاب تصویر و بار دیگر عکس با ترکیب‌بندی مورد نظر و سپس در عکسی که کارت خاکستری در آن وجود دارد، سفیدی تصویر را اصلاح کرد و تنظیمات آن را به عکس اصلی انتقال داد.

امروزه در بازار کارت‌های خاکستری با برندها و با کیفیت متفاوتی به بازار عرضه می‌شود که به دقت و کیفیت آن‌ها توجه شود. از میان این برند‌ها محصولات کمپانی‌هایی مثل Sekonic و Novoflex از اعتبار و دقت ساخت بالا‌یی برخوردار هستند. به عنوان مثال Novoflex ZEBRA Check Card از پلیمر تولید شده و پوشش ضدبازتاب روی هر دو سطح آن وجود دارد. یک‌طرف آن سفید و طرف دیگر خاکستری است؛ و برای نورسنجی و تنظیم وایت‌بالانس بسیار مناسب است و یا Sekonic Exposure Profile Target II در یک طرف کارت خاکستری ۱۸ درصد است و در طرف دیگر چارت یا پروفایل درجات مختلف خاکستری است که برای تست سنسور و رسیدن به بهترین نوردهی در ترکیب‌های مختلف لنز و دوربین کاربرد دارد.

گزینه‌های ساده‌تر و اقتصادی‌تری نیز روانه بازار شده است که در این میان می‌توان به کارت خاکستری SS اشاره کرد که از یک طرف آن می‌توان به عنوان رفلکتور نیز بهره برد.

تاکنون تجربه‌ی استفاده از کارت های خاکستری را داشته‌اید؟
اگر این طور است نظرات خود را با ما در میان بگذارید.