دیدگاه‌ها برای فینالیست‌های چهاردهمین دوره‌ی مسابقه‌ی عکاسی Smithsonian مشخص شدند با امید

سایت Smithsonian.com که از رسانه‌های وابسته به موسسه‌ی فرهنگی Smithsonian است، فینالیست‌های چهاردهمین دوره‌ی مسابقات عکاسی این موسسه را اعلام کرده است.

در مسابقات سال ۲۰۱۶ بیش از ۴۸۰۰۰ عکس از ۱۴۶ کشور مختلف شرکت داده شدند. در حال حاضر در وب‌سایت موسسه‌ی Smithsonian می‌توانید ۱۰ عکس برتر در ۷ بخش مختلف مسابقه را مشاهده کنید. همچنین می‌توانید به عکس‌هایی که به نظر شما بهتر هستند رأی دهید و در گزینش عکس منتخب مخاطبین شرکت داشته باشید.

برنده‌های عکس منتخب مخاطبین، در کنار برنده‌های جایزه‌ی بزرگ هر بخش در روز ۲۸ مارس ۲۰۱۷ اعلام خواهند شد.

برای مشاهده‌ی تمامی فینالیست‌ها و رأی دادن به عکس‌های موردعلاقه‌تان می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

کیف‌های جدید نشنال‌جئوگرافیک، هم‌چنان جذاب و دوست‌داشتنی

مانفروتو که به طور اختصاصی وظیفه طراحی کیف‌های نشنال‌جئوگرافیک را بر عهده دارد، باز هم هنر ناب طراحی ایتالیایی خود را به کار گرفته است و در ادامه تولید کیف‌های دوست‌داشتنی و جالب خود، دو مدل جدید از سری کیف‌های استرالیای نشنال را روانه بازار کرده است.

احتمالاً همان‌طور که می‌دانید کیف‌های نشنال‌جئوگرافیک، بر اساس معیار‌های بومی و فرهنگی مناطق مختلف طراحی می‌شود و همین موضوع نیز این محصولات را از لحاظ ظاهری بسیار اصیل و چشم‌نواز می‌سازد. به عنوان مثال کیف‌های سری مدیترانه بر اساس طبیعت سواحل این دریا طراحی شده و یا کیف‌های خاکی این برند با الهام از فرهنگ بومی آفریقا طراحی شده است.

در همین راستا کیف‌های سری استرالیا نیز با توجه به رنگ‌هایی که بیشتر در این منطقه به چشم می‌خورد طراحی و تولید شده است و در طراحی داخل آن شاهد المان‌هایی بومی مثل برگ‌های اکالیپتوس هستیم. دو کیف جدیدی که از این مجموعه رونمایی شده است یکی از نوع کوله‌پشتی و دیگری کیف‌دستی شانه آویز به حساب می‌آید. این کیف‌ها از ظرفیت کافی برای قرارگیری یک دوربین DSLR به همراه لنز و لوازم جانبی برخوردار است، به علاوه می‌توان از آن برای حمل وسایل شخصی نیز استفاده کرد. پوسته خارجی این دو کیف از پارچه و چرم خالص تشکیل شده درحالی‌که دیواره داخلی آن به پَد‌های اسفنجی و مقاوم در برابر ضربه مجهز است. این دو کیف فضای بسیار زیادی را جهت قرارگیری لوازم مختلف ارائه می‌دهد تا جایی که علاوه بر دوربین و یک لنز اضافی و سه‌پایه، می‌توان یک لپ‌تاپ تا ابعاد ۱۵ اینچ را در آن‌ها قرارداد و با امنیت بالا به حمل آن پرداخت.

مسابقه عکاسی DJI؛ استرالیا را از بالا نگاه کنید!

Skypixel با همکاری کمپانی DJI و سازمان گردشگری استرالیا مسابقه‌ای را تدارک دیده است. در این مسابقه علاقه‌مندان بایستی سعی کنند تا مناظر طبیعی استرالیا را در زاویه دیدی غیرمعمول و از بالا در غالب تصاویری جذاب و خارق‌العاده به ثبت برسانند. این فستیوال عکاسی قرار است که از ۳ مارس تا ۲ می ادامه داشته باشد و این امکان را چه به عکاسان حرفه‌ای و چه علاقه‌مندان، از مناظر بکر و فوق‌العاده استرالیا الهام بگیرند و تصاویر زیبایی را خلق کنند.

بر اساس گفته مدیر بخش مارکتینگ گردشگری استرالیا، عکاسی با دِرون‌ها رفته‌رفته محبوبیت بیشتری را در میان عکاسان پیدا می‌کند و این مسابقه قصد دارد که استعداد‌های برتر در این زمینه را کشف‌ کند. بنا به گفته او پیشرفت تکنولوژی و طراحی درون‌های جدید این اماکن را فراهم کرده است که استرالیا را در غالب داستانی جدید و به‌گونه‌ای که قبل از این ممکن نبوده است به تصویر بکشیم و طبیعت آن را در معرض دید جهان قرار دهیم.

جوایز این مسابقه نیز در نوع خود بسیار قابل‌توجه است. نفر اول یک پکیج کامل DJI enthuse 2 permium و یک تور ۵ روزه دو نفره به جزایر کانگورو و Howe دریافت خواهد کرد و نفر برتر دیگر شانس این را دارند که یک Phantom 4 pro، یک Mavic Pro و یا یک Osmo را با خود به خانه ببرند. به علاوه عکس‌هایی که طبق نظر داوران برای ورود به بخش مسابقه انتخاب می‌شوند بر روی سایت Skypixel به نمایش گذاشته خواهند شد. برای اطلاعات بیشتر و شرکت در مسابقه می‌توانید به سایت Skypixel مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها برای راهنمای خرید: 5D Mark III یا 6D با بهار

در این مقاله به مقایسه‌ی دو دوربین فول فریم کانن، 5D Mark III و 6D، می‌پردازم تا معلوم شود کدام‌یک در حال حاضر ارزش خرید بیشتری دارند. البته واضح است که انتظارات و کارکردهای موردنیاز ما است که تعیین می‌کند کدام دوربین برایمان مناسب است و بررسی هر دوربینی بدون در نظر گرفتن موارد استفاده از آن توجیه کمی دارد. بنابراین در اینجا هم ضمن بررسی این دو دوربین به ویژگی کسانی که می‌توانند مشتری احتمالی آن‌ها باشند می‌پردازم و در پایان بر اساس مقایسه‌ی بین این دو دوربین پیشنهاد‌هایی برای خرید یک فول فریم ارزان‌قیمت خواهم داشت. پس اگر قصد خرید یک دوربین فول فریم را دارید و مخصوصاً برای انتخاب بین این دو دوربین کانن مردد هستید، این مطلب برای شما نوشته شده است.

در سپتامبر سال 2012 بود که نیکون فول فریم جدید خود، D600، را معرفی کرد و بعد از کمتر از یک هفته، رقیب همیشگی، کانن، هم فول فریم جدید خود، 6D، را معرفی کرد و با ارائه‌ی این دو دوربین، بازار جدیدی با عنوان بازار فول فریم‌های سطح مبتدی به وجود آمد. دوربین 6D را می‌توان برادر کوچک‌تر 5D symbol III دانست که خیلی ارزان‌تر (در حال حاضر، تقریباً 1000 دلار ارزان‌تر، چیزی کمتر از دو سوم قیمت 5D III) از آن است. دوربین 5D در میان علاقه‌مندان به فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR از جایگاه بالایی برخوردار است و تا مدت‌ها بهترین و ارزان‌ترین وسیله برای ضبط تصاویر HD و باکیفیت سینمایی به شمار می‌رفت. بنابراین در مقایسه و بررسی این دو دوربین بخش مجزایی را به امکانات فیلمبرداری اختصاص داده‌ام. مثل همیشه، برای سهولت و سرعت مقایسه دو دوربین، ویژگی‌های بارز و مهم هر دو را در جدول زیر آورده‌ام.

[styled_table]

[/styled_table]

امکانات عکاسی

همان‌طور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، تفاوت‌های دو دوربین از لحاظ امکانات عکاسی خیلی فاحش نیست. عکس‌های 6D تنها 2 مگا پیکسل از عکس‌های 5D تفکیک‌پذیری پایین‌تری دارند و در سرعت عکاسی پیاپی هم 5D کمی سریع‌تر است. اما شاید بزرگ‌ترین تفاوت این دو به سیستم فوکوس خودکار مربوط می‌شود. تعداد نقاط فوکوس خودکار 5D نزدیک 6 برابر بیشتر از 6D است و سطح بزرگ‌تری از چشمی را در بر می‌گیرد و مهم‌تر آنکه 41 نقطه از آن‌ها از نوع cross-type  است. این در حالی است که تنها نقطه‌ی مرکزی فوکوس خودکار 6D از نوع cross-type  است. اما همین نقطه‌ی مرکزی فوکوس یک برگ برنده برای 6D هم محسوب می‌شود چراکه در حساسیت -3EV امکان فوکوس خودکار در شرایط نوری بسیار ضعیف را ممکن می‌سازد. در آزمون‌های انجام شده توسط سایت‌های نقد و بررسی دوربین‌های دیجیتال، همگی بر سرعت و دقت بالای فوکوس با این نقطه‌ی مرکزی فوکوس خودکار 6D صحه گذاشته‌اند.

یکی دیگر از تفاوت‌ها مربوط می‌شود به حداکثر سرعت شاتر که در 6D در حد DSLR های سطح مبتدی کانن یعنی 4000/1 ثانیه است. بااین‌حال برای خیلی از عکاسان سرعت بالاتر شاتر شاید اصلاً موردنیاز نباشد. وجود تنها یک درگاه حافظه در 6D هم از نقاط ضعف دیگری است که باز هم شاید برای خیلی‌ها مهم نباشد. اما وجود دو درگاه کارت حافظه و ذخیره‌سازی عکس‌ها در هر دو حافظه این اطمینان خاطر را به عکاس می‌دهد که در صورت خراب شدن یکی از کارت‌ها، تمام عکس‌ها و درواقع زحمات او به باد نرود. وجود دو درگاه حافظه می‌تواند برای عکاسان خبری یا رویدادها مثل مجالس عروسی اهمیت بسیار بیشتری داشته باشد.

اما نقطه‌ی قوت 6D ، عملکرد بسیار خوب آن در حساسیت‌های بالای ISO است. دوربین 5D را همگی به قابلیتش در عکاسی در شرایط نوری ضعیف می‌شناسیم و این خبر خوبی است که 6D هم همان کیفیت خوب عکاسی در ISO های بالا را ارائه می‌دهد.

ویژگی دیگری که کانن برای اولین بار در DSLR هایش ارائه داده، wifi و GPS داخلی دوربین 6D است. با استفاده از wifi داخلی این دوربین و نصب اپلیکیشن کانن بر روی تلفن همراه یا تبلت به‌راحتی می‌توان از راه دور عکس گرفت و عکس‌ها را بلافاصله بر روی تلفن همراه یا تبلت تماشا کرد. همچنین ثبت موقعیت جغرافیایی عکس‌ها با استفاده از GPS این دوربین، شمارا قادر می‌سازد تا مکان دقیق گرفته شدن هر عکس را بر روی نقشه پیدا کنید.

امکانات فیلمبرداری

در نگاه اول، تفاوت خاصی در امکانات فیلمبرداری بین 5D و 6D دیده نمی‌شود. هر دو امکان فیلم‌برداری full HD با سرعت حداکثر 30 فریم بر ثانیه را ارائه می‌دهند. اما نبود جک هدفون برای مانیتورینگ صدا و عدم ارائه خروجی غیر فشرده از طریق درگاه HDMI کمبودهایی است که 6D را نسبت به 5D  عقب می‌اندازد. شاید این دو نقطه ضعف، با توجه به قیمت پایین‌تر 6D ، برای بعضی‌ها قابل چشم‌پوشی باشد اما از نقطه‌ی ضعف اصلی 6D در هنگام فیلمبرداری، یعنی مشکل moire و aliasing نمی‌توان به‌راحتی چشم‌پوشی کرد. دوربین 5D symbol III کانن بسیار خوب از پس moire  و aliasing برمی‌آید اما 6D در این زمینه عملکرد ضعیفی دارد و در این مورد تفاوت بارزی بین این دو دوربین وجود دارد.

نتیجه‌گیری

آنچه که کاملاً محسوس است، تلاش آگاهانه‌ی کانن برای ارائه‌ی دوربینی است که نه آن‌قدر خوب باشد که بازار 5D symbol III را تصاحب کند و نه آن‌قدر بد و کم‌ادعا که اصلاً توجه کسی را جلب نکند. اما آنچه که بیش از هر چیز خریداران احتمالی را جذب این دوربین خواهد کرد قیمت بسیار پایین‌تر آن در مقابل مقرون به‌صرفه‌ترین فول فریم کانن تا قبل از 6D، یعنی 5D Mark III است. وسوسه‌ی داشتن فول فریم با چنین قیمتی می‌تواند خیلی‌ها را متوجه 6D کند.

با توجه به مقایسه‌ای که در بالا انجام شد، به نظر می‌رسد که دوربین 6D ازلحاظ امکانات و کیفیت عکاسی بسیار نزدیک‌تر به برادر بزرگ‌تر اش، 5D Mark III است تا امکانات و کیفیت فیلمبرداری. بنابراین اگر قصدتان از خرید 6D بیشتر برای کارهای فیلمبرداری است تا عکاسی، بهتر است کمی بیشتر هزینه کنید و 5D symbol III را بگیرید یا اگر قیمت برایتان مهم است، هرکدام از دوربین‌های سطح مبتدی  و متوسط کانن (650D,700D,750D,760D) هم می‌توانند کم و بیش کار شما را راه بیندازند. هرچند از لحاظ فیلمبرداری در شرایط نوری ضعیف عملکرد 6D را نخواهند داشت اما از لحاظ کیفیت فیلمبرداری در شرایط عادی و مشکل moire و aliasing در همان سطح هستند. ضمن اینکه با هک Magic Lantern می‌توان از دوربین‌های کانن ویدئو RAW و خیلی امکانات دیگر را به دست آورد که البته بهتر است تنها حرفه‌ای‌ها از این هک استفاده کنند چراکه استفاده از آن پیچیدگی‌هایی دارد که یادگیری آن برای همه آسان نیست.

اما اگر امکانات و کیفیت فیلمبرداری خیلی برایتان اهمیت ندارد و به دنبال فول فریمی هستید که با اینکه مقرون به صرفه است، امکانات عکاسی بسیار خوبی شبیه به 5D Mark III را داشته باشد، می‌توانید به 6D به‌عنوان یک گزینه مناسب فکر کنید. البته 6D تنها گزینه‌ی شما نخواهد بود. اگر به خاطر داشتن لنز های گران قیمت کانن یا تعصب به این برند تنها به دنبال بدنه‌ی کانن نیستید، DSLR فول فریم نیکون، D610، هم با قیمتی تقریباً یکسان می‌تواند نظرتان را جلب کند و حتی اگر از دوربین‌های بدون آینه بدتان نمی‌آید، A7 سونی فول فریمی است که از لحاظ امکانات قابل رقابت با دوربین‌های کانن و نیکون و از لحاظ قیمت (در بازار جهانی) حتی ارزان‌تر از آن‌هاست!  تنها محدودیت دوربین‌های سونی در حال حاضر نبود گستره‌ی وسیعی از لنزها برای مانت E سونی است، اما بااین‌حال یک مزیت بزرگ دوربین‌های بدون آینه، اندازه کوچک‌تر و وزن کمتر آن‌هاست که برای بعضی‌ها مثل عکاسان سفر امتیاز مهمی محسوب می‌شود.

دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با fatemeh

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

دیدگاه‌ها برای مقدمات عکاسی: ترکیب‌بندی در عکاسی پرتره با Drake

در این مطلب کوتاه نکاتی را پیرامون ترکیب‌بندی در عکاسی پرتره (در استودیو و در فضای باز) مطرح خواهیم کرد. برخی از مواردی که در ترکیب‌بندی در مورد عکاسی منظره مطرح شد در اینجا هم مصداق دارد و به منظور یادآوری باز هم به آنها اشاره خواهیم‌ کرد.

همانطور که می‌دانید عکاسی پرتره ممکن است در محیط استودیو و با پشت‌زمینه‌های سیاه و سفید (یا رنگی) و یا در محیط باز (شهری و طبیعت) صورت‌ گیرد. در هر دو حالت، قاب‌بندی و برش‌ها‌ی (cropping) مناسب یکی از مهارت‌های اولیه‌ای است که باید آنها را فرا بگیرید. یکی از برش‌های معروف در عکاسی پرتره، برش از سینه به بالا است. در این برش (عکس زیر) معمولاً دست‌ها افتاده و راست هستند.

50mm lens, camera angle next eye level

اگر کمی بخواهید تأکید بیشتری بر اجزا و حالت صورت داشته‌ باشید، می‌توانید این برش را بیشتر به سمت صورت پیش‌ ببرید و تقریباً شانه‌ها را از دو طرف عکس حذف‌ کنید. نکته‌ی مهم در اینجا این است که همیشه کمی فضای خالی بالای سر سوژه قراردهید و دقیقاً از روی موها برش ندهید.

ممکن است حتی از این هم فراتر بروید و تنها قسمتی از صورت را در کادر قراردهید. در این حالت می توانید تا بخشی از پیشانی و چانه را هم از کادر خارج کنید. این نوع قاب‌بندی هر چند خیلی مرسوم نیست اما بیشترین تأکید را بر روی چشم‌ها خواهد داشت و اگر سوژه شما چشم‌های زیبایی داشته‌ باشد، با این قاب‌بندی می‌توانید این نقطه‌ی قوّت او را بهتر نمایان کنید.

اما اگر کادر بازتری مدنظرتان باشد، می‌توانید تمام بدن سوژه یا قسمتی از پایین‌تنه را در کادر قراردهید. نکته‌ی مهم در اینجا این است که سعی کنید کادرتان اعضای بدن (دست‌ها و پاها) را در میانه قطع نکند. بهترین نوع برش، برش از کمی بالا‌تر از زانو است. برش‌های پایین‌تر (از ساق پا) حس خیلی خوبی به بیننده‌ی عکس منتقل نمی‌کند. بنابراین، سعی کنید یا از زانو برش دهید و یا کل بدن را در کادر حفظ کنید. به همین منوال برش از کمی بالا‌تر از آرنج دست بسیار بهتر از برش‌ از ساق دست است. در تصویر زیر، خطوط سبز مکان‌ برش‌های مجاز و خطوط قرمز مکان‌هایی که نباید از آنها برش داده‌ شود را نمایش می‌دهد.

نکته‌ی دیگری که در کادربندی باید مد نظر قرار‌دهید فضاهای خالی دو طرف سوژه است. معمولاً توصیه می‌شود که اگر سوژه‌ی شما به یک سمت کمی نیم‌رخ است (و شاید به همان سمت نگاه می‌کند)، بهتر است در آن سمت فضای خالی بیشتری قرار‌ دهید.

قانون یک‌ سوم‌ها در عکاسی پرتره هم مطرح است. مخصوصاً در عکاسی پرتره در محیط باز و زمانی که کادرتان را به شکل تمام قد یا از میان‌ تنه می‌بندید، رعایت قانون یک‌سوم‌ها به ایجاد توازن در عکس کمک شایانی‌ می‌کند. بعضی از دوربین‌های عکاسی (بیشتر کامپکت‌ها و بدون‌آینه‌ها) امکان نمایش خطوط راهنمای قانون یک‌سوم‌ها را در نمایشگر دوربین دارند که می‌تواند به شما در کادربندی‌تان کمک کند. اما برای کادربندی دقیق‌تر همیشه امکان کراپ‌کردن در فوتوشاپ وجود دارد.

با رعایت همین چند نکته‌ی ساده می‌توانید کیفیت ترکیب‌بندی عکس‌های پرتره‌ی خود را بهبود بخشید. اما همانطور که در خصوص ترکیب‌بندی در عکاسی منظره هم اشاره‌ کردم، این نکات را نباید قوانین تخلّف‌ناپذیر تلقّی کنید. اتفاقاً در عکاسی پرتره عدم رعایت این توصیه‌های کادربندی بسیار معمول‌تر از عکاسی منظره است و زمانی که آگاهانه و با درنظر گرفتن معیار‌های زیبایی‌شناسی باشد می‌تواند به خلق عکس‌هایی جذّاب منجر شود. برای مثال، عکس‌ زیر را در نظر بگیرید. در این عکس برخی از نکات مطرح شده در بالا رعایت نشده‌ است؛ اما با این حال، حاصل کار زیبا و چشم‌نواز است.

بنابراین، ضمن یادگیری این قوانین و توصیه‌ها، هرگاه شرایط ایجاب می‌کرد، برای ثبت عکس‌هایی خلّاقانه و جذّاب از کنار‌ گذاشتن این توصیه‌ها اِبایی نداشته‌ باشید!

دیدگاه‌ها برای مقدمات عکاسی: ترکیب‌بندی در عکاسی پرتره با آرش مهرآسا

در این مطلب کوتاه نکاتی را پیرامون ترکیب‌بندی در عکاسی پرتره (در استودیو و در فضای باز) مطرح خواهیم کرد. برخی از مواردی که در ترکیب‌بندی در مورد عکاسی منظره مطرح شد در اینجا هم مصداق دارد و به منظور یادآوری باز هم به آنها اشاره خواهیم‌ کرد.

همانطور که می‌دانید عکاسی پرتره ممکن است در محیط استودیو و با پشت‌زمینه‌های سیاه و سفید (یا رنگی) و یا در محیط باز (شهری و طبیعت) صورت‌ گیرد. در هر دو حالت، قاب‌بندی و برش‌ها‌ی (cropping) مناسب یکی از مهارت‌های اولیه‌ای است که باید آنها را فرا بگیرید. یکی از برش‌های معروف در عکاسی پرتره، برش از سینه به بالا است. در این برش (عکس زیر) معمولاً دست‌ها افتاده و راست هستند.

50mm lens, camera angle next eye level

اگر کمی بخواهید تأکید بیشتری بر اجزا و حالت صورت داشته‌ باشید، می‌توانید این برش را بیشتر به سمت صورت پیش‌ ببرید و تقریباً شانه‌ها را از دو طرف عکس حذف‌ کنید. نکته‌ی مهم در اینجا این است که همیشه کمی فضای خالی بالای سر سوژه قراردهید و دقیقاً از روی موها برش ندهید.

ممکن است حتی از این هم فراتر بروید و تنها قسمتی از صورت را در کادر قراردهید. در این حالت می توانید تا بخشی از پیشانی و چانه را هم از کادر خارج کنید. این نوع قاب‌بندی هر چند خیلی مرسوم نیست اما بیشترین تأکید را بر روی چشم‌ها خواهد داشت و اگر سوژه شما چشم‌های زیبایی داشته‌ باشد، با این قاب‌بندی می‌توانید این نقطه‌ی قوّت او را بهتر نمایان کنید.

اما اگر کادر بازتری مدنظرتان باشد، می‌توانید تمام بدن سوژه یا قسمتی از پایین‌تنه را در کادر قراردهید. نکته‌ی مهم در اینجا این است که سعی کنید کادرتان اعضای بدن (دست‌ها و پاها) را در میانه قطع نکند. بهترین نوع برش، برش از کمی بالا‌تر از زانو است. برش‌های پایین‌تر (از ساق پا) حس خیلی خوبی به بیننده‌ی عکس منتقل نمی‌کند. بنابراین، سعی کنید یا از زانو برش دهید و یا کل بدن را در کادر حفظ کنید. به همین منوال برش از کمی بالا‌تر از آرنج دست بسیار بهتر از برش‌ از ساق دست است. در تصویر زیر، خطوط سبز مکان‌ برش‌های مجاز و خطوط قرمز مکان‌هایی که نباید از آنها برش داده‌ شود را نمایش می‌دهد.

نکته‌ی دیگری که در کادربندی باید مد نظر قرار‌دهید فضاهای خالی دو طرف سوژه است. معمولاً توصیه می‌شود که اگر سوژه‌ی شما به یک سمت کمی نیم‌رخ است (و شاید به همان سمت نگاه می‌کند)، بهتر است در آن سمت فضای خالی بیشتری قرار‌ دهید.

قانون یک‌ سوم‌ها در عکاسی پرتره هم مطرح است. مخصوصاً در عکاسی پرتره در محیط باز و زمانی که کادرتان را به شکل تمام قد یا از میان‌ تنه می‌بندید، رعایت قانون یک‌سوم‌ها به ایجاد توازن در عکس کمک شایانی‌ می‌کند. بعضی از دوربین‌های عکاسی (بیشتر کامپکت‌ها و بدون‌آینه‌ها) امکان نمایش خطوط راهنمای قانون یک‌سوم‌ها را در نمایشگر دوربین دارند که می‌تواند به شما در کادربندی‌تان کمک کند. اما برای کادربندی دقیق‌تر همیشه امکان کراپ‌کردن در فوتوشاپ وجود دارد.

با رعایت همین چند نکته‌ی ساده می‌توانید کیفیت ترکیب‌بندی عکس‌های پرتره‌ی خود را بهبود بخشید. اما همانطور که در خصوص ترکیب‌بندی در عکاسی منظره هم اشاره‌ کردم، این نکات را نباید قوانین تخلّف‌ناپذیر تلقّی کنید. اتفاقاً در عکاسی پرتره عدم رعایت این توصیه‌های کادربندی بسیار معمول‌تر از عکاسی منظره است و زمانی که آگاهانه و با درنظر گرفتن معیار‌های زیبایی‌شناسی باشد می‌تواند به خلق عکس‌هایی جذّاب منجر شود. برای مثال، عکس‌ زیر را در نظر بگیرید. در این عکس برخی از نکات مطرح شده در بالا رعایت نشده‌ است؛ اما با این حال، حاصل کار زیبا و چشم‌نواز است.

بنابراین، ضمن یادگیری این قوانین و توصیه‌ها، هرگاه شرایط ایجاب می‌کرد، برای ثبت عکس‌هایی خلّاقانه و جذّاب از کنار‌ گذاشتن این توصیه‌ها اِبایی نداشته‌ باشید!

دیدگاه‌ها برای کانن فرم‌ویر جدیدی را برای 5D Mark IV منتشر کرد با رضا احمدی

همان‌گونه که احتمالاً در جریان هستید، پرچم‌دار دوربین‌های سری 5D کانن از ضعف نرم‌افزاری در قسمت فلاش رنج می‌برد. البته این عارضه در تمامی دوربین‌های این مدل مشاهده نشده و گزارش‌ها حکایت از آن دارند که تنها برخی از دوربین‌های این مدل دارای نقص در عملکرد فلاش هستند. ضعف یاد شده سبب می‌شود تا دوربین 5D Mark IV در تصحیح دقیق رنگ به هنگام استفاده از فلاش ناتوان ظاهر شود.

اما حال خبر می‌رسد که کمپانی کانن با انتشار یک فرم‌ویر جدید، توانسته این مشکل را به طور کامل برطرف سازد. با به‌روزرسانی یاد شده که نسخه 1.0.3 می‌باشد دوربین 5D Mark IV هنگام فلاش زدن قادر است تا دمای رنگی برحسب نورسنجی‌های مختلف را به طور صحیح به ثبت رساند. همچنین از قرار معلوم مشکل ارتباطی که میان دوربین و مبدل‌های تله EF1.4x III و EF2x III وجود داشت نیز برطرف گردیده است.

آیا شما هم با 5D Mark IV خود به مشکل‌های بالا برخورده‌اید؟ در هر صورت توصیه می‌شود تا فرم‌ویر دوربین خود را به آخرین نسخه یعنی 1.0.3 آپدیت کنید.

مسعود معصومی، از پیشکسوتان عکاسی درگذشت

استاد مسعود معصومی، یکی از پیشکسوتان عکاسی صنعتی و تبلیغاتی، روز جمعه، ۱۳ اسفندماه به دلیل ایست قلبی در بیمارستان گلسار رشت درگذشت.

استاد معصومی متولد سال ۱۳۱۶ بود و تحصیل رشته‌ی عکاسی را بین سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۹ در مدرسه‌ی دولتی مونیخ به پایان رساند. او حدود ۳۰ سال پیش به ایران بازگشت و با برپا کردن کارگاه عکاسی لورکا، عکاسی صنعتی و تبلیغاتی را آغاز کرد.

البته، ایشان علاوه بر برپا کردن کارگاه عکاسی لورکا، سال‌ها به تدریس در دانشکده‌های عکاسی مختلف ایران نیز اشتغال داشتند. مسعود معصومی تدریس را از دانشکده‌ی روزنامه‌نگاری آغاز کرد و تا سال گذشته در دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده‌ی صداوسیما، دانشگاه تهران و دانشگاه هنر در رشته‌های مختلف خبری، معماری، صنعتی و تبلیغاتی به تدریس مشغول بود.

مسعود معصومی از اوایل دهه‌ی ۸۰ تهران را ترک کرده بود و در روستایی از توابع شهرستان صومعه‌سرا در استان گیلان اقامت داشت و در آنجا نیز به عکاسی طبیعت و آموزش عکاسی می‌پرداخت.

فوتیکس رادیوتریگر Ares II را به بازار معرفی می‌کند

کمپانی Phottix که شرکتی مستقل در تولید تجهیزات نورپردازی به شمار می‌رود به تازگی از رادیو‌تریگر جدید خود رونمایی کرده است. این رادیوتریگر که با نام Ares ll به بازار عرضه خواهد شد از کانال‌های بیشتری جهت اتصال به فلاش و دوربین پشتیبانی می‌کند و اتصال بی‌سیم آن بنا بر ادعای کمپانی سازنده از پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود.

مجموعه فلاش تریگر Ares ll از یک فرستنده و از یک گیرنده یا Receiver تشکیل شده است تا بتوان با استفاده از این دو، طیف وسیعی از فلاش‌ها را از طریق اتصل بی‌سیم با دوربین سینک کرد.

کلیدهای کارآمد و صفحه LCD که بر روی بدنه رادیوتریگر Ares ll طراحی شده، کار با آن را نسبت به نمونه‌های قبلی بسیار ساده‌تر کرده و با کنترل بیشتری می‌توان فلاش‌های سینک شده با دوربین را تنظیم نمود. حداکثر برد Ares ll برای برقراری ارتباط بین دوربین و فلاش چیزی در حدود ۱۵۰ متر می‌باشد و این یعنی Ares ll نسبت به نمونه قبلی خود، یعنی Ares که بردی معادل ۲۰۰ متر داشت، در جایگاهی پایین‌تر ‌قرار گرفته است؛ اما این رادیو تریگر جدید نسبت به نمونه قبلی خود از امکانات بسیار بیشتری برخوردار است و علاوه بر امکان اتصال به انواع فلاش‌های استودیویی فوتیکس مثل Indra و +Mitros، برقراری ارتباط بین دوربین و فلاش‌هایی از کمپانی‌های متنوع دیگر مثل فلاش‌های رودوربینی سونی را ممکن کرده است. از دیگر مزیت‌های Ares ll می‌توان به برخورداری از ۱۶ کانال مختلف جهت اتصال دوربین به فلاش اشاره کرد که نسبت به نسخه‌های قبلی دو برابر شده است. به علاوه می‌توان فلاش‌ها را در ۴ گروه مختلف تقسیم بندی کرد و کنترل هر گروه را به صورت جداگانه در اختیار داشت.

Ares ll قادر است تا حداکثر سرعت ۱/۲۵۰ ثانیه فلاش را با شاتر سینک کند، البته این در صورتی است که فلاش نیز بتواند تا این سرعت به صورت هم‌زمان با شاتر هماهنگ شود. لازم به ذکر است که هم فرستنده Ares ll و هم گیرنده آن از دو باتری قلمی سایز AA به عنوان منبع تغذیه بهره می‌برند.