دیدگاه‌ها برای چه چیزی باعث برتری یک عکس پرتره می‌شود؟ با سارا سپاهی

ویرجینیا ولف در مقاله بلند «اتاقی از آن خود» می‌نویسد که ذهن یک هنرمند باید تابان و درخشان باشد. من همیشه این جمله را تحسین کرده‌ام چرا که به نظرم این عبارت مبین آن‌‌چیزی‌ست که غالب اوقات احساس می‌کنم در میانه بازار هنر گم شده‌است. بهترین آثار به ما معنای زنده بودن را نشان می‌دهند و به ما آرامش و بینش می‌دهند و الهام و افهام عرضه می‌کنند. مخاطب در واکنش شیمیایی که در واقع همان بیان هنری است به عنوان یک کاتالیزور عمل می‌کند. واکنش شیمیایی که وقتی اتفاق بیافتد، پیگیرانه می‌سوزاند.

ویرجینیا ولف در مقاله بلند «اتاقی از آن خود» می‌نویسد که ذهن یک هنرمند باید تابان و درخشان باشد. من همیشه این جمله را تحسین کرده‌ام چرا که به نظرم این عبارت مبین آن‌چیزی‌ست که غالب اوقات احساس می‌کنم در میانه بازار هنر گم شده‌است. بهترین آثار به ما معنای زنده بودن را نشان می‌دهند و به ما آرامش و بینش می‌دهند و الهام و افهام عرضه می‌کنند. مخاطب در واکنش شیمیایی که در واقع همان بیان هنری است به عنوان یک کاتالیزور عمل می‌کند. واکنش شیمیایی که وقتی اتفاق بیافتد، پیگیرانه می‌سوزاند.

عکس پرتره

عکس‌های پرتره نمونه‌های ویژه‌ای هستند چرا که به لحاظ تعریف حرفه‌ای دست کم دو نفر در خلق هر یک از این آثار نقش دارند: یکی عکاس و دیگری مدل پرتره. هیچ‌یک از این دو شخص بر دیگری کنترل کامل ندارد. در نتیجه عکس‌های پرتره تبدیل به گفتگویی میان دو طرف می‌شود، رقصی میان امیال دو فرد که به نوعی محصول یک همکاری مشترک است. بهترین پرتره‌ها آنهایی هستند که هر دو طرف اثر در آن موثر باشند و نقش بازی کرده‌باشند. عکاس پرده از اسراری می‌گشاید که کلمات از بیان آنها عاجز هستند و طبیعت پنهان و ناگفته‌ای را نمایش می‌دهد که باعث تمایز افراد از یک‌دیگر است.

پرتره‌های عالی قرینه محض چهره‌ها نیستند. این آثار شکلی ازمطالعات چهره‌خوانی و سیماشناسی (Physiognomy) یا نمونه‌های ثبت‌شده مردم‌سنجی (anthropometric) نیستند. اگر این‌گونه بود آن‌گاه هر عکاسی با یک لنز شارپ و دوربین ۵۰ مگاپیکسلی می‌توانست یک پرتره‌گیر عالی باشد. در یک پرتره جرقه‌ای از سوژه به سوی خالق اثر و آنگاه مخاطب می‌جهد، انگار یک سیناپس عصبی میان ما پیام آور این جرقه می‌شود. ما می‌توانیم تلاش خودمان را بکنیم تا این جرقه را توصیف کنیم، اما اثر واقعی آن بیش از هر چیز درونی است. عکس‌هایی را که بیشتر از همه می‌پسندم، بسیار سخت‌تر از دیگر عکس‌ها می‌توانم توصیف کنم. از همین طریق است که عکس‌های بهتر را می‌توانم تشخیص بدهم.

چند سال پیش داشتم درون جعبه‌ای از عکس‌ها در مخزن موزه ویکتوریا و آلبرت (Victoria Albert Museum) جستجو می‌کردم که ناگهان دلم ریخت. من در میان عکس‌ها به یک عکس برخوردم که عکاس مشهور دوران ویکتوریا، اسکار ریلاندر (Oscar Rejlander) از همسرش، مری بول (Mary Bull) گرفته‌بود. من تحت تاثیر این موضوع قرار گرفتم که تا چه اندازه ریلاندر همسرش را عاشقانه دوست داشته و این زن هم عاشق اوست. این احساس در عکس ثبت شده‌بود، و من نمی‌دانم چگونه! به آن خیره شدم و آن را در دستانم بالا و پایین کردم، تحلیلش کردم. اما باز هم نمی‌توانستم معمایش را بگشایم. چگونه یک عکاس می‌تواند احساسات را منتقل کند؟ کاملا روشن و بارز و مشخص، عین روز در عکس مشخص بود.

من از دوست عکاسم، توماس جاشوا کوپر (Thomas Joshua Cooper) پرسیدم که به نظر او چگونه می‌توان این قضیه را توضیح داد. او معتقد بود که حالات و اشارات سوژه باعث این حس شده‌است. حالتی که این زن سر و دستش را نگه‌داشته‌است، برقی که در چشمانش است و البته شیوه گرفتن دوربین توسط ریلاندر. و یا شاید هم البته مربوط به شیوه‌ای باشد که آن را چاپ کرده‌اند، به خاطر تنالیته عکس و غنای آن. مطمئنم که حق با توماس بود. همه اینها نشانه‌هایی است از اینکه علاقه در سطح زیست‌شناسانه وجود دارد. یک عکاس باید بداند که همه این جزئیات می‌تواند در مطالعه پرتره در دید مخاطب، به نظر بیاید. عکاسان خوب از این عناصر به نفع خودشان استفاده می‌کنند.

اما همچنان نکات بیشتری هم وجود دارد. دوربین‌ و لنزها چیزی جز ماشین نیستند و در ذات خودشان کور و بی‌اراده و فاقد اندیشه‌اند. آنها ابزار هستند، وسیله‌ای برای رسیدن به هدف. جستجوی دل و روح دوربین با نگاه کردن به آن مانند این است که به چشمان شفاف یک کوسه چشم بدوزیم و در جستجو رحم و مروت در آن باشیم. هر دو مفهوم غیرقابل یافتن هستند. انسانیتی که ما در عکس‌ها می‌بینیم نتیجه تلاشی انسانی هستند، تلاشی مطلقا انسانی.

اگر زمانی توانستم دریابم که چگونه احساسات می‌توانند در عکس‌ها حیات پیدا کنند، آن‌گاه خودم را بازنشسته می‌کنم و سراغ یک کار دیگر می‌روم. چرا که برای من چیزی که باعث می‌شود عکاسی تا این حد جذاب باشد این واقعیت است که ماشینی تا این حد بی‌احساس را می‌توان به نام احساسات ناب بشری به خدمت گرفت. وقتی که من در جستجوی یک عکس بسیار خوب هستم، فقط در جستجوی همین هستم. دوست دارم اثر بیش از آنکه پاسخ دهد سوال بپرسد. دوست دارم ته‌مزه‌اش هیچ‌وقت از دهانم نرود. دنبال آینه‌ای هستم که بازتابی از خودم را نمایش دهد. عکسی که باعث شود بارها و بارها بازگردم و آن را تماشا کنم. عکسی که هر اندازه سنم بیشتر می‌شود، با من رشد کند و در ذهنم بزرگ‌تر شود. عکسی که آن‌گونه که ولف به خوبی توصیف کرده‌است، درخشان و تابان باشد.

 

منبع: ypch.ir

دیدگاه‌ها برای مقدمات عکاسی: آشنایی با لنزها با سارا سپاهی

همانطور که می‌دانید، یکی از مزایای مهم دوربین‌های DSLR امکان تعویض لنز در آنها است. در این مطلب کوتاه به معرفی انواع لنز‌های موجود برای دوربین‌های DSLR می‌پردازیم. این مطلب به برند خاصی از لنز و دوربین وابسته نیست و در مورد تمام لنز‌ها و دوربین‌های DSLR شرکت‌های مطرح (نیکون، کانن، سونی، پنتاکس و غیره) صادق است.

قبل از دسته‌بندی لنز‌ها که عمدتاً بر اساس فاصله‌ی کانونی صورت می‌گیرد، نیاز است در مورد دیافراگم لنز هم کمی توضیح دهیم. دریچه‌ای که در وسط لنز راه را برای رسیدن نور به سنسور تصویر باز می‌کند دیافراگم نامیده ‌می‌شود. هرچه گشودگی این دریچه بیشتر باشد نور بیشتری به سنسور تصویر می‌رسد. لنز‌های زوم ممکن است دارای دیافراگم ثابت یا متغیّر باشند. در لنز‌های زوم با دیافراگم ثابت، با زوم‌کردن دریچه‌ی دیافراگم ثابت و در بازترین حالت باقی ‌می‌ماند؛ اما در لنز‌های زوم با دیافراگم متغیّر، همزمان با زوم‌ کردن دریچه‌ی دیافراگم هم بسته‌تر می‌شود. قراردادن دیافراگم‌های بسیار باز و ثابت (مانند f/2.8 و بازتر) در لنز‌های زوم با پیچیدگی‌هایی همراه است که باعث می‌شود قیمت چنین لنز‌هایی در مقایسه با لنز‌های زوم با دیافراگم بسته‌تر و متغیّر بسیار بالاتر باشد. بنابراین، اکثر لنز‌های زوم ارزان‌قیمت (مانند لنز کیت 18-55mm f/3.5-5.6 دو شرکت کانن و نیکون) دارای دیافراگم‌های متغیّر هستند.

Prime Zoom

پرایم و زوم: در یک دسته‌بندی کلّی لنزهای دوربین‌های DSLR را می‌توان به دو گروه زوم و پرایم تقسیم‌بندی کرد. لنز‌های پرایم دارای فاصله‌ی کانونی ثابتی هستند و امکان زوم‌کردن در آنها وجود ندارد. این امر باعث می‌شود که خیلی از عکاسان مبتدی به خاطر نبود امکان تغییر فاصله‌ی کانونی از این لنز‌ها دوری کنند؛ اما با این وجود، این لنز‌ها نسبت به لنز‌های زوم دارای مزیّت‌هایی هم هستند. اول اینکه ارزان‌تر بوده و به طور کلّی به نسبت قیمتشان از لنز‌های زوم شارپنس بالاتری دارند. دوم اینکه این لنز‌ها به نسبت لنز‌های زوم وزن و اندازه‌ی کوچک‌تری دارند و این حمل آنها را آسان‌تر می‌کند. لنز‌های زوم دارای فاصله‌ی کانونی متغیّر هستند. دامنه‌ی زوم لنز‌های زوم هم متفاوت است. محبوب‌ترین نوع این لنز‌ها لنز‌های زوم استاندارد (مانند لنز‌های 24-70mm) هستند که معمولاً از فاصله‌ی کانونی واید تا کمی تله را پوشش می‌دهند. پیچیدگی‌های ساختاری این‌لنز‌ها سبب می‌شود که لنز‌های زوم باکیفیّت و شارپنس بالا از لنز‌های پرایم به مراتب ‌قیمت‌ بالاتری داشته ‌باشند. همچنین، بسته‌ به دامنه‌ی زوم و ویژگی‌های دیگر، این ‌لنز‌ها اغلب بزرگ‌تر و سنگین‌تر از لنز‌های پرایم هستند. با این حال، سهولت استفاده از لنز‌های زوم باعث شده تا اکثر عکاسان حرفه‌ای برای کاربری‌های معمول خود لنز‌های زوم را به لنز‌های پرایم ترجیح‌ دهند.

Normal lens

لنز نرمال: در دوربین‌های فیلم 35 میلیمتری و DSLRهای فول‌فریم فاصله‌ی کانونی 50 میلیمتر را نرمال می‌دانند. نرمال بودن به معنی دارا بودن زاویه‌ی دیدی شبیه به زاویه‌ی دید چشمان انسان است. تقریباً تمام تولیدکنندگان مطرح لنز در خط تولید خود یک لنز پرایم 50 میلیمتری هم دارند. در دوربین‌های سایز APS-C (مانند کانن 700D و نیکون D5200) به دلیل کوچک‌تر بودن اندازه‌ی سنسور تصویر، فاصله‌ی کانونی نرمال هم کمتر بوده و بین 30 تا 35 میلیمتر است.

Wide

واید و سوپر واید: در دوربین‌های فیلم 35 میلیمتری و DSLRهای فول‌فریم، معمولاً فواصل کانونی کمتر از 50 میلیمتر را واید می‌دانند. همچنین، فواصل کانونی کمتر از 24 میلیمتر را سوپر واید یا به عبارت دیگر اولترا واید به حساب می‌آورند. اغلب لنز‌های سوپر واید از نوع زوم هستند. در لنز‌های ساخته‌شده مخصوص دوربین‌های APS-C هم اکثر لنز‌های سوپرواید از نوع زوم بوده و شامل دامنه‌‌هایی نظیر 11-16mm و 11-24mm می‌باشند. بیشترین کاربرد لنز‌های واید و سوپر واید در عکاسی منظره و در عکاسی در محیط‌های بسته‌ی کوچک است که امکان فاصله‌گرفتن از سوژه وجود‌ ندارد. در کمترین میزان فواصل کانونی، لنز‌هایی معروف به لنز‌های Fisheye (چشم ماهی) وجود دارند که زاویه‌ی ‌دید آنها 180 درجه (از قطر) است. در دوربین‌های فول‌فریم، با لنز‌های 15 و 16 میلیمتری می‌توان به این زاویه‌ی دید دست ‌یافت. در دوربین‌های کراپ APS-C، برای رسیدن به زاویه‌ی دید 180 درجه، لنز باید دارای فاصله‌ی کانونی برابر با 8 میلیمتر باشد.

Telephoto

تِله فوتو و سوپرتِله: لنز‌هایی که دارای فاصله‌ی کانونی بیش از 50 میلیمتر در دوربین‌های فول‌فریم و بیش از 35 میلیمتر در دوربین‌های APS-C باشند در محدوده‌ی تله قرار می‌گیرند. قدرت تله‌ی لنز‌ها متفاوت است و هرچه لنزی دارای فاصله‌ی کانونی بیشتری باشد قدرت تله‌ی بیشتری هم خواهد داشت. بسیاری از لنز‌های تله هم نظیر لنز‌های واید از نوع زوم هستند. لنز‌های زوم دارای فاصله‌ی کانونی 70-200mm از محبوب‌ترین لنز‌ها با قدرت تله‌ی متوسط هستند. یکی از مهمترین کاربرد‌های این لنز‌ها در عکاسی پرتره است که در آن فاصله‌ی کانونی تله باعث می‌شود اعضای صورت بدون اعوجاج و طبیعی‌تر در عکس ثبت‌ شوند. معمولاً لنز‌های دارای فاصله‌ی کانونی بیش از 300 میلیمتر را سوپرتله می‌دانند. بعضی لنز‌های سوپر‌تله آنقدر بزرگ و سنگین هستند که برای استفاده از آنها لنز را باید بر روی سه‌پایه ‌قرارداده و دوربین را به آن متّصل‌کرد!

Macro Lenses

لنز‌ ماکرو: لنز‌ ماکرو به لنزی گفته می‌شود که دارای بزرگنمایی حداقل یک به یک در نزدیکترین فاصله‌ی قابل فوکوس باشد. بزرگنمایی یک به یک (یا 1x) بدین معنی است که اندازه‌ی سوژه‌ی عکاسی ‌شده بر روی سنسور تصویر دوربین دقیقاً برابر با اندازه‌ی واقعی سوژه است. بزرگنمایی 1x حداقل میزانی است که یک لنز را ماکروی واقعی می‌کند؛ اما لنز‌های ماکرو ممکن است دارای بزرگنمایی بیشتری تا پنج به یک (5x) هم باشند. لنز‌های ماکرو در فواصل کانونی متفاوتی تولید می‌شوند (مانند 40، 60 و100 میلیمتر) و بسته به کیفیت اُپتیکی و میزان بزرگنمایی دامنه‌ی قیمتی وسیعی دارند. فاصله‌ی کانونی بیشتر به عکاسان ماکرو کمک می‌کند تا بتوانند با دورتر قرار‌دادن دوربین از سوژه راحت‌تر به نورپردازی سوژه بپردازند.

 

دیدگاه‌ها برای راهنمای فلاش‌های Speedlite کانن (2) با محمد امیرمیران

 

در بخش قبلی راهنمای فلاش‌های کانن، درباره سه مدل نخست از فلاش‌های کانن توضیح دادیم. در این بخش، فلاش‌های دیگر کانن را معرفی می‌کنیم.

CANON SPEEDLITE 580EXII

580EX II

فلاش 580EX II برادر بزرگ‌تر 430EX II به حساب می‌آید. این فلاش کمی قوی‌تر، کمی پیچیده‌تر، کمی بزرگ‌تر، کمی سنگین‌تر و البته خیلی گران‌تر از مدل قبلی خودش است.

شاید مهم‌ترین دلیل برای اینکه یک نفر بخواهد به جای 430EX II از 580EX II استفاده کند، چندان به عدد راهنمای 58 در این فلاش که قوی‌تر از عدد راهنمای 43 در مدل قبلی است ارتباطی نداشته باشد. مهم‌ترین مزیت 580EX II نسبت به مدل قبلی امکان استفاده به عنوان فلاش Master برای کنترل فلاش‌های دیگر (Slave) به صورت بی‌سیم است. البته این کنترل از راه دور به صورت رادیویی نیست و براساس تابش نور انجام می‌شود.

از آنجا که در نوردهی‌هایی که با چند فلاش انجام می‌شود، معمولا یک فلاش به عنوان Master باقی فلاش‌ها را کنترل می‌کند، بنابراین به دلیل قیمت بالای این مدل، اغلب عکاسان ترجیح می‌دهند فقط یکی از چند فلاشی که در کیف‌شان می‌گذارند 580EX II باشد و باقی فلاش‌های یک کیت را از مدل 430EX II خریداری می‌کنند. ضمن اینکه فلاش برخی از مدل‌های جدید‌تر کانن مانند 7D و 600D و مدل‌های بعد از آنها، خود می‌توانند به عنوان Master عمل کنند. بنابراین با وجود این قابلیت در دوربین‌های جدید کانن، شاید تنها دلیل استفاده از مدل 580EX II، قدرت بالای آن باشد.

SPEEDLITE 600EX-RT

600EX RT

فلاش 600EX-RT آخرین مدل از خانواده فلاش‌های کانن و قوی‌ترین آنهاست. عبارت RT در این فلاش مخفف عبارت Radio Transmitter به معنی فرستنده رادیویی است. زیرا این فلاش به صورت داخلی، مجهز به یک فرستنده رادیویی می‌باشد که می‌تواند بدون نیاز به پالس‌های نوری، به صورت بی‌سیم با فرستنده‌های رادیویی هم خانواده خودش ارتباط برقرار کند.

ارتباط بی‌سیم از طریق پالس‌های نور تابیده شده (که البته آن نیز در 600EX RT تعبیه شده است) در اغلب اوقات چندان قابل اطمینان نیست. زیرا نه تنها استفاده از این قابلیت محدودیت فاصله دارد و ممکن است از فواصل دور اصلا ارتباط برقرار نکند، بلکه می‌بایست ارتباط مستقیم بین فلاش‌ها وجود داشته باشد یا اصطلاحا فلاش‌ها بتوانند همدیگر را ببینند. بنابراین در صورتی که یک شی حائل بین فلاش‌ها قرار بگیرد، به احتمال زیاد نمی‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند.

اغلب عکاسان حرفه ای برای رفع این محدودیت از تریگر‌های رادیویی مانندPocket Wizard  یا Phottix Odin برای این کار استفاده می‌کنند. خوشبختانه کانن برای اولین بار این تریگر را به صورت داخلی در خود فلاش تعبیه کرده است. البته این فلاش قیمت نسبتا بالایی دارد و ضمنا برای تحریک شدن توسط دوربین به یک فلاش 600EX RT دیگر یا یک فرستنده مانند ST-E3-RT که همراه با همین فلاش معرفی شد استفاده کنید. مدتی پیش شرکت فوتیکس فرستنده Laso را برای این سری از فلاش‌ها با همین قابلیت معرفی کرد. این فرستنده و گیرنده فوتیکس مخصوص فلاش‌های سری RT کانن و همچنین فلاش‌های مجهز به قابلیت E-TTL / E-TTL II طراحی و ساخته شده است و برد آن نزدیک به 100 متر است.

فلاش 600EX-RT و همچنین تریگر همراه آن برای عکاسانی که استفاده زیادی از فلاش‌های‌شان می‌کنند مقرون به صرفه است. به عنوان مثال عکاسان عروسی یا خبری که ممکن است گاهی اوقات به طور پیوسته تعداد زیادی فلاش بزنند، می‌توانند مطمئن باشند که این فلاش‌ هرگز داغ نمی‌کند یا در شرایط حساس از کار نمی‌افتد. ضمن اینکه می‌تواند به راحتی به صورت بی‌سیم مورد استفاده قرار بگیرد و برای نورپردازی بسیار مناسب است.

Mitros+

فلاش‌هایی که در اینجا نام بردیم، همگی جزو محصولات نورپردازی شرکت کانن هستند. اما انتخاب‌های عکاسان محدود به این محصولات نمی‌شود. بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز محصولات خوبی در این زمینه به بازار عرضه کرده‌اند که با قیمت‌هایی مقرون به صرفه، امکانات بالایی را در اختیار کاربران می‌گذارند. از جمله این محصولات می‌توان به Mitros ، محصول ستایش شده شرکت Phottix اشاره کرد که تیم فوتیکس بیش از سه سال برای طراحی و ساخت آن وقت صرف کرده است. امکانات فوق‌العاده در کنار کیفیت ساخت بالا، این فلاش را به یک جایگزین خوب برای فلاش‌های رده بالای کانن تبدیل کرده است.

تجربه شما با فلاش‌های کانن چیست و چه پیشنهادی برای کاربران دیگری که می‌خواهند از این فلاش‌ها استفاده کنند دارید؟

دیدگاه‌ها برای چگونه واضح ترین عکس ممکن را بگیریم؟ نکته‌ای کوتاه اما مهم با امید استاجی

معمولاً لنز ها در دیافراگمی نیمه باز ( دیافراگمی مانند f/8 و f/11 ) واضح ترین نتیجه را در پی خواهند داشت. در این مطلب کوتاه به شما خواهیم گفت که چگونه با لنز خود بتوانید وضوح عکس خود را افزایش دهید.

هر چه دیافراگم بسته تر باشد، سرعت شاتر باید پایین تر بیاید، بنابراین شما باید ISO را بالا ببرید تا بتوانید از سرعت شاتر نسبتاً بالایی استفاده کنید تا لرزشی در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: اشتباهات رایج در انتخاب سرعت شاتر و بهترین تنظیماتی که باید استفاده کنید

سرعت شاتری که لرزش دست را ثبت نمی کند معمولاً سرعتی سریعتر از عدد ۱ بر روی اندازه فاصله کانونی است ( فاصله کانونی / ۱ )، مانند ۱/۵۰ ثانیه برای لنز ۵۰mm نصب شده بر روی دوربین Full-frame.

سیستم لرزش گیر لنز به شما این اجازه را می دهد تا با گرفتن دوربین در دست بتوانید با سرعت شاتر پایین تر عکس واضح تری بگیرید بدون اینکه مقدار ISO را بالا ببرید و یا دیافراگم دوربین را بیشتر باز کنید.

بعضی لرزش گیر ها به قدری قوی هستند که با فعال کردن آنها می توانید با سرعتی بسیار پایین تر از سرعت معمول عکس بگیرید و لرزش دست شما در عکس ثبت نشود.

مطلب پیشنهادی: 5 نکته برای بدست آوردن شارپ‌ترین عکس‌های ممکن

اگر چه، ار چنین لنز هایی هم اگر درست استفاده نکنید عکس کاملاً واضحی نخواهید داشت و لبه های اجسام داخل عکس نرم شده و جزئیات آنطور که باید واضح ثبت نخواهند شد.

 

منبع: Lenzak

تمدید فراخوان جشنواره عکس ” خلخال بام آبی آذربایجان “

شهـرداری خلخال در راستای سیاست های فرهنگـی و تلاش در به تصویـر کشیـدن ظرفیـت ها و تحولات شهـری، جشنواره عکـس “خلخال بام آبـی آذربایجان” را بـرگزار می نمایـد.
اهـداف:

– تلاش در به تصویـر کشیـدن ظرفیت های طبیعت و گردشگری شهرستان خلخال در تمام فصـول بویژه فصل زمستان.
– رویکـرد نگاه عکاسانه به شهر و بافت شهـری و دعـوت به ایجـاد زمینه مشارکت عکاسان در نشان دادن زیبایـی های شهر.
– آسیب شناسـی و نگاه مستنـد به مبلمان شهـر، نقاط ضعف و قوت فضای شهـری و ارائه راهکار های فرهنگـی.
– نگاه مستند به چهره شهر، بازار، میادین، اماکن عمومی، مشاغـل، فضاهای کسب و کار در شهر، فرهنگ عامـه، خدمات و تحولات

موضوع جشنواره

جشنواره در دو بخش میزبان نگاه زیبای عکاسان خواهد بود:
الف( بخش طبیـعت و گردشگـری ب( بخش شهـری
در بخش الف عکس ها می بایست مربـوط به طبیعت و گردشگری شهرستان خلخال و مناطق منتهی به خلخال باشد لذا اماکن مذهبی، روستاهای گردشگری، چشم اندازهای زیبا و … می تواند موضوع عکس ها باشد.
در بخش ب عکس ها می بایست تنها مربـوط به محدوده شهـر خلخال باشد.

مقررات :

۱ .شرکت کنندگان مجاز هستند در هر بخش حداکثر ۵ عکس در مجموع حداکثر ۱۰ عکس به دبیرخانه ارسال نمایند.
۲ .درج اطلاعات لازم مانند مشخص نمودن بخش های الف و ب، نام و نام خانوادگی، شماره تماس به همـراه آثار الزامی است.
۳ .عکس های ارسالـی باید کمتر از ۲ مگابایت با فرمت JPG و ۲۰۰۰ پیکسل در ضلع بـزرگ باشد.
۴ .شرکت کنندگان می توانند از نظر رنگ، نور، کادر و… اصلاح کننـد ولی ویرایش و اصلاح عکس ها نباید به سندیـت عکس ها لطمه بزند.
۵ .شایسته است عکس ها مربـوط به سال های اخیر باشد.
۶ .ارسال عکس ها به صـورت پست الکترونیکـی به آدرس جیمیل فراخوان shahrdarikhalkhal@gmail.com و یا در قالب سـی دی به آدرس دبیرخانه امکان پذیر است.
۷ .شهرداری مجاز به استفاده از عکـس های پذیرفته شده برای مصارف فرهنگـی و یا تبلیغات با رعایـت درج نام صاحب اثـر خواهد شد.
۸ .ارسال اثـر به معنای پذیرش تمامـی مقررات این فراخوان بوده و ارسال کننده عکس، صاحب اثر شناخته می شود.
۹ .تصمیم گیـری در مورد موارد پیش بینی نشده به عهده دبیـرخانه می باشد.

گاهشمار جشنواره:

مهلت ارسال آثار از تاریـخ نشر فراخوان تا دهم بهمن ماه می باشـد.
زمان اعلام برگزیدگان و تجلیل از آنها پس از پایان مهلت ارسال به اطلاع شرکت کنندگان خواهد رسید.

جوایز برگزیدگان در هر بخش(بخش الف و ب) :

نفر اول، لوح تقدیر به همراه مبلغ ۸۰۰۰۰۰۰ ریال جایزه نقدی
نفر دوم، لوح تقدیر به همراه مبلغ ۵۰۰۰۰۰۰ ریال جایزه نقدی
نفره سوم، لوح تقدیر به همراه مبلغ ۳۰۰۰۰۰۰ ریال جایزه نقدی
از دو نفر نیز به عنوان شایسته تقدیر به همراه مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰ ریال جایزه تقدیر به عمل خواهد آمد.

لذا شهـرداری خلخال، حضـور و شرکت همه عکاسان حرفـه ای و آماتـور را در این فراخـوان مغتنـم می شمارد.

دبیــر جشنواره :

فاطـمه جـوادی (شهـردار خلـخال) / مدیـر اجرایـی : روابط عمومـی شهـرداری و شـورای اسلامی شهـر خلـخال

هیات انتـخاب و داوران :

اکبـر مداحـی گیـوی، جاویـد خدمتـی، مجیـد خالقـی مقـدم

دبیـرخانـه :

شهـرداری خلخال، دبیـرخانه شهـرداری،

جیمیل :shahrdarikhalkhal@gmail.com

شماره تـماس : ۰۹۱۰۴۳۵۷۴۱۵

 

منبع: yphc.ir

دلایل بی‌اهمیت بودن میزان فروش برندهای دوربین

همه‌روزه آمارهای مختلفی راجع‌به فروش دوربین‌های سه برند اصلی دوربین عکاسی یعنی کانن، نیکون و سونی منتشر می‌شود؛ اما آیا واقعا این آمارها اهمیت دارند و حاوی اطلاعات مفیدی هستند؟

«ما پرفروش‌ترین شرکت در دوربین های فول‌فریم هستیم»؛ ادعایی که سه شرکت بزرگ تولیدکننده‌ی دوربینهای فول‌فریم مطرح می‌کنند. شاید از کلمات متفاوتی استفاده شود یا توضیحات بیشتری داده‌ شود؛ اما حقیقتی که تغییر نمی‌کند، جانبدارانه بودن این تبلیغات است. چندین دلیل برای توجه نکردن به این ادعاها وجود دارد؛ دلیل اول این است که حتی با در نظر گرفتن جزییات این آمارهای فروش (مثلا فروش در فلان ماه یا فلان منطقه) این اعداد اطلاعات زیادی به ما نمی‌دهند.

این آمار‌ها، اطلاعات را از نمونه آماری کوچکی گلچین می‌کنند. تنها سه برند بزرگ وجود دارد و محصولات اندکی در یک زمان مشخص رونمایی می‌شوند؛ پس رونمایی یک مدل جدید باعث اوج گرفتن فروش یک برند در مقایسه با برند‌های دیگر در جدول فروش می‌شود. یک مدل جدید از طریق پیش‌فروش از نمونه‌ی رقیب موجود در بازار که پس از اوج فروش اولیه خود هم‌چنان بیست و سه ماه در حال عرضه بوده است، بیشتر می‌فروشد. پس این آمارها بیشتر از آن که پادشاه مطلق دوربین‌ها را مشخص کنند، پادشاه فروش را در بازه‌ی زمانی محدود مشخص می‌کنند.

در ادامه، دلایل بی‌اهمیت بودن این آمارها را مرور می‌کنیم.

تعهدات قبلی

عرضه‌ی همزمان مدل‌های مشابه دو برند، مثل عرضه‌ی همزمان نیکون D850 و سونی a7R III اتفاق جالبی است؛ هر چند این دو مدل برای گروه خریداران مشابهی در بازار هدف‌گذاری شده‌اند؛ اما باز هم برنده‌ی رقابت بین این دو، نکات زیادی درباره کیفیت دوربین مشخص نمی‌کند. چرا که در بازار درجه‌ای از وفاداری به برند وجود دارد.

سرمایه‌گذاری در لنزها و لوازم جانبی به این معنی است که بسیار بعید به‌نظر می‌رسد که عمده‌ی عکاسان، سیستم دوربین خود را با دوربین‌های فول‌فریم تغییر دهند. پس اگر قبول کنیم که درصد زیادی از فروش دوربین‌های فول‌فریم جدید متعلق به این دسته از کاربران است، به این نکته پی می‌بریم که بخش عمده‌ی محبوبیت فعلی از سال‌ها پیش معین شده‌ است.

استدلال قبل برای کسانی که تاکنون عکاس فول‌فریم نبوده‌اند نیز صدق می‌کند. مفهوم مسیر ارتقاء دوربین (هر چند غیرواقعی) که توسط سازنده ترویج می‌شود، منجر به متعهدشدن خریدار به یک سیستم می‌شود؛ حتی اگر عکاس فول‌فریم نباشد.

تمام نکات بالا، در بازار دوربین‌ و لنزهای حرفه‌ای تشدید می‌شود. نه تنها بسیاری از لنزهای حرفه‌ای بسیار گران هستند و تعهد مالی خریدار را به یک سیستم افزایش می‌دهند؛ بلکه احتمال این وجود دارد که بخشی از کیت عکاسی خریدار به کارفرما تعلق داشته باشد یا خریدار بخشی از شبکه‌ی پشتیبانی یک برند باشد.

پس بسیاری از نمودار‌های فروش، بیشتر درباره‌ی این هستند که آیا یک برند موفق به ترغیب کاربران خود به به‌روزرسانی محصولات شده است؛ تا اینکه درباره‌ی جذب خریداران از کاربران برندهای دیگر باشند.

سکون بیشتر

برای ترغیب کاربران به تغییر برند یک‌ دوربین، این دلیل باید به‌صورت قابل‌توجه‌ای بهتر باشد و مردم نیز آن را به خوبی درک کنند. کانن بسیاری از کاربران Nikon را در زمان عرضه فوکوس خودکار به سمت خود جلب کرد و تعداد زیاد لنزهای سفید که در گوشه‌‌گوشه استادیوم‌های ورزشی مشغول عکاسی با این لنز هستند، گواهی بر این است. Canon حتی با عرضه‌ی یک مدل نه‌چندان قدرتمند (مانند مدل EOS-1D III)، مشتریان زیادی را از دست نخواهد داد؛ تا زمانی که رقبا محصولات بهتری ارائه کنند؛ و دوباره این سکون در مقابل تغییر، در عکاسان حرفه‌ای شدید‌تر است.

حتی در زمان عقب افتادن یک برند در بخش‌های مختلف، احتمال اینکه کاربران متوجه آن نشوند وجود دارد. برای مدتی کانن در برد دینامیکی از رقبای نام‌دار خود عقب افتاد؛ اما شاهد مهاجرت بزرگی از سوی آن‌ها نبودیم. کابران کانن این تغییرات را متوجه نشده‌ بودند؛ زیرا به توانایی‌های دوربین خود عادت کرده‌ بودند. به هر حال مردم به مدلی که تابه‌حال ندیده‌اند، علاقه‌مند نمی‌شوند! پس بسیاری از کاربران کانن حتی با وجود مفیدبودن تغییر سیستم، انگیزه‌ای برای تغییر نداشتند. امروزه کانن این فاصله را پر کرده و فرصت برای دیگر شرکت‌ها برای جلب‌نظر کاربران کانن از دست رفته و حتی این شرکت بازار جدیدی را با توسعه فوکوس خودکار Dual Pixel ایجاد کرده است.

پس حتی زمانی که EOS 6D در مقایسه با رقبایش ناامید‌کننده ظاهر شد، به اندازه‌ای خوب بود تا کاربران کانن حتی با وجود فایده در تغییر سیستم به سیستم خود وفادار بمانند.

ادعاهای پرسروصدا

خلاصه‌ی این اعداد و آمار چیزی درباره کیفیت دوربین‌های برند‌ها مشخص نمی‌کنند. شاید آنها اطلاعات جالبی درباره‌ی اینکه یک تکنولوژی، جای خود را در بازار پیدا خواهد کرد یا خیر، به شما بدهند؛ اما بدون محتوای بیشتر، حتی تفسیر این اطلاعات نیز سخت است. برای نمونه، برخلاف ادعاهای سونی احتمالا چندین سال طول خواهد کشید تا بفهمیم آیا دوربین‌های بدون آینه (mirror less) باعث کاهش فروش DSLR خواهند شد یا بازار را بزرگ‌تر خواهند‌ کرد.

موفقیت تجاری سیستمی که خریده‌اید، اطمینان‌خاطر درباره‌ی آینده‌ی آن می‌دهد. اما آیا واقعا عملکرد تجاری این برند در مقایسه با برندهای دیگر اهمیتی برای شما دارد؟ از آنجا که این اعداد تقریبا هیچ‌چیز درباره‌ی کیفیت دوربین یا حتی جریان بازار مشخص نمی‌کنند؛ بسیاری از بحث‌ها درباره‌ی این آمار جانبداری، کورکورانه است که توسط بخش بازاریابی شرکت‌ها تحریک می‌شود.

 

منبع: yphc.ir

۱۰ نکته آموزشی عکاسی پرتره

عکاسی پرتره راهی است که عکاس با آن ذات فرد و داستان زندگی اش را از درون لنز به تصویر می کشد. عکس پرتره باید به نحوی گرفته شود که با نگاه کردن به آن هزاران حرف برای گفتن وجود داشته باشد. به همین علت است که عکاسی پرتره با ثبت احساسات عمیق همراه است. در ادامه به ۱۰ نکته آموزنده در عکاسی پرتره اشاره خواهیم کرد.

۱- ارتباط بر قرار کنید

یکی از نکات خیلی خوب در عکاسی پرتره، ایجاد کردن نوعی راحتی در مدل یا سوژه و به خوبی مشاهده کردن شخص قبل از قرار گرفتن پشت دوربین است. بر قرار کردن ارتباط عمیق با شخص، پیش نیاز یک عکس پرتره عالی است.

۲- درست ژست گرفتن سوژه

گفته می شود که بهترین ژست پرتره آن است که از پاهای سوژه شروع می شود. اگر پاهای سوژه در وضعیت مطلوبی نباشند، عکس خوب از کار در نمی آید. پس مطمئن شوید که سوژه تان در حالتی ژست گرفته که ترکیب بدنش زیبا نشان داده می شود. برای آموزش بیشتر در مورد ژست پرتره مطلب «چگونه برای عکس پرتره یک ژست عالی بگیریم» را مطالعه نمایید.

۳- پرسپکتیو را تغییر دهید

معمولا عکس های پرتره با پرسپکتیو هم سطح چشمان شخص عکاسی می شوند. برای اینکه به عکس پرتره خود جلوه تازه ای دهید، زاویه عکاسی تان را به کلی عوض کنید. با اعمال این تغییر یک فاکتور تعجب (wow) را به عکس خود اضافه خواهید کرد.

۴- لنز زاویه عریض

گاهی با استفاده از لنز های زاویه عریض می توان عکس های پرتره فوق العاده ای گرفت. فاصله کانونی عریض دوربین، حالت شگفت انگیزی را در عکس ایجاد می کند. این برخی از قسمت های بدن و صورت را در لبه های کادر عکس بزگنمایی می کند که سبب خلق حالتی نمایشی در عکس می شود.

۵- مستقیم فلاش نزنید

عکاسان باید به خاطر داشته باشند که فلاش مستقیم به ندرت در عکاسی صورت شخص جواب می دهد. اما اگر فلاش در دو طرف سوژه قرار داده شود، سایه هایی که ایجاد می شوند و هم نور را روی سوژه خواهیم داشت. این کار در پرتره جزئیات بیشتری را به ما می دهد.

۶- احساسات

پرتره ای که با خود احساسات به همراه داشته باشد، خواست هر عکاسی است. یک نکته ارزشمند در اینجا این است که عکس را به گونه ای هدایت کنیم که به پرتره ای جادویی تبدیل شده و احساسات هنگام ژست گرفتن سوژه برافروخته شوند. افرادی که این عکس را تماشا می کنند باید این احساسات را در یک نگاه اجمالی دریافت کنند.

۷- محیط

نور و محیط در خلق یک عکس پرتره عالی نقش مهمی را ایفا می کنند. یک عکاس خوب کسی است که می داند چگونه عوامل موجود را به بهترین نحو برای بهتر شدن پرتره ای که قرار است بگیرد، به کار برد. برای مثال اگر می خواهید یک شخصیت جدی را نشان دهید، نور کم بهترین گزینه به نظر می رسد.

۸- دست ها

دست ها مثل تکه ای گوشت در مقابل لنز هستند. آن ها می توانند به شکل های مختلفی قرار داده شوند و به عکس ظاهری متفاوت دهند، پس باید زاویه های مختلف را امتحان کرد تا دست ها خوشایند تر دیده شوند.

۹- ارتباط چشمی

چشم های مدل می توانند اثری باطنی به عکس ببخشند. چیزهایی مثل نگاه نکردن به دوربین یا نگاه کردن به جایی داخل کادر عکس به جای مستقیم نگاه کردن به لنز می تواند تفاوت ایجاد کند.

۱۰- پس زمینه ها

سوژه نقطه اصلی عکس است، اما قرار دادن اشخاص جلوی پس زمینه های گوناگون می تواند حالت عکس را به کلی عوض کند. پس در انتخاب پس زمینه ها دقت کرده و پس زمینه های مختلف را امتحان کنید. حتی می توانید برای پرتره خود یک پس زمینه خیلی ساده را در نظر بگیرید.

 

منبع: Lenzak

گلکسی نوت ۹ و پیکسل ۳، دارنده بهترین دوربین های سلفی به انتخاب DxOMark

ما در ۴۰ درصد اوقات از دوربین سلفی موبایل هایمان استفاده می کنیم با این حال اما اکثرا هم شرکت های سازنده و هم کاربران بیشترین اهمیت را به دوربین اصلی تلفن های هوشمندشان می دهند. با در نظر داشتن همین کاستی (در بخش اطلاع رسانی) DxOMark براساس معیارهایی نظیر نمایش توناژ پوست و دقت رنگ، شارپ بودن تصاویر، تضاد رنگ و اکسپوژر و مواردی از این دست سیستم نمره دهی جدیدی را برای دوربین های جلویی تلفن های هوشمند تعریف کرده. در همین رابطه نیز این آزمایشگاه تعدادی از تلفن های هوشمند موجود در بازار را مورد بررسی قرار داده و اعلام کرده که گلکسی نوت ۹ و گوگل پیکسل ۳ (هر دو با کسب نمره ۹۲) با اختلاف زیاد صدرنشین جدول دارندگان بهترین دوربین های سلفی هستند.

اما فرایند تست DxOMark برای این منظور نیز کاملا دقیق و پیچیده است و تست های خود را تحت شرایط کنترل شده به صورت عینی و ذهنی انجام داده. این شرکت حتی با یک گروه تحقیقاتی هالیوودی نیز در این زمینه همکاری کرده تا یک ماکت با توناژهای پوستی واقع گرایانه بسازد و آن را معیار ارزیابی های خود قرار دهد.

در این بررسی بالغ بر ۱۵۰۰ عکس و دو ساعت محتوای ویدیویی با استفاده از هر دستگاه تهیه شد و در ادامه کارشناسان این محتواها را مورد بررسی و تحلیل دقیق قرار دادند تا آنها را هم براساس دقت و هم زیبایی شان طبقه بندی کنند. در مواردی که افکت زیبایی بیش از اندازه روی عکس ها اعمال و نتیجه ای غیرواقعی حاصل می شد، از نمره نهایی دستگاه کسر می گردید.

بعد از بررسی های نهایی مشخص شد که که گوشی های شیائومی می میکس ۳، آیفون XS Max و گلکسی اس ۹ به ترتیب با امتیازهای ۸۴، ۸۲ و ۸۱ بهترین دوربین های جلویی را دارند و همزمان گوشی های پیکسل ۳ و گلکسی نوت ۹ نیز با اختلاف رتبه های اول و دوم این جدول را به خود اختصاص داده اند.

در گزارش DxOMark در این باره آمده است:

نتایج عملکرد هر دو گوشی فوق العاده است و موازنه خوبی میان شاخصه های مختلف تصویر برقرار است با این حال اما گوگل تاکید زیادی روی بافت و جزئیات دارد و در نتیجه تصاویر تهیه شده با دوربین سلفی پیکسل ۳ اندکی نویز دارند. در مقابل اما مهندسان سامسونگ ترجیح داده اند تصاویر تمیزتر و عاری از نویز را برای کاربران نوت ۹ به ارمغان بیاورند و در نتیجه برخی از جزئیات را در این راه قربانی کنند. پیکسل ۳ بهترین دوربین سلفی برای گرفتن عکس را دارد و نوت ۹ اما انتخاب اول برای ضبط ویدیو است.

در نظر داشته باشید که داشتن بهترین دوربین سلفی لزوما به معنای برتری دوربین اصلی یک گوشی نیست. برای مثال DxOMark بالاترین نمره دوربین اصلی را به گوشی میت ۲۰ هواوی داد (امتیاز ۱۰۹) اما امتیاز ۷۸ را برای دوربین سلفی آن در نظر گرفت. حال اگر امتیاز هر دو دوربین را به هم اضافه کنیم گوشی نوت ۹ امتیاز ۱۹۵ را دریافت می کند و در صدر می نشیند و پیکسل ۳ نیز با کسب امتیاز ۱۹۳ جایگاه دوم را به دست می آورد.

 

منبع: Digiato

ابر ماه خونین به روایت عکاسان سرتاسر جهان

یکشنبه گذشته (۳۰ دی ماه) دو پدیده ‌ی مختلف خسوف و ابر ماه همزمان با یکدیگر رخ دادند و موجب شدند که یک ابر ماه خونین در آسمان نقش ببندد. این اتفاق دو روز پیش از ساعت ۲۲:۳۵ دقیقه در آمریکای شمالی شروع شد و تا ساعت ۲۳:۴۰ دقیقه به اوج خود رسید. به همین دلیل عکاسانی از سرتاسر جهان سعی کردند تلاقی دو پدیده‌ی خاص را که در نوع خود بی نظیر بود ثبت کنند.

تلاقی ماه گرفتگی با ماه کامل بسیار اتفاق نادری است و بر اساس پیش بینی های منجمان در قرن بیست و یکم، هشتاد و پنج ماه گرفتگی کامل به وقوع می پیوندد که تنها ۲۸ مورد از آنها با ابر ماه تلاقی پیدا خواهند کرد. بدین ترتیب بهتر است بدون وقفه به مشاهده عکس‌های این پدیده بپردازیم چون ممکن است دیگر چنین چیزی را مشاهده نکنیم؛


منظره‌ی پدیده‌ی ماه گرفتگی در واشنگتن

ابر ماه خونین در کنار پرچم ایالات متحده آمریکا

عکاسی در انتظار رخ دادن این پدیده در مدلین کلمبیا

ابر ماه خونین بر فراز آکروپلیس باستانی در لاریسای یونان

ماه در میان دکوراسیون خیابانهای شهر مونته ویدئو در اورگوئه

ماه در منهتن نیویورک

ابر ماه خونین بر فراز فرشتگان شهر پراگ در چک

ماه کامل گرگی نقش بسته در آسمان کلن آلمان

منظره عکسان حاضر در وین اتریش که برای ثبت این پدیده کنار هم جمع شده‌اند

ماه خونین کامل

روند رخ دادن این پدیده به صورت کامل

ماه خونین در میان دو شخصیت اساطیری

ماه کامل گرگی بر فراز ساختمان‌های شهر

سه ماه مختلف در کنار هم

 

منبع: Digiato

محو کردن حرکت ابرها با فیلتر ND: محاسبه نوردهی در چهار مرحله‌ی ساده

استفاده از نوردهی طولانی برای محو کردن حرکت آب یک تکنیک عکاسی قدیمی است ولی از همین روش می‌توان برای افکت محو سازی حرکت ابرها نیز استفاده کرد. در این مطلب قصد داریم چگونگی تخمین نوردهی با فیلتر کاهنده نور یا ND برای محوسازی حرکت ابرها را به شما آموزش دهیم تا بتوانید به عکس‌های منظره خود جلوه‌ی زیباتری ببخشید.

اصول کلی استفاده از نوردهی طولانی برای ثبت محو حرکات برای آب و ابر یکسان است ولی دو تفاوت مهم در این دو وجود دارد.

اول اینکه مدت زمان نوردهی برای محو کردن تحرک ابرها باید به نسبت طولانی‌تر باشد. چیزی در حدود ۳۰ ثانیه یا بیشتر.

دوم اینکه سطح نور در این نوع عکسبرداری معمولا بالاتر است و استفاده از سرعت شاتر پایین برای تنظیم نوردهی دشوارتر می‌شود.

برای حل این مشکل ما از فیلتر‌های کاهنده نور (ND یا Neutral Density) استفاده می‌کنیم. به طور خلاصه این نوع فیلتر مقدار نور تابیده شده بر لنز را کاهش می‌دهند و به این صورت می‌توانید از نوردهی طولانی‌تری استفاده کنید.

۱- انتخاب فیلتر

فیلتر‌های ND بر اساس مقدار نوری که فیلتر می‌کنند شدت‌های مختلفی دارند. هر چه فیلتر قوی‌تر باشد، شما می‌توانید نوردهی طولانی‌تری داشته باشید.

فیلتر ۰٫۳ND شما را قادر می‌سازد تا زمان نوردهی را تا یک پله (برای نمونه از ۳۰/۱ تا ۱۵/۱ ثانیه) افزایش دهید ولی حتی اگر خیلی سریع هم عمل کنید این زمان همچنان برای محو کردن تحرک ابرها کافی نیست.

برای رساندن زمان نوردهی به ۳۰ ثانیه به یک فیلتر کاهنده‌ی قوی نور نیاز دارید که با آن بتوانید نوردهی را تا ۱۰ پله افزایش دهید (برای نمونه از ۳۰/۱ آن را تا ۳۰ ثانیه افزایش دهید).

۲- تنظیم کادر و محاسبه نوردهی

اولین موضوعی که توجه شما را جلب می‌کند این است که فیلتر‌های قوی کاهنده نور آنقدر تیره هستند که به سختی می‌توانید پشت آن‌ها را ببینید، بنابراین باید پیش از قرار دادن فیلتر بر لنز کادر خود را تنظیم کنید.

قسمت سخت ماجرا تنظیم درست زمان نوردهی می‌باشد.

اکثر فیلترها جدول تبدیلی نیز به همراه دارند که به شما کمک می‌کنند زمان نوردهی هنگام وجود فیلتر را بر اساس زمان نوردهی در هنگام عدم وجود فیلتر محاسبه نمایید.

همانطور که عرض کردم سرعت شاتر ۳۰/۱ ثانیه با استفاده از یک فیلتر ND قوی به ۳۰ ثانیه تبدیل می‌شود.

۳- تنظیمات دوربین

برای به وجود آوردن افکت محو باید از سرعت شاتری طولانی‌تر از ۳۰ ثانیه استفاده نمایید. برای اینکار بهتر است از محدوده‌ی دیافراگم کوچک (مثلا f/22) و ایزو ۱۰۰ استفاده کنید.

وقتی که سرعت شاتر مناسب را پیدا کردید، می‌توانید از جدول برای محاسبه زمان نوردهی در زمان اتصال فیلتر استفاده نمایید.

سپس دوربین را روی حالت Bulb قرار دهید. به این صورت تا زمانی که دکمه‌ی شاتر را رها نکرده باشید دریچه‌ی شاتر باز می‌ماند.

۴- گرفتن عکس

کندترین سرعت شاتری که در اکثر دوربین‌های حال حاضر وجود دارد ۳۰ ثانیه است، بنابراین برای افزایش مدت زمان نوردهی باید از یک رهاساز شاتر دارای قفل استفاده نمایید.

اگر بخواهید به صورت دستی شاتر را نگه دارید، ممکن است دوربین بلرزد و عکس نهایی به صورت مات ثبت شود.

از کرنومتر یا ثانیه شمار ساعتتان برای تنظیم زمان نوردهی استفاده نمایید و سپس قفل رهاساز را آزاد کنید تا نوردهی خاتمه یابد. عکس گرفته شده را روی صفحه‌ی نمایش LCD مشاهده کرده و در صورت نیاز زمان نوردهی را افزایش یا کاهش دهید.

 

منبع: Lenzak