چگونه برای عکس پرتره یک ژست عالی بگیریم

دانستن چگونگی قرار دادن مدل ها کلید ایجاد پرتره های خوب است. در این مقاله نکاتی درباره قرار دادن و ژست مدلتان برای ایجاد عکس های خیره کننده صحبت خواهیم کرد. از دست و پا، تا سر و چشم ها، همه را پوشش خواهیم داد!

اصول قرار دادن مدل

کلید ترکیب بندی عکس برای هر پرتره خوبی در ژست و حالتی است که مدل شما برای عکس ایجاد می کند. این وظیفه شماست، پیامی که م یخواهید در عکستان دیده شود را به سوژه ی خود منتقل کنید. به کرات عکس هایی دیده ام که ژست و نورپردازی آنها خوب است ولی مدل، پیام اشتباهی را با حالت چهره خود منتقل می کند که به کلی عکس را خراب می کند.

ژست سوژه به این خاطر که خطوط و عناصر پویا درون کادر تصویر ایجاد می کند برای یک پرتره ضروری است. دانستن چگونه بیرون کشیدن این از مدل، برای شما حیاتی است. سوژه ی شما نمی داند چگونه ژست بگیرد، دست هایش را نگه دارد یا چه حالتی ایجاد کند – و اینها کار شما به عنوان یک عکاس است. در این مقاله من اینها را با به اشتراک گذاردن مقداری راهنمایی کارا درباره ی ژست گرفتن، به شما یاد خواهم داد.

کف پاها

به عنوان یک قائده در هر نوع عکاسی پرتره، ابتدا کف پاها مطرح می شوند. حالت ایستادن سوژه ی شما بیان می کند که آیا در حین عکاسی راحت بوده است و یا در این ژست به نظر راحت می رسد یا نه. اینکه مدلتان را با حالتی سفت و محکم در مقابل دوربینتان داشته باشید، عکسی خوشایند ایجاد نخواهد کرد.

در اغلب موقعیت ها، پای پشتی باید زاویه ای ۹۰ درجه ای نسبت به دوربین داشته باشد و پای جلویی به سمت دوربین باشد. این باعث می شود سوژه کمی به سمت دوربین بچرخد تا حالتی متناسبتر و خوشایندتر ایجاد شود. وقتی پاها محکم و مستقیم به سمت دوربین قرار گرفته است، ژست حالتی از پرخاشگری را ایجاد می کند که در اغلب اوقات منظور ما نیست.

پاها و پهلوها

نقل قولی که که در مورد پاها شنیده ام این است که «اگر می تواند خم شود، پس خمش کن.» پس یک پا را آزاد کنید و ببینید چگونه زانو و مچ پا به طور طبیعی خم می شوند و قرار می گیریند. وقتی وزنتان را روی یک پا می اندازید، پهلوی همان پا کمی بیرون زده و بیشتر برجسته می شود. برخی عکاسان این حالت سوژه را دوست دارند ولی اغلب آنها وزن را روی پای عقبی می اندازند تا پهلوی عقبی برجسته شود و از دید دوربین مخفی بماند.

دست ها

دست ها احتمالا مشکلترین مورد هستند. دست ها می توانند چیزهایی در مورد مدل شما فاش کنند و حسی از انیمیشن به یک ژست دهند. این گفته می شود که، شما باید مطمئن شوید که آنها در پرتره تان زیاد برجسته نیستند. به یاد داشته باشید که تمرکز بیننده همچنان باید بر چهره باشد پس شما باید مطمئن شوید که دست ها مقدار زیادی از نور کلیدی را نمی گیرند چرا که چشم ها باید روشنترین بخش عکس باشند.

اگر شما مطمئن نیستید در عکستان می خواهید با دست ها چه کنید، پس از شرشان خلاص شوید. کنار دست ها بهتر از کل جلو یا پشت دست ها به نظر می رسد پس کنار آنها باریک تر است و آنچنان برجسته نیست. اگر دست ها بالای کمر قرار گرفته اند بهتر است خم شوند تا زیباتر به نظر برسد.

اگر آنها پایین کمر هستند پس بهتر است آزادشان کنید تا عادی قرار گیرند. همچنین می توانید آن ها را درون جیب شلوارتان قرار دهید ولی توجه داشته باید که شست ها را بیرون بگذارید تا همه ی دست پوشیده نشود. هرگز آنها را محکم مشت نکنید چرا که نشانه ی دیگری از خشونت است.

تنه

همه ما عکس های متهمان را دیده ایم. (عکس هایی که از روبرو و کنار متهم گرفته می شود.) حالت مرده رو به دورین، شانه ها صاف و بی حس. وقتی مدل شما مستقیم روبروی دوربین قرار گرفته، شانه ها پهن ترین قسمت بدن اوست که مدل شما را از تناسب خارج می کند. بسیار عریض و مثل یک مستطیل، باعث می شود که مدل شما حالتی تهاجمی داشته باشد.

راه حل این مشکل این است که مقداری بدن مدلتان را نسبته به دوربین زاویه دهید. در چرخش عرض قابل رویت شانه ها را کاهش می دهید بنا بر این مدلتان را باریک تر جلوه می دهید. مدلتان را وادار کنید وزنش را روی پای عقبی بیندازد تا به طور طبیعی شانه عقبی پایین تر رود و در ترکیب بندی باعث آرامش بیشتر گردد. به هر قیمتی از شانه های افتاده یا حالت های بد جلوگیری کنید تا عکستان خراب نشود.

سر

در ادامه کارمان به سر می رسیم. اگر شما از مدلتان بخواهید تا حسی را به خود بگیرد و بعد به سراغ قرار دادن کف پاها، پاها، پهلوها و تنه بروید آیا فکر می کنید مدل تان هنوز همان حسی که دوست دارید را به خود گرفته است؟ یک قانون برای من این است که سر و چهره را در مرحله آخر درست کنم.

برخی عکاسان دوست دارند تا درست همسطح چشمان عکاسی کنند – و این در اغلب اوقات جواب می دهد – اما اگر به دنبال چیزی خاص و متفاوت هستید، عکاسی در حالت های کمی بالاتر یا پایین تر از سطح چشمان مدل را نیز امتحان کنید. می توانید آن ها را وادار کنید که پایین یا بالا یا درست به دوربین نگاه کنند. انتخاب دیگر این است که از سوژه ها بخواهید به دوردست ها خیره شوند.

در حالت رها، سر به طور طبیعی کمی به یک سمت خم می شود. پس اگر به این فکر می کنید که عکسی طبیعی بگیرید در نظر داشته باشید که سر مدل را کمی بچرخانید. اگر سر را کمی به بالا بچرخانید بینی را کمی کوچک می کنید و منطقه گردن را بسط می دهید تا مشکل غبغب کمتر به چشم آید. چرخاندن سر به سمت پایین حالتی صمیمی به شما می دهد ولی در مدل هایی که بینی طبیعی یا کوچک دارند جواب می دهد، پس این حالت برای هر مدلی کارایی ندارد!

مانند آنچه درباره ی شانه ها گفته شد، چرخاندن سر به حالت سه رخ در کوچک نشان دادن صورت ها یا فک های پهن به شما کمک می کند. اگر مدل شما خود دارای صورتی باریک است، استفاده از این تکنیک به باریک تر و بلند تر نشان دادن صورت کمک می کند که باعث ایجاد حالتی از بیماری در عکس شما می شود.

چشمان

چشم ها قوی ترین قسمت هر عکس پرتره ای هستند. چشمان ایجاد کننده یا از بین برنده حسی که در حال ساختن آن بوده اید هستند. شما می توانید حالتی جذاب تر با پایین بردن چانه مدل خود ایجاد کنید زیرا با این کار اندازه چشمان را افزایش می دهید. البته این در حالتی کار می کند که دهان و ابرو های مدل شما هم داستانی مشابه روایت کنند. (حسی یکسان داشته باشند.)

کل صورت باید حس یکسان داشته باشد تا حس و حالتی که می سازند گیج کننده نباشد. شما می توانید از مدل خود بخواهید به جایی دور از دوربین نگاه کنید ولی به یاد داشته باشید در این حالت گرفتن حس چشمان سخت تر خواهد بود. مردم می گویند چشم ها دریچه ای به روح افراد اند – اگر شما در چگونه به نظر رسیدن چشم ها استاد شوید، عکس های شما قدرتمند تر خواهند شد.

راهنماییهای مختصرتر

در ادامه راهنمایی هایی را مطرح می کنیم که به شما کمک می کند تا به مدلتان کمک کنید بهترینش را به نمایش بگذارد:

  • اگر سر مدل بی مو است، از زاویه ای پایین تر عکس بگیرید تا مقدار کمتری از موهای او را نشان دهید و هرگز از نور(یا فلاش) بر روی موها استفاده نکنید.
  • اگر مدل شما بینی بزرگی دارد پس از او بخواهید مستقیم به دوربین نگاه کند و از زاویه ای کمی پایین تر عکس بگیرید تا بینی او زیاد برجسته به نظر نرسد.
  • اگر مدل شما گوش های بزرگی دارد سرش را بچرخانید تا یکی از آنها پیدا باشد و سپس با محو کردن نور روی گوش، گوش را در سایه قرار دهید تا قابل توجه نباشد.
  • اگر مدل شما مقدار زیادی چین و چروک دارد نور رو مستقیم به او بتابینید چرا که نور مستقیم هایلایت ایجاد نمی کند و باعث کم شدن چین و چروک می شود.
  • همان طور که کمی پیش گفته شد اگر مدل شما غبغب دارد از او بخواهید کمی سرش را بالا بگیرد تا منطقه گردن او بسط داده شود. همچنین می توانید نوردهی را از بالا انجام دهید تا زیر خط فک ها سایه ایجاد شود و منطقه زیر چانه را کمتر قابل توجه کند.
  • اگر مدل شما چهره گرد و چاق دارد صورتش را به راست یا چپ بچرخانید تا به شما نمایی سه رخ بدهد. همچنین از فلاش اکسترنال استفاده کنید تا یک سمت چهره را روشن کنید.
  • حقه ای دیگر که مدل شما را به نظر باریک تر نشان می دهد این است که مطمئن شوید فاصله ای بین بازو ها و تنه ی او وجود دارد. شما از این سورپرایز خواهید شد که وقتی بازوها به تنه چسبیده اند چه قدر بزرگ تر به نظر می رسد.
جمع بندی

حالا که راهنمایی های پایه، ولی مهم، درباره قرار دادن و وضعیت مدل را یاد گرفته اید، بروید و ببینید چه قدر می توانید آنها را در عکاسی تان به کار بگیرید. به یاد داشته باشید که راست و مستقیم جلوی دوربین ایستادن – به نظر من – نشانه ای از خشم و حالت حمله است و اغلب خسته کننده خواهد بود.

همین طور، یک ژست طبیعی بهتر از حالتی سفت و محکم است پس سعی کنید مدلتان احساس راحتی کند و عصبی نباشد. اجازه دهید به جای اینکه بایستد روی یک صندلی بنشیند. آخرین نکته ولی نه کم ارزش ترین نکته، هرگز برای گرفتن یک عکس شمارش معکوس را نگویید چرا که درست وقتی که شما به عدد یک می رسید مدل تان به صورت اتوماتیک خنده یا حالتی مصنوعی ایجاد می کند.

 

منبع: Lenzak

اشیاء مرتب شده به تفکیک رنگ، در مجموعه عکس «مطالعات رنگ ها»

سارا کوئینر (Sara Cwynar) یک هنرمند و طراح است که قبلا مقیم ونکور بود ولی الان مقیم نیویورک است و در آنجا کار می کند. او از اشیاء عکاسی می کند، و تمرکز کارش بر روی مجموعه ها و نظم های بصری از چیز هایی است که حتی ممکن است به عنوان اشیاء بی استفاده قلمداد شوند. او از وسایل تمیزکاری، غذا ها، کتاب ها، گیاهان، بطری های نوشیدنی خالی، کیسه های خرید، فنجان های قهوه، جمجمه ی حیوانات، بیگودی ها، گل های مصنوعی، دستکش های چرمی و حتی قاشق های پلاستیکی عکاسی می کند.

ترکیب و اجزاء رنگ ها معمولا منبع اصلی الهام برای بسیاری از هنرمندان بوده است و ما تنوع زیادی از روش هایی که عکاسان رنگ ها را در ترکیب بندیشان مدیریت می کنند، دیده ایم. با در نظر داشتن این، کوئینر به دنبال نظم دادن به اشیاء شخصی اش بود که در چندین سال انباشته شده بودند و تصمیم گرفت که آنها را به یک پروژه خلاقانه تبدیل کند. او اشیاء مختلف را بر اساس رنگشان دسته بندی کرد و شروع به عکاسی از آنها با نام مجموعه ی «مطالعات رنگ ها» نمود.

کوئینر حرفه اش را به بیان خودش شرح می دهد:

اغلب کار من شامل سیستم دسته بندی، به خصوص تحت تاثیر ایده های شکست خورده مدرنیسم در مورد گرفتن و منظم کردن جهان است، به خصوص ایده ای که می گوید شما می توانید همه چیز را با عکاسی مستند کنید، که ایده ای رایج در اوایل دوره رسانه بود – طبق این ایده دوربین ها به ما این امکان را می دهند که تمام جهان را در یک مفهوم گرد آوریم و همه چیز را به صورت عینی در فیلم جمع کنیم. به نظر من نظم دادن و مدیریت کردن آرشیو مواد جمع آوری شده من در استودیو یک راه برای کنترل دنیا در تصاویر، نظم دادن به هرج و مرج ها، گرفتن تکه ای از دنیا و دوباره کار کردن بر روی آن طبق مقررات من، می باشد.

درباره رنگ ها به عنوان نیروی موثر پشت هنر او، کوئینر اینکه چه چیزی او را به انتخاب رنگ ها سوق داد را تشریح می کند: 

من واقعا مجذوب دگرگونی رنگ ها هستم – رنگ صورتی محو شده در یک چیز پرینت شده یا رنگ ها در پلاستیک ها (مقاله ای از Roland Barthes در مورد اینکه چگونه پلاستیک همیشه در برگداندن رنگ های طبیعی شکست می خورد وجود دارد) یا چگونه اسکن کردن می تواند رنگ ها را تغییر دهد و رنگ های جدیدی ایجاد کند. من رنگ هایی را دوست دارم که در طول زمان یا یک روند، آشفته شده باشند.

منبع: Lenzak

کارت گرافیک کوادرو RTX 4000 انویدیا معرفی شد؛ نسخه ورک استیشن جی فورس RTX 2070

انویدیا در مرداد ماه از کارت های گرافیک ورک استیشن سری کوادرو RTX 8000 و RTX 6000 در کنار RTX 5000 رونمایی کرد و حالا مدلی پایین تر از این کارت ها، کوادرو RTX 4000 معرفی شده که مدل مبتنی بر یادگیری عمیق است و نسخه ای تغییر یافته از کارت گرافیک گیمینگ جی فورس RTX 2070 به حساب می آید.

RTX 4000 به 2304 هسته کودا مجهز شده و 288 هسته تورینگ برای کارکردهای مبتنی بر هوش مصنوعی دارد. حافظه گرافیکی در نظر گرفته شده 8 گیگابایت و از نوع GDDR6 است.

اما ردیابی پرتو در این کارت، هسته های کمتری دارد. در حالی که در RTX 2070 این تعداد 42 عدد بود در کوادرو RTX 4000 تنها 36 عدد در نظر گرفته شده است. مدل جدید همچنین با تنها 150 وات، مصرف انرژی کمتری دارد. در مقایسه باید به مصرف 185 واتی 2070 اشاره کرد. البته این کاهش مصرف انرژی به قیمت کاهش سرعت ساعت پردازشگر گرافیکی حاصل شده است.

کوادرو RTX 4000 از کدگشایی ویدیوها با کیفیت 8K و نیز چندین فرمت ویدیویی حرفه ای پشتیبانی می کند. علاوه بر این با VirtuaLink سازگار است و به این ترتیب امکان اتصال هدست های واقعیت مجازی سازگار فراهم شده است.

کارت گرافیک ورک استیشن جدید با قیمت 900 دلار در مقایسه با مدل های کوادرو RTX سری 5000، 6000 و 8000 بسیار ارزان قیمت تر است. 3 کارت گرافیک مدل بالاتر قیمتی بین 2300 تا 10 هزار دلار دارند.

با این حال در مقایسه باید اشاره کرد که کارت گیمنیگ جی فورس RTX 2070 قیمتی 500 دلاری دارد. اما با این مبلغ اضافه چه چیزی دریافت می کنید؟ کارت جدید به گونه ای طراحی شده که در رندرهایی که بر کارت گرافیک مبتنی هستند خروجی بدون افت کیفیت به ویژه در OpenGL را ارائه دهد.

این مورد به ویژه در برنامه های شرکت های ادوبی و اتودسک اهمیت بالایی دارد. باید اشاره کرد که در کارت های گرافیک گیمینگ میزان کمی از خطاهای نمایش داده شده در هنگام رندر صحنه ها مشکل چندان مهمی به حساب نمی آید اما در کارت های ورک استیشن به طور معمول این گونه نیست.

انویدیا از ماه آتی میلادی کوادرو RTX 4000 را روانه بازار می کند.

 

منبع: Digiato

معرفی Tilt-Shift Camera؛ اپلیکیشنی برای عکاسی و ویرایش تصاویر با افکت تیلت شیفت

حتی اگر نام افکت تیلت شیفت به گوش تان نخورده، مطمئن باشید که حتما از آن در اپلیکیشن های ویرایش تصویر استفاده کرده اید. به کمک این افکت می توان فوکوس دوربین را روی سوژه خاصی متمرکز کرد، طوری که سوژه به عنوان کانون توجه تصویر به طور شفاف دیده شده و اشیاء اطرافش به دلیل اهمیت کمتر به حالت مات در بیایند.

تقریبا اکثر اپ های ویرایش تصویر امکان استفاده از این افکت را بعد از عکاسی به شما می دهند، اما کمتر اپی می یابید که چنین امکانی را در حین عکاسی برایتان فراهم کند. Tilt-Shift Camera با شبیه سازی کار لنزهای تیلت شیفت برای دوربین های حرفه ای، امکانی فراهم کرده تا بتوانید پیش از گرفتن عکس هم از مزایای استفاده از این افکت بهره ببرید.

با ورود به اپ، رابط کاربری دوربین نمایان می شود که در آن می توانید چهار متغیر مختلف را تنظیم کنید. مورد اول Y است که ناحیه فوکوس (که در اپلیکیشن به صورت خطی است) را بالا و پایین می برد.

S مورد دوم است که قطر خط فوکوس را کم و زیاد می کند، و C و R نیز به ترتیب برای تنظیم اشباع رنگ تصویر و شعاع فیلتر در اختیارتان قرار گرفته اند. با تنظیم این متغیرها پیش از عکاسی، می توانید روی قسمت مشخصی از افق تصویر فوکوس کنید تا دیگر پس از گرفته شدن عکس نیازی به ویرایش تصویر نداشته باشید.

از آنجا که افکت تیلت شیفت در این اپلیکیشن به صورت خطی است، بیشترین کاربرد آن را در عکاسی از منظره (Landscape) خواهید یافت. مثلا زمانی که در ارتفاعی مستقر شده و می خواهید که از ساختمان های یک شهر دور عکس بگیرید.

Tilt-Shift Camera علیرغم مزایایش دو محدودیت بزرگ هم دارد: یکی اینکه از افکت تیلت شیفت دایره ای شکل پشتیبانی نمی کند و دیگر اینکه صرفا برای عکاسی در حالت افقی طراحی شده. با این حال مزیت استفاده از این افکت در حین عکاسی می تواند یکی از دلایلی باشد که به آن مراجعه کنید.

ضمنا دانستن این نکته خالی از لطف نیست که با Tilt-Shift Camera می توانید به غیر از اعمال فیلتر پیش از عکاسی، تصاویر دیگر از گالری را هم بارگذاری کرده و به ویرایش آنها بپردازید. این اپلیکیشن کاملا رایگان است، و می توانید همین حالا آن را برای گجت های اندرویدی خود دانلود کنید.

دانلود از Google Play

لینک کمکی

 

منبع: Digiato

۶ عنصر طراحی برای عکس های فوق العاده

چه چیزی یک عکس را فوق العاده می کند؟ معمولا چیز های عادی که به شکل معمولی ترکیب شده اند. چراکه آن ها ایده یا قالبی مشخص دارند و از شلوغ کاری تا حد ممکن جلوگیری شده است. آن ها ساده، خالص و بی ریا هستند. امروز به عناصری از طراحی (خط، شکل، فرم، تکسچر یا بافت، رنگ و…) نگاهی خواهیم داشت که از سوژه ای ساده عکسی فوق العاده را می سازند.

عکس های موفق به نظم و ترتیب نیاز دارند و عناصر اصلی این ترتیب در یک ترکیب بندی این ها هستند: خط، شکل، فرم، بافت (تکسچر)، الگو (pattern) و رنگ. هر عکسی، عمدی با غیر عمدی، یکی از این عناصر را شامل می شود که عناصر طراحی شناخته می شوند.

تمام این عناصر اثر خیلی قوی روی عکس دارند، به ویژه خط، بافت و رنگ. معمولا ما این عناصر را ناخوداگاه تشخیص داده و به کار می بریم. و این بستگی به حساسیت شخص نسبت به اشکال بصری داشته که خود تحت تاثیر خاطرات و تجربه های فرد است که در ذهن دارد.

خط

از بین ۶ عنصر طراحی، خط یکی از مهمترین و تاثیر گذارترین آن هاست. بدون خط شکلی تشکیل نمی شود. بدون شکل فرمی نخواهد بود. بدون فرم بافتی تشکیل نمی شود. و در نهایت بدون بافت الگویی نخواهیم داشت. از خطوط می توان برای جلب توجه بیننده به قسمت خاصی از عکس یا سوژه استفاده کرد و حال و هوای عکس را کاملا تغییر داد.

خطوط می توانند به صورت افقی، عمودی، قطری و منحنی باشند. خط ها می توانند کوتاه یا بلند بوده یا نازک و ضخیم. آن ها می توانند شما را به عکس دور یا نزدیک کنند. تاثیر احساسی خط بر عکس را نمی توان نادیده گرفت. آن ها می توانند حس آرام بخش، سخت و محکم، فعال، راهنما و تهدید کننده را انتقال دهند.

برخی افراد خطوط باریک را ناپایدار و برخی آن ها را آسیب پذیر می دانند. خطوط ضخیم سخت و محکم به نظر می رسند. خطوط منحنی نرم و آرامش بخش حس می شوند. خطوط ناهموار قوی، تیز، بی نظم و تهدید کننده مشاهده می شوند.

خطوط عمودی در یک عکس به انتقال حالت های مختلفی تمایل دارند، از قدرت گرفته تا رشد. خطوط عمودی می توانند شامل موی بافته شده، تیر برق، درخت ها، ساختمان ها و اشیا بسیار دیگری باشند که به صورت عمودی کشیده شده اند نه افقی.

خط های افقی در یک عکس تمایل دارند که حسی از آسایش و پایداری را انتقال دهند. اگر می خواهید روی حس آسایش و پایداری خطی در عکس تاکید بیشتری کنید، یک راه خوب استفاده از کادربندی افقی به جای عمودی است.

لایه های متعدد خطوط افقی در یک عکس می تواند سبب خلق ریتم و آهنگ شوند و می توانند به خودی خود جذابیت اصلی عکس شوند. خطوی افقی می توانند شامل دریا، افرادی که دراز کشیده اند، دو طرف خیابان و هر چیز دیگری که افقی است، باشند.

خطوط قطری برای جذب کردن چشم بیننده به سوژه اصلی عکس شما به خوبی جواب می دهند. آن ها می توانند حسی از پویایی را به عکس شما اضافه کنند. خط های قطری می توانند به شکل مسیر (path)، خطی از درختان، یک حصار، رودخانه و یا عناصر مشابه در عکس باشند.

شکل

دومین عنصر بنیادی طراحی شکل است، چراکه شکل عنصر اصلی هویت است. وقتی شکل عنصر اساسی در یک عکس است، مهمترین چیزی که باید در خاطر داشته باشید این است که بهترین حالت دیدن شکل سوژه در حالت سیلوئت یا ضد نور (silhouettes) است. برای اینکه آن شکل به خوبی قابل تشخیص باشد، باید با محیط اطرافش تضاد یا کنتراست زیادی داشته باشد تا از شلوغی اطراف جدا شود. باید به این اشاره کرد که سیلوئت ها خالص ترین و قوی ترین همه شکل ها هستند.

فرم

به بیان ساده، فرم یک شکل سه بعدی است و برای تاکید بر آن بهترین راه نورپردازی از بغل است. چراکه سایه های ملایمی ایجاد می شوند و تمایز بین نور و سایه ها، تصویر بهتری از عمق جسم را به دست می دهد و پیغام و معنی آن را بهتر منتقل می کند.

بافت یا تکسچر

هیچ عنصر دیگری در طراحی به اندازه تکسچر قادر به انتقال احساسات عمیق شما نیست. چالش اصلی در به تصویر کشیدن بافت اجسام، نور است. برای بهتر به تصویر کشیدن بافت اجسام، نور مایل صبح های زود آفتابی، سر شب یا هنگامی که خورشید عمودی است و نور از بالا می تابد برای عکاسی مناسب تر است.

هنگامی که خورشید در فراز آسمان است، سختی دیوار های ساختمان ها، یا بافت چوبی تنه درختان یا هر تکسچر دیگری که روی سطوح عمودی است بهتر و با تاکید بیشتری ثبت می شود. دلیل آن سایه های کوچکی است که در اثر نور بالاسری در طول آن سطوح ایجاد می شوند. در حالی که این اثر جزئی است، عمق، جذابیت و واقعیت بیشتری را به عکس ها اضافه می کند.

خوب است اشاره کنیم که استفاده کردن تکسچر به عنوان پس زمینه ترکیب بندی ما را جالب و پرهیجان می کند. اگر از تکسچر به خوبی استفاده شود، عکس های ما زنده تر و سه بعدی تر خواهند بود.


الگو

زندگی مملو از الگوهاست. بدون آن ها زندگی ما چیزی جز هرج و مرج نخواهد نبود. تمام آن الگو هایی که تشخیصشان نمی دهیم یا به دلیل زندگی شلوغ و روتین خود نادیده شان می گیریم.

وقتی با الگو ها کار می کنیم دو تکنیک مطرح می شود. می توانید روی الگوها تاکید کنید یا بشکنیدشان.

تاکید کردن یک الگو می تواند حسی از سایز و انبساط را تقویت کند. ایده این گونه است که روی الگو زوم کرده و کادر را با آن پر کنید. الگوی مورد تاکید قرار گرفته می تواند شامل صورت ها از میان جمعیت، خطی از گیاهان هم نوع، آجر های یک دیوار و… باشد.

برای شکستن یک الگو تنها کافی است شیئی را پیدا کنیم که جریان تکرار شونده الگو را قطع کند. این می تواند شیئی باشد که با بقیه اشیاء به وضوح مغایرت دارد. این تمایز می تواند شامل شکل، رنگ و یا حتی تکسچر باشد. وقتی می خواهید الگویی را بشکنید باید بیش از پیش مراقب ترکیب بندی خود باشید و قانون یک سوم در این شرایط به شما کمک خواهد کرد.

برای مثال شما این شیء را روی یکی از تقاطع های قانون یک سوم قرار می دهید. همچنین می توانید با عمق میدان بازی کنید. جسمی که با بقیه در تضاد است را در فوکوس داشته باشید و اجسام اطرافش کم کم از فوکوس خارج و محو شوند. الگو های شکسته می توانند به طور طبیعی یافت شوند یا کارهایی انجام دهیم تا الگوهای حاضر را منقطع کنیم.


رنگ

رنگ ها با مشخصه هایی چون روشنی یا ارزش رنگ (Value) که درجه های تیره و روشن یک رنگ را از هم جدا می کند، فام یا نام رنگ (Hue) که به طور کلی مشخص کننده اسم رنگ ها است. قرمز، آبی و زرد را فام های اولیه می نامند. مشخصه بعدی خلوص رنگ یا اشباع (Saturation) است. اگر رنگی با سفید، سیاه و خاکستری ترکیب نشده باشد، دارای خلوص بیشتری است.

رنگ ها، و نحوه چیدمان آن ها، می توانند یک عکس را خوب یا خراب کنند. رنگ های مختلف حامل پیام های مختلفی هم هستند و قطعا وزن و اثر مهمی روی یک عکس دارند.

رنگ های پر طراوت مثل قمز و زرد دارای انرژی، جذاب و فعال هستند. رنگ های آبی و سبز آرامش بخش هستند. اگر می خواهید عکس های خلاقانه ای بگیرید باید درک بالایی از رنگ ها و تاثیرشان بر عکس داشته و همچنین نسبت به رنگ های اطرافتان آگاهی داشته باشید.

رنگ ها همه جا وجود دارند. عکاسی ماکرو حشرات مملو از رنگ های جالب است. طبیعت، شهر ها، مردم و لباس هایشان، خانه ها، خیابان ها، آسمان ها، سواحل و هر آنچه در اطراف شماست مملو از رنگ است. فقط کافی است از آن آگاه باشید و چشمان خود را تمرین دهید که آن ها را ببیند. توجه کردن به رنگ، پیغام عاطفی آن و معنی اش یک قدم مهم در راه رسیدن به بلوغ عکاسی است.

دو نوع رنگ وجود دارند. کاهشی و افزایشی. هر گروه، دارای رنگ های اولیه و ثانویه است. نقاشی، عکاسی و پرینت از رنگ های کاهشی استفاده می کنند. که مد نظر ما در این مطلب نیز همین است.

قرمز، آبی و زرد رنگ های اولیه کاهشی نامیده می شوند، از این رنگ ها رنگ های ثانویه کاهشی یعنی بنفش، نارنجی و سبز پدیدار می شوند. ترکیب قرمز و آبی، بنفش را ایجاد می کند. ترکیب آبی و زرد، سبز را ایجاد می کند و ترکیب زرد و قرمز، نارنجی را پدید می آورد. ترکیب میزان مساوی از آبی، قرمز و زرد، مشکی را تولید می کند.

هر جفت رنگی که در چرخ رنگ بالا مخالف یکدیگر قرار گرفته اند رنگ های مکمل نامیده می شوند. وقتی این دو با هم ترکیب شوند بر شدتشان افزوده خواهد شد. مطالعه چرخ رنگ به شما درک بهتری از نحوه تاثیر رنگ ها بر یکدیگر خواهد داد، بنابراین با این دانش بهتر خواهید توانست که پیام مورد نظرتان را در عکس انتقال دهید.

توجه کنید که رنگ های زرد، قرمز، نارنجی رنگ های گرم شناخته می شوند. و با خورشید و آتش پیوند می خورند. آبی، بنفش و سبز رنگ های سردی هستند. این رنگ ها با برف، آب و سایه ها هم پیوندند.


جمع بندی

عناصر طراحی بنیادی ترین مولفه های هر ترکیب بندی هستند. آموختن عناصر طراحی، اینکه چگونه بر هم اثر می گذارند یا با هم ترکیب می شوند و چه پیامی را به همراه دارند، راهی برای ارتقا دادن عکاسی شما و خلق آثاری است که به قلب و روح مردم می نشینند.

این ها قطعه های سازنده ای بودند تا با کمکشان کار هنری خود را خلق کنید. به کار بردن این عناصر در کنار یکدیگر و اینکه بدانید چه زمانی آن ها را به کار گیرید، عکس های شما را هدفمند و گیرا تر می کند. تمامی این عناصر در اطراف ما موجودند. تنها کافی است چشمان خود را به دیدن آن ها و ثبت کردنشان عادت دهیم و همچنین ذهن و روحمان را تا بتوانند آن ها را برای رساندن ایده ها و احساسمان ترجمه کنند. بعد از این است که کار هایمان چشم گیر و دیدنی خواهند شد.

 

منبع: Lenzak

احتمال استفاده از دوربین در اپل واچ های آینده

یکی از مزایایی که اپل واچ نسخه LTE دارد عدم وابستگی به گوشی است (البته تا حدودی) و می توانید بدون نیاز به گوشی خود ساعت را بردارید و به پیاده روی بروید. اپل واچ سری 4 قابلیت تماس صوتی را فراهم می کند اما بر اساس پتنتی جدید شاید در آینده نزدیک قابلیت جذاب دیگری به این ساعت افزوده شود.

بر اساس پتنتی که حق امتیاز آن توسط اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده اعطا شده اپل احتمالاً در فکر مجهز کردن اپل واچ به دوربین است. اطلاعات مرتبط با این پتنت خبر از یک لنز با زاویه دید عریض می دهد که به همراه حسگر دوربین در بند ساعت قرار گرفته است.

استفاده از دوربین در ساعت هوشمند می تواند کاربردهای متنوعی داشته باشد. تصور کنید با اپل واچ خود بتوانید تماس تصویری فیس تایم برقرار کنید یا از دوربین برای قفل گشایی  (مشابه با سیستم تشخیص چهره Face ID) بهره ببرید. حتی ممکن است امکان ثبت تصویر و ویدیو هم فراهم شود.

یک سیستم مجهز به چند دوربین پیشنهاد شده که می تواند از زاویه دید عریض تری تصویر برداری کند و عکس ها را برای ایجاد تصویری شفاف تر با یکدیگر ترکیب نماید. هنگامی که تصاویر دو دوربین مورد پردازش قرار گرفت عکس نهایی می تواند تصویری دقیق از چهره کاربر را فراهم کند. علاوه بر این استفاده از 2 دوربین می تواند مشکل مربوط به زاویه دید محدود را حل کند و کاربر نیازی به نگه داشتن سر خود در حالت های خاص نداشته باشد.

پتنت مورد بحث به دوربین هایی با لنزهای متنوع از جمله زوم، ماکرو، دید دوگانه، چشم ماهی و … اشاره کرده. البته قطعاً استفاده از همه این لنزهای متنوع در تنها یک ساعت کوچک ممکن نیست و شاید اپل قصد داشته باشد ساعت های متنوعی با لنزهای مختلف را تولید کرده و به فروش برساند. به این ترتیب کاربران می توانند بسته به نیاز خود ساعت دلخواه را خریداری کنند.

در نهایت شاید این مورد هم به گنجینه پتنت های استفاده نشده اپل راه پیدا کند و هیچگاه شاهد معرفی اپل واچ دوربین دار نباشیم.

 

منبع: Digiato

گوشی های 2019 هواوی با دوربین 4 گانه و احتمالاً زوم 10 برابری همراه خواهند بود

«والتر جی» مدیر گروه کسب و کار مصرف کنندگان هواوی در اروپا در مصاحبه ای خبر از برخی نوآوری های این شرکت برای سال آتی میلادی داده است که در بین آنها یکی از بقیه هیجان انگیز تر به نظر می رسد: گوشی های با 4 دوربین و با زوم 10 برابری بدون افت کیفیت.

هواوی با اعتراف به اینکه سامسونگ موفق شده با معرفی گلکسی A9 اولین گوشی با دوربین اصلی 4 گانه را معرفی کند، معتقد است می تواند مشابه این کار را بهتر انجام دهد. این شرکت اعتقاد دارد زوم های 3 یا 5 برابری کافی نیست و به همین دلیل بخش تحقیق و توسعه شرکت در تلاش برای توسعه دوربینی با زوم 10 برابری است.

البته هنوز مشخص نیست که این میزان زوم قرار است اپتیکال باشد یا به صورت هیبریدی انجام شود. در زوم اپتیکال از قابلیت های لنز بهره برده می شود اما در زوم هیبریدی ترکیبی از قابلیت لنز و روش هایی از جمله برش بخشی از عکس برای زوم روی تصویر استفاده می شود.

والتر جی همچنین استراتژی های آتی هواوی را تشریح کرده و معتقد است هواوی باید روی بازارهایی که نیاز به دستگاه های رده بالا دارند تمرکز کند؛ چرا که دیگر در بازار گجت های میان رده و اقتصادی جایی برای نوآوری بیشتر باقی نمانده است. گفته شده که هواوی قصد دارد سامسونگ را به زیر بکشد و این هدف با تمرکز بر بازارهای نیازمند دستگاه های رده بالا فراهم می شود.

علاوه بر این اشاره شده که شرکت چینی دیگر اشتیاقی به عرضه گوشی های مبتنی براندروید گو ندارد. البته این نسخه از اندروید همچنان به عنوان یک گزینه در نظر گرفته می شود اما اعتقاد شرکت بر این است که بزرگترین بازارها دیگر با تجربه کاربری اندروید خام راضی نمی شوند و EMUI، رابط کاربری اختصاصی هواوی ترجیح داده می شود.

احتمال می رود در پرچمدار بعدی از سری پی، شاید با نام P30 شاهد پیاده سازی دستاوردهای واحد تحقیق و توسعه هواوی در مورد دوربین 4 گانه باشیم.

 

منبع: Digiato

هر چیزی که یک عکاس باید در مورد ابعاد سنسور بداند:

در مطالب ابتدایی آکادمی پیکسل قصد داریم اجزای مختلف دوربین را معرفی کنیم. در این مطلب مشخصا هر آن چیزی که یک عکاس در مورد سنسور دوربین و مشخصات آن باید بداند را بررسی خواهیم کرد. در ادامه به قطع‌های متفاوت سنسور و تفاوت‌های آن‌ها می‌پردازیم.

در گذشته دوربین‌های کامپکت از سنسورهای کوچک بهره می‌بردند و اگر به سراغ دوربین‌های با قابلیت تعویض لنز مانند دوربین‌های DSLR می‌رفتید سنسوری بزرگ در اختیارتان قرار می‌گرفت. سایز سنسور تأثیر مستقیم بر روی کیفیت عکس داشت و سنسورهای بزرگ‌تر به معنی کیفیت بهتر نیز بودند.

هنوز هم سایز سنسور از اهمیت بالایی برخوردار است. سنسورها معمولاً گران‌ترین قسمت هر دوربینی هستند و دوربین‌های با سنسور بزرگ‌تر قیمت بالاتری هم دارند. به همین دلیل یک دوربین با سنسور 1/2.3 اینچی گران‌قیمت پیدا نمی‌کنید و قادر نخواهید بود یک دوربین ارزان‌قیمت با سنسور فول‌فریم نیز خریداری کنید.

سایز سنسور و فاصله‌ی کانونی

سایز سنسور بر روی نوع لنزی که باید بخرید تأثیر مستقیم دارد. دوربین‌های کامپکت دارای لنز یکپارچه هستند، بنابراین چندان نیازی نیست نگران نوع لنز باشید، ولی در دوربین‌های با لنز قابل‌تعویض، هر لنز یک تصویر دایره‌ای را تشکیل می‌دهد که باید بتواند ابعاد سنسور را پوشش دهد. البته استثناء نیز وجود دارد که بعداً در مورد آن بحث خواهیم کرد.

چه در دوربین‌های کامپکت و چه بر روی لنزهای قابل‌تعویض عددی که حک می‌شود نشان‌گر فاصله‌ی کانونی واقعی است. این عدد در صورتی صحیح است که سنسور یا فیلم از نوع 35 میلی‌متری یا فول‌فریم باشند. ولی لنزها برای کار با سنسورهای مختلفی طراحی می‌شوند و فاصله‌ی کانونی مؤثر آن‌ها بر روی سنسورهای مختلف متفاوت است. به همین دلیل سازندگان عددی به نام فاکتور برش یا Crop Factor را ارائه می‌کنند.

این عدد برای سنسورهای فول‌فریم معادل 1 است، بنابراین وقتی یک لنز 55-18 را بر روی سنسور فول‌فریم نصب می‌کنید فاصله‌ی کانونی مؤثر 55-18 را ارائه می‌کند، ولی وقتی همین لنز را بر روی دوربینی با سنسور APS-C با فاکتور برش 1.5 برابر نصب کنید فاصله‌ی کانونی مؤثر 82-27 را ارائه می‌کند. دلیل آن هم این است که سنسور APS-C به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست که بتواند از کل گستره‌ی تصویر لنز استفاده کند. با بریده شدن بخشی از تصویر توسط سنسور این‌گونه به نظر می‌رسد که فاصله‌ی کانونی طولانی‌تر شده است و گستره‌ی دید بسته‌تر شده است.

برای این‌که بدانید هر لنز بر روی هر سنسوری چه فواصل کانونی را ارائه می‌کند باید فاکتور برش را در فاصله‌ی کانونی واقعی لنز ضرب کنید.

سایز سنسور

با این توضیحات به بررسی سایزهای معمول سنسور در بازار امروز می‌پردازیم.

1/2.3 اینچ

ابعاد سنسور: 6.3 در 4.7 میلی‌متر

این کوچک‌ترین سایز سنسوری است که به‌طورمعمول در دوربین‌های امروزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اکثر دوربین‌هایی که از این نوع سنسور استفاده می‌کنند دارای رزولوشنی بین 16 تا 20 مگاپیکسل هستند.

درحالی‌که این نوع سنسورها را در انواع مختلفی از دوربین‌ها می‌توان یافت، در سال‌های اخیر استفاده از آن‌ها به شدت کاهش یافته است و اکثر سازندگان به سراغ سنسورهای بزرگ‌تر رفته‌اند. دلیل آن نیز بهبود کیفیت دوربین‌ گوشی‌های هوشمند است.

استفاده از این نوع سنسور به دست آوردن زوم زیاد را راحت می‌کند. به همین دلیل هم بیشتر دوربین‌های سوپرزوم از این سایز سنسور استفاده می‌کنند. برای به دست آوردن زوم زیاد با استفاده از سنسورهای بزرگ‌تر، باید لنزهای بزرگ‌تر، سنگین‌تر و گران‌قیمت‌تری را استفاده کرد.

در نور مناسب می‌توان با چنین سنسوری عکس‌های قابل قبولی گرفت، ولی با کاهش نور محیط، نویز به‌سرعت افزایش می‌یابد و گستره‌ی دینامیکی چندان خوبی را نیز ارائه نمی‌کنند.

فاکتور برش برای این نوع سنسورها 5.6 برابر است، ولی اکثر سازندگان فاصله‌ی کانونی معادل این نوع دوربین‌ها را ارائه می‌کنند و اساساً نیاز چندانی هم به تبدیل فاصله‌ی کانونی ندارند.

از شناخته‌شده‌ترین دوربین‌های بازار که از این نوع سنسور استفاده می‌کنند می‌توان نیکون P900، کانن SX60، نیکون B700 و کانن SX720  را نام برد.

 1/1.7 اینچ

ابعاد سنسور: 7.6 در 5.7 میلی‌متر

این سنسورها کمی از مدل‌های 1/2.3 اینچی بزرگ‌تر هستند و می‌توانند کمی بهتر سوژه را از پس‌زمینه جدا کنند. همچنین از لحاظ میزان جزئیات، گستره‌ی دینامیکی و نویز کمی بهتر عمل می‌کنند.

برای مدتی، این سایز سنسور از محبوبیت زیادی در دوربین‌های کامپکت پیشرفته برخوردار بود، ولی با مرسوم شدن سنسورهای یک اینچی از محبوبیت آن‌ها کاسته شده است. این نوع سنسور در حال حاضر بیشتر توسط پنتاکس در سری Q مورد استفاده قرار می‌گیرد. فاکتور برش برای این سنسورها 4.5 برابر است.

یک اینچی

ابعاد سنسور: 13.2 در 8.8 میلی‌متر

این نوع حس‌گرها در حال حاضر از محبوبیت زیادی برخوردار هستند. همان‌طور که اشاره شد، این سنسورها بیشتر در دوربین‌های کامپکت پیشرفته کاربرد دارند و معمولاً با لنزهایی با فاصله‌ی کانونی بین 24 تا 100 میلی‌متر جفت و جور می‌شوند. البته دوربین‌های سوپرزوم مانند سونی RX10 III و کانن G3 X نیز وجود دارند که از این نوع حس‌گر استفاده می‌کنند.

دوربین‌هایی که از این سایز سنسور استفاده می‌کنند معمولاً کیفیت عکس بسیار خوبی دارند، به‌خصوص وقتی از دیافراگم‌های باز بهره گرفته شود تا نور زیادی را دریافت کنند. البته تنها ابعاد آن‌ها نیست که موجب افزایش کیفیت شده است، بلکه در ساختار اکثر آن‌ها از فناوری‌های جدیدی استفاده شده است که کارایی آن‌ها را نسبت به سنسورهای معمولی افزایش داده‌اند.

فاکتور کراپ برای سنسورهای یک اینچی 2.7 برابر است، ولی به دلیل اینکه این نوع سنسورها نیز اکثراً در دوربین‌های کامپکت استفاده می‌شوند نیاز چندانی به این فاکتور نخواهید داشت.

دوربین‌های شناخته‌شده‌ی سونی مانند RX100 IV، RX100 V و دوربین‌های سری G کانن مانند G7 X Mark II، G9 X وG5 X از معروف‌ترین دوربین‌هایی هستند که از این نوع سنسور استفاده می‌کنند.

 

Micro Four Third

ابعاد سنسور: 17.3 در 13 میلی‌متر

این نوع سنسورها که به نام MFT یا Micro 4/3 نیز شناخته می‌شوند توسط الیمپوس و پاناسونیک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این سنسورها به میزان قابل‌توجهی از حس‌گرهای یک اینچی بزرگ‌تر هستند. فاکتور برش این نوع سنسورها 2 برابر است، به همین دلیل فاصله‌ی کانونی معادل آن‌ها بسیار راحت محاسبه می‌شود. به طور مثال یک لنز 35-12 بر روی سنسور MFT فاصله‌ی کانونی مؤثر 70-24 را ارائه می‌کند.

 

APS-C

ابعاد سنسور برای کانن: 22.5 در 15 میلی‌متر

ابعاد سنسور برای نیکون و سونی: 23.5 در 15.6 میلی‌‌متر

این نوع سنسورها به طرز وسیعی در دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده مورد استفاده قرار می‌گیرند و حالا در دوربین‌های بدون‌آینه نیز مرسوم شده‌اند. این نوع سنسورها بالانس مناسبی را بین ابعاد جمع‌و‌جور و کیفیت مناسب ارائه می‌کنند. دوربین‌های شناخته‌شده‌ی سطح مبتدی و متوسط مانند نیکون D3300، D3400، D5600 یا کانن 700D، 750Dو 80D از سنسور APS-C استفاده می‌کنند. حتی برخی از دوربین‌های سطح بالاتر مانند نیکون D7200، نیکون D500 و کانن 7D Mark II نیز از این نوع سنسور بهره می‌گیرند. در بین دوربین‌های بدون‌آینه نیز می‌توان سونی a6500، سونیa6300 و کانن EOS M5 را نام برد.

البته تمامی سنسورهای APS-C دارای ابعاد یکسانی نیستند و کمی با هم فرق دارند. سنسورهای کانن کمی کوچک‌تر هستند و فاکتور برش آن‌ها معادل 1.6 است، درحالی‌که سنسورهای مورد استفاده‌ی نیکون و سونی کمی‌ بزرگ‌تر هستند و فاکتور برش آن‌ها 1.5 برابر است.

این نوع سنسورها در کل انعطاف‌پذیری بالایی دارند و در بین عکاسان ورزشی و حیات‌وحش از محبوبیت زیادی برخوردار هستند، زیرا فاکتور برش آن‌ها موجب افزایش نسبی فاصله‌ی کانونی می‌شود.

 

APS-H

ابعاد سنسور: 26.6 در 17.9 میلی‌متر

این نوع سنسورها بیشتر توسط دوربین‌های سری 1D کانن مانند 1D Mark III  و 1D Mark IV مورد استفاده قرار گرفته‌اند. ولی این سری از دوربین‌های کانن نیز طی چند سال اخیر به سراغ سنسورهای فول‌فریم رفته‌اند.

فاکتور برش این سنسورها 1.3 برابر است و کم‌تر از سنسورهای APS-C بر روی فاصله‌ی کانونی تأثیر می‌گذارند. طی چند سال اخیر یک مدل 51 مگاپیکسلی از آن‌ها در Sigma sd Quattro H مورد استفاده قرار گرفت و کانن نیز یک مدل 250 مگاپیکسلی از آن‌ها را برای استفاده‌های نظامی و امنیتی ساخته است. استفاده از این سنسور دیگر در دوربین‌های DSLR مرسوم نیست.

 

فول‌فریم

ابعاد سنسور: 36 در 24 میلی‌متر

سنسورهای فول‌فریم در دوربین‌های سطح بالا و حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند و بیشتر سازندگان در دوربین‌های پرچم‌دار خود از این نوع حس‌گرها بهره می‌گیرند. دوربین‌هایی مانند سونی a7R II، کانن 5D Mark IV و نیکون D810 از این دست هستند.

مساحت نسبتاً زیاد آن‌ها به این معنی است که می‌توانند نور زیادی را جذب کنند که موجب تولید عکس‌های باکیفیت‌تری می‌شود. همچنین این امکان را به سازندگان می‌دهند که رزولوشن‌های متنوعی را مورد استفاده قرار دهند. در حال حاضر این نوع سنسورها را می‌توان با رزولوشن‌های مختلفی از 12 تا 50 مگاپیکسل یافت.

ابعاد سنسورهای فول‌فریم تقریباً مشابه فیلم‌های 35 میلی‌متری است، به همین دلیل نیازی به تبدیل فاصله‌ی کانونی ندارند یا اصطلاحاً فاکتور برش آن‌ها معادل یک است. اگر لنزی برای استفاده با فیلم‌های 35 میلی‌متری طراحی شده باشد و آن را بر روی سنسور فول‌فریم استفاده کنید فاصله‌ی کانونی هیچ تغییری نخواهد داشت.

مزیت‌ها و ویژگی‌های حسگرهای فول‌فریم و کراپ

در ادامه به دور از مباحث فنی به ویژگی‌های این دو نوع سنسور می‌پردازیم

سنسورهای فول‌فریم

عموماً این سنسورها از داینامیک رنج بالاتری برخوردارند و در ایزوهای بسیار بالا یا پایین نسبت به حسگرهای کراپ تصاویری واضح‌تر و با نویز کم‌تر ارائه می‌دهند. این نوع سنسورها در عکاسی معماری بسیار کارآمدتر هستند زیرا در این نوع عکاسی به تصاویر واید نیاز است تا بناهایی با ابعاد مختلف در کادر تصویر جای گیرند. در ضمن از آنجایی که حسگر‌های فول فریم از ابعاد بزرگ‌تری نسبت به حسگر‌های کراپ برخوردار هستند، در نتیجه تصاویر ثبت شده توسط این حسگرها دارای جزئیات بیشتری خواهند بود.

سنسورهای کراپ

با وجود اینکه سنسور‌های کراپ کیفیتی معادل نمونه‌های فول فریم ارائه نمی‌دهد ولی نسبت به آن‌ها اقتصادی‌تر هستند. به علاوه در عکاسی تله یا عکاسی طبیعت با توجه به اینکه این دوربین‌ها عمق میدان بیشتری را از یک نقطه دید ثابت ارائه می‌دهند می‌توانند به انتخاب معقول‌تری نسبت به دوربین‌های فول فریم تبدیل شوند.
cropped_sensor_view

لنز‌های فول‌فریم و کراپ

شرکت‌های سازنده، لنز‌ها را با توجه به اینکه قرار است بر چه دوربینی بسته شود طراحی می‌کنند. لنز‌های فول فریم برای حسگر‌های فول فریم و لنزهای کراپ به طور اختصاصی برای حسگر‌های کراپ طراحی‌شده‌اند. به علاوه این امکان وجود دارد که لنز‌های فول‌فریم را بر بدنه کراپ ببندیم ولی در ابعاد تصویر و زاویه دید همان‌طور که در فوق اشاره شد، تغییراتی حاصل می‌شود.

احتمالاً شنیده‌اید که استفاده از لنز فول فریم بر بدنه کراپ تصویری شارپ‌تر را ارائه می‌دهد. این یک تصور غلط است که در بین عموم متداول شده است؛ زیرا لنزهای طراحی شده برای بدنه کراپ تمامی نور ورودی را بر روی حسگر می‌اندازند در حالی که یک لنز فول فریم بخش قابل توجهی از نور ورودی را خارج از حسگر کراپ می‌اندازد و عملاً این قسمت از تصاویر بلااستفاده می‌مانند. محققان DxOMark پارامتری به نام مگاپیکسل دریافتی یا Perceptual Megapixel را برای به‌ دست آوردن شارپنس تصویر ثبت شده در ترکیب‌های وسیعی از بدنه‌ها و لنز‌های مختلف محاسبه کرده‌اند. به عنوان مثال تصویر ثبت شده توسط 5D symbol III  به همراه یک لنز ۷۰-۲۴ میلی‌متر شارپنسی  معادل  14 P-Mpix خواهد داشت. این در حالی است که شارپنس تصویر ثبت شده توسط بدنه کراپ Canon 7D  با همان لنز فول فریم تا 7 P-Mpix  کاهش می‌یابد؛ بنابراین وضوح تصویر به نسبت کم خواهد شد؛ اما اگر لنز 55-18 میلی‌متر F3.5-5.6 کانن که برای حسگر‌های کراپ APS-C طراحی شده است بر بدنه D7 ببندیم تصویر نهایی شارپنسی برابر با 8 p-mpx ارائه می‌دهد. لازم است بدانید که برای خرید لنز اول باید رقم به مراتب بیشتری پرداخت کنید؛ بنابراین اگر قصد ندارید که دوربین کراپ خود را به فول‌فریم ارتقا دهید خرید لنز فول فریم کار منطقی‌ای به نظر نمی‌رسد؛ زیرا اغلب علاوه بر از دست دادن وضوح تصویر، هزینه چند برابری نیز باید بابت آن بپردازید.

 

قطع متوسط

ابعاد تقریبی سنسور: 44 در 33 میلی‌متر

سنسورهای قطع متوسط به میزان قابل‌توجهی از حس‌گرهای فول‌فریم بزرگ‌تر هستند و ارائه‌ی تعدادی از مدل‌های جدید مانند فوجی GFX 50S  و هسلبلاد X1D موجب جلب توجه بیشتر به سمت این نوع دوربین‌ها شده است.

در تئوری سیستم‌های قطع متوسط استاندارد کیفیت بالاتری را ارائه می‌کنند، ولی هزینه‌های بالا و برخی از محدودیت‌ها آن‌ها را به مصارف حرفه‌ای محدود کرده‌اند. دوربین‌های DSLR معمولاً کوچک‌تر هستند و ارگونومی بهتری دارند. همچنین تنوع لنزهای آن‌ها به‌مراتب بیشتر است و سیستم فوکوس سریع‌تری نیز دارند. ولی اگر بخواهید دوربینی را تنها بر اساس کیفیت عکس انتخاب کنید باید به سراغ سنسورهای قطع متوسط بروید. با ارائه‌ی دوربین‌های بدون‌آینه‌ی قطع متوسط فوجی و هسلبلاد، کم‌کم به تنوع لنزهای این نوع دوربین‌ها نیز اضافه خواهد شد.

به دلیل این‌که این نوع سنسورها در ابعاد مختلفی تولید می‌شوند فاکتور برش آن‌ها بین 0.79 تا 0.64 متغیر است.

دیدگاه‌ها برای تست سرعت فتوشاپ در آی‌مک ‌پرو، مک پرو، مک‌بوک‌ پرو و کامپیوتر گیمینگ با صدرا

چرا اپل همیشه در صدر جدول کامپیوترهای مختلف برای ویرایش عکس و فیلم قرار دارد درحالی که کامپیوتر‌های گیمینگ مختلفی را با ویژگی‌های فنی بسیار بالاتری با قیمت معادل می‌توان تهیه کرد؛ و اساساً اینکه بهترین دیوایس برای ادیت عکس و فیلم کدام است؟ سایت PetaPixel با بررسی چهار دستگاه آی مک پرو، مک پرو، مک‌بوک‌ پرو و کامپیوتر گیمینگ Alienware را تحت آزمایش قرار داده و عملکرد آن‌ها در ادیت عکس و ویدئو در نرم‌افزار‌های فتوشاپ و ادوبی پریمیر تست کرده است.

مشخصات چهار محصولی که برای تست انتخاب شده است را می‌توانید در تصویر زیر مشاهده کنید:

اول از همه سرعت این چهار کامپیوتر در باز کردن یک فایل حجم سنگین اودبی پریمیر تست شده است. جایی که لپ‌تاپ مک‌بوک پرو با تفاوت قابل توجهی به دیگر دیوایس‌ها و تنها در عرض ۱۴ ثانیه توانسته این فایل را باز کند. بیشتر زمان چیزی در حدود ۳۸ ثانیه و مربوط مک‌ پرو است و آی‌مک پرو و آلین‌ویر هر دو با ۳۴ ثانیه در این بین قرار دارند.


iMac Pro پیشرفته‌ترین و جدیدترین کامپیوتر اپل

در گام بعدی یا هر چهار کامپیوتر یک ویدیوی 4K دوازده دقیقه‌ای رندر شده است و آی‌مک پرو توانسته با ۱۴ دقیقه و ۲۶ ثانیه در صدر جدول قرار بگیرد و آلین‌ویر با ۱۵ دقیقه و ۲۹ ثانیه در جایگاه دوم قرار دارد. نتایج را به صورت کامل می‌توانید در تصویر زیر مشاهده کنید:

همان‌طور که مشخص است در ادیت فیلم، جدیدترین کامپیوتر اپل یعنی آی‌مک پرو در ورایش و رندر فیلم از عملکردی بهتری نسبت به سه رقیب دیگر خود برخوردار است در عوض از قیمت بسیار بیشتری نیز برخوردار است. در بخش ادیت عکس و مشخصاً کار با نرم‌افزار فتوشاپ، همچنان آی‌مک پرو همچنان در بخش‌هایی از بهترین عملکرد برخوردار است ولی کامپیوتر گیمینگ آلین‌ویر بسیار به آن نزدیک است. از طرفی مزیت کامپیوتر‌های اپل را نباید در مقایسه سخت‌افزاری با کامپیوتر‌های هم‌رده قرار داد بلکه باید آن را در بخش نرم‌افزاری سیستم عامل آن دانست.

*تمامی داده‌های فوق از وبسایت petaPixel استخراج شده است.

درک نوردهی – همراه با توضیح ISO، دریچه دیافراگم و سرعت شاتر

هنگامی که در خصوص هنر و تار و پود عکاسی فکر می‌کنید، فورا متوجه نوردهی (اکسپوژر – Exposure) خواهید شد. نوردهی یکی از المان‌های اساسی است که آنچه در حسگر دوربین یا فیلم عکاسی ذخیره می‌شود را تعیین خواهد کرد. سه المان قابل تنظیم برای کنترل نوردهی وجود دارند – ایزو (ISO)، دریچه دیافراگم و سرعت شاتر که در ادامه مطلب بیشتر با آن ها آشنا می شوید.

 

EV یا ارزش نوری به چه معناست؟

 

چه چیزی نوردهی را کنترل می‌کند؟

نرخ ایزو حساسیت سنسور نسبت به نور را مشخص می‌کند و افزایش هر پله از شماره‌های ISO (به سمت بالا یا پایین) بیانگر دوبرابر شدن یا نصف شدن میزان حساسیت حسگر به نور خواهد بود.

دریچه دیافراگم (Aperture) کنترل کننده‌ی دیافراگم دوربین و میزان باز بودن دریچه آن در طول عکس گرفتن و در نتیجه کنترل‌کننده‌ی نور ورودی از لنز به صفحه فیلم است. تنظیمات دریچه دیافراگم با عدد f مشخص می‌شود، که در آن هر پله عدد f بیانگر نصف کردن شدت نور نسبت به عدد قبل است.

سرعت شاتر تعیین کننده‌ی سرعتی است که پرده‌ (شاتر) باز و بسته می‌شود. هر عدد از این مقیاس مشخص کننده زمانی است که در آن پرده باز می باشد و زمان نوردهی به فیلم یا حسگر دوربین را کنترل می کند. سرعت شاتر ضرایبی از واحد زمان می باشد که هر عدد از این مقیاس زمان مشخصی از نوردهی خواهد بود (مانند ۱/۵۰۰ ثانیه که کسری از ثانیه است یا ۲ ثانیه).

هنگامی که این سه المان با هم ترکیب می‌شوند، عددی معادل میزان نوردهی (EV – Exposure Value) برای هر تنظیم بدست می‌آید. هر تغییری در این سه المان تاثیر مشخص و قابل اندازه‌گیری روی واکنش دو المان دیگر و در نتیجه روی فریم فیلم یا سنسور عکس و چگونگی تصویر نهایی خواهد داشت. مثلا با افزایش عدد F (کوچکتر کردن دیافراگم لنز)، میزان نور ورودی به حسگر عکس کمتر خواهد شد، اما عمق میدان (Depth of margin – DOF) نیز به صورت همزمان در تصویر نهایی افزایش خواهد یافت. کاهش سرعت شاتر، روی نحوه ثبت حرکت تاثیر می گذارد، که ممکن است زمینه یا سوژه کمی تار شوند. کاهش دادن سرعت شاتر (باز نگه داشتن دریچه برای مدت بیشتر) منجر به افزایش میزان نور ورودی به حسگر خواهد شد؛ در نتیجه تصویر روشن‌تری بدست می آید. افزایش ISO، عکاسی در نقاط تاریک‌تر را مقدور خواهد ساخت اما از طرف دیگر باعث افزایش میزان نویز دیجیتال در عکس می‌شود. تقریبا ایجاد یک تغییر در یکی از این سه المان و عدم مشاهده تغییرات در جهت برعکس در دو المان دیگر و در نتیجه تغییر نهایی EV غیر ممکن است.

ISO

 

عبارت ISO خود مخفف یک اصطلاح تحت عنوان International Standards Organization یا سازمان بین‌المللی استانداردسازی است. نرخ ISO که از ۲۵ تا ۳۲۰۰ (و حتی بیشتر از آن) متغیر است، بیانگر حساسیت به نور است. هرچقدر این عدد کمتر باشد، حسگر تصویر به نور حساسیت کمتری دارد. هر چه عدد ISO بالاتر باشد (و حساسیت بیشتر شود) سنسور تصویر قوی‌تر کار کرده تا عکس موثری ثبت کند که در نتیجه آن نویزهای دیجیتال (نقطه نقطه های رنگی موجود در سایه‌ها و رنگ‌های میانی تصویر) بیشتری تولید می شوند. بنابراین نویز دیجیتال چیست؟ هرگونه سیگنال نوری که از سوژه ساطع نشده باشد و در نتیجه، رنگ تصادفی روی تصویر ایجاد کند. مهندسان دوربین‌های دیجیتال، سنسورهای تصویر را طوری طراحی کرده‌اند که در ISOهای پایین (همانند فیلم) عملکرد خوبی داشته باشند که در اکثر دوربین‌های دیجیتال این مقدار ISO 100 است، البته برخی از دوربین های دیجیتال حرفه ای، دارای ISO 50 یا حتی ۲۵ نیز هستند.

دریچه دیافراگم

 

دریچه‌ی یک لنز میزان بازشدگی دیافراگم است که حجم نور فوکوس شده (متمرکز) عبوری از لنز را نشان می‌دهد. در ضریب اف (f-stop) کوچک، مثلا f/2 حجم عظیمی از نور به درون لنز وارد خواهد شد و این اتفاق حتی در کسری از ثانیه نیز رخ خواهد داد؛ اما در f/22 احتمالا دیافراگم در کوچک‌ترین وضعیت خود قرار دارد و حجم نور کمی وارد لنز خواهد شد (حتی با سرعت شاتر های طولانی تر). جالب است بدانید در لنز های زوم با کیفیت، مادامی که عدد f-number ثابت باشد، فاصله کانونی لنز (Focal length) اهمیتی نخواهد داشت. دلیل این امر نیز معادلات ریاضی در خصوص f-number است که در صورت ثابت بودن عدد F، حجم نور عبوری ثابتی را برای لنزهای ۳۵ میلیمتری و ۱۰۰ میلیمتری با سرعت شاتر برابر مثلا ۱/۱۲۵ ثانیه فراهم خواهد کرد. یعنی اندازه دیافراگم متفاوت خواهد بود اما حجم نور عبوری برای است.

سرعت شاتر

 

سرعت شاتر بر حسب کسری از ثانیه اندازه‌گیری می‌شود و بیانگر سرعتی است که پرده‌های جلوی فیلم عکاسی باز و بسته می‌شوند. سرعت شاتر کنترل می‌کند که نور چه مدتی وارد لنز شود و به حسگر تصویر یا فیلم عکاسی برخورد کند. سرعت شاتر شما را قادر می‌سازد که تصویر دنیا را در کسری از ثانیه ثبت کنید یا سرعت را روی سه یا چهار ثانیه تنظیم کنید و عکس بگیرید (یا پرده تا زمانی که عکاس می خواهد باز باشد و هر وقت خواست آن را ببندد). این قابلیت همچنین شما را قادر می‌سازد که نحوه ثبت حرکات را نیز کنترل کنید. اگر سرعت شاتر سریع‌تر از زمینه یا سوژه‌ی عکس باشد، عکس شارپ خواهد شد. و اگر کند تر باشد اشیا مات خواهند شد. به قطرات باران در یک طوفان فکر کنید. این آب با چه سرعتی پایین می ریزد؟ در سرعت شاتر ۱/۳۰ ثانیه قطره‌ای مشاهده نخواهد شد و تنها سفیدی یکپارچه‌ای از مسیر سقوط نشان می‌دهد اما اگر با سرعت ۱/۱۲۵ثانیه عکس بگیرید، قطرات معلق در هوا و شمای کلی هر قطره را می‌توانید مشاهده کنید.

Auto Bracketing چیست؟

 

Auto Bracketing یک تکنیک نوردهی است که در آن نوردهی بهینه با گرفتن عکس با حداقل سه میزان نوردهی مختلف بدست خواهد آمد. این سه تصویر هر کدام یک سوم پله EV با یکدیگر تفاوت خواهند داشت. در نتیجه به صورت خلاصه Auto Bracketing به این صورت است که شما یک مقدار برای EV تنظیم می‌کنید و دکمه شاتر را فشار می دهید، دوربین تنظیمات لازم را بالا و پایین کرده و عکس ها را می گیرد. سپس شما هر سه عکس (یا در برخی تنظیمات تعداد بیشتری) را مورد بررسی قرار می‌دهید و بهترین عکس را انتخاب می‌کنید.در سه تصویر بالا ممکن است شما عکس سمت راست را که نوردهی بیشتر از تعادل داشته (دو درجه)، انتخاب کنید. چراکه آفتاب در حال غروب را بهتر از بقیه نشان می دهد. Bracketing تکنیکی بود که در زمان دوربین های قدیمی که تصاویر را روی فیلم ثبت می کردند محبوب شد و دلیل آن امکانات محدود تصحیح عکس در تاریکخانه بود. بسیاری از عکاسان هنوز نیز این تکنیک را به کار می گیرند تا به میزان نوردهی که نیاز دارند برسند و این صرفه جویی در زمانی است که بعدا برای تصحیح به کار خواهند برد.

نوردهی کم و زیاد

 

در بالا گفتیم که نوردهی صحیح توسط عکاس انتخاب می شود حال به این می پردازیم که نور دهی زیادی (overexposed) و نور دهی نا کافی (underexposed) چه معنایی دارند و چگونه تعریف می شوند. به صورت ساده نوردهی زیادی زمانی است که اطلاعات در هایلایت ها (قسمت های روشن) شدیداً ناخوانا هستند. در چنین عکس‌هایی، با هیچ روشی نمی‌توان اطلاعات از دست رفته را در تاریکخانه دیجیتال (مثلا با فتوشاپ) برگرداند. نوردهی ناکافی نیز تقریبا مشابه نوردهی زیادی است با این تفاوت که هیچ اطلاعاتی در سایه ها وجود ندارد. اطلاعاتی که وجود ندارند بعدا هم قابل دریافت نیستند. در عکاسی دیجیتال هنگامی که بخشی از اطلاعات عکس از بین برود دیگر راهی برای بازگرداندن آن وجود ندارد. این موضوع در دنیای عکاسی فتوشیمیایی گذشته که تصاویر روی فیلم ثبت می شدند، چندان صحت ندارد. در ظاهر کردن فیلم (در تضاد با دیجیتال)، این امکان وجود دارد که بشود اطلاعات از دست رفته را بازیابی کرد.

AE LOCK – AEL

قفل، نوردهی خودکار (Auto bearing lock) یکی از تنظیمات دوربین است. کار آن ثابت نگه داشتن تنظیمات نوردهی ( سرعت شاتر، ISO و اندازه دیافراگم) است. پس اگر دوربین را جا به جا کنیم، سیستم نوردهی خودکار (Auto exposure) این تنظیمات را تغییر نخواهد داد.

جمع‌بندی

یکی از کاربردی‌ترین مزایای عکاسی دیجیتال این است که آزمودن کنترل‌ها و تنظیمات دوربین هزینه‌ای نخواهد داشت. در نتیجه بروید و عکس بگیرید. اگر می‌خواهید در استفاده از این سه المان مثلث نوردهی کاملا حرفه‌ای شوید، باید تنظیمات را تغییر دهید و ببینید حاصل کار شما چه خواهد بود.

 

منبع: Lenzak