۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

10 تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless
10 تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless : هر دو نوع دوربین امکانات حرفه ای و لنزهای قابل تعویض ارائه می دهند، پس چگونه می توان از بین آنها مدل مناسب تر را انتخاب کرد؟

بدون آینه در برابر DSLR : معرفی

آیا یک دوربین مناسب و معقول می خواهید که قابلیت تعویض لنز داشته باشد؟ تا چند سال پیش این کار آسان بود. تنها گزینه موجود دوربین های DSLR بود. اما در سال ۲۰۰۹ الیمپوس اولین دوربین بدون آینه خود، Pen E-P1 را معرفی کرد و همه چیز تغییر کرد.

گرچه تغییرات یک شبه اتفاق نیافتاد. دوربین های بدون آینه در اصول عالی هستند زیرا آنها کوچکتر، سبک تر و از لحاظ مکانیکی ساده تر هستند. اندازه آنها نیز تقریبا با دوربین های کامپکت بزرگ یکسان است، در حالی که دوربین های DSLR از دوربین های کامپکت معمولی بسیار بزرگ تر هستند.

چند دلیل مثبت و قانع کننده برای خرید دوربین بدون آینه  اول اینست که کیفیت تصویر در حد دوربین های DSLR خوب است؛ دوم اینکه ویژگی ها و مدیریت آن قابل مقایسه با DSLR است و سومین و مهمترین دلیل اینست که این دوربین ها لنز های مختلفی دارند که کاملا با دوربین های DSLR مطابقت دارند. میتوانید در این قسمت بهترین دوربین های DSLR میان رده را تا سال ۲۰۱۶ مشاهده کنید

بنابراین ایا دوربین های بدون آینه به قدر کافی خوب بوده اند که با DSLR ها رقابت کنند یا مهمتر از این، از آنها بهترند؟ برای کمک به تصمیم گیری شما، در اینجا تفاوت های اصلی و قابلیت های آنها برای عکاسی روزمره را خواهیم گفت.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR در مقابل دوربین های Mirrorless

 

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. اندازه و وزن

DSLR : آنها بزرگ و جاگیر هستند، اگرچه این مورد در مورد لنزهای بزرگ مفید هستند.

CSC : آنها سبک تر و کوچکتر هستند، اما لنزها اغلب به بزرگی لنزهای DSLR ها هستند.

سایز کوچک یکی از بزرگترین نقاط مثبت فروش دوربین های میرورلس است، اما همیشه نیز به کار نمی آید زیرا در واقع آنچه شما باید به حساب بیاورید اندازه ترکیب لنز و دوربین است. این یک مشکل برای دوربین های بدون اینه APS-C است زیرا شما یک بدنه کوچک و باریک به همراه یک کیت لنز سنگین خواهید داشت. در حال حاضر برخی از این دوربین ها با لنزهای کوچک اما با قدرت زوم بالا ارائه می شوند اما وقتی مجبور به نعویض لنز هستید این مزیت کمکی به شما نمی کند.

پاناسونیک و الیمپوس در این زمینه یک مزیت دارند. سنسور Micro Four Thirds  یا MFT کوچکتر هستند ( که بسیاری از عکاسان آنرا دوست ندارند) اما این به این معنی است که لنزها کوچکتر و سبک تر هستند (که بسیاری آنرا دوست دارند.)

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR در مقابل دوربین های Mirrorless

 

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. لنز

DSLR : کانن و نیکون لنزهای مختلفی برای هر شغلی دارند، و پنتاکس با تعداد لنزهای کمتر بعد از آنهاست.

CSC : الیمپوس، پاناسونیک و سونی لنزهای خوبی دارند، سامسونگ در حال رسیدن به آنها و بقیه برندها بسیار محدود هستند.

اگر شما وسیع ترین انتخاب ممکن از لنزها را می خواهید، پس DSLR های کانن یا نیکون بهترین گزینه موجود است، اما محبوبیت دوربین های بدون آینه نیز در حال افزایش است. دوربین های میرورلس سونی حالا به خوبی پشتیبانی می شوند و پاناسونیک و الیمپوس از سنسور فرمت MFT که در حال حاضر لنزهای بزرگی در پشت آنها قرار دارد استفاده می کنند.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. چشمی

DSLR : هنوز هم بسیاری چشمی اپتیکال را برای وضوح، نگاه طبیعی و بدون وقفه آن ترجیح می دهند.

CSC : برخی نیز ترجیح می دهند که یک برداشت دیجیتال از صحنه ای که دوربین در حال ثبت آن است را ببینند.

تمام DSLR ها، حتی ارزانترین آنها، با چشمی اپتیکال ارائه می شوند زیرا اینها بخش جدایی ناپذیر طراحی DSLRها هستند. با این حال، بسیاری از دوربین های سیستم کامپکت اصلا چشمی ندارند، بنابراین شما مجبور به ترکیب بندی عکس ها با استفاده از LCD هستید که همیشه در نور زیاد به خوبی کار نمی کند.

دوربین های سیستم کامپکت با ویزور گرانتر و به جای ویزور اپتیکال، الکترونیک هستند. این ویزورها تصویر را مستقما از سنسور نمایش می دهند نه از طریق آینه نوری یا سیستم پنتاپریسم.

ویزورهای الکترونیک در حال پیشرفت و در فراز و نشیب هستند، بنابراین مدل های جدیدتر آن به ندرت پیکسل پیککسل یا دانه دار شدن را نشان می دهد، اگرچه در حرکات سریع با دوربین اغلب یک تاخیر کم اما قابل مشاهده دیده می شود.

مزیت ویزورهای الکترونیک اینست که آنها می توانند اطلاعات بیشتری نسبت به ویزورهای اپتیکال نمایش دهند.، مانند نمودار هیستوگرام تصویر زنده. آنها همچنین می توانند تصویر دیجیتالی را که دوربین ضبط می کنند را شبیه سازی کنند.

اگرچه این شبیه سازی نیز همیشه عالی نیست، و بسیاری از عکاسان ترجیح می دهند تا جهان را با چشمان خود ببینند تا اینکه تصاویر را ترکیب بندی کنند و نسخه دیجیتالی آن را مستقیما بر روی LCD بعد از اینکه گرفته شده چک کنند.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. فوکوس خودکار

DSLR : در کل برای ردیابی سریع سوژه مناسب است اما در حالت live perspective عملکرد آن ضعیف است.

CSC : AF تمام وقت در حالت live perspective به معنی عکاسی سریع تر هنگام استفاده از صفحه نمایش LCD است.

DSLR ها دارای یک واحد تشخیص فاز فوکوس خودکار سریع و موثر هستند که در بدنه در زیر آینه نصب شده است، اما تنها زمانی کار می کند که آینه پایین است. اگر شما از یک DSLR در حالت live perspective استفاده کنید، عکس یا ویدئوها را بر روی LCD ترکیب بندی می کنید، آینه باید بالا برود و واحد فوکوس خودکار مدت زمان زیادی در مسیر نور نمی ماند. در عوض، DSLR ها باید با استفاده از تصویری که توسط سنسور ثبت می شود به یک سیستم AF با کنتراست کندتر تبدیل شوند.

برخی از DSLR های کانن به ویژه EOS 70D و EOS 7D Mark II (با فوکوس خودکار Dual Pixel) و EOS 750D و ۷۶۰D (با فوکوس خودکار Hybrid CMOS) سیستم hybrid AF دارند و از پیکسل های تشخیص فاز که بر روی سنسور ساخته شده است استفاده می کنند. این طراحی برای ارائه فوکوس خودکار سریعتر در حالت live perspective و برای نزدیک تر شدن به دوربین های بدون آینه است، اما این تکنولوژی در حال حاضر برای DSLR ها به جای یک قانون یک استثنا است.

دوربین های CSC مجبورند که همیشه از سیستم فوکوس خودکار مبتنی بر سنسور استفاده کنند. اگرچه بسیاری از آنها بر اساس کنتراست AF هستند، به هر دلیلی، اینها از معادل حالت کنتراست  AF بر روی دوربین های DSLR سریع تر هستند. سیستم های CSC پیشرفته سیستم های ‘hybrid’ AF پیشرفته دارند و بر روی سنسور کنتراست فوکوس خودکار را با پیکسل های تشخیص فاز ترکیب می کنند، و بهترین آنها حالا چنان سرعتی دارند که در قفل کردن بر روی و ردیابی سوژه های متحرک عملکرد بسیار خوبی دارند.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. عکاسی پیاپی

DSLR : سرعت بهترین دوربین های DSLR نمی تواند با سرعت بهترین دوربین های بدون آینه مطابقت کند.

CSC : طراحی دوربین های بدون آینه به گونه ای است که اضافه کردن سرعت عکاسی بالا را آسان تر می کند.

برای ثبت صحنه های اکشن و پر تحرک شما به سرعت بالایی برای عکاسی پیاپی احتیاج دارید، و سیستم های کامپکت در این زمینه به سرعت پیشتاز هستند، تا حدودی به خاطر اینکه سیستم های بدون آینه بخش های متحرک کمتری دارند و تا حدودی به خاطر اینکه بسیاری از مدل ها ویدئوهای ۴K را پوشش می دهند. این در خواست ها برای قدرت پردازش نیز به عکاسی پیاپی کمک می کند.

برای روشن کردن این مطلب، بهترین DSLR های کانن می توانند با سرعت ۱۲ فریم بر ثانیه عکاسی کنند اما دوربین بدون آینه سامسونگ NX1 می تواند با سرعت ۱۵ فریم بر ثانیه عکاسی کند. در عین حال دوربین های پاناسونیک در ضبط ویدئوهای ۴K با سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه و کیفیت  ۸ مگاپیکسل پیشتاز هستند.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. ویدئو

DSLR : جوانب مثبت آن بسیار محبوب هستند و از این لحاظ مسلماً DSLR در رتبه اول قرار می گیرند.

CSC : ویدئوهای ۴K رایج تر و live perspective AF بهتر.

اکثر تصویربرداران حرفه ای از DSLR استفاده می کنند، اما اکثر آنها در مورد بازار حرفه ای محافظه کارانه تر از تکنولوژی عمل می کنند. DSLRها اولین دوربین هایی بودند که ویدئوهای HD و full HD حرفه ای را به همراه لنزهای مختلف و لوازم جانبی دیگر ضبط می کردند، و حرفه ای ها سیستم های با پشتیبانی طولانی مدت را ترجیح می دهند.

با این حال اما گرایش صنعت به سمت فن آوری های ارائه شده توسط دوربین های بدون آینه، شامل ویدئوهای ۴K، فوکوس خودکار موثر در حالت Live perspective و خواندن و پردازش سریع اطلاعات است. به عنوان مثال دوربین پاناسونیک GH4، به عنوان یک دوربین فیلم برداری عکاسی ترکیبی در هر دو حالت خوب است.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. ویژگی ها

DSLR : حتی مدل های اولیه کنترل کامل دستی دارند و DSLR ها دوربین های قدرتمندی هستند.

CSC : آنها ویژگی های خود را با ویژگی های DSLR ها مطابقت می دهند و اغلب یک با دو گام عقب تر هستند.

از نظر ویژگی های عکاسی و کنترلی، جدا کردن DSLR ها از CSC ها کار دشواری است. تمام این دوربین  ها کنترل دستی کامل بر روی نوردهی و فوکوس ارائه می دهند و می توانند فایل های خام را به خوبی JPEG ها بگیرند. در هر سطح از این دوربین ها مانند دوربین های میان رده یا حرفه ای، کنترل و قابلیت های آنها کاملا یکسان هستند. DSLR های میان رده اغلب کنترل خودکار بیشتری نسبت به کنترل های دستی دارند اما این برای بدون آینه ها یکسان است.

ابن نکته در مورد ویزور را هم به خاطر داشته باشید اگرچه تمام DSLR ها دارای ویزور هستند، اما سیستم های کامپکت ارزان تر این ویژگی را ندارند.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. کیفیت تصویر

DSLR : DSLRها از جدیدترین و بهترین سنسورهای APS-C یا فول فریم استفاده می کنند.

CSC : این دوربین ها از سنسورهای مشابه استفاده می کنند، اما سنسورهای کوچک تر نیز برای دوربین های کوچکتر وجود دارد.

در این قسمت هیچ انتخابی وجود ندارد. در حال حاضر، بیشترین رزولوشن در DSLR ها مربوط به کانن EOS 5Ds است، اما سونی A7R II با رزولوشن ۴۲٫۵ مگاپیکسل هم تفاوت چندانی ندارد.

کیفیت تصویر فقط شامل مگاپیکسل نیست، عامل اصلی در کیفیت تصویر سایز سنسور است.  سنسورهای فول فریم بزرگترین سنسورها هستند و بهترین کیفیت را ارائه می دهند، در حالی که دوربین های با سنسور APS-C تقریبا به همان خوبی و ارزان تر هستند و شما این سنسورها را می توانید در هر دو دوربین های DSLR و CSC پیدا کنید.

اما دوربین های سیستم کامپکت هم فرمت کوچکتری ارائه می دهند. فرمت Micro Four Thirds که در دوربین های پاناسونیک و المپیوس استفاده شده اند از APS-Cها کوچکتر هستند. نیکون از سنسور ۱ اینچی در دوربین های سری Nikon 1 استفاده می کند، اما این سنسورها انقدر کوچک هستند که باعث می شوند کارشناسان نظرشان را عوض نکنند.

به طور کلی هیچ مزیت کیفیت تصویری در یک DSLR که سایز سنسور آن در دوربین های سیستم کامپکت هم وجود دارد، نیست.

۱۰ تفاوت کلیدی دوربین های DSLR مقابل Mirrorless

  1. عمر باتری

DSLR : 600-800 شات به طور متوسط، مدل های بالاتر در هر بار شارژ می توانند بیشتر از ۱۰۰۰ شات بزنند.

CSC : عملکرد ضعیف تر دارند، و معمولا حدود ۳۰۰-۴۰۰ شات هستند. ممکن است به باتری یدکی احتیاج داشته باشید.

مقایسه عمر باتری ها ممکن است چندان هیجان انگیز نباشد، اما وقتی تفاوت ها تا این حد باشد اهمیت پیدا می کند. به  عنوان مثال نیکون D7200 در DSLRها  با هر بار شارژ می تواند ۱۱۰۰ شات بزند، در حالی که Fuji X-T1 در CSCها تنها می تواند ۳۵۰ عکس را ثبت کند. این الگو بین تمام DSLR ها و CSC ها تکرار می شود.

مشخص نیست چرا اما باتری DSLR ها گاهی اوقات بزرگ تر هستند، اگرچه همیشه نه. تصور می شود به دلیل ایجاد قدرت لازم برای بالا و پایین بردن آینه برای هر شات و نمایش LCD باتری به قدرت بیشتری احتیاج داشته باشد. به نظر می رسد در این زمینه دوربین های DSLR یک مزیت عملی قابل توجه داشته اند.

  1. قیمت

DSLR : شما با خرید یک DSLR ارزان پول بیشتری را نسبت به خرید یک CSC ارزان ذخیره می کنید.

CSC : دوربین های بدون آینه ارزان ویزور ندارند؛ و مدل های دارای ویزور قیمت بالایی دارند.

ممکن است فکر کنید که طراحی ساده تر دوربین های سیستم کامپکت قیمت آنها را ارزان تر می کند، اما این مورد اینگونه نیست. اگر یک دوربین با امکانات کامل و قیمت ارزان می خواهید، پس DSLR ارزان ترین گزینه است.

به عنوان مثال، دوربین DSLR نیکون D3300 24 مگاپیکسلی تقریبا بهترین سنسور APS-C موجود در بازار را دارد و البته دارای ویزور اپتیکال، کنترل دستی مناسب و عمر باتری ۷۰۰ شات می باشد. نزدیک ترین رقیب آن از نظر قیمت در سیستم های CSC نمی تواند از نظر رزولوشن یا عمر باتری با آن رقابت کند علاوه بر اینکه این دوربین ها منظره یاب نیز ندارند.

در واقع، ارزان ترین دوربین CSC با منظره یاب تا سال ۲۰۱۵ الیمپوس OM-D E-M10 است که در حال حاضر با قیمتی حدود ۳۰% بیشتر از نیکون D3300 فروخته می شود و این مدل فقط به این دلیل ارزان است که به تازگی مدل جایگزین آن نیز معرفی شده.

رای نهایی

DSLR : محکم، دوربین های با قیمت مناسب طرز کار قدیمی اما کیفیت تصویر عالی دارند.

CSC : کوچکتر، از نظر تکنیکی پیشرفته و مسلما در حال پیشرفت.

اختلاف تکنیکی بین DSLR ها و CSC ها تنها نکته ای نیست که باید به آن توجه کنیم، و شاید حتی مهمترین هم نباشد. تنها راه تصمیم گیری در نهایت اینست که دوربین را بردارید و آنها را امتحان کنید تا ببینید که کدام را ترجیح می دهید. ممکن است شما دوربین های بزرگ و ویزورهای اپتیکال DSLR را یا بدنه کوچک و احساس دقیق تر دوربین های سیستم کامپکت را ترجیح دهید.

دیدگاه‌ها برای دوربین‌های Medium Format؛ یک سر و گردن بالا‌تر از آنچه فکر می‌کنید با فریبرز خداوردی

دوربین‌های قطع متوسط، مدت زیادی است که به لطف تناسب در اندازه و کیفیت تصویر ارائه شده به انتخاب اول بسیاری از عکاسان حرفه‌ای بدل گشته‌اند. این نوع دوربین‌ها در مقایسه با دوربین‌های فول ‌فریم از رزولوشن و داینامیک رنج بسیار بالاتری برخوردار هستند ولی به دلیل اندازه بزرگ‌تر در شرایط سیار و محیط‌های خارجی کار با آن‌ها کمی مشکل خواهد بود.

اما در کل دوربین‌های قطع متوسط و قطع کوچک چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ بهترین دوربین‌های قطع متوسط چه دوربین‌هایی هستند؟ چه دوربین‌های مدیوم‌فرمت آنالوگی در بازار موجود هستند که به بک دیجیتال متصل می‌شوند؟

در ادامه سعی شده است تا با بررسی دنیای دوربین‌های قطع متوسط و پاسخگویی به سؤالات فوق به یک دید کلی نسبت به این دوربین‌ها رسید؛ بنابراین در ادامه مطلب همراه ما باشید.

تفاوت دوربین‌های فول‌فریم و قطع متوسط در چیست؟
۱. سایز دوربین
اولین و مشهودترین تفاوت بین دوربین‌های فول‌فریم و مدیوم‌فرمت در اندازه‌ی آن‌هاست. به بیان ساده دوربین‌های مدیوم‌فرمت در مقایسه با دوربین‌های معمولی مثل یک تانک یا نفربر در مقایسه با یک ماشین معمولی هستند. علت این تفاوت در اندازه، به‌کارگیری سنسورهای بزرگ‌تر در دوربین‌های مدیوم فرمت می‌باشد که درون دوربین قرار گرفته است. در همین راستا سنسور‌های بزرگ‌تر برای ثبت تصویر نیاز به لنز‌های بزرگ‌تری نیز دارند و برای اتصال این لنز‌ها به بدنه باید مانت دوربین بزرگ‌تر باشد. همه این‌ موارد باعث می‌شود که یک دوربین مدیوم فرمت از اندازه‌ بزرگ‌تری نسبت به دوربین‌های معمولی برخوردار باشد.

h5d-60_left
هسلبلاد H5D و کانن 5D

۲. تفاوت در اندازه سنسور و مزایای آن
هر چه ابعاد سنسور بزرگ‌تر باشد، حجم بیشتری از نور و اطلاعات به ثبت خواهند رسید. در حسگر‌ دوربین‌های مدیوم فرمت، پیکسل‌ها با تراکم کمتری کنار هم قرار می‌گیرند که این خود باعث کمترین شدن نویز تصویر و تداخل عملکرد پیکسل‌ها بر روی یکدیگر می‌شود. به عنوان مثال در حسگر CMOS ۵۰ مگاپیکسلی دوربین‌های هسلبلاد ابعاد هر پیکسل ۵.۳ میکرون می‌باشد؛ این در حالی است که در دوربین‌های فول فریم معمولی با حسگر ۲۰ مگاپیکسلی به طور میانگین دارای ابعاد پیکسل ۴.۱۴ میکرون هستند. به دلیل اندازه بزرگ‌تر پیکسل‌ها در دوربین‌های قطع متوسط، عملکرد دوربین در محیط‌های کم‌نور بسیار بهتر است چرا که ابعاد سنسور برای دریافت نور بزرگ‌تر است و به علاوه نسبت سیگنال به نویز نیز میزان بسیار بالاتری خواهد بود.

medium-format-lensesاما این همه‌ی تفاوت میان حسگر‌های فول‌فریم و مدیوم فرمت نیست. دوربین‌هایی با سنسور‌های بزرگ‌تر از داینامیک‌رنج بالاتری برخوردار خواهند بود. این بدین معناست که تن‌های نوری با دقت بالاتری به ثبت می‌رسند و دوربین از قابلیت بیشتری در ثبت تصاویر با دامنه تن‌های نوری گسترده‌، برخوردار خواهد بود. به طور معمول دوربین‌های مدیوم فرمت گستره پویایی تا ۱۴ استاپ بیشتر را نسبت به دوربین‌های معمولی ارائه می‌دهند. همچنین به لطف این ویژگی دقت رنگی تصاویر گرفته شده با دوربین‌های مدیوم فرمت بسیار بالاتر است و رنگ‌ها با عمق ۱۶ بیت به ثبت خواهند رسید.
از دیگر تفاوت‌‌های دوربین‌های فول فریم و مدیوم فرمت، می‌توان به عمق میدان تصویر اشاره کرد. در دوربین‌های قطع متوسط به دلیل بزرگ‌تر بودن لنز‌ها فضای اتاق تاریک و فاصله بین لنز و حسگر بیشتر خواهد بود. به همین دلیل می‌توان تصاویری با عمق میدان بسیار کم و با بوکه هایی خیره‌کننده را به ثبت رساند. همچنین به دلیل کیفیت بهتر و ابعاد بزرگ‌تر لنز‌های مدیوم فرمت در دیافراگم‌های بسته، وضوح تصویر بسیار بالاتر خواهد بود و کمتر شاهد پراکندگی نور و انحرافات رنگی هستیم.

medium-format-vs-full-frame-sensor
۳. قیمت
مهم‌ترین مزیت دوربین‌های قطع کوچک فول‌فریم نسبت به دوربین‌های مدیوم فرمت، قیمت عاقلانه و اقتصادی‌ آن‌هاست. دوربین‌های مدیوم فرمت به طور سرسام‌آوری گران هستند و برای خرید یک نسخه از آن‌ها به همراه لنز‌های مربوط باید هزینه به مراتب بالاتری را نسبت به دوربین‌های قطع کوچک پرداخت کرد
.
دوربین‌های آنالوگ و دیجیتال مدیوم‌فرمت با چه ابعادی عکس‌ها را به ثبت می‌رساند؟
ابتدا باید ذکر شود که شرکت‌های Hasselblad و Phase One سنسور‌هایی را در قطع متوسط تولید کرده‌اند که قادر است تصاویر را با رزولوشن خیره‌کننده ۱۰۰ مگاپیکسل به ثبت برساند. این ویژگی دوربین‌های مدیوم فرمت را در زمینه کیفیت و وضوح تصویر به یک هیولا تبدیل کرده است. البته این تمام ماجرا نیست و ابعاد حسگر یا فیلم دوربین‌های مدیوم فرمت نیز نقش مهمی را در کیفیت تصویر نهایی ایفا می‌کنند. ابعاد و تناسب تصویر فیلم‌های قطع متوسط بسیار متنوع هستند که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

2
645
اولین فیلم‌های مدیوم فرمت در ابعاد 6×4.5 سانتی‌متر ظاهر می‌شدند. این ابعاد به اختصار با عدد سه رقمی ۶۴۵ مشخص می‌شود و به شما این امکان را می‌دهد تا در یک فیلم ۱۲۰ بتوانید بیشترین فریم ممکن را بگیرید (۱۵). از معروف‌ترین دوربین‌هایی که با این فرمت عکاسی می‌کنند، می‌توان به مجموعه دوربین‌های Mamiya 645 اشاره کرد که علاوه بر پشتی فیلم امکان اتصال بک دیجیتال به آن نیز وجود دارد.

fstoppers-medium-format-portrait-5img_3628

6X6
این ابعادِ فریم در گذشته توسط هسلبلاد عرضه شد و امروزه در میان عکاسان انتخاب این ابعاد خیلی رواج ندارد ولی امروزه در اینستاگرام تصاویر با این ابعاد به اشتراک گذاشته می‌شوند. ابعاد مربع در ابتدا برای گرفتن تصاویر پرتره به کار می‌رفته است. به غیر از دوربین‌های هسلبلاد کمپانی‌هایی مثل Bronica و Mamiya و Yashica نیز دوربین‌هایی را در به بازار عرضه کرده‌اند که تصاویر را در فریم‌های ۶ در ۶ بر روی فیلم‌ به ثبت می‌رساند.

d8216cef910d4d44c3fbc7d0b484c8446X7
گزینه سوم در ابعاد فریم ثبت شده توسط دوربین‌های مدیوم فرمت که بسیار نیز محبوب است، 6×7 سانتی‌متر می‌باشد. این ابعاد در دوربین‌های DSLR قدیمی نیز به کار می‌رفته و به علت تناسب ابعاد در چاپ تصاویر و انتشار فتوبوک‌ها بسیار مورد توجه عکاسان قرار گرفته است. به علاوه این ابعاد برای عکاسی پرتره نیز بسیار مناسب است.
دوربین‌های مدیوم فرمت زیادی تا به حال با این ابعاد تصویر تولید شده‌اند که از میان آن‌ها شاید مامیا RZ67 یکی از بهترین‌ها باشد. به علاوه کمپانی‌های دیگری مانند pentax و Bronica نیز دوربین‌هایی را با این ابعاد تصویر به بازار عرضه کرده‌ا‌ند. دوربین‌ RZ 67 مامیا نیز قابلیت اتصال به بک‌های دیجیتال را دارند.

6x7a6x7
6×9
این ابعاد در کمتر دوربین مدیوم فرمتی به کار گرفته شده است و بیشتر در فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری و دوربین‌های DSLR از این تناسب برای ثبت تصویر استفاده می‌شود. با این وجود دوربین‌های رنج‌فایندر فوجی GW690 و GSW960 تصاویر را با این ابعاد به ثبت می‌رساندند. این دو دوربین از بهترین دوربین‌های تاریخ برای ثبت پرتره‌های محیطی و مناظر طبیعی که نیاز به عرض زیاد دارند، به شمار می‌روند.

r8u1uga

در دو ابعاد دیگر نیز در فیلم‌های رول ۱۲۰ می‌توان عکاسی کرد. 6×12 و 6×17 دو فرمت رایج برای گرفتن عکس‌های پانوراما به شمار می‌رود که معمولاً در عکاسی منظره به کار گرفته می‌شود. کمپانی‌های Panasonic و Linhoff دوربین‌های قطع متوسطی را تولید کرده‌اند که در این ابعاد تصاویر را به ثبت می‌رساند.

93e25f8d4f0f18f1decd9f6aa65b8344
بک‌های دیجیتال:
اگرچه کمپانی‌های بزرگی مانند Hasselblad و Phase One صنعت دیجیتال را به دنیای دوربین‌های مدیوم‌فرمت وارد کرده‌اند و با تولید دوربین‌‌هایی مانند H5d قاعده بازی را در دنیای دوربین‌های عکاسی به هم زده‌اند ولی برای خرید این دوربین‌ها هزینه نسبتاً زیادی را باید پرداخت نمود. به همین علت برای بسیاری از دوربین‌های قدیمی مدیوم فرمت، بک‌های دیجیتال طراحی و تولید شده است که با اتصال آن‌ها به این نوع دوربین‌ها، عملاً یک دوربین دیجیتال را در اختیار داشته باشیم. البته که بک‌های دیجیتال نیز آن‌چنان اقتصادی نیستند و برای خرید آن‌ها باید هزینه‌ زیادی را پرداخت کرد. برای خرید بک‌های دیجیتال گزینه‌های بسیار زیادی در بازار موجود است که دارای کیفیت و وضوح یکسانی در ارائه تصویر نیستند. از باسابقه‌ترین کمپانی‌ها در تولید این پشتی‌ها می‌توان به Phase One و Hasselblad اشاره کرد. بک‌های دیجیتال در انواع و مانت‌های مختلف تولید می‌شوند و قابلیت اتصال به بدنه دوربین‌های آنالوگ و دیجیتال مدیوم فرمت‌ را دارد. به علاوه امکان اتصال این نوع بک‌های دیجیتال به برخی دوربین‌های قدیمی مثل دوربین‌های Mamya 645 و سری V دوربین‌های هسلبلاد نیز ممکن است. اگر چه که در این حالت فوکوس و حتی تنظیم پارامتر‌های مختلف مثل ایزو و سرعت شاتر کمی کند خواهد بود؛ و عملاً این دوربین برای عکاسی ورزشی و یا اکشن، کارایی مناسب را نخواهد داشت.

digital-back
اما باز هم مقوله قیمت می‌تواند تا حد زیادی تعیین کننده باشد. با تمام تفاسیر فوق با توجه به پیشرفت‌های زیادی که در صنعت دوربین‌هایی فول‌فریم و کراپ اتفاق افتاده است و قابلیت‌های بسیاری که این نوع دوربین‌ها در اختیار کاربر قرار می‌دهند، شاید دوربین‌های مدیوم فرمت با این قیمتی که دارند انتخاب منطقی و ایده‌الی برای عموم عکاسان و علاقه‌مندان به عکاسی به شمار نیایند.

دیدگاه‌ها برای بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت سوم) با رامين

در دو قسمت قبلی بررسی 5D Mark IV به بررسی کیفیت عکس‌ها و سیستم فوکوس دوربین جدید کانن پرداختیم و نتیجه این شد که جایگزین Mark III از لحاظ کیفیت عکس‌ها و فوکوس خودکار بخصوص در حالت Live View پیشرفت چشم‌گیری داشته و این خبر هیجان‌انگیزی برای طرفداران کانن است. در قسمت سوم و آخر بررسی این دوربین، کیفیت و امکانات فیلمبرداری، امکان ویژه Dual Pixel RAW، بدنه، کنترل‌ها و امکانات ارتباطی Mark IV را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کیفیت و امکانات فیلمبرداری

کانن با 5D Mark II انقلابی را در فیلمسازی مستقل و بسیاری از گونه‌های دیگر تصویری به وجود آورد. آن دوربین می‌توانست با کیفیت Full HD با امکان ایجاد عمق میدان کم، تصویری سینمایی را خلق‌ کند که تا قبل از آن باید هزینه‌ی بالایی برایش صرف می‌شد. در 5D Mark III امکانات و کیفیت فیلمبرداری سری 5D بهبود بخشیده‌ شد و Mark III به یکی از محبوب‌ترین دوربین‌ها برای ساخت فیلم‌های مستقل کوتاه و حتی سینمایی و تلویزیونی، موزیک ویدئو‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مستند و غیره تبدیل شد. در فاصله‌‌ای که بعد از ارائه‌ی Mark III برای نسخه‌ی بعدی 5D افتاد، دیگر سازندگان دوربین با ارائه‌ی دوربین‌های هیجان‌انگیزی چون Panasonic GH4، Sony A6000، Sony A7s و Sony A7s II و چندین دوربین دیگر تا حد زیادی بازار دوربین‌های عکاسی مناسب فیلمبرداری را از انحصار 5D Mark III خارج کردند. در چنین شرایطی همه منتظر بودند که با ارائه‌ی 5D Mark IV، کانن دوباره به روز‌های پادشاهی خود در این بازار نوظهور بازگردد؛ اما اتفاق دیگری رقم خورد و مشخصات و امکانات فیلمبرداری دوربین جدید کانن خیلی‌ از مشتاقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR کانن را ناامید و دلسرد‌ کرد.

بدیهی بود که با توجه به گرایش روزافزون به فیلمبرداری با رزولوشن 4K و خیل دوربین‌های جدیدی که اکثر آنها امکان فیلمبرداری 4K را داشتند، Mark IV هم این امکان را ارائه‌ دهد؛ اما محدودیت‌هایی که کانن برای ارائه‌ی این رزولوشن در دوربین 5D Mark IV قرارداده برای بسیاری غیر‌قابل قبول است! هرچند که این دوربین دارای امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K DCI (که استاندارد سینمایی بوده و کمی از 4K UHD عریض‌تر است) بوده و قادر به فیلمبرداری تا مدت‌زمان 30 دقیقه است، فیلمبرداری در این رزولوشن تنها در برش 1.64x از سنسور تصویر امکان پذیر است. پیامد این امر آن است که فیلمبرداری با زوایای دید خیلی باز با این دوربین بسیار دشوار می‌شود چراکه هر فاصله‌ی کانونی به اندازه 1.64 برابر بیشتر از میزان تعیین‌شده بر روی لنز خواهد‌ بود. این مسئله با توجه به اینکه امکان استفاده از لنزهای مانت EF-S کانن (مخصوص دوربین‌های سایز APS-C کانن) بر روی دوربین‌های فول‌فریم این شرکت (از جمله 5D Mark IV) وجود ندارد بیش از پیش آزاردهنده‌ است.

مشکل دیگر فیلمبرداری با رزولوشن 4K با این دوربین به فرمت یا Codec غیربهینه و قدیمی ضبط فیلم یعنی Motion JPEG مربوط می‌شود. هرچند که فیلم‌های با رزولوشن 1080p را می‌توانید با کدک H.264 و فرمت MOV ذخیره‌کنید؛ اما در رزولوشن 4K تنها گزینه‌ی پیش روی شما Motion JPEG است. با استفاده از این کدک، فیلم نهایی در واقع ساخته‌شده از 24 یا 30 عکس JPEG با رزولوشن 8.8 مگاپیکسل در هر ثانیه است. این روش غیربهینه‌ی ضبط فیلم باعث می‌شود که حجم نرخ بیت (Bit Rate) در فیلم‌های 4K به رقم بسیار زیاد 500Mbps برسد. این یعنی که بر روی یک کارت حافظه‌ی 64 گیکابایتی تنها می‌توانید حدود 17 دقیقه فیلم با رزولوشن 4K ضبط‌ کنید! نکته‌ی دیگر این است که برای ضبط فیلم‌های 4K باید از سریع‌ترین کارت‌های حافظه‌ی Compact Flash موجود، که خیلی هم ارزان نیستند، استفاده‌ کنید. هرچند که دوربین به شما اجازه‌ی ضبط فیلم بر روی حافظه‌ی SD را هم می‌دهد، اما حتی با سریع‌ترین کارت‌های SD موجود هم ممکن است در هنگام ضبط فیلم با خطا و توقف ضبط توسط دوربین مواجه‌ شوید! البته از دل محدودیت فیلمبرداری با فرمت Motion JPEG یک امکان ویژه بدست‌‌‌آمده و آن قابلیت انتخاب و ذخیره‌ی عکس‌های 8.8 مگاپیکسلی از میان فیلم‌های 4K با سرعت 30 فریم بر ثانیه است. این امکان می‌تواند برای ثبت وقایع خیلی سریع کاربرد خوبی داشته باشد، هرچند که امکان وجود اعوجاج ناشی از Rolling Shutter در عکس‌ها بسیار زیاد است.

نکته‌ی دیگر در مورد کیفیت فیلمبرداری دوربین Mark IV به اثر Rolling Shutter در فیلم‌های ضبط‌شده آن بازمی‌گردد. در تست‌هایی که سایت DPreview انجام داده (تصویر زیر) مشخص شد که این دوربین بخصوص در هنگام فیلمبرداری با کیفیت 4K میزان اثر Rolling Shutter قابل ملاحظه‌ای دارد که بسیار بیشتر از اثر آن در فیلم‌های ضبط‌شده با دوربین 1D X Mark II است. اثر Rolling Shutter به اعوجاج و خمیدگی خطوط صاف در تصویر به هنگام حرکت دادن دوربین با سرعت بالا (مانند Pan کردن با سرعت بالا) اطلاق می‌شود که حاصل خوانش خطی اطلاعات از روی سنسور تصویر CMOS است. این اثر که به طور غیر رسمی آنرا Jello Effect هم می‌نامند در فیلم‌های اکثر دوربین‌های دیجیتال که دارای سنسور CMOS می‌باشند وجود دارد و تنها میزان آن متفاوت است. در تصویر زیر میزان مورّب بودن خطوطی که در واقعیت راست هستند نشانگر میزان اثر Rolling Shutter‌ در فیلم‌های ضبط‌شده با دو دوربین 5D Mark IV و 1D X Mark II‌ است.

بجز امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K که البته همانطور که اشاره کردیم با محدودیت‌های فراوانی همراه است، در فیلمبرداری HD دوربین Mark IV هم بهبود‌هایی صورت‌ گرفته‌ است. در دوربین جدید، حالا می‌توانید در رزولوشن 1080p با سرعت 60 فریم بر ثانیه و در رزولوشن 720p با سرعت 120 فریم بر ثانیه فیلمبرداری کنید که امکان بوجود‌آوردن فیلم‌های Slow suit را تا حدی فراهم‌ کرده‌ است. امکان فیلمبرداری HDR هم می‌تواند در شرایطی که تضاد نوری در صحنه زیاد است (مانند فیلمبرداری در روزهای آفتابی) تا حدی به بازیابی جزئیات در سایه‌ها و بخصوص نقاط روشن‌ کمک‌ کند. همچنین، امکان خروجی غیر‌فشرده‌ی تصویر از درگاه HDMI در رزولوشن Full HD، همانند Mark III، در این دوربین نیز وجود دارد.

اما بزرگترین برتری Mark IV در مد فیلمبرداری سیستم فوکوس خودکار فوق‌العاده‌ی آن است. همانطور که در قسمت دوم این بررسی اشاره کردیم، سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن که در حالت Live View فعال می‌شود بیشترین تأثیر را برای فوکوس خودکار پیوسته و دنبال‌کننده در هنگام فیلمبرداری دارد. این سیستم فوکوس خودکار می‌تواند چهره سوژه‌ را تشخیص داده و با حرکت سوژه به جلو و عقب (در عمق) فوکوس را به نرمی و بسیار نامحسوس و طبیعی تغییر‌ دهد. تغییر فوکوس از یک قسمت قاب به قسمتی دیگر هم به راحتی و با لمس انگشت بر روی نمایشگر LCD لمسی این دوربین امکان‌پذیر است که باز هم بر خلاف سیستم‌های فوکوس خودکار مبتنی بر تشخیص کنتراست (نظیر آنچه در Live View دوربین‌های نیکون می‌بینیم) به نرمی و بدون Focus Hunting (خارج‌شدن از فوکوس و بازگشت به فوکوس برای پیدا‌کردن سوژه) صورت می‌پذیرد. شما حتی می‌توانید سرعت تغییر فوکوس را هم در یک بازه‌ی 1 تا 10 تعیین کنید. در واقع باید گفت که در امکانات فیلمبرداری، برگ برنده‌ی Mark IV نه فیلمبرداری با رزولوشن 4K بلکه بهره‌مندی آن از سیستم فوکوس خودکار بسیار خوبی است که در حال حاضر نظیر آن در هیچ دوربین دیگری وجود ندارد!

امکان ویژه‌ی Dual Pixel RAW

کانن در تبلیغاتش برای 5D Mark IV تأکید ویژه‌ای بر قابلیت Dual Pixel RAW داشت که البته خیلی از منتقدان دوربین‌های عکاسی بعد از تست‌هایی که بر روی این قابلیت انجام دادند به این نتیجه رسیدند که در عمل کارایی خاصی ندارد! کانن مدعی است که با استفاده از این قابلیت می‌توانید فوکوس را در عکس‌های خامی که به حالت Dual Pixel (و نه عکس‌های خام معمولی) گرفته‌شده‌اند تا حد کمی (Micro adjustment) به عقب یا جلو حرکت دهید. در تئوری، این بدین معنی است که می‌توانید فوکوس را در عکس‌های پرتره‌ای که کمی جلوتر یا عقب‌تر از چشمان سوژه است اصلاح کنید. اما تقریباً تمام کسانی که این قابلیت را مورد تست قرار داده‌اند، به اتفاق معتقد‌ هستند که میزان جابجایی فوکوس آنقدر کم است که اگر به اشتباه روی بینی یا حتی مژه‌ها فوکوس کرده‌ باشید نمی‌توانید با استفاده از این قابلیت فوکوس را بر روی چشمان قراردهید.

نحوه‌ی عملکرد این قابلیت بی‌ارتباط به سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن نیست. همانطور که سایق بر این نیز اشاره شد، در این سیستم فوکوس خودکار هر پیکسل به دو بخش راست و چپ تقسیم می‌شود که نور را تنها از یک طرف لنز (چپ یا راست) دریافت می‌کند. این بدین معنی است که برای هر شات می‌توان دو عکس با زاویه‌ی دید اندکی متفاوت بدست‌آورد. در حالت معمول این دو عکس یکی شده و در قالب یک فایل خام (یا JPEG) ذخیره می شوند؛ اما با استفاده از این قابلیت، هر دو عکس حفظ می شوند و اینگونه می‌شود که عکاس می‌تواند در نرم‌افزار اختصاصی ویرایش فایل‌های خام کانن (Digital Photo Professional) در حد بسیار کمی فوکوس را در اصطلاح Shift کند. البته در این نرم‌افزار دو قابلیت دیگر هم برای این فایل‌های خام در نظر گرفته‌ شده که یکی امکان تغییر بوکه (قسمت محو پشت سوژه) و دیگری امکان کاهش محو‌شدگی (Ghosting) است که این دو هم آنچنان کارایی ندارند و تغییر بزرگی را در عکس ایجاد نمی‌کنند.

هرچند که قابلیت‌های فایل‌های Dual Pixel RAW می‌تواند تا حدی جالب باشد؛ اما برای تغییر اندکِ یکی از سه قابلیت موجود (تغییر فوکوس، تغییر کیفیت بوکه و کاهش اثر محو‌شدگی یا Ghosting) برای این فایل‌ها باید هزینه‌ی زیادی بپردازید! اول اینکه حجم فایل‌های خام Dual Pixel دو برابر فایل‌های خام معمولی این دوربین است و همین مسئله باعث می‌شود که نه‌تنها تعداد عکس‌های قابل ذخیره بر روی کارت حافظه نصف شود بلکه سرعت عکاسی پیاپی نیز در صورت فعال‌کردن این قابلیت کاهش‌ یابد. مسئله‌ی دیگر این است که برای بهره‌مندی از امکانات فایل‌های خام Dual Pixel باید الزاماً از نرم‌افزار اختصاصی کانن با نام Digital Photo Professional استفاده کنید که مخصوص ویرایش فایل‌های خام دوربین‌های کانن است؛ اما به هیچ وجه امکانات لازم برای ویرایش عکس نظیر آنچه در Adobe Camera Raw یا Adobe Lightroom یافت می‌شود را ندارد و این می‌تواند قدرت ویرایش‌های قابل‌انجام بر روی عکس‌های خام‌تان را بسیار محدود کند.

بدنه و کنترل‌ها

از لحاظ طراحی، دکمه‌ها و کنترل‌های فیزیکی، 5D Mark IV نسبت به مدل پیشین تغییرات بسیار کمی داشته به طوری که در نگاه اول اگر لوگوی Mark IV را روی بدنه‌ی دوربین نبینید شاید نتوانید به راحتی آنرا از دوربین Mark III تشخیص‌ دهید. از بالا، این دوربین دقیقاً شبیه Mark III‌ است و تنها ترتیب دکمه‌ها تغییر کرده‌است. در پشت دوربین هم تغییرات اندک است. نمایشگر 3.2 اینچی دوربین که از نوع LCD است جدیدتر با کیفیت‌تر شده و به دقت 1.6 میلیون نقطه در اینچ ارتقا یافته‌ است. همچنین، برای اولین بار در سری دوربین‌های 5D از نمایشگر لمسی استفاده شده که هم در هنگام عکاسی و هم مرور عکس‌های گرفته‌شده (Playback) قابل استفاده‌ است. تغییر دیگر، اضافه‌شدن یک دکمه‌ی کوچک در زیر جوی‌استیک انتخاب نقاط فوکوس است که به صورت پیش‌فرض با استفاده از آن می‌توانید مدهای نواحی نقاط فوکوس را تغییر‌ دهید. البته می‌توانید برای این دکمه عملکرد‌های دیگری از جمله تغییر جبران نوردهی را نیز تعریف‌ کنید.

برای بهبود مقاومت دوربین در مقابل نفوذ گردوغبار و آب در 5D Mark IV تعداد درپوش‌های لاستیکی افزایش یافته‌ است و همچنین مهر و موم بهتری برای مانت لنز بر روی بدنه، دکمه‌ی شاتر و درب باتری درنظر گرفته‌ شده‌ است. جای قرارگیری جک هدفون و میکروفون اکسترنال هم به قسمت پایین‌تر سمت چپ دوربین منتقل شده تا در صورت استفاده از میکروفون و هدفون اکسترنال سیم‌های آنها با سیم‌های دیگر متصل به دوربین تداخل کمتری داشته‌باشد. درگاه ریموت شاتر هم به جلوی دوربین منتقل‌ شده‌ است. در نهایت، 5D Mark IV  در حدود 75 گرم از Mark III سبک‌تر است که برای کاربران قدیمی Mark III این کاهش وزن در Mark IV ملموس است.

امکانات ارتباطی

کانن تجربه‌ی استفاده از WiFi داخلی در دوربین‌های اخیرش را به 5D Mark IV هم منتقل‌کرده و این دوربین علاوه بر وای‌فای داخلی دارای NFC و GPS نیز می‌باشد که امکانات ارتباطی بی‌سیم کاملی را برای Mark IV رقم‌ زده‌ است. با استفاده از اپلیکیشن Canon Connect بر روی تلفن‌های هوشمند اندرویدی و iOS و از طریق ارتباط بی‌سیم WiFi می‌توانید دوربین را کنترل کنید. امکانات این اپلیکیشن خیلی کامل نیست اما بر خلاف اپلیکیشنی که نیکون برای اسمارت‌فون‌ها توسعه داده است، در Canon Connect امکان تغییر پارامتر‌های نوردهی (سرعت شاتر، دیافراگم و ISO) وجود دارد. نمایش و انتقال عکس‌های دوربین به تلفن هوشمند هم از دیگر امکانات این اپلیکیشن است. البته می‌توانید به طور مستقیم هم عکس‌ها را از طریق ارتباط وای‌فای به کامپیوتر یا به دستگاه‌های دارای DLNA یا پرینتر منتقل‌ کنید. وجود امکان ارتباط بی‌سیم داخلی در این دوربین با توجه به ثابت بودن نمایشگر آن می‌تواند در عکاسی از زوایای محدود و دشوار (بسیار بالا یا بسیار پایین) به عکاس در قاب‌بندی تصویر کمک شایانی کند. همچنین، اپلیکیشن کانن به نوعی می‌تواند کار یک ریموت شاتر را نیز ایفا‌کند و شما را از خرید ریموت جداگانه بی‌نیاز کند.

نتیجه‌گیری

حالا بعد از بررسی امکانات و مشخصات دوربین جدید 5D Mark IV بهتر می‌توانیم عنوان «هیجان‌انگیز/نا‌امید‌کننده» که برای نقد و بررسی این دوربین انتخاب‌کرده‌‌ایم را توضیح دهیم. قسمت هیجان‌انگیز این عنوان بیشتر در مورد کاربران متعصب و وفادار کانن معنا‌ پیدا‌ می‌کند که هر چند سال یک‌بار دوربین قدیمی‌شان را با یکی از دوربین‌های جدید ساخت این کمپانی عوض می‌کنند و سراغ برند‌های دیگر نمی‌روند. برای این افراد، مخصوصاً کسانی که در حال حاضر از دوربین 5D Mark III استفاده می‌‌کنند، 5D Mark IV تحقق آرزوهای 4 ساله‌شان است! ارتقای 8 مگاپیکسلی رزولوشن سنسور تصویر به همراه افزایش چشمگیر داینامیک رنج و سیستم فوکوس خودکار بسیار خوب کافی است تا آنها از دوربین جدید کانن هیجان‌زده شوند.

اما آنهایی که انتظار داشتند کانن با Mark IV تمام عقب‌ماندگی‌هایش از دوربین‌های سونی و نیکون را جبران‌ کند تا حد زیادی ناامید شدند. دوربین جدید کانن در اصل در مورد خاصی نتوانست از رقیبانش پیشی بگیرد. ارتقای رزولوشن سنسور تصویر بسیار خوب بود اما همچنان از رقیبان (D810 و A7r II) کمتر است. البته از آنجایی که کانن دوربین دیگری با نام 5DS R دارد که در حال حاضر غول مگاپیکسلی DSLRهای فول‌فریم محسوب می‌شود، شاید بتوان از کسری مگاپیکسل Mark IV در مقابل رقیبانش چشم‌پوشی‌کرد. افزایش دامنه‌ی دینامیک و بهبود عملکرد دوربین از لحاظ نویز کمتر در ISOهای بالا هم از جمله موارد مثبت این دوربین است؛ اما با این حال همانطور که اشاره کردیم از این لحاظ هم نمی‌توان Mark IV را با بهترین دانست. مشخصات فیلمبرداری این دوربین هم اصلاً به مذاق عاشقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR (بخصوص سری 5D) خوش نیامد. فیلمبرداری 4K با کراپ 1.64، کدک ضبط غیر‌ بهینه Motion JPEG و اثر Rolling Shutter نامطلوب همگی باعث شد تا خیلی‌ها نتوانند بر روی این دوربین به عنوان دوربین اصلی برای فیلمبرداری حساب‌ کنند. اما یک نقطه‌ی درخشان در این دوربین است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انکار‌کند و آن امکان فوکوس خودکار فوق‌العاده در هنگام فیلمبرداری و عکاسی در حالت Live View است. این شاید تنها موردی باشد که کانن (و البته دوربین 5D Mark IV) در آن از تمام رقیبانش جلوتر است!

بنابراین، اینکه این دوربین هیجان‌انگیز یا نا‌امید‌کننده باشد وابستگی مستقیمی به فردی دارد که قرار است آنرا بخرد و از آن استفاده‌کند. از نظر بعضی‌ها پیشرفت‌های Mark IV خوب و قابل‌ملاحظه‌ بوده و نقاط ضعف آن قابل چشم‌پوشی است؛ برای دیگران، بهترین نبودن و ضعف‌های این دوربین در فیلمبرداری به معنی پایان راه پرافتخار 5Dها به عنوان نخستین یار وفادار فیلم‌سازان مستقل است.

بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت سوم)

در دو قسمت قبلی بررسی 5D Mark IV به بررسی کیفیت عکس‌ها و سیستم فوکوس دوربین جدید کانن پرداختیم و نتیجه این شد که جایگزین Mark III از لحاظ کیفیت عکس‌ها و فوکوس خودکار بخصوص در حالت Live View پیشرفت چشم‌گیری داشته و این خبر هیجان‌انگیزی برای طرفداران کانن است. در قسمت سوم و آخر بررسی این دوربین، کیفیت و امکانات فیلمبرداری، امکان ویژه Dual Pixel RAW، بدنه، کنترل‌ها و امکانات ارتباطی Mark IV را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کیفیت و امکانات فیلمبرداری

کانن با 5D Mark II انقلابی را در فیلمسازی مستقل و بسیاری از گونه‌های دیگر تصویری به وجود آورد. آن دوربین می‌توانست با کیفیت Full HD با امکان ایجاد عمق میدان کم، تصویری سینمایی را خلق‌ کند که تا قبل از آن باید هزینه‌ی بالایی برایش صرف می‌شد. در 5D Mark III امکانات و کیفیت فیلمبرداری سری 5D بهبود بخشیده‌ شد و Mark III به یکی از محبوب‌ترین دوربین‌ها برای ساخت فیلم‌های مستقل کوتاه و حتی سینمایی و تلویزیونی، موزیک ویدئو‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مستند و غیره تبدیل شد. در فاصله‌‌ای که بعد از ارائه‌ی Mark III برای نسخه‌ی بعدی 5D افتاد، دیگر سازندگان دوربین با ارائه‌ی دوربین‌های هیجان‌انگیزی چون Panasonic GH4، Sony A6000، Sony A7s و Sony A7s II و چندین دوربین دیگر تا حد زیادی بازار دوربین‌های عکاسی مناسب فیلمبرداری را از انحصار 5D Mark III خارج کردند. در چنین شرایطی همه منتظر بودند که با ارائه‌ی 5D Mark IV، کانن دوباره به روز‌های پادشاهی خود در این بازار نوظهور بازگردد؛ اما اتفاق دیگری رقم خورد و مشخصات و امکانات فیلمبرداری دوربین جدید کانن خیلی‌ از مشتاقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR کانن را ناامید و دلسرد‌ کرد.

بدیهی بود که با توجه به گرایش روزافزون به فیلمبرداری با رزولوشن 4K و خیل دوربین‌های جدیدی که اکثر آنها امکان فیلمبرداری 4K را داشتند، Mark IV هم این امکان را ارائه‌ دهد؛ اما محدودیت‌هایی که کانن برای ارائه‌ی این رزولوشن در دوربین 5D Mark IV قرارداده برای بسیاری غیر‌قابل قبول است! هرچند که این دوربین دارای امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K DCI (که استاندارد سینمایی بوده و کمی از 4K UHD عریض‌تر است) بوده و قادر به فیلمبرداری تا مدت‌زمان 30 دقیقه است، فیلمبرداری در این رزولوشن تنها در برش 1.64x از سنسور تصویر امکان پذیر است. پیامد این امر آن است که فیلمبرداری با زوایای دید خیلی باز با این دوربین بسیار دشوار می‌شود چراکه هر فاصله‌ی کانونی به اندازه 1.64 برابر بیشتر از میزان تعیین‌شده بر روی لنز خواهد‌ بود. این مسئله با توجه به اینکه امکان استفاده از لنزهای مانت EF-S کانن (مخصوص دوربین‌های سایز APS-C کانن) بر روی دوربین‌های فول‌فریم این شرکت (از جمله 5D Mark IV) وجود ندارد بیش از پیش آزاردهنده‌ است.

مشکل دیگر فیلمبرداری با رزولوشن 4K با این دوربین به فرمت یا Codec غیربهینه و قدیمی ضبط فیلم یعنی Motion JPEG مربوط می‌شود. هرچند که فیلم‌های با رزولوشن 1080p را می‌توانید با کدک H.264 و فرمت MOV ذخیره‌کنید؛ اما در رزولوشن 4K تنها گزینه‌ی پیش روی شما Motion JPEG است. با استفاده از این کدک، فیلم نهایی در واقع ساخته‌شده از 24 یا 30 عکس JPEG با رزولوشن 8.8 مگاپیکسل در هر ثانیه است. این روش غیربهینه‌ی ضبط فیلم باعث می‌شود که حجم نرخ بیت (Bit Rate) در فیلم‌های 4K به رقم بسیار زیاد 500Mbps برسد. این یعنی که بر روی یک کارت حافظه‌ی 64 گیکابایتی تنها می‌توانید حدود 17 دقیقه فیلم با رزولوشن 4K ضبط‌ کنید! نکته‌ی دیگر این است که برای ضبط فیلم‌های 4K باید از سریع‌ترین کارت‌های حافظه‌ی Compact Flash موجود، که خیلی هم ارزان نیستند، استفاده‌ کنید. هرچند که دوربین به شما اجازه‌ی ضبط فیلم بر روی حافظه‌ی SD را هم می‌دهد، اما حتی با سریع‌ترین کارت‌های SD موجود هم ممکن است در هنگام ضبط فیلم با خطا و توقف ضبط توسط دوربین مواجه‌ شوید! البته از دل محدودیت فیلمبرداری با فرمت Motion JPEG یک امکان ویژه بدست‌‌‌آمده و آن قابلیت انتخاب و ذخیره‌ی عکس‌های 8.8 مگاپیکسلی از میان فیلم‌های 4K با سرعت 30 فریم بر ثانیه است. این امکان می‌تواند برای ثبت وقایع خیلی سریع کاربرد خوبی داشته باشد، هرچند که امکان وجود اعوجاج ناشی از Rolling Shutter در عکس‌ها بسیار زیاد است.

نکته‌ی دیگر در مورد کیفیت فیلمبرداری دوربین Mark IV به اثر Rolling Shutter در فیلم‌های ضبط‌شده آن بازمی‌گردد. در تست‌هایی که سایت DPreview انجام داده (تصویر زیر) مشخص شد که این دوربین بخصوص در هنگام فیلمبرداری با کیفیت 4K میزان اثر Rolling Shutter قابل ملاحظه‌ای دارد که بسیار بیشتر از اثر آن در فیلم‌های ضبط‌شده با دوربین 1D X Mark II است. اثر Rolling Shutter به اعوجاج و خمیدگی خطوط صاف در تصویر به هنگام حرکت دادن دوربین با سرعت بالا (مانند Pan کردن با سرعت بالا) اطلاق می‌شود که حاصل خوانش خطی اطلاعات از روی سنسور تصویر CMOS است. این اثر که به طور غیر رسمی آنرا Jello Effect هم می‌نامند در فیلم‌های اکثر دوربین‌های دیجیتال که دارای سنسور CMOS می‌باشند وجود دارد و تنها میزان آن متفاوت است. در تصویر زیر میزان مورّب بودن خطوطی که در واقعیت راست هستند نشانگر میزان اثر Rolling Shutter‌ در فیلم‌های ضبط‌شده با دو دوربین 5D Mark IV و 1D X Mark II‌ است.

بجز امکان فیلمبرداری با رزولوشن 4K که البته همانطور که اشاره کردیم با محدودیت‌های فراوانی همراه است، در فیلمبرداری HD دوربین Mark IV هم بهبود‌هایی صورت‌ گرفته‌ است. در دوربین جدید، حالا می‌توانید در رزولوشن 1080p با سرعت 60 فریم بر ثانیه و در رزولوشن 720p با سرعت 120 فریم بر ثانیه فیلمبرداری کنید که امکان بوجود‌آوردن فیلم‌های Slow suit را تا حدی فراهم‌ کرده‌ است. امکان فیلمبرداری HDR هم می‌تواند در شرایطی که تضاد نوری در صحنه زیاد است (مانند فیلمبرداری در روزهای آفتابی) تا حدی به بازیابی جزئیات در سایه‌ها و بخصوص نقاط روشن‌ کمک‌ کند. همچنین، امکان خروجی غیر‌فشرده‌ی تصویر از درگاه HDMI در رزولوشن Full HD، همانند Mark III، در این دوربین نیز وجود دارد.

اما بزرگترین برتری Mark IV در مد فیلمبرداری سیستم فوکوس خودکار فوق‌العاده‌ی آن است. همانطور که در قسمت دوم این بررسی اشاره کردیم، سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن که در حالت Live View فعال می‌شود بیشترین تأثیر را برای فوکوس خودکار پیوسته و دنبال‌کننده در هنگام فیلمبرداری دارد. این سیستم فوکوس خودکار می‌تواند چهره سوژه‌ را تشخیص داده و با حرکت سوژه به جلو و عقب (در عمق) فوکوس را به نرمی و بسیار نامحسوس و طبیعی تغییر‌ دهد. تغییر فوکوس از یک قسمت قاب به قسمتی دیگر هم به راحتی و با لمس انگشت بر روی نمایشگر LCD لمسی این دوربین امکان‌پذیر است که باز هم بر خلاف سیستم‌های فوکوس خودکار مبتنی بر تشخیص کنتراست (نظیر آنچه در Live View دوربین‌های نیکون می‌بینیم) به نرمی و بدون Focus Hunting (خارج‌شدن از فوکوس و بازگشت به فوکوس برای پیدا‌کردن سوژه) صورت می‌پذیرد. شما حتی می‌توانید سرعت تغییر فوکوس را هم در یک بازه‌ی 1 تا 10 تعیین کنید. در واقع باید گفت که در امکانات فیلمبرداری، برگ برنده‌ی Mark IV نه فیلمبرداری با رزولوشن 4K بلکه بهره‌مندی آن از سیستم فوکوس خودکار بسیار خوبی است که در حال حاضر نظیر آن در هیچ دوربین دیگری وجود ندارد!

امکان ویژه‌ی Dual Pixel RAW

کانن در تبلیغاتش برای 5D Mark IV تأکید ویژه‌ای بر قابلیت Dual Pixel RAW داشت که البته خیلی از منتقدان دوربین‌های عکاسی بعد از تست‌هایی که بر روی این قابلیت انجام دادند به این نتیجه رسیدند که در عمل کارایی خاصی ندارد! کانن مدعی است که با استفاده از این قابلیت می‌توانید فوکوس را در عکس‌های خامی که به حالت Dual Pixel (و نه عکس‌های خام معمولی) گرفته‌شده‌اند تا حد کمی (Micro adjustment) به عقب یا جلو حرکت دهید. در تئوری، این بدین معنی است که می‌توانید فوکوس را در عکس‌های پرتره‌ای که کمی جلوتر یا عقب‌تر از چشمان سوژه است اصلاح کنید. اما تقریباً تمام کسانی که این قابلیت را مورد تست قرار داده‌اند، به اتفاق معتقد‌ هستند که میزان جابجایی فوکوس آنقدر کم است که اگر به اشتباه روی بینی یا حتی مژه‌ها فوکوس کرده‌ باشید نمی‌توانید با استفاده از این قابلیت فوکوس را بر روی چشمان قراردهید.

نحوه‌ی عملکرد این قابلیت بی‌ارتباط به سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن نیست. همانطور که سایق بر این نیز اشاره شد، در این سیستم فوکوس خودکار هر پیکسل به دو بخش راست و چپ تقسیم می‌شود که نور را تنها از یک طرف لنز (چپ یا راست) دریافت می‌کند. این بدین معنی است که برای هر شات می‌توان دو عکس با زاویه‌ی دید اندکی متفاوت بدست‌آورد. در حالت معمول این دو عکس یکی شده و در قالب یک فایل خام (یا JPEG) ذخیره می شوند؛ اما با استفاده از این قابلیت، هر دو عکس حفظ می شوند و اینگونه می‌شود که عکاس می‌تواند در نرم‌افزار اختصاصی ویرایش فایل‌های خام کانن (Digital Photo Professional) در حد بسیار کمی فوکوس را در اصطلاح Shift کند. البته در این نرم‌افزار دو قابلیت دیگر هم برای این فایل‌های خام در نظر گرفته‌ شده که یکی امکان تغییر بوکه (قسمت محو پشت سوژه) و دیگری امکان کاهش محو‌شدگی (Ghosting) است که این دو هم آنچنان کارایی ندارند و تغییر بزرگی را در عکس ایجاد نمی‌کنند.

هرچند که قابلیت‌های فایل‌های Dual Pixel RAW می‌تواند تا حدی جالب باشد؛ اما برای تغییر اندکِ یکی از سه قابلیت موجود (تغییر فوکوس، تغییر کیفیت بوکه و کاهش اثر محو‌شدگی یا Ghosting) برای این فایل‌ها باید هزینه‌ی زیادی بپردازید! اول اینکه حجم فایل‌های خام Dual Pixel دو برابر فایل‌های خام معمولی این دوربین است و همین مسئله باعث می‌شود که نه‌تنها تعداد عکس‌های قابل ذخیره بر روی کارت حافظه نصف شود بلکه سرعت عکاسی پیاپی نیز در صورت فعال‌کردن این قابلیت کاهش‌ یابد. مسئله‌ی دیگر این است که برای بهره‌مندی از امکانات فایل‌های خام Dual Pixel باید الزاماً از نرم‌افزار اختصاصی کانن با نام Digital Photo Professional استفاده کنید که مخصوص ویرایش فایل‌های خام دوربین‌های کانن است؛ اما به هیچ وجه امکانات لازم برای ویرایش عکس نظیر آنچه در Adobe Camera Raw یا Adobe Lightroom یافت می‌شود را ندارد و این می‌تواند قدرت ویرایش‌های قابل‌انجام بر روی عکس‌های خام‌تان را بسیار محدود کند.

بدنه و کنترل‌ها

از لحاظ طراحی، دکمه‌ها و کنترل‌های فیزیکی، 5D Mark IV نسبت به مدل پیشین تغییرات بسیار کمی داشته به طوری که در نگاه اول اگر لوگوی Mark IV را روی بدنه‌ی دوربین نبینید شاید نتوانید به راحتی آنرا از دوربین Mark III تشخیص‌ دهید. از بالا، این دوربین دقیقاً شبیه Mark III‌ است و تنها ترتیب دکمه‌ها تغییر کرده‌است. در پشت دوربین هم تغییرات اندک است. نمایشگر 3.2 اینچی دوربین که از نوع LCD است جدیدتر با کیفیت‌تر شده و به دقت 1.6 میلیون نقطه در اینچ ارتقا یافته‌ است. همچنین، برای اولین بار در سری دوربین‌های 5D از نمایشگر لمسی استفاده شده که هم در هنگام عکاسی و هم مرور عکس‌های گرفته‌شده (Playback) قابل استفاده‌ است. تغییر دیگر، اضافه‌شدن یک دکمه‌ی کوچک در زیر جوی‌استیک انتخاب نقاط فوکوس است که به صورت پیش‌فرض با استفاده از آن می‌توانید مدهای نواحی نقاط فوکوس را تغییر‌ دهید. البته می‌توانید برای این دکمه عملکرد‌های دیگری از جمله تغییر جبران نوردهی را نیز تعریف‌ کنید.

برای بهبود مقاومت دوربین در مقابل نفوذ گردوغبار و آب در 5D Mark IV تعداد درپوش‌های لاستیکی افزایش یافته‌ است و همچنین مهر و موم بهتری برای مانت لنز بر روی بدنه، دکمه‌ی شاتر و درب باتری درنظر گرفته‌ شده‌ است. جای قرارگیری جک هدفون و میکروفون اکسترنال هم به قسمت پایین‌تر سمت چپ دوربین منتقل شده تا در صورت استفاده از میکروفون و هدفون اکسترنال سیم‌های آنها با سیم‌های دیگر متصل به دوربین تداخل کمتری داشته‌باشد. درگاه ریموت شاتر هم به جلوی دوربین منتقل‌ شده‌ است. در نهایت، 5D Mark IV  در حدود 75 گرم از Mark III سبک‌تر است که برای کاربران قدیمی Mark III این کاهش وزن در Mark IV ملموس است.

امکانات ارتباطی

کانن تجربه‌ی استفاده از WiFi داخلی در دوربین‌های اخیرش را به 5D Mark IV هم منتقل‌کرده و این دوربین علاوه بر وای‌فای داخلی دارای NFC و GPS نیز می‌باشد که امکانات ارتباطی بی‌سیم کاملی را برای Mark IV رقم‌ زده‌ است. با استفاده از اپلیکیشن Canon Connect بر روی تلفن‌های هوشمند اندرویدی و iOS و از طریق ارتباط بی‌سیم WiFi می‌توانید دوربین را کنترل کنید. امکانات این اپلیکیشن خیلی کامل نیست اما بر خلاف اپلیکیشنی که نیکون برای اسمارت‌فون‌ها توسعه داده است، در Canon Connect امکان تغییر پارامتر‌های نوردهی (سرعت شاتر، دیافراگم و ISO) وجود دارد. نمایش و انتقال عکس‌های دوربین به تلفن هوشمند هم از دیگر امکانات این اپلیکیشن است. البته می‌توانید به طور مستقیم هم عکس‌ها را از طریق ارتباط وای‌فای به کامپیوتر یا به دستگاه‌های دارای DLNA یا پرینتر منتقل‌ کنید. وجود امکان ارتباط بی‌سیم داخلی در این دوربین با توجه به ثابت بودن نمایشگر آن می‌تواند در عکاسی از زوایای محدود و دشوار (بسیار بالا یا بسیار پایین) به عکاس در قاب‌بندی تصویر کمک شایانی کند. همچنین، اپلیکیشن کانن به نوعی می‌تواند کار یک ریموت شاتر را نیز ایفا‌کند و شما را از خرید ریموت جداگانه بی‌نیاز کند.

نتیجه‌گیری

حالا بعد از بررسی امکانات و مشخصات دوربین جدید 5D Mark IV بهتر می‌توانیم عنوان «هیجان‌انگیز/نا‌امید‌کننده» که برای نقد و بررسی این دوربین انتخاب‌کرده‌‌ایم را توضیح دهیم. قسمت هیجان‌انگیز این عنوان بیشتر در مورد کاربران متعصب و وفادار کانن معنا‌ پیدا‌ می‌کند که هر چند سال یک‌بار دوربین قدیمی‌شان را با یکی از دوربین‌های جدید ساخت این کمپانی عوض می‌کنند و سراغ برند‌های دیگر نمی‌روند. برای این افراد، مخصوصاً کسانی که در حال حاضر از دوربین 5D Mark III استفاده می‌‌کنند، 5D Mark IV تحقق آرزوهای 4 ساله‌شان است! ارتقای 8 مگاپیکسلی رزولوشن سنسور تصویر به همراه افزایش چشمگیر داینامیک رنج و سیستم فوکوس خودکار بسیار خوب کافی است تا آنها از دوربین جدید کانن هیجان‌زده شوند.

اما آنهایی که انتظار داشتند کانن با Mark IV تمام عقب‌ماندگی‌هایش از دوربین‌های سونی و نیکون را جبران‌ کند تا حد زیادی ناامید شدند. دوربین جدید کانن در اصل در مورد خاصی نتوانست از رقیبانش پیشی بگیرد. ارتقای رزولوشن سنسور تصویر بسیار خوب بود اما همچنان از رقیبان (D810 و A7r II) کمتر است. البته از آنجایی که کانن دوربین دیگری با نام 5DS R دارد که در حال حاضر غول مگاپیکسلی DSLRهای فول‌فریم محسوب می‌شود، شاید بتوان از کسری مگاپیکسل Mark IV در مقابل رقیبانش چشم‌پوشی‌کرد. افزایش دامنه‌ی دینامیک و بهبود عملکرد دوربین از لحاظ نویز کمتر در ISOهای بالا هم از جمله موارد مثبت این دوربین است؛ اما با این حال همانطور که اشاره کردیم از این لحاظ هم نمی‌توان Mark IV را با بهترین دانست. مشخصات فیلمبرداری این دوربین هم اصلاً به مذاق عاشقان فیلمبرداری با دوربین‌های DSLR (بخصوص سری 5D) خوش نیامد. فیلمبرداری 4K با کراپ 1.64، کدک ضبط غیر‌ بهینه Motion JPEG و اثر Rolling Shutter نامطلوب همگی باعث شد تا خیلی‌ها نتوانند بر روی این دوربین به عنوان دوربین اصلی برای فیلمبرداری حساب‌ کنند. اما یک نقطه‌ی درخشان در این دوربین است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انکار‌کند و آن امکان فوکوس خودکار فوق‌العاده در هنگام فیلمبرداری و عکاسی در حالت Live View است. این شاید تنها موردی باشد که کانن (و البته دوربین 5D Mark IV) در آن از تمام رقیبانش جلوتر است!

بنابراین، اینکه این دوربین هیجان‌انگیز یا نا‌امید‌کننده باشد وابستگی مستقیمی به فردی دارد که قرار است آنرا بخرد و از آن استفاده‌کند. از نظر بعضی‌ها پیشرفت‌های Mark IV خوب و قابل‌ملاحظه‌ بوده و نقاط ضعف آن قابل چشم‌پوشی است؛ برای دیگران، بهترین نبودن و ضعف‌های این دوربین در فیلمبرداری به معنی پایان راه پرافتخار 5Dها به عنوان نخستین یار وفادار فیلم‌سازان مستقل است.

دیدگاه‌ها برای بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت دوم) با رامين

در قسمت اول بررسی دوربین 5D Mark IV، این دوربین را از لحاظ کیفیت عکس‌ها بررسی و با دوربین قبلی یعنی 5D Mark III و رقبایش از نیکون و سونی مقایسه کردیم. در این قسمت به طور کامل به سیستم فوکوس خودکار Mark IV از منظره‌یاب و در حالت live perspective خواهیم پرداخت.

سیستم فوکوس خودکار از منظره‌یاب

اگر جدول مشخصات 5D Mark IV را در قسمت اول این مطلب خوانده باشید، احتمالاً متوجه شده‌اید که از لحاظ تعداد نقاط فوکوس و نوع آنها، سیستم فوکوس خودکار Mark IV بسیار شبیه 1D X Mark II و همینطور 5D Mark III است. هرسه این دوربین‌ها دارای 61 نقطه‌ی فوکوس خودکار هستند که 41 نقطه آنها از نوع Cross-type است. پنج نقطه‌ی میانی که به صورت عمودی قرار دارند از نوع Dual cross-type بوده و دقت بسیار بالایی دارند؛ اما برای بهره‌مندی از آنها باید از لنز‌هایی با دیافراگم f/2.8 یا سریع‌تر استفاده‌ کنید. اما تفاوت بین سیستم فوکوس خودکار Mark IV و Mark III در این است که این 61 نقطه‌ی فوکوس خودکار در 5D Mark IV قسمت وسیع‌تری از فریم را (در جهت عمودی) پوشش می‌دهند. همچنین دوربین Mark IV دارای سیستم نورسنجی خودکار رنگی 150 هزارپیکسلی است که می‌تواند در عمل فوکوس دنبال‌کننده (Tracking) و فوکوس از طریق تشخیص چهره به سیستم فوکوس خودکار دوربین کمک فراوانی‌ کند.

af_overlay

از لحاظ سرعت و دقت فوکوس خودکار، 5D Mark IV نا‌امیدتان نمی‌کند. در واقع سیستم فوکوس خودکار این دوربین بسیار شبیه سیستمی ‌است که در DSLR پرچمدار کانن، EOS-1D X Mark II بکار رفته است. بنابراین، می‌توانید مطمئن باشید که بهترین و پیشرفته‌ترین سیستم فوکوس خودکاری که کانن تابحال ارائه‌داد‌ه‌است را در اختیار دارید. وجود سیستم نورسنجی خودکار رنگی 150 هزارپیکسلی باعث‌شده که فوکوس از طریق تشخیص چهره از طریق منظره‌یاب اُپتیکال هم در این دوربین امکان‌پذیر شود و Mark IV از این لحاظ عملکرد بسیار خوبی دارد.

اما از لحاظ فوکوس خودکار دنبال‌کننده که کانن از آن با عنوان iTR نام می‌برد، عملکرد 5D Mark IV بی‌نقص نیست. فوکوس دنبال‌کننده بدین معنی است که شما با یک‌بار قفل‌کردن فوکوس بر روی سوژه به دوربین این فرمان را می‌دهید که خودش به صورت خودکار حرکت سوژه را در قاب دنبال‌کند و با تغییر نقاط فوکوس خودکار، همواره سوژه را در فوکوس نگاه‌ دارد. تفاوت این نوع فوکوس‌کردن (iTR) با فوکوس پیوسته (که کانن از آن با عنوان AI Servo نام می‌برد) در این است که دیگر نیاز نیست قاب‌بندی عکس‌تان را برای اینکه نقطه‌ی فوکوس انتخابی شما بر روی سوژه باقی‌ بماند تغییر دهید. طبق تست‌هایی که DPReview انجام‌ داده‌ است، فوکوس خودکار دنبال‌کننده‌ی 5D Mark IV هرچند که می‌تواند در مواردی که پس‌زمینه‌ی شلوغی وجود‌ نداشته‌ باشد بخوبی سوژه را دنبال‌ کند؛ اما در هنگامی که پشت‌زمینه کمی شلوغ شود دچار مشکل شده و ممکن است سوژه را گم‌ کند. در کل، این منبع معتبر نقد دوربین سیستم فوکوس دنبال‌کننده نیکون (3D Tracking) را در دنبال‌کردن سوژه موفق‌تر ارزیابی می‌کند. کارشناسان این وب‌سایت مطرح معتقد‌ند که نیکون در سیستم فوکوس خودکار خود از الگوریتم پیشرفته‌تری برای تشخیص و دنبال‌کردن سوژه استفاده می‌کند.

canon-eos-5d-mkiv-hands-on

به هر ترتیب، فوکوس خودکار دنبال‌کننده تنها یکی از انواع فوکوس خودکار دوربین 5D Mark IV است. این دوربین دارای امکانات و گزینه‌های مختلفی برای کنترل و شخصی‌سازی سیستم فوکوس خود می‌باشد و برای تسلط کامل بر آن باید کمی وقت بگذارید و گزینه‌های مختلف آن‌ را امتحان‌ کنید.

سیستم فوکوس خودکار در Live View

یکی از ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی که DSLRهای جدید کانن را از رقیبانش متمایز کرده استفاده از سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز در حالت نمای زنده یا Live View است. کانن دو سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز بر روی سنسور تصویر دارد؛ اولی سیستم Hybrid CMOS AF است که برای فوکوس کردن از ترکیب روش‌های تشخیص فاز و تشخیص کنتراست بهره می‌برد و بیشتر در دوربین‌های سطح متوسط و مبتدی کانن (مانند 750D و 760D) مورد استفاده ‌قرارگرفته است. دومین سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF است که برای اولین بار بر روی دوربین 70D قرارگرفت و همه را شگفت‌زده‌کرد. بعد از آن کانن در 7D Mark II و 80D هم از نسخه‌های بروز‌شده‌ی این سیستم فوکوس فوق‌العاده استفاده‌کرد و حالا در 5D Mark IV، آخرین بروزرسانی از سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن قرار داده‌ شده‌ است.

one-pixel_split-diode-areas

نحوه‌ی عملکرد این سیستم فوکوس خودکار به صورت خلاصه اینگونه است که تقریباً هر پیکسل بر روی سنسور تصویر به دو بخش چپ و راست تقسیم شده و هر کدام نور را تنها از یک طرف لنز دریافت می‌کنند. بدین‌ترتیب تقریباً هر پیکسل بر روی سنسور تصویر می‌تواند نقش یک نقطه‌ی فوکوس خودکار از نوع تشخیص فاز را ایفا کند! این عملکرد باعث می‌شود که عکاس بتواند در حالت Live View هم به سرعت و دقت و با امکان انتخاب هر ناحیه‌ای از قاب، فوکوس خودکار از نوع تشخیص فاز انجام‌ دهد. هرچند که این سیستم فوکوس برای عکاسی بسیار کارآمد و دقیق است؛ اما مهمترین کاربرد آن در هنگام فیلمبرداری است که در قسمت بررسی امکانات فیلمبرداری Mark IV مفصل به کاربرد آن می‌پردازیم. در اینجا بیشتر تأثیر این سیستم فوکوس خودکار در عکاسی را مورد بررسی قرار‌ خواهیم‌ داد.

فوکوس‌کردن در حالت Live View در5D Mark IV آنقدر خوب و لذت‌بخش است که هر عکاسی را مشتاق به انجام آن می‌کند. وجود صفحه‌ نمایش لمسی بسیار با‌کیفیت در ترکیب با این سیستم فوکوس، عمل فوکوس‌کردن را به راحتی لمس‌کردن سوژه بر روی LCD دوربین کرده‌است. این امکان پیشتر در دوربین 80D هم قرار داده‌ شده‌ بود؛ اما برای اولین بار، با استفاده از سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel کانن در دوربین 5D Mark IV می‌توانید در مد عکاسی هم فوکوس دنبال‌کننده (Tracking) را تجربه‌ کنید. جالب اینجاست که بر اساس تست DPReview فوکوس‌ دنبال‌کننده Mark IV در حالت Live View حتی از حالت فوکوس خودکار دنبال‌کننده از منظره‌یاب هم بهتر است! احتمالاً امکان دیدن صحنه‌ی عکاسی با رزولوشن 30 مگاپیکسل (در مقابل 150 هزارپیکسل در حالت فوکوس از منظره‌یاب) به سیستم فوکوس دوربین کمک فراوانی می‌کند تا بتواند سوژه را تشخیص داده و خیلی دقیق آن را در قاب تصویر دنبال‌ کند.

maxresdefault

فوکوس خودکار Mark IV در حالت Live View امکان تشخیص چهره را هم دارد و در عکس‌های دسته‌جمعی می‌توانید براحتی با حرکت‌دادن جوی‌استیک پشت‌ دوربین از میان چهره‌هایی که دوربین تشخیص داده چهره مورد نظر خود را انتخاب‌ کنید. در کل، سیستم فوکوس خودکار 5D Mark IV در حالت Live View‌ آنقدر خوب و قابل‌اطمینان است که شاید وسوسه شوید بیشتر عکس‌هایتان را در حالت Live View بگیرید؛ اما باید در نظر داشته‌ باشید که عکاسی در این حالت به سرعت شارژ باتری را خالی می‌کند و بر اساس اندازه‌گیری CIPA در حالت Live View باتری Mark IV تنها برای حدود 300 عکس دوام خواهد‌ آورد. یک مسئله‌ی دیگر نبود نمایشگر LCD چرخان در این دوربین است که با توجه به صفحه‌ی نمایش لمسی و سیستم فوکوس فوق‌العاده Mark IV در Live View جای خالی‌اش بیشتر احساس می‌شود. اگر LCD این دوربین قابلیت چرخش را داشت هم برای عکاسی و هم برای فیلمبرداری از زوایای خیلی پایین یا خیلی بالا دیگر مشکلی نداشتید.

در قسمت سوم و پایانی بررسی دوربین 5D Mark IV، امکانات فیلمبرداری، امکان ویژه‌ی Dual Pixel Raw، بدنه و کنترل‌ها و امکانات ارتباطی Mark IV مورد بررسی قرار‌خواهند گرفت.

 

دیدگاه‌ها برای بررسی تفصیلی دوربین 5D Mark IV کانن: هیجان‌انگیز/ نا‌امید‌کننده! (قسمت دوم) با علی

در قسمت اول بررسی دوربین 5D Mark IV، این دوربین را از لحاظ کیفیت عکس‌ها بررسی و با دوربین قبلی یعنی 5D Mark III و رقبایش از نیکون و سونی مقایسه کردیم. در این قسمت به طور کامل به سیستم فوکوس خودکار Mark IV از منظره‌یاب و در حالت live perspective خواهیم پرداخت.

سیستم فوکوس خودکار از منظره‌یاب

اگر جدول مشخصات 5D Mark IV را در قسمت اول این مطلب خوانده باشید، احتمالاً متوجه شده‌اید که از لحاظ تعداد نقاط فوکوس و نوع آنها، سیستم فوکوس خودکار Mark IV بسیار شبیه 1D X Mark II و همینطور 5D Mark III است. هرسه این دوربین‌ها دارای 61 نقطه‌ی فوکوس خودکار هستند که 41 نقطه آنها از نوع Cross-type است. پنج نقطه‌ی میانی که به صورت عمودی قرار دارند از نوع Dual cross-type بوده و دقت بسیار بالایی دارند؛ اما برای بهره‌مندی از آنها باید از لنز‌هایی با دیافراگم f/2.8 یا سریع‌تر استفاده‌ کنید. اما تفاوت بین سیستم فوکوس خودکار Mark IV و Mark III در این است که این 61 نقطه‌ی فوکوس خودکار در 5D Mark IV قسمت وسیع‌تری از فریم را (در جهت عمودی) پوشش می‌دهند. همچنین دوربین Mark IV دارای سیستم نورسنجی خودکار رنگی 150 هزارپیکسلی است که می‌تواند در عمل فوکوس دنبال‌کننده (Tracking) و فوکوس از طریق تشخیص چهره به سیستم فوکوس خودکار دوربین کمک فراوانی‌ کند.

af_overlay

از لحاظ سرعت و دقت فوکوس خودکار، 5D Mark IV نا‌امیدتان نمی‌کند. در واقع سیستم فوکوس خودکار این دوربین بسیار شبیه سیستمی ‌است که در DSLR پرچمدار کانن، EOS-1D X Mark II بکار رفته است. بنابراین، می‌توانید مطمئن باشید که بهترین و پیشرفته‌ترین سیستم فوکوس خودکاری که کانن تابحال ارائه‌داد‌ه‌است را در اختیار دارید. وجود سیستم نورسنجی خودکار رنگی 150 هزارپیکسلی باعث‌شده که فوکوس از طریق تشخیص چهره از طریق منظره‌یاب اُپتیکال هم در این دوربین امکان‌پذیر شود و Mark IV از این لحاظ عملکرد بسیار خوبی دارد.

اما از لحاظ فوکوس خودکار دنبال‌کننده که کانن از آن با عنوان iTR نام می‌برد، عملکرد 5D Mark IV بی‌نقص نیست. فوکوس دنبال‌کننده بدین معنی است که شما با یک‌بار قفل‌کردن فوکوس بر روی سوژه به دوربین این فرمان را می‌دهید که خودش به صورت خودکار حرکت سوژه را در قاب دنبال‌کند و با تغییر نقاط فوکوس خودکار، همواره سوژه را در فوکوس نگاه‌ دارد. تفاوت این نوع فوکوس‌کردن (iTR) با فوکوس پیوسته (که کانن از آن با عنوان AI Servo نام می‌برد) در این است که دیگر نیاز نیست قاب‌بندی عکس‌تان را برای اینکه نقطه‌ی فوکوس انتخابی شما بر روی سوژه باقی‌ بماند تغییر دهید. طبق تست‌هایی که DPReview انجام‌ داده‌ است، فوکوس خودکار دنبال‌کننده‌ی 5D Mark IV هرچند که می‌تواند در مواردی که پس‌زمینه‌ی شلوغی وجود‌ نداشته‌ باشد بخوبی سوژه را دنبال‌ کند؛ اما در هنگامی که پشت‌زمینه کمی شلوغ شود دچار مشکل شده و ممکن است سوژه را گم‌ کند. در کل، این منبع معتبر نقد دوربین سیستم فوکوس دنبال‌کننده نیکون (3D Tracking) را در دنبال‌کردن سوژه موفق‌تر ارزیابی می‌کند. کارشناسان این وب‌سایت مطرح معتقد‌ند که نیکون در سیستم فوکوس خودکار خود از الگوریتم پیشرفته‌تری برای تشخیص و دنبال‌کردن سوژه استفاده می‌کند.

canon-eos-5d-mkiv-hands-on

به هر ترتیب، فوکوس خودکار دنبال‌کننده تنها یکی از انواع فوکوس خودکار دوربین 5D Mark IV است. این دوربین دارای امکانات و گزینه‌های مختلفی برای کنترل و شخصی‌سازی سیستم فوکوس خود می‌باشد و برای تسلط کامل بر آن باید کمی وقت بگذارید و گزینه‌های مختلف آن‌ را امتحان‌ کنید.

سیستم فوکوس خودکار در Live View

یکی از ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی که DSLRهای جدید کانن را از رقیبانش متمایز کرده استفاده از سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز در حالت نمای زنده یا Live View است. کانن دو سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز بر روی سنسور تصویر دارد؛ اولی سیستم Hybrid CMOS AF است که برای فوکوس کردن از ترکیب روش‌های تشخیص فاز و تشخیص کنتراست بهره می‌برد و بیشتر در دوربین‌های سطح متوسط و مبتدی کانن (مانند 750D و 760D) مورد استفاده ‌قرارگرفته است. دومین سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF است که برای اولین بار بر روی دوربین 70D قرارگرفت و همه را شگفت‌زده‌کرد. بعد از آن کانن در 7D Mark II و 80D هم از نسخه‌های بروز‌شده‌ی این سیستم فوکوس فوق‌العاده استفاده‌کرد و حالا در 5D Mark IV، آخرین بروزرسانی از سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel CMOS AF کانن قرار داده‌ شده‌ است.

one-pixel_split-diode-areas

نحوه‌ی عملکرد این سیستم فوکوس خودکار به صورت خلاصه اینگونه است که تقریباً هر پیکسل بر روی سنسور تصویر به دو بخش چپ و راست تقسیم شده و هر کدام نور را تنها از یک طرف لنز دریافت می‌کنند. بدین‌ترتیب تقریباً هر پیکسل بر روی سنسور تصویر می‌تواند نقش یک نقطه‌ی فوکوس خودکار از نوع تشخیص فاز را ایفا کند! این عملکرد باعث می‌شود که عکاس بتواند در حالت Live View هم به سرعت و دقت و با امکان انتخاب هر ناحیه‌ای از قاب، فوکوس خودکار از نوع تشخیص فاز انجام‌ دهد. هرچند که این سیستم فوکوس برای عکاسی بسیار کارآمد و دقیق است؛ اما مهمترین کاربرد آن در هنگام فیلمبرداری است که در قسمت بررسی امکانات فیلمبرداری Mark IV مفصل به کاربرد آن می‌پردازیم. در اینجا بیشتر تأثیر این سیستم فوکوس خودکار در عکاسی را مورد بررسی قرار‌ خواهیم‌ داد.

فوکوس‌کردن در حالت Live View در5D Mark IV آنقدر خوب و لذت‌بخش است که هر عکاسی را مشتاق به انجام آن می‌کند. وجود صفحه‌ نمایش لمسی بسیار با‌کیفیت در ترکیب با این سیستم فوکوس، عمل فوکوس‌کردن را به راحتی لمس‌کردن سوژه بر روی LCD دوربین کرده‌است. این امکان پیشتر در دوربین 80D هم قرار داده‌ شده‌ بود؛ اما برای اولین بار، با استفاده از سیستم فوکوس خودکار Dual Pixel کانن در دوربین 5D Mark IV می‌توانید در مد عکاسی هم فوکوس دنبال‌کننده (Tracking) را تجربه‌ کنید. جالب اینجاست که بر اساس تست DPReview فوکوس‌ دنبال‌کننده Mark IV در حالت Live View حتی از حالت فوکوس خودکار دنبال‌کننده از منظره‌یاب هم بهتر است! احتمالاً امکان دیدن صحنه‌ی عکاسی با رزولوشن 30 مگاپیکسل (در مقابل 150 هزارپیکسل در حالت فوکوس از منظره‌یاب) به سیستم فوکوس دوربین کمک فراوانی می‌کند تا بتواند سوژه را تشخیص داده و خیلی دقیق آن را در قاب تصویر دنبال‌ کند.

maxresdefault

فوکوس خودکار Mark IV در حالت Live View امکان تشخیص چهره را هم دارد و در عکس‌های دسته‌جمعی می‌توانید براحتی با حرکت‌دادن جوی‌استیک پشت‌ دوربین از میان چهره‌هایی که دوربین تشخیص داده چهره مورد نظر خود را انتخاب‌ کنید. در کل، سیستم فوکوس خودکار 5D Mark IV در حالت Live View‌ آنقدر خوب و قابل‌اطمینان است که شاید وسوسه شوید بیشتر عکس‌هایتان را در حالت Live View بگیرید؛ اما باید در نظر داشته‌ باشید که عکاسی در این حالت به سرعت شارژ باتری را خالی می‌کند و بر اساس اندازه‌گیری CIPA در حالت Live View باتری Mark IV تنها برای حدود 300 عکس دوام خواهد‌ آورد. یک مسئله‌ی دیگر نبود نمایشگر LCD چرخان در این دوربین است که با توجه به صفحه‌ی نمایش لمسی و سیستم فوکوس فوق‌العاده Mark IV در Live View جای خالی‌اش بیشتر احساس می‌شود. اگر LCD این دوربین قابلیت چرخش را داشت هم برای عکاسی و هم برای فیلمبرداری از زوایای خیلی پایین یا خیلی بالا دیگر مشکلی نداشتید.

در قسمت سوم و پایانی بررسی دوربین 5D Mark IV، امکانات فیلمبرداری، امکان ویژه‌ی Dual Pixel Raw، بدنه و کنترل‌ها و امکانات ارتباطی Mark IV مورد بررسی قرار‌خواهند گرفت.

 

۹ کاربرد جالب لنزهای چشم ماهی (Fisheye)

۹ کاربرد جالب لنزهای چشم ماهی (Fisheye)

لنزهای چشم ماهی یا همان Fisheye بسیار جالب و دوست داشتنی هستند. با این لنزها می توانید تصاویر جالب و سرگرم کننده ای بگیرید. و همچنین این لنز ها به طور شگفت انگیزی مقرون به صرفه هستند. بیایید با هم نگاهی به ۹ روش برای ایجاد تصاویر غیر معمول با لنزهای fisheye بیاندازیم.

9 کاربرد جالب لنزهای چشم ماهی (Fisheye)
9 کاربرد جالب لنزهای چشم ماهی (Fisheye)

لنز چشم ماهی چیست؟

لنزهای چشم ماهی با لنزهای الترا واید فرق می کنند زیرا آنها تصاویری بدون خط مستقیم ثبت می کنند. به عبارت دیگر، تصاویر ثبت شده با لنزهای چشم ماهی خط های عمودی را که در صحنه اصلی وجود دارد را حفظ نمی کنند. در عوض، ساختمان ها، دیوارها و خط های راست را به صورت خمیده نمایش می دهند. این صورت نمایش اشیا نیز دلیل نامگذاری لنزهای چشم ماهی است زیرا تصور ما بر اینست که ماهی جهان را به اینصورت می بیند.

مقدار اعوجاج در یک تصویر که با لنز چشم ماهی گرفته شده به جایی که سوژه ها در کادر قرار گرفته اند بستگی دارد. به عنوان مثال وقتی خط افق را در میانه تصویر قرار می دهید اوجاج زیادی در تصویر شما وجود نخواهد داشت. اگر خط افق را کمی در بالا یا پایین قرار دهید، می توانید انحنا را ببینید.

لنز Fisheye می تواند یک میدان دید پانارومای وسیع یا یک سوژه نزدیک بگیرد و آنرا با ابهت و تحریف شده نشان دهد. لنزهای چشم ماهی لنزهای همه کاره ای هستند و برای اثبات این مطلب ما یک لیست از ۹ کار جالب و بامزه که می توان با لنزهای fisheye انجام داد را فراهم کرده ایم.


Times Square Fisheye توسط Randy Le'Moine
Times Square Fisheye توسط Randy Le’Moine

استفاده از لنز Fisheye به عنوان کادر

لنزهای fisheye بسته به این که شما چگونه تصویر را کادربندی می کنید، لبه های هر چیزی را که در اطراف عکس شما قرار دارد را به داخل بر می گرداند. پس از این مساله به نفع خود استفاده کنید و سعی کنید با استفاده از یک کادر طبیعی مانند یک درگاه یا گذر سر پوشیده عکاسی کنید. از طریق ویزور اتفاقاتی را که برای خط های عمودی می افتد مانند نزدیک شدن لبه های کادر به یکدیگر را نگاه کنید. این خط ها در مرکز به صورت مستقیم و در گوشه های چپ و راست با انحنای بیشتری دیده خواهند شد.

استفاده از لنز Fisheye برای اغراق در اندازه و محتوا

لنز چشم ماهی می تواند اندازه ها را بسیار اغراق آمیز نشان دهد. وقتی از نمای دید پرنده استفاده می شود، این لنز می تواند در اندازه های صحنه یا محتوا مبالغه کند. به عنوان مثال اگر بر روی یک نردبان بایستید و از یک محل که در آن ساخت و ساز انجام می شود عکاسی کنید، تمام آن ابزارها، نخاله های ساختمانی، سازه های نیمه ساز، چادرهای برزنتی و سایر چیزها بسیار بی نظم دیده خواهند شد. لنز واید جزئیات بیشتری را در صحنه شامل می شود که باعث چشمگیرتر شدن تعداد اشیای داخل کادر می شود.

استفاده از لنز Fisheye برای ثبت تاری شعاعی

تاری حرکتی همیشه موضوع جالبی برای عکاسی است و لنز چشم ماهی می تواند آنرا جالب تر کند. سعی کنید با لنز چشم ماهی عکس هایی با تاری شعاعی ثبت کنید. این عکس ها تصاویری کاملا انتزاعی خواهند بود (مانند عکس زیر) یا می توانید قبل از اینکه تار شدگی را اضافه کنید از فلاش برای ثابت کردن سوژه خود استفاده کنید. این یک روش تجربی است، اما با تنظیم سرعت شاتر بر روی حدود یک ثانیه شروع کنید و سپس شاتر را آزاد کنید و دوربین را در طی نوردهی بچرخانید. به این ترتیب یک چرخش جالب را در عکس خود خواهید دید.

استفاده از لنز Fisheye برای مبالغه در انحنای زمین

قبلا در مورد تمام کارهای جالبی که لنز fisheye می تواند با خطوط مستقیم انجام دهد، گفتیم. چرا این مبالغه را بیشتر نکنیم؟ شما می توانید از لنزهای fisheye برای نشان دادن سطح زمین با انحنا یا همانطور که کریستف کلمب گفته بود به صورت کروی استفاده کنید. برای انجام این کار به خوبی، مطمئن شوید که خط افق در ویزور خیلی بالا یا پایین باشد. هر چه خط افق بالاتر یا پایین تر باشد، منحنی به وجود آمده اغراق امیز تر خواهد بود.

استفاده از لنز Fisheye برای ثبت لند اسکیپ های بزرگ

دیگر کار جالبی که می توانید با لنز چشم ماهی انجام دهید ثبت عکس های منظره بزرگ است که به نظرنمی آید با لنزهای چشم ماهی گرفته شده باشد. در عوض می توان میدان دید بزرگی را که با لنز فیش ای گرفته می شود برای ساخت عکس های پاناروما استفاده کرد. برای انجام این کار لازم است که کمی هوشمندانه عمل کرده و بدانید که دوربین را در چه موقعیتی قرار دهید تا هیچ کدام از انحراف های گفته شده را نداشته باشید. در دوربین هدف شما باید رسیدن به خط های صاف و مستقیم باشد، حتی اگر مجبور باشید بعدا انرا کراپ کنید. فراموش نکنید که اعوجاج لنز های چشم ماهی را در فرآیند پس تولید هم می توان اصلاح کرد اما آسان تر اینست که در همان وقع ثبت عکس به این هدف برسیم.

استفاده از لنز Fisheye برای پیدا کردن زوایای منحصر به فرد

لنزهای فیش آی ابزار فوق العاده ای برای ثبت زوایا و پرسپکتیو جذاب است. مثلا از سطح زمین پاها و کفش ها را مبالغه آمیز نشان دهید، یا چیز دیگری را در پیش زمینه قرار دهید و تا اندازه آن را نسبت به سایز کلی صحنه بزرگ نشان دهید. سوژه های مهم را در گوشه تصویر قرار دهید – با لنزهای چشم ماهی سوژه هایی که در مرکز تصویر قرار دارند کوچک دیده می شوند و در میدان دید گم می شوند، مگر اینکه هنگام عکاسی به آن خیلی نزدیک شوید.

استفاده از لنز Fisheye برای ثبت کمدی

به خاطر داشته باشید که برای اینکه سوژه خیلی کوچک به نظر نرسد، باید خیلی به سوژه نزدیک باشید. به عبارت دیگر، هر چه به سوژه نزدیک تر باشید، مقدار اعوجاج بیشتری خواهید داشت. همین ویژگی باعث می شود از لنز fisheye برای تصاویر کمدی استفاده شود. لنز فیش آی افراد را بامزه تر نشان می دهد. اگر شخصی که به عنوان سوژه مقابل دوربین شماست رضایت داشت یکسری عکس های طنز که در اندازه بینی، چشم ها، گوش ها یا سایر ویژگی های ظاهری او اغراق شده باشد، بگیرید. اگر سوژه انسانی مناسبی پیدا نکردید به جای آن از حیوانات عکاسی کنید. شما حتی می توانید تصاویر با مزه ای از اشیا بی جان بگیرید. نظرتون راجع به عکاسی از ماشین چیه؟ شاید بتوانید با استفاده از لنز فیش ای آنرا به یک ماشین دلقک تبدیل کنید. تمرین کنید، انجامش نباید خیلی سخت باشه.

استفاده از لنز Fisheye برای عکاسی از ستارگان

آیا می دانستید که لنز های fisheye در اصل برای عکسبرداری از ستارگان ساخته شده بود؟ در واقع قبل از اینکه این لنزها محبوب شوند و لقب چشم ماهی بگیرند، با نام لنز های “کل آسمان” شناخته می شدند. این لنزها برای نشان دادن حالت کروی آسمان عملکرد فوق العاده ای دارند. بنابراین دفعه دیگری که به آسمان نگاه کردید لنز فیش آی خود را بردارید و از رد ستارگان بر روی بوم نقاشی آسمان عکاسی کنید.

استفاده از لنز Fisheye برای معماری

کاربرد علمی لنزهای فیش آی را نیز نباید فراموش کنیم. شما می توانید از لنزهای فیش آی برای عکاسی از اشیای خیلی بزرگ که با لنزهای معمولی قادر به آن نیستید استفاده کنید. به عنوان مثال سقف های جالب توجه که در کلیسا ها یا ساختمان های قدیمی دیده می شوند را در نظر بگیرید. احتمالا مواقع زیادی پیش آمده که علاقمند به عکاسی از این سوژه ها بوده اید ولی به دلیل محدودیت لنزها، نتوانستید این کار را انجام دهید. لنزهای فیش آی این مشکل را حل کرده اند، کافیست آنها را نشانه بگیرید و عکاسی کنید.

منبع : Digital Photo Secrets

دیدگاه‌ها برای کانن فرم‌ویر جدیدی را برای 5D Mark IV منتشر کرد با امین

همان‌گونه که احتمالاً در جریان هستید، پرچم‌دار دوربین‌های سری 5D کانن از ضعف نرم‌افزاری در قسمت فلاش رنج می‌برد. البته این عارضه در تمامی دوربین‌های این مدل مشاهده نشده و گزارش‌ها حکایت از آن دارند که تنها برخی از دوربین‌های این مدل دارای نقص در عملکرد فلاش هستند. ضعف یاد شده سبب می‌شود تا دوربین 5D Mark IV در تصحیح دقیق رنگ به هنگام استفاده از فلاش ناتوان ظاهر شود.

اما حال خبر می‌رسد که کمپانی کانن با انتشار یک فرم‌ویر جدید، توانسته این مشکل را به طور کامل برطرف سازد. با به‌روزرسانی یاد شده که نسخه 1.0.3 می‌باشد دوربین 5D Mark IV هنگام فلاش زدن قادر است تا دمای رنگی برحسب نورسنجی‌های مختلف را به طور صحیح به ثبت رساند. همچنین از قرار معلوم مشکل ارتباطی که میان دوربین و مبدل‌های تله EF1.4x III و EF2x III وجود داشت نیز برطرف گردیده است.

آیا شما هم با 5D Mark IV خود به مشکل‌های بالا برخورده‌اید؟ در هر صورت توصیه می‌شود تا فرم‌ویر دوربین خود را به آخرین نسخه یعنی 1.0.3 آپدیت کنید.

دیدگاه‌ها برای هر آنچه در مورد کانن 6D Mark II می‌دانیم با امین

حدود دو ماه پیش کمپانی کانن از جدیدترین دوربین سری 5D خود یعنی 5D Mark IV رونمایی کرد. این دوربین مسلما طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد و تاکنون تعداد پرشماری از آن نیز به فروش رسیده است. با این وجود قیمت نسبتا بالای 5D Mark IV یکی از ویژگی‌های نه چندان خوشایند این دوربین بشمار می‌رود.

در این صورت تکلیف افرادی که اصرار به خرید دوربینی با برند کانن دارند ولی از طرفی بودجه کافی برای تهیه 5D Mark IV را ندارند چه می‌شود؟! مسلما این افراد بایستی دوربین‌های سری 6D را با دقت بیشتری تحت نظر بگیرند. حال چرا می‌گوییم دوربین‌های 6D؟! به این دلیل که تا چند ماه دیگر نسخه جدید این دوربین با نام 6D Mark II معرفی خواهد شد. در این مطلب سعی داریم تا به هرآنچه که تاکنون درباره این دوربین می‌دانیم بپردازیم.

اولین چیزی که تقریبا از 6D Mark II مطمئن هستیم این است که در سه‌ماهه‌ی دوم 2017 شاهد معرفی و احتمالا عرضه آن خواهیم بود. با اینکه بسیاری از منابع خبر از آن می‌دهد که این دوربین در ماه ژانویه در نمایشگاه CES و یا در ماه فوریه در رویداد CP+ رونمایی می‌شود، با این وجود برخی منابع موثق‌تر اذعان دارند که کانن زودتر از سه‌ماهه‌ی دوم سال 2017 اقدام به پرده‌برداری از این دوربین خود نخواهد کرد.

انتظار می‌رود که 6D Mark II دارای حسگری با تفکیک‌پذیری 24 یا 25 مگاپیکسل باشد و از آنجایی که کانن در دوربین‌های اخیر خود علاقه‌ی زیادی به بهره‌گیری از فوکوس خودکار Dual Pixel نشان داده، پیش‌بینی می‌شود که 6D Mark II نیز از این سیستم فوکوس خودکار بهره‌مند باشد. همچنین برخی منابع نزدیک به کمپانی کانن ادعا می‌کنند که به شواهدی دست‌یافته‌اند که تایید می‌کند 6D Mark II دارای نمایشگری از نوع متحرک می‌باشد و به NFC، GPS و WiFi داخلی مجهز است. اما شاید ناامیدکننده‌ترین ویژگی 6D Mark II را در بخش فیلم‌برداری آن شاهد باشیم. به احتمال زیاد این دوربین قادر به رکورد ویدئوهای 4K نخواهد بود و کاربران آن بایستی با همان رزولوشن فول اچ‌دی 1080p و حداکثر سرعت 60 فریم بر ثانیه به ضبط ویدئو بپردازند. اما در عوض احتمالا قیمت این دوربین از 6D اندکی ارزان‌تر خواهد بود تا کانن از این طریق به نوعی از خریداران احتمالی این دوربین دلجویی کرده باشد.

البته همان‌گونه که اشاره شد هنوز زمان قابل توجهی تا معرفی 6D Mark II باقی مانده و طی هفته‌های آتی مسلما اطلاعات دقیق‌تری از آن به گوش می‌رسد که معتبرترین آن‌ها را به سمع و نظر شما خواهیم رساند.

دیدگاه‌ها برای عمق میدان چیست و چگونه تعیین می‌شود؟ با امین معبودی

یکی از مفاهیم مهمی که عکاسان تازه‌کار باید با آن آشنا‌ شوند مفهوم عمق میدان است. از آنجایی که در عکاسی با دوربین‌های DSLR بسیار بیشتر از عکاسی با دوربین‌های کامپکت و دوربین‌های گجت‌های هوشمند امکان کنترل عمق میدان وجود دارد، یادگیری این مفهوم و عوامل مؤثر بر آن بیش از همه برای کاربران دوربین‌های DSLR مهم است.

هنگامی که بر سوژه‌ای فوکوس می‌کنید، حتماً متوجه شده‌اید که فاصله‌ای جلوتر و عقب‌تر از نقطه‌ی فوکوس هم شارپ است. به این فاصله، که بسته به عواملی که توضیح خواهم متغیّر است، عمق میدان می‌گویند. در تصویر زیر عمق میدان فاصله‌ی بین دو خط قرمز را شامل می‌شود. این مفهوم دو بعدی است؛ بدین معنا که اگر سوژه در راستای محور افقی (x) و عمودی (y) موازی با دوربین حرکت کند همچنان در فوکوس خواهدماند. اما اگر سوژه در راستای محور z جلو یا عقب برود و از محدوده‌ی عمق میدان خارج شود، از فوکوس هم خارج شده و محو (blur) می‌شود.

DOF

زمانی که می‌گویند عمق میدان یک عکس زیاد یا کم است، منظور کم یا زیاد بودن عرض این فاصله در راستای محور z است. برای مثال در عکس زیر، عمق میدان آنقدر کم است که کوچکترین جابجایی سوژه می‌تواند آنرا از فوکوس خارج کند.

Shallow DOF

اما در تصویر دیگری که در زیر مشاهده می‌کنید، عمق میدان بسیار زیاد است تا جایی که تقریباً همه‌چیز در عکس شارپ و در فوکوس است.

DEEP DOF

حال بپردازیم به عواملی که بر عمق میدان تأثیر می‌گذارند. معمولاً در اکثر آموزش‌ها تنها از دیافراگم لنز به عنوان عامل تأثیر‌گذار بر عمق میدان صحبت می‌شود، حال آنکه دو عامل دیگر هم بر عمق میدان تأثیر‌گذارند. نخست به مهمترین عامل یعنی گشودگی دریچه‌ی دیافراگم لنز بپردازیم.

هرچه دیافراگم لنز باز‌تر باشد، عمق میدان کمتر است و بلعکس. دیافراگم دریچه‌ای است در لنز که نور با عبور از آن به سنسور تصویر می‌رسد. حداکثر گشودگی این دریچه در لنزها متفاوت است و عموماً لنز‌های باکیفیت و با دیافراگم بسیار باز از لنزهایی با دیافراگم بسته‌تر قیمت بالاتری دارند. لنزهایی که دیافراگم خیلی بازی دارند (حداقل f/2.8) را در اصطلاح لنز‌های سریع هم می‌نامند؛ چراکه دیافراگم باز امکان بالابردن سرعت شاتر و در نهایت ثابت‌کردن حرکت سوژه را بیشتر می‌کند. یکی دیگر از کاربرد‌های لنز‌های سریع امکان محو‌کردن بیشتر پشت‌زمینه‌ی سوژه است (عکس زیر). به عبارت دیگر در لنز‌هایی با دیافراگم بسیار باز، عمق میدان کمتر است و هر آنچه در پشت سر سوژه قرار داشته‌باشد از فوکوس کاملاً خارج شده و محو می‌گردد. به همین دلیل در عکاسی پرتره از لنز‌های سریع استفاده می‌شود تا بتوان از طریق محوکردن دیگر اجزای صحنه، تمرکز بر سوژه را افزایش داد. البته، اکثر لنز‌ها در بازترین دیافراگم خود کمی سافت هستند و شارپنس آنها بخصوص در گوشه‌های تصویر کاهش پیدا‌ می‌کند؛ با این حال، این کاهش شارپنس به کیفیت اُپتیکی لنز وابسته است و در بعضی لنزهای باکیفیت در حد بسیار کم و قابل‌چشم‌پوشی است.

Aperture

دستیابی به عمق میدان بسیار کم نیازمند استفاده از لنز‌هایی با دیافراگم بسیار باز f/1.4 یا f/1.8 و یا حداقل f/2.8‌ است و لنز‌هایی با این مشخصات خیلی ارزان نیستند! اما با هر لنزی می‌توان به عمق میدان بالا دست یافت. کافی است دوربین را در مُد اولویّت دیافراگم قرارداده و تا حدی که نیاز دارید دریچه‌ی دیافراگم را ببندید. برای مثال در اکثر عکس‌های منظره که عمق میدان زیاد مدنظر است، ممکن است عکاسان تا f/11 و حتی f/16 هم دیافراگم لنز خود را ببندند. البته، بستن بیش از حد دیافراگم یک خطر بالقوه را هم به دنبال دارد و آن کاهش شارپنس تصویر بر اثر پدیده‌ی تفرّق (diffraction) نور است.

همانطور که در ابتدا گفتم، بجز دیافراگم دو عامل دیگر هم می‌توانند بر عمق میدان تأثیرگذار باشند. این دو عامل فاصله‌ی سوژه تا دوربین و فاصله‌ی کانونی لنز هستند.

هرچه سوژه به لنز نزدیک‌تر باشد یا به عبارت دیگر بر نقطه‌ی نزدیک‌تری به دوربین فوکوس کنید، پشت‌زمینه‌ی سوژه بیشتر محو می‌شود که به معنی کاهش عمق میدان است. همانطور که در تصویر زیر پیداست، با یک لنز و  دیافراگم ثابت (70mm, f/8) بر دو سوژه در دو فاصله‌ی متفاوت (یکی در فاصله‌ی 1 متری و دیگری در 5 متری) از دوربین فوکوس شده‌است. نواحی قرمز ‌رنگ نشان‌دهنده‌ی میزان عمق میدان است و همانطور که مشخص است، در فاصله‌ی 1 متری از دوربین، عمق میدان بسیار کمتر از فاصله‌ی 5 متری است.

PMZ01.college3.indd

عامل دیگر مؤثر بر عمق میدان، فاصله‌ی کانونی لنز است. هرچه فاصله‌ی کانونی افزایش یابد، عمق میدان کاهش می‌یابد. بنابراین، فاصله‌ی کانونی بر عمق میدان اثر معکوس دارد (افزایش آن باعث کاهش عمق میدان می‌شود). به تصویر زیر بنگرید.

Focal Length

در این تصویر از یک سوژه با سه فاصله‌ی کانونی متفاوت اما با دیافراگم ثابت عکاسی شده‌است. همانطور که مشاهده‌می‌کنید، با افزایش فاصله‌ی کانونی از 50 میلیمتر به 135 میلیمتر، پشت‌زمینه‌ی سوژه کاملاً محو‌تر شده و این به معنی کاهش عمق میدان است. از آنجایی که دیافراگم در هر‌سه تصویر ثابت است، تنها دلیل ممکن برای کاهش عمق میدان افزایش فاصله‌ی کانونی لنز است.

حال، با درک مفهوم عمق میدان و دانستن عوامل مؤثر بر آن، می‌توانید از این دانش به شکل خلّاقانه‌ای در عکس‌هایتان بهره‌بگیرید. هرگاه که نیاز دارید تمرکز بر سوژه را افزایش دهید، یکی از راه‌ها این است که دیافراگم لنز را باز‌کنید تا عمق میدان کاهش یابد. اگر از لنز‌های کیت با دیافراگم متغیّر f/3.5-5.6 استفاده می‌کنید که دیافراگم خیلی بازی ندارند، می‌توانید از دو عامل دیگر برای کاهش عمق میدان بهره‌ببرید. سوژه را نزدیک‌تر به دوربین قرار دهید یا آنرا دور‌تر برده و بر روی آن زوم کنید. همچنین‌، هرگاه نیاز به افزایش عمق میدان دارید، با بستن دیافراگم به میزان کافی به عمق میدان بالا دست‌یابید. در نظر داشته‌باشید که بستن دیافراگم به معنی کاهش میزان نوری است که به سنسور تصویر می‌رسد. برای جبران این کاهش نور یا باید سرعت شاتر کاهش یابد یا حساسیّت ISO افزایش یابد (برای توضیح بیشتر در مورد پارامتر‌های نوردهی به این مطلب مراجعه کنید). اگر برای حفظ کیفیت، حساسیّت ISO را در حد پایینی نگاه‌می‌دارید، برای عکاسی با سرعت پایین شاتر احتمالاً نیازمند به استفاده از سه‌پایه خواهیدبود.