دیدگاه‌ها برای راهنمای خرید لنزهای واید و فوق واید (بخش اول) با بابک

لنزهای واید بدون شک از محبوب‌ترین لنزهای عکاسی بشمار می‌روند و به همین دلیل افراد زیادی روزانه در سراسر جهان اقدام به خرید این شاخه از لنزها می‌کنند. مسلماً در این میان مهم‌ترین و کلیدی‌ترین سؤالی که افراد از خود می‌پرسند این است که بهترین لنز واید کدام است؟! اما احتمالاً این افراد برای یافتن پاسخ این سؤال دچار سردرگمی شده و دردسرهای زیادی را می‌کشند. اگر شما هم قصد خرید لنزی واید یا فوق واید را دارید برای اینکه به پاسخ روشنی برای سؤال بالا دست پیدا کنید پیشنهاد می‌کنیم تا پایان این مطلب با همراه ما باشید.

لنزهای واید می‌توانند جذابیت خاص خود را برای عکاسان سبک‌های مختلف به همراه داشته باشند. به عنوان مثال برای یک عکاس خیابان و مستندساز بدون شک ساده نیست تا پرسپکتیو و چشم‌اندازی که لنزهای واید در دسترس قرار می‌دهند را نادیده بگیرد و به آن عشق نورزد. همان‌گونه که احتمالاً می‌دانید پرسپکتیوی که یک لنز ۵۰ میلی‌متری فراهم می‌آورد تا حد بسیار زیادی به چشم‌اندازی که چشم انسان ارائه می‌دهد شباهت دارد. آن چه با چشمان خود می‌بینیم شامل هر آن چیزی است که پیرامون ما قرار دارد و به طور یقین آنچه که به واسطه زاویه دید خود قادر به مشاهده آن هستیم و احساسش می‌کنیم در درک و تفسیر محیط پیرامون ما نقشی حیاطی ایفا می‌کند. شاید به دلیل همین تشابه باشد که لنزهای واید و فوق واید نزد بسیاری از عکاسان منظره، طبیعت و یا عکاسان پروژه‌های معماری از جایگاه والایی برخوردار هستند. حتی اگر در این مسئله ریزتر و دقیق‌تر شویم درمی‌یابیم که لنزهای واید برای عکاسان ورزشی، عکاسان حیاط وحش و به طور خاص برای عکاسان پرتره‌ای که می‌خواهند بخشی از محیط اطراف را در کادر تصویر خود جای دهند نیز جذابیت خاصی دارند.

تنوع لنزهای واید بسیار گسترده است. برای مثال برای خرید یک لنز ۲۸ یا ۳۵ میلی‌متر نزدیک به ۱۰۰ انتخاب وجود دارد؛ از لنزهای واید استاندارد گرفته تا لنزهای فیش‌آی مدور و فوق واید. با این وجود در ادامه سعی داریم برخی از جذاب‌ترین لنزهای واید را از سازندگان مختلف معرفی کنیم و توصیه می‌کنیم پیش از خرید لنز واید جدید خود، نیم‌نگاهی هم به لیست پیشنهادی ما داشته باشید.

در دو بخش اول این مطلب لنزهای مناسب برای دوربین‌های DSLR را معرفی می‌کنیم و در پخش پایانی نیز پیشنهاد‌های خود را برای لنزهای واید مناسب برای دوربین‌های بدون آینه مطرح خواهیم کرد.

 

لنزهای مناسب برای دوربین‌های DSLR

Nikon

در میان لیست بلند بالای لنزهای واید نیکون، لنز ۱۹ میلی‌متر این شرکت می‌تواند یکی از جالب‌ترین انتخاب‌ها باشد که برای دوربین‌های فول‌فریم و قطع DX این کمپانی طراحی و معرفی شده است. از دیگر لنزهای پیشنهادی نیکون در این شاخه می‌توان به لنز سریع AF-S NIKKOR 20mm f/1.8G ED با کمینه فاصله فوکوس حدوداً ۲۰ سانتی‌متر اشاره داشت. اگر قصد استفاده از این لنز بر روی یک دوربین قطع متوسط DX را دارید حتماً می‌دانید که در این شرایط فاصله کانونی معادل آن برابر با ۳۰ میلی‌متر خواهد بود. لنزهای AF DX Fisheye-NIKKOR 10.5mm f/2.8G ED و AF Fisheye NIKKOR 16mm f/2.8D جزو لنزهای فیش‌آی نیکون بشمار می‌روند که با استفاده از آن‌ها می‌توان تصاویری با زاویه دید ۱۸۰ درجه را به ثبت رساند. هر دوی این لنزها برای دوربین‌های فول فریم و قطع متوسط این کمپانی قابل استفاده هستند.

شرکت نیکون چندین لنز سریع و واید فیکس نیز تاکنون روانه بازار کرده است. برای مثال لنز AF NIKKOR 14mm f/2.8D ED از مطرح‌ترین لنزهای فوق واید و پرایم این برند ژاپنی است. لنز سریع AF-S NIKKOR 24mm f/1.4G ED نیز برای عکاسی در شرایط نوری ضعیف و محیط‌های تاریک از جمله بهترین انتخاب‌های موجود در این شاخه است. دیگر لنزهای واید پیشنهادی از سری لنزهای خانواده نیکون عبارت‌اند از لنز AF-S NIKKOR 24mm f/1.8G ED VR، PC-E NIKKOR 24mm f/3.5D ED، AF-S NIKKOR 14-24mm f/2.8G ED، AF-S NIKKOR 16-35mm F/4G ED که همگی به سیستم لرزشگیر مجهز می‌باشند. همچنین لنز AF-S Zoom-NIKKOR 17-35mm f/2.8D IF-ED را نیز پیشنهاد می‌کنیم که ارزش بررسی و تحقیق همه جانبه را داراست.

اگر به طور ویژه قصد خرید لنز واید و فیکس ۲۸ یا ۳۵ میلی‌متری را از برند نیکون دارید، سه گزینه پیش روی شماست که هر سه جزو لنزهای سریع محسوب می‌شوند؛ AF-S DX NIKKOR 35mm f/1.8G ED و AF-S NIKKOR 28mm f/1.8G به همراه لنز AF-S NIKKOR 35mm f/1.4G.

Canon

کانن در حال حاضر حدود ۱۳ لنز واید و فوق واید پرایم را برای دوربین‌های DSLR فول فریم و قطع APS-C خود روانه بازار کرده است. علاوه بر این، ۷ لنز زوم واید هم در لیست لنزهای معرفی شده توسط این کمپانی به چشم می‌خورد. از جدیدترین لنزهای این شرکت می‌توان به EF 11-24mm f/4L USM و EF 35mm f/1.4 II USM اشاره داشت. اگر قصد ثبت تصویر با چشم‌اندازی ۱۸۰ درجه دارید بد نیست در مورد لنز فیش‌آی EF 8-15mm f/4L Fisheye USM هم تحقیق کنید. در محدوده فاصله کانونی 35-16 میلی‌متر نیز کانن دو لنز با موتور فوکوس خودکار USM را معرفی کرده است. لنز اولی مدل EF 16-35mm f/2.8L II USM می‌باشد که بازشدگی دیافراگم ثابتی را ارائه می‌دهد و از بدنه‌ای مقاوم در برابر نفوذ آب برخوردار است. لنز دوم در این محدوده فاصله کانونی لنز EF 16-35mm f/4L IS USM با حداکثر بازشدگی دیافراگم ثابت f/4 می‌باشد که به سیستم لرزشگیر تصویر نیز مجهز است. اگر هم از کاربران دوربین‌های قطع APS-C کانن هستید لنز EF-S 10-18mm f/4.5-5.6 IS STM می‌تواند یکی از ایده آل ترین انتخاب‌های موجود برایتان باشد.

لنزهای EF 14mm f/2.8L II USM، EF 24mm f/1.4L II USM و EF 35mm f/1.4L USM همگی از خانواده لنزهای سری L کانن هستند که در زمره مرغوب‌ترین و باکیفیت‌ترین لنزهای معرفی شده در چند سال اخیر قرار می‌گیرند. کانن برای انتخاب بیشتر لنزهای EF 24mm f/2.8 IS USM، EF 28mm f/2.8 IS USM و EF 35mm f/2 IS USM را نیز معرفی کرده است که همگی به سیستم لرزشگیر تصویر اختصاصی مجهز هستند و می‌توان تصاویر مطلوب‌تری را با آن‌ها در شرایط نوری ضعیف و سرعت‌های پایین شاتر به ثبت رساند. برای دوربین‌های قطع متوسط هم لنز EF-S 24mm f/2.8 STM قابل انتخاب است که فاصله کانونی معادل ۳۸ میلی‌متر را ارائه می‌دهد و از یک موتور فوکوس پله‌ای بهره می‌برد که تجربه فوکوس خودکاری نرم و بی‌صدا را ممکن می‌‌کند. اگر هم از علاقه‌مندان لنزهای تیلت/شیفت هستید بهتر است نیم‌نگاهی به لنزهای TS-E 17mm f/4L و TS-E 24mm f/3.5L II داشته باشید.

Sony A-Mount

برای دوربین‌های DSLR سونی با مانت A شش لنز پرایم و هشت لنز زوم در دسترس است که در این میان سه لنز زوم چند منظوره مخصوص حسگرهای قطع متوسط APS-C وجود دارد که از ۱۸ میلی‌متر شروع می‌شود. لنز 16mm f/2.8 Fisheye در حقیقت وایدترین لنز پرایم موجود برای دوربین‌های مانت A سونی است که در ساخت آن از عناصر ED و Aspherical بهره گرفته شده و به لطف این ساختار اپتیکی می‌توان عکس‌هایی با شارپنس بالا در سراسر تصویر را انتظار داشت. اگر باز هم لنز بهتری می‌خواهید حتماً لنزهای 20mm f/2.8 و لنز Distagon T* 24mm f/2 ZA SSM Prime با موتور فوکوس خودکار بی‌صدا ساخت شرکت زایس را مد نظر قرار دهید. لنز 35mm f/1.4G Prime نیز می‌تواند جزو انتخاب‌های اصلی در این شاخه باشد.

لنز مدل 16-35mm f/2.8 ZA SSM II Vario-Sonnar T* که با همکاری مشترک زایس و سونی ساخته شده است با حداکثر بازشدگی دیافراگم ثابت F/2.8 از لنزهای سریع بشمار می‌رود که به لطف بهره‌گیری از عناصر ED در ساختار اپتیکی آن و همچنین پوشش T-Star عدسی‌ها می‌تواند جزو مطمئن‌ترین گزینه‌های موجود باشد. از جمله لنزهایی که برای دوربین‌های قطع متوسط سونی در دسترس می‌باشد نیز می‌توان به لنزهای واید زوم DT 11-18mm f/4.5-5.6 با فاصله کانونی معادل 27-16.5 میلی‌متر و لنز ماکروی DT 30mm f/2.8 با نسبت بزرگنمایی 1:1 اشاره داشت.

در مطلب بعدی به معرفی برخی لنزهای پیشنهادی از برندهای سیگما، تامرون، توکینا و زایس خواهیم پرداخت. پس یخش بعدی را از دست ندهید.

دیدگاه‌ها برای بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی با Mohammad

اگر می‌خواهید به‌صورت جدی عکاسی را شروع کنید یا به دوربینی بهتر از گوشی هوشمند و دوربین‌های کامپکت نیاز دارید، دوربین‌های DSLR سطح مبتدی و میان‌رده بهترین انتخاب‌ها برای شما هستند. ما نیز در این مطلب بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی را مورد بررسی قرار داده‌ایم، هرچند که هرکدام از این دوربین‌ها در دستان یک عکاس باتجربه قادر به ثبت عکس‌هایی فوق‌العاده هستند. با پیکسل همراه باشید.

البته می‌توانید به سراغ دوربین‌های بدون‌آینه نیز بروید، ولی در گروه قیمتی این مطلب، هیچ‌یک از دوربین‌های بدون‌آینه دارای منظره‌یاب و کیفیت قابل رقابت با مدل‌های DSLR نیستند. دوربین‌های DSLR که در این مطلب مورد بحث قرار گرفته‌اند کیفیتی به‌مراتب بهتر از دوربین‌های کامپکت را در اختیار کاربر می‌گذارند و تجربه‌ی کار با لنزهای مختلف را نیز فراهم می‌کنند.

اکثر این دوربین‌ها به این دلیل که افراد مبتدی را هدف قرار داده‌اند، حالت‌های خودکار و راهنماهای بسیار خوبی نیز دارند.

معیارهای اصلی انتخاب بهترین دوربین‌های DSLR در این مطلب کیفیت عکس، امکانات فیلم‌برداری، سیستم فوکوس، راحتی استفاده و قیمت بوده‌اند، ولی اهمیت خاصی به کیفیت عکس و قیمت داده شده است. با این توضیحات، در ادامه به بررسی بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی خواهیم پرداخت:

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در نور کم
  • کیفیت عالی فایل‌های RAW
  • گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • رابط کاربری ساده

نکات منفی:

  • نبود وای‌فای
  • کنترل‌ها و میان‌برهای محدود
  • صفحه‌نمایش ثابت غیرلمسی
  • فوکوس کند در Live view

D3300 به‌تازگی با مدل جدیدتر D3400 جایگزین شده است. سنسور 24 مگاپیکسلی CMOS این دوربین همچنان از بهترین‌ها در رده‌ی خود و حتی رده‌های بالاتر به‌حساب می‌آید. رابط کاربری آن بسیار ساده است و راهنماهای گرافیکی برای افراد تازه‌کار نیز دارد. البته شاید تعداد دکمه‌های میان‌بر و کنترل‌های آن برای افراد باتجربه محدودکننده باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز در سطح قابل‌قبولی هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند. همین موضوع در کنار قیمت مناسب موجب شده‌اند که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR در صدر قرار بگیرد.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند، ولی فوکوس در حالت فیلم‌برداری و Live View می‌توانست بهتر باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • نداشتن امکان کنترل دیافراگم و automobile ISO در فیلم‌برداری
  • بافر محدود

D5500 یک دوربین بی‌ادعا و توانمند است. این دوربین با داشتن سنسوری عالی و امکانات مشابه برادران بزرگ‌ترش، هم برای آماتورها و هم برای حرفه‌ای‌ها جذاب است. البته مدل جدیدتر D5600 هم چند وقتی است که عرضه شده است، ولی اختلاف قیمت آن‌ها موجب شده است که ما D5500 را در جایگاه بالاتری قرار دهیم.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

عملکرد D5500 سریع است، سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوسش هم سرعت خوبی دارد، ولی بافر عکاسی پیاپی در حالت RAW محدود است.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر در گروه خودش پیشرو است.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم، ایزوی خودکار و جک هدفون می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است. البته این مدل به‌تازگی با EOS 800D جایگزین شده است، ولی 800D به دلیل جدیدتر بودن فعلاً قیمت بالایی دارد.

کیفیت عکاسی آن در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته این مورد را تنها هنگام عکاسی از مناظر پرکنتراست و هنگام ادیت فایل‌های RAW متوجه خواهید شد.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن به 1080/30P محدود است و امکانات چندانی را نیز در این زمینه ارائه نمی‌کند. ولی با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی برای فیلم‌برداری، باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها میزان زیادی از کادر را نمی‌پوشانند، ولی سرعت و دقت بسیار بالایی دارند.

این مدل یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای استفاده‌های عمومی، شروع عکاسی و حتی فیلم‌برداری به حساب می‌آید.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های ابتدایی و محدود

نیکون به‌تازگی D3400 را جایگزین مدل محبوب D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند.

در واقع تفاوت چندانی بین رده‌های اول بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی وجود ندارد و D3400 به همان خوبی یا بهتر از D3300 است.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • وای‌فای داخلی

نکات منفی:

  • لنزهای کیت چندان خوبی ندارد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

شاید D5300 حالا کمی قدیمی شده باشد، ولی نباید آن‌ را دست‌کم گرفت. سنسور آن همچنان از بهترین‌های این کلاس به شمار می‌رود و حالا قیمتی کم‌تر از مدل‌های جدیدتر D5500 و D5600 دارد.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است.

یک مزیت خرید این دوربین این است که نسبت به دوربین‌های هم‌قیمت سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری دارد. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند؛ بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دوربین‌هایی مانند D3300 و D3400 است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید.

D5300 مدت‌های زیادی است که در لیست بهترین دوربین‌های DSLR جای می‌گیرد، ولی با گذشت زمان رده‌ی آن کاهش پیدا کرده است. قیمت مناسب و کیفیت بسیار خوب عکس‌های این دوربین موجب شده‌اند که همچنان از بهترین انتخاب‌ها باشد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی
  • عملکرد خوب سیستم فوکوس در تعقیب سوژه
  • NFC و بلوتوث داخلی

نکات منفی:

  • داشتن تنها یک دیال کنترلی
  • قیمت بالاتر نسبت به سایر رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف هنگام فیلم‌برداری
  • عملکرد نامطمئن Snapbridge

D5600 به‌تازگی جایگزین دوربین دوست‌داشتنی D5500 شده است. البته تفاوت اصلی آن‌ها در اضافه شدن بلوتوث و NFC به D5600 است و از لحاظ سنسور، سیستم فوکوس، ارگونومی و کیفیت عکاسی تفاوت چندانی ندارند.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

D5600 نیز مانند مدل قبلی، خیلی سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوس سریع و دقیقی هم دارد، البته نباید از آن توقع عملکردی مشابه دوربین‌های ورزشی را داشته باشید.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر از بهترین‌ دوربین‌های DSLR میان‌رده به حساب می‌آید.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم و جک هدفون در کنار ایزوی خودکار پیچیده می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی قبولی را کسب می‌کند.

شاید در مجموع کیفیت عکس و عملکرد، D5600 بهترین دوربین این گروه باشد، ولی فعلاً قیمت بالایی دارد و به همین دلیل در رده‌های میانی بهترین دوربین‌های DSLR که برای شروع عکاسی مناسب هستند جای می‌گیرد.

 

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه‌شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور 18 مگاپیکسلی نسبتاً قدیمی
  • سیستم فوکوس ابتدایی با 9 نقطه‌ی فوکوس
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال است. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد، ولی این دوربین از لحاظ نویز و گستره‌ی دینامیکی در حد D3400 یا D3300 نیکون نیست.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب‌توجه است. 1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند.

جایگزین این مدل احتمالاً با سیستم فوکوس پیشرفته‌تر و سنسور بهتری عرضه خواهد شد. ولی در حال حاضر ارگونومی خوب، کارکرد روان و منوهای ساده، در کنار تنوع بی‌نظیر لنزهای کانن آن را در جایگاه یکی از بهترین دوربین‌های DSLR برای شروع عکاسی جای داده‌اند.

 

در نهایت

تفاوت بین دوربین‌ها در این رده آنچنان چشمگیر نیست و معمولاْ حول امکانات جانبی دوربین مثل صفحه چرخنده و Wi-Fi و یا کیفیت تصویربرداری قرار دارد تا تفاوت در کیفیت عکس!

پس اگر کیفیت عکس اولویت اول شماست با خرید یک دوربین ارزان‌تر در زمینه کیفیت عکس چیز زیادی را از دست نداده‌اید. اما شاید بتوانید در زمینه خرید لوازم جانبی کامل‌تر مثل یک کیف مناسب و یا حتی لنز خاص مثل یک لنز ثابت ۵۰ میلی‌متری که برای دوربین بعدی‌تان هم کاربردی خواهد بود هزینه کنید. خرید یک لنز ثابت و یا لوازم جانبی کامل‌تر مثل سه‌‌پایه محدوده عمل شما را در زمینه تجربه سبک‌ها و تکنیک‌های متعدد عکاسی بیشتر خواهد کرد. محدوده عملی که صرفاْ با امکانات جانبی کامل‌تر یک دوربین گران‌تر به آن دست نخواهید یافت.

دیدگاه‌ها برای 5 نکته برای بدست‌آوردن تصویری سینمایی با دوربین‌های DSLR با علی

در سال‌های اخیر استفاده از دوربین‌های DSLR برای مقاصد فیلمبرداری (فیلم کوتاه و بلند، گزارش و برنامه‌های تلویزیونی، ویدئو بلاگ و غیره) بسیار باب شده‌است و اکنون خیلی‌ها این دوربین‌ها را تنها به قصد فیلمبرداری با آنها خریداری می‌کنند! علّت اصلی استفاده از این دوربین‌ها در ساخت فیلم‌های کوتاه و بلند داستانی امکان دستیابی به تصویری سینمایی با صرف هزینه‌ی بسیار کمتر از خرید دوربین‌های سینمایی گران‌قیمت است. با این حال، برای آنکه تصویر این دوربین‌ها تا جای ممکن به تصویر یک دوربین سینمایی نزدیک شود باید نکاتی را رعایت‌ کرد که در این مطلب به آنها شرح آنها می‌پردازم. نکات مطرح‌شده در اینجا جنبه‌ی معرفی دارند و توضیح و آموزش کامل هر یک نیاز به مطالبی جداگانه دارد.

 

1) یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در طبیعی‌تر جلوه‌کردن حرکت (افراد، اشیا و غیره) در فیلم تعیین نرخ فریم بر ثانیه (frame rate یا FPS) و سرعت مناسب شاتر (shutter speed) است. در اکثر فیلم‌های سینمایی نرخ 24 فریم بر ثانیه به عنوان استاندارد فرمت سینمایی مورد استفاده قرارمی‌گیرد. آنچه ممکن است کمی گیج‌کننده باشد مفهوم سرعت شاتر در فیلمبرداری است. ممکن است بپرسید اگر نرخ فریم بر ثانیه 24 است آیا این بدین معنی نیست که در هر ثانیه 24 عکس با سرعت 1/24 ثانیه گرفته می‌شود تا از کنار هم قرارگرفتن آنها فیلم نهایی حاصل شود؟ پاسخ منفی است! سرعت شاتر محدود به نرخ فریم بر ثانیه نیست و می‌تواند بیشتر باشد (هرچند که حداقل سرعت شاتر برابر با نرخ فریم بر ثانیه خواهد بود). در واقع برای بدست‌ آوردن محوشدگی طبیعی حاصل از حرکت (motion blur) همیشه باید سرعت شاتر دو برابر نرخ فریم بر ثانیه قرار داده‌ شود. بنابراین، در فرمت سینمایی، سرعت شاتر برابر با 1/48 ثانیه خواهد بود. نرخ فریم بر ثانیه‌ی 24 در بسیاری از DSLRهای امروزی قابل‌ انتخاب است اما انتخاب سرعت شاتر 1/48 ثانیه ممکن نیست و نزدیک‌ترین سرعت 1/50 ثانیه است. در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که قراردادن سرعت شاتر در 50/1 ثانیه محو‌شدگی طبیعی حرکت آب جاری را نشان می‌دهد در حالی که سرعت 1/320 ثانیه حرکت جریان آب را غیر طبیعی و به شکل قطره قطره به تصویر می‌کشد. پس، قدم اول برای دستیابی به تصویری سینمایی انتخاب سرعت 24 فریم بر ثانیه و سرعت شاتر 1/50 ثانیه است.

2) یکی دیگر از ویژگی‌های تصویر سینمایی امکان جدا کردن سوژه از پشت‌ زمینه برای تأکید بیشتر بر آن است. حتماً در بسیاری از فیلم‌های سینمایی (تصویر بالا) استفاده از این تکنیک (عمق میدان کم) را دیده‌اید. بنابراین، یک راه دیگر برای نزدیک‌تر شدن به تصویری سینمایی این است که در دوربین‌های DSLR هم در هرجا که نیاز باشد بتوانیم سوژه را از پشت‌ زمینه جدا کنیم. این کار نیازمند دو چیز است: اول سنسور تصویر بزرگ (که دوربین‌های DSLR از آن بهره‌مند هستند) و دوم لنز (معمولاً تله) با دیافراگم باز. یکی از ارزان‌ترین و باکیفیت‌ترین لنز‌هایی که می‌توانند عمق میدان کم را برای این دوربین‌ها بوجود بیاورند لنز‌های 50 میلیمتری با دیافراگم f/1.8 یا f/1.4  هستند که در خط تولید هر دو شرکت نیکون و کانن وجود دارند. نکته‌ی مهم دیگر این است که بسته به سوژه‌ و مقتضیات فیلم ممکن است نیاز باشد از لنز‌های واید و دیافراگم بسته هم برای افزایش عمق میدان استفاده کنید و در بسیاری از فیلم‌ها صحنه‌هایی وجود دارند که از هر دو نوع لنز و عمق میدان متفاوت استفاده شده‌ است. بنابراین، تصور نکنید که به صِرف داشتن لنز تله‌ی سریع باید تمام صحنه‌ها را با عمق میدان کم و بسیار نزدیک به سوژه فیلم‌برداری کنید. این دقیقاً یکی از ضعف‌هایی است که در فیلم‌های بعضی کارگردان‌های تازه‌کار دیده‌می‌شود!

3) اگر با دوربین‌های DSLR در هوای آفتابی فیلمبرداری کرده‌باشید احتمالاً متوجه شده‌اید که این دوربین‌ها در فیلمبرداری دامنه‌ی دینامیک (فاصله‌ی بین تاریک‌ترین و روشن‌ترین نقاط تصویر) خیلی بالایی ندارند. در بسیاری از موارد فیلمبرداری در نور طبیعی باعث می‌شود تا آسمان به طور کامل over unprotected شده و به رنگ سفید یکدست تبدیل شود. از‌دست‌رفتن جزئیات در highlightها در اکثر مواقع باعث می‌شود که دیجیتالی‌ بودن و ویدئویی‌ بودن تصویر کاملاً خودنمایی کند. یک راه حل این مشکل، استفاده از پروفایل تصویر تخت (flat) است که تا حدی دامنه‌ی دینامیک تصویر را افزایش می‌دهد. در هنگام فیلمبرداری (همانند عکاسی) امکان انتخاب بین چند پروفایل تصویر (picture character در دوربین‌های کانن) وجود دارد. در حالت پیش‌فرض، پروفایل customary در عکاسی و فیلمبرداری انتخاب شده که کنتراست و اشباع رنگ زیادی دارد. برای دستیابی به تصویری تخت (با کنتراست، شارپنس و اشباع رنگ کم) می‌توانید از پروفایل تصویر Technicoclor cinestyle (که البته تنها برای DSLRهای کانن موجود است) استفاده کنید و یا به طور دستی تنظیمات یکی از پروفایل‌های تصویر را برای فیلمبرداری تغییر دهید. در تنظیم دستی، کنتراست و شارپنس را در پایین‌ترین حد و اشباع رنگ را در 2- قراردهید. تصویر تخت بدست‌ آمده دارای جزئیات بیشتری در سایه روشن‌ها است و در پس تولید (post production) امکان تنظیم کنتراست و تصحیح رنگ بیشتری به فیلم‌ساز می‌دهد.

4) در مرحله‌ی پس تولید دو کار عمده بر روی تصویر صورت می‌گیرد. اول، فیلم تصحیح رنگ (color correction) می‌شود (کنتراست، اشباع رنگ و روشنایی آن تنظیم می‌شود) تا نمایانگر جلوه‌ای واقعی و طبیعی از صحنه‌ی فیلمبرداری‌ شده شود. سپس، فیلم درجه‌بندی (color grading) می‌شود. در این مرحله است که می‌توان تصویر را بیشتر شبیه فیلم‌های سینمایی کرد. درجه‌بندی رنگی برای هر فیلمی بسته به محتوا و فضایی که دارد و همچنین خواست کارگردان متفاوت است؛ اما یکی از معروف‌ترین انواع درجه‌بندی در فیلم‌های سینمایی متمایل کردن سایه‌ها به یکی از دو رنگ آبی یا سبز تیره و روشن‌ها به رنگ نارنجی روشن است. این نوع درجه‌بندی در بسیاری از فیلم‌های اکشن مانند سه‌گانه‌ی ماتریکس و هویت بورن مورد استفاده قرار‌ گرفته‌ است. این مرحله در نرم‌افزار‌هایی نظیر Adobe Premier و Adobe After Effects قابل‌اجرا است. البته، تصحیح و درجه‌بندی رنگ خود یک تخصّص جداگانه محسوب می‌شود که پیچیدگی‌هایی را به همراه دارد. بنابراین، اگر خودتان در این زمینه اطلاعات و مهارت کافی را ندارید، بهتر است این‌ کار را به یک فرد حرفه‌ای‌تر بسپارید. کار دیگری که در این مرحله می‌توانید انجام دهید تغییر نسبت تصویر است. حتماً در پخش اکثر فیلم‌های سینمایی در تلویزیون دیده‌اید که دو طرف بالا و پایین تصویر دو نوار سیاه وجود دارد. این به علّت عریض‌تر بودن تصویر فیلم از صفحه‌ی نمایش است. اگر می‌خواهید این بخش از جلوه‌ی تصویر سینمایی را هم همانند‌سازی کنید، می‌توانید در Premier یا After Effects دو مستطیل سیاه‌رنگ را در دو طرف بالا و پایین کادر قرار دهید. نکته‌ی مهم در اینجا این است که با این کار ممکن است بخش‌های مهمی از سوژه‌ یا تصویر از بین برود؛ بنابراین، اگر قصد این کار را دارید، بهتر است در هنگام فیلم‌برداری عمداً کادرتان را کمی بازتر ببندید تا حذف قسمت‌هایی از بالا و پایین تصویر به کادربندی شما لطمه‌ای وارد نکند.

5) در آخر، باید بر کیفیت صدابرداری به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر کیفیت کلّی فیلم تأکید کنم. اگر فیلم‌تان از لحاظ تصویری بسیار غنی و سینمایی باشد اما صدای خوبی نداشته‌ باشد (با میکروفون داخلی یا میکروفون‌های معمولی صدابرداری صورت‌ گرفته‌ باشد) بیننده فیلم شما را آماتور به حساب می‌آورد! بنابراین، برای کم‌کردن هزینه‌ی تولید فیلم‌تان از بودجه‌ی هر بخشی (بازیگر، فیلمبردار و عوامل دیگر) که بکاهید از بودجه‌ی صدابرداری‌ نباید کم کنید! اگر فیلم داستانی کوتاه یا بلند می‌سازید، اهمیت صدابرداری دو چندان می‌شود. به طور یقین، بهترین صدا را از طریق صدابرداری با ضبط‌کننده‌ی جداگانه (مانند Zoom H6) و میکروفون‌های شات‌گان بدست می‌آورید. ضبط‌کننده‌ی خارجی نیاز به اتصال کابل میکروفون به دوربین را مرتفع می‌کند و به فیلم‌بردار آزادی بیشتری برای حرکت در صحنه می‌دهد. اگر در هنگام ضبط فیلم، میکروفون داخلی دوربین هم روشن باشد کار سینک (همزمان‌سازی) صدا و تصویر در پس تولید را بسیار آسان‌تر می‌کند. اگر فیلم مستند می‌سازید، بسته به محتوا و مقتضیات کار می‌توانید از یک میکروفون رو دوربینی (مانند Rode Video Mic Pro) استفاده کنید که از میکروفون داخلی دوربین کیفیت بسیار بهتری دارد.

 

دیدگاه‌ها برای هشت ابزاری که در عکاسی معماری باید به همراه داشته باشید با محمد امین کریمی

در عکاسی معماری بر خلاف خیلی از ژانر‌های دیگر عکاسی باید دقت زیادی را در ترکیب‌بندی و اصلاح اعوجاج‌های لنز به خرج داد تا خطوط و فرم‌ها همان‌گونه که هستند در عکس بازنمایی شوند. به همین دلیل برای عکاسی در این زمینه باید دیسیپلین خاصی را رعایت کرد و از ابزار‌های مناسب بهره برد. در این مطلب به تجهیزاتی که در عکاسی معماری می‌تواند کارآمد و با ارزش باشد، اشاره خواهد شد. البته این لیست قطعاً کامل نیست و می‌توان موارد دیگری را نیز در آن جا داد ولی سعی شده است تا ابزار‌هایی معرفی شود که نیاز‌های اساسی را در عکاسی معماری بر طرف می‌کند. از طرفی هر چه قطع سنسور دوربین بزرگ‌تر باشد، آزادی عملی بیشتری را در عکاسی داریم، ولی مستقل از نظر گرفتن اندازه سنسور دوربین، قوانین و ابزار‌های جانبی عکاسی معماری برای تمامی دوربین‌ها ثابت است.

۱.لنزهای کنترل پرسپکتیو PC و لنز‌های واید

در عکاسی معماری اکثراً با فضاها و اجسام بزرگی طرف هستیم که باید آن را در کادر تصویر قرار دهیم. برای این کار باید از لنزهای واید استفاده کنیم.  بهترین لنز برای عکاسی معماری لنز‌های کنترل پرسپکتیو PC هستند که توسط آن‌ها می‌توان خطاهای پرسپکتیو مثل پارالکس و کی‌استون را در زمان ثبت تصویر اصلاح کرد. در عکاسی با لنز‌های معمولی و به طور کلی، خطوط موازی با فاصله گرفتن از لنز، به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. در عکاسی معماری این مسئله گاها بسیار مشکل ساز می‌شود و طراحی ساختمان را در عکس به کلی تغییر می‌دهد. برای حل این مشکل می‌تواند با نرم‌افزار‌ها مختلف مثل فوتوشاپ این مشکل را بر طرف‌ کرد، ولی برای رسیدن به عکسی با کیفیت و وضوح بیشتر، بهتر است که از لنز‌های تیلت-شیفت PC استفاده شود. در این لنز‌ها با حرکت شیفت، می‌توان از نقاط دید هم سطح زمین ساختمان‌هایی با ارتفاع بیشتر را در کارد قرار داد و با حرکت تیلت نیز علاوه بر کنترل فوکوس می‌توان خطاهای پرسپکتیو را جبران کرد. با این تفاسیر یک لنز واید تیلت‌شیفت می‌تواند بهترین گزینه برای عکاسی معماری باشد.

وایدترین لنز تیلت‌شیفت که برای دوربین‌های DSLR طراحی شده، TS-E 17mmf/4L می‌باشد که زاویه دید فوق‌العاده ۱۰۴ درجه‌ای دارد. نیکون نیز چند ماهی می‌شود که لنز NIKKOR 19mm F4E را روانه بازار کرده است. هر دو کمپانی نیز لنز‌های ۲۴ میلی‌متر و ۴۵ میلی‌متر را نیز پیش‌ازاین تولید کرده‌اند. انتخاب‌های حرفه‌ای‌تر نیز مثل لنز‌های PC اشنایدر نیز می‌توان انتخاب کرد. دوربین‌های تکنیکال آلپا نیز با توجه امکان کنترل تیلت-شیفت، آزادی عمل زیادی را در اختیار عکاس قرار می‌دهد.

اگر به تازگی می‌خواهید عکاسی معماری را شروع کنید یا دانشجوی معماری هستید، تهیه لنز‌هایی که آن اشاره شد، چندان اقتصادی به نظر نمی‌رسد و بهتر است از یک لنز واید استفاده شود. لنز‌های AF-S DX NIKKOR 35mm f/1.8G و AT-X 11-20mm f/2.8 PRO DX و DX-II 11-16mm f/2.8 توکینا برای دوربین‌های کراپ سنسور نیکون و لنز‌های EF-S 10-22mm f/3.5-4.5 USM کانن،AT-X 16-28mm f/2.8 Pro FX برای دوربین‌های APS-C کانن می‌تواند گزینه‌های خوبی باشد. البته لنز‌های واید‌های دیگری نیز در کیفیت و قیمت‌های مختلفی در وب‌سایت پیکسل موجود است که برای عکاسی معماری مناسب است. هر چند که برخی از لنز‌ها مثل لنز‌ Laowa 12mm f/2.8 که با مانت‌های کانن و نیکون طراحی شده از دیستورشنی تقریبا برابر با صفر بخوردار است و برای عکاسی معماری بسیار مناسب است. باید توجه داشت که بعد از عکاسی با این لنز‌ها باید با نرم‌افزارهای مثل فتوشاپ، اعوجاج‌ها و خطاهای اپتیکی لنز را اصلاح کرد. برای ثبت فرم و جزئیات ساختمان نیز می‌توان از یک لنز تله استفاده کرد.

۲.فیلتر خنثی تدریجی ND و فیلتر پولاریزه

فیلتر‌های ND تدریجی و فیلتر پولاریزه دو ابزاری است که در عکاسی معماری بهتر است در کیفتان باشند. معمولاً عکس‌های معماری در روز گرفته می‌شوند. برای رسیدن به نوردهی یکنواخت چه در فضاهای داخلی و چه خارجی برای کاهش روشنایی پیش از حد آسمان یا نور پنجره می‌توان از  استفاده کرد. این فیلتر‌ها در غلظت‌های مختلف موجود می‌باشد و برای اتصال آن‌ها به لنز باید نگه‌دارنده باید از یک نگه‌دارنده متناسب با دهانه لنز استفاده کرد.

با به کارگیری فیلتر‌های پولاریزه در عکاسی معماری نیز می‌توان بازتاب نور از سطوح غیر فلزی را کنترل کرد؛ مثلاً از عکاسی از معمای خراجی یک ساختمان با پنجره‌های شیشه‌ای می‌توان بازتاب بیش‌ازحد نور از سطوح را کنترل کرد و به نوردهی درستی از قسمت‌های شیشه‌ای دست‌یافت.

۳.دکلانشور و ریموت شاتر

عکاسی لانگ اکسپوژر در عکاسی از معماری داخلی و خارجی چندان غیرمعمول نیست. معمولاً برای حذف حرکات و افرادی که از جلوی ساختمان می‌گذرند، می‌توان از این تکنیک استفاده کرد؛ بنابراین به همراه داشتن یک کابل شاتر (دکلانشور) یا یک ریموت کنترل برای کنترل شاتر، می‌تواند کارآمد باشد تا تکان دوربین را هنگام حرکت شاتر به حداقل رساند.

۴.سه‌پایه مجهز به ستون مرکزی

برای سابت نگه‌داشتن موقعیت دوربین و تنظیم وزنی دوربین، استفاده از یک سه‌پایه که مجهز به ستون مرکزی است، الزامی به نظر می‌رسد. ستون مرکزی سه‌پایه بهتر است به صورت چرخ‌دنده‌ای باشد که با چرخش اهرم آن، بتوان ارتفاع آن را با دقت بیشتری تنظیم کرد. اگر قصد دارید به صورت حرفه‌تر عکاسی معماری را دنبال کنید.

۵.هد سه چرخ‌دنده‌ای (Gear) با دسته‌های پن و تیلت

داشتن به سر سه‌پایه سه محوره مجهز به دسته‌های پن و تیلت، می‌توان به عکاس در تراز و کادربندی دقیق عکس کمک کند. سر‌سه‌پایه‌های توپی یا همان بال هد برای عکاسی معماری چندان توصیه نمی‌شود، چراکه با تغییر موقعیت دوربین در یک جهت ممکن است در زاویه دوربین در جهت‌های دیگر هم تغییر کند.

۶.تراز حبابی هات‌شو

خیلی از سه‌پایه‌ها یا سرسه پایه‌ها به تراز‌های حبابی مجهز هستند و با استفاده از آن‌ها می‌توان موقعیت دوربین و سه‌پایه را با دقت بالایی تنظیم کرد. اگر سه‌پایه‌ای که در اختیار دارید به این تراز‌ها مجهز نیستند می‌توانید با تهیه تراز حبابی که بر روی هات‌شوی دوربین قرار می‌گیرد کادربندی دقیق داشته باشید و وضعیت دوربین را کنترل کنید.

۷.سه‌پایه‌های کامپکت و رومیزی

در عکاسی معماری داخلی خیلی اوقات بهترین موقعیت دوربین برای عکاسی، جایی مثل پله‌ها یا میز است؛ بنابراین در اختیار داشتن یک سه‌پایه یا کلمپ کامپکت می‌تواند کار عکاس را راحت کند.

۸.تجهیزات نورپردازی

نورپردازی در معماری مبحث مفصلی است که خود نیاز به بررسی جداگانه‌ای‌ دارد. در معماری خارجی و عکاسی از ساختمان‌ کنترل زیادی را نمی‌توان بر روی نور داشت و بیشتر باید به زمان عکاسی توجه داشت و اینکه در چه فصل و چه ساعتی از روز قرار است عکاسی شود. در معماری داخلی نیز بیشتر نورپردازی با فلاش‌های الکترونیکی متداول است. فلاش‌های که از لحاظ دمای نور، کلوینی معادل با نور حرارت نور روز دارند و به راحتی ‌می‌توان نور آن‌ها را با نور روزی که از پنجره می‌تابد، هماهنگ کرد. فلاش‌های استودیویی پرتابل با توجه به توان بیشتری که نسبت به فلاش‌های رودوربینی دارند، برای این‌ کار نور مناسبی دارند.

مشکل اساسی که در عکاسی معماری داخلی وجود دارد، مغایرت دمای رنگی فلاش، نور روز و نور لامپ‌های داخلی است. بعضی از لامپ‌ها از نوع تنگستنی هستند و برخی دیگر از لامپ‌‌های تنگستنی به حساب می‌آید. برای نورپردازی فضاهای داخلی، ابتدا بهتر است که یکی از بین نور‌ چراغ‌ها و نور پنجره یکی از آن‌ها را حذف کرد. از آنجایی که نور روز پنجره برای عکاسی یکی از بهترین نور‌ها به حساب می‌آید بهتر است که چراغ را خاموش کرده و از یک فلاش استودیوی پرتابل، مثل Jinbei HD610 AD600BM، Profoto B1x  گودوکس یا Profoto D2 به عنوان نور کمکی استفاده شود. این فلاش‌ها دمای نوری تقریباً برابر با نور روز دارند؛ اما اگر در محیطی دسترسی به نور روز وجود نداشته باشد، یا مجبوریم در شب از فضاهای داخلی عکاسی کنیم، باید راه‌حلی برای یکسان کردن نور فلاش با چراغ‌های فلوئورسنت یا تنگستی داشته باشیم. برای این کار می‌توان از ژل‌های اصلاح رنگ استفاده کنیم. پروفوتو و فوتیکس و کمپانی‌های دیگری این ژل‌ها رنگی را به بازار عرضه کرده‌اند. به علاوه می‌توان از نور‌های پیوسته LED یا نور‌های تنگستنی مخصوص عکاسی نیز برای نورپردازی در این محیط‌ها استفاده کرد. با نور‌های LED به لطف امکان تنظیم دمای رنگی می‌توان نور را به صورت حدودی با نور محیط مطابقت داد. نور‌های تنگستنی مخصوص عکاسی یا HMI نوری هم‌دما با لامپ‌های تنگستنی می‌دهد.

در بالا به وسایلی که در عکاسی معماری به همراه داشتن آن‌ها الزامی به نظر می‌رسد، اشاره شد. ولی داشتن تجهیزات مناسب تنها بخش کوچکی از داستان است برای رسیدن به مهارت و سبکی شخصی در این زمینه باید دست به کار شد تمرین زیادی را تجربه کرد.

دیدگاه‌ها برای سوال از شما جواب با پیکسل (قسمت چهارم) با آرمین

از ماه پیش تصمیم گرفتیم با جمع آوری بخشی از سوال و جواب هایی که از طرف مشتریان و از طریق کامنت‌های وبلاگ، ارسال پیام از طریق تلگرام، دایرکت اینستاگرام و همچنین تماسهای تلفنی و یا حتی مراجعه حضوری به فروشگاه مطرح میشه رو به صورت یک مطلب در مجله پیکسل منتشر کنیم. شاید این سوالات سوال شما هم باشند . . .

نکته: برخی از کامنت‌ها و سؤالات دست‌کاری و خلاصه شدن و “سلام” و “تشکر” حذف‌شده تا سؤال مطرح‌شده واضح‌تر باشه:

با ما همراه باشید با چهارمین “سوال و جواب با پیکسل”

لطفاً در انتها نظرتون رو درباره این بخش و یا حتی جواب‌های ارائه شده به سوال‌ها اعلام کنید.

(سوال‌ها با علامت ⬅️ و جواب‌ها هم با علامت 🔄 مشخص شدن)

 

 

⬅️ الی:

بدنه دوربین Canon 6D چه قیمته؟

 

🔄جواب: از وب‌سایت فروشگاه پیکسل چک کنید!

خییییییییلی سریع‌تر به نتیجه می‌رسید…

قیمت روز و دقیق کالا رو هم خواهید دید.

 

⬅️ پرهام طاهری:

برای کانن 6D  لنز ثابت 50 میلی‌متری با f1.4 ارزش هزینه داره یا همون f1.8 مناسب هست؟

 

🔄جواب: اگر منظورتون این هست که “آیا با بیش از دو برابر هزینه به بیش از دو برابر کیفیت می‌رسیم”

باید بگم خیر!

هزینه تون چند برابر هست اما کیفیت در حد کمتر از 10 الی 15 درصد بالا میره و فقط یک استاپ نور بیشتر دارید که این مورد برای حرفه‌ای‌ها ارزش هزینه کردن داره!

همونطور که با خرید لنز 50 میلی‌متری اف 1.2 نسبت به 1.4 چند برابر بیشتر هزینه می‌کنید اما کیفیت در حد چند برابر افزایش پیدا نمیکنه.

یعنی اصلاً جایی برای افزایش چند برابری کیفیت وجود نداره!!!

 

⬅️ علی قیومی:

در صورت خراب نشدن دوربین بهترین زمان برای مدت فیلم‌برداری برای دوربین‌های DSLR چقدر است؟ آیا فیلم‌برداری در مدت سی دقیقه به‌صورت طولانی‌مدت برای دوربین‌های DSLR خوب هست؟

 

🔄جواب: اگر مموری تون مموری مناسبی باشه، تا جایی که بدنه دوربین گرم نشده و خود دوربین پیام خطا نداده، میتونید باهاش فیلم‌برداری کنید . . .

هرگونه مشکلی هم براش پیش بیاد (البته در صورت استفاده از مموری مناسب و عدم استفاده از نرم‌افزارهای متفرقه روی دوربین) گارانتی پاسخگو خواهد بود.

چون قاعدتاً استفاده از امکانات استاندارد دوربین نباید هیچ مشکلی برای هیچ دستگاه الکترونیکی به‌وجود بیاره .

 

⬅️ حسین:

ممنون از توضیحات دقیقتون،

برای عکس‌های آتلیه‌ای از چه لنزی برای دوربین Canon 80D استفاده کنم.

 

🔄جواب: سؤال خیلی کلیه!

اما درمجموع لنز 18-135 کیت خود دوربین هم برای شروع مناسبه . . .

 

 

⬅️ سپهر:

من دنبال یه دوربین برای عکاسی خیابانی می‌گردم و این اولین دوربین منه اما قصد دارم این قضیه ‌رو جدی دنبال کنم. به نظر شما با توجه به اینکه خیلی راحت‌ترم که دوربینم از دوربین‌های بدون آینه و با امکان تغییر لنز باشه و باز با توجه به اینکه بودجه‌ی نهایتاً ۵ میلیونی دارم چه دوربینی می‌تونه برای من مناسب باشه؟ البته خودم چندتا دوربین مثل FUJIFILM X-T20 یا Fujifilm X-E3  یا Olympus OM-D E-M10 را پیدا کردم و درباره‌شون زیاد خوندم ولی هم تصمیم‌گیری کار سختی بود هم اینکه لنز مناسب نرمال براشون پیدا نمی‌شد. مثلاً ۲۴ یا ۳۰ میلی‌متری…

البته اگه نظر متفاوتی نسبت به بدون آینه بودن دوربین هم دارید خوشحال میشم بهم بگید.

 

🔄جواب: بدوش شک حرف اول و آخر رو درزمینهٔ ساخت میرورلس رو سونی میزنه!

که متأسفانه در بین گزینه‌های شما نیست.

فکر می‌کنم اگه  ری‌ویو یا تست و مقایسه‌ای بین این دوربین‌ها با میرورلسهای هم‌رده شون رو ببینید به این نتیجه برسید که سونی گزینه بهتریه!

خصوصاً که تنوع لنز بالایی داره به نسبت و همچنین با یک مبدل ارزون میتونید تمام لنزهای کانن رو با اتوفوکوس در اختیار داشته باشید . . .

سونی a6300 گزینه خیلی عالی هست که فیلم‌برداری 4K  هم داره و ما میتونیم براتون تمامی مدل‌ها رو موجود کنیم . . .


نمونه عکس نجومی دوربین سونی آلفا 6500
  • سپهر در پاسخ به سجاد آینه چی:

مرسی،
اتفاقاً a6300 جزو گزینه‌های اصلی من بود ولی نمی‌دونم چرا ازش یاد نکردم . . .

 

⬅️ علی:

من اولین دوربین رو میخوام برای شروع عکاسی بخرم.

نهایتاً بودجه‌ام ۲ میلیون است… خیلیا کانن 1300D رو پیشنهاد کردن و میگن بین دوربین‌های این حول‌وحوش تا سه تومن آن‌چنان اختلافی وجود نداره؟ نظر شما چیه و چیو پیشنهاد میدین؟

 

 

🔄جواب: حقیقت اینه که تا حدود ۳ تومن بزرگ‌ترین تفاوت در راحتی عکاسی و سرعت فوکوس هست تا تفاوت کیفیت عکس!

کانن 1300D گزینه مناسبیه که ابعاد عکسش ۱۸ مگاپیکسل هست و وای فای هم داره،

که اگر مگاپیکسلش به نظرتون پایینه میتونید نیکون D3400 رو هم بخرید که بزرگ‌ترین فرقش با ۱۳۰۰ دی ۲۴ مگا پیکسل بودنش و نداشتن وای فای هست.

اما خروجی هردوی این‌ها “خصوصاً در شرایط عادی و نور مناسب” با دیگر دوربین‌های تا رنج ۳ میلیون تومن عملاً تفاوتی نداره…

 

⬅️ Yssipr :

پیشنهادتون تا سقف ۴ تومن چیه؟

مبتدی نیستم،حرفه‌ای هم نیستم!

کیفیت عکس و رنگ واسم خیلی مهمه. زوم و تفکیک اجزا عالی باشه…

واسه عکس‌های پرتره و منظره بی نطیر باشه…

توی تاریکی کم نیاره  :’)

اگه نیاز به لنز خاص جدا از دوربین هم هست لطفاً مطرح کنید.

نیکون D5300 رو خونده بودم تو سایتتون اگه یه لنز خوب براش بگیری عالی میشه و هم مقرون‌به‌صرفه در میاد.(!؟)

 

🔄جواب: شما مشخصاتی رو گفتید که ذهنم سمت نیکون D850 و کانن 5D  مارک ۴ رفت!

اما در مورد نیکون D5300 باید بگم که نسبت به قیمتش واقعاً ارزشمند هست.

توصیه می‌کنم نمونه عکسهاش رو ببینید و با اطمینان خرید کنید . . .

زوم هم چیزی نیست که به دوربین مربوط باشه و به لنزی بستگی داره که همراهش میخرید!

لنز ۱۸-۱۴۰ زوم خیلی خوبی هم داره . . .

 

⬅️ reza :

ممنون از راهنماییتون برای شروع کانن 750D  با لنز 55-18 خوبه  یا نیکون D5300 ؟

 

🔄جواب: هردو برای شروع بسیار خوب هستن

با این تفاوت که نیکون D5300 صفحه لمسی نداره.

کانن 750D هم اگر صفحه لمسی براتون مهمه انتخاب بسیار خوبیه.

اگر اولین DSLR شما هست، قطعاً این دو دوربین از نیاز فعلی تون هم بالاتره و تا مدت‌ها میتونید باهاش عکاسی کنید و سطوح مختلف رو باهاش تجربه کنید . . .

بزرگ‌ترین تفاوت همون صفحه لمسی و چرخنده هستش.

 

⬅️ یاسر:

خسته نباشید

من یه بادی D810 دارم

ژانر تخصصیم لنداسکیپه

مدنظرم لنز ۱۴-۲۴

اما گرون بودن و هزینه فیلترهاش خیلی بالاست

چه لنز خوب دیگه پیشنهاد می‌کنید که لنز کروی نباشه و اف ۲٫۸ هم داشته باشه و قیمتش مناسب‌تر باشه؟؟؟

 

🔄جواب: تامرون ۱۵-۳۰ اف ۲٫۸ محبوب‌ترین لنز توی این رنج فاصله کانونی هستش . . .

البته اونهم کروی هستش اما با هزینه خیلی کمتر میتونید کیفیت بالایی رو تجربه کنید!


Tamron SP 15-30mm f/2.8 Di VC USD

 

⬅️ علیرضا:

میشه از لنزهای دوربین‌های فول فریم بر روی دوربین‌های کراپ سنسور استفاده کرد؟ در نیکون !

 

🔄جواب: بله، هم در کانن و هم در نیکون،

اما عکسش صادق نیست.

 

⬅️ لیلا:

من در حال حاضر دوربین نیکون D5300 دارم ولی می خوام یه دوربین باکیفیت و کارایی خیلی بهتر بگیرم در حال حاضر حرفه‌ای نیستم ولی در کلاس‌های عکاسی شرکت می‌کنم و می‌خواهم حرفه‌ای بشم…

بنظرتون چه دوربینی تو رنج ۶ تومان مناسب است؟

من خودم کانن 6D رو می‌پسندم ولی نظرتون خیلی برام مهمه!

 

🔄جواب: نمیدونم چه چیزی باعث شده که تصور کنید یک دوربین نیکون D5300 نمیتونه پاسخگوی کار شما باشه!

قطعاً دوربین فعلی‌تون برای سطحی که در اون هستید و حتی سطوح بالاتر دوربین مناسبیه.

در بسیاری از موارد خرید یک سه‌پایه تحول بزرگ‌تری در تجربیات عکاسی شما ایجاد میکنه،

برای مثال عکاسی با نوردهی طولانی رو بدون سه‌پایه نمیشه تجربه کرد . . .

یا خرید یک فیلتر ND و لنزهای فیکس . . .

 

⬅️عرفان:

میخوام دوربین نیکون D5300 رو تهیه کنم البته با لنز ۱۸-۱۴۰ راستش من در سطح میتدی عکاسی رو بلدم و میخوام بیشتر عکس پرتره بگیرم آیا این دوربین این امکان روبه من میده که عکس های خوبی بگیرم؟
این دوربین با توجه به این که ساخت ۲۰۱۳ میتونه تا حداقل ۳-۴ سال نیازای منو برطرف کنه؟

 

🔄جواب: این دوربین همچنان در زمان عرضه یک سروگردن از همه دوربین های هم رده خودش بالاتر بود، و هنوز هم در حد دوربین های جدیدتر همرده خودش هست و از DSLR های ارزونتر از خوش امکانات بهتری داره!
پس بدون توجه به سال ساخت میتونید مطمئن باشید، تا چند سال مثل هر دوربین همرده دیگری که قیمتی در همین حد داره براتون کارایی داشته باشه .


نمونه عکس نیکون D5300

 

⬅️ منصور:

مصمم شدم نیکون D7200 بگیرم. نیکون D5600 می‌خواستم بخرم با این توضیحات شما تصمیمم نیکون D7200 شد.

لنز پرایم برای حیات‌وحش و طبیعت چه پیشنهاد می‌کنید (براینیکون D7200)

 

🔄جواب: برای شروع 140-18 عالیه

بعدازاینکه مدتی عکاسی کردید بهتر میتونید تصمیم بگیرید،

اما ۳۵ میلی‌متری نیکون لنز کاربردی و مقرون‌به‌صرفه‌ای هست که هم برای پرتره و هم منظره میتونید استفاده کنید.

 

⬅️ شاتر بلاک:

میخوام تا ۲میلیون و ۶۰۰(نهایتاً) هزینه کنم لطفاً راهنمایی کنید.

به همه ژانرها (ماکرو کمی بیشتر) علاقه دارم و فیلم‌برداری هم مد نظرمه.

خودم چندتا ترکیب تو نظرمه لطفاً اگه ترکیب بهتری مد نظرتونه معرفی کنید.

نیکون D3400 با لنز ۱۸-۵۵ و لنز ۳۵mm

نیکون D5300 با لنز ۳۵mm

نیکون D5600 با لنز ۱۸-۵۵

کانن 750D با لنز ۱۸-۵۵

 

 

🔄جواب: نیکون D5300 با لنز ۱۸-۵۵ و یا کانن 750D با لنز ۱۸-۵۵ بهترین انتخاب‌های شما خواهند بود!

اگر صفحه لمسی براتون اهمیت نداره که نیکون D5300 رو بگیرید،

اگر هم صفحه لمسی رو مهم میدونید کانن 750D مقرون‌به‌صرفه تره . . .

فعلاً هم برای شروع هیچ مبدل یا مورد اضافی رو توصیه نمی‌کنیم.

گرچه برای عکاسی ماکرو اکستنشن تیوب (خصوصاً مدل دارای اتوفوکوس) خیلی از رینگ معکوس بهتره. فیلترهای کلوزآپ هم انتخاب خوبی هستن.

اما هیچ کدوم جایگزین کاملی برای یک لنز ماکرو نیستن.

 

⬅️ Mazaheri :

اگه میشه یکم قیمت هاتون رو ثابت نگه دارید من توی این ماه هر وقت اراده کردم یک بدنه نیکون سری 7000 بگیرم دیدم که شما قیمتش رو افزایش دادین .

 

🔄جواب: ما قیمت واقعی روز بازار رو درج می‌کنیم که اونهم دست ما نیست،

تقریباً میتونم بهتون اطمینان بدم که در اکثر موارد اگر تفاوت قیمت غیرمنطقی در جای دیگه ای دیدید، کالا با اونچیزی که ما خدمتون تقدیمتون می‌کنیم تفاوت داره!

برای مثال باتری‌های دوربین‌های پیکسل به‌طور کامل چک میشن و دارای هولوگرام پیکسل هستن و باتری همراه دوربین فیک نیست . . .

 

⬅️ علیرضا:

یک دوربین مناسب برای مراسمات هیئت که هم قابلیت عکاسی و چاپ عکس مناسب و هم دارای کیفیت فیلم‌برداری خوب باشد برای پخش بر روی مانیتور بزرگ، چه دوربینی را معرفی می‌کنید؟ حداکثر بودجه برابر با ۵میلیون. هر چی کمتر باشه و این قابلیت‌ها را هم داشته باشه بهتر هست.

در ضمن، دوربینی هم باشه که بشه اجاره داد، و از این راه برای هیئت کسب درامد هم کرد.

 

🔄جواب: اگر قصد دارید که دوربینی بخرید که همه این موارد رو پوشش بده و بشه اجاره هم دادش،

قطعاً باید سونی AX100E بخرید که یک هندی‌کم جدی هست و علاوه بر امکان ثبت تصاویر 4K  امکان ثبت عکس با رزولوشن ۲۰ مگاپیکسل رو داره.

و تمام موارد موردنیاز برای کارهای جدی مثل ورودی میکروفن و فیلتر ND داخلی و رینگ تنظیم لنز رو هم داره . . .

البته باید کمی بیشتر از ۵ تومن هزینه کنید.


سونی AX100E

 

⬅️ کسری:

ببخشید می‌خواستم بپرسم کیفیت عکس نیکون D5300 تفاوتی با نیکون D3400 داره ؟

چون ظاهراً سنسوراشون شبیه به همه

و این‌که کلاً ازنظر شما به اختلاف قیمتشون میارزه ؟

 

🔄جواب: سنسور یکیه!

خروجی عکس هم در شرایط عادی یکیه و اصلاً نمیتونید از روی عکس تشخیص بدید که کدوم عکس با کدوم دوربین گرفته شده!

البته در نور کم و ایزوی بالا تفاوت‌هایی وجود داره که با توجه به اختلاف قیمت طبیعیه . . .

.

اما درمجموع با خرید دوربین نیکون D5300 دوربینی خریدید که کار کردن باهاش کمی راحت تره .

این مطلب رو بخونید:

نیکون D3400 یا D5300 ؟

 

⬅️ محمدرضا:

ممنون از مطالب مفیدی که ارائه دادید ولی باز دو سؤال ازتون داشتم ممنون میشم اگه پاسخگو باشید.

برام یه دوربین Canon EOS M5 15-45 آورده‌اند و برا این دوربین دو تا لنز یکی برای منظره و طبیعت چون زیاد اهل طبیعت و گردش هستم و یکی دیگه برا پرتره واسه عکاسی از دخترم میخام تهیه کنم ولی با توجه به محدودیت در انتخاب لنز مناسب این نوع دوربین و با بررسی سایت‌های مختلف که انجام دادم متوجه استفاده از انواع دیگر لنز به‌شرط وجود تبدیل ef-ef m در دوربین شدم و این انتخاب بیشتر منو در سردرگمی گذاشته لذا اگه راهنماییم کنین ممنون می شم فقط سطح منو که یک مبتدی هستم در نظر بگیرین چه ازنظر خرید لنز و چه از نظر مطالبی که ارائه می کنین سپاس

 

 

🔄جواب: قطعاً اگر مبدل تهیه کنید، محدود به لنزهای سری M کانن نخواهید بود و انتخاب‌های خیلی بهتری خواهید داشت.

با یک مبدل میتونید یک لنز 50 میلیمتری اف 1.8 برای عکاسی از دخترتون بخرید و عکس‌هایی در حد حرفه‌ای و با جلوه‌ای بسیار زیبا ثبت کنید.

لنزی که مشابهش در بین لنزهای سری M وجود نداره!

مطمئن باشید مبتدی‌ترین افراد هم با یک لنز 50 میلی‌متری میتونن بهترین پرتره‌ها رو ثبت کنن . . .

 

⬅️ Mahla :

من برای شروع عکاسی بین ۲ مدل دوربین نیکون D5600 و کانن 800D موندم!
هزینه مهم نیست و عکسبرداری به همراه لنزهای قوی برام مهمه،
بیستر هم برای عکاسی پرتره و محیطی میخوام.

 

🔄جواب: هر دو انتخاب بسیار خوبی هستن برای شروع،
اما از لنزهای کیت همراه این دوربینها نمیشه انتظار داشت که بهترین عملکرد رو در فواصل کانونی که پوشش میدن داشته باشن!
برای مثال برای ثبت بهترین پرتره ها نیاز به یک لنز 50 میلیمتری اف 1.8 دارید که عملکردی بسیار خوبی روی دوبین غیرفول فریم داره .
این لنز برای کانن حدود پونصدهزار تومن قیمت داره و برای نیکون چیزی حدود دوبرابر این مقدار!
گرچه نیکون یک لنز 50 میلی‌متری اف 1.8 ارزون از سری D داره که فرقش با لنز گرونتر نداشتن موتور فوکوس هست و روی دوربین نیکون D5600 فوکوسش دستی میشه که گزینه خیلی مناسبی نیست.
پس در مجموع به شما کانن رو پیشنهاد میدم، برای پرتره هم لنز 50 میلیمتری اف 1.8 کانن رو پیشنهاد میدم، تا با کمترین هزینه بیشترین کیفیت رو داشته باشید و از عکاسی باهاش لذت ببرید.
البته توجه داشته باشید که حتما حداقل یک لنز کیت 18-55 باید داشته باشید، چون لنزهای ثابت برای عکاسی در شرایط خاص ساخته شدن و برای مثال یک تک لنز 50 میلیمتری شما رو در عکاسی از منظره و نمای باز دچار مشکل خواهد کرد . .


لنز Canon EF 50mm f/1.8 STM

دیدگاه‌ها برای چگونه با کمترین امکانات یک لنز ماکروی قدرتمند بسازیم؟ با پدرام

اگر به گرفتن عکس‌های ماکرو علاقه‌مند هستید و می‌خواهید این زمینه از عکاسی را به طور حرفه‌ای دنبال کنید باید هزینه نسبتاً زیادی را بابت خرید تجهیزات مربوط به آن از فلاش‌های ماکرو گرفته تا لنزهای مخصوص پرداخت کنید. اما برای تجربه کردن عکاسی ماکرو نیازی به این مقدار هزینه کردن نیست و با یک لنز ساده ۵۰ میلی‌متری نیز می‌توان عکس‌های خیره‌کننده‌ای را از فاصله‌ای نزدیک نسبت به سوژه به ثبت رساند. در ادامه مراحل ساخت لنز ماکرو را به صورت گام به گام بررسی خواهیم کرد.

در ابتدا لازم به ذکر است که در تمامی مراحل با احتیاط کامل با لنز برخورد شود و تا حد امکان از لمس سطوح شیشه‌ای لنز جلوگیری شود تا کیفیت تصویر ثبت شده مطلوب باشد و لنز آسیب به خصوصی نبیند.

برای ساخت یک لنز ماکروی خانگی به یک درپوش مانت لنز، یک استوانه مقوایی و مقداری چسب برق و یک لنز ترجیحاً نرمالِ پرایم نیاز خواهیم داشت. نکته کلیدی در ساخت یک لنز ماکرو، برعکس سوار کردن آن بر روی بدنه دوربین است. اگر با دست این لنز بر عکس بر روی دوربین ثابت نگه داشته شود به صورتی که دهانه ورودی لنز در عقب و در تماس با دهنه اتصال بدنه به لنز قرار گیرد، تمام تصاویر بسیار بزرگ و نزدیک از ویزور مشاهده می‌شود. حتی با قرار دادن یک تیوپ مقوایی بین لنز و بدنه دوربین می‌توان به نتایجی جالب و واضح‌تر رسید.

 

۱ ساخت یک اکستندر

یک استوانه مقوایی را در ابعاد ۱۰ سانتی‌متر می‌بریم. این تیوپ می‌تواند مقوای یک رول‌ آلومینیوم یا رول‌ دستمال کاغذی باشد و البته باید از استحکام و ضخامت بالایی نیز برخوردار باشد. در مرحله بعد باید داخل این استوانه را با کاغذ یا یک پارچه مشکی پوشاند تا از باز‌تاب و بخش نور در امتداد آن جلوگیری شود. سپس باید بر روی درپوش لنز یک دایره به قطر دهانه استوانه بریده شود تا مانند یک مبدل و اتصال دهنده اکستندر به دوربین عمل کند. انتهای استوانه مقوایی را با چسب برق به درپوش محکم متصل می‌کنیم.

۲ لنز را متصل کنید

لنز را برعکس توسط چسب برق به سوی دیگر استوانه متصل می‌کنیم. تنها کار باقی‌مانده این است که این مجموعه را به بدنه دوربین متصل کنید. نکته مهم در مورد لنز این است که باید بازشدگی دیافراگم را در مقدار مورد نظر ثابت نگه داشت. برای این کار در دوربین‌های کانن باید ابتدا دیافراگم را بر روی عدد مورد نظر مثلاً F16 تنظیم کرد و سپس دست را بر روی دکمه پیش نمایش عمق میدان Depth of Field Preview ثابت نگه داشته و لنز را از بدنه جدا ‌کنیم. در لنز‌های نیکون یک زبانه کوچک بر روی مانت لنز قرار گرفته است. این زبانه را تا حد ممکن به سمت پایین آورده تا دیافراگم بسته و عمق میدان زیادی را ارائه دهد و سپس آن را با چسپ نواری یا یک آدامس جویده در محل خود ثابت می‌کنیم. تا حد ممکن سعی کنید که دیافراگم را بر روی عدد‌های بالا تنظیم کنید تا به عمق میدان مناسبی در تصویر نهایی رسید.

۳ شروع به عکاسی کنید

تنظیمات دوربین بهتر است که بر روی حالت اولویت دیافراگم قرار گیرد، در این حالت دوربین عدد دیافراگم صفر را نمایش خواهد داد. برای جلوگیری از تاری تصویر و تکان‌های احتمالی توصیه می‌شود که عکس‌ها بر روی سه‌پایه ثبت شوند و شاتر را بر روی سلف تایمر قرار داد. چند عکس به صورت آزمایشی بگیرید و سوژه را جا به‌به جا کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

با توجه به اینکه تمام چسب ‌برق و استوانه مقوایی ممکن است از استحکام بالایی برخوردار نباشند و یا اینکه خیلی اصولی به نظر نمی‌رسند می‌توان از اکستندر‌ها و مبدل‌های معکوس کننده‌ای که در بازار موجود است استفاده کنید در این صورت تمام مسائل ایمنی رعایت می‌شود و لنز دچار آسیب نمی‌شود.

در انتها مجدداً توصیه می‌شود که برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب‌ و حرفه‌ای تر از لنزهایی که به طور اختصاصی برای لنز‌های ماکرو طراحی شده‌اند استفاده شود.

دیدگاه‌ها برای چگونه از رفلکتور و دیفیوزر برای بهبود کیفیت عکس‌ها استفاده کنیم؟ با زهره

در عکاسی، هیچ‌چیزی مهم‌تر از نور نیست. تمام پارامترهای عکاسی به نوعی به نور مرتبط می‌شوند؛ بنابراین تقریباً می‌توان گفت که اگر درک و کنترل مناسبی بر نور محیط داشته باشیم، می‌توانیم به نتیجه‌ای مطلوب و خیره‌کننده دست یابیم. یکی از ابزار‌هایی که برای کنترل و بهبود نتیجه نورپردازی به آن نیاز داریم، رفلکتور است. رفلکتور‌ها هم در داخل و هم در خارج استودیو، برای نورپردازی ابزاری کاملاً مناسب و در عمده موارد به نوعی ضروری خواهند بود. رفلکتور‌ها می‌توانند به‌عنوان بازتاب‌دهنده و پخش‌کننده نور و یا دیفیوزر به کار گرفته شوند. در ادامه با بیانی ساده به انواع مختلف رفلکتورها و کاربرد‌های آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انتخاب‌ بهترین و مناسب‌ترین رفلکتور

رفلکتورها در انواع، رنگ و ابعاد مختلف تحت برندهای متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. انتخاب بهترین و کارآمدترین گزینه، موضوعی است که هنگام انتخاب رفلکتور باید به آن توجه زیادی داشت.

سایز رفلکتور:

اگر می‌خواهید عکاسی را از سبک پرتره شروع کنید و یا دنبال رفلکتوری پرتابل و قابل‌حمل هستید، رفلکتور‌های کوچک انتخاب‌ بسیار مناسبی به نظر می‌رسند. باید به این نکته توجه داشت که هر چه ابعاد رفلکتور یا دیفیوزر بزرگ‌تر شود، نور تابیده شده بر روی سوژه نرم‌تر شده و شاهد سایه‌های محوتری خواهیم بود. کارآمدترین سایز رفلکتور که هم پاسخگوی نیازهای آتلیه‌ای باشد و هم برای عکاسی در محیط‌های خارجی به کار آید، حدود ۴۰ اینچ یا ۱ متر است؛ چرا که معمولاً قابلیت جمع شدن دارند و حمل و نقل آن‌ها نیز آسان است.

رنگ رفلکتور:

نقره‌ای: رنگ نقره‌ای رفلکتور نواحی روشن یا به اصطلاح های‌لایت‌ها را تقویت می‌کند و کنتراست تصویر را افزایش می‌دهد. رفلکتورهای نقره‌ای برای نورپردازی‌های ویدیویی و عکاسی سیاه‌و‌سفید، بسیار مناسب هستند.

طلایی: رفلکتور‌های طلایی یک نور پر‌کننده گرم طلایی به تصویر می‌بخشند و استفاده از آن‌ها در عکاسی پرتره، به خصوص در استودیو یا زیر نور غروب، می‌تواند نتیجه بسیار خیره‌کننده‌ای را به همراه داشته باشد.

سفید: رفلکتور‌های سفید تأثیری در حرارت رنگ نور نمی‌گذارند و رنگ‌ها بدون تغییر به ثبت می‌رسند. به همین دلیل در عکاسی صنعتی که ثبت دقیق جزییات سوژه امری بسیار مهم است، استفاده از رفلکتور‌های سفیدرنگ می‌تواند بهترین انتخاب باشد.

مشکی: از رنگ مشکی رفلکتور به عنوان پرچم یا فلگ استفاده می‌شود. رنگ مشکی بیشترین جذب نور را دارد، به همین دلیل اگر می خواهیم از تاباندن نور به قسمتی از سوژه جلوگیری شود، می‌توانیم از سطح مشکی رفلکتور استفاده کرده و آن را بین منبع نور و سوژه قرار دهیم.

نیمه شفاف: اکثر رفلکتور‌ها، با جدا کردن لایه خارجی‌شان، تبدیل به دیفیوزر می‌شوند. دیفیوزر‌ها معمولاً سفید و نیمه شفاف هستند و بین منبع نور و سوژه قرار می‌گیرند و با پخش کردن نور، باعث نرم‌تر شدن سایه و کاهش کنتراست می‌شوند.

Backlight یا نور پشت:

بک لایت به خصوص هنگام استفاده از نور‌های طبیعی، زیبایی بسیار دراماتیک و جذابی را به سوژه می‌بخشد. استفاده از بک لایت، یک حاشیه نازکی از نور یا همان ریم‌لایت کناره‌های سوژه را روشن می‌کند. برای خلق تصویری با ریم‌لایت، باید سوژه را پشت به منبع نور که همان خورشید است قرار داد به گونه‌ای که نور خورشید از پشت به آن بتابد و رفلکتور را در مقابل سوژه و با زاویه‌ای که بازتاب نور خورشید مستقیماً به آن بتابد، قرار دهیم. در این صورت تمام قسمت‌های سوژه به طور کامل روشن می‌شود و اگر به دنبال سایه‌هایی محو، در قسمت‌هایی از سوژه هستیم می‌توان رفلکتور را کمی به کناره برد.

روشن کردن سایه‌های بسیار تیره:

در بعضی از مواقع به دلیل وجود اشیای تیره در صحنه و با به علت شرایط نور‌پردازی، قسمت‌هایی از سوژه به شدت تیره می‌شوند و اگر از آن‌‌ها عکسی‌ بگیریم، خیلی جذاب به نظر نخواهند رسید. برای حل این مشکل می‌توان رفلکتور را مستقیماً مقابل سایه قرار داد و تا حدی آن را روشن نمود.

قرار دادن رفلکتور، در حالت‌های مختلف نتیجه‌های متفاوتی را می‌تواند در پی داشته باشد و باید با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مختلف به صورت تجربی به نورپردازی دلخواه خود رسید. قواعد و فرمول‌های بسیاری به عنوان راهنمای استفاده از رفلکتور‌ها تا به حال نوشته شده ولی واقعیت این است که باید خود فرد دست‌به‌کار شود و با امتحان کردن حالات ممکن به نتیجه‌ای ایده‌ال و سبک شخصی خود برسد.

دیدگاه‌ها برای چگونه با کمترین امکانات یک لنز ماکروی قدرتمند بسازیم؟ با امیر حسینی

اگر به گرفتن عکس‌های ماکرو علاقه‌مند هستید و می‌خواهید این زمینه از عکاسی را به طور حرفه‌ای دنبال کنید باید هزینه نسبتاً زیادی را بابت خرید تجهیزات مربوط به آن از فلاش‌های ماکرو گرفته تا لنزهای مخصوص پرداخت کنید. اما برای تجربه کردن عکاسی ماکرو نیازی به این مقدار هزینه کردن نیست و با یک لنز ساده ۵۰ میلی‌متری نیز می‌توان عکس‌های خیره‌کننده‌ای را از فاصله‌ای نزدیک نسبت به سوژه به ثبت رساند. در ادامه مراحل ساخت لنز ماکرو را به صورت گام به گام بررسی خواهیم کرد.

در ابتدا لازم به ذکر است که در تمامی مراحل با احتیاط کامل با لنز برخورد شود و تا حد امکان از لمس سطوح شیشه‌ای لنز جلوگیری شود تا کیفیت تصویر ثبت شده مطلوب باشد و لنز آسیب به خصوصی نبیند.

برای ساخت یک لنز ماکروی خانگی به یک درپوش مانت لنز، یک استوانه مقوایی و مقداری چسب برق و یک لنز ترجیحاً نرمالِ پرایم نیاز خواهیم داشت. نکته کلیدی در ساخت یک لنز ماکرو، برعکس سوار کردن آن بر روی بدنه دوربین است. اگر با دست این لنز بر عکس بر روی دوربین ثابت نگه داشته شود به صورتی که دهانه ورودی لنز در عقب و در تماس با دهنه اتصال بدنه به لنز قرار گیرد، تمام تصاویر بسیار بزرگ و نزدیک از ویزور مشاهده می‌شود. حتی با قرار دادن یک تیوپ مقوایی بین لنز و بدنه دوربین می‌توان به نتایجی جالب و واضح‌تر رسید.

 

۱ ساخت یک اکستندر

یک استوانه مقوایی را در ابعاد ۱۰ سانتی‌متر می‌بریم. این تیوپ می‌تواند مقوای یک رول‌ آلومینیوم یا رول‌ دستمال کاغذی باشد و البته باید از استحکام و ضخامت بالایی نیز برخوردار باشد. در مرحله بعد باید داخل این استوانه را با کاغذ یا یک پارچه مشکی پوشاند تا از باز‌تاب و بخش نور در امتداد آن جلوگیری شود. سپس باید بر روی درپوش لنز یک دایره به قطر دهانه استوانه بریده شود تا مانند یک مبدل و اتصال دهنده اکستندر به دوربین عمل کند. انتهای استوانه مقوایی را با چسب برق به درپوش محکم متصل می‌کنیم.

۲ لنز را متصل کنید

لنز را برعکس توسط چسب برق به سوی دیگر استوانه متصل می‌کنیم. تنها کار باقی‌مانده این است که این مجموعه را به بدنه دوربین متصل کنید. نکته مهم در مورد لنز این است که باید بازشدگی دیافراگم را در مقدار مورد نظر ثابت نگه داشت. برای این کار در دوربین‌های کانن باید ابتدا دیافراگم را بر روی عدد مورد نظر مثلاً F16 تنظیم کرد و سپس دست را بر روی دکمه پیش نمایش عمق میدان Depth of Field Preview ثابت نگه داشته و لنز را از بدنه جدا ‌کنیم. در لنز‌های نیکون یک زبانه کوچک بر روی مانت لنز قرار گرفته است. این زبانه را تا حد ممکن به سمت پایین آورده تا دیافراگم بسته و عمق میدان زیادی را ارائه دهد و سپس آن را با چسپ نواری یا یک آدامس جویده در محل خود ثابت می‌کنیم. تا حد ممکن سعی کنید که دیافراگم را بر روی عدد‌های بالا تنظیم کنید تا به عمق میدان مناسبی در تصویر نهایی رسید.

۳ شروع به عکاسی کنید

تنظیمات دوربین بهتر است که بر روی حالت اولویت دیافراگم قرار گیرد، در این حالت دوربین عدد دیافراگم صفر را نمایش خواهد داد. برای جلوگیری از تاری تصویر و تکان‌های احتمالی توصیه می‌شود که عکس‌ها بر روی سه‌پایه ثبت شوند و شاتر را بر روی سلف تایمر قرار داد. چند عکس به صورت آزمایشی بگیرید و سوژه را جا به‌به جا کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

با توجه به اینکه تمام چسب ‌برق و استوانه مقوایی ممکن است از استحکام بالایی برخوردار نباشند و یا اینکه خیلی اصولی به نظر نمی‌رسند می‌توان از اکستندر‌ها و مبدل‌های معکوس کننده‌ای که در بازار موجود است استفاده کنید در این صورت تمام مسائل ایمنی رعایت می‌شود و لنز دچار آسیب نمی‌شود.

در انتها مجدداً توصیه می‌شود که برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب‌ و حرفه‌ای تر از لنزهایی که به طور اختصاصی برای لنز‌های ماکرو طراحی شده‌اند استفاده شود.

دیدگاه‌ها برای آشنایی و آموزش استفاده از Canon Camera Connect با ف.ف

در چند سال اخیر شاهد ورود فناوری‌های مختلف اعم از بلوتوث، وای‌فای، NFC و … به بسیاری از دیوایس‌ها هستیم. به عبارتی دیگر وجود این فناوری‌ها در اکثر گجت‌ها و دیوایس‌هایی که خریداری می‌کنیم به یکی از ملزومات بدل شده است. با اینکه این دگرگونی را در صنعت تصویربرداری با سرعت کمتری شاهد هستیم، با این وجود کم نیستند دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری که به این فناوری‌های کاربردی مجهز گردیده‌اند.

وجود فناوری وای‌فای در دوربین‌های عکاسی می‌تواند امکاناتی را برای کاربران فراهم آورد که بدون شک بسیاری از آن‌ها بدون بهره‌گیری از این تکنولوژی هرگز میسر نمی‌گردید. در این مطلب قصد داریم به یکی از کاربردهای وای‌فای در دوربین‌های کانن اشاره کنیم. اینکه چطور با کمک وای‌فای و یکی از بهترین اپلیکیشن‌های موبایلی کانن می‌توان از روی گوشی موبایل خود، کنترل کاملی بر روی دوربین و تنظیمات آن داشت.

قدم اول: سازگاری اپلیکیشن با دوربین و گوشی موبایل

اپلیکیشن اشاره شده Canon Camera Connect نام دارد. برای برخورداری از قابلیت‌های این اپلیکیشن تنها کافی‌ست تا آن را بر روی گوشی موبایل خود نصب کرده و از طریق وای‌فای، ارتباط میان گوشی و دوربین خود را برقرار کنید. خوشبختانه این اپلیکیشن رایگان برای دو پلتفرم موبایلی محبوب یعنی اندروید و Ios دسترس است و می‌توان آن را از فروشگاه App Store و Google Play دانلود کرد. البته برای آنکه مطمئن شوید امکان نصب Canon Camera Connect بر روی گوشی یا تبلت شما وجود دارد، بهتر است از آدرس زیر بررسی کنید که نسخه اندروید یا Ios گوشی یا تبلت شما با این اپلیکیشن سازگار است یا خیر. همچنین اپلیکیشن فوق تنها برای تعداد محدودی از دوربین‌های کانن قابل استفاده است. پس حتماً به آدرس زیر مراجعه کرده و از سازگاری دوربین خود با اپلیکیشن اطمینان حاصل کنید.

دوربین و گوشی‌های سازگار با اپلیکیشن Canon Camera Connect

اگر گوشی و دوربین شما با اپلیکیشن Canon Camera Connect سازگار است آنگاه به قدم دوم مراجعه کنید.

قدم دوم: فعال کردن وای‌فای دوربین

روش فعال کردن وای‌فای به نوع دوربین بستگی دارد ولی در کل با فعال کردن آن، دوربین خود را به یک وای‌فای هات‌اسپات تبدیل می‌کنید که گوشی شما برای برقراری ارتباط با آن لازم است به وای‌فای دوربین کانکت شود. پس از اینکه این ارتباط برقرار شد قادر خواهید بود از طریق اپلیکیشن و از روی گوشی موبایل یا تبلت خود بسیاری از تنظیمات را کنترل کنید.

قدم سوم: آشنایی با رابط کاربری اپلیکیشن Canon Camera Connect

پس از آنکه گوشی و دوربین را از طریق وای‌فای به یکدیگر متصل نمودید اپلیکیشن را از روی گوشی اجرا کنید. محیط برنامه کاملاً ساده و مینیمال است و برای کار کردن با آن دچار سردرگمی نخواهید شد. از طریق سه منوی بزرگ که در وسط کادر قرار دارد می‌توان همه عکس‌های موجود بر روی حافظه دوربین را مشاهده نمود و یا از راه دور توسط گوشی خود عکاسی کنید. همچنین می‌توان تنظیمات دوربین را از طریق منوی سوم انجام داد. هر کدام از سه منو که به اختصار در مورد کارایی ‌آن‌ها صحبت کردیم می‌توانند امکانات متعددی را برایتان فراهم کنند که با کمی کنکاش در محیط برنامه می‌توان به درک کاملی از آن‌ رسید.

بد نیست اشاره کنیم که این اپلیکیشن کانن قادر است سایر عکس‌های JPEG موجود بر روی حافظه دوربین که با سایر دوربین‌ها به ثبت رسیده را نیز نمایش داده و به حافظه گوشی یا تبلت انتقال دهد.

دیدگاه‌ها برای آشنایی و آموزش استفاده از Canon Camera Connect با پریا

در چند سال اخیر شاهد ورود فناوری‌های مختلف اعم از بلوتوث، وای‌فای، NFC و … به بسیاری از دیوایس‌ها هستیم. به عبارتی دیگر وجود این فناوری‌ها در اکثر گجت‌ها و دیوایس‌هایی که خریداری می‌کنیم به یکی از ملزومات بدل شده است. با اینکه این دگرگونی را در صنعت تصویربرداری با سرعت کمتری شاهد هستیم، با این وجود کم نیستند دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری که به این فناوری‌های کاربردی مجهز گردیده‌اند.

وجود فناوری وای‌فای در دوربین‌های عکاسی می‌تواند امکاناتی را برای کاربران فراهم آورد که بدون شک بسیاری از آن‌ها بدون بهره‌گیری از این تکنولوژی هرگز میسر نمی‌گردید. در این مطلب قصد داریم به یکی از کاربردهای وای‌فای در دوربین‌های کانن اشاره کنیم. اینکه چطور با کمک وای‌فای و یکی از بهترین اپلیکیشن‌های موبایلی کانن می‌توان از روی گوشی موبایل خود، کنترل کاملی بر روی دوربین و تنظیمات آن داشت.

قدم اول: سازگاری اپلیکیشن با دوربین و گوشی موبایل

اپلیکیشن اشاره شده Canon Camera Connect نام دارد. برای برخورداری از قابلیت‌های این اپلیکیشن تنها کافی‌ست تا آن را بر روی گوشی موبایل خود نصب کرده و از طریق وای‌فای، ارتباط میان گوشی و دوربین خود را برقرار کنید. خوشبختانه این اپلیکیشن رایگان برای دو پلتفرم موبایلی محبوب یعنی اندروید و Ios دسترس است و می‌توان آن را از فروشگاه App Store و Google Play دانلود کرد. البته برای آنکه مطمئن شوید امکان نصب Canon Camera Connect بر روی گوشی یا تبلت شما وجود دارد، بهتر است از آدرس زیر بررسی کنید که نسخه اندروید یا Ios گوشی یا تبلت شما با این اپلیکیشن سازگار است یا خیر. همچنین اپلیکیشن فوق تنها برای تعداد محدودی از دوربین‌های کانن قابل استفاده است. پس حتماً به آدرس زیر مراجعه کرده و از سازگاری دوربین خود با اپلیکیشن اطمینان حاصل کنید.

دوربین و گوشی‌های سازگار با اپلیکیشن Canon Camera Connect

اگر گوشی و دوربین شما با اپلیکیشن Canon Camera Connect سازگار است آنگاه به قدم دوم مراجعه کنید.

قدم دوم: فعال کردن وای‌فای دوربین

روش فعال کردن وای‌فای به نوع دوربین بستگی دارد ولی در کل با فعال کردن آن، دوربین خود را به یک وای‌فای هات‌اسپات تبدیل می‌کنید که گوشی شما برای برقراری ارتباط با آن لازم است به وای‌فای دوربین کانکت شود. پس از اینکه این ارتباط برقرار شد قادر خواهید بود از طریق اپلیکیشن و از روی گوشی موبایل یا تبلت خود بسیاری از تنظیمات را کنترل کنید.

قدم سوم: آشنایی با رابط کاربری اپلیکیشن Canon Camera Connect

پس از آنکه گوشی و دوربین را از طریق وای‌فای به یکدیگر متصل نمودید اپلیکیشن را از روی گوشی اجرا کنید. محیط برنامه کاملاً ساده و مینیمال است و برای کار کردن با آن دچار سردرگمی نخواهید شد. از طریق سه منوی بزرگ که در وسط کادر قرار دارد می‌توان همه عکس‌های موجود بر روی حافظه دوربین را مشاهده نمود و یا از راه دور توسط گوشی خود عکاسی کنید. همچنین می‌توان تنظیمات دوربین را از طریق منوی سوم انجام داد. هر کدام از سه منو که به اختصار در مورد کارایی ‌آن‌ها صحبت کردیم می‌توانند امکانات متعددی را برایتان فراهم کنند که با کمی کنکاش در محیط برنامه می‌توان به درک کاملی از آن‌ رسید.

بد نیست اشاره کنیم که این اپلیکیشن کانن قادر است سایر عکس‌های JPEG موجود بر روی حافظه دوربین که با سایر دوربین‌ها به ثبت رسیده را نیز نمایش داده و به حافظه گوشی یا تبلت انتقال دهد.