کانن در سال ۲۰۱۶ پتنت‌های بیشتری نسبت به اپل و گوگل ثبت کرده است

همگی می‌دانیم که اپل، گوگل و اینتل از خلاق‌ترین کمپانی‌های حال حاضر هستند که روزانه ده‌ها اختراع را به نام خود ثبت می‌کنند. معمولاً هر سال این سه کمپانی بیشترین تعداد پتنت را در دنیا به ثبت می‌رسانند. اما روز گذشته خبر جالبی در رسانه‌های پوشش‌دهنده اخبار تکنولوژی منتشر شد که تا حد زیادی غیر منتظره بود. امسال کانن موفق شده است یک شگفتی بزرگ را خلق کند. این غول اپتیک ژاپنی توانسته رتبه سوم از حیث تعداد پتنت ثبت ‌شده در سال ۲۰۱۶ را در کشور آمریکا به خود اختصاص دهد.

در گزارش‌های رسمی منتشر شده آمده است که شرکت کانن در سال ۲۰۱۶ موفق به ثبت ۳۶۶۵ حق اختراع شده و پس از IBM و سامسونگ در رتبه سوم جای گرفته است. جالب است بدانید که گوگل، اینتل، ال‌جی و مایکروسافت به ترتیب رتبه‌های پنجم تا هشتم را در این رده‌بندی به خود اختصاص داده‌اند. اپل نیز با ثبت بیش از ۲۰۰۰ پتنت در رتبه یازدهم قرار گرفته است.

Seymour Leibman یکی از مدیران ارشد کانن و معاون امور اجرایی این کمپانی در ایالات متحده این دستاورد را بسیار موفقیت‌آمیز دانسته و در مورد آن این‌گونه اظهار داشته است: «یکی از حیاتی‌ترین اقداماتی که یک کمپانی خلاق و نوآور برای ساخت یک محصول کاربرپسند بایستی انجام دهد، سیر پروسه تحقیق و توسعه است. ثبت بیش از ۳۶۰۰ حق اختراع در یک سال و تنها در خاک آمریکا نشان‌دهنده آن است که کانن برنامه بلندمدتی برای توسعه و ساخت محصولات جذاب و کارآمد در آینده دارد و ثبت پتنت اولین قدم محکم در این راستا است.»

جالب توجه است بدانید که کانن برای ۳۱‌مین سال متوالی است که در بین ۵ شرکت برتر از حیث تعداد پتنت‌های ثبت شده قرار می‌گیرد. در ضمن ۱۲ سال است که این شرکت، بیش از هر کمپانی ژاپنی دیگر در خاک آمریکا پتنت به ثبت می‌رساند.

شاید به این مطلب نیز علاقه‌مند باشید: تاریخچه‌ای از کانن؛ بزرگ‌ترین سازنده‌ی دوربین‌های عکاسی

Azden؛ بیش از ۶۰ سال سابقه درخشان در ساخت تجهیزات صدابرداری

نمی‌دانم این باور در ذهن شما هم شکل گرفته است یا خیر، ولی بسیاری از افراد از جمله نگارنده این مطلب با صرف دانستن ژاپنی بودن یک برند یا محصول، تا حد زیادی به آن اعتماد می‌کنند. کیفیت مثال‌زدنی، مهندسی ناب، دقت بالا در ساخت و دوام بالای محصولات ساخت ژاپن سبب شده تا چنین ذهنیتی برای بسیاری از مردمان دنیا شکل بگیرد. جدا از آنکه در زمینه طراحی و ساخت محصولات عکاسی و فیلم‌برداری، شرکت‌های ژاپنی از پیشتازان این حوزه بشمار می‌روند و نقش آن‌ها در جایگاه امروزی این شاخه انکار نشدنی است، اثرگذاری دستاوردها و خدمات این مردمان سخت‌کوش و باهوش در تقریباً تمام شاخه‌های صنعت نیز به وضوح احساس می‌شود. بااین‌وجود امروز نمی‌خواهیم از یک حوزه‌ی غیر مرتبط با فعالیت خودمان صحبت کنیم، بلکه قصد معرفی یک برند در حوزه‌ای را داریم که با عکاسی و فیلم‌برداری عجین شده و به نوعی جداناشدنی است؛ یعنی صدابرداری.

برندهای بزرگ و معتبری در دنیا وجود دارند که به ساخت محصولات حرفه‌ای صدابرداری مشغول هستند. از Sennheiser و Shure و Zoom گرفته تا Rode، AudioTechnica و AKG. اما در این میان نامی وجود دارد که در کشور ما کم‌تر شنیده شده ولی موفقیت‌های قابل توجهی در بازار بین‌المللی را به دست آورده است؛ یک برند ژاپنی با محصولاتی خوش‌ساخت و باکیفیت به نام Azden. این شرکت در سال ۱۹۵۲ در توکیو تأسیس شد و اکنون بیش از ۶۴ سال از فعالیت آن می‌گذرد. چشم‌انداز و هدف اصلی بنیان‌گذاران این کمپانی، ساخت تجهیزات صدابرداری حرفه‌ای با قیمت مقرون‌به‌‌صرفه بود که اکنون تا حد زیادی به آن دست‌یافته‌اند.

اگر مدت‌زمان فعالیت Azden را با سابقه کمپانی‌های Rode، AudioTechnica و یا Sennheiser مقایسه کنیم، با در نظر گرفتن ژاپنی بودن این برند درخواهیم یافت که تجربیات Azden هم‌سطح بزرگان این صنعت خواهد بود. Azden اکنون بیش از ۳۰ سال است که در شهر شیکاگوی آمریکا دفتر خود را تأسیس نموده و توانسته بخشی از بازار قاره آمریکا را به خود اختصاص دهد. این شرکت در شروع کار خود برای بسیاری از برندهای صدابرداری معتبر آن زمان اقدام به طراحی و ساخت محصول می‌‌نمود ولی اکنون حدود ۲۰ سالی می‌شود که تجهیزات صدابرداری و ارتباطات بی‌سیم با برند خود Azden به بازار ژاپن و دیگر کشورها راه یافته است.

هرچند که تاکنون محصولات متنوعی از این برند طراحی و ساخته شده است ولی بسیاری از افراد، Azden را بیشتر به خاطر ساخت میکروفون‌ها و سیستم‌های صدابرداری بی‌سیم حرفه‌ای آن می‌شناسند. مطمئناً اگر کیفیت و کارایی محصولات این شرکت را با قیمت پرداختی برای آن‌ها مقایسه کنیم، به ارزش خرید بالای آن‌ها پی خواهیم برد. افتخارات و جوایز اعطاء شده به این کمپانی – چه در زمانی که به عنوان یک OEM Manufacturer فعالیت می‌نمود و چه حال که برند شخصی خود را دارد – نشان‌دهنده موفقیت Azden در این عرصه است.

برای مثال میکروفون SMX-30 از این کمپانی به عنوان برترین میکروفون سال ۲۰۱۶ از نگاه مجله معتبر VideoMaker انتخاب شده است.

شاید به این مطلب نیز علاقه‌مند باشید: میکروفون‌های اکسترنال؛ یک ابزار ضروری در فیلم‌برداری با DSLR‌ها

تاریخچه‌ای از کانن؛ بزرگ‌ترین سازنده‌ی دوربین‌های عکاسی

کانن یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای الکترونیک در جهان به شمار می‌رود. اگر کسی به دنبال خرید یک دوربین جدید باشد، شانس زیادی وجود دارد که دوربین مورد نظرش را در بین محصولات کانن بیابد. ولی محصولات این غول صنعتی تنها به دوربین‌های عکاسی محدود نمی‌شوند.

کانن در حال حاضر محصولاتی مانند دوربین‌های عکاسی دیجیتال حرفه‌ای و خانگی، دوربین‌های فیلم‌برداری خانگی، دوربین‌های فیلم‌برداری سینمایی، انواع لنزها، استپرها، پرینتر، دستگاه‌های فتوکپی، چاپگرهای تجاری و صنعتی و لوازم پزشکی را تولید می‌کند.

کانن نیز مانند نیکون کار خود را از توکیو آغاز کرد. این کمپانی در سال 1933 با نام “لابراتوار لوازم اپتیکال دقیق” تأسیس شد. باوجوداینکه این نام خیلی بزرگ و شیک به نظر می‌رسد، درواقع یک کارگاه در گوشه‌ای از توکیو بود که توسط Goro Yoshida گردانده می‌شد.

شاید به این مطلب نیز علاقه‌مند باشید: نیکون در آستانه‌ی صد سالگی: نگاهی به تاریخچه‌ی این کمپانی عظیم ژاپنی

Yoshida به‌شدت مجذوب مهندسی دقیق دوربین‌های آلمانی مانند Leica و Contax شده بود، ولی قیمت بسیار بالای آن‌ها را درک نمی‌کرد. او یک دوربین Leica 35mm را دِمونتاژ کرد و به این نتیجه رسید که هیچ چیزی درونش نیست که قیمت بالایش را توجیه کند. بنابراین تصمیم گرفت نسخه‌‌ای کپی‌شده از دوربین Leica را بسازد و در سال 1934 موفق شد اولین دوربین با شاتر سطح کانونی یا Focal Plane ژاپنی را به نمایش بگذارد.

Yoshida نام یکی از الهه‌های بودایی به نام Kwanon را بر روی اولین دوربین خود گذاشت

در حال حاضر کارگاهی که Yoshida در آن دوربین‌های Leica را کپی می‌کرد تبدیل به یک کمپانی چندملیتی غول‌آسا شده است که بیش از هر کمپانی دیگری دوربین می‌فروشد و اگر محبوب‌ترین برند در این صنعت نباشد، بدون شک یکی از محبوب‌ترین‌هاست. ما هم تصمیم گرفتیم تاریخچه‌ی کوتاهی از این کمپانی و وقایع و محصولات مهم آن را مورد بررسی قرار دهیم. با پیکسل همراه باشید.

 

1933

لابراتوار لوازم اپتیکال دقیق در توکیوی ژاپن تأسیس می‌شود.

 

1934

Kwanon، اولین دوربین 35 میلی‌متری با شاتر سطح کانونی ژاپن به نمایش درمی‌آید. Kwanon نام یکی از خدایان بودائی است.

1935

این کمپانی، نام تجاری Canon را ثبت می‌کند.

لوگوی کانن در سال 1935

1936

دوربین 35 میلی‌متری Hansa Canon، مجهز به شاتر سطح کانونی و با نصف قیمت Leica به بازار ارائه می‌شود. لنز استفاده‌شده در این دوربین ساخت Nippon Kogaku Kogyo (نیکون امروزی) بود.

1937

کمپانی Seikikōgaku kenkyūsho یا صنایع اپتیکال دقیق تأسیس شد.

 

1939

با توجه به فروش خوب دوربین‌های عکاسی، کمپانی تصمیم به تولید لنز دوربین گرفت و اولین لنزهای سری Serenar به بازار راه یافتند.

 

1940

اولین دوربین Indrirect X-Ray ژاپن تولید شد.

 

جنگ جهانی دوم

فعالیت‌های کمپانی برای پشتیبانی از ارتش ژاپن گسترش می‌یابد.

 

1945

پس از پایان جنگ و با استفاده از لوازم تولیدشده قبل و هنگام جنگ دوربین J II تولید می‌شود.

1946

دوربین Canon S II به بازار عرضه می‌شود و به‌شدت مورد توجه افسران متفقین که ژاپن را در اشغال داشتند قرار می‌گیرد. به همین دلیل در تعداد بالایی به فروش می‌رسد.

Canon S II در بین نیروهای متفقین به محبوبیت زیادی دست پیدا کرد

1947

نام کمپانی به Canon Camera co. تغییر می‌کند.

 

1949

دوربین criterion II B مقام اول را در نمایشگاه بین‌المللی دوربین سانفرانسیسکو کسب می‌کند.

 

1951

لنز Serenar 50mm f1.8 به تولید می‌رسد. این لنز تقریباً به‌طور کامل هاله‌‌های نور (lens flare) را از بین می‌برد و به دنبال ساخت چنین لنزهایی کانن در دهه‌ی 50 تبدیل به یک پیشرو در صنعت لنز می‌شود.

1952

کانن IVSb، اولین دوربین 35 میلی‌متری جهان با فلاش اسپیدلایت هماهنگ شده با شاتر تولید می‌شود.

 

1955

شعبه‌ی کانن در نیویورک تأسیس می‌شود.

 

1956

Canon 8T، یک دوربین سینمایی 8 میلی‌متری معرفی شد.

 

1959

Canon Flex، اولین دوربین SLR کانن معرفی شد.

اولین دوربین SLR کانن

1961

کانن دوربین‌های عکاسی فراوانی برای حرفه‌ای‌ها داشت، ولی می‌خواست گستره‌ی محصولات خود را به بازار غیرحرفه‌ای نیز گسترش دهند. به همین دلیل مدل Canonet را با فناوری Electronic Eye عرضه کردند که اجازه‌ی نورسنجی خودکار را می‌داد. تا سال 1963 کانن موفق به فروش یک‌میلیون Canonet شد.

1963

کانن توسعه‌ی فیبر نوری را آغاز می‌کند.

 

1964

اولین ماشین‌حساب الکترونیکی 10 دکمه‌ای توسط کانن عرضه می‌شود.

 

1965

کانن با عرضه‌ی Canofax 1000 وارد بازار دستگاه‌های کپی می‌شود.

 

1967

برای اولین بار، درآمد حاصل از صادرات، بیش از 50 درصد درآمد خالص کانن را تشکیل می‌دهد.

 

1969

نام کمپانی به Canon Inc. تغییر می‌کند.

 

1971

کانن F-1، یک اس‌ال‌آر سطح بالا به همراه لنزهای سری FD معرفی می‌شود. رقابت بین نیکون و کانن بر سر ساخت بهترین دوربین اس‌ال‌آر حرفه‌ای شدت می‌یابد. درحالی‌که نیکون در بین خبرنگاران محبوبیت زیادی داشت، کانن بیشتر بر روی عکاسی طبیعت تمرکز می‌کند.

از ابتدای دهه‌ی 70 رقابت بین نیکون و کانن برای ساخت بهترین SLR شدت گرفت

1974

کامپیوترهای اداری Canonac 100 و Canonac 500 معرفی شدند.

 

1975

کانن موفق به توسعه‌ی یک پرینتر لیزری می‌شود.

 

1976

در این سال AE-1 تولید شد. این مدل اولین دوربین مجهز به میکرو کامپیوتر بود و کنترل خودکار نوردهی در آن باعث شده بود غیرحرفه‌ای‌ها هم بتوانند مانند حرفه‌ای‌ها عکس‌های خوبی بگیرند. با عرضه‌ی این دوربین کانن موفق شد طی چند سال بازار دوربین‌های آماتور را در دست بگیرد.

AE-1 به شهرتی رویایی دست پیدا کرد و در بین عکاسان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای از محبوبیت زیادی برخوردار بود

1979

کانن مدل AF35M را معرفی می‌کند. این دوربین کامپکت تمام اتوماتیک به فوکوس خودکار نیز مجهز شده بود. در این سال‌ها کانن سعی در آسان‌تر کردن عکاسی داشت تا بتواند بازار مصرف‌کنندگان خانگی را در دست بگیرد. درحالی‌که سایر سازندگان بر روی عکاسان حرفه‌ای تمرکز کرده بودند، کانن کم‌کم بازار دوربین‌های خانگی را تسخیر کرد.

 

1983

کانن اولین دوربین از سری T را با نام T50 عرضه کرد. این مدل یک دوربین اس‌ال‌آر حرفه‌ای با امکانات پیشرفته‌ای مانند نوردهی خودکار بود. بعلاوه دارای موتوری برای جلو بردن فیلم بود و می‌توانست با سرعت 1.4 فریم بر ثانیه به‌صورت پیاپی عکاسی کند.

1987

دوربین EOS650 در کنار لنزهای سری EF معرفی شد. این دوربین به فوکوس خودکار مجهز شده بود و کانن را در مسیر استفاده از تکنولوژی‌های جدید در دوربین‌های اس‌ال‌آر قرار داد.

1989

دوربین EOS-1 با فوکوس خودکار و طراحی انقلابی معرفی شد. تا آن زمان بیشتر دوربین‌ها دارای ظاهری مربعی و با گوشه‌های تیز بودند، ولی کانن تصمیم گرفت از قوس‌ها و گوشه‌های نرم در طراحی این دوربین استفاده کند. نوآوری‌های به کار گرفته‌شده در طراحی این مدل هنوز هم در دوربین‌های کانن مورد استفاده قرار می‌گیرند.

1992

کانن مدل اس‌ال‌آر EOS 5 را معرفی کرد. این دوربین به اولین سیستم فوکوس کنترل‌شده با چشم مجهز شده بود. این دوربین دارای 5 نقطه‌ی فوکوس بود که می‌توانستید با نگاه کردن به آن‌ها از درون منظره‌یاب آن‌ها انتخابشان کنید! این دوربین در ایالات‌متحده با نام EOS A2 فروخته می‌شد.

1993

کانن و IBM اولین کامپیوتر نوت‌بوک شخصی با پرینتر داخلی را می‌سازند.

 

1993

مدل (REBEL XS (EOS 500 پایه‌گذار سری Rebel از دوربین‌های اس‌ال‌آر کانن شد. این مدل‌ها دوربین‌های SLR را وارد دنیای عکاسی مبتدی کردند.

 

1994

تعداد پرینترهای فروخته‌شده از سری Inkjet از مرز 10 میلیون عبور می‌کند.

 

1995

EOS DCS 3، اولین دوربین دیجیتال کانن با همکاری کداک تولید می‌شود. این دوربین بیشتر برای علاقه‌مندان به عکاسی طراحی شده بود و نه حرفه‌ای‌ها.

 

1995

کانن لنز EF75-300mm f/4-5.6 USM، اولین لنز دوربین مجهز به لرزش‌گیر را معرفی کرد.

 

1996

اولین دوربین سری ELPH/IXUS با زوم 2 برابری معرفی شد. این دوربین از Advanced Photo System پشتیبانی می‌کرد که به‌صورت مشترک با کداک، فوجی، مینولتا و نیکون توسعه‌یافته بود. این سیستم جلوی جایگذاری اشتباه فیلم را می‌گرفت.

با استفاده از سیستم APS امکان جایگذاری اشتباه فیلم از بین رفت

1997

کانن با عرضه‌ی دوربین MV1 وارد دنیای دوربین‌های فیلم‌برداری دیجیتال می‌شود.

 

1998

مدل اس‌ال‌آر EOS-3 با سیستم فوکوس 45‌نقطه‌ای برای بازار حرفه‌ای عرضه شد.

2000

مدل PowerShot S100 DIGITAL ELPH، اولین دوربین دیجیتال کامپکت کانن به بازار عرضه شد.

 

2000

دوربین دیجیتال اس‌ال‌آر D30 با سنسور 3.2 مگاپیکسلی CMOS به بازار ارائه شد. این مدل را می‌توان اولین دوربین دیجیتال prosumer به‌حساب آورد و کانن توانست با درآمد حاصل از فروش آن دوربین‌های دیجیتال خود را گسترش دهد و برای چند سال یکه‌تاز دنیای عکاسی دیجیتال شود.

2001

کانن اولین محصولات Camera Direct را عرضه کرد که اجازه می‌دادند عکس‌ها را به‌صورت مستقیم با استفاده از پرینترهای Inkjet چاپ کنید.

 

2002

کانن مدل حرفه‌ای EOS-1Ds را با سنسور 35 میلی‌متری 11.1 مگاپیکسلی عرضه کرد. به لطف استفاده از سنسور فول‌فریم این دوربین با تمامی لنزهای EF سازگار بود و توانست برای چند سال توازن بازار دوربین‌های حرفه‌ای را به نفع کانن تغییر دهد.

2003

کانن EOS 300D، یک DSLR کوچک به بازار معرفی شد.

 

2007

مدل EOS-1Ds Mark III با سنسور فول‌فریم 21.1 مگاپیکسلی CMOS و حداکثر سرعت عکاسی پیاپی 5 فریم بر ثانیه معرفی شد.

 

2008

EOS 5D Mark II، اولین دوربین فول‌فریم DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD به بازار عرضه شد.

5D Mark II اولین دوربین DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD بود و حتی در برخی از تولیدات سینمایی نیز مورد استفاده قرار گرفت

2009

کانن EOS 7D با قابلیت فیلم‌برداری Full HD و عکاسی پیاپی 8 فریم بر ثانیه معرفی شد. این دوربین به دلیل قیمت مناسب و قابلیت‌های مشابه انواع حرفه‌ای در بین فیلم‌سازان مستقل و عکاسان نیمه‌حرفه‌ای محبوبیت زیادی پیدا کرد.

 

2011

کانن با ارائه‌ی سری Cinema EOS وارد بازار دوربین‌های سینمایی می‌شود.

 

2012

مدل EOS-1D X به بازار عرضه شد. این دوربین دارای سرعتی بسیار بالا بود و برای عکاسی ورزشی طراحی شده بود و به شکل وسیعی در المپیک 2012 مورد استفاده قرار گرفت.

2012

سری بدون‌آینه‌ی EOS M به بازار معرفی شد.

 

2013

کانن EOS 70D با سیستم فوکوس Dual Pixel به بازار عرضه شد. این سیستم فوکوس به‌خصوص در بین فیلم‌سازان مستقل محبوبیت زیادی پیدا کرد.

 

2014

با افزایش کیفیت دوربین گوشی‌های هوشمند، فروش دوربین‌های کامپکت با کاهش زیادی روبرو شد. به همین دلیل کانن اولین مدل کامپکت خود با سنسور یک اینچی به نام PowerShot G7 X را عرضه کرد که به فروش خوبی هم دست پیدا کرد.

2015

کانن مدل‌های EOS 5Ds و EOS 5Ds R را به بازار عرضه کرد. این دوربین‌ها دارای رزولوشن 50.6 مگاپیکسل هستند که هنوز هم بالاترین در بین دوربین‌های فول‌فریم به‌حساب می‌آید.

5Ds و 5Ds R همچنان بیشترین رزولوشن را در بین دوربین‌های فول‌فریم دارند.

2016

گسترش محبوبیت گوشی‌های هوشمند و بهبود قابل‌توجه کیفیت عکاسی این دستگاه‌ها، کمپانی‌های دوربین‌ساز را به‌شدت تحت فشار گذاشته است. کانن نیز در این زمینه مستثنا نبوده و با کاهش فروش زیادی در بخش دوربین‌های کامپکت روبرو شده است. ولی این کمپانی همچنان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده‌ی دوربین‌های عکاسی است و توانست در سال 2016 نیز سهم خود را از بازار دوربین‌های DSLR افزایش دهد. درحالی‌که فروش دوربین‌های DSLR با کاهش 7 درصدی در سال 2016 مواجه بود، فروش DSLR های کانن دچار افت نشد.

بااین‌حال کاهش فروش دوربین‌های کامپکت و افزایش ارزش یِن ژاپن موجب شدند که این کمپانی در سال 2016 با کاهش سود روبرو شود.

دوربین‌ها و لنزهای کانن در المپیک 2016

این کمپانی در سال 2016 مدل‌های جدید EOS M5، EOS 5D Mark IV، EOS 1300D، EOS 80D، G7 X Mark II و مدل پرچم‌دار 1D X Mark II را معرفی کرد. دوربین‌های سطح بالای این کمپانی مانند 1D X Mark II، 7D Mark II و 5Ds به‌صورت وسیعی در المپیک 2016 مورد استفاده قرار گرفتند.

نیکون در آستانه‌ی صد سالگی: نگاهی به تاریخچه‌ی این کمپانی عظیم ژاپنی

معمولاً وقتی سخن از دوربین‌های عکاسی به میان می‌آید، نیکون یکی از اولین نام‌هایی است که در ذهن افراد تداعی می‌شود. این کمپانی پرآوازه در سال 2017، صدمین سالگرد تاسیس‌اش را جشن می‌گیرد و در حالی 100 ساله می‌شود که همچنان از موثرترین و قدرتمندترین کمپانی‌ها در زمینه‌ی اپتیک و تصویربرداری به حساب می‌آید.

این کمپانی در سال 1917 و از به هم پیوستن سه کمپانی اپتیک ژاپنی شکل گرفت و Nippon Kogaku K.K نام داشت. مرکز مدیریت این کمپانی در توکیو قرار داشت و خیلی زود به خاطر کیفیت بالای لنزهایشان به شهرت رسیدند. این کمپانی سال‌های اولیه‌ی عمر خود را صرف ساخت انواع میکروسکوپ، دوربین‌های دوچشمی و تلسکوپ‌ها کرد و حتی لنزهای اولین دوربین‌های کانن نیز ساخت این کمپانی بودند.

اولین لوگوی نیکون

در حال حاضر نیکون یک امپراتوری صنعتی چندملیتی است که محصولاتی مانند دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای و خانگی، تجهیزات اندازه‌گیری دقیق، لنز دوربین، میکروسکوپ، تجهیزات پزشکی، دوربین‌های دوچشمی، دوربین‌های نظامی و استپرهای فوتولیتوگرافی را تولید می‌کند.

نیکون که از معروف‌ترین برندهای دوربین در جهان است، همواره به خاطر کیفیت ساخت بالا و پاسخگویی به نیازهای مشتریان شناخته می‌شود و این اصول را همواره‌ سرلوحه‌ی کارش قرار داده‌ است. ما هم تصمیم گرفتیم تاریخچه‌ی کوتاهی از این کمپانی که در آساتانه 100 سالگی‌اش قرار دارد را از ابتدای تأسیس تاکنون در اختیار مخاطبین پیکسل قرار دهیم. در ادامه با ما همراه باشید تا مهم‌ترین وقایع و محصولات در تاریخ این کمپانی را به‌صورت خلاصه مرور کنیم:

 

1917

کمپانی Nippon Kogaku K.K از ترکیب سه سازنده‌ی ژاپنی و به مرکزیت توکیو به وجود آمد.

 

1918

ساخت کارخانه‌ی Oi Dai-ichi به پایان می‌رسد و تحقیقات و توسعه در زمینه‌ی تولید شیشه‌های اپتیکال آغاز می‌شود.

 

1921

اولین دوربین‌های دوچشمی نیکون ساخته می‌شوند.

 

1925

اولین میکروسکوپ نیکون، با نام JOICO به بازار راه پیدا می‌کند.

1931

نیکون اولین تلسکوپ خود را در موزه‌ی علوم توکیو نصب می‌کند. این تلسکوپ که در زمان ساختش بزرگ‌ترین قطر را در جهان داشت تا سال 2005 نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 

1932

نام Nikkor برای لنزهای دوربین کمپانی انتخاب و ثبت می‌شود.

 

جنگ جهانی دوم

با شروع جنگ جهانی دوم فعالیت‌های این کمپانی برای ساخت تجهیزات اپتیکال نظامی گسترش می‌یابد و به 30 خط تولید با 2000 کارمند می‌رسد.

 

1945

با پایان جنگ جهانی دوم، تمرکز کمپانی دوباره به سمت تولید دوربین، میکروسکوپ، دوربین‌های دوچشمی و تجهیزات اندازه‌گیری دقیق سوق پیدا می‌کند.

 

1946

نام Nikon برای ساخت دوربین‌های عکاسی کوچک به ثبت می‌رسد.

 

1948

اولین دوربین عکاسی نیکون به نام Nikon we به بازار ارائه می‌شود.

اولین دوربین Nippon Kogaku K.K ابتدا با نام Nikon معرفی شد، ولی برای این که بتوانند از این نام برای محصولات بعدی نیز استفاده کنند آن را به Nikon 1 تغییر دادند

1949

سهام کمپانی در بورس‌های توکیو و اوزاکا برای فروش ارائه می‌شود.

 

1954

اولین میکروسکوپ Stereoscopic نیکون به بازار ارائه می‌شود. این میکروسکوپ تنها مدل ساخته‌شده در ژاپن بود که از فنّاوری three-step variator استفاده می‌کرد. به‌این‌ترتیب فوکوس در اثر زوم دچار تغییر نمی‌شد.

 

1955

اولین میکروسکوپ Phase Contrast نیکون ساخته می‌شود که اجازه‌ی مشاهده‌ی سلول‌ها و باکتری‌های بدون رنگ را می‌داد.

 

1959

نیکون مدل F به بازار ارائه می‌شود. این مدل اولین دوربین نیکون بود که به‌صورت وسیعی به فروش رسید و با وقوع جنگ ویتنام در دهه‌ی 60 در بین عکاسان خبری به شهرتی رؤیایی رسید. نیکون F یک دوربین SLR با قابلیت تعویض لنز بود.

نیکون F در دهه‌ی 60 میلادی به شهرتی رویایی دست پیدا کرد

1963

دوربین NIKONOS، به‌عنوان دوربینی برای تمامی شرایط آب و هوایی به بازار ارائه شد. این دوربین در مقابل فشار، آب و خوردگی مقاوم بود.

1968

شعبه‌ی اروپایی نیکون در شهر آمستردام تأسیس شد.

 

1980

دوربین SLR نیکون F3 به بازار معرفی می‌شود. این دوربین به حالت تقدم دیافراگم الکترونیکی مجهز شده بود. طراحی آن توسط طراح ایتالیایی Giugiaro انجام گرفته بود و تأثیر زیادی بر دوربین‌های بعد از خودش گذاشت.

1981

شعبه‌ی نیکون در ایالات‌متحده تأسیس شد.

 

1983

دوربین کامپکت L35AF به بازار معرفی شد. این مدل اولین دوربین کامپکت نیکون به حساب می‌آید و به فوکوس خودکار مجهز شده بود و در ایالات‌متحده با نام One-touch شناخته می‌شد.

 

1986

مدل SLR نیکون F-501 به بازار ارائه شد. این مدل اولین دوربین SLR نیکون بود که از فوکوس خودکار بهره می‌گرفت.

نیکون F-501 با قابلیت فوکوس خودکار

1988

نام کمپانی به Nikon Corporation تغییر داده شد.

لوگوی نیکون در سال 1988

1995

در این سال دوربین‌های عکاسی دیجیتال E2 و E2s با همکاری فوجی به بازار ارائه می‌شوند، این دوربین‌های SLR از لنزهای سری F پشتیبانی می‌کردند.

 

1997

دوربین‌های دیجیتال CoolPix 100 و CoolPix 300 به بازار ارائه می‌شوند. این دو دوربین اولین مدل‌های کامپکت دیجیتال نیکون بودند.

1999

دوربین دیجیتال اس‌ال‌آر D1 به بازار ارائه می‌شود. این دوربین کیفیت عکاسی عالی را با عملکردی سریع ترکیب می‌کرد و به‌نوعی اولین دوربین دیجیتال حرفه‌ای با قیمت قابل‌قبول به‌حساب می‌آمد. D1 خیلی سریع به دوربین موردعلاقه‌ی خبرنگاران تبدیل شد و موجب محبوبیت دوربین‌های DSLR گردید.

2003

نیکون لوگوی جدیدش را معرفی می‌کند.

2004

مدل SLR نیکون F6 به بازار معرفی شد. این دوربین توانایی‌های دوربین‌های سری F نیکون را با قابلیت‌های پیشرفته‌ی جدید ترکیب کرد.

 

2007

نیکون در چند سال ابتدایی قرن 21، در زمینه‌ی دوربین‌های دیجیتال از کانن عقب افتاده بود و با عرضه‌ی مدل D3 توانست دوباره توازن را برقرار کند. این دوربین دارای حداکثر ایزوی 6400 بود و از سیستم فوکوس 51 نقطه‌ای بهره می‌گرفت. بد نیست بدانید D3 اولین دوربین DSLR فول‌فریم نیکون نیز به‌حساب می‌آید.

مدل D3 دوباره نیکون را به صحنه‌ی رقابت بازگرداند

2010

نیکون D3S و D3X و لنزهای NIKKOR به‌صورت رسمی در ایستگاه فضایی بین‌المللی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

2011

با معرفی مدل‌های 1 J1 و V1، نیکون وارد بازار دوربین‌های بدون آینه با لنز قابل تعویض می‌شود.

 

2012

مدل پرچم‌دار D4 به بازار ارائه می‌شود. این دوربین دارای عملکردی عالی در نور کم بود و سرعت بسیار بالایی داشت و برای برآورده کردن نیاز عکاسان ورزشی طراحی شده بود.

 

2013

مدل کامپکت CoolPix A با سنسور DX به بازار ارائه می‌شود. این دوربین اولین مدل کامپکت نیکون با سنسور DX بود.

CoolPix A، اولین دوربین کامپکت نیکون با سنسور DX

2013

نیکون 1 AW1، اولین دوربین ضدآب و ضد شوک جهان با لنز قابل تعویض به بازار ارائه شد.

 

2015

موزه‌ی نیکون تأسیس شد.

موزه‌ی نیکون

2016

نیکون در سال 2016 محصولات برجسته‌ی زیادی را به بازار ارائه کرد. طبق رسم همیشگی در سال برگزاری المپیک، پرچم‌دار جدید خود، D5 را رونمایی کردند. دوربین مبتدی D3400 به بازار ارائه شد و سری اکشن KeyMission با سه مدل مختلف معرفی شدند. مدل D500 نیز در بازار دوربین‌های کراپ طوفانی را به راه انداخت.

2016 برای نیکون سال خوبی بود. دوربین‌های این کمپانی مانند D3300، D5500 و D7200 در گروه قیمتی خود بهترین‌ها بودند و بیشتر منابع معتبر، خرید آن‌ها را توصیه کردند. بعلاوه مدل D500 توانست در سایت DPreview به دو عنوان “دوربین سطح بالای سال” و “محصول سال” دست پیدا کند.

نیکون D500 توانست عنوان “محصول برگزیده‌ی سال” سایت DPreview را کسب کند

در رده‌بندی سایت DxoMark نیز نیکون D810 همچنان پس از سونی a7R II در رده‌ی دوم قرار دارد و حتی محصولات جدیدتر کانن و پنتاکس نیز نتوانستند بر روی جایگاه آن تأثیری بگذارند.

افزایش فروش گوشی‌های هوشمند و بهتر شدن کیفیت دوربین این دستگاه‌ها کمپانی‌های سازنده‌ی دوربین را به‌شدت تحت‌فشار گذاشته است. بااین‌حال نیکون سال مالی موفقی را پشت سر گذاشت و با وجود کاهش فروش، شاهد افزایش 54 درصدی سود و افزایش 23.8 درصدی در درآمد عملیاتی بود.

قیمت سهام این کمپانی نیز افزایش ثابتی را تجربه کرد. پیش‌بینی‌های مالی نشان می‌دهند که نیکون در سه‌ماهه‌ی اول 2017 نیز با قدرت به کار خود ادامه خواهد داد، هرچند که بازار دوربین‌های دیجیتال همچنان در حال کوچک‌تر شدن است.

هر آنچه که باید در مورد نورسنج‌ بدانید

اولین و ابتدایی‌ترین پیش‌نیاز ثبت یک عکس زیبا، شناخت نور و کنترل آن است. مهم نیست چقدر خلاقیت به خرج می‌دهید، ابتدا باید از نظر فنی بر عکاسی احاطه پیدا کنید و اولین قدم درک نوردهی صحیح و کار با ابزارهای نورسنجی است. به همین دلیل در این مطلب قصد داریم چرایی و چگونگی استفاده از نورسنج‌ها را مورد بحث قرار دهیم.

در این مطلب می‌خواهیم بیشتر در مورد نورسنج‌های دستی یا Handheld توضیح دهیم. البته تقریباً همه‌ی دوربین‌های امروزی دارای نورسنج داخلی هستند، ولی ما قصد داریم در مورد مزایای نورسنج‌های دستی یا Handheld نسبت به انواع داخلی دوربین‌ها و کاربردهای آن‌ها بحث کنیم.

نورسنج چیست؟

اولین قدم آن است که بدانیم نورسنج چیست. نورسنج دستی یا Handheld دستگاهی است که از یک فوتوسل برای اندازه‌گیری شدت نور استفاده می‌کند. این دستگاه‌ها پس از اندازه‌گیری شدت نور قادر هستند یکی از فاکتورهای مثلث نوردهی را به کاربر اعلام کنند. یعنی کاربر ایزوی مورداستفاده‌اش را وارد دستگاه می‌کند، سپس در صورت تعیین سرعت شاتر، خروجی دستگاه دیافراگم مناسب و در صورت تعیین دیافراگم، خروجی دستگاه سرعت شاتر مناسب خواهد بود.

به‌این‌ترتیب قادر خواهید بود دوربین خود را بر روی نوردهی مناسب تنظیم کنید. البته به‌طورکلی نورسنج‌ها به دو صورت مستقیم و انعکاسی نور را اندازه‌گیری می‌کنند که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

شاید به این مطلب نیز علاقه داشته باشید: نورسنجی و اصلاح دقیق تراز سفیدی با کارت‌های خاکستری

نورسنجی مستقیم و نورسنجی انعکاسی

همان‌طور که گفته شد، نورسنج‌ها به دو روش مختلف می‌توانند نور را اندازه‌گیری کنند، روش اول به نام نورسنجی مستقیم یا Incident Metering شناخته می‌شود. در این روش نورسنج میزان نوری را که بر روی سوژه تابانده می‌شود می‌سنجد. این روش در کل بسیار دقیق است، زیرا سطوح براق و با تیرگی یا روشنی زیاد نمی‌توانند آن را دچار خطا کنند. ولی برای نورسنجی سوژه‌های در حال حرکت یا با فاصله‌ی زیاد کاربردی نیست.

روش دوم به نام نورسنجی انعکاسی یا Reflective Metering شناخته می‌شود. نورسنجی انعکاسی روشی است که نورسنج دوربین‌ها نیز از آن استفاده می‌کنند. در این روش، نورسنج میزان نور منعکس‌شده از سوژه را اندازه‌گیری می‌کند. نورسنج دوربین‌های دیجیتال دارای چند روش مختلف برای اندازه‌گیری نور به روش انعکاسی هستند؛ روش‌هایی مانند Evaluative، Zone Metering یا Spot Metering. مزیت این روش نورسنجی در این است که نیازی به نزدیک شدن به سوژه ندارید، ولی تحت تأثیر کنتراست، سطوح براق، نور تابانده شده از پشت سوژه و … دچار خطای زیادی می‌شوند.

نورسنج‌های دستی یا Handheld که قادر به انجام نورسنجی انعکاسی هستند نیز از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند. عمومی‌ترین روش چیزی شبیه به Evaluative یا Matrix Metering است که در دوربین‌ها دیده می‌شود. در این روش نورسنج، نور منعکس‌شده از حدود 30 تا 40 درجه از منظره را اندازه‌گیری کرده و متوسط آن را محاسبه می‌کند. در این روش همان‌طور که اشاره شد امکان خطا زیاد است.

Spot Metering زیرشاخه‌ای از نورسنجی انعکاسی است که در آن تنها نور بخش کوچکی از تصویر (بین 1 یا 3درجه) اندازه‌گیری می‌شود. به‌این‌ترتیب کاربر خواهد توانست نور منعکس‌شده از هر قسمت منظره یا سوژه را به‌دقت اندازه‌گیری کند و روشنایی یا تاریکی سایر قسمت‌های تصویر بر روی آن تأثیری نخواهند داشت.

Spot Metering به‌خصوص برای عکاسی از مناظر پرکنتراست بسیار کاربردی است. با استفاده از یک کارت خاکستری 18درصد می‌توان دقت آن را افزایش هم داد. بسیاری از نورسنج‌ها را می‌توانید به نورسنج Spot Metering نیز مجهز کنید، ولی امروزه بیشتر نورسنج‌های حرفه‌ای قادر هستند این نوع نورسنجی را نیز انجام دهند. به‌طور مثال Sekonic L-758Cine DigitalMaster یک نورسنج حرفه‌ای است که یک اسپات‌متر 1درجه نیز دارد.

انواع دیگری از نورسنج‌ها نیز وجود دارند که می‌توانند نور فلاش را بسنجند و با نام فلاش‌متر شناخته می‌شوند. سنجش نور فلاش کمی با سنجش نور محیط متفاوت است، زیرا مدت‌زمان تابش نور فلاش‌ها بسیار کم است و گاهی اوقات تنها در حد 1/1000 ثانیه می‌باشد. به همین دلیل برخی از نورسنج‌ها قادر هستند فلاش را به کار بیندازند و به روش مستقیم نور آن را بسنجند. در چنین حالتی تنها ایزو و سرعت شاتر به نورسنج داده می‌شود و خروجی نورسنج، دیافراگم مناسب خواهد بود.

البته اکثر نورسنج‌های جدید حالت‌هایی نیز برای فلاش‌متری دارند. حتی نورسنج‌های ارزان‌قیمت و سبکی مانند Sekonic L-308S Flashmate نیز می‌توانند با استفاده از کابل PC یا به‌صورت بی‌سیم به فلاش‌ها متصل شوند و نور آن‌ها را اندازه‌گیری کنند. این مدل به‌خصوص بسیار جالب است، زیرا نه‌تنها نورسنجی مستقیم محیطی انجام می‌دهد، بلکه یک فلاش‌متر هم هست و می‌توان کلاهک آن را به‌صورت کشویی جابجا کرد و از آن برای نورسنجی انعکاسی نیز استفاده نمود.

در نهایت بد نیست اشاره‌ای به نورسنج‌های سینمایی داشته باشیم. یکی از فرق‌های اصلی این نوع نورسنج‌ها این است که می‌توان با آن‌ها فاکتور فریم بر ثانیه نیز تعیین کرد. نورسنج‌هایی مانند Sekonic L-758Cine DigitalMaster که به آن اشاره کردیم قابلیت استفاده به‌عنوان نورسنج سینمایی را نیز دارند.

در کل کمپانی Sekonic از پرسابقه‌ترین کمپانی‌ها در زمینه‌ی ساخت نورسنج به شمار می‌رود و تنوع زیادی از نورسنج‌های مختلف را در اختیار خریداران می‌گذارند. تقریباً به دنبال هر نوع نورسنجی که باشید آن را در بین محصولات Sekonic پیدا خواهید کرد.

 

نورسنج دستی در مقابل نورسنج داخلی دوربین

دوربین‌های دیجیتال جدید دارای تکنولوژی نورسنج داخلی هستند که با دقت مناسبی می‌تواند نوردهی را تعیین کند. به همین دلیل بسیاری از افراد در خصوص کاربردی بودن نورسنج‌های دستی شک دارند. این موضوع در موارد زیادی صحیح است، به‌خصوص اینکه سیستم نورسنجی انعکاسی اکثر دوربین‌ها قادر است این کار را در حالت‌های مختلفی ازجمله Spot Metering انجام دهد.

ولی موارد زیادی وجود دارند که نیاز به یک نورسنج دستی احساس می‌شود. به‌طور مثال نورسنج دوربین قادر به سنجش نور چند فلاش نیست. بعلاوه با استفاده از نورسنج دوربین نمی‌توان نور چند فلاش را نسبت به یکدیگر اندازه‌گیری کرد. بسیاری از نورسنج‌های دستی برای این منظور دارای دو کلاهک کروی و تخت هستند. کلاهک کروی برای نورسنجی عمومی، به‌خصوص پرتره مناسب است، و می‌توان از کلاهک تخت به‌طور مثال برای سنجش مستقیم نور فلاش و مقایسه‌ی آن با نور فلاش دیگر استفاده کرد. این‌ها درواقع مزیت‌های نورسنجی مستقیم نسبت به نورسنجی انعکاسی هستند.

برای مثال می‌توانید در عکس زیر مشاهده کنید که چگونه نورسنج انعکاسی داخل دوربین به خاطر محیط تاریک و رنگ روشن جمجمه دچار خطا شده است:

ولی در این عکس به لطف استفاده از نورسنجی مستقیم، نوردهی به‌صورت صحیح صورت گرفته است. به‌خصوص به شباهت نور تابانده شده بر روی کلاهک با نور روی سوژه دقت کنید:

البته حتی برای نورسنجی انعکاسی نیز دوربین‌ها دارای محدودیت‌هایی هستند. به‌طور مثال نورسنج‌های دستی با قابلیت Spot Metering دارای حافظه داخلی هستند تا بتوانید نورسنجی قسمت‌های مختلف تصویر را ثبت کرده و سپس از آن‌ها میانگین بگیرید. یا می‌توانید با استفاده از حافظه‌ی نورسنج، گستره‌ی دینامیکی مناظر را اندازه‌گیری کنید.

ممکن است بسیاری از افراد کار با نورسنج‌های دستی را پیچیده بیابند و به همین دلیل از آن‌ها دوری کنند. ولی نورسنج‌هایی مانند Sekonic Litemaster Pro L-478D نیز وجود دارند که به صفحه‌نمایش لمسی مجهز هستند. به‌این‌ترتیب هر کاربر امروزی می‌تواند خیلی راحت و درست مانند یک گوشی هوشمند با آن کار کند.

 

روش کار با نورسنج‌های Handheld

برای استفاده از نورسنجی مستقیم باید پس از وارد کردن دو فاکتور نوردهی، کلاهک نورسنج را رو به لنز دوربین و جلوی سوژه نگاه دارید تا فاکتور نوردهی سوم را در اختیارتان بگذارد. حتماً توجه داشته باشید که کلاهک را به سمت منبع نور نگه ندارید، بلکه باید رو به لنز دوربین نگاه داشته شود.

اگر بخواهید از این روش برای نورسنجی مناظر استفاده کنید می‌توانید خارج از نور مستقیم آفتاب آن را رو به لنز نگاه دارید و از اطلاعاتی که می‌دهد استفاده کنید، ولی به‌طورکلی برای این کار مناسب نیست.

برای استفاده از Spot Metering باید چشم خود را به چشمی بچسبانید و از نقطه یا نقاط موردنظرتان نورسنجی کنید. می‌توانید با فشردن دکمه‌ی حافظه هر بار عدد به‌دست‌آمده را به حافظه بسپارید و درنهایت نیز متوسط آن‌ها را با استفاده از خود نورسنج محاسبه کنید.

این روش برای عکاسی از مناظر و ساختمان‌ها ایدئال است، البته می‌توان از آن برای عکاسی پرتره و عکاسی از اشیاء نیز استفاده کرد.

درنهایت می‌توانید نور فلاش را نیز با استفاده از کابل PC یا به‌صورت بی‌سیم اندازه‌گیری کنید. برای این کار فلاش‌های خود را در مکان مناسب تنظیم کنید، سپس کلاهک فلاش‌متر را رو به لنز دوربین و جلوی سوژه قرار دهید. البته می‌توان از فلاش‌متر برای به دست آوردن نسبت نور چند فلاش نیز استفاده کرد. برای این کار معمولاً از کلاهک تخت استفاده می‌شود و نورسنج را رو به هر فلاش نگاه داشته و نور آن را می‌سنجند. با ضبط اعداد به‌دست‌آمده در حافظه می‌توانید نسبت قدرت فلاش‌های خود را به دست آورده و مطابق میل تنظیم‌شان کنید.

RED Helium 8K رکورد DxOMark را جابجا کرد

اگر به عکاسی علاقمند هستید به احتمال زیاد با سایت DxOMark هم آشنایی دارید. این سایت سنسورهای عکاسی و لنزهای مختلف را به صورت علمی مورد بررسی و آزمایش قرار داده و بر اساس متغیرهای مشخصی به آن‌ها امتیاز می‌دهد. طی چند سال اخیر این امتیازات و آزمایشات تبدیل به یکی از مهم‌ترین راهنماها برای خرید دوربین شده‌اند.

شاید بسیاری از افراد تا کنون فکر می‌کردند که DxOMark حداکثر امتیاز را 100 در نظر می‌گیرد، ولی به لطف سنسورهای قدرتمند RED می‌دانیم که این امتیازات می‌توانند از 100 هم عبور کنند و Helium 8K S35، ساخته‌ی کمپانی RED، به تازگی توانسته است به امتیاز 108 دست پیدا کند.

این دوربین در واقع برای سینماتوگرافی طراحی و ساخته شده ولی سنسور آن به قدری خوب است که DxOMark آن را یک غول عکاسی دانسته است. البته توجه داشته باشید که برای به دست آوردن چنین کیفیتی باید قیمتی حدود 50 هزار دلار را بپردازید.

DxOMark می‌نویسد: “Helium 8K یک دستاورد قابل‌توجه برای RED به‌حساب می‌آید. کیفیت تصویر تراز اول، سرعت بالا و پشتیبانی از فرمت RAW 16بیت، آن را به رقیبی قدرتمند برای DSLRهای سطح بالا و حتی دوربین‌های Medium Format تبدیل کرده‌اند، البته برای کسانی که بودجه‌ی خرید آن را داشته باشند.”

تنها سنسور دیگری که توانسته است در آزمایش‌های DxOMark از امتیاز 100 عبور کند مربوط به RED Epic Dragon است. البته هر دو دوربین RED پروتوتایپ هستند، بنابراین جایگاه a7R II در بالای جدول همچنان ایمن است.

ولی این سنسور از هر نظر از سنسور استفاده‌شده در  a7R II قدرتمندتر است. گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ی 15.2EV، عمق رنگ 27.5 بیت و عملکرد فوق‌العاده‌اش در ایزوهای بالا آن‌ را 10 امتیاز بالاتر از a7R II قرار داده‌اند.

جالب این‌که سنسور Helium 8K درواقع از سنسور فول‌فریم کوچک‌تر بوده و بیشتر به ابعاد سنسورهای APS-H عکاسی نزدیک است. بااین‌حال می‌توانید در نمودارهای زیر مشاهده کنید که عملکرد آن از بهترین‌ دوربین‌های فول‌فریم نیز برتر است:

این سنسور در دوربین RED WEAPON 8K مورد استفاده قرار گرفته است و می‌تواند با کیفیت 8K و سرعت 60 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند. یک بار دیگر به این اعداد توجه کنید: 8K با سرعت 60 فریم بر ثانیه، یعنی ثبت 60 عکس 33 مگاپیکسلی در هر ثانیه!

نمودار زیر نیز مقایسه‌ی نسبت سیگنال به نویز Helium 8K S35 و a7R II را به نمایش گذاشته است و می‌توانید ببینید که Helium 8K با فاصله‌ی زیادی بهتر است.

با Reverse Ring وارد دنیای عکاسی ماکرو شوید

یکی از جذاب‌ترین شاخه‌های عکاسی، عکاسی ماکرو است. در این روش که برای عکاسی از اجسام کوچک یا ثبت دقیق جزئیات استفاده می‌شود، لنزهایی با بزرگ‌نمایی 1:1 مورد استفاده قرار می‌گیرند. به‌این‌ترتیب می‌توانید جزئیاتی فوق‌العاده را ثبت و مشاهده کنید. برای این‌که بتوانید با دوربین DSLR خود عکس‌های ماکرو ثبت کنید نیاز به لنزهای ماکرو خواهید داشت. مشکل این است که این‌گونه لنزها اغلب گران‌قیمت هستند و معمولاً وزن زیادی هم دارند. یک راه‌حل ارزان‌قیمت و ساده استفاده از Reverse Ring است.

Reverse Ring یا رینگ معکوس نوعی مبدل است که با استفاده از آن می‌توانید لنز خود را به‌صورت برعکس بر روی دوربین نصب کنید تا تبدیل به یک لنز ماکرو شود. این‌گونه مبدل‌ها قیمت بسیار کمی دارند و با استفاده از آن‌ها می‌توانید عکس‌های ماکرو با کیفیتی قابل‌توجه را ثبت نمایید. یک سمت مبدل به پیچ فیلتر لنز متصل شده و سمت دیگر به مانت دوربین وصل می‌شود تا بتوانید لنز را به‌صورت برعکس به دوربین متصل کنید.

چه نوع لنزی؟

Reverse Ring یا رینگ معکوس را تقریباً بر روی هر نوع لنزی می‌توانید استفاده کنید. ولی اکثر افراد ترجیح می‌دهند آن‌ها را بر روی لنزهای پرایم 50 میلی‌متری به کار بگیرند. زیرا این نوع لنزها ارزان هستند، معمولاً دیافراگم‌های سریعی دارند و وقتی آن‌ها را برعکس استفاده می‌کنید بزرگ‌نمایی تقریبی 1:1 را در اختیارتان می‌گذارند.

توجه داشته باشید که هر چه لنز وایدتر باشد بزرگنمایی بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد. بعلاوه وقتی لنز را به‌صورت برعکس به دوربین متصل می‌کنید قابلیت دریافت اطلاعات از دوربین را نخواهد داشت، بنابراین نمی‌توانید فوکوس و دیافراگم آن را تنظیم کنید. به همین دلیل بهتر است از لنزهای قدیمی استفاده کنید که دارای حلقه‌ی دستی برای تنظیم دیافراگم هستند.

البته به دلیل قطع ارتباط لنز با دوربین، فوکوس خودکار نیز انجام‌پذیر نخواهد بود، به همین دلیل لنزهای زوم نیز می‌توانند مفید واقع شوند، زیرا می‌توان زوم آن‌ها را تا حدودی برای فوکوس مورداستفاده قرار داد.

چه تنظیماتی؟

همان‌طور که گفته شد وقتی لنز را با استفاده از Reverse Ring به‌صورت برعکس نصب می‌کنید، نمی‌توانید دیافراگم، فوکوس و … را با استفاده از دوربین تغییر دهید. اگر لنزی که استفاده می‌کنید دارای حلقه‌ی دیافراگم است، می‌توانید از آن برای تنظیم دیافراگم استفاده کنید. این مورد را بیشتر در لنزهای قدیمی خواهید یافت، ولی برخی از سازندگان مانند Samyang و نیکون همچنان لنزهایی با دیافراگم دستی تولید می‌کنند.

اگر لنز شما دارای تنظیم دستی برای دیافراگم نیست می‌توانید از روش‌های زیر استفاده کنید:

  • اکثر لنزها در حالت پیش‌فرض بر روی بسته‌ترین دیافراگم قرار می‌گیرند. یعنی وقتی آن‌ها را از دوربین جدا می‌کنید دیافراگمشان بر روی حالت بسته قرار می‌گیرد و نور بسیار کمی را به درون لنز راه می‌دهد. در این مواقع لنزهای نیکون، سونی و پنتاکس دارای راه‌حلی هستند تا دیافراگم را بر روی بازترین حالت قرار دهید. بر روی مانت این نوع لنزها یک اهرم مثلثی کوچک وجود دارد که با فشردن آن، دیافراگم باز می‌شود. می‌توانید با چسبی آن را در حالت فشرده نگه دارید تا دیافراگم همیشه باز باشد.
  • لنزهای کانن فاقد چنین اهرمی هستند، ولی می‌توانید از روش دیگری برای تنظیم دیافراگم استفاده کنید. لنز را در جهت صحیح بر روی دوربین نصب کنید، دیافراگم موردنظر را تنظیم نمایید. سپس دکمه‌ی DoF preview را نگه دارید و هم‌زمان لنز را از دوربین جدا کنید. به‌این‌ترتیب لنز بر روی همان دیافراگمی که تنظیم کرده بودید باقی می‌ماند.

برای فوکوس نیز مجبور خواهید بود با جلو و عقب کردن خود دوربین به فوکوس مورد نظر برسید. فقط به این موضوع دقت کنید که در زمان استفاده از لنزهای ماکرو عمق میدان به‌شدت کم است. به همین دلیل بهتر است از یک تک‌پایه یا سه‌پایه کمک بگیرید. ممکن است ابتدا وقتی به داخل منظره‌یاب نگاه می‌کنید همه‌جا تار باشد، توجه داشته باشید که باید برای به دست آوردن فوکوس لنز را به میزان زیادی به سوژه نزدیک کنید. اکثر اوقات نیاز به فاصله‌ای کمتر از 5 سانتی‌متر خواهید داشت.

توصیه‌ی دیگر این است که دوربین را در حالت Manual قرار دهید، زیرا دوربین لنز را تشخیص نمی‌دهد و طبیعتاً قادر به نورسنجی در سایر حالت‌ها نخواهد بود.

وقتی این تنظیمات را به‌درستی انجام دهید می‌توانید با یک لنز و یک مبدل ارزان‌قیمت عکس‌هایی همچون نمونه‌های زیر را ثبت کنید:

تمامی عکس‌های بالا با استفاده از Reverse Ring و بدون استفاده از لنز ماکرو گرفته شده‌اند.

 

چگونه Reverse Ring مناسب را انتخاب کنید؟

همانگونه که اشاره شد یک سمت Reverse Ring به پیچ فیلتر لنز و سمت دیگر آن به مانت دوربین متصل می‌شود. بنابراین این نوع مبدل‌ها باید با مانت دوربین و سایز فیلتر لنز هماهنگی داشته باشند. به‌طور مثال اگر از یک لنز Canon 28mm F/2.8 STM استفاده می‌کنید مانت Reverse Ring از نوع Canon EF و سایز فیلتر 52 میلی‌متر خواهد بود: 52mm Reverse Macro Lens Adapter Ring For Canon EF Lens

اکثر لنزهای جدید کانن از مانت‌های EF و EF-S استفاده می‌کنند که برای هر دو از Reverse Ring با مانت EF استفاده می‌شود. به همین ترتیب نیکون نیز از لنزهای با مانت F بهره می‌گیرد. برای به دست آوردن سایز پیچ فیلتر نیز کافی ست به روی لنز نگاه کنید و قطر پیچ فیلتر را خواهید یافت.

اگر شما هم با رینگ‌های معکوس عکس‌های ماکرو گرفته‌اید، تجربه‌های خود را با ما در میان بگذارید.

راهنمای جامع خرید فلاش رو دوربینی

فلاش‌های روی دوربین که با نام‌های Speedlight یا Speedlite نیز شناخته می‌شوند، از لوازم ضروری برای هر عکاسی به شمار می‌آیند. این نوع فلاش‌ها تقریباً از هر نظر از فلاش‌های داخلی دوربین‌ها که با نام Built-in یا Pop-up فلاش نیز شناخته می‌شوند برتر هستند. انعطاف‌پذیری بالا و قابلیت استفاده در انواع مختلف ژانرهای عکاسی موجب شده است که فلاش‌های رو دوربینی به یکی از پرکاربردترین ابزارهای عکاسی بدل شوند.

اگر می‌خواهید در مورد کاربردهای این‌گونه فلاش‌ها و دلایل محبوبیت زیادشان بیشتر بدانید توصیه می‌کنیم این مطلب را مطالعه کنید.

در اینجا قصد داریم توضیحاتی کلی را برای انتخاب و خرید یک فلاش رو دوربینی مناسب ارائه کنیم. پس با ما همراه باشید.

قدرت فلاش

قدرت یک فلاش به میزان نوری که می‌تواند تولید کند اشاره دارد. میزان نوری که به سوژه می‌رسد دارای رابطه‌ی عکس با مجذور فاصله است. یعنی اگر فاصله‌ی سوژه را با فلاش دو برابر کنید، مقدار نوری که به او می‌رسد ¼ خواهد شد. تقریباً تمامی فلاش‌ها دارای قابلیت تنظیم قدرت خروجی نیز هستند. معمولاً می‌توانید کسری از حداکثر قدرت را به شکل 1/2، 1/4، 1/8 و… انتخاب کنید.

اغلب به دلایل مختلفی عکاسان از حداکثر قدرت فلاش خود استفاده نمی‌کنند؛ دلایلی مانند استفاده به‌عنوان Fill peep یا به دست آوردن سرعت Sync بالا. به همین دلیل مهم است که از فلاشی پرقدرت استفاده کنند تا بتوانند به‌راحتی از کسری از قدرتش نیز استفاده کنند. قدرت فلاش‌ها بر اساس عدد راهنما یا Guide Number که با حروف مخفف GN نمایش داده می‌شود، مشخص می‌گردد.

عدد راهنما درواقع حاصل‌ضرب فاصله در F-number است. یعنی اگر یک فلاش دارای عدد راهنمای 60 هست با دیافراگم f/4.0 در فاصله‌ی 15متری نوردهی مناسبی خواهد داشت. البته عدد راهنما معمولاً در ایزوی 100 اندازه‌گیری می‌شود و به حداکثر قدرت فلاش اشاره دارد. همان‌طور که گفته شد در بیشتر موارد از حداکثر قدرت فلاش استفاده نمی‌شود. به‌طورکلی عدد راهنمای بیشتر از 40 می‌تواند برای شروع مناسب باشد، ولی بهینه‌ترین عدد راهنما بین 50 تا 60 است. معمولاً عکاسان حرفه‌ای نیز حداکثر از فلاش‌هایی با عدد راهنمای 60 استفاده می‌کنند.

بد نیست در اینجا اشاره‌ای نیز به زمان شارژ مجدد داشته باشیم. معمولاً زمان مناسب برای شارژ مجدد در حداکثر قدرت، بین 3 تا 4 ثانیه است. ولی با کاهش قدرت فلاش می‌توانید به زمانی حدود 0.1 ثانیه نیز برسید. بنابراین یک مزیت دیگر خرید فلاش‌هایی با قدرت بالا این است که می‌توانید آن‌ها را بر روی کسری از قدرتشان تنظیم کنید و پشت سر هم و با فاصله‌های کوتاه فلاش بزنید.

 

سرعت هم‌گام‌سازی

سرعت هم‌گام‌سازی یا Sync Speed به حداکثر سرعتی که یک فلاش می‌تواند در آن با شاتر دوربین هماهنگ شود اشاره دارد. برای فلاش‌های داخلی دوربین‌ها این سرعت معمولاً بین 1/200 تا 1/250 ثانیه است. برخی از فلاش‌های رو دوربینی قادر هستند در سرعت‌هایی به‌مراتب بالاتر نیز با شاتر هماهنگ شوند. البته این تفاوت را با چشم نمی‌توان دید، ولی در عکس خود را نشان خواهد داد. به‌طور مثال عکس زیر با فلاشی گرفته شده است که قادر به Sync شدن در سرعت‌های بالا نیست:

می‌توانید مشاهده کنید که قسمت پایینی عکس کاملاً تیره شده است. پس توجه کنید که در مشخصات فلاش High Speed Sync یا HSS ذکر شده باشد. زیاد شدن سرعت فلاش با کم کردن از قدرت آن اتفاق می‌افتد و همه‌ی فلاش‌ها قادر به انجام آن نیستند. پس همان‌طور که در بخش قبلی توصیه کردیم از یک فلاش قدرتمند استفاده کنید تا در سرعت‌های شاتر بالا نیز نوردهی مناسبی را در اختیار شما بگذارد.

در بخش Sync بهتر است به گزینه‌ی هم‌گام‌سازی با پرده‌ی اول و دوم شاتر (Rear and Front screen sync یا 1st and 2nd screen sync) هم توجه داشته باشید. پشتیبانی از این قابلیت امکانات زیادی را برای ایجاد خلاقیت بیشتر در اختیار عکاس می‌گذارد. فلاش‌هایی که از این قابلیت پشتیبانی می‌کنند، می‌توانند تابش نور خود را به ابتدا یا انتهای زمان نوردهی اختصاص دهند. برای اینکه بهتر این موضوع را متوجه شوید عکس و دیاگرام زیر را مشاهده کنید:

نوردهی: دستی و TTL

در صورت استفاده از فلاش در حالت دستی یا Manual، کنترل کامل نوردهی بر عهده‌ی عکاس خواهد بود. در چنین شرایطی عکاسان معمولاً از نورسنج برای تعیین نوردهی درست و مناسب استفاده می‌کنند. حالت Manual برای در اختیار گرفتن کامل پروسه‌ی نوردهی و کاربردهای خلاقانه مناسب است و تنها با تمرین و تکرار زیاد است که می‌توانید به آن تسلط پیدا کنید.

ولی روش تعیین نوردهی دیگری به نام TTL یا Through The Lens نیز وجود دارد. در این روش با فشردن دکمه‌ی شاتر ابتدا یک شعاع نور به سمت سوژه تابانده می‌شود. سپس دوربین اطلاعات به‌دست‌آمده از این شعاع نور، دیافراگم و سرعت شاتر را تحلیل کرده و میزان قدرت موردنیاز برای فلاش را تعیین می‌کند. البته می‌توانید میزان قدرت فلاش را درست مانند Exposure remuneration از -2 تا +2 تغییر دهید تا بر روی آن کنترل بیشتری داشته باشید. در کل، کار با فلاش‌هایی که از TTL پشتیبانی می‌کنند بسیار راحت‌تر است، به‌خصوص در مواردی که زمان زیادی برای انجام تنظیمات در اختیار ندارید. به‌طور مثال  فلاش‌های TTL در بین عکاسان عروسی از محبوبیت زیادی برخوردار هستند.

توجه داشته باشید که هر سازنده‌ای از TTL اختصاصی خودش استفاده می‌کند. کانن این سیستم را E-TTL و E-TTL 2 می‌نامد که ETTL 2 جدیدترین و پیشرفته‌ترین سیستم نورسنجی این کمپانی است و نیکون آن‌را i-TTL می‌نامد. بنابراین باید فلاش متناسب با برند دوربین خود را خریداری کنید تا بتوانید از قابلیت TTL به‌خوبی بهره بگیرید.

 

نحوه‌ی اتصال

یکی از مزیت‌های اصلی فلاش‌های رو دوربینی یا Speedlightها این است که نه‌تنها با استفاده از Hot-Shoe می‌توان آن‌ها را روی دوربین متصل کرد، بلکه می‌توانند به‌صورت جدا از دوربین نیز مورداستفاده قرار بگیرند. برای برقراری ارتباط بین دوربین و فلاش راه‌های مختلفی وجود دارد. بعضی از روش‌ها مانند اتصال به کابل چندان کاربردی نیستند و معمولاً نخواهید توانست از طریق آن‌ها از TTL نیز بهره بگیرید. روش‌های بدون سیم مانند اتصال مادون‌قرمز نیز وجود دارند که دوربین‌های کمی از آن پشتیبانی می‌کنند. بعلاوه درصورتی‌که مانعی بر سر راه باشد قابل‌استفاده نیستند.

پرکاربردترین و بهترین روش اتصال بی‌سیم، استفاده از اتصال رادیویی است. در این روش می‌توانید با استفاده از رادیوتریگرها دوربین را به فلاش متصل کنید. یک فرستنده به دوربین و یک گیرنده به فلاش متصل می‌شود تا ارتباط بین دوربین و فلاش برقرار گردد. البته برخی از فلاش‌ها مانند Yongnuo YN685 یا Nissin DI700A دارای گیرنده‌ی داخلی نیز هستند، بنابراین برای اتصال تنها به یک فرستنده بر روی دوربین نیاز خواهید داشت.

از مزایای دیگر استفاده از سیستم‌های رادیویی این است که می‌توانید چند فلاش را در گروه‌های مختلف قرار دهید و به‌صورت جداگانه آن‌ها را از روی دوربین کنترل کنید.

یکی از روش‌های دیگر برای برقراری ارتباط با فلاش استفاده از سیستم اپتیکال است. این روش معمولاً برای به کار انداختن یک فلاش توسط فلاش دیگر استفاده می‌شود. فلاش‌های اپتیکال با دریافت نور فلاش دیگر، به کار می‌افتند. این روش می‌تواند در زمان استفاده از چند فلاش کاربرد زیادی داشته باشد. به‌این‌ترتیب می‌توان تنها یکی از فلاش‌ها را از طریق رادیوتریگر به دوربین وصل کرد و فلاش‌های دیگر به‌صورت اپتیکال به کار می‌افتند. البته توجه داشته باشید که دیگر نخواهید توانست قدرت فلاش را از روی دوربین تنظیم کنید و باید این کار را به‌صورت دستی و از روی خود فلاش انجام دهید.

 

قیمت و برند

نیکون و کانن، هر دو تنوع زیادی از فلاش‌های روی دوربین را در اختیار کاربرانشان قرار می‌دهند. ولی معمولاً قیمت این‌گونه فلاش‌ها بسیار بالاست. کمپانی‌های ثالث معمولاً فلاش‌هایی را با امکانات و قدرت مشابه تولید می‌کنند که با قیمتی کمتر از نصف انواع ساخته‌شده توسط کانن و نیکون ارائه می‌شوند. طی چند سال اخیر، زیادشدن رقابت در این بخش، موجب کاهش قیمت‌ها و افزایش کیفیت شده است. به همین دلیل انتخاب‌های باکیفیت زیادی وجود دارند که می‌توانید باقیمت کمی آن‌ها را خریداری کنید.

اگر می‌خواهید هزینه‌ی زیادی بپردازید می‌توانید فلاش را از کمپانی‌های سازنده‌ی دوربین بخرید، ولی معمولاً این کار توصیه نمی‌شود. زیرا کمپانی‌هایی مانند Phottix، Yongnuo و Nissin محصولات باکیفیتی را با قیمتی نازل ارائه می‌کنند. بعلاوه لیست کاملی از لوازم جانبی را نیز در اختیار مشتریانشان می‌گذارند. به‌‌طور مثال برای کسانی که در فضای باز عکاسی می‌کنند و ممکن است تجهیزات خود را زیاد جابجا کنند خرید فلاش‌های گرانقیمت توجیه چندانی ندارد. زیرا امکان افتادن، ضربه دیدن، خیس شدن و… برایشان زیاد است. بنابراین منطقی‌تر است که از فلاش‌های ارزان‌تر استفاده کنند که در عین ارزان بودن، قدرت خروجی بالا و امکانات مناسبی را در اختیار قرار می‌دهند.

چرا و چگونه باید از فلاش‌های رو دوربینی استفاده کنیم؟

شاید دیده باشید که عکاسان حرفه‌‌ای، به خصوص در محیط‌های خارج از استودیو از فلاش‌های رو دوربینی که با نام‌هایی مانند Speedlite نیز شناخته می‌شوند استفاده می‌کنند. در این مطلب قصد داریم مزایای استفاده از اینگونه فلاش‌ها را بررسی کنیم و به این موضوع بپردازیم که چرا حرفه‌ای‌ها از فلاش‌های رو دوربینی استفاده می‌کنند و از همه مهم‌تر اینکه چرا برای پیشرفت در عکاسی به استفاده کردن از اینگونه فلاش‌ها نیاز دارید.

عکاسی در واقع هنر کنترل و بازی با نور است. البته نور همیشه به میل عکاس عمل نمی‌کند و در شرایط مختلف ممکن است مجبور به استفاده از نورهای مصنوعی باشیم. یکی از مرسوم‌ترین روش‌های کنترل نور استفاده از فلاش است.

ابتدایی‌ترین کاربرد فلاش در روشن کردن فضایی تاریک است. این مورد حتی در مورد عکاسی با گوشی‌های موبایل نیز صدق می‌کند. اگر بخواهید در فضایی کم‌نور عکاسی کنید می‌توانید ایزو را زیاد کنید، سرعت شاتر را کم کرده و یا دیافراگم را بازتر کنید. ولی این روش‌ها محدودیت‌هایی دارند. به‌طور مثال زیاد کردن ایزو موجب زیادشدن میزان نویز در تصویر می‌شود، کم کردن سرعت شاتر می‌تواند موجب تار شدن سوژه گردد و برای بازکردن دیافراگم نیز محدودیت‌هایی پیش رو خواهید داشت. برای مثال ممکن است با باز کردن دیافراگم عمق میدان موردنظرتان را از دست بدهید.

ولی کاربران پیشرفته‌ و عکاسان حرفه‌ای از فلاش برای کنترل نور و ثبت عکس‌های زیباتر استفاده می‌کنند. حتی در محیط‌های پرنور نیز برای به دست آوردن تصویری دل‌چسب لازم است نور را در کنترل خود بگیرید و آن را بر اساس خواسته‌ی خود هدایت کنید.

به‌طور مثال به عکس زیر توجه کنید:

این عکس در روشنایی روز ثبت شده است. بنابراین ممکن است فرض شود که نیازی به فلاش نیست، ولی واقعیت چیز دیگری است. عکس سمت چپ بدون استفاده از فلاش و عکس سمت راست با استفاده از فلاش گرفته شده است. می‌توانید ببینید که سوژه‌ها به‌مراتب بهتر قابل‌دیدن هستند و نوردهی روی صورت‌هایشان نیز مناسب‌تر است. بعلاوه به پس‌زمینه دقت کنید. در عکس سمت چپ آسمان کاملاً سفید است و هیچ‌گونه جزئیاتی ندارد، ولی به لطف استفاده از فلاش در عکس سمت راست، عکاس توانسته از نوردهی کمتری استفاده کند تا جزئیات آسمان و ابرها نیز قابل دیدن باشند.

حالا با این مقدمه توضیح خواهیم داد که چرا فلاش داخلی دوربین یا Pop-up عملاً استفاده‌های بسیار محدودی دارد و اگر می‌خواهید عکاسی خود را یک پله جلوتر ببرید، یکی از قدم‌های اصلی استفاده از یک فلاش روی دوربین یا Speedlight است.

 

کنترل نور- روی دوربین

اولین مسئله در مورد فلاش‌های داخلی این است که تنها در یک جهت قابل‌استفاده هستند و نوری تند و ناملایم را از روبرو به سوژه می‌تابانند. این در حالی است که نور تند و از روبرو هیچ‌گاه ظاهر دل‌چسبی را به عکس نمی‌دهد. به‌عنوان‌مثال به عکس زیر نگاه کنید:

عکس سمت چپ با استفاده از فلاش Pop-Up و عکس سمت راستی با استفاده از فلاش روی دوربین ثبت شده است. ابتدا به سایه‌های پس‌زمینه توجه کنید، نور ناملایم فلاش داخلی سایه‌هایی تاریک و پرکنتراست را در پس‌زمینه ایجاد کرده است که چشمان بیننده را از سوژه‌ی اصلی منحرف می‌کنند. ولی در عکس سمت راست عملاً سایه‌ای در پس‌زمینه دیده نمی‌شود. از طرفی تغییرات سایه به های‌لایت‌ در عکس سمت راست به‌مراتب ملایم‌تر اتفاق می‌افتند. حالا به چهره‌ی کودک نگاه کنید، متوجه خواهید شد که در عکس سمت چپ چهره‌اش ظاهری دوبعدی و تخت پیدا کرده است، درحالی‌که در عکس سمت راست می‌توانید قسمت‌های مختلف چهره را با بُعدِ بیشتر مشاهده کنید.

دلیل این موضوع این است که فلاش‌های رو دوربینی یا Speedlight دارای سَرِ قابل چرخش هستند. به‌این‌ترتیب می‌توانید نور را در جهت دیگری هدایت کنید و از انعکاس آن برای روشن کردن سوژه و محیط بهره بگیرید. در این مثال خاص، عکاس از دیوارها و سقف اتاق به‌عنوان یک منعکس‌کننده‌ی نور استفاده کرده است و سَرِ فلاش را به سمت عقب و بالا برگردانده تا نوری نرم و یکدست به دست آید.

 

کنترل نور – جدا از دوربین

بیشتر اوقات، عکاسان از نور مستقیم استفاده نمی‌کنند و نیاز دارند که منبع نور مصنوعی خود را جابجا کنند. از مزایای فلاش‌های روی دوربین یا Speedlight این‌ است که می‌توانید آن‌ها را از Hot-Shoe جدا کرده و به‌صورت بی‌سیم نیز کنترل کنید. به‌این‌ترتیب می‌توان نور را از جهت موردنیاز به سمت سوژه بتابانید. برای کنترل فلاش به‌صورت بی‌سیم معمولاً به یک فرستنده بر روی دوربین و گیرنده‌ی متصل به فلاش نیاز دارید. البته برخی از فلاش‌ها مانند Yongnuo YN685 یا بعضی مدل از فلاش‌های Nissin دارای گیرنده‌ی داخلی هستند و تنها باید از یک فرستنده بر روی دوربین استفاده کنید.

به‌عنوان مثالی برای استفاده از فلاش جدا از دوربین می‌توانید عکس زیر را مشاهده کنید:

در عکس سمت چپ از فلاش بر روی دوربین و به‌صورت مستقیم استفاده شده است و در عکس سمت راست فلاش با استفاده از رادیوتریگر و جدا از دوربین به سمت سوژه تابانده شده است. می‌توانید مشاهده کنید که در عکس سمت راست اعضای صورت به‌مراتب بُعدِ بیشتری دارند و می‌توان جزئیات بیشتری را در مو و لباس سوژه مشاهده کرد و نتیجه‌ی آن عکسی شاداب‌تر شده است.

 

امکان ارتقا برای آینده

بیشتر عکاسان، تقریباً هیچ‌گاه تنها با یک منبع نور کار نمی‌کنند. یکی از مزایای استفاده از فلاش‌های Speedlight این است که با ارتقای سطح عکاسی‌تان می‌توانید تعداد بیشتری از آن‌ها را خریداری کنید و به‌صورت بی‌سیم با یکدیگر هماهنگشان کنید. حتی خواهید توانست با استفاده از رادیوتریگر آن‌ها را با فلاش‌های استودیویی یا Monolight نیز هماهنگ کنید و تجهیزات عکاسی خود را گسترش دهید.

برای ثبت عکس بالا، عکاس از یک فلاش استودیویی برای نورپردازی پس‌زمینه استفاده کرده تا دانه‌های برف به‌وضوح قابل‌دیدن باشند و از یک فلاش Speedlight برای نورپردازی سوژه بهره گرفته است.

 

سرعت هم‌گام‌سازی بیشتر

فلاش‌های Pop-up تنها قادر هستند تا حداکثر سرعت شاتر 1/200 تا 1/250 عمل کنند. ولی فلاش‌های روی دوربین که از High Speed Sync پشتیبانی می‌کنند می‌توانند تا سرعت‌های شاتر به‌مراتب بیشتری نیز با دوربین همگام شوند. به همین دلیل اگر در فضای پرنور نیاز به استفاده از دیافراگم باز داشته باشید فلاش‌های Pop-up عملاً غیرقابل استفاده هستند. برای نمونه به عکس زیر توجه کنید:

عکاس برای تار کردن پس‌زمینه مجبور به استفاده از دیافراگمی باز بوده است، بنابراین با توجه به روشنایی هوا نیاز داشته تا از سرعت بالایی استفاده کند، به‌خصوص برای اینکه جزئیات و رنگ‌های پس‌زمینه نیز قابل‌دیدن باشند.

بعلاوه برای عکاسی در سرعت‌های خیلی زیاد در محیط‌های تاریک نیز به یک فلاش Speedlight نیاز خواهید داشت؛ به‌طور مثال برای عکاسی از لحظه‌ی برخورد یک قطره به سطح مایع مانند عکس زیر:

این عکس‌‌ با استفاده از فلاش speedlight بر روی قدرت 1/64 گرفته شده است. در چنین عکس‌هایی از سرعت شاتر نمی‌توان برای فریز کردن حرکت استفاده کرد. بنابراین نوردهی دوربین بر روی حالتی تنظیم می‌شود که اگر از فلاش استفاده نکنید عکسی کاملاً تاریک به دست آید. معمولاً بهتر است از سرعت‌های شاتر کند مانند ½ یا کندتر استفاده شود. سپس با استفاده از سرعت زیاد فلاش می‌توانید قطره را در لحظه فریز کنید.

 

لوازم جانبی متنوع

فلاش‌های روی دوربین یا Speedlightها از انعطاف‌پذیرترین منابع نورپردازی به‌حساب می‌آیند. یکی از مزایای آن‌ها این است که می‌توانید انواع و اقسام لوازم جانبی را بر رویشان نصب کرده و ظاهر نورپردازی خود را آن‌گونه که دوست دارید تغییر دهید. به همین دلیل در بین تجهیزات عکاسان مختلف، از عکاسان طبیعت گرفته تا عکاسان مد، قطعاً این‌گونه فلاش‌ها را خواهید یافت.

اگر به فکر خرید فلاش روی دوربین با قیمت مناسب و هماهنگ با نیازهای خود هستید توصیه می‌کنیم مطلب راهنمای خرید فلاش‌ روی دوربین را هم مطالعه کنید.

باتری گریپ چیست و چرا باید از آن استفاده کرد؟

یکی از دلایلی که موجب می‌شود حرفه‌ای‌ها به سمت دوربین‌های DSLR گرایش داشته باشند، این است که در کنار سنسورهای بزرگ، سیستم‌های فوکوس پیشرفته و لنزهای قابل تعویض، لوازم جانبی متنوعی نیز برای آن‌ها قابل خریداری هستند. یکی از محبوب‌ترین لوازم جانبی که بیشتر عکاسان از آن‌ها استفاده می‌کنند باتری گریپ است.

در عکس زیر می‌توانید یک باتری گریپ بدون دوربین را مشاهده کنید:

این هم یک دوربین با گریپ باتری نصب‌شده در زیر آن:

کانن تقریباً برای تمامی مدل‌های DSLR خود باتری گریپ عرضه می‌کند، ولی نیکون تنها برای مدل‌های سطح بالاترش باتری گریپ را ارائه می‌کند.

خوب حالا چرا عکاسان از باتری گریپ استفاده می‌کنند و استفاده از آن‌ها چه مزیت‌هایی دارد؟

 

باتری گریپ‌ها دو باتری دوربین را در خود جای می‌دهند و زمانی که شارژ یکی از آن‌ها به پایان برسد به‌صورت خودکار از دومی استفاده خواهند کرد. بنابراین عمر باتری دوربین شما را دو برابر می‌کنند. یکی از بدترین اتفاقاتی که برای یک عکاسی حرفه‌ای ممکن است بیفتد تمام شدن باتری در میان کار است و با استفاده از یک باتری گریپ می‌توان احتمال پیش آمدن چنین اتفاقی را کاهش داد. البته باید یک باتری دوم را باید به‌صورت جداگانه تهیه کرد.

 

بیشتر باتری گریپ‌ها دارای دو نوع خشاب برای باتری هستند. یکی برای باتری خود دوربین و دیگری برای استفاده از باتر‌ی‌های قلمی. به‌این‌ترتیب حتی درصورتی‌که باتری اصلی دوربین را همراهتان ندارید یا شارژش تمام شده است نیز می‌توانید به عکاسی ادامه دهید. البته توصیه نمی‌شود به‌صورت مداوم از باتری‌های قلمی استفاده کنید، ولی راهکار اضطراری کارآمدی هستند.

 

این موضوع به‌خصوص در مورد دوربین‌های کوچک‌تر مانند کانن 1300D یا 100D صادق است. بسیاری از افراد وقتی دوربین‌های کوچک‌تر را در دست می‌گیرند حس راحتی نمی‌کنند و تمام انگشت‌هایشان بر روی گریپ دوربین جای نمی‌گیرند. باتری گریپ این مشکل را حل می‌کند. البته وقتی از لنزهای بزرگ و سنگین تله استفاده می‌کنید بالانس دوربین‌های بزرگ مانند کانن 5D Mark IV و نیکون D750 نیز بر هم می‌خورد و استفاده از گریپ می‌تواند تعادل را به آن‌ها بازگرداند. شاید اضافه کردن یک باتری گریپ به دوربینی با یک لنز تله‌‌ی بزرگ اشتباه به نظر برسد، زیرا وزن آن را افزایش می‌دهد، ولی در واقعیت موجب برقراری بالانس بهتری در وزن دوربین می‌شود و کنترل آن را راحت‌تر می‌کند.

 


وقتی دوربین را در حالت عمودی یا پرتره نگاه می‌دارید، بسیاری از دکمه‌های روی دوربین، ازجمله دکمه‌ی شاتر در جایگاه مناسبی نیستند و پیدا کردن یا استفاده از آن‌ها می‌تواند سخت و خسته‌کننده باشد. به همین دلیل باتری گریپ‌ها چند دکمه‌ی پرکاربرد مانند دکمه‌ی شاتر را بر روی خود جای داده‌اند تا در حالت پرتره نیز بتوانید به‌راحتی از آن‌ها استفاده کنید.

 

چند نکته در مورد باتری گریپ‌ها که بد نیست بدانید:

اگر به دنبال باتری گریپ با برند خود دوربین بگردید ممکن است با قیمت‌های بالایی مواجه شوید، ولی باتری گریپ از آن دسته لوازمی است که واقعاً نیازی به خرید از برند اصلی نخواهید داشت. البته توجه داشته باشید که باتری گریپ‌ را از برندهای معتبر مانند Phottix بخرید یا مطمئن شوید که نمره‌ی خوبی را از خریداران دریافت کرده باشد.

 

دوربین‌های سطح مبتدی نیکون مانند D3300 دارای کانتکت شاتر نیستند، بنابراین باتری گریپ‌های معمولی نمی‌توانند دکمه‌ی شاتر آن‌ها را به کار بیندازند. برای این نوع دوربین‌ها به گریپ خاصی احتیاج خواهید داشت که با کابل مخصوصی به دوربین متصل می‌شوند.