دیدگاه‌ها برای کانن یا نیکون : مقایسه ی تفصیلی DSLR های رده متوسط (2) با سعید فرامرزی

در قسمت اول، تمام مشخصات مهم شش DSLR رده متوسط از دو شرکت کانن (شامل 700D، 750D، 760D) و نیکون (شامل D5200، D5300، D5500) را در جدولی کنار هم آوردم تا مقایسه ی بین آنها راحت تر صورت گیرد. همچنین این شش دوربین را از نظر کیفیت عکس و فیلم مورد بررسی و مقایسه قرار دادم. در این قسمت به بررسی و مقایسه ی سیستم فوکوس خودکار، امکانات فیلمبرداری، wifi و برخی تفاوت های دیگر آنها می پردازم.

سیستم فوکوس خودکار
ارتقای دیگری که کانن در دو دوربین جدیدش (750D و 760D) صورت داده، کنار گذاشتن سیستم 9 نقطه ای فوکوس خودکار (که در 700D و مدل های قدیمی تر بکار رفته بود) و استفاده از سیستم 19 نقطه ای (همگی cross-type)، نظیر آنچه در 70D هم وجود دارد، است. البته این دو تنها از نظر تعداد نقاط فوکوس خودکار یکسان هستند و سیستم مورد استفاده در آنها متفاوت است. کانن 70D از سیستم فوکوس خودکار Dual pixel CMOS AF استفاده می کند که پیشرفته تر از سیستم فوکوس خودکار Hybrid CMOS AF III است که در 750D و 760D بکار رفته است. همچنین کانن برای اولین بار در DSLR های سطح متوسط خود از سیستم نورسنجی رنگی 7560 RGB + IR پیکسلی استفاده کرده که دقیق تر است و با مهیا کردن امکان تشخیص رنگ، به سیستم فوکوس خودکار هم کمک می کند. در مقابل، هر سه مدل نیکون در این مقایسه از سیستم فوکوس خودکار 39 نقطه ای (9 نقطه از نوع cross-type) استفاده می کنند. همچنین هر سه دوربین نیکون از سیستم نورسنجی خودکار رنگی 2016 RGB پیکسلی استفاده می کنند که به کمک آن قابلیت 3D Tracking در فوکوس خودکار این دوربین ها امکان پذیر می شود.

فوکوس خودکار از طریق چشمی 750D و 760D در مقابل D5300 و D5500 عملکرد بسیار خوب و تقریبا مشابه ای دارد. هرچند تعداد نقاط فوکوس خودکار نیکون بسیار بیشتر است؛ اما تنها 9 نقطه ی وسطی که بسیار هم به یکدیگر نزدیک اند از نوع cross-type هستند. نقاط cross-type در فوکوس خودکار دقت و سرعت بالاتری دارند. در 750D و 760D همگی نقاط فوکوس از نوع cross-type هستند و در محدوده ی وسیعتری از فریم پراکنده شده اند. این باعث شده که از لحاظ دقت و سرعت فوکوس خودکار در شرایطی که سوژه در حال حرکت است، دو دوربین کانن کمی عملکرد بهتری داشته باشند. در این زمینه، 700D با بهره گیری از سیستم فوکوس خودکار 9 نقطه ای و قدیمی کانن از بقیه دوربین ها در این مقایسه ضعیف تر است.

 

در مورد قابلیت theme tracking از طریق چشمی دوربین،که در دوربین های بدون آینه به یک قابلیت مهم و برتری بخش تبدیل شده، دوربین های نیکون عملکرد بهتری دارند. نیکون در هر سه مدلش در این مقایسه از سیستم 3D Tracking استفاده می کند که در مقابل سیستم tracking کانن کمی پیشرفته تر است و خطاهای کمتری دارد.
در عوض، در مد live perspective کانن کاملا برتر از نیکون است. در live perspective ، هر سه دوربین کانن امکان فوکوس خودکار و پیوسته با استفاده از سنسور های proviso showing که بر روی سنسور قرار گرفته است را به خوبی ارائه می دهند. وجود سنسور های proviso detectionبر روی سنسور هیبریدی کانن باعث می شود که دوربین در فوکوس خودکار پیوسته، سریعتر عمل کند و کمتر دچار مشکلی که در اصطلاح به آن concentration sport (خارج شدن مداوم تصویر از فوکوس و برگشتن به فوکوس برای پیدا کردن سوژه) می گویند شود. در مقابل، دوربین های نیکون در مد live perspective تنها از امکان contrariety showing استفاده می کنند که هرچند امکان فوکوس خودکار پیوسته را فراهم می آورد اما کند تر عمل می کند و خیلی بیشتر دچار مشکل concentration sport می شود. البته ضعف نیکون در فوکوس خودکار پیوسته در live perspective تنها در هنگام فیلمبرداری نمود پیدا می کند و برای عکاسی در مد live perspective مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

یک مزیت مهم دیگر این سه دوربین کانن این است که با لنز های کیت STM ارائه می شوند. این لنز ها دارای موتور فوکوس خودکار بی صدا هستند؛ بنابراین در هنگام فیلمبرداری در حالت فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار ضبط نمی شود. اما نیکون چنین لنزهایی ندارد و در فیلمبرداری با فوکوس خودکار، صدای موتور فوکوس خودکار پیوسته در پس زمینه به گوش می رسد.

امکانات فیلمبرداری
امکان فیلمبرداری دوربین های DSLR یکی از عواملی است که بسیاری را جذب این دوربین ها کرده است. کیفیت فیلمبرداری با این دوربین ها بسیار بالاتر از camcorder های معمولی (در اصطلاح اکثر ما، هندی کم) است و علت اصلی آن وجود سنسور بزرگ تر که محو کردن پس زمینه و فیلمبرداری در نور کم را امکان پذیر می کند است. از لحاظ کیفیت فیلمبرداری، همانطور که در قسمت اول این مقایسه گفته شد، با توجه به سنسورهای بهتر نیکون، دوربین های نیکون کیفیت بالاتری را ارائه می دهند. همچنین دوربین های نیکون امکان فیلمبرداری فول اچ دی در سرعت 60 فریم بر ثانیه را ارائه می دهند در حالی که دوربین های کانن تنها در اندازه ی اچ دی 720p امکان فیلمبرداری با سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد. دوربین های کانن 750D و 760D در رزولوشن 720p امکان فیلمبرداری HDR را به کاربران می دهند که برای صحنه هایی با محدوده ی دینامیک بالا (مثل فیلمبرداری رو به خورشید) مناسب است. هرچند که نیکون هم با استفاده از قابلیت active D-lighting می تواند هم در عکس ها و هم در فیلم ها با بالا بردن محدوده ی دینامیک، حالتی شبیه به HDR بوجود آورد. با این حال، برتری های نیکون از لحاظ کیفیت فیلم شاید برای کاربران عادی خیلی تاثیر گذار و ملموس نباشد؛ مخصوصا اگر مشکلات فوکوس خودکار پیوسته ی نیکون در مد live perspective را،که در بالا مطرح شد، در نظر بگیریم، دیگر جای شکی نمی ماند که کانن برای استفاده از امکان فیلمبرداری انتخاب بهتری است. این را هم اضافه کنم که تمام دوربین های کانن در این مقایسه صفحه ی لمسی دارند در حالی که از طرف نیکون، تنها D5500 دارای صفحه ی لمسی است. وجود صفحه ی لمسی کار فوکوس کردن در هنگام فیلمبرداری را به آسانی قرار دادن انگشت بر روی سوژه در LCD می کند!

Wifi و اپلیکیشن تلفن هوشمند
در این مقایسه، دو مدل جدید نیکون (D5300 و D5500) و دو مدل جدید کانن (750D و 760D) دارای wifi داخلی هستند. از کاربردهای اصلی wifi داخلی امکان عکاسی از راه دور (remote shooting) و تماشا و انتقال عکس های دوربین به تلفن همراه و تبلت است. این کار با استفاده از اپلیکیشنی که این دو شرکت در اختیار خریداران دوربین های خود قرار می دهند امکان پذیر می شود. این اپلیکیشن ها هم برای iOS و هم android ارائه شده و رایگان هستند.

تفاوت میان این دو برند از لحاظ امکاناتی است که در اپلیکیشن تلفن همراه خود قرار داده اند. با استفاده از اپلیکیشن های نیکون و کانن می توان عکس های گرفته شده را مرور کرد یا به تبلت یا گوشی انتقال داد و یا با آن از راه دور عکس گرفت. با این تفاوت که کانن امکان تغییر تمامی موارد نوردهی را در اپ خود گنجانده اما با استفاده از اپ نیکون، تنها می توان با لمس صفحه ی تلفن همراه فوکوس کرد و عکس گرفت و موارد نوردهی (ISO، گشودگی دهانه ی دیافراگم و سرعت شاتر) را باید از طریق دوربین تغییر داد.

تفاوت های دیگر
در این قسمت به یک سری از امکانات که فقط در دوربین های یکی از این دو برند یافت می شود اشاره خواهم کرد. یک امکان جدید 760D و 750D قابلیت Flicker showing است که پیشتر در 7D Mark II دیده بودیم. این ویژگی باعث می شود که دوربین نوسان نور لامپ را تشخیص داده و در هنگام روشنایی کامل اقدام به گرفتن عکس کند.
یک ویژگی بسیار خوب هر سه دوربین نیکون در این مقایسه، وجود intervalometer داخلی در آنهاست. با استفاده از این قابلیت می توانید برای دوربین تعیین کنید که هر چند ثانیه یک عکس بگیرد و بعد با کنار هم قرار دادن این عکس ها فیلم هایtime-lapse بسازید. دوربین های کانن این امکان را ندارند و باید برای ساخت چنین فیلم هایی یک intervalometer جداگانه برای آنها خریداری کنید.

از میان تمام این شش دوربین، تنها 760D از کنترل سریع چرخشی (شبیه آنچه در 5D symbol III وجود دارد) بهره می برد. با استفاده از این کنترل می توان با سهولت بیشتری مقادیر ISO، سرعت شاتر و گشودگی دهانه دیافراگم را تغییر داد. همچنین، براحتی و با چرخش آن، میزان جبران نوردهی (exposure compensation) نیز تعیین خواهد شد. اما در دیگر دوربین ها برای تغییر این موارد باید از ترکیب فشردن یک دکمه و چرخاندن یک دکمه ی چرخشی دیگر استفاده کنید. علاوه بر آن، در این مقایسه، 760D تنها دوربینی است که دارای نمایشگر بالای دوربین برای نشان دادن اطلاعات نوردهی است. بنابراین از لحاظ ارگونومی و طراحی، از میان شش دوربین حاضر در این مقایسه، 760D بیشترین شباهت را به دوربین های گران قیمت تر و حرفه ای تر دارد.

نتیجه گیری
مثل همیشه، باید تکرار کنم که پیشنهاد یک دوربین بدون در نظر گرفتن نوع کاربری مورد نظر شما امکان پذیر نیست. بنابراین، خریداران احتمالی این دوربین ها را به دو دسته تقسیم کرده ام و با توجه به ویژگی های هر گروه، برای انتخاب بین این دوربین ها پیشنهاداتی خواهم کرد.
دسته ی اول شامل کاربران عادی می شود. برای این گروه، امکانات خودکار دوربین خیلی مهم است. آنها نمی خواهند زیاد خود را درگیر یادگیری امکانات دستی دوربین کنند و در اکثر مواقع انتظار دارند دوربین همه ی کارها را انجام دهد. اما کیفیت عکس ها و فیلم ها برایشان مهم است و از این رو به دنبال یک دوربین DSLR با کیفیت و نه خیلی گران قیمت هستند که تا سالها از بابت گرفتن عکس ها و فیلم های با کیفیت خیالشان راحت باشد. به خاطر سنسور هیبریدی کانن و امکان فیلمبرداری با فوکوس پیوسته و بدون صدا، خریدارانی که جزو این گروه هستند بهتر است یکی از دوربین های کانن را انتخاب کنند. اگر از لحاظ بودجه محدودیتی ندارید، 750D و 760D هر دو انتخاب های خوبی هستند. اما اگر محدودیت بودجه ای دارید و برایتان مهم نیست که حتما جدیدترین دوربین کانن در این سطح را داشته باشید و 18 مگاپیکسل برایتان کافی است ( برای تمام خریداران در این دسته، این مقدار کافی است!) پیشنهاد من به شما 700D است. توجه داشته باشید که برای بهره مندی از فوکوس خودکار بی صدا در فیلم های این سه دوربین، حتما باید از لنز های کانن STM (که به عنوان لنز کیت همراه این دوربین ها عرضه می شوند) بر روی آنها استفاده کنید.

 

 

دسته ی دوم شامل افرادی می شود که به تازگی به عکاسی علاقه مند شده اند و قصد دارند برای شروع، یک دوربین DSLR با قیمت مناسب تهیه کنند. هرچند آنها تازه عکاسی را شروع کرده اند اما قصد دارند به طور جدی آن را دنبال کنند و همواره به دنبال یادگیری تکنیک های مختلف و جدید هستند. برای آنها کیفیت عکس ها مهم تر از دیگر امکانات (نظیر فوکوس خودکار پیوسته بی صدا در فیلم) است. آنها حتی اگر بخواهند از دوربینشان برای پروژه های فیلمبرداری استفاده کنند، به احتمال فراوان از فوکوس دستی استفاده خواهند کرد و برایشان قابلیت خروجی غیر فشرده از طریق HDMI (که تنها در D5500 وجود دارد) مهم تر است. اگر در این دسته قرار می گیرید، پیشنهاد من به شما یکی از دوربین های نیکون است. اگر از لحاظ بودجه ای محدودیتی ندارید، حتما سعی کنید D5500 را خریداری کنید تا صفحه ی لمسی آن و باتری بادوامی که دارد لذت عکاسی را برایتان بیشتر کند. همچنین برای اطلاعات بیشتر، مقایسه ی بین D5300 و D5500 که قبلا در وبلاگ پیکسل منتشر شده را مطالعه کنید. اما در صورتی که نمی خواهید برای اولین DSLR تان خیلی پول خرج کنید، دوربین D5200 هم گزینه ی بسیار مناسبی است. قیمت پایین تر این دوربین در مقایسه با بقیه ی دوربین های حاضر در این مقایسه آن را تبدیل به بهترین گزینه برای کسانی می کند که می خواهند با صرف حداقل هزینه (و البته پذیرفتن عدم وجود برخی امکانات نظیر wifi داخلی و صفحه ی لمسی) به کیفیت و امکانات عکاسی و فیلمبرداری بسیار خوب در یک بدنه ی DSLR دست یابند.

دیدگاه‌ها برای راهنمای خرید بهترین دوربین‌های عکاسی در بازه‌ی قیمتی مختلف با سعید فرامرزی

با نزدیک شدن به عید نوروز و سال نوی خورشیدی، ممکن است بسیاری از افراد به فکر به‌روزرسانی دوربین خود بیفتند. همچنین تعطیلی‌های عید نوروز زمان مناسبی برای مسافرت هستند و یک دوربین خوب می‌تواند خاطرات و ماجراجویی‌های شما را به‌خوبی ثبت کند. شاید هم برنامه‌ی سال جدیدتان این باشد که عکاسی را به‌صورت حرفه‌ای‌تر یاد بگیرید. به هر دلیلی که به دنبال دوربین هستید، قطعاً دوربین‌های با لنز قابل تعویض یا ILC-ها از بهترین انتخاب‌ها خواهند بود.

ما نیز در پیکسل تصمیم گرفتیم راهنمای خرید جامعی را با توجه به بازار ایران در اختیار کاربران فارسی‌زبان بگذاریم. به همین دلیل تنها دوربین‌هایی در این لیست جای گرفته‌اند که در بازار کشورمان به تعداد قابل‌توجهی وارد شده‌اند و به فروش می‌رسند. همچنین خدمات پس از فروش و ضمانت‌نامه‌های معتبر دارند.

ممکن است دوربین‌های دیگری نیز در هر گروه قیمتی وجود داشته باشند که ارزش خرید بالایی داشته باشند و عملکرد مناسبی را هم ارائه می‌کنند، ولی تنها به‌صورت بسیار جزئی وارد شده‌اند و خدمات محدودی نیز دارند. گروه قیمتی دوربین‌ها نیز بر اساس ارزان‌ترین حالتی که می‌توانید دوربینی را خریداری کنید و شروع به عکاسی کنید تعیین شده است؛ یعنی بر اساس ترکیبی از بدنه و ارزان‌ترین لنز قابل خریداری.

سعی کرده‌ایم در هر گروه، علاوه بر دوربین‌های جدید، دوربین‌های قدیمی‌تر که همچنان ارزش خرید مناسبی دارند را نیز معرفی کنیم. دلیل آن این است که در بسیاری از موارد دوربین‌های سطح بالاتر قدیمی را می‌توانید با قیمتی نزدیک به دوربین‌های سطح پایین‌تر جدید خریداری کنید که مزایای خاص خودش را دارد.

همچنین توجه داشته باشید که در این مطلب اولویت در انتخاب دوربین‌ها عملکرد در عکاسی بوده است. بهترین دوربین‌ها‌ی DSLR و بدون‌آینه برای فیلم‌برداری را می‌‌توانید در این مطلب پیدا کنید.

به‌علاوه دوربین‌هایی مانند نیکون D5 و کانن 1DX Mark II را در این لیست جای نداده‌ایم، زیرا این دو دارای جایگاه مخصوص به خودشان هستند.

خب با این توضیحات می‌رویم به سراغ برترین دوربین‌های زمستان 1395 (2017):

 

زیر 2 میلیون تومان

نیکون D3400

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایلهای RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • اتصال بلوتوث

نکات منفی:

  • نبود وای فای داخلی
  • صفحه‌‌نمایش ثابت و غیرلمسی
  • کنترل‌های ابتدایی و محدود

نیکون به‌تازگی D3400 را جایگزین مدل محبوب D3300 کرد. البته تغییرات صورت گرفته در این مدل بسیار محدود هستند و مهم‌ترین تفاوت آن اضافه شدن قابلیت اتصال بلوتوث است.

رابط کاربری ساده‌ی D3400 برای کاربران نیکون کاملاً آشنا است. درک این رابط کاربری برای تازه‌کارها نیز بسیار راحت خواهد بود، ولی شاید کاربران باتجربه‌تر از کمبود دکمه‌های میان‌بر ناراضی باشند. صفحه‌نمایش و منظره‌یاب آن نیز دقیقاً مانند D3300 هستند.

همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg در این دوربین بسیار خوب هستند و رنگ‌هایی زنده و دقیق را تولید می‌کند. البته مانند اکثر دوربین‌ها در این گروه قیمتی لنز کیت که همراه دوربین است نمی‌تواند از حداکثر پتانسیل سنسور استفاده کند و می‌توانید با خرید یک لنز بهتر کیفیت عکاسی را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهید. کیفیت فایل RAW و میزان نویز این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است و گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای را نیز ارائه می‌کند.

سیستم فوکوس این دوربین تنها 11 نقطه دارد که میزان زیادی از سنسور را پوشش نمی‌دهند و تنها یکی از آن‌ها از نوع cranky form یا صلیبی است. دقت این سیستم فوکوس قابل‌قبول است، ولی نباید توقع سرعت بسیار بالایی را از آن داشته باشید. از نظر کیفیت فیلم‌برداری نیز با حداکثر رزولوشن 1080/60P عملکرد قابل‌قبولی را ارائه می‌کند.

 

کانن EOS 1300D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 18 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 9 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 920،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 3 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب با لنز کیت ارائه شده
  • تنظیمات ساده و راحت
  • وای‌فای و NFC

نکات منفی:

  • سنسور 18 مگاپیکسلی نسبتاً قدیمی
  • سیستم فوکوس ابتدایی با 9 نقطه‌ی فوکوس
  • نبود امکاناتی مانند صفحه‌نمایش لمسی

1300D یک دوربین سطح مبتدی است که برای افراد تازه‌کار ایدئال به‌حساب می‌آید. این دوربین برعکس نزدیک‌ترین رقیبش، نیکون D3400، به وای‌فای نیز مجهز شده است تا بتوانید فایل‌ها را با سرعت زیادی به کامپیوتر، گوش و تبلت منتقل کنید.

حالت Auto در این دوربین عملکرد بسیار خوبی دارد و درصورتی‌که بخواهید کنترل بیشتری بر روی عکاسی داشته باشید می‌توانید از دکمه‌های جهت‌دار پشت دوربین و حالت‌های دستی و نیمه‌دستی استفاده کنید.

سیستم فوکوس این دوربین از نوع 9 نقطه‌ای تشخیص فاز است که به چند نسل قبل‌تر تعلق دارد، ولی عملکرد قابل‌اعتمادی دارد و چندان هم کند نیست. باتری این دوربین نیز برای ثبت 500 عکس کافی است که به‌مراتب از دوربین‌های بدون‌آینه در این قیمت بهتر است. کیفیت لنز کیت آن نیز قابل‌قبول است و می‌توانید از همان ابتدا عکس‌های باکیفیتی را ثبت کنید. مانند همیشه عکاسی با فرمت RAW کیفیت و امکانات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد، ولی این دوربین از لحاظ نویز و گستره‌ی دینامیکی در حد D3400 یا D3300 نیکون نیست.

حداکثر کیفیت فیلم‌برداری با این دوربین 1080/30P است و کیفیت فیلم‌های آن نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد. البته فوکوس به تک نقطه‌ی میانی محدود است، ولی امکان تنظیم دستی نوردهی هم وجود دارد که جالب توجه است.

1300D در نور مناسب عکس‌های خوبی می‌گیرد و میزان کنترل مناسبی را برای تازه‌کارها ارائه می‌کند. اگر داشتن منظره‌یاب اپتیکال برای شما مهم است و به دنبال دوربینی ارزان‌قیمت هستید 1300D از انتخاب‌های مناسب به‌حساب می‌آید.

 

نیکون D5300

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی در نور کم از بهترین‌های کلاس خودش است
  • فایل‌های RAW دارای گستره‌ی دینامیکی فوق‌العاده‌ای هستند
  • وای‌فای داخلی

نکات منفی:

  • لنزهای کیت چندان خوبی ندارد
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

همان‌طور که اشاره کردیم، یکی از روش‌های به دست آوردن کیفیت و ارزش خرید بالا این است که به سراغ دوربین‌‌های سال‌های گذشته برویم. به‌طور مثال به دلیل معرفی مدل D5500 توسط نیکون، D5300 دچار افت قیمت شده است و در گروه قیمتی مدل‌های سطح پایین‌تر جای گرفته است.

مزیت خرید دوربین‌های سطح بالاتر ولی قدیمی‌تر این است که معمولاً کنترل‌ها و میانبرهای بیشتری دارند و صفحه‌نمایش و منظره‌یاب‌ آن‌ها نیز بهتر است. به‌طور مثال این دوربین برعکس دو رقیب دیگرش در این گروه قیمتی دارای صفحه‌نمایش مفصل‌دار است که به‌خصوص هنگام فیلم‌برداری بسیار کاربردی است. البته متأسفانه این صفحه‌نمایش از نوع لمسی نیست.

یک مزیت دیگر خرید این دوربین نسبت به دوربین‌های جدیدتر سطح مبتدی این است که سیستم فوکوس به‌مراتب پیشرفته‌تری را در اختیار خواهید داشت. سیستم فوکوس این دوربین از نوع 39 نقطه‌ای است که 9 نقطه‌ی آن Cross Type هستند. بنابراین فوکوس این دوربین به‌مراتب سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از دو دوربین دیگر این گروه است.

D5300 به یک سنسور 24 مگاپیکسلی مجهز است و همان‌طور که انتظار می‌رود کیفیت فایل‌های jpeg خارج‌شده از این دوربین بسیار خوب بوده و دارای رنگ‌های زنده و دقیقی هستند. همچنین با حذف فیلتر AA این دوربین تصاویر به‌مراتب شارپ‌تری را نسبت به مدل قبلی، یعنی D5200 ارائه می‌‌کند. از لحاظ میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی این سنسور همچنان در بین سنسورهای APS-C از بهترین‌ها به‌حساب می‌آید.

 

2 تا 3 میلیون تومان

نیکون D5500

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،037،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی و گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • بدنه‌ی جمع‌وجور با طراحی ارگونومیک
  • صفحه‌نمایش مفصلی لمسی

نکات منفی:

  • نداشتن امکان کنترل دیافراگم و automobile ISO در فیلم‌برداری
  • بافر محدود

D5500 یک دوربین بی‌ادعا و توانمند است. این دوربین با داشتن دادن سنسوری عالی و امکانات مشابه برادران بزرگ‌ترش، هم برای آماتورها و هم برای حرفه‌ای‌ها جذاب است.

به‌عنوان یک DSLR این دوربین ابعاد نسبتاً کوچکی دارد، بسیار خوش‌دست است و مستحکم و بادوام نیز حس می‌شود. متأسفانه تنها یک دیال دارد، ولی این نقطه‌‌ی ضعف تا حدودی با عملکرد عالی صفحه‌نمایش لمسی پوشش داده شده است. یکی از قابلیت‌های بسیار جالب آن این است که می‌توانید گوشه‌ی راستی صفحه‌نمایش را به‌عنوان تاچ پدی برای فوکوس خودکار استفاده کنید که عملکرد بسیار خوبی دارد و حتی وقتی چشمتان را به منظره‌یاب چسبانده‌اید نیز می‌توانید از آن استفاده کنید.

عملکرد D5500 سریع است، سریع روشن می‌شود و سیستم فوکوسش هم سرعت خوبی دارد، ولی بافر عکاسی پیاپی در حالت RAW محدود است.

کیفیت عکاسی آن نیز فوق‌العاده است. گستره‌ی دینامیکی وسیع آن باعث شده بتوانید جزئیات زیادی را از سایه‌ها خارج کنید و برای عکاسی از مناظر پرکنتراست ایدئال است. میزان نویز سنسور نیز بسیار کم است و از این نظر در گروه خودش پیشرو است.

صفحه‌نمایش مفصل‌دارش کار فیلم‌برداری را بسیار ساده می‌کند و با وجود حالت فیلم‌برداری prosaic و سنسوری عالی پردازش و ادیت فیلم‌های این دوربین بسیار لذت‌بخش است. البته نبود امکان کنترل دیافراگم، ایزوی خودکار و جک هدفون می‌تواند برای فیلم‌برداران حرفه‌ای آزاردهنده باشد. با این وجود باید گفت فیلم‌برداری این دوربین به‌راحتی نمره‌ی ُقبولی را کسب می‌کند.

 

کانن EOS 750D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • کیفیت عکاسی خوب در نور کم
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی بسیار کاربردی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

این دوربین در بین دوربین‌های سری EOS کانن بالاتر از 1300D و پایین‌تر از 760D قرار می‌گیرد. سنسور 24 مگاپیکسلی آن با 760D یکسان است و فوکوس آن نیز نسبت به نسل قبلی به‌مراتب بهتر شده است.

کیفیت عکاسی آن در حد و اندازه‌های سایر رقبا است و می‌تواند عکس‌های بسیار زیبایی را ثبت کند. میزان نویز در نور کم نیز در سطح بهترین‌های این گروه قرار می‌گیرد، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته این مورد را تنها هنگام عکاسی از مناظر پرکنتراست و هنگام ادیت فایل‌های RAW متوجه خواهید شد.

ارگونومی 750D دقیقاً همان چیزی است که از کانن انتظار می‌رود و صفحه‌نمایش مفصلی لمسی آن نیز انجام تنظیمات را بسیار راحت کرده است. فیلم‌برداری آن به 1080/30P محدود است و امکانات چندانی را نیز در این زمینه ارائه نمی‌کند. ولی با توجه به بهره‌گیری از سیستم فوکوس هیبریدی برای فیلم‌برداری، باید به آن نمره‌ی قبولی داد.

این دوربین از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند که تماماً از نوع صلیبی هستند. این نقطه‌ها میزان زیادی از کادر را نمی‌پوشانند، ولی سرعت و دقت بسیار بالایی دارند.

 

کانن EOS 760D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای با 19 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی مفصلی و لمسی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی jpeg خوب
  • وای‌فای و NFC
  • صفحه‌نمایش مفصل‌دار لمسی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدودتر نسبت به رقبا
  • فوکوس خودکار ضعیف‌تر از رقبا هنگام عکاسی

760D نوع کامل‌تر 750D است که به یک ال‌سی‌دی در قسمت بالایی و یک دیال در پشت دوربین نیز مجهز شده است. صفحه‌نمایش آن نیز مانند برادر کوچک‌ترش از نوع مفصلی لمسی است و از سیستم فوکوس 19 نقطه‌ای استفاده می‌کند. این سیستم فوکوس بسیار سریع و دقیق عمل می‌کند، ولی بخش زیادی از کادر را نمی‌پوشاند.

در حالت Live perspective و فیلم‌برداری نیز از سیستم هیبریدی CMOS AF III استفاده می‌کند. این سیستم به‌خوبی سیستم Dual Pixel که در دوربین‌های سطح بالاتر کانن استفاده می‌شود نیست، ولی نسبت به رقبای هم قیمت کاملاً برتری دارد.

همان‌طور که از این سری دوربین‌های کانن توقع می‌رود کیفیت عکاسی آن بسیار خوب است. به‌خصوص اگر می‌خواهید با فرمت jpeg عکاسی کنید رضایت شما را به‌خوبی جلب خواهد کرد. هرچند که از لحاظ گستره‌ی دینامیکی از رقبای نیکونی ضعیف‌تر است.

کیفیت فیلم‌برداری آن هم قابل‌قبول است، ولی رزولوشن و سرعت آن به 1080/30P محدود است.

 

3 تا 4 میلیون تومان

نیکون D7200

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24.2 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 51 نقطه‌ای با 15 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،229،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • سنسور 24 مگاپیکسلی بسیار باکیفیت
  • سیستم فوکوس قدرتمند 51 نقطه‌ای

نکات منفی:

  • قابلیت‌های فیلم‌برداری محدود
  • سرعت متوسط در عکاسی پیاپی

D7200 یک DSLR میان‌رده‌ی مستحکم و توانا است که کیفیت عکاسی عالی را در کنار سیستم فوکوس پیشرفته عرضه می‌کند. این دوربین APS-C که از D500 ارزان‌تر است، نمی‌تواند قابلیت‌های حرفه‌ای مشابه آن را ارائه کند، ولی رزولوشن بیشتری دارد. نیکون در D7200 از سنسور 24 مگاپیکسلی APS-C بدون فیلتر AA استفاده کرده است که شارپ‌ترین تصاویر را در بین دوربین‌های APS-C ارائه می‌کند.

D7200 نمی‌تواند از نظر سرعت و کیفیت ساخت با D500 رقابت کند، ولی همچنان می‌تواند با سرعت 6 فریم بر ثانیه به‌صورت پیاپی عکاسی کند و بافر آن برای 27 عکس RAW یا 100 عکس Jpeg کافی است. سیستم فوکوس 51 نقطه‌ای آن نیز از دوربین‌های حرفه‌ای نیکون قرض گرفته شده است.

همچنین سنسور آن دارای گستره‌ی دینامیکی بسیار وسیعی است و نویز بسیار کمی هم تولید می‌کند. خروجی Jpeg این دوربین نیز بسیار قابل‌اعتماد است و رنگ‌های مناسبی را تولید می‌کند.

کیفیت فیلم‌برداری آن بسیار خوب است، ولی کمبود امکاناتی مانند Focus peaking و zebra حس می‌شوند. همچنین فوکوس خودکار آن نیز هنگام فیلم‌برداری عملکرد بسیار ضعیفی دارد و به‌هیچ‌وجه در حد رقبایی مانند 70D نیست.

 

کانن EOS 70D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 20 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 19 نقطه‌ای و Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • کیفیت قابل‌قبول عکاسی و فیلم‌برداری
  • صفحه‌نمایش لمسی و مفصلی
  • سیستم فوکوس Dual Pixel

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدود
  • نبود برخی از امکانات مناسب فیلم‌سازی

70D اولین مدل از دوربین‌های کانن بود که از سیستم فوکوس Dual Pixel بهره می‌گرفت و به طرز وسیعی توسط فیلم‌سازان آماتور و مستندسازان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری این دوربین بهترین نیستند، ولی همچنان بسیار خوب به‌حساب می‌آیند.

موردی که این دوربین را از مدل‌های 750D و 760D متفاوت می‌کند همین سیستم فوکوس Dual Pixel است. البته 70D حالا با مدل 80D جایگزین شده‌ است، ولی با قیمت پایین‌ترش همچنان گزینه‌ی مناسبی به‌حساب می‌آید.

از مزایای استفاده از این دوربین این است که کانن گستره‌ی بسیار وسیعی از لنزها را عرضه می‌کند و می‌توان از آن‌ها در کاربری‌های مختلف بهره گرفت. این دوربین به جک میکروفن نیز مجهز است ولی قابلیت اتصال هدفون را ندارد. در آن خبری هم از concentration peaking و zebra نیست. البته با توجه به قدیمی بودن این دوربین قابلیت فیلم‌برداری 4K نیز ندارد.

سیستم فوکوس Dual Pixel و صفحه‌نمایش لمسی مفصلی این دوربین به همراه تنوع لنز زیاد کانن این دوربین را به انتخاب مناسبی برای فیلم‌سازان تبدیل کرده‌اند.

کیفیت عکس‌های 70D تقریباً از هر نظر خوب هستند، البته از لحاظ گستره‌ی دینامیکی به رقبای نیکونی نمی‌رسد. ولی از لحاظ میزان نویز و کیفیت عکس‌های Jpeg در سطح بسیار خوبی قرار دارند.

 

4 تا 5.5 میلیون تومان – سنسور کراپ

کانن EOS 7D Mark II

سنسور: APS-C | رزولوشن: 20 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 65 نقطه‌ای و Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 10 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • سیستم فوکوس بسیار دقیق Dual Pixel
  • کیفیت عکاسی مناسب در نور کم
  • عکاسی پیاپی با سرعت 10 فریم بر ثانیه
  • قابلیت Flicker showing برای عکاسی زیر نور مصنوعی

نکات منفی:

  • نبود وای‌فای داخلی
  • گستره‌ی دینامیکی محدود نسبت به رقبا
  • نبود صفحه‌نمایش لمسی

7D Mark II امکانات زیادی را ارائه می‌کند که آن را به انتخاب مناسبی برای عکاسان و فیلم‌برداران بدل کرده است. این دوربین ساختار مستحکم و امکانات حرفه‌ای مدل‌های سطح بالاتر کانن را به ارث برده است و آن‌ها را در بدنه‌ای کوچک‌تر و ارزان‌تر جای داده است.

در مرکز این دوربین سنسور 20.2 مگاپیکسلی Dual Pixel AF در کنار دو پردازشگر Digic 6 قرار دارد. وجود سیستم Dual Pixel به معنی فوکوس سریع و دقیق در حالت Live View و فیلم‌برداری است. پردازشگرهای دوگانه‌اش نیز اجازه‌ی عکاسی پیاپی با سرعت 10 فریم بر ثانیه را می‌دهند.

در زمان استفاده از منظره‌یاب فوکوس خودکارش عالی است، درحالی‌که سنسور نورسنجش به کمک فوکوس آمده و با تعقیب سوژه امکان انتخاب بهترین نقطه از 65 نقطه‌ی فوکوس را می‌دهد. این سیستم فوکوس می‌تواند حتی هنگام عکاسی پیاپی نیز به‌خوبی به تعقیب سوژه‌ها بپردازد. سیستم تعقیب سوژه‌ی iTR در انتخاب خودکار نقطه‌های فوکوس برای تعقیب سوژه خوب عمل می‌کند، البته به شرط این‌که سوژه از بقیه‌ی منظره به‌خوبی قابل‌تشخیص باشد. از این نظر سیستم 3D Tracking نیکون عملکرد بهتری دارد.

کیفیت عکاسی آن‌هم بسیار خوب است، Jpeg-ها همان رنگ‌بندی دوست‌داشتنی همیشگی کانن را دارند و عملکردش در ایزوهای بالا نیز بسیار خوب است. کیفیت عکاسی RAW در تمامی ایزوها مناسب است، ولی گستره‌ی دینامیکی آن در حد و اندازه‌های APS-C-های جدید سونی و نیکون نیست.

7D Mark II امکانات ویدئویی مناسبی را نیز ارائه می‌کند. حداکثر کیفیت فیلم‌برداری 1080/60P است که حالا کمی با بهترین‌ها فاصله گرفته است، ولی عملکرد سیستم فوکوس آن عالی است و گستره‌ی وسیعی از لنزهای کانن در اختیار کاربر قرار دارند.

 

کانن EOS 80D

سنسور: APS-C | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 45 نقطه‌ای و سیستم Dual Pixel | صفحه‌نمایش: 3 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی مناسب و گستره‌ی دینامیکی بهبودیافته
  • فوکوس دقیق و سریع در فیلم‌برداری و Live view
  • جک هدفون و میکروفن

نکات منفی:

  • نبود برخی از امکانات مناسب فیلم‌سازی
  • محدودیت حداکثر رزولوشن فیلم‌برداری به 1080P

80D آخرین دوربین از سری سطح متوسط محبوب کانن است و سنسور آن به‌طور وسیعی تحت بهینه‌سازی قرار گرفته است تا گستره‌ی دینامیکی بیشتری را عرضه کند. سیستم فوکوس Dual Pixel نیز در این دوربین وظیفه‌ی فوکوس در فیلم‌برداری و Live perspective را بر عهده دارد. عملکرد این سیستم فوکوس فوق‌العاده است و به‌خوبی با لنزهای سری STM کانن سازگار شده است. تنوع این‌گونه لنزها نیز طی چند سال گذشته به‌خوبی گسترش یافته است و انتخاب‌های زیادی را در اختیار کاربران می‌گذارد.

80D همچنین به جک هدفون و میکروفن نیز مجهز شده است که برای فیلم‌سازی مناسب است، ولی متأسفانه خبری از concentration peaking، Zebra و فیلم‌برداری 4K نیست. قیمت مناسب، جک میکروفن و هدفون، کیفیت عکاسی و فیلم‌برداری خوب، صفحه‌نمایش مفصلی لمسی و سیستم فوکوس Dual Pixel این دوربین را تبدیل به انتخابی مناسب برای علاقه‌مندان به عکاسی و فیلم‌سازی کرده‌اند.

80D ابعاد مناسبی دارد و کنترل‌های فیزیکی متعددی را می‌توان بر روی آن یافت، همچنین نسبت به ابعادش سبک هم هست. ساختار شاسی آن از آلیاژ آلومینیوم است و در مقابل نفوذ گردوغبار و آب نیز مقاومت می‌کند. صفحه‌نمایش مفصلی و لمسی آن به‌خصوص در ترکیب با Quick Menu تجربه‌‌ی کاربری لذت‌بخشی را ایجاد می‌کند.

زمانی که با استفاده از منظره یاب اقدام به عکاسی می‌کنید دوربین از سیستم تشخیص فاز 45 نقطه‌ای بهره می‌گیرد که فوکوسی سریع و قابل‌اعتماد را ارائه می‌نماید، حتی در نور کم. همچنین در بیشتر موارد می‌تواند با موفقیت اقدام به تعقیب سوژه‌ها بکند، هرچند که به‌دقت برخی دوربین‌های سطح بالاتر کانن نیست. همچنین قادر است با سرعت 7 فریم بر ثانیه اقدام به عکاسی پیاپی بنماید. باتری آن نیز برای ثبت 960 عکس کافی است.

سنسور 80D از نظر رزولوشن، میزان نویز و گستره‌ی دینامیکی پیشرفت مناسبی داشته است و می‌توان از این نظر آن را نسبت به 70D و حتی 7D Mark II برتر دانست.

 

4 تا 5.5 میلیون تومان – سنسور فول فریم

نیکون D610

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 24 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 39 نقطه‌ای با 9 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 921،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 6 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • گستره‌ی دینامیکی وسیع
  • عملکرد عالی در نور کم
  • سیستم تعقیب سوژه‌ی پیشرفته
  • نورسنجی و تراز سفیدی بسیار دقیق

نکات منفی:

  • پوشش محدود کادر توسط سیستم فوکوس
  • عملکرد ضعیف سیستم فوکوس در نور کم
  • فوکوس ضعیف در Live View و فیلم‌برداری
  • کیفیت پایین و امکانات محدود فیلم‌برداری

D610 کوچک‌ترین و ارزان‌ترین دوربین فول فریم نیکون است و برای افرادی که می‌خواهند با هزینه‌ی نسبتاً کم وارد دنیای عکاسی فول‌فریم شوند مناسب است. سنسور آن دارای رزولوشن 24 مگاپیکسل است و بسیاری از امکانات دوربین‌های گران‌تر نیکون در بدنه‌ی کوچک‌تر و ارزان‌تر آن جای گرفته‌اند. این دوربین دارای منظره یاب با پوشش 100 درصد و سیستم فوکوس 39 نقطه‌ای است. از 39 نقطه‌ی فوکوس، 9 نقطه از نوع صلیبی یا Cross form هستند.

سیستم فوکوس این دوربین سطح نسبتاً کمی از کادر را می‌پوشاند، ولی دقت و سرعت مناسبی دارد و به‌خوبی قادر است سوژه‌ها را تعقیب کند. اما در Live perspective و فیلم‌برداری فوکوسی ضعیف و کند را ارائه می‌کند.

کیفیت عکس‌ آن عالی است. فایل‌های Jpeg رنگ‌هایی زیبا و دقیق دارند و فایل‌های RAW دارای کم‌ترین نویز و بیشترین گستره‌ی دینامیکی در بین رقبا هستند.

D610 قادر است با کیفیت 1080/30P فیلم‌برداری کند، ولی قابلیت تغییر دیافراگم هنگام فیلم‌برداری وجود ندارد و سیستم فوکوس آن نیز عملکردی ناامیدکننده را ارائه می‌کند. به همین دلیلی برای فیلم‌برداری چندان مناسب نیست.

 

کانن EOS 6D

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 20 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 11 نقطه‌ای با یک نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 4.5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • عملکرد عالی در ایزوهای بالا
  • رنگ‌‌بندی زیبای فایل‌های jpeg
  • کنترل‌های کاملاً دستی هنگام فیلم‌برداری
  • وای‌فای و جی‌پی‌اس داخلی

نکات منفی:

  • سیستم فوکوس قدیمی
  • گستره‌ی دینامیکی محدود

6D ارزان‌ترین و کوچک‌ترین دوربین فول‌فریم کانن است. هم سنسور و هم سیستم فوکوس این دوربین به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که در نور کم به‌خوبی کار کنند. البته تنها 11 نقطه‌ی فوکوس دارد که یکی از آن‌ها از نوع صلیبی است، ولی این نقطه‌ی وسطی تا روشنایی 3EV- نیز کار می‌کند.

کیفیت عکس، نقطه‌ی قوت اصلی این دوربین است. فایل‌های Jpeg دارای رنگ‌های زیبایی هستند و کیفیت مناسبی هم دارند. در حالت RAW میزان نویز در حد بهترین‌های این گروه قیمتی است، ولی از لحاظ گستره‌ی دینامیکی نسبت به نیکون دارای ضعف است.

در این دوربین خبری از فوکوس Dual Pixel برای Live View و فیلم‌برداری نیست. کیفیت فیلم‌برداری آن نیز به 1080/30P محدود است، ولی جک میکروفن دارد و می‌توانید نوع فشرده‌سازی فیلم‌ها را نیز انتخاب کنید. همچنین این دوربین به وای‌فای داخلی نیز مجهز شده است که انتقال فایل‌ها را بسیار راحت کرده است.

 

5.5 میلیون تومان به بالا

کانن EOS 5D Mark IV

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 30 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 61 نقطه‌ای 61 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،620،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 7 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

نکات مثبت:

  • پوشش وسیع سیستم فوکوس تشخیص فاز
  • سیستم فوکوس Dual Pixel با عملکرد عالی در Live perspective و فیلم‌برداری
  • کیفیت ساخت و ارگونومی عالی
  • صفحه‌نمایش لمسی

نکات منفی:

  • فیلم‌برداری 4K دارای کراپ 64X است
  • قیمت بالا

سری دوربین‌های 5D کانن دارای سابقه‌ای درخشان هستند و اولین مدل 5D توانست عکاسی فول‌فریم را در اختیار توده‌ی مردم قرار دهد. Mark II نیز اولین دوربین DSLR با قابلیت فیلم‌برداری Full HD بود و Mark III در بین عکاسان و فیلم‌سازان جایگاه بسیار ویژه‌ای داشت. 5D Mark IV نیز نسخه‌ای بهبودیافته و بهینه از تمامی مدل‌های قبلی به‌حساب می‌آید.

این دوربین نیز مانند مدل‌های قبلی دارای کیفیت ساخت و ارگونومی بسیار خوبی است و صفحه‌نمایش لمسی نیز کار با آن را از همیشه راحت‌تر کرده است. کیفیت عکاسی آن نیز هیچ ایرادی ندارد، هرچند که بهترین در کلاس خودش نیست. رزولوشن آن به میزان مناسبی افزایش یافته است و عملکردش در نور کم عالی است. گستره‌ی دینامیکی آن نیز به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

سیستم فوکوس این دوربین مشابه 1D X Mark II است و نقطه‌ی میانی آن تا 3EV- حساس است. در تعقیب سوژه به‌خوبی سیستم 3D Tracking نیکون عمل نمی‌کند، ولی به‌هرحال بسیار سریع و دقیق است.

این دوربین قادر است با رزولوشن 4K و سرعت 30 فریم بر ثانیه نیز فیلم‌برداری کند و سیستم فوکوس Dual Pixel هنگام فیلم‌برداری عملکردی بی‌رقیب را ارائه می‌کند. این سیستم فوکوس به‌قدری خوب است که کانن آن را در سری دوربین‌های سینمایی EOS C نیز مورد استفاده قرار داده است.

متأسفانه در حالت 4K این دوربین از قسمت مرکزی سنسور استفاده می‌کند و دارای ضریب کراپ 1.64x است. این موضوع باعث می‌شود کمی از گستره‌ی تصویر کاسته شود و کمی نیز به عمق میدان اضافه شود. همچنین فرمت MJpeg استفاده‌شده در این دوربین سنگین است و ادیت آن نیز سخت است، هرچند که کیفیت بسیار بالایی را عرضه می‌کند.

 

سونی a7R II

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 42 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: هیبریدی 399 نقطه‌ای | صفحه‌نمایش: 3 اینچی با رزولوشن 1،228،800 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

نکات مثبت:

  • عملکرد فوق‌العاده در نورهای کم و گستره‌ی دینامیکی عالی
  • دقت و سرعت فوق‌العاده‌ی سیستم فوکوس
  • لرزش‌گیر 5 محوره
  • صفحه‌نمایش مفصلی

نکات منفی:

  • منوی پیچیده
  • کنترل‌ها و دکمه‌های کوچک

این دوربین اولین در جهان است که از سنسور Backside bright فول فریم استفاده می‌کند. این سنسور در داخل یک سیستم لرزش‌گیر 5 محوره جای گرفته است و 42.2 مگاپیکسل رزولوشن دارد.

از نظر سیستم فوکوس نیز این دوربین دستاوردهای جدیدی دارد. سنسور آن دارای 399 نقطه‌ی فوکوس تشخیص فاز است که بیشترین پوشش را در بین تمامی دوربین‌های فول فریم ارائه می‌کنند. عملکرد این سیستم فوکوس در عکاسی و فیلم‌برداری عالی است. آزمایش فوکوس پیوسته‌ی آن نشان می‌دهد که a7R II از پس بهترین دی‌اس‌ال‌آرها نیز بر می‌آید. قابلیت‌هایی مانند فوکوس روی چشم، باعث می‌شوند سوژه‌ها حتی در صورت حرکت کردن باز هم در فوکوس باشند. این موضوع موجب شده است که درصد فوکوس‌های صحیح در عکاسی عروسی، پرتره و یا عکاسی از کودکان بسیار بالا برود.

کیفیت عکاسی این دوربین در بیشتر موارد از برترین‌های گروه است و فایل‌های jpeg آن جزئیاتی تولید می‌کنند که هیچ دی‌اس‌ال‌آری به آن نزدیک نمی‌شود. استفاده از سنسور BSI موجب شده است تا رزولوشن بالایش باعث افزایش نویز در ایزوهای بالا نشود. گستره‌ی دینامیکی آن را نیز بعد از D810 باید در گروه دوم دانست.

این دوربین قادر به فیلم‌برداری با رزولوشن 4K نیز هست و ویدیوهای آن دارای جزئیات بسیار زیاد و کیفیت بالایی هستند. سیستم فوکوس آن نیز با اعتمادبه‌نفس مناسبی کار خود را انجام می‌دهد.

 

نیکون D810

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 36.3 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: تشخیص فاز 51 نقطه‌ای با 15 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،229،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/60P

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی بی‌نظیر در ایزوی 64
  • سیستم فوکوس عالی با قابلیت تعقیب سوژه‌ی مناسب
  • گستره‌ی دینامیکی پیشرو
  • قیمت مناسب برای یک دوربین حرفه‌ای

نکات منفی:

  • سیستم فوکوس در نور کم به ‌خوبی رقبا نیست
  • نقاط صلیبی سیستم فوکوس تنها در قسمت میانی کادر قرار دارند
  • سیستم فوکوس ضعیف در Live perspective و فیلم‌برداری

شاید D810 نسبت به سایر رقبا تا حدودی قدیمی شده باشد، ولی همچنان رقیبی قدرتمند به‌حساب می‌آید. بدنه‌ی آن مانند یک تانک ساخته شده است و ارگونومی بسیار خوبی هم دارد. قیمت آن هم نسبت به رقبایی مانند 5D Mark IV بسیار به‌صرفه است. D810 نیز مانند D800E فاقد فیلتر AA است تا حداکثر رزولوشن و شارپنس ممکن را ارائه کند.

درست است که دوربین‌هایی مانند کانن 5DS و سونی a7R II دارای رزولوشن بیشتری هستند، ولی همچنان میزان جزئیات عکس‌های D810 فوق‌العاده به‌حساب می‌آید. اگر به دنبال عکاسی ورزشی هستید دوربین‌هایی مانند D500 و D5 فوکوس و عکاسی پیاپی سریع‌تری را ارائه می‌کنند، ولی ازلحاظ کیفیت تصویر این دوربین در گروه قیمتی خودش بی‌رقیب است.

D810 از سیستم نورسنجی 91 هزار پیکسلی RGB استفاده می‌کند که با دقت بسیار خوبی نوردهی و تراز سفیدی را تعیین می‌کند. کل سیستم فوکوس این دوربین نیز از مدل ورزشی D4s قرض گرفته شده است و به‌خوبی می‌تواند سوژه‌ها را تشخیص دهد و آن‌ها را تعقیب کند. البته تنها 15 نقطه‌ی میانی از نوع صلیبی هستند، بنابراین در گوشه‌های کادر برای فوکوس بر روی سوژه‌های کم‌کنتراست با ضعف روبرو است. همچنین در تاریکی نیز عملکرد چندان مناسبی ندارد.

کیفیت عکس‌های این دوربین فوق‌العاده است، چه در حالت Jpeg و چه در حالت RAW. گستره‌ی دینامیکی آن برترین در این گروه است و عملکردی خارق‌العاده را در ایزوهای بالا ارائه می‌کند.

 

کانن 5Ds و 5Ds R

سنسور: فول‌فریم | رزولوشن: 50.6 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 61 نقطه‌ای با 41 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی با رزولوشن 1،040،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 5 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 1080/30P

نکات مثبت:

  • ارائه‌ی جزئیات خارق‌العاده
  • کیفیت ساخت و ارگونومی عالی

نکات منفی:

  • گستره‌ی دینامیکی محدود
  • گستره‌ی ایزوی محدود

5Ds و برادر دوقلویش، 5Ds R بالاترین رزولوشن را در بین تمامی دوربین‌های DSLR دارند. رزولوشن این دوربین‌ها دو برابر دوربینی مانند 5D Mark III است.

این دوربین‌ها سیستم نورسنجی 150,000pixel RGB را از 7D Mark II به ارث برده‌اند که به آنالیز تصویر و انتخاب بهترین نوردهی کمک می‌کند. سیستم تعقیب سوژه‌ی iTR نیز در این دوربین‌ها وجود دارد که عملکرد قابل‌قبولی دارد، ولی در تشخیص سوژه‌های کوچک مانند چشم انسان دچار مشکل می‌شود.

سیستم فوکوس این دوربین با داشتن 41 نقطه‌ی صلیبی به‌خوبی از پس شرایط دشوار بر می‌آید، ولی به دلیل رزولوشن بالا باید حتماً لنز خود را کالیبره کنید. با داشتن چنین رزولوشنی خیلی باید دقت کنید در زمان در دست داشتن دوربین سرعت شاتر را به‌درستی انتخاب کنید، زیرا این دوربین برعکس رقبای بدون آینه فاقد لرزش‌گیر داخلی است.

وقتی در سطح پیکسلی به عکس‌ها نگاه می‌کنید میزان جزئیات خارق‌العاده است. طبق سنت همیشگی کانن، رنگ‌های بسیار زیبا و دقیقی را نیز تولید می‌کند و عملکردش در نور کم نیز قابل‌قبول است. البته مانند بسیاری از مدل‌های دیگر کانن، گستره‌ی دینامیکی آن چندان وسیع نیست.

از نظر فیلم‌برداری هیچ‌کدام از مدل‌های 5Ds و 5Ds R حرف چندانی برای گفتن ندارند. خبری از سرعت 60 فریم بر ثانیه یا فیلم‌برداری 4K نیست و سیستم فوکوس Dual Pixel کانن نیز در آن‌ها مورد استفاده قرار نگرفته است.

 

نیکون D500

سنسور: APS-C | رزولوشن: 20.9 مگاپیکسل | فوکوس خودکار: 153 نقطه‌ای با 99 نقطه‌ی صلیبی | صفحه‌نمایش: 3.2 اینچی لمسی مفصلی با رزولوشن 2،359،000 پیکسل | عکاسی پیاپی: 10 فریم بر ثانیه | فیلم‌برداری: 4K 30fps

نکات مثبت:

  • کیفیت عکاسی عالی
  • سیستم فوکوس فوق‌العاده
  • فیلم‌برداری 4K با کیفیت مناسب
  • اولین دوربین با سیستم کالیبره‌ی خودکار فوکوس
  • بدنه‌ی فلزی مقاوم

نکات منفی:

  • رزولوشن نسبتاً پایین
  • قابلیت‌های محدود فیلم‌برداری

نیکون D500 تنها دوربین با سنسور کراپ است که در این گروه جای می‌گیرد و این خود نشانه‌ای از توانایی‌های خارق‌العاده‌ی آن است. این دوربین که جانشین مدل D300s شده است از یک سنسور 20.7 مگاپیکسلی استفاده می‌کند. سیستم فوکوس آن نیز دارای 153 نقطه است که 99 عدد از آن‌ها از نوع صلیبی هستند. این سیستم فوکوس دقیقاً با مدل ورزشی D5 یکسان است.

همچنین قادر است با سرعت 10 فریم بر ثانیه به‌صورت پیاپی عکاسی کند که از تمام دوربین‌های این گروه سریع‌تر است. استفاده از فیبر کربن در ساختار آن نیز موجب کاهش وزن و افزایش مقاومت بدنه شده است. بدنه‌ی این دوربین در مقابل عوامل محیطی مقاوم شده است و صفحه‌نمایش آن نیز از نوع مفصلی و لمسی است. سنسور آن نیز از نظر گستره‌ی دینامیکی و میزان نویز در حال حاضر بهترین در بین دوربین‌های APS-C است.

این دوربین همچنین قادر است با رزولوشن 4K و سرعت 30 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند. هرچند که ضریب فاکتور 2.2x دارد که کمی کار انتخاب لنز را سخت می‌کند. سیستم فوکوس آن نیز در هنگام فیلم‌برداری چندان چنگی به دل نمی‌زند، ولی کیفیت کلی ویدیوها بسیار خوب است.

مسابقه عکاسی سونی ۲۰۱۸ فرصتی برای دیده شدن عکس‌هایتان

مسابقه عکاسی سونی طبق روال هر ساله، در سال ۲۰۱۸ نیز برگزار خواهد شد. این رویداد هنری که از لحاظ تعداد شرکت کننده بزرگ‌ترین مسابقه عکاسی جهان به حساب می‌آید، در اوایل سال ۲۰۱۸ در خانه مشهور سامرست در لندن کار خود را شروع می‌کند. شما نیز مانند دیگر شرکت‌کنندگان بین‌المللی می‌توانید آثار خود را به هیئت انتخاب این مسابقه ارسال کنید تا پس از انتخاب شدن به بخش اصلی مسابقه راه یابد.

مسابقه The Sony World Photography Awards در چهار بخش حرفه‌ای، آزاد، نوجوانان و بخش دانشجویی برگزار خواهد. در بخش حرفه‌ای، عکاسان می‌توانند در قالب عکاسی فتوژورنالیسم، عکاسی تجاری و عکاسی هنری و هفت دسته‌بندی دیگر آثار خود را به مسابقه ارسال کنند. آثار ارسال شده باید در قالب یک مجموعه ۵ تا ۲۰ عکسی و از لحاظ موضوعی با یکدیگر مرتبط باشند. برندگان این بخش در دسته‌بندی‌های مختلف، یک پرواز به لندن و نشان Sony Awrds را دریافت خواهند کرد و آثارشان در نمایشگاه‌های گروهی به نمایش درخواهد آمد. به علاوه که یک مجموعه از تجهیزات عکاسی سونی نیز برای برندگان بخش‌های مختلف در نظر گرفته شده است. در بخش حرفه‌ای یک عکاس نیز عنوان عکاس سال را برنده می‌شود و جایزه‌ای ۲۵ هزار دلاری را با خود به خانه خواهد برد و آثارش در سامرست لندن به نمایش گذاشته می‌شود.

در بخش رقابت آزاد هر کسی با هر سنی و هر سطحی از تجربه می‌تواند آثارش را به صورت تک‌فریم به مسابقه بفرستد. این بخش نیز در ۱۰ موضوع مختلف عکاسی برگزار می‌شود و برندگان هر بخش علاوه بر برنده شدن تجهیزات عکاسی سونی، آثارشان نیز به صورت گروهی به نمایش درمی‌آید. نفر اول این بخش، علاوه بر این جوایز ۵ هزار دلار دریافت می‌کند و به اختتامیه مسابقه نیز دعوت می‌شود.

در بخش نوجوانان نیز عکاسان نوجوان می‌توانند تک عکس‌هایشان را به مسابقه ارسال کنند. ترکیب‌بندی‌های جذاب از محیط زندگی تنها موضوع این بخش از مسابقه است و نفر اول علاوه بر تجهیزات عکاسی سونی، یک سفر به لندن و به نمایش در آمدن عکسش در سامرست را خواهد برد.

در بخش دانشجویی که مخصوص دانشجویان عکاسی در نظر گرفته شده، در دو بخش برگزار خواهد شد و دانشگاه‌ها باید به صورت جداگانه در مسابقه ثبت‌نام کنند تا دانشجویان بتوانند اثر خود را در قالب یک تک عکس به دانشگاه معرفی کنند. هر دانشگاه فقط می‌تواند عکس یک دانشجو را به مسابقه ارسال کند. پس از انتخاب ۱۰ عکاس دانشجو توسط هیئت داوری این ده نفر رقابت را در بخش دوم آغاز می‌کنند. نفر اول این مسابقه علاوه بر یک پرواز لندن و تجهیزات عکاسی سونی مبلغ ۳۰ هزار دلار را دریافت خواهد کرد.

شرکت دادن عکس‌ها در مسابقه رایگان می‌باشد و هر کسی با هر شرایطی می‌تواند در مسابقه شرکت کند ولی باید توجه داشت که اگر در بخش آزاد شرکت کنید دیگر نمی‌توانید در بخش حرفه‌ای به رقابت بپردازید و برعکس. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به وب‌سایت مسابقه به آدرس زیر مراجعه کنید.

 

“زندگی و عشق در مترو” از دریچه دوربین استنلی کوبریک

در سال ۱۹۴۶ مجله‌ی لوک نیویورک مجموعه عکسی با نام “زندگی و عشق در متروی نیویورک” به چاپ رساند که عکاس آن جوان ۱۸ ساله‌ای به نام استنلی کوبریک بود!

استنلی کوبریک، زاده‌ی محله‌ی برانکس نیویورک که بعدها تعدادی از شاهکارهای سینمای جهان را خلق کرد.

کوبریک که جزئیات زیبایی شناسانه‌ی تصویر و استفاده دقیق از فاصله کانونی و حرکت تصویر در فیلم‌هایش  زبانزد است، در هنگام تهیه این گزارش تصویری ۱۸ ساله بود و به شکل تمام‌وقت به‌عنوان عکاس و خبرنگار در مجله لوک فعالیت می‌کرد.

شروع علاقه وی به عکاسی از سن سیزده‌سالگی و زمانی بود که پدرش یک دوربین گرافلکس به او هدیه داد. وی مدتی بعد به‌عنوان عکاس مدرسه برگزیده شد و پس از پایان دوره دبیرستان با فرستادن عکس‌هایش برای مجله لوک این رشته را به‌صورت حرفه‌ای پیگیری کرد.

عکاسی از متروی نیویورک از موضوعاتی است که همچنان جذابیت خود را برای عکاسان حفظ کرده و پیش از کوبریک نیز موردتوجه بسیاری از عکاسان بوده است. در سال ۱۹۳۸ عکاس تأثیرگذار آمریکایی، “واکر اوانس” مجموعه عکسی از متروی نیویورک تهیه کرد که تأثیر آن را روی عکس‌های کوبریک جوان نیز می‌توان دید.

یکی از عکس‌های مجموعه “زندگی و عشق در متروی نیویورک”

در عکس بالا مردم نیویورک نیم‌قرن گذشته را می‌بینید که بجای تلفن‌ها هوشمند و آی‌پد، در دست خود روزنامه دارند.

 

توضیح کوبریک برای این مجموعه عکس:

او در مورد این مجموعه عکس گفته: “از نور طبیعی استفاده کردم، زیرا می‌خواستم همه‌چیز طبیعی باشد”.

وی همچنین گفته که این مجموعه را طی دو هفته عکاسی از مترو تهیه‌کرده که نیمی از آن بین نیمه‌شب تا ۶ صبح تهیه شده است. وی معتقد است که مردم در این ساعات به‌گونه‌ای دیده می‌شوند که در طول روز نمی‌توان دید، برای مثال در این ساعات افراد روی صندلی‌های مترو می‌خوابند و یا پای خود را روی صندلی‌ها دراز می‌کنند.

ضمناً تمام عکس‌ها به خاطر تکان‌های مترو در هنگام حرکت، فقط در دقایق توقف مترو در ایستگاه‌ها ثبت شده است!

خاطره جالب کوبریک از این مجموعه مربوط می‌شود به تنها مشکلی که در جریان عکاسی برای او پیش آمد:

وی گفته “در حین تهیه این مجموعه یکی از نگهبانان مترو از من پرسید برای چه عکس می‌گیرم؟ من پاسخ دادم برای مجله لوک عکاسی می‌کنم . . . نگهبان پاسخ دارد: آره پسر کوچولو، منم سردبیر روزنامه دیلی ورکر هستم . . .”.

کوبریک برای تهیه این مجموعه عکس از یک دوربین کنتاکس استفاده کرد. وی به دلیل کمبود نور در محیط مجبور بود عکس‌ها را با زمان نوردهی یک‌هشتم ثانیه ثبت کند که نشان از مهارت و تمرین زیاد وی در عکاسی خبری دارد.

کوبریک در طول فعالیت خود در مجله لوک نیویورک بیش از پانزده هزار عکس برای این مجله تهیه کرد.

تعدادی از عکس‌های این مجموعه عکس “زندگی و عشق در متروی نیویورک” که هم‌اکنون در آرشیو دیجیتال موزه نیویورک نگهداری می‌شوند را در ادامه می‌بینید:

 

دیدگاه‌ها برای Sony a6300 در برابر Fujifilm X-T20 با محمدرضا

بدون شک نام دوربین‌های بدون آینه با دو برند معتبر Sony و Fuji گره خورده است. این دو شرکت که طی چند سال گذشته دوربین‌های DSLR خوبی را نیز روانه بازار کرده‌اند با درک صحیح از روند دنیای تصویرگری دیجیتال، تمرکز زیادی را روی دوربین‌های بدون آینه و تولید محصولات کوچک با کارآیی و کیفیتی در حد دوربین‌های DSLR گذاشتند تا امروز با دوربین‌های پیشرفته‌ای مانند Sony A6300 و Fujifilm X-T20 بتوانند بازار را برای دوربین‌های بدون آینه تنگ کنند. از آنجا که این دو دوربین از لحاظ قیمت به هم نزدیک بوده و به نوعی رقیب مستقیم یکدیگر به شمار می‌آیند، قصد دارم این دو دوربین را مستقیماً در برابر یکدیگر قرار دهم تا ببینیم آیا می‌توان آن‌ها را به جای دوربین‌های DSLR رده متوسط با قیمت‌هایی در همین حدود قرار داد یا خیر؟

چرا هیچ‌یک از این دوربین‌ها را نخریم؟

یکی از مهم‌ترین دلایل برای خرید این دوربین‌ها بدنه کوچک و سبک آن‌هاست. اما این بدنه کوچک در مقایسه با دوربین‌های DSLR است و به‌هیچ‌وجه نباید آن‌ها را با دوربین‌های کوچکی مانند Sony RX100 V یا Canon PowerShot G9 X هم‌طراز کنید. این دوربین‌ها با لنز‌های قابل تعویض طراحی می‌شوند و حتی با یک لنز کوچک نیز در جیب جا نمی‌شوند! اصولاً این دوربین‌ها همان دوربین‌های DSLR عادی هستند که با حذف آینه از داخل بدنه، کمی کوچک‌تر و جمع و جورتر شده‌اند. بنابراین اگر می‌خواهید از آن‌ها در مهمانی‌های خانگی و مسافرت‌ها استفاده کنید، شاید بهتر باشد یک دوربین کوچک‌تر را همراه ببرید. خصوصاً اینکه به ندرت می‌توانید محافظ‌های سیلیکونی برای این دوربین‌ها پیدا کنید و در تمام طول سفر باید مراقب باشید که به جایی نخورند و خراشیده و ساییده نشوند. اگر آن‌قدر حساس هستید که حتی به بدنه عایق‌بندی شده Sony A6300 اطمینان نمی‌کنید، بهتر است با کمی چشم‌پوشی از کیفیت، یک دوربین اکشن مانند Gopro Hero5 Black بگیرید که هم 4K فیلم‌برداری می‌کند و هم یک حسگر 12 مگاپیکسلی برای ثبت خاطرات سفر دارد.

این دوربین‌ها می‌توانند به عنوان دوربین اول عکاسان حرفه‌ای هم مورد استفاده قرار بگیرند، به این شرط که وابستگی به برند و تجهیزات خاصی نداشته باشند. طبیعتاً اگر پیش از این تجهیزات حرفه‌ای مانند فلاش و تریگر یا لنزهای متنوع برای دوربین‌ قبلی‌تان خریداری کرده‌اید، اغلب آن‌ها را نمی‌توانید برای این دوربین‌ها نیز استفاده کنید. این دوربین‌ها نیاز به لنز‌های اختصاصی خودشان دارند که برای فوجی از سری لنز‌های Fujifilm XF و برای سونی از سری لنز‌های Sony E هستند. متأسفانه حتی فروشگاه‌های مانند پیکسل هم که تنوع کالایی زیادی دارند، تمامی تنوع لنز‌ها و تجهیزات این دوربین‌ها را موجود ندارند و بسیاری از این تجهیزات را می‌بایست شخصاً سفارش دهید. بیشتر اوقات عکاسانی که این دوربین‌ها را تهیه می‌کنند، معمولاً همیشه تنها با یک لنز کار می‌کنند و به ندرت به سراغ خرید و تعویض لنز می‌روند و شاید به همین علت باشد که پیکسل هم اغلب این دوربین‌ها را با لنز‌های کیت عرضه می‌کند.

گاهی اوقات بدنه کوچک نمی‌تواند صرفاً یک مزیت باشد و در برخی از موارد محدودیت‌هایی را نیز ایجاد می‌کند. از جمله اینکه باطری دوربین‌های بدون آینه معمولاً حجم کمی دارند و تعداد عکسی که می‌توانید با آن‌ها بگیرید محدود است. باطری دوربین‌های Sony a6300 و Fujifilm X-T20 به ترتیب 400 و 350 عکس می‌گیرند (براساس استاندارد CIPA). این تعداد عکس را با تعداد 1200 عکس‌ که با هر بار شارژ باطری دوربین ارزان‌قیمت Nikon D3400 می‌توانید بگیرید مقایسه کنید تا ببینید چرا معمولاً با خرید یکی از این دوربین‌ها به یک باطری یدکی هم نیاز پیدا می‌کنید. خصوصاً اینکه بدانید این دوربین‌ها به دلیل بدنه کوچکی که دارند، نمایشگر LCD بالای بدنه را ندارند و برای تمام تغییراتی که در تنظیمات آن‌ها می‌خواهید بدهید، باید نمایشگر دوربین را روشن کنید.

اما یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف این دوربین‌ها به عدم وجود لرزشگیر در بدنه آن‌ها مربوط می‌شود. اگرچه برای خریداران دوربین‌های DSLR کانن و نیکون، این یک خصوصیت عمومی تلقی می‌شود، اما شخصاً انتظار داشتم که دوربین‌های بدون آینه سونی هم چنین ضعفی داشته باشند. البته فوجی قبلا اعلام کرده بود که به دلیل محدودیت‌هایی که اندازه مانت دوربین‌های سری X این شرکت دارند، عملاً امکان ارائه لرزشگیر روی حسگر این دوربین‌ها وجود ندارد، اما شاید دلیل ارائه لرزشگیر روی دوربین Sony a6300 صرفاً برای کاهش قیمت دوربین بوده است، زیرا این شرکت بعداً در Sony a6500 لرزشگیر را روی بدنه قرار داد تا نشان دهد مانت E این شرکت توانایی‌های بسیار بالاتری دارد.

طبیعتاً فکر نمی‌کنید چنین بدنه‌های کوچکی، دارای دو اسلات برای کارت حافظه باشند! بنابراین اگر می‌خواهید از تمامی امکانات پیشرفته این دوربین‌ها بهره‌مند شوید، باید از همین ابتدا به فکر یک کارت حافظه پرسرعت با حجم بالا مانند SanDisk 64GB Extreme UHS-I باشید. همچنین از دیگر نقاط ضعف هر دوی این دوربین‌ها می‌توان به عدم وجود نمایشگر بازشو (هر دوی آن‌ها نمایشگر تاشو دارند)، GPS، بلوتوث و جک هدفون اشاره کرد.

چرا باید یکی از این دوربین‌ها را بخرید؟

تصور کنید یک دوربین DSLR بسیار پیشرفته را در اندازه‌ای بسیار کوچک‌تر در دست بگیرید. حسگر بزرگ APS-C، امکان پشتیبانی از تجهیزات حرفه‌ای نورپردازی، تنوع لنز‌های بسیار پیشرفته، سرعت فوکوس باورنکردنی و فیلم‌برداری با رزولوشن 4K همه و همه، قابلیت‌هایی هستند که اگر بخواهید آن‌ها را در دوربین‌های DSLR بیابید احتمالاً باید سراغ بدنه‌های گران‌قیمتی مانند Canon 5D Mark IV یا Nikon D500 بروید. اصولاً این‌همه امکانات را به ندرت می‌توان در یک دوربین DSLR پیدا کرد. شاید به همین دلیل هم باشد که معمولاً عکاسان سنتی به سراغ این دوربین‌ها نمی‌روند و اغلب مشتریان این دوربین‌ها در فروشگاه پیکسل ظاهری شبیه به برنامه‌نویسان کامپیوتر دارند!

البته بدنه Fuji X-T20 بیش از آنکه به یک دوربین بدون آینه شبیه باشد، به یک دوربین کلاسیک دهه 50 شبیه است. بدنه نقره‌ای رنگ سنگین فلزی، دکمه‌های چرخان برای سرعت شاتر، جبران نوردهی و تعیین مود عکس‌برداری که در بالای بدنه قرار دارند و منظره‌یاب یا چشمی دوربین که اگرچه از نوع الکترونیکی است، اما با همان طراحی ویزور نوری در دوربین‌های کلاسیک در مرکز بدنه طراحی شده، احساس سوار شدن به یک کادیلاک کلاسیک را به شما القا می‌کند. باور کنید حتی دکمه انتخاب نوع فوکوس هم به صورت مکانیکی در جلو بدنه طراحی شده است. شاید اگر صفحه‌نمایش 3 اینچی و لمسی این دوربین نبود، سعی می‌کردید حتماً یک فیلم نگاتیوی 36 تایی را در آن جای دهید!

اگرچه بدنه دوربین Sony A6300 این‌قدر کلاسیک طراحی نشده، اما ارتفاع کم، عمق زیاد با گریپ خوش‌دست و وجود منظره‌یاب الکترونیکی در کنار بدنه، دقیقاً شبیه به تجربه و تصور ما از دوربین‌های قدیمی Rangefinder است.

شاید یکی از قوی‌ترین مزایای این دوربین‌ها به امکانات فوکوس آن‌ها ربط پیدا کند. زیرا امکانات فوکوس این دوربین‌ها را به ندرت می‌توان روی دوربین‌های DSLR یا حتی دوربین‌های کامپکت پیشرفته دید. دوربین‌های Fujifilm X-T20 و Sony A6300 به ترتیب دارای 91 و 425 نقطه فوکوس در سرتاسر سطح حسگر هستند. این تعداد نقاط فوکوس می‌توانند تقریباً هر سوژه‌ای را در تصویر تشخیص داده و دنبال کنند و از این لحاظ حتی دارای سرعت و دقت فوق‌العاده بیشتری نسبت به نقاط فوکوس در دوربین‌های DSLR پیشرفته مانند Nikon D7500 هستند.

در Fujifilm X-T20 نقاط فوکوس را می‌توانید از طریق تنظیمات سفارشی AF-C تنظیم کنید تا دوربین بتواند در موقعیت‌های مختلف، انواع سوژه‌ها با سرعت‌ حرکت متفاوت را توسط این نقاط دنبال کند. برای انتخاب سوژه نیز هم می‌توانید از دکمه چهار جهته پشت دوربین استفاده کنید و هم می‌توانید روی صفحه‌نمایش، تصویر سوژه را لمس کنید. متأسفانه دوربین Sony a6300 این قابلیت لمسی را ندارد، اما تعداد نقاط فوکوس آن بسیار بیشتر است و تمام سطح کادر را پوشش می‌دهند. سریع‌ترین روش برای انتخاب نقاط فوکوس در a6300 این است که دکمه مرکزی را فشار دهید و بعد با دکمه‌های چهارجهته یا دکمه چرخان، نقطه فوکوس را روی سوژه ببرید. البته تکنولوژی فوکوس 4D Focus در این دوربین به حدی قوی‌ است که به محض قرار گرفتن روی سوژه، تمامی نقاط دورتادور سوژه نیز فعال مانده و هیچ حرکتی از سوژه از نگاه دقیق این نقاط نادیده نخواهد ماند. به گفته سونی، این تکنولوژی، سریع‌ترین فوکوسی است که تابه‌حال در دوربین‌های عکاسی به کار گرفته شده است. سونی در نسخه بعدی این دوربین یعنی Sony a6500، صفحه لمسی را نیز به دوربین اضافه کرد تا یکی از سریع‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های فوکوس در دوربین‌های بدون آینه را رقم بزند.

اما امکانات فوکوس در این دوربین‌ها تنها به سرعت بالا ختم نمی‌شود. عکاسان ماکرو و کسانی که با فوکوس دستی کار می‌کنند، می‌توانند از قابلیت Focus Peaking در هر دوی این دوربین‌ها بهره‌مند شوند. با این قابلیت، نقطه فوکوس با رنگ و کنتراست متفاوتی در تصویر دیده می‌شود تا منطقه فوکوس را به دقت تشخیص دهید.

هر دوی این دوربین‌ها دارای شاتر مکانیکی و سرعت عکس‌برداری بالایی هستند. Sony a6300 با 11 فریم بر ثانیه، سریع‌تر از Fujifilm X-T20 است، اما فعال کردن شاتر الکترونیکی در X-T20 سرعت عکس‌برداری پی‌درپی آن را به 14 فریم بر ثانیه می‌رساند. البته تنها Sony a6300 است که می‌تواند تصویر نمایش داده شده در حین عکس‌برداری پی‌درپی را در طول عکس‌برداری  بدون پرش (Blinking) نگاه دارد. ضمناً بیشترین سرعت شاتر این دوربین در هر دو حالت مکانیکی و الکترونیکی برابر 1/4000 ثانیه است، در حالی که سرعت عکس‌برداری Fujifilm X-T20 در حالت مکانیکی برابر 1/8000 و در حالت الکترونیکی مقدار باورنکردنی 1/32000 ثانیه می‌باشد.

هر دوی این دوربین‌ها می‌توانند ویدئو‌های 4K را با خروجی 8-bit 4:2:2 روی کارت حافظه داخلی ضبط کرده یا از طریق خروجی HDMI به رکوردر‌های اکسترنال ارسال کنند و ضمناً هر دو امکان ضبط با میکروفون‌های حرفه‌ای از طریق جک 3.5mm در سونی و جک 2.5mm در X-T20 دارند.

مزیت‌های دوربین Fujifilm X-T20 به Sony a6300

شاید مهم‌ترین مزیت این دوربین طراحی شیک آن باشد که کاملاً سلیقه‌ای است و ممکن است برای شما بی‌اهمیت یا فوق‌العاده مهم باشد. از این مورد (و مواردی که در بالا به عنوان تفاوت ذکر شد) که بگذریم، مزیت مهم دیگر X-T20 حذف فیلتر Low-Pass از روی حسگر، به دلیل طراحی خاص حسگر این دوربین توسط فوجی است که بدون نیاز به این فیلتر، تصاویری شارپ و بدون پدیده Moire را ثبت می‌کند. همچنین فوجی با توجه به سابقه‌ای که در تولید نگاتیو‌های عکاسی دارد، 10 پروفایل فیلتر رنگی منحصربه‌فرد از فیلم‌های خودش را در این دوربین قرار داده است که می‌توانید از آن‌ها هم روی عکس و هم روی ویدئو‌ها استفاده کنید.

 مزیت‌های دوربین Sony a6300 به Fujifilm X-T20

مزیت‌های مهم دوربین Sony a6300 به جز تفاوت‌های ذکر شده، بیشتر به سرعت بالای پردازشگر و قابلیت‌های فیلم‌برداری این دوربین برمی‌گردد. اگرچه هر دو دوربین دارای قابلیت فیلم‌برداری 4K هستند، اما فیلم‌برداری UHD 4K در a6300 بیشتر شبیه به نسخه پیشرفته‌تر X-T20 یعنی Fujifilm X-2 است. برخلاف X-T20، سونی از تمامی سطح حسگر برای ضبط ویدئو استفاده می‌کند. در واقع تصاویر ویدئویی در این دوربین با رزولوشن 6K طبیعی حسگر ضبط شده و سپس به 4K تبدیل (Down Sampling) می‌شود. به همین دلیل جلوه تصاویر با عمق میدان بالا، بدون زوم و بسیار سینمایی دیده می‌شود. همچنین تفاوتی نمی‌کند که در حال ضبط Full HD یا 4K باشید، به‌هرحال زمان ضبط می‌تواند تا 30 دقیقه پیوسته ادامه داشته باشد، در حالی که پردازشگر X-T20 تنها اجازه ضبط 10 و 15 دقیقه به ترتیب برای 4K و Full HD را می‌دهد.

ضمنا Sony a6300 می‌تواند در رزولوشن Full HD با سرعت 120 فریم بر ثانیه اسلوموشن‌های فوق‌العاده‌ای را ضبط کند.

نهایتاً اینکه 9 پروفایل اختصاصی فیلم‌برداری در Sony a6300 وجود دارد که دقیقاً از دوربین‌های فیلم‌برداری حرفه‌ای سونی CineAlta گرفته شده است. این پروفایل‌ها شامل black gamma، knee، عمق رنگ، مد رنگی، مد‌های گاما و S-log2 / S-log3 می‌شوند که برای فیلم‌برداران حرفه‌ای اهمیت زیادی دارند.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که دیدید اصلاً تفاوتی ندارد کدامیک از این دو دوربین را انتخاب کنید و شاید بیشترین تفاوت‌ آن‌ها در ظاهر و استایل طراحی‌شان باشد. هر دوی آن‌ها دوربین‌های فوق‌العاده پیشرفته‌ای در این رده قیمتی هستند، که مزایا و معایب آن‌ها بیشتر نوعی تفاوت به نظر می‌رسد. لطفاً اگر تجربه استفاده از هر یک از این تجهیزات یا دیدگاهی درباره مطالب مطرح شده دارید با ما در میان بگذارید و فراموش نکنید ما همه چیز را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه می‌کنیم.

 

Sony a6300 در برابر Fujifilm X-T20

بدون شک نام دوربین‌های بدون آینه با دو برند معتبر Sony و Fuji گره خورده است. این دو شرکت که طی چند سال گذشته دوربین‌های DSLR خوبی را نیز روانه بازار کرده‌اند با درک صحیح از روند دنیای تصویرگری دیجیتال، تمرکز زیادی را روی دوربین‌های بدون آینه و تولید محصولات کوچک با کارآیی و کیفیتی در حد دوربین‌های DSLR گذاشتند تا امروز با دوربین‌های پیشرفته‌ای مانند Sony A6300 و Fujifilm X-T20 بتوانند بازار را برای دوربین‌های بدون آینه تنگ کنند. از آنجا که این دو دوربین از لحاظ قیمت به هم نزدیک بوده و به نوعی رقیب مستقیم یکدیگر به شمار می‌آیند، قصد دارم این دو دوربین را مستقیماً در برابر یکدیگر قرار دهم تا ببینیم آیا می‌توان آن‌ها را به جای دوربین‌های DSLR رده متوسط با قیمت‌هایی در همین حدود قرار داد یا خیر؟

چرا هیچ‌یک از این دوربین‌ها را نخریم؟

یکی از مهم‌ترین دلایل برای خرید این دوربین‌ها بدنه کوچک و سبک آن‌هاست. اما این بدنه کوچک در مقایسه با دوربین‌های DSLR است و به‌هیچ‌وجه نباید آن‌ها را با دوربین‌های کوچکی مانند Sony RX100 V یا Canon PowerShot G9 X هم‌طراز کنید. این دوربین‌ها با لنز‌های قابل تعویض طراحی می‌شوند و حتی با یک لنز کوچک نیز در جیب جا نمی‌شوند! اصولاً این دوربین‌ها همان دوربین‌های DSLR عادی هستند که با حذف آینه از داخل بدنه، کمی کوچک‌تر و جمع و جورتر شده‌اند. بنابراین اگر می‌خواهید از آن‌ها در مهمانی‌های خانگی و مسافرت‌ها استفاده کنید، شاید بهتر باشد یک دوربین کوچک‌تر را همراه ببرید. خصوصاً اینکه به ندرت می‌توانید محافظ‌های سیلیکونی برای این دوربین‌ها پیدا کنید و در تمام طول سفر باید مراقب باشید که به جایی نخورند و خراشیده و ساییده نشوند. اگر آن‌قدر حساس هستید که حتی به بدنه عایق‌بندی شده Sony A6300 اطمینان نمی‌کنید، بهتر است با کمی چشم‌پوشی از کیفیت، یک دوربین اکشن مانند Gopro Hero5 Black بگیرید که هم 4K فیلم‌برداری می‌کند و هم یک حسگر 12 مگاپیکسلی برای ثبت خاطرات سفر دارد.

این دوربین‌ها می‌توانند به عنوان دوربین اول عکاسان حرفه‌ای هم مورد استفاده قرار بگیرند، به این شرط که وابستگی به برند و تجهیزات خاصی نداشته باشند. طبیعتاً اگر پیش از این تجهیزات حرفه‌ای مانند فلاش و تریگر یا لنزهای متنوع برای دوربین‌ قبلی‌تان خریداری کرده‌اید، اغلب آن‌ها را نمی‌توانید برای این دوربین‌ها نیز استفاده کنید. این دوربین‌ها نیاز به لنز‌های اختصاصی خودشان دارند که برای فوجی از سری لنز‌های Fujifilm XF و برای سونی از سری لنز‌های Sony E هستند. متأسفانه حتی فروشگاه‌های مانند پیکسل هم که تنوع کالایی زیادی دارند، تمامی تنوع لنز‌ها و تجهیزات این دوربین‌ها را موجود ندارند و بسیاری از این تجهیزات را می‌بایست شخصاً سفارش دهید. بیشتر اوقات عکاسانی که این دوربین‌ها را تهیه می‌کنند، معمولاً همیشه تنها با یک لنز کار می‌کنند و به ندرت به سراغ خرید و تعویض لنز می‌روند و شاید به همین علت باشد که پیکسل هم اغلب این دوربین‌ها را با لنز‌های کیت عرضه می‌کند.

گاهی اوقات بدنه کوچک نمی‌تواند صرفاً یک مزیت باشد و در برخی از موارد محدودیت‌هایی را نیز ایجاد می‌کند. از جمله اینکه باطری دوربین‌های بدون آینه معمولاً حجم کمی دارند و تعداد عکسی که می‌توانید با آن‌ها بگیرید محدود است. باطری دوربین‌های Sony a6300 و Fujifilm X-T20 به ترتیب 400 و 350 عکس می‌گیرند (براساس استاندارد CIPA). این تعداد عکس را با تعداد 1200 عکس‌ که با هر بار شارژ باطری دوربین ارزان‌قیمت Nikon D3400 می‌توانید بگیرید مقایسه کنید تا ببینید چرا معمولاً با خرید یکی از این دوربین‌ها به یک باطری یدکی هم نیاز پیدا می‌کنید. خصوصاً اینکه بدانید این دوربین‌ها به دلیل بدنه کوچکی که دارند، نمایشگر LCD بالای بدنه را ندارند و برای تمام تغییراتی که در تنظیمات آن‌ها می‌خواهید بدهید، باید نمایشگر دوربین را روشن کنید.

اما یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف این دوربین‌ها به عدم وجود لرزشگیر در بدنه آن‌ها مربوط می‌شود. اگرچه برای خریداران دوربین‌های DSLR کانن و نیکون، این یک خصوصیت عمومی تلقی می‌شود، اما شخصاً انتظار داشتم که دوربین‌های بدون آینه سونی هم چنین ضعفی داشته باشند. البته فوجی قبلا اعلام کرده بود که به دلیل محدودیت‌هایی که اندازه مانت دوربین‌های سری X این شرکت دارند، عملاً امکان ارائه لرزشگیر روی حسگر این دوربین‌ها وجود ندارد، اما شاید دلیل ارائه لرزشگیر روی دوربین Sony a6300 صرفاً برای کاهش قیمت دوربین بوده است، زیرا این شرکت بعداً در Sony a6500 لرزشگیر را روی بدنه قرار داد تا نشان دهد مانت E این شرکت توانایی‌های بسیار بالاتری دارد.

طبیعتاً فکر نمی‌کنید چنین بدنه‌های کوچکی، دارای دو اسلات برای کارت حافظه باشند! بنابراین اگر می‌خواهید از تمامی امکانات پیشرفته این دوربین‌ها بهره‌مند شوید، باید از همین ابتدا به فکر یک کارت حافظه پرسرعت با حجم بالا مانند SanDisk 64GB Extreme UHS-I باشید. همچنین از دیگر نقاط ضعف هر دوی این دوربین‌ها می‌توان به عدم وجود نمایشگر بازشو (هر دوی آن‌ها نمایشگر تاشو دارند)، GPS، بلوتوث و جک هدفون اشاره کرد.

چرا باید یکی از این دوربین‌ها را بخرید؟

تصور کنید یک دوربین DSLR بسیار پیشرفته را در اندازه‌ای بسیار کوچک‌تر در دست بگیرید. حسگر بزرگ APS-C، امکان پشتیبانی از تجهیزات حرفه‌ای نورپردازی، تنوع لنز‌های بسیار پیشرفته، سرعت فوکوس باورنکردنی و فیلم‌برداری با رزولوشن 4K همه و همه، قابلیت‌هایی هستند که اگر بخواهید آن‌ها را در دوربین‌های DSLR بیابید احتمالاً باید سراغ بدنه‌های گران‌قیمتی مانند Canon 5D Mark IV یا Nikon D500 بروید. اصولاً این‌همه امکانات را به ندرت می‌توان در یک دوربین DSLR پیدا کرد. شاید به همین دلیل هم باشد که معمولاً عکاسان سنتی به سراغ این دوربین‌ها نمی‌روند و اغلب مشتریان این دوربین‌ها در فروشگاه پیکسل ظاهری شبیه به برنامه‌نویسان کامپیوتر دارند!

البته بدنه Fuji X-T20 بیش از آنکه به یک دوربین بدون آینه شبیه باشد، به یک دوربین کلاسیک دهه 50 شبیه است. بدنه نقره‌ای رنگ سنگین فلزی، دکمه‌های چرخان برای سرعت شاتر، جبران نوردهی و تعیین مود عکس‌برداری که در بالای بدنه قرار دارند و منظره‌یاب یا چشمی دوربین که اگرچه از نوع الکترونیکی است، اما با همان طراحی ویزور نوری در دوربین‌های کلاسیک در مرکز بدنه طراحی شده، احساس سوار شدن به یک کادیلاک کلاسیک را به شما القا می‌کند. باور کنید حتی دکمه انتخاب نوع فوکوس هم به صورت مکانیکی در جلو بدنه طراحی شده است. شاید اگر صفحه‌نمایش 3 اینچی و لمسی این دوربین نبود، سعی می‌کردید حتماً یک فیلم نگاتیوی 36 تایی را در آن جای دهید!

اگرچه بدنه دوربین Sony A6300 این‌قدر کلاسیک طراحی نشده، اما ارتفاع کم، عمق زیاد با گریپ خوش‌دست و وجود منظره‌یاب الکترونیکی در کنار بدنه، دقیقاً شبیه به تجربه و تصور ما از دوربین‌های قدیمی Rangefinder است.

شاید یکی از قوی‌ترین مزایای این دوربین‌ها به امکانات فوکوس آن‌ها ربط پیدا کند. زیرا امکانات فوکوس این دوربین‌ها را به ندرت می‌توان روی دوربین‌های DSLR یا حتی دوربین‌های کامپکت پیشرفته دید. دوربین‌های Fujifilm X-T20 و Sony A6300 به ترتیب دارای 91 و 425 نقطه فوکوس در سرتاسر سطح حسگر هستند. این تعداد نقاط فوکوس می‌توانند تقریباً هر سوژه‌ای را در تصویر تشخیص داده و دنبال کنند و از این لحاظ حتی دارای سرعت و دقت فوق‌العاده بیشتری نسبت به نقاط فوکوس در دوربین‌های DSLR پیشرفته مانند Nikon D7500 هستند.

در Fujifilm X-T20 نقاط فوکوس را می‌توانید از طریق تنظیمات سفارشی AF-C تنظیم کنید تا دوربین بتواند در موقعیت‌های مختلف، انواع سوژه‌ها با سرعت‌ حرکت متفاوت را توسط این نقاط دنبال کند. برای انتخاب سوژه نیز هم می‌توانید از دکمه چهار جهته پشت دوربین استفاده کنید و هم می‌توانید روی صفحه‌نمایش، تصویر سوژه را لمس کنید. متأسفانه دوربین Sony a6300 این قابلیت لمسی را ندارد، اما تعداد نقاط فوکوس آن بسیار بیشتر است و تمام سطح کادر را پوشش می‌دهند. سریع‌ترین روش برای انتخاب نقاط فوکوس در a6300 این است که دکمه مرکزی را فشار دهید و بعد با دکمه‌های چهارجهته یا دکمه چرخان، نقطه فوکوس را روی سوژه ببرید. البته تکنولوژی فوکوس 4D Focus در این دوربین به حدی قوی‌ است که به محض قرار گرفتن روی سوژه، تمامی نقاط دورتادور سوژه نیز فعال مانده و هیچ حرکتی از سوژه از نگاه دقیق این نقاط نادیده نخواهد ماند. به گفته سونی، این تکنولوژی، سریع‌ترین فوکوسی است که تابه‌حال در دوربین‌های عکاسی به کار گرفته شده است. سونی در نسخه بعدی این دوربین یعنی Sony a6500، صفحه لمسی را نیز به دوربین اضافه کرد تا یکی از سریع‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های فوکوس در دوربین‌های بدون آینه را رقم بزند.

اما امکانات فوکوس در این دوربین‌ها تنها به سرعت بالا ختم نمی‌شود. عکاسان ماکرو و کسانی که با فوکوس دستی کار می‌کنند، می‌توانند از قابلیت Focus Peaking در هر دوی این دوربین‌ها بهره‌مند شوند. با این قابلیت، نقطه فوکوس با رنگ و کنتراست متفاوتی در تصویر دیده می‌شود تا منطقه فوکوس را به دقت تشخیص دهید.

هر دوی این دوربین‌ها دارای شاتر مکانیکی و سرعت عکس‌برداری بالایی هستند. Sony a6300 با 11 فریم بر ثانیه، سریع‌تر از Fujifilm X-T20 است، اما فعال کردن شاتر الکترونیکی در X-T20 سرعت عکس‌برداری پی‌درپی آن را به 14 فریم بر ثانیه می‌رساند. البته تنها Sony a6300 است که می‌تواند تصویر نمایش داده شده در حین عکس‌برداری پی‌درپی را در طول عکس‌برداری  بدون پرش (Blinking) نگاه دارد. ضمناً بیشترین سرعت شاتر این دوربین در هر دو حالت مکانیکی و الکترونیکی برابر 1/4000 ثانیه است، در حالی که سرعت عکس‌برداری Fujifilm X-T20 در حالت مکانیکی برابر 1/8000 و در حالت الکترونیکی مقدار باورنکردنی 1/32000 ثانیه می‌باشد.

هر دوی این دوربین‌ها می‌توانند ویدئو‌های 4K را با خروجی 8-bit 4:2:2 روی کارت حافظه داخلی ضبط کرده یا از طریق خروجی HDMI به رکوردر‌های اکسترنال ارسال کنند و ضمناً هر دو امکان ضبط با میکروفون‌های حرفه‌ای از طریق جک 3.5mm در سونی و جک 2.5mm در X-T20 دارند.

مزیت‌های دوربین Fujifilm X-T20 به Sony a6300

شاید مهم‌ترین مزیت این دوربین طراحی شیک آن باشد که کاملاً سلیقه‌ای است و ممکن است برای شما بی‌اهمیت یا فوق‌العاده مهم باشد. از این مورد (و مواردی که در بالا به عنوان تفاوت ذکر شد) که بگذریم، مزیت مهم دیگر X-T20 حذف فیلتر Low-Pass از روی حسگر، به دلیل طراحی خاص حسگر این دوربین توسط فوجی است که بدون نیاز به این فیلتر، تصاویری شارپ و بدون پدیده Moire را ثبت می‌کند. همچنین فوجی با توجه به سابقه‌ای که در تولید نگاتیو‌های عکاسی دارد، 10 پروفایل فیلتر رنگی منحصربه‌فرد از فیلم‌های خودش را در این دوربین قرار داده است که می‌توانید از آن‌ها هم روی عکس و هم روی ویدئو‌ها استفاده کنید.

 مزیت‌های دوربین Sony a6300 به Fujifilm X-T20

مزیت‌های مهم دوربین Sony a6300 به جز تفاوت‌های ذکر شده، بیشتر به سرعت بالای پردازشگر و قابلیت‌های فیلم‌برداری این دوربین برمی‌گردد. اگرچه هر دو دوربین دارای قابلیت فیلم‌برداری 4K هستند، اما فیلم‌برداری UHD 4K در a6300 بیشتر شبیه به نسخه پیشرفته‌تر X-T20 یعنی Fujifilm X-2 است. برخلاف X-T20، سونی از تمامی سطح حسگر برای ضبط ویدئو استفاده می‌کند. در واقع تصاویر ویدئویی در این دوربین با رزولوشن 6K طبیعی حسگر ضبط شده و سپس به 4K تبدیل (Down Sampling) می‌شود. به همین دلیل جلوه تصاویر با عمق میدان بالا، بدون زوم و بسیار سینمایی دیده می‌شود. همچنین تفاوتی نمی‌کند که در حال ضبط Full HD یا 4K باشید، به‌هرحال زمان ضبط می‌تواند تا 30 دقیقه پیوسته ادامه داشته باشد، در حالی که پردازشگر X-T20 تنها اجازه ضبط 10 و 15 دقیقه به ترتیب برای 4K و Full HD را می‌دهد.

ضمنا Sony a6300 می‌تواند در رزولوشن Full HD با سرعت 120 فریم بر ثانیه اسلوموشن‌های فوق‌العاده‌ای را ضبط کند.

نهایتاً اینکه 9 پروفایل اختصاصی فیلم‌برداری در Sony a6300 وجود دارد که دقیقاً از دوربین‌های فیلم‌برداری حرفه‌ای سونی CineAlta گرفته شده است. این پروفایل‌ها شامل black gamma، knee، عمق رنگ، مد رنگی، مد‌های گاما و S-log2 / S-log3 می‌شوند که برای فیلم‌برداران حرفه‌ای اهمیت زیادی دارند.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که دیدید اصلاً تفاوتی ندارد کدامیک از این دو دوربین را انتخاب کنید و شاید بیشترین تفاوت‌ آن‌ها در ظاهر و استایل طراحی‌شان باشد. هر دوی آن‌ها دوربین‌های فوق‌العاده پیشرفته‌ای در این رده قیمتی هستند، که مزایا و معایب آن‌ها بیشتر نوعی تفاوت به نظر می‌رسد. لطفاً اگر تجربه استفاده از هر یک از این تجهیزات یا دیدگاهی درباره مطالب مطرح شده دارید با ما در میان بگذارید و فراموش نکنید ما همه چیز را پیکسل به پیکسل با هم مقایسه می‌کنیم.

 

ویژگی های آیفون 8 در فریم ور اسپیکرهای هوشمند جدید اپل فاش شد

هفته گذشته، شرکت اپل برای اسپیکر های هوشمند خود Firmware (نرم افزار واسط) جدید منتشر کرد. هوم پادهای جدید دارای سیستم عامل ios 11.0.2 خواهند بود و قرار است اواخر امسال به بازار روانه شود.

اخیرا” یکی از توسعه دهندگان شرکت اپل (Steven Troughton Smith) به سراغ کد نویسی های منتشر شده در داخل Firmware اسپیکر ها رفته و سرنخ هایی  در مورد مشخصات فنی آیفون جدید، پیدا کرده است. در میان این سرنخ ها، باید به وجود محتوای زیادی در مورد قابلیت تشخیص چهره (Face Detection) آیفون جدید اشاره کرد. در کد نویسی های منتشر شده توسط اپل استفاده از اطلاعات Biometric Kit (تشخیص چهره بیومتریک) نشان دهنده قابلیت تشخیص چهره است که به اختصار با BK نمایش داده شده. همچنین اطلاعاتی در مورد دوربین مادون قرمز هم دیده می شود که قابلیت تشخیص چهره در محیط کم نور را داشته و نیازی به نور مرئی برای ضبط تصویر ندارد.

اطلاعات بدست آمده به طور کامل توسط Steven Troughton Smith تائید شده است و با توجه به شایعات قبلی و اطلاعات جدید بدست آمده می توان مطمئن شد در نسخه جدید آیفون قابلیت تشخیص چهره وجود خواهد داشت. علاوه بر مشخصات و قابلیتهای فنی، شکل ظاهری آیفون جدید را نیز می توان تصور کرد. عکس موجود در Firmware هوم پاد شایعات اخیر در مورد صفحه نمایش OLED و وجود سنسور در بالای آن را تائید می کند. این شایعات در سایت های معتبری همچون Macrumors، verge و غیره پیشتر منتشر شده بود.

آیفون 8

آیفون جدید که هنوز مشخص نیست نام آن چه خواهد بود، قرار است در شهریور ماه امسال توسط کمپانی اپل معرفی شود اما اطلاعاتی در مورد تاریخ ارائه آن به بازار در دست نیست. حذف کامل تشخیص اثر انگشت و یا جانمایی جدید آن در آیفون جدید نیز همچنان به عنوان یکی از بزرگترین سوالات در مورد آیفون بی پاسخ باقی مانده است.